تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


«هميشه پاي يك زن درميان است» 9 مرداد ماه مي‌آيد

   
           «هميشه پاي يك زن درميان است» 9 مرداد ماه مي‌آيد

   

 

سینمای ما - از چهارشنبه دوم مردادماه، فيلم سينمايي «ديوار» ساخته‌ي محمدعلي طالبي در گروه سينمايي‌ آفريقا اكران مي‌شود و نمايش فيلم‌هاي «هميشه پاي يك زن درميان است» كمال تبريزي و «فرزندخاك» محمد‌علي باش‌آهنگر از نهم مرداد ماه به ترتيب در گروه قدس و استقلال آغاز مي‌شود.
محمدرضا صابري، سخنگوي انجمن صنفي سينماداران از اكران آزاد «سربلند» به كارگرداني سعيد تهراني از شانزدهم مردادماه خبر داد و گفت: فيلم «پرونده‌ي هاوانا» به كارگرداني عليرضا ريسيان نيز بعد از عيد فطر اكران آزاد خواهد داشت و فيلم سينمايي «حقيقت گمشده» ساخته‌ي محمد احمدي نيز پس از فيلم «سربلند» اكران مي‌شود

منبع خبر : ایسنا

اینم یه پوستر از سحر جون

  



مردم بجاي هنرمندان با «شکيبايي» وداع کردند
مردم بجاي هنرمندان با «شکيبايي» وداع کردند



 ظهر امروز پيکر مرحوم "خسرو شکيبايي" به بهشت زهرا منتقل شد تا در قطعه هنرمندان و نام آوران در کنار ديگر همکاران خود آرام بگيرد. گروه هاي مختلف مردم بلافاصله پس از برنامه اي که اهالي سينما در مقابل تالار وحدت تدارک ديده بودند، به بهشت زهرا رفتند تا بتوانند با يان هنرمند محبوب خود وداع کنند.
تعداد جمعيت آنقدر زياد بود که نيروي انتظامي از ورود بسياري از افراد به قطعه هنرمندان جلوگيري مي کرد. چند ساعتي اين جمعيت منتظر ماندند تا پيکر مرحوم شکيبايي بروي دستان علاقه مندانش تشييع و وارد آرامگاه ابدي خود شد.
بسياري از هنرمندان سينما و تلويزيون به دليل اين که قطعه هنرمندان مملو از جمعيت بود، نتوانستند براي آخرين بار با اين هنرمند وداع کنند و هر چه "پرويز پرستويي" هم سعي کرد، نتوانست مردم را متفرق کند و پيکر شکيبايي با مشکلات فراواني به خاک سپرده شد.
اين مراسم همراه با حاشيه هاي جالبي بود. تعداد مردم و علاقه مندان به شکيبايي بيشتر از هنرمندان بود. حتي اقوام او نيز نتوانستند برسر مزار او حاضر شوند. هنگام توزيع پوسترهايي که حاوي عکس هاي اين هنرمند بود، علاقه مندان به او با حمله ور شدن به سمت شخص توزيع کننده، او را از کار خود پشيمان مي کردند! داستان توزيع آب هم در بين مردم، ماجراي جالبي است که قلم از بيان آنها قاصر است زيرا چند نفري بخاطر شيشه هاي آب تلف شدند!
ازدحام جمعيت طوري بود که بسياري از راه هاي ورودي بهشت زهرا بسته شده و تردد در آنها بسيار دشوار بود. براي چند ساعتي مسيرهاي اطراف قطعه هنرمندان با ترافيک زيادي مواجه شد و پليس راهنمايي و رانندگي به همراه نيروي انتظامي سعي در برقراري نظم داشتند اما هر چه مي گذشت بر تعداد ماشين هايي که مشتاقان شکيبايي را حمل مي کرد، افزوده مي شد.

     http://i33.tinypic.com/15ycjz4.jpg


«بهروز رضوي» گوينده و دوبلور در اين مراسم براي مردم سخرنراني کرد. وي گفت: خسرو شکيبايي بيش از 40 سال در زمينه‌هاي فرهنگي مختلف هنرنمايي مي‌كرد و مهر مردم كه امروز شاهدش دستمزد شكيبايي و پاسخي است كه به رنج آنها داده مي‌شود. خسرو كه نوعي كلاس بازيگري را در سينماي ايران به وجود آورد، با هر نقشي عجين مي‌شد به‌گونه‌اي كه ما تصور مي‌كرديم خودش است. مثلا اگر دزد يا معلم ناشنوا يا حميد هامون مي‌شد، همه نقش‌ها را خوب بازي مي‌كرد.
«محمدرضا جعفري‌جلوه» معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز يکي از افرادي بود که براي حاضران سخنراني کرد. وي گفت: خسرو شكيبايي صاحب مرام بود و متواضع در برابر ارزش‌هاي اسلامي و ايراني. هنر او مايه‌اي براي تفاخر نبود. او همان كيمياي سعادت ديروز، امروز و فرداي ماست. خدايش رحمت كند، جايش سبز است. او يكي از ثمرات تئاتر، تلويزيون و سينماي كشور در سه دهه حيات بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود. ما همواره به اينچنين هنرمنداني نيازمنديم.
«سيروس الوند» کارگردان "يک بار براي هميشه" آخرين نفري بود که با دعوت پرويز پرستويي براي مردم صحبت کرد.
وي اظهارکرد: شكوه امروز شايسته هنرمندي چون شكيبايي است. بازيگري كه از آغاز دهه 60 از همه بازيگران تئاتر دعوت كرد به سينما بيايند. در حقيقت اينها براي سينما اعتباري را فراهم كرده‌اند و با حضور اين عزيزان، سينماي بعد از انقلاب آفريده شده است. بايد مسئولان ببينند مردم بازيگران خود را چگونه دوست دارند. من به نسل جوان اميدوارم. ما با خسرو زندگي مي‌كنيم و او در ميان ما است.
"رضا کيانيان" هم مي خواست سخنراني کند اما به دليل ازدحام جمعيت نتوانست خود را به جايگاه برساند.
هنرمنداني چون مسعود کيميايي، نيکي کريمي، هديه تهراني، مهتاب کرامتي، تانيا جوهري، سيروس تسليمي، حسن پورشيرازي، اصغر هاشمي، علي قربانزاده، رضا رويگري، پوران درخشنده، رسول صدرعاملي، مازيار ميري، گوهر خيرانديش، باران کوثري، مهرداد صديقيان، ژاله علو، جلال پيشواييان، پروين سليماني، امين تارخ، مرتضي ضرابي و... با حضور در قطعه هنرمندان بهشت زهرا با همکار خود وداع کردند.


منبع خبر : برنا نیوز

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 31 تیر1387 ساعت 17:24     بيان انتقادات و پيشنهادات

اکران خصوصی همیشه پای یک زن در میان است +پوسترهای جدید از "همیشه پای یک زن در میان است"

 

 اکران خصوصی « همیشه پای یک زن در میان است » امشب با حضور عوامل و بازیگران برگزار می شود

             

  

 سینمای ما ـ امیرکاظمی: اکران خصوصی فیلم « همیشه پای یک زن درمیان است » ساخته کمال تبریزی امشب ( یکشنبه ۳۰ تیرماه ) با حضور تمامی عوامل و بازیگران فیلم برگزار می شود . در این اکران جمعی از هنرمندان سینما به همراه ورزشکاران در کنار عوامل « همیشه پای یک زن درمیان است » به دیدن این فیلم می نشینند . این اکران راس ساعت ۱۹:۳۰ در کاخ سعد آباد تهران برگزار می شود . با افت فروش فیلم « تیغ زن » ٬ « همیشه پای یک زن در میان است » بزودی برای نمایش عمومی جایگزین این فیلم خواهد شد . « همیشه پای یک زن در میان است » فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره فیلم فجر است . گلشیفته فرهانی ٬ مهران مدیری ٬ حبیب رضایی ٬ رضا کیانیان ٬ حسن معجونی و مهران رجبی از جمله بازیگران این فیلم هستند

 

پوسترهای جدید از "همیشه پای یک زن در میان است"

   

    

     

منبع:شكوفا فيلم


 

             گزارش خاكسپاري «خسرو شكيبايي»

زنده‌ياد خسرو شكيبايي؛ قطعه‌هنرمندان رديف 144شماره 24

خبرگزاري فارس: مراسم خاكسپاري «خسرو شكيبايي» در رديف 144 شماره 24 قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، مراسم تشييع و خاكسپاري زنده‌ياد خسرو شكيبايي در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) از ساعت 30/12 آغاز شد.
بنا بر اين گزارش، اين مراسم با ازدحام بيش از حد جمعيت همراه بود و پس از تغسيل و خواندن نمازميت بر پيكرمرحوم "خسرو شكيبايي"، مراسم خاكسپاري اين هنرمند در بين اندوه حاضران انجام شد و پس از آن ،‌ تني‌چند از مسؤولان و هنرمندان به ايراد سخنراني پرداختند.
بنا براين گزارش، در ابتداي مراسم، پس از ابراز تأسف و تسليت "امين تارخ" سخنگوي هيأت مديره خانه سينما، بهروز رضوي گوينده و دوبلور به ايراد سخن پرداخت و گفت: مرحوم شكيبايي بيش از 40 سال در زمينه‌هاي فرهنگي مختلف هنرنمايي ‌كرد ودستمزدش مهر مردم بود كه امروز شاهد آن هستيم.
وي در بخش ديگري از سخنان خود، گفت: خسرو كه نوعي كلاس بازيگري را در سينماي ايران به وجود آورد، با هر نقشي عجين مي‌شد به‌گونه‌اي كه ما تصور مي‌كرديم خودش است. مثلا اگر دزد يا معلم ناشنوا يا حميد هامون مي‌شد، همه نقش‌ها را خوب بازي مي‌كرد.

* پرستويي: خسرو مرا ببخش كه نديدمت و رفتي...
در ادامه، پس از سخنراني "قاسمي‌وند" يكي از بازيگران قديمي تئاتر، "پرويز پرستويي" درباره زنده‌ياد شكيبايي متني را كه آماده كرده بود، قرائت كرد. كه دربخشي از آن آمده: خسرو، جاني بي‌قرار بود كه با گريه رفاقت داشت و دلش گروگان عشق بود.
همچنين قاسمي‌وند هنرمند پيشكسوت عرصه تئاتر گفت: خواهش مي‌كنم به خاطر آناني كه سال‌ها در عرصه هنر كشور هنرنمايي كرده و حالا زير پاي شما قرار دارند (قطعه هنرمندان) يك دقيقه سكوت كنيد.
پرستويي همچنين در بخش آخر اين مراسم گفت: شما سرمايه‌هاي هنرمندان هستيد. ما همه شما را دوست داريم و از همراهي شما ممنونيم. ما با كمك شما خسرو را به خانه ابدي رسانديم. من نتوانستم با او خداحافظي كنم... خسرو مرا ببخش كه نديدمت و رفتي...

* جعفري‌جلوه: خسرو شكيبايي صاحب مرام بود
به گزارش فارس، در ادامه اين مراسم محمدرضا جعفري‌جلوه معاون امور سينمايي وزارت ارشاد به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: خسرو شكيبايي صاحب مرام و متواضع در برابر ارزش‌هاي اسلامي و ايراني بود. هنر او مايه‌اي براي تفاخر نبود. او همان كيمياي سعادت ديروز، امروز و فرداي ماست. خدايش رحمت كند، جايش سبز است. او يكي از ثمرات تئاتر، تلويزيون و سينماي كشور در سه دهه حيات بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است. ما همواره به چنين هنرمنداني نيازمنديم. دست حق نگهدارش باد.

* الوند: اين شكوه شايسته هنرمندي چون شكيبايي است
"سيروس الوند" در بخش ديگري از اين مراسم گفت: شكوه امروز شايسته هنرمندي چون شكيبايي است. بازيگري كه از آغاز دهه 60 از همه بازيگران تئاتر دعوت كرد به سينما بيايند. در حقيقت اينها براي سينما اعتباري را فراهم كرده‌اند و با حضور اين عزيزان، سينماي بعد از انقلاب آفريده شده است.
وي اظهار داشت: بايد مسئولان ببينند مردم بازيگران خود را چگونه دوست دارند. من به نسل جوان اميدوارم. ما با خسرو زندگي مي‌كنيم و او در ميان ما است.
"پرويز پرستويي" در پايان اين مراسم اعلام كرد زمان مراسم ختم و گراميداشت ياد "خسرو شكيبايي" متعاقبا اعلام خواهد شد.

در حاشيه:
- هنرمنداني چون حسن پورشيرازي، مازيار ميري، هديه تهراني، علي قربان‌زاده، مهتاب كرامتي، حسن اكليلي، اصغر هاشمي، رامين نعمتي، رضا رويگري، رسول صدرعاملي، پوران درخشنده، ميرصلاح حسيني، رضا صفايي‌پور، گوهر خيرانديش، ماني رهنما، سيروس الوند، بهروز رضوي، باران كوثري، مهرداد صديقيان و ... در مراسم خاكسپاري "خسرو شكيبايي" حاضر بودند.
- به دليل ازدحام جمعيت "رضا كيانيان" نتوانست خود را به پشت تريبون برساند.
- مهرداد صديقيان از جمله بازيگراني بود كه به شدت بي‌تاب نشان مي‌داد و با تأثر فراوان "عمو خسرو" را صدا مي‌زد.
- در بهشت زهرا(س) يكي از مداحان اهل بيت (ع) به اجراي برنامه پرداخت

 از این لینکها میتونین تصاویر تشییع پیکر "خسرو شکیبایی" عزيز رو ببینید

 فارس نيوز

 سينماي ما    سينماي ما      سينماي ما

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 18:58     بيان انتقادات و پيشنهادات

دايره زنگي در هشتمين جشنواره «ياري» سوئد + پوستر جدید+هامون رفت

     خسرو شکیبایی امروز در سن 64 سالگی درگذشت

 

  


خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 
شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمی‌برد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد. 
سینمای ما ضایعه فقدان خسرو شکیبایی را به بازماندگان آن مرحوم، بازیگران و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر وی تسلیت می‌گوید.

بر اساس اعلام محمد مهدی عسگر پور مدیر عامل خانه سینما پیکر مرحوم خسرو شکیبایی هنرمند توانمند سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان صبح روز یکشنبه 30 تیرماه از بیمارستان پارسیان به سمت تالار وحدت و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع خواهد شد. 

                 

 

                              هامون رفت راحت شد

                          ديگه سارا رو اذيت نمي كنه

               مي تونه تا آخر براي مادرش مادر من بخونه

                  ديگه دختر هاي دو غلوش و گم نميكنه

                         بانو هميشه به يادش ميمونه

                          روشو با رنگ سبز نقاشي كنيد

            كاش روزي روزگاري با زم از اين طرف ها رد شه

    بدون اون كي كاغذ هاي بي خطمون و خط خطي ميكنه

                             كي برامون حكم ميخونه

                     اون يكبار براي هميشه بود

 

نمیدونم چی بگم اصلا نمیشه چیزی گفت

چطور میشه هامون سینمای ایران رو فراموش کرد

من که شوکه شدم .........

                

          دايره زنگي  در هشتمين جشنواره «ياري» سوئد  

خبرگزاري فارس: اسامي فيلم‌هاي بلند حاضر در هشتمين «جشنواره فيلم ياري» سوئد اعلام شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري فيلم كوتاه، انجمن ياري، هشتمين جشنواره فيلم ياري را از 4 تا 19 مهرماه در سوئد برگزار مي‌كند.
بنا بر اين گزارش، جشنواره ياري كه همه ساله درآمد حاصل از فروش بليت فيلم‌هاي حاضر در جشنواره را براي حمايت از كودكان بي‌سرپرست ايراني صرف مي‌كند، امسال هشت فيلم بلند را به نمايش مي‌گذارد.
فيلم‌هاي به همين سادگي ساخته رضا ميركريمي، اتوبوس شب ساخته كيومرث پوراحمد،دايره زنگي ساخته پريسا بخت‌آور،چهارشنبه‌سوري ساخته اصغر فرهادي، آتش بس ساخته تهمينه ميلاني، تهران انار ندارد ساخته مسعود بخشي و مجموعه فيلم‌هاي كوتاه فرش ايراني آثار حاضر در بخش فيلم‌هاي بلند اين جشنواره هستند.
همچنين داريوش مهرجويي، كيومرث پوراحمد، گلشيفته فراهاني و رضا ميركريمي مهمان‌هاي هشتمين «جشنواره فيلم ياري» خواهند بود.
اسامي فيلم‌هاي كوتاه و مستند حاضر در جشنواره به زودي اعلام خواهد شد.
بنا بر اعلام پايگاه خبري فيلم كوتاه، نام فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي نيز علي‌رغم نداشتن پروانه نمايش داخل كشور در فهرست فيلم‌هاي جشنواره ياري به چشم مي‌خورد

اینم یه پوستر از کارای سحر جون

  

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 23:22     بيان انتقادات و پيشنهادات

روز پدر مبارک

                    میلاد با سعادت  مولود کعبه مولی الموحدین،

        امیرالمومنین، امام علی (ع) محضر امام عصر و الزمان،

                       حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج و تمام

                   عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

این روز مبارک رو به همه پدرهای گل ایرونی مخصوصا مهران مدیری عزیز

 که  همه میدونیم چه بابای مهربونیه تبریک میگم و امیدوارم سایه همه

 پدرها بر سر خانوادشون باشه

اینم ۳ تا پوستر که دوتاش متحرکه و بخاطر این ایام  مبارک درستشون کردم

 و تقدیمش میکنم به همه هواداران گل مهران مدیری عزیز

امیدوارم خوشتون بیاد

 

                               

 

 

    

 

   

 

        

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 12:18     بيان انتقادات و پيشنهادات

تلاش براي اكران همزمان «هميشه پاي يك زن در ميان است» در تهران و دبي بازی رایانه ای شبهای برره + پوس

 تلاش براي اكران همزمان «هميشه پاي يك زن در ميان است»  در تهران و دبي
 

 سینمای ما - مرداد ماه اكران سينما‌هاي تهران دوباره نو مي‌شود و فيلم‌هاي روي پرده با پايان قرار داد 7 هفته‌اي خود با گروه‌هاي سينمايي جايشان را به فيلم‌هاي جديدي چون «ديوار»، «هميشه پاي يك زن در ميا ن است»، «فرزند خاك» و.... مي‌دهند
 
فيلمي كه مرداد ماه اكران خود را شروع مي‌كند فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» فيلم جديد كمال تبريزي است. فيلمي كه بي‌شك از پرفروش‌هاي سال خواهد بود و دست‌اندركاران آن اميد بسيار دارند كه فيلمشان به باشگاه ميلياردي‌ها راه پيدا كند. داريوش باباييان مدير پخش اين فيلم هم اعلام كرد كه «هميشه پاي يك زن در ميان است» از نيمه مرداد ماه به جاي فيلم «تيغ زن» در گروه سينما قدس به روي پرده مي‌رود و قرار است هم زمان 86 سينما در سراسر كشور آنرا به روي پرده بفرستند. علاوه بر اين با باباييان مذاكراتي هم براي نمايش اين فيلم در سينما‌هاي دبي انجام داده است. بنا به گفته او توافق‌هاي اوليه حاصل شده و هموطنان ايراني ساكن در امارات نيز همزمان با تهران شاهد نمايش اين فيلم در دبي خواهند بود. در اين فيلم كه بر مبناي فيلمنامه‌اي مشترك از «نغمه ثميني» و«رضا مقصودي» توليد شده بازيگراني چون گلشيفته فراهاني، مهران مديري، حبيب رضايي و رضا كيانيان بازي دارند.
   

یک پوستر جدید بازم از کارهای سحر عزیز

   

 

بازي رايانه‌اي «شب‌هاي برره» هم آمد

بازي رايانه‌اي «شب‌هاي برره» هم آمد
مجموعه طنز و پرطرفدار «شب‌هاي برره» ساخته مهران مديري به بازي رايانه‌اي با عنوان «سرزمين گمشده» تبديل شد.
    
به گزارش مديريت اطلاع رساني بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي،
طرح و ايده ساخت بازي رايانه‌اي «شب‌هاي برره» همزمان با پخش اين مجموعه شكل گرفت و اتودهاي اوليه نيز زده شد و همزمان با پخش قسمت‌هاي مختلف اين سريال تحقيقات بازي فيزيكي شكل گرفتند.

بر اين اساس، رايزني‌هاي اوليه با مجريان سريال و همچنين بازيگران مجموعه «شب‌هاي برره» و همچنين گروه اجتماعي شبكه سوم سيما جهت اخذ امتياز بازي صورت گرفت و توافق‌هاي اوليه صورت گرفت كه به دليل وقت گير بودن، مرحله پياده كردن بازي كه قرار بود از همان اوايل پخش مجموعه آغاز شود همزمان شد با پايان بخش شب هاي برره كه توليد بازي آن حدود شش ماه به طول انجاميد و در نهايت تابستان سال 85 آماده شد.

بنابراين‌ گزارش،عدم دسترسي به نرم افزار مناسب،به دنبال فقدان سيستم پخش و كمبود سرمايه پخش و تيزرهاي تلويزيوني جهت اطلاع رساني، گروه ويژه پرداز پارس سازندگان اين بازي را مجبور كرد كه اين محصول را وارد بازار نكنند.

تشكيل بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي در سال 86 و زمينه حضور بازي رايانه‌اي سرزمين گمشده از سوي اين بنياد در جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال و دريافت جايزه اين رويداد از جمله جايزه ويژه بازي رايانه‌اي بومي بستر حضور اين بازي ايراني را با حمايت بنياد ملي بازي‌هاي رايانه اي در بازار فراهم ساخته است

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 24 تیر1387 ساعت 17:17     بيان انتقادات و پيشنهادات

دلایل انتخاب مدیری از زبان کمال تبریزی+ فوتو کار جالب

با سلام

میخواستم بگم اگه طرحی در رابطه با ساخت تصاویر متحرک دارین بگین که درستش کنم

مخصوصا برای روز پدر اگر طرح جالبی یا عکسی که دوستش دارین  به نظرتون میرسه بگین

منظورم از طرح اینه که دلتون میخواد تصاویر متحرک از کدوم برنامه های آقای مدیری باشه؟

 یا حتی عنوانهای جالب در مورد مهران مدیری که به ذهنتون میرسه رو میتونم به صورت تصاویر متحرک در بیارم

 از همراهی شما متشکرم

این حرفهای کمال تبریزی در مورد دلایل  انتخاب مهران مدیری به عنوان بازیگر نقش جاهد در "همیشه پای یک زن در میان است"

فکر میکنم تکراری ولی جالب بود گذاشتم

            مهران مديري انتخاب شما بود يا تهيه کننده؟

بخشي از انتخاب آقاي مديري برمي گردد به تهيه کننده، چون به هر حال آقاي مديري به نظر من علاوه بر اينکه آدم توانايي است در اجراي نقش اش و در واقع با کاري که انجام مي دهد، مي تواند خوب خودش را آداپته کند و اصلاً دوست دارد اين اتفاق بيفتد که با يک شخصيت و تيپ کاملاً متفاوت ظاهر شود و توانايي انجام اين کار را هم دارد. به هر حال از يک زاويه ديگر هم جزء سوپراستارهايي است که طرفدار مردمي زياد دارد، يعني همين که بگوييم توي فيلمي آقاي مهران مديري دارد بازي مي کند خود به خود يکسري از مخاطبان علاقه مندند که بيايند اين فيلم را ببينند. اين بخش از حضور ايشان برمي گردد به تهيه کننده و اينکه دلش بخواهد يا شرايط و موقعيتي پيش بيايد که توي فيلم آدمي مثل مهران مديري حضور داشته باشد که بتواند حيطه مخاطبان عام را افزايش دهد. اما واقعاً آقاي مهران مديري جزء بازيگراني است که مي تواند کاري کند که مخاطبان خاص را هم به خودش جلب کند، يعني اينقدر متفاوت ظاهر شود و شکل متفاوتي پيدا کند که بتواند در واقع تحسين آنها را از نظر نوع بازي و تغيير قالبي که در آن بوده به وجود بياورد. تا حد زيادي اين اتفاق در اين فيلم افتاده است، البته چون شخصيت خيلي متفاوتي به نام وکيل «جاهد» را توي فيلم بازي مي کند که از نظر واقعيت بيروني اش آدمي نيست که خيلي توي جامعه نمونه اش را داشته باشيم. خيلي آدم خاصي است با يک تئوري خاص نسبت به خانم ها و فرضيه هاي مختلفي نسبت به زنان و نقش و تاثير آنها در جامعه دارد. در واقع شخصيتي که آقاي مديري نقش او را ايفا کرده است شخصيت کاملاً خاصي است که يک جوري بيانيه يي که از طريق فيلم قرار است ارائه شود از زبان اين شخصيت گفته مي شود که از همان نقطه هم شروع مي شود و اين آدم به تدريج شروع مي کند به استحاله شدن و تغيير موضع دادن نسبت به خانم ها. آقاي مديري در اجراي اين نقش با آن ظرايف و جزئياتي که داشت خيلي خوب از عهده اش برآمده است. به هر حال رفتن سراغ آقاي مديري صرفاً به اين خاطر نبوده که ستاره يي وجود دارد به نام مهران مديري و اينکه ما اگر او را بياوريم توي فيلم مان مي توانيم مخاطب بيشتري داشته باشيم، بلکه انطباقي که مهران مديري با اين شخصيت داشته و مي توانسته اين انطباق را به وجود بياورد و آن نقش و شخصيت را خوب جلوه دهد باعث شد که ايشان را انتخاب کنيم.

اینم یه فوتوکار جالب

      

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 22 تیر1387 ساعت 19:55     بيان انتقادات و پيشنهادات

سه در چهار یا تمسخر؟!

سلام بچه ها

مدتیه که شبکه اول  یک شب در میون مجموعه طنزی رو به نام سه در چهار رو  نشون میده

که کارگردانش مجید صالحی و مشاوراش هم رضا عطاران و  محمد حسین لطیفی هستن

این مجموعه با اینکه خنده داره ولی اصلا ادب در اون رعایت نمیشه

مخصوصا احترام به پدر و مادر که واقعا در این مجموعه زیر سوال رفته

حالا فکر کنید این حرکات در مجموعه مهران مدیری اتفاق میفتاد چه انتقاداتی که نمیشد و چه ایراداتی که نمیگرفتن

این نقد رو هم در مورد این مجموعه بخونین و نظرتون رو بگین

                       سه در چهار یا تمسخر؟!

                  http://i20.tinypic.com/ezpl45.jpg

سريال سه در چهار كه مدتي است شبهاي زوج هفته از شبكه يك پخش ميشود سر و صداي زيادي برپا كرده و در هر مجله و سايت خبري كه نگاهي بيندازيم با عوامل آن گفتگو شده و همه از آن به عنوان يك سريال طنز ياد ميكنند اما يك سوال به ذهن ميايد كه آيا در اين سريال طنز و جود دارد يا تمسخر قشر ضعيف جامعه؟ كارگردان اين مجموعه قشر آسيب پذير اقتصادي را به بازي گرفته است و اين بازي در بعضي ديالوگها و سكانسها نمود بيشتري پيدا ميكند پسر اقا رحمان( يكي از دو باجناقي كه در سريال حضور دارد)علنا به پدرش بي احترامي ميكند آيا اين هم مختص گروه كم درامد است؟ قشر كم بضاعت در اين سريال چاپلوس ، دروغ گو، بي ادب ،و... نشان داده شده در حالي كه همه ميدانيم نبودن ادب و حيا در بين مرفه هان بي درد بيشتر است تا قشر عادي جامعه. آيا تلوزيون به بهانه خنداندن مردم ميتواند از هر راه نادرستي وارد شود؟ انتظار ميرود كه اقاي ضرغامي به عنوان سكان دار كشتي تلوزيون نظارت بيشتري بر پخش برنامه هاي آن داشته باشد تا شاهد چنين بي حرمتيهايي نباشيم.


    عکسهایی از شب شعر بازیگران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خانواده سبز

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 21 تیر1387 ساعت 10:48     بيان انتقادات و پيشنهادات

نگارش فیلمنامه نخستین فیلم سینمایی «مهران مدیری» از هفته آینده آغاز می شود

نگارش فیلمنامه نخستین فیلم سینمایی «مهران مدیری» از هفته آینده آغاز می شود

تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: فیلمنامه نخستین فیلم سینمایی «مهران مدیری» هم اکنون در مرحله طرح و سیناپس قرار دارد و از هفته آینده نوشتن دیالوگ های این اثر مکتوب را آغاز خواهیم کرد.

 
                             

به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"،فیلمنامه این اثر که هم اکنون در مرحله طرح و سیناپس قرار دارد سینمایی در گونه ‌ی وحشت اما با ریشه هایی از طنز به نگارش درخواهد آمد.
براساس این گزارش، طراحی شخصیت‌ها تا چند روز آینده به پایان می رسد و از هفته آینده نوشتن دیالوگ ها را آغاز خواهد شد.
در نگارش فیلمنامه نخستین فیلم سینمایی «مهران مدیری»، پیمان قاسم خانی هم به عنوان مشاور فیلمنامه و امیر مهدی ژوله به عنوان فیلمنامه نویس با یکدیگر همکاری خواهند داشت.
گزارش ایسکانیوز حاکیست،نخستین فیلم بلند سینمایی مهران مدیری را مثل همیشه «برادران آقاگلیان» آن را تهیه‌ خواهند کرد و هنوز نام بازیگران و عوامل کار به صورت قطعی اعلام نشده است.

 و یک پوستر زیبا از سحر عزیز

 

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 10:37     بيان انتقادات و پيشنهادات

کلوب مهران مدیری

سلام دوستان این یه مطلب طنز از چلچراغ .یه دوست خوب برام فرستاده البته هیچ کدوم از این جوابها رو آقای مدیری نداده. نویسنده ی این متن جلال سعیدیه.یه صفحه شبیه معرفی نامه ی کلوبه.

 

نام: مهران مدیری

کلوب آی دی : ژیلت 87

درباره ی من : کس راز مرا داند ، که از این رو به آن رویم برگرداند !

( از نظر شخصیتی)

وضعیت : وخیم

تولد : معاصرم

سن کلوبی :

جنسیت : مرد

سیگار : پوست آدم خراب می شود

علت عضویت : پیدا کردن شغل مناسب

زندگی با : فرهاد و مادر و خواهرش

تحصیلات : چه کاری ست؟!

شغل : مردم را می خندانم ؛ مسئولان را می گریانم !

دین : اسلام

گرایش سیاسی : موهایم را اصلاح می کنم ، ماهی یک بار !

قد : بلند می شه یه روزی !

وزن : مهمه برات ؟!

اخلاق و برخورد : خسته

مد و ظاهر : از پیمان قاسم خانی بپرسید.

صفحه وب :

تاریخ عضویت :

پروفایل

علایق : همشو بگم؟! نه !

ورزش : ساختن سریالهای 90 شبی

کتاب : پیمان قاسم خانی

موسیقی : بیا بریم کو کدوم کو همون کو.... کلاً آثار این خواننده را دوست دارم.

برنامه ی تلوزیون : مجموعه آثار داریوش کاردان

فیلمها: پدر خوانده ، باغچه مینو ، عروس فراری ، جایی برای پیرمردها نیست.

اطلاعات حرفه

دانشگاه : آزاد واحد نوروز77

دبیرستان : پرواز57

رشته : دکترای ساخت و تولید

سال فارغ التحصیلی : 1376

عنوان شغلی : جیگر اقشار مختلف

اطلاعات شخصی

من در یک جمله !: آخ که دیگه مدیری ، عشق تو داغونم کرد !

مهمترین چیزها : صداقت ، فرهنگ ، آگاهی ، شرافت ، انسانیت ، مردانگی ، توانایی ، قدرت ، شدت و ...

رنگ مو :

رنگ چشم :

وضعیت بدنی : خوب می شه !

وضعیت ظاهری :

مشخصه ی اصلی : همیشه پای من در میان است !

فرد مورد نظر آشنایی : شما دوست عزیز

فرد ایده آل زندگی : پر رو نشو دیگه !

موارد غیر قابل تحمل : پیمان با تو کار دارن

مهارتهای شخصی : استفاده از ژیلت ، تعریف کردن خاطره


    همیشه پای یک زن در میان است» از سی تیرماه به سینماها         
 
Image «همیشه پای یک زن در میان است» به کارگردانی کمال تبریزی از روز سی تیرماه درسینماهای تهران وشهرستانها اکران می شود.
پس از پایان اکران فیلم «تیغ زن»(علیرضا داوودنژاد)، قرار است فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»(کمال تبریزی) در بهترین گروه سینمایی تهران به سرگروهی سینما قدس، در ۷۰ سالن سینمایی کشور اکران خواهد شد.
«همیشه پای یک زن در میان است» این فیلم نمایش خود را با ۲۵ سینما آغاز خواهد کرد و قرار است هفتاد سینما در سراسر کشور نیز همزمان آن را اکران کنند.
عوامل سازنده «همیشه پای یک زن در میان است» عبارتند از: کارگردان: کمال تبریزی - نویسنده فیلمنامه: رضا مقصودی، کمال تبریزی و با تشکر از حبیب رضایی با نگاهی آزاد به مجموعه قصه‌های سید‌مهدی شجاعی - بازنویسی نهایی فیلمنامه: نغمه ثمینی - مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی - مجری طرح: مازیار میری - مدیر تولید: سعید شرفی کیا - طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهیمی - طراح گریم: مجید اسکندری و با سپاس از عبداله اسکندری - تدوین: حسین زندباف - صدابردار: بهمن اردلان - مدیر مالی و اداری: ابراهیم علی اکبری - طراح و مجری جلوه‌های ویژه کامپیوتری: علاءالدین پژهان - برنامه‌ریز و دستیار کارگردان: مانفرد اسماعیلی - انتخاب بازیگران و بازیگردان: حبیب رضایی – تهیه‌کننده: محسن علی‌اکبری .
حبیب رضائی، گلشیفته فراهانی، آهو خردمند، اسماعیل خلج، حسن معجونی، صبا کمالی،حبیب‌الله حداد، سیاوش چراغی‌پور، شبنم مقدمی، مژگان جودی و هنگامه صالحی. با هنرمندی: مهران مدیری و رضا کیانیان، بازیگرانی هستند که در «همیشه پای یک زن در میان است» به ایفای نقش پرداخته اند.
«همیشه پای یک زن در میان است» یازدهمین فیلم بلند سینمایی کمال تبریزی است که م در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر به عنوان بهترین فیلم تماشاگران انتخاب شد.
   
 
   خبرگزاری ایسکانیوز

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت 11:7     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر زیبا

                      برنامه نمایش سینماها تا پاییز بسته شد
                «همیشه پای یک زن در میان است» در مرداد

سینمای ما - برنامه اكران فیلم‌های ایرانی در ماه‌های آینده مشخص شد. بعد از تعیین زمان نمایش فیلم‌های «همیشه پای یك زن در میان است» [ساخته كمال تبریزی]، «كنعان» [ساخته مانی حقیقی]- كه برنامه بعدی سینماها در اوایل مرداد هستند- روز گذشته شورای صنفی نمایش، برنامه اكران فیلم‌ها در ماه‌های آینده را هم اعلام كرد.
محمدرضا صابری، سخنگوی شورای صنفی نمایش گفت: «قرار است فیلم «ریسمان باز» [ساخته مهرشاد كارخانی] از تاریخ 30/5/87، در گروه سینمایی عصر جدید اكران شود و نمایش آن تا روز عید فطر ادامه پیدا كند. در جلسه شورای صنفی مقرر شد فیلم «خواستگار محترم» [ساخته داوود موثقی] هم پس از «نسكافه داغ داغ» [به كارگردانی علی قوی‌تن] در گروه سینمایی قدس به نمایش درآید.» صابری گفت: «فیلم «ایستگاه بهشت» [ساخته نادر مقدس] هم بعد از «احضار شدگان» [به كارگردانی آرش معیریان] نمایش داده می‌شود.» طبق برنامه‌ای كه پیش از این اعلام شده بود، فیلم «كنعان» در مردادماه روی پرده می‌رود و بعد از آن «احضارشدگان» نمایش داده می‌شود. «ریسمان باز» هم جایگزین «ده رقمی» می‌شود كه هم‌اكنون روی پرده سینماهاست. البته سخنگوی شورای صنفی از قرار گرفتن فیلم «پرچم‌های قلعه كاوه» [ساخته محمد نوری‌زاد] در جدول نمایش هم خبر داده است. این فیلم بعد از «حس پنهان» اكران می‌شود. صابری در این گفت‌وگو اعلام كرده است كه نمایش «زن‌ها فرشته‌اند» و «انعكاس» به علت اینكه هنوز به كف فروش نرسیده‌اند در گروه‌های سینمایی آفریقا و استقلال ادامه خواهند داشت. به این ترتیب اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، جدول نمایش آثار ایرانی تا پاییز بسته شده اس

منبع خبر : فارس

 

با سلام

پوستری واقعا زیبا از سحر عزیز

سحر خودش هم  وبلاگ  داره ولی

 لطف میکنه و پوستر های نازش رو برام میفرسته به وبلاگش سر بزنید

 

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 17 تیر1387 ساعت 17:54     بيان انتقادات و پيشنهادات

تصویر متحرک از همیشه پای یک زن در میان است

                                                 مرد هزار خبر

يكي ديگر از چهره‌هاي خبرساز هفته گذشته مهران مديري بود كه با اعتراض خود درصدر اخبار سايت‌ها و فضاي مجازي قرار گرفت. ماجرا از روزي آغاز شد كه يك شركت موادشوينده بدون كسب اجازه از مديري در تبليغات تلويزيوني خود از چهره مديري در مرد هزار چهره استفاده كرد. پخش اين آگهي خيلي سريع دهان به دهان گشت و برخي از حاشيه دوستان را وادار كرد كه بگويند مهران مديري براي اين تبليغ چقدر پول گرفته است. اما پخش اين تبليغ خيلي زود به دليل اعتراض مديري متوقف شد و مشخص شد كه شركت شوينده مذكور بدون اجازه از مديري اين تبليغ را ساخته و پخش كرده است.

 هفته گذشته چند سايت خبري و تحليلي گفتگويي كه با دختر و پسر مديري انجام شده بود را منتشر كردند. در اين گفتگو مشخص شده بود كه نام پسر مديري فرهاد است و چندان هم به بازيگري علاقه‌مند نيست و بيشتر دوست دارد فيلمساز شود؛ البته او ساز هم مي‌زند و وقتي پدرش حال و حوصله داشته باشد با ساز او همنوا مي‌شود و مي‌خواند. فرهاد از اين كه پدرش در برخي از كارهايش نام خود را فرهاد مي‌گذارد خشنود است. دختر مديري شهرزاد نام دارد و اهل موسيقي و نقاشي است و 11 سال دارد و جالب اينجاست كه به دقت كارهاي پدرش را پيگيري مي‌كند و در مواقعي كه لازم باشد به او هشدار هم مي‌دهد و البته پدر گوشزدهاي دخترش را به جان دل مي‌خرد و آن را در كارهايش اعمال مي‌كند. تاكنون كنجكاوي‌هاي زيادي درباره زندگي خصوصي مديري وجود داشت، اما با انتشار اين گفتگوها بر بسياري آشكار شد كه مديري مرد خانواده‌دوستي است و فرزندان او هم مثل بقيه بچه‌ها عادي زندگي مي‌كنند؛ هر چند چون پدرشان مرد معروفي است مثل تمام افراد مشهور مشكلاتي در محيط بيرون از خانه دارند و نمي‌توانند مثل ديگران راحت رفت و آمد كنند و از تفريحات عمومي كه مردم از آنها استفاده مي‌كنند همراه پدرشان لذت ببرند.

منبع:جام جم

 

سلام دوستان

این تصویر متحرکه بعد از پوستر سازی رفتم تو کاره تصاویر متحرک

فقط باید صبر کنید تا تصویر لود بشه

 

     

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 15 تیر1387 ساعت 8:38     بيان انتقادات و پيشنهادات

ثروت مهران مدیری

                                 حساب ويژه مهران مديري در هلند

به گزارش پارسینه شنیده شده است مهران مديري پس از ساخت هر سريال به كشور هلند مسافرت كرده و پول‌هاي خود را به يكي از بانك‌هاي هلند منتقل مي‌كند.

سپهرنیوز نوشته است مدیری گفته است كه او اين پول‌ها را در فعاليت‌هاي اقتصادي سرمايه گذاري مي‌كند
.

در این مورد میشه خیلی حرفا زدو بحث کرد ولی بهتر دیدم مطلبی در همین مورد یا بهتر بگم یه جور جوابیه که در اتفاق نو سال 85 نوشته بود رو براتون بذارم که فکر میکنم بهترین جواب برای اینجور شایعاته

بخونین و نظرتون رو راجع بهش بگین

                        ثروت مهران مدیری

باز هم شایعات در مورد ثروت مهران مدیری زیاد شد

گفته میشود جوانی که یک دهه پیش برای پرداخت قسط ویدئوی ارزان قیمت خود مشکل داشت حالا در پول غلت میخورد!

از مافیای شایعه میپرسم:"مهران مدیری به نظر شما چقدر ثروت دارد ؟آیا او بیشتر از پنج منزل مسکونی دو اتومبیل آخرین مدل و پانصد میلیون تومان پس انداز بانکی دارد؟"

قطعا حتی شایعه سازان افراطی هم بیش از آنچه نوشتیم برای مدیری متصور نیستند.

بسیار خوب! حالا من به نمایندگی از تمام مردم ایران میگویم:نوش جانش دمش گرم خدا بخیل و حسود را نه تنها کور کند بلکه تکه تکه کند. این آدم "آدم" است.کارش را بلد است.نه یک برنامه نه دو برنامه نه یک سال و دو سال که یک عمر است به این مردم گرفتار انرژی میدهد. آیا با این همه زحمت و هنر حقش نیست به اندازه برج ساز خرده پا "ثروت داشته باشد؟ این بازی را زودتر تمام کنید

عکس از پگاه عزیز

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 13 تیر1387 ساعت 19:21     بيان انتقادات و پيشنهادات

"هميشه پاي ابتذال در ميان است!"

  با سلام

این یک نقد خیلی تند و منفیه به فیلم "همیشه پای یک زن در میان است"

بخونین و خودتون قضاوت کنید نه به عنوان هوادار مهران مدیری بلکه به عنوان یک بیننده 

      

                 سينماي ايران در آستانه نمايش فيلمي قبيح
                        "هميشه پاي ابتذال در ميان است!"


علي رغم اينكه سينماي ايران طي سه سال اخير با پرچم سينماي ملي و حمايت از هويت ايراني و اسلامي حركت كرده است, اما به نمايش در آمدن برخي از فيلمهاي به شدت مبتذل, به مثابه پتك هايي براي ويران كردن تمام ساخته ها عمل كرده اند.فيلمهايي چون ((مكس)),((نقاب))و...نمونه هايي در اين زمينه هستند .بر اساس خبرها ,

تا چند روز ديگر فيلمي با عنوان ((هميشه پاي يك زن در ميان است))به اكران در خواهد آمد كه دست كمي از فيلمهاي مورد اشاره ندارد اين اثر از جمله فيلمهاي جنجال بر انگيز جشنواره فجر اخير بود. يكي از موضوعاتي كه طي يك دهه اخير در سينماي ايران به آن زياد پرداخته شده است, مساله دفاع از حقوق زنان است. هرچند تلاش براي رفع مشكلات فرهنگي و اجتماعي زنان و به طور كلي تمام انسانها يك ارزش محسوب ميشود , اما زماني كه اين بحث تبديل به شعاري براي مرد ستيزي و مبارزه با دين و اخلاق ميشود, زمينه افتادن در دام ابتذال را فراهم ميكند .

 فيلم ((هميشه پاي يك زن در ميان است)) به كارگرداني كمال تبريزي نيز از جمله اين آثار است.فيلمي كه با محور قرار دادن شعارهاي پوچ و خانواده ستيز فمنيستي , خواسته هاي مشروع و معقول مرد از همسرش را ظلم به زنان معرفي ميكند. از همه بدتر , پرداختن به مردي است كه ظاهري مذهبي دارد , اما باتنش اهريمني و زن باره است . اين مرد كه رئيس يك شركت است با تظاهر به متدين بودن, براي اينكه خود را يك جانباز نمايش دهد اداي فلج بودن را در ميآورد . او نوحه آهنگران گوش ميكند و در فضاي شركت از حفظ بيت المال دم ميزند اما در پايان فيلم بر ملا ميشود كه او يك فرد فاسد است كه در شركتش به دام گستري براي زنان و واداشتن آنها به ازدواج موقت مشغول است.فيلم آشكارا به اين طريق به جانبازان عزيز و فرهنگ دفاع مقدس اهانت مي كند.همچنين در يكي از صحنه ها , يكي از بازيگران وقتي از دست ديگري عصباني است مي گوييد:((داري كاري ميكني كه سرم را از دستت بكنم توي چاه!)).جمله اي كه به تحقير رنجها و مظلوميت امام علي ميپردازد

 در حاليكه فرهنگ سازي براي حجاب اسلامي و مبارزه با بد حجابي, يكي از دغدغه هاي ملي كشورمان است , فيلمهايي چون((هميشه پاي يك زن در ميان است)) با نمايش وسيع زنان و دختران بدحجاب و آرايش كرده , نقش ضد فرهنگي دارند .به كار بردن ديالوگهاي ناپسند و حرمت شكن , تمسخر آداب ديني و شرعي در ضمينه ازدواج و استهزاء نهادها و بخش هاي مختلف جامعه از ديگر زواياي اين فيلم مبتذل است.

 ((هميشه پاي يك زن در ميان است))...نمونه يك اقتباس بد ادبي در سينماست چون آنچه در فيلم آمده است هيچ سنخيتي با كتاب غير قابل چاپ سيد مهدي شجاعي ندارد فيلم خطوط اصلي داستان را از اين كتاب الهام گرفته است.
اما در محتوا و كليات داستان كاملا تغيير ايجاد كرده است .
به نقل از هفته نامه  يالثارات الحسين!!!!!!

با تشکر ویژه از فرهاد

 

    http://i26.tinypic.com/2yxi62p.jpg

«كمال تبريزي» به برنامه «دو قدم مانده به صبح» مي‌رود

«كمال تبريزي» به برنامه «دو قدم مانده به صبح» مي‌رود
كمال تبريزي  فردا شب مهمان «فريدون جيراني» در برنامه «دو قدم مانده به صبح» خواهد بود. به گزارش  فارس، برنامه زنده «دو قدم مانده به صبح» كه هرشب از شبكه چهار سيما به روي آنتن مي‌رود، فردا شب ميزبان «كمال تبريزي» خواهد بود.
بنابراين گزارش، كمال تبريزي در اين برنامه درباره سينما از منظر فيلم، كارگردان، هنرپيشه و ... با فريدون جيراني به گفت و گو خواهد نشست.
اين برنامه به تهيه كنندگي «سعيد بشيري» به قسمت‌هاي مختلفي چون نمايش فيلم‌هاي كوتاه تجربي ايراني و خارجي با مدت زمان حدود 5 دقيقه، گشت و گپ شبانه، گزارش‌هاي شب، ميراث فرهنگي و طبيعي و ايران توليد گزارش‌هايي درباره هنرمنداني كه در رسانه كمتر ديده مي‌شوند و ... مي‌پردازد.
برنامه دو قدم مانده به صبح با اجراي «محمد صالح علاء» هر شب ساعت 23:15 از شبكه چهار سيما پخش خواهد شد.

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 12 تیر1387 ساعت 17:32     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر+با پیمان قاسم خانی از ساعت خوش تا مرد هزار چهره

        با  پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"

                      

قبول داري كه نقطه پرش و شروع موفقيت تو در تلويزيون با پاورچين بود؟ كارهاي مديري و ساعت خوش‌ها را ديده بودي؟
- خيلي دوست‌شان داشتم و حتي يك قسمت ساعت خوش را از دست ندادم. آشنايي من با مهران اين‌طوري بود كه بهروز افخمي به عنوان استاد راهنماي كلاس ما از گالري نُه خوشش آمد ولي فرصت نداشت خودش بسازد. پيشنهاد كرد خودم كارگرداني كنم و او پشت كار هواي من را داشته باشد. گفت بيا با بچه‌هاي گروه ساعت خوش اين را بساز و يك روز قرار شد با افخمي برويم سر لوكيشن گروه ساعت خوش. خيلي از ديدن بچه‌هاي گروه هيجان‌زده شدم، انگار توي هاليوود بودم! افخمي با گروه صحبت كرد، ولي آن‌ها در اوج كار‌شان بودند و كلي خواهان داشتند و حتي قرار بود با مهرجويي و بيضايي كار كنند. بعد خورد به دوره ممنوع‌الكار شدن گروه و ماجرا منتفي شد.
- بعد از چند سال چه‌طور دوباره به پْستِ مهران مديري خوردي و با او همكاري مستمر و موفق‌تان را با پاورچين شروع كرديد؟
- از طريق دوست مشترك‌مان رامين ناصرنصير. يك روز در خانه رامين نشستيم براي حرف‌زدن در مورد يك كار مشترك. آن روزها مجموعه 77 حسابي گّل كرده بود و مهران پيشنهاد داد كه بيا 78 را بسازيم. هر قسمت برنامه قرار بود يك موضوع مشخص داشته باشد و آيتم‌ها در مورد آن موضوع بود. خلاصه چندتا آيتم براي آن برنامه نوشتم. چيزي هم به اسم سرپرست نويسندگان و اين جور چيزها در كار نبود. مهراب هم آن‌جا طراح صحنه بود و گاهي بهش مي‌‌گفتم بيا چند تا آيتم بنويس، من دستم بند است! در اصل مهراب را من هول دادم به اين دنيا، چون رشته‌اش نقاشي بود و مال به فضاي ديگري از جامعه بود. اما چون با چيزهاي مشتركي بزرگ شده بوديم و سلايق به‌شدت شبيه هم داشتيم، تصور مي‌كردم خروجيِ هر دوتاي ما هم بايد شبيه باشد. البته مهراب هنوز هم نويسندگي را دوست ندارد؛ فقط مي‌نويسد تا يك خاكي سر پول‌هاي نوشتن بكند، ولي من اين كار را دوست دارم و ازش لذت مي‌برم.
- مجموعه 78 بعدها انگار تغييرتي كرد و تبديل شد به ببخشيد شما؟ البته ديگه جزو نويسنده‌هاي آن كار نبودي. چرا آن‌‌جا همكاري با مديري را ادامه ندادي.
- آن موقع به مهران نگفتم، ولي حالا مي‌گويم؛ به نظرم كار خوبي نمي‌شد و اصلاً اين ايده تركيب مصاحبه با آدم واقعي و تلفيق جديت با آيتم‌هاي طنز جالب نبود و اصلاً دوستش نداشتم.
- پس براي همين بود كه توي نقطه‌چين با مهران مديري كار نكردي؟
+ نقطه‌چين كه تركيب جدي و طنز نبود؟
- چرا ديگر؛ اولِ اول بنا بود هر قسمت مصاحبه مديري با يك زنداني يا خلاف‌كار باشد و لابلاي آن آيتم‌هاي مرتبط با موضوع بيايد.
+ آها آره، پسر تو چه يادته! ولي سرِ نقطه‌چين يادم نيست كه درگير كدام كار بودم كه وقت‌مان با هم جور نمي‌شد.
- بعد از ببخشيد شما، مهران مديري پلاك 13 و نود شب را ساخت. در اين كارها صحبتي با تو براي همكاري نكرد؟ چون در اين فاصله توي سينما يا تلويريون كاري نداشتي.
- با مهران كه حرفي براي همكاري پيش نيامد. ولي خودم حتماً مشغول كارهايي بودم. در اين فاصله هيچ فيلمنامه يا سريالي ننوشتم؟! ... پس شايد مشغول استراحت بودم... پس زندگي‌ام چه‌جوري ‌مي‌گذشت، بي درآمدو و كار؟!
- فكر كنم مشغول يكي از آن دوره‌هاي فيلم‌ديدنِ پر سرعت بودي! بهاره هم خرج زندگي را مي‌داده! معمولاً در هيچ كاري رسم نيست كه به تركيب تيم برنده دست بزنند، اما شماها بعد از پاورچين هر كدام در اوج راه يگري رفتيد؛ چه بازيگر و چه كارگردان و نويسنده‌ها. مديري نقطه‌چين را هم مثل بقيه كارها با ايده‌اي عجيب و فرمت تازه شروع كرد و بعد از بيست قسمت دوباره سيدكام شد، اما تو رفتي سراغ نويسندگي و سرپرست نويسندگان سريال كمربندهارا ببنديم مهدي مظلومي شدي كه كار قبلي‌اش بانكي‌ها يك شكست مطلق بود. دستمزد دو برابري كه براي كمربندها... در مقايسه با كارهاي مديري گرفتي، به لطمه‌اي كه به اعتبار كاري‌ات زد مي‌ارزيد؟
- من و مظلومي خيلي راه‌دست هم نبوديم.شايد او با متن‌ها ديگران راحت‌تر است و كارهاي بهتري ساخته است. مثلاً مظلومي با خشايار راحت‌تر است، اما طرح‌هاي ژوله كه خيلي هم بامزه بود همه رد شد و من پدرم در آمد تا به ژوله كه طبع حساسي دارد بفهمانم كارش خوب بوده ولي با سليثقه آن‌ها جور نيست.
- كار قابل قبول مظلومي همان بدون شرح بود، و بعداز كمربندها... به يك نزول وحشتناك رسيد؛ اكسيژن و زندگي به شرط خنده و ..
- اين را هم بگويم كه ايده اصلي كمربندها... كه همه‌اش قرار بود در يك هواپيما بگذرد، وسوسه‌انگيز بود. هنوز هشت قسمتي كه براي شروع كمربندها... نوشتم دوست دارم.
- يادم هست كه با امير مشتركاً مي‌خوانديمش و حسابي مي‌خنديديم، ولي همان شوخي‌ها عيناً در صفحه تلويزيون هم بود و حتي نمي‌شد لبخند زد. همه چيز انگار در اجرا از بين رفته بود، حتي شخصيت‌هايي مثل آن خلبان روس كه همه چيز را دوتا مي‌ديد و از يكي از آيتم‌هاي مانتي‌پايتن گرفته بودي.
- آره به نظر خودم هم خوب شده بود، ولي هر چه جلوتر رفتيم قضيه شكلش عوض شد. البته من برعكس تو و مهران كمربندها... را سريال ضعيفي نمي‌بينم. مهران هميشه مي‌گفت رفتي و با مخ زمين خوردي و برگشتي!
قضيه پاورچين از كجا شروع شد و جلو آمد كه اين همه شكل عوض كرد. البته اين خصلت كارهاي مديري است كه معطل يك طرح يا ايده‌ يا موقعيتي كه نگرفته نمي‌شود و سريع فضا را كاملا ًعوض مي‌كند و معمولاً هم جواب مي‌گيرد. براي همين نود شبي‌هاي مديري رو مي‌شود با خيال راحت از قسمت بيستم به بعد تماشا كرد! قصه‌ي شروع و ادامه پاورچين رو بگو، چون به دليل حضور برره مقوله مهمي است.
- طرح پاورچين اول قرار بود از سطح طنز عام تلوزيون جلوتر باشد. يه خورده چيز بود... سطح بالا يا هنري‌تر مثلاً. صحبت اين بود كه براي خواص هم باشه با يك زوج روشنفكر و گير و دار زندگي آن‌ها. حتي مهران طرح‌هايي داشت مثل اين كه يهك قصه را اول به جور تعريف كنيم بعد يك شكل ديگر....
- يعني زده بود توي فاز وودي‌ آلن؟
- نمي‌دانم والا، حتي اسمش هم بود داستان‌هاي شگفت‌انگيز. مطمئن بودم با اين شكل كار نود شب كه سهل است، به قسمت چهار و پنج هم نمي‌رسيديم و موافق نبودم. اما چون نمي‌خواستم كنار بكشم، حرف زديم و نكته‌هايم را گفتم. جالب اين‌كه مهران اولِ كار مي‌گفت داستان‌هاي سه چهار صفحه‌اي مي‌خواهم و بقيه را بداهه و در لحظه مي‌رويم جلو...
- تو لابد حسابي مخالفت كردي؟
- نه‌ بابا! اتفاقاً خيلي هم خوشحال شدم كه آخ جون، فلان مبلغ مي‌گيرم در مقابل چهار صفحه. تازه مهران اولِ كار مي‌گفت متن‌هاي يك صفحه‌اي بدهيد و پولِ كامل بگيريد. يا يك معادله آمار و رياضي حساب كردم كه نود صفحه متن مي‌نويسم و يك رقم نجومي مي‌گيرم. مهران اولين يك صفحه‌ را هم خودش نوشته بود. در اين كار آزمون و خطا از همان صفحه اول شروع شد! اولي را كه نوشتم شد چهار صفحه. كلي حالم گرفته شد كه اه، سه صفحه ضرر كردم! خلاصه يك صفحه‌ها شد چهار صفحه، بعدي دوازده صفحه و بعد هم هر متن به اندازه زمان استاندارد هر قسمت! يك خانواده نعريف كرديم و شخصيت‌ها را چيديم. سه تا پيرمرد هم از اول كار بودند كه اگر يادت باشد توي كافه مي‌نشستند و شر و ور مي‌گفتند. اين‌ها را هم توي ده پانزده قسمت اول گذاشتيم كنار. پدر و مادر و زن شاعر و شوهره و اين‌ها بودند و كار جلو مي‌رفت. آمارهاي صدا و سيما مثل امروز دقيق نبود، ولي مي‌گفتند كار خيلي نگرفته. در عوض من و مهران و بقيه بچه‌ها داشتيم حال مي‌كرديم و خوش مي‌گذشت. آن دوره نه من صاحب هيچ جايگاه و ركوردي بودم نه مهران بعد از ساعت خوش و 77 اتفاق خاصي برايش افتاده بود. من و مهراب مي‌نوشتيم و جلو مي‌رفتيم تا قضيه برره پيدا شد.
- آها؛ من با اين برره كار دارم. با جزئيات بگو چه‌طور به اين فضا و موقعيت و اين آدم‌ها و فرهنگ‌شان رسيديد؟ دوست دارم اين را همين‌جا بگويم كه به نظرم مهم‌ترين و موثرترين كاري كه پيمان قاسم‌خاني در عرصه سرگرمي و نمايش كرده، همين شكل‌دادن برره و فرهنگ آن در سطح جامعه است. شايد كم‌تر كسي توانسته چيزي در حوزه سينما و تلويزيون بسازد كه وارد فرهنگ عام بشود، اصطلاح و لهجه و رفتار و حركات موزون و ... داشته باشد و همه طيف‌ها ازش استفاده كنند و گاهي لذب ببرند. قبول كه برره محصول يك گروه موفق بوده و نقش كليدي مهران مديري هم انكار ناپذير است، ولي مي‌خواهم بدانم برره را تو به عنوان نويسنده خلق كردي و بعد اجرا شد يا در مرور زمان شكل گرفت؟ خودم حدس مي‌زنم تو همان طور كه درباره‌اش حرف زديم، بدون مطالعات و تحقيقات جامعه‌شناسانه، با هوش جذبي و خلاقيتي كه داري توانستي اشلي از ايران را در يك ناكجاآباد به اسم برره خلق كني كه همه ما توي‌اش بوديم ولي به كسي يا قوم و گروهي هم بر نخورد يا گرا نداشت. قصه شكل‌گيري برره را كمي مفصل‌تر تعريف كن.
- مهران كلاً به اسم‌هاي عجيب و غريب علاقه دارد، مثل همين شصت‌چي در مرد هزارچهره. فاميلِ برره رو هم همين‌طوري روي كاراكتر سريال گذاشت و شد فرهاد برره. جلوتر كه رفتيم، حس كرديم طرح داستان ما براي سريال هرشبي با اين زن و شوهر و پدر و مار كافي نيست و جلو نمي‌رود. اين را هم بگويم كه همه امتيازهاي كار را نمي‌خواهم به اسم خودم تمام كنم... خلاصه چون با مهراب از بچگي هم‌بازي بوديم، اين‌جا هم كاملاً برره تبديل به يك بازي شد. فكر كرديم يك قوم و قبيله‌اي هست به اسم برره و بعد انگولك‌شان مي‌كنيم؛ هر خصوصيت مزخرفي را كه دل‌مان خواست به‌شان نسبت مي‌دهيم و نگران هيچ اعتراض و شكايتي هم نيستيم. رفته رفته شروع كرديم به گذاشتن رفتارهاي خاص و پدرسوخته‌بازي‌هاي مختلف و بعد يادم نمي‌ره كه آرش خوش‌خو توي چلچلراغ يه چيزي نوشت كه فهميدم انگار كارمان گرفته. بعد رفتيم سراغ لهجه و مديري به اين بخشِ كار سر شكل خوبي داد. از تبديل«بود» به «بيد» شروع شد و همين‌طوري جلو آمد ديگر. وقتي هم كه فهميديم كسي با نيت پليد ما مشكلي ندارد، با مهراب و مهران مي‌نشستيم و با ماجراها تفريح مي‌كرديم. اين را هم بگويم كه مهراب در گسترش فرهنگ برره گاهي از من جلوتر مي‌رفت. جاهايي من به بن‌بست مي‌خوردم اما مهراب مي‌رفت توي دل ماجرا و بحث مي‌كشيد به شر و ورهاي اساسي كه اصلاً تصورش را هم نمي‌كرديم كه اين دري‌وري‌ها را فردا شب توي تلويزيون ببينيم! هيچ‌وقت اين همه موقع نوشتن به ما خوش نگذشته بود؛ اين‌كه خب حالا اين‌ها چه‌ريختي غذا مي‌خورند، مراسم و آداب و رسم و رسم‌شان چيست...گذشته‌شان چيست؟ از ماركوپولو تا كاندينسكي را مال منطقه خودشوان مي‌دانستند! خلاصه عالمي بود. روي وايت برد براي تفريح با مهراب شكل و بردار مي‌كشيديم و بعد مي‌گفتيم اين‌ها از روي اين بردارها غذا مي‌خورن؛ نخود مقدس است براي‌شان و نچوفسكو و اين چيزها همه وسط اين بازي و تفريح‌هاي بچه‌گانه و احمقانه شكل مي‌گرفت. تركيب‌هاي عجيب حروف فارسي كه تا حالا كنار هم قرا نگرفته بود؛ مثل همان فعل معروف «ووي‌گولنسج»!
- از يك جايي به بعد، توي پاورچين و بعد به شكل جدي‌تر در شب‌هاي برره، به اين نتيجه رسيديد كه داريد فرهنگ و اجتماع ايراني و آدم‌هاي دور و بر خودتان را از طريق كمدي آسيب‌شناسي مي‌كنيد و يك جور انتقاد اجتماعي در قالب كمدي و مسخره‌بازي وارد كار كرديد و پارودي روحيات خودمان را منتسب كرديد به يك ناكجاآباد نامربوطي به اسم برره ...
- متاسفم كه اين دفعه نااميدت مي‌كنم، ولي اين موضوع از همان ابتداي كار خودآگاه و حساب‌شده بود.
- نااميد چرا؟ من خيلي هم خوشحال مي‌شوم اگر بدانم اين‌طوري بوده...
- اين شوخي و هجو روحيات خودي با انتسابش به يك قوم خيالي و همه قضاياي جامعه‌شناسي پشت ماجرا كاملاً فكر شده بود. حتي براي شب‌هاي برره رفتم كتاب جامعه‌شناسي خودموني را خواندم. حتي از پاورچين هم اين قضيه پاروديك‌بودن موضوع هر لحظه مشخص بود.
- پس برره حسابي شاخك‌هاي تو را تيز كرده بود كه مثلاً امشب راننده تاكسي چه‌كار مي‌كند يا بقال سر كوچه چه مي‌گويد كه در برره قابل استفاده است.
- خود به خود مدام دقيق‌تر مي‌شديم؛ روي رفتارها و گير و گورهايي كه داريم، كارهايي كه مي‌كنيم، برخوردهاي‌مان با همديگر و خلاصه همه اين‌ها توي كار خودش را نشان مي‌داد. پنهان‌كاري به عنوان يك معضل بزرگ اجتماعي توي برره كاملاً بود؛ پاچه‌خواري افتخارشان بود، در تمام برره از وجدان خبري نبود اما آبرو خيلي مهم بود... يعني اگر هر كاري كردي، فقط بقيه نفهمند تمام است و برره‌اي فقط جلوي جمع از انجام كاري شرمنده مي‌شد نه توي خلوت خودش. خلاصه برره كه قرار بود موضوع فرعي و حاشيه‌اي پاورچين باشد، با اين استقبال و اضافه‌شدن جواد رضويان و تكميل لهجه و از آن مهم‌تر به اين دليل كه من و مهراب بيش‌تر باهاش تفريح مي‌كرديم، يواش يواش به موضوع عمده سريال تبديل ‌شد.
- حتي يك بار شنيدم كه گفتي مميزي‌ها و خط قرمزها در برره باعث خلاقيت شد. مثلاً گسترش عبارت پاچه‌خواري يا زو رفتن و كوه‌رفتن و اين چيزها كه معلوم بود معادل‌هاي چه ماجراهايي است!
- آره كاملاً. اين يك مورد استثنايي بود كه مميزي به بهتر شدنش كمك كرد. البته از اواسط كار قضيه لو رفتيم و ديگر حرفِ عادي هم كه مي‌زديم، ازش تعبيرهاي آن‌چناني بيرون مي‌كشيدند و پوست از سرمان كنده شد تا متن‌ها به مشكل نخورد.
- غير از تو و و مهراب،اشخاص ديگري هم در گروه نويسنده‌ها بودند كه متن به شما بدهند؟
- عليرضا ناظرفصيحي چندتا متن نوشت كه نويسنده تئاتر بود، منصور ضابطيان دو قسمت نوشت و تك و توك بقيه هم بودند.
- از كجاي پاورچين بنا داشتيد روي برره جدي‌تر كار كنيد؟ اصلاً نطفه‌ي شب‌هاي برره توي پاورچين بسته شد يا بعد از آن بود؟ در سريال نقطه‌چين كه نويسنده نبودي، موضوع دعوا و قهر و اين‌ها كه نبود؟ اگر بود خواهش مي‌كنم تعريف كن كه من مي‌ميرم براي خاله‌زنكي و اخبار حواشي...
- نه شرمنده، ولي فقط موضوع اين بود كه من گرفتار كار ديگري بودم. حتي يك قسمت از نقطه‌چين را هم نوشتم؛ قسمتي كه ديگر قرار بود مهران پليس نباشد. شغلش خط‌كشيدن دور جسدها بود و اين را به عنوان يك هنر رو به انقراض نگاه مي‌كرد! نه واقعاً با مهران نمي‌شود قهر كرد.
- حيف شد. حالا اگر واقعاً قضيه‌اي بوده ضبط را خاموش كنم، حرفت را بزن!
+ نه؛ آخر مهران از آن آدم‌هايي‌ست كه اگر تو را به اوج عصباتيت هم رسانده باشد و منتظر باشي كه وقتي وارد شد، با كله بروي توي صورتش، موقع ورود يك لبخند خاصي مي‌زند كه قضيه را منتفي مي‌كند
!
- هيچ‌وقت شده كارهاي نود شبي را دو دره كني و با اين‌كه مي‌داني قصه غلط دارد يا بي‌مزه است، بگذاري به عنوان سرپرست از زير دستت در بيايد، به اين بهانه كه نود شبي است و و قت نداريم و...
- يادم نمي‌آيد اين‌طور شده باشد. شايد در مواقعي كل داستان را دوست نداشته‌ام و انتخاب ديگري هم در كار نبوده. پس روي همان قصه كار كرديم و تا حد ممكن سعي كردم به بهترين شكل ممكن تمامش كنم. هيچ‌وقت كسي از من نشنيده كه بزن بريم ولش كن، يا اين‌كه كار كه گرفته، اين چندتا را هم اين وسط بگذاريم برود.
- در اين مواقع چه‌قدر به خلاقيت مهران مديري و توانايي‌هايش اعتقاد داري و اعتماد مي‌كني كه بالاخره با اين قصه ضعيف كاري مي‌كد كه بهتر شود.
- خيلي زياد. چشم‌بسته بهش اعتقاد دارم.
- پس يعني اگر چشم‌ات را باز كني، اين اعتماد سلب مي‌شود!؟ هميشه به مديري به عنوان همكاري نگاه مي‌كني كه مي‌تواند كارهاي تو را ارتقا بدهد و دو پله بالاتر ببرد؟

وقتي سكانسي داريم كه خيلي بامزه نيست و مهران مي‌گويد يك كاري‌اش مي‌كنيم، مطمئنم كه بلد است چه كار كند. نقطه ضعف مهران كه به خودش هم مي‌گويم اين است كه سكانس‌ها و موقعيت‌ها برايش از كليت داستان مهم‌تراست.
- اين از تجربه سال‌ها كار آيتم‌سازي مي‌آيد ديگر. همه چيز را بخش‌بخش و اپيزودي مي‌بيند.
- اين براي تلويزيون ايده‌آل است، ولي نويسنده كه ساختمان كلي قصه را نوشته و فرضاً در سكانس دوم پايه شوخي يا نكته‌اي را در سكانس يازده چيده از اين مدل كار او شاكي مي‌شود. در عوض در سكانس‌ها درخشان است و حريف ندارد و با يك ري‌اكشن يا كلمه كار را زير و رو مي‌كند. مهران زمان‌بندي كمدي را ذاتاً و غريزي بلد است و در اين كار درجه‌يك است و رقيب ندارد. ولي كل قصه در ذهنش جاي جدي ندارد و فرضاً شوخي شماره يك متني را نمي‌گيرد و بنابراين گاهي شوخي شماره دو كه به اولي ربط داشت بي معني مي‌شود. در مرد هزار چهره خصوصاً كه داستان دنباله‌دار بود، اين جور حذف‌ها بيش‌ترين لطمه را به كار مي‌‌زد. من مرد هزار چهره را نديدم، ولي بچه‌هاي نويسنده از اين جور حذف و تغييرهايش شاكي بودند.

ايده شب‌هاي برره را از جنگ ستارگان گرفتم، اما...
- يك‌باره فلاش فوروارد زدي به آخر ماجرا و مرد هزار چهره. تو كه اهل سيد فيلد بازي هستي، الان در پرده سوم و موقعيت دوم مصاحبه هستيم و گره‌افكني ديگر با گفتن اين سوال ايجاد مي‌شود ‌كه چرا ايده شب‌هاي برره از دل پاورچين و در آن دوره شكل نگرفت؟ اين‌طور نبود كه بدانيد كار بعدي درباره اين قوم و تاريخ آن‌هاست؟ چيزي كه دو بخش آخر پاورچين يك‌جور آنونس براي آن محسوب مي‌شد.
- نه واقعاً. در دفتر برادران آقاگليان نشسته بوديم و قرار بود هر كسي طر‌هايي كه در طول هفته رويش فكر كرده تعريف كند. من مثل بچه‌تنبل‌ها آخر صف نشستم كه وسط حرف‌هاي بچه‌ها – سروش صحت و مهراب – يه چيزي به فكرم برسد و بگويم! مهراب يك طرح درباره خانواده‌اي عجيب نوشته بو كه خواند و فرصت خوبي شد كه ما دنبال طرح بگرديم؛ سروش هم گويا به صورت بداهه مزخرفاتي گفت و موقعي كه سروش مشغول حرف‌زدن بود، من چشمم افتاد به يك روزنامه كه خبر دنباله‌ي جنگ ستارگان را كار كرده بود؛ اين‌كه جرج لوكاس مي‌خواهد يك سه‌گانه درباره گذشته شخصيت‌هاي جنگ ستارگان بسازد. نوبت من كه شد خيلي جدي گفتم من به اين نتيجه رسيدم كه روي تاريخ و گذشته برره و شخصيت‌هايش كار كنيم!
- پس باز هم جنگ ستارگان به دادت رسيد.
- جنگ ستارگان هميشه به دادم رسيده است. خلاصه همه طرح را تائيد كردند و خوش‌شان آمد، اما خودم ردش كردم. چون برره‌اي كه در پاورچين درباره‌اش حرف مي‌زديم، دكور عظيم و عجيب و پروداكشن بزرگي مي‌خواست كه تا آن موقع از عهده نود شبي‌ها خارج بود. ولي مهران ديگر ايده را گرفته بود و كوتاه هم نمي‌آمد.
- حالا برويم سر بخش انتقادي ماجرا؛ شما در پاورچين به موضوع برره نوك زديد و خيلي چيزها درباره‌اش ساختيد و اصلاً قوم و فرهنگ و رسم و رسومش شكل گرفته بود. توقعِ منِ بيننده اين بود كه شب‌هاي برره خيلي جلوتر از اين برود؛ يعني الان چيز چنداني بيش‌تر از پاورچين و دو قسمت آخرش درباره قوميت برره‌اي‌ها و رفتار و كارهاي‌شان نمي‌بينيم. شجره‌نامه و تاريخ اين قوم جاي كار بيش‌تري داشت. نه اين‌كه الان در سريال اين‌ها نباشد، ولي براي يك دوره زماني صد شبي كم است. مثلاً همين لهجه‌ي برره‌اي؛ هر كسي توي سريال يك جور برره‌اي حرف مي‌زد. غير از چندتا اصطلاح و فعل مشهور، بقيه دل‌بخواهي و من‌درآوردي است. معلوم است كه از سر عجله و بزن بريم با اين موضوع برخورد شده است. توقع بيننده‌ي كمي جدي‌تر اين است كه فرضاً لهجه برره‌اي گرامر داشته باشد، بازيگرها همه‌شان اين لهجه را تمرين كنند، و خلاصه ديكشنري برره‌اي منتشر كنيد! فكر كنم شب‌هاي برره پتانسيل بالقوه‌ي خيلي بالاتري داشت و بايد با يك پيش‌توليد جدي‌تر و طولاني‌تر، با يك ساختمان روايت و تاريخ و شخصيت‌هاي جدي‌تر از اين‌ها شروع مي‌شد و جلو مي‌رفت. مي‌خواهم مثال بي‌ربطي بزنم؛ شايد بداني كه در مورد ارباب حلقه‌ها، زبان اين نژادها گرامر دارد – چون تالكين خوش زبان‌شناس بوده – و مثلاً به زبان الفي مي‌شود مقاله نوشت. در چندتا از چت‌روم‌ها به اين زبان چت مي‌كنند و اگر غلط بنويسي صداي همه در مي‌آيد! حالا منظورم مقايسه برره با حماسه معظمي مثل ارباب حلقه‌ها نيست، ولي در فضاها يا خصوصاً در لهجه، شب‌هاي برره محصول عجولانه‌اي شده و يك موقعيت تاريخي تا حدودي از دست رفته... برره مي‌توانست در فرهنگ ايران ماندگارتر از اين‌ها باشد.
- اتفاقاً مثالي كه مي‌زني اصلاً بي‌ربط نيست. در مورد برره خيلي حساب‌شده و فكر شده مي‌دانستيم داريم در حد و اندازه‌هاي محدود خودمان، يك فضا و جغرافيا و دنيايي با مختصات خودش را مي‌سازيم – مثل هري پاتر يا همين ارباب حلقه‌ها. ببين، اگر من يك روز بخواهم رمان شب‌هاي برره را بنويسم، حتماً اين چيزهايي كه مي‌گويي رعايت مي‌كنم. اما در توليد هر شب تلويزيوني ديگر نمي‌توانستيم توقع لوكيشن‌هاي عجيب و غريبي مثل قلعه هاي ارباب حلقه‌ها داشته باشيم. مهراب به عنوان طراح‌صحنه همه چيز را با يونوليت ساخت و ساختمان بالابرره نصفش كاه‌گلي است و نصفش آجر است. اگر دست من و مهراب باز بود يا مهران مديري فضا و امكانات بيش‌تري در اختيارش بود، اتفاق‌هاي خيلي خوب‌تري مي‌افتاد.
- اما هنوز مي‌گويم به عنون نويسنده‌ها و عوامل و بازيگرها بايد كتاب‌هاي تاريخ برره، ديكشنري و دايره‌المعارف برره و دستور زبان برره مي‌داشتيد و بهش رجوع مي‌كرديد. الان نمي‌شود به لهجه برره‌اي سخنراني كرد يا مطلب نوشت و اين‌ خيلي بد است! (البته در اين حال و روز دنيا و مافي‌ها هم حرف‌زدن و مصاحبه درباره ديكشنري برره از نظر عده‌اي خيلي بد است...)
- اين چيزهايي كه مي‌گويي تا حدودي داشتيم ولي قبول دارم كه بازيگوشي موجود در پاورچين در شب‌هاي برره نبود؛ يك كم خودآگاهانه‌تر شده بود. در مورد لهجه هم چيزي نداشتيم كه بشود دقيق رويش كار كرد. حالا توي دهان بعضي‌ها بهتر مي‌چرخيد و بعضي‌ها فرضاً اصلاً نمي‌توانستند بگويند ووي‌گولانسج‌ج‌ج‌ج‌ج!.
- خب اين همان وسواس پيش‌توليدي است كه البته مي‌فهمم در تلويزيون ما به شوخي شبيه است. طبعاً خيلي از شوخي‌ها و جذبه‌هاي فرهنگ برره در پاورچين لو رفته و تكراري شده بود. اين ريسك بزرگ شب‌هاي برره بود. فكر مي‌كني اگر در مورد همين موضوع برره در سينما و يك تهيه‌كننده دست و دل‌باز – كه البته انگار گير نمي‌آيد – كار مي‌كردي، امكان خلاقيت بيش‌تري نداشتي؟
- نمي‌دانم، ولي مطمئنم كه شب‌هاي برره در سينما با آن زمان محدود نمي‌توانست شكل بگيرد و وقت خيلي بيش‌تري مي‌خواست كه آنتن‌ شبانه‌ي تلوزيون اين امكان را به ما مي‌داد. اين زمان بي‌نهايت هر شبي بهشت است كه در پاورچين ازش حسابي استفاده كردم. آن روزها در اوج و بهترين فرم نوشتن در طول عمرم بودم و خيلي نوشتم، براي همين اعتقاد دارم بهترين كارم در تلويزيون پاورچين است. 64 قسمت پاورچين را خودم نوشتم. مثلاً رابطه سپهر و شادي داشت طول مي‌كشيد و از شبكه گفتند كه عروسي اين‌ها را همين دو سه روزه راه بيندازيد. من در سه شبانه‌روز فقط دو ساعت خوابيدم و قرص‌هايي خوردم كه توي مخم صداي قطار مي‌آمد و بعد از تمام‌شدنش بيهوش شدم. الان كه نگاه مي‌كنم، اين چند قسمت را دوست دارم و چيزهاي خوبي درش پيدا مي‌كنم.
- در شب‌هاي برره ده قسمت بيش‌تر ننوشتي؟
- شب‌هاي برره چهارده قسمت نوشتم، چون گروه نويسنده داشتم

احتمالاً مهران مديري كه فضانوردان را ديد، گفت باز سرت خورد به سنگ، بيا مثل بچه آدم دوباره با هم كار كنيم!
- فضانوردان را اول قرار بود مهران بسازد، اما بعد كنار كشيد و خودمان ساختيمش.
- كارگرداني كار اول برايت سخت نبود؟ نگراني نداشتي كه از پس كار برنيايي؟
- بگذار اعتراف كنم كه كارگردان در اين جور كارها عملاً كار زيادي ندارد، جز همان صدا دوربين حركت؛ و بعد كات. كار سه دوربينه كارگرداني و دكوپاژ جدي نمي‌خواهد.
- طرح باغ مظفر مال تو بود؟ تعرف كن بدانبم اول قرار بوده چه قصه‌اي داشته باشد؟
- يك قصه خانودگي بي دردسر و جمع و جور كه گرفتاري‌هاي برره برايش پيش نيايد و مثل شب‌هاي برره نصفه تمام نشود. برره قرار بود جايي تمام شود كه پاورچين شروع ‌شد؛ مديري و سيامك انصاري از برره به تهران و دانشگاه مي‌آيند، فرهاد خواهر سيامك را آن‌جا مي‌بيند و ازدواج مي‌كنند. اين پايان برره و شروع پاورچين بود كه حالا يك حلقه مفقوده دارد. برره قرباني سوتفاهم‌هاي اجتماعي و بيش‌تر از آن سياسي شد و قرار شد كه زودتر جمع شود. پس اين دفعه دنبال يك قصه بي دردسر مي‌گشتيم. طرح اوليه باغ مظفر درباره دو برادر بود كه از نوادگان محمدقلي‌شاه قاجار هستند كه برادر محمدعلي‌شاه است، منتها چون فقط سه روز پادشاهي كرده و اسمش در كتاب‌هاي تاريخ نيست! سيامك انصاري طبق اين شجره نامه، روزها در اداره كارمند است و شب‌ها در خانه به شاه قجري فعلي ايران تديل مي‌شود! اين طرح تصويب نشد و قصه تبديل شد به اين‌كه تهران را به مناطق مختلف تبديل كنيم كه هر كدام خواني داشته و تاريخچه‌اي و دعواهاي اين‌ها بامزه مي‌شد. اين قرارداد از ابتدا چهل قسمتي بود و برادران گليان قرار بود آن را روي سي‌دي عرضه كنند، با متن من و گروه و كارگرداني مهران مديري. شبكه آنتن خالي داشت و قرار شد اول سريالي براي شبكه كار كنيم به شرطي كه رايت سي‌دي بعدي مال برادران گليان باشد. از همان ابتدا هم بنا شد كه با اسپانسر كار كنند و به شبكه درصد بدهند. من و بچه‌هاي گروه اين‌جا به مشكل خورديم، چون روش تبليغات مستقيم و با اين حجم را در دل قصه نداشتيم. من ايده را از يك سكانس دنياي وين پيدا كردم كه مايك ميه‌رز در يك دقيقه چندتا چيز مختلف را مستقيم رو به دوربين تبليغ مي‌كند. ما چند مدل اسپانسر مختلف داشتيم كه كالاهاي‌شان را مي‌شد بگذاريم جلوي دوربين و خلاص، اما اسپانسر فرهنگي مي‌خواهد پيام بدهد و نمي‌شود پيام را جلوي دوربين گذاشت و تصوير گرفت.
- دليل وجودي راوي با بازي مديري از قسمت‌هاي بعدي براي همين بود؟
- اول اين‌كه هميشه مطمئنم كه مهران رو به دوربين براي بينده جذاب است، بعد هر جمله و تبليغي را هم مي‌شود با حضور او گفت. مشكل ما نويسنده‌ها اين بود كه هر اسپانسر چند دقيقه زمان داشت و بايد براي هر كدام به اندازه تايم قرارداد موقعيت داستاني يا سكانس مي‌نوشتيم؛ وحشتناك بود! به همين دليل وظيفه اصلي من در اين سريال در مقام سرپرست نويسندگان، جلب رضايت اسپانسرها و مذاكره با آن‌ها بود كه قانع‌شان كنم يا نويسنده‌هايي كه معرفي مي‌كردند بپيچانم!
- باغ مظفر ثابت كرد كه گروه تو و مهران مديري هر كاري مي‌توانيد بكنيد، چون آن حجم از اسپانسر و تبليغات مستقيم براي نابودي اعتبار و كارنامه و آبروي شخصي هر كسي در سينما و تلويزيون كافي بود. اما شماها از پس‌اش برآمديد و حتي مي‌خواهم بگويم باغ مظفر در بخش‌هايي از شب‌هاي برره موفق‌تر بود.
- خودِ من بهترين متني كه براي تلويزيون تا به حال نوشتم، يك داستان از باغ مظفر بوده. همان بخشي كه به ذهن و ناخودآگاه شخصيت‌ها مي‌رفتيم...
- ... و خيلي تحت تاثير كارهاي چارلي كافمن بود!
- ايراد باغ مظفر اين بود كه به خاطر تلنبارشدن آگهي و اسپانسرها در يك سوم آخر سريال، جوري شد كه خيلي‌ها بخش‌هاي خوب و بامزه دو سوم اول سريال را هم فراموش كردند و فقط خاطره‌شان از سريال شد اسپانسر زياد و متعدد. شبكه هم طبعاً خوشش نيامد و كار جمع شد. در حالي كه هنوز پتانسيل زيادي داشت. ايده من موقع طراحي باغ مظفر، قصه‌ي فيلم ملاقات با والدين بود...
- يك بخش هايي هم كه فكر كنم ژوله نوشته بود، اصلاً مو به مو از روي ملاقات با فوكرها برداشته شده بود؛ جايي كه بردبار به خان شيوه رابطه با پسرش را ياد مي‌داد و يادگاري‌هاي قديمي پسرشان را قاب كرده بودند...
- اِ اِ واقعاً؟ كدام بود؟... آها يادم آمد! ولي خودِ آن بخش را نديدم. گنج مظفر هم كه همان ده قسمتي است كه سي‌دي مي شود.
- به نظر خودت بامزه شده و بعد از اين همه مدت كسي يادش مانده و جذابيتي دارد كه ماجراهاي اين خانواده را دنبال كند؟
- چيزي كه من از سريال ديدم، جذاب بود چون خان از ويلا بيرون مي‌آمد و ديگر آن جبروت را نداشت و شمال‌رفتن‌شان و ماجراي گنج پيدا كردن جذاب شده است.
- شايد هم يك مجموعه سيزده قسمتي نوروزي شد براي سال بعد، از گروه شما؟
- بعيد مي‌دانم چون سود سي‌دي‌ها بايد خيلي بيش‌تر از حق پخش تلويزيوني باشد. گنج مظفر بالاخره كار مهران مديري است كه اخيراً مرد هزار چهره را داشته و موفق بوده است.
- موقع نوشتن باغ مظفر و طراحي شخصيت‌ها ياد دايي‌جان ناپلئون افتادي؟ بهش فكر مي‌كردي؟
- نه واقعاً نه. بعداً موقع نوشتن كاراكتر‌ رادش به مش قاسم فكر كرديم و آن‌جا بود كه حس كرديم مي‌شود شباهت‌هايي پيدا كرد كه اگر كوچك‌ترين شباهتي پيدا بشود، افتخار بزرگي مي‌شود براي من. دايي‌جان ناپلئون شاهكار است و نمي‌شود بهش نزديك شد.

پنج شش قسمت از پاورچين با الهام از 135 قسمت داستان‌ سريال دوستان ساخته شد، اما من بالاي شصت قسمت از پاورچين را نوشتم و طرح و روابط و آدم‌ها مطلقاً ارتباطي به آن ندارند. موقع نوشتن پاورچين، مطلقاً تحت تاثير دوستان بودم؛ اين كه ديگر كشف كردن نمي‌خواهد!
- مشكل اين‌جاست كه اغلب مدعيان و شاكيان و وكلاي سريال دوستان در ايران، اصلاً سريال را نديده‌اند و بيش‌تر نقل قول‌ها سينه به سينه است!
- چيزي كه در نوشتن پاورچين از دوستان ياد گرفتم، طراحي رابطه آدم‌ها بود و اين‌كه هر كدام از آن‌ها با ديگري شكل تعريف‌شده‌اي از ارتباط داشتند. از دوستان، در زمينه تعريف رابطه شخصيت‌ها و ارتباط‌هاي آدم‌هاي كنار هم در يك محيط بسته، درس‌هاي زيادي ياد گرفتم. كاش موقع شب‌هاي برره هم يكي دو تا سريال مشابه براي ديدن و ياد گرفت داشتم. هندسه برره به قرص و محكمي پاورچين نبود متاسفانه؛ شايد بد نبود دوباره دوستان را مي‌ديدم.
آخرين سريال تلويويزوني گروه تو و نويسنده‌هاي همكارت با مديري باز هم اقتباس ادبي است: پخمه (عزيز نسين) و مرد هزار چهره.
- براي كساني كه متن اصلي را نخوانده‌اند بگويم كه در پخمه هم شخصيت اصلي به همين شكل در موقعيت‌هاي ناخواسته‌اي مي‌ا‌فتد و‌لي اين موقعيت‌ها هيچ‌كدام ربطي به مرد هزار چهره ندارد. پس اقتباس در اسكلت قصه است و نه موقعيت‌هاي مختلفي كه مرد دچارش مي‌شود.
- اول كه خط اصلي قصه‌ سريال عيد مديري رو شد، فكر كردم از اگه ميتوني منو بگير اقتباس شده؛ چون هم تغيير شغل داشت، هم پزشكي، هم بابايي كه اهل دغل‌كاري بود...
- ... و واي كه من مي‌ميرم براي آن باباهه با بازي محشر كريستف واكن. ولي خب، ديدي كه ربطي نداشت. غير از اسكلت داستان پخمه، حدس بزن به چه فيلمي فكر مي‌كردم؟ عمراً اگر حدس بزني؛ به كلوز آپ كيارستمي كه ماجرا را يك لول مي‌برد بالاتر؛ يعني قضيه آدمي كه بدون نفع مادي و فقط به قصد لذت و عقده‌گشايي وارد اين بازي جابه‌جايي شخصيت‌ها مي‌شود.
- از اول قرار بود جابه‌جايي‌ها همين شغل‌ها باشد؛ پزشك و پليس و مافيايي ؟
- پزشك و پليس قطعي بود، ولي در بخش مافيا قرار بود اين آدم يك نفر را بدزدد كه از بلند كردن‌هاي خوب و بامزه بود كه از رد راك وست الهام گرفتم. يك بار هم قرار بود بشود مدير برنامه‌ها و پشت‌پرده فوتباليست‌ها و اوضاع فوتبال ايران باشد.
- قضيه رضا رشيدپور و مجري‌هاي تلويزيون چي بود؟
- رشيدپور قرار بود بيايد پيش پدرخوانده (خمسه) و بگويد اين مجري ديگر (حسينيان) تازگي پا توي كفش من مي‌كند و برنامه‌ام را ازم گرفته و همان ديالوگ‌ها با جاني فانتين پدرخوانده. بعد تفقد مي‌رفت و سر مرغي را كه حسينيان خيلي دوست داشت مي‌بريد مي‌گذاشت توي تختخواب حسينيان! شبكه با اين اختلاف مجري‌ها مشكل داشت و نشد ديگر. آخر سريال را هم كه يك بار برايت تعريف كردم.
= بقيه هم شايد دوست داشته باشند بشنوند!
- اين‌طوري بود كه شصت‌چي از زندان بيرون مي‌آمد و اشتباهي مي‌رود فرودگاه امام. پول تاكسي برگشت هم ندارد كه يك ماشن جلوي پايش ترمز مي‌زند كه علي پروين و مترجمش آرش فرزين هستندكه گويا آمده‌اند دنبال يك مربي كروات براي تيم‌شان... و تمام. حيف كه به آقاي پروين دسترسي پيدا نكرديم.
- - آن موقع فكر مي‌كرديد اين همه حمله و شكايت و دوازده ميليليارد شكايت ثبت احوال شيراز كه خودش آخرِ كمدي است، پيش بيايد؟ بازتاب‌ها را پيش‌بيني مي‌كردي، وقتي متن‌ها را مي‌نوشتي؟
- با نيروي انتظامي كه كاملاً هماهنگ بوديم. درمورد ديگران هم راستش چون خودمان اهل اين قضايا نبوديم، فكر نمي‌كرديم كساني شروع كنند به اين معادل‌سازي‌ها و جنجال‌ها. تازه روي اين هم حساب كرده بوديم كه پانزده روز عيد است و همه گرفتارند و كسي فرصت شكايت پيدا نمي‌كند! در مورد ثبت احوال شيراز احتمالاً واحد كشيك نوروزي داشتند كه فرصت چنين شكايتي پيدا كردند. اما در مجموع نگاه ما آن‌قدر مهربانانه بود كه فكر نمي‌كرديم كسي با ما نامهرباني كند و تحمل اين يك ذره شوخي را هم نداشته باشد.
- از حكايت جار و جنجال بخش هنري‌ها و اهل ادب انگار گلايه داري و معلوم بود حسابي جا خوردي؟
- نه واقعاً. من به آزادي بيان كاملاً معتقدم و هر كس بايد حرفش را بزند و نظرش را بگويد. من با تعميم‌دادن در كل چيزها اصولاً مشكل دارم و اين هميشه گيبان ما ايراني‌ها را در خيلي زمينه‌ها گرفته و دردسر ساز شده ولي باز هم دست‌بردار نيستم. اين چيزها را كه مي‌گويي، حرف‌هاي يك نفر است كه بعد كمي شاخ و برگ پيدا كرد...
- منظورت توكا نيستاني است ديگر؟
- آره خب! اما فكر مي‌كنم اين‌جور ديكتاتوري ذهني براي اين طبقه فرهنگي و اهل هنر كمي ناجور است. اصلاً مگر مانا نيستاني (برادر توكا) خودش گرفتار يك سوتفاهم اين مدلي نشد و زندگي‌اش به هم ريخت و رفت زندان؟ توكا نستاني هم خودش كاريكاتوريست است! اگر اعتراض‌ها از طرف ديگر ماجرا باشد قابل درك است، اما از اين ور ماجرا كه اهل نقد و چند صدايي و اين حرف‌ها هستند، به نظرم بعيد بود. من در شعر خيلي بي‌سوادم؛ از آقاي م.آزاد يك خط شعر هم نخوانده‌ام و آقاي منوچهر آتشي را هم نمي‌دانم چه شكلي‌ست. ولي با ترجمه‌هاي ليلي گلستان زندگي كردم و دنيايي داشتم. مگر ديوانه‌ام كه بخواهم به اين شكل در يك سريال كمدي شب عيد خراب‌شان كنم. اين قسمت سريال اقتباسي است از داستان موخوره (عزيزنسين)، درباره چندتا آدم علاف كه الكي خودشان را روشنفكر جا زده‌اند. راستش اين حرف‌ها ارزش بحث‌كردن و حتي جواب‌دادن نداشته و ندارد. به بچه‌ها هم گفتم وارد اين بازي جواب‌دادن نشويد ولي خيلي گوش نكردند. اگر كسي مثل آقاي نيستاني قصد بازارگرمي براي خودش را نداشت، مي‌توانست شماره تلفن من يا دوستان گروه را بگيرد تا برايش توضيح بدهيم اين‌ها آن‌هايي نيستند كه او فكر مي‌كرد يا مي‌كند، و يا شايد هم نمي‌كند.
- اما راه خيلي كارهاي مشابه و ريسك‌كردن با خط قرمزها در تلويزيون و در حيطه كمدي با اين سر و صداها بسته مي‌شود...
- اين را به صراحت بهت بگويم كه خيالت را راحت كنم؛ راه هيچ چيزي با اين حرف‌ها بسته نشده... تو آدم‌ها را داري گنده‌تر از آني كه هستند مي‌بيني كه چنين تصوري برايت پيش مي‌آيد.

- اگر قرار باشد مرد هزار چهره حسن ختام كار شماها در تلويزيون باشد، پخته‌ترين و كار شده‌ترين سريال مديري است كه سر هم‌بندي‌ها و تپق‌ها و ... تويش نيست و حسابي توليد حرفه‌اي و جدي و با وسواسي شده است. با مديري اصلي‌ترين اختلافت سر اين كار چه بود؟
- بيش‌تر در جزئيات است، ولي اصلش آخر ماجرا بود كه دلم مي‌خواست طنز باشد و دادگاه جدي نشود. ايده‌هاي خوبي هم براي اين صحنه داشتم كه البته انگار مهران جدي برگزارش كرده و تاثير گذار هم شده؛ گفتم كه هنوز سريال را نديده‌ام. اما بچه‌هاي گروه نويسندگان كه همكار ثابت جزو تيم من شده‌اند، از بعضي تغييرها مي‌گويند.


تصميم دارم كم‌تر پول دربياورم، اما...
- اين ماجراي گروه نويسندگان و سرپرست نويسندگان چه‌طور پيش آمد؟ اين گروه چرا و با چه ويژگي‌هاي مشتركي كنار هم قرار گرقتند؟
- چون گرايش به تنبلي از خصوصيات اصلي زندگي من است، با يك همكار نويسنده مثل مهراب اموراتم نمي‌گذشت. حالا دوتاي ديگر هم پيدا كردم كه حرف هم را مي‌فهميم و هر كدام ويژگي خودشان را دارند؛ ژوله استعداد لخم است كه بخش سيد فيلد كارش خيلي مي‌لنگد، اما خشايار براي مشاوره درباره ساختمان و اسكلت قصه فرد مناسبي است و دارد روز به روز هم بهتر مي‌شود. براي مرد هزار چهره يك شبه يك قسمت نوشت – اين كار فقط در گروه از خشايار برمي‌آيد – كه من خيلي خنديدم و به نظرم بهترين چيزي بود كه تا به حال نوشته بود. البته هنوز گروه كوچك است، ولي راستش ديگر كلاً برنامه‌اي براي كار در كارهاي نود شبي تلويزيوني به آن شكل سابق ندارم.
- پس تكليف آن سريالي كه چندساله در موردش حرف مي‌زنيد، چه مي‌شود؟ همان طرح فضايي ايراني كه قرار بود مديري بسازد و گويا هجو جنگ ستاگان به روايت تو باشد!
- نه، بيش‌تر يك‌جور برره‌ فضايي و علمي خيالي است. ارتباط ما آدم‌ها با موجودات سياره‌هاي ديگر و تفاوت‌هايي كه موقعيت‌هاي كميك ماجراست. يك كتابچه‌ گنده دارم كه درش درباره همه چيز زندگي امروزمان در هفتصد سال آينده فكر كرده‌ام و نوشته‌ام؛ از غذا خوردن و خوابيدن تا همه چيزهاي ريز و درشت ديگر. زمان سريال مال بعد از دوره‌ي زن‌سالاري بزرگ است كه مردها دنبال حقوق برابر با زن‌ها مي‌گردند و توي كابينه وزير فرستادند و مدعي تساوي حقوق با زن‌ها هم شده‌اند!
- شيوه توليدش با اين چيزي كه مي‌گويي، بايد عظيم‌تر از اين چيزهايي باشد كه الان در تلويزيون هست و هزينه و دكور و خلاصه كلاس كار خيلي فرق دارد. در چه مرحله‌اي از پيش توليد هستيد؟
- برادران گليان قبول كردند و كار را قرار است آن‌ها بسازند. يك نكته مهم را درباره كار الگوي سيد كام (كمدي‌هاي آپارتماني) بگويم؛ كارگردان در اين كارها آدم اصلي و مهم ماجرا نيست، گرچه در مورد مهران مديري او هم كارگردان و هم خالق و مولف كارهايش است. در فرنگي‌ها كارگردان‌ها، تكنسين‌ها و سوييچرهاي خيلي قابلي هستند كه مي‌دانند الان كدام ري‌اكشن را بگيرند و چه‌طو كات بدهند و زمان‌بندي شوخي چه‌قدر بايد باشد. آدم‌هاي مهم و موثر و ستاره‌هاي سيدكام (مثل اغلب نود شبي‌هاي خودمان) نويسنده‌ها و بازيگرها هستند. من پيشنها كردم كه نه به عنوان سرپرست، بلكه به عنوان طراح و مشاور كار كنار بچه‌ها هستم و طرح‌ها و ايده‌ها را به‌شان مي‌دهم و كار را با چهار كارگردان شروع مي‌كنيم؛ مهراب قاسم‌خاني، امير مهدي ژوله، خشايار الوند و سروش صحت. مهران مديري در ابتداي كار بازيگردان است و حضور من و مهران در اوائل ماجرا سفت و سخت است، منتها بدون ما ادامه پيدا خواهد كرد. شايد چند بخش كار را مهدي مظلومي بسازد و خيلي‌هاي ديگر... ولي خودم سراغش نمي‌روم، چون خيلي وقت‌گير است و بيش‌تر از يكي دو سال كار مي‌برد. من الان ديگر در 42 سالگي فرصت اين همه وقت‌گذاشن روي يك پروژه را ندارم. مهران هم علاوه بر كارگرداني سينما، هفته‌اي 150 تا پيشنهاد بازيگري دارد.
- پس الان رسماً داري اعلام مي‌كني كه كار گروه مديري – قاسم‌خاني در سريال‌سازي تلويزويني تمام شده و مرد هزار چهره آخرين كار اين گروه در تلويزيون بود؟
- در تلويزيون فكر نكنم ديگر كاري بكنيم. اميدوارم بتوانم در مقابل مهران مديري و مخ‌زني‌هايش مقاومت كنم. تا حالا كه نتوانستم، ولي اين بار سعي‌ام را مي‌كنم چون تصميم جدي‌ام براي زندگي همين است. اين سال‌ها خيلي خسته شده‌ام و تصميم دارم كم‌تر پول دربياورم، ولي كارهايي بكنم كه درش بهم بيش‌تر خوش بگذرد. چند وقت پيش يك دوره‌ي گرفت و گير فكري و ذهني را گذراندم كه در آن مدت مطلقاً نتوانستم كار كنم؛ كار آقاي منوچهر محمدي (ورود آقايان ممنوع)، فيلمنامه بهمن قبادي و قفيلمنامه سن‌پطرزبورگ به تهيه‌كنندگي آقاي اعتبايان روي هم تلنبار شد. اين‌ها را بايد تحويل بدهم و كار سينمايي مهران مديري هم دستم هست كه بايد تمامش كنم. فعلاً كه دارم تخته گاز جلو مي‌روم. اجازه بده يك نكته ظاهراً بي‌اهميت ولي خيلي اساسي هم بگويم؛ من مادر عزيزي دارم كه به من خيلي اعتقاد دارد. به شوخي يك بار بهش گفتم من اسكار مي‌گيرم. خيلي جدي برگشت گفت پس زودتر، چون مي‌خواهم آن لحظه را ببينم... فعلاً بايد كار مهران را تمام كنم و تحويلش بدهم كه از شرش خلاص شوم تا بعد...
- اگر قهر و ماجراهاي خاله‌زنكي بين‌تان پيش آمده، بگو ضبط را خاموش كنم تا تعريف كني؟!
- باز هم ناچارم دلت را بشكنم، چون مطلقاً چنين چيزهايي در كار نيست. من از اين به بعد هميشه دفتر گليان تصوير هستم كه مهران هم آن‌جا درصدي شريك است و كلي كارهاي مشترك و غير مشترك سينمايي داريم كه قرار ست آن‌جا انجام بدهيم

 براي حسن ختام، كمدين‌هاي محبوبت را مي‌تواني فهرست كني؟
- جري لوييس در همه چيز. دهن گشاد را از نوجواني تا حالا هر بار مي‌بينم چيزي برايم دارد؛ برادران ماركس عالي هستند؛ كري گرانت كه مهران مديري به نظرم از جنس كار اوست! لورل و هاردي بخش كودكي وجودم را حسابي راه مي‌اندازند؛ در دعواي چاپلين و باستر كيتون هم من طرفدار كيتن هستم بيش‌تر؛ ژاك تاتي به طرز عجيب و غريبي خوب است كه واقعاً نمي‌فهمم چرا؛ نيل سايمون و پارهنه در پارك و پسران آفتاب و بقيه كارهايش خيلي راه‌دست من است ... دو سه تا برادران ماركس را عمداً نگه داشته‌ام و نديدم كه بدانم هنوز برادران ماركس نديده دارم. جمله‌اي هست در آسمان وانيلي كه تام كروز مي‌گويد من يك لذت عقب بينداز هستم.
- پس براي همين دزدان زمان تري گيليام من را سه سال است كه نديدي!
- ضربه جانانه‌اي بود؛ مرسي واقعاً. از اين بهتر نمي‌شد اين گفت‌وگو را جمع كرد.

منبع: سینمای ما


    http://i26.tinypic.com/2yxi62p.jpg

این پوستر زیبا از کاراری سحر عزیزه ازش متشکرم

 

     

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 11 تیر1387 ساعت 14:26     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر+ سينما و تلويزيون در فصلي كه گذشت

   

پوستر از وبلاگ فریاد سلطان

                                     سينما و تلويزيون در فصلي كه گذشت
                                       برد و باخت به همين سادگي است‌
                           
 
سينما و تلويزيون در كشور ما يك شانس استثنايي دارند. مي‌دانيد اين شانس چيست؟‌ اين كه سال جديد ما ايرانيان با بهار و تعطيلات نوروزي آغاز مي‌شود و اين تعطيلات شاد زمان خوبي است تا كارگردانان تلويزيون و سينما مخاطبان را به تور بيندازند!‌ نه اصلا تعجب نكنيد كه چرا ما از كلمه «تور» ‌استفاده كرديم. اين كلمه را واقعا در اين جور مواقع مي‌توان استفاده كرد. چون هر كارگرداني براي خودش امضايي دارد و با اين امضا كه نشان دهنده سبك او در ساخت فيلم و سريال است مخاطبان را به سمت آثار خود جلب مي‌كند تعطيلات نوروز زمان مناسبي است كه مردم با فراغ‌بال بنشينند و با دقت فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني را تماشا كنند و يك يا چند كارگردان را انتخاب كنند و در طول سال آثار آنها را با رضايت بيشتري پيگيري كنند.

تلويزيون، آرام، بدون حاشيه...

تلويزيون سال 87 را با سريال‌هاي موفقي چون «مرد هزار چهره» و «پيامك از ديار باقي» شروع كرد. سريال اول را مهران مديري كارگرداني كرد تا بار ديگر نشان دهد كه در زمينه كارگرداني و ساخت سريال‌ها  هنوز حرفي براي گفتن دارد و سريال پيامك از ديار باقي را سيروس مقدم براي شبكه يك كارگرداني كرد كه كارگردان نام آشنايي است و مردم با سبك و سياق كارهاي او آشنا هستند. اما نكته جالب درباره هر دو اين سريال‌‌ها اين است كه عموم مردم از آنها خوششان آمد اما قشر تحصيلكرده و منتقد به هر دو سريال انتقاداتي داشتند و جالب‌تر اين‌كه سريال مرد‌هزار چهره براي اولين بار نظر قشر روشنفكر را نيز برانگيخت و آنها را به ديدن اين سريال واداشت و همين نويسندگان و روشنفكران بودند كه اولين انتقادات را به مديري كردند. در ايام نوروز كه روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها تعطيل بودند فضاهاي مجازي و وبلاگ‌ها بهترين مكان براي طرح انتقادات بود، انتقاداتي كه بعد از تعطيلات به خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها نيز رسيدند. اما مديري در برابر همه اين انتقادات پنهان و آشكار سكوت كرد تا اين‌كه گفتگوي او در مجله فيلم چاپ شد، گفتگويي كه گويا آبي‌ سرد بود بر آتش همه كساني كه مديري را متهم كرده بودند كه شمشير از روبسته و به جنگ روشنفكران و شاعران و نويسندگان آمده است. مديري در اين گفتگو ابراز داشته بود كه روشنفكران نبايد خود را تافته جدا بافته بدانند و با تفرعن به جامعه و افراد آن نگاه كنند. اين گفتگو كه خيلي زود بر روي تلكس خبرگزاري‌ها قرار گرفت و در روزنامه‌ها منتشر شد، باعث شد روشنفكران معترض سكوت كنند و بگذارند طعم شيرين مرد هزار چهره و مسعود شصت‌چي در اذهان باقي بماند و مديري بين عموم مردم لقب نابغه كمدي ايران را حفظ كند.

دو فيلم با يك بليت‌

2 فيلم مطرح سينماها در بهار امسال، 2 فيلمي بودند كه از لحاظ قصه و ساختار دراماتيك و كارگرداني هيچ ربطي به يكديگر نداشتند، اما توانستند مخاطبان زيادي را به سالن‌هاي سينما بكشانند. يكي از اين فيلم‌ها «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت‌آور بود كه فصل بهار را كاملا به اكران خود اختصاص داد و لقب اولين ميلياردي سينماها در سال 87 را از آن خود كرد. دايره زنگي يك فيلم كميك بود كه فيلمنامه آن را اصغر فرهادي با هوشمندي كامل نوشته بود و همسرش پريسا بخت‌آور با ظرافت آن را كارگرداني كرده بود. قصه دايره زنگي در يك آپارتمان مي‌گذشت آپارتماني كه آدم‌هاي مخلتف را در واحدهاي خود جاي داده بود. آنها هر كدام نگرش خاص خود را به زندگي و روابط اجتماعي داشتند و چون با سوءظن و سوءتفاهم با همسايگان خود مراوده مي‌كردند، لحظات كميكي را شكل مي‌دادند. آدم‌هاي آپارتمان دايره زنگي يك جورايي شبيه آدم‌هاي آپارتمان ما هم بودند. شايد براي همين براي تهراني‌ها جذاب بودند و آنها را به سينماها كشاندند، اما دايره زنگي در شهرستان‌ها هم حدود يك ميليارد تومان فروخت و نشان داد  ما مردم ايران در هر كجا كه باشيم تقريبا يك جور زندگي مي‌كنيم و انديشه‌هايمان خيلي زود شبيه يكديگر مي‌شود.

منبع:جام جم

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 17:27     بيان انتقادات و پيشنهادات

شکایت مهران مدیری از سازندگان اگهی تبلیغاتی با حضور شخصیتهای "مرد هزار چهره"+ پوستر

به خاطر پخش بدون اجازه تبليغي با حضور شخصيت سريال «مرد هزار چهره»:


مهران مديري از شركت تجاري جام شكايت مي‌كند

مهران مديري از شركت تجاري جام شكايت مي‌كند


سينماي ما- مهران مديري در واكنش به پخش آگهي‌هاي تجاري

 شركت جام كه در آن از چهره او و شخصيت مسعود شصت‌چي

 استفاده شده، از اين شركت شكايت مي‌كند.

 مديري به یک روزنامه صبح تهران گفت: اين شركت از من و

 تهيه‌كنندگان سريال هيچ اجازه‌اي بابت اين تبليغات نگرفته و

 نمي‌دانم چطور به خود جرات پخش اين آگهي را از تلويزيون داده

‌ است.
مديري ادامه داد: من با وكيلم صحبت كردم و همين امروز از اين

 شركت شكايت مي‌كنم تا در مورد اين حركت خود جواب دهند.


تبليغات اين شركت تجاري در حال حاضر از شبكه‌هاي سيما در

حال پخش است. در آگهي اين شركت ابتدا سكانسي از مجموعه

 مرد هزارچهره پخش مي‌شود و سپس بازيگر آگهي كه شبيه

 مديري گريم شده شروع به تبليغ كالا مي‌كند.


پيش از اين چند مورد شركت‌هاي تجاري در تبليغات محيطي خود

 بدون اجازه از چهره بازيگران استفاده كرده بودند اما اين اولين

 باري است كه يك شركت تجاري در تبليغات تلويزيوني خود اين

 حركت را انجام داده است.


منبع خبر : قاعده بازي

 

اینم به پوستر متشکرم از ثمانه عزیز

 

    

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 8 تیر1387 ساعت 18:48     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر از همه کارها+ مثلث شیشه ای تمام شد

                     مثلث شیشه ای تمام شد و دیگر هیچ!  

                          مخاطبان برنامه رضا رشیدپور غافلگیر شدند                           «مثلث شیشه‌ای» دیگر پخش نمی‌شود!
 
 
 
«مثلث شیشه‌ای» دیگر پخش نمی‌شود!
سینمای ما - طی یک اقدام عجیب و غیرمنتظره، رضا رشیدپور در ساعت پخش معمول برنامه‌اش «مثلث شیشه‌ای» روی آنتن شبکه پنج ظاهر شد تا به بینندگان منتظرش بگوید این آخرین برنامه از این سری است، در حالی که تنها 35 برنامه از این مجموعه روی آنتن رفته بود. رشیدپور در حالی این برنامه - بر خلاف همیشه - بدون مهمان را اجرا کرد که در مواردی به کنایه و غیر مستقیم، تعطیلی برنامه‌اش را مورد انتقاد قرار داد و به طعنه گفت که این برنامه داغ در شب‌های بدون برق تابستان امسال پخش نخواهد شد تا مردم بیش از حد گرم‌شان نشود و به جایش برنامه‌های سرگرم کننده تماشا کنند! «مثلث شیشه‌ای» در این یکی دو ماهه توانست پای چند هنرمند مطرح را به تلویزیون باز کند، هر چند تعدادی از برنامه‌هایش با جنجال و سر و صدایی بیش از حد مواجه شد. از جمله گفت و گویش با آیت‌ا... کروبی و همچنین گفته‌های بی‌پرده وزیر سابق مسکن که انتقادهایی از این برنامه را به دنبال داشت. بحث‌هایی هم مطرح شد که دکور برنامه شبیه علائم گروه‌های شیطان‌پرستی است. هر چند مسئولان تلویزیون، پیش از این خبر احتمال تعطیلی برنامه را تکذیب کرده بودند. رشیدپور در برنامه آخر قسمت‌هایی از گفت و گوهای گذشته را به روی آنتن برد و نظرسنجی را مطرح کرد که بر اساس آن، مخاطبان «مثلث شیشه‌ای» باید برنامه مورد علاقه‌شان را از میان ده گزینه مطرح شده، انتخاب می‌کردند. برنده این نظرسنجی، گفت و گو با مهران مدیری بود که پخش آن به عنوان حسن ختام به فردا شب موکول شد.
 رشیدپور در بخشی از برنامه با اشاره به تکیه کلام همیشگی‌اش در این دوره، اظهار داشت:
 گفته بودم که تمام می‌شویم. فقط کافی است به ما اشاره کنید
 

          

با سلام این پوستر زیبا رو سحر عزیز طراحی کرده و برام فرستاده

عزیزم امیدوارم از  امتحان کنکور موفق و سربلند بیرون بیای

 

  

این آدرس رو هم هدی عزیز لطف کرده  برای بچه های تهرانی  که هنوز موفق نشدن سی دی جشن دنیای تصویر رو تهیه کنن

میتونن از اینجا دریافت کنن

خیابان ولی عصر _ بالاتر از پارک ساعی _ نرسیده به سه راه توانیر _ روبه روی کلینیک صدا و سیما_ نبش کوچه احتشام _ طبقه اول _ پلاک 1216 رسانه های تصویری.
اینم شمارشه: 88795793
                      88880324

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 7 تیر1387 ساعت 17:38     بيان انتقادات و پيشنهادات

ادامه گفتگو با فرزندان مهران مدیری+ عکس عروسی امیر مهدی ژوله

سینمای ما - این یک گفت و گوی خواندنی است که در آن فرزندان مهران مدیری به خیلی چیزها اشاره کرده‌اند. از خانه و زندگی و ماشین و محله پدرشان گرفته تا نظر و نگاه‌شان به کارهای او تا برخوردی که با بچه‌ها دارد و زمان‌بندی آمدن و رفتن‌شان و ساز و آواز در خانه و مار پیتون 5 متری و لباس‌هایی که می‌پوشند و سریال‌هایی که دوست دارند و مشکلاتی که به عنوان فرزند یک فیلمساز مشهور تحمل می‌کنند و بالاخره تمایل پسر برای فیلمساز شدن و دختر که به موسیقی و نقاشی علاقه دارد...

      مهران فرهاد و شهرزاد مدیری

 

مار ما موش و خرگوش مي‌خورد!


در خانه مهران مدیری، در کنار همسر و دو فرزندش یک مار هم زندگی می‌کند. ما تعجب می‌کنیم و کمی هم می‌ترسیم و فرهاد توضیح می‌دهد:« مار پیتون سمی نیست.» اما این جمله تاثیری در برخورد ما ندارد. او هم ناگهان بدجنس می‌شود و درباره مار پیتون مهربانی صحبت می‌کند که زندگی‌اش را در یک آکواریوم می‌گذراند و غذایش موش است و بعد از مکثی کوتاه می‌گوید:« لابد می‌دانید که مار، لاشه حیوان نمی‌خورد. غذایش حتما باید زنده باشد. ما هم به مارمان موش و خرگوش مي‌دهيم!» فرهاد مي‌گويد بعضي وقت‌ها پيتون را از آكواريوم در‌مي‌آورند و در خانه رها مي‌كنند تا براي خودش بگردد. مي‌گويد با مار كشتي هم مي‌گيرد اگرچه زور پيتون زياد است و نمي‌شود شكست‌اش داد.پدر عاشق حیوانات است و همیشه در خانه‌اش حیوانات مختلفی را نگه‌داری می‌کند. در گذشته انواع مختلفي از جانوران را مي شد در خانه مهران مديري ديد از پرندگان تا ماهي‌ها و جانوران ديگر. اما در حال حاضر تنها همین مار باقی مانده است. بچه‌ها سگ هم خیلی دوست دارند اما هنور خبری از یک سگ در خانه‌شان پیدا نشده. جالب است كه پدر خانواده، علاقه‌ای به سگ ندارد. حيواناتي را كه در برنامه‌هاي مختلف او حضور پيدا مي‌كنند به ياد‌ مي‌آوريد؟ باغ مظفر كه براي خودش باغ وحشي بود و در قسمت‌هاي پدرخوانده‌اي سريال مرد هزار چهره هم حيوانات حضور چشمگيري داشتند. پيمان قاسم‌خاني، نويسنده سريال‌هاي مديري خوب مي‌داند چگونه استاد را سر ذوق بياورد.

مهران سانتافه دارد، فرهاد گواهينامه ندارد

خانه‌شان سردار جنگل است و مدرسه‌اش در میدان منیریه. این مسیر را هر روز با مترو می رود و از اینکه پدرش سوار سانتافه می‌شود ناراحت نیست. جوابش خیلی ساده‌تر از حد تصور ماست:« من که گواهینامه ندارم ولی اگر گواهینامه بگیرم مشکلی برای ماشین نیست.» مهران مدیری به گواه حرف‌های پسرش اهل شرط گذاشتن برای بچه‌ها نیست. فرهاد مطمئن است كه وقتي گواهينامه را بگيرد داشتن اتومبيل روي شاخ خواهد بود. اگر بپرسي مهران هيچ‌وقت دنبال او به در مدرسه مي‌آيد با راحتي مي‌گويد هيچ‌وقت چون وقت ندارد. پدر آخرين بار چند ماه پيش به مدرسه آمده تا در جلسه اوليا با مديران مدرسه شركت كند. فكرش را بكنيد كه اگر مي‌خواست مدام به مدرسه فرهاد و شهرزاد سر بزند مدرسه چطور به هم مي‌ريخت. كسي را به خلوتم راه نمي‌دهم.خانه‌شان مثل تمام خانه‌های این شهر است. دعوای خواهر و برادری هم در آن پیدا می‌شود اما تازگی‌ها که بزرگتر شده‌اند دیگر کمتر دعوا پیش می‌آید. فرهاد که بیشتر وقتش را در اتاق می‌گذراند و گاهی حس می‌کند برای خانواده‌اش کم می‌گذارد . فرزند خوبی برای خانواده‌اش نیست، این را خودش می‌گوید:«‌روی اعصابشان راه نمی‌روم ولی حس می‌کنم به عنوان فرزند، فرزند خوبی برایشان نیستم. بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم اگر خودم پدر بودم، می‌خواستم بیشتر به محیط شخصی فرزندم وارد شوم ولی نمی‌گذارم این اتفاق برای پدر و مادر خودم بیفتد.»
خانه‌اي پر از نواي موسيقي

پسر در مقابل پدر، تواضع زيادي به خرج مي‌دهد اما می‌گوید از پدرش نمی‌ترسد. وقتی می‌خواهیم او را روی دور کل‌کل با پدرش بي‌اندازیم، هیچ رقمه راضی نمی‌شود. حرفش اینست«: ما کی‌ باشیم؟» اوضاع وقتی بدتر می‌شود که در ادامه صحبت درباره موسیقی می‌گوید: «بابا استعداد بی‌نظیری در موسیقی دارد» مهران مدیری به طور حرفه‌ای ساز نمی‌زند. یک مدت ساز ضربی می‌ زده و یک مدت گیتار و پیانو. با وجود اين که پدرش صدای خوبی دارد اما خاطره‌ای از لالایی پدر ندارد. گهگاه، شنيدن صداي پدر كه براي خودش آوازي زمزمه مي‌كند، حالي دارد.
.
يك زندگي متفاوت


فرهاد می‌گوید:« شاید در زمان کودکی، به زندگی نرمال‌تر و طبیعی‌تر فکر می‌کردم، اما الان نه. الان این موقعیت خوب است. نمی‌توانم بگویم دوستش دارم ولی هست.» با وجود اين که شرایط زندگي در اين خانواده و با اين پدر خبرساز چندان طبیعی نیست، اما گاهی هم پیش می‌آيد که با هم به رستوران بروند، با هم به سفر بروند. علاوه بر اینکه وقتی می‌خواهد روی تمام حرف‌هایش پوششی از منطق بکشد، می‌گوید:« من و خواهرم باید این شرایط را بپذیریم و بدانیم که زندگي‌مان با اغلب دوستان‌مان تفاوت‌هايي دارد و یک سری امکانات را نداریم.»

 

يك خانواده هنري


همسر مهران مدیری، مادر فرهاد و شهرزاد، رشته‌اش هنری بوده و ادبیات. خانه‌دار است و برای خودش می‌نویسد. هیچ‌وقت دغدغه نوشتن نداشته. اسم فرهاد را هم مادرش انتخاب کرده و بعد از آن مهران مدیری زیاد از اين اسم در شخصیت‌های تلویزیونی‌اش استفاده کرده است.


منبع خبر : زندگی ایده‌آل

 اینم عکس عروسی امیر مهدی ژوله

از طرف همه هواداران مهران مدیری براشون آرزوی خوشبختی میکنم

      

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 9:3     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند
» فیگور با نمک و خاطره انگیز
» کلیپ تقلب در انتخابات برره!


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com