سرگرم باشند. آتش تند و تيز مخالفان سريال هم خاموش شده و دوستان مطبوعاتي با نويسندگان اين سريال با آنها آشتي كردهاند و اداره ثبت احوال شيراز هم يادش رفته كه مسعود شستچي كه بود و چطور با كاركنانش شوخي كرد. مهران مديري و گروهش هم تا امروز خستگي سهماه كار شبانهروزي را در كردهاند و به فكر كار تازهاي هستند تا شبيه به همين سريال سر و صدا كند و براي مدتي حتي بعد از پايان پخش هم سوژه بحث محافل مختلف باشد. اصلا خاصيت مديري و كارهايش همين است، از همان روز اولي كه سريالي را شروع ميكند؛ همه ميخواهند بدانند او چه ميكند و تا روز آخر هم پيگير او و كارش هستند. دوستدارانش از موفقيت دوباره او خوشحال ميشوند و مغرضان هم راهي پيدا ميكنند تا او انتقاد كنند و صفحه وبلاگ و روزنامههاي شان را با يادداشتهاي منتقدانه پر كنند. مديري است ديگر، مگر چند نفر در عالم تلويزيون شبيه او كار ميكنند و مثل او ميتوانند دل مخاطب را به دست بياورند..مديري در تلويزيون ايران يك استثناست، استثنايي كه هميشه حرفي تازه براي گفتن دارد و حاشيههاي اطرافش پررنگ و دوست داشتنياست. براي پيدا كردن رمز و راز موفقيت او بايد به هزار نكته توجه كرد. نكاتي كه از دل همين حاشيههاي اطراف او بيرون ميآيد و او را مورد توجه قرار ميدهد
مردي با قدرت پيشبيني
در كارنامه مديري تا دلتان بخواهد مجموعه طنز وجود دارد. از مجموعه موفق ساعت خوش تا مجموعههايي مثل ببخشيد شما كه هيچكس را نميخنداند. اما او بازهم زودتر از بقيه علامتهاي شكست در كار را گرفت و به سمت سريالهاي نودشبي رفت.
بازيگراني كه همراه او در اين مجموعهها بودند هم به دو دسته تقسيم شدند؛ عدهاي كه پيام حركت او را گرفتند و با او همگام شدند و عدهاي كه از حركت او سر درنياوردند و از او جدا شدند . هنوز هم هر چند وقت يكبار در تلويزيون ايران مجموعههاي آيتمي طنز پخش ميشود، اما چه كسي حوصله ديدن آنها را دارد.
مرد نابغه سرمايهدارها
مجيد و حميد آقاگليان. اين دو نام را هيچ وقت فراموش نكنيد، مهران مديري هم هيچ وقت فراموش نميكند. برادران خوشذوق و البته متمول آقاگليان براي آدم باهوشي مثل مديري همه كار ميكنند.
در اولين قدم راهها را باز كردند تا او سريال 90 شبي بسازد و بعد از آن پشتش ايستادند تا براي ساخت يك سريال، يك ماشين آتش بزند و لوكيشنهاي زياد بخواهد و بازيگران حرفهاي بياورد و حتي به گروه او به صورت ماهانه حقوق ميدهند تا گروه خوب مديري جاي ديگري نروند و هميشه در دسترس باشند.
معادله اين رابطه، معادله ثابتي است؛ آدمهاي سرمايهدار نابغهاي را پيدا كردهاند؛ يك مرغ تخم طلا. مرغي كه بهترين سريال نوروز 87 را هم با هوش و ذوق او و همكارانش ميسازند.
مردي با دوستان خوب و گاهي ناراضي
پيمان قاسمخاني ثابت كرده كه بهترين طنزنويس سينمايي ايران است. امير مهدي ژوله در سالهاي دور بهترين طنزنويس نسل جوان مطبوعات بود و حالا هم بهترين طنزنويس نسل جوان تلويزيون و سينماست. مهراب قاسمخاني و خشايار الوند هم ثابت كردهاند كه يك پله بالاتر از بقيه طنزنويسان تلويزيوني هستند. مهران مديري با داشتن اين گروه، چه چيز ديگري لازم دارد؟ آنها هميشه آمادهاند تا در تلويزيون كار نويي را بسازند و براي مدتي مردم را با طنز و تكيه كلامهاي شان بخندانند.
مرد بدون خستگي
قسمتهاي پشتصحنه سريالهاي مديري را هيچوقت از دست ندهيد. به چهره آدمها و تفاوتهايشان با مديري خوب دقت كنيد. در پشتصحنه قسمتهاي دادگاه، خستگي از سر و روي آدمهاي اطراف مديري ميبارد. همه اين صحنهها در چهارشب متوالي در دادگاه بزرگ تهران گرفته شده. چهارشب بيخوابي براي آدمهايي كه دوماه مداوم مشغول كارند كافي است تا از پا بيفتند. در اين شرايط مديري تنها آدمي است كه خسته نشده و بهطور مداوم كار ميكند.اين نكته را با دقت بخوانيد، تكرارش كنيد و به اين فكر كنيد كه چند كارگردان حرفهاي شبيه به اين كارگردان در تلويزيون ايران ميشناسيد.
مردي كه همه ستارهها دوستش دارند
مديري بهترين بازيگران طنز تلويزيون را در گروهش دارد و حالا ديگر كارش به جايي رسيده كه امينحيايي، حامدبهداد، پژمان بازغي، بهاره رهنما، رضا رشيدپور و عليرضا خمسه هم دست رد به سينه او نميزنند و با اشتياق با او كار ميكنند. امين حيايي و حامد بهداد اشتباهي وارد ليست بالا نشدهاند. قرار بود امين حيايي و نيلوفر خوش خلق در سريال «مرد هزار چهره»، نقش يك زن و شوهر را بازي كنند. قرار بود در يكي از قسمتها، مسعود شستچي درگير آدمربايي بشود، امين حيايي به او پول ميداد تا زنش را بدزد و از پدرزن او اخاذي كند. اما شستچي متوجه تباني اين زنو شوهر ميشد و به سراغ پدرزن پولدار ميرفت و ماجراها از آنجا شكل ميگرفت. حامد بهداد هم قرار بود نقش عليرضا خمسه را بازي كند تا تابلوهاي مارلون براندو اتاق قزاقهمنديان با علاقه خاص بهداد به براندو تشابه داشته باشد. اما جمال ساداتيان تهيهكننده فيلم «دايره زنگي» از اكران همزمان فيلمش با اين سريال نگران بود و مديري هم از خير اين بازيگران گذشت.
مردي در قواره يك سوپراستار
در فيلم «دايره زنگي» مهران مديري نقش مرد زن ذليل را بازي ميكند كه در خانه مشغول بچهداري است. در تمام مدت عيد زماني كه مديري روي پرده سينما وارد فيلم ميشد، تماشاچيهاي ذوقزده فيلم با صداي سوت و كف او را تشويق ميكردند. در نوروز اين تماشاچي خيلي خوب ميدانستند كه اگر الان روي صندليهاي سينما به اين بازيگر و بازيهايش ميخندند، شب پاي سريالش مينشينند و شاديشان بيشتر ميشود. مديري، شبيه به يك سوپراستار روي پرده سينما و صفحه تلويزيون ظاهر ميشود و هرروز بيشتر از قبل ثابت ميكند كه زمان زيادي لازم است تا يكنفر شبيه به او پيدا شود و به قلب تماشاچيان وارد شود و در حد سوپراستار خوشقيافه، جوان و خوشپوش سينماي ايران باشد.
مردي كه راه و رسم ستاره بودن را ميداند
درست يك هفته بعد از پايان سريال، مهران مديري با نويسندگانش جلسه ميگذارد. سناريستها از دست مديري ناراحتند كه چرا متنها را تغيير ميداده، اما مسوولان صدا و سيما از سريال او راضي هستند، او هم بيتفاوت به تمام انتقادات و جنجالها (حتي گلايههاي تهيهكننده سريال «پيامك از ديار باقي») درباره تعريفها و تمجيدات كساني كه سريال را ديدهاند حرف ميزند و با نويسندگانش به طرحها و كارهاي بعدي فكر ميكند. مديري راه ورسم ستاره بودن را بلد است، خوب ميداند كه براي چهره شده انتقاد منتقدان لازم دارد و براي موفق شدن ناديده گرفتن آنها را. اما منتقدان دوستدار او هم دست به كار ميشوند و صفحات روزنامهها پر از نقدهاي مثبت و منفي از كار او ميشود، با عوامل سريالش صحبت ميكنند و موج مطبوعاتي براي به ياد ماندن او وكارش راه ميافتد و او ميتواند با خيال راحت موبايلش را خاموش كند، لبخند مخصوصش را بزند، با هيچ كس مصاحبه نكند و به طرحهاي بزرگي مثل ساختن فيلم سينمايي با فيلمنامهاي از پيمان قاسمخاني فكر كند.
منبع: ایده آل
اظهارات شریفی نیا درباره آتش بس
اگر مهران مدیری بود آتش بس دو میلیارد می فروخت
| محمد رضا شريفي نيا بازيگر بازيگردان ومسوول انتخاب بازيگران سينما گفت وگويي مفصل با ماهنامه زندگي ايده آل انجام داده و دراين گفت وگو جزپيات جالبي از پروژه هاي مختلف رابازگو كرده است. |
|
|
به گزارش "راه فیروزه "، شريفي نيا دراين گفت وگو گفته است :وقتي فيلمنامه آتش بس را خواندم به خانم ميلاني گفتم من 50درصدفيلم را شريك مي شوم و از نظرم اين فيلم بالاي 700ميليون مي فروشد. وي ادامه داد:من دست كردم در جيبم ويك مشت پول كوبيدم روي ميز پيشخوان آشپز خانه خانم ميلاني وآقاي نيك بين هم شاهد بود.من بدوم مساله بازيگر نسبت به فروش فيلم نظر دادم .شريفي نيا گفت :انتخاب خانم ميلاني درابتدا شهاب حسيني بود كه او سر كار بود وبعد انتخابش حامد بهداد بود كه او هم سر كار بود.كسي كه به نظرم مي توانست فروش فيلم را دو برابر كند مهران مديري بود.من در تمام فيلمهايي كه براي فروش تخمين زده ام هيچ وقت اشتباه نكرده ام.فروتن جزو انتخابهاي هميشگي من است. |