تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


همکاری پیمان قاسم خانی با رامبد جوان+3عکس+ «هميشه پاي يك‌زن درميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست+3

  همکاری پیمان قاسم خانی با رامبد جوان
 
            
«رامبد جوان» سريال طنز خود را هفته آينده كليد مي‌زند

خبرگزاري فارس: «رامبد جوان» قصد دارد هفته آينده مجموعه طنز خود را در لوكيشني واقع در زعفرانيه كليد بزند

محسن چگيني كه تهيه كنندگي اين مجموعه طنز را بر عهده دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اين مجموعه طنز كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده است، در مرحله پيش توليد قرار دارد و هفته آينده كليد مي‌خورد.
وي افزود: اين طنز در 50 قسمت 40 دقيقه‌اي براي پخش شبانه در تابستان توليد خواهد شد و در حال حاضر محراب قاسم خاني، محمد رضا آريان و سروش صحت به سرپرستي پيمان قاسم خاني مشغول نگارش فيلمنامه هستند.
چگيني تصريح كرد: انتخاب بازيگران نيز در حال انجام است و تا به حال حضور رامبد جوان، حميد لولايي، حسن معجوني، نصرالله رادش و سحر دولت شاهي قطعي شده است.
وي اظهار داشت: تمام تلاش ما اين است كه بتوانيم داستان‌هاي اين سريال را كه از حال و هواي طنز برخوردار است با دقت و در ساختار واقعي طنز بسازيم تا بينندگان از ديدن آن لذت ببرند.
رامبد جوان پيش از اين سريال‌هاي «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است و فيلم سينمايي «پسر آدم، دختر حوا» را هم در پرونده خود دارد.


                                     
 
                                    
 
                                   
 
          
 
با تشکر از دوست خوبم سارا
 
گزارش فارس از نشست «نور، صدا، دوربين، خنده»؛
«هميشه پاي يك‌زن درميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست

خبرگزاري فارس: در نشست فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» عنوان شد: «هميشه پاي يك زن در ميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست.

                           

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس نشست «نور، صدا، دوربين، خنده» با نقد و بررسي فيلم «هميشه‌پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال‌تبريزي در تالار انديشه حويزه هنري با حضور سعيد قطبي‌زاده و شاپورعظيمي، از منتقدان سينما شب گذشته برگزار شد.
در ابتدا شاپورعظيمي،گفت: سينماي ايران بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي تجربه خيلي زيادي در زمينه طنز نداشت و خيلي هم فرصت نبود تا وارد اين عرصه شود و معدود فيلم‌هايي در اين دهه ساخته شدند كه عالي بودند. مثل «مردي كه زياد مي‌دانست»، «مردي كه موش شد» و ... «كمال‌تبريزي» هم يكي از آغاز كننده‌هاي عرصه طنز در دهه 70 است.
وي ادامه داد: در فيلم «هميشه‌پاي يك زن در ميان است»، با فيلم نابي رو‌به‌رو نيستيم و در طول فيلم حفره‌هاي وحشتناك در فيلمنامه وجود دارد و فيلم فاقد هسته مركزي است. در كل فيلم از هم گسيخته‌اي است. به يكسري شوخي‌هاي دسته اول مي‌پردازد اما شخصيت‌ها خيلي باز نمي‌شوند، پدر و مادر شخصيت گلشيفته فراهاني در فيلم زائد هستند و فضا باز نيست و در آن با يك اثر كمدي رو‌به‌رو نيستيم.
«عظيمي» گفت: فيلم در شمار كارهاي خوب «كمال‌تبريزي» نيست اما يكسري شوخي‌هاي به روز دارد كه به طور مثال مي‌توان به شوخي با داوري جشنواره فجر اشاره كرد.
سپس سعيد قطبي‌زاده، گفت: در سينماي ايران، ما كمدي‌ساز حرفه‌اي نداريم و همه چيز به ضرورت ايجاد مي‌شود. برخي‌ها هم احساس مي‌كنند دست به هر كاري مي‌توانند بزنند و مي‌توانند در همه ژانرها كار كنند.
وي با اشاره به فيلم‌هاي كمدي كارنامه «كمال تبريزي»‌ ادامه داد: «ليلي با من است» يك جسارت در سينماي كمدي و طنز بود. در اجرا موفق بود و كارگرداني خوبي داشت اما بدون پرويز پرستويي فاقد ارزش بود. «مارمولك» هم در اوج كارنامه «كمال تبريزي» واقع شده است.
وي ادامه داد: من فكر مي‌كنم «كمال‌تبريزي» در «دوران‌سركشي» تمام استعدادهايش را بروز داد اما بعد آنقدر فيلم ساخت كه به ورطه تكرار افتاد و از تجارب ديگر همكارانش استفاده نكرد. نكته بعد اين است كه ما دوست داريم از هر چيزي مفهومي عظيم ايجاد كنيم و به صحنه‌هاي خنده و بيهوده عادت كرده‌ايم و مؤلفه‌هاي سينماي كمدي را نمي‌دانيم. كمدي يك شاخه بسيار مهم در سينما است كه به غلط به ژانر تبديل شده و فراتر از ژانر است.
وي تصريح كرد: «كمال‌تبريزي» به آن مقطع حساس در كارنامه‌اش رسيده است كه «رضامقصودي» و «پيمان قاسم‌خاني» را ندارد و علي‌رغم اين كه از در «هميشه پاي يك زن در ميان است»، از «نغمه‌ثميني» استفاده كرده داراي هيچ ايده نويي نيست. به طور مثال آوردن «مهران‌مديري» كمدين تلويزيون و استفاده از «رضا كيانيان» در چند پلان استفاده بهينه‌اي نبود.
بنا براين گزارش سپس شاپورعظيمي،گفت: به نظر مي‌رسد اين فيلم كمدي رمانتيك باشد اما اثر ضعيفي است. در كمدي رمانتيك زن و شوهر همديگر را دوست دارند و شخص سومي است كه وارد بازي مي‌شود و در نهايت به تجربه جديد و در انتها به تحول مي‌رسند اما در اين فيلم ريتم كار در تضاد كمدي رمانتيك است. در كمدي رمانتيك فرصت معطل كردن نداريم و ضرباهنگ سريع است و در مرحله‌اي وارد فاز جدي مي‌شويم تا به شناخت جديد برسيم.
وي ادامه داد: ريتم فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» كند است و ما با شخصيت يك ناشر و دغدغه‌هايش زياد آشنا نيستيم. «پري طلعت‌پور» از غيب آمده و به غيب مي‌رود. لاجرم كارگردان و فيلمنامه‌نويس رجوع به شخصيت‌هاي فرعي و مزه‌پراني مي‌كنند و فيلم نقطه دستاويز ندارد. يعني قلاب عاطفي ندارد و با مخاطبان درگير نمي‌شود و در فيلمنامه ضعف وجود دارد و آن هم عدم باورپذيري است كه اين به اثر لطمه مي‌زند.
وي با اشاره به اين كه شخصيت‌هاي فيلم مقوايي و تك بعدي هستند، تصريح كرد: شخصيت‌هاي «هميشه پاي يك زن در ميان است»، ما به‌ازاي بيروني ندارد كه البته اين مشكل كلي سينماي ايران است كه اصولا در سينماي ايران خيلي از شخصيت‌ها ما به ازاي بيروني ندارد و آنچه روي پرده‌ ‌است، هيچ ربطي به زندگي مردم ندارد.
سپس اين دو منتقد به سئوال تماشاگران پاسخ دادند. مراسم رأس ساعت 20 به اتمام رسيد.

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 10:37     بيان انتقادات و پيشنهادات

فروش ۱۴میلیونی همیشه پای یک زن در میان است در مشهد

     فروش ۱۴میلیونی همیشه پای یک زن در میان است در مشهد

 

در هفته اول شهريور 87 فروش «هميشه پاي يک زن در ميان است» به 14ميليون تومان در مشهد رسيد.
به گزارش ايلنا و به نقل از روابط عمومي اداره فرهنگ وارشاد اسلامي مشهد "هميشه پاي يک زن در ميان است" يازدهمين فيلم کمال تبريزي از شنبه دوم شهريورماه در سينما آفريقا اکران شد و پس از 7 روز نمايش 11ميليون و45هزار تومان فروش کرد.
سينما سيمرغ 5 با فروش دوميليون هشتصد و نود هزارتومان ، سينما قدس 1 با فروش يک ميليون و 160هزار تومان به ترتيب سينما هاي دوم وسوم در اکران اين فيلم بودند.
همچنين فيلم "انعکاس" چهارمين فيلم رضا کريمي هفته گذشته در سينما هويزه 4ميليون و790هزار تومان ودر سينما سيمرغ 1 ،يک ميليون و70 هزار تومان فروش داشته است.
"10 رقمي" ششمين فيلم همايون اسعديان به تهيه‌کنندگي منوچهر محمدي بر اساس فيلمنامه عليرضا محمودي است که در سينما نسترن اکران شد و پس از 7 روز نمايش 4ميليون و500هزار تومان فروش کرده است وهمچنين سينما سيمرغ چهار ، با فروش يک ميليون و240 هزار تومان اين فيلم را اکران کرد.
همچنين "فيلم زن ها فرشته اند" دومين ساخته شهرام شاه حسيني در سينما ياسمن اکران شد که يک ميليون و880هزار تومان فروش رفت و همچنين سينما سيمرغ دوهمين فيلم را با 800 هزار تومان فروش کرده است.
"حس پنهان" نيز به عنوان اولين فيلم بلند سينمايي مصطفي رزاق کريمي در سينما قدس 2اکران شد و پس از 7 روز نمايش 380 هزار تومان فروش داشت.


              نگاهی به فیلم همیشه پای یک زن در میان است

                     021090.jpg
                  

[پويان باقرزاده]
كمال تبريزى كارگردان اين روزهاى سينماى ايران است كه هيچگاه نمى توان تكرار يك فرم و ساختار را در كارهايش پيدا كرد. شاهد اين ادعا كارنامه سينمايى وى است، كه پر از تجربيات متفاوت و معمولاً موفق در ژانر و فرم است. (مهر مادرى، شيدا، ليلى با من است، گاهى به آسمان نگاه كن، مارمولك، يك تكه نان يا حتى سريال شهريار) او حتى مى تواند از يك سفارش هم فيلمى قابل قبول بسازد (فرش باد را كه يادتان نرفته) شايد همين خصوصيات، او را كارگردانى جذاب و پرطرفدار كرده است كه هميشه فيلم هايش را در كانون توجه قرار داده. او از معدود كارگردان هايى است كه اين سال ها توانسته بعضى از خط قرمزها را بشكند و باعث ايجاد فصل هاى جديد، چه از نظر جسارت و چه از نظر گيشه، براى سينماى ايران شود. فيلم «هميشه پاى يك زن در ميان است» آخرين ساخته وى، كه برگرفته شده از كتاب «غيرقابل چاپ» (سيدمهدى شجاعى) است، هم اكنون به صورت گسترده در سينماهاى كشور در حال نمايش است، اين فيلم توانست جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را در بيست وششمين جشنواره فيلم فجر از آن خود كند. كمال تبريزى اين بار، با يك شيوه جديد ساختارى (كه به واقع نمونه اش را در سينماى ايران كم ديده ايم) سراغ فضايى فانتزى و كاريكاتورگونه رفته كه پر از اغراق هاى بصرى است.
فيلم با پرداختى كميك به بررسى لايه هاى اجتماعى و گذر زنان از جامعه اى سنتى به جامعه مدرن مى پردازد و در پى بيان مشكلات زنان در چنين شرايطى است. تبريزى در «هميشه پاى يك زن در ميان است» جامعه اى را زير سؤال مى برد كه به ظاهر اخلاق گراست اما در باطن، پشت هر رابطه اى سوءتفاهمى را نهفته دارد. چنان كه بعد از جدايى مريم (با بازى گلشيفته فراهانى) از همسرش به يك باره نگاه جامعه به او عوض مى شود و شكلى زننده به خود مى گيرد، سعى كارگردان اين بوده كه با بزرگنمايى در فرم و بيان اين مشكل اخلاقى را به صورتى همه گير به تصوير بكشد. فيلم «هميشه.‎..» در مسير روايت خود، به دليل عدم قوت مايه اوليه داستان براى تبديل شدن به يك فيلم بلند به ناچار به داستان هاى فرعى پناه مى برد و سعى مى كند در اين داستان هاى فرعى به مشكلات جامعه بپردازد يا حداقل طعنه اى ناچيز بزند، درست همين جاست كه مشكلات اصلى فيلم شروع مى شود. به طورى كه ساختار داستانى به هم مى ريزد و دچار چندپارگى مى شود كه حاصلش پيچيدگى و گنگى در مسير روايتى داستان است. حتى بعد از طلاق مريم و اميد (با بازى حبيب رضايى) فيلم به يك باره دو تكه شده، بخشى به مسئله قرار گرفتن يك زن مطلقه در جامعه و مشكلات آن مى پردازد و در بخش ديگر اميد در جست وجوى پرى طلعت پور است. نويسنده نمى تواند پيوندى درست و خطى سرراست و مستقيم بين داستان هاى فرعى فيلم و مايه اصلى فيلم برقرار كند. تا جايى كه موقعيت هاى كميك به جاى شكل گيرى در فيلمنامه تبديل به تك گويى هاى كميك و تك صحنه هاى سطحى مى شود كه عملاً در پيشبرد داستان نقشى ندارد (مثل تيرى كه در سالن ورزشى سربسته رها مى شود و در حياط به دست آبدارچى مى خورد!) اين مشكلات و عدم انسجام فيلمنامه باعث مى شود كه فيلم در مسير روايتى خود ريتمى كشدار پيدا كند و اين جريان كميك است كه با اتكا بر چند ديالوگ طنز فيلم را جلو مى برد.
همين آشفتگى هاى روايتى باعث مى شود فيلم در فصل پايانى به طرز غيرقابل باورى ساده انگارانه پيش رود و كارگردان توانايى جمع كردن اين حجم از اتفاقات فرعى را در مسير اصلى داستانى فيلم نداشته باشد. فيلم با اين ديالوگ كه: «خيلى ها پرى طلعت پور مى شوند، كه در زمان ها و مكان هاى مختلف فرق مى كنه» و به تصوير كشيدن چند صحنه كه به هيچ وجه گره گشا و رمزگشاى پرسش هاى بيشمار روايى داستان نمى شود، به پايان مى رسد. پايان فيلم پر از دستپاچگى است كه بر آشفتگى بيشتر فيلم دامن مى زند و به ناگاه، تمام فرم و فضاى مثبت فيلم را از هم مى پاشد. شخصيت اميد (با بازى حبيب رضايى) ترسيم درستى ندارد و يا حتى شخصيت جاهد (با بازى مهران مديرى) عملاً در پيشبرد فيلم مؤثر نيست.
كاراكتر مريم هم با وجود بازى قابل قبول گلشيفته فراهانى در اواسط فيلم دچار همان آشفتگى فيلم مى شود و تأثير و قدرتش در خط داستان چرخش هاى عجيبى پيدا مى كند به طورى كه در فصل پايانى اصلاً باورپذير جلوه نمى كند.اما از طرف ديگر حضور قدرتمند رضا كيانيان و حسن معجونى در فيلم قابل تقدير است كه توانسته اند با بازى هاى محكم و استوار كاراكترهاى غلو شده خود را در راستاى فرم و فضاى فيلم، بى نقص به نمايش بگذارند.اما فيلم از نقاط عطف و صحنه هاى عميق و زيركانه اى نيز برخوردار است. سكانس محضر ازدواج و طلاق، شاه فصل فانتزى فيلم است كه از چيدمان درستى نيز برخوردار است. (محضرى با باجه هاى مختلف كه به تمام زبان هاى دنيا صيغه مى خوانند!!) و يا حتى سوپرماركتى كه شاهد كرايه مى دهد!! سكانس پاسگاه نيز با بازى خوب حسن معجونى بسيار دقيق و سنجيده و زيركانه چيدمان شده است.
فيلم از موسيقى قابل تأملى برخوردار است، موسيقى متفاوتى كه آريا عظيمى نژاد ساخته در راستاى اهداف دراماتيك فيلم بسيار تأثيرگذار جلوه مى كند.
نكته ديگر درباره فيلم «هميشه پاى يك زن در ميان است» تيتراژ آن است. مسئله اى كه در سينماى ايران معمولاً به آن توجه نمى شود. اما در اين فيلم تيتراژها بسيار خلاقانه است به طورى كه در تيتراژ پايانى تماشاگر تا لحظه آخر در سالن سينما مى نشيند.

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت 11:47     بيان انتقادات و پيشنهادات

لطفا به من توجه کن+پوستر یرای وبلاگ+فروش همیشه پای یک زن در میان است

                               گزارش اكران و فروش فيلم‌هاي روي پرده تا 9 شهريور:
 «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم است

                       «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم  است

سينماي ما- فيلم سينمايي «حقيقت گمشده» به كارگرداني محمد احمدي در 11 روز اكران در 9 سينما به فروش بالغ بر سيزده ميليون و پانصد هزار تومان دست يافت و «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني نيز در 11 روز اكران در 8 سينما بالغ بر 15 ميليون تومان فروخت. طبق آمار فروش منتشر شده تا 9 شهريورماه، «هميشه پاي يك زن درميان است» به كارگرداني كمال تبريزي طي مدت 32 روز اكران در 24 سينما، بيش از 737 ميليون تومان و «ميناي شهر خاموش» ساخته‌ي اميرشهاب رضويان نيز در مدت 25روز اكران در 4 سينما، فروشي بالغ بر 42 ميليون تومان داشته‌ است


             باز هم کمال تبریزی  و  مهران مدیری

مهران مديري از اول نقشش همين‌قدر بود. چون شخصيت جذابي دارد و كمتر به او پرداخته شده است.

ما خيلي نقش مهران مديري را زياد كرديم، مديري در حد يك آدم خيلي معمولي و ساده‌اي در فيلمنامه اوليه بود اتفاقاً در اين بازنويسي كاملاً براي اينكه بتوانيم حس متضاد مردان نسبت به زنان را هم در وجود اين آدم نشان بدهيم حضورش را پررنگ‌تر كرديم يعني آدمي كه نماينده تفكرات عقب افتاده مردان نسبت به زنان است.


منبع خبر : همشهری امارات


«سيدجمال ساداتيان» در گفت‌وگو با فارس؛

«پريسا بخت‌آور» با «دايره زنگي» جزو كارگردانان زن جشن امسال سينما است

خبرگزاري فارس: تهيه‌كننده فيلم «دايره زنگي» گفت: برخلاف آنچه گفته مي‌شود، «پريسا بخت‌آور» با فيلم «دايره زنگي» در جشن امسال سينما حاضر است و جزو كارگردانان زن جشن دوازدهم سينماي ايران محسوب مي‌شود

                             

«سيدجمال ساداتيان» تهيه‌كننده «دايره زنگي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «دايره زنگي» به جشن دوازدهم سينماي ايران ارائه شده و براي داوران جشن به نمايش درآمده است.
وي افزود: اين در حالي است كه خانم «منيژه حكمت» كارگردان فيلم «سه زن»، خود در گفت‌وگو با جرايد و خبرگزاري‌ها خود را به عنوان تنها فيلمساز زن جشن امسال سينما معرفي كرده است كه اين مانور خبري موجب شده تا عده‌اي تصور كنند كه «دايره زنگي» مشكلي دارد يا در جشن سينما شركت نمي‌كند.
ساداتيان گفت: فيلم «دايره زنگي» در حقيقت جزو سري اول فيلم‌هايي است كه براي داوران جشن ارائه شده و مورد قضاوت قرار گرفته است و به نوعي اولين فيلم يك كارگردان زن است كه مورد قضاوت داوران قرار گرفته است.
دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، 25 شهريور در فضاي باز برج ميلاد برپا خواهد شد.


‌لطفا‌ به ‌من ‌توجه ‌كن‌
                           
   نگاهی به فیلم "همیشه  پای یک زن در میان است
همه آنانی كه کارهای قبلی كمال تبریزی را در ژانر طنز دیده‌اند، منتظر بودند تا اثر متفاوت و جذاب‌تر از آن را در «همیشه پای یك زن در میان است» ببینند. گرچه در این فیلم تفاوت در فرم و شیوه روایت و ساختار صوری اثر قابل تمایز بود، اما جذابیت و زیبایی آثاری مثل «لیلی با من است» و «مارمولك» در آن تداوم نیافت و حاصل كار، پایین‌تر از سطح توقعات بود.
فضاسازی، مناسبات آدم‌های قصه و حوادث و اتفاقات داستان در یك ساختار فانتزی روایت شد و طنز آن هم در بستر همین فانتزی‌گرایی به طنز كلامی محدود بود. محتوای قصه چیز تازه‌ای نبود و تكرار همان دعوای قدیم جنسیتی و كل‌كل‌های زن‌ها و مردها را پی می‌گرفت مثل همان چیزی كه در «آتش‌بس» یا «عینك دودی» شاهد بودیم.
تبریزی همان مضمون را در فرمی غیرمتعارف قرار داد و مثل همیشه با یك پایان‌بندی اخلاقی به آن خاتمه داد؛ البته فیلم فرازهای قابل قبولی از طنز و صحنه‌های كمیك را خلق كرد كه مخاطب را بخنداند، اما صورت فانتزیك اثر بر بار كمیك قصه برتری داشت و كارگردان سعی داشته دست به تجربه تازه‌ای در فیلمسازی بزند كه در جشنواره قبل غلیظ‌تر آن را در «قاعده بازی» معتمدی شاهدش بودیم.
«همیشه پای یك زن در میان است» ساختار فانتزی خود را در چند لایه طرح‌ریزی می‌كند؛ یكی در مناسبات انسانی و نوع روابط آدم‌های قصه مثل نقش مهران مدیری یا روابط پدر و مادر مریم با محور اصلی قصه.
دوم اغراق در صحنه‌سازی‌ها مثل تصادف خودروها با هم به خاطر سوار كردن یك دختر یا ترافیك اول فیلم به دلیل توقف خودروی یك زن در وسط جاده یا برخی سكانس‌های مربوط به تیراندازی‌ مریم و... و سوم طنز كلامی كه گاهی به كاریكلماتور نزدیك می‌شود و اساسا همیشه پای یك زن در میان است، یك طنز كلامی است كه با برخی صحنه‌های غیرمتعارف فانتزی آمیخته می‌شود و از تضاد طنز و جدی بهره می‌گیرد.
در واقع آدم‌های قصه هیچ كدام كاراكتری كمیك ندارند و خیلی جدی بازی می‌كنند بخصوص گلشیفته فراهانی كه گاهی نقش را زیاد جدی می‌گیرد كه با ژانر فیلم همخوانی ندارد. این كنتراست به ایجاد فضای طنزی درونی‌تر می‌انجامد كه اگر در همان ساختار پیشین كمال تبریزی روایت می‌شد، نتیجه بهتری داشت مثل لیلی با من است یا مارمولك كه در آنها نیز از این تضاد و دوگانگی در خلق فضاهای طنز استفاده شد.
این دو قطبی شدن در مونتاژ برخی صحنه‌ها نیز استفاده می‌شود، مثل جایی كه مریم پس از قهر كردن به خانه پدرش می‌آید و مادرش نیز نزد دامادش می‌رود.
تركیب این دو قطبی شدن بر اساس تضاد جنسیتی است؛ مادرزن و داماد از یك طرف و پدر دختر از سوی دیگر. اگرچه بی‌تفاوتی پدر و مادر مریم نسبت به مشكل و درگیری‌های دخترشان از همان منطق تضاد برای خلق طنز بهره می‌گیرد، اما به دلیل غیرمنطقی بودن آن چندان اثرگذار از آب درنمی‌آید یا مثلا تیراندازی مریم جز این كه نماد دست و پاچلفتی‌بودن زن باشد، چه كاركرد خاصی دارد و می‌شد با عناصر بهتری هم آن را نشان داد.
تبریزی در این فیلم با خلق ۲ كاراكتر اغراق شده و غیرمتعارف و با تكیه بر توانایی بازیگری آنها نتوانست جذابیت فیلم را تا حدودی تضمین كند.
رضا كیانیان و مهران مدیری با نقش‌های كوتاه و منفی خود در این فیلم، كاراكترهای جدیدی را تجربه كردند و در رضایت مخاطب بسیار موثر بودند، باز هم یك پارادوكس رفتاری در آنها به جذابیت نقش كمك كرد و این عنصر دوگانگی موتیف‌وار در لایه‌های مختلف فیلم تكرار می‌شود.
هر دو در پایان فیلم پوست می‌اندازند و چهره واقعی خویش را برملا می‌كنند، فاصله عمیقی كه میان آنها با شخصیت‌‌شان می‌بینیم به ایجاد موقعیت طنز قصه كمك می‌كند.
كمال تبریزی با عنوانی كه برای فیلمش انتخاب و تصویری كه از زن در آن ترسیم كرده، گرچه اعتراض فمینیست‌ها را برانگیخته، اما نگاهی انتقادی به موقعیت اجتماعی آنان هم داشته است. مثلا درگیری‌های مریم با راننده اتوبوس واحد یا كارگران شهرداری و همین نگاهی كه در جامعه به زن مطلقه وجود دارد، نمونه‌هایی از این دست است.
شاید بیش از همه عاشق شدن وكیل امیر (مهران مدیری)‌ باشد كه برای فصل كردن آمده بود و خود در عشق به یك زن حل شد. همیشه پای یك زن در میان است، در نهایت به لحاظ مضمونی می‌خواهد این واقعیت را ثابت كند كه مردان علی‌رغم برتری و ادعای ظاهری‌شان، به زن و توجه او وابسته‌اند و همین تضادها و تفاوت‌های جنسیتی نه دلیل فاصله‌ها كه موجب كشش عاطفه‌هاست.
همیشه پای یك زن در میان است خواسته است با نوآوری در تیتراژ پایانی فیلم، پای تماشاگران را تا پایان در سینما نگه دارد؛ اما به نظر می‌رسد این عنصر به لوث شدن موضوع انجامیده و چندان موثر نبوده است.
به هر حال در آثار كمال تبریزی، این فیلم جایگاه متوسطی دارد و نسبت به آثار گذشته دارای ۲ ویژگی اساسی است؛ یكی این كه ساختار فانتزی دارد و دوم این كه متناسب با همین فانتزی بودن‌، در فضای مدرن‌تری ساخته می‌شود.
كاراكترها، نوع مناسبت‌های آنان و موقعیت داستانی فیلم در فضای مدرن‌تری نسبت به فیلم‌های قبلی كارگردان به سر می‌برد؛ اما مثل همه آثار وی با یك پایان‌بندی اخلاقی به اتمام می‌رسد. تبریزی سعی كرده در جمع‌بندی اخلاقی فیلم به عدالت جنسی پایبند باشد و در نهایت هر دو حس را علی‌رغم فاصله‌ها به هم محتاج بداند.
در پایان امیر قبول می‌كند كه به توجه همسرش نیازمند است و مریم نیز می‌فهمد كه به او علاقه‌مند است و باید توجه بیشتری به او داشته باشد. همه حرف فیلم در این جمله خلاصه می‌شود كه به من توجه كن!

سیدرضا صائمی‌

 این پوستر رو هم آقا نیما زحمتشو کشیدن و اختصاصی برای وبلاگ ما ساختن که صمیمانه ازشون تشکر میکنم
 
   

مهران مدیری - designer: nima sohrabi


 
   گزارش بی بی سی فارسی از اکران آخرین ساخته کمال تبریزی درتهران
 
بی بی سی فارسی :کمال تبریزی کارگردان طنزپرداز ایرانی که با فیلم های "لیلی با من است" و "مارمولک" مخاطبان سینمای ایران را به سینماهای خلوت کشاند، این بار با فیلمی با نام "همیشه پای یک زن در میان است" باز هم فروش اول سینماها را در اختیار گرفته است. فیلم تازه کمال تبریزی به مسائل زنان می پردازد. مرد روشنفکر و ناشری که با بی اعتنایی همسرش مواجه است، نمایشنامه ای را از زنی به نام پری طلعت پور در موسسه انتشاراتی اش رد می کند و از روزی که این نمایشنامه را رد می کند با مشکلات و مصایب بی شماری رو به رو می شود، قطع آب و برق و زندانی شدن و خراب شدن ساختمان انتشاراتی بخشی از این مصایب بود که همه به رد شدن همان کتاب بر می گردد. فیلم با پیگیری دو مشکل پیش می رود؛ مشکل اختلاف زن و شوهر و مشکل پری طلعت پور. اختلاف زن و شوهر مسئله دو شخصیت اصلی فیلم است و وکیل مرد که در ابتدای فیلم معتقد است در هر بدبختی و مصیبتی پای یک زن در میان است و پری طلعت پور مسئله مرد است. گره اصلی فیلم نیز در همین جاست و در پایان وقتی این گره گشوده می شود، همه چیز حل می شود و شخصیت انعطاف ناپذیری مثل وکیل هم که در فیلم نقشی کلیدی دارد، به این اعتقاد رسیده است که زن برای مرد مثل اکسیژن است. با این که در داستان فیلم موضوع محوری اختلاف زن و شوهر است، اما شخصیت وکیل در فیلم به گونه ای پرورانده شده است که این دو را تحت الشعاع قرار می دهد و ضعف فیلم از همین جا ناشی می شود. کارگردان با استفاده از ظرفیت های گیشه ای مهران مدیری، او را در نقش وکیلی ضد زن که نقشش در داستان فیلم فرعی است، به شخصیتی اصلی تبدیل کرده است. تماشاگر فیلم نیز بیش از این که دنبال داستان فیلم باشد، پیگیر بازی مهران مدیری است و دیالوگ هایی که او می گوید. به عبارت دیگر کارگردان برجسته ای مثل کمال تبریزی هم که فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی موفقی چون "لیلی با من است"، "مارمولک" و "دوران سرکشی" در کارنامه اش دارد، گرفتار سینمایی شده است که همه چیز را در بازیگر خلاصه کرده است و همه فیلمش قربانی بازیگر شده است. با این همه نباید از برخی از نماهای درخشان فیلم یاد نکرد. این نماها با این که در فیلم ارزش ساختاری ندارند، اما به طور مستقل با ارزش اند. این نماها با حضور دو بازیگر برجسته سینما و تئاتر جان گرفته اند. کمال تبریزی در این فیلم با آفریدن شخصیتی کم مانند در سینمای ایران با بازی درخشان رضا کیانیان به نقد دو چهره بودن مدیران مذهبی می پردازد. رضا کیانیان مدیر متشرع و ویلچر نشین یک شرکت است که زن در آنجا کار می کند. او پس از این که می فهمد زن از همسرش جدا شده است، او را به اتاقش فرا می خواند. در اتاق موسیقی رمانتیکی در حال پخش است. رییس متشرع، کراوات می زند و از روی ویلچر بلند می شود و برایش انگلیسی صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد. نکته جالب تر هنگامی رخ می دهد که زن عصبانی به اتاقش بر می گردد و منشی اش که مردی است با نشانه های کمرنگی از مردان هم جنس گرا، وقتی عصبانیت او را می بیند، می گوید "پس بالاخره به تو هم پیشنهاد داد." تقریبا می شود گفت این تنها فیلمی است در سینمای روز ایران که نگاهی بدون قضاوت و در معرض آسیب به چنین شخصیتی انداخته است، در حالی که حتی تهمینه میلانی هم در فیلم قبلی اش "آتش بس" وقتی در نمای کوتاهی چنین مردی را نشان می دهد، او را بیمار معرفی می کند. نمای دیگر با بازی کوتاه اما درخشان حسن معجونی بازیگر تئاتر اتفاق افتاده است. معجونی در نقش رییس کلانتری سه بار با شخصیت اصلی (که جبیب رضایی نقشش را بازی می کند) رو به رو می شود، دو بار دربازداشتگاه و یک بار در رستوران. او یک بار پیش از بازداشت با شخصیت اصلی حرف می زند و بی عدالتی در جامعه و فساد و حتی مسایل پیش آمده در داوری جشنواره فیلم فجر را به گردن او می اندازد. اگر بخواهیم درباره فیلم تازه کمال تبریزی قضاوتی جامع داشته باشیم، باید بگوییم که فیلم ازپاره های درخشان و مستقلی تشکیل شده است که انسجام لازم را برای هم نشینی ندارند، یا به عبارت دیگر یک کارگردانی خوب قربانی فیلمنامه ای بد شده است.
 
  

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت 11:41     بيان انتقادات و پيشنهادات

کمال تبریزی: متعلق به نوع خاصی از سینما نیستم+زنها بهانه اند همیشه پای گیشه در میان است

                       مصايب زنان اكسيژن و مردان كبود
                    هميشه پاي يك زن در ميان است، اما...
                             
 
تيري از كمان زني رها مي‌شود و اين آغاز يك ماجرا مي‌شود. زن و مردي جوان نمي‌خواهند به زندگي پر از اختلا‌ف خود ادامه دهند. حتي نصيحت‌هاي مادر و پدر دختر نيز تاثير ندارد. آنها جدا مي‌شوند. پس از اين اتفاق دختر با مصايبي كه بر سر يك زن تنها مي‌آيد روبه‌رو مي‌شود.

 از شماره تلفن‌هايي كه بر سرش آوار مي‌شود تا پيشنهاد صيغه شدن با رئيس اداره. از آن سو به مرد  حبيب رضايي  نيز چندان خوش نمي‌گذرد. او بايد نمايشنامه زني به نام «پري» را چاپ كند كه به نظرش ارزش چاپ كردن ندارد، اما اين آغاز مصيبت‌ها و بلاهايي است كه بر سرش مي‌آيد. اين «پري» ناديده و ناشناخته است با آشناهاي بسيار و ويرانگر كه هر جا مي‌تواند برود و هر كاري را مي‌تواند انجام دهد. در اين ميان مرد وكيلي دارد و دوستي  كه او را به طلاق تشويق مي‌كند و خودش بشدت از زنان متنفر است و هر بار بر اين مساله تاكيد مي‌كند، اما او هم در پايان به يك زن قاضي در فضاي دادگستري دل مي‌بندد و اين آغاز تغييرات اوست. در پايان هم مشخص مي‌شود اين «پري» چه كسي است؛ همه كس  و هيچ كس.

كمدي متفاوت‌

فيلم مخلوط كمدي موقعيت و بزن و بكوب است. فيلمي كه هم موضوعش و هم نحوه پرداخت آن تاكنون در سينماي ايران تجربه نشده است. كارگرداني و بازي‌هاي بازيگران توانسته‌اند، عيب يك فيلمنامه ضعيف را بپوشانند و شوخي‌هاي متداول اس‌ام‌اسي هم فضاي آشنايي را به وجود آورده كه تماشاگر تا انتها همراه فيلم مي‌ماند و حتي شايد دلش بخواهد بار ديگر آن را ببنيد. چون به هر حال اين فيلم از تمام فيلم‌هاي مشابه كمدي كه جايشان امسال در اكران خالي بود، كاملا بالاتر است. پس مي‌توان پيش‌بيني كرد كه اين فيلم پنجمين فيلم ميلياردي سينماي ايران خواهد بود. البته شايد نتواند موفقيت ديگر فيلم‌هاي پرفروش همين كارگردان «مارمولك» را از نظر تعداد مخاطبان تكرار كند.

نامي با سابقه ازلي

«هميشه پاي يك زن در ميان است» با شنيدن نام آخرين ساخته «كمال تبريزي» ياد همه تقصيرهايي كه از ازل تاكنون بر گردن زن‌ها گذاشته‌اند مي‌افتيم. از ماجراي رانده شدن حضرت «آدم» از بهشت گرفته تا نمايشنامه‌هاي شكسپير كه زنان تمام افكار پليد، نيرنگ‌ها و حيله‌ها را ارائه مي‌كردند و مردان مجريان ناآگاه اين ترفند‌ها بودند.

البته شايد خيلي از تماشاگران وقتي از سينما بيرون بيايند، تنها همين جمله را به ياد داشته باشند «زن‌ها مثل اكسيژن‌اند و مردها بدون آنها كبود مي‌شوند».

فضاي غيرواقعي و يك كولاژ مدرن

اما شايد مقصود اين كارگردان تجربه‌گراي سينماي ايران اين مسائل نبوده است چون خود او در گفتگوهايش بر «سوررئال بودن فضاي فيلم» تاكيد مي‌كند. براي باورپذير شدن اين اتفاق در فيلم نيز صحنه خروج تير از كمان و رها شدن آن در فضاي واقعي را در نظر گرفته‌اند، اما به هر حال براي اين كارگردان هم، موضوع متفاوت و كشش آن مهم است. چيزي كه سبب مي‌شود تا ساختاري جديد را تجربه كند. كاري كه در اين فيلم بار ديگر «كمال تبريزي» انجام داده است. هرچند كه او تاكيد دارد كه اين فضا و داستان شايد ادامه «گاهي به آسمان نگاه كن» باشد. فيلمي كه در يك آسايشگاه مجروحان جنگي و فضاي ناب و معنوي آنان مي‌گذرد. جايي كه البته بستر اتفاقات مهم و نگاهي دوباره هم هست. آن فيلم از مرگ يك مرد به ظاهر متدين پولدار آغاز مي‌شود كه بايد براي بخشيده شدن و معطل نبودن در برزخ يك سري مسائل را روشن كند. فضاي آن فيلم هم كاملا سوررئال بود، چند نفر، چند شخصيت، عشقي كه به وجود مي‌آيد، آدم‌هايي كه ظاهرشان با باطنشان كاملا فرق دارد و... .

فيلمنامه لنگان و خندان

فيلمنامه در ابتدا قرار نبوده است، چنين حال و هوايي داشته باشد، اما سازندگان فيلم بر اين كولاژ مدرن تاكيد كردند. در ابتدا نويسنده فيلمنامه مجموعه‌اي از داستان‌هاي «غيرقابل چاپ» نوشته «سيدمهدي شجاعي» را با يك پل ارتباطي به هم وصل كرده بود. اما در فيلمنامه كنوني يك داستان با حواشي آن تعريف مي‌شود. اما همچنان به وضوح مي‌توان داستان‌هاي «شبيه يك هنرپيشه خارجي»، «آناهيتاي شرقي»، «لباس خواب صورتي» و «غيرقابل چاپ» را در فيلم ديد كه با كولاژ شخصيت‌ها و صحنه‌هاي فيلم‌هاي مشهور، همراه شده است. فيلم مملو از صحنه‌هايي است كه يادآور فيلم‌ها و شخصيت‌هاي معروف هستند. كشف اين آشنايي‌ها شايد يكي از دلايل جذابيت فيلم براي مخاطب باشد. به آنها ديالوگ‌ها خنده‌دار سطحي را نيز بايد اضافه كرد كه البته در فضايي آشفته روايت مي‌شوند. با اين توضيح كه حتي «كمال تبريزي» در مصاحبه‌هايش بر تغيير طيف مخاطبانش از خاص به عام تاكيد دارد و اين را نتيجه تغيير تهيه‌كننده از حوزه هنري به بخش خصوصي و قواعد آن مي‌داند.

كارگردان راضي، مخاطب راضي، منتقدان ناراضي

كمال تبريزي گفته است «براي مردم فيلم ساخته‌ام.» خوب او اين بار هم موفق بوده است؛ هر چند كه منتقدان در جشنواره فيلم را او نپسنديدند، در حالي كه سالن مطبوعات در زمان نمايش اين فيلم با خنده‌هاي آنان پر شده بود، اما تماشاگران در جشنواره سيمرغ بلورين ويژه تماشاگران را به فيلم هميشه «پاي يك زن در ميان است» دادند تا اين روزها كمال تبريزي كاملا راضي از فيلمش باشد و آن را كامل بداند كه مخاطبان جشنواره آن را پسنديدند. نه مخاطبان عادي و نه منتقدان. او توانست دو طيف را راضي كند. اين از فروش بالاي 160 ميليون توماني فيلم در تهران و شهرستان‌ها در 2 روز اول هم كاملا مشخص شده است. به آنها بايد حجم زياد خبرها و مطالب درباره فيلم را در گوگل اضافه كرد كه حتي فيلم پشت صحنه آن به مدت
6 دقيقه بر يوتيوب قرار گرفته است. فيلمي كه حضور كوتاه «رضا كيانيان» در نقش يك مدير مذهبي و روي صندلي چرخدار را نشان مي‌دهد.

بازي‌هاي رئال در فضاي سوررئال

بي‌ترديد اين توانايي «كمال تبريزي» است كه دو بار بتواند از بازيگري همچون «پرويز پرستويي» در 2‌‌‌نقش متفاوت «ليلي با من است» و «مارمولك» بازي قابل قبول بگيرد. البته او بازيگر فيلم «مرد عوضي» هم هست، اما اين بازي‌ها بيشتر در ذهن مي‌ماند. «تبريزي» اين بار بازيگران مطرحي هم چون «مهران مديري»، «حبيب رضايي» و «رضا كيانيان» را دور هم جمع كرده است و يك بازي رئال در يك فضاي كمدي از آنان خواسته است. در واقع آنان در جاي خود نشسته‌اند.

ستاره اين فيلم مي‌تواند «مهران مديري» باشد. كسي نمي‌تواند توانايي او را در بازي كمدي ناديده بگيرد. او جدي كمدي بازي مي‌كند. اين بار هم همين اتفاق افتاده است، اما نمي‌توان توانايي او را در اين زمينه ناديده گرفت. او ريش گذاشته است، جويده جويده با سيگار برگي در دهان سخن مي‌گويد، با حيوانات وحشتناك همراه مي‌شود و به طور غيرمنطقي از زنان متنفر است. در پايان ريشش را مي‌زند، لباس خوش آب و رنگ مي‌پوشد و شمرده سخن مي‌گويد. خود او بازي در اين فيلم را بيشتر از تجربه ديگرش«دايره زنگي» در سينما دوست دارد و حتي ناراحت است كه چرا داوران جشنواره فيلم فجر پارسال بازي او را در اين فيلم نديدند.

حبيب رضايي هم برايش يك بازي رئال در فضاي كمدي در نظر گرفته شده است. به همين دليل هر دوي اين نقش‌ها باورپذير هستند. البته «رضايي» جاي بازي بيشتري دارد و جملات كمدي و خنده‌آور زيادي را با جديت ادا مي‌كند. او پيش از اين تجربه بازي كمدي را هم داشته است  فيلم شوخي در كنار پرويز پرستويي  ماجراهاي كمدي «رضايي» متنوع است. البته قرار نبوده او در اين فيلم بازي كند. او به عنوان بازيگردان همراه عوامل فيلم بود و زماني كه تبريزي بازيگري را براي ايفاي اين نقش انتخاب نكرد، از او خواست تا اين نقش را عهده‌دار شود.

براي «رضا كيانيان» هم يك نقش كوتاه  رئيس اداره  در نظر گرفته شده است كه پس از آگاهي از طلاق «گلشيفته فراهاني» از جلد بيماري‌اش در مي‌آيد و خوب بقيه ماجرا پيش مي‌آيد. يكي از اوج‌هاي فيلم اين صحنه است. شايد همين جذابيت سبب شده است كه «كيانيان» اين حضور كوتاه در فيلم را بپذيرد.

هليا كياني‌


این کمال تبریزی هم صد دفعه در مورد حضور مهران مدیری در فیلمش توضیح داده هربار هم با دفعه قبلی فرق داشته این رو هم بخونین

 

با كمال تبريزي، كارگردان فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است»
                   متعلق به نوع خاصي از سينما نيستم‌ 
 
                   
 
اگر از چند فيلم اول كارنامه كاري كمال تبريزي صرف‌نظر كنيم و يكي دو فيلم در ميانه كارنامه كاري او را هم در نظر نگيريم، با قاطعيت مي‌توان اين جمله را درباره تبريزي به كار برد: «او كارگرداني است كه در بيشتر ساخته‌هايش دغدغه مخاطب را داشته است.» در بخش‌هايي از گفتگو با «جام‌جم» او بصراحت بر اين مساله تاكيد مي‌كند كه «خيلي بد است فيلمي بسازيم كه همه ويژگي‌هاي يك فيلم خوب را داشته باشد، اما نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند.» به اعتقاد او، مهم‌ترين تاثير فيلم در يك نكته خلاصه مي‌شود و آن هم برقراري ارتباط با مخاطب و تاثير آن بر قشر متوسط است. طبيعي است كه او با همين اعتقاد پشت دوربين آخرين ساخته سينمايي خود قرار گرفته و شايد همين مساله سبب‌شده باوجود اين كه فيلم او فروش نسبتا قابل قبولي داشته، با نگراني به وضعيت اكران نگاه كند و بر اين موضوع تاكيد داشته باشد كه صرفا ساخت فيلم جشنواره‌پسند و سبك و سطحي چيز خوبي نيست و داشتن جذابيت و حرف و مضمون هم نمي‌تواند دردي از مشكلات فيلم‌هاي سينماي ايران دوا كند. با اين مقدمه شايد خواندن مصاحبه او جالب‌تر باشد.

چند ماه قبل در جشن انجمن منتقدان، جايزه بهترين فيلمساز كمدي را دريافت كرديد. اما كارنامه كاري شما از فيلم‌هاي مختلفي تشكيل شده كه برخي از آنها ارتباط چنداني به سينماي كمدي ندارد. شما خودتان را متعلق به چه سينمايي مي‌دانيد؟

بر خلاف برخي فيلمسازان كه در يك حوزه خاص فعاليت مي‌كنند، خودم را متعلق به نوع خاصي از سينما نمي‌دانم و بيشتر از آن كه ساختمان فيلم برايم مهم باشد، مضمون فيلم، ارتباطي كه با مخاطب برقرار مي‌كند و تاثيري كه به لحاظ اجتماعي، سياسي و اقتصادي بر جامعه دارد، برايم مهم است. البته دلمشغولي من و دغدغه دروني‌ام سينماي كمدي است.

چرا اين سينما؟

 ما در مقطعي زندگي مي‌كنيم كه مردم پيام‌هاي طنز و كمدي را بيشتر از پيام‌هاي جدي درك مي‌كنند و اگر از طريق اين قالب پيام را منتقل كنيم، بيشتر بر دل مي‌نشيند و مخاطب لذت مي‌برد تا اين كه بخواهيم از يك لحن خشك و رسمي استفاده كنيم. اين ارتباط دو طرفه داراي صميميت، شادي و فضاي طنز است. چون فيلم‌هاي من بيشتر در اين مسير موفق بوده. احتمالا به همين دليل منتقدان به من راي داده‌اند، اما فكر نمي‌كنم در اين رشته هم چهره شاخصي باشم و ديگران كارهاي موفق‌تري ارائه كرده‌اند، اما شايد چون فيلم‌هاي من ارتباط بيشتري با مردم برقرار كرده، موفق به دريافت اين جايزه شده است.

در خبرهاي اوليه مربوط به توليد فيلم « هميشه پاي يك زن در ميان است» شنيده مي‌شد كه قرار است حوزه هنري تهيه كننده فيلم شما باشد، اما حوزه ناگهان كنار كشيد. ماجرا چه بود؟

اين مساله براي من راز كشف نشده‌اي است كه هنوز هم علت آن را نمي‌دانم. روزي كه مي‌خواستيم فرداي آن فيلمبرداري را شروع كنيم، حوزه هنري پيغام داد كه كار تعطيل است و برويد. هيچ توضيحي هم درباره علتش داده نشد. پس از آن تلاش كردم فيلم با تهيه‌كننده بخش خصوصي ساخته شود، اما افرادي كه در حوزه بودند تا امروز دليل تعطيل شدن را اعلام نكرده‌اند.  هنوز هم منتظرم تا يكي از مسوولان حوزه بگويد ماجرا چه بوده است. نكته جالب اين كه چنين اتفاقي درست زماني رخ داد كه با عوامل و بازيگران قرار داد بستيم و مي‌خواستيم فيلم را شروع كنيم. هر نوع اتفاقي كه مي‌توانست منجر به تعطيلي اين فيلم شود بايد پيش از اين مرحله رخ مي‌داد، اما يكدفعه كار تعطيل شد. حس خود من اين بود كه در حوزه قدرتي بزرگ - مانند آنچه ما در شوراي امنيت سازمان ملل مي‌بينيم‌-  از ساخت اين فيلم مطلع شد و ساخت اين فيلم را وتو كرد.

در فاصله پيدا كردن تهيه‌كننده جديد، تغيير خاصي هم در داستان رخ داد؟

طبيعتا در بخش خصوصي ديگر انتظارها و توقع‌ها جور ديگري است. تهيه‌كننده پس از خواندن فيلمنامه 7 مورد را بيان كرد و خواست آنها اصلاح شود. يكي از اين موارد اين بود كه در فيلمنامه قبلي قصه به معناي كلاسيك ماجرا وجود نداشت و داستان كلاژي از بچه داستان‌هايي بود كه كنار هم قرار مي‌گرفتند و با يك خط داستان كمرنگ به هم وصل مي‌شدند. احساس تهيه كننده اين بود كه با چنين حالتي، فيلم در اكران براي مخاطب عام توفيق چنداني نخواهد داشت و به همين دليل تمايل داشت فيلم جوري ساخته شود كه حداقل برگشت سرمايه داشته باشد. به همين دليل از ما خواست بر اين وجه برقراري ارتباط با مخاطب عام تاكيد كنيم.

شما در فيلم خود بر روايت خاصي هم تاكيد داشتيد. اين شكل از روايت براي فيلم‌هاي تجاري خيلي متعارف نيست.

اگر منظور شما از فيلم تجاري، فيلمي است كه به هر شكل ولو ساده‌ترين و سخيف‌ترين راه ممكن با مخاطب ارتباط برقرار كند، من با آن بشدت مخالفم. با آن سينماي انديشمند كه هيچ جايگاهي ميان مردم هم ندارد، مخالفم. فيلمي كه در گيشه نتواند موفقيتي داشته باشد نقض غرض است. چيزي كه بايد اتفاق بيفتد يك حد وسط است و سينماي ايران بايد روي آن حركت كند و در آن مسير گام بردارد. ما از يك طرف نبايد به خاطر جذب مخاطب در دام ابتذال بيفتيم و از طرف ديگر نبايد فيلمي ساخته شود كه ارتباطي با مردم ندارد.

فيلمساز بايد به اين فكر كند فيلمي كه مي‌سازد در چه قد و قواره‌اي نسبت به جامعه است. ما فيلمسازان با بقيه افراد جامعه در يك مسير حركت مي‌كنيم. اگر خيلي از آنها فاصله بگيريم كه هيچ كدام حرف‌هاي ديگري را نشنويم، طبيعي است شيوه غلطي را انتخاب كرده ايم. بعكس هم اين كه از مردم جامعه عقب بمانيم و با جامعه ارتباط برقرار نكنيم. من مي‌گويم اين فاصله بايد معقول باشد و دائم سعي كنيم اين ارتباط برقرار و حركت تسريع شود.

البته بايد يك كم روبه جلو هم باشد.

بله، اما به اندازه‌اي كه دائما با هم ارتباط داشته باشند و بتوانند حرف همديگر را بفهمند و ارتباط لازم را برقرار كنند. اگر چنين اتفاقي در سينماي ما بيفتد به نظرم شكل ايده‌آل است.

احساس مي‌كنم جنس شوخي‌هاي فيلم شما طوري است كه شايد بعضي‌ها بگويند بشدت دوم خردادي است. با اين مساله موافقيد؟

به نظرم اين اتفاق فقط درباره شوخي با كتاب عاليجناب سرخ‌پوش اتفاق افتاده است، اما بقيه شوخي‌ها واقعا مربوط به يك مقطع خاص نيست و به مسائلي مربوط است كه در نوع ارتباط مردم، وضعيت جامعه و... وجود دارد؛ البته برخي شوخي‌هاي سياسي در فيلم مربوط به جناح‌هاي سياسي است، ولي لزوما به جناح خاصي مربوط نيست. در ساخت اين فيلم بيشتر تلاش كردم روحيه خاص موجود در جامعه را نقد كنم و مستقيم به سراغ يك جريان خاص نروم، اما شوخي با كتاب عاليجناب... در كنار بقيه شوخي‌هاي ديگر همچون داوري جشنواره فجر، رئيس كلانتري و... مربوط به نوعي توهم و سوء برداشت است كه در جامعه ما نسبت به موضوع‌هاي ساده در عرصه كتاب، سينما و مطبوعات وجود دارد. اين سوء‌تفاهم هم از زماني آغاز مي‌شود كه ذهن برخي افراد جامعه به صورت سمبوليك تلاش مي‌كند از موضوع‌ها برداشت‌هاي خاص كند. اين فيلم نگاهي انتقادي به چنين مسائلي دارد و به آدم‌هاي جامعه مي‌گويد آنقدر ذهن خود را درگير نكنند كه هر چيزي را به يك مساله ضدحكومتي و دولتي تعبير كنند. چنين نگاهي نسبت به فيلم‌هاي سينمايي هم وجود دارد كه گاهي تلاش مي‌شود از فيلم لايه‌هاي مختلفي استخراج شود، مثلا در يك فيلم و در صحنه‌اي ساده كه كارگردان مي‌خواسته حرف ساده‌اي بزند، آنقدر حرف‌ها و تحليل‌هاي فراواقعي بيان مي‌شود كه كارگردان هم تعجب مي‌كند و جلوي صدور پروانه نمايش فيلم گرفته مي‌شود. شوخي‌هاي فيلم بيشتر به چنين مسائلي اشاره دارد.

در چنين فضاي پر سوءتفاهمي چگونه با وجود صحنه‌هايي همچون كلانتري يا رئيس شركت با بازي رضا كيانيان به فيلم شما پروانه نمايش داده شد؟

نمي‌خواهم از فيلم خودم تعريف كنم، اما معتقدم فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است هوشمندانه وارد حوزه نقد شده و علي رغم برخي تندي‌ها در شوخي‌ها، تاثير نهايي آن بر مخاطب اعم از مردم عادي يا اعضاي شوراي صدور پروانه نمايش  كه مخاطبان تمام آثار بدون سانسور سينماي ايران هستند  تاثيري مثبت است، يعني فيلم در بيان انتقاد كاملا صادق است و مي‌كوشد بگويد بيان اين انتقاد و نقد، در واقع يك جور نشان دادن اشكال‌ها و معضلات جامعه از روي دلسوزي و ايجاد يك فضاي مطلوب است تا اين معايب برطرف شود. هر وقت مخاطب احساس كند قصد انتقاد، تخريب و از بين بردن است، در مقابل آن مي‌ايستد. اما اگر بگوييم نقد و انتقاد جزو وظايف ماست و فيلمساز اين‌طور استنباط مي‌كند كه بايد نقد اجتماعي داشته باشد، مي‌توان در فيلم براي هر قشري نقد داشت، اما در بيان بايد جوري عنوان كرد كه قصد تخريب نداريم و فقط قصد ساخت و اصلاح داريم و اگر اين مساله باشد اغلب فيلم‌ها دچار مشكل مميزي نخواهند شد. در فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است، همين اتفاق افتاد و در فيلم بعدي من هم همين مساله خواهد بود. عده‌اي در جامعه بدبين هستند و هميشه چيزهاي بد را مي‌بينند، اما به نظر من عقل جمعي جامعه ما اگر كنار هم قرار گيرد راه خود را پيدا مي‌كند و مي‌پذيرد كه نقد و انتقاد وجود داشته باشد. طبيعي است كه هيچ كس توهين و تخطئه را دوست ندارد.ما بايد حق نقد و انتقاد را براي خود محفوظ بدانيم، اما منصفانه و جوانمردانه.

با وجود همه اين احتياط‌ها، از فيلم شما چند دقيقه‌اي حذف شد؟

بله. اما فكر مي‌كنم اين حذف‌ها هيچ كدام ريشه واقعي نداشت و وجود اين صحنه‌ها بحران و مشكل ايجاد نمي‌كرد.

پس چرا از فيلم حذف شد؟

شايد دليل آن بيشتر وجود يك نگاه تربيتي بوده است.

مي‌خواستند شما را تربيت كنند؟

حدس مي‌زنم كسي كه اين كار را كرده چندان با اين حذف‌ها موافق نبوده، اما با خودش گفته اگر كمال تبريزي فيلم بسازد و چيزي از آن حذف نشود، احتمالا بعد فيلمي خواهد ساخت كه يك قدم جلوتر است و كم‌كم به خط‌قرمزهايي نزديك مي‌شود كه ديگر نمي‌توانيم جلويش را بگيريم، به همين دليل بايد همين جا جلويش گرفته شود.

چيزهايي كه در فيلم وجود دارد خيلي تيزتر از صحنه‌هاي حذف شده است، اما دست نخورده باقي مانده. يكي از صحنه‌ها صرفا به دليل چاپ مقاله‌اي در يكي از روزنامه‌ها حذف شد كه در حد يك كلمه بود. يكي كه تاثير عكس داشت و وجود آن خيلي مثبت بود هم حذف شد. اين صحنه مربوط به اولين پلان داخل محضر است كه در آن يك روحاني به زبان فرانسه با 2 نفر فرانسوي صحبت مي‌كند. حذفيات فيلم خيلي ريشه‌اي و اساسي نبود و اگر بود حتما اين صحنه را كه تاثير مثبتي داشت، حذف نمي‌كردند.

به صحنه محضر اشاره كرديد. اين صحنه خيلي خوب از كار درآمده است. ايده آن چگونه شكل گرفت؟

چيزي كه در كل فيلم قصد داشتيم بيان كنيم، نوع رابطه بين زنان و مردان بود و سعي كرديم در فضايي فانتزي اين رابطه را ايجاد كنيم؛ بنابراين طبيعي بود حرفي را كه مي‌خواهيم در كل فيلم بيان كنيم، در يك موقعيت خاص به وجود بياوريم.

طراحي صحنه محضر ازدواج و طلاق به نظر من جزيي است كه مي‌تواند بر اثر گسترش به فضاي كلي فيلم تعميم يابد. در اين صحنه گفته مي‌شود كه ميان زن و مرد تضادي وجود دارد. طلاق الان نسبت به گذشته خيلي بيشتر و حاد شده و اغلب جوان‌ها در سال‌هاي اول ازدواج از هم جدا مي‌شوند. ما تلاش كرديم بيشتر به اين عدم تفاهم اشاره كنيم كه فقط به جامعه ما محدود نمي‌شود. در محضر افراد هندي و فرانسوي و ايتاليايي هم وجود دارند و حتي ناشنوا نيز حضور دارد و اين مساله نشان مي‌دهد تضاد و عدم‌تفاهم و فهميدن يكديگر مساله‌اي است كه در كل كره زمين وجود دارد و به همين دليل دستمايه كلي فيلم است.

شروع فيلم نيز با يك دعواي زن و شوهري است.

بله. تمايلات مختلف موجود در زن و مرد سبب مي‌شود تا پس از ازدواج، آنها آزادي‌هاي همديگر را تهديد كنند و حيطه آزادي‌ها محدود  شود. در طول نوشتن فيلمنامه اشاره به اين مساله دغدغه ما بود كه به استنباط‌هاي مختلف زنان و مردان نسبت به يكديگر بپردازيم؛ بنابراين به جاي مشخص و خاصي نياز داشتيم كه از آنجا ارتباط زن و مرد آغاز و منقطع شود. آنجا فكر كرديم اين فضا  محضر  مهم‌ترين جايي است كه بايد نسبت به آن كاري كنيم. يادم است وقتي با رضا مقصودي روي كتاب سيدمهدي شجاعي كار مي‌كرديم، به اين فكر كرديم كه حتما بايد براي محضر طراحي خاصي داشته باشيم كه بعدا در بازنويسي نغمه ثميني روي اين فضا خيلي كار كرديم و تلاش كرديم شوخي را در فيلم بشدت گسترش دهيم و فضاي فانتزي را تشديد كنيم تا مفهوم فانتزي را كه در فيلم به دنبال آن بوديم در اين صحنه برجسته كنيم. محضر جاي شلوغ و پر‌رفت‌و‌آمدي است كه زندگي مشترك هم از آن شروع مي‌شود و هم به آن ختم مي‌شود. اين فضا خيلي با فيلم منطبق بود.

نغمه ثميني چقدر در بحث فيلمنامه موثر بود؟

او نويسنده‌اي است كه سعي مي‌كند ابتدا فيلمنامه به معني واقعي آن را بنويسد. در جلسات مختلفي با او صحبت كرديم كه چه مي‌خواهيم بگوييم و حرف ما چيست؟ آيا مي‌خواهيم اثري ضد مرد توليد كنيم؟ ضدارزش صحبت كنيم؟ خوبي و بدي همه را بگوييم؟

اين فيلمنامه‌نويس در چند جلسه تلاش مي‌كند متوجه شود جانمايه اصلي اثر چيست و بعد وقتي متوجه شد، شروع مي‌كند به نوشتن. سپس چند نوع طراحي مي‌آورد كه براساس آن مي‌توان نزديك‌ترين طرح به ذهنيت سفارش داده شده را انتخاب كرد. ممكن است او نوشته‌هايي هم داشته باشد كه براساس آن بتوانيد نقطه نگاه خاصي نسبت به زن را در آن پيدا كنيد، اما برخلاف برخي نويسندگان زن كه مثلا اگر از آنها بخواهند فيلمنامه‌اي بنويسند كه شخصيت اصلي آن يك زن منفي است، ممكن است ديگران اين كار را نكنند؛ اما نغمه ثميني اگر احساس كند فيلمنامه خوبي خواهد بود، اين كار را مي‌كند و به نظر كارگردان تا حد زيادي وفادار خواهد بود. او آنقدر به موضوع حرفه‌اي نگاه مي‌كند كه آنچه شما مي‌خواهيد را مي‌نويسد، اما اين كه بخواهيم بگوييم گرايش‌هاي فمينيستي در اثر به وجود آمده يا نه اصلا چنين نيست و ما فارغ از اين نوع نگاه بوديم و سعي كرديم چيزي به نام واقعيت كه وجود دارد را مطرح كنيم و بدون اين كه به نصيحت زن و مرد برسيم، اين نكته را مطرح كنيم كه راه‌حلي وجود دارد تا زن‌ها در كنار مردها به آرامش برسند.

حضور مهران مديري در فيلم نظر چه كسي بود؟

در فيلمنامه اوليه شخصيتي به اسم جاهد داشتيم كه وكيل بود. او در نسخه اول حضور مختصري داشت، اما در مرحله دوم كه با فيلمنامه‌نويس ديگري تصميم گرفتيم تا برخي ويژگي‌هاي داستان را فانتزي و در كليت كار هم كمي اغراق كنيم، اين شخصيت خيلي رشد كرد و گسترش پيدا كرد و به شخصيتي تبديل شد كه موضع متضاد مردان در مقابل زنان را نمايندگي مي‌كرد. اين شخصيت فانتزي اغلب مفاهيم را هم به شكل كلي بيان مي‌كرد و وارد جزييات نمي‌شد و جملات قصاري مي‌گفت كه همه اش در مخالفت زنان بود و به همين دليل به سمت يك فضاي فانتزي هدايت شد. اگر يك بازيگر ديگر بود، نمي‌توانست اين جملات را بگويد. وقتي اين شخصيت به چنين هياتي درآمد، پيشنهادهاي مختلفي درباره بازي او شد و يكي از افراد موردنظر ما هم مهران مديري بود، اما اگر ما اصرار مي‌كرديم ممكن بود به دليل مساله دستمزد مشكل خاصي پيش بيايد، اما خود تهيه‌كننده هم اين بازيگر را در نظر داشت و به سبب قدرت و توانايي مهران مديري اين انتخاب صورت گرفت و به محض پيشنهاد تهيه‌كننده، من و حبيب رضايي بدون هيچ تاملي پذيرفتيم. هم توانايي او براي اجراي نقش خوب بود و هم مي‌توانست اين نقش را به نمايش بگذارد.

مهران مديري بازيگري است كه در عكس‌العمل بهتر از عمل است. چرا بده بستان‌هاي او با حبيب رضايي بيشتر نشد؟

فكر مي‌كرديم مهران مديري حتما بايد در نقش و شخصيت تازه‌اي ظاهر شود و اگر نقش او شباهتي به كارهاي قبلي‌اش داشت قطعا از او استفاده نمي‌كرديم. فكر مي‌كنم خودش هم قبول نمي‌كرد. وقتي خودش فيلمنامه را خواند، متوجه شد كه نقش كاملا متفاوتي است و نقش او شكل انفعالي ندارد كه در مقابل آدم‌هاي مختلف عكس‌العمل او بروز كند، بلكه شخصيتي است كه خودش فعال است و نياز به اين ندارد كه در عكس‌العمل شخصيت‌هاي ديگر توانايي خود را بروز دهد. نقش و شخصيت او مثل ارتباطاتي است كه در عمق فيلم مدام به بيننده گوشزد مي‌شود كه نوع ارتباط مرد به زن در طول تاريخ است و مهران مديري اين شخصيت را نمايندگي مي‌كرد. اين شكل زن گريزي و مخالفت نسبت به جنس زن و قدرت عجيبي كه مي‌تواند خيلي خطرناك باشد، همان چيزي بود كه مهران مديري تجربه نكرده بود و در اين فيلم خوب بود و به دليل اين ويژگي كار را شاخص مي‌كرد.

نظر همسر شما درباره فيلم شما چيست؟

هر بار فيلم در جاهاي مختلف اكران مي‌شود، ابراز تمايل مي‌كند كه بيايد و ببيند. اولين بار است كه وقتي فيلم اكران مي‌شود، همسرم تمايل دارد بيشتر از سه چهار بار فيلم را ببيند. فكر مي‌كنم اين فيلم، فيلمي است كه خانم‌ها دلشان مي‌خواهد بيشتر از يك بار ببينند. فيلمي است كه بيننده احساس مي‌كند در يك بار ديدن همه مفاهيم را در اولين بار نبيند و اين اتفاق افتاده و كساني بوده‌اند كه هر بار ديده‌اند، چيزهاي تازه‌اي درك كرده‌اند. اگر فيلمي اين خاصيت را داشته باشد، بر مخاطب تاثير مي‌گذارد.

البته همسرم خيلي طرفدار فيلم است. فيلم‌هاي ديگرم را هم دوست داشته، اما اين را بيشتر از بقيه دوست دارد.

هنگامي كه فيلم ليلي با من است ساخته شد، فيلم پيش از نمايش به يك تهيه‌كننده بخش خصوصي فروخته شد. اين اتفاق درباره فيلم جديد شما هم رخ داده است.

نمي‌دانم اين چه حكايتي است! انگار روي پيشاني من نوشته شده كه وقتي فيلم طنزي مي‌سازم، اين پخش از راه برسد و همه نتايج را درو كند. كاش اين پخش كمي قوي و منسجم عمل مي‌كرد. هم در ليلي با من است و هم در اين فيلم عملكرد پخش از طراحي پوستر گرفته تا نوع تبليغات و نيز هدف‌گيري براي جذب مخاطب خيلي ضعيف بوده و قدرت لازم را براي جذب همه مخاطبان نداشته است. متاسفانه خيلي از پخش‌هاي ما كهنه و سنتي عمل مي‌كنند. الان خيلي از اتفاق‌هاي مدرن و پيشرفته در جامعه امروز مانند اينترنت وجود دارد، اما نمي‌دانم چرا اكثريت قريب به اتفاق پخش‌ها اصرار دارند با همان شكل قديمي و سنتي اقدام كنند و اصلا به شكل جديد و مدرن روي نمي‌آورند. چند روز پيش به همسرم گفتم در قراردادهاي بعدي‌ام احتمالا قيد مي‌كنم شرط كارگرداني‌ام اين است كه براي پخش به اين شركت واگذار نشود!

اهل مطالعه هم هستيد؟

به طور معمول و متوسط بله. اگر ما نخوانيم، نمي‌توانيم خيلي كارها را كنيم. البته بايد فرصت مطالعه هم به وجود بيايد. مي‌توانم بگويم جزو كساني هستم كه مطالعه‌ام كم نيست.

كتاب در مسير سينماي ملي كه بتازگي منتشر شده را هم خوانده‌ايد؟

نه متاسفانه. البته دست همكارانم ديده ام. فكر مي‌كنم در جمعي بوديم كه اين كتاب را به اهالي سينما هديه كردند، اما هنوز به دست من نرسيده و هنوز موقعيتي براي خواندن آن پيدا نكرده‌ام.

حضور بازيگران تئاتري در فيلم شما يكي از امتيازهاي اين اثر است. فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است، از نظر بازيگران مكمل فضاي خوبي دارد. موافقيد؟

گاهي نقش فرعي به اين معنا تعبير مي‌شود كه بگوييم يك هنرور بيايد و يك نقش را بازي كند. اين مساله خيلي وحشتناك است. همه كساني كه در فيلم ايفاي نقش مي‌كنند، بايد مثل بازيگر نقش اول بتوانند جملات خود را درست بگويند و خوب بيان كنند و حتي توانايي نقش اول را داشته باشند.

الان بزرگ‌ترين مشكل بر سر ساخت فيلم، انبوه متراكم‌شده كار نمايش است كه مجموعه بازيگران سينماي ايران بسختي مي‌توانند جوابگوي اين تقاضا باشند و اين آدم‌ها در موقعيتي هستند كه نمي‌توانند كار خود را انجام دهند. الان اگر بخواهيد با هر بازيگري از هر رتبه و درجه‌اي وارد مذاكره شويد، از پيشكسوت تا جوانان، وقتي با آنها صحبت مي‌كنيد همه يك تله فيلم بازي مي‌كنند و چند تا كار هم دارند. وقتي مي‌خواهند با تو قرارداد ببندند، با تو شرط و شروط مي‌گذارند كه چند تله‌فيلم دارند و سر يك سريال هم هستند. اگر سه چهار تا از اين آدم‌ها در كار شما باشد، كافي است تا كارتان نابود شود. ترجيح مي‌دهم سراغ اين آدم‌ها نروم. خيلي از آدم‌ها هستند كه به لحاظ توانايي قابل مقايسه با آنها نيستند. بازيگران ما امروز با دليل يا بي‌دليل تبديل به آدم‌هايي شده‌اند كه خواستگار زيادي دارند و آنها سعي مي‌كنند به همه خواستگارها جواب مثبت دهند و اين مساله قابل كنترل نيست. اتفاق بدي كه الان افتاده اين است كه آنها مي‌آيند و قرارداد مي‌بندند و بعد چون يك اتفاق ديگري مي‌افتد و تمايل پيدا مي‌كنند كار ديگري كه بهتر است را انجام دهند، مدتي بعد لغو قرارداد مي‌كنند يا نمي‌آيند و غيبشان مي‌زند.

اين اتفاق در هيچ جاي دنيا رخ نمي‌دهد كه يك بازيگر همزمان در 5 پروژه مختلف حضور داشته باشد. بخش عمده‌اي از اين مشكل به تلويزيون برمي‌گردد. ما در سينما توان و كشش اين ميزان توليد را نداريم، اما در تلويزيون به دليل توليد بالا، لطمه زيادي به بازيگري در سينما مي‌خورد. در سينماي فارسي شرايط به گونه‌اي بود كه هر بازيگري صبح زودتر دم خانه بيك ايمانوردي مي‌رفت، آن روز براي او بود و تهيه‌كننده‌هاي ديگر كارشان را تعطيل مي‌كردند و ما هم كم‌كم به چنين مرحله‌اي مي‌رسيم. اين مساله هم براي سينما و تلويزيون هم براي خود بازيگر مساله‌اي منفي است. با اين عرضه كم و تقاضاي بالاي بازيگري، واقعا چاره‌اي جز استفاده از بازيگران تئاتري و شهرستاني نيست؛ بازيگراني كه بسيار با استعداد و توانا هستند. در كار سنگيني كه طراحي كرديم تا انجام دهيم، به اين فكر كرده‌ايم كه كلاس بازيگري بگذاريم و براي يك پروژه درازمدت، فراخوان بدهيم و آدم‌هاي مناسب را بگيريم و بعد آنها را آموزش بدهيم و با آنها يك سريال سنگين بسازيم.

رضا استادي‌



     زن ها بهانه اند ، هميشه پاي گيشه در ميان است.

فيلم كمال تبريزي " هميشه پاي يك زن در ميان است " با استقبال خوبي در روزهاي آغازين مواجه شد فيلم افتتاحيه رويايي داشت و در روز اول ركورد فروش فيلم هاي پيش از خود را شكست " هميشه پاي..." در روز اول اكرانش 26.7 ميليون و در روز پنجشنبه 32.4 ميليون فروخت تابعد از دو روز نمايش به مرز فروش 60 ميليوني برسد فروش سينماي سرگروه اين فيلم (قدس) در روز پنجشنبه 6 ميليون تومان بود.
گويا تبريزي يكي از رقيبان سرسخت فتح گيشه تابستان امسال است و اين رقم هاي فروش نويد يك ركورد ميلياردي را به او مي دهد هر چند بايد ديد در روزهاي بعدي چه اتفاقي ژيش روي زن هايي است كه پايشان در ميان است شايد در نگاه اول جالب ترين نكته اين فيلم ارائه تيپ هاي تازه توسط بازيگران اول آن باشد مثلا عكس هاي آل كاپون وار مهران مديري پوستيژ متفاوت حبيب رضايي و حضور گلشيفته فراهاني بر خلاف ساير كارهايش در نقش دختري شاد و سرخوش و حضور رضا كيانيان كه در اين فيلم نقشي كاملا غافلگير كننده را ايفا مي كند .
تبريزي پس از يك تكه نان دوباره سراغ ژانر طنز رفته و يك تيم فيلمنامه نويسي هم او راهمراهي كردند.
حضور مهران مديري در سينمايي دايره زنگي نشان داد كه او علاوه بر اينكه جزء محبوبترين چهره هاي تلويزيون است در سينما هم خود تضميني براي فروش معقول فيلمهاست و شايد اين برگ برنده در كنار برگهاي برنده ديگري چون نام فيلم و سوابق قبلي تبريزي او را براي شكستن ركورد گيشه همراهي كند شايد با ديدن فيلم به اين نتيجه برسيم كه زنها بهانه اند هميشه پاي گيشه در ميان است.

با تشکر از آقا سپهر


 پوستر زیبا از آقا نیما

  

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت 12:8     بيان انتقادات و پيشنهادات

در انتظار یک رکوردزنی+ پوستر

 

              توقف نمایش ؟!
 
کمال تبريزي کار گردان فيلم هميشه پاي يک زن در ميان است از به وجود آمدن مشکلاتي براي ادامه نمايش اين فيلم اظهار بي اطلاعي کرد.
تبريزي در گفت وگويي کوتاه با خبرنگار سينمايي ايلنا گفت: تا به حال چيزي در اين زمينه به من گفته نشده است ومن بي اطلاعم.
درروزهاي اخير در محافل مختلف شايعاتي منتشر شده است که ادامه نمايش فيلم‌‏هاي هميشه پاي يک زن درميان است و ديوار به دليل حضور گلشيفته فراهاني با مشکلاتي مواجه شده است.
سيروس تسليمي پخش کننده فيلم ديوار نيز در گفت وگو با ايلنا با اشاره به اينکه شايعه توقيف ديوار را ديروز در خانه سينما شنيده است گفت: از ديروز خبرنگاران به من زنگ مي زنند ومرتبا درباره وضعيت اين فيلم سوال مي‌‏کنند.
وي احتمال توقيف فيلم ديوار را بعيد دانست. از سوي ديگر شنيده مي شود که با توجه به انتقادات شديد شمقدري از فيلم ميناي شهر خاموش، اخباري مبني به به وجود آمدن مشکلاتي براي اکران اين فيلم نيز به وجود آمده است.


جلسه نقد و بررسي فيلم « هميشه پاي يک زن در ميان است» با حضور کارگردان فيلم در اصفهان برگزار مي شود.
به گزارش ايلنا جلسه نقد و بررسي فيلم « هميشه پاي يک زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي با حضور کارگردان فيلم، 30 مرداد ماه در سينما سپاهان استان اصفهان برگزار مي شود.
اين فيلم که به عنوان فيلم منتخب تماشاگران در جشنواره فيلم فجر سال گذشته انتخاب شد در حضور کارگردان به نمايش در آمده و سپس زاون قوکاسيان منتقد سينما ، فيلم را مورد نقد و بررسي قرار خواهد داد. اين جلسه همچنين با پرسش و پاسخ حاضران همراه خواهد بود.
اين فيلم به کارگرداني کمال تبريزي و بازي گلشيفته فراهاني ، رضا کيانيان، مهران مديري و حبيب رضايي در سينما سپاهان اصفهان و بسياري از سينماهاي کشور در حال اکران است.اين برنامه ساعت 18 روز ياد شده در سينما سپاهان اصفهان برگزار مي شود.


         در انتظار یک رکوردزنی

در انتظار یک رکوردزنی
فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» توانست در کمتر از ۲۰ روز نمایش به فروش بیش از ۵۰۰ میلیون تومان دست یابد و در انتظار رکورد یک میلیارد تومانی باشد. «همیشه پای یک زن در میان است» یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه «غیرقابل چاپ» سیدمهدی شجاعی است. داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بن بست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربه هایی خاص را از سر می گذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغی پور و... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
به نوشته روزنامه اعتماد، این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی برای بهترین بازیگر زن و مرد و مهران مدیری و سیاوش چراغی پور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا شد. «همیشه...» از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از ۲۰ روز نمایش در ۱۹ سینما بیش از ۵۰۰ میلیون تومان فروش کرده است.

                             همیشه پای یک کارگردان در میان است!
      
    
                                     
 

ساخت اثري همچون "هميشه پاي يک زن در ميان است" از کارگرداني که داعيه ي استادي مي کند و خود را تافته اي جدا بافته مي داند، کسي که قرار است عنوان برترين کارگردان کمدي ساز سي سال اخير کشور را با خود به همراه داشته باشد بسيار ناميد کننده بود. فيلمي که هيچ نکته ي مثبت قابل ذکري از خود ارائه نمي کند. فيلمنامه ي ضعيف و به هم ريخته، بازي هاي تکراري و خسته کننده و کارگرداني بي نبوغ، همه همه انگشت اتهام را بسوي عوامل توليد فيلم نشانه مي برد. بي شک بزرگترين ايراد "هميشه ... " در فيلمنامه آن است، فيلمنامه ي که اساسا نمي داند چه چيزي را قرار است روايت کند و چه ظرافت ها و پيچيدگي هايي را در خود بگنجاند، اصلا مخاطب بايد حول کدام خط داستاني با شخصيت ها همراه شود. هيچ يک از اين موارد که بايد از بديهيات يک فيلمنامه باشد در نوشته ي مقصودي وجود ندارد و اين بزرگترين ضربه براي هر اثر سينمايي به همراه مي آورد.
عنوان بندي ابتدايي فيلم نويد بخش اثري دلنشين است، حتي سکانس هاي ابتدايي فيلم که صرف معرفي شخصيت ها مي گردد نيز قابل قبول و بعضا موفق حاصل شده ولي هرچه در عمق داستان بيش تر پيش مي رويم، بيشتر با فيلمي معمولي و آشکارا نامنسجم رو برو مي شويم. عدم انسجامي که تبريزي و بازيگرانش خود را با آن هماهنگ مي کنند و ذره اي تلاش در جهت بهبود پايه هاي اثرشان نمي کنند که سرانجامش پاياني شتاب زده و بي منطق است که در حقيقت تير خلاصي از سوي تبريزي است براي حذف اثرش از خاطرات سينمايي تماشاگراني واقع بين و سخت گير!
از بازي هاي فيلم چه مي شود گفت!؟ جز اينکه گلشيفته فراهاني شخصيت کليشه شده ي خود را در فيلم دوباره تکرار مي کند، يا وکيل زن ستيز فيلم (مهران مديري) که از تصوير شناخته شده ي او در برنامه هاي شبانه سيما به عاريه گرفته شده است و از همه تلخ تر به هدر رفتن توانايي هاي هنري رضا کيانيان در قالب شخصيتي تکراري و کم مايه.
از همه اينها بگذريم، اصلا نقش کمال تبريزي در فيلم چه بوده، چه نبوغ و خلاقيت خاصي در اين اثر ارائه کرده است. اگر افکت هاي صوتي بجايش - را به عنوان ايده اي موفق- کنار بگذاريم، ديگر چه کار درخور و قابل تحسيني انجام داده است. هرگز يادم نمي رود حضور مغرورانه ي آقاي تبريزي در جمع دانشگاهي مان که باد در قبقبه کرده و رو به جمع کثيري از دوستداران سينما، چه توصيفاتي در وصف اثر اينک آشکارا ضعيفش بيان مي نمود و به همه، ملودرامي، اجتماعي و موفق را نويد مي داد.
با وجود اينها بايد پذيرفت که تبريزي کارگرداني موفق و مردمي است که توانسته با کارنامه ي قابل ستايشش جايگاه مناسبي در سينماي ايران و در نزد مخاطبان آن بدست آورد کسي که با "گاهي به آسمان نگاه کن" يکي از بياد ماندني ترن و پرمحتوا ترين فيلم هاي چند سال اخير را عرضه کرد. هر کارگرداني مطمئنا در کارنامه هنري خود فراز و نشيب بسيار دارد ولي پذيرش اين شکست ها است که هنرمندي را شايسته و قابل تقدير مي کند. بايد دانست که صرف فروش بالاي يک فيلم نمي توان عنوان اثري موفق را، براي آن در نظر گرفت. عنواني که براي "هميشه پاي يک زن در ميان است" بسيار بسيار دور از ذهن و انصاف است.

منبع: سی نت


 
 
پوستر از سحر جون

 

 
   

 

 و دو پوستر زیبا

     مهران مدیری

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 1 شهریور1387 ساعت 18:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

طنز جديد «مهران مديري» شنبه كليد مي‌خورد

 

               درباره فيلم آ”هميشه پای يك زن در ميان است“

                      يك تعريف مردانه از فمينيسم

  

باربد کيوان :فيلم جديد كمال تبريزی اكران شده است. در شوره زار جشنواره فجر 86 اين فيلم با استقبال نسبی تماشاگران روبرو شد. تبريزی كه در كارنامه خود كلكسيونی از آثار در ژانرهای مختلف را دارد، اين بار آ”كمدی فانتزی“ را تجربه كرده است. خيلی ها بعد از فيلم ”مارمولك“، كمال تبريزی را به عنوان يك فيلمساز با هوش می شناسند كه قادر است دوربينش را به خط قرمزها نزديك كند و با يك محاسبه دقيق، از صحنه های ”لب مرز“ تصوير بگيرد. به اين كه چنين برداشتی از كمال تبريزی تا چه اندازه صحيح است جلوتر خواهم پرداخت، حالا بياييد تا به آ”هميشه پای يك زن در ميان است“ نگاهی بيندازيم.

متن اين فيلم بر اساس اقتباسی آزاد از مجموعه داستان های سيد مهدی شجاعی نوشته شده است. رضا مقصودی، حبيب رضايی و كمال تبريزی مشتركاَ روی فيلمنامه كار كرده اند؛ سپس نگارش نهايی را به نغمه ثمينی محول كرده اند؛ احتمالاَ برای اين كه اثبات كنند هميشه پای يك زن در ميان است! من با داستان های شجاعی آشنا نيستم ولی در مورد اين فيلمنامه بدون رو در بايستی بايد بگويم كه يك ”كمدی فانتزی“ بيمزه از آب در آمده است. داستان فيلم به بحران در روابط زن و شوهری جوان به نام مريم (با بازی گلشيفته فراهانی) و اميد (با بازی حبيب رضايی) مربوط می شود. اين بحران به طلاق می انجامد؛ در حالی كه هيچ يك از طرفين واقعاَ خواهان اين جدايی نيست. مجموعه ای از حوادث مبهم و مشكوك بر متن روابط اجتماعی و فردی و خانوادگی، شخصيت های اصلی داستان را سرانجام به آنجا می رساند كه رابطه از هم گسسته زناشويی را بعد از يك تجديد نظر مثبت، دوباره جوش دهند.

برای اين كه ”هميشه پای يك زن در ميان است“ موفق شود، كمال تبريزی از فرمول زير، استفاده كرده است: مشاجره ”پينگ پونگی“ يك زن و شوهر جوان + مهران مديری + لحن انتقادی – اجتماعی! البته كارگردان از جذابيت داستان های پر رمز و راز جديد (به سبك ”رمز داوينچی“) هم غافل نبوده، تلاش كرده با ارجاع مستقيم و غير مستقيم به آن داستان، چاشنی فيلمش را بيشتر كند.

بخش اول اين فرمول را تبريزی از فيلم ”آتش بس“ تهمينه ميلانی گرفته است. او گمان كرده كه با تكرار يا تقليد مشاجراتی از نوع ”آتش بس“ می توان تماشاگران را به خنده آورد و جذب كرد. غافل از اين كه طنز واقع گرايانه نهفته در فيلم تهمينه ميلانی، عامل موفقيت آن بود. من قبلاَ نظرم را در مورد كم و كيف ”آتش بس“ ابراز كرده ام. آن فيلم عليرغم ضعف های اساسی اش، از ديالوگ های موثری برخوردار بود كه به راحتی باعث هم ذات پنداری تماشاگران با شخصيت های اصلی داستان می شد. اما آ”هميشه پای يك زن در ميان است“ اصلا در اين كار موفق نيست. تا آنجايی كه من حساب كردم در طول فيلم، تماشاگران فقط سه بار بلند می خندند كه دو بار آن، كاملا خنده ای مردانه به ناتوانی مريم و همينطور به رفتار زنانه يك مرد همجنس گراست.

بخش دوم فرمول تبريزی، يعنی مهران مديری هم نتوانسته كاری برای فيلم بكند. حضور مهران مديری در سريال های تلويزيونی كه خود كارگردانی می كند، و بر اساس فيلمنامه هايی كه خود به شكل موثری آنها را دستكاری می كند، حتی بدون اين كه نيازی به حرف زدن داشته باشد تماشاگر را به خنده وا می دارد. اما در فيلم تبريزی، ما با يك مديری نامأنوس روبرو هستيم كه به زور تيپ سازی عجيب و غريب و انداختن مار به دور گردن و سيگار برگ، می خواهد نظر تماشاگر را به خود جلب كند. تبريزی نقش يك ”ماچو“ی تحول پذير و شكننده را به مهران مديری سپرده است. در سراسر فيلم، حرف های مردسالارانه و ضد زن را از زبان مديری می شنويم. با اين كار، تبريزی با يك تير دو نشان زده است. يكم، آن حرف های كاملاَ جدی كه بازتاب ستمگری عميق و ديرينه عليه زنان است كاريكاتوريزه شده، جنبه جدی و زشت خود را از دست می دهد. دوم، سمپاتی عمومی نسبت به مهران مديری باعث می شود كه تماشاگران نتوانند از شخصيت ”ماچو“ (مردسالار و زن ستيز) احساس نفرت كنند.

بخش سوم فرمول فيلم در سكانس هايی كه آقای مدير كل (با بازی رضا كيانيان) در آن حضور دارد و نيز سكانس آ”دادگاه طلاق“ مشاهده می شود. مدير كل كه شكل و شمايلی مذهبی دارد و روی صندلی چرخدار نشسته، نماد دو رويی است. كيانيان نقش خود بر روی صندلی چرخدار را به طور كامل از ”پيتر سلرز“ در فيلم ”دكتر استرنج لاو“ اثر استنلی كوبريك كپی زده است. او مدير كل شركتی است كه مريم در آنجا كار می كند. به محض اين كه مريم از شوهرش طلاق می گيرد، مدير كل به او پيشنهاد صيغه دائم يا موقت می دهد. در اين صحنه، مدير كل را می بينيم كه دستمال گردن بسته است و از روی صندلی چرخدار بلند شده، راه می رود و مرتباَ از كلمات انگليسی استفاده می كند. متوجه شگرد يا ترفند كمال تبريزی شديد؟ عين همان كاری كه در ”مارمولك“ كرده بود. در ”مارمولك“ هم شخصيت آخوند منفی نبود. آخوند همان فرد خوش قلب و زحمتكش و روشن بينی بود كه ”رضا مارمولك“ در بيمارستان با او آشنا شد. شخصيت منفی آن فيلم، دزدی بود كه به جلد يك آخوند رفت و سرانجام متحول شد. ! همين واقعيت بود كه باعث قطع زود هنگام نمايش عمومی آن فيلم شد. در واقع، اين تماشاگران بودند كه با خنده ها و تصورات خود از خط قرمز عبور كردند، نه كمال تبريزی. در ”هميشه پای يك زن در ميان است“ نيز، ما با افكار و اعمال كثيف و فرصت طلبانه و مردسالارانه يك مدير حزب الهی روبرو نيستيم. بلكه آقای مدير كل، در واقع يك تيپ مدرن و غربی و فكلی است كه برای تامين منافعش به جلد يك آدم مومن مذهبی رفته، احتمالا خود را جانباز هم جا زده است!

لحن انتقادی ضعيف فيلم به معادل بودن شهادت دو زن در دادگاه با يك مرد، نگاه جنسی مردان (از بچه تا پيرمرد) نسبت به زن مطلقه و مسأله صيغه موقت، محدود می شود. شايد در شرايطی كه بخش هايی از هيأت حاكمه و دستگاه روحانيت بر طبل حق مردانه چند همسری و صيغه می كوبند، بعضی ها فيلم كمال تبريزی را يك حركت خلاف جريان قلمداد كنند؛ اما واقعيت جز اين است. فلسفه وجودی اين فيلم، چيز ديگری است. ”هميشه پای يك زن در ميان است“ می خواهد با پنبه سر فمينيسم را ببرد. اين كه دستگاه سانسور جمهوری اسلامی، فيلم تبريزی را مجاز می شمارد، به جوهر ضد فمينيستی آن بر می گردد. بياييد فيلم را از اين زاويه با هم مرور كنيم:

ـ مريم به كلاس زنانه آموزش تيراندازی با كمان می رود و در نخستين تمرينی كه از او می بينيم، دست يك پيرمرد آبدارچی بيگناه را به درخت می دوزد! در طول فيلم متوجه می شويم كه تيراندازی های زنان، نمادی از حملات و ستيزه جويی های آنان عليه مردان است.

ـ زنان از تيرهای مخصوصی عليه شخصيت های مختلف مرد استفاده می كنند كه باعث فراموشی (يا به قول خودشان آلزايمر) مردان می شود و همه بلاهايی كه زنان به سرشان آورده اند را از ياد می برند.

ـ برای به تسليم واداشتن اميد (شخصيت اصلی مرد)، همه زنان جامعه از قشرهای گوناگون (منجمله كسانی كه آنقدر نفوذ و قدرت سياسی و اقتصادی دارند كه برای خود بزرگراه می خرند!) متحد می شوند و هر بلايی بگوييد به سرش می آورند. اين وجه از داستان فيلم، واقعاَ بيان هراس عميق مردانه از همبستگی زنانه است!

ـ در كل ماجرا، ما با چيزی به عنوان ستم جنسيتی، مردسالاری و پدرسالاری روبرو نيستيم بلكه با سوء تفاهم مواجهيم. حتی شخصيت آ”ماچوآ“ (با بازی مديری) نيز در پی آ”عشق در نگاه اولآ“ به زنی دل می بازد و همه جنبه های مردسالارانه خود را رها می كند. حالا ديگر او همه حرف های زن ستيزانه خود را بر عكس كرده، عليه مردان به كار می برد!

ـ پدر و مادر مريم كه مخالف طلاق هستند به عنوان الگوی روابط زناشويی مثبت معرفی می شوند. جالب اينجاست كه مادر مريم، بيشتر از پدر برای اميد دل می سوزاند و رفتار دخترش را نقد می كند!

ـ در بخش جمعبندی پايانی فيلم، وقتی كه آشكار می شود پشت همه بلاهايی كه به سر اميد می آيد شخصيت های زنی كه مريم در سر پرورانده قرار دارند، اين جمله را می شنويم: علت اين كه زنان همه اين كارها را انجام می دهند اينست كه بفهميم ما را دوست دارند! اين لب كلام كمال تبريزی در توصيف فمينيسم و مقاومت و عكس العمل زنان نسبت به ستم جنسيتی است. در تفكر مردانه و مردسالارانه حاكم بر فيلم، تضاد و ستمی عميق در كار نيست. بلكه درگيری های اجتناب پذير و كج فهمی ها و سوء تفاهم های طرفين است كه باعث دردسر می شود. البته كمال تبريزی لطف كرده، بخشی از بار اين كج فهمی ها و سوء تفاهم ها را به دوش مردان می گذارد.

ـ اما مضحك ترين بخش فيلم آنجاست كه كمال تبريزی خواسته ژست راديكال بگيرد و جهت گيری سياسی اش را هم مشخص كند. در اين بخش، اميد را می بينيم كه سرانجام رمز و راز بلاها و تيرهای غيبی را گشوده، با زنی كه مربی تيراندازی مريم است در محل آموزشگاه به گفت و گوی منطقی می پردازد. بر ديوار آموزشگاه تصاوير بزرگی از زنان مشهور آويخته است. در اين ميان فروغ فرخزاد، اينديرا گاندی و معصومه ابتكار را هم می بينيم!! اين دركی است كه كمال تبريزی از حركت و همبستگی زنان دارد؛ و البته اين همان دركی است كه امثال كمال تبريزی می خواهند در جامعه رواج دهند. حرفشان برای زنان اينست كه اولاَ دچار سوء تفاهم نشويد؛ ثانياَ ما شما را درك می كنيم و می دانيم كه اين حمله ها و بهانه جويی ها و تيراندازی های شما برای اينست كه اثبات كنيد دوستمان داريد؛ ثالثاَ حتی اگر طرفدار فروغ فرخزاد و آزادگی های او هستيد بدانيد كه در كنار زنان حكومتی جای داريد؛ پس می توانيد و می بايد از طريق آنان به همين نظام اميد ببنديد و متكی شويد.

و بالاخره اين كه، در ”هميشه پای يك زن در ميان است“ با زنان بسياری روبرو می شويم اما مثل اكثر آثار هنری رسمی و ”خودی“ جمهوری اسلامی، در اينجا نيز مثل هميشه پای يك ايدئولوژی و نگرش مردسالارانه در ميان است.

 منبع:نشریه دانشجویی بذر


طنز جديد «مهران مديري» شنبه كليد مي‌خورد

خبرگزاري فارس: «مهران مديري» پروژه جديد خود را كه در قالب طنز ساخته خواهد شد، روز شنبه كليد مي‌زند.

 

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» تصويربرداري كار جديد خود را روز شنبه در لوكيشني واقع در تهران آغاز مي‌كند.
بنابر اين گزارش، اين مجموعه هم در قالب سي دي يا دي وي دي روانه بازار خواهد شد و بازيگراني چون سيامك انصاري، محمد رضا هدايتي، نصر الله رادش، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان، نادر سليماني و ... در آن حضور خواهند داشت.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، در قالب طنز و به سرپرستي «پيمان قاسم خاني» توسط محراب قاسم خاني، امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده‌اند.
داستان‌هاي اين مجموعه در قالبي متفاوت و نو نوشته شده كه هيچ شباهتي به ساير آثار «مهران مديري» ندارد.
«مهران مديري» پيش از اين مجموعه «گنج مظفر» را در قالب لوح فشرده ساخته كه هنوز روانه بازار نشده است.
مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازيگراني چون مهران مديري، محمد رضا هدايتي، هادي كاظمي، نادر سليماني، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان و نصرالله رادش ساخته شده است.
اين مجموعه توسط «احسان مظفري» تدوين و مونتاژ شده و داستان‌هاي آن توسط پيمان قاسم‌خاني و گروهش نوشته شده و بازيگران مجموعه باغ مظفر بدون هيچ گونه تغييري در مجموعه «گنج مظفر» حضور پيدا كرده‌اند.
اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مديري آن را به دور از شتاب‌زدگي‌ كارهاي روتين ساخته است، درباره گنجي است كه خاندان مظفر در پي كشف آن هستند.

 

   یادش بخیر برره

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 26 مرداد1387 ساعت 23:38     بيان انتقادات و پيشنهادات

فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نیم میلیارد تومان رسید

              پخش کنند فیلم اعلام کرد
           فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نیم میلیارد تومان رسید

       فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نیم میلیارد تومان رسید

  

سینمای ما - «هميشه پاي يك زن در ميان است» كمال تبريزي طي سه روز گذشته‌ي در روزهاي تعطيل، 100 ميليون تومان فروخت.

داريوش بابائيان پخش‌كننده اين فيلم با اعلام اين مطلب گفت: مجموع فروش فيلم به 490 ميليون تومان رسيده و اكران در 18 سينما و 5 فرهنگسرا ادامه دارد، ضمن آن‌كه در شهرستان‌ها هم فروش خوبي داشته است.

علي سرتيپي هم فروش «سربلند» سعيد تهراني را كه در 10 سينما اكران مي‌شود، 18 ميليون تومان اعلام كرد و گفت: فيلم طي سه روز گذشته در 5شنبه، جمعه و شنبه حدود 76 ميليون فروخته است.

اميرشهاب رضويان تهيه‌كننده و كارگردان «ميناي شهر خاموش» با اظهار بي‌اطلاعي از فروش كلي فيلم، فروش فيلم را در 5شنبه و جمعه به ترتيب 2ميليون و 400 و 3 ميليون و 500 هزار تومان اعلام كرد.

وي با بيان اين‌كه فروش جهش خوبي داشته گفت: فيلم در 8 سينما در حال اكران است كه سينما آزادي در 2 سانس آن را به نمايش گذاشته است و با توجه به فروش خوب «ميناي شهر خاموش» در سينماهاي فرهنگي، هم‌چنان به دنبال سينما «فرهنگ» براي نمايش اين فيلم هستيم.

گفتني است: فروش فيلم‌هاي «ديوار»، «فرزند خاك» و «پرچم‌هاي قلعه كاوه» تاكنون از سوي پخش‌كنندگان اعلام نشده است.

منبع خبر : ایسنا


این کمال تبریزی هم اومده از اول تا آخر  فیلمش شعارهای ضد زنانه داده حالا که فیلم تموم شده داره اومده معذرت خواهی و ول کن ماجرا هم نیست حرفاش در مورد زنان خیلی جالبه حتما بخونین 

دفاع مردانه از زنان‌

فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» دو هفته‌اي است اكران شده و با استقبال مردم روبه‌رو شده است. اين فيلم را كمال تبريزي كارگرداني كرده است. فيلمنامه اين فيلم براساس مجموعه داستان‌هاي سيدمهدي شجاعي كه در كتاب «غيرقابل چاپ» منتشر شده، نوشته شده است. بر اين فيلم مي‌توان نقدهاي زيادي نوشت اما ما قصد نقد اين را فيلم را در اين صفحه نداريم و فقط مي‌خواهيم چند نقل قول از كارگردان اين فيلم بياوريم كه اين روزها درباره فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است خيلي صحبت مي‌كند و در اكثر سخنانش تلويحا مي‌گويد كه به نقد منتقدان كاري ندارد، چون آنها فيلم جديد او را خوب نفهميده‌اند و او فيلمش را براي مردم ساخته است، نه منتقدان و مردم هم كه جانانه‌ از فيلمش استقبال كرده و مي‌كنند.

تبريزي در سخنانش كه در جاها و مكان‌هاي مختلف ايراد شده به جديت از زنان دفاع كرده است و جاهايي چنان به وجد آمده كه گفته دوست داشته و دارد كه «يك زن باشد» و جايي ديگر چنين گفته است: «شما زن‌ها خودتان را باور نداريد. مردها زيرمجموعه‌اي از مجموعه زنان هستند. چيزي كه مردها مي‌فهمند، زنان نيز مي‌فهمند اما برخي چيزهاست كه فقط زن‌ها مي‌فهمند و مردها درك نمي‌كنند. در حقيقت خداوند در خلقت زن و مرد استثنا قائل شده و به نفع زنان پارتي‌بازي كرده است... زنان مخلوقات خداوند هستند كه اگر نباشند هيچ كاري در جهان درست انجام نمي‌شود. صحنه بيروني نمايش است كه مردان در آن وجود دارند و پشت صحنه هميشه زنان هستند و آن كس كه هدايت و كارگرداني مي‌كند، زن است. مردها فكر مي‌كنند كه همه كارها را خودشان انجام مي‌‌دهند  در حالي كه در پشت صحنه هميشه زنان هستند ...»

تبريزي در يكي از گفتگوهايش به مساله زايش  اشاره كرده و سخنان جالبي را عنوان كرده است: « چيز احمقانه‌اي در درون همه مردها وجود دارد كه احمقانه‌ترين موضوع ممكن است و آن اين است كه يك جور امتياز و برتري نسبت به زنان احساس مي‌كنند، در صورتي كه هميشه كسي كه بچه‌اي را به دنيا مي‌آورد و در درونش يك موجود زنده دارد، حس عجيب و غريب و زيبايي است كه مردها نمي‌توانند آن را درك كنند. زايش امتياز بزرگي براي زن است؛ امتيازي كه مردان از آن برخوردار نيستند...».


 

                درباره فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»

                       كاريكاتوري وارونه از «غيرقابل چاپ»
 
                        
 
 
 
كمال تبريزي هم اكنون فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» را به عنوان برداشتي آزاد از مجموعه داستان «غير قابل چاپ» سيدمهدي شجاعي بر پرده سينماها دارد. نام فيلم برگرفته از نام يكي از داستان‌هاي همين كتاب است اما رضا مقصودي و نغمه ثميني نويسندگان فيلمنامه، تنها اين يك داستان را مدنظر قرار نداده‌اند و متن حاضر بخش‌هايي از ديگر داستان‌ها را هم در بر دارد.

 صحنه ملاقات امير با زني كه شبيه به آنجلينا جولي است و به دنبال آن صحنه كلانتري با اندكي تغيير در ديالوگ‌ها و موقعيت‌ها همان داستان «شبيه يك هنرپيشه خارجي» است. داستان ديگر كتاب، «آناهيتاي شرقي» منبع سكانس اتوبان و سوار كردن زن ناشناس در فيلم است. «لباس خواب صورتي» در صحنه تخيلات امير هنگام ديدن زن كولي مورد استفاده قرار گرفته و «غير قابل چاپ» داستان پري طلعت‌پور و نمايشنامه كذايي‌اش است كه در فيلم پر و بال داده شده و در كنار موضوع اصلي كه برگرفته است از داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» نقش ايفا مي‌كند. نويسندگان فيلم، گويا اين عنوان را قابل اطلاق به همه اين داستان‌هاي ديگر كتاب سيدمهدي شجاعي دانسته‌اند و بي‌توجه به استقلال مضموني هر يك از داستان‌ها همه را به هم ربط داده و با اضافاتي ديگر سعي در ايجاد ارتباطي منطقي ميان آنها داشته‌اند.  اما نتيجه آن شده كه فيلم كمال تبريزي عمده نكات مثبت و شيريني‌هاي كلامي‌اش را مديون داستان غير قابل چاپ است و بيشتر لودگي‌ها و بخش‌هاي آزاردهنده‌اش هم يا بخش‌هايي است كه به داستان‌ها اضافه شده يا ناتواني در به تصوير كشيدن طنز موجود در نثر كتاب است. و از اين‌ها گذشته كليت، داستاني منسجم و باورپذير و تأثيرگذاري هم ندارد.

 كمال تبريزي را با كمدي‌هاي واقع گرايانه‌اش دوست داريم. با «ليلي با من است» و «مارمولك». فيلم‌هايي كه طنز در آنها برخاسته از موقعيت و جنس داستاني واقعي است نه اين‌كه همه چيز براي به وجود آمدن خنده ترتيب داده شده باشد و ارتباط با واقعيت مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته باشد. درست است كه كمدي موقعيت تنها شيوه طنزپردازي نيست اما ديگر گونه‌ها هم مثل كمدي كلامي و فانتزي بي‌ارتباط با واقعيت نيستند. كاريكاتور چهره در اينجا مثال مناسبي است. يك كاريكاتوريست چهره اگرچه قادر است مرزهاي اغراق را آنقدر بدرد كه تصوير حاصل، مضحك‌تر و دفورمه‌تر از حد تصور بيننده باشد اما او تنها تا جايي پيش مي‌رود كه شباهت به چهره واقعي از دست نرود. اصلاً هنر او در همين است كه با وجود بزرگ‌نمايي به اصل واقعيت وفادار بماند. اغراق در تيپ و شخصيت و موقعيت در فيلم سينمايي نيز ناگزير بايد همينطور باشد. پيمان قاسم‌خاني در ايران نمونه‌اي موفق از نويسنده‌اي است كه چه وقتي سرپرست نويسندگان مجموعه تلويزيوني فانتزي «شب‌هاي برره» است، چه وقتي كمدي موقعيت موفقي همچون «مارمولك» مي‌نويسد يا وقتي موقعيتي واقعي را در «نقاب» بهانه روايت فيلمي با لحن طنز تلخ قرار مي‌دهد در هر حال يك سر قضيه واقعيت است. به نظر مي‌رسد حالا با اكران «هميشه پاي يك زن در ميان است» بهتر مي‌شود نقش قاسم‌خاني را در موفقيت مارمولك شناخت. كمال تبريزي با اين فيلم غلوآميز و ناموفق، تجربه تماشاي «قاعده بازي» احمدرضا معتمدي را به يادمان مي‌آورد. مجموعه‌اي از بازيگران محبوب و حرفه‌اي و مسلط را روي پرده سينما مي‌بينيم كه همه تلاششان را مي‌كنند تا نقص فيلمنامه را بپوشانند و براي فيلم جذابيت به ارمغان بياورند اما متاسفانه ضعف‌هاي متن، ريشه‌اي است و كاري از دست ستارگان چند نسل سينماي ايران بر نمي‌آيد.

 تا به اينجا ادعاهايي كلي درباره فيلم مطرح كرديم. حالا بهتر است بپردازيم به اثبات آنها با ذكر نمونه. عنصر محوري در همه آنچه تا به اينجا به عنوان نقايص فيلم عنوان شد مساله ارتباط با واقعيت است. با مقايسه موردي برخي تفاوت‌هاي فيلم با داستان مورد اقتباس؛ به فاصله فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» با واقعيت ‌ كه موضوع خاص و محدود اين نوشته است  ‌ اشاره مي‌كنيم.

 داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» از مجموعه داستان «غير قابل چاپ» ماجراي اختلاف فكري يك پدر و پسر در مورد زن هاست. پسر نويسنده مطبوعات است و با نوشتن مطلبي راجع به روند رو به رشد طلاق طعنه‌اي هم به مدافعين حقوق زنان داشته است. شكايتي از سوي يكي از قضات برجسته دادگستري مطرح شده و پاي او به دادگاه كشيده شده است. پدر كه مثل پسر اهل طعنه و تعريض وسخن منطقي نيست و براي خودش تئوري قطعي و لازم الاجرا در مورد زن‌ها دارد و جمله «هميشه پاي يك زن در ميان است» به شكل بامزه‌اي هميشه و در همه جا ورد زبانش است در مقابل مخالفت پسر، پاي مساله ناموسي! پدر و پسري را وسط مي‌كشد تا به او بقبولاند كه تا يك هفته ديگر ثابت مي‌كند اينجا هم پاي يك زن در ميان بوده است...

 در داستان، شخصيتي كه اين حرف‌ها را مي‌زند پدر است كه مي‌توان پذيرفت براي پسرش نگران است و مي‌خواهد او را از كشف مهمي كه حاصل تجربيات زندگي‌اش بوده مطلع سازد! اما در فيلم، وكيلي غير واقعي به نام جاهد كه وكيل طلاق است، تابلوي «ما براي
فصل كردن آمديم» به ديوار خانه‌اش زده، مدام سيگار برگ مي‌كشد و چرت مي‌زند و سر و وضع اغراق‌آميزي هم دارد و ظاهرا براي همه مردها در مقابل جماعت نساء احساس تكليف مي‌كند، چنين شخصيتي جايگزين شخصيت دوست داشتني و بامزه پدر داستان شده است.

  ديگر اين‌كه راوي داستان مذكور اگر از پدر مشورت مي‌گيرد به خاطر احترام پدري اوست وگرنه خودش اهل فكر و نظر است؛ و اين در حالي است كه رابطه امير و جاهد در فيلم، هيچ توجيهي ندارد. امير از يك طرف بر آثار ادبي نظارت مي‌كند و از طرف ديگر از لمپني مثل جاهد مشاوره مي‌گيرد!  داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» بي‌ادعاست و فقط از زبان يك نويسنده مطبوعات، ماجرايي شخصي و خواندني را نقل مي‌كند. دوست ندارد حكم كلي صادر كند و از آن بدتر بعد از حكمراني حرفش را پس بگيرد و مثل انتهاي فيلم، به زور به اعتدال برسد و پيام اخلاقي بدهد. حتي در داستان‌هاي ديگر هم مثل «شبيه يك هنرپيشه خارجي» لحن طنز داستان آنقدر شيرين و لطيف است كه هر سه شخصيت زن، مرد و افسر را مي‌توانيم دوست داشته باشيم در حالي كه صحنه مشابه آن در فيلم، اين‌گونه نيست و بيشتر، لحن تمسخر و تخريب به خود گرفته است.

 وقتي عنوان برداشت آزاد بر يك اقتباس ادبي گذاشته مي‌شود نويسنده مجاز است به نفع فيلمنامه دست به تغيير داستان بزند و ملزم به وفاداري تمام و كمال به جزئيات داستان مورد اقتباس نيست. اما آيا مجاز است تغييراتي بدهد كه به نفع فيلمنامه نيست يا اين‌كه حرف اصلي داستان را به دليل عدم فهم درست اثر، تحريف كند و نام برداشت آزاد بر متن نگاشته شده بر اساس آن بگذارد؟ به‌نظر مي‌رسد فيلمي كه حالا در عنوان بندي پاياني‌اش نام مجموعه داستان «غير قابل چاپ» را به همراه دارد اگرچه در جاهايي عينا موقعيت‌ها و ديالوگ‌هاي داستاني كتاب را تصويري نموده اما چون نتوانسته لحن اصلي بياني كتاب را درست در بياورد كوچك‌ترين ارتباطي با زبان انتقادي ويژه مجموعه داستان «غير قابل چاپ» ندارد.

آزاد جعفري‌

منبع:جام جم

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 26 مرداد1387 ساعت 9:30     بيان انتقادات و پيشنهادات

بخشی از گفتگوی کارگزاران با کمال تبریزی و حبیب رضایی+پوستر

 

              یادداشتی دیگر بر فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»
   تبریزی فیلمساز معتبری است، اما این یکی فیلم‌اش...
        تبریزی فیلمساز معتبری است، اما این یکی فیلم‌اش...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو: در ايران عامه تماشاگران بيشتر با توجه به جنس و فضاي يك فيلم و يا تركيب بازيگران آن پاي به سالن هاي سينما مي گذارند و هميشه اسم و رسم كارگردان در اولويت چندم براي جذب مخاطب قرار داشته است. در بين كارگردانان پس از انقلاب كمال تبريزي يكي از اندك فيلم سازاني است كه نامش را مي توان اعتباري براي يك فيلم قلمداد كرد. در كارنامه تبريزي طيف نسبتا متنوعي از فيلم ها به چشم مي خورد كه بيشتر آن ها در زمان اكران شان توانسته اند فروش خوبي را در گيشه تجربه كنند. با مرور كارنامه فيلم سازي كمال تبريزي مي توان ادعا كرد كه او انگ پروژه هاي حساسيت برانگيز و پر سر و صدا است. در حقيقت تبريزي با پشتوانه اي كه دارد مي تواند هر فيلمنامه اي را كه به قول معروف مسئله دار است، به سلامت از مرز خطوط قرمز تعريف شده بگذراند. براي نمونه فيلم مارمولك (1382) را بايد مثال زد كه البته محبوبيت آن در ذهن مخاطبان عام بيشتر از آن كه مديون كارگرداني تبريزي باشد، مرهون فيلمنامه پيمان قاسم خاني (به ويژه ديالوگ هاي به ظاهر تابو شكن اش) و بازي خوب پرويز پرستويي است. تبريزي در چند سال اخير نشان داده كه مجري مناسبي براي هر فيلمنامه سفارشي است؛ حال يك زمان حاصل كار فرش باد (1381) مي شود كه اثري آبرومند است و زماني ديگر نتيجه تن دادن به اين قبيل سفارش ها يك تكه نان (1383) از كار در مي آيد كه پذيرفتن اش كمي دشوار است. با اين وجود كمال تبريزي نشان داده كه كارگردان موقعيت سنجي است و با اين كه فيلم هايش غالبا به سوددهي خوبي مي رسند، اما به دليل پذيرفتن سوژه هايي ويژه و توجه برانگيز موفق شده انگ يك كارگردان تجاري ساز را از سر خود باز كند.
"هميشه پاي يك زن در ميان است" كه برداشتي آزاد از مجموعه داستان "غير قابل چاپ" نوشته سيد مهدي شجاعي است، داستان اختلاف بين يك زوج جوان، امير شكوهي (حبيب رضايي) و مريم زماني (گلشيفته فراهاني)، را دستمايه كار خود قرار داده و در بستر اين خط داستاني آشنا شخصيت ها و موقعيت هايي را خلق مي كند كه شايد در نگاه اول به خودي خود جذاب و كميك باشند، اما در يك بررسي موشكافانه مي بينيم كه با كليت اثر همخواني چنداني ندارند. اين نكته كلاسيك را نبايد از ياد برد كه كاراكترهاي فرعي فيلم و داستانك هاي فيلمنامه مي بايست به مانند حلقه هاي تسبيحي مكمل يكديگر باشند و به سوژه اصلي فيلم پر و بال بدهند، اما متاسفانه اين اتفاق در فيلمنامه "هميشه پاي يك زن در ميان است" رخ نداده است. اختلافات عقيدتي زوج قهرمان قصه و فشارهاي وارد شده بر امير براي چاپ نمايشنامه "مردان عليه زنان عليه مردان"، نوشته زني ناشناس به نام پري طلعت پور، مي توانستند محمل مناسبي براي به پديد آمدن يك كمدي معركه باشند ولي با ديدن فيلم اين طور به نظر مي آيد كه تبريزي و فيلمنامه نويسان اش (رضا مقصودي و نغمه ثميني) خواسته اند كه شخصيت هايي پرشمار با قابليت افزايش بار كميك فيلم را بدون در نظر گرفتن چرايي حضورشان خلق كنند و متناسب با ويژگي هاي تيپيكال آن ها موقعيت هاي خنده داري را در لحظه پديد آورند.
دو كاراكتر اصلي شخصيت هايي معمولي هستند كه از حد و اندازه هاي تيپ هاي مشابه اي كه قبلا ديده ايم، فراتر نمي روند. امير كه مدير يك انتشارات است، مردي بي دست و پا و اتو كشيده است كه تا اواخر فيلم (جايي كه به فكر رمز گشايي مي افتد) هيچ كنش يا واكنش هدفمندي را از خود نشان نمي دهد. او در برابر همه منفعل است؛ از همسرش گرفته تا جاويد (مهران مديري) و حتي پري طلعت پور ناشناس. اما در سوي ديگر وضعيت مريم كمي بهتر است! او زني جوان است كه موقعيت مقبول اجتماعي اش بر وضعيت نابسامان خانوادگي اش مي چربد. مريم به تيراندازي با كمان هم علاقه دارد؛ هرچند كه در اين ورزش بسيار ناشي است و البته كارگردان نتوانسته روي اين نقطه ضعف شخصيتي مانور مناسبي بدهد. در اين ميان حبيب رضايي و گلشيفته فراهاني هم نتوانسته اند بر ضعف هاي اين دو شخصيت اصلي سرپوش بگذارند. با گذشت زمان فيلم و آشكار شدن مناسبات داستان براي بيننده، منطق حضور كاراكترهاي فرعي و نوع رفتارهاي شان كم كم زير سوال مي رود. به راستي جاهد چه نقشي در پيشبرد روند فيلمنامه دارد؟ چرا او تا آن اندازه ضد زن است؟ به اين بهانه كه فضاي اثرمان فانتزي است، آيا مي توانيم هر شخصيتي را با هر انگيزه اي كه دل مان مي خواهد وارد قصه كنيم؟ چرا كاراكتري همچون جاهد با آن همه زمينه چيني در يك موقعيت كاملا متناقض (والبته قابل پيش بيني) عاشق آن قاضي زن مي شود؟ با اين وجود مهران مديري با نقش آفريني قابل قبول و گاه بامزه اش در اين فيلم توانسته كارنامه نه چندان پربار سينمايي خود را (در مقايسه با كارنامه درخشان تلويزيوني اش) اندكي سر و سامان بدهد؛ هر چند كه جنس بازي اش آدم را به ياد كاراكتر محبوب و ماندگار پدر فرهاد در مجموعه تلويزيوني پاورچين و پرسوناژ شيرفرهاد در مجموعه شبهاي برره مي اندازد.
سردرگمي در مورد نقش كاراكترهاي فرعي فيلم نيز به خوبي مشهود است. اصلا هدف كارگردان و فيلمنامه نويسان اثر از مانور دادن بر روي شخصيت هايي همچون پدر مريم (حبيب الله حداد) و مادر مريم (آهو خردمند)، منشي انتشارات (صبا كمالي)، جلال (كارگر انتشارات) و منشي مريم چه بوده؟ چرا پدر و مادر مريم كه به مانند دو كبوتر عاشق به تصوير كشيده شده اند، تا اين اندازه نسبت به سرنوشت دختر و دامادشان بي تفاوت هستند؟ شايد در بين شخصيت هاي فرعي كاراكتر مدير عامل شركت (با بازي رضا كيانيان) را بتوان شخصيتي قابل تحمل تر ناميد. هرچند معلوم نيست اين شخصيت قرار است چه نقش تاثيرگذاري در خط روايي اثر ايفا كند. ضمن آن كه نوع رفتارهاي متناقض او و اداي كلمات انگليسي در بين جملاتش در هنگام رو به رويي مستقيم و بي پرده با مريم، ناخودآگاه پرسوناژ نائيني (احمد نجفي) در سگ كشي (بهرام بيضائي) را در ذهن تداعي مي كند. با اين حال رضا كيانيان با مهارت و چيرگي هميشگي اش از پس اين نقش برآمده و كاراكتر رييس را به يكي از اندك شخصيت هاي دوست داشتني فيلم تبديل كرده است.
ويژگي بارزي كه سبب شده "هميشه پاي يك زن در ميان است" نسبت به كمدي هاي معمول اين روزهاي سينماي ايران سر و شكل قابل تحمل تري داشته باشد، جنس شوخي هايش در برخي سكانس هاست كه فارغ از منطق حضورشان در فيلم، وجه فانتزي خوب و تازه اي دارند. به عنوان مثال مي توان از سكانس بامزه محضرخانه ياد كرد. تاكيد دوربين بر شماره دفترخانه ازدواج و طلاق و تابلوي "شاهد تمام شد!" و اجبار مريم براي كرايه شاهد از بقالي كنار محضر و نيز رفتار آدم هاي داخل آن دفترخانه، اين سكانس را به يكي از بامزه ترين فصل هاي فيلم تبديل كرده است؛ يا مي توان به دو سكانس حضور مريم در بزرگراه در دو حالت متناقض اشاره كرد؛ جايي كه در ابتدا اتومبيل ها به او بي اعتنا هستند و براي سوار كردن زني خياباني سر و دست مي شكنند و به قرينه، پس از طلاق مريم از امير، به خاطر او آن تصادف بزرگ و فانتزي گونه در بزرگراه روي مي دهد و البته نبايد از تابلوي "ما براي فصل كردن آمديم" بر ديوار خانه جاهد به راحتي گذشت كه بر خيلي از ايده هاي ابتر فيلم مي چربد. در نقطه مقابل سكانس هايي هم در فيلم وجود دارند كه يا نتوانسته اند منظور سازندگان را برسانند و يا به آساني مي توان بر آن ها چشم بست و از دل فيلم خارج شان كرد. از جمله اين سكانس ها رويارويي امير با آن زن تلكه كن (شبنم مقدمي) است كه خيلي زود احتمال نقش آن زن را در ماجراي پري طلعت پور از بين مي برد و باقي سكانس به گزافه گويي هاي بيهوده مي گذرد. همچنين بايد به سكانس رستوران شام آخر اشاره كرد كه تاكيد فيلمنامه نويسان بر خلق فضايي شوخ و شنگ در رويارويي امير با آن زن كه ادعا مي كند شبيه به آنجلينا جولي است، فرضيه مواجهه امير با پري را لوث مي كند و در ادامه سكانس كلانتري نيز در راستاي همان نگاه فانتزي قرار مي گيرد و تهمت هاي افسر كلانتري به امير كه معضلاتي نظير ديش ماهواره، فقر و بي عدالتي، آنفلوي آنزاي مرغي و حتي داوري جشنواره فجر را به گردن او مي اندازد، اصلا خوب از كار در نيامده و وجه انتقادي و سياسي آن كمي گل درشت است. به همين منوال كنايه سياسي جاهد مبني بر اتهام دستگاه قضايي به طريقتي (همان ناشري كه شنل قرمزي را چاپ كرده ولي متهم به چاپ جلد دوم عالجناب سرخپوش شده و به همين خاطر به گينه بيسائو پناهنده شده است!) با اين كه بامزه است، اما تاريخ مصرف آن گذشته و يادآور كمدي هاي اواخر دهه هفتاد شمسي است. و البته بايد به سكانس نسبتا طولاني امير با آن زن گردو فروش و روياي امير هم اشاره كرد كه ملال انگيز از كار در آمده و با هيچ چسبي به پيكره اثر وصل نمي شود.
اما موضوع پري طلعت پور در روند فيلمنامه به تم اصلي بدل مي شود و همه چيز را تحت تاثير خود قرار مي دهد. تبريزي و فيلمنامه نويسانش سعي كرده اند به اين خط داستاني شاخ و برگ فانتزي گونه بدهند. پري طلعت پور آن قدر نفوذ و محبوبيت دارد كه روساي سازمان هايي نظير برنامه و بودجه، آب و فاضلاب منطقه، اداره برق منطقه اي و حتي رييس انجمن ناشران (اسماعيل خلج) به امير فشار مي آورند كه به چاپ نمايشنامه پري رضايت بدهد. حتي زماني كه سند اتوبان كرج را به عنوان وثيقه براي آزادي امير مي گذراند و آدم هايي كه سعي دارند نشانه اي از پري به امير بدهند، يك به يك و به شكل مرموزي ناكار مي شوند، اين انتظار در تماشاگر به وجود مي آيد كه در گره گشايي پايان فيلم با حقيقتي جالب توجه و درخور آن همه زمينه چيني مواجه شود. ولي با ديدن پايان فيلم چنين توقعي در نطفه خفه مي شود و مطابق آنچه كه از نيمه هاي فيلم مي شود حدس زد، مي فهميم تمام اين ماجراها زير سر مريم بوده كه بتواند توجه امير را به خود جلب كند! در اين ميان تلاش امير براي كشف اين راز، آن هم از خلال ديالوگ هاي نمايشنامه پري طلعت پور و به سبك تريلرهاي معمايي هاليوودي (امير با ديدن فيلم رمز داوينچي به تكاپوي اين رازگشايي مي افتد)، لوس و تحميلي شده و با روح اثر تناسبي ندارد. شايد اگر از ابتدا مريم كاراكتري مقتدر و حسابگر معرفي مي شد، طرح چنين توطئه عظيمي از سوي او در پايان داستان، با توجه به فضاي كميك و فانتزي اثر، منطقي از كار در مي آمد. اما بايد پذيرفت زني كه از عهده اداره زندگي خود عاجز است و حتي پس از طلاق از امير، در برابر پيشنهادات مردان مختلف كم مي آورد و در نزد پدر و مادرش به گريه مي افتد، نمي تواند چنين نقشه بزرگ و حساب شده اي را، حتي با در نظر گرفتن ابعاد فانتزي گونه فيلم، پايه ريزي كند و همدستي زنان اطرافش از مربي تيراندازي گرفته تا مادر منشي انتشارات و زن رييس اتحاديه ناشران، نمي تواند لباس يك توطئه جمعي زنانه و هدفمند را بر تن اين نقشه غيرقابل باور بپوشاند. البته در پايان فيلم به سبك و سياق ديگر آثار وطني اخلاق گرايي هاي معمول هم رعايت مي شود و مادر مريم به دخترش اين نكته را گوشزد مي كند كه زن ها براي شوهران شان پري طلعت پور نمي شوند كه آن ها را بكشند، بلكه پري طلعت پور مي شوند كه آن ها را دوست بدارند!
حيف است كه در مورد "هميشه پاي يك زن در ميان است" صحبت كنيم و از تيتراژ متفاوت آن، چه در ابتدا و چه در انتها، حرفي نزنيم. كار نوآورانه گلاره كيازند و آرش صادقي به ويژه در پايان فيلم شكل و شمايل اثر را سر و سامان داده و در عين حال يكي از خلاقانه ترين عنوان بندي هاي سينماي ايران را رقم زده است. ضمن آن كه بد نيست از موسيقي آريا عظيمي نژاد هم يادي كنيم كه به جرات يكي از موسيقي هاي خوب چند سال اخير سينماي ايران را براي اين فيلم ساخته، به طوري كه نه خود را به فيلم تحميل مي كند و نه قالبي خام دستانه و رفع تكليف گونه دارد.
"هميشه پاي يك زن در ميان است" در بين آثار كمال تبريزي از آن دسته فيلم هايي است كه خيلي زود فراموش مي شود و طنز آن نمي تواند تماشاگر را براي مدت ها با خود همراه كند. به نظر مي رسد هدف سازندگان اين فيلم ساخت اثري با سر و شكلي امروزي و متفاوت از ديگر كمدي هاي ايراني و البته به نيت فتح گيشه ها بوده كه خدا را شكر تا به اين جا فيلم در قسم دوم بسيار موفق بوده و به جا به جايي ركورد فروش اميد دارد! به هر حال همين هدف هم در سينماي بحران زده كشورمان غنيمتي دست نيافتني است كه كمال تبريزي و گروهش موفق شده اند از پس آن برآيند.



منبع خبر : سینمای ما


   بخشی از گفتگوی کارگزاران با کمال تبریزی و حبیب رضایی

                          

درباره انتخاب بازیگر که حرف زدیم می‌خواهم ببینم چیزهای دیگری جز ویژگی‌های نقش هم دخالت دارد؟ مثلا توجه به فروش و این جور نکات. مهران مدیری سال‌ها بود که فلم بازی نکرده بود و بیشتر چهره تلویزیون بود. او چطور وارد این فیلم شد؟
رضایی: این بخش را بهتر است آقای تبریزی توضیحش را آغاز کنند. فقط یک نکته اینکه برای فیلمنامه اولیه که قبل از فیلمبرداری متوقف شد، آقای حریرچیان قرار بود این نقش را بازی کند. مسیری طی شد که از آقای حریرچیان به آقای مدیری رسیدیم.
تبریزی: مهران مدیری پیشنهاد تهیه‌کننده بود. اما من فکر کردم که اتفاقا او گزینه خوبی است. «جاهد»شخصیت اغراق شده‌ای داشت و نیاز بود که کسی را بیاوریم تا ویژگی‌های نقش را خوب نمایش دهد. چون او هم در کارهایش مدام بین فضای فانتزی و واقعیت کار می‌کرد و همان جنسی بود که ما می‌خواستیم. به خصوص که ما می‌خواستیم همه در فیلم جدی بازی کنند. مدیری این ویژگی را داشت.
آن سیگار برگ و کلاه برای ساختن چهره دیگری از او بود؟
رضایی: راستش اگر می‌خواستیم برای فروش سراغ آقای مدیری برویم ازهمان چهره جاافتاده‌اش استفاده می‌کردیم. اما مهران مدیری بعد از مدت‌ها می‌خواست نقشی در سینما بازی کند و خودش هم دنبال این بود که متفاوت باشد. خیلی‌ها می‌گویند شبیه «برره» شده!! اما من واقعا نمی‌دانم کجای بازی او به سریال‌هایش شباهت دارد. ما برای اینکه تغییراتی در یک بازیگر ایجاد کنیم یا باید تمرین‌های طولانی و زمانبری را در نظر بگیریم تا یک «خاصیت جدید» به «خصوصیت شخصی» تبدیل شود یا اینکه از آلمان‌های فیزیکی و نشانه‌های بیرونی استفاده کنیم تا تغییرات موردنظر به وجود بیاید. سیگاری که گوشه لب بود کمک می‌کرد ما صدای دیگری از مهران مدیری بشنویم. البته خودش هم روی صدایش کار کرد. کلاهی که نیمی از چهره‌اش را می‌پوشاند کمک می‌کرد که از آن چشم‌هایی که به تماشاگر زُل می‌زد، آشنازدایی شود.
کلاه‌گیسی که تو در فیلم داری هم همین کارایی را دارد.
رضایی: تا حدودی. چون کمی هم بحث سن و موقعیت جدید هم باید لحاظ می‌شد.
یکی از مشکلات فیلم به زعم منتقدان همین غیر واقعی بودن و همسنگ نبودن فضای فانتزی و واقعی است، اینکه در دنیای فیلم همه چیز درست قرا نگرفته تا باورشان کنیم.
تبریزی: وقتی من داستان‌های آقای شجاعی را خواندم حسی که باعث شد آن را بسازم این بود که احساس فانتزی و تخیلی نسبت به مسائل کلی در ما وجود دارد. تمام اتفاق‌های فیلم در فضای واقعی رخ می‌دهد که می‌خواهد تخیل مردها نسبت به زن‌ها و زن‌ها به مردها را نشان دهد. به‌رغم اینکه اتفاقات واقعی است اما بخشی ازآنها همان بخشی است که فقط در دنیای فیلم می‌تواند رخ بدهد. فیلم اساسا بر قدرتی که در زن‌ها نهفته و مرد‌ها از آن‌ آگاهی ندارند تاکید می‌کند. این حسی است که در من بود و وقتی داستان‌های آقای شجاعی را خواندم فکر کردم باید در کارنامه من هم چنین چیزی وجود داشته باشد؛ اینکه درطول تاریخ همیشه زن‌ها بوده‌اند که تاثیرگذاشته‌اند. حتی در جشنواره‌ها هم خیلی‌ها بعد از دریافت جایزه از زنان تشکر می‌کنند. این یک حس عمومی است و من می‌خواستم به آن دست پیدا کنم. به خصوص اینکه در شرایط فعلی که خیلی‌ها معتقدند زن مورد ظلم واقع شده و همه می‌خواهند به آنها کمک کنند، من می‌خواستم به جامعه زنان ایرانی گوشزد کنم که زن‌ها دارای قدرت نهفته‌ای هستند که اگر تصمیم بگیرند کاری انجام دهند، حتما انجام می‌دهند!. نمی‌شد که این صحنه را در فضای واقعی تعریف کرد چون سوءتفاهم‌برانگیز می‌شد. پس آن را با تخیلی که اول گفتم ترکیب کردیم تا حس لازم منتقل شود. حتی آن تیر آخری که از کمان رها می‌شود هم در پایان جایی فرود نمی‌آید تا بتوانیم شرحی بر موضوع داشته باشیم. «همیشه پای یک زن درمیان است» به نظرم تجربه تازه‌ای در سینمای ایران است. علاقه من به این نوع طنزهاست که درهمه‌جایش صرفا خنده نیست. مثل«گاهی به آسمان نگاه کن»، اگر چه آنجا موضوع مرگ و عشق بود و همین کار را قدری متفاوت می‌کرد.
داستان آن زنی که دعا می‌کند جای زن‌ها ومردها عوض شود، طرح اولیه فیلم‌تان بود؟
تبریزی: آن فیلمنامه دیگری بود. اما آن هم از آن طرح‌هایی است که انگیزه زیادی برای کار ایجاد کرد.
رضایی: آن فیلمنامه قبلی که من خیلی دوستش داشتم و دارم، ماجرایش در بستر واقعی‌تری رخ می‌داد و زنجیره اتفاقات و شوخی‌ها در شکل دیگری به هم پیوند خورده بودند، اما نشد ساخته شود.
معتقدم این فیلم نقص دارد و اصلا کامل نیست، اما از آن بیشتر معتقدم و ایمان دارم هیچ‌کس جز آقای تبریزی نمی‌توانست به فیلم با آن مسیر پرپیچ و خمی که طی کرد این سروشکل قابل دفاع را بدهد. فیلم توانسته مخاطب را راضی کند. خیلی مسئله مهمی است.
انصراف حوزه هنری به چه دلیل بود؟ فشارها باعث این اتفاق شد؟
تبریزی: من هنوز نفهمیده‌ام که چرا این اتفاق افتاد. درست یک روز قبل از شروع فیلمبرداری از طرف آنها با ما تماس گرفتند و اعلام کردند که پروژه منتفی است. همه چیز آماده بود. اما یک‌باره جلوی کار را گرفتند. سه ماه طول کشید تا تهیه‌کننده‌ای بیاید و دوباره کار شروع شود.
علاقه شما به کدام نوع طنز است؟ مدل «گاهی به آسمان نگاه کن» و «همیشه پای یک زن درمیان است» یا «مارمولک» و «پاداش»؟
تبریزی: واقعیت این است که به طنز «گاهی به آسمان نگاه کن» بیشتر علاقه دارم. من در سینما به فضای طنزی که مل بروکس یا وودی آلن به وجود می‌آورند گرایش دارم و برایم جذاب است. کمدی‌های اسلپ استیکی که صرفا جهت خنداندن است دغدغه‌ام نیست. برایم مهم است که شوخی‌ها از حد عامیانه بالاتر باشد و تیزهوشی در آن دیده شود. در کارهای مل بروکس و وودی‌آلن این خاصیت طنز و نقد اجتماعی کاملا دیده می‌شود.
در فیلمی مثل «گاهی به آسمان نگاه کن» به عنوان کمدی متفاوت‌ـ که گاهی هم گریه‌آور است ـ چقدر محصول نگاه شما بود و چقدر حاصل کار نویسنده فیلمنامه؟
تبریزی: آن فیلمنامه را فرهاد توحیدی نوشته بود. اما من در آن تغییرات زیادی به وجود آوردم، چه قبل از شروع فیلمبرداری و چه سر صحنه کار همراه آقای کیانیان این اتفاق افتاد. فضای واقعی و ترکیبش با فضای سوررئالیسم هنوز در فیلمنامه دیده نمی‌شد. برای همین سر صحنه هم کلی کار می‌کردیم تا این دو فضا باورپذیر باشند. آنجا از تغییرات ناگهانی که در موقعیت آدم‌ها پیش می‌آمد استفاده می‌کردیم تا فضا را تشدید کنیم. از رنگ تا کات‌های فیلم در خدمت این موضوع بود. در این فیلم شما پی.‌او.‌وی بازیگر و ری‌اکشن را با هم می‌دیدید. بازیگر هم در هر دو بود. مثل اینکه این فرد مکان و زمان برایش اهمیتی ندارد. البته باید به شکل ظریفی به وجود می‌آمد که تماشاگر را گیج نکند. «همیشه پای یک زن درمیان است» نوع پخته‌تر این کمدی است. با این تفاوت که در «گاهی به آسمان نگاه کن»دو دنیا در کنار هم قرار گرفته بودند، اما اینجا تخیل وارد ماجرا شده است.
«پاداش» که از این جنس کمدی‌ها نیست؟
تبریزی: نه. پاداش بیشتر شبیه لیلی با من است.
اما شما امیدوارترین فیلمساز در حال حاضر سینمای ایران هستید. یک فیلم دارید که می‌خواهید اکران کنید پروژه دیگری هم آماده کار دارید.
تبریزی: البته احتمالا پاداش در جشنواره اکران می‌شود. اما واقعا وضع این‌قدر نگرا‌ن‌کننده و پر از محدودیت است که جای تاسف دارد. خیلی‌ها به این فکر می‌کنند که این فضا خیلی محدود است و همه در حوزه سینما دخالت می‌کنند. کسی هم به تخصص کاری ندارد.
رضایی: دوستی می‌گفت مثل این شده که به همه بگویند از تصمیم کبری 10 بار بنویس. خط‌ها با هم فرق می‌کند. اما همه یک چیز می‌نویسند.
تبریزی: الان در عرصه سینما خیلی‌ها که متعلق به آن نیستند به خودشان اجازه می‌دهند که اظهارنظر کنند، وارد موضوع بشوند و دخالت کنند. مدیریتی که باید این عرصه را کنترل کند خیلی ضعیف و محتاط شده. خودش صاحب نگاه نیست تا بر اساس آن برنامه‌ریزی کند. خیلی کم هم از موجودیت سینما دفاع می‌کند. برای همین هم خیلی‌ها امیدشان را از دست داده‌اند.


 رضا درستكار: به فيلم هميشه پاي يك زن درميان است نمره صفر مي دهم.

تهران- خبرگزاري كار ايران
رضا درستكار منتقد سينما ،فيلمهاي ديوار ويناي شهر خاموش را از فيلمهاي خوب اكران سينما خواند وگفت: اين فيلم ها نسبت به فيلم‌‏هايي كه هم اكنون اكران مي شوند، فيلم هاي بهتري هستند.
درستكار به خبرنگار ايلنا گفت: من به فيلم هاي ديوار و ميناي شهر خاموش دو ستاره مي دهم ولي به فيلم هميشه پاي يك زن درميان است نمره صفر مي دهم.
وي درباره فيلم هاي ده رقمي و زنها فرشته اند نيز گفت :كارگردانان اين آثار با فيلمهايشان ذائقه مردم را خراب مي كنند . انتظار نداشتم كه فيلمساز خوبي مثل همايون اسعديان، اينقدر نزول كرده و فيلم در حد متوسطي مانند ده رقمي بسازد.
درستكار درباره فيلم ديوار گفت: ديوار بازگشت خوبي به گذشته از سوي محمد علي طالبي است و طالبي دراين فيلم به زنها توجه بيشتري داشته است.
وي درباره ميناي شهر خاموش گفت :كارگردان اين فيلم انگيزه ها و نيات بسيار خوبي براي توليد اين فيلم داشته است و ما در اين فيلم بايك عزت الله انتظامي بسيار خوب و سرحال مواجه هستيم.


  



                  بزرگان در مورد زنان چه میگویند؟!

اگر می خواهید اندازه تمدن و پیشرفت ملتی را بدانید، به زنان آن ملت نگاه کنید. ( ناپلئون )
حساسیت، عشق، تحمل و فداکاری زندگی زنان را تشکیل می دهند. ( بالزاک
)
زیبایی زن ثروتی است زوال ناپذیر اما اخلاق خوب نعمتی است لایزال. ( جرجی زیدان
)
زن کودکی است که با اندکی تبسم ، خندان می شود و با کمترین بی مهری گریان می شود.(هرود
)
به هیچ زنی بر نخورده ام که حداقل یک نشانه مثبت در او نباشد. ( موریس مترلینگ
)
یک زن کامل کسی است که بداند چگونه فرمانروایی کند. ( ویکتور هوگو
)
زنانی که می خواهند مرد باشند زنانی هستند که نمی دانند زن هستند. ( الکساندر دوما
)
زن شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. ( گوته
)
یک زن چیزی جز شوهر نمی خواهد اما وقتی به او رسید همه چیز می خواهد ( شکسپیر
)
بزرگترین دشمن زن بی حوصلگی اوست. ( پل ژانه )

و

من معتقدم زن در زندگی مشترک به مثابه یک ستون از دو ستون ورودی به کاخ زندگی است که باید با فاصله متعادل از هم باشند.

منبع:http://managersclub.persianblog.ir

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت 20:38     بيان انتقادات و پيشنهادات

نگاهی به بازیها +پوستر جدید

      گزارش فروش فيلم، آغاز خوب4فيلم جديددراکران تهران
جام جم آنلاين: رشد فروش "هميشه پاي يک زن در ميان است" و افت فروش بقيه فيلم‌ها از مهمترين نکات فروش فيلم‌هاي اکران تهران در هفته سوم مردادماه 87 هستند."هميشه پاي يک زن در ميان است" يازدهمين فيلم کمال تبريزي بر اساس فيلمنامه رضا مقصودي و نغمه ثميني ساخته شده که برداشتي آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غير قابل چاپ" سيدمهدي شجاعي است.
                          
 
داستان فيلم درباره رابطه يک زوج جوان است که به بن‌بست طلاق رسيده و پس از جدايي تجربه‌هايي خاص را از سر مي‌گذرانند. مهران مديري، رضا کيانيان، گلشيفته فراهاني، حبيب رضايي، آهو خردمند، شبنم مقدمي، صبا کمالي، سياوش چراغي‌پور و ... بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
اين فيلم در بيست و ششمين جشنواره فجر به نمايش درآمد و گلشيفته فراهاني و حبيب رضايي براي بهترين بازيگر زن و مرد و مهران مديري و سياوش چراغي‌پور براي بهترين بازيگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهايت به عنوان فيلم برگزيده تماشاگران اکتفا کرد.
"هميشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سينمايي قدس اکران شد و پس از 12 روز نمايش 19 سينما 000/200/306 تومان فروش کرده است. فروش روزانه اين فيلم يکشنبه بيستم مرداد 000/600/17 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/700/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است


 

                              نگاهي به بازيهاي فيلم

اما يكي ديگر از امتيازات و نقاط قوت هميشه پاي... بازيهاي آن است. در زمانه اي كه بازيگران طنز روتين، سينما را قبضه كرده اند و با همان لودگيها و شوخي هاي سطحي در فيلم هاي با مديوم تلويزيون، مخاطب را ميخندانند، هميشه پاي... باز هم جدا از كليشه ي مرسوم اين روزهاست و نه تنها متكي به بازيگر خاصي براي خنداندن مردم نيست، بلكه از تعداد زيادي بازيگران قدرتمند سينما و تئاتر هم استفاده كرده.
مهران مديري بازيگر قدرتمندي است كه عجيب انگار براي نقش "جاهد" زاده شده است و اصلا نمي توان تصور كرد كه كسي جز او مي توانست اين نقش را به اين زيبايي ايفا كند. بازي در نقش جاهد، اتفاق جالب و خوبي در كارنامه ي مهران مديري است. ارائه ي يك نقش فانتزي و غير متعارف كه دشمني ازلي ابدي با زنان دارد، چيزيست كه نه تنها براي مهران مديري، بلكه براي مخاطبان هم تازگي و جذابيت خاصي دارد. به هر حال مهران مديري نقش جاهد را طوري ايفا مي كند و در حركات صورت و لحن بيانش دقت دارد كه جاهد، هماني مي شود كه بايد باشد.
رضا كيانيان هم به واقع نشان مي دهد كه چگونه مي توان در هر ژانر و هر نقشي درخشيد. كيانيان مثل هميشه به راحتي از دنياي نقشهاي گذشته اش فاصله گرفته و وارد فضاي جديدي شده است. او نقش دو وجهي مدير شركت را كه با دو گريم خاص همراه است را طوري ايفا مي كند كه جاي هيچ حرف و حديثي باقي نمي گذارد. كيانيان مي داند كه كارگردان از نقش چه مي خواهد. مي داند كه تك تك اندام بدن و صورتش ابزارهاي او براي خلق يك كاراكتر و يا يك تيپ هستند و همه ي آنها بايد در خدمت يكديگر قرار بگيرند تا بتوانند يك نقش را بي نقص خلق كنند.
اين همان چيزيست كه مي توان در بخشي كه مدير شركت دارد تغيير چهره و حالت مي دهد و دوربين در پشت او قرار دارد و فقط حركاتش را دنبال مي كند، مشاهده كرد. اينجا شاهد كلاس درس بازيگري هستيم. به گونه اي كه يك بازيگر فقط با استفاده از فيزيك و اندام بدنش و شناخت صحيح از نقش و محيط پيرامون خود و رعايت تمام نكات تكنيكي، بدون اينكه حرفي بزند و يا دوربين او را از جلو نشان دهد، روحي به نقش مي بخشد و تصاوير بي نقصي از تبديل شدن مدير شركت از يك ظاهر به ظاهر ديگر خود نشان مي دهد.
بازي نقش هاي مكمل فيلم هم عالي است. اين استفاده از بازيگران تئاتر است كه هميشه پاي... را از حيث بازيگري در بالاترين كلاس سينماي ما قرار داده. سياوش چراغي پور فوق العاده است و به حق كانديد در يافت سيمرغ شد. حسن معجوني، دلچسب و شيرين بازي مي كند و بي نظير است و چه خوب كه در فيلم جديد تبريزي(پاداش) نقش اصلي را بر عهده دارد. صبا كمالي و شبنم مقدمي و... هم بسيار خوب و تاثير گذار هستند.
از طرفي ضعيف ترين بازيگر اين فيلم كه جدا از همه، بازي خوبي ارائه نمي دهد، حبيب رضايي است. رضايي بازيگر توانمندي است. ولي سوال اينجاست كه او چطور به اين باور رسيده كه براي اين نقش مناسب است و خود را براي اين نقش انتخاب كرده؟ مشكل اينجاست كه نه تنها چهره و سن و سال او به گلشيفته فراهاني نمي خورد و  گريم خوب و زياد فيلم هم بر روي صورت او موثر واقع نشده، بلكه جنس و حال و هواي بازي او اصلا مناسب اين فيلم نيست و از فضاي كلي اثر بيرون زده. رضايي انگار نمي داند كه دور و اطرافش را محيط فانتزي فرا گرفته. بيش از حد رئال،‌ بدون هيچ گونه تلاش براي يكدست كردن بازي خود با ديگران و فضا، يك بازي ساده و بي رمق را به نمايش گذاشته كه در ميان اينهمه بازي خوب اين فيلم، بدجور توي ذوق مي زند. در واقع نقش امير، ‌مانند تمام نقش هاي اين فيلم به دليل حال و هوا و فضاي به شدت تازه و پر پتانسيل فيلم، جاي كار بسياري داشت و حبيب رضايي با انتخاب اشتباه خود و بازي متعاقبا بدش، اين نقش را به واقع نابود كرده است.

پی نوشت ۱: فروش هميشه پاي... در 4 روز اول اكران، فوق العاده بوده و هر رور افزايش فروش نسبت به روز قبل داشته است. در 3 روز آخر هفته ي گذشته كه با تعطيلي همراه بوده، اين فيلم به ترتيب به اين ميزان فروخت : چهارشنبه 27 ميليون، پنجشنبه 32 ميليون، جمعه 35 ميليون. و در روز شنبه كه بليط سينماها نصف قيمت است، اين فيلم 22 ميليون فروش داشته است كه به عبارتي مي كند معادل 44 ميليون تومان. اين ميزان فروش فيلم كه حتي در شنبه هم افزايش داشته است، وقتي بيشتر جلب توجه مي كند كه متوجه مي شويم در اغلب اوقات، فروش فيلم ها در روز شنبه را اگر ضربدر دو كنيم، باز هم از فروششان در روزهاي جمعه و پنجشنبه كمتر است. ولي فروش هميشه پاي... باز هم افزايش چشمگيري داشته. اينطور كه به نظر مي رسد، اگر مشكل خاصي پيش نيايد، اين فيلم مي تواند ظرف مدت 35 روز وارد باشگاه ميلياردي ها شود. يادمان باشد كه دايره زنگي و يا توفيق اجباري، به سختي خود را به باشگاه ميلياردي ها رساندند و حدود دو ماه از اكرانشان گذشته بود. در اين ميان اخراجي ها بود كه توانسته بود طي 29 روز به رقم يك ميليارد برسد و بايد ببينيم كه هميشه پاي... در ادامه چه خواهد كرد. البته راه هم برايش باز است. در اكران كنوني، حس پنهان كه جاني ندارد و به زودي از پرده پايين مي آيد، انعكاس هم كه از چهارشنبه اكرانش تمام مي شود و ده رقمي هم كه فروشش افت قابل توجهي خواهد كرد. در ادامه هم فيلم هايي اكران مي شوند كه بعيد است فروش همه اشان بر روي هم 300 ميليون هم بشود. فيلم هايي چون فرزند خاك، ريسمان باز، پرچم هاي قلعه ي كاوه، ميناي شهر خاموش، و... كه البته تعداديشان فيلم هاي خوبي هستند. ولي اميدي در گيشه به آنها نيست و گزندي هم بر فروش فيلم هميشه پاي... وارد نخواهند كرد. به همين دليل راه براي فروش اين فيلم باز است. هر چند كه تعداد زيادي از مخاطبان اين فيلم به دليل پيچيدگي داستان، در پايان كاملا از آن راضي نيستند و شايد تبليغات منفي هم بر عليه آن بكنند. ولي ويژگي بارز فيلم كمال تبريزي اين است كه هر چقدر هم كه قرار باشد بر عليهش از همان تبليغات دهان به دهان منفي شود، باز جاذبه و پتانسيل آن را دارد كه همان ناراضيان را به تماشاي مجدد و يا مردم را براي ديدنش ترغيب كند. عواملي چون، كنجكاوي ديدن فيلم جديد كمال تبريزي، ديدن فيلم مهران مديري و گلشيفته فراهاني، ديدن بازيگران فيلم در نقش هاي جذاب، وجود سكانس هايي كه جدا از كليت فيلم، جمع كثيري را ترغيب خواهد كرد كه شايد فقط به خاطر همان سكانسها براي اولين و يا چندمين بار به ديدن فيلم بيايند، ديدن فيلم برگزيده ي تماشاگران از جشنواره و.... اينها تمام دلايلي هست كه باعث مي شود تبليغات دهان به دهان هم در قبال اين فيلم از حيث منفي كارگر نباشد. چون جاذبه ي كشاندن هر ايراني را به ديدنش لااقل براي يك بار دارد.البته تعداد كساني كه از فيلم راضي هستند هم كم نيست. وگرنه فيلم سيمرغ بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را دريافت نمي كرد.البته هنوز اينكه اين فيلم بتواند ميلياردي شود، قطعي نيست. چون بارها گفته شده و مي دانيد كه چقدر وضعيت فروش هفته هاي اول در هفته هاي مياني اكران ممكن است تغيير بكند و مخاطب ايراني هم گاهي غير قابل پيشبيني است.

بايد صبر كرد و ديد آيا اين فيلم بعد از هفته ي سوم اكران هم مي تواند اين ريتم فروش را حفظ كند و يا نه. البته اين نكته را هم نبايد از ياد برد كه اين فيلم تنها 29 روز ديگر تا ماه رمضان و افت فروش شديد سينماها فرصت دارد و از اين حيث آن همه فرصت فيلمهايي چون توفيق اجباري و دايره زنگي را ندارد. هر چند كه اگر اين فيلم بتواند همين ريتم فروشش را حفظ كند، تا آغاز ماه رمضان به مرز يك ميليارد رسيده است و آن موقع يك ميلياردي حقيقي خواهد بود؛ همچون اخراجي ها. باز هم بر اين نكته تاكيد مي كنم كه يكي از عواملي كه باعث شده است فيلمها در ماه رمضان فروش نكنند، اين است كه سينماها هم فيلم هاي نه چندان عوام پسندانه را در اين زمان اكران مي كنند. چه بسا كه اگر فيلم پر جاذبه و پتانسيلي در اين زمان اكران شود، فروش بالايي كند. همچون فيلم آكواريم؛ كه تنها استثنائه اين اكرانها بود. و البته هميشه پاي... هم با توجه به توضيحات قبلي، مي تواند اين رسم نفروختن فيلم ها در اين ماه را هم از بين ببرد. بايد منتظر ماند و ديد هميشه پاي... كه توانسته تنها در 4 روز و 16 سينما، 115 ميليون تومان بفروشد، مي تواند با حفظ ريتم فروشش ظرف 35 روز به يك ميليارد فروش برسد يا خير. البته اين را هم بايد گفت كه اگر اين فيلم نتواند ميلياردي شود، علتش فقط مشكل برخي جاهاي داستان است؛ كه در بابش گفته شد.

 سینما روز


 

           نگاهي به فيلم «همیشه پای یک زن در ميان است»:
               اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود
         اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود

 

 

 

 

 

 

 

سينماي ما- داود زاد مهر: مشکلی که فیلم کمال تبریزی با آن روبه‌روست همان مشکلی است که اغلب فیلم‌های کمدی این سال‌های سینمای ما با آن روبه‌رو هستند. موقعیت‌های کمیک فیلم به جای این‌که در فیلمنامه شکل بگیرند و روند معقولی را در مسیر داستان شکل بدهند و در عین خنده‌دار بودن موجه نیز باشند، تبدیل می‌شوند به تک‌صحنه‌های هجو یا حتی بی‌معنایی‌ که نه‌تنها کارکردی در داستان ندارند، بلکه در اغلب اوقات به حدی سطحی و گاه دستمالی‌شده هستند که تماشای آن‌ها برای بار دوم حتی قابل تحمل هم نیست.

منطق لحظه‌های کمیک «همیشه پای یک زن در ميان است» آشکارا پارودی است. تیرهایی که از محل نامعلومی رها و باعث بیهوشی می‌شوند، تصادف‌های وحشتناکی که در خیابان رخ می‌دهد بدون این‌که کسی آسیب ببیند، تیری که در سالن رها می‌شود و در حیاط به دست آبدارچی می‌خورد و بسیاری از اتفاقات دیگر. اما حتی در چنین فیلمی مبنای شوخی‌های فیلم را بیش از حد بر اصل غافلگیری قرار دادن باعث شده تا بخشی از آن‌ها منطق حضور خود را در فیلم حتی در قالب هجو از دست بدهند و گاه نه‌تنها خنده‌دار نیستند، که به قلقلک دادن زوری کارگردان برای گرفتن خنده‌ی بیشتر شبیه‌اند. مثلا همسایه‌ی نحیف امیر که وقتی قصد دارد همراه امیر بیرون برود در پاسخ به سؤال امیر که از او می‌پرسد کجا می‌رود می‌گوید بادی بیلدینگ، یا در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم زمانی که جاهد در نمایی کلوزآپ مشغول صحبت تلفنی با امیر است همزمان که او مسئله‌ای را با مثالی از ماهی گرفتن برای امیر توضیح می‌دهد قاب تصویر باز می‌شود و ما جاهد را می‌بینیم که با قلاب مشغول ماهی گرفتن از آکواریوم داخل خانه‌اش است! یا حتی زنی که به مانند گوینده‌ی اطلاعات فرودگاه در محضرخانه (با آن شماره مثلا خنده‌دارش) مشغول گفتن تک‌جمله‌های هشدار دهنده و آگاه‌کننده است. اغلب این دسته شوخی‌ها به لحاظ نحوه تعریفی که فیلم از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ارائه می‌دهد قابل توجیه نیستند و در روند تاثیرگذاری بر داستان گاه حتی مثل مورد اول کل صحنه و مثل مورد دوم و سوم خود شوخی قابل حذف هستند بدون این‌که خللی در روند روایت قصه پیش بیاید. از سویی دیگر، نشناختن مرزهای یک کمدی خانوادگی و یک کمدی تین‌ایجری از سوی کارگردانی که حداقل یکی از بهترین کمدی‌های تاریخ سینمای ما یعنی «لیلی با من است» را ساخته (که اتفاقا حفظ مرزها و خط قرمزهای آن فیلم بسیار خطرناک‌تر از این نوع کمدی بود) اندکی عجیب است. اصرار بر شوخی «مردهای زنباره» که هر چه فیلم پیش می‌رود تندتر نیز می‌شود، بعد از چند بار تکرار مشمئز کننده است و اگر نبود بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی و به‌ویژه بهترین اجرای او در فیلم که با گریه ماجرای کارت ویزیت گرفتن‌ها را تعریف می‌کند، واقعا این شوخی‌ها بعد از گذشت یک سوم فیلم غیر قابل تحمل می‌بود. در واقع خود این مسئله که دختر جذابی در کنار چند مرد وجود دارد که همه به دنبال تصاحب او هستند یکی از خطوط اصلی کمدی‌های جوانانه-جنسی هالیوودی است که چندان دخلی به کمدی خانوادگی ندارد. بحث بر سر خوب یا بد بودن این نوع کمدی نیست، بلکه این‌گونه فیلم‌ها در دنیا مشتریان خاص خود را دارد و تکرار چنین شوخی‌هایی برای بیننده‌ی عام پس‌زننده است. جدای از این مسئله نیز گاه به نظر می‌رسد تکرار چندباره این شوخی‌ها به قصد افزایش زمان فیلم انجام گرفته است و البته احتمالا یکی از دلایل این امر هم کم‌مایه بودن اصل اثر یعنی مجموعه داستانی «غیر قابل چاپ» برای تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی بوده، که فیلمنامه‌نویس و کارگردان ناچار شده‌اند مدام داستانک‌های بی‌اهمیتی را وارد آن کنند و البته در نهایت نیز فیلم را با تحول اساسی یکی از قهرمانان (به سبک سایر فیلم‌های تبریزی) به پایان برسانند.

آن‌چه امروزه در سینمای ما مشهود است پس رفتن کارگردان‌های قدیمی در ساختن فیلم‌هایی است که حداقل خود آن‌ها زمانی در ساخت‌شان تبحر نشان داده بودند. داودنژاد، جیرانی، صدرعاملی و حتی مهرجویی، همه‌ی فیلم‌هایی در یک محدوده ژانری می‌ساختند که سابقا چند بار در اجرای‌شان موفق نشان داده بودند، ولی گویا ناگهان و مشخص نیست به چه دلیل همه تبحرشان را از دست داده‌اند. تبریزی که روزگاری حتی در ساخت فیلم‌های کمدی کمیابی در سینمای ما مثل کمدی سیاه حتی با استفاده از چند نابازیگر (مهر مادری) هم موفق بود، حتی نتوانسته از یک داستان حاضر و آماده و با استفاده از چند بازیگر خوب فیلمی متوسط بسازد و در نهایت تماشاگر را با چند تک‌صحنه‌ی بی‌چفت و بست رها می‌کند و فیلم او نیز دچار همان مشکل اصلی و اساسی سینمای ما می‌شود، روایت ساده و جذاب یک داستان معمولی.

منبع خبر : وبلاگ فيروزه


و یک پوستر زیبا از سحر جون

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 22 مرداد1387 ساعت 16:50     بيان انتقادات و پيشنهادات

"شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم!" +پوستر

                     "شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم!"

سعید احمدی پویا :” همیشه پای یک زن در میان است” آخرین ساخته کمال تبریزی است که به تازگی در سینماها اکران شده است که جایزه فیلم برگزیده تماشاگران را از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، گرفته است.

اسم فیلم از یک شوخی متدوال در جامعه مردسالار ، گرفته شده است و داستان فیلم هم به برخورد ها و تضعیق حقوق های زنان در جامعه کنونی ایران می پردازد. با توجه به ممیزی ، شاید اگر ژانری به غیر از ژانر کمدی برای این فیلم انتخاب می شد، هیچ گاه این فیلم راهی به پرده اکران نمی یافت .

فیلم تلاش کرده است موقعیت متزلزل زنان در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته را نشان بدهد. زنانی که در جامعه مدرن دوشادوش مردان برای زندگی تلاش می کنند ، در عین حال جامعه انتظار دارد وظایف سنتی خویش را هم انجام بدهد. به این امر، باورهای مذهبی هم اضافه شده است که نوک پیکان انتقادات این فیلم به سوی این مطلب است. این باورها است که از زن انتظار دارد در محیط کار مانند مرده ها باشد و در برابر شوهرش ، سرتاپا شور باشد. این دوگانگی سبب بروز اختلال شخصیت و افسردگی می شود . مریم در جایی با اشاره به این مطلب می گوید:”می روی سرکار، باید مواظب سر و وضعت باشی که رنگ و لعاب نداشته باشه، وقتی می آی خونه باید برای آقا سرخاب و سفیداب کنی!” حتی کارگردان ، پا از این فراتر گذاشته و باورهایی که به قانون راه پیدا کرده است ، را هم مورد انتقاد قرار می دهد. کارگردان محضری را نشان می دهد که مانند یک فروشگاه بزرگ است که برای ازدواج و طلاق ، شاهد اجاره می دهد و به قدری مشتری آن زیاد است که مریم مجبور می شود از بقالی دو تا شاهد به قیمت 10000 تومان اجاره کند!

کارگردان سعی کرده است جامعه اخلاق گرایی را به تصویر بکشد که مسئله جنسیت ، مهمترین دغدغه آنان است و پشت هر رابطه ، نگاهی جنسی نهفته است و به عبارت دیگر نظریه فروید را برای اوضاع و احوال جامعه کنونی ایران، مناسب می داند. دختری که تا دیروز تاکسی گیر نمی آورد، ، رئیسش به او بی توجه بود، حتی کودک همسایه او را می زند بعد از طلاقش ، همه چیز برعکس می شود. ده تا ماشین جلوی پای او ترمز می کنند، میز کارش پر گل می شود و مورد توجه مخصوص رئیسش واقع می شود و حتی کودک همسایه ، محکم او را بغل می کند. با دقت در رده های سنی افراد از کودک تا پیر، در می یابیم کارگردان سعی در تعمیم این مسئله به کل جامعه را داشته است. در واقع سعی کارگردان بر این بوده است که با اگزاژره در فرم و بیان، فساد اخلاقی را به صورت معضلی همه گیر نشان بدهد در حالی که جامعه امروز فراتر از ماجراهای این فیلم در منجلاب فساد غرق است. در جامعه ، این ماجراها ، بعد از طلاق رخ نمی دهد بلکه در هر لحظه از حضور اجتماعی یک خانم، احتمال رخ دادن دارد و دیگر تاهل، امنیت خاطری برای او محسوب نمی شود!

نکته دیگری که فیلم سعی دارد نشان بدهد ، دوگانگی و دورویی مدیران اخلاق گرا است. مدیری که بر روی ویلچر نشسته است و به صحبت محرم با نا محرم حساس است، بعد از طلاق مریم ، او را تنها به اتاقش دعوت می کند. رئیس مریم تبدیل به آدمی می شود که هیچ مشکل جسمانی ندارد و اهل کافی و لاو و ولنتاین است و در مقابل تعجب مریم می گوید: ”شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم.” و بعد پیشنهاد صیغه می دهد و می گوید سنت حسنه موقت، چرا باید به فراموشی سپرده شود؟!” شاید این مسئله روابط بین کارفرما و کارمند و مشکل زنان کارمند به خصوص در جامعه ای مانند جامعه ما ، خود خط داستانی مستقل نیاز دارد و می توان به عنوان موضوعی مستقل به آن نگاه کرد اما کارگردان اصرار دارد همه مشکلات زنان را در فیلمش مطرح کند . برای همین ، به این موضوع به صورت گذرا پرداخته می شود و البته تنها بازی رضا کیانیان در پرداخت این نقش ، توانسته است تا حدی کاستی های این بخش را جبران کند.

داستان فیلم بر خلاف فیلم های قبلی همین کارگردان ، ساختار روایی مناسبی ندارد. فیلم ساختار چند پاره ای دارد که در پایان با گفتن یک دیالوگ ” خیلی ها پری طلعت پور می شوند که در زمان ها و مکان ها فرق می کند.” و نشان دادن سریع چند صحنه، سعی دارد این تکه ها را به هم بچسباند. در سکانس های مختلف ، ماجرا های مختلفی روی می دهد که در هیچ کدام اشتراکی جز یک نام ” پری طلعت پور” مشاهده نمی شود و اما در آخر فیلم ، از مخاطب خواسته می شود که باور کند تمام این ها یک نمایشنامه بوده است که توسط مریم نوشته شده است و پری طلعت پور تمام زن هایی هستند که به مریم کمک کرده اند! این پایان بندی فیلم آن قدر ساده انگارانه طراحی شده است که غیرقابل باور و مضحک به نظر برسد و حتی بعضی مطالب مانند ” گرو گداشتن سند جاده کرج! ” در سکانس کلانتری و … بدون پاسخ رها می شود.

شخصیت پردازی در این فیلم، موردی است که ضعف فیلمنامه را به وضوح آشکار می سازد. شخصیت امیر در این فیلم ، هیچ سنخیتی با خط روایی داستان ندارد. امیر ناشر است و مرتب برای همسرش کادو می گیرد و از همسرش می خواهد کمی به او توجهی نشان دهد. این شخصیت با بازی حبیب رضایی ، نقش مقابل ” مردان علیه زنان” این فیلم است. شخصیتی که به هنگام ناراحتی با مادرزنش دردل می کند، علیه زنان است!

شخصیت جاهد با بازی مهران مدیری، انگار برای مهران مدیری نوشته شده است که هر جور شده او هم به حلقه بازیگران فیلم بپیوندد و فروش فیلم را تضمین کند. برای اثبات این مدعی، کافی است ، نقش جاهد را از فیلمنامه حذف کنید. آیا در روایت داستان، خللی احساس می کنید؟! به نقش جاهد، چند نقش دیگر را هم می توان اضافه کرد که کارکرد خاصی ندارند و فقط بخشی از این زمان 90 دقیقه ای را پر می کنند.

تنها نقش مریم است که با بازی گلشیفته فراهانی از پرداخت قابل قبولی برخوردار است . اگر فیلم داستانش را حول رفتارهای مردانه مریم و جابجایی نقش زنان و مردان که - در جایی آن را مطرح می کند – ادامه می داد، داستان از روایت یکدست تری برخوردار می شد و اینچنین آشفته به نظر نمی رسید. صحنه محضر که زوج های مختلف، به زبان های مختلف – حتی زبان اشاره – صحبت می کردند ، موضوعی بود که با پرداخت بهتر می توانست عدم درک مشترک زن و شوهر ها را نشان بدهد و از آشفتگی روایت فیلم بکاهد.

طرح چندین مسئله دراین فیلم، به گره اصلی فیلم لطمه زده است. مسئله مجوز کاغذ به ناشران، قطعی آب، قطعی برق، جمع آوری ماهواره ها مسائلی بودند که برخی در یک صحنه و برخی در چندین صحنه در این فیلم مطرح شدند!

شاید بتوان گفت اگر از فیلم شوخی های آن حذف شود، ریتم کشدار آن باعث خستگی مخاطب می شود. شوخی هایی که به دلیل فضای بسته جامعه مورد استقبال تماشاگران قرار می گیرد و انگار اتفاق مهمی رخ داده است و بی تردید یکی از دلایل اقبال تماشاگران به این فیلم شوخی های آن است. جایی که رئیس کلانتری وقتی در مقابل امیر، همه معضلات اجتماعی از جمله فقر، بیکاری، آنفلولانزای مرغی و داوری جشنواره فجر را به پای او می نویسد و به او می گوید: ”شما اومدین اساس زندگی اجتماعی را به هم بریزید” و یا هنگامی که جاهد دلیل پناهنده شدن یک ناشر به گینه بیسائو را چاپ کتاب شنل قرمزی عنوان می کند و می گوید که گفته اند جلد دوم عالیجناب سرخ پوش است! به عبارت دیگر کارگردان به جای خلق موقعیت های طنز، با اتکا به چند دیالوگ طنز، جریان کمیک فیلمش را به جلو می برد. چیزی که عکس آن را در فیلم “لیلی با من است” شاهد بودیم. به عبارت دیگر فیلم طنز ” همیشه پای یک زن در میان است” یک عقبگرد و پس رفت بزرگ در کارنامه کمال تبریزی است حتی اگر این فیلم رکورد فروش سینمای ایران را بشکند.

یک پوستر از شادی جون

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 20 مرداد1387 ساعت 18:33     بيان انتقادات و پيشنهادات

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس ، مراسم تجليل از عوامل فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخت

بعد از 8 روز نمايش در تهران؛

«هميشه پاي يك زن...» 265 ميليوني شد

خبرگزاري فارس: فروش فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته «كمال تبريزي» پس از 8 روز نمايش، به 265 ميليون تومان رسيد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس، اين فيلم طي روزهاي 4 شنبه 16 مرداد و 5 شنبه 17 مرداد به ترتيب 20 ميليون تومان و 37 ميليون تومان فروخته است و فروش كل آن پس از 8 روز نمايش در تهران، به 265 ميليون تومان رسيده است ضمن اين كه احتمالا با فروش امروز (جمعه)، اين فيلم فروش 300 ميليون توماني را در روز نهم نمايش پشت سر خواهد گذاشت.
بنا بر اين گزارش، به گفته «داريوش بابائيان» پخش كننده «هميشه پاي يك زن در ميان است» اين فيلم توانسته است در شهرستا‌نها هم اكران موفقي داشته باشد و تاكنون در 53 مركز استان، بالغ بر 150 ميليون تومان فروخته است


در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛

مركز مطالعات هنر و سلامت از «هميشه پاي يك زن...» تجليل كرد

خبرگزاري فارس: «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي در مركز مطالعات هنر و سلامت دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي تجليل شد.

 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس ، مراسم تجليل از عوامل فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي توسط مركز مطالعات هنر و سلامت دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي روز گذشته برگزار شد.
بنابراين گزارش، با حضور كمال تبريزي ، حبيب رضايي ، داريوش بابائيان وامير پوريا جلسه نقد و بررسي فيلم پس از نمايش آن برگزارشد.
در اين نشست كه در دانشكده علوم پزشكي شهيد بهشتي صورت گرفت،عليرضا زالي (رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) گفت: در«هميشه پاي يك زن در ميان است» تناقض‌هايي به تصوير كشيده شده كه جذابيت فيلم محسوب مي‌شود ودر نهايت باعث جذب مخاطب و نگه داشتن آن روي صندلي تا آخرين لحظه مي‌شود.
وي ادامه داد: اين فيلم نيازمند بودن مردان و زنان به هم را نشان مي‌دهد و اينكه نمي‌توان هرگز اين نياز را انكار كرد.
زالي بازي مهران مديري را دراين فيلم قابل تامل خواند و افزود: بازي مهران مديري در اين فيلم از ديگرآثار او متفاوت‌تر است و تلفيقي از طنز و جدي را ارائه مي‌كند.مديري به خوبي توانسته است اين دوقالب متفاوت را به تصوير بكشد.
وي كمال تبريزي يكي از برترين كارگردانان سينماي ايران دانست و گفت:فيلم هاي او كه اغلب مضمون اجتماعي دارند با اقبال عمومي مواجه شده اند. بايد از تبريزي تشكر كرد كه با مضامين طنز آميز مشكلات اجتماعي را به تصوير مي كشد.

كمال تبريزي كارگردان اين فيلم در جمع دانشجويان گفت:در سينماي ايران نيازمند تجربه كردن برخي فضاهاي تازه، متفاوت و غيركليشه‌اي هستيم و به جرأت مي‌توان گفت كه فضايي مانند اين فيلم، تاكنون در هيچ‌يك از فيلم‌هاي ايراني وجود نداشته است.

وي ادامه داد: من احساس مي‌كنم سينماي ما به اين‌گونه قدم‌ها و تجربيات جديد نياز دارد. به هر حال اين‌كار، اولين تجربه‌ي من در اين زمينه بوده و قطعا بي‌نقص هم نيست و در عين حال اجازه ندادم سختي‌هاي اين راه مانع كار شود و جسارت لازم را براي ورود به چنين فضايي از من سلب كند.

او در ادامه با اشاره به اهميت مخاطب، تصريح كرد: در اين فيلم نيز سعي شده است علاوه بر موضوع خانواده به روابط زن و مرد نيز توجه شود. ما در اين فيلم ريشه‌يابي مي‌كنيم كه علي‌رغم تضاد ظاهري دو جنس با يكديگر، آن‌ها مي‌توانند در كنار هم قرار گيرند و در واقع اين فيلم ريشه‌ي تمامي مشكلات اجتماعي را در قالب خانواده و نوع ارتباط زن و مرد مورد بررسي قرار مي‌دهد.

اين كارگردان همچنين به نگارش فيلم‌نامه‌ي اين فيلم اشاره كرد و گفت: براي نگارش اين فيلم‌نامه كار زيادي صورت گرفت و بازنويسي‌هاي متعددي برروي آن انجام شد. اما همواره در حين نگارش فيلم‌نامه و در زمان اجرا اين ويژگي را مدنظر داشتيم كه علاوه بر كمدي، مفهومي كاملا غيرانتزاعي را در روند اتفاقات طبيعي به تصوير بكشيم و در قالب كمدي از اتفاقات جامعه كمك گرفتيم تا نتيجه‌ي رئاليستي خود را بيان كنيم؛ بنابراين حركت از مصاديق به سمت مفاهيم از برنامه‌هاي اصلي ما در ساخت اين فيلم بود.

كمال تبريزي در بخش ديگري از اين نشست يادآور شد: در ساخت «هميشه پاي يك زن در ميان است» سعي كردم از قدرت سينما استفاده كنم و مسايل زن و مرد ، نيرو و انرژي موجود در آن‌ها را در قالب نوعي طنز و شوخي به تصوير بكشيم و همواره سعي داشتيم شوخي‌ها را به سمتي هدايت كنيم كه در پايان حس برتري‌ كه زنان مي‌توانند در عرصه‌هاي مختلف نسبت به مردان داشته باشند را مطرح كنيم.

تبريزي همچنين با اشاره به محدوديت‌هايي كه منجر به افزايش فعاليت ذهن هنرمند مي‌شود، خاطرنشان كرد: در قسمت‌هايي از اين فيلم به ناچار براي جلوگيري از برخي مميزي براي بيان مطالب دلخواه؛ به ترفندهاي مختلفي متوسل شدم. البته فضاي تخيلي فيلم نيز تا حد زيادي مرا در اين زمينه ياري كرد و شايد در نهايت همين محدوديت‌ها موجب شد كار به شكل بهترين درآيد!

در ادامه‌ي اين نشست حبيب رضايي بازيگر هم درباره‌ي كم‌كار‌ي‌هايش در حوزه بازيگري و اشتغال‌اش به انتخاب بازيگران گفت: معمولا در انتخاب بازيگران ابتدا سبك بازي را تعيين مي‌كنيم و بعد بازيگراني كه توانايي ايفاي نقش در آن سبك را دارند، مورد بررسي قرار مي‌دهيم. البته معمولا در هر سبكي تعداد انتخاب‌هاي ما به چند چهره‌ي خاص محدود مي‌شود و نمي‌توانيم انتخاب‌هاي متعددي داشته باشيم.

او درباره‌ي نقش امير كه براي او تجربه‌ي جديدي بوده است هم گفت: به هنگام پيشنهاد كمال تبريزي براي ايفاي نقش «امير»، احساس كردم در زمينه‌ي انتخاب بازيگر به درجه‌اي رسيده‌ام كه بتوانم علاوه بر همكاري و ياري بازيگران فيلم، خود نيز جزئي از آن‌ها باشم و شايد اين روند را در آينده نيز ادامه بدهم.

حبيب رضايي توضيح داد: در ساخت «هميشه پاي يك زن در ميان است»، همواره اصرار داشتيم علي‌رغم طنز بودن فيلم، بازيگران با جديت وارد كار شوند و نقش‌هاي خود را كاملا جدي ايفا كنند.

داريوش بابائيان پخش‌كننده هم در توضيحات خود درباره‌ي فروش اين فيلم گفت: مخاطبان فيلم طي هشت روز اكران استقبال شايسته‌اي از آن به عمل آورده است و در اين ميان تيتراژ فيلم از مواردي بود كه مورد توجه اكثريت افراد قرار گرفته بود و حتا برخي از افراد در طول اين مدت چهار الي پنج‌بار علاوه بر فيلم، براي ديدن تيتراژ آن به سينماها رفته بودند.

او همچنين موفقيت اين فيلم در برقراري ارتباط با مخاطب را صددرصد دانست و افزود: آمار نشان مي‌دهد اين فيلم بدون استفاده از تبليغات آن‌چناني، خود معرف خود بوده است و شايد بتوان گفت، يكي از پنج فيلم پرفروش بعد از انقلاب به شمار مي‌رود.

بنا بر اين گزارش، در ابتداي اين مراسم هم دكتر عليرضا زالي رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در نقد و بررسي خود از فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» گفت: همه‌ي افرادي كه با كارهاي تبريزي آشنايي دارند مي‌دانند كه آثار او طعم گزنده‌اي به لايه‌هاي اجتماعي دارد و اگرچه در طول اكثر اين فيلم‌ها با نوعي پارادوكس و تضاد مواجه‌ايم اما در پايان كارگردان دريچه‌اي از مسرت و اميد را به روي مخاطب خود مي‌گشايد.

او در ادامه عنوان كرد: علي‌رغم تمام مشخصات فني و تكنيكي فيلم‌هاي تبريزي، در جاي‌جاي اين فيلم نوعي ساختارشكني وجود دارد؛ از جمله تيتراژ اين فيلم كه در نوع خود بي‌نظير است و از مواردي است كه در سينما كم‌تر مورد توجه قرار مي‌گيرد. در حاليكه در اين فيلم تيتراژ مناسب و زيبا موجب شده است، مخاطب تا آخرين لحظه سالن سينما را ترك نكند.

زالي در ادامه به تضادها و پارادوكس‌هايي كه با دقت و تيزهوشي در فيلم گنجانده شده اشاره كرد و توضيح داد: در بخشي از فيلم هنگامي كه ميان زوج جوان منازعه شكل مي‌گيرد، هردو از سلاح فرافكني استفاده مي‌كنند و مي‌بينيم كه در اين موارد مردان جوان به فريادكشيدن و زنان جوان به گريه‌كردن پناه مي‌برند و اين فرافكني در ميان اغلب زوج‌هاي جوان جامعه نيز ديده مي‌شود.

زالي در ادامه به كنار هم قراردادن نسل جوان و نسل ميانسال اشاره كرد و درباره‌ي ايفاي نقش هنرمندان اين فيلم گفت: هنرمندان اين فيلم و به خصوص رضا كيانيان بسيار خوب ايفاي نقش كرده‌اند و تبريزي نيز بابت مسايل فني، انتخاب بازيگران و توزيع مناسب نقش‌ها ميان آن‌ها و توزيع بار كميك بسيار موفق عمل كرده و به نظر مي‌رسد ساختارشكني او در قالب ديالوگ‌هاي كميك از تأثيرپذيري خاصي برخوردار است.

زالي در پايان سخنان خود اظهار خرسندي كرد از اينكه، مردم قدرشناس ايران به خوبي قدر و منزلت اين فيلم را دريافته‌اند و با اهداي جايزه‌ي خود در جشنواره‌ي فجر نيز اين نكته را به اثبات رساندند.

كمال تبريزي هم از نگاه دقيق و تيزبين دكتر زالي قدرداني كرد و گفت: چه‌قدر خوب است در سينما نيز صاحب چنين فضاهايي باشيم، چراكه نقد دكتر زالي از نظر من اولين نقدي از اين فيلم است كه با صداقت انجام شده است.

گفتني است: در اين مراسم كه اجراي آن را امير پوريا منتقد سينما برعهده داشت، لوح تقدير و نشان يادبود دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به رسم يادبود به عوامل فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن درميان است»، اهدا شد.

منبع خبر : ایسنا


"همیشه پای یک زن در میان است" رکورد فروش افتتاحیه سال را شکست

::  14 مرداد 1387  ::

 

 

مهران مدیری در نمایی از فیلم

:: مهران مدیری در نمایی از فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی ::

جدیدترین ساخته کمال تبریزی در چهار روز اول نمایش خود 115 میلیون تومان فروخت و صدرنشین جدول فروش افتتاحیه چهار سال اخیر سینمای ایران شد.
"همیشه پای یک زن در میان است" که از روز چهارشنبه 9 مرداد در گروه سینماهای قدس به روی پرده رفته است موفق شد طی 4 روز نمایش رقم 115 میلیون تومان بفروشد و در صدر جدول فروش افتتاحیه چهار سال اخیر سینمای ایران - به لحاظ ریالی - قرار گیرد.
"مارمولک" دیگر ساخته کمال تبریزی با رقم 145 میلیون تومان فروش در طی 4 روز اول نمایش همچنان رکورددار بیشترین افتتاحیه تاریخ سینمای ایران است.

جدول فروش افتتاحیه - 4 روز اول نمایش - چهار سال اخیر سینمای ایران به صورت زیر می باشد:
1 - همیشه پای زن در میان است / 115 میلیون تومان
2 - اخراجی ها / 73 میلیون تومان
3 - شام عروسی / 63 میلیون تومان
4 - چهارشنبه سوری / 60.5 میلیون تومان
5 - توفیق اجباری / 56 میلیون تومان
6 - زن ها فرشته اند / 55 میلیون تومان
7 - کلاغ پر / 54 میلیون تومان
8 - به نام پدر / 53 میلیون تومان
9 - تله / 52 میلیون تومان
10 - تیغ زن / 46.7 میلیون تومان

منبع:سی نت

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 19:5     بيان انتقادات و پيشنهادات

"همیشه پای یک زن در میان است" پنج روز نمایش 19 سینما 130.900.000 تومان

   آغاز خوب "همیشه پای یک زن در میان است" و افت فروش بقیه فیلم‌ها
ایراسان- "همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غیر قابل چاپ" سیدمهدی شجاعی است.

داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بن‌بست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربه‌هایی خاص را از سر می‌گذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغی‌پور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند.



این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی برای بهترین بازیگر زن و مهران مدیری و سیاوش چراغی‌پور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا کرد.

"همیشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از پنج روز نمایش 19 سینما 130.900.000 تومان فروش کرد که می‌تواند آغازی مناسب برای این کمدی نامتعارف محسوب شود. فروش روزانه این فیلم یکشنبه 13 مرداد 15.900.000 تومان بوده و حضور بازیگرانی چون مدیری، فراهانی، کیانیان و ... می‌تواند رکورددار شدن گیشه این فیلم را در هفته‌های آینده پیش‌بینی کند.

 


  "همیشه پای یک زن در میان است " به روایت مردم سالاری

 داستان «هميشه پاي يک زن در ميان است» اقتباسي است از يکي از کتاب هاي سيد مهدي شجاعي به نام غير قابل چاپ که در ابتدا بنا بوده که سه داستان اين مجموعه به صورت اپيزود در کنار هم قرار بگيرد که در نهايت اين کار صورت نگرفت و تبريزي يک داستان را محور قرار داده و 2 داستان ديگر را به نحوي چاشني اين کار کرده است.
گويا ابتدا قرار بوده به خاطر اقتباسي که از کتاب شجاعي که توسط حوزه هنري منتشر شده است، حوزه هنري هم به عنوان يکي از تهيه کنندگان فيلم هميشه پاي يک زن در ميان است حضور داشته باشد که به علت بروز اولين اختلا فات از سرمايه گذاري در فيلم تبريزي انصراف داد.
کمال تبريزي دراين فيلم با هنرمندي هر چه تمام تر در قالب يک داستان به نقد اجتماعي مي پردازد.
وي اين بار داستاني را انتخاب کرده است که حتي با در نظر گرفتن نام آن فيلم هم تا به انتهاي فيلم حدس و گمان ها بيهوده است و همين امر سبب جذاب تر شدن فيلم مي شود.داستان «هميشه پاي يک زن در ميان است» اقتباسي است از يکي از کتاب هاي سيد مهدي شجاعي به نام غير قابل چاپ که در ابتدا بنا بوده که سه داستان اين مجموعه به صورت اپيزود در کنار هم قرار بگيرد که در نهايت اين کار صورت نگرفت و تبريزي يک داستان را محور قرار داده و 2 داستان ديگر را به نحوي چاشني اين کار کرده است.
گويا ابتدا قرار بوده به خاطر اقتباسي که از کتاب شجاعي که توسط حوزه هنري منتشر شده است، حوزه هنري هم به عنوان يکي از تهيه کنندگان فيلم هميشه پاي يک زن در ميان است حضور داشته باشد که به علت بروز اولين اختلا فات از سرمايه گذاري در فيلم تبريزي انصراف داد.
کمال تبريزي دراين فيلم با هنرمندي هر چه تمام تر در قالب يک داستان به نقد اجتماعي مي پردازد.
وي اين بار داستاني را انتخاب کرده است که حتي با در نظر گرفتن نام آن فيلم هم تا به انتهاي فيلم حدس و گمان ها بيهوده است و همين امر سبب جذاب تر شدن فيلم مي شود.
تبريزي که بر روي صندلي کارگرداني نشسته است اما مانند يک قاضي به تمام شخصيت هايش اجازه مي دهد تا آن طور که حقشان است حرف خود را به مخاطب بزنند و فيلم را به گونه اي پيش مي برد که در نهايت تماشگر خود را در جايگاه قاضي مي بيند!  کم و بيش همان حکمي مي رسد که خود تبريزي آن را از پيش در سکانس هاي آخر  پنهانش کرده.
نام فيلم و شروعش مخاطب را به کلي گمراه مي کند، تبريزي مانند تردستي که با انجام سريع و هنرمندانه دستان خود، سعي دارد تا حقه خود را پنهان کند، با کنار هم گذاشتن سکانس ها در کنار هم مخاطب را فريب  مي دهد و تا انتهاي فيلم به طور دقيق معناي «هميشه پاي يک زن در ميان است» را متوجه نمي شود.
فيلم با آن که روايتي فانتزي دارد اما با همان نگاه فانتزي به نقد اجتماعي مي پردازد و به خوبي هم از پس آن بر ميآيد و با اين کار به باورپذيري داستان هم کمک مي کند.
پرحرف و حديث ترين نکته فيلم هاي تبريزي عموما در پايان فيلم هاي اوست اما اين بار با بهره گيري از فضاي فانتزي و طنز که در کل کار ديده مي شود، در آخرين سکانس فيلم سعي مي کند تا آخرين تير آغشته به داروي فراموشي را در تاريکي سينما به سوي منتقدان و مخاطبان خود پرتاب کند.
در واقع تبريزي با اين تير 2 نشان مي زند اول: باعث مي شود تا منتقدان با ديدن اين کار پايان فيلم هاي قبلي او را فراموش کنند، دوم: بيننده پيش بيني هاي قبلي خود را که قبل از ديدن آخرين سکانس  ها انجام داده فراموش کنند.
طنز موجود در اين کار تبريزي با طنز موجود در 2 فيلم مشهور او «ليلي با من است» و «مارمولک» است. در اين فيلم بيننده از جهل  شخصيت ها و اقدامات آنها براي فرار از موقعيتي که به آن تعلق ندارند، نمي خندد بلکه اين بار مخاطب به حقايقي که با ديد فانتزي و طنز به آن نگاه شده است مي خندد.
در اين فيلم بازيگران هر کدام به خوبي از عهده نقشي که بر عهده داشتند برآمده اند اما در اين بين مهران مديري شايسته نگاه ويژه است او با اين که باز هم در موقعيت طنز قرار گرفته است اما بازي متفاوت از آن چه در سريال هاي تلويزيوني از او ديده ايم ارائه کرده است و با توجه به بازي که از او در فيلم موفق پريسا بختآور (دايره زنگي) ديده ايم مي توان گفت که او در عالم بازيگري در سينما به اندازه بازي در تلويزيون و شايد بسيار بيشتر توانايي دارد، همچنين گلشيفته فراهاني که با بازي ضعيفي که سال گذشته در فيلم سنتوري که به صورت قاچاق در پياده روها اکران شد از او ديديم تمام منتقدان را نااميد کرده بود نيز مانند تبريزي، فراموشي را به سمت منتقدان روانه کرد.
با توجه به اين که فيلم در جشنواره 26 فجر فيلم منتخب تماشاگران بوده مي توان انتظار داشت که جزو چهار فيلم خوش ساختي قرار بگيرد که از ابتداي امسال به اکران درآمده است.


    


                         نگاهي به كارنامه طنز تلويزيوني رضا عطاران

     عطاران باید مسیری تازه را در تجربه و فاصله‌اش را با مقلدانش بیش‌تر کند

                       عطاران باید مسیری تازه را در تجربه و فاصله‌اش را با مقلدانش بیش‌تر کند

در حالی که بسیاری در عرصه طنز تلویزیونی سبک خاص رضا عطاران را در پیش گرفته‌اند، این کارگردان و بازیگر موفق اگر نمی‌خواهد عرصه رقابت را به دیگران واگذارد باید در کارنامه خود تغییر و تحول اساسی ایجاد کند. پس از موفقیت مجموعه‌های طنز عطاران پیش‌بینی می‌شد موجی تحت تأثیر این موفقیت شکل بگیرد. عطاران سبک شخصی خود را دارد، سبکی که رگه‌هایی از آن در مجموعه طنز شبانه "زیر آسمان شهر" که متن‌هایش را می‌نوشت، قابل تشخیص بود.
در مجموعه "کوچه اقاقیا" هم تفاوت‌های طنز عطاران با مهران مدیری، نوید شکل‌گیری یک جریان تازه را در طنز تلویزیونی می‌داد که خوشبختانه این جریان پس از گذشت سال‌ها همچنان ادامه دارد. عطاران هر چقدر پیشتر رفته، شیوه کاری‌اش را کامل کرده و پس از مجموعه "متهم گریخت" می‌توان امضاء او را پای مجموعه‌هایش تشخیص داد.
امتیاز اصلی عطاران و مجموعه‌هایش تفاوت آنها با نگاه و طنز مدیری است. مدیری چهره مهم طنز تصویری است که بیش از یک دهه توانسته موقعیت خود را حفظ کند و در رتبه اول بایستد. اما عطاران با روایت زندگی طبقه فرودست و نمایش جزئیات آن بخش‌هایی از زندگی را به تصویر می‌کشد که پیش از این ندیده‌ایم.

نوع شوخی‌ها، جنس شخصیت‌پردازی و مناسبات شخصیت‌ها مخصوص اوست و عطاران حتی در بازی گرفتن از بازیگرانش هم متفاوت از مدیری عمل می‌کند. در واقع رئالیسمی خاص بر فضای مجموعه و بازی‌ها حاکم است که به عنوان یک ویژگی مجموعه‌های عطاران را دوست‌داشتنی می‌کند.

مجموعه "سه در چهار" به کارگردانی مجید صالحی را می‌توان نمونه‌ای دانست که تحت تأثیر طنز عطاران ساخته شده است. صالحی پیش از "سه در چهار" با عناوین مختلف و در پروژه‌های متفاوت کنار عطاران حضور داشته، ولی این بار مشاور او در "سه در چهار" عطاران است و ... همه اینها نشان‌دهنده تعلق خاطر صالحی به این کارگردان و طنز اوست.

تماشای "سه در چهار" یادآور خاطره‌هایی است که از "متهم گریخت"، "خانه به دوش" و "ترش و شیرین" داریم. حتی تیتراژ مجموعه هم با تأثیر از آثار عطاران ساخته شده و اگر خوشبین باشیم این تقلید را به حساب اداء دین صالحی به هنرمند محبوبش می‌گذاریم. در واقع او خواسته هر سکانس مجموعه یادآور طنز محبوب عطاران باشد و در این کار موفق بوده است.

مجموعه "آرزوهای شیرین" سیدوحید حسینی نیز که مدتی پیش از شبکه اول پخش می‌شد، متأثر از مجموعه‌های عطاران بود. حتی حسینی در گفتگو با یکی از روزنامه‌ها با صراحت گفت که طنز عطاران را دوست دارد و سعی کرده در مجموعه‌اش به همان سبک و سیاق کار کند.

این رویکرد کارگردانان جوان در تقلید از شیوه کار جذاب عطاران اشکالی ندارد به شرطی که تا ابد در مقام یک مقلد باقی نمانند! می‌توان از سبک عطاران لذت برد، اما هر کارگردانی باید ویژگی‌های کاری خود را به اثر پیوند بزند. در حالی که میان مقلدان عطاران چنین چهره‌ای را نمی‌توان سراغ گرفت و همه چنان مسحور جذابیت‌های طنز او شده‌اند که خلاقیت را فراموش کرده‌اند.

نکته مهم درباره شیوه کاری عطاران این است که او ازهمان ابتدا بدون توجه به محبوبیت و موفقیت مدیری سراغ ایده‌های خود رفت و به موفقیت رسید. تفاوت طنز او با مدیری، تنوع و طراوتی خاص به فضای طنز تصویری آورد. اما به تدریج با اضافه شدن به تعداد مقلدان عطاران، این طراوت و جذابیت کمرنگ شده و مخاطب تلویزیون را با تکرار محض روبرو می‌کند.

عطاران که این روزها "بزنگاه" را برای ماه رمضان می‌سازد، کاری سخت پیش رو دارد. چون باید قدمی رو به جلو بردارد. در حالی که پس از "ترش و شیرین"، مجموعه‌های "آرزوهای شیرین" و "سه در چهار" با نگاه به طنز عطاران ساخته شده‌، "بزنگاه" باید کاملتر از مجموعه‌های قبل عطاران و جذابتر از نمونه‌هایی باشد که با نگاه به آثار او ساخته شده‌ است.

بی‌شک اگر طنز از طراوت تهی باشد، تأثیر و جذابیت ندارد. عطاران باید مسیری تازه را در "بزنگاه" تجربه و فاصله‌اش را با مقلدانش بیشتر کند. او نیاز به یک تغییر و تحول اساسی در کارنامه‌اش دارد، اگر نمی‌خواهد رقابت را به دیگران واگذار کند... شرط بقا این است.



منبع خبر : مهر

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 16 مرداد1387 ساعت 19:46     بيان انتقادات و پيشنهادات

«همیشه پای یک زن در میان است» ظرف 3 روز 90 میلیون فروخت/انعکاس 400 میلیون را رد کرد

 
گزارش فروش فیلم‌ها
«همیشه پای یک زن در میان است» ظرف 3 روز 90 میلیون فروخت/انعکاس 400 میلیون را رد کرد
«همیشه پای یک زن در میان است» ظرف 3 روز 90 میلیون فروخت/انعکاس 400 میلیون را رد کرد



سینمای ما - فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن درميان است» كمال تبريزي در 3 روز نخست نمايش به فروش 90ميليوني دست يافت. 

آمار فروش فيلم‌ها تا 11 مردادماه اعلام شد و براساس اين آمار؛ «تيغ زن» عليرضا داوودنژاد بعد از 49 روز اكران با فروش300 ‌ميليون توماني به نمايش خود در گروه سينمايي قدس پايان داد.

«ديوار» محمدعلي طالبي نيز در 10 روز اول نمايش‌ خود در 19 سينما؛ 56 ميليون تومان فروخت.

«قرنطينه» منوچهر هادي در 75 روز نمايش در 3 سينما؛ 202 ميليون تومان و «انعكاس» به كارگرداني رضا كريمي در 50 روز نمايش در 14 سينما، 405 ميليون تومان فروختند.

«حس پنهان» مصطفي رزاق‌كريمي نيز پس از 37 روز نمايش در 5 سينما، 218 ميليون تومان فروش داشت و «ده رقمي» ساخته‌ي همايون اسعديان نيز در مدت يك‌ماه نمايش، در 14 سينما فروشش به 360 ميليون تومان رسيد.

به گزارش ايسنا، «زن‌ها فرشته‌اند» شهرام شاه‌حسيني نيز پس از 70 روز نمايش كه هم‌اكنون در 6 سينما به نمايش خود ادامه مي‌دهد، فروش خود را به 740 ميليون تومان رساند.

گفتني است: در اين آمار منتشر شده از سوي بنياد سينمايي فارابي؛ فيلم‌هاي خارجي «مارادونا» و «كوكب سياه» نيز به ترتيب پس از 23 و 4 روز نمايش دريك سينما؛ به فروش 3ميليوني و 240 هزار توماني رسيدند.


منبع خبر : ایسنا


          یادداشتی بر فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»
  وزن کشی یک فیلمساز همیشه وزین
            وزن کشی یک فیلمساز همیشه وزین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سینمای ما - امیرحسین جلالی: این یک یادداشت یا نقد فیلم یا هرچیز دیگری که اسمش را بگذارید نیست. فیلم تازه آقای "کمال تبریزی" باعث شده تا تمام تردیدها را کنار بگذارم و احساس شخصی ام را نسبت به چرخه ای که تبریزی در آن رشد کرده و به کارگردان فیلم بی ارزشی چون «همیشه پای یک زن در میان است» تبدیل شده است بیان کنم. اول برویم سراغ فیلم، فیلمنامه «همیشه ...» را رضا مقصودی نوشته که نویسنده یکی از موفق ترین آثار کارنامه تبریزی نیز بوده است: «لیلی با من است». برای آنکه تمام سعیم را کرده باشم همین دیروز دوباره فیلم را دیدم و ادعا می کنم «همیشه...» دارای یکی از سردرگم ترین داستانهایی است که تا به حال در سینمای ایران نوشته شده است. واقعا داستان این فیلم چیست؟ آیا قصه یک زن و شوهر جوان است که در سراشیبی ازدواج افتاده اند و می خواهند از هم جدا شوند ولی در این مسیر اتفاقات تازه ای برایشان می افتد؟ یا داستان یک وکیل ضدزن مازوخیست است که یکدفعه به ارزش وجودی زنان پی می برد و متحول می شود؟ آیا نویسنده می خواهد مشکلات بزرگ اجتماع ما همچون ریاکاری و دورویی را در بستری طنزآمیز تعریف کند یا اینکه فیلم درباره خصوصیات همگرایانه زنان است که در مشکلات مشترک به کمک هم می شتابند و همه در یک مسیر قرار می گیرند؟ به راستی اگر کسی سیناپس فیلمنامه را طلب کند و از آقای مقصودی بخواهد داستان فیلم را در دوسه خط (یا حتی بیست سی خط!) تعریف کند پاسخی دریافت می کند؟ «همیشه...» نه گره داستانی دارد و نه نقطه عطف و نه حتی شوخیهای سینماییش خنده دارند. فیلم شبیه جنگی است که عده ای بازیگر توانا درآن جمع شده اند و بدون اینکه ملاط داستانی ای درکار باشد هنرنمایی می کنند و بیننده را می خندانند یا می گریانند. کارگردانی نیز نکته قابل ذکر و اتکایی ندارد. واقعا کمال تبریزی در این فیلم چه کرده است؟ کدام میزانسن و دکوپاژ شاهکار را ارائه کرده است؟ گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی و رضا کیانیان و مهران مدیری چه آیتم و تکه جدیدی از بازیگری را رو کرده اند که در کارهای قبلیشان ندیده ایم؟ حتی درست که نگاه کنیم تکیه فیلم روی المانهایی از بازیگران نامبرده است که پیش ازاین نمونه های بهترش را در فیلمهای دیگرشان دیده بودیم(نمونه اش دیالوگهای عصبی گلشیفته فراهانی در«بوتیک» و چهره آرایش کرده اش در «میم مثل مادر»، بازیگری اغراق آمیز و دور از خود رضا کیانیان در خیلی از آثارش و ادا اطوارهای بامزه مهران مدیری که شبیه حرکاتش در سریالهای نود شبی تلویزیون است)حتی به اعتقاد من بازی فراهانی در این فیلم یکی از ضعیف ترین بازیهای کارنامه درخشان این بازیگر خاطره ساز سینمایمان است. آیا آقای تبریزی فکر می کند چون یک مدیر ظاهرالصلاح را در فیلمش به گند گشیده یا عکس معصومه ابتکار را قاطی عکسهای جی.کی.رولینگ و مهری مهرنیا قاب کرده و به دیوار چسبانده و نشان تماشاگر داده باید به عنوان کارگردان معترض اجتماعی برایش هورا بکشیم؟ «همیشه...» در بهترین حالت یک فیلم معمولی با بازیگران درجه یک است که به جز تیتراژ مبتکرانه و یک حسن معجونی خوب و کاربلد هیچ تفاوتی با فیلمی چون «مهمان» یا «کلاغ پر» ندارد. البته ساختن چنین فیلمهایی اصلا اشکالی ندارد ولی تمام حرف این یادداشت همانطور که در ابتدای آن هم آمد اعتراض به توهمی است که بعضی از آدم های معتبر سینمای ایران دچارش شده اند. آقای تبریزی خودش را یکی از ارکان کارگردانی ایران می داند، حالا این باور به خاطر فیلمهای معناگرایی چون «گاهی به آسمان نگاه کن» و «یک تکه نان» در ایشان پدید آمده یا به دلیل فیلمهای به ظاهر انتقادی ای چون «لیلی با من است» و «مارمولک» مشخص نیست، ولی باور مذکور چنان در ایشان قوی است که در خود فیلم به جایزه نگرفتن احتمالیش از جشنواره اعتراض می کنند، در جلسه مطبوعاتی فیلم ودر مراسم اختتامیه با طعنه و کنایه فیلمشان را برنده اصلی جشنواره می دانند و از همه عجیب تر و با عرض پوزش اعصاب خردکن تر در تیزرهای تلویزیونی فیلم اعلام می کنند: «نمایش در سینماهای وزین کشور». حرف اصلی اتفاقا سر همین وزانت ادعایی آقایان است که معلوم نیست به کدام پشتوانه صاحب آن شده اند و ظاهرا تا ابد هم مالکش هستند. اینکه یک فیلم ضعیف و بی ارزش(از نظر فنی) بفروشد و مردم را بخنداند هیچ عیبی ندارد، منتها اینکه دو فیلم با چنین خصوصیاتی ساخته شوند، هردو بفروشند ولی کارگردان و تهیه کننده یکی مزخرف ساز خطاب شوند و صاحبان دیگری فیلمسازان فاخر و فرهنگی و وزین جای تاسف فراوان دارد. به راستی چرا؟ چون اسم آن کارگردان و تهیه کننده «شهرام شاه حسینی» و «حسین فرح بخش» است و اسم این گروه «کمال تبریزی» و «منوچهر محمدی»؟ یعنی انتظار دارید به صرف همین اسامی خودتان و فیلمتان را وزین بدانیم و حلوا حلوا کنیم آقای تبریزی؟ «مارمولک» به لطف فیلمنامه بی نظیر پیمان قاسم خانی و «یک تکه نان» هم به دلیل تب معناگرایی مسئولان سینمایی مانع از وزن کشی واقعی کمال تبریزی شد. به نظرم سریال «شهریار» و فیلم «همیشه...» وزن واقعی این کارگردان را نشان داد. متاسفانه و تا اطلاع ثانوی تبریزی را باید از روی همین دوکار ارزیابی کرد. شاید اگر منتقدان با سابقه و تریبون دار هم وزین بودن و نبودن بعضی از اسمهای مقدس را ازروی فیلمشان تعیین می کردند این کارگردانان عزیز نیز به جای ادعاها و منزه طلبی های بی حاصل و بی مشتری می رفتند سراغ ساختن فیلمهای بهتر و بهتر. «همیشه...» یک فیلم شلوغ، بی ضابطه و به شدت ریاکارانه است ودلیلش هم این است که می خواهد خودش را چیزی غیراز آنچه که هست نشان دهد، آیا این همان چیزی نیست که ظاهرا فیلم در مذمت آن ساخته شده است؟ آیا به چنین فیلمی می توان اعتماد کرد؟ من که می گویم: نه.

منبع خبر : سینمای ما


پوستر زیبا از سحرجون

 

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 9:45     بيان انتقادات و پيشنهادات

همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم

همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم



سينماي ما- كمال تبريزي همزمان با اكران آخرين ساخته‌ي سينمايي‌اش از علاقه‌اش به ارايه‌ي ساختار تازه در سينما سخن گفت و تاييد كرد كه در كارنامه‌ي فيلم‌سازي اش روند مشخصي نيست و از منتقدان هم گفت كه قصد دارند؛ سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند.

اين كارگردان سينماي ايران با توجه به روند متفاوت كارنامه‌ي فيلم‌سازي‌اش و تجربه‌ي ساخت «هميشه پاي يك زن درميان است» به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: موضوع و تنوع ساختار فيلم‌نامه‌اي که براي ساخت به‌ ذهنم مي‌رسد يا فرد ديگري آن را پيشنهاد مي‌كند، دليل عمده‌اي است که براي ساخت آن فيلم تصميم بگيرم.

و مهم اين است که؛ فيلم به‌ كجاي جامعه‌ برمي‌گردد و چه لحني دارد و قصد دارد چه مطلبي را ارايه بکند و منظورم از تنوع ساختاري هم وارد شدن و رفتن به فضاهايي است كه تاكنون در سينماي ايران وجود نداشته و يا حداقل من تاكنون تجربه‌ي آن را نداشتم.

علاقه‌مندم در ژانر تاريخي سينما، ساختار تازه‌اي ارايه كنم

کمال تبريزي در ادامه تاکيد کرد بر اينکه براي او اهميت دارد که بتواند در ژانر تاريخي سينما، ساختار تازه‌اي را ارايه بکند و در عين حال خاطرنشان كرد: موضوع هم براي من خيلي اهميت دارد، اما صرف اين‌كه موضوع جالب باشد؛ كفايت نمي‌كند بلکه بايد كشش لازم را هم داشته باشد.

او دوباره تاکيد کرد بر اينکه ساختار و موضوع متنوع باعث مي‌شود، به ساخت يک فيلم علاقه‌مند شود و توضيح داد: گاه مي‌بينيم كه ساختار همان ساختار قبلي است، اما موضوع از چنان‌ گيرايي و جذابيتي برخوردار است كه مرا جذب مي‌كند؛ گاه هم ممكن است موضوع خيلي گيرايي لازم را نداشته باشد اما به لحاظ ساختار و نحوه‌ي بيان خيلي نو و مدرن است و من هم تاکنون آن را تجربه نکردم، پس ترجيح مي‌دهم آن فيلم را بسازم. به‌طور مثال اگر فيلمنامه‌اي در ژانر وحشت به من پيشنهاد شود، شايد به‌ اندازه‌ي ساختار به موضوع آن اهميت ندهم و برايم جالب باشد بدانم كه آيا واقعا مي‌توان در سينماي ايران فيلمي در ژانر وحشت ساخت که تماشاگر با ديدن آن واقعا بترسد، طبيعتا اگر چنين فيلمنامه‌اي نوشته شود و از اين جذابيت هم برخوردار باشد ترجيح مي‌دهم‌ آن را كار انجام بدهم.

در كارنامه‌ي فيلم‌سازي‌ام يك روند مشخص پيدا نمي‌كنيد

کارگردان شيدا در ادامه تصريح کرد: با اين تمايلي که مطرح کردم پس در كارنامه‌ي فيلم‌سازي من يك روند مشخص پيدا نمي‌كنيد، در عين حال که ممکن است دركارهاي من نوعي تكرار يا نوعي نگاه خاص را ببينيد. به عنوان مثال به نظر خودم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به نوعي شايد بتوان گفت، شکل كامل شده‌ي «گاهي به آسمان نگاه كن» هست.

تبريزي در ادامه درباره‌ي روند شکل گيري و ساخت اين فيلم هم توضيح داد: فيلم‌نامه‌ي اوليه که رضا مقصودي نوشت با فيلم نامه‌ي فعلي تفاوت دارد. فيلمنامه‌ي اوليه شامل داستان‌هايي بود که براساس قصه‌هاي کتاب «غيرقابل چاپ» سيد مهدي شجاعي نوشته شده بود. داستان‌هاي كاملا مجزايي که فقط يك پل ارتباطي درابتدا و انتهاي آنها وجود داشت و روند داستان‌پردازي معمول نداشت اما الان اين فيلم، يك داستان دارد و در عين حال حس كلاژ‌بودن فيلم‌نامه‌ي اوليه درآن هست و اين حس کلاژ، برگرفته و باقي‌مانده از فيلم‌نامه‌ي اوليه است. در فيلم‌نامه‌ي اوليه اصلا شخصيت يا قهرمان ثابت نداشتيم و اين قهرمان بعدها و براساس شرايط ايجاد شد.

كناره‌گيري حوزه هنري و تغييرات فيلم‌نامه

کمال تبريزي روند تغييرات فيلم‌نامه را مربوط به‌زماني دانست که حوزه هنري به‌عنوان تهيه‌کننده فيلم از ساخت اين فيلم کناره‌گيري کرده است و ادامه داد: پس از اين کناره‌گيري سراغ افراد مختلف رفتيم و درنهايت محسن علي‌اكبري تهيه‌کنندگي کار را قبول کرد، به‌هر حال ايشان هم به‌عنوان تهيه‌کننده، نقطه‌نظراتي داشتند که ما را به فيلم‌نامه‌ي کنوني رساند.

او توضيح داد: شكل فيلمنامه اوليه تا حد زيادي متفاوت بود و شايد بتوان گفت؛ فيلمنامه‌ي اوليه به‌اين اندازه در توفيق مخاطب عام موفق نبود و نگاهش از سطح عاميانه بالاتر و بيشتر جشنواره‌پسند بود. اما طبيعتا وقتي وارد بخش خصوصي سينما مي‌شويم بايد فيلم‌نامه لحن و بيان متفاوتي داشته باشد. به هر حال حرفي كه در هر دو فيلم‌نامه مطرح مي‌شود، حرفي يكسان است؛ با اين تفاوت که مخاطب فيلم‌نامه‌ي اوليه خاص‌تر و فيلم‌نامه دوم و فعلي ، بيشتر است.

منتقدان و فيلم

او در پاسخ به‌ روند فعلي فيلم و بازتاب منتقدان هم گفت: حتما منتقداني كه از شكل د‌يگري به موضوع نگاه مي‌كنند و نگاه مدرن و روشنفكري خاصي دارند و ممكن است اين موضوع كه فيلم، فيلمي عاميانه است و براي توده‌ي مردم در نظر گرفته شده است، خيلي نظرشان را جلب نكند و به شکل اوليه فيلم‌نامه اگر فيلم ساخته مي‌شد، گرايش بيشتري پيدا مي‌كردند.

به هر حال اينها، دو گرايش كاملا متفاوت هستند و من معتقدم تمام فيلم‌ها مي‌توانند گروه مخاطبين خود را انتخاب كنند. الان فيلم تبديل‌شده است به فيلمي كه تاثيرات اجتماعي آن برروي مخاطب خيلي بيشتر است و قابل فهم‌تر است اما در شکل اوليه بايد حوزه‌ي ديگري را مخاطب قرار مي‌داديم.

نمي‌خواهم فيلم‌هاي صرفا پرمخاطب و جشنواره‌اي بسازم!

تبريزي درباره‌ي رضايت خود از شکل فعلي فيلم هم بيان كرد: به‌شدت راضي هستم، چون سليقه‌ام در سينما اين نيست كه فيلم‌هايم صرفا پرمخاطب يا جشنواره‌اي باشند. سليقه‌ي خودم اين است كه فيلم خوب و كامل بسازم و فيلم بتواند لايه‌هاي مختلف داشته باشد، در جشنواره‌ها‌ مورد توجه قرار گيرد و هم براي مخاطب عام جذاب باشد.

بنابراين به‌نظرم اگر فيلم بتواند تركيبي از اين دو باشد مي‌توان گفت؛ فيلمي كامل ساخته شده است. به هر حال آرزوي خود من به‌عنوان فيلم‌ساز ساخت چنين فيلمي است که مخاطب عام و جشنواره‌اي داشته باشد و به‌نظرم فيلم «هميشه پاي يک زن درميان است» تا حدي به اين نوع فيلم نزديک شده است.

اين‌كه فيلم در جشنواره توجه منتقدان و طبقه خاص را جلب نکرد اما مردم از آن استقبال کردند، شايد دليلش اين باشد كه مردم خيلي خوب فيلم را فهميدند و در مقابل منتقدان تقريبا آن را نفهميده‌اند. البته ممكن است تصور شود كه فيلم را فهميده‌اند اما با آن ارتباط برقرار نكرده‌اند كه از نظرم اين‌گونه نيست.

«هميشه پاي يك زن درميان است» از جنس سينماي تجاري نيست

او ادامه داد: «هميشه پاي يک زن درميان است» با وجود اينكه از جنس سينماي تجاري به معناي كليشه‌اي موجود هم نيست مردم با آن ارتباط برقرار کردند و به‌نظرم تجربه‌ي بسيار خوبي است و از اين نظر اين فيلم را خيلي دوست دارم. به‌علاوه اين‌كه فقط سعي نكردم مخاطب را در نظر بگيرم چون در هنگام ساخت، فكر مي‌كردم درحال انجام كاري هستم كه جامعه‌ي منتقدين حداقل به‌خاطر نوع ساختار متفاوت و مضموني كه تا به حال در سينماي ايران مورد توجه قرار نگرفته است، به آن توجه خواهند كرد.

او معتقد است اين فيلم ترکيبي از مفاهيم فرا واقعي است، در عين حال جنبه‌هاي سورئاليستي مفهومي را هم به‌همراه دارد و سعي كرده است تركيبي از اين دو باشد و همچنين لحن طنز هم دارد.

نقدهاي نوشته شده خيلي تحليل فيلم نيست

کمال تبريزي درباره‌ي دلايل عدم توجه منتقدان به اين فيلم توضيح داد: فکر مي‌کنم اين شيوه‌ي ساخت، تجربه‌اي تازه است که تاكنون مشابهي براي آن وجود نداشته است، لذا مي‌توان حق داد كه عده‌اي اصلا متوجه آن نشوند. به هر حال نقدهايي كه نوشته شده خيلي تحليل فيلم نيست و بيشتر حسي است.

به‌نظرم منتقد متعادل بايد تيتراژ اثر را از فيلم حذف بكند و به اين‌كه فيلم توسط چه كسي ساخته شده است، توجه نكند. در اين شرايط است که مي‌توان فهميد چند درصد از اين تحليل‌ها درست است و چند درصد تحليل‌هاي جانبدارانه است.

او اظهار تاسف کرد از اينکه كليشه‌هايي‌ رايج در سينما، درميان منتقدان هم وجود دارد و آنهم كليشه‌ي روشنفكري است که گروه و دسته‌اي خاص‌ را در بر مي‌گيرد. بنابراين تنها گروهي تکراري از فيلم‌ها براي منتقدين جذاب است و متاسفانه تنوع در سينما مورد توجه قرار نمي‌گيرد. درصورتي كه از نظر من ايجاد فضايي جديد در سينما از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و بايد سعي كنيم فضايي به‌وجود آوريم که سينماي ما از روندي که بر روي يك ويژگي خاص و كليشه‌ا‌ي ثابت شده است خارج شود.

منتقدان قصد دارند سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند

تبريزي در پاسخ به اينکه منتقدان نقش موثري در سينما دارند، هم گفت: به نظر موثر هستند اما نه خيلي زياد. معتقدم با اين شكلي كه الان هست مانع پيشرفت مي‌شوند، چرا كه قصد دارند سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند. البته طبيعتا، اين اتفاق در سينما نخواهد افتاد. چرا كه تعامل واقعي‌ فيلمساز، با مخاطب است و هيچ فيلمسازي فيلم را براي منتقدين يا فقط براي جشنواره نمي‌سازد؛ در واقعيت طبيعتا فيلم بايد براي مردم جامعه ساخته شود. حتي افرادي كه فيلم‌هاي خاص و هنري و جشنواره‌اي مي‌سازند دلشان مي‌خواهد فيلمشان اكران عمومي شود و پر فروش‌ باشد و براي آن تبليغ مي‌كنند و همه‌ي اين تلاش‌ها براي برقراري ارتباط با مخاطب است و گرنه اگر فيلمي ساخته شود كه همه‌ي جايزه‌هاي جشنواره‌هاي دنيا را هم بگيرد ولي سالن سينمايش هميشه خلوت باشد، به‌نوعي نقض غرض است و به نظر مي‌رسد كارگاهي تجربي است كه مي‌تواند در آن نمونه‌سازي شود.

اما سينماي بدنه‌ي حرفه‌اي به معنايي كه همه‌جا رايج است اين ارتباط برايش مهم است. حتي در جشنواره‌ي كن يكي از بخش‌هاي بسيار مهم آن بازارش است. اگر قرار باشد فيلم‌ها در جشنواره‌ نمايش داده شوند و يك جايزه‌ هم بگيرند اما اين بازار و اين ارتباط و تبادل وجود نداشته باشد. معني‌ ندارد و مفهوم اصلي‌اش را از دست مي‌دهد.

او معتقد است: اين روند در سينماي ايران از طرف جامعه‌ي روشنفکري که بخشي از آنهم منتقدان هستند، مغفول واقع شده است.

چيدمان بازيگران «هميشه پاي يك زن درميان است»

کمال تبريزي درباره‌ي تغيير فيلم‌نامه و روند انتخاب بازيگران هم توضيح داد: بله با توجه به اين تغييرات، بازيگران در برخي قسمت‌ها تغيير كردند. مثلا رويا تيموريان و مسعود رايگان قرار بود در فيلمنامه‌ي اول بازي كنند كه مسائل و مشكلاتي برايشان پيش آمد و نتوانستند درمرحله‌ي بعدي ادامه دهند و البته بايد گفت‌ در بازنويسي انجام‌شده هم امكان حضور آنها نبود اما هنرپيشه ها‌ي اصلي از ابتدا حبيب‌ رضايي و گلشيفته فرهاني بودند؛ اما در نسخه‌ي اوليه حضور کمتري در کل فيلم داشتند.

او درباره‌ي انتخاب مهران مديري هم توضيح داد: اگر مهران مديري مناسب اين نقش نبود صرف اينكه مهران مديري است هرگز قبول نمي‌كردم. هنگامي كه اين پيشنهاد را تهيه كننده داد به نظررسيد که پيشنهاد خوبي است. به هرحال مهران مديري هنرمند توانايي است و مناسب اين نقش بود و به صرف اينکه مديري است او را انتخاب نکرديم.

بسياري از جريانات فرهنگي جامعه ناشي از تاثير زنان است

تبريزي در پاسخ به اينکه اين فيلم از معدود فيلم‌ها و سريال‌هاي او بعد از «مهرمادري» و «دوران سرکشي» است که زن قهرمان اصلي داستان آن است، گفت: بله قهرمان اصلي اين فيلم زنان هستند و به‌نوعي فيلم درباره‌ي زنان است و مردها را نيز درمقابل زنان قرار داده‌ايم. چرا كه اين فضا از ابتدا هم وجود داشته است و تقابل اين دوجنس را سعي كرديم مورد تاكيد قرار دهيم، اما اولين فيلمي است كه مشخصا قهرمان اصلي يك زن است و نه مرد.

فكر مي‌كنم كه تربيت اجتماعي يا فرهنگ حاكم بر اغلب جوامع، شكل‌گيري و هدايتش ناشي از حضور زنان است و اين امري است كه به‌صورت طبيعي اتفاق مي‌افتد اما هم زن‌ها غافلند و هم مردها درواقع مي‌توان گفت؛ بسياري از جريانات فرهنگي جوامع ناشي از تاثيرات زنان دراجتماع است.

خيلي جاها گفتم؛ بيشترين آموزه‌هاي اخلاقي و حتي مذهبي را از مادر بزرگم گرفته‌ام؛ او فردي بود كه سواد خواندن و نوشتن نداشت اما پر از تجربه‌هاي خيلي خاص و متفاوت بود؛ بنابراين طرز تلقي خاصي از تاثير زن درخانواده و اجتماع دارم.

معتقدم زن تاثير عميق دارد و برخي مفاهيم مادي، معنوي را زنها القا و مديريت مي‌كنند؛ و مردها جنبه‌هاي خشك و مكانيكي جامعه را اداره مي‌كنند ولي در بخش هنري، فرهنگي، آموزشي و اجتماعي نقش زنان به مراتب بيشتر است اما ممكن است اين موضوع را نه زنان بدانند و نه مردان.

برخي تماشاگران در برابر موضوع فيلم گارد مي‌گيرند

اين کارگردان سينما درباره‌ي بازتاب اکران فيلمش در بين مخاطبان هم توضيح داد: بعضي‌ وقت‌ها اعتراض مي‌كنند و مي‌گويند چرا آنقدر فيلم ضد زن است؟! من اولين سوالي كه مي‌پرسم اينکه شما فمنيست هستيد و همان لحظه مي‌گويند نه؛ چون علاقه‌اي ندارند اين عنوان به آنها اطلاق شود. و تماشاگران عادي هم برخي افراد (خانم‌ها) در برابر موضوع فيلم گارد مي‌گيرند كه البته هدف فيلم هم هست. چون فيلم قصد ندارد برروي حقانيت زنان صحه کامل بگذارد بلکه ابعاد منفي حضور زن درجامعه را نيز مدنظر دارد. زن و مرد هردو مي‌توانند مثبت يا منفي باشند، اما آنچه در فيلم بر آن تاكيد شده است و كمي فمينسيت‌ها را مي‌رنجاند به اين دليل است که فيلم مطرح مي کند، قدرت اصلي دست زنان است. چون آنها معتقدند زنان همواره مظلوم و شهروند درجه‌ دو هستند، در حاليکه فيلم كاملا برعکس مي‌گويد زن قدرتمند است اما اين قدرت مخفي، پنهان و قابل کنترل است.

متاسفانه ويترين سينماي ايران كماكان يك پاي لنگ دارد

کمال تبريزي در ادامه‌ي اين گفت‌و گو از نحوه‌ي پخش و تبليغات «هميشه پاي يک زن درميان است» هم سخن گفت و تصريح كرد: زمانيکه در سينماي ايران پخشي با فكر روشن نداشته باشيم که نخواهد تحولي ايجاد بکند؛ متاسفانه ويترين سينماي ايران كماكان يك‌ پاي لنگ دارد و حتي در بهترين پخش‌ها نيز نگاه به سنت‌هاي گذشته وجود دارد. بسياري هم حاضر نيستند تحولي ايجاد كنند و به شكل جديدي كار كنند و تمام امكانات به‌وجود مي‌آيد؛ اما همه‌ي تبليغات و ساختار آنها كهنه و قديمي و كليشه‌اي است و همواره جريان پخش سينماي ايران جرياني قديمي است كه از گذشته‌هاي فيلم‌فارسي آمده است و حالا شكل و شمايل گرفته و ادعاي موفقيت و شيوه‌هاي درست را دارد؛ در صورتي كه در واقعيت اين‌گونه نيست.

بهترين پخش آن است كه بتواند حقيقت فيلم را آشكار كند و مخاطب واقعي را به‌ سالن بكشاند، اما در پخش‌هاي معمول كه اين فيلم هم جزء آن است سعي در آن است كه عموم مخاطب را به سالن‌ها بكشانند درصورتي كه مي‌توان گروه مخاطبان را براي فيلم هاي مختلف متفاوت در نظر گرفت. به‌هر حال با توجه به اينکه سيستم پخش اصلا در سينماي ايران مطلوب نيست اما اميدوارم اين فيلم مخاطب خود را جذب کند.

براي جذابيت فيلم‌ها به خيلي جاها سقوط مي‌كنيم

اين کارگردان سينماي ايران در بخشي ديگري از گفت‌وگويش با خبرنگار ايسنا مطرح كرد: يکي از بزرگترين مشكلات سينماي ايران که همچون سرطان بر آن سايه افکنده است اين است که براي جذابيت فيلم به خيلي‌ جاها سقوط مي‌كنيم. مثلا يك منتقد هم موقعي كه مي‌خواهد فيلم بسازد، فكر مي‌كند بايد ستاره داشته باشد، درحاليکه فيلمي که قواعدي نو دارد نبايد در آن به سراغ ستاره رفت بلکه بايد سراغ فردي رفت كه از نظر فيزيكي و روحي توانايي اجراي آن نقش را داشته باشد.

ما هم در دوره‌اي كه دنبال تهيه‌كننده‌ مي‌گشتيم يك تهيه‌كننده‌ي ديگر هم پيدا شد اما او شرطش اين بود كه اين نقش را جبيب رضايي بازي نكند. متاسفانه توجه به تناسب فرد با نقش در سينما وجود ندارد.

فراموش کرديم تجربه‌هاي گذشته را مثلا پرويز پرستويي وقتي «ليلي با من است» را بازي کرد ، هنرپيشه مطرحي نبود ولي آن نقش را به خوبي بازي کرد و فيلم هم بسيار پرمخاطب بود. اما باز دوستان ما در تهيه و پخش اين تجربه‌ها را فراموش مي‌کنند.

او معتقد است: اينها مشكلات عجيب و غريبي است كه گريبان سينما را گرفته و شايد خواستگاه آنها به نوعي برگردد به سطوح عاميانه و تجارتي سينما كه قصد دارد خود را به فرهنگ و هنر موجود در سينما تحميل كند و فقط به منفعت مالي خود بينديشد.

تبريزي در پايان درباره‌ي پرکاري و تجربه‌هاي متفاوت فيلم‌سازي ‌اش هم گفت: قطعا اينگونه است چون عمر محدود است و در اين مدت محدود بايد آنچه در ذهن وجود دارد را ساخت. خيلي از فيلمنامه‌هايي كه پيشنهاد مي‌شوند خوب نيستند و بعضي‌ها هم خوب و با تغييراتي قابل اجرا هستند. بنابراين خودم هم نمي‌توانم پيش‌بيني كنم كار بعدي‌ام چه خواهد بود. مجموعه‌اي از كارها وجود دارد كه بايد شرايطش فراهم شود تا بتوانيم آنها را بسازيم به‌هرحال نمي‌دانيم درآينده چه شرايطي پيش مي‌آيد و اوضاع چگونه خواهد بود. و اين هم يکي از مسائل و مشکلات پيش‌روي فيلمسازان ايراني است که صرفا مخصوص کشور ماست!



منبع خبر : ايسنا

اینم یه پوستر زیبا از ایمان مرسی ایمان جان

    

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 12 مرداد1387 ساعت 19:30     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر+ "هميشه پاي يك زن در ميان است": فانتزي سرخوشانه

      «هميشه پاي يك زن...» و فروش 63 ميليوني در دو روز

 

                                                        

خبرگزاري فارس: فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» ساخته «كمال تبريزي» در دو روز نخست نمايش عمومي، 160 ميليون تومان در تهران و شهرستان‌ها فروخته است كه در اين بين فروش 63 ميليوني فيلم در 18 سينماي تهران قابل تأمل است.

«داريوش بابائيان» پخش‌كننده فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»‌ در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت:‌اين فيلم در دو روز نخست نمايش عمومي خود حدود 63 ميليون تومان فروش داشته است.
وي تصريح كرد: اين فيلم در دو روز چهارشنبه و پنجشنبه به ترتيب 27 ميليون و 36 ميليون تومان در 18 سينما فروخته كه در مقايسه با فروش فيلم‌ها در ماه‌هاي اخير، دستيابي اين رقم براي دو روز نخست نمايش اين فيلم جالب توجه است ضمن اين كه به نظرم فيلم آقاي تبريزي اين پتانسيل را دارد كه امروز (جمعه) بتواند در سومين روز نمايش به 100 ميليون تومان برسد.
بابائيان همچنين گفت: فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» اكران خود را در شهرهاي مشهد، اصفهان،‌شيراز، تبريز، اهواز،‌همدان، رشت، قزوين، اراك، يزد، قم، بوشهر، اردبيل، بندرعباس، اروميه، كاشان، خرم آباد، ساري، چالوس، آمل، بابلسر، اسلامشهر، كرج و شهرك انديشه آغاز كرده و در اين اكران گسترده حدود 100 ميليون تومان فروش داشته است، ضمن اين كه از يكشنبه تعداد ديگري از سالن‌هاي شهرستان‌ها اين فيلم را نمايش خواهند داد.

 

  "هميشه پاي يك زن در ميان است": فانتزي سرخوشانه


آخرين ساخته كمال تبريزي،فيلمسازي كه چندي پيش از سوي منتقدان سينمايي، به عنوان بهترين كارگردان سينماي كمدي ايران برگزيده شد،يك فانتزي سرخوشانه است كه در لحظاتي از تماشاگرش خنده مي گيرد و لحظه اي بعد او را به تفكر و تعمق وا مي دارد. فيلم داستان زندگي زوجي (حبيب رضايي و گلشيفنه فراهاني) است كه با يكديگر سرناسازگاري داشته و در جريان كشمكش هاي ميان اين دو،متن قصه و حتي پايان بندي فيلم شكل مي گيرد. در اين ميان شخصيت هاي متعددي (نظير رضا كيانيان و مهران مديري ) نيز حضور دارند كه هرازگاهي سر و كله شان پيدا مي شود و هريك در دقايقي بار كميك فيلم را به دوش مي كشند. هر چند "هميشه پاي يك زن در ميان است" در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر مورد توجه داوران قرار نگرفته و با بي اعتنائي كامل آنان مواجه گشت، اما دريافت سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران اين جشنواره،مي تواند نويدبخش موفقيت خيره كننده اين فيلم در گيشه ها باشد.

پوستر از سحر خانم گل

    

    

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت 19:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

همیشه پای یک زن در میان است

سلا م بچه ها

الهه جون متشکرم از اینکه گوشزد کردی ولی من همه رو نوشته بودم مثل اینکه کامل کپی نکردم

و با تشکر از شراره و ریحانه و عسل و سحر عزیزم که منو هیچوقت تنها نمیذارن

بچه ها الهه جون یه مصاحبه از آقای مدیری گذاشتن تو وبلاگشون برین ببینین بعد از مدتی یه مصاحبه میچسبه

و حالا عکس امروز من بعد از مهران مدیری از بازیه رضا کیانیان خیلی خوشم

میاد یه بازیگر فوق العاده نقش پذیرو واقعا هر نقشی رو میتونه بازی کنه و

 هیچوقت هم کلیشه نشده من که خیلی ازش خوشم میادو خیلی

 خوشحال شدم که با مهران مدیری در فیلم همیشه پای یک زن در میان

 است همبازی شدن و امیدوارم مهران مدیری بتونه تواناییهای بازیگریش رو

بیش از پیش ثابت کنه البته از بازیه امین حیایی هم خوشم میاد گرچه بازیش همیشه یه جوره و کلیشه شده ولی خیلی بانمکه

در بین خانمها هم همیشه بازیه فاطمه معتمد آریا رو دوست داشتم و از

 وقتی یادمه این همین شکلی بوده اصلا تغییری نکرده(بزنم به تخته)

در بین جوانها ه بازیه باران کوثری و گلشیفته فراهانی برام جذابه

راستی شماها از بازیه کدوم بازیگرها خوشتون میاد؟؟؟؟

 

به جای د سته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی , امروز با

 شاخه گلی کوچک یادم کن.

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی , امروز با

تبسمی شادم کن.

به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم

مینویسی, امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت 9:27     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» باغ گیلاس....
» محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!
» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
وبلاگ اختصاصی سحر قریشی
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com