تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


مهران مدیری و فاطیما بهارمست

 

 مهران مدیری و فاطیما بهارمست

 

  مهران مدیری و فاطیما بهارمست

 

متشکرم از محیای دوست داشتنی بخاطر ارسال این عکس

از پستهای قبلی این وبلاگ هم دیدن کنید

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 28 مهر1387 ساعت 19:32     بيان انتقادات و پيشنهادات

گفتگو با نادر سلیمانی +باغ مظفر از نگاه مخاطبان+ پوستر

       گفتگو با نادر سلیمانی ، بردبار خان! به درخواست آقا فرشاد

 

  مهران مدیری و نادر سلیمانی

با شروع مجموعه تلویزیونی « باغ مظفر » شاید اولین كسی كه خیلی زود مورد توجه مخاطب تلویزیونی قرار گرفت، شخصیت بردبار با آن تكیه كلام معروفش(كه خودش امیدوار است با وجه منفی دیده نشود) بود. حضور نادر سلیمانی شاید یكی از بهترین انتخاب‌های مدیری برای این شخصیت با آن ویژگی‌های منحصر به فردش بود. حضور او در باغ‌مظفر « یی‌هویی! » و به علت تركیدگی لوله‌های آب در تقابل با خان مظفر به وجود آورنده موقعیت‌های طنز قابل توجهی بود كه البته ادامه پیدا نكرد. گفتگوی صمیمانه بانی فیلم را با وی از نظر می گذرانید :

آقای سلیمانی گویا قبل از باغ مظفر با داریوش مهرجویی هم همكاری كردید؟

- بله قبل از این كار سر فیلم‌ ایشان <سنتوری> بودم. قبل از آن هم سر نمایش <یك زن و یك مرد> بودم. همزمان با كار آقای مدیری هم در یك كار سینمایی به نام<نصف مال من، نصف مال تو> به كارگردانی آقای نیكخواه بازی می‌كنم.

هنوز مشخص نشده چه زمانی، اما قرار است در مجموعه<كلاه پهلوی> كار آقای ضیاءالدین دری هم حضور داشته باشم.

‌خدا را شكر سرتان حسابی شلوغ است، شاید علت اینكه خانواده بردبار در باغ مظفر حضور كمرنگ بعد از چند قسمت پیدا كردند، همین باشد؟

- بله، شاید مقداری درگیری‌های كاری خود من بود، اما گذشته از آن نوشته كه نمی‌تواند تنها روی یك نفر بچرخد، بلكه باید بافت نوشته روی كل كاراكترهای گروه باشد فكر می‌كنم این اتفاق تا اندازه‌ای رخ داده است. ابتدای كار هفت‌ تا هشت قسمت ما به طور كامل بودیم. آن زمان هنوز باغ مظفر مشخص نبود. با آمدن باغ مظفر نوشته‌ها و داستان‌ به سمت این باغ و افراد آن خانه رفت كه شما بردبار را در آنجا كمتر دیدید. این مسئله را نمی‌توان به عنوان حضور كمرنگ یا پررنگ مطرح كرد، چون این مسئله به خاطر چگونگی سیر داستان و سناریو است.

شخصیت بردبار شاید از ابتدا در تقابل با كاراكترهای باغ مظفر شكل گرفته است، نادر سلیمانی چگونه آن را تراشیده است؟

- به عقیده من وقتی كه به یك بازیگر نقشی پیشنهاد می‌شود، حالا چه آن را دوست داشته باشد، چه نه، به خاطر مسائل مالی آن را قبول كرده باشد، باید بسازدش. باید روی كاراكتر فكر كند، به صورت شبانه روز، ساعت‌ها و اگر زمان باشد سال‌ها روی آن شخصیت بررسی كند. وقتی سناریو را خواندم، حس كردم كه شخصیت قشنگی می‌تواند از آب دربیاید. به آقای قاسم‌خانی و خود مهران هم گفتم كه نقش خوبی هست و این‌بار با دیدباز بازی در این نقش را پذیرفتم و كمك‌های شایانی از طرف خود آقای مدیری و برو بچه‌های نویسنده شد تا این كاراكتر شكل بگیرد.

مثلاً انتخاب لهجه بردبار...

- این لهجه‌ با هماهنگی پیمان قاسم‌خانی و مهران مدیری بود. پیمان می‌گفت من یك جور این را نوشتم، نمی‌دانم كه می‌شود یا نه، حس می‌كنم این آدم... گفتم یك چیزهایی در ذهن من هست، بگذارید ببینم جواب می‌دهد. به مهران هم كه می‌گفتیم در جواب می‌گفت درست می‌شود. این یكی از خصوصیات مهران مدیری است كه بازیگرانش را قبضه نمی‌كند. او وقتی كه می‌فهمد بازیگرش نقش را درآورده است، او را رها می‌كند و شخصیت و كاراكتر به دست آمده را نمی‌شكند تا از نو بسازد. این مسئله به اعتقاد من از خصوصیات مثبت كارگردانی مدیری است. درمورد لهجه بردبار هم باید تأكید كنم كه این لهجه مختص به هیچ ایل و تباری نیست، من درآوردی است. این مسئله را می‌گویم كه به هیچ كس برنخورد. اوایل كه نقش پیدا شد این گویش كمی برایش تند و تیز و برای چنین شخصیتی مثل جیغ بود مخصوصاً خود من با دیدن دومین قسمت اذیت شدم، اما كم‌كم به مرور زمان پخته‌تر شد و چیزی كه الان می‌بینید از آب درآمد. حالا نمی‌دانم قابل پذیرش هست یا نیست. این را مردم باید تشخیص بدهند.

از فضای خانواده بردبار و كنتراست تك‌تك افراد آن با ساكنان باغ مظفر صحبت كنید. این تفاوت در خصوصیات افراد هر دو خانواده وجود داشت، چگونه در روابط هم ایجاد شد؟

-در این سریال دو قشر خانواده زندگی می‌كنند، یكی قشر بی‌بند و بار كه مقید به هیچ چیزی نیستند و یك قشر هم بااصالت و مقید شدند به اخلاق و اصول. ما در خانواده بردبار می‌بینیم كه می‌گویند هرچه آید خوش آید، اما باغ‌مظفری‌ها آداب و رسوم خاص خودشان را دارند و به آن مقید هستند. اگر دقت كرده باشید البته این نظرمن است. ما این افراد را فقط در باغ خودشان‌ می‌بینیم و عملاً جای دیگری تا به حال ندیده‌ایم. در حالی كه بردبار را با مردم مختلف و ارباب‌رجوع می‌بینیم، خانواده بردبار خصوصیات خاص خودشان را دارند. آنان خانواده خوشگذران و شوخ‌طبعی هستند و ما شادابی را در رفتار افراد این خانواده می‌بینیم اما در این طیف رفتارها به گونه‌ای دیگر است. این تفاوت‌ها در ارتباط این دو قطب كه به نظر من لازمه هر نوشته و سناریوی خوب است، به خوبی دیده می‌شود. به اعتقاد من اینها قطب‌های مخالف هستند كه در جایی باید كنار هم قرار بگیرند. حالا یا یكدیگر را جذب می‌كنند یا به عكس، همدیگر را دفع می‌كنند. اصولاً همدیگر را دفع می‌كنند و همین دفع، می‌شود پایه و اساس كمدی.

و این تأكید از سوی نویسندگان مختلف این مجموعه لحاظ شده است؟

-بله، نویسندگان مختلف از خود پیمان قاسم‌خانی به عنوان سرپرست گرفته تا محراب، آقای ژوله، آقای برزگر، آقای گودرزی و ...همگی پایه تولید كمدی را در این مجموعه، بر همین اساس یعنی دو قطب مخالف گذاشته‌اند. به هر حال شما در داستان هم می‌بینید، از وقتی این دو خانواده از طریق یك وصلت به یكدیگر متصل ‌شدند، یكسری فضاهای طنز ایجاد شد، چون ارتباط‌ها بیشتر شد. برای خانواده بردبار مهم نیست كه روز چگونه شب می‌شود، وضع مالی مهم نیست، حسادت در میان این خانواده نیست، اما از آن طرف در خانواده مظفر می‌بینیم حسادت در میان افراد مختلف از دخترشان (فروغ) گرفته تا بالاتر كه خود خان والا مظفر است، این مسائل باعث بروز درگیری‌هایی می‌شود كه مایه طنز كار است.

‌ما در چند قسمت ابتدایی كار بردبار را یكنواخت، اما قابل پذیرش دیدیم. چه كردید با گذشت زمان (با توجه به روتین بودن كار) بردبار برای تماشاگر یكنواخت و قابل حدس نشود؟

-من به این مسئله فكر نكردم. این را بدانید كه افراد ثابت هستند. یك انسان از كودكی تا بزرگسالی خصوصیاتی را جذب می‌كند و با آن شخصیتش شكل می‌گیرد. چرا شما می‌پرسید یا بقیه توقع دارند كه حتماً با یك تغییر ویژگی داشته باشد! این موقعیت است كه تغییر می‌كند.

منظور من هم قرار گرفتن در فضای جدید و همچنین دیدن واكنش‌های جدید از بردبار است؟

- ما هنوز ابتدای كار هستیم. باید ببینیم مواجه شدن بردبار با افراد این باغ چگونه جواب می‌دهد. خودم نمی‌دانم!

در مورد تكیه كلام‌هایی كه برای بردبار انتخاب كردید؟

- تعدادی تكیه كلام جدید هم برای بردبار در نظر گرفتم كه البته نمی‌دانم جواب بدهد یا خیر، اما تكیه كلام قبلی(تو غلط می‌كنی) بیشتر یك حالت شوخی و مصطلح دارد. امیدوارم هیچ‌وقت شكل منفی به خودش نگیرد. این تكیه كلام بیشتر جزو گویش این شخصیت است.  

‌خیلی‌ها معتقد هستند لهجه بردبار به نوعی از گویش استان فارس یا كرمان نزدیك است؟

- خیر، من به هیچ‌وجه لهجه این آدم را به هیچ گویشی نزدیك نكردم. اگر هم این‌طور شده یك ادغام من در بیاری است. چون هم به زبان و لهجه شیرازی خوب می‌توانم صحبت كنم و هم لهجه كرمانی را بلدم، اما هیچ‌وقت نخواستم لهجه جایی را بگیرم.

خوش‌گذرانی و كمی باری به هر جهت بودن بردبار(البته وجه مثبت آن را در نظر بگیرید) چقدر به نادر سلیمانی نزدیك است؟

- با شخص من اصلاً نزدیك نیست، چون كوچكترین مسئله روی من تأثیر می‌گذارد. حالا این مسئله نقطه ضعف است. نمی‌دانم، اما به هیچ‌وجه این نوع از رفتار به خود من نمی‌تواند، شبیه باشد.

معتقدید الان 180 درجه مخالف شخصیت خودتان را بازی می‌كنید؟

- بله، چون به هیچ‌وجه نمی‌توانم از یك جمله مثلاً <تو بی‌خود می‌كنی> بگذرم و بگویم مهم نیست! من دنبال این مسئله می‌روم كه او چرا این جمله را به من گفته است! یا باید منطقی پشت حرفش وجود داشته باشد... یا اینكه اگر اشتباه كرده باید عذرخواهی كند و من با كسی تعارف هم ندارم. بردبار از شخصیت من دور است، اما من الان به حدی آن را باور كرده‌ام كه به هم نزدیك شده‌ایم. در زمان كار به حدی با بردبار هستم كه واقعاً بی‌خیال هستم، اما به محض اینكه یك دقیقه كار تمام می‌شود، دوباره خودم می‌شوم. بعضی مواقع كه یك صحنه خوب درنمی‌آید، از مهران می‌خواهم یك بار دیگر آن صحنه را بگیریم، اگر آدم بی‌خیال باشم كه... .

‌در مورد پوشش ظاهری این شخصیت صحبت كنید كه با افراد مختلف این مجموعه، حتی بعضی مواقع با افراد خانواده خودش هم فرق دارد؟ معمولاً لباس اسپرت می‌پوشد و...

- در مورد پوشش این آدم با طراح صحنه، خانم سلطانی، عربشاهی و خود آقای مدیری كه مشورت كردیم، به این نتیجه رسیدیم این آدم بیشتر اسپرت می‌پوشد. اگر دقت كرده باشید، اولین نمادی كه این شخصیت خودش را با آن معرفی می‌كند، این است كه او می‌گوید من از كوه می‌آیم(اولین قسمت). او خوش‌گذران و اهل ورزش است، خوب می‌خورد و همیشه دوست دارد تیزپا باشد. یعنی الان بگویی بلندشو برویم كوه یا فلان جا، آماده و قبراق شاید یكی از تفاوت‌های او با خان مظفر در همین مسئله باشد. به همین دلیل وقتی كه پیش هم هستند، برای همدیگر غیرقابل تحمل می‌شوند. برای مثال بردبار را می‌بینیم كه با دارت به عكس پدربزرگ مظفر می‌زند و بعدش می‌خندد و می‌گوید: <‌حالا شد خان میان ابرویی>! اگر دقت كرده باشید افرادی از این دست در اجتماع زیاد داریم. آدم‌هایی هستند كه به هیچ‌وجه موقعیت دیگران برایشان اهمیت ندارد. بردبار ذره كوچكی است كه از شخصیت این گونه از آدم‌ها كه آگراندیسمان شده است.

پس از گذشت سال‌ها مجدداً با مهران مدیری همكاری می‌كنید، چقدر طی گذشت این زمان او را در كارش و شناختش از این ژانر، متفاوت‌تر می‌بینید؟ به عنوان كسی كه در شروع، كار او را دیده و حالا هم در آخرین كارش در كنار او است.

- مهران كاملاً با این سبك آشنایی دارد و خوب می‌داند چه باید بكند و به علاوه خیلی امتیازات مثبتی كه دارد یك خصوصیت مهم او انتخاب درست بازیگر و عواملش است. ما سال‌ها به قول شما از هم فاصله داشتیم، نه بحثی خدای نكرده بین ما بوده و نه مشكلی داشتیم. از ساعت خوش تا امسال شاید سه یا چهار كار با مهران داشتم، اما به عنوان میهمان حضور داشتم. هر موقع گفته بیا، رفتم چون دوستش دارم و خالصانه به عنوان كسی كه در این سبك و سیاق كار می‌كند، قبولش دارم و گذشته از آن با یكدیگر رفیق هستیم. من زمانی رفیقم را قبول دارم كه در عالم دوستی با هم همكاری هم داشته باشیم. مهران با آشنایی كامل بازیگرش را انتخاب می‌كند. او می‌داند نادر سلیمانی در چه فضایی می‌تواند كار كند. هیچ‌وقت نادر سلیمانی نمی‌تواند جای محمدرضا هدایتی با آن ویژگی‌ها كار كند. محمدرضا خیلی خوب كار می‌كند. بچه‌ها همه خوب هستند. رادش، سیامك، خانم جوزانی، خانم دهقان، خانم عبدالرزاقی و... این هماهنگی میان بچه‌ها و آرامش موجود در كار و.... از درایت كارگردان است. یكی دیگر از خصوصیات مثبت مهران، بی‌سروصدا بودن محیط كار است. ما دغدغه‌ای هنگام كار نداریم. حتی اگر به روز پخش هم برسیم. مهران قابلیت بازیگرش را می‌داند. به عنوان یك بازیگر وارد هر گروهی كه می‌شوم، نه این گروه، در هر پروژه دیگری كه حضور داشته باشم، فردی را كه به عنوان كارگردان قبول می‌كنم، تا آخر كار در كنارش هستم و او را می‌پذیرم. شما روابط خوب بین بازیگران این كار را از رابطه خوب با كارگردان بدانید كه در جلوی دوربین نتیجه‌اش مشخص و باعث می‌شود حتی در بازی هم با یكدیگر تعامل خوبی داشته باشند. هیچ كس خودش را اول نمی‌داند. مهران هم با حساسیت خاص خودش پشت دوربین است و عملكرد همه را از زیر نظر دارد. گاهی اوقات ما بعضی از صحنه‌ها را پنج-شش بار تكرار كردیم. شما روابط بین بچه‌ها را از پشت صحنه‌های كار می‌بینید كه خیلی خوب است. هیچ‌وقت هم آقای مدیری به این مسئله ایراد نمی‌گیرد، چون می‌داند در این كار اگر یك بازیگر را ببندی برای همیشه آن كار مرده است. عقیده خود من همه همین است.

یكی از خصوصیات مثبت یك بازیگر طنز احاطه داشتن بر بداهه‌گویی در زمان لازم است. چقدر در این مجموعه شخصیت‌های مختلف و خود شما اجازه این كار را دارید؟

- بداهه هم برمی‌گردد به نظر خود آقای مدیری، بعضی مواقع با بداهه موافق است، بعضی مواقع می‌گوید این را نگویید چون از فضا خارج می‌شوید. ما هم نه اینكه آن را حذف كنیم، شكل و شیوه بیانش را تغییر می‌دهیم و با شكل دیگری آن را تكرار می‌كنیم.

ناگفته‌ای از باغ مظفر اگر مانده، بگویید.

- امیدوارم كه موردپسند مردم باشد و امیدوارم بتوانم از خجالت مردم و مخاطب طنز تلویزیون بعد از این 10 سال كه نبودم ، دربیایم. بیش از این توقعی ندارم و از خدا می‌خواهم تمام كسانی كه دوست دارند بازی كنند پایشان به این كار باز شود.

منبع : بانی فیلم -- مجتبی احمدی‌

   

                                                                              

دیروز (جمعه) صبح محراب قاسم خانی و شقایق دهقان مهمان برنامه صبحگاهی ورزشی شبکه ۲ بودن.وقتی از محراب پرسیدن چرا اینقدر به مهران مدیری وفادار هستید و هیچوقت تنهاش نمیذاری جواب داد: بخاطر خودش. چون برای کارش ارزش قائله خیلی کارش رو دوست داره و از هیچ کاری برای بهتر شدنش دریغ نمیکنه ادم ریسک پذیریه. یادمه من بار اولی که با مهران برخورد کردم اون" مهران مدیری" بود و من فقط  رفته بودم "مهران مدیری" ببینم ولی بعدا به عنوان نویسنده باهاش همکاری کردم. یادمه موقعی که ما طرح شبهای برره رو دادیم بهش خودمون پشیمون شدیم که این چه طرحی بود واقعا هیچ تهیه کننده ای قبول نمیکرد این ریسک بالا رو انجام بده ولی مهران با سرسختی روی این طرح وایساد و گفت  باید انجام بشه. جدا از شخصیتی که داره سر سریال باغ مظفر با اون کمر درد شدید رو ی تخت دراز کشیده بود آمپول میزد و و شب هم برنامه رو به موقع میرسوند. چون برای کارش ارزش قائله.

   

                «باغ مظفر» از نگاه مخاطبان

تنها معدودی از بینندگان «باغ مظفر» تبلیغات مستقیم و پیام‌های مهران مدیری را در قالب این مجموعه می‌پسندند؛ این در حالیست كه اغلب آنان معتقدند كه ارایه‌ی پیام‌های آموزشی مستقیم در «باغ مظفر» خوب نیست.

خبرنگار ایسنا در نظرسنجی با تعدادی از شهروندان تهرانی به ارزیابی مخاطبان از مجموعه «باغ مظفر» پرداخته است.

دختری 19 ساله معتقد است كه تبلیغ محصولات شركت‌های صنعتی و ارایه‌ی پیام‌های آموزشی چون پرداخت به موقع مالیات اصلا خوب نیست. چرا كه مخاطب، تمركز ادامه‌ی سریال را از دست می‌دهد.

به اعتقاد پسری 24 ساله كه ساكن منطقه‌ی 13 است به علت طنز و پرمخاطب‌ بودن «باغ مظفر» تبلیغ محصولات تجاری و ارائه‌ی پیام‌های آموزشی خوب است و بیان نكاتی درباره‌ی تعذیه و زندگی شهری كار جدیدی است.

در حالی كه یك ماه از پخش سریال باغ مظفر گذشته است،زنی 47 ساله كه ساكن منطقه‌ی 3 تهران است اعتقاد دارد كه داستان‌های «باغ مظفر» هنوز«جا نیفتاده» است با این وجود بازیگران خوب بازی می‌كنند.

زنی 25 ساله ساكن منطقه‌ی 4 با اشاره به واژگان زشتی چون احمق و بی‌شعوركه بین بازیگران «باغ مظفر» رد و بدل می‌شود، می‌افزاید: مسایل به شیوه‌ای ظریف در این مجموعه مطرح نمی‌شود و خانواده‌های اصیل به مسخره گرفته شده‌اند.

این بیننده بازی بازیگران این مجموعه را بد توصیف كرده و اعتقاد دارد كه كارهای قبلی مدیری چه از نظر بازیگری و چه پرداخت موضوع بهتر بوده است.

پسری 26 ساله كه در منطقه 1 زندگی می‌كند معتقد است كه اگر با دیدی عامیانه به این مجموعه نگریسته نشود، متوجه می‌شویم كه «باغ مظفر» كار خوبی است كه دید اجتماعی خوبی دارد.

به اعتقاد وی موضوعات انتخاب شده برای ساخت خوب هستند وسیامك انصاری و نصراله رادش بهتر از سایر هنرپیشگان بازی می‌كنند.

در این میان یك كودك 8 ساله ساكن منطقه‌ی 1 و از مخاطبان سریال باغ مظفر، می‌گوید: تبلیغات سریال را دوست ندارم.این تبلیغات اصلا ربطی به قصه نداره.

دختری 19 ساله كه در منطقه 7 زندگی می‌كند، این مجموعه را خوب توصیف می‌كند ولی معتقد است كه یك سری اصطلاحات مثل «گوشه نداشتن اسكناس» به علاوه‌ی نقش آفرینی بازیگران، تكراری است.

دختری 26 ساله در منطقه‌ی 12 سكونت دارد بیان نكات آموزنده‌ای چون خوردن ماهی دو بار در هفته یا پرداخت به موقع مالیات را بسیار جذاب و مفید می‌داند و در عین حال می‌گوید: تبلیغ كالاهای تجاری موجب خارج شدن مجموعه از روال عادی خود می‌شود.

زنی 46 ساله كه در منطقه‌ی 4 زندگی می‌كند همین نظر را دارد اما این نوع اطلاع‌رسانی را به «سكته‌هایی» تشبیه می‌كند كه مرم به حس كردن آن در سریال‌ها عادت كرده‌اند و متذكر می‌شود: سریال با تبلیغات مستقیم و پیام‌های مهران مدیری سكته می‌كند!

زنی 35 ساله كه در منطقه‌ی 6 سكونت دارد،معتقد است: «باغ مظفر» مجموعه‌ی سطح پایینی است كه به اصالت خانواده‌های اصیل بی‌حرمتی می‌كند واصلا هدف از ساخت آن معلوم نیست.

او در ادامه می‌گوید: در این برنامه الفاظ ركیكی به كار می‌رود و در برخی قسمت‌ها چون «عاشق شدن دو خان» مسایل غیر اخلاقی مطرح می‌شود.

وی بازی بازیگران را بسیار شلوغ و بیرونی توصیف می‌كند و تنها نقش آفرینی سحر جعفری‌جوزانی (در نقش فروغ) را می‌پسندد.

به نظر مردی 53 ساله كه ساكن منطقه‌ی 4 است «باغ مظفر» با نگاه طنز به تاریخ خان‌ها می‌پردازد وافراط وتفریط‌های آنان را به تصویر می‌كشد.

زنی 47 ساله كه در منطقه‌ی 3 زندگی می‌كند معتقد است كه بیان پیام‌های آموزشی در باغ مظفرخوب است، چرا كه بینندگان نكات مفیدی را می‌آموزند ولی تبلیغ كالاها بد است؛ چون بیننده را از داستان دور می‌كند.

پسری 21 ساله كه در منطقه‌ی 1 زندگی می‌كند، اعتقاد دارد: كه این مجموعه كلا خوب است و بازیگران به خوبی ازعهده‌ی ایفای نقش‌های خود برآمده‌اند.

به نظر زنی 40 ساله كه در منطقه‌ی 12 ساكن است به تصویر كشیدن كالاهای تجاری و بیان پیام‌های آموزشی نتیجه‌بخش است. چرا كه این سریال، برنامه‌ای پر مخاطب است.

از سوی دیگر به اعتقاد پسری 21 ساله كه در منطقه‌ی 1 سكونت دارد، برخلاف تبلیغات كالا، ارایه‌ی نكات آموزش دهنده خوب است، چرا كه افزایش آگاهی بینندگان را درباره‌ی برخی موضوعات موجب می‌شود.

به نظر دختری 11 ساله كه ساكن منطقه‌ی 4 است، تمركزبیننده درزمان به روی آنتن رفتن آگهی‌های از بین می‌رود و به طرح این پرسش می‌پردازد: چرا سازندگان سریال وسط این برنامه حمایت خود را از برخی شركتها اعلام می‌كنند؟!

مردی 83 ساله ساكن منطقه‌ی 7 اعتقاد دارد كه «باغ مظفر» سریال خوبی نیست، چرا كه در آن لودگی بسیار دیده می‌شود و علاوه بر آن با وسایل قدیمی چون گرامافون شوخی می‌شود و آن‌ها ناكارآمد جلوه داده می‌شود، در صورتی كه مردم در زمان‌های قدیم با این وسایل زندگی می‌كردند.

وی معتقد است كه درست نیست كه مدیری چند كار را با هم در این مجموعه انجام می‌دهد.

دختری 20 ساله كه در منطقه‌ی 2 زندگی می‌كند، «باغ مظفر» را اثری سرگرم‌كننده توصیف می‌كند وپخش پشت صحنه‌ی این مجموعه را می‌پسندد.

به اعتقاد وی موضوعاتی كه این سریال به آن می‌پردازد، خوب است اما سازندگان می‌توانند مسایلی چون شكاف نسلها واختلافات طبقاتی هم دستمایه‌ی كار قرار دهند.

به نظر این بیننده شقایق دهقان، نادرسلیمانی، مهران مدیری و هادی كاظمی به خوبی از عهده‌ی بازی در نقش‌های خود برآمده‌اند.

زنی 27 ساله كه ساكن منطقه‌ی 14 است هم اعتقاد دارد كه مردم به آموزش احتیاج دارند بنابراین ارایه‌ی پیام‌های آموزشی لازم است. این در حالیست كه او به تصویر كشیدن كالاهای تجاری را در «باغ مظفر» نمی‌پسندد.

زنی 45 ساله هم كه در منطقه 4 زندگی می‌كند، معتقد است كه این مجموعه بدآموزی دارد و از بازیگران آن،رفتارهای نامناسبی سر می‌زند و از واژگان بدی استفاده می‌كنند.

به نظر خانمی 59 ساله كه ساكن منطقه‌ی 7 است، «باغ مظفر»اثری سرگرم‌كننده و موضوعات آن خوب است. علاوه بر آن بازیگران این مجموعه به ویژه مهران مدیری به خوبی بازی می‌كنند.

منبع: ایسنا

      

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 27 مهر1387 ساعت 9:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

بهنوش بختیاری از شبهای برره میگوید+پوستر

 

      بهنوش بختیاری از شبهای برره میگوید

 

  مهران مدیری و بهنوش بختیاری

امیدوارم که عضو ثابت گروه آقای مدیری شده باشم

چرا؟

چون دو تجربه موفق با ایشان داشتم .وانگهی حالا هم با اعضای گروه آشناهستم هم اینکه فضای کارهای آقای مدیری را شناخته ام

  ملاک انتخاب

نمیدانم چه شد برای "جایزه بزرگ" انتخاب شدم وقتی فهمیدم که آقای مدیری مرا برای نقش یک زن باردار و خاله زنک و زرنگ انتخاب کرده متعجب شدم!بعید میدانستم این نقش متناسب با فیزیکم باشد. اما مدیری در یک نگاه تشخیص داده بود که میتوانم به خوبی از عهده اش برآیم.

تجربه موفق "جایزه بزرگ" کمک کرد به تدارم این همکاری در شبهای برره؟

بله

نظارت

روی اجرای درست لهجه و بازیها هم نظارت اقای مدیری بود و هم اینکه وقتی شب کار خودمان را میدیدیم اشتباهات را پیدا و انها را اصلاح میکردیم

با دست باز

آقای مدیری در ابتدای کار خیلی مراقب و نگرانند .اما بعد که بازیگر تیپش را پیدا میکند دست اورا باز میگذارند.ایشان حتی متن را هم در اختیار بازیگر نمیگذارد تا به صورت شخصی تیپ را پیدا کند.زیرا این هنرمند طنزپرداز عمیقا اعتقاد دارد که تیپ را باید سرکار پیدا کرد و ساخت.می گوید:ممکن است آنچه در خلوت خودتان میسازید متفاوت از چیزی باشد که مورد نظر من است.

در کار او همه تیپ هستند؟

بله تقریبا

تکیه کلام

لیلون سه تا تکیه کلام داشت:

1.نیدونم.... که فکر نمیکردم اینطور بگیرد و مورد استفاده قرار بگیرد. 2. سیکل ودارم.3. زندگی عشقولانه .که نشون میداد لیلون همه چیز را از زاویه رمانتیک نگاه می کند و در خیالش زندگی چیزی بجز عشق نیست.

باز ی مقابل مدیری

بازی کردن مقابل مهران مدیری اصلا کار ساده ای نیست. بخصوص که ایشان کارگردان شبهای برره نیز بودند. اوایل از این ترس داشتم که مبادا با بازی ام ایشان را خراب کنم. اما بعد به این نتیجه رسیدم که اتفاقا از تضاد و فاصله لیلون با شیر فرهاد است که "طنز" آن سکانسها در می آید.در واقع این خیلی غلط است که فکر کنیم در یک سکانس طنز همه باید به یک اندازه مردم را بخندانند.

دیده شدن

هرگر دنبال این نبوده ام که در حضور آقای مدیری دیده شوم و به چشم بیایم. به نظر رسید که باید کار و بازی خودم را بکنم و دنبال اغراق نباشم.

لیلون و شیرفرهاد تضاد بامزه ای با هم دارند.

بله لیلون رمانتیک است و احساساتی در حالی که شیرفرهاد زمخت است و خشن.

بازیگری

بعضی ها خیال میکنند که بازیگری یعنی پررویی. یعنی هرچه دلت خواست بگویی. بپری وسط دیالوگ دیگران و چیزهایی از این دست.اما من هرگز دنبال چنین مسائلی نرفتم چون اگر بال بال هم میزدم نمیتوانستم در حضور آقای مدیری حرفی برای گفتن داشته باشم و فقط خودم را خراب میکردم.

کارگردان از شما چه میخواست؟

آقای مدیری میگفت شیرین باش. زیاد"بازی" نکن و سعی کن دوست داشتنی باشی.

با این حساب شما باید خودتان را تقویت کنید.زیرا مهران مدیری آدمی است که وجوهات اصلی بازیگرانش را به تصویر میکشد.مثلا جواد رضویان انچه داشت را در پاورچین و جایزه بزرگ خرج کردو بعد از آن با مشکل برخورد کرد.

بله خب. آقای مدیری به خوبی متوجه برجستگی های کار یک بازیگر می شوند و همانها را فعال میسازند. اما اگر پیشنهادات بعدی متفاوت باشد بازیگر نیز مجبور میشود تا قابلیت های خویش را با تمرین و مطالعه و خلاقیت و تفکر افزایش دهد.

بجز شیرفرهاد در کنار کدام شخصیت ها احساس راحتی میکردی؟

در کنار همه! از کیوون و کیانوش بگیر تا سحرناز که خواهرشوهرم بود.

کدام شخصیتها

شیرفرهاد و کیانوش و سالارخان و کیوون و دوبرره وسحرناز و شادونه را دوست داشتم. اگر نقش لیلون را به کسی دیگر میدادن دوست داشتم نقش سحر ناز را بازی کنم.

استقبال

فکر نمیکردم روزی بخاطر استقبال مردم نتوانم از درب خانه خارج شوم!قبل از شروع کار خواب درستی نداشتم و دعا میکردم در شب های برره وصله ناجور نباشم. به نظرم در این کار روسفید شدم.

پاورچین

برره در قسمتهای پایانی ا شبیه پاورچین شده بود این از قبل برنامه ریزی شده بود؟

چون خیلی نمیتوانستیم در فضای گذشته مانور بدهیم و کم کم داشتیم به تکرار می افتادیم.برای همین به امروز نزدیک و نزدیک شدیم.

از قسمت چندم شبیه پاورچین شدید؟

از قسمت 70.

وداع تلخ

قرار بود کار تا قسمت صدو سی و پنجم ادامه پیدا کند . به همین دلیل طرحی ریخته شد تا به تدریج برسیم به پاورچین .اما چندروز بعد بطور رسمی اعلام کردند که پرونده شبهای برره بسته شده و ادامه ای برای ان ساخته نخواهد شد.

پس با شبهای برره خداحافظی کردید؟

بله و باید اعتراف کنم وداع تلخی بود.

چند قسمت ازاین کار پخش شد؟

نود و دو قسمت

بازیگران خوب

آقایان مدیری مهدی هاشمی و پرویز پرستویی صاحب سبک هستند. میان خانمها نیز باید از گوهر خیراندیش مریلا زارعی و گلاب آدینه یاد کنم.

از هم سن و سالهای خودم هم گلشیفته فراهانی را میپسندم.

    

                 پژمان بازغی :مهران مدیری کاربلد است

 

   پژمان بازغی و مهران مدیری

 

مهران مديري، كار بلد است، به همين خاطر در مجموعه طنز «مرد هزار چهره» ظاهر شدم، مهران مديري از ابتدا مي‌داند كه از فيلمنامه چه مي‌خواهد، از آنجا كه مهران را خيلي دوست دارم، رفتم و برايش بازي كردم.

                                    نفس من

همسرم «مستانه مهاجر» از تدوين‌گرهاي سينماي ايران است كه اصولا تدوين‌گر فيلم‌هاي مستند است اما در عرصه سينما، فيلم‌هاي بماني داريوش مهرجويي، سفر قندهار، آتش‌بس تهمينه ميلاني، زن‌ها فرشته‌اند، كلاغ پر، كنعان كه الان در حال اكران است، خواستگار محترم و مهمان و چند فيلم ديگر را كه حضور ذهن ندارم، تدوين‌گري كرده اما مي‌دانم پرونده كاري‌اش از من شلوغ‌تر است. آخرين كارش هم «وصل مستان» است كه قرار است از شبكه اول پخش شود. من و او سه سال پيش در يك فضاي سينمايي با يكديگر آشنا شديم و اين آشنايي منجر به ازدواج شد. حاصل اين ازدواج هم يك دختر كوچك به نام «نفس» است كه سه ماه و نيمش است

منبع:خانواده سبز

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 25 مهر1387 ساعت 8:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

بهنوش بختیاری از جایزه بزرگ می گوید+ پوستر+مهراب انصراف داد

       بهنوش بختیاری از جایزه بزرگ  می گوید

 

   جایزه بزرگ

 

"جایزه بزرگ" یک کار مناسبتی بود اینگونه کارها برای بازیگران سکوی پرتاب است. مردم هرشب شما را میبینند که این موضوع خیلی در حرفه ما حائز اهمیت است

                             لهجه

من بزرگ شده تهرانم لهجه ندارم و گویش و لحنم امروزی است .دیدم اگر بخواهم فریبا را با همین لحن بازی کنم  با غربتی بودن او جور در نمی آید. این بود که به سراغ لهجه قمی رفتم.

بعضی ها انتقادشان این بود که چرا لهجه شیرازی را اینقدر بد صحبت کردی که باید بگویم لهجه شیرازی را خانم موسوی صحبت کردند و من قمی صحبت مردم.

                                       ملیحه

سناریو را که خواندم  گمانم این بود که آقای مدیری قصد دارند نقش ملیحه را به من بسپارند.بعد که متوجه شدم ایشان نقش "فریبا" را برای من در نظر دارند متعجب شدم و گفتم:کجای من به این نقش میخورد؟!

بعد که دقت کردم  دیدم ملیحه یک مقدار تکراری است زیرا داشت دنبال شوهر میگشت و به اندازه فریبا بکر نبود.

                      یک سکانس در هر قسمت

وقتی آقای مدیری گفت "فریبا" را بازی کن  سناریو را خواندم و دریافتم که او در قسمتهای اول و دوم خیلی کم حضور دارد. پیش خودم گفتم این از آن نقشهایی است که دیده نمیشود اما خوشبختانه در طول کار مدت حضور فریبا هم افزایش پیدا کرد.

                          توانا در سبک خویش

همکاری با آقای مدیری یکی از آرزوهایم بود.ایشان در سبک خودشان استاد هستندو برای هر بازیگری خیلی خوب است که بتواند با افراد شاخص کار کند. لذا در صورتی  که آقای مدیری می خواست تا تنها در یک سکانس از "جایزه بزرگ" بازی کنم  پیشنهادش را می پذیرفتم.آقای مدیری مرا در سریال همکارشان دیدند که خواستند تا در جایزه بزرگ حضور داشته باشم.

                                  پیشنهاد دادم

افزودن لهجه قمی به فریبا پیشنهاد خودم بود. همیشه از لهجه بیزار بودم و پیش خودم میگفتم هرکس که میخواهد جلوی دوربین با مزه باشد فوری به سراغ لهجه می رود. با این پیش زمینه ذهنی بود که رفتم سراغ لهجه ی قمی. آقای مدیری پیشنهادم را پذیرفت. گفت:برو جلوی دوربین امتحانش کن. با ترس و لرز سکانس اول را بازی کردم . بعدش منتظر شنیدن جملات مایوس کننده بودم به خودم گفتم:الان است که آقای مدیری بگوید "تو چقدر گوشت تلخی"!  اما آقای مدیری استقبال کرده و گفتند: برو واسه خودت . و از آن سکانس به بعد بود که دستم را باز گذاشتند.

                                تشویق

استقبال مردم از از کارم شوکه ام کرد. واقعا انتظار نداشتم اینقدر از "فریبا" خوششان بیاید.مردو در موچه و خیابان مرا "آق مراده" صدا میکردند

                                نقاط قوت و ضعف

 حضور مهران مدیری را باید یکی از نقاط قوت سریال "جایزه بزرگ" دانست. بودن ایشان در کنار  کارهایی با این حال و هوا "برکت" است. آرامشی که آقای مدیری در پشت صحنه ایجاد میکنند روی عوامل تاثیر مثبت می کذارد.این هنرمند به خوبی با مقوله طنز آشناست. سلیقه مخاطبانش را هم میشناسد.ریتم تند قصه پر کشش و جذاب پرهیز از تاکید نابجا روی سکانسهایی که هستند تا مجموعه طولانی تر شود و مهمتر از همه اینکه جایزه بزرگ زودتر تمام شود و بیهوده کش پیدا نکند از دیگر نقاط قوت این سریال بودند.

                                      کار جدید

هنوز که برای بازی در کار جدید اقای مدیری پیشنهادی به دستم نرسیده .با اینحال باید اعتراف کنم که خوشحال میشوم  اگر دوباره در کار ایشان و گروهشان قرار بگیرم . و دوست دارم از اینجا از عوامل پشت صحنه جایزه بزگ تشکر کنم و به آنها خسته نباشید بگویم.

     

 

                    

 

     مهراب قاسم خانی از نوشتن کار جدید مدیری انصراف داد

 

   مهران مدیری و مهراب قاسم خانی

 

مهراب قاسمخانی نویسنده همیشگی کارهای طنز مهران مدیری چندی  پیش قول نویسندگی اش را برای کار اخیر این کارگردان پس گرفت.قراربود مهراب هم در کنار خشایار الوند و امیر مهدی زوله اپیزودهای مجموعه تازه مدیری را بنویسد اما به خاطر بلاتکلیف بودن قصه کار قاسمخانی از نگارش برای این مجموعه انصراف داد اما همچنان خضور شقایق دهقان همسر مهراب قاسمخانی در این مجموعه فطعی است.البته این جدایی دلیل بر این نیست که مهراب با گروه کارشان رفیق نیست بلکه صرفا جنبه کاری دارد مثل پیمان قاسمخانی که با گروه همیشه همکاری مداومی نداشته است اما رفاقت بینشان هنوز پابرجاست.مهراب قاسمخانی به تازگی نویسندگی فیلمنامه سن پترزبورگ را به همراه برادر خود به پایان برده است که کارگردانی آن برعهده بهروز افخمی است

متشکرم از سپیده عزیز برای ارسال این مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 22 مهر1387 ساعت 11:1     بيان انتقادات و پيشنهادات

رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است+پوستر

 

 

  رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است

عطاران میگوید:برخلاف انتقادهایی که از شبهای برره میشد من این کار مدیری را به لحاظ فرم و محتوی غنی تر و بهتر از کارهای قبلی اش میدانم .

به نظرم مهران جسارت زیادی به خرج داده که چنین برنامه ای را ساخته. حتی شیوه ی ضبطش هم با گذشته فرق کرده که از دید من شایسته تحسین و احترام است.

به نظر شما برره کجاست؟

عطاران:ظرف جامعه است .قالبی که میتوان هرشکلی را داخلش گذاشت و ابعاد گوناگون آن را به زبان طنز تصویری نشان داد.

شبهای برره داستان داشت.مزیتی که بسیاری از کارهای روتین از ان بی بهره اند

بله درست است

راست است اینکه میگویند "دوران کارهای نود شبی به سر آمده"؟

خیر.آنچه دروره اش تمام شده دوره ساختن کارهای شتابزده استمردم اگر خلاقیت و جذابیت ببینند مینشینند پای گیرنده ها و برنامه های 90 شبی را میبینند.

قبول داری که رد حال حاضر مدیری بهترین روتین ساز تلویزیون است؟

بله

تو رقیب مدیری و غفوریان هستی یا رفیق؟

اصل این است که رفیق باشیم.

رفیق هستید؟

انجام کار مدیری و سبکش برای من سخت است و راغب نیستم آن نوع و مدل را کار کنم و یا برعکس. آنها دوست ندارند که نوع کار من را انجام دهند .هرکدام از ما یک سبک جدا داریم که نمیتوانیم زیر آب هم را بزنیم!

پس تکلیف شایعه و شایعه سازان چیست؟

متاسفانه خیلی برای ما حرف در میاورند و میگویند ما باهم خوب نیستیم و از اینجور مسائل.

حالا خوب هستید یا نه؟

نه بابا. خیلی خوب هستیم.فقط من یکی دوبار من زدم توی گوش مهران که اوهم با لگد سیلی های من را جبران کرده. این هم دروغ سیزده!

منبع:تلاش و خبر ورزشی

   

       

        پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین های تابستان


مهر:از 12 فیلم اکران شده در سه ماه دوم سال "همیشه پای یک زن در میان است" توانست عنوان پرفروش‌ترین را به خود اختصاص دهد. این فیلم که در آستانه رسیدن به فروش یک میلیارد تومانی است پس از 62 روز نمایش 000/300/924 تومان فروخته است. البته پس از نمایش در جشنواره بیست و ششم فجر این میزان فروش برای فیلم تبریزی قابل پیش‌بینی بود که با تکیه بر قالب کمدی فانتزی و حضور بازیگران چهره این عنوان را از آن خود کرد.

کم‌فروش‌ترین فیلم این فهرست "پرچم‌های قلعه کاوه" محمد نوریزاد است که هر چند در گروه سینمایی اکران شد ولی کمتر از فیلم‌های به نمایش درآمده در گروه سینمایی آزاد فروش کرد. این فیلم پس از 27 روز نمایش 000/800/4 تومان فروش داشت که با توجه به تاریخی بودن فیلم و بازتاب‌های نه چندان خوب که پس از نمایش جشنواره‌ای داشت، از پیش این عنوان را به خود اختصاص داده بود.

بین این دو فیلم که ابتدا و انتهای فهرست قرار گرفته‌اند این آثار به ترتیب قرار گرفته‌اند: "10 رقمی" 000/300/517 تومان، "حس پنهان" 000/200/241 تومان، "دیوار" 000/700/136 تومان، "فرزند خاک" 000/300/111 تومان، "مینای شهر خاموش" 000/800/64 تومان، "سربلند" 000/400/61 تومان، "ریسمان باز" 000/000/37 تومان، "حقیقت گمشده" 000/000/23 تومان، "خاک سرد" 000/600/21 تومان و "روز برمی‌آید" 000/500/12 تومان.

         
   مدیری و عطاران

     

  دورخيز چهار فيلم کمدي براي تنديس جشنواره کمدي "گل آقا"

 
نشست داوران دومين جشنواره فيلم کمدي "گل آقا" براي انتخاب آثار برتر تشکيل شد و چهار فيلم در محور توجه براي انتخاب برترين ها قرار گرفت.
 
به گزارش خبرنگار ايرنا به نقل از يکي از دست اندرکاران اين جشنواره ، در اين نشست "فاطمه معتمد آريا"،"داود رشيدي"،"فرهاد توحيدي"، "محمدرفيع ضيايي" و "گيتي صفرزاده" به بررسي آثار خاضر در اين جشنواره پرداختند .
بر اساس اين گزارش ،فيلم هاي "دايره زنگي"، "توفيق اجباري"، "هميشه پاي يک زن در ميان است" و "رفيق بد" بيشترين شانس را در ميان فيلمها به خود اختصاص داده اند.
دومين جشنواره فيلم کمدي گل آقا 30 مهر در مجموعه فرهنگي هنري اريکه ايرانيان برگزار مي شود.
 
      
پوستر از شادی عزیز
   
 
  
 

                           بزنگاه پیروزی یا شکست

بزنگاه: دل خوش كردن به اندكي جزييات رضا عطاران در كنار مهران مديري بهترين طنز پرداز عرصه تلويزيون است كه تفاوت عمده آثارش با كارهاي مهران مديري در نوع نگاهش به مقوله طنز است. مديري در طول چند مجموعه اخيرش ضمن نقد آداب و رفتارهاي اجتماعي و شخصي مرسوم ميان ايراني ها گوشه چشمي هم به مقوله فانتزي گرايي در طنز داشته و انصافا در اين كار موفق هم بوده است. اما رضا عطاران نقد رفتارها و ناهنجاري هاي اجتماع پيرامونش را در قالبي عاميانه تر به تصوير مي كشد و در برخي اوقات سعي كرده جنس كارهايش به كمدي هاي روحوضي نزديك شود. طنز موقعيت و كلام در كارهاي عطاران به خوبي موج مي زند و در بزنگاه نيز كم و بيش شاهد آن بوديم. اما مشكل كار اخير عطاران در اين است كه او پيكره روايي اثرش را رها كرده و بيشتر در قيد و بند بامزه در آمدن نوع رفتار و گفتار كاراكترها (كه همگي شان تيپ هايي آشنا هستند) بوده است. به همين دليل از نيمه هاي مجموعه شوخي هاي رد و بدل شده ميان شخصيت ها ديگر آن تازگي اوليه را براي مخاطب ندارند و جوابگوي حجم زمان بالاي مجموعه نيستند. با اين وجود نگاه تيزبين عطاران نسبت به شخصيت هاي اثرش مجموعه را در لحظه هايي دلپذير و خوشايند از كار در آورده است. بازي فوق العاده مرجانه گلچين در نقش بهجت (كه بهترين نقش آفريني اش در دو دوره از بازيگري اش به شمار مي رود) و يا بازيگر نقش درسا كه تمام بار شوخ طبعانه مجموعه را بر عهده گرفته از نكته هاي قابل ملاحظه بزنگاه به شمار مي روند كه ضعف هاي موجود در شخصيت پردازي و فضا پردازي گاه تكراري فصل ها را اندكي تعديل مي كنند. تنها مزيت فيلمنامه در اين است كه بر روي وجه منفي و مثبت شخصيت هاي اصلي اش به طور يكسان كار كرده و هيچ يك از كاراكترها نه منفي منفي هستند نه مثبت مثبت. با اين وجود موقعيت هاي خلق شده در فيلمنامه هيچ يك تازگي چنداني ندارند و خيلي از آن ها قابل حذف هستند و يا تاثيرشان در لحظه است. به عنوان مثال تاكيد چند قسمتي بر مراسم ختم پدر خانواده (احمد پور مخبر) با آن همه جزييات كه تنها براي پر رنگ شدن شوخي هاي كلامي و موقعيت فيلمنامه است، قضيه اعتياد نادر (رضا عطاران) كه افراط در شوخي با آن حتي حساسيت هايي را در سطح جامعه به وجود آورد، ورود مرتضايي به زندگي آن ها، فلج شدن صابر (حميد لولايي) كه بيشتر در خدمت اسپانسر مجموعه (سازمان بهزيستي) بود تا خط روايي آن، ورود عمو (احمد پورمخبر) به زندگي آن ها براي گرفتن حق اش، تلاش كامران (علي صادقي) براي به چنگ آوردن آن يك ميليارد تومان و فريب خوردن او از آن بنگاه دار از جمله اين اتفاق ها هستند كه كاركرد غير مشخص و مخدوشي در روند فيلمنامه دارند. در نگاهي كلي بزنگاه در مقايسه با ديگر ساخته هاي مناسبتي رضا عطاران پيشرفتي به حساب نمي آيد و در بهترين حالت، با چشم پوشي از ضعف هاي محتوايي اش، مي توان آن را در رديف ديگر آثار عطاران ارزيابي كرد

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 19 مهر1387 ساعت 12:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهدی شیری از همکارری با مهران مدیری میگوید

  

       محمد شیری از همکاری با مهران مدیری میگوید

           

                                 دردسر والدین                               

دوست ندارم آنچه میگویم به حساب "پاچه خواری" گذاشته شود زیرا حتی در صورتی که با مدیری همکار نمیشدم بازهم نظرم در باره او همین ها بود که میخواهم برزبان آورم.

همیشه کارهایش را دنبال می کردم . مهران را از ساعت خوش و نوروز 72 میشناختم. او سبک تازه ای را وارد طنز ایرانی کرد و اتفاقا جواب هم گرفت.

مهران از دید من بهترین"روتین ساز" تلویزیون پس از انقلاب است.

زیرا هیچ کس نتوانسته با اندازه او برنامه های 90قسمتی پرمخاطب بسازد و خیلی ها که وارد این وادی شده اند بعد از انجام یکی دو کار کنار رفته اند.

مهران مدیری را در "دردسر والدین" ملاقات کردی؟

شیری: نقش ناظم مدرسه را ایفا میکردم. در ان سریال آقای مدیری و خانم گودرزی پارتنر همدیگر بودند.

سر آن سریال مهران مرا خیلی شرمنده کرد و همیشه از منظر یک پیشکسوت با من برخورد می کرد.

او شناخت خوبی از جنس بازی ام داشت و برهمین اساس بود که در خصوص یک کار      

تلویزیونی (پاورچین) بامن صحبت هایی را درمیان گذاشت.

یعنی قرار شد در پاورچین بازی کنید؟

اینطور به نظر میرسید. هنوز به طور دقیق نمیدانم شاید هم قسمت نبود که بازی نکردم

                   

                                    اسفند 83

اسفند سال 83 یک شب یکی از دستیاران آقای مدیری تماس گرفتند و گفتند : شما کاندید هستید برای نقش افسر کلانتری در سریال جایزه بزرگ.

هرچند که درگیر تاتر بودم ولی قرار شد که هماهنگ کنم تا این فرصت را از دست ندهم.

رفتم دفتر مهران و بعد بلافاصله سر از جلوی دوربین دراوردم.

ابتدا قرار بود این افسر فقط 4 قسمت درکار حضور داشته باشد ولی این 4 تا به 9 قسمت افزایش یافت و

همانطور که دیدی من تا پایان سریال در جریان قصه حضور داشتم.  

                                  صحبتهای ضمنی

هنگامی که مشغول کار در جایزه بزرگ بودم صحبتهایی به صورت ضمنی شد دال بر حضورم در کار بعدی مدیری که همین "شبهای برره" باشد.

گذشت تا اینکه در جایی وقتی به عنوان بازرس انجمن بازیگران سینما و تلویزیون رفته بودم تا کارم را انجام دهم آقایان شکوهی و مهین دوست را دیدم.

از طریق این دونفر شنیدم که پیش تولید کار جدید مهران شروع شده و آنها سرگرم ساخت دکور در منطقه سعادت آباد تهران هستند.

شکوهی گفت:نمیخواهی سری به لوکیشن ما بزنی.من جواب مثبت دادم .3روز بعد تماس گرفتند برای نقش سالار خان .خان پایین برره.

                                    مشکل بود

اگرچه 37سال سابقه بازیگری دارم اما در ابتدا برایم سخت بود اینکه بخواهم با گروه مهران "مچ" شوم.                

           ویژگیهای مهران مدیری

ابتدا باید از اخلاق مهران به نیکی یاد کنم.او ویژگیهای منحصر به فردی دارد که و فوق العاده مودب با محبت و صد البته نکته سنج و ریزبین است.

یادم می آید روز اول که تست گریم میدادیم همه تو منزل سالارخان می خندیدیم.آن روز روز قشنگی بود.

اما دیگر ویژگی مدیری که به گروهش هم مربوط میشود این است که آنها پشت صحنه خوب و صمیمی دارند.

این صمیمیت به گونه ای است که یک تازه وارد احساس میکند انها را سالهاست که میشناسد و با ایشان همکار بوده است.

به نظر من اگر این صمیمیت به جلوی دوربین منتقل نمیشد خیلی از نقشها منجمله نقش سالار خان ضعیف تر از کار در میامدند.

                  پلان به پلان

پلان به پلان بازی ام را با مهران چک میکنم واو از آن کارگردانهایی نیست که می گویند"حرف حرف خودمان است".

مهران اگر پیشنهادیی که به او میدهم منطقی باشد و به فضای قصه بخورد انرا لحاظ میکند.

فکر میکنید عضو ثابت گروه مدیری شده باشید؟

تاخدا چه بخواهد.

                               مرغ برگشت

زمانی که درسیمای اقتصاد ما بودم مرغ اقبال نشست روی دوش من اما به دلایلی این مرغ را پراندند و اینکه پس از سالها انتظار و به کمک مهران مدیری مرغ اقبال با من آشتی کرده است و امیدوارم اینبار بتوانم موقعیتهایی که دلخواهم است را به وجود اورم.

                     پررنگ تر

سالارخان نقش کوچکی نیست .و به لطف مدیری و نویسنده ها روز به روز هم پررنگ تر میشود.

مهران میتوانست نقش دیگری را به من بدهد اما او به "محمد شیری" اعتماد کرد و اینطور که از زبان خودش شنیدم از ماحصل کار راضیست.

                                       طنز تلخ

در "سیمای اقتصاد ما" طنز تلخ داشتیم. اما طنز مدیری به گونه ای دیگر است و شیرینی خاصی دارد.

مهران طنز موقعیت را خوب میشناسد و بلد است از المانهای مختلفی چون تیپ.لهجه .تکیه کلام و غیره... بازی بگیرد.

                            فسا

یک روز نماینده محترم "فسا" به همراه دو سه نفر دیگر آمدن سر لوکیشن"شبهای برره" و از بچه ها قدر دانی کردند.

نمایند محترم فسا میگفتند که "دوست داریم در این برنامه باز هم از فسا اسم برده شود".

حتی در یکی از روزنامه های محلی فسا خوانده ام که 99 درصد مردم این منطقه نیز راضی هستند به اینکه اسم شهرشان در شبهای برره برده شود

با اینحال مارا بخاطر تکرار اسم فسا انقدر اذیت کردند تا اینکه تصمیم گرفته شد تادیگر از این منطقه حرف نزنیم.

                                                جیگر

در خانه به بچه ها و نوه ام میگویم"جیگر". سالار خان هم در برره به جان نثار و شیر فرهادش میگوید"جیگر".

این کلمه یعنی اینکه میخواهم به مردم ایران بگویم "دوستتان دارم".

غیر از این هیچ تفسیر و معنای دیگری را نمیپذیرم و هدف دیگری هم ندارم..

                                          سخت بود

روزهای اول کنار آمدن با این لهجه سخت بود با اینحال بعد از اولین تمرینی که انجام دادیم مدیری جلو آمد و در گوشم گفت:

کار را درست انجام دادی ولی سعی کن بهتر شود.

یادم می آید که به مدیری گفتم: هرجا مرتکب اشتباهی شدم به من تذکر بده . اوهم گفت مطمئن باش که اگر بیراهه بروی سکانس را دور میریزم.

                                         لوکیشن

در حوالی سعادت آباد باغی وجود دارد به مساحت 37 هزار متر که برره در آنجا ساخته شد

اینکه مدیری کارگردان و بازی هم میکند به کارش لطمه نمیزند؟

خیر زیرا مهران هزار تا چشم دارد و اگرچه جلوی دوربین است اما همه را میپاید و کوچکترین خطایی از زیر دستش در نمیرود.

منبع:تلاش

             

 متشکرم از گیتا  ی عزیز بخاطر ارسال این عکس

 

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 16 مهر1387 ساعت 19:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

کلی مطلب از سزیالهای ماه مبارک رمضان

سلام بچه ها

این پست رو الینای عزیز نوشته تولدت مبارک عزیزم

 

***اسکار بامزه ترین جمله به حسن یکتا پناه ، کارگردان ( جشن خانه سینما ، جشن شب های برره است.) ***
**اسکار بهترین تیتراژ ماه به امیر ولی خانی برای ساخت تیتراژ « بزنگاه».**
**تقدیر ویژه تلویزیونی از آریا عظیمی نژاد به خاطر ساخت موسیقی « روز حسرت» **
**تبریک ویژه به پژمان بازغی که چند روزی است طعم پدر شدن را چشیده است.**
***اسکار تکراری ترین بازی های ماه مشترکا به بهاره رهنما و جواد رضویان هر دو برای مامور بدرقه.**
** اسکار بهترین بازیگر ماه زن تلویزیون به مهراوه شریفی نیا برای « روز حسرت».**
** اسکار بهترین بازیگر ماه مرد تلویزیون به حسی یاری برای «مثل هیچکس » .**
**اسکار جوانمرد ترین بازیگر ماه به پروانه معصومی (طرفدار پرو پا قرص «بزنگاه» هستم.) **
**اسکار روی جلد ترین بازیگر ماه به پوریا پورسرخ.**
**اسکار خفن ترین سریال ماه به «بزنگاه».**
**اسکار بی نمک ترین سریال ماه به «مامور بدرقه».**
**اسکار ساعت شنی ترین سریال ماه به «روز حسرت».**
**اسکار زیر تیغ ترین سریال به «مثل هیچکس».**
**جالبترین نکته ماه : شورای نظارت بر صدا و سیما از مهران مهام و ایرج محمدی به خاطر تهیه «ترانه مادری» تقدیر کرد و چند روز بعد آنها را برای تولید «بزنگاه» مورد انتقاد قرار داد !.**

<< آرزوی سلامتی برای گوهر خیر اندیش که این روزها هم دچار ضایعه آپاندیس شده و هم دست و پایش شکسته است.>>

       

    اعتراض کار گردان نمایش «مهریه ماه منیر» به سریال «بزنگاه»

         "سروش صحت ، دیاالوگ های نمایش ما را برداشت."


نویسنده و کارگردان نمایش «مهریه ماه منیر» مدعی شد بخش هایی از طنز مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» برگرفته از اثر اوست که شش ماه پیش روی صحنه اجرا شد.
محمد رضا اسماعیلی در این باره گفت: از شش ماه پیش نمایش طنز «مهریه ماه منیر» هر شب ساعت 21 در مجتمع شهید چمران روی صحنه می رود و مراقب های سالن ، سروش صحت نویسنده مجموعه « بزنگاه» را هنگام دیدن نمایش دیده اند.
پس از پخش این مجموعه متوجه شدیم بخش هایی از گل طنز آن نمایش «مهریه ماه منیر» گرفته شده است.
وی ادامه داد : صحت در کار قبلی اش هم از بخش های طنز نمایش «پدر نمونه» ما استفاده کرده بود. نمی دانم چرا تلویزیون بودجه خود را به افرادی می دهد که ادعای طنز نویسی دارند.
در حال حاضر هم بخش هایی از طنز «بزنگاه» مثلاً در صحنه های عزاداری و برخی دیالوگ ها ناجوانمردانه از نمایش «مهریه ماه منیر» برداشت شده است.
نویسنده و کارگردان تئاتر خاطرنشان ساخت : سوء استفاده از طنز دیگران که نوآوری نیست ، بلکه کپی برداری و کاری ناجوانمردانه است. من در طنز ، مهران مدیری را قبول دارم.وقتی آثار او را می بینید متوجه نکات بدیع می شوید.مثلاً در طنز « برره» نوع گویش ، رفتارها و ... تازه بود.
اسماعیلی در پایان گفت : وقتی در مجموعه طنز اعتیاد را شوخی بگیریم و آن را با نمک نشان دهیم ، مخاطبان ترغیب می شوند سمت اعتیاد بروند و این نوآوری در طنز نیست. متاسفانه هنوز فرق طنز و هجو شناخته نشده و زبان فارسی مقتضیاتی دارد که باید بر اساس آن عمل کرد.ممکن است هر طنزی مخاطب را بخنداند اما آنچه اهمیت دارد به فکر واداشتن مخاطب است.

      

             چرا ستاره ها در تلویزیون معتاد می شوند؟
خودمان را گول می زنیم و تصور میکنیم که هدف از معتاد بودن شخصیت سریال ها ، جنبه فرهنگی (!!) دارد و نه از شیطنت های احتمالی ریشه می گیرد و نه به کمبود خلاقیت در ذهن سازندگان مربوط است !
بسیار خوب ! اما این سئوال را بی جواب نگذارید : آیا برای طرح مساله اعتیاد هیچ زمانی مناسب تر از ماه رمضان وجود ندارد ؟
لطفاً به این سوال هم جواب بدهید : اینکه در سه مجموعه از چهار سریال رمضان 87 شخصیت های معتاد وجود داشته باشند ، اندکی عجیب است ؟!
سئوال آخر هم این است: چرا ستاره های بازیگری در تلویزیون باید نقش افراد معتاد را بازی کنند ؟ آیا مهراوه شریفی نیا(در روز حسرت) جواد رضویان ( در مامور بدرقه) و رضا عطاران (در بزنگاه) نمی توانستند نقش های مناسب تری را برعهده بگیرند ؟

 


         *این سریال ها ، این برنامه ها*
هنوز نمی دانیم از دوران مدیریت ضرغامی در صدا و سیما چقدر زمان باقی است اما بدون تردید با ادامه وضعیت کنونی ، پایان خوشی در انتظار ریاست او نخواهد بود. وضعیت سما در ایام ماه مبارک رمضان به خوبی نشان داد ضرغامی در اداره تلویزیون توفیق چندانی نداشته است.
انتقاد خاص و ام نسبت به سریال های مخصوص این ماه و همین طور ساخت برنامه هایی که هیچ کدام ساختار مناسبی نداشتند طی همین ماه ،باعث شد رسانه ملی ایام خوشی را سپری نکند.گرچه شاید همین امروز و فردا نتایج یک نظر سنجی ، چیز دیگری را نشان بدهد اما واقعیت این است که ضرغامی تا همین یک سال پیش هم مدیر توانا تری نشان می داد و بهتر می دانست باید چگونه رضایت عوام و خواص را جلب کند.
شاید طی ماه های اخیر حساب کار از دست ضرغامی هم در رفته باشد ، شاید هم اطمینان بیش از اندازه او به زیر مجموعه هایش کار دست او داده باشد.

       

*بی توجهی به اعتباری که آسان حاصل نشد*
محبوب شدن در تلویزیون و رسیدن به یک سبک و سیاق مشخص ، کار راحتی نیست.
رضا عطاران طی سال های اخیر به عنوان یک نابغه مطرح شده است. او که نویسنده سری اول « زیر آسمان شهر» بود با ساخت کوچه اقاقیا ، خانه به دوش ، متهم گریخت و ترش و شیرین برای خودش اعتبار فراوانی به دست آورد و در کنار آن یک بازیگر طناز هم بود اما ساخت « بزنگاه » به موقعیت عطاران لطمه جدی وارد ساخت.
بدون تردید عطاران تا زمانی که خیالش بابت فیلم نامه «بزنگاه» راحت نشده بود ، نباید ساخت آن را آغاز می کرد.شاید اگر زمان به عقب بازگردد عطاران هرگز « بزنگاه » را نسازد...عطاران برای ساخت «بزنگاه » اصلاً کم فروشی نکرده و اتفاقاً انرژی زیادی هم به خرج داده اما افسوس که «متن» او را به سقوط کشانده است.


               *بله ، تلویزیون باخت !
علی بحرینی : تلویزیون بحرانی ترین روزهایش را پشت سر می گذارد و سکوت معنا دار مدیران اصلی اش به خوبی ثابت می کند که آنها خود به شکست اخیرشان واقف هستند و قصد ندارند بدون دلیل کافی از عملکرد خودشان دفاع کنند.
طی سال های اخیر همواره یاد گرفته ایم به نظرات شورای نظارت بر صدا و سیما رنگ و لعاب سیاسی بدهیم و دیدگاه های اعضای این شورا را افراطی تلقی کنیم اما حداقل در این مقطع خاص نظر شورای نظارت در خصوص وضعیت سریال ها و برنامه های تلویزیونی به دیدگاه عموم نزدیک شده است.
تلویزیون باید به جبران مافات فکر کند. استفاده از نیروهای جدید تنها یکی از تدابیری است که باید اندیشیده شود. از سوی دیگر رفتار غلطی که باعث شده احترام به تعدادی از کارگردانان و برنامه سازان ، به آنها اعتماد به نفس کاذبی بدهد را هم باد هر چه سریع تر اصلاح کرد.

                احساس جواد رضویان !
نمی دانم چرا اینطور احساس می کنم که جواد رضویان اینطور احساس میکند که ذاتاً بازیگر بامزه ای است و بیننده با تماشای چهره او غرق در شادمانی و خنده می شود !
ظاهرا رضویان چند سالی است با تکیه بر همین احساس ، هیچ حرکت خاصی برای پیشرفت در بازیگری انجام نمی دهد. ترفند همیشگی او داد و بیداد کردن است ضمن آنکه اخیراً با مطرح کردن حرف های قلمبه سلمبه از زبان شخصیت های سطح پایین اجتماع چنین تصور می کند که بازیگری را به اوج رسانده است.

     دعوت شورای نظارت از مردم: در باره سریال ها نظر بدهید.
روابط عمومی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما اعلا کرد : به منظور تحقق نظارت همگانی و ایجاد زمینه های مناسب برای تعامل دو سویه شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما و برقراری ارتباط مردمی و صاحب نظران با شورا و اخذ نقطه نظرهای تحلیلی آنان درباره برنامه ها و سریال های پخش شده از شبکه ها های مختلف صدا و سیما ، سامانه پیام کوتاه و تلفن گویای شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما راه اندازی شد.
صاحبنظران ، کارشناسان و عموم مردم می توانند از طریق شماره تلفن 64040 و شماره پیامک 200064040 نظرات ، انتقادات و پیشنهادهای خود را در حوزه مسائل مختلف سازمان صدا و سیما اعلام کنند.

   

    حتی از «ترش و شیرین » هم انتقاد کردند.
                شدید ترین حمله ها به عطاران در نماز جمعه !
در حالی که نماز گزاران تهرانی در نماز جمعه روز اول مهر با توزیع و قرائت اعتراضیه ها و بیانیه هایی در واکنش به ادامه پخش سریال بزنگاه از شبکه سه تلویزیون ، خواستار برخورد قاطع با عوامل تولید و پخش این سریال تلویزیونی شدند ، مدیر امور ارتباطات اداره کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما گفت : عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما ، هیچ نشستی با مدیران شبکه ها برای جلوگیری از ادامه پخش این سریال نداشته است.
به گزارش راه فیروزه ، در یکی از این بیانیه ها که در سطح وسیعی میان نماز گزاران نماز جمعه تهران توزیع شد ، آمده است : در حالی که سریال ماه رمضان یکی از شبکه های اماراتی به خاطر احساس توهین به برخی قبائل و اقوام منطقه ای در عربستان تعطیل شد ، سریال سراسر ضعف و حیرت انگیز بزنگاه ، بی توجه به نامه شورای نظارت بر صدا و سیما به ضرغامی ، همچنان در حال پخش است.
در این بیانیه همچنین آمده است : در شرایطی که بدترین اشاره های ممکن از زندگی و واکنش های زندگی یک فرد معتاد از مشکلات دستشویی رفتن وی تا بازی با حرکات زشت انگشتان دشت که در فرهنگ غربی معنی بسیار زشتی دارد ، به راحتی و بدون هیچ ممیز اخلاقی و اجتماعی روی آنتن شبکه جوان رسانه ملی می رود ، متولیان سیما و این شبکه همچنان برای قطع پخش این سریال ، دچار سردرگمی و وقت گذرانی هستند.

پخش نخست این سریال بی توجه به پرداخت ضعف در رویه های اشتباه مردم برای کفن و دفن اموات در سال های اخیر ، توهینی بسیار آشکار و گستاخانه به مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و هیات های مذهبی بود.
در ادامه بیاینه هشدار داده است : این مسیر که به تازگی توسط برخی بازیگران ، مجریان و چه ره های به اصطلاح روشنفکر فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی راه افتاده ، به گونه ای گسترش یافته که برخی از آنها ، حتی آزادانه برخی صحنه های عزاداری و واکنش های عاطفی مردم در هیات های مذهبی را به نمایش در می آورد.
در بخش دیگر این بیانیه با مطرح کردن این سئوال که چرا متولیان رسانه ملی و دستگاه های متعدد نظارتی در آن مانند پخش شبکه سوم و شورای معارف سیما ، در برابر این روش توهین آمیز و گستاخانه که بعضی از آنها حکم بدعت گذاشتن را دارد ، سکوت می کنند؟ متذکر شده است : متاسفانه در سریال پیشین تولید شده رضا عطاران برای نوروز (ترش و شیرین ) در شبکه سوم هم شاهد بیا کلمات ، اصلاحات و لغات زشت خاصی بودیم که در شأن رسانه ملی و خانواده های اخلاق گرای جامعه ما نبود ، ولی متاسفانه با مسامحه و سکوت مسئولان شبکه سوم گذشت.
اما حالا سریال بزنگاه نه تنها نتوانسته مدخلی مناسب برای اوقات فراغت سالم مردم در شب های ماه مبارک رمضان باشد ، بلکه در وضعی بسیار نامناسب ، به محصولی توهین آمیز به طیقات سنتی ، اخلاق گرا و مذهبی جامعه تبدیل شده ، به گونه ای که حرکات و اشاره ها در آن آشکارتر ازبخش نخست می شود.
این بیانیه با اشاره به اینکه استفاده از حجاب چادر برای زن احمق و کم شعور داستان که شوهر مال اندوز ، ریاکار و ابن الوقتش دائم در کافی شاپ به دنبال بی بند و باری است و از یک معتاد با ماده مخدر آشنایی بیشتری دارد ، چه معنایی می تواند داشته باشد ، تاکید کرد : توهین به دختران سنتی و مذهبی جامعه و مانور روی دختر یک خانواده که به اصطلاح روی مد است و اشاره های واضح او به کارگر داخل نانوایی پدرش یا هر مرد خوش تیپ دیگر ، چه نوع پیام رسانی به جامعه 15 میلیونی زنان و دختران بین 15 تا 30 سال ایران دارد ؟

      


     
رضا عطاران: خیلی از دوستان با ما دشمن شده اند !
رضا عطاران بازیگر و کارگردان سریال پر حرف و حدیث «بزنگاه» در گفتگو با نشریه « شهروند امروز» صحبت های جالبی را عنوان کرد که گزیده حرف های او را با هم می خوانیم.

*من در کارهای قبلی مشتری جمع می کردم تا اینکه روزی بتوانم « بزنگاه » را بسازم و مردم بیننده آن شوند. قبلی ها برای کسب تجربه بودند.این بار شرایط شروع من فرق داشت ، در واقع قرار بود که من اصلاً کار نکنم چون واقعاً خودم نمی خواستم کار کنم ولی گفتند که تو حتماً باید در این مناسبت یک سریال داشته باشی.به این ترتیب شرایطی برایم به وجود آمد تا کاری را که دوست دارم انجام دهم.

*چیزی که ما درباره اعتیاد در این سریال نشان دادیم در حد صفر ماجرا هم نبود.یعنی با توجه به واقعیتی که در جامعه وجود دارد ما هیچ چیزی نشان ندادیم و فقط خواستیم تماشاگر باور کند که این آقا نادر معتاد است ، خب اگر این آدم سیگار هم نکشد ، دیگر چطور ممکن است باور معتاد بودنش در تماشاگر بوجود آید ؟ یا اگر بد دهن نباشد یا خماری نکشد خب چه جور معتادی می شود؟

*من برای معتاد بودن نرفتم دور چشمم را سیاه کنم یا لاغر کنم و یا چه می دانم خودم را کج کنم.می خواستم درست مثل همان معتادهایی باشم که الان هستند و به قیافه شان هم نمی خورد.الان دوروبر ما خیلی هستند آدم هایی که وقتی می بینی متوجه نمی شوی که معتادند ولی راستش هستند.

*مردم از تماشای سریال من شوکه شده اند.من قبل از تولید کردن سریال حدس بروز چنین واکنش هایی را می زدم.می دانستم با این کار کلی دشمن برای خودمان می سازیم.نه فقط سر مسئله اعتیاد بلکه سر قضایای دیگر هم می دانستم که برخی دوستان هم دشمن مان خواهند شد.

*یک آقایی به من گفت که من خجالت می کشم با بچه هایم این کار را ببینم .بعد باید می دیدی دندانهایش همه سیاه بودند جوری که معلوم بود خوش سال هاست می کشد اما به من اعتراض می کردو می گفت آخه این چه فیلمی است که ساختی ؟

*بزنگاه را به لحاظ مضمونی بیشتر می پسندم تا اجرایی.حتی شخصیت هایی که در این سریال بودند اما بعدا حذف شدند کسانی بودند که از سر خانه به دوش من دوست داشتم با آنها داستانی را تعریف کنم مثل حاج آقای ریاکار که بخش مهمی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی ماست و ترسی که با حضور این شخصیت ایجاد می شود و مردم از ترس او کارهای نیک انجام می دهند. البته این شخصیت از همان صحبت های اولیه حذف شد !

*قسمتی که مربوط به مراسم شب هفت می شد را خیلی دوست داشتم اما همه اش را حذف کردند.
گفتند که با مراسم تدفین شوخی شده ولی من خودم این ها را با چشم های خودم دیده ام. یا مثلا مداحی که رفته بود توی مجلس و داشت برای جماعت وعظ می کرد؛ اما اغلب آمده بودند بیرون و حرف های دیگری می زدند.اصلاً وقتی داشتند جنازه را خاک می کردند ، زنش این طرف داشت برای من ماجرای دیگری را توضیح می داد.

*من در همان 10 قسمت آغازین بزنگاه ، کار خودم را کرده ام. بقیه اش هر چه شد ، شد ! ولی واقعاً نمی دانم بعد از بزنگاه و با توجه به این حساسیت ها باز هم در تلویزیون کار می کنم یا نه .اگر شرایطش جور باشد احتمالا این کار را انجام می دهم و در غیر این صورت خیر.


اتفاق نو : انتظار ؟ بله ، انتظار !
شاید گروهی قبل از هر چیز بخواهند ماهیت «انتظار» و توقع مخاطب را زیر سئوال ببرند و اینگونه عنوان کنند که اصلاً چه دلیلی وجود دارد تا مخاطب تلویزیونی انتظار داشته باشد طی ایام ماه رمضان برنامه های خاص را از طریق جعبه جادویی تماشا کند ؟
پاسخ به این سئوال روشن است : ما انتظاری نداشتیم ! شما ما را «منتظر» کردید. وقتی نوید دادید قرار است اتفاقات خوشی بیفتد ، وقتی برای ساخت 4 سریال بودجه طلایی تعیین کردید ، وقتی خارج از براوردهای معمول برای جذب هنر پیشه هایی مثل فرامرز قریبیان ، افسانه بایگان ، حسین یاری و ...هزینه کردید ، وقتی جولوی پخش سریال های هفتگی تلویزیون را گرفتید ، وقتی برای سریال هایی که ویژه رمضان هستند ، پیاپی اطلاع رسانی و تبلیغ کردید....پس یادتان نرود شما این انتظار را به ما هدیه کردید.

منبع :اتفاق نو.

   

پوستر از سحر عزیز

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 13 مهر1387 ساعت 17:17     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه با رادش+ همیشه ... میلیاردی شد

سلام  این مطلب از سپیده عزیز درباره کار جدید

بزرگ مرد طنز تلویزیون ایران بعد از سریال پرطرفدار و پرسروصدای مردهزارچهره سکوتی چندماهه داشت.تا بالاخره چندی پیش فیلمبرداری یک سریال 60 قسمتی را برای موسسه رسانه های تصویری آغاز کرد این مجموعه قرار است در قالب سی دی روانه بازار شود جالب اینکه بدانید مدیری در این مجموعه تصویری از بازیگران زیادی بهره برده و دوباره از بازیگران قدیمی خود استفاده کرده است بازیگرانی چون عارف لرستانی و بنفشه خواه که سالها از همکاری آنها با مدیری می گذرد.سیامک انصاری نیز که یارهمیشگی مدیری درسریال هایش بوده این بار علاوه بر نقش آفرینی نقش مدیرتولید این کار را نیز برعهده دارد.مهراب قاسمخانی و امیرمهدی زوله و خشایار الوند نویسندگان این مجموعه که هنوز هم نام مشخصی برای آن انتخاب نشده هستند.ساعدهدایتی و هادی کاظمی و فاطمه هاشمی و سحرجعفری جوزانی و محمدرضاهدایتی از دیگر بازیگران این کار هستند

       



مصاحبه با نصرا... رادش به درخواست ایتا

  

     شربت ‌آبليموي خوشمزه، بدون آبليمو!

بدون هيچ تعارف و اغراقي اين روزها <باغ مظفر> بدل به يكي از پرطرفدارترين مجموعه‌هاي تلويزيوني شده است. باز هم مهران مديري؛ او بيش از هر چيز به ذائقه مخاطب امروزش فكر مي‌كند و همين مسئله باعث اقبال عمومي اكثر كارهايش مي‌شود. شناخت تماشاگر، شناخت اين جنس طنز و از همه مهمتر اشراف و تسلط بر طنز هر شبي(روتين) كه حاصل چند سال تجربه مديري است، باعث شده او خوب بداند تيمش را چگونه انتخاب كند. بعد از سال‌ها نصرا... رادش را دوباره در كنار مهران مديري و اين بار با<حيف نان> مي‌بينيم. شايد بتوان گفت حيف نان يكي از جديدترين تيپ‌هاي تلويزيوني ماست كه در جذابيت باغ مظفرهم تأثير زيادي داشته است. با نصرا... رادش كه تا قبل از اين كار حضوري كمرنگ حداقل در تلويزيون داشته است يك فنجان چاي نوشيديم تا باب گفت‌وگو با ديگر عوامل اين مجموعه طنز هر شبي بازشود. حاصل اين گفت‌وگوي صميمانه با هنرمند خونگرم جنوبي كشورمان، از نظر خوانندگان <باني فيلم> مي‌گذرد:

‌چرا قبل از همكاري با مديري در مقطعي طولاني نصرا... رادش كم‌كار بود؟ - مدتي پيش براي گروه كودك شبكه دوم كاري انجام دادم كه الان در حال پخش است (شهرك ترافيك). به غير از اين با مركز ايلام هم يك كاري را براي شركت گاز انجام داديم كه من اجراي آن برنامه را برعهده داشتم. البته هنوز پخش نشده و من از نحوه و زمان پخش آن بي‌اطلاع هستم. قبل از اين دو كار هم كه با آقاي مظلومي، <اكسيژن> را كار كرديم كه از شبكه تهران پخش شد.

‌برويم سراغ شخصيت يا بهتر بگويم تيپ شيرين<حيف نان> كه اين روزها علي‌رغم بدآموزي‌هايش (جيب بري) طرفداران زيادي پيدا كرده است. چگونه به اين تيپ با اين خصوصيت رسيديد؟ - در مورد حيف‌نان بايد بگويم كه اولاً همه چيز زير نظر مستقيم آقاي مديري به وجود آمد. من روز اول ترجيح دادم براي اينكه اين كاراكتر به شكل‌هايي كه تا به حال ديده‌ايم نزديك نشود و با توجه به سن بالايي كه اين شخصيت دارد، تكراري نشود؛ صداي كودكانه‌اي براي او در نظر گرفتم، كه البته خود من هم يك تيپ كودك دارم كه دوست دارم يك روز آن را هم بازي كنم، البته با يكسري تغييرات گفتم يك جوري بايد اين كودك و پيرمرد را با هم پيوند بدهيم. از آنجا كه در كار آقاي مديري اجازه داشتيم قدري بعد فانتزي هم داشته باشيم، تأكيد مي‌كنم قدري فضاي كار راه مي‌داد تا اين كاراكتر به اين شكل در بيايد. سكانس اول خيلي سخت بود، نمي‌دانستم چه مي‌شود، اما وقتي كه اولين سكانس برداشت شد، خيلي خوششان آمد و انرژي لازم را گرفتم و به اين شكل و شمايل كه مي‌بينيد، ادامه داديم.

‌نصرا... رادش را با تيپ‌هاي مختلف در گذشته ديده‌ايم، اما حيف نان اولين تيپي است كه در سن و سال بالاتر از خودتان شكل گرفته است. - بله، من تيپ زيادي بازي كرده‌ام، در مجموعه‌ مثبت>

هم كاملاً تيپ بودم. خيلي‌ها معتقد هستند من بازيگري هستم كه خوب مي‌توانم تيپ‌ها را دربياورم، اتفاقاً خودم هم دوست دارم، عاشق تيپ‌سازي هستم. منتهي فضاي كاري كه بتوان در آن تيپ‌سازي كرد بايد به وجود بيايد. متأسفانه بيشتر در كارهاي آيتمي تيپ‌سازي صورت مي‌گيرد. مسئله مهمي كه مي‌توان به آن اشاره كرد اين است كه بايد به تيپ‌سازي اهميت داده شود، اينجا ثابت شد كه گريم خيلي مي‌تواند مؤثر باشد. من اينجا جا دارد از آقاي مديري و آقاي شكرآبي بابت گريم اين كاراكتر تشكر كنم، اصلاً نمي‌خواهم تواضع نشان دهم، اما يك روز بدون گريم حيف نان را ببينيد، متوجه مي‌شويد به هيچ‌وجه بازي من ديده نخواهد شد. به غير از مو، گريم ايشان روي صورت من بسيار مؤثر بوده است.

شايد جذاب‌ترين بخش از بازي اين تيپ(حيف نان) برخورد متفاوت او با شخصيت‌هاي باغ مظفر است، با چه انگيزه‌اي اين تفاوت‌هاي رفتاري را اعمال كرديد؟ - آقاي مديري به هيچ‌وجه بازيگرانش را رها نمي‌كند. خيلي‌ها فكر مي‌كنند آقاي مديري بازيگرانش را رها مي‌كند، در حاليكه اصلاً اين طور نيست. مدام آن گوشزد لازم را دارد. منتهي بازيگرش را خسته نمي‌كند. اين شگرد ايشان است و نكته بسيار ظريفي است كه خودم هم خيلي اين مسئله را دوست دارم. مديري به بازيگرانش تا حد زياد اعتماد و ايمان دارد. در واقع لطف دارد، اما به هيچ‌وجه بازيگر را به خودش واگذار نمي‌كند. همين اواخر به من گفت رادش حركات فيزيكي حيف نان يك مقدار زياد شده است. به قول معروف خيلي شلنگ تخته مي‌اندازد. كمترش كن! خودم هم دوست دارم نقش‌هايي كه ايفا مي‌كنم يك بعدي نشوند، چون كار هر شبي است و دوست ندارم دستم براي تماشاگر رو شود. دوست دارم در همه بازي‌هايم تماشاگر كاراكتري رنگارنگ از من ببيند. سعي دارم مخاطب با ديدن هر قسمت سورپرايز(متعجب و شگفت‌زده) شود. در بعضي نقش‌ها آدم بيشتر فرصت اين كار را دارد. به قول معروف دوست دارم ضرباهنگ‌هاي مختلفي را بنوازم.

‌اين رنگارنگي در هر داستان چگونه به دست مي‌آيد؟ - اولاً بيشتر از فضاي آن لحظه قصه الهام مي‌گيرم و به غير از آن، حال و احوال دروني آن روز خودم، چون شخصاً آدمي هستم كه در طول روز بارها مدل عوض مي‌كنم. مثلاً صبح سرحال و شارژ هستم. دو ساعت بعد حوصله ندارم، چند ساعت بعد اي... بد نيستم. (مي‌خندد) اين مسئله در زندگي شايد خيلي منرا اذيت مي‌كند، اما در كارم كمكم مي‌كند.

‌اين تفاوت را ما در اين كار در نوع ارتباط با شخصيت‌هاي ديگر از حيف نان مي‌بينيم؟ - شما خيلي عالي و خوب دقت كرديد، بله حيف نان وقتي با خود مظفر بازي دارد جمع‌وجورتر و دروني‌تر است. چون جايگاهش به او اجازه نمي‌دهد و واقعاً مظفر را دوست دارد و از طرف ديگر نمي‌تواند جلوي او خيلي بلند صحبت كند و حركات مختلف داشته باشد. در حالي كه بيرون سروصدا و رفتارش فرق مي‌كند. ناخودآگاه جنس صداي حيف نان هم تغيير مي‌كند. چند قسمت اول را كه خودم مي‌ديدم، حس كردم صداي حيف نان در صحنه‌هاي مختلف تغيير كرده است، اما بعد متوجه شدم كه هر آدمي در زندگي طبيعي‌اش تغيير مي‌كند. خيلي‌ها فكر مي‌كنند كه اين تيپ تغيير كرده، در حاليكه اين طور نيست. طرز صحبت كردن و صداي خود من هم الان با شما، در خانه با فرزندم، با مادرم، با همسرم و... متفاوت است.

‌نام<حيف نان> چگونه انتخاب شد؟ - از روز اول در خود فيلمنامه به همين اسم نوشته شده بود.

‌به نظر شما نمي‌شد تا حدي روابط خصوصي حيف نان و پسته (همسرش) را بيشتر ببينيم، آيا اين مسئله جذابيت‌ اين شخصيت را بيشتر نمي‌كرد؟ - مسئله‌اي كه الان مي‌خواهم بگويم خيلي شخصي است و سليقه‌اي و شايد به كل كار هم ضربه بزند، چون به هيچ‌وجه در خدمت كار نبود و همان بهتر كه نبود، اما خيلي دوست داشتم كه دردها و مشكلات اين آدم، به نحوي مثل ارتباط با همسرش يا جاي ديگر و بخش ديگر مطرح شود. دوست داشتم لحظاتي حسي از اين آدم ببينيم محل زندگي او را ببينيم، ظلم‌هايي كه به اين آدم در دوران زندگي‌اش در باغ مظفر از ابتدا تا به حال شده و هيچ‌وقت متوجه آن نبوده و حتي لذت برده را ببينيم.

شايد به اين شيوه مطرح كردن زندگي (رعيتي) مي‌توانست خودش فضا و موقعيتي كمدي ايجاد كند؟كما اينكه ما در برخي از لحظات از حيف نان مي‌شنويم كه رعيت بايد توسط خان تنبيه شود؟!... - من تلخ مي‌بينم و اين تلخي در فضاي اين نوع از كار جايي ندارد. مردم خيلي از مطرح كردن اين جور مسائل در چنين نوع‌كارهايي لذت نمي‌برند. شايد در كارهاي ديگر بشود به اين مسائل هم پرداخت. در مورد ارتباط بيشتر با پسته هم بايد بگويم وقتي وارد كار مي‌شويم، بايد همه‌چيز رديف باشد. شايد خود نويسنده و حتي آقاي مديري هم بخواهند داستان به اين شكل هم مطرح شود، اما بايد شرايطش مهيا شود. گاهي اوقات وقتي در فضاي كار قرار مي‌گيريم، حتي بهترين اتاق به محل تصويربرداري هم غير ممكن است. اتفاقاً آقاي مديري و نويسنده‌ها، اين كاراكتر را خيلي‌دوست دارند. باوركنيد يك مرتبه هم من نگفتم كه اين نقش را بيشتر كنيد، چون در ابتدا حضور اين شخصيت خيلي كم بود و دوست‌داشتم كه فضاي بيشتري براي عرض‌اندام داشته باشم. اما هيچ‌وقت نمي‌خواستم حضور پررنگ داشته باشم، بلكه مي‌خواستم حضورم مؤثر ‌باشد. خدا را شكر گريم و تيپ حيف‌نان آنقدر خوب از آب درآمده كه خيلي نياز به حضور فراوان ندارد و به اندازه كافي جاافتاده است.

‌با توجه به پخش دقيق كار، چقدر نظراطرافيان و مخاطب را در مورد اين نقش خواسته‌اي تا بتواني اين تيپ را جذاب‌تر و كاملتر نشان دهي؟ -من در زمان كار آنچنان ارتباطي با مردم ندارم، چون بيشتر سركار هستم و بعد از كار هم خيلي مردم را نمي‌بينم. عموماً خيلي‌اهل ميهماني و رفت و آمد هم نيستم. در كل آدم رفت و آمدي نيستم. معمولاً سركار هستم و بلافاصله به خانه مي‌روم اما از گوشه‌و كنار شنيدم كه مردم حيف‌نان را دوست دارند. اما ارتباطي كه بتوانم از نظر تماشاگر و مخاطب استفاده كنم تا به حال نداشتم. در كل دوست‌دارم از نظر بينندگان استفاده كنم معمولاً نظرات خوبي مي‌دهند.

‌به عنوان يكي از بازيگران مجموعه باغ‌مظفر، چقدر اين كار را نسبت به ديگر كارهاي مهران مديري متفاوت مي‌بيني؟ - مشكل بزرگي كه من دارم اين است كه خودم تماشاگر خوبي نيستم. كلاً خيلي تماشاگر تلويزيون نيستم. اما اين مسئله كه چه كاري بيننده دارد و چه كاري نه، مشخص است. همه مي‌دانند و در صدها هم نشان مي‌دهند كه كارهاي آقاي مديري با استقبال خوبي روبرو مي‌شود و اين مسئله غيرقابل انكار است. من پيگر آمار اين كار نبودم، اما فكر مي‌كنم اين كار هم جزو آثار موفق آقاي مديري بوده است.

‌بازي كردن و همچنين هدايت تعدادي بازيگر شايد كارچندان آساني نباشد كه مهران مديري در اين كار و ساير كارهايش از پس آن برآمده از خصوصيات كارگرداني او صحبت كنيد. -بيشترين چيزي كه من را متحير مي‌كند، آرامش مديري است. اين مسئله را من در كمتر كسي هنگام كار ديده‌ام. او انرژي عجيبي در كارش دارد. چند روز قبل از شروع كار رفتم پيش آقاي مديري و گفتم مانده‌ام اين آدم را چگونه بايد بازي كنم؟ لبخندي زد و گفت مشكلي نيست، درست مي‌شود! من ماندم، گفتم يعني چه درست مي‌شود. رفتم خانه و 15-10 روز حتي شب‌ها قدم مي‌زدم و فكر مي‌كردم كه چه كاركنم؟ من مدتي نبودم، حالا آمدم، اين نقش هم در شروع خيلي موقعيتي كمدي ندارد، چه كنم؟ گيج شده بودم و واقعاً ترسيده بودم. آرامش آقاي مديري به بازيگر آرامش مي‌دهد انرژي كه از ايشان مي‌گرفتم را نمي‌توانستم بيان كنم. گاهي اوقات ايمان ايشان به اينكه ناراحت نباش درست مي‌شود به من آرامش مي‌داد، چون فكر مي‌كردم خب حتماً درست مي‌شود ديگر! انرژي مثبت او از همه‌چيز در كارش مهمتر است. اين مسئله چيز كمي نيست، شايد خيلي‌ها فكر كنند اين مسئله خيلي ساده است. پس كارگردان كار خاصي نكرده، در حالي كه اين طور نيست. من با اينكه سال‌هاست كه با آقاي مديري كار نكرده بودم. اما خدا را شكر خيلي راحت با ايشان صحبت مي‌كنم و قبل از اينكه با ايشان همكاري كنم، در مصاحبه‌هاي قبلي هم گفته‌ام كه مهران مديري در كارش آدمي استثنايي است از همه مهمتر اين كه من نصرا... رادش، از ديدن بازي آقاي مديري هم لذت مي‌برم. چند وقت پيش يك كتاب طالع‌بيني مي‌خواندم در مورد متولدان ماهي كه نوشته بود، متولد اين ماه بدون آبليمو يك شربت آبليموي خوشمزه درست مي‌كند. به نظر من مهران مديري هم جزو اين جور آدم‌هاست. گاهي اوقات در اين كار يا حتي كارهاي ديگر ديدم كه از هيچ(فضايي كه هيچ حس كميكي ندارد) لحظات كمدي خلق مي‌كند. من مديري را به عنوان يك وزنه هنگام بازي قبول دارم و اين مسئله را در كارگرداني ايشان هم مؤثر مي‌دانم! مثلاً بعضي اوقات به من مي‌گويد رادش اين دو صفحه هفت ثانيه بشود من منظورش را مي‌گيرم كه اين سكانس بايد ريتم تندتري داشته باشد، يا اينكه در مورد بعضي از صحنه‌ها مي‌گويد اين را تاصبح برو! يعني اين سكانس جاي بازي دارد اين كليدها به ما هنگام كار خيلي كمك مي‌كند و برمي‌گردد به ايمان و اعتمادي كه بين من بازيگر و كارگردانم وجود دارد و هميشه نتيجه بخش است.

‌با مهدي مظلومي هم سابقه همكاري داشته‌ايد. كار او و مهران مديري را در چه فاكتورهايي متفاوت مي‌بيني؟ - من با مظلومي هم رفيق هستم. در آخرين همكاري كه با هم داشتيم خيلي از بازي من راضي بود، مي‌گفت رادش خيلي خوبي! من مي‌گفتم مهران من كاري نمي‌كنم، او مي‌گفت من خيلي راضي هستم، خيلي پخته شدي! مي‌گفتم نمي‌دانم شايد به خاطر من است! (مي‌خندد) حتي در كار بعدي هم قرار بود با هم همكاري كنيم كه به دلايل مختلف حتماً جور نشده است. تيمي كه مهران مديري دارد هماهنگ‌تر است به هر حال آدم‌ها براي همكاري مستمر بايد مهره‌هاي خودشان را پيدا كنند. اين مسئله طبيعي است اين گروه با هم هماهنگ شده‌اند و خيلي خوب زبان يكديگر را متوجه مي‌شوند، اين مسئله در سرعت، دقت و كيفيت و در نتيجه كار مؤثر است. معتقد هستم توانايي افراد مختلف متفاوت است ما كارهاي بسيار خوبي هم از مهدي مظلومي ديديم. مثل <بدون شرح> كه واقعاً كار خوبي بود، اما تفاوت در كيفيت يك كار براي هر كسي رخ مي‌دهد. من در يك كار خوب هستم در يك كار ديگر نه! بازيگران خيلي عالي هم در سطح دنيا در كارنامه كاريشان ضعف داشته‌اند. بايد آن اتفاق براي هر كار رخ بدهد تا نتيجه لازم به دست بيايد. ‌و

حرف آخر، اگر از باغ‌ مظفر ناگفته‌اي مانده... - از همه بچه‌ها تشكر مي‌كنم بدون اغراق‌ همه درجه يك هستند. واقعاً خوشحال هستم كه در اين مجموع بازي مي‌كنم خدا را شكر فضاي سالمي بر كار حاكم است و همه هم ديگر را دوست دارند، اين مهمترين مطلب است و مهمتر از همه اينكه در مجموعه‌اي حضور دارم كه سر نقش دعوا نيست. من پيشنهاد دادم كه بچه‌ها به من چند روزي استراحت بدهيد تا به بقيه هم‌بازي بيشتري برسد، به اعتقاد من اين مسئله خيلي قشنگ است. رضا شفيعي‌جم هم الان به كار اضافه شده و من خيلي خوشحال هستم.


       «همیشه پای یک زن در میان است» میلیاردی شد

"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غیر قابل چاپ" سیدمهدی شجاعی است.

داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بن‌بست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربه‌هایی خاص را از سر می‌گذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغی‌پور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند.

این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی برای بهترین بازیگر زن و مرد و مهران مدیری و سیاوش چراغی‌پور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا کرد.

"همیشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از 54 روز نمایش 22 سینما 000/800/906 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/200/4 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/900/2 تومان افت فروش روزانه داشته است



[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 14:13     بيان انتقادات و پيشنهادات

بانی فیلم و مهران مدیری+«روز حسرت» اول شد، «بزنگاه» چهارم

این مطلب رو هم سپیده عزیز فرستاده از دستش ندین

بانی فیلم در آستانه ششمین سالگرد حضور در مطبوعات دوازده چهره ی تلویزیونی را در شش سالگی بانی فیلم معرفی کرد.که شش چهره زن هستند و شش چهره مرد.مهران مدیری هم یکی از این چهره هاست در کنار محمدرضا شریفی نیا-حمیدلولایی-رضاعطاران و مهدی هاشمی...سروش صحت درمورد مهران مدیری گفته است:خوب می داند چه زمانی باید باشد چه زمانی نباید باشد چی باید بسازد چی نباید بسازد چه موقع باید تغییر کند چه موقع نباید تغییر کند و در یک کلام مهران مدیری آدم فوق العاده تیزهوشی است آدمی که می توانی مطمئن باشی هیچوقت بی گدار به آب نمی زند و دوست داشتنی است

 

بانی فیلم هم درمورد مهران مدیری اضافه کرده است:موج پرتلاطم مردهزارچهره که نوروز امسال حتی با تکیه کلام هایش ساحت سیاسی مجلس شورای اسلامی را نیز درنوردید و به رقم مخاطبی حدود 6/78 درصد بیننده دست یافت همچنان نشان از آن دارد که مهران مدیری محبوبیت خود را حفظ کرده است.تحلیلگران سینمایی حتی بازی اورا درفروش 900میلیونی همیشه پای یک زن درمیان است کمال تبریزی دخیل می دانند.مدیری امسال با مردهزارچهره با یک تیر دو نشان زد:نخست آنکه دل مسئولان سیما را دوباره به دست آورد و دوم با نظر به توفیق کم نظیر مجموعه درمیان عموم مخاطبان و نقش چندوجهی و ظریفش توانایی های کمتر دیده شده ی خودرا به خصوص در زمینه ی بازیگری به رخ کشید.سکانس آخر فیلم او از مدیری تصویری در ذهن بینندگان عام ساخت که محبوبیت اورا در هاله ای از بی گناهی درهم آمیخت  وتلفیق کرد.جالب آنکه دیالوگهای او در این سکانس و نحوه ی بیان آن تا یکی دوماه پس از پایانش کارکرد خطابه های پندآمیز را پیدا کرد و به صورت مجزا روی آنتن شبکه های رادیویی رفت!مدیری با مردهزارچهره همچنین خود را از اتهام همکاری با تعداد مشخصی از بازیگران و اکتفا به دایره ی بسته ای از همکاران در تلویزیون مبرا کرد.نوار موفقیت های مدیری که سال 1372 با طنز ساختارشکن و نوگرای پرواز57 در مقام نویسنده و کارگردان آغاز شد و جریانی مهم را در تلویزیون ایجاد کرد در گذر سالها و پس از ساعت خوش(1373)سال خوش(1374)و پاورچین(1381)نقطه چین و جایزه بزرگ و شبهای برره و ...با قدرت ادامه یافته است.جالب است که او قبل از تلویزیون درسال 1361 فعالیت در رادیو را آغاز کرد و مدت شش هفت سال گوینده مجموعه های پرطرفدار رادیو بود.مدیری در طول ماههای گذشته مجموعه جدیدی را برای پخش در قالب سی دی جلوی دوربین برده است.او اوایل امسال در مصاحبه مطبوعاتی خود با مجله فیلم در خصوص واکنش نسبت به حلقه ادبی که مربوط به روشنفکران و شخصیتهای مهم ادبی و فرهنگی کشور بود گفت:شوحی کردن با یک عده به معنی اجحاف کردن به آنان و یا ضعیف نشان دادن آنان نیست.اتفاقا کسانی که دارند چهار نفر آدمی را که معتادند و به هیچ دردی نمی خورند و حتی نمی توانند یک شعر خوب را از فهرست خرید تشخیص دهند با روشنفکران قیاس می کنند به جامعه روشنفکران توهین می کنند.یعنی کسی که این مقایسه را می کند معتقد است که جامعه روشنفکری ما فرق شعر خوب را از فهرست خرید نمی داند.ولی ما معتقدیم جامعه ی روشنفکری اینطور نیست و این بلاهت و آلودگی برای چهار کاراکتری است که ساخته ی ذهن ما هستند تا ما با خودمان هم شوخی کرده باشیم.شوخی کردن با افراد مختلف در همه جای دنیا مرسوم است و به کسی هم بر نمی خورد.این حرف من نیست جامعه روشنفکری اصلا معتقد است که کمدی می تواند با همه اقشار شوخی کند و برخورنده هم نباشد.حالا چطور می شود که وقتی کسی با خود جامعه روشنفکری شوخی می کند و چهار آدم زیر سوال بروند تمامیت آن قشر زیر سوال برود؟!ما هم جزو همین جامعه روشنفکری هستیم.جامعه روشنفکری ما باید ظرفیت نقدپذیری و شوخی را داشته باشد


این خانم رو میشناسین؟

   

 


در رتبه‌بندي مركز تحقيقات صداوسيما از سريال‌هاي ماه رمضان؛

         «روز حسرت» اول شد، «بزنگاه» چهارم

                         

خبرگزاري فارس: در آخرين رتبه بندي مركز تحقيقات صدا و سيما، سريال «روز حسرت» رتبه نخست و سريال «بزنگاه» رتبه چهارم را از آن خود كردند.

 

 

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان صدا و سيما، طبق نظر سنجي مركز تحقيقات و سنجش برنامه‌‌هاي صدا و سيما، در هفته‌ چهارم شهريورماه، سريال «روز حسرت» با بيش از 2/81 درصد بيننده و 6/83 درصد رضايت در ميان سريال‌هاي روزانه رتبه‌بندي نخست را كسب كرده است.
بنابر اين گزارش، پس از سريال «روز حسرت» به ترتيب سريال‌هاي «
مثل هيچ‌كس» با 2/71درصد بيننده و 2/78 درصد رضايت و «مامور بدرقه» با 6/72درصد بيننده و 3/67دهم درصد رضايت مقام‌هاي دوم و سوم را كسب كردند.
مجموعه‌هاي تلويزيوني «بزنگاه»، «صاحبدلان»، «زماني براي پشيماني»، «همسايه‌ها»، «اغماء‌»، «بچه‌هاي مدرسه همت» و «فلسطين غريب» ديگر سريال‌هايي هستند كه مركز تحقيقات پس از بررسي مقام‌هاي چهارم تا دهم را براي آن‌ها مشخص كرده است.


     

مستندهایی بازیگوشانه از رفتار ایرانی هایی که نقاب ندارند :عطاران و بزنگاه

نیما حسنی نسب

بیش ازیک دهه پیش گروهی جوان مستعد و پراشتیاق که مثل خیلی از بینندگان طنزهای تلویزیونی بی مزه و فسیل آن روزها عاصی شده بودند دور هم جمع شدند تا دل خودشان و تماشاگران تلویزیونی را با کمدی های متفاوت و بامزه خنک کنندبرنامه نوروز 72 برای خیلی از آنها که به امید تکرار لودگی های بی جذابیت چند کمدین بی استعداد و چند دوبلور مستعد ولی بازیگر بی استعداد پای تلویزیون نشسته بودند یک اتفاق غیر عادی بود در روزگاری که یکی از معدود اشکال سرگرمی در ایران به سریالها و برنامه های طنز حال به هم زن محدود شده بود کار این چند جوان حسابی بالا گرفت.بعد هم که ساعت خوش و سال خوش توسط آنها روی آنتن رفتتا همه به این نتیجه برسند که کمدی تلویزیون ایران پوست انداخته است و شکل عوض کرده است.اینکه سرنوشت این حلقه توانا و خلاق چه شد موضوع این نوشته نیست و اینکه تجربه نشان داده است که جامعه ما چه استعداد شگرفی در زائل کردن نیروهای کارامدش در رشته های مختلف داشته و دارد و خواهد داشت هم فرصت و مجال دیگری می خواهد.عجالتا در این مطلب سراغ یکی از آن چند جوان می رویم.حکم کلی اینست که بعد از تماشای پنج شش قسمت از سریال بزنگاه می توان گفت عطاران در کنا مهران مدیری یکی از چهره های خلاق و شاخص کمدی تلویزیون ایران در این سالها بوده است.این نکته وقتی بیشتر جلب نظر می کند که به یاد بیاوریم عطاران به عنوان یکی از چند نویسنده/بازیگر مجموعه هایی مثل ساعت خوش نشان چندانی از این تمایز و نخبگی کارهای مستقل بعدی نداشت درست برخلاف مهران مدیری که تشخیص کیفیت متفاوت کارش میان گروهی که در آن کار می کرد نیاز به ضریب هوش بالایی نداشت.از مجموعه های آیتمی عطاران مثل سیب خنده و کوچه اقاقیا که بگذریم برای بررسی شاخصه های کارش کافیست چهر سریال مناسبتی این سالها :خانه به دوش-متهم گریخت-ترش و شیرین-و همین بزنگاه را ملاک بگیریم.مقایسه کمدی رضاعطاران و مهران مدیری نشان می دهد که هردوی آنها به درستی فهمیده اند کجای دنیای عریض و طویل طنز باید بایستند.مدیری استعداد ناب کمیکش را در اجرا و بسط و گسترش شوخی ها و موقعیت هایی نشان می دهد که نویسندگان توانایی مثل پیمان قاسمخانی برایش تدارک دیده اند.و عطاران در جذابترین صحنه ها و موقعیت های کمیکش به کلی فارغ از کم و کیف متنی که در اختیارش بوده کار کرده و محصول چشمگیری داشته.مولفه های متمایز کمدی عطاران خیلی کمتر از مهران مدیری از خلاقیت نویسنده ها و شوخی های ناب روی کاغذ به وجود می آید.به عبارت دیگر اگر مدیری بلد است یک متن خوب را با اجرای عالی اش به خنده دارترین لحظه ها بدل کند عطاران با معمولی ترین و سطحی ترین نوشته های ممکن این کار را می کند.عطاران با دقت و ریز بینی و تیزبینی اطرافش را می نگرد و حواسش به جزئی ترین حرکات آدمهاست.ذهن او پر از این جزئیات رفتارشناسی ایرانی است که استفاده از آنها از شاخصه های ارزشمند کارهایش است.کمدی او کمدی واقعگراست و برخلاف مهران مدیری هیچ نسبتی با فانتزی برقرار نمی کند وبا در اختیار داشتن متن هایی که بیشتر چرک نویسهایی در حد یادآوری مسیر داستان و راهنمایی هایی برای برنامه ریزی تولید سریالها هستند نمایشهایی راه می اندازد که بیشترین شباهت ها را با مستندهایی بازیگوشانه و پرجزئیات از کنشها و واکنشهای ایرانی در قبال موضوع های مختلف دارد.آدمها در سریالهای او نقابشان را در می آورند.او وضعیت جفنگ موجود در دل اغلب موقعیت های ظاهرا جدی این زندگی را زیر ذره بین می برد.و به هجو و ریشخند آنها می پردازد.وقتی فانتزی خالص انتقادی و امیدوارانه ی مهران مدیری را با واقع گرایی مطلق اما نومید و سیاه رضاعطاران مقایسه می کنیم با خود می گویم ای کاش موقعیت های کمدی مدیری کمی رئالیستی تر بود و کمدی عطاران شوخی های فانتزی دور از ذهنی به نظر نمی رسید..تلویزیون در این زمینه سرمایه های خوبی دارد.


پرسه در محل فیلمبرداری بزنگاه و حال و هوای این روزهای عطاران

مجید توکلی

کارهای رضا عطاران معمولا شخصیت های جالب دارد.آدم هایی که همگی اصولا به جز در مجموعه های خودش به هیچ دردی نمی خورند.عطاران از این آدمها درست استفاده می کند و آنها را درست انتخاب می کند و سر جایشان می گذارد.اما خصوصیت دیگر در میان بازیگرانش بچه ها هستند..در همین مجوعه ی بزنگاه نیکی نصیریان در نقش درسا آنقدر خوب بازی کرده که همه مردم را انگشت به دهان نگه داشته است.همینطور که در حیاط ایستاده بودم نیکی یا همان درسای بزنگاه مثل برق و باد از کنارم می دود و می آید جلو سلام می کند..نیکی درست مثل نقشش در سریال پر حرارت و پرجنب و جوش است.کل گروه را روی سرش گذاشته و همیشه هم یک آبنبات در دستش است.رضاعطاران هم گریمش تمام شده و آمده در حیاط تا شروع سکانس جدید.نیکی با دیدن رضا به سمت او می رود و بغلش می کند.یک موبایل هم دستش است و انگار دارد چیزی را برای رضا پخش می کند.به سمتشان می روم و رضا می گوید:دارد مصاحبه ای را که با حمید لولایی انجام داده را پخش می کند برایم.همین جا مطمئن می شوم که بچه ی نابغه ای است.رفته و با حمیدلولایی مثل خبرنگارها مصاحبه کرده است!همین چیزهاست که نیکی را به درسای محبوب بزنگاه تبدیل می کند.

کمی آن طرف تر درست روبروی حوض حیاط خانمی ایستاده و دارند از او عکس تست گریم می گیرند.چهره اش آشناست.رضاعطاران رو به من می گوید:این همسر من است.همسر واقعی خودم است قرار است نقش همسر سابقم را بازی کند.بعد اضافه می کند قبلا هم بازی کرده بیشتر در تئاتر کار می کند

رضاعطاران حتی با کارگرانی که مشغول ساخت وساز در کوچه هستند خوش و بش می کند.برخورد او با آدمهای پیرامونش به همین شکل است.فضای محل فیلمبرداری او صمیمانه و بدون حاشیه است

با تشکر از سپیده عزیز برای ارسال این مطالب

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 7 مهر1387 ساعت 23:56     بيان انتقادات و پيشنهادات

نیم نگاهی به دایره زنگی+عکس فرهاد مدیری

با سلام

مطلبی خواندنی در باره دایره زنگی  به قلم پرنیای عزیز

 

                   نیم نگاهی به دایره زنگی

                         فیلم اشکها و لبخندها

 

پس از اکران موفق فیلم کمدی- حادثه ای دایره زنگی و پیوستنش به باشگاه خلوت میلیاردی های سینمای ایران؛ خیلی ها موفقیت فیلم را مدیون فیلمنامه ی قوی آن دانستند و آن قدر این خیلی ها زیاد شدند و صداشان بلند شد تا صدای پریسا بخت آور کارگردان فیلم را که اولین اثرش، در زمره ی یکی از موفق ترین آثار اکران نوروز 87 در آمده بود؛ بلند کردند و او پاسخ داد که دایره ی زنگی فیلم من است نه اصغرفرهادی !!!!!...

اما با یک نگاه منصفانه می توان به روشنی دید که مهم ترین عامل موفقیت و البته مقبولیت دایره زنگی، فیلمنامه آن به قلم اصغر فرهادی است که پیش تر اثر معروف او "چهارشنبه سوری" بر سر زبان ها بود.

دایره زنگی فیلمنامه ای قوی و منسجم دارد؛ که در عین نشان دادن آشفتگی، در یک مجتمع مسکونی، در شمال شهر تهران، که خود نماینده ای از جامعه ی تهران و در مقیاس بزرگتر از جامعه ی ایران آشفته ی دهه ی 80 است ؛ ساختار فیلمنامه از آشفتگی و سقوط ضربآهنگ رنج نمی برد.

ژانر فیلم (کمدی- حادثه ای) یکی دیگر از فاکتورهای مهم جذب مخاطب است. یک فیلم کمدی، با شوخی های کلامی؛ شوخی هایی که در سطح رها نشده اند و بعضاً می توانند مخاطب را عمیق بخندانند. اما فرهادی می توانست در مقام نویسنده از کمدی موقعیت به تناسب فضای حاکم بهره ی بیشتری ببرد.

فیلم به زعم حاد ثه ای بودن؛ نوعی هیجان در مخاطب ایجاد می کند که تا پایان او را رها نمیسازد و با اوج و فرود پی در پی مخاطب را قلقلک میدهد. البته قلقلکی نه صرفاً برای خنده... !!! و در نهایت با یک پایان بندی غیر قابل پیش بینی تماشاگر را غافل گیر میکند!!!

اصغر فرهادی تقریباً توانسته از پس تمامی اهالی دایره زنگی ؛ که اغلب تیپ هستند تا کاراکتر؛ بر بیاید و آنها را به سرانجام برساند و دردناک ترین این سرانجام ها ،سر انجام محمد (رامین) با بازی تحسین بر انگیز صابر ابر؛ که بی گناهیست در دایره ا ی پر از گناهکاران؛ و تنها اوست که از دایره بیرون میرود.

دایره ی زنگی دایره ایست پر از سوتفاهم ها. و سوتفاهم اولین خطای نگرشی و قاتل روابط انسان هاست . در این هیاهوی همگانی دایره زنگی همه دچار نوعی سو تفاهمند. از پیجامه ی عبدالله زاده (امید روحانی) و پیغام گیر تلفن منزلش گرفته تا دستگیری شعله (بهاره رهنما) به جرم یک شعر عاشقانه... و حتی پیر ترین عضو این دایره ی شلوغی یعنی جناب سرهنگ که عمریست در سوتفاهم غرق شده است و هنوز می خواهد در خیابان "پهلوی" بوق بزند!

غیر منصفانه است که در باره ی دایره زنگی بنویسیم و از بازی های روان و یکدست بازیگران، از شخصیتهای اصلی گرفته تا فرعی ترین آنها کلامی به میان نیاوریم. به نظر من صابر ابر ستاره ی دایره زنگی بود، که شاید کم دیده شد. مهران مدیری ،محمد رضا شریفی نیا و بهاره رهنما که نیمی از کمدی فیلم مدیون وجود آنها بود...

و البته این مولتی!!!! سوپر استار بودن فیلم، برگ برنده ای دیگر برای ورود دایره زنگی به باشگاه میلیاردی ها بود.


      

    نامه محرمانه ضرغامی به رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما

رئیس سازمان صدا و سیما در نامه‌ای مفصل و محرمانه به رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما از نحوه انتقاد این شورا به برخی برنامه های تلویزیونی ویژه ماه مبارک رمضان انتقاد کرد.

به گزارش برنا، بعد از بالا گرفتن جریان انتقادات و اعتراضات علیه سریال بزنگاه و صدور حکم توقیف این سریال، شنیده‌های خبرنگار ما حاکی است ضرغامی در نامه‌ای مفصل و محرمانه به مظفر از او و نامه‌نگاری رسانه‌ای‌اش انتقاد کرده است.

بنا بر این گزارش، ضرغامی در این نامه محرمانه خطاب به مظفر تصریح کرده رسانه‌ای شدن نارضایتی شورای نظارت بر صدا و سیما از یک مجموعه طنز تلویزیونی اقدام درستی نبوده و این در حالی است که می‌شد در فضایی تعاملی مشکلات بوجود آمده در این مجموعه تلویزیونی را حل کرد.

شنیده‌های خبرنگار ما حاکی است، رئیس سازمان صدا و سیما در این نامه محرمانه به طور ضمنی خاطر نشان کرده که شورای نظارت بر صدا و سیما نمی‌باید رویه‌ای را در پیش بگیرد که تذکرات بعدی این شورا علی السویه تلقی شود بلکه باید روند تعامل به گونه ای رقم بخورد که مسائل بدون حاشیه حل و فصل شود.

ضرغامی طی چند روز گذشته در نشستی با مدیران شبکه های چند گانه تلویزیونی با تذکر جدی نسبت به پخش برخی برنامه‌ها خواستار توجه بیشتر مدیران این سازمان در خصوص تولیدات و برنامه‌های آماده پخش در ماه مبارک رمضان شده است. همچنین گفته می شود در پی اعتراضات محافل مختلف نسبت به سریال طنز «بزنگاه»، مسئولان صدا و سیما به حذف بخشهائی از سریال بزنگاه به خصوص دیالوگهای بازیگر نقش نادر در این مجموعه طنز مبادرت کردند.


عکس فرهاد مدیری درخواستی از سحر جون

 

  فرهاد مدیری

 

این عکس هم خیلی وقته درستش کرده بودم ولی نذاشته بودم عکس فرهاد و مهران مدیری

  مهران و فرهاد مدیری

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 4 مهر1387 ساعت 18:26     بيان انتقادات و پيشنهادات

باز هم مدیری و عطاران+عطاران متهم ردیف اول

 

   پرتماشاگرترين و كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال87
            حداكثر نيم‌ميليون نفر حداقل 2600نفر




































پرتماشاگرترين‌ها
 ۱.دايره زنگي(563هزار نفر) پرتماشاگرترين و همچنين پرستاره‌ترين فيلم سال87. فيلم به مدد بازيگران پر شمارش به همراه قصه جسورانه‌اش توانست بالاي نيم ميليون نفر را به سالن سينماها بكشاند. به اين موارد البته اضافه‌ كنيد كارگرداني به نسبت خوب پريسا بخت‌آور كه به عنوان اولين تجربه توانست از پس يك قصه شلوغ بربيايد.





2 - هميشه پاي يك زن در ميان است(418هزار نفر)
آمار تماشاگران فيلم كمال‌تبريزي البته تا روز 22شهريور محاسبه شده است. در چند روز باقيمانده بعيد است اين رقم تماشاگر به فيلم اول جدول برسد. به‌هر حال با توجه به اينكه كيفيت فيلم به لحاظ كارگرداني و فيلمنامه از فيلم‌هاي ديگر تبريزي چند سر و گردن به مراتب پايين‌تر است، با اين حال و با وجود مهران مديري و مارپيتون و سيگار برگ و يك گلشيفته فراهاني كه توانسته با دي‌كاپريو در فيلم رايدلي اسكات همبازي شود، رده دوم پرتماشاگرترين فيلم نيمه اول سال به فيلم كمال تبريزي رسيد. نكته جالب اينكه بعد از اعلام خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغ‌هاي اسكات، فروش فيلم به ناگاه سير صعودي به خود گرفت.





3 - زن‌ها فرشته‌اند (371هزار نفر)
براي كسي كه سال‌ها دستياري رسول ملا‌قلي‌پور و ديگران را تجربه كرده است، آشنا بودن با قواعد گيشه نكته عجيبي نيست. شهرام شاه حسيني توانست با محمدرضا شريفي‌نيا و امين حيايي و نيكي كريمي و يك كرور زن ديگر در فيلمش پاي تماشاگر را به سينما بكشاند.





4 - ده رقمي (262هزار نفر)
اتفاقا فيلم پنجم اين فهرست هم دقيقا همين تعداد تماشاگر را دارد، بي‌كم‌و كاست. اما چرا فيلم‌ همايون اسعديان رده چهارم جدول را به خود اختصاص داده است، علتش اين است كه ده رقمي، 20روز كمتر از فيلم انعكاس روي پرده رفته و توانسته است همان تعداد تماشاگر را جذب سالن سينما كند. به هرحال مايه‌هاي كمدي شل و لق همايون اسعديان، با چاشني با نمكي جواد رضويان و بهنوش بختياري و بهاره رهنما در اين آشفته بازار، در رده چهارم اين جدول است.





5 - انعكاس (262هزار نفر)
فيلم رضا كريمي هم در ته اين فهرست پنج فيلم قرار دارد و مي‌تواند براي كارگردانش مايه مباهات باشد كه با يك قصه ممنوعه مثلت عشقي- همسري با همين تعداد تماشاگر اندك توانسته است از پرفروش‌هاي نيمه اول سال باشد.





كم‌تماشاگرترين‌ها
1 - پرچم‌هاي قلعه كاوه (2600نفر)
شايد يك روز كسي بيايد و پاسخ بدهد يك فيلم يك ميلياردي (كه البته اين رقم، كف رقمي است كه در شنيده‌ها براي هزينه توليد فيلم آقاي نوري‌زاد آمده است)، چرا بايد تنها پنج‌ميليون تومان بفروشد. همه كه با كارگردان فيلم دشمني ندارند كه نروند فيلمش را ببينند. علت را در جاي ديگري بايد جست‌وجو كرد؛ از تهيه‌كننده دولتي فيلم و نبود دغدغه بازگشت سرمايه.





2 - روز برمي‌آيد (3234نفر)
فيلم دوم بيژن ميرباقري با يك قصه اقتباسي و چند بازيگر محدود و فضايي سرد، قطعا از كم‌فروش‌‌ترين‌ها و كم‌تماشاگر‌ترين‌ فيلم‌هاي سال خواهد بود. البته نمايش فيلم ادامه دارد، اما با اين اكران محدود بعيد است رشد چنداني در فروش داشته باشد.





3 - خاك سرد (6719نفر)
رضا سبحاني اساسا كارگردان كم تماشاگري است. از فيلم‌هاي كوتاهش بگيريد تا اين فيلم كه محمد رضا فروتن را به عنوان ستاره و هيلا اكراني را بعد از سال‌ها به عنوان نقش اول زن دارد. خيلي جالب است اگر بشود فهميد تهيه‌كننده‌هاي اين فيلم‌ها با اين شكست در گيشه چگونه از پس هزينه‌هاي فيلم‌هايشان برمي‌‌آيند.





4 - پابرهنه در بهشت (8هزار نفر)
نسخه مكمل فيلم اول اين جدول. يك تهيه‌كننده دولتي به اضافه يك قصه ظاهرا معناگرا، قطعا جذابيتي براي بيننده ايجاد نمي‌كند. پاسخگو كيست؟





5 - حقيقت گمشده (11هزار نفر) كارگردان شاعر زباله‌ها، با فيلم ماورايي دومش قطعا نمي‌تواند به دنبال تماشاگر بگردد. از حميد فرخ‌نژاد هم كاري ساخته نيست. بازي با مرگ و اداهاي روشنفكرانه محمد احمدي فيلمش را در رده پنجم كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال قرار داده است.




سلام

این هم یک نقد دیگه به بزنگاه و البته آخرش مقایسه ای بین مهران مدیری و عطاران شده  شده شما قضاوت کنید!

 

و          باز هم مدیری و عطاران

عطاران تنها کسی هست که میتواند با مدیری رقابت کند . عرصه طنز ِ تصویری ِ امروز ما شدیدا به این دو و خلاقیت و کارهایشان وابسته هست.
دیگرانی به جز این دو که دست به سریال سازی طنز زده اند معمولا شکست خورده اند ( شما مثال نقض دارید ؟
)
در مقایسه این دو دو نکته مهم وجود دارد مدیری سریالهایش در یک فضای خاص و مشخص اتفاق می افتد . فضا ها ، رفتارها ، و اصلن لباس ها همه چیز در حد بالا قرار دارند و لوکس هستند عطاران اما پیوسته به دنبال این بوده که سریالهایش در یک فضای واقعی اتفاق بیافتد ( انگار که در دو کوچه پائین تر از محل زندگی ِ هر کدام از ما
)
مدیری همیشه بهترین نقش و لوکس ترین نقش از سریالهایش را برای خودش کنار میگذارد طوری که در سریال همیشه به او بیشترین توجه و احترام بشود و اتفاقا بهترین بازی را هم معمولا خودش انجام میدهد و به خوبی از پس نقش بر می آید،

اما عطاران معمولا کثیف ترین نقش ها و رده پائین ترین ها را انتخاب میکند و بازی ِ خوب آنها را به دوست داشتنی ترین نقش ِ سریال تبدیل میکند .
مدیری همیشه یک تیم بازیگری شناخته شده از طرف مردم را انتخاب میکند و حتی همیشه یک آس برای رو کردن و شاید نجات سریالش کنار میگذارد و در این زمینه کمتر ریسک میکند و با این کار تماشاچی بالقوه جذب میکند ، اما عطاران گروهش یکی نیست و گاهی آدم ها و بازیگرهایش اولین بازی هایشان هست که انجام میدهند ( فریده و فرزانه و درسا را جایی قبلن دیده بودید ؟) که این به گمانم کمی از شیطنت او و برای به رخ کشیدن تبحرش باشد که با یک کست ِ نه چندان شناخته شده بهترین کار را ارائه میدهد
...

عطاران فوق العاده است چون به بهترین شکل ممکن مردم را به مردم نشان میدهد
.
ریا کاری – دهن بینی – دودوزه بازی – حسادت – دعوا بر سر پول – دغدغه های واهی – روابط بی اساس و حتی هوس ها
...
عطاران فلسفه زندگی اش را از همان آغاز به ما نشان میدهد ... وقتی تیتراژ ِ سیاد سفید سریال شروع میشود و از آرامش یک حوض قدیمی تا سر و صدای زندگی امروز پیش میرود و در تمام این مدت صدای اطرافمان را پر رنگ به گوشمان میرساند و از ما میخواهد به احترام یکی از رفقایش ( چقدر عالی – از این بکر تر هم می‌شد ) برای شنیدن صدای پای روزگار ( شاید مدرنیته ) که خواهی نخواهی می گذرد ، صدای تلویزیون را بلند کنیم و بشنویم صدای ِ عبور ِ لحظه های عمر را...

متن کامل رو از اینجا ببینید

 


                      عطاران، متهم رديف اول
 
تلويزيون- علی عمادی:
اگر روزگاري پاي ثابت سفره افطار، راديو بود كه ربنا مي‌خواند و با اذان مؤذن‌زاده روزه‌ها باز مي‌شد، امروز تصور سفره افطار بدون تلويزيون مشكل است.

حالا چند شبكه تلويزيوني با انواع و اقسام برنامه‌هاي رمضاني از ساعت‌ها پيش از افطار تا هنگام سحر با پخش قرآن، سخنراني، برنامه‌هاي آموزشي و...، خوراك فرهنگي علاقه‌مندان را تأمين مي‌كنند.

در اين ميان سريال‌هاي پس از افطار جايگاه خاصي نزد مخاطبان دارد. مشاهده اينگونه سريال‌ها كه چند سالي است آغاز شده و رفته‌رفته بر حجم آن افزوده شده، به‌صورت يك عادت براي بينندگان تلويزيون درآمده است. تجربه اين سريال‌ها با مخاطبان انبوه، گاه موفقيت‌آميز بوده و گاه با خرده‌گيري از آن روبه‌رو شده است. شايد بتوان موفق‌ترين كار رمضاني را «صاحبدلان» دانست كه 2 سال پيش به كارگرداني محمدحسين لطيفي به روي آنتن شبكه يك سيما رفت. امسال نيز تلويزيون در كنار همه برنامه‌هاي رمضاني خود، سريال‌هايي توليد كرده، كه يك سريال در ميان آنها اگرچه پرمخاطب‌ترين سريال است اما با انتقادهايي مواجه شده كه جدي‌ترين آن كارت زرد شوراي نظارت بر صدا و سيما به سريال «بزنگاه» بود.

سريال‌هاي ماه مبارك رمضان كه چندسالي است بدجوري وقت پس از افطار خلق‌الله را اشغال كرده، به‌دليل همين ديده شدن زياد و البته موضوع‌هاي گاه عجيب و غريب خود، به‌طور معمول مورد گوشه‌ و كنايه و گاهي اعتراض و گلايه واقع مي‌شوند.

اين ويژگي آنتن است كه نسبت به 2 شاخصه همواره بايد خود را آماده كند؛ يكي سوژه‌اي كه انتخاب مي‌كند و ديگري حجم بيننده‌اي كه پاي جعبه جادو  مي‌نشاند و سريال‌هاي ماه رمضان معمولاً نسبت به هر 2ويژگي، آلرژي دارند. همين موضوع هم باعث شده كه به‌جاي توصيه‌هاي منتقدان و مطبوعات كه چندين سال است مناسبت‌ها را يادآوري مي‌كنند و از سازندگان برنامه‌هاي مناسبتي مي‌خواهند كه خود را از قبل براي آن آماده كنند تا در دقيقه  90 غافلگير نشوند، پركنندگان چاه‌ ويل آنتن در همان روزهاي آخر دست‌به‌كار شوند تا اگر اما و اگري پيش آمد، قسمت‌هاي بعدي را با افكار عمومي تطبيق دهند.

اگر اين كار خطا باشد، گناه آن را بي‌ترديد بايد به‌گردن مهران مديري انداخت كه روش كار خود در برنامه‌هاي  نود شبي‌اش را بر اين اساس گذاشته تا اگر ساخته‌اش به‌قول معروف نگرفت، بتواند سريع بر موج خواسته‌ها سوار شود و حتي جهت سريال را عوض كند. اما اين واقعيت را بايد پذيرفت كه همه سازندگان برنامه‌هاي شبانه قابليت‌هاي مديري و تيمش را ندارند و همين موضوع باعث شده تا برخي از آنها از آنتن جا بمانند، كار را رج بزنند و آخر سر هم سر‌وته ماجرا را با كلي چسب نچسب هم بياورند.

ناگفته‌ نماند كه اين روش، يك حسن هم دارد و آن هم اين است كه اگر نيشتر منتقدان و مردم بدجوري بر زخم ساخته‌‌شان نشست، بهانه بياورندكه وقت نبوده و اگر زمان بيشتري داشتيم هيچكاك و ديگران را به‌قول رضا‌  ناجي، چون آسپرين بالا مي‌انداختيم. امسال اما انتقادها زودتر از سال‌هاي پيش به‌بار نشست و جالب اينكه حتي برعكس رمضان‌هاي گذشته چراغ اول اين اعتراض را نيروهاي خودي سازمان روشن كردند. اگر تاكنون پزشكان، پرستاران و صنف‌هاي مردمي موج اعتراض را شروع مي‌كردند، امسال اين شوراي نظارت بر صدا و سيما بود كه نسبت به ساخته‌هاي رمضاني ايراد گرفت.

نوك پيكان حمله، اين‌بار به‌سوي استفاده از مواد مخدر نشانه رفت و آن هم به سيبل سريال شبكه3؛ يعني «بزنگاه» ساخته رضا عطاران.

عطاران و سيروس مقدم گل سرسبد كارگردان‌هاي سريال‌هاي شبانه مناسبتي هستند. اگر مقدم ويژگي سرعت و كيفيت دارد، عطاران افزون بر اين دو، روحيه طنازانه‌اي دارد كه به مذاق مسئولان شبكه3 بسيار خوش مي‌نمايد؛ شبكه‌اي كه خود را شبكه جوان و ورزش مي‌خواند كه البته اولويت جوانش را سرتر از ورزش مي‌داند. به‌گونه‌اي كه  مدير اين شبكه آخر هفته گذشته در‌ گفت‌و‌گو با ضميمه يكي از روزنامه‌هاي صبح، سريال‌هاي مناسبتي را تا جايي بالا برد كه آنها را جذاب‌تر از پخش مستقيم فوتبال باشگاه‌هاي اروپا دانست.

اكنون اگرچه شبكه‌هاي تلويزيوني بر سر كاري كه به كارگردان‌هاي دلخواه خود سپرده‌اند، قسم مي‌خورند و حتي آمار بيننده‌هاي تلويزيون از حالا تائيد مي‌كند كه اين سريال‌ها پرطرفدارند، اما سمبه شوراي نظارت آنقدر پرزور هست كه حتي در همين چند قسمت گذشته بتوان ردپاي جرح و تعديل‌ها را بر تن سريالي چون بزنگاه ديد و از حالا به بعد بايد شاهد تغيير و تحولات بيشتري در اين سريال بود كه هنوز قسمت انتهايي خود را جلوي دوربين نبرده است.

تا اينجا عطاران متهم رديف اول است ولي با تمام اين احوال، در اين محكمه چه كسي را بايد مقصر معرفي كرد؟ عطاران كه مي‌خواسته سريال پربيننده بسازد؟ مديران مياني صدا و سيما كه قصد داشته‌اند با برنامه‌هاي جذاب مخاطب را پاي سفره افطار جلوي تلويزيون ميخكوب كنند يا منتقدان و شواري نظارت كه نسبت به وظيفه خود واكنش نشان داده‌اند؟

در ظاهر هيچ كس تقصير ندارد اما اگر كلاه‌ها را قاضي كنيم شايد گناه اصلي بر گردن كساني باشد كه مسئوليت سياستگذاري را برعهده دارند اما هنوز نمي‌دانند راهبرد اصلي اين رسانه با اين همه مخاطب براي چنين ايامي چيست و اگر راهبردي وجود دارد چگونه بايد آن را عملي كرد. به هيچ‌كدام از برنامه‌سازان نقشه راهي تحويل داده نشده تا آنها بدانند در پروسه‌اي ده ساله با  10 رمضان و 10 محرم و 10 نوروز و  10 تابستان، مخاطب را بايد از كجا به كجا برسانند. آيا كاركرد تلويزيون صرفاً سرگرمي است يا فراتر از آن و طبق خواسته مسئولان نظام دانشگاه عمومي تلقي مي‌شود؟ اين‌گونه مي‌شود كه دست‌اندركاران ساخت برنامه تنها با سليقه و ذوق خود پا پيش مي‌گذارند تا هر سال آزمون و خطايي جديد مرتكب شوند و طرفه آنكه، حتي از آزمون و خطاهاي گذشته نيز درس نمي‌گيرند.

ماه مبارك رمضان امسال هم تا 2 هفته ديگر به‌پايان مي‌رسد و استقبال متفاوت مخاطبان رسانه ملي از سريال‌هاي ماه رمضان، معياري مي‌شود براي داوري راجع به موفقيت صدا و سيما در برقراري ارتباط با مخاطبان. به نظر مي‌رسد در چنين شرايطي باز هم مسئولان رسانه‌ ملي جام   افتخار  را  در ميداني بي‌رقيب بالاي سر مي‌برند و چندين و چند برنامه نقد و بررسي با حضور منتقدان به روي آنتن مي‌فرستند. اما به‌هر حال اين روش تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟ شايد تا وقتي كه سياستگذاران رسانه ملي، دورانديشانه‌تر براي برنامه‌هاي مناسبتي طرح‌هاي بلندمدت و حساب‌شده داشته باشند و از شتابزدگي در توليد سريال‌هاي پرمخاطب خودداري كنند.

منبع:همشهری آنلاین

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 2 مهر1387 ساعت 16:55     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند
» فیگور با نمک و خاطره انگیز
» کلیپ تقلب در انتخابات برره!


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com