|
|
جومونگ در سرزمين سلمان و رستم

|
براي نخستين بار قهرمان يك سريال پربيننده خارجي به دعوت شركتي بازرگاني خارجي به كشورمان ميآيد و پس از انتشار خبر سفر او، تصوير «سانگ ايل گوگ» بازيگر نقش جومونگ در حال تبليغ يك كالا در برخي روزنامهها چاپ ميشود و اين در حالي كه بازيگران دنيا و كشورمان پيش از اين براي مقاصدي ديگري چون ترويج صلح و كمك به كودكان فقير در سطح جهاني حاضر شدهاند.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حضور هنرمندان در تبليغات در دنيا و حتي كشورمان با سختگيري و حرف و حديثهايي همراه بوده است؛ به طوري كه در پي حضور هنرمندان و ورزشكاران در تبليغات تجاري و حتي آگهيهاي تلويزيوني ماهوارهيي، سال گذشته دفتر تبليغات و اطلاعرساني وزارت ارشاد، چاپ و پخش تصاوير هنرمندان، ورزشكاران و شخصيتهاي فرهنگي به منظور تبليغ و معرفي كالا و خدمات را ممنوع كرد كه اعتراض برخي از بازيگران فعال اين عرصه را در پي داشت.
در ايران جمشيد مشايخي شاخصترين چهرهي هنري حضور يافته در تبليغات است و مهران مديري مطرحترين چهرهي تلويزيوني حضور يافته در اين عرصه بوده است. محمدرضا گلزار، محمدرضا فروتن ، بهرام رادان ، علي صادقي، محمدرضا داودنژاد ،يوسف تيموري، پژمان بازغي، حميد گودرزي، ايرج نوذري و محمدرضا شريفينيا از ديگر چهرههاي حاضر شده در تبليغات بازرگاني در ايران هستند.
به هرحال طي اينروزها شاهد حضور ايل گوگ 38 ساله از بازيگران مطرح کره جنوبي در ايران خواهيم بود كه پيش از اين در گفتوگويي در جمع ورزشكاران ايراني، از علاقه مردم ايران به سريال «افسانه جومونگ» ابراز خوشحالي کرده بود.
قلقلک با چاقوي کند بي مايگي
اگر ناکارآمدي وزارت ارشاد و سنگ اندازي هاي مالوف و مشهود را از سقوط تيراژ کتاب و پايين بودن سرانه مطالعه در جامعه و همچنين وضعيت اسفبار آثار سينمايي مان چه به لحاظ فرم و چه محتوا را از ريزش مخاطب سينماها کسر کنيم، اگر نداشتن تئاترهاي خوب را کنار بگذاريم و ميزان تماشاگران را براي همان کارهاي انگشت شمار محکي بزنيم، به سادگي مي توان به وجه ديگر رويگرداني مردم از مقوله فرهنگ، هنر و تفريحات توام با انديشه پي برد.
به نظر مي رسد رسانه ملي نيز اين روزها قصد دارد مخاطب از دست رفته خود را با سلاح طنزهاي تلويزيوني که مدت ها جاي آن در شبکه هاي مختلف خالي بود به دست بياورد. اما اين مخاطب گريزان جدا از شرايط اجتماعي، به نوعي دلزدگي و قهر نسبي از اين رسانه رسيده است که بخشي از آن به عملکرد خود تلويزيون برمي گردد.
در شرايط اينچنيني بدون شک سخن گفتن از موفقيت يا عدم موفقيت طنزهاي تلويزيوني نمي تواند تنها براساس ساختار و محتواي اين آثار مورد بررسي قرار بگيرد. اگرچه کليشه زدگي، درجا زدن و کپي برداري هاي ناموفق از آثار طنز نوآور و خلاقي چون آثار مهران مديري که در بين مردم محبوبيتي کسب کردند، به روند طولاني مدتي در تلويزيون بدل شده است.
اين واقعيت ناگزيري است که مردم به تفريح نياز دارند و تلويزيون يکي از قوي ترين ابزارهاي سرگرمي در کليه جوامع به شمار مي رود. شايد بتوان گفت سرگرمي شريف ترين و اصلي ترين کارکردهاي طنز و کمدي است.
اما تقليل دادن کارکردهاي آن به همين وجه و احتياط در به کارگيري طنز در حد و اندازه هاي واقعي خود که نوعي نهيب زدن به تلخي هاي روزگار است، مي تواند به نوعي عقب راندن ماهيت عنصر طنز منجر شود. اگرچه اين استحاله بر اساس سياست هاي تلويزيون در ديگر آثار نيز روي داده است.
تلويزيون در کنار وجه سرگرم کنندگي خود، همواره ترويج دهنده افکار و ايده هاي پيش پا افتاده يي بوده است که آنها را نياز و ميل مخاطب مي نامد. اگر بخواهيم خاصيت تفکربرانگيز و ماهيت چندلايه طنز را بپذيريم، بايد اذعان کرد در آثار طنز ما آنچه به فراموشي سپرده شده اين است که اگرچه طبيعت طنز بر خنده استوار است، اما خنده تنها وسيله يي است براي نيل به هدفي برتر و آگاهي انسان به عمق زشتي ها و ناهنجاري ها. در پس اين خنده همواره واقعيتي تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق خود، خنده را خاموش مي کند و تفکر آغاز مي شود.
اما چنين طنزي بدون شک بايد نگاه موشکافانه يي بر اصل واقعيت داشته و مجال و فرصت دوباره سازي ناهنجاري ها را داشته باشد. وقتي جامعه يي هنوز به آن نقطه از آزادي و قدرت دست نيافته که بدون عينک انکار و غيرواقع بيني اطراف خود را با همه زشتي ها و زيبايي هايش بنگرد، مسلماً طنز در بستر واقعي خود جريان نيافته و به آثاري بدل مي شود که امروز شاهد آن هستيم.
آثاري که برآمده از دل واقعيت اين روزها نيستند و ديگر مخاطب نه تنها دل و دماغ خنديدن به آنها را ندارد، بلکه ضرورتي براي تفکر به پيام هاي آن در خود احساس نمي کند. پيام طنزهاي امروز، کليدي براي رهايي مخاطب دلزده اين روزها نيست. طنز در ذات خود انسان را برمي آشوبد، بر ترديدهايش مي افزايد و با آشکار ساختن جهان همچون پديده يي دوگانه، چندگانه يا متناقض، انسان ها را از يقين محروم مي کند.
یک نقد از مسافران که از آقای مدیری هم نوشتن بخاطر حجم زیادش نمیتونم در وب بذارم آدرسشو گذاشتم روی عکسها کلیک کنید تا بتونین مشاهده کنید.
عکس شماره یک
عکس شماره 2
عکس شماره 3
عکس شماره 4
با تشکر از دوست خوبم نیلوفر 
|