تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


عکسی از پشت صحنه "مرد ۲هزار چهره" که تاحالا ندیدین

                                                           

عکسی  از پشت صحنه "مرد ۲هزار چهره"

 

www.atipic.blogfa.com

 

با تشکر از آقای علیرضا 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 31 تیر1388 ساعت 11:42     بيان انتقادات و پيشنهادات

یک سال گذشت

 

مرگ گاهی ریحان میچیند ....

 

  wwww.atipic.blogfa.com 

هامون در سرزمین خورشید به دنیا آمد

او به دنبال کیمیا رفت و با درد مشترک آشنا شد

و سالها در خانه سبز زندگی کرد

تا اینکه شبی با حکم رییس

با اتوبوس شب

از میان ما حیران رفت

به یاد هامون سینمای ایران سر خم میکنم

و بیادش سکوت

www.atipic.blogfa.com 

مرا به حال خودم بگذارید

 

مرا به حال خودم بگذارید

                     سنگ‌ها

خسرو مرده است

و شما بی‌قرارید

نامش روی كدام شما حك شود.

 

می‌خواهم

در تاریكی سینما بنشینم

و رؤیاهایم را ببینم

رؤیاهایی كه فقط

در تاریكخانه‌های شما ظاهر می‌شوند.

 

مرا به حال خودم بگذارید

                     صف‌ها، باجه‌ها!

همه‌تان به خانه‌ی خود می‌روید

تنها اوست

در صف ناآشنایانی بی‌بازگشت ایستاده است

و دلش

برای باجه‌ی سینما تنگ می‌شود

تنها او

به پشت سرش نگاه می‌كند و پیش می‌رود.

 

مرا به حال خودم بگذارید

تا صدای قطار را بشنوم

كه چهره‌ی او را دور می‌كند.

 

 آه خسرو مردگان!

با چشم بسته چطور بازی می‌كنی

در فیلمنامه‌ای كه نشانت ندادند

در جمع مردگان تماشاچی

كه از دلتنگی بسیار

آه می‌كشند.

 

 

بازی مكن

فرقی میان تماشاگر و بازیگر مردگان نیست.

بازی مكن

خیمه‌شب‌بازی‌ها فقط برای ادامه‌ی زندگی بود

 

 

کاغذم خالی به یاد تو به دادم بنویس

       می خوام که با کلماتت به دادم برسی

می خوام بری و داد بزنی پس توی بارون

بگی مردم رفت یکی از اسطوره هامون

قصه ی تولد تو می ره به شبای دور

اومدن به مولوی تو یه شب بهاری بود

کسی نمی دونست تو جوّ هوای خون

ستاره سینما اومده از آسمون

روزا سپری شد و انس گرفت غصه با تو

ولی تو رفتی و فتح کردی قلّه ها رو

خدا این سرنوشت و با قلم گل ها نوشت

که واسه خیلی از آدما شدی استاد عشق

تا این که از قدم های تو شد خسته این راه

 

دیگه رسیده بود روز ۲۸ تیر ماه

باید وداعی می کردی با انسان

از آدمای منتظر توی بیمارستان

جاش خالیه و یادش می زنه پرسه با من

که ما رو تنها گذاشت تو این عصر آهن

مردی که واسه هنر ما بود یه پاسبون

ستاره ی ما برگشته به آسمون

 

 

حالا که رفتی چی مونده جز بارون و اشک

دیگه تو جایی نداری میون هامون و دشت

یاد تو دلامون تا همیشه خوبه که هست

روح تو آروم می گیره توی خونه سبز

 برای شادی روحش صلوات و فاتحه ای بفرستید

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 28 تیر1388 ساعت 18:15     بيان انتقادات و پيشنهادات

سری جدید عکسهای گنج مظفر

                                                              

سری جدید عکسهای گنج مظفر

 

این از همه بانمکتره

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 27 تیر1388 ساعت 10:27     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

پوستر جدید انیمیشن تهران 1500

 

پوستر جدید انیمیشن تهران ۲۱۲۱

 

www.atipic.blogfa.com

 

انيميشن «بهرام عظيمي» با عنوان «تهران 2121» پخش جهاني مي‌شود

«بهرام عظيمي» كارگردان اين انيميشن بلند سينمايي در گفت‌و‌گو خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: غرفه انيميشن تهران 1500 در سي‌و‌سومين جشنواره انسي فرانسه كه يكي از معتبرترين جشنواره‌هاي انيميشن در جهان است، برپا بود و در اين غرفه تصاويري كه تاكنون تهيه و آماده بود به نمايش گذاشته شد و پوستر فيلم نيز براي اولين‌بار رونمايي شد.
وي افزود: در اين جشنواره بسياري از كمپاني‌هاي معتبر آسيا، اروپا و‌ آفريقا نظير كمپاني كينگ ران (ژاپن) و فيلموگراف و مينياتور فيلموويچ (لهستان) ابراز تمايل كردند كه پخش جهاني فيلم را خريداري كنند و در اختيار بگيرند.
عظيمي به فارس گفت: همچنين جشنواره پيساف كره و فيوچر فيلم ايتاليا درخواست اين را داشتند كه نخستين اكران فيلم در اين جشنواره‌ها صورت گيرد.
به گفته اين كارگردان نام‌آشناي انيميشن قرار است «تهران 1500» براي حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي زيرنويس انگليسي، فرانسه و عربي شود.
عظيمي با اعلام اين خبر كه عنوان اين انيميشن در اكران جهاني تغيير مي‌كند، گفت: از آن جايي كه سال 1500 شمسي معادل با 2121 ميلادي است، براي پخش جهاني فيلم عنوان آن را به تهران 2121 تغيير داديم و اين فيلم در نمايش‌هاي بين‌المللي خود با اين عنوان به نمايش درخواهد آمد.
اين انيماتور و كارگردان انيميشن تهران 1500 به فارس گفت: «تهران 1500» در دومين حضور خود در عرصه‌هاي بين‌المللي، شهريور ماه در جشنواره پيساف كره جنوبي شركت كنيم.
عظيمي با اشاره به چگونگي تبديل اين فيلم به نسخه 35 ميليمتري، گفت: ما براي تبديل اين فيلم به نسخه 35 ميليمتري و اصلاح رنگ آن با دو كمپاني اتريشي و تركيه‌اي مذاكراتي كرديم و از آنجايي كه نمايندگي تركيه يكي از چند نماينده اصلي كمپاني كداك است و كارشان در سطح بين‌المللي قرار دارد به احتمال زياد تبديل اين فيلم در تركيه انجام خواهد شد.
براساس گزارش فارس، داستان اين انيميشن سينمايي كه در سال 1500 هجري شمسي مي‌گذرد، درباره زندگي گذشته و حال شخصي به نام اكبر آقا با بازي مهران مديري در ژانر كمدي است كه به مسايل اجتماعي فرهنگي و شهرنشيني مي‌پردازد.
در انيميشن «تهران 1500» از كاراكترهاي هديه‌ تهراني، مهران مديري، بهرام رادان، گوهر خيرانديش،مهتاب نصير پور،حبيب رضايي و حسام نواب‌صفوي بهره گرفته شده و اين بازيگران نقش‌هاي خود را دوبله كرده‌اند.
اين انيميشن بلند به كارگرداني بهرام عظيمي و با مشاركت مؤسسه تصوير شهر وابسته به معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و مؤسسه نسل انديشه سبز تهيه خواهد شد.

 

با تشکر از دوست خوبم پرستو

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 25 تیر1388 ساعت 14:42     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکس های تک و جدید مهران مدیری

                                                      

 

عکس های تک و جدید

   مهران مدیری  

 

www.atipic.blogfa.com

www.atipic.blogfa.com

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 23 تیر1388 ساعت 18:31     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکسهای مرد 1000 چهره که تا حالا ندیدین!

                    

عکسهای "مرد ۱۰۰۰ چهره"

که تا حالا ندیدن!

با تشکر از دوست خوبم سارا  

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 21:17     بيان انتقادات و پيشنهادات

عقب‌نشيني ورزشی‌نویس‌ها از درگيري با مرد 2هزارچهره

عقب‌نشيني ورزشی‌نویس‌ها از درگيري با مرد 2هزارچهره
امیر مهدی ژوله، ورزشی‌نویس سابق، سال 80 کارش را با روزنامه‌نگاری ورزشی آغاز کرد و پس از آن به طنزهای سیاسی-اجتماعی روی آورد و از سال گذشته با مرد هزار چهره به طور رسمی وارد عرصه تلویزیون شد. او یکی از جنجالی‌ترین نویسندگان تیم مدیری است که در کنار برادران قاسم‌خانی به ایفای نقش می‌پردازد.

سال گذشته و موقعیت‌های مردهزار چهره یک را به خاطر بیاورید، در آن سال نام نویسنده‌های هر قسمت در تیتراژ ذکر نمی‌شد، اما برخی از وبلاگ‌نویسان و نزدیکان به این تیم گفتند که دو موقعیت بحث‌برانگیز شعرا و پزشکان کار امیرمهدی ژوله بوده. امسال هرچند سری دوم مرد هزارچهره مثل سال قبل خبرساز و پر مخاطب نبود، اما باز هم به اعتقاد برخي ژوله دست گل به آب داد و با نقد تند اهالي مطبوعات ورزشي، واکنش برخی از اهالی این صنف را باعث شد.

«آینده» در این پرونده با ژوله، نویسنده این قسمت، عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی که به گفته سایت خبرگزاری کار ایران(ایلنا) هنرمندان تیم مدیری را تهدید به افشاگری کرده بود و آرش راهبر، یکی از روزنامه‌نگاران ورزشی گفت‌وگوهایی انجام داده که در ادامه می‌آید.

از سابقه شما شروع کنیم. شما موقعیت ورزشکاران را نوشتید، که تنها موقعیتی بود که نسبت به آن انتقاداتی هم شد. از موقعیتی نوشتید که خودتان شاید روزی از نزدیک با آن ارتباط داشتید. برای شروع با مخاطبان آینده از سابقه ورزشی‌نویسی خودتان بگویید.

سال 79-80 كه وارد مطبوعات شدم، اساسا از طنز ورزشی شروع کردم و هفته‌نامه تماشاگران. از طنز ورزشی شروع کردم که در آن‌جا چهره‌های ورزشی، گزارش تمرین و... و غیرطنز هم می‌نوشتم. در دو مقطع هم در روزنامه جهان فوتبال کار می‌کردم. البته در آن‌جا طنز نمی‌نوشتم، یادداشت‌های تخصصی می‌نوشتم. بعدهم در روزنامه ایران ورزشی مدتی کار می‌کردم که در آن‌جا هم یادداشت می‌نوشتم و اساسا مسئول سرویس یادداشت‌ها بودم که با کارشناسان تماس می‌گرفتیم. در هفته‌نامه چلچراغ هم که در مقاطعی دبیر سرویس ورزشی بودم. الان هم هر از گاهی یادداشت ورزشی می‌نویسم.

بحث احضار و بازداشت برخی از خبرنگاران ورزشی در اواخر سال گذشته و پخش سریال مرد دوهزار چهره و موقعیت ورزشکاران این سریال و از طرف دیگر رفتار مربی تیم ملی در عدم دعوت برخی از بازیکنان و لژیونرها با هم، برای برخی از مخاطبان و به خصوص دست‌اندرکاران تقارن معنی‌داری داشت. ممکن است مردم که پیش از عید در خصوص بازداشت برخی خبرنگاران ورزشی زیاد توجیه نبودند، با پخش آن دو قسمتی که شما نوشته بودید، توجیه شده باشند و احساساتشان کاملا در جهت اقداماتی که منجر به بازداشت خبرنگاران ورزشی گرديد شده باشد. نظرتان چیست، این اتفاقات و تقارن‌ها اتفاقی بودند؟

خوب آن بحث که توجیه شده بود.

خوب؛ با توجه به سابقه تیم آقای مدیری، در ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم، و موقعیت شعرا در مرد هزار چهره نوروز 87، می‌توان این نتیجه را گرفت که هدف شما هم در راستای آن اقدامات و توجیه و مشروعیت بخشیدن بیشتر به احضار و باداشت روزنامه‌نگاران مزبور بوده است؟

اصلا. چنین چیزی ممکن نیست، ضبط این موقعیت پیش از آن ماجرا بوده. شما به آرشیو روزنامه‌ها مراجعه کنید تا ببینید که پیش از آن ماجرا نوشته بودند که تیم مدیری در ورزشگاه راه‌آهن در حال فیلم‌برداری هستند. بنابراین چنین تصوری اساسا درست نیست. یعنی در واقع همان موقع که ما مشغول کار بودیم، خبر آن بازداشت‌ها و احضارها به ما هم رسید.

من همان موقع هم به آقای مدیری گفتم که چه جالب، این‌ها را گرفتند. الان می‌گویند این‌ها با اداره اطلاعات استان تهران چقدر هماهنگ هستند!

اتفاقا یک امتیاز مثبت هم برای من شده، یعنی الان هرکسی می‌گوید چرا این را نوشتی، می‌گویم در این حوزه چنین افرادی هستند، نمونه‌اش همین دستگیری‌های شب عید!

سال گذشته هم با هم گفت‌وگو کردیم، آن وقت آنقدر وبلاگ‌ها و منتقدین در مورد سریالتان واکنش نشان داده بودند که گفت‌وگوی ما مفصل‌تر از حد معمول شد و به یک گفت‌وگوی چالشی تبدیل شد. نمی‌دانم شما هم معتقدید که امسال مثل سال گذشته این سریال نتوانست مورد توجه منتقدیدن قرار بگیرد. نه نکوهش خاصی شد و نه ستایش خاصی. در حالی که پیش از پخش سریال، تبلیغات خوبی هم در مطبوعات برای سریال انجام شده بود. یعنی خاطرم هست که آن موقعیت که به شعرا پرداخته بودید صدای خیلی از منتقدین را هم درآورد، امسال انگار کسی به سریال محل نگذاشت!

البته موقعیت پزشکان و نیروی انتظامی بیشتر گرفته بود.

خوب پزشکان و نیروی انتظامی بیانیه دادند، ولی موقعیت شعرا موجب شد تا بخشی از فرهیختگان که خاستگاه خود شما هم هست نسبت به کارتان واکنش نشان بدهند، انتقاد توکا نیستانی و برخی دیگر از فعالان حوزه فرهنگ و هنر را که به یاد دارید!

آهان یعنی منظورتان حرف و حدیث‌ها بوده؟

نه، مشخصه کار آقای مدیری صرف‌نظر از تمام ابعاد تخصصی و ... این است که با حاشیه‌های زیادی همیشه همراه بوده. در واقع مدیری گاه سوار همین حاشیه‌ها می‌شود و مقبولیت پیدا می‌کند. کمتر پیش آمده که طنز مدیری به هجو و شوخی‌های عادی بسنده کند. دقیقا می‌خواهم بدانم امسال معذوریت خاصی در بین بوده؟

دقیقا. امسال سعی‌مان این بود که کار به هیچ عنوان تعبیر پذیر نباشد و کم دردسر باشد.

چرا این سعی را کردید، از جایی برای شما خطوطی تعیین شده بود؟

قرار خود گروه بود. چون اگر ما می‌خواستیم به سمتی بغلطیم، قاعدتا ما را به سمتی وصل می‌کردند. خواستیم کلا از این غلطیدن خارج باشیم. خواستیم فقط کمدی برای کمدی باشیم. یک کار لذت بخش باشد. حرف و حدیثش هم کمتر باشد. البته تلویزیون هم حساس‌تر بود، اصلا جامعه هم حساس‌تر بود. چون نزدیک به انتخابات بود.

مشخصه کار آقای مدیری و تیم نویسندگانش در سال‌های گذشته و کارهای قبلی عموما پر حاشیه بودند و اگر منصف باشیم مدیری و تیمش سوار بر این حاشیه‌ها شدند و مطرح شدند. البته نمی‌توان نسبت به کار خاص و ویژگی‌های فنی کار هم بی‌تفاوت بود، اما این حاشیه‌ها هم موثر بودند. اما این به قول شما "کمدی برای کمدی" باعث نشد از میزان مقبولیت سریال کاسته شود؟

البته این عدم مقبولیت امسال دلایل متنوعی دارد. یکی از دلایل نبودن پیمان قاسم‌خانی بود. این کار خیلی با عجله ضبط شد. از طرف دیگر برخی از قسمت‌های پارسال پرکمدی‌تر و خوب‌تر بود. این‌ها دلایل اصلی بودند، نه این که مثلا پارسال نیش و کنایه خاصی بود.

همین که می‌گویید آقای پیمان قاسم‌خانی نبودند، چرا امسال حضور نداشتند، ایشان در مرد هزار چهره یکی از نویسندگان موثر در شخصیت پردازی‌ها و موقعیت‌ها بودند . از طرفی یک پای ثابت کارهای آقای مدیری پیمان قاسم‌خانی است!

پیمان درگیر کارهای شخصی‌اش بود و بازی در یک فیلم سینمایی. دورادور تماس داشتیم ولی چون این کار امسال ادامه سال گذشته بود و شخصیت‌پردازی شده بود و ... پیمان تصمیم گرفت به کارهای شخصی خودش برسد.

یکی دیگر از دلایل هم که یادم رفت این است که این نسخه دوم بود. همیشه در مورد دوم‌ها این حرف وجود دارد که نسخه دوم مثل اولی نشد. در هر کاری هم هست.

شما که می‌دانستید همیشه «دوها» مثل «یک‌ها» نمی‌شود، چرا سراغ نوشتن این نسخه رفتید؟

یک سری از موقعیت‌های سال گذشته مانده بودند.

نمی‌شود این‌طور فکر کرد که برای امسال ایده خوبی وجود نداشت، از سرناچاری سراغ مرد هزار چهره دو رفتید و اصطلاحا «آب بستید»؟

نه؛ یک سری موقعیت‌های پارسال بودند، موقعیت ورزشی و سینما بود که سال گذشته می‌خواستیم به آن‌ها بپردازیم و از طرفی چون پایان کار سال گذشته باز مانده بود و جای کار هم داشت.

ببینید سریال‌های مناسبتی می‌تواند به عنوان لوگوی یک تیم محسوب شود. از طرفی هر شب پخش می شود، از طرف دیگر مثل سریال‌های 90 قسمتی کش‌دار نیست و قاعدتا داستان می‌تواند جذاب‌تر و پربارتر باشد. بعد از مرد هزار چهره، این اولین کار شما بعد از یک سال بود، حتی در سال 87 شما سریال نود قسمتی هم نداشتید، قبول دارید انتظارها بیشتر بود و بخش اعظم آن برآورده نشد؟

نه... این یک برداشت سطحی است. بالاخره اگر آس نبود، شاه و بی‌بی که بود! ممکن است قسمت‌های خوب و پرکمدی‌اش کمتر از پارسال بوده باشد، ولی امسال هم قسمت‌های خوبی داشت. من اصلا این کار را شکست خورده نمی‌بینم. به نظرم کار خوب و موفقی بود. به موفقیت کار پارسال نبود، ولی کار خوب و موفقی بود. همین الان از تمام سریال‌هایی که امسال خارج از این گروه ساخته شده بود بهتر بود.

فکر نمی‌کنید این «بهتر بودن» حاصل همین نام مدیری شما باشد. در واقع شاید سریال‌های دیگر کیفیت مطلوب داشتنند، اما نام «مدیری» نقطه ضعف آن‌ها محسوب می‌شد. به عبارتی این نام مدیری است که گروه و کار را مطرح می‌کند، نه این که گروه و کار مدیری را مطرح کند!

قطعا نام مدیری چه به عنوان کارگردان و چه حضورش به عنوان نقش اول موثر است. این یعنی ما یک مخاطب عظیم بالقوه داریم که باید به آن‌ها خوراک مناسب هم بدهیم.

منظور من این نبود، مشخص است که حضور یک چهره موثر است، اما سوالم این بود که آیا این حضور آنقدر موثر است که ضعف‌های کار را بپوشاند؟

آقای مدیری خودش هم معترف است که کارهای ضعیفی هم در کارنامه داشته و این را باید خودش جواب بدهد. ولی این کار جزو کارهای شکست خورده‌اش یقینا نیست. ممکن است جزو کارهای درجه یک نباشد، اما شکست خورده هم نیست.

برنامه جدیدی ندارید؟

یک کاری برای شبکه سه انجام می‌دهیم که اکثر اعضای تیم آقای مدیری هم در آن حضور دارند.

دبیر تحریریه روزنامه دنیای فوتبال: باید بیشتر خویشتن‌دار بود

در خصوص سریال طنز مرد دوهزار چهره و موقعیت فوتبالیست‌ها که واکنش‌هایی را هم از طرف برخی از اهالی مطبوعات به دنبال داشت، نظرات آرش راهبر روزنامه‌نگار قدیمی مطبوعات ورزشی از جمله: جهان فوتبال، گزارشگران، دبیر سرویس ورزشی روزنامه شرق، دبیر سرویس ورزشی روزنامه کارگزاران و دبیر تحریریه روزنامه دنیای فوتبال را جویا شدیم.

راهبر در این گفت‌وگو با اشاره به نوع کار و سابقه نویسنده این قسمت از مجموعه مرد دوهزار چهره گفت: مهم‌ترین نکته این است که نویسنده این برنامه خودش سابقه روزنامه‌نگاری ورزشی داشته است و کارش را با ورزشی‌نویسی شروع کرده. خودش عضوی از مطبوعات ورزشی بوده، بنابراین نمی‌توان گفت که با این محیط غریبه بوده. خیلی طبیعی است که وقتی کسی در یک محیط حضور داشته باشد، می‌تواند بخشی از معضلات آن صنف را منعکس کند. بالاخره ممکن است در هر صنفی چنین مسائلی وجود داشته باشد، چون این نویسنده خودش از نزدیک در ارتباط بوده، می‌تواند بخشی را بازگو کند.

وی در ادامه با اشاره به نوع کارهای طنز و تلویزیونی گفت: نکته اصلی که وجود دارد این است که به نظر من، بالاخره این یک مجموعه طنز اجتماعی بوده با مخاطب عام و بالاخره بخشی از آن هم هجو و طنز بوده. وقتی که داستان هجو و طنز می‌شود، طبیعتا ممکن است کمی هم بزرگنمایی شود. به نظر من نباید از این موضوع زیاد دلخور شد، در همه کارهای طنز همین‌طور است، شما حتی در کاریکاتور هم نگاه کنید کمی اغراق و بزرگ نمایی وجود دارد.

این روزنامه‌نگار ورزشی در خاتمه توصیه کرد همکاران و روزنامه نگاران ورزشی بیشتر از خود خویشتن‌داری نشان دهند و یادآور شد: من فکر می‌کنم بعضی از همکاران ما نباید به این سرعت و با این شتاب موضع‌گیری کنند. این یک داستان است، برخی معتقدند وقتی شما می‌خواهید یک کار اصلاحی در پیش بگیرید، باید بدون پرده‌پوشی و به صورت عریان زشتی‌ها را نشان بدهید. حالا وقتی وارد وادی هنر می‌شویم، کمی اغراق هم وجود دارد.

رئیس انجمن روزنامه‌نگاران ورزشی: نگفتم علیه هنرمندان افشاگری مي‌كنم

خبرگزاری ایلنا اولین سایتی بود که با انتشار خبری مبنی بر تهدید «عبدالحمید احمدی»، رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی به افشاگری علیه مهران مدیری بازار شایعات را داغ کرد. بعد از آن بود که این خبر دست به دست چرخید و در بین سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی مطرح شد.

آینده برای روشن شدن موضوع با احمدی تماس گرفت. اما احمدی در این گفت‌وگوی کوتاه تلفنی اخبار ایلنا را تکذیب کرد و گفت: من با سایت ایلنا مصاحبه‌ای نداشتم و تنها با سایت ایرنا یک گفت‌وگو انجام دادم و در آن هم صرفا یک انتقاد کردم و کسی را تهدید به افشاگری نکرده‌ام.

وی در ادامه یادآور شد: باید همکاران خبرگزاری‌ها توجه داشته باشند، اگر حرفی دارند از قول خودشان بزنند نه این که حرف‌هایشان را به نوعی مطرح کنند که گویا از زبان شخص دیگری گفته شده.

رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی در ادامه گفت: در این سریال به مشاغل و صنف‌های دیگر هم پرداخته شده بود و اصلا نفس سریال شوخی با صنف‌ها و مشاغل بود، اما شما ببینید نحوه مطرح کردن یک موضوع می‌تواند خیلی متفاوت باشد. چطور است که مثلا در موقعیت خلبانان طوری مطرح می‌شود که خوب هیچ مخاطبی باور نمی‌کند یک خلبان در کابین پرواز جوجه کباب سرخ کند! اما مخاطب در موقعیت ورزشکاران کاملا می‌تواند باور کند که یک مدیر روزنامه ورزشی با تهدید و ارعاب می‌خواهد از یک مربی باج‌گیری کند.

احمدی در ادامه در پاسخ به «آینده» که از او در مورد تخلفات و احضارهای پیش از عید و ارتباط آن با پخش این سریال گفت: تخلفات در هر صنفی ممکن است وجود داشته باشد. مثلا فلان مربی، هم مربی است و هم ممکن است دلالی هم بکند. خوب وقتی او به خاطر کارهای دلالی که انجام می‌دهد تخلفی می‌کند، با مرجع مشخصی سر و کار دارد و ارتباطی با مربی‌گریش ندارد.

اما ما نباید این موضوعات را به همه جامعه یک صنف تعمیم بدهیم. عزیزانی که این سریال را تولید کردند دقت کنند، حرف ما این است که روزنامه‌نگاران ورزشی که اهالی شریف و زحمت‌کش این صنف هستند، در تعطیلات نوروزی کنار خانواده‌هایشان نشسته‌اند تا یک سریال طنز تماشا کنند و لذت ببرند، نباید با پخش این سریال آن‌ها را نزد خانواده‌هایشان شرمنده می‌کردند.
 
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 19 تیر1388 ساعت 21:45     بيان انتقادات و پيشنهادات

پدر شادی های ایران روزت مبارک

 

       

امروز هر روزی که می خواهد باشد...برای من جاودانه است

 به خاطر یگانه مرد عالم هستی علی علیه السلام....

به خاطر پدر نازنینم و

 به خاطر فرصتی که بدست آوردم تا یک بار دیگر از عزیزانم یاد کنم تا تبریک بگویم؛

تبریک هایی که به قول شاعر خموش و  یک جهان سخن بود...

فرصتی برای اینکه یک بار دیگر از مهران مدیری خوبمان تشکر کنم

 تا باز هم با همه کوچکی هایم سعی کنم خالصانه زحماتش را ارج نهم ؛

 بی ادعا؛قدرش را بدانم؛

از ته دل برایش دعا کنم؛

همیشه منتظر شادی هایش باشم؛

 کودکانه دوستش بدارم

 و به او بگویم

 

پدر شادی های ایران روزت مبارک

 

www.atipic.blogfa.com

 

www.atipic.blogfa.com

 

با تشکر از دوست خوبم کودک نفهم 

"بابای خوبم...
تو که مثه خیلی از باباهای دیگه ماموریت های طولانی میری و بالاخره دست پر بر میگردی پیشمون...
تو که مثه خیلی از باباهای دیگه روزا در کنارمون نیستی و فقط شبا می بینیمت و سعی میکنی توی همون 1ساعتی که پیشمونی ما رو از ته دل بخندونی...
به اندازه همه ی زحمت های چندین و چند ساله ت دوست دارم و روز پدر و بهت تبریک میگم...

الهام....

 

«تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است»

با تشکر از دوست خوبم سارا

 

www.atipic.blogfa.com

 

پدر.... پدر.....نمیدونم با چه اسمی صداتون کنم اما فکر میکنم پدر طنز نوین ایران برای این مناسبت بهترین باشه....
پس پدر طنز نوین ایران خالصانه عاشقانه عارفانه میخوام بگم روزتون مبارک...!
خیلی وقت ها که تو خودم بودم با صدای گرم شما شاد شدم...با هنرنمایی هاتون غم و غصه رو فراموش کردم...میدونم شاد کردن من حاصل رنج و سختی شماست...میدونم خنده ی من غم هنرمنده... ببخشید که دستم خالیه و با این حرف ها هیچ کدوم محبت هاتون جبران نمیشه..اما این کلمات رو از ته قلبم با تمام احساسات و بی ریا مینویسم....
دل من سرسبزی اش را مدیون چشمان سیاه شماست...
چشمانتان همیشه سیاه است
تا دلم به مهرتون همیشه سبز باشد...
......روزتون مبارک......
طرفدار کوچک شما :کیمیا عسگری

 www.atipic.blogfa.com

 پدر نماد مهربانی و استقامت است
و روز میلاد اسوه عدالت حضرت علی (ع) روز پدر است
این روز فرخنده را به همه پدران سرزمینم بخصوص مهران مدیری عزیز تبریک میگم
امیدوارم همیشه سلامت و پاینده باشند

نیلوفر  

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 15 تیر1388 ساعت 8:40     بيان انتقادات و پيشنهادات

روزها و شب‌هاي پر از خنده

 

روزها و شب‌هاي پر از خنده

 

www.atipic.blogfa.com

 

مهران مديري براي شبكه 3 سيما سريال كمدي مي‌سازد، اين سريال قرار است در 90 قسمت از مهر ماه پخش شود.

اين خبر خوبي بود براي كساني كه فكر مي‌كردند طنزهاي 90 شبي تلويزيون تعطيل شده‌اند و آنها ديگر نخواهند توانست با ديدن اين سريال‌ها شب‌هاي خود را پر كنند و كلي به اتفاقاتي كه در ظاهر ساده هستند، اما در باطن كلي حرف و حديث در دل خود دارند بخندند.

اما تلويزيون با بازنگري به سريال‌هاي طنزي كه در سال‌هاي گذشته ساخته شده‌اند انگار به ساختار جديدي براي اين سريال‌ها دست يافته است چون توانسته مهران مديري را متقاعد كند كه به ساخت سريال 90 شبي روي بياورد و از خير ساخت فيلم سينمايي بگذرد چون بعد از ساخت سريال باغ مظفر، مديري اعلام كرد كه ديگر تمايلي به ساخت سريال‌هاي 90 قسمتي ندارد و بعد از اين تصميم بود كه سريال‌هاي مرد هزار چهره و مرد دو هزار چهره را كارگرداني كرد و ابتداي امسال بود كه گفت ديگر سريال نمي‌سازد و مي‌خواهد فيلم سينمايي كه سال‌‌هاست در آرزوي ساخت آن است را مقابل دوربين ببرد.

اما اكنون كه مديري پذيرفته دوباره سريال 90 قسمتي بسازد، حتما قرار است اتفاقات خوبي در زمينه ساخت اين‌گونه آثار رخ دهـد.

 الـبـتـه ايـن تـغـييرات را مي‌توان در تركيب كارگرداناني كه تلويزيون ساخت سريال‌هاي 90 قسمتي را به آنها سپرده است، مـشـاهـده كـرد.

 يـكـي از ايـن سريال‌ها را سامان مقدم براي شبكه 2 سيما كارگرداني مي‌كند. سريالي به نام شمس‌العماره كه قرار است پخش آن از نيمه تير آغاز شود. مقدم در سينما كمدي را با ساخت فيلم مكس تجربه كرده است و اكنون ساخت يك سريال 70‌‌قسمتي كمدي به او سپرده شده است تا او شايد با نگاه خود بتواند تغييراتي در زمينه ساختار سريال‌هاي كمدي ايجاد كند.

سريال سياهچال را هم رامبد جوان براي شبكه 3 سيما مي‌سازد كه پخش آن از اين هفته آغاز مي‌شود، نگاه جوان هم به كمدي با كارگرداناني كه تاكنون در تلويزيون سريال طنز ساخته‌اند متفاوت است

با همه اينها بايد منتظر ماند و ديد كه اين كارگردانان چگونه با زاويه ديد جديد خود طنزهاي 90 شبي را به‌سمت بهتر شدن هدايت مي‌كنند.

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 14 تیر1388 ساعت 10:34     بيان انتقادات و پيشنهادات

هنرمندان از شهرت می گویند

 

بازيگران از شهرت میگویند

 

بازيگران، نظرهاي متفاوتي درباره «دنياي شهرت» دارند. برخي به صراحت اعتراف ميكنند كه دوستش دارند و برخي آن را آزاردهنده ميدانند. مرور گفتههاي چند ستاره بيانگر آن است كه همه آنها درباره شهرت يك جور فكر نميكنند.

مهران مدیری:گرفتاري‌هاي شهرت باعث آزار او مي‌شود، «تو ديگر زندگي شخصي نداري، آزاد و راحت نيستي و محدود مي‌شوي و همراهانت را هم محدود مي‌كني، شهرت مثل سرطان است، وقتي هر روز در تلويزيون نشان داده مي‌شوي، طبيعي است كه مشهور مي‌شوي. اما آن چيزي كه تو را از ديگران متفاوت مي‌كند، آگاهي و تفكر پشت قضيه است و كسي كه متفكرانه نگاه مي‌كند، ديگر شهرت برايش مهم نيست.»

 بهرام رادان: هركسي كه بگويد شهرت را دوست ندارم، دروغ ميگويد، همه دوست دارند پيش اطرافيانشان به يك خصلت معروف باشند، شهرت دوستداشتني است، اما هر امر دوستداشتني يك سري محدوديت هم با خود به همراه دارد. شهرت باعث ميشود، راحت نباشي، شهرت حصار خصوصي زندگي را كوچك و كوچك تر ميكند، تا ميرسد به ابعاد خانهاي كه در آن زندگي ميكند و چند تا دوست به تعداد انگشتان دست... اگرچه اين عوامل بستگي به سرشت و ظرفيت آدمها دارد كه چه قدر بتوانند شهرت را هضم كنند. اما من دوستش دارم! اگر هم محدوديتي دارد، من راضيام و با همه مشکلاتش كنار ميآيم.

 بيژن امكانيان: آقايي به من گفت: «شما با شهرتي که داري هنوز ماشينت مال ۱۲ سال پيشه، اما من دوستي دارم که مغازه کوچکي داره، بيا و ببين چه ماشيني سوار ميشه!» (با خنده).

هميشه مردم فکر ميکنند شهرت مترادف با ثروت است.

 مصطفي زماني: داشتن ظرفيت شهرت، كار هر كسي نيست. براي همين است كه آدمهاي بزرگ انگشت شمارند. شهرت براي پيشرفت خوب است اما زندگي با شهرت كار سادهاي نيست. نوشتن درباره زندگي خصوصي يک بازيگر که تازه پايش را به اين وادي گذاشته است چه واقعيت داشته و چه نداشته باشد، تجاوز به حريم خصوصي اوست. اگر اين اتفاقها نشانه شهرت است يا شهرت ميآورد، من نه ميپسندم و نه ميگذارم به اين نوع شهرت برسم.

 هنگامه قاضياني: آقاي عزتا... انتظامي همان اوايل حضورم از من پرسيدند که عاشق بازيگري هستي يا دنبال شهرتي و دوست داري که فقط همين طور کار کني و جلو بروي. من در پاسخ ايشان گفتم: من جنون اين کار را دارم، چون سالهاست برايش صبر کردهام. يعني خيلي سالها خواستم اين کار را بکنم ولي باز صبر کردم.

 فاطمه معتمدآريا: هنگامي كه پس از ۹ ماه دوري به ايران بازگشتم، ميخواستم با همه روح و روانم احساس كنم كه در وطن خودم هستم. هر روز در خيابانها پياده راه ميرفتم تا باور كنم كه در ايران هستم. مردم با هيجان مرا بغل ميكردند، شادي ميكردند و فقط يك جمله به من ميگفتند: «خيلي ممنونيم كه برگشتي!» اين باعث شد كه من فكر رفتن از ايران را براي هميشه از ذهنم پاک كنم. هيچ جاي دنيا با من به عنوان يک هنرمند اين طور برخورد نميكنند. من به عاطفه و انتقاد مردم عادت كردهام. حتي بقال سر كوچه هم از من تشكر ميكرد و احساس ميكردم مسئوليت سنگيني بر عهده دارم.

 اكبر عبدي: لذتها و آزارهاي شهرت براي من، در شرايط كنوني يكي است. به همان اندازه خوب است كه بد است. اين شهرت مشكلاتي دارد كه نميخواهم به آن اشاره كنم.

 ترانه عليدوستي: من بازيگر خيلي مشهوري نيستم. شما جشنوارهها را نگاه نكنيد كه مردم و خبرنگاران دور من جمع ميشوند. اين جا همه سينمايي هستند و مرا ميشناسند. در مواقع ديگر اين طور نيست. من راحت در خيابان راه ميروم و خيليها هم مرا نميشناسند. بنابراين شهرت، براي من آزار دهنده نيست.

 هريسون فورد: اصلا فكر نميكردم اين همه متملق و چاپلوس سر راهم سبز شود! فقط ميخواستم با بازي در يک مجموعه تلويزيوني، خرج زندگيام را در بياورم.

 رابرت رد فورد: اگر يک ماه جاي من بوديد، دو هفتهاش ميكرديد!

 مريل استريپ: اگر لباسهايت را خودت اتو كني، شهرت خرابت نميكند.

 جولي كريستي: اين همه تملق سازمان يافته، واقعا ويرانكننده است.

 كلينت ايستوود: ظاهرا استعداد لذت بردن از شهرت را ندارم.


 

مگر من جالباسيام

اگر پاي صحبت اكبر عبدي بنشينيد، او هم خاطرات بامزهاي در اين باره دارد. اين كه برخي از مردم، از او انتظار دارند كه هميشه شاد باشد وحتي در يك مجلس ترحيم هم حرف بامزهاي بزند و آنها را بخنداند. چندي پيش كه اكبر عبدي براي فيلم «استخوانهاي بابام» به مشهد آمده بود، پسر جواني او را ديد و خواست با او عكس يادگاري بيندازد. رفت كنارش نشست و دستش را دور گردن «عبدي» حلقه كرد و فشرد. او كه عصباني شده بود، برگشت و گفت: مگر من جالباسيام كه اين طور از من آويزان شدهاي؟

در آن لحظه به ياد فيلم «هنرپيشه» افتادم. آنجا كه «عبدي» داشت با ماشينش در خيابان رانندگي ميكرد و هوادارانش دورش را گرفته بودند و ميخواستند با او عكس يادگاري بيندازند. در آن لحظه او از عصبانيت داد و فرياد راه انداخت و همه فكر كردند كه دارد، نقشش را بازي ميكند. اين صحنه به خوبي نشان ميدهد كه شهرت تا چه اندازه ميتواند دردسر ساز باشد.

البته اين مسئله خاص ايران نيست. هر بازيگري كه به شهرت برسد بايد خودش را براي مبارزه با دردسرهاي آن آماده كند

 

زماني براي تنفر از شهرت

اين كه يک بازيگر هميشه در معرض ديد است، زندگياش را دشوار ميكند. بازيگران خاطرات زيادي دارند از اين كه حواسشان نبوده و ديدهاند كه يك نفر دارد با گوشي تلفن همراه، از آنها فيلم و عكس مي‌‌گيرد. بنابراين آنها بايد در تاكسي، اتوبوس، خيابان و مهماني، مراقب اطرافشان باشند تا دوربيني به سمتشان نشانهگيري نكند.

تازه اين قسمت خوب ماجراست. قسمت بدش اين است كه تصوير جعلي است و ربطي به بازيگر مشهور ندارد. آن وقت عدهاي اين تصاوير و فيلمها را با نام بازيگر مورد نظر، بين مردم پخش ميكنند. هر چند وقت يک بار با اين خبر مواجه ميشويم كه «يک هنرپيشه معروف سينما به دليل انتشار بلوتوثهاي جعلي که تحت عنوان وي منتشر شده است، به مراجع قانوني شکايت کرد.» در بيشتر موارد هم تحقيقات نيروي انتظامي نشان داده است که بلوتوثهاي منتشر شده، جعلي بوده و ربطي به بازيگر مورد نظر نداشته است. وقتي اين خبر دوم را ميشنويم دلمان براي آن بازيگر ميسوزد. از اين كه يک عده چقدر راحت، با آبرويش بازي كرده اند. آن وقت از هر چه «شهرت» است متنفر ميشويم و ...

عـوارض شهـرت

عوارض شهرت، در خارج از دنياي سينما نيز خود را نشان ميدهد. نتيجه تحقيقات نشان ميدهد كه تقليد از ستارهها، باعث شده است دانش آموزان فكر كنند كه براي رسيدن به موفقيت، نيازي به كار سخت و درس خواندن ندارند. در مطالعهاي كه توسط انجمن معلمان بريتانيا انجام گرفت، معلوم شد كه تقليد از ستارهها، باعث شده است ۷۰ درصد از دانش آموزان مدارس انتظارات و خواستههاي جديدي در زندگي پيدا كنند.

۳۷ درصد از معلمان بر اين باورند تنها هدفي كه دانش آموزان مدرسه، به دنبال آن هستند رسيدن به شهرت است. آنها نگران هستند كه دانشآموزان متوجه نشوند افراد سرشناس و ستارهها هم براي ماندن در اوج شهرت، بي‌‌نهايت تلاش ميکنند و زحمت ميكشند.

بعضي وقتها هم «تركشهاي شهرت» به مخاطبان سينما برخورد ميكند. يك بازيگر پس از سرشناس شدن هر كاري كه بكند، مورد توجه قرار ميگيرد. براي همين است كه خيلي از ستارهها به دنياي شعر و ادبيات و موسيقي و.... روي ميآورند. البته در خيلي مواقع حاصل كارشان هم چنگي به دل نمي‌‌زند.

منبع: خانواده سبز

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 12 تیر1388 ساعت 14:53     بيان انتقادات و پيشنهادات

گفتگو با چلچراغ

سلام

هروقت این مصاحبه مهران مدیری رو میخونم دلم میگیره

میذارم شما هم بخونین میدونم بیشترتون خوندین ولی بازهم بخونین و

 فکر کنین

 

گفت وگو با مهران مدیری/چلچراغ

از چلچراغ

داستان ما و مهران مدیری، داستانی طول و دراز و پر از عشق و نفرت است. داستانی عاشقانه که سال پیش پس از آن برنامة نقطه چینِ هجو نمایندگان، به سردی گرایید. آن قدر سرد که گفت‌وگوی علی میرمیرانی با مدیری را به بایگانی سپردیم. نقطه‌چین همچنان پخش می‌شد و چلچراغ هم همچنان منتشر می‌شد. ما همچنان مدیری را دوست داشتیم، همچنان سیامک انصاری را تحسین می‌کردیم، اما از این نقطه‌چین حرص می‌خوردیم:
به هر حال مهران مدیری یک پدیده است. شاید محبوب‌ترین چهره سینما و تلویزیون (با حفظ حقوق هدیه تهرانی و محمدرضا گلزار) این مصاحبه باقیمانده از سه چهار ماه پیش را اینجا بخوانید. متعلق به دورانی که چلچراغ و مدیری هنوز خاطرخواه هم بودند!

------------------------------

گفت وگو با مهران مدیری
من خیلی زیاد گریه می‌کنم

گفت وگویی که الان، یعنی در خرداد 83 چاپ شده، در دی ماه 82 انجام شده بود. در یک روز سرد زمستانی و در حالی که نقطه‌چین تازه پخشش شروع شده بود با مهران مدیری به گفت وگو نشستم اما حکایت در پایان آن گفت وگو پایان نیافت. مدتی خودم در چلچراغ نبودم و مدتی بعد هم بعضی بخش‌های سریال نقطه‌چین چلچراغ را واداشت تا نقدهایی بر کار مدیری بنویسد که گلایه‌هایی هم گویا ایجاد کرد.
ما همیشه در چلچراغ سعی کرده‌ایم نسبت به اتفاقات پیرامونی بی‌تفاوت نباشیم. مدیری و سریال نقطه‌چین هم از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. آن زمان که بارها و به دفعات از پاورچین دفاع کردیم و آن زمان که مدیری را چهره برتر عرصه طنز تلویزیونی دانستیم این حق را برای خود محفوظ می‌دانستیم که اگر زمانی کاری را هم نپسندیم، عقیده‌مان را ابراز کنیم. به هر حال، آن ماجرا همان روزها و در همان بحث‌ها تمام شد. حالا اما گفت‌وگویی را به چاپ می‌سپاریم که به نقطه‌چین و قوت و ضعف آن به بحث‌های متنی و فرامتنی آن مربوط نمی‌شود. گفت وگویی است با مهران مدیری راجع به خودِ مهران مدیری. او را نسبت به سه سال پیش که گفت و گوی مفصلی با هم داشتیم کم حرف‌تر و تودارتر دیدم. این روند در دیدارهای گاه و بیگاه این چند ساله مشهود بود و در مصاحبه نیز رخ نموده است. توضیح بیشتر لازم نیست. باید مصاحبه را خواند.


- <آری دل مرد بی‌صدا می‌شکند!


مصرعی را خواندی که راجع به آن نمی‌شود حرف زد. ممنوع است. این اتفاق شاید بارها برای ما در طول زندگی بیفتد. بعضی‌ها در سیر کاری‌شان درگیر این اتفاق می‌شوند بعضی‌ها هم در زندگی خصوصی‌شان. من چیزی در مورد کارم به ذهنم رسید ه قابل گفتن نیست!
- بر هیچ گوشه‌ای از زندگی مهران مدیری لکی نیفتاده تا در دلش جراحت و چرکی بنشاند؟
همه ما در زندگی مسائلی داریم که دقیقاً منجر به همین چیزی می‌شود که شما گفتید. زیاده. زیاد. خیلی‌ها را خودمان مقصریم خیلی‌ها را بقیه اما به نظرم آن لکه تیره غم‌انگیز مربوط به مسائلی می‌شود که آدم‌ها خودشان با خودشان دارند. من همیشه سعی کرده‌ام این لکه تیره را نداشته باشم.
-
آخرین بار که گریه کردی؟
من خیلی زیاد گریه می‌کنم. آخرینش در یادآوریِ از دست دادن پدرم بود که چهارسال از فوتش می‌گذرد
.
- شکست؟
شکست برای من وجود ندارد. همیشه این بیت سعدی را می‌گویم: به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم» دردهای من نگفتنی است. دردهای من نهفتنی است!»


من یک روزی می‌خواهم هر چیز را که تا به حال نگفته‌ام بگویم. اما گمانم باید هنرمند دردش را در آثارش نشان بدهد. از قدیم می‌گویند آن که می‌گرید یک درد دارد آن که می‌خندد هزار درد. من هم شاید یک روزی در یک اثری یا آثاری آن را بیشتر توضیح بدهم.


- آیا اهالی طنز و خنده آدم‌های سطحی‌تری هستند؟
من تعریف خودم ر دارم. شاید تعریف عام این باشد اما من فکر می‌کنم اهل طنز نگاه عمیق‌تری دارند. اینها جزئیاتی را می‌بینند که از دید آدم‌های معمولی فراتر است. اینها از جدیت گذشته‌اند تا به این مرز رسیده‌اند. هر چیز جدی گفتنش ساده‌تر است.
- می‌دانم که دغدغه هنرداری، دغدغه تئاتر. بازیگر کارهای قطب‌الدین صادقی بوده‌ای، الان هم گاهی دلت هوای آن کارها را می‌کند اما در واقعیت آن چه که من می‌بینم این کارهای روتین شبانه است این نود قسمتی‌ها ... به خودِ هنرمندت چند می‌دهی؟
از بیست به خودم چهار می‌دهم. چیزهایی که در ذهن دارم تا آنها را که روزی بسازم خیلی متفاوتند ابزار بخشی از آن حرف‌ها هم تئاتر است. منتها مدام از من این طور کار خواسته‌اند. دیگر افتاده‌ام در این ورطه. هر بار که خواسته‌ام وقفه‌ای بیاندازم نشده، برای همین هم شانزده نمره کم آورده‌ام می‌خواهم از این به بعد به آن نمراتِ گرفته نشده بپردازم.


- تا به حال با بغض، خندیده‌ای؟
بله. یادم هست که چطور بود. اما بگذار نگویم.


- تو چرا حرف‌های برای نگفتنت بیشتر از حرف‌های برای گفتنت، است؟
شاید یک تجربه شخصی است. تجربه‌ای که به من می‌گوید باید کمتر حرف بزنم. این که آدم‌ها راجع به خودشان زیاد توضیح می‌هند نشاندهنده این نیست که خیلی می‌دانند.
- اما من می‌گویم شاید محافظه کار شده‌ای که کمتر حرف می‌زنی؟
نه این جوری نیست. کاری که من می‌کنم نوک پیکانش روابط آدم‌هاست. سراغ مسائل سیاسی و اقتصادی کمتر می‌روم چون اساساً و اصولاً اعتقادی به سیاست ندارم. وقتی به روابط آدم‌ها می‌پردازی دلیلی برای محافظه‌کاری نداری.
- آدمی که این قدر می‌گوید بگذار نگویم اید در روابطش با بقیه آدم‌ها دچار محافظه کاری شده.
باز هم نه. فقط این نیست.


- فقط این نیست، یعنی یک بخشی همین است.
بله. یک بخشی همین است که می‌گویی. به هر حال ما یک رفتار خاصی برای زندگی کردن داریم. بخشی از این خصوصیات باطنی است. ما اغلب هم را درک نمی‌کنیم. درک‌ها کامل نیست و معمولاً دیر و سخت به وجود می‌آید. برای همین کلی شایعه پیرامون آدم‌هاست. شایعاتی که آدم‌ها را داغون می‌کند. بعضی وقت‌ها می‌خواهی بیایی و خودت را ثابت کنی اما به این نتیجه می‌رسی که بگویی هر چه می‌خواهند بگویند من اهمیت نمی‌دهم. من همینم که هستم. بالاخره روزی حقیقت ماجرا روشن خواهد شد.


- گفتی داغون.چقدر آدم داغونی هستی؟
داغونِ داغون نمی‌شه گفت اما این آتش نهفته که در سینه من است. خورشید شعله‌ایست که در آسمان فتاد.»


- <غروب نزدیکه. همین جور که این آفتابِ کم رنگِ و کش اومده زمستون افتاده تهِ نگات به این فکر کن که الان نقش قهرمان فیلم‌های وسترن رو داری که آخرین هفت‌تیرکشی‌شون مونده. هفت تیر رو بکشن و خلاص! حالا حست رو بگو.
آخرین هفت‌تیرکشی وجود ندارد. آخرین نه. (مکث طولانی) چه جوری بگویم...
- همین، جور فارسی بگو من متوجه می‌شوم!
این هفت‌تیرکشی یک حس خاص پشت خودش دارد. این که چطور بکشی. این که چه کسی را نشانه بروی. این که بعد از نشانه‌روی چقدر از این کارت خوشحال یا غمگین بشوی.
- آخرِ سیگارت است. حالا فکر کن نقش رئیس پارتیزان‌ها را داری که همه افرادش را از دست داده و الان از تپه روبه‌رو، قوای نازی می‌آیند او را بگیرند و او تنها به این فکر می‌کند که آخرین ته سیگارش را توی گل‌های زیر پایش خاموش کند.
این حس برایم آشناست. می‌فهمم چه می‌گویی اما می‌خواهم در مورد من این طور نباشد. چطور تعبیر کنم حرف شما را ... چطور تعبیر کنم آخر ... توضیح بده.

- آدم نوستالژیکی هستی؟
بله. نوستالژیکم.


- نوستالژی چه چیزهایی را داشته‌ای؟


هنوز جذاب‌ترین خیال پردازی‌هایم در زندگی به دوران کودکی‌ام بر می‌گردد خیلی هم زیبا نیستند اما نمی‌دانم چرا مدام به آن سمت می‌رم ... به سمت ... به سمت کوچه باغ‌های اراک ... تمام فامیل‌هایم در شهرستان. نسلی که وقتی من بچه بودم آنها میانسال بودند و الان همه پیر شده‌اند ... بعضی‌هایشان از دنیا رفته‌اند ... واقعاً نمی‌دانم چرا مدام ذهنم می‌روم به آن سمت ... مدام دلم تنگ می‌شود ... می‌خواهم برگردم به همان فضاها و آن آدم‌ها و آن قدیم ... شاید ... شاید اولین فرصتی که دست بدهد بروم توی همان فامیل قدیم. بروم توی همان مکان‌ها. در این یک سال اخیر این میل خیلی در من زیاد شده.


- چرا هیچ وقت دست نمی‌دهد؟
خب. مشغله‌ کاری است. فقط همین. من خیلی به خودم کم می‌رسم. کار هم خیلی فشرده است می‌گویند از بین می‌روی، از دست داده می‌شوی باید به خودت برسی


- در این خود را از دست دادن، چه چیزی به دست می‌آوری؟
چیزی به دست نمی‌آورم. حواسم پرت است. هی سیگار ... هی کار... هی شب نخوابیدن. هی به خودت می‌گویی از شنبه تغییرش می‌دهم...
- اما این شنبه هیچ وقت نمی‌رسد، نه؟
بله. یک دفعه می‌بینی چهار تا مریضی هم آمده. باید این فرصت را آدم ایجاد کند
.


- در این ایجاد نشدنِ فرصت صریح و دقیق بگو پول کجای ماجرا می‌ایستد؟
پول برای ...
- ببین می‌دانم که پول برای زندگی لازم است...
نه. نه ... می‌خواهم بگویم که پول واقعاً برای یک رفاه نسبی خوب است. دنبال ویلا و خانه بزرگ نبوده‌ام. تعریفم از پول این است که نیازمند نباشم و بتوانم به بقیه هم کمک کنم. چون این کمک کردن بسیار بسیار لذت‌بخش است.


- الان چقدر از این عمل‌های لذت بخش انجام می‌دهی.
تا آنجا که بتوانم انجام می‌دهم. سعی‌ام را می‌کنم.
- چرا یک بار به خودت نمی‌گویی کات؟ نمی‌گویی کات تا بروی به آن اولین فرصت» منتظرم که این کار تمام شود. دیگر انرژی ندارم. دیگر توان کار نود قسمتی ندارم این کار را هم دارم با بدبختی پیش می‌برم. دیگر انرژی فکری و جسمی این حجم تولید را ندارم. این آخرین کار این جوری من است. دیگر آخری.


- زخم؟
خوشبختانه عمیقش را در زندگی نداشته‌ام.


- خراش سطحی چطور؟
چرا این را داشته‌ام اما چیزی که بتواند کمرم را بشکند نه.


- یک چیزی که خراش انداخته توی زندگیت را حالا و امروز با من و خواننده ما قسمت کن.
باور کن نمی‌توانم بگویم. تو آدم را مدام به سمت این نگفتنی‌ها هل می‌دهی.
- یک روز در اواخر دهه شصت میلادی یک ثروتمند آمریکایی در فرودگاه قاهره پیاده شد و آنجا چون پول خرد نداشت یک بچه روزنامه‌فروش از ده روزنامه‌ای که داشت یکی را مجانی به او داد. این ثروتمند دید آن بچه یک دهم کل دارایی‌ش را آسان به او بخشید. رفت آمریکا و نیمی از دارایی را برای آن بچه فرستاد. چنین حسی را در زندگی داشته‌ای؟
همه اهمیت زندگی به همین حسی است که تو می‌گویی. زندگی در عین آن پیچیدگی که گفتم به همین سادگی است. اهمیتش و ارزشش در دریا دل بودن است در دل به دریا زدن است. نه فقط در مسائل مالی. دل به دریا زدن در مورد همه چیز. در زندگی باید دل بزرگی داشت. می‌شود از کنارخیلی چیزها با یک لبخند ساده گذشت. این لبخند به آدم آرامش می‌دهد و نمی‌گذارد زخم در زندگی عمیق شود.


- آخرین شعری که شنیده‌ای و جذبت کرده و به ذهنت تلنگر زده چه بوده؟
سلاخی می‌گریست به قناری کوچکی دل باخته بود!


- در زندگی بیشتر سلاخ بوده‌ای یا قناری؟
راستش ... سلاخ!
-
چقدر در زندگی سلاخی شده‌ای؟
خیلی زیاد. زیاد سلاخی شده‌ام. می‌دانی ... گفتن رنج‌ها کمتر کمک می‌کند به بزرگی آدم. من فکر می‌کنم زیباترین چیزی که ... زیباترین چهره‌ای و عمیق‌ترین چهره‌ای که پیش رویم است چهره ژان والژان است. ژان والژان با تمام آن زندگی سخت هرگز سختی‌ها را به هیچ کس نمبهترین شکل هم همین است. نمی‌خواهم از زخم‌ها و رنج‌هایم بگویم شاید بخشی از آنها را با خودم به گور ببرم.
- بخش ژان والژانیِ زندگی‌ات چقدر گاری از روی پیرمردهای ناتوان بلند کرده، هر چند که الان بیشتر شهردار مادلن هستی تا ژان والژان!
(می‌خندد)... من خودم را با والژان مقایسه نمی‌کنم اما زخم‌ها و دردها و سختی‌ها برای من هم زیاد وجود داشته است. خیلی زیاد در این سال‌ها با من بوده است.


- دیگه از شهر سرود تک سواری نمیاد /

دیگه مهتاب نمیاد کرم شب‌تاب نمیاد /

 برکت از کومه رفت /

رستم از شاهنومه رفت


من کاملاً با شما موافقم. ولی نباید خیلی غصه خورد. (مکث طولانی) هر لحظه از تاریخ مدام این شعر قابل عوض شدن است بنابراین نباید غصه خورد.


- این آدمی که می‌گوید نباید غصه خورد، خودش چقدر غصه‌مند است؟
خیلی اهل غصه خوردن نیستم. اما اگر بخواهم از غصه‌مندی بگویم... چطور بگویم؟
- با درصد بگو!
هفتاد درصد
- سی درصد باقی چیست؟
راستش صد درصد است. من اصلاً به آن سی‌درصد باقی فکر نمی‌کنم
.


- نمی‌خواهی این درصد را تغییر بدهی؟
نه. در جهان همه چیز جای خودش است. هر کس به اندازه بضاعت و توان و آی ‌کیواش زندگی می‌کند. شاید با این حرف مخالف باشی اما تجربه این را به من ثابت کرده. کمتر پیش می‌آید که واقعاً به آدم ظلم بشود. ما قادریم آن چه را که می‌خواهیم انجام بدهیم و به آن برسیم.


- مهران مدیری واقعاً همان جایی است که باید می‌بوده؟
من به اندازه بضاعت خودم حضور دارم.
- نود درصد مردم یا می‌گویند کمتر از حقشان گرفته‌اند یا حداکثر می‌گویند سرجای خودشان هستند چرا کسی نمی‌گوید به چیزی که رسیده بیشتر از حقش است؟
من نمی‌گویم امکانات نیست که من اینجاهستم. من می‌گویم با امکانات هم از این بیشتر نیستم.
- وقتی به استاد دانشگاهی بر می‌خوری که دکترای ملخک اتم دارد، هزار سال درس خوانده، هشتصد تا دود چراغ خورده و الان با اضافه‌کاری صد و بیست و دو هزار و چهارصد تومن حقوق می‌گیرد چه حسی پیدا می‌کنی؟
خب این سر جای خودش نیست. در این مثال واقعاً سرجای خودش نیست. او باید ماهی یک میلیون و دویست هزار دلار بگیرد.
- این را که خودم هم می‌دانم. می‌پرسم وقتی خودت را با او قیاس می‌کنی چه حسی داری؟
خب... این یک مسأله دیگر است (مکث طولانی) خب ... این یک مسأله مالی ست. صرفاً مالی.
- نه، من ده تا وجه دیگر را می‌گویم. مثلاً شهرت.
خب این اقتضای شغل من است.
- تمام اقتضائات را در نظر بگیر و بگو.
آره. اینم هست. کار من سختی خودش را دارد. فشار شدید روانی دارد. آن آقا هم سختی‌ها و خوشی‌های خودش را دارد. نباید این شکلی مقایسه کرد. در شرایط نابه‌سامان همه شرایطشان بد است.


- تصور کن این مصاحبه چاپ شده و شما نه به عنوان مهران مدیری، که به عنوان خواننده این پاسخ را می‌خوانی، واقعاً راجع به مدیری چه قضاوت خواهی کرد؟
این چیزی که من گفتم به نظر شما حرف بدی بود؟ خوب نیست؟


- به نظر من اصلاً عالیه. گل! اما سؤال من چیز دیگریست. شما چه می‌گویی؟
هر شغلی مشکلات خودش را دارد. شاید مدرک یکی سیکل باشد از یک جراح مغز بیشتر در بیاورد این هیچ. اما باید در نظر گرفت هر شغل گرفتاری خودش را دارد و قابل قیاس نیست.
- من الان یک نقل قولی از سعید پورصمیمی می‌کنم و برعکس...
آقا من حرفم را پس گرفتم!
- بگذار بگویم! او همین مثال من را زد و گفت بعضی‌ها خیلی زحمت کشیده‌اند اما کمتر از ما بازیگرها درآمد دارند یا شناخته شده هستند.
شاید بعد از این مصاحبه به این ماجرا کامل فکر کردم و شاید حالا بعداً حرفم تغییر کند. من روی حرف‌هایم دگم نیستم. آدم باید به خیلی چیزها فکر کند.

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 11 تیر1388 ساعت 11:12     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکس و دیگر هیچ

 

عکس و دیگر هیچ......

 

www.atipic.blogfa.com

 

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 8 تیر1388 ساعت 22:47     بيان انتقادات و پيشنهادات

بازيگران مجموعه جديد «مهران مديري» مشخص شدند+نبض کمدی پاییز در دستان مهران مدیری

بازيگران مجموعه جديد «مهران مديري» مشخص شدند
 
 
 مهران مديري سريال جديد خود را در عرصه طنز با حضور بازيگران جديد، كليد مي‌زند

«مهران مديري» قصد دارد سريال جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده به زودي كليد بزند.
بنابراين گزارش، اين سريال كه از مضمون طنز برخوردار است، در قالب 90 قسمت ساخته خواهد شد و پخش آن از مهرماه آغاز و تا اوايل زمستان ادامه خواهد داشت.
بسياري از بازيگران اين سريال مشخص شده و قرارداد بسته‌اند كه در ميان آنها نام برخي از بازيگران به چشم مي‌خورد كه تا به حال سابقه حضور در آثار طنز هرشبي را نداشته‌اند.
داستان‌هاي اين سريال را كه از شبكه سه سيما به روي آنتن خواهد رفت، «امير مهدي ژوله» و «خشايار الوند» نوشته‌اند.
به گزارش فارس، برخي از بازيگراني كه تا به حال با «مهران مديري» قرارداد بسته‌اند، عبارتند از:
سيامك انصاري، علي لك‌پوريان، آرام جعفري، سحر زكريا، اليكا عبدالرزاقي، سحر جعفري جوزاني، هادي كاظمي و نادر سليماني.
داستان‌هاي اين سريال در راستاي نام‌گذاري امسال به نام اصلاح الگوي مصرف، از اين موضوع بهره مي‌گيرد.
آخرين ساخته «مهران مديري» در مقام كارگردان مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» بود كه در ايام نوروز از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت.

 او در پرونده كاري خود كارگرداني سريال‌هاي نظير پاورچين، نقطه چين، شب‌هاي برره، مرد هزار چهره و ... را دارد.


 

نبض کمدی پاییز در دستان مهران مدیری

سمیه علیپور: مهران مدیری با مجموعه طنز تازه‌ای به تلویزیون بازمی‌گردد تا در فصل پاییز، نبض کمدی در دستان این بازیگر و کارگردان شناخته شده باشد. مخاطبان تلویزیون نوروز را با دیدن «مرد دو هزار چهره» به کارگردانی مدیری پشت سر گذاشتند و این کارگردان این روزها گروه خود را کنار هم جمع کرده است تا کار دیگری را مقابل دوربین ببرد، مجموعه‌ای که قرار است پخش آن از ابتدای فصل پاییز آغاز شود و تا شروع زمستان ادامه داشته باشد.

دو همکار قدیمی در کنار مدیری


مجموعه جدید مدیری که هنوز اسمی برای آن انتخاب نشده است، با رویکرد سال اصلاح الگوی مصرف تولید خواهد شد و از همین رو تصور می‌شود ارتباطی با مجموعه کارهایی که در دهکده ذهنی برره اتفاق می‌افتاد، نداشته باشد. اما ترکیب عواملی که برای این مجموعه انتخاب شده‌اند، از جمله گروه نویسندگان و بازیگران نشان می‌دهد که همچنان مدیری علاقمند است با گروهی که در این سالها با آنان همکاری داشته است، همراه باشد.

پیمان قاسم‌خانی به عنوان سرپرست نویسندگان کارهای مدیری از زمان تولید مجموعه «مرد دو هزار چهره» از گروه جدا شد و کار را به سه نویسنده‌ای که پیش از آن مقطع با او همکاری می‌کردند واگذار کرد. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم‌خانی و خشایار الوند فیلمنامه «مرد دو هزار چهره» را نوشتند، البته مهراب قاسم‌خانی نویسنده یک قسمت از این مجموعه 13 قسمتی بود.

پس از آن مجموعه شنیده شد که مهراب قاسم‌خانی با برخی از عوامل گروه دچار چالش شده و در کار جدید نیز نام او در میان نویسندگان قرار ندارد. فیلمنامه مجموعه جدید مدیری را امیرمهدی ژوله و خشایار الوند می‌نویسند. گروه نویسندگان کار خود را آغاز کرده‌اند تا با نگارش داستان‌ها کار هرچه زودتر وارد مرحله تولید شود.

چهره‌های تازه در کنار مدیری


مدیری بخشی از بازیگران مجموعه تازه خود را هم انتخاب کرده است. تعدادی از این بازیگران در کارهای قبلی نیز با مدیری همراه بودند و برخی برای نخستین بار مقابل دوربین او می‌روند. سیامک انصاری، علی لک‌پویان، آرام جعفری، سحر زکریا، الیکا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی، هادی کاظمی و نادر سلیمانی تعدادی از بازیگران مجموعه تازه مدیری هستند. سیامک انصاری، ‌سحر زکریا و سحر جعفری جوزانی را می‌توان در میان بازیگران ثابت کارهای مدیری قرار داد.

سیامک انصاری و سحر زکریا، کار با مدیری را از اولین مجموعه طنز 90 شبی او با عنوان «پاورچین» آغاز کردند و پس از آن در دیگر کارهای او نیز مقابل دوربین رفتند. سحر جعفری جوزانی نیز، با «باغ مظفر» به گروه مدیری پیوست. او در مجموعه «مرد دو هزار چهره» نیز در سه قسمت پایانی مجموعه حضور داشت.

اما تعدادی از بازیگران حاضر در فهرست مجموعه جدید مدیری برای اولین بار حضور در گروه او را تجربه می‌کنند و هادی کاظمی، الیکا عبدالرزاقی، علی لک پویان و آرام جعفری، تجربه کارهای متعدد در تلویزیون دارند که این بار تجربه‌ای تازه را به واسطه همکاری با مدیری پشت سر خواهند گذاشت.

نادر سلیمانی از چهره‌های شناخته شده، مجموعه موفق «ساعت خوش» بود و در آن مجموعه به همراه مدیری و دیگر بازیگران حاضر در کار، اتفاقی جدید را در تلویزیون ایران رقم زدند. سلیمانی که پرورش یافته گونه طنز و فضای کارهای کمدی است در این سالها کارهایی در این فضا نیز انجام داده اما تصور می‌شود همکاری او با مدیری جریانی تازه را در کارنامه بازیگری این بازیگر به وجود آورد. مهران مدیری تا یک ماه دیگر سریالی 90 قسمتی با مضمون «اصلاح الگوی مصرف» را کلید می‌زند.

بازگشت مدیری با نود شبی


پس از پخش مجموعه «باغ مظفر» مهران مدیری از ساخت مجموعه‌های نود شبی فاصله گرفت و هیچ سوژه و پیشنهادی هم نتوانست او را راغب کند تا سراغ کار سنگین تولید مجموعه نود قسمتی برود. او در دو سال گذشته ارتباط خود را با تلویزیون با ساخت مجموعه‌های «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» حفظ کرد تا اینکه بالاخره با پیشنهاد ساخت مجموعه‌ای نود قسمتی موافقت کرد و با اعلام خبر تولید مجموعه از سوی علی‌اصغر پورمحمدی رئیس شبکه سوم سیما شبهات در مورد شایعه بودن خبر اولیه برطرف شد.

مدیری در جریان ساخت سریال نوروزی‌اش ضمن اعلام این موضوع که تا مدت‌ها قصد رفتن به سمت سریال‌های 90 شبی را ندارد، «مرد دو هزار چهره» را آخرین مجموعه تلویزیونی‌ خود در سال 88 معرفی کرده و از قصد خود برای ساخت دو فیلم سینمایی در سال جاری خبر داده بود. مدیری تاکنون سریال سفارشی در کارنامه‌اش نداشته است.

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 4 تیر1388 ساعت 10:24     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» باغ گیلاس....
» محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!
» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
وبلاگ اختصاصی سحر قریشی
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com