| صفحه اصلی تماس با ما فرستادن رایانامه مستقیم عناوین مطالب نسخه تلفن همراه نمایه سایت آخرین ساخته استاد | ||||||||||||||||||||||||||||||||
مدیری یا عطاران؟/ رای گیری سیما به نفع عطاران به پایان رسیدآرای مهران مدیری شکسته شد؟
کافه سینما- رای گیری "سین مثل سریال"، به پایان رسید و بر اساس آمار ارائه شده در این برنامه، سریال ترش و شیرین ساخته رضا عطاران، آرای بیشتری نسبت به دو سریال مهران مدیری، مرد هزار چهره و مرد دو هزار چهره، به دست آورد. به گزارش کافه سینما، البته این برتری می تواند به دلیل شکسته شدن آرای سریال های ساخته ی مهران مدیری باشد، در شرایطی که مجموع آرای دو سریال مدیری، از ترش و شیرین رضا عطاران بیشتر بود. این دو کمدین و کارگردان پرآوازه ی سینما و تلویزیون کشورمان، در سال های گذشته، از موفق ترین سرگرمی سازان رسانه های ایرانی به حساب می آیند.
برچسبها: مهران مدیری, مرد هزار چهره دوشنبه دوازدهم فروردین 1392{زمان:13:58} آتــــنا ♥ ســمانہ
مهران مدیری همچنان صدرنشین در تلویزیون
بالاخره وجود دارد یا نه؟سیاست دوگانه تلویزیون در برابر مهران مدیری
ه گزارش کافه سینما به نقل از برنا، در برنامه «سین مثل سریال» که امسال نیز مثل سال گذشته به انتخابهای مردمی پیرامون بهترینهای تلویزیون میپردازد، سریال مرد دو هزار چهره (مهران مدیری) به عنوان بهترین مجموعه طنز نوروزی و «مهران مدیری» به عنوان بهترین بازیگر از نگاه مردم انتخاب شد و به مرحله بعدی «سین مثل سریال» راه یافت. مدیری و سریالش که در سالهای اخیر فعالیتی در تلویزیون نداشته، در این نظرسنجی با اختلافی فاحش انتخاب شد. این در حالی است که مدیری در برخی از شبکههای تلویزیونی، جایگاه چندان جالبی ندارد و حتی در پخش تیزر فیلمی که مدیری (به عنوان گوینده کاراکتر انیمیشنی خود) بر پرده سینماها دارد (تهران 1500)، تلویزیونیها چندان تمایلی به پخش چهره و نام مدیری نداشتهاند. اختلافی که ریشهاش به تولید قهوه تلخ و پخش آن در شبکه نمایش خانگی (به جای تلویزیون) برمیگردد... نکته بعدی این که در چند سال اخیر بارها از همکاری مجدد مدیری با تلویزیون شایعاتی شنیده شده است. شاید سال 92، طلسم جدایی مدیری از تلویزیون شکسته شود. برچسبها: مرد هزار چهره, مهران مدیری جمعه نهم فروردین 1392{زمان:0:21} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
برچسبها: مهران مدیری یکشنبه چهارم فروردین 1392{زمان:14:57} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
سری دوم عکس های دیده نشده مهران مدیری
برچسبها: عکس دیده نشده, مهران مدیری, مرد هزار چهره ادامه مطلب جمعه یکم اردیبهشت 1391{زمان:15:23} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
سری جدید عکس های دیده نشده مهران مدیری
برچسبها: عکس دیده نشده, مهران مدیری, مرد هزار چهره ادامه مطلب سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391{زمان:17:25} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري:نگاهی به دورههاي كاري مهران مدیری در تلويزيون
سينماي ما- حسين جوانی: دورهٔ اول: آیتمسازی
بقیه در ادامه مطلب...
برچسبها: مهران مدیری, پیمان قاسم خانی, ساعت خوش, سال خوش, نوروز ۷۶, جُنگ۷۷, ببخشید شما, پلاک ۱۴, «9 شب, پاورچین, شب های برره, جایزه بزرگ, مرد هزار چهره, قهوه تلخ, نقطه چین ادامه مطلب دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391{زمان:23:7} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
سروش صحت: افتخار می کنم نامم در کنار مهران مدیری قرار گرفته!
به گزارش فارس، تندیس لبخند زرین و دیپلم افتخار بهترین مجموعه تلویزیونی از میان سریالهای مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری و ساختمان پزشکان به کارگردانی سروش صحت به «سروش صحت» تقدیم شد!
پل چوبی برنده تمشک طلایی بدترین های جشنواره!
منتقدان بهترينها و بدترينهاي جشنواره را در همشهري جوان انتخاب كردند سینمافا- فيلم «پل چوبي» ساخته مهدي كرمپور با كسب بيشترين تعداد تمشك طلايي، عنوان بدترين فيلم را از سوي منتقدان به دست آورد. همچنين پرويز پرستويي و سحر قريشي هم عناوين بدترين بازيگر مرد و زن جشنواره را به خود اختصاص دادند. در نظرسنجي همشهري جوان منتقدان مطرح سينمايي از جمله مهرزاد دانش، سعيد قطبيزاده، حسين معززينيا، خسرو نقيبي، امير پوريا و نيما حسنينسب حضور داشتند. اين منتقدان همچنين دو فيلم «برفر روي كاجها» و «زندگي خصوصي آقا و خانم ميم» را به عنوان بهترين فيلم جشنواره برگزيدند.
برچسبها: مهران مدیری, سروش صحت, پل چوبی, مهدی کرم پور, مرد هزار چهره, لبخند آفتاب سه شنبه نهم اسفند 1390{زمان:14:8} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
نامزدهای برترین های کمدی سینما و تلویزیون معرفی شدند مرد هزار چهره بهترین مجموعه تلویزیونی؟
نامزدهای دومین جشن لبخند آفتاب (معرفی برترینهای کمدی سینما و تلویزیون سال) معرفی شدند.
برچسبها: مرد هزار چهره, کمدین, مهران مدیری چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390{زمان:8:47} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
پل چوبی میکس نهایی می شود
میکس نهایی فیلم سینمایی «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرمپور و تهیهکنندگی علی سرتیپی در حال انجام است و 7 بهمن ماه تحویل دفتر جشنواره خواهد شد.
برچسبها: پل چوبی, مرد هزار چهره, مهران مدیری, جشنواره سی ام فجر پنجشنبه ششم بهمن 1390{زمان:0:10} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
پایان پل چوبی
منبع:وبلاگ هواداران بهرام رادان
بهترین های دهه هشتاد سینما و تلویزیون ایران به انتخاب هیات داوری سی نت معرفی شدند
مهران مدیری بهترین بازیگر و بهترین مجموعه
سی نت: در بخش های بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن و "مدار صفر درجه"، "پاورچین"، "هزاران چشم"، حسن فتحی، مهدی هاشمی، مهران مدیری، کتایون ریاحی و مرجانه گلچین به عنوان برترین های دهه هشتاد تلویزیون ایران در بخش های بهترین سریال درام، بهترین سریال کمدی، بهترین سریال اپیزودیک، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد درام و کمدی و بهترین بازیگر زن درام و کمدی انتخاب شدند.
** * تلویزیون * * *
منبع: سی نت
سریالهای شبکه خانگی را چه میشود؟ «قهوه تلخ» و «قلب یخی» در سراشیبی!
سینمای ما – بهمن شیرمحمد: حدود یکسال و اندی از عرضهی نخستین سریالهای ایرانی در شبکه خانگی میگذرد و دو سریال قهوه تلخ ساختهی مهران مدیری و قلب یخی ساختهی محمدحسین لطیفی چند ماهی هست که میهمان خانههای تماشاگرانشان هستند. با ناکامی هر دو سریال به نظر نمیرسد مسیری را که این دو سریال آغاز کردهاند فرجام خوشی داشته باشد. جدا از بحث کیفیت که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد، وقفههای مداومی که در عرضهی آنها میافتد بیش از هر عامل دیگری اعتماد تماشاگران را سلب کرده است. در زمانهای که رسانههای مختلف از جمله اینترنت و ماهواره دسترسی به آثار برتر سینمایی و تلویزیونی جهان را بیش از هر زمان دیگری سهل و راحت کرده، مجابکردن تماشاگر برای پرداختن هزینه تهیه آثار مورد علاقهاش راهکارهای دشواری را میطلبد که قهوه تلخ و قلب یخی - به رغم شروع مناسب - فاقد آنها هستند.
قهوه تلخ ساختهی پر سرو صدای مهران مدیری از بدو تولیدش با حرف و حدیثهای زیادی همراه بود که البته تمام این حرف و حدیثها در آخر به نفع سریال تمام شد. در اوایل شروع توزیع قهوه تلخ مهران مدیری روبروی تماشاگرانش نشست و صادقانه از آنها درخواست کرد که نسخه اصلی سریالش را تهیه کنند و در ادامه به نظر میرسید این ترفند با اتکا به محبوبیت زیاد مدیری ترفند موثری باشد که بود. حتی در جلدهای دی وی دی سریال جملهی "لطفا کپی نکنید" با امضای شخص مدیری نقش بست و نشان داد مدیری هنوز جایگاه محکمی در قلب هواداران بی شمارش دارد. هرچند که جایزههای نفیسی که تهیه کنندگان برای تماشاگران سریال در نظر گرفته بودند در این استقبال بی تاثیر نبود. اما قهوه تلخ هرچه پیش رفت بیشتر از نفس افتاد و تلاش کرد حفرههای واضح فیلمنامهایاش و کمرنگ بودن قصهاش را با حضور بی حساب و کتاب دو پیرمرد بامزهی داستان پیش برد. طبیعی است که چنین راهکاری تنها تا زمانی محدود جوابگوی تماشاگر است و ناگهان در همین زمان بود که پخش قهوه تلخ قطع شد که تا حال حاضر هم خبری از قسمتهای جدید نیست. هرچند که بارها مطرح شد که مدیری برای بهتر شدن سریالش قصد دارد تا شخصیتهایش را به زمان معاصر بیاورد. یا اینکه بارها صحبت از حضور چهرههای مشهوری مثل محمدرضا گلزار و مهتاب کرامتی در این سریال شد اما تمام این موارد با قطع ناگهانی سریال فراموش شدند و با ادامه این وضعیت معلوم نیست که تماشاگرانی که مدیری از آنها بابت کپی نکردن سریال تشکر کرد روی قولشان بمانند یانه. تماشاگر به حق انتظار دارد بابت هزینهای که میپردازد توقع خدمات داشته باشد اما... سریال قلب یخی هم سرنوشتی همانند همتایش دارد. شروع کوبنده سریال در قسمتهای آغازین و قطع ناگهانی و در ادامه افت بسیار شدید سریال به لحاظ کیفی در فصل دوم، مسیری است که قلب یخی طی کرد. در واقع لطیفی و نویسندههای سریال در قسمتهای ابتدایی آنقدر گرههای زیاد و شخصیتهای پرشمار را وارد قصهشان کردند که حالا به نظر میرسد توان جمع کردنش را ندارند. حالا هم با شروع فصل دوم هم داستانی که با آن وسعت شروع شده بود جایش را به انبوه سکانسهای تکراری و فصلهای بیهوده کلیپوار داده است. متاسفانه محمدحسین لطیفی در قلب یخی به قدری درگیر فرم اثرش شده که قصه را کاملا به حاشیه رانده است و این از کارگردان خوشنامی همانند لطیفی بعید است. ذوقزدگی بیش از حد سازندگان سریال در مواجهه با ساختار متفاوت سریالشان نسبت به کارهای ایرانی به کلی مسیر سریال را عوض کرده و هرچه بیشتر پیش میرویم شلختگی سریال در قصه گویی بیشتر میشود. طوریکه انگار خود آنها هم از ادامه آنچه در سریال رخ خواهد داد بی خبرند! اغلب قسمتهای فصل دوم سریال اختصاص به سکانسهای بی سرو تهی دارند که مثلا هرسکانس نصفه و نیمه قرار است در ادامه کامل شود. چنین رویکردی شاید در چند قسمت اول جذابیت داشت اما الان به جز سردرگم کردن بیهودهی تماشاگر و افزایش زمان سریال کارکردی ندارد. این مسیری نیست که به جایی منتهی شود که سازندگان آن در ابتدا وعدهاش را میدادند. استقبال مردم از قسمتهای ابتدایی سریال خیلی از کارگردانان مشهور را به صرافت انداخت که برای شبکه خانگی دست به ساخت سریال بزنند اما حالا و با ادامه چنین وضعیت نامنظم و با چنین کیفیتی بعید به نظر میرسد مردم رمقی برای تهیه سریالهایی که در شبکه خانگی ساخته و توزیع میشوند داشته باشند. مگر آنکه سازندگان هر دو سریال در عزمی جدی هم توزیع به موقع کارهایشان را جدی بگیرند و هم در پی ارتقاء کیفی سریالهایشان باشند. نگاهي به اثر ماندگار مهران مديري
يک فنجان قهوه تلخ فيلم نيوز: قهوه تلخ به عنوان يک کمدي نمادگراي تاريخي با وجوه پررنگ نقد گفتمان سياسي، تجربه اي ارزنده در کارنامه مديري به شمار مي رود و نشاندهنده فکر خلا ق نويسندگان و کارگردان کمدي سازي است که در رهگيري علا يق ذهني جامعه به مرحله استادي رسيده اند و مي دانند مخاطب ايراني چه درماني را مي طلبد و ذهن آشفته اش را کدام مرهم، دوا و درمان است. نمادسازي، نمادگرايي و نمادشناسي، هرم موضوعه اي راهبردي پيرامون درک شاخص هاي هنر و رسانه هستند و در اين ميان قالب اصلي روايت در ساختار بصري آثار کميک، بيش از ديگر گونه اي روايي قابليت ارايه تحليل نمادين را دارا است.
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390{زمان:14:26} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» میشود
خبرگزاری فارس: مهران مدیری و جمعی از بازیگران مجموعه قهوه تلخ به تماشای تئاترهای «بازیگر» و «وقتی آدم خوابش میگیره» به کارگردانی «علی نصیریان» میروند.
به گزارش خبرگزاری فارس، مهران مدیری همراه با جمعی از بازیگران و عوامل مجموعه قهوه تلخ روز دوشنبه نهم آبان ماه در فرهنگسرای نیاوران تماشاگر نمایش بازیگر و زنش و وقتی آدم خوابش میگیره با بازی علی نصیریان و محبوبه بیات خواهند بود.
عرضهي سري جديد «قهوه تلخ» از اواسط آبان ماه
آرش نوذری با حضور در غرفه ایسنا در بخشي از گفتوگوي خود دربارهي بازي در مجموعه طنز «قهوه تلخ» توضيح داد: در سري جديد «قهوه تلخ» كه بازيگرانش در زمان حال كار ميكنند، كار ميكنم. اين سري از مجموعه اواسط آبان ماه به دست مردم خواهد رسيد.
حضور مهران مدیری در کنسرت دارکوب قطعیت ندارد
پویا نیکپور: برای حضور مهران مدیری در کنسرت گروه دارکوب مذاکره شده است.
پرواز 57 "در شبكه نمايش خانگي توزیع شد! انيميشنهاي «حنا دختري در مزرعه»، «دكتر ارنست» و «پينوكيو» و «كلاه قرمزي نوروز 90» نيز قرار است هر يك در قالب چهار يا پنج DVD در قسمتهاي 10 تايي وارد سيستم نمايش خانگي شوند. به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، همچنين سريالهاي «فاصلهها» و «آرايشگاه زيبا» وارد شبكه نمايش خانگي شدند. سريال «فاصلهها» كه تابستان سال گذشته روي آنتن رفت، در قالب 12 DVD در نمايش خانگي توزيع شد. شركت سروش همچنين قرار است به زودي «ساختمان پزشكان» را در سه نوبت با فاصله دو هفته در قالب 18 DVD راهي نمايش خانگي كند. منتخب سري اول سريال طنز «زير آسمان شهر» نيز از حدود 10 روز آينده توزيع خواهد شد. به گزارش ايسنا، «پرواز 57» و «زير هشت» از برنامههايي هستند كه پيش از اين در نمايش خانگي توزيع شدند.
اظهارنظر فرمانده نيروي انتظامي درباره «مرد هزارچهره
امروز با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی؛
چهارمین نشست سرای روزنامهنگاران ایران برگزار میشود
خبرگزاری فارس: نشستی با حضور بروز ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی لکپوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامهنگاران ایران برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در هجدهمین نمایشگاه بینالمللی مطبوعات و خبرگزاریها چهارمین قسمت از نشستهای روزانه سرای روزنامهنگاران ایران امروز شنبه ساعت 17:30 هفتم آبانماه ۹۰ با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی لکپوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامهنگاران ایران برگزار میشود.
شنبه هفتم آبان 1390{زمان:22:10} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() سلام دوستان این دیالوگها هیچوقت فراموش نمیشه مخصوصا در این شبهای عزیز بیشتر بیاد میاد در این شبهای عزیز ماروهم دعا کنید
چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟! من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو می شناخت. نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه ای. من ساده بودم. من همه چیز رو باور می کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم. من مقاومت کردم تا حد توانم. اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم. برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران. من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن و من اشتباهیم. من نه طبیب بودم [که بیماری جامعه ام رو درمان کنم]، نه پلیس [که بعنوان مجری قانون با مشکلات جامعه ام مبارزه کنم]، نه شاعر [که با سخنوری مردم جامعه ام را راهنمایی کنم] و نه خلافکار! من فقط اشتباهی بودم. من از اولش هم اشتباهی بودم. تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود. اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم. من فقط اشتباهی بودم. خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهی بودم. من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟ من بی دفاعم. حالا من موندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم. آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم
خدایا تو منو ببخش…
جمعه چهارم دی 1388{زمان:18:14} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() نیما دهقانی یکی از طنزنویسان چلچراغ است. نشناختید؟ بابا همونی که شعر «لیست خرید» رو گفته دیگه. لیست خرید چییه؟
پوتین برای سربازان جدید حالا شناختید؟ آفرین! واقعاً خسته نباشید. در پایان مصاحبه از صدایش تعریف کردم و از شنیدناش ابراز خوشحالی. او هم باتعجب، پرسید: «صدای من رو نشنیده بودی تا حالا؟» و بعد فهمیدم که بخشی از برنامهی «سفید مثل شب» را او اجرا میکند و تصمیم گرفتم بخشهایی از مصاحبه را به صورت صوتی برای دانلود قرار دهم. شما علاوه بر خواندن متن کامل مصاحبه، میتوانید دقایقی از حرفهای نیما دهقانی را هم بشنوید: ● شعر «لیست خرید» پسوورد www.mobileha.com امیر ژوله در مصاحبههاش از شما به عنوانِ شاعر شعرهای قسمتِ ادبی سریال نام برده. شاعر این شعرها شما بودید؟ ● من از یه نفر شنیدم که کلّ طرح اون قسمت رو شما دادین... از یکی از همین وبلاگنویسها... ● پس طرح این قسمت رو شما ننوشتین؟ ● شما فقط شعرش رو گفتین... ● نظرتون راجع به اینجور شعرها چیه؟ همون شعر «لیستِ خرید» که به قول سروش صحت: «از این مدلهایی که تازگیها مُد شده وآدم هم خیلی لجاش میگیره. چون هم مزخرفه، هم درسته.» ● آره دیگه. اگه من بخوام نظر خودم رو راجع به شعر بهات بگم، خُب یه بحثِ خیلی طولانیای داره و خیلی تخصصی میشه. ولی کلاً بخوام بهت بگم، اینکه: فکر میکنم هدفی که پشتِ کار من و امیرمهدی ژوله بوده، یه جوری با نگاهکردن طنز به این سبک شعرهایی که امروز باب شده، بوده. من نمیگم این سبک شعر غلطه، چون خودم خیلی ازش استفاده کردم و خیلی بهاش تعلق خاطر دارم یک جورهایی... ولی الآن مُد روز مثل خیلی چیزهای دیگه شده ظاهربینی این قضیه. یعنی با فُرم اینجور شعرها شده منبع نوندرآوردن برای یه سری. نوندرآوردن میتونه مادی باشه، میتونه از لحاظ شهرت باشه. نمیدونم تا چه حد توی این حلقههای شعری و ادبی بودی، ولی یه سری شعرهایی هست که همونجور که میگی مثلاً سروش صحت گفت، آدم لجاش میگیره. قالب، همون قالبه و فُرم، همون فُرمه. فکر میکنه که واقعاً یک شعر پستمدرن مثلاً گفته یا یک شعر دادائیستی گفته... یا هر سبک دیگهای... کاری که ما میخواستیم بکنیم، این بود که یهجوری مسخرهکردن این ظاهربینی توی ادبیات و شعر ما بود. که حالا نمیدونیم دقت کردی یا نه، مثلاً سعید پیردوست میگفت: «اسم این جور شعرگفتن، تجرید امواج هجایییه.» این سبک، سبکِ غلطی نیست. ما خودمون یه مدت روش داشتیم بحث میکردیم و اینا، ولی دیدیم به نتیجه نمیرسیم... مثلاً از این کلمهاش استفاده کردیم به عنوان یک شوخی توی این کار. مثلاً یه همچین کارهایی که مییاد و بهویژه شاعرهای جوون که اون پتانسیل شعرگفتن رو ندارن، متوصل میشن به این کارهای فُرمالیستی و از توشون تکوتوک کارهای خوبی هم درمییاد شانسکی... چون درواقع مبنای کار دادائیستی اصلاً شانس و تصادفه. البته اگه اسم این کار رو دادائیستی بذاریم... سبک دادائیسم اصولاً میگه که: «اثر هنری در اثر تصادف بهوجود مییاد.» یعنی باید به این تصادف، ما ارج بنهیم! (چه جملهی خوبی؛ ارج بنهیم!!!) میگن ارزش داره. یعنی هر چیزی که بر اثر تصادف بهوجود مییاد، ارزش داره. حالا نمیدونم تا چه حد آشنا هستی. این هم درواقع همین یک تصادف بود. یه سری کلمه پشت سر هم اومد و این تصادف، یک شعر رو ساخت. ● هر کسی هم میتونه برداشتِ خودش رو داشته باشه... ● به نظر شما چقدر از این بخش مرد هزارچهره، چقدر از اون پشت پردهای که داشت از شُعرا نشون میداد، چقدرش بر مبنای واقعیت بود، چقدرش اغراق بود؟ کدوم بخشهاش واقعی بود، کدوم بخشهاش تمسخر؟ ● شوخی منظورمه. همون اغراق... ● من گفتم: به نظر شما. نظر خودتون رو خواستم. ● آره آره. ● موردی نمیتونید بگید؟ که دقیقاً کدوم بخشاش کاملاً واقعی بود؟ آخه شما توی این جمعها بودید دیگه... ● به نظر شما با تعریفی که روشنفکرها دارند، یعنی خیلی روشن باید نگاه کنند، و با دید باز، چرا پلیسها اعتراض نکردن به قسمتِ خودشون یا پزشکها به قسمتِ خودشون، و چرا فقط روشنفکرها اعتراض کردند؟ مشکل از کدوم طرفه؟ ● خُب این برداشت سطحی بعید نبود از اون گروه؟ ● آره. ● مشکل از همون قسمتِ سریال نبود؟ چون به قسمتهای دیگه کمتر انتقاد وارد شد... ● نه نخوندم. یه سؤتفاهم خیلی سطحیای بود که زود هم تموم شد و رفت. یعنی اصلاً اونقدر بحث... این نظر شخصی منه. من فکر میکنم که حداقل روشنفکرها و کسانی که دستشون توی هنر و بویژه کاریکاتور یا زمینهی طنزه، خیلی میتونن با دید بازتری به این قضیه نگاه کنند، و این برخورد، مال این قشر نبود به نظر من. یعنی اصلاً تو قاموس این قشر نمیگنجه. ● زود قضاوت کردن... ● حالا البته نمیشه گفت: قضاوت. چون تو وبلاگ شخصیاش هم بود. چرا اینقدر گسترده شد؟ ولیکن این کار، کارییه که هر کسی میتونه یه برداشتی از توش بکنه. و ما نمیتونیم جلوی برداشتِ مخاطب رو بگیریم. به هر حال اون آدم هم در برداشتِ خودش آزاده. حالا این حرفی که شما میزنید، روشنفکرها چرا باید اعتراض کنن، میگم (روشنفکر اصلاً کلمهی خوبی نیست) هنرمندها با اون درجه و سطح برداشتی که از هنر و جامعه و کلاً اینجور مسائل دارن، خیلی شایسته نبود که اینجوری برداشت بشه. به هر حال اون آدم هم طرز تفکر خودش رو داره و حق داره که برداشتِ خودش رو بکنه. ● یه جملهای رو هم برای آخر کار بگین... یک جملهی آخر درمورد سریال... جمعبندی کنید... منبع:نشریه طنز اینترنتی سه شنبه یکم بهمن 1387{زمان:16:44} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() حرفهای خواندنی «اسماعيل احمديمقدم»
فرمانده كل نيروي انتظامي درباره «مرد هزار چهره»؛ سینمای ما - «اسماعيل احمديمقدم» گفت: وقتي سريال «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي ناجا رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. «اسماعيل احمديمقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي در جمع سينماگران و مديران جشنواره فيلم پليس با بيان اين مطلب كه اين جشنواره با وجود هنرمندان، پيشكسوتان، اهل فن و هنر نشان داد كه توانسته است پشتوانه خوبي براي خود كسب كند، گفت: اين موفقيتي است كه يك حركت فرهنگ در بين جامعه و نخبگان مقبوليت پيدا ميكند. چرا كه در عملكردهاي مختلف يا نگاه رو به اجتماع است يا به نخبگان كمتر اتفاق مي افتد كه اين اهداف به هم پيوند بخورد كه جشنواره فيلم پليس اين دستآورد را داشت. وي ادامه داد: در جشنواره فيلم اين هدف تعقيب ميشد كه ارتباط با مردم از زبان هنر و از دريچه دوربين برقرار شود. احمدي مقدم با اشاره به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» و تأثير آن بر مخاطب گفت: امسال وقتي «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. پليسي كه لبخند ميزند ولي قابليت اجرايي ندارد و پليسي كه مقتدر است. اين اقتدار نه از زاويه قدرت مادي بلكه از قدرت معنوي صادر ميشود كه بر منطق استوار است. وي با اشاره به تأثير مثبت آثار سينمايي در حل آسيبهاي اجتماعي گفت: فيلمهايي با موضوع آسيبهاي اجتماعي رو به بهبود است و آهنگ مناسبي دارد و پيشرفت خوبي دارد. البته سينما نيازمند حمايت است. از حمايت معنوي تا مادي. احمديمقدم گفت: ما از هرگونه حمايتي در حوزه ابزار و در اختيار قرارگرفتن امكانات و حمايتهاي معنوي دريغ نميكنيم، چرا كه ميدانيم اگر كه فيلم فاخري ميخواهيم بايد به آن نيز كمك كنيم چراكه اين سينما هزينه دارد و ممكن است درآمد داشته باشد يا نداشته باشد. ما حمايت مادي و معنوي خودمان را بهزبان و عملا اعلام ميكنيم. وي به مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» اشاره كرد و گفت: در فيلمهاي اجتماعي بايد ببينيم هدفمان چيست. در قتلهاي خانوادگي در مجموعه تلويزيوني زير تيغ به روح آدمها چنگ ميزند و تأثير مناسبي دارد. اگر هدفمان اين باشد كه مردم به ظن و گمان كاري نكنند و نتيجه بازدارنده داشته باشد. مهم است نه اين كه فعاليت نيروي انتظامي و قوه قضاييه را زير سؤال ببرد. احمديمقدم با بيان اين مطلب كه ساخت فيلمهاي پليسي و اكشن خواست نيروي انتظامي نيست، گفت: فيلم اكشن پليسي كه در آن پليس قدرتمند نشان داده شود، آن چيزي نيست كه ما ميخواهيم. اين كه كارهايي مثل كبري 11 ساخته شود، هدف ما نيست. ما ميدانيم كه چنين فيلمهايي دروغ محض هستند. براي نشان دادن اقتدار يك پليس، فيلمهاي اكشن پاسخگو نيستند. اقتدار پليس بايد در يك فيلم حل شود نه اينكه به چشم مخاطب بيايد. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به اينكه تمام تلاش نيروي انتظامي در اين است كه جشنواره فيلم پليس راهي براي حل معضلات اجتماعي باشد گفت: در حوزه مبارزه با مواد مخدر، سال آينده حمايت مالي را در اين زمينه تقويت ميكنيم. یوسف تیموری از همکاری با مهران مدیری میگوید فكر ميكنيد در كدام كار آنطور كه بايد تواناييهاي يوسف تيموري ديده نشد؟ چهارشنبه چهارم دی 1387{زمان:10:6} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() خبر از کیمیا
سلام دوستان داشتم نگاهی به مجله ایدهآل نیمه ۲ آذر میانداختم دیدم توش نوشته آقای بابک برزویه دارن یه فیم مستند از تلاش و فعالیت آقای مدیری برای کنسرت یونیسف و کنسرت خودشون که کنسل شد (در پشت صحنه ) می سازند و می خواهند این فیلم رو برای جشنواره فجر آماده کنند که پیش بینی میشه یه دلیل محبوبیت فراوان مهران مدیری فیلم پر طرفداری بشه
خبر جالب
افزایش بی سابقه نگهداری از "ایگوآنا و کروکودیل" بعد از پخش "مرد هزار چهره"
دکتر آرش مقدمی متخصص و مشاور دامپزشکی در این زمینه به خبرنگار مهر می گوید: بعد از پخش سریال تلویزیونی " مرد هزار چهره " با هنر آفرینی مهران مدیری فروش این جانور به شدت افزایش یافته است. در قسمتهای پایانی سریال " مرد هزار چهره " علیرضا خمسه هنرپیشه نقش پدرخوانده گروه مافیایی این سریال به همراه خود یک سوسمار " ایگوآنا " داشت که به عنوان نمادی از ترسناک بودن و نافذ بودن او در سریال تلقی می گردید. سوسمار درختی " ایگوآنا " بیش از دو دهه است که در کشورهای پیشرفته و صنعتی به جرگه حیوانات خانگی پیوسته است. اخیراً این حیوان از دیگر کشور ها منجمله از امریکای جنوبی به کشور ما نیز راه یافته است به گفته این متخصص ، ایگوانا سوسمار گیاه خوار و بی آزاری است که طول بدن آن طی مدت دو تا سه سال به دو متر خواهد رسید و دائماً رنگ خود را با محیط اطرافش هماهنگ می کند. این حیوان نیاز به حوضچه ای دارد که حداقل ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر عمق داشته باشد و ابعاد این حوضچه باید متناسب با طول بدن حیوان باشد . علاوه بر آن ایگوانا باید همه روزه خود را بر روی تنه ای از درخت بالا بکشد. به همین خاطر خریداران این حیوان مجبورند که همراه آن اقدام به خرید درخت های طبیعی یا مصنوعی کنند. بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر نشان می دهد که نوع نوزاد ایگوانا در بازار با قیمت 300 الی 400 هزار تومان و نوع بالغ آن با قیمتی حتی بالاتر از یک میلیون تومان خرید و فروش می شود. خریداران این حیوان باید حتماً نوع آن را از پیش سفارش داده باشند و نمی توان بصورت حضوری این حیوان را در بازار خریداری کرد. مدیر یکی از کلینیکهای تهران در گفتگو با مهر می گوید: علاوه بر ایگوانا اخیراً تقاضا برای خرید "کروکودیل" در میان برخی از خانواده های مرفه تهرانی افزایش یافته است
پیمان غفاری می افزاید: در حال حاضر برخی از خانواده های مرفه تهرانی بطور محدود در خانه های از " کروکودیل " نگهداری می کنند. برخی از کارشناسان اجتماعی معتقدند به دلیل افزایش برخوردهای انتظامی با موضوع نگهداری و حمل حیواناتی نظیر سگ، گرایش خانواده ها به نگهداری حیواناتی نظیر کروکودیل، ایگوآنا، خرگوش ، سنجاب و سایر جوندگان به شدت افزایش یافته است! با این حال بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر حاکی از آن است که سگ و گربه همچنان در صدر پر فروشترین حیوانات خانگی به عده ای از شهروندان قرار دارند. خرید و نگهداری سگ در میان مردها بیش از زن ها و خرید و نگهداری گربه در میان زنان تقاضای بیشتری دارد.
با تشکر از آقا سینا برای ارسال مطلب دوشنبه دوم دی 1387{زمان:10:4} آتــــنا ♥ ســمانہ
با سلام به همه دوستان مطالب و عکسهای این پست همه از الینای عزیزه متشکرو ممنونم از لطف زیادش به وبلاگ و هواداران گل مهران مدیری عزیز صدای یک روزنامه اقتصادی هم در آمد.
زاون قو کاسیان از منتقدان و نویسندگان سینمایی که تا به حال کتاب های زیادی را در حوزه سینما منتشر کرده به خبر نگار ما می گوید:
دایره زنگی دوان دوان به دنبال شخصیتها داوود زادمهر:در چند سال اخیر همیشه بین فیلمسازان و منتقدین سینمای ما فیلمنامه به عنوان یکی از مهمترین نقاط ضعف اکثریت قریب به اتفاق فیلمها محل بحث بوده است. اما در مورد دایره زنگی اصلیترین نقطه قوت فیلم فیلمنامه آن است و این بار فیلم از جهت کارگردانی و تدوین و خصوصا فیلمبرداری به شدت ضربه دیده است. داستان چند وجهی و چند شخصیتی فیلم که به وضوح از فرم روایتی فیلمهای رابرت آلتمن فقید وام گرفته شده است (استفاده از نام فیلم «short cuts» ساخته آلتمن در ابتدای فیلم را میتوان نوعی ادای دین به او به حساب آورد) به حدی با جزئیات نوشته شده که عملا کارگردان نتوانسته خارج از فرم روایتی فیلمنامه کاری بکند و همه چیز را آن طور که فیلمنامهنویس میخواسته پیش برده است. به همین علت حتی وقتی کارگردان تصمیم گرفته است که ظاهرا کاری خارج از فیلمنامه انجام دهد و مثلا ارتباط تصویری بین چند رویداد ایجاد کند باعث به هم ریختن ریتم فیلم شده است. مثلا در صحنهای که درختی در خیابان قطع شده و مامورین امداد در حال بریدن آن هستند و ناگهان یک نفر با یک دایره زنگی در دستش ظاهر میشود، تقطیع این نماها به یکدیگر علاوه بر آزاردهنده بودن باعث شکست روایت برای لحظاتی میشود. علاوه بر این، استفاده بد از صفحه آبی و تغییر محسوس رنگها در نماهایی که در ماشین میگذرد باعث تصنعی شدن حس آن لحظات میشود. بیشتر بازیها از کیفیت خوبی برخوردارند که این مسئله در خصوص مهران مدیری و باران کوثری بارزتر است و بعکس امید روحانی علاوه بر ضعفی که در بیان دارد گاه دیالوگها را به وضوح خط به خط به خاطر میآورد. و البته میتوان پرسید که اگر برای نقش شیرین از بازیگر کمتر شناخته شدهای به جز باران کوثری استفاده میشد باز هم این شخصیت تا این اندازه تا پایان فیلم در ذهن بیننده باقی میماند؟ منبع: وبلاگ لوح سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387{زمان:18:2} آتــــنا ♥ ســمانہ
با فیلمنامهای از اميرمهدي ژوله؛اولين فيلم سينمايي «مهران مديري» در ژانر وحشت ساخته میشود! سینمای ما - «مهران مديري» با انتخاب «اميرمهدي ژوله» به عنوان فيلمنامهنويس اولين فيلم سينمايياش، سراغ ژانر وحشت ميرود. «اميرمهدي ژوله» نويسنده فيلمنامه نخستين فيلم سينمايي مهران مديري گفت: اين فيلمنامه از مضموني ترسناك اما پر از شوخي برخوردار است كه با طرح ابتدايي كه براي اولين فيلم بلند آقاي مديري داشتيم، كمي متفاوت است. عکس از الینای عزیزم گزارش فارس از گيشه فيلمهاي ايراني در بهار 87
به گزارش خبرگزاري فارس، مقايسه ميزان فروش فيلمهاي ايراني در اكران نوروز و دو نوبت اكران بعدي بهار 87، با رقم كلي 2 ميليارد و 950 ميليون تومان (در حالي كه 10 روز از نمايش فيلمهاي آن باقي مانده) از رشد حدود 250 ميليون توماني نسبت به بهار سال گذشته خبر ميدهد.
* ركوردشكني در 59 روز
این مطلب و عکس از الینای عزیزه مهران مدیری ،طناز بزرگ و پدر طنز نوین ایران، این بار تیغ انتقاد خود را به سمت برخی از افراد جامعه ازکارمند،پزشک،بانکدار،پلیس و هنرمند تا قاضی و وکیل از نیام برکشید و بی رحمانه ترین حملات را به سوی آنان رهبری کرد؛البته قابل ستایش است که در کنار این هجوم فرعی،سر توپ جنگی طنز پرقدرتش را به سمت تمام سیاست های این حکومت و این دولت تابانید و جز ویرانه ای از آن در اذهان جای نگذاشت که این اثر نیز از جرح و تعدیل های ناشیانه و نا آگاهانه در امان نماند در حالی که سکانس های سانسور شده در تیزر معرفی این سریال به کار برده می شدند.
نگاه :
اتنقاد بعدی به سامانه ی بانکداری کشور وارد می شود که بی هیچ تحقیق و استعلام محلی در مراسمی مردمی جایزه را ظاهراً به برنده اعطا می کنند اما همین جایزه خم رنگ رزی نیست و با کاغذ بازی سعی می شود که برنده ی جایزه را سر بدوانند و به نوعی او را مرگ راضی کنند تا دچار تب نشود.
دوشنبه بیستم خرداد 1387{زمان:17:53} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() ین مطلب رو الینای عزیز فرستاده ممنونم از لطفش امیدوارم همیشه سلامت باشین هفته نامه جهان سینما(دوشنبه 19 فروردین)
دوشنبه بیستم خرداد 1387{زمان:17:50} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() سلام دوستان
قسمتهایی از مصاحبه پژمان بازغی در شب شیشه ای که مربوط به مهران مدیری و مرد هزار چهره میشه رو براتون میذارم پژمان از اين جا شروع مي كنم كه براي حضور در سريال مهران مديري من شنيدم كه تو رقمي بيشتر از پنجاه ميليون تومان براي دو ماه كار دريافت كرده بودي آيا چنين چيزي صحت دارد؟ عرض به حضورتان كه قرار شده كه راست و بي پروا بگم. نه انقدري نبود ولي رقمش هم نمي تونم بگم بهرحال جزو اسراره . -خيلي دور از اين رقمي كه من ميگم نبود؟ *نه خيلي هم نبود ولي انقدر هم نبود، بهرحال با توافق تهيه كننده بود كه اين رقم دريافت شد. - خب هميشه براي من سوال بوده ، تو در برنامه هاي متعددي كه با هم داشتيم يا گفتگوهاي تلفني، گفتي كه من مهران مديري را دوست دارم مي خواهم الان بدونم بيشتر پول را دوست داشتي يا مهران مديري را؟ از انجا شروع كنم كه دوست عزيزم مهران مديري يكي از كارگردان هاي موفق در عرصه طنز هستند در تلويزيون و كارهاي كه ايشان عموما انجام دادند مخاطبين زيادي داشتند و نبوغ در كار ايشان ديد ه ميشود به همين دليل وقتي كه از من خواستند و دعوت كردند لطف كردند تماس گرفتند دستيارشان، خيلي گيج و مبهم رفتم پيش مهران چند جلسه اي كه با هم داشتيم گفتم من كارهايي كه انتخاب مي كنم كه عموما كارهايي نيست كه با ژانر كارهاي تو همخوان باشد چرا از من دعوت كردي براي اين نقش و به من گفت كه مي خوام كلا يك نوع ديگر از طنز را در تلويزيون تجربه كنم با اين تفاوت كه عموما كارهاي مهران 90 شبي بود ، ده قسمت ساخته مي شد با واكنش هايي كه مردم نسبت به مجموعه داشتند مجموعه خطش عوض ميكرد به اون سمتي پيش مي رفت كه مخاطب بيشتري داشته باشد. ولي اين كار يك استثنا بود فيلمنامه نوشته شده بود، يا گروه فيلمنامه نويسي خط اصلي را طراحي كردند، حالا ديالوگ نويسي مي شد، كم و زياد مي شد يا سكانس ها جابجا ميشود،يعني قرار نبود كه مردم بگويند اين سريال گرفته يا نگرفته ةخود مهران هم اولين بار كاري انجام مي داد كه يك فيلمنامه كامل داشت و قرار بود بعد از پخش ببينيم مجموعه موفق بوده يا خير - بنابراين با تاكيدهايي كه شما مي فرمائيد اصالت بر محتوا و گرفتن سريال بود نه مبلغي كه دريافت شده، چون اين روزها دريافت دستمزدهاي عجيب و غريب نقل و نقل محافل است گفتم از اين زاويه شروع كنم. *نه خيلي مبلغ غير معقول نبوده بسيار خوب، به نظرت نقش درآمد در مرد هزار چهره؟ *والا نقشي راكه من تصورش را مي كردم آره، يعني قرار بود يك پليس كاملا جدي باشد. اتفاقا كه ديروز هم خدمت سردار روزبهاني بوديم بحث همين شد. بحث اين شد كه اگر سروان شاهين اعتمادي به روي خودش نمي آورد كه سرهنگ غفاري دارد اشتباهاتي مرتكب ميشود به لحاظ سلسله مراتب نظامي بود كه ما رعايت كرديم در قصه ، والا از روز اول شك كرده بود جايي كه احترام هاي نابجا مي ذاره به افسرهاي پائين از خودش و دستوراتي كه صادر مي كنه خيلي منطبق به قوانين نيروي انتظامي نيست به همين دليل بهش شك مي كند تا ادامه داستان، بعد داستان تبديل به يك موضوع كلاسيك مي شود كه داستان دزد و پليس ، دزدي كه هميشه در حال فرار و پليسي كه سايه به سايه دنبالش است. - پس بنابراين تعريفي كه خودت از نقش ات ارائه مي دهي پادزهري براي آن مجموعه كه مي تواند گزنده باشد ولي حضور يك پليس خيلي جدي و خيلي محترم و اتو كشيده مياد بقيه قضيه را تحت شعاع خودش قرار مي دهد. *من اصولا فكر مي كنم طنز در كشور ما، مسائل گزنده را ما اصولا عادت كرديم با ادبيات طنز بگيم - طنز يعني همين ديگه فكر ميكنم لازم است يك ادم جدي در كنار يك آدمي كه قرار نقش طنازانه بازي كند در كنار هم قرار بگيرند هر دو مثل كنتراست ايجاد شود. - ببين پژمان من معتقدم كه كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوئل مي شود، نقش زينال بود، اصولا هرچند كه من هم بسيار مهران مديري را دوست دارم و به خاطر همين دوست داشتن و احترام خودم هم در اين مجموعه حضور داشتم ،اما به نظر من مخاطب نمي پذيرد پژمان بازغي دوئل بيايد در سريال مرد هزار چهره بازي كند و به اعتقاد من بهش آسيب وارد ميشود. جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387{زمان:12:18} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام بچه ها نگاهی به مجموعه مرد هزار چهره و نقدهای آن چای داغ روی پای «سرهنگ غفاری» می ریزد. او فریاد زنان دستور بازداشت تعداد زیادی از مردم محل را می دهد. اراذل و اوباش محل را بدون هیچ مدرکی می گیرد و آن قدر کتک می زند تا اعتراف کنند. پیرزنی رنجور و خمیده را به کلانتری می آورند. او هم به دستور سرهنگ غفاری به دلیل تردد در ساعت ۱۱ شب به زندانی شدن محکوم می شود. این ها، بخشی از صحنه هایی است که پخش تلویزیونی آن در نوروز، سبب شد موجی تازه در وب لاگ های فارسی و حتی گفتگو های حین دید و بازدید های نوروزی راه بیفتد. اما سرهنگ غفاری داستان مرد هزار چهره، مردی به نام «مسعود شصت چی» است که پیر پسری است ساده لوح که برای برآورده شدن خواست پدر دختری که به او عشق می ورزد، از شیراز به تهران سفر می کند. او هر روز در قالب شخصیتی تازه، از دکتر گرفته تا پلیس و حتی روشنفکر شاعر، قرار می گیرد. آیا «مهران مدیری»، کارگردان این مجموعه، نیروی انتظامی و طرح پر جنجال «امنیت اجتماعی» را در تلوزیونٍ کنترل شده دولتی ایران به سخره گرفته است ؟ آیا او توانسته از سد فیلتر ها رد شود ؟ این ها پرسش هایی هستند که در نوروز امسال، برخی وب لاگ ها با شتاب زدگی به آن جواب آری داده بودند.
"مهران مدیری" باز هم ما را میخکوب کرد،او که با قدرت فانتزی یک بار ساختارهای صلب را با لطافت در «برره» به چالش کشید و این بار با جسارت "هزاران چهرهی نیروی انتظامی" را به نمایش گذارد.«سرهنگ غفاری» او آیینهی تمام قد نیروی انتظامی اجتماع ماست،نیرویی که قرار بود «حافظ امنیت» ما باشد اما بیش تر به "مزاحم آسایش" جوانان ایرانی شبیه است و رکنی که از پس طرحهایی موسوم به «امنیت اجتماعی» بیشتر به سلب امنیت روانی جامعه کمک کرده است.مدیری دقیقن همین جا را نشانه می رود؛سرهنگ غفاری او خودش میگیرد،خودش جرم میسازد و خودش حکم میدهد،در این کلانتری دایرهی قانون را آن جور که میخواهند میچرخانند و از خشونت هراسی نیست که حتا تشویق در پی دارد.«برقراری امنیت» پیراهن عثمانی میشود که آن را مجوز هر اقدام قانونی و غیرقانونی میکنند و اگر نقد و نظری مخالف سد راه شود،هفت تیر تهدید و ارعاب به کار میآید. * بسیاری خواهند گفت که این دست برنامهسازیها،بیشتر یک سوپاپ اطمینان و شیر تخلیهی فشار و بخشی از یک توطئهی پیچیده است.بیشک پایان سریال مدیری هم به گونهای خواهد بود که دل خون شدهی آقایان را نرم کند.شاید همین دلایل برای ننوشتن کافی باشد اما به گمانم از هر کار خوبی باید تقدیر کرد.باید بالاخره یک بار تکلیف ما روشن شود که دوست داریم،برنامههایی چون آن قسمت به یاد ماندنی ۹۰ فردوسیپور یا همین سریال امشبی را در تلویزیون ببینیم یا نه؟ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387{زمان:11:45} آتــــنا ♥ ســمانہ
پس شما هم دماغ روشنفکری را گنده نکشید
همان موقع که داشتم قسمت شعرای مرد هزار چهره را می دیدم و می خندیدم، مطمئن بودم که سر و صدا راه می افتد. و احتمالا بعضی ها معترض خواهند شد و آن را توهین به جامعه روشنفکری می دانند. جدی ترین اعتراض را توکا نیستانی مطرح کرد که کاریکاتوریست است. لحن عصبانی ایشان نشان می داد که به شدت نگران شده اند.و اشاره کرده اند به این که حلقه دروس و گالری نقاشی در این سریال، به خانم لیلی گلستان بر می گردد که در دروس گالری نقاشی دارد و آن اسم هم شبیه میم. آزاد است و این عکس هم به منوچهر آتشی شباهت دارد و... مصاحبه جالبی بود. از دو جهت: یکی این که توکا نیستانی خودش کاریکاتور می کشد؛ هنری که همیشه در معرض این جور اتهامات و خرده گیری ها بوده است و به مخاطب " با ظرفیت" نیاز دارد. دوم این که لحن ایشان دچار نقض غرض بود. او از توهین شاکی است اما در باره امیر مهدی ژوله (نویسنده این قسمت) و کل مجموعه و کل مردم ایران چنین می گوید:" در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند. به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند." لیلی گلستان در واکنش به نگرانی نیستانی که حلقه دروس را توهین به ایشان دانسته بود، این گونه اظهار نظر کرده:" من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!" دیشب که از رادیو فرهنگ تماس گرفتند و خواستند تا در باره ی این دعوا و مرد هزار چهره ، نظرم را بگویم، فهمیدم که کار بالا گرفته است و ظاهرا یار کشی هم شده. ظاهرا این مشکل قدیمی هم چنان حل نشده باقی مانده و همه صنوف و دسته ها و آدم ها در پی کشف توهین اند. واقعا اگر قرار باشد که اهل هنر در باره آدم های بی مدعی بنویسند، فقط فواحش و دزدان در دسترس باقی می مانند. خیلی خود فریبانه است که بخواهیم در باره هر شغل و گروهی، پاستوریزه نگاه کنیم. شوکران و اعتراض بی مورد پرستاران را یادتان هست؟ تازه وقتی پای طنز در میان است که دست هنرمند بازتر است ( مثل کاریکاتور ). طنز توان آسیب شناسی و تلنگر آرام و سرخوشانه را دارد. و واقعا چه کسی می تواند مدعی بی نیازی آدم ها و مشاغل و گروه ها ( و البته جامعه روشنفکری) از آسیب شناسی باشد؟ حتی می توان نقد تند و تیز را هم در این قالب طرح کرد و توهین هم نکرد. مرد هزار چهره تواست با زیرکی و به گونه ای متعادل طنز خود را پیش ببرد و هیچ کجا هم به کسی توهین نکند. آن ها فقط در باره آدم های اشتباهی حرف زدند و توانستند بالاتر و موفق تر از حد متعارف طنز تلویزیون بایستند
از یک شنبه،شماره اردیبهشت ماهنامه فیلم روی کیوسک هاست. در این شماره دو مطلب دارم. یکی منشور (استثناء ) دو صفحه ای ست در باره جشنواره فیلم فجر. این مطلب قرار بود در شماره فوق العاده جشنواره چاپ شود که نشد و در دو شماره بعد هم به دو دلیل دیگر نشد و به این شماره رسید. خوشبختانه با هزار جور ورد و جادو، این طلسمی که بر منشور نازنین مان بختک شده بود، باطل شد و امیدوارم که در ادامه سال، به روال عادی برنامه برگردیم. در این شماره نقدی هم در باره دایره زنگی نوشته ام. که بیش تر منفی ست.الان می خواهم در باره حواشی این نقد بنویسم و رویکرد محترمی که در مجله نسبت به نقد برقرار است. در این شانزده سالی که در فیلم نوشته ام، یادم نمی آید که قبل از سفارش نقد یا قبول پیشنهاد منتقد برای نوشتن در باره فلان فیلم، این کار را مشروط به مثبت یا منفی بودن نظر کلی آن منتقد کرده باشند. یا احیانا بخواهند به او خط بدهند که مثبت بنویس یا منفی. در باره همین دایره زنگی هم که خب حواشی خاصی داشت، قرار شد من بنویسم. فیلم را دو بار دیدم و خوشم نیامد(به ویژه در بار دوم) .یک فیلم متوسط شلوغ که آدم هایش را در حاشیه رخدادهایی قرار داده بود که چندان شان نمایشی نداشتند. کاملا آشکار بود که بخت آور کارگردان خوبی ست و جمع و جور کردن این همه سکانس و ریزه اتفاق کار سختی ست. اما حرف من این بود(و هست) که برای فیلمنامه ای زحمت کشیده شده که دندان گیر نیست و دچار ضعف در انسجام نیز هست. سردبیر که فیلم را دید، با من موافق نبود. با هم صحبت کردیم و هر دو دلایل مان را گفتیم و البته ظاهرا مورد پذیرش طرفین بحث هم قرار نگرفت. منتقدین دیگری هم بودند ( و هستند) که دایره زنگی را پسندیدند. طبعا نظر مجله هم منفی نبود و این حق را داشتند که اصلا نقد را کنار بگذارند؛ یا احیانا خواستار تغییر لحن باشند. اما خوبی مجله، ضابطه مندی همیشگی آن هاست. فقط از سعید قطبی زاده که نظرش مثبت بود، خواسته شد که بنویسد. گمان نمی کنم تا به حال نقد کسی به دلیل ناهمسویی با نظر مدیر یا سردبیر کنار گذاشته شده باشد. هنگام نمایش عمومی سکوت مخملباف هم چنین شد.در آن روزها، من و یکی دیگر از همکاران را به موافقت با آثار مخملباف می شناختند. قرار شد ما دو نفر بنویسیم. اما هر دو منفی نوشتیم و حتی نشنیدیم که " مگر شما دو نفر بر فیلم های مخملباف مثبت نمی نوشتید؟!" و هر دو نقد کار شد، البته در کنار نقد نسبتا مثبتی که خود سردبیر نوشت....حس خوبی ست که در ماهنامه فیلم ، نقد احساس امنیت می کند.
توکا نیستانی هم انگاری عذاب وجدان گرفته عذر خواهی کرده بخونین
اولین سؤالی که در بدو ورود به خانه می پرسد این است: - توکا، تو با جایی مصاحبه کردی؟ می گویم که مدتی است با هیچ جا مصاحبه نکرده ام. با تعجب بیشتری ادامه می دهد پس چرا از قول تو در فلان روزنامه نوشته اند که 99% مردم بی سواد هستند؟! حالا من هم تعجب می کنم اما می فهمم موضوع از کجا آب خورده است برایش توضیح می دهم که دو روز پیش از یک سایت یا وب لاگ کسی که نمی شناختم زنگ زد و خواست تا درباره ی علت مخالفتم با یک قسمت از سریال "مرد هزار چهره" توضیح بدهم من هم وسط حرف هایم برای این که مصاحبه گر را متوجه وظیفه ی سنگین کسانی کنم که در تلویزیون به طنازی مشغول هستند گفتم در مملکتی که 99% مردمش بی سواد هستند طعنه زدن به "اهل فرهنگ" هیچ عاقبت خوبی ندارد! البته آماری که دادم سطحی و به شدت اغراق آمیز بود ولی قرار بود مصاحبه در یک وب لاگ و با خوانندگانی محدود منتشر شود و به نظر می آمد صحت آمار را می توان فدای رساندن معنا کرد. همسرم ملامتم می کند که وقتی چنین قضاوت سختی در حق مردم می کنم طبیعی است هر کسی با خواندنش خود را در جبهه ی مقابل من ببیند. به او می گویم که به قضاوت دیگران اهمیت نمی دهم- کمی دروغ گفتم- و هنوز اعتقاد دارم "سواد" معنایی فراتر از توانایی خواندن تابلوی یک مغازه یا نوشتن نامه ای به اداره ی کارگزینی دارد و چون مجاب نشده بود ادامه دادم که می توان برای سواد مترهای گوناگون داشت، تا چند سال پیش معیار باسوادی از نظر سازمان ملل متحد(؟!) دانستن یک زبان خارجی و احاطه به کامپیوتر بود و امسال آن را به دانستن دو زبان خارجی به علاوه ی احاطه بر کامپیوتر ارتقاء داده است و با این حساب امروز من هم بی سواد محسوب می شوم! ... باز قانع نشد البته خودم هم قانع نشدم. من به رسانه ها و نقش آن بسیار اعتقاد دارم، از فیلمنامه نویس دلگیر شدم چون بر این باور هستم که باید با توجه به اهمیت رسانه ی تلویزیون و تعداد مخاطبین آن موضوع طنز را دست چین کرد وگرنه همه چیزی را باید گفت و این حق طبیعی طنزپرداز و طنزنویس است که در امنیت کامل آن بگوید که می خواهد حتی اگر اشتباه گفته باشد. گفتن هر حرفی و در هر تریبونی صحیح نیست، بعضی گفته ها علی رغم درستی اشان چون در رسانه ای پر تیراژ منتشر شوند می توانند اثرات مخربی بر جا بگذارند که با سال ها تلاش نتوان آن را از خاطره ی جمعی زدود- به طور مثال ریشخند کتاب خوانی می تواند آخرین امیدها را برای علاقه مند کردن مردمی که عادت به کتاب خواندن ندارند بر باد دهد- و حالا درست با همین استدلال که به صحت آن ایمان دارم امروز خودم مرتکب اشتباهی شده ام که زرنگی ژورنالیستی یک مصاحبه گر و غفلت خودم باعث آن شد، چیزی گفتم که برای "چاپ" شدن در یک روزنامه و با تیراژ یک روزنامه مناسب نبود. حالا که همان ایرادی که بر دیگران گرفتم بر خودم وارد آمده، انصاف نیست از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کنم یا دنبال سر هم کردن دلایل بچه گانه باشم از قبیل این که من هیچ وقت دروس نرفته ام یا نمی دانستم کسی آن جا گالری دارد یا اگر شما خودتان را بی سواد نمی دانید پس نباید از حرف من ناراحت شوید و... من همان می کنم که "جانی دپ" کرد وقتی از خود بی خود شد و مردم امریکا را بی سواد خواند؛ من از همه عذرخواهی می کنم.
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387{زمان:11:33} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام دوستان
یه خواهشی دارم خوب این نقد رو بخوونین و نظراتتون رو بگین مخصوصا بچه هایی که صاحب نظر هستن و خوب نقد میکنن خیلی دلم میخواد نظرتون رو بگید این نقد یه جور دیگه و از زاویه ای دیگه ای مهران مدیری و کارهاش رو نقد کرده که من تا حالا یادم نمیاد یا حداقل خیلی کم به همچین نقدهای ظریفی برخورد کزدم پس خواهشا تمنا میکنم خوب بخونین و نقدش کنید متشکرم
مهران مدیری و روشنفکران امیر احمدیآریان:
1 _ مهران مدیری پوپولیستی تمامعیار است. پوپولیست چه میکند؟ او کسی است که رسالت نهاییاش در حرفه و زندگی، قلب واقعیت و دگرگون جلوه دادن شرایط واقعی به نفع طبقه حاکم است و مهران مدیری در این سالها که سلطان بیرقیب طنزهای تلویزیونی بوده، به خوبی ثابت کرده است که تمام ابزارهای پوپولیسم را میشناسد و توان جذب عامه مردم و فریفتن آنان را بسیار بیش از دیگر ارکان رسانه ملی دارد. کاری که او میکند دقیقا همان تعریفی است که لویی آلتوسر از ایدئولوژی ارائه میدهد، یعنی تشویق و ترغیب مردم به ایجاد رابطهای خیالی با شرایط واقعیشان، به این معنا که مدیری با طنز تخدیرکنندهاش برای عامه مردم، که اتفاقاً رنگ و لعابی انتقادی هم دارد، دعوتشان میکند سیاهی واقعیت بیرون را که بخشی از آن نتیجه فقدان طنز و روحیه دست انداختن یکدیگر در جامعه و در سطوح سیاسی و فرهنگی آن است، فراموش کنند و به عنوان فعالیت فرهنگی شبهایشان را با برنامههای او بگذرانند. کاری که مدیری در صدا و سیما میکند جز پیروی از سیاستهای کلی این سازمان نیست، و میتوان گفت تمام برنامههای تلویزیون (به استثنای نود) در این راه گام برمیدارند. تلویزیون، رسانهای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعیشان. این تصویر خیالی در تلویزیون به شیوههای مختلفی ایجاد میشود. برنامههای خبری صبح تا شب در بوق و کرنا میکنند که در کشور ما همه چیز خوب است، تمام جهان پیرو سیاستهای ما هستند، در این کشور نه فقر وجود دارد نه محدودیت سیاسی، انگار نه انگار که فرهنگ مملکت آخرین نفسهایش را میکشد و اگر وضع به همین ترتیب ادامه پیدا کند چیزی از فرهنگ و هنر باقی نمیماند و... در برنامههای خانواده و زندگی، که اغلب صبحها برای خانمهای خانهدار پخش میشود، صحبت از عشق و امید است، از زیبایی و دلربایی زندگی در جهان است، از این که با صدور انرژی مثبت و دریافت آن چه قلهها که فتح نمیشود، چه زندگیها که زیر و رو نمیشود و چه ثمرات بیشماری که به دست نمیآید. در این برنامهها همیشه آشپزی هست که خوشمزهترین غذاهای جهان را میپزد، و پزشک روانشناسی که برای توجیه پروژه انرژی مثبت ظاهر میشود و سخنرانی میکند. جایگاه این دو بسیار شبیه به هم است، با این تفاوت که آشپز حداقل محصولی مادی از خود به جا میگذارد که میتواند شکم چند نفر را سیر کند. دیگر اشکال تولید ایدئولوژی در بیرون نیز از همین منطق پیروی میکنند، این طرز فکر که پولدار بودن و خوشگل بودن مایه خوشبختی است، با سوار شدن بر مرسدس بنزهای جدید راه دست یافتن به سعادت هموار میشود، لاغری جاده صافکن شوهر پیدا کردن، و دور بازوی بیش از چهل سانتیمتر تسهیلکننده زن یافتن است، پیروی از مد برای عقب نماندن از قافله خوشبختها الزامی است و نظایر آن، همه اشکال گوناگون ایدئولوژیاند، به این معنا که نقابی بر چهره واقعیت میکشند و آن را دگرگون جلوه میدهند. واقعیت این است که همه چیز در کشور ما ایدهآل نیست، انرژی مثبت هیچ کس را از فلاکت نجات نمیدهد، نه چاقی و لاغری خوشبختی میآورد و نه ماشین و مدل لباس، واقعیت سیاهتر و پیچیدهتر و کثیفتر از آن است که با این فرمولهای مضحک و تبلیغات توخالی بتوان راهی برای غلبه بر آن پیدا کرد. با این حال چنین تصویر سیاهی از واقعیت خلاف مصلحت دولت است، و رسانه ملی باید تلاش کند در راستای مصالح دولت گام بردارد. یکی از مهمترین ابزارهای رسانه ملی در این راه، بیتردید برنامههای مهران مدیری است، دقیقا به این دلیل که در صدا و سیما، هیچکس به اندازه مدیری نمیداند چطور چهرهای قلبشده از واقعیت را باید به خورد خلق داد. مدیری از سطحینگری و شعارزدگی برنامههای مختلف صدا و سیما، از بیمزگی و تکراری بودن سریالهای آن و تخریب شخصیت و حملههای یکطرفهای که در برنامههایی مثل هویت و بیستوسی شاهد بودیم و هستیم فراتر رفته است، او طنزپردازی خلاق و باقریحه است و برای جا باز کردن در بین برنامههای تلویزیون نیاز ندارد مثل مجری بیست و سی با جعل واقعیت و نگاهها را به خود جلب کند. تولید ایدئولوژی در برنامههای مدیری از جنسی دیگر است و فرآیند کار او پیچیدهتر از آن است که بشود به راحتی مورد حمله قرارش داد.
2 _ هر کس ذرهای دغدغه آزادی و دموکراسی را در این مملکت داشته باشد، از مهران مدیری دل خوشی ندارد. خاطره برنامههای او درباره تحصن نمایندگان مجلس و اعتصاب غذای یک زندانی را کمتر کسی است که فراموش کرده باشد. اما تلویزیون پر است از برنامههایی که به این قبیل مسائل حمله میکنند، فعالیتهای اصلاحطلبانه را به سخره میگیرند و در کل این رسانه برای کسانی که دغدغه تغییر وضع موجود را در سر دارند تره خرد نمیکند. بسیاری از این برنامهها فراموش شدهاند و در زمان خودشان حتی مخاطب چندانی هم نداشتند، پس چطور است که خاطره برنامههای طنز مدیری که به مسخره کردن نمایندگان اصلاحطلب مجلس و ... اختصاص داشت، چنین در حافظه روشنفکر ایرانی حک شده و آزارش میدهد؟ ایراد دقیقا از کسانی است که مدیری را در جبهه خود فرض میکردند، او را به نوعی ستون پنجم خود میدانستند که در صدا و سیما نفوذ کرده و از طریق خلاقیت بالا و قدرت طنزپردازیاش، وضعیت موجود را به نقد میکشد و در برابر چشم 50 میلیون بیننده مسائلی را مطرح میکند که دیگر برنامههای تلویزیون خوابش را هم نمیبینند. این توهمی که جامعه روشنفکری ایرانی درگیر آن شده بود، نمونهای است گویا از قدرت ایدئولوژی، از این که ایدئولوژی چنان میتواند چهره واقعیت را مخدوش کند که حتی کسانی که ادعای درک وضع موجود را دارند فریب آن را میخورند. واقعیت این است که مهران مدیری در کل برنامههای پرشماری که در تاریخ فعالیتش در صدا و سیما تولید کرده، ذرهای از سیاستهای رسانه ملی عدول نکرده است، و همواره در خدمت القای آن چهره معوجی از واقعیت بوده که به نفع جناح و تفکری خاص بوده است. منتها مدیری باهوشتر از آن است که تمام برگهایش را رو کند، او قاعده بازی را بسیار بهتر از آنان بلد است که ادعای تحلیل وضع موجود را دارند، و برای همین میتواند چنین نفوذ پایداری در جامعه ایران داشته باشد. مدیری در مصاحبهها و گفتوگوهایش نشان داده که هنر هفتم را به خوبی میشناسد، و پای بحث که بیفتد به اندازه یک منتقد آگاه سینما میتواند درباره این هنر نظر بدهد. او ظاهری موجه دارد، خوب حرف میزند و در حرفهایش هیچوقت به سیاست نزدیک هم نمیشود. مدیری، چه در برنامههای تلویزیونی و چه در مصاحبههایش، محافظهکاری سیاسی خود را با ارائه چهره فرهنگی موجهی از خود پنهان میکند و با همین روش ساده است که میتواند همیشه مخالفان و منتقدانش را دور بزند و محبوبیتش را حفظ کند. شکی نیست که در برنامه تلویزیونی باید نقابی بر چهره واقعیت چسباند، چرا که همه میدانند واقعیت سیاهتر و کریهتر از آن است که بشود در برابر چشم میلیونها بیننده عریانش کرد. بحث بر سر هنر نقابسازی است، مسأله این است که چه کسی میتواند زیباترین و فریبندهترین تصویر جعلی را از واقعیت ارائه دهد، و مدیری نشان داده که در این راه فرسنگها از دیگر برنامهسازان صدا و سیما جلوتر است. مهران مدیری بیتردید محبوبترین چهره صدا و سیماست و تعداد بینندگان سریالهای تلویزیونی او در تاریخ صدا و سیما کمسابقه است. بنابراین مدیری را باید یکی از محبوبترین چهرههای کشور دانست، کسی که تکیه کلامهایش بعد از چند قسمت از هر سریال ورد زبان مردم است و بسیاری از رفتارها را در جامعه ما تغییر میدهد و دگرگون میسازد. ماجرای محبوبیت افراد نیز از همان کلیشهای پیروی میکند که مدام در برنامههای ورزشی درباره ورزش قهرمانی میشنویم، این که حفظ قهرمانی از به دست آوردن آن دشوارتر است. از سال هفتاد و دو که مدیری در «ساعت خوش» تحولی در برنامههای طنز تلویزیونی ایجاد کرد، تا امروز که پانزده سال از آن تاریخ میگذرد، محبوبیت او به هیچ وجه افت نکرده و در دوران پخش بعضی از سریالها حتی بیشتر شده است، و این نیز در نوع خود پدیدهای استثنایی است. تفاوت مدیری با دیگر طنزپردازانی که در این سالها ظهور کردند و دولت مستعجل بودند، این است که مدیری با محبوبیت به منزله سرمایه برخورد میکند. اخیرا به فرهنگ لغات زبان انگلیسی واژه تازه Maturalist اضافه شده است، کلمهای برگرفته از صفت Mature به معنای پخته و به حد کمال رسیده، پرتجربه، جاافتاده و نظایر آن که عموما به مردان و زنان بالای چهل سال اطلاق میشود. Maturalist به مردانی گفته میشود که پس از میانسالی ناگهان به این نتیجه میرسند که عمر را هدر دادهاند، از جوانی خود به خوبی استفاده نکردهاند و برای جلوگیری از حسرت خوردن در باقی عمر، باید از تهماندههای جوانی و نیروی جنسی خود نهایت بهره را ببرند. به این ترتیب، به این نتیجه میرسند که زن و بچه را رها کنند، کار و زندگی و درگیریهای روزمره را کنار بگذارند و به سبک جوانان لباس بپوشند و از شیوه زندگی آنان پیروی کنند. این افراد دقیقاً محصولات زندگی در جامعه سرمایهداریاند. سرمایهداری با تمام مولفههای زندگی انسان همچون سرمایه برخورد میکند، و منطق سرمایه به جریان افتادن است، سرمایهای که دستنخورده جایی خوابیده باشد محکوم به فناست. برای مرد میانسال نیروی جنسی حکم سرمایه خوابیده را دارد، و برای همین همیشه بلااستفاده بودن آن در ذهنش میماند و آزارش میدهد، همین است که به دنبال راههایی برای به جریان انداختن این سرمایه برمیآید. نحوه برخورد مدیری با مقوله محبوبیت نیز چیز مشابهی است. مدیری زیرکتر از آن است که برای مشتی پول محبوبیتاش را خرج تبلیغ در املاک رابینسون کند(اشاره به حسین رضا زاده) و با نگاهی کوتهبینانه، سرمایهاش را در عرض چند سال از دست بدهد. او با محبوبیت همچون سرمایه برخورد میکند، سرمایهای که از نخستین برنامههایش در تلویزیون به دست آورده است. اما مهران مدیری در این 15 سال لحظهای بیکار ننشست و سعی نکرد نان محبوبیتش را بخورد تا تمام شود. او سرمایهاش را به جریان انداخت، با کسانی که میتوانستند بر سرمایهاش بیفزایند، که همان مدیران تلویزیون باشند، کنار آمد و چانه زد و جای پایش را در رسانه ملی روز به روز محکمتر کرد، و توانست سرمایهای از محبوبیت انباشت کند که کاملاً دور از دسترس دیگر برنامهسازان تلویزیون است. از فلسفه مارکسیستی آموختهایم که این طور به جریان انداختن سرمایه و انباشت آن بدون توجه به منافع طبقه حاکم ناممکن است و مدیری در طول دوران کاریاش همواره منافع رسانه ملی را در نظر داشته است. 3 _ به این ترتیب، دلخوری اخیر روشنفکران و شاعران و نویسندگان از سریال «مرد هزارچهره»ی مهران مدیری به نظر بیمعنا میرسد. جنس اعتراض این قشر، برخلاف آن چه اغلب گفته شده است از نوع اعتراض پرستاران به فیلم شوکران یا یکی از اقوام به رمان «آداب بیقراری» نیست، به این دلیل ساده که نخستین بار نیست روشنفکران و اهالی ادبیات در رسانه ملی مورد طعنه قرار میگیرند و با آنها شوخی میکنند. این قشر بیدفاعترین و حاشیهایترین افراد جامعه ایراناند و به همین دلیل حمله به آنها کوچکترین هزینهای برای حملهکننده ندارد. از سوی دیگر، اصولا تعریف این افراد مخالفتشان با وضع موجود است، و مخالف وضع موجود تحت هیچ شرایطی شریک منافع طبقه حاکم نیست، به همین دلیل هدف همیشگی حمله مهمترین تریبون این طبقه، یعنی رسانه ملی قرار میگیرد. تعداد برنامههایی که به این قشر از جامعه حمله میکنند و آنان را به تمسخر میگیرند کم نبوده است، هر چند که هیچکدام سر سوزنی از خلاقیت و ظرافت کار مدیری را نداشتهاند. اما در طول این سالها حتی یک بار هم شاهد نبودهایم که از اهالی فرهنگ و ادبیات کسی پیدا شود که به یکی از این برنامههای مضحک اعتراض کند. روشنفکران و نویسندگان همیشه به تلویزیون بیتفاوت بودهاند، به برنامههایی که در هجو و تمسخرشان ساخته میشود واکنش نشان ندادهاند و از کنار ابتذال برنامههای تلویزیونی راحت گذشتهاند. اما چه شده است که این بار در برابر مدیری این طور واکنش نشان دادهاند و بهشان برخورده است؟ پاسخ را باید در همان شیوه منحصربهفرد مدیری در تولید ایدئولوژی جست. اهالی فرهنگ و هنر نیز فریب خلاقیت مدیری و ظاهر موجه او را خورده بودند و گمان میکردند مهران مدیری یکی از خودشان است، مردی است اهل فرهنگ و هنر به معنایی که آنان مد نظر دارند، مخالف وضع موجود است و نفوذ به تلویزیون فرصتی در اختیارش قرار داده که وضع موجود را به نقد بکشد. نقابی که مدیری بر چهره به شدت محافظهکارانه برنامههایش کشیده است چنان جذاب و گولزننده است که حتی آنان که اهل فکر کردناند و هر چیز را به راحتی نمیپذیرند فریباش را میخورند، و همین است که وقتی میبینند پیشفرضهایشان در عرض یک شب بیمعنا میشود چنین ناراحت و عصبی میشوند. اما حتی اگر مدیری نخواهد همبسته تمام و کمال صدا و سیما باشد، باز هم ساختار این نهاد چنین اجازهای به او نمیدهد و کاملا بدیهی است که او حتی لحظهای بر خلاف منافع روسایش چیزی نخواهد گفت. راه مواجهه با شوخیهای مهران مدیری همان بود که در برابر حمله دیگر برنامههای تلویزیون پیش گرفته بودند، فقط باید بیتفاوت ماند و اهمیت نداد. سالهاست که مهران مدیری ثابت کرده برای مخالفان وضع موجود هیچ چیز در آستین ندارد و امید بستن به او و توقع جایگاهی مجزا از آن چه صدا و سیما از این طنزپرداز قهار میخواهد، جز سادهلوحی نشانه هیچ چیز دیگری نیست. منبع: کارگزاران
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387{زمان:11:30} آتــــنا ♥ ســمانہ
چرا مهران مدیری مثل بقیه نیست؟
آخرين اثر مهران مديري «مرد هزارچهره»، همان طور كه انتظار ميرفت؛ فراتر از انتظارها ظاهر شد و نشان داد كه كماكان، مهران مديري را بايد يك سر و گردن از ديگر همتايان طنزپرداز و طنازش بالاتر دانست. كافي است نگاه كنيد به گروه بازيگراني كه در سريالهاي طنز مديري، از نوروز 71 بگير تا برره و باغ مظفر به هنرنمايي پرداختهاند تا دريابيد كه اثر انگشت مديري تا چه اندازه در مطرح شدن يك هنرپيشه ميتواند مؤثر باشد. دمدستترين مثالش هم، همين جواد رضويان است كه فقط و فقط يكبار درخشيد، آن هم وقتي بود كه قبول كرد با مديري كار كند.
پشت پرده اکران چند صد میلیونی!
فیلم "دایره زنگی" همانطور که فرهادی حدس زده بوده (!) با وجود این حواشی، بهترین فرصت اکران در ایران ـ نوروز ـ را از آن خود کرد و "بدون" اصلاحیههای جدیدی که در جشنواره خواستار آن شده بودند، به مدد لطف(!) مسئولان سینمایی ارشاد و مدیریت دقیقهنودی به پرفروشترین فیلم اکران نوروزی رسید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی فردا، فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بختآور ـ همسر اصغر فرهادی ـ در حالی در مدت کمتر از یک ماه اکران به فروش بالغ بر 600 میلیون تومان رسیدهاست که حواشی این فیلم در جشنواره فیلم فجر کمک شایانی در استقبال از این فیلم داشته است.بنا بر این گزارش 14 دقیقه از فیلم "دایره زنگی" به تشخیص مسوولان برگزاری جشنواره، حذف شد اما پس از یک بار اکران در روز 18 بهمن 86 در اقدامی عجیب و بیسابقه که نشان از بیبرنامهگی و دخالت سلایق در مدیریت جشنواره بود، با اصلاحیههایی مواجه شد. علت این تصمیم، نظر جدید مدیران بخش نظارت و ارزشیابی بود که انجام اصلاحیه هایی جدید را ساعت ۱۱ صبح روز بعد، به عوامل فیلم اعلام کرده بودند و تهیهکننده فیلم که عملاً انجام تغییرات جدید را غیرممکن میدانست، از شرکت در جشنواره انصراف داد. یک روز پس از این ماجرا، اصغر فرهادی نویسنده فیلمنامه "دایره زنگی" در نامهای سرگشاده به مسئولان ارشاد با لحنی بسیار تند به انتقاد از وضعیت موجود در سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر پرداخت. وی در بخشی از این یادداشت که با بازتاب کمسابقهای در رسانههای داخلی و خارجی همراه بود نوشته بود: آقايان تازه از راه رسيده! سرتان را از زير برف بيرون بكشيد، اطرافتان را نگاه كنيد تا ببينيم باز روي اين برايتان باقي ميماند كه در مصاحبهها و گپ و گفتهايتان اعلام كنيد، ما در كشوري آزاد زندگي ميكنيم، از چه در هراسيد، مگر روز و شب از تريبونهايتان دم از فهم و شعور مردم و ملت نميزنيد، اگر صادقيد، اجازه دهيد اندكي هم همين مردم فهيم و با شعور تصميم بگيرند چه ببينند چه بشنوند، چه كسي اين قدرت را به شما تفويض كرده كه شعورمندتر و فهيمتر از مردميد، لااقل در عرصه فرهنگ عملكردتان نشان داده كه نيستيد. خود را طبيب فرهنگي ميدانيد كه وظيفهتان سنجش عيار سلامت غذايي است كه اهل فرهنگ به خورد مردم ميدهند، مدرك طبابتتان را كي و از كجا گرفتهايد؟ فرهادی در ادامه این نامه تند ادبی - سینمایی خطاب به مسئولان ارشاد آورده بود: از چه نگرانيد؟ اين همه فيلم سفارشي و تبليغي و مورد پسندتان، اين همه فيلمساز شكستخوردهاي كه دورتان جمعند و چشمشان به دستتان است تا وامي برسد و فيلمي ساخته شود، كافي نيست؟ چنتهتان پر است و با اين روند پرتر هم خواهد شد، پس چه جاي نگراني از چند فيلم معدود. فیلم "دایره زنگی" همانطور که فرهادی حدس زده بوده (!)با وجود این حواشی، بهترین فرصت اکران در ایران ـ نوروز ـ را از آن خود کرد و "بدون" اصلاحیههای جدیدی که در جشنواره خواستنار آن شده بودند، به مدد لطف(!) مسئولان سینمایی ارشاد و مدیریت دقیقهنودی به پرفروشترین فیلم اکران نوروزی رسید. برخی از صاحبنظران معتقدند اعتراض به اصلاح فیلمها ـ که امری طبیعی و مرسوم در تمام دنیاست ـ برای اکران عمومی و حضور در جشنواره نوعی ترفند حسابشده برای ایجاد تبلیغات زیرکانه جهت افزایش فروش فیلم است چه آنکه در چند سال گذشته برخی از این حاشیهسازی ها تنها و تنها به نفع تهیهکننده تمام شده است. بنا بر اطلاع خبرنگار فردا در نمونه مشابه دیگری فیلم "خاک آشنا" آخرین ساخته "بهمن فرمانآرا" که از حضور در جشنواره بازماند، برای نمایش در جشنواره تنها حذف "یک" جمله را نیاز داشته که فرمانآرا با عدم قبول این اصلاحیه نه تنها برای خود و اکران سینمایی فیلمش از هماکنون مخاطب بسیاری را جمعکرده بلکه ضعف مسوولان سینمایی کشور را در "برخورد" با تولیدات سینمایی نیز به تصویر کشیده است. جالبتر آنکه وزیر ارشاد در ایام برگزاری جشنواره و در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر برخی اصلاحیههای چندباره بر فیلمها با توجه به جنبه خصوصی داشتن جشنواره فیلم فجر گفته بود: "جشنواه برخی مخاطبان گذری دارد که نیازی نیست آنها برخی تولیدات و یا نکات برجسته در فیلمهای ما را ببینند." آیا اکران عمومی و دیده شدن همانفیلمها آن هم بدون اعمال اصلاحیههای جدید کمی خندهدار نیست؟ آیا از هماکون نباید منتظر فروش بالای فیلمهایی چون «صد سال به این سال ها»، «خاک آشنا»، «آتشکار» و «پوست موز» که از جشنواره فیلم فجر بازماندند، باشیم؟ دوشنبه نهم اردیبهشت 1387{زمان:11:28} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() ایسکانیوز :«مرد هزار چهره» ،« پیامک از دیار باقی»،«نشانی» و «قرارگاه مسکونی» از جمله سریال های نوروز امسال بود که با محتوایی طنزگونه از شبکه های مختلف سیما پخش شد
سریال های نوروزی امسال را از جنبه های گوناگون با منتقدان ، نویسندگان و روزنامه نگارانی چون جلیل اکبری صحت، رضا درستکار، شاپور عظیمی و مهدی طاهری به بحث نشسته است که ماحصل این گفت گو را در زیر می خوانید: "رضا درستکار" منتقد سینمادر خصوص مجموعه طنز «مرد هزار چهره» گفت:سریال "مرد هزار چهره" نقطه ای مثبت در آثار مهران مدیری بود و مهران مدیری دراین مجموعه بسیار خوب و موفق عمل کرده است وی معتقد است استقبال مردم از سریال های نوروزی برای تلویزیون توفیق بزرگی است و این که مخاطب چند ساعت پای تلویزیون می نشیند برای تلویزیون موفقیت بزرگی محسوب می شود.
"شاپور عظیمی" مدرس ، مترجم و نویسنده سینما ،در خصوص سریال هایی که در ایام عید پخش می شد، گفت: * مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است وی مهران مدیری را یک استثنا دانست و خاطر نشان کرد: مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است ،و قابلیت های زیادی در عرصه بازیگری و کارگردانی دارد هر چه تلویزیون به او می گوید، می پذیرد و سیاست های تلویزیون را به خوبی رعایت می کند. علیرضا خمسه بازیگر فوق العاده ای که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود اکبری صحت در ادامه در خصوص مجموعه «مرد هزار چهره» خاطر نشان کرد: شبکه سه بعد از شبکه یک بیشتر مردم را درگیر خود کرد. برای علیرضا خمسه خوشحالم که دوباره دیده شد زیرا بازیگر فوق العاده ای است که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود. مهران مدیری ستاره بلامنازع طنز در عرصه تلویزیون اکبری صحت با اشاره به توانایی های مدیری در حوزه طنز تصریح کرد:مهران مدیری در این ده سال ستاره بلامنازع طنز و خنده کشور ما در عرصه تلویزیون بوده است. * طنز مدیری صریح تر و گزنده تر شده است مهدی طاهری روزنامه نگار گفت: رویکرد مدیری به حوزه مسائل اجتماعی بیشتر شده است و طنزش مقداری صریح ترو گزنده شده است، جنبه طنز قبلی کمرنگ شده بود و این نشاهنده این است که حوزه مسائل اجتماعی خودش را به حوزه طنز کشیده است و گفتگویی که در این سریال ها ست جدی تر شده است.
دنياي تصوير و هوادارانش اواخر سال گذشته خبر توقيف مجله دنياي تصوير همه اهالي سينما و علاقهمندان به هنر هفتم را بهت زده كرد اما اين طرفداران به تعطيلات نوروز رفتند و بهت خود را فراموش كردند و در تعطيلات آنقدر بهشان خوش گذشت كه اصلا به اين فكر نكردند كه سال 87 را بدون دنياي تصوير چگونه بگذرانند. آنها وقتي كه از تعطيلات هم برگشتند چون خيلي خوش گذشته بود و مسعود شصتچي باعث داغ شدن تنور پيامكهاي كوتاه شده بود باز هم به بهت اواخر سال گذشته خود فكر نكردند و هي به هم پيامك زدند و گفتند خونمون، خونتون، خونشون و... كه دنياي تصوير يادشان رفت تا اينكه مدير مسوول دنياي تصوير از سفر نوروزي برگشت و ديد نه بابا انگار اشتباهي آمده و طرفدارانش چندان هم به فكر دنيايي كه ديگر تصوير ندارد نيستند بنابراين تصميم گرفت كه آستين بالا بزند و با صداي بلند بگويد بابا ماجراي مسعود شصتچي تمام شد به فكر دنيايي باشيد كه در يكي از برنامههايش به خالق شصتچي جايزه داد و باعث شد كه نبوغ او گل كند و امسال بتواند مردم را با خلق شخصيتي به نام مسعود غافلگير كند اما اكنون اين دنيا كه نامش تصوير بود تعطيل شده و ديگر نيست تا به نابغهها يادآوري كند كه خلاقيت دارند، صاحب اين دنيا آنقدر توانايي داشت كه حرفش را به گوش بزرگان سينما برساند و به آنها هم يادآوري كند كه دنياي تصوير نيست و آنها هم بيانيه دادند كه توقيف دنياي تصوير به سينماي ايران لطمه ميزند. سارا بختياري
من هم گريه كردم پايان سريال نيز توجه نويسندگان مختلفي را به خود جلب كرد. در مطلبي با عنوان «فراتر از يك مجموعه طنز» ميخوانيم: «قسمت سيزدهم بيش از اونكه بخندونه، به گريه انداخت... قصه مديري و شصتچي، قصه خيلي از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پليسها و ادبا و... هم همينطور. اونايي كه دوست دارن، چيزاييرو كه تو زندگي دارن دوست داشته باشن و ديگراني كه فقط دوست دارن چيزاييرو كه تو زندگي ندارن بهش اضافه كنن... اينجا ديگران، متوجه موقعيتي كه خواسته يا ناخواسته بهوجودش آوردن شدن و داستان به خوبي و خوشي به پايان رسيد. شنبه هفتم اردیبهشت 1387{زمان:11:24} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام بچه ها
از اینجا میتونین اون قسمت از برنامه چشم انداز که آقای مدیری مهمان بودن رو تماشا کنید امیدوارم راضی باشید مهران مدیری: من شکایتی ندارم
او اینبار ترجیح داده در مقابل تفکرات خود و بازتابهای "مرد هزار چهره" هیچ حرفی به میان نیاورد. جالب اینکه او گرچه دوست دارد از حضورش در فیلم "دایره زنگی" با رسانه های مکتوب حرف بزند اما از ترس اینکه مبادا بحث به "مرد هزار چهره" منتهی شود حتی از فعالیت های سینمایی ه خود هم چیزی نمیگوید.! مدیری البته از برخورد خوب و صمیمانه ای با اهالی ه مطبوعات برخوردار است. او میگوید: " برخلاف شایعات تا حالال هیچ شکایتی نسبت به پخش سریال مرد هزار چهره صورت نگرفته است" عده ای سعی میکنند مدیری را هم مثل کارگردانان دیگر بابت تعدیل بخش هایی از سریالش تحریک کنند . اما مدیری حرفه ای تر از این حرف هاست و میگوید : "من اهل گلایه کردن نیستم و از هیچ کس شکایتی ندارم. مهم این است که مردم ظاهرا از تماشای سریال نورزی ما خوششان آمده است".
مدیری استاد مخ زنی!
مهران مدیری معمولا وقتی در فیلمهای سینمایی بازی میکند تعدادی از همبازیانش را برای سریال آینده اش دست چین میکند. او با بازی در "دایره زنگی" عملا تعدادی از بازیگران مجموعه "مرد هزار چهره" را هم انتخاب کرد. اکران همزمان "دایره زنگی" با پخش "مرد هزار چهره" عملا دست مهران مدیری را رو کرد و نشان داد او در مخ زنی چقدر استاد است.! مدیری در طول تولید این فیلم با بهاره رهنما و دخترش(پریا قاسم خانی) اکرم محمدی کیانوش گرامی پروین قائم مقامی برای بتزی در سریالش به تفاهم رسیده. آفرین بر او!
بازیگر محبوب کارگردان محبوب
میگویند مهران مدیری از زمانی که علیرضا خمسه در "هوشیار و بیدار" حضور داشت از بازیه او خوشش می آمد. اما خمسه چون علاقه ای به حضور در سریالهای نود قسمتی نداشت هرگز به پیشنهاد همکاری با مدیری جواب مثبت نداد تا اینکه "مرد هزار چهره " شریط جدیدی برای این همکاری به وجود آورد. و خمسه که مدیری را کارگردان محبوب خود در طنز تلویزیونی میداند یکی از نقش های مهم این مجموعه را بازی کرد.
مهران مدیری : و حالا یک بازیگر ممتاز
مهران مدیری حدودا 530 دقیقه دیگر را به عنوان سریال طنز و باز هم برای شبکه سه کارگردانی کرد تا رضایت خاطر طرفداران سخت پسند طنزهای تلویزیونی که یک یال و چند ماه بود هیچ نمونه مشابهی از مدیری را هم روی آنتن ندیده بودند جلب شود. مدیری مثل همیشه از پرداختن به کوچکترین جزئیات برای ثبت امضای منحصر به فردش استفاده کرد و فرضیه ای که با" جایزه بزرگ" جان گرفت و حاکی از آن بود که او توان ساخت سریال در لوکیشن های متعدد را نداری باطل کرد. مدیری در فروردین ماه صرفا با ساخت" مرد هزار چهره " یک چهره شاخص نبود او در این مجموعه توانایی های بی نظیری را به عنوان یک بازیگر ممتاز هم ارائه کرد. مدیری که همیشه خوب بازی میکرد در این مجموعه "عالی" ظاهر شد . شاید دوریه یک سال و چند ماهه از تلویزیون و حضور در چند پروژه سینمایی توانایی مهران مدیری را برای بازیگری بالاتر برده است. او در فیلم "دایره زنگی" هم بازیه خوبی ارائه داده و حضورش در صفحه سعود کاملا طبیعی و لازم است. ضمن آنکه نباید فراموش کنیم مدیری در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" هم بازیه خوبی ارائه داده و به لطف حضور خوبش در جشنواره سال گذشته یکی از نامزدهای سیمرغ بلورین بازیگر نقش دوم مرد بود.
منبع: اتفاق نو
نويسندگان «مرد هزارچهره»، «سنپترزبورگ» را بازنويسي ميكنند
خبرگزاري فارس: نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره»، فيلمنامه تازهترين فيلم «سامان مقدم» را با عنوان «سنپترزبورگ» را بازنويسي ميكنند
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلمنامه «سنپترزبورگ» زير نظر «پيمان قاسمخاني» بصورت گروهي در حال نگارش و بازنويسي است. در گروه نويسندگان «سنپترزبورگ» نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» چون مهراب قاسمخاني و امير مهدي ژوله حضور دارند. «سامان مقدم» نيز در نگارش فيلمنامه اين اثر همكاري ميكند. براساس گزارش فارس، پيش توليد «سن پترزبورگ» در «سيران فيلم» آغاز شده و طبق برنامهريزي صورت گرفته فيلمبرداري آن اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد ماه شروع ميشود. اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387{زمان:11:9} آتــــنا ♥ ســمانہ
با سلام
یه مژده دارم براتون شما میتونین از این وبلاگ چند سکانس کوتاه و بانمک از مرد هزار چهره رو دانلود کنید و لذت ببرید پیشنهاد میکنم حتما سر بزنین و دانلود کنین واقعا جذابه این مطلب هم از بانی فیلم گرفت بخونین مرد هزار چهره؛ گامي به سوي طنز مدرن مرد هزار چهره به دليل حضور كالتي چون مهران مديري با هر كيفيت و ساختاري كه روي آنتن ميرفت، باز هم مخاطبان خود را پيدا ميكرد، حتي اگر بعد از تماشاي آن به تمجيدش نميپرداختند، اما اين بار مديري با ياري پيمان قاسمخاني گام بلند و جسورانهاي برداشت كه ميتوان از آن تعبير به <ارتقاي سطح كمديسازي در تلويزيون> كرد. مهران مديري؛ با چهرهاي تازه با آنكه انتظار ميرفت دوباره در شكلي ديگر شاهد طنزي با شوخيهاي خاله زنكي، اما جذاب و تكرار توي دوربين نگاه كردنهاي مهوع از مديري باشيم، مديري با چانهزنيهاي لازم پيش از ساخت، خصوصاً با نيروي انتظامي با خيال راحت مرد هزار چهره را كارگرداني كرد. شخصيت مسعود شصت چي يك امتحان دوباره بعد از مدتها براي مديري بود تا نشان دهد در عرصه بازيگري چند مرده حلاج است. مديري هر چند هنوز تعلق خاطر مشهودي به شگردهاي آزموده بازيگرياش نشان ميدهد، ولي از برخي از همانها به درستي براي نقش شصتچي استفاده كرد؛ حركات دست، تكيه كلام جديد، نوع راه رفتن با اندكي قوز، قرار گرفتن در موقعيت افرادي كه با ظرافت به ديگران فخر فروشي و آنان را با زيركي از موضع يك عالم همه چي دان تحقير ميكنند و ... در كنار اينها، مديري با فاصله گرفتن از شخصيتهايي كه با نقشه در پي فرصت طلبي و سواستفاده هستند، البته در قالبي ديگر تعريف جديدي از جايگاه خود در مقام بازيگر به دست ميدهد. ضمن اينكه او اين با دعوت از بازيگراني كه انتظارشان نميرفت، به توهم گروه گرايي - بخوانيد باند بازي! - خود در زمينه انتخاب بازيگر - كه شبهه ناتوانياش در بازي گرفتن از چهرههاي ديگر بازيگري را نيز ايجاد مي كرد- پايان داد. با اين وصف در كارگرداني مهران مديري، جدا از اينكه تن به كارگرداني نماهاي شلوغ داده، نكته ديگري نميتوان ديد. چرا كه بيشتر كساني كه براي نخستين بار با او همكاري كردهاند، خود بازيگران توانا و امتحان پس دادهاي هستند؛ عليرضا خمسه، پرويز فلاحيپور، پژمان بازغي و... اما همانطور كه ذكرش رفت، بازي او در اين مجموعه به عنوان فردي كه در اغلب صحنهها ديده ميشود و در معرض داوري است، دلنشين بود.
پيمان قاسمخاني؛ طنزپرداز مستعد در جامعه پر از سوتفاهم ما كه حتي نقد سازنده در هر صورتي با اهرمهاي مقابله كننده مواجه ميشوند، توسل به طنز براي بيان دغدغههاي اجتماعي و بخصوص سياسي هميشه كار شاقي به نظر ميرسد. پيمان قاسمخاني و گروهش كه حالا ديگر تعامل تام و كاملي با يكديگر دارند، ادعاي اينكه فيلمنامه اريژينالي را نوشتهاند، نداشتند و از همان اول به اقتباسشان از داستان <پخمه> نويسنده ترك، عزيز نسين اذعان داشتند. همچنين تشابهات فضاي فيلمنامه با قصه <اگه ميتوني منو بگير> استيون اسپيلبرگ هم قابل بررسي است، اما حضور آدمي مثل مديري و شوخيهاي بكر و فوقالعاده نويسندگان، مرد هزار چهره را به اثري فكر شده تبديل كرد. شوخيهاي تندي كه در فيلمنامه با صنف پزشكان، شاعران و نيروي انتظامي شده بود، در بستر روايتي منقدانه از سطح به عمق آمد تا اتهام سادهانگاري وارد نشود. سكانسهايي چون سخنراني هجو آميز <سپهر جندقي> پزشك براي حاضران و نيز انتخاب هوشمندانه نماهاي بسته مستمعان، سكانس ميز شام در خانه دكتر طبيبيان و... سرشار از لحظاتي بديع بودند. هر چند در بخشي كه در خانه قزاقيان و خلافكارها ميگذشت، كار افت شديدي چه در بخش اجرا و چه در متن داشت و حس و حال و طراوت قبلي را نداشت. قاسمخاني در اين كار نشان داد كه چه استعدادي براي شوخي سازي درباره ابعاد مختلف جامعه، شخصيتهاي ملموس و موقعيتهاي ساده دارد كه به جهت روزمرگي، شايد سوژه مناسبي براي طنز نباشد. حاشيهها - اخيراً شايع شده كه اداره ثبت احوال شهرستان شيراز از عوامل مجموعه شكايت كرده است. حتي شنيده شد اين اداره تقاضاي دريافت 25 ميليون تومان غرامت كرده است! - حامد بهداد و محمد صالح اعلا از بازيگراني بودند كه قرار بود در اين مجموعه بازي كنند، اما حضورشان منتفي شد. - سكانسهاي مربوط به محمدرضا حسينيان و نيز بخشي از بازي رضا رشيدپور كه در آنونس وجود داشت، در كار ديده نشد. - تيتراژ ابتدايي مجموعه ايده و اجراي خوبي داشت. استفاده از لوگوي فيلم <پدر خوانده> در تيتراژ پاياني هم تناسب ظريفي با ايده اصلي فيلمنامه داشت.
همشهري: پيمان قاسمخاني سرپرست نويسندگان <مرد هزار چهره> در گفتوگو با اين روزنامه گفته: ... فقط در صنف دزدها و قاتلها از ما شكايت نكردهاند كه چرا با ما شوخي كرديد، وگرنه همه دلخور شدهاند! ميخواهم بگويم اين سيستم جامعه ماست كه خوش نداريم با ما مزاح كنند و كمدي نوشتن در اينجا كار آساني نيست. بايد روي لبه تيغ حركت كنيم و حسابي مراقب باشيم.
این مطلب رو هم از وبلاگ پارمیدای عزیز گرفتم بخونین
مهران مدیری را دوست دارم. نه فقط به این خاطر که همشهری است،نه فقط به این خاطر که خوش برخورد است،نه فقط به این خاطر که کم حرف است اما وقتی حرف می زند حسابی می خنداند، نه فقط به این خاطر که به طرز عجیبی دوست داشتنی است... همه ی اینها می تونه دلایلی کافی برای دوست داشتن شخصیتی چون مهران مدیری باشه که هست. اما دلایلی دیگری هم هست که مهم تر باید باشد انگار!
مدیریِ کارگردان:جدیت،پشتکار،دقت،قدرت بازی گیری از بازیگرانش(هرچند بیشتر به بازی بازیگران اصلی دقت می کند). از کوچکترین چیزها در لوکیشن مورد نظر غافل نیست. حتی تنظیم ساعت دیواری.
مدیری بازیگر: موقعیت شناس با بازی روان. در هر موقعیتی باور پذیر است. بازی اش روان است. نه فقط در سریال های خودش که در فیلمی چون "دایره زنگی".
و این روزها مهران مدیری کارگردان و بازیگر و گروه نویسندگانش ما را پای تلویزیون نشانده اند تا لذت ببریم. همان قدر که از برنامه ی "کوله پشتی" فرزاد حسنی و انتقادات بی پرده اش از طرح امنیت اجتماعی لذت بردیم. حالا وقتی "مرد هزار چهره" را می بینیم به اندازه ی تمام جامعه ی ایران برایش ما به ازای بیرونی سراغ داریم.مهران مدیری و قاسم خانی ها و ژوله و الوند مدلی کوچک شده از جامعه را نشانمان می دهند با همه ی بی اخلاقی ها و زشتی هایش که در هر صنفی و در هر گروهی پیدا می شود تا شاید تلنگری باشد به "ما"هایی که شعار اخلاق گرایی سر می دهیم و در عمل؟!
"جمعیت هر چقدر کمتر،جرم هم کمتر"،"برای عملیاتی به این مهمی ۳-۴ تا کشته دادن طبیعیه"،"من اینجا هم بازداشت می کنم،هم حکم می دم،هم اجرا می کنم" این سرهنگ غفاری به نظر خیلی آشنا میاد!
"ده دستبند برای بازداشتگاه،پول آب را باید بدهیم،پول گاز جدا و دیگر هیچ" نقد محافل و آدم هایی که دچار پز و توهم روشنفکری هستند هم به اندازه ی نقد طرح امنیت اجتماعی جذاب بود و جالب و واقعی!
پروفسور جندقی هم که حقیقتی بود برای خودش! کم نیستند پزشکانی چون طبیبیان که پزشکی برایشان تفریح است و نوعی پز و اساسا برای بیمار و مریضی اش دل نمی سوزانند و شعار می دهند. پول بر انسانیت تقدم دارد!
"مرد هزار چهره" همچنان پیش می رود و همچنان در قالب های مختلف ظاهر می شود و می تواند آینه ای باشد در برابر ما به شرط سالم ماندن آینه! حالا که از نقد طرح امنیت اجتماعی به حق خوشحال می شویم و توقع داریم خودشان را اصلاح کنند،از نقد خودمان هم خوشحال شویم و نقد مرد هزار چهره را به خودمان (جامعه مان)بپذیریم و خودمونم اصلاح کنیم. زیاد هم بد نیست!می دونم سخته! ولی از مردمی که بی دلیل و با دلیل با تمدن و فرهنگ کهنشون می نازن بعیده که تمام ایرادات رو متوجه دولت و... کنند!
امیدوارم مهران مدیری و نویسندگانش همین طور خلاقانه پیش برن و همین جوری ایده از خودشون صادر کنن و خدای نکرده "به خاطر بیماری قلبی" خانه نشین نشوند
سوسن شریعتی ـ سالنامه ی شهروند امروز
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387{زمان:17:46} آتــــنا ♥ ســمانہ
نظرات عالي منجمد
![]() ميثم اسماعيلي: اين بار هم مهران مديري سنگ تمام گذاشت و دوباره توانست در ساعت پخش سريالش خيلي از خيابانها را خلوت كند و اينطوري خواسته و نخواسته به ترافيك شهرها هم كمك كرد! به به، به به.
حالا تا يك شش هفت ماهي تكه كلامهاي مسعود شصتچي ورد زبان همه خواهد بود. اين هم از آن خصيصههايي است كه خاص خود او و گروه نويسندگانش است. مديري كه قبلا در مجموعههاي موسوم به 90 شبي بايد يك 10 15 قسمتي از پخش مجموعهاش ميگذشت تا بتواند شخصيتهاي داستانش را دربياورد اين بار (مثل دو سال پيش و با سريال جايزه بزرگ) ثابت كرد كه ميتواند مجموعهاي را بسازد كه طبق خواست بينندگانش تغيير نكند و از همان ابتدا تمام داستان و شخصيت و تيپها تعريف شده باشند. اما اين بار هم انگار كه مد شده باشد خيليها نشستند تا ببينند مديري پا توي كفش كدام جماعت كرده است كه بروند شكايت كنند! چون خبرگزاريها همان اوايل فروردين و با پخش تنها چند قسمت از سريال «مردهزار چهره» خبري را روي خروجيهاي خودشان گذاشتند با اين مضمون كه اداره ثبت احوال شيراز از مديري و سريالش شكايت كرده است. چيزي كه البته از بس اين روزها زياد شده است چندان هم جدي گرفته نشد. اما به هر حال در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: مصاحبه ی جنجالی با توکا نیستانی، لیلی گلستان، رضا رشید پور و امیرمهدی ژوله
نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.
سریال مرد هزار چهره با همه پیش داوری ها و شائبه ها به اتمام رسید. این گزارش قصد ندارد به تحلیل آن بپردازد و از اینکه این سریال طنز بوده یا هجو و هزل و یا اینکه مهران مدیری در این سریال خوب ظاهر شده یا نه ، سخنی بگوید. گزارشی که پیش رو دارید اثر امیرهادی انواری خبرنگار فرارو و در مورد واکنش های فنی است که این سریال به دنبال داشته است. پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند. اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند. در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون. با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم. امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد. از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است. متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید. آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟ شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت. یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد. در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم! شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟ از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است. این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است. شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند. به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند. به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟ اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم. اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام. نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟ برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند. یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.
با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟ مرد هزار چهره چیست؟ سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید. چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم. با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟ من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است! از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟ اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم. ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟ نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند. یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟ اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند. من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟ اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است. در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟ یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود. یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟ در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود. بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟ آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود. سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟ بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود. داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو" داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود. در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید. آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟ سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند. در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود. دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است. وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد. از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست. در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟ بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام. فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم. از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام. برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم. چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند. اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم. حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد. ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم. اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم. من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد. آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم! در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟ من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود. حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و... آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟ نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان. ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند. ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده. مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟ این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند. این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه. از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟ خیر. آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟ بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند. قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود. بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند. پس این حذف سیاسی نبوده است؟ نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده! عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟ نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند. چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود. فروش میلیاردی نوروزی سینما فروش کل بیش از ۹۵۰ میلیون تومان برای اکران نوروزی سینماها مهمترین نکته فروش فیلمهای اکران تهران در نوروز ۸۷ است.
سه شنبه بیستم فروردین 1387{زمان:17:39} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() مدير توليد «مرد هزار چهره»:
مدير توليد «مرد هزار چهره» با اعتقاد بر اينكه در صورت وجود زمان كافي، اين سريال با كيفيت بهتري روي آنتن ميرفت، در عين حال گفت: آنچه كه روي آنتن رفت نيز خوب بود. عبدالرضا شهباززاده، در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اگرچه زمان پخش و كيفيت «مرد هزار چهره» مطلوب بود، اما كمبود وقت بر كيفيت برنامهها تأثير منفي ميگذارد؛ اين درحالي است كه مديران ميدانند در طول سال براي مناسبتهاي مختلف بايد برنامههايي در قالبهاي گوناگون و حاوي پيامهاي فرهنگي ساخته شود، ولي متأسفانه زمان كمي را به ساخت برنامهها اختصاص ميدهند و فكر ميكنند كه برنامهسازان در اين مدت ميتوانند بهترين آثار را ارايه دهند. وي با بيان اينكه فشار زيادي به گروه توليد «مرد هزار چهره» وارد شد، اظهار كرد: معمولا فيلمنامه دير به دست ما ميرسيد و حتي گاهي متن ورق به ورق آماده ميشد؛ همين امر باعث ميشد بعضي اوقات ديگر عوامل ساخت، شبانه به ما اطلاع دهند كه به امكاناتي چون اسلحه، خودرو و خانهاي بزرگ براي ادامهي تصويربرداري احتياج دارند؛ البته عليرغم سختيهاي موجود، وسايل موردنياز را آماده ميكرديم. مدير توليد «مرد هزار چهره» دربارهي حذف واژه «فرهنگ» از نام خانوادگي يكي از شخصيتها گفت: تيپي كه عليرضا خمسه نقش آن را ايفا ميكرد، در ابتدا «قداره بنديان» نام داشت كه به «قزاقمنديان» تغيير كرد. واژهي «فرهنگ» نيز به درخواست شبكه سه از نام خانوادگي اين «كاراكتر» حذف شد. وي در زمينهي پخشنشدن برخي سكانسهايي كه در تيزرهاي «مرد هزار چهره» ديده شد، اظهار كرد: قرار بود فرد ديگري در صحنهي پاياني سريال با «مسعود» (با بازي مهران مديري) روبهرو شود، ولي به علت مهيا نشدن شرايط، از رضا رشيدپور در اين سكانس استفاده كرديم؛ بنابراين مجبور به حدف سكانسي شديم كه قبلا رشيدپور در آن بازي كرده بود. شهباززاده در پايان با بيان اينكه صحنهي پاياني «مرد هزار چهره» روز سيزدهم فروردين تصويربرداري شد، گفت: سكانس پاياني در شهرك قدس جلوي دوربين رفت؛ در كل تصويربرداري اين سريال 62 روز به طول انجاميد كه مرحلهي اول آن تا پايان سال گذشته انجام شد. اول تا پنجم فروردينماه نيز برخي خرده پلانها به تصوير در آمد.
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387{زمان:17:38} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام دوستان کلی مطلب تو این پست گذاشتم همشو بخونین خیلی جذابه آخریشم در مورد سانسوره پستهای قبلی رو هم بخونین تولد استاد رو هم دوباره تبریک میگم
چند تا مطلب از جام جم راجع به "مرد هزار چهره" میذارم اینم بخونین
بهبه، چه ميكنه اين مهران مديري آقاي قاضي من بيگناهم، همش تقصيرآقاي جندقي بود كه به من لذت عبور از چراغ قرمز را چشاند، تقصير خاندان طبيبيان بود كه به من نشان داد شهرت چه لذتي دارد، تقصير معاون كلانتري بود كه به من نشان داد قدرت، عجب چيزي است، تقصير شاعران الكي خوش بود كه به قول زندهياد حسين پناهي به من نشان دادند كه با شعر ميتوان از جهنم زندگي بهشت ساخت و تقصير خانواده قزاقمنديان بود كه به من نشان دادند با ثروت و پول هرچند از راه خلاف به دست آيد چه زندگي مجللي ميتوان داشت. آقاي قاضي من اصلا خودم نميخواستم اينجوري شود، ديگران با ساده لوحي خود مرا به راههايي بردند كه اصلا فكرش را هم نميكردم. من آدم بدي نبودم شرايط باعث شد تا من بد شوم و بد فكر كنم و هوس سوء استفاده به سرم بزند. قاب خوانندگان
مديري در چهره جديد
![]() شايد همواره يك حادثه و يك اتفاق بسيار آني و پيش پا افتاده، بستر مناسبي براي حوادث و وقايعي خاص ميشود، وقايعي كه معمولا در قصهها و داستانهايي كه نام مهران مديري در آن به چشم ميخورد كم نيستند. نوروز امسال مجموعهاي ديگر از ساختههاي مهران مديري بر روي آنتن شبكه سوم سيما رفت كه به مانند ساخته ديگر اين كارگردان داراي افت و خيزهاي متعددي بود، مجموعهاي با عنوان «مرد هزار چهره»، قصه، آغازي پر حرارت دارد، شروعي كه بيننده با ديدن پلانهاي نخست آن بشدت علاقهمند پيگيريآن ميشد، اما ديري نگذشت كه در همان بخشهاي نخست قسمت اول، مرد هزار چهره تبديل به يك داستان خطي ساده بدون كمترين افت و خيز گشت. البته وجه تمايز اين سري از ساخته مهران مديري، برپايي يك موضوع و يك محور كل در داستان بوده.
كساني كه ساختههاي اين هنرمند را ديدهاند ميدانند كه معمولا، مديري در طول سريال، خط اصلي داستان را (كه براساس نياز و استقبال مخاطب است) تعيين ميكند اما اين بار، در مجموعه «مرد هزار چهره» انصافا چنين نبوده و كاملا داستان داراي چارچوب دقيق و رساي دراماتيك ميباشد. محمد عرفان كلاكي هنرمندان از كارنامه موفق تلويزيون ميگويند گروه رسانه- مهديغلامحيدري: امسال تلويزيون تلاش كرد با انبوهي از سريالها و فيلمهاي مختلف مخاطبان را پاي اين جعبه جادو بنشاند؛ تلاشي كه البته با واكنشهاي مختلفي هم روبهرو شد. مهران رسام، تهيهكننده تلويزيوني با توضيح اين كه اصولا برنامههاي عيد تلويزيون بايد شاد باشد، ميگويد: فكر ميكنم مرد هزار چهره توانست به اين مهم چهره عمل بپوشاند و اثري خلق كند كه مخاطب با ديدن آن شاد شود بهرام عظيمي، انيماتور و كارگردان شناخته شده برنامههاي انيميشن در اينباره ميگويد: سريال مرد هزار چهره هم ايرادهايي از سر شتابزدگي داشت كه در اكثر سريالها و بخصوص تلهفيلمهاي 90 دقيقهاي هم آن ايرادها به چشم ميخورد. خود من كه بهترين سريالها را يك بار بيشتر نميديدم، تكرار آن را در روز بعد ميديدم. محمدتقي فهيم هم درباره برنامههاي نوروزي سيما ميگويد: مرد هزار چهره» را موفقتر از ساير سريالهاي نوروزي ذكر و اظهار ميكند: مديري با نوآوري در آخرين ساخته خود با استقبال مخاطب مواجه شد؛ از سوي ديگر در «مرد هزار چهره» كمتر شاهد سطحينگريهاي موجود در داستان سريالهاي قبلي او بوديم. فهيم ميافزايد: در مقايسه با ساير سريالهاي نوروزي، «مرد هزاره چهره» تلفيقي از كمدي موقعيت قوي با طنز كلامي خوب بود. بهروز مفيد، تهيهكننده تلويزيوني هم با توضيح اينكه شبكههاي مختلف سينما در ساخت و ارائه فيلمها و سريالهاي نوروزي موفق عمل كردهاند، ميافزايد: در ميان سريالهاي نوروزي مرد هزار چهره، كار مهران مديري را دوست داشتم، پيامك از ديار باقي هم كار خوبي از آب درآمده بود، اما انگار قسمتهاي آخر آن كمي كشدار شده بود.
بازتاب سريالهاي نوروزي در سايتها و وبلاگهاي فارسي زبان
اینترنت در تسخیر مرد هزار چهره
گروه رسانه- رضا استادي: قطار پرشتاب رسانهها ديگر پشت هيچ چراغ قرمزي متوقف نميشود. تعطيلي دو هفتهاي ابتداي سال شايد براي نشريات مكتوب و رسمي كشور يك مرخصي طولاني محسوب شود، اما براي سايتها و وبلاگهاي غيررسمي، هر سوژهاي ميتواند دستمايه يك جريان خبري باشد كه ديدگاههاي مختلفي را به چالش ميكشاند. اين بار اين اتفاق درباره سريالهاي نوروزي سال 87 رخ داد. كافي است عبارت «سريالهاي نوروزي» را در يكي از موتورهاي جستجو تايپ كنيد تا با حجم زيادي از مطالب منتشر شده روي فضاي مجازي اينترنت درباره اين سريالها مواجه شويد. اين همان موضوعي بود كه در روزهاي اول نوروز، به موضوع «داغ» سايتهاي مختلف تبديل شد. در ميان 4 سريال نوروزي، «مرد هزار چهره» بيش از ديگر سريالها مورد توجه سايتها قرار گرفت. يكي از سايتهاي اينترنتي در همان روزهاي اول درباره سريالهاي نوروزي نوشت: «عيد نوروز، زمان ديد و بازديد و سفر است و برخلاف ماه رمضان، مردم در خانه منتظر سريال ننشستهاند بنابراين بايد برنامهها و سريالهاي تلويزيوني نوروز در جذب مخاطبان، رقابت سنگينتري داشته باشند.» نويسنده در ادامه مطلب خود اشاره كرده بود: «پيمان قاسمخاني در سريال مرد هزار چهره، مانند مارمولك از الگوي جابهجايي استفاده كرده در سينما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است. در مارمولك يك دزد در لباس يك روحاني از زندان فرار ميكند و بعد مجبور ميشود در هيئت يك روحاني زندگي كند. اين اجبار بتدريج منش او را تغيير ميدهد و از او انساني نيك و تاثيرگذار ميسازد.... البته نام بردن از برخي حرفههاي مختلف باعث برانگيخته شدن اعتراضهايي به اين مجموعه نيز شده است. به عنوان مثال سازمان ثبت احوال شيراز شكايتي از عوامل ساخت اين سريال كرده و ادعاي غرامت 21 ميليارد ريالي براي جبران لطمات معنوي وارد شده به اين دستگاه در اثر پخش سريال مرد هزار چهره شده است... سايت ديگري ادعا كرده است در يكي از قسمتهاي پخش شده از اين مجموعه كه به انتقاد از محافل شاعرانه در ايران ميپردازد، از گريم مشابه و حتي نام مشابه يكي از شاعران معاصر ايراني كه بتازگي درگذشته، استفاده شده است.» آنچه سبب شد سريال مرد هزار چهره در اين روزها مورد توجه رسانهها قرار گيرد، نگاه انتقادي و طنز گونه اين سريال به قشرهاي مختلف اجتماعي بود. در سالهاي گذشته، هيچ مخاطبي به ياد ندارد كه سريالي با مضمون طنز و با اين ميزان از اغراق را درباره مشاغلي همچون: پزشكان، نظاميان و... ديده باشد.
گفتوگوي مشروح فارس با مديرتوليد مجموعه «مرد هزار چهره»
حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود
خبرگزاري فارس: مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازيهاي سياسي نشده است، گفت: بخشهايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد
عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخشهايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخشهايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد. وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخشهايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنههاي اضافي را كه با تغيير پايان بيربط شده بود، از كار درآورديم. وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر ميبرد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود. وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري ميديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمهاي به داستان اصلي سريال نميزد. وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيريهاي سازمان صدا و سيما برميگردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل ميكنند. **«مرد هزار چهره» وارد بازيهاي سياسي نشده است شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژهاي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي ميتواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساختهاند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط ميدهند. وي افزود: بسط دادن قصههاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيتهايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نميرسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگيهاي حاشيهاي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاهبرداري ميكنند و اشتباه در جاي خود قرار ميگيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست. ** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفهاي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني ميتواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق ميكرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است. وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامههاي 90 شبي باقي ميماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه ميگفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام ميدهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصهاي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود. شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن ميشناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازيهاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقهمنديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقشهاي قبلياش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان ميدهد.اين مجموعه پروژهاي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه ميتواند. ** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري ميتوانست حساسيتبرانگيز باشد وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژهاي در فيلمها و سريالها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل ميشود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي ميگذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن ميرفت. وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نميشود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم ميتواند در شرايط مختلف بد شود. ** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشنهاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق ميدهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردانهاي بسياري را ديدهام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند. وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام ميكردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است. وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون ميشود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها ميشود و كار ملموس تر و واقعيتر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد یکشنبه هجدهم فروردین 1387{زمان:17:31} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است. داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشنها. از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریالهای آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و... رضا فیض نوروزی پدر زن پر دردسر همه دردسرهای مسعود زیر سر پدرزن آیندهاش است که رضا فیض نوروزی نقش آن را بازی میکند. او آرام و ساکت در تمام مدت روی صندلیهای دادگاه نشسته و منتظر شروع کار است. بقیه بازیگران در فرصتهای مناسب در بالکن سالن جمع میشوند تا نفسی تازه کنند و در این مدت هم مدام با یکدیگر شوخی میکنند اما فیض نوروزی هر چند دقیقه یکبار سری به بالکن میزند تا سیگاری روشن کند و بعد هم به سرعت داخل سالن میرود. او تا به حال 22 سریال طنز بازی کرده اما این سریال اولین همکاری او با مهران مدیری است. «مهران مدیری آدم ناشناختهای نیست. در این سالها بارها پیشنهاد کار با او را داشتم اما فرصت نمیشد و این سریال فرصت مغتنمی برای من بود تا در خدمت او باشم و برای من تجربه لذت بخشی بود.» آقای جندقی سریال مدیری هیچ ربطی به آقای کتل میان که فیض نوروزی با آن شناخته شد، ندارد:«این دو آدم کاملا متفاوت هستند. جندقی مرد شلخته شلم شوربایی است که نیروی محرکه اتفاقاتی است که برای مدیری میافتد.» این پدرزن خبیث در سه قسمت اول سریال و البته در تمام صحنههای مربوط به دادگاه حضور پررنگی دارد شقایق دهقان:پر از خستگی و استرس چهرهاش پر از خستگی و استرس است. ساعت از یک و نیم نیمه شب میگذرد و شقایق دهقان هنوز کارش تمام نشده تا برود و به بچه شیرخوارهاش سر بزند. با نگرانی از سالن دادگاه بیرون میآید و به سمت اتاق گریم میرود تا سری به مهراب قاسمخانی بزند. او یکی از بازیگران ثابت و قدیمی سریالهای مدیری بوده و انگار این بار هم هیچکس دلش نیامده او در کار نباشد و برای همین حالا با این شرایط ویژه در آخرین سریال مدیری هم بازی میکند:«من روزها بچه داری میکنم و شبها هم سرکار هستم و حسابی خسته شدهام، اما در مجموع کارم زیاد نبوده و در سه قسمت از سریال در سه یا چهار سکانس بازی دارم». دختر یک خانواده نیروی انتظامی است که مهران مدیری وارد خانواده آنها میشود. شقایق دهقان تمام مدت در سالن دادگاه راه می رفت تا کارش تمام بشود، آخرین سکانس بازی امشب او در دادگاه و زمان شهادتش درباره ماجراها میگذرد:«آنقدر در این مدت گیج هستم که هنوز نمیتوانم نظری درباره این شخصیت بدهم. در کارهای قبلی زمان زیادی برای درآوردن این نقش داشتیم اما دراین کار برای سه یا چهارتا سکانس زمان کمتری داریم و هنوز نمیدانم که چطور شده است». دهقان بعد از پایان سکانس ترجیح میدهد که خیلی سریع از محوطه دادگاه بیرون برود و به بچه کوچکش برسد فلامک جنیدی :آرام و ساکت فلامک جنیدی با دستهایش تعداد کارهایی را که تا به حال با مدیری انجام داده را میشمارد و بلافاصله میگوید:«شش تا. من کار اولم را با مدیری شروع کردهام و هیچوقت به او نه نمیگویم». برخلاف تمام نقشهایی که او تا به حال برای مدیری بازی کرده، نقش سحر این سریال دختر آرام و ساکتی است که نامزد شخصیت اول است و درگیر اتفاقات و بلاهایی میشود که پدرش به سر مهران میآورد. جنیدی از این که نقشش برخلاف همیشه طنز نیست، گلهای ندارد و معتقد است:«سریال موقعیتهای کمیک غریبی دارد و ریتم تند و جذابی دارد و شخصیت اول، مدام در شرایط مختلف با آدمهای مختلف گرفتار میشود و همین باعث جذابیت کار برای مخاطب میشود.» بازی او در سه قسمت اول کار تمام شده است و صحنههای مربوط به دادگاه هم همین امشب تمام میشود. بعد از این جنیدی منتظر میماند تا نتیجه ششمین کار مشترک با مدیری را ببیند. «مدیری کارگردان منحصر به فردی است، در پشت صحنه کارهای او چیزهای زیادی یاد میگیرم و به من خوش میگذرد پیمان قاسم خانی:با همه کارهایمان فرق میکند پیمان قاسم خانی سرپرست گروه سه نفره نویسندگان سریال است. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی و خشایار الوند داستانهای مختلف این سریال اپیزودیک را مینویسند و او هم حواسش را جمع میکند تا خط ربطها درست از آب دربیاید و کار متفاوتی را که با مدیری شروع کردهاند، درست تمام کنند. «این کار با تمام کارهایی که تا به حال انجام دادهایم فرق میکند. در این سریال بهجز شخصیت مسعود شخصیتهای ثابت نداریم و با بازیگران و داستانهای زیادی روبهرو هستیم». مسعود شصتچی، آدم کمعقل و بیهوشی است که در موقعیتهای مختلف گرفتار میشود. پیمان درباره این شخصیت میگوید:«این بدبخت، کلا از هوش تعطیل است. بدشانسی میآورد و در موقعیتهای بدی قرار میگیرد که جوگیر میشود.» خلاصه داستان اول فیلم درباره مردی است که خودش را به جای دکتر، رئیس کلانتری، شاعرو... جا میزند. با شنیدن این داستان همه یاد کلاهبردار فیلم «اگه میتونی منو بگیر میافتند» اما از نظر سرپرست نویسندگان سریال این آدم و این سریال به این فیلم ربطی ندارد و شبیه فیلم دیگری هستند:«دیگران هم این شباهت را به من گفتند، اما من فکر میکنم که این فیلم روایت کمدی مدیری از فیلم «کلوزآپ» است.»
بهاره رهنما :دختر عجیب و رمانتیک پدرخوانده
آذرماه دختر عجیب و غریب پدرخوانده سنگدل است که گاهی رمانتیک میشود و گاهی هم نامزدهایش را جلوی تمساح میاندازد. اما بهاره رهنما در روز اول کار با ترسولرز به مار و آفتابپرست نگاه میکند و وقتی پیمان قاسم خانی به او میگوید:«میخواهم سکانسی با تمساح برایت بنویسم»، جیغ میکشد. «من از این حیوانات میترسم اما بلاخره موفق شدم با کمک آقای رهبری مار را دور گردنم بیندازم». بعد از سالها همکاری پیمان قاسم خانی و مهران مدیری، این کار اولین حضور رهنما در سریالهای مدیری است. تابستان امسال این دو نفر در فیلم «دایره زنگی» با یکدیگر همبازی شدند و پیشنهاد بازی در این سریال هم از همان زمان به رهنما داده شد. «قرار بود نقش دیگری را بازی کنم اما من به مدیری گفتم که میخواهم نقش متفاوتی را بازی کنم و او هم جواب داد؛ نقش دختر پولدار متفاوت چطور است و نقش آذرماه به من رسید». حالا بازی او در خانه زعفرانیه تمام شده و تنها صحنههای دادگاهش باقی مانده. در شبهای دادگاه بهاره رهنما با لبخندی برلب و چشمانی خسته از قبول این نقش راضی است.
پژمان بازغی:افسر پلیس کاملا جدی
پژمان بازغی، افسر پلیس، شاهین اعتمادی و بازرس ژاور این سریال است. او از قسمت سوم وارد میشود و تا جایی که مسعود شصت چی را دستگیر میکند هم آرام نمینشیند. بازغی بعد از دوسال با قبول پیشنهاد مهران مدیری به تلویزیون بازگشته و درباره این بازگشت میگوید:«دوست داشتم کار طنز را تجربه کنم وچه کسی بهتر از مدیری.» قبول پیشنهاد کار طنز، به این معنی نیست که بازغی را با چهره و بازی متفاوت و طنز میبینیم. نقش او در این سریال کاملا جدی است وموقعیتهای کمیک هم مربوط به بقیه بازیگرهاست. بازغی در این مدتی که از تلویزیون دور بوده، پیشنهادهای زیادی برای بازی داشته اما در تمام این مدت دست نگاه داشته تا کارگردانی شبیه به مدیری به سراغ او بیاید:«تمام کارهای مدیری خوب است و چه کسی گفته که تلویزیون بد است و من نباید در تلویزیون بازی کنم. این سریال برای من جذابیتهای زیادی داشت؛ تعدد لوکیشن و نقطه عطفهای فیلمنامه چیزهایی بود که برای من جذاب بود. من نمیتوانستم که بازیگر کارهای قبلی مدیری باشم چون آنها براساس بداههگویی بود ولی این کار فیلمنامه داشت و از نظر حرفهای با کار من یکی بود». بازی بازغی با این دادگاه تمام نمیشود. او تا لحظههای آخر فیلمبرداری باید حضور داشته باشد اما از همین الان از نتیجه کار راضی و صحبت بیشتر را به بعد ازعید موکول میکند
پرستو گلستانی : یک نقش شیرین
پرستوگلستانی بازیگر سختگیر و کمکاری است. اما او 15روز تمام در پشت صحنه سریال «مرد هزارچهره» بازی کرد و حالا شب آخر را در دادگاه میگذراند و حالا منتظر پایان کارش است. با این شرایط قبول بازی در سریال مدیری دلایل ویژه و خاصی را برای این بازیگر دارد:«این اولین کار من با مدیری است. مدیری کارگردانی توانا، باهوش و باذکاوت است که میداند چه میخواهد. برای من شخصیت آدمی که با او کار میکنم خیلی مهم است و به همین دلیل بازی دراین سریال را قبول کردم». این سریال اولین تجربه همکاری گلستانی با مدیری است. حضور این کارگردان و شرایطی که خود نقش دارد آنقدر برای او ایدهآل است که اگراین سریال به جای 15 قسمت، 90 قسمت هم بود، این پیشنهاد را قبول میکرد:«نود شبیهای خوبی در دنیا ساخته میشود و اگر سریال نودشبی بود که مدیری میساخت و نقش و شرایط آن را دوست داشتم، آن را قبول میکردم». تا این جای کار او از همه چیز راضی و معتقد است که این سریال، کار خوبی از آب در آمده چون:«اتفاقات سریال مختلف و شیرین است. این مجموعه تک محوری نیست و عین یک پازل میماند که در کنار هم قشنگ میشود.» چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386{زمان:16:0} آتــــنا ♥ ســمانہ
1۳ قسمت سريال مديري آماده شد؛
خبرگزاري فارس: رسول نجفيان به بازيگران مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» پيوست به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» روزهاي پاياني خود را ميگذراند و بازيگراني چون «رسول نجفيان»، «شادي احديفر» و «ساقي زينتي» به جمع بازيگران سريال اضافه شدهاند. سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386{زمان:15:55} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام امروز ۲ تا گزارش میذارم یکی از بانی فیلم و دیگری از خانواده سبز یه عکس جالب از بانی فیلم مهران مدیری رو پیدا کنید
مرد هزار چهره؟ 75-درست پس از شكست شبكه سوم سيما در ماراتون رمضان، با وجود توصيه مديران ارشد صداوسيما مبني بر كار نكردن با مهران مديري مديران شبكه سوم سيما پيشنهاد ساخت سريال نوروز را به اين كارگردان دادند. 76-پس از قبول پيشنهاد از سوي مديري و برادران تهيهكننده قرار شد خيلي بيسروصدا مديري طرحش را انتخاب و مقدمات ساخت سريالش را فراهم كند. 77-مديري طرح قديمي كه پيمان قاسمخاني دوران گنجمظفر به او پيشنهاد داده بود را انتخاب كرد و قرار شد با نگارش متن آن را دست بگيرد. 78-مديران صداوسيما پس از با خبر شدن از اقدام شبكه سوم و همكاري آنها با مديري حسابي دلخور شدند و طي جلسهاي دلخوري خود را با مديران شبكه سوم در ميان گذاشتند. 79-پس از جلسه مديران صداوسيما با مديران شبكه سه در ساختمان شبكه سوم سيما تهيهكنندگان پروژه به اتفاق مديري به شبكه رفتند و پس از يكسري شرط و شروط قرار شد با توجه به حساسيت مديران ارشد صداوسيما بر روي پروژه خيلي بيسروصدا مراحل پيشتوليد و توليد كار پشت سر گذاشته شود. 80-پيمان و محراب قاسمخاني به همراه اميرمهدي ژوله با تصويب نهايي، نگارش را آغاز كردند. 81-با تأكيد مهران مديري قرار شد هيچ شخصيت دنبالهداري آن چنان در كار نباشد و مديري تنها شخصيت دنبالهدار و محوري كار باشد. پيشتوليد 82-پيشتوليد سريال مديري با نام اوليه <مرد هزار چهره> اوايل آذر ماه آغاز شد. 83-در اولين روزهاي پيشتوليد مديري شخصاً به بازيگراني چون امين حيايي، خسرو شكيبايي و... براي حضور در مجموعهاش تماس گرفت. 84-در حالي كه قرار بود همه چيز در سكوت خبري پيش رود تماس مديري با حيايي و شكيبايي همه جا پيچيد و همين باعث شد همگان از حال و هواي متفاوت سريال مديري با خبر شوند. 85-همه چيز براي حضور حيايي و چند بازيگر مطرح ديگر آماده بود كه توصيه يكي از نزديكان بازيگران مورد نظر كه بعداً خود رقيب سرسخت مديري در سريال شبكه اول شد را‡ي بازيگران مورد نظر مديري را زد. 86-مديري هر چند نتوانست با بازيگران مورد نظرش قرارداد ببندد، اما گروه بازيگران كاملاً متفاوتي جمعوجور كرد گروهي كه باعث شد خيليها از شنيدن نام آنها تعجب كنند. توليد 87-تصويربرداري <مرد هزار چهره> ديماه خيلي بيسروصدا آغاز شد. 88-در همان ابتداي تصويربرداري از سوي رياست سازمان صداوسيما به شبكه سه دستور داده شد هيچ عكسي و خبري تا دو هفته مانده به پخش به هيچ نشريهاي داده نشود. اين دستور درواقع به جهت تنبيه شبكه سوم سيما به علت كار كردن بدون اجازه با مديري صادر شد! 89-تصويربرداري به دليل لوكيشنهاي متعدد كار كندتر از ساير سريالهاي مديري پيش رفت. 90-اواسط تصويربرداري خشايار الوند براي تقويت متنها به گروه اضافه شد. 91-تعداد زيادي از بازيگران كه به صورت تلفني هنگام پيشتوليد به مديري براي حضور در سريال اطمينان داده بودند اواسط تصويربرداري جلوي دوربين حاضر نشدند. 92-مديري و گروه توليدش برخلاف بقيه اوقات به شدت در طول كار سراغ ديگر كارهاي نوروز و به خصوص سريال شبكه اوليها را كه حسابي با آنها كريخواني داشتند ميگرفتند. پخش 93-در حالي كه قرار بود نام سريال تغيير كند در آخرين لحظات قرار شد همان نام مرد هزار چهره روي كار بماند. 94-برخلاف جرح و تعديلي كه بر روي اكثر سريالهاي امسال انجام شده با نظارت و قدرت شخص مدير شبكه سوم هيچ فريمي از كار، تا اينجا بازبيني و حذف نشده و به احتمال فراوان بعد از اين هم نخواهد شد. فوق سري مهران مديري اواسط كار تصميم گرفت يكي از نقشهايش را به مرد پرحاشيه و بامزه اين سالهاي فوتبال يعني فيروز كريمي بسپارد، اما اين اتفاق جالب به دليل فوت ناگهاني مادر اين مربي محبوب منتفي شد. شك نكنيد اگر اين اتفاق رخ نميداد فيروز كريمي در سريال مديري مهمترين اتفاق نوروز امسال در تلويزيون ميشد. گزارش خانواده سبز از "اگه جای من بودین" نوروز امسال با «مرد هزارچهره» «مهران مديري» كارگردان و بازيگر پيشكسوت سينماي ايران سالهاست كه در اين عرصه فعاليت ميكند؛ بازيگري كه ايرانيان خاطرات زيادي از او به ياد دارند.
نوروز امسال هر شب از شبكه سوم مجموعهاي ميبينيم كه نامش «مرد هزارچهره» خواهد بود و مديري در چند نقش در اين مجموعه ايفاي نقش ميكند؛ نقش پليس، دكتر، جراح، مرد عادي، يك مسئول و... اما آنچه كه سريال جديد مديري را نسبت به مجموعههاي گذشته متفاوت كرده، لوكيشنهاي زياد اين سريال طنز است. او مانند مجموعههاي گذشتهاش، تنها يك منزل را محل فيلمبرداري دوربينهاي خود نكرده است. لوكيشن اصلي مجموعه واقع در خيابان ملاصدراي تهران است و ديگر لوكيشنها منزلي واقع در يكي از كوچههاي فرعي زعفرانيه در شمال شهر تهران، در خيابان، بيمارستان، دادگاه و...همين امر باعث شده مجموعه او كاري متفاوت نسبت به گذشته دربيايد، البته شايد دليل آن، اين باشد كه وي براي ساخت اين مجموعه از فرصت خوبي برخوردار بوده است. او اين مجموعه را هفدهم دي ماه كليد زد و تا چند روز مانده به نوروز به پايان رساند. لوكيشن زعفرانيه هشتم اسفند ماه – تهران – ساعت 2 بعدازظهر ساعت دو بعدازظهر خودمان را به آنجا رسانديم. خانهاي بزرگ و ويلايي. يك عده آدم با كاپشنهاي بلند مشكي و همه اسلحه به دست در حياط نشستهاند. ابتدا فكر كرديم نشاني را اشتباه آمدهايم اما زماني كه خانم وفا ملكزاده مدير روابطعمومي مجموعه به استقبالمان آمد، متوجه شديم كه نه، نشاني درست است و اين افراد مربوط به يك لوكيشن پربازيگر سريال جديد مهران مديري هستند. گروه در حال تدارك هستند تا يك اتاق عقد درست كنند. مهران مديري هم آماده ميشود تا لباس دامادي بر تن كند. از آن طرف هم عروس با لباس عروس خود را آماده كرده است. ادامه قصه را بيخيال شويد چون قول دادهايم ننويسيم كه داستان خداي ناكرده لو نرود.عليرضا خمسه در گوشهاي از حياط مشغول تمرين متن با رامين پورايمان بازيگر قديمي راديو و تلويزيون است اما در گوشهاي از سالن «كيانوش گرامي» كه بازي خوب او در «ميوه ممنوعه» را به ياد داريم، از زور خستگي به خواب رفته است. به ما گفت: همزمان مشغول ايفاي نقش در مجموعهاي براي شبكه دوم است. البته وقتي كه بيدار شد، اين موضوع را به ما گفت. مهراب قاسمخاني هم آمده است. به مهراب تبريك ميگوييم چرا كه به تازگي او و همسرش شقايق دهقان صاحب فرزندي شدهاند. پيمان برادر بزرگترش كه سرپرست تيم نويسندگان است، هم در محل حضور دارد. او به همراه همسرش بهاره رهنما كه يكي از نقشهاي اصلي اين مجموعه را ايفا ميكند، متنها را چك ميكنند. اين مجموعه، يك بازيگر كوچولو هم دارد كه همزمان با پخش اين مجموعه از شبكه سوم، معرفي ميشود. او كسي نيست جز پريا قاسمخاني، دختر پيمان قاسمخاني و بهاره رهنما. حالا كه صحبت به نويسندگان رسيد، بد نيست ديگر نويسندگان اين مجموعه را هم نام ببريم؛ مهراب قاسمخاني، خشايار الوند و اميرمهدي ژوله. از آنجا كه كارمان گير است، سعي ميكنم خودم را به عكاس و تصويربردار اين مجموعه بيشتر نزديك كنم. او سيدعباس اصفهاني است؛ پسري باوقار و خونگرم كه نهايت همكاري را با ما ميكند. زماني كه از رهنما ميخواهيم عيدانهاي براي ما بنويسد، پريا كوچولو هم به ما ميگويد: كنار امضاي مادرم ميخواهم من هم يادداشتي براي خانوادهسبز بنويسم. اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه خلاصه داستان اين مجموعه چيست. پس بخوانيد، اگر سر در بياوريد، يك جايزه به شما ميدهيم. مديري خودش اينطور خواسته... «اگه جاي من بودين، اگه ميخواستين خودتونو ثابت كنين، اگه مجبور بودين جاي آدمهاي ديگه باشين. چيزهايي كه اصلا به شما مربوط نيست ولي لذتبخشه و آدمهايي كه شما را بزرگ ميكنن در حالي كه شما خودتون هستين. لذتبخشه، نه؟» ما كه متوجه نشديم و مثل شما به انتظار مينشينيم تا اين مجموعه در ايام عيد پخش شود. ملكزاده، روابطعمومي مجموعه ميگويد: «مرد هزار چهره از اول تا پانزدهم فروردين هر شب پخش ميشود.» وسواس مديري يكي از ويژگيهاي مهران مديري اين است كه با وسواس خاصي مجموعههايش را ميسازد، يعني آنقدر روي مانيتور دقيق است كه يك برداشت را چند بار بايد بگيرد تا به سليقهاش نزديك باشد. در اين راه آلاله هاشمي دستيار اول كارگردان و برنامهريز همراه اوست. هاشمي در مجموعه «ساعت شني» هم دستيار بهرام بهراميان كارگردان آن مجموعه بود. براي تصويربرداري از پلان اتاق عقد، مهران مديري دقيقا دو ساعت وقت گذاشت تا آن پلان چند دقيقهاي خوب از آب دربيايد. شايد شما خواننده محترم تاكنون به پشت صحنه فيلمهاي سينمايي يا مجموعههاي تلويزيوني نرفته باشيد اما ما كه رفتيم، عادت داريم يعني جزئي از قانون است. تمام تلفنهاي همراه بايد خاموش باشد چون گوشيهاي همراه باعث ميشود نويز بيفتد و اين كار را براي صدابرداران و تصويربرداران سخت ميكند. پيش از 1، 2، 3 گفتن و آماده شدن براي گرفتن يك پلان جديد، هاشمي از همه ميخواهد كه تلفنهاي همراه خود را خاموش كنند، گرچه هيچ تلفني در آن منطقه آنتن نميدهد اما با اين حال گوشي نبايد روشن باشد.
در همين گير و دار تصويربرداري ميبينيم كه جواني شانزده، هفده ساله به پشت صحنه ميآيد. شباهت عجيبي به مهران مديري دارد، نگو كه وي فرهاد مديري پسر بزرگ آقامهران است. خدا سلامتش نگهدارد، مثل پدرش است. با عوامل احوالپرسي ميكند و گوشهاي مينشيند. تهيهكنندگان هم به جمع ملحق شدهاند حميد و مجيد آقاگليان كه معمولا تهيه مجموعههاي مديري برعهده آنان است. پربازيگر پربازيگر اين مجموعه بازيگران زيادي دارد اما همه آنان در همه قسمتها ايفاي نقش نميكنند و تنها درچند قسمت بازي ميكنند. نمونهاش پژمان بازغي است كه در نقش يك افسر پليس و در سه قسمت بازي ميكند يا عليرضا خمسه كه تصور ميكنم با آن پالتوي بلند مشكي چرمياش، در نقش يك كارآگاه در سه قسمت ايفاي نقش كند. خمسه مرد نازنيني است. در سختترين شرايط لبخند بر لب دارد و هميشه با گرمي با شما برخورد ميكند. در زمان استراحت او، چند دقيقهاي در رابطه با رسانههاي نوشتاري صحبت ميكنيم. اطلاعاتي از او ميگيريم و اطلاعاتي هم ميدهيم. به هر حال خمسه جزو بازيگران پيشكسوت هنر ايران است، البته در اين مجموعه راه رفتن خمسه كمي سخت به نظر ميرسد. از آنجا كه او بايد نقش يك فرد تقريبا چاق را بازي كند، زير بلوزش نميدانم چه گذاشتهاند كه وي را شكمگنده نشان دهند. در رابطه با بازيگران برايتان ميگفتم... تنها بازيگر اصلي تمام قسمتها، مهران مديري است اما اگر بخواهيد نام ديگر بازيگران را بدانيد، اين ليست را بخوانيد: عليرضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرا... رادش، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان، رامين پورايمان، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، كيانوش گرامي، اسماعيل سلطانيان، پرويز فلاحيپور، غلامرضا نيكخواه كه بارها از اين افراد بازيهاي به ياد ماندني به خصوص در وادي طنز به ياد داريم و به اين نفرات بايد علي لك پوريان، غلامحسن تسعيري، محمدجواد عزتي، كوروس كاشانيدوست، شايان احديفر، شهين تسليمي، پروين قائممقامي، اميرحسين رستمي، حميد نيكنبرد، اكبر قدمي، شهريار فخاري و لقمان نظيري هم اضافه كرد، ضمن اينكه محمود شهرياري هم در يك قسمت در نقش خودش بازي كرد يعني در نقش يك مجري مراسم.به هر حال كار كشيدن از اين همه بازيگر كار آساني نيست و از عهده هر كسي برنميآيد و فقط از شخصي چون مهران مديري برميآيد. كارگردان و بازيگر باسابقه طنز تلويزيون ايران كه هنوز از او بازي در مجموعه «ساعت خوش» در اواخر سال 73 و «نوروز 74» را به ياد داريم.
همزمان با اكران در تهران/ «دايره زنگي» در 20 شهرستان اكران نوروزي ميشود خبرگزاري فارس: دايره زنگي و (پريسا بختآور) در تهران و بيست شهرستان ديگر از 29 اسفند اكران ميشود مصطفي شايسته مدير پخش مؤسسه سينمايي هدايت فيلم كه پخش دايره زنگي را برعهده دارد گفت: اكران اين فيلم از روز چهارشنبه 29 اسفند آغاز ميشود و سعي داريم كه اكران اين فيلم را در حد ممكن گسترده انجام دهيم. یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386{زمان:15:44} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() با سلام نمی دونم مهران مدیری کارش رو تو تلوزیون کی شروع کرده!!!!!!!!!!!!. قدیمی ترین برنامه ای که خودش یه بار تو تلوزیون نام برد این بود که گفت: سال 69 با کامران ملک مطیعی(دکتر تو زیر آسمان شهر)تو یه برنامه هم بازی بوده که اون برنامه هم برای گروه کودک بود (!!!) ولی خب از سال 72 بود که با نوروز 72;خیلی شناخته شد.از اون به بعد تا نوروز 74 با "سال خوش" به صورت پیوسته کار کرد.تا اینکه بعد از اون برنامه تا سال 77 ممنوع التصویر شد که به قول خودش گویا از هر نوع فعالیت هنریی(رادیو و...)ممنوع الفعالیت شده بود.ولی از سال 77 که برگشت تا سال 85 که باغ مظفر پخش می شد هر سال یه برنامه داشت.هیچ سالی نبود که ما اصلا نبینیمش.ولی سال 86 ,سال بدون مهران مدیری بود.نه برنامه ای ,نه بازیی ,نه اکران فیلمی ,نه سی دی باغ مظفری,نه حتی سی دی چلچراغ و جشنواره ی حافظی,نه آوازی,نه صدایی,نه سکوتی,نه درنگی,نه نگاهی....فقط چند تا عکس و خبر.حتی هیچ کدوممون نه رفتیم جشن چلچراغ نه جشنواره ی حافظ. خلاصه که امسال بدون آقای مدیری گذشت. امیدوارم سال جدید مدیری بارون بشیم! سی دی باغ مظفر و شب چله ی چلچراغ و جشنواره ی دهم حافظ بیاد بیرون.فیلم های آقای مدیری اکران بشه.تو جشن خانه ی سینما جایزه بگیره(تو حافظ که فکر نکنم باشه.چون امسال هیچ کاری نداشت)فیلمی که 60 ساله می گه می خوام بسازم ;کلید بخوره.بیشتر مصاحبه کنه.تو برنامه ی سینمای ایران شبکه 2 دعوتش کنن.واسه ی سریالش از این نقد و بررسی ها بذارن...سریالش هم که همین روزها شروع میشه. راستی هواستون باشه.یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه; شما و سیما ویژه ی برنامه های نوروزی پخش می شه.نکنه نبینید یادداشت علیرضا خمسه رو درباره ی سریال و نقشش,براتون می ذارم شنبه بیست و پنجم اسفند 1386{زمان:15:41} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام بچه ها فکر میکنم از امشب و فردا تبلیغات اگه جای من بودین شروع بشه چون از امروز تبلیغات برنامه های عیدی شبکه ۳ شروع شده پس از دست ندینش از چلچراغ/شماره ی 288/ویژه ی نوروز/صفحه ی66 (شبکه) .بفرمایید مهران مدیری و دوستان تکه هایی از "مرد هزار چهره"سریال جدید مهران مدیری دوست داشتی جای چه کسی بودی؟ اگه جای من بود؟اگه می خواستین خودتونو ثابت کنین؟اگه مجبور بودین جای آدمای دیگه باشین...چیزهایی که اصلا به شما مربوط نیست ولی لذت بخشه...و آدمهایی که شما رو بزرگ می کنن در حالی که شما خودتون هستین...لذت بخشه نه؟اگه جای من بودین..."اینها حرفهای یک شخصیت است .شخصیتی که قرار است از روز اول فروردین تا 15 روز با او و تجربیاتش همراه شوید البته با چاشنی طنز.واقعا موقعیت وسوسه انگیزیه.مهران مدیری به همراه تیم نویسندگان همیشگی اش قرار است حسابی ما رو سورپرایز کنه.پیمان قاسم خانی به عنوان سرپرست و امیر مهدی ژوله ,مهراب قاسم خانی و خشایار الوند در کنار او تیم نویسندگان این مجموعه را تشکیل می دهند.اسم سریال هم که از موضوعش کاملا پیداست;"مرد هزار چهره"که خود مهران مدیری نقش اون رو بازی می کنه.در کنار مدیری چهره های دیگری هم حضور دارند که البته خیلی از آنها جزو تیم بازیگری ثابت او نیستند.علیرضا خمسه,پژمان بازغی,سیامک انصاری,اکرم محمدی,سروش صحت,پرستو گلستانی,نادر سلیمانی,نصرالله رادش,کیانوش گرامی,شقایق دهقان,فلامک جنیدی...فکر می کنم همین اسم ها هم کم وسوسه کننده نیستند در کنار داستان جذاب این ماجرا نکته ی دیگر درباره ی این سریال حضور تعدادی حیوان زنده در کنار بازیگران آن است که استفاده از آنها یک جورهایی برای اولین بار است که در تلوزیون صورت می گیرد.حیواناتی مثل مار,تمساح,آفتاب پرست,اسب...تعجب نکنید تازه چند تا حیوان دیگر هم هست که تا به حال نه اسمشان را شنیده اید و نه خودشان را دیده اید! به نظر می رسد "مرد هزار چهره"یکی از سریالهای موفق نوروز امسال باشد.سر صحنه که می روی و کار و تلاش عوامل را که می بینی این موضوع بیشتر برایت روشن می شود. مدیری با وسواس خاصی هم بازی می کند و هم کارگردانی.هر صحنه ای را که می گیرد باز بینی می کند و اگر احتیاج باشدآن را چند بار تکرار می کند تا آخرش به آن چیزی که می خواهد برسد.مواقعی هم که گروه در حال استراحت هستندیا صحنه را آماده می کنند;مشغول بازخوانی فیلم نامه است وبه قاب بندی ها ی تصویر فکر می کند و ...او با این چیزهایی که در سریالهایش می بینیم کاملا متفاوت است.آرام و ساکت.در مواقع تنهایی حریمی دارد که کسی اگر مجبور نباشد وارد آن نمی شود و مدام در حال انجام کاری است;این قدر که وقتی او را می بینی به این همه انرژی اش غبطه می خوری و می فهمی که موفقیت حق مسلم اوست.به هر حال ما هم مثل شما منتظریم تا روزهای نوروز که نتیجه ی نهایی کار او و همکارانش را ببینیم."مرد هزار چهره ای " که حالا خودش شده سوژه ی سریال آخر سازنده اش.یک سریال دیگر از مهران مدیری. و البته چند تا عکس جدید هم چاپ کردن و تو حاشیه ی یکیش نوشتن: مهران مدیری پلیس یا مهران مدیری خلافکار ؟ مسئله این است! جمعه بیست و چهارم اسفند 1386{زمان:15:39} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() سلام هنوز - مهران مدیری علاوه بر سریال «اگه جای من بودی» در عید نوروز سال 87 و جعبه جادویی حضور خواهد داشت. گفتنی است؛ مهران مدیری در این دوران سینماها را نیز تحت سیطره خود گرفته و چهرهاش با فیلم «دایره زنگی» به کارگردانی پریسا بختآور روی پرده نقرهای نقش خواهد بست.
در "دایره زنگی" مهران مدیری با باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخ شاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز همبازی بوده است. شایان ذکر است؛ فیلم «دایره زنگی» در ایام جشنواره توقیف شد و در همین چند روز آخر سال توانست پروانه اکران را گرفته و به اکران نوروزی درآید. این یه گزارش کامل و بسیار جالب از سریال جدید مهران مدیری است ولی چون خیلی زیاد بوده گلچینش کردم و فقط قسمتهایی که از مهران مدیری نوشته رو گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد
مدیری مثل همیشه خودش را به بیخیالی زده، آرام و ساکت سریالش را جلو میبرد و مواظب است تا متفاوتترین کار سالهای اخیرش را به نحواحسن انجام بدهد. او آرام و ساکت در تمام قسمتهای کار حاضر میشود و با دقت و وسواس تکههای پازل سریالی با بازیگرهای زیاد و متفاوت و داستانهای مختلف را کنار هم میچیند تا به قول پیمان قاسمخانی روایت کمدی از فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی بسازد روایت اول: داستان دادگاه مرد هزار چهره »
. مدیری روبهروی جایگاه قاضی ایستاده و از پشت لنز دوربین به بازیگرانی که روی صندلیها نشستهاند، نگاه میکند. سروش صحت، پرستو گلستانی، بهاره رهنما، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی، شقایق دهقان، فلامک جنیدی و نصرالله رادش با لباسها و گریم سریال روی صندلی منتظرند تا دوربین به سمتشان برود. آنها سه شب است که درست و حسابی نخوابیدهاند و امیدوارند تا امشب، آخرین شب دادگاه مسعود شصت چی باشد. مدیری سیگاری روشن میکند و به تلویزیون کوچک زیر تریبون، نگاه میاندازد و بلافاصله به سراغ صحنه بعدی میرود. . در گوشه و کنار سالن هم عدهای نشسته چرت میزنند و منتظر پایان کارند، اما مدیری در تمام این مدت سرش گرم کار است و انگار نه انگار. او پشت یکی از سه دوربین میایستد و خودش از صحنهای که نصرالله رادش بازی میکند، فیلم میگیرد. همه حاضران در سالن ساکت شدهاند اما صدای خروپف یکی از عوامل، باعث خنده میشود و مدیری هم با خنده کات میدهد و میگوید:«پشت صحنهاش را هم گرفتیم».بعد از این بازیگران نوبت به خود مدیری میرسد تا عینک شکسته مسعود شصت چی را بزند و آخرین صحنههای دادگاه را بگیرد. ساعت سه و نیم صبح، وقتی که همه عوامل مشغول خوردن نسکافه و شیرینی هستند، مدیری همچنان مشغول بازی است و در اعتراض به صدای زنگ موبایل به آرامی میگوید:«فکرمی کردم مشغول کار حرفهای هستیم.» ساعت چهار صبح آخرین فرصت گروه برای تحویل محل فیلمبرداری است اما هنوز قسمتهایی از دادگاه باقی مانده و مدیری بیوقفه کار میکند و هیوندای سفید او تا حوالی صبح در پارکینگ دادگاه میماند. » روایت دوم: داستان پدرخوانده و تمساحهای آدمخوارش
مهران مدیری از پلههای خانه پایین میآید و صدای جیغ و فریاد عوامل که مشغول بازی با یک مار هستند، آرام میشود. مدیری با آرامش به امیر رهبری که مربی مار، تمساح و آفتاب پرست بازیگر این سریال است، نگاه میکند.رهبری به سمت مدیری او میرود و میگوید:«میخواهم از این آفتاب پرست بازی زیرپوستی بگیرم.» مدیری سری تکان میدهد و به سمت علیرضا خمسه میرود که با شکمی بزرگ و سبیل پرپشت، نقش پدرخوانده مافیای این سریال را بازی میکند. . مدیری او را پشت یک میز بزرگ مینشاند و به سمت محافظان میرود تا جای ایستادن و طرزگرفتن اسلحه آنها را مشخص کند. مسعود شصت چی، برای اولینبار در این اتاق پدرخوانده را میبیند و با تمساحهای او تهدید میشود. مدیری، خمسه، آفتاب پرست و گروه فیلمبرداری و صدا تا ساعت هشت شب در این اتاق میمانند تا کار روز اول تمام شود. تا به حال نیمی از این سریال 15 قسمتی فیلمبرداری شده و کسی به جز مدیری از نتیجه کار خبر ندارد. اما همه از قول او میگویند که کار خیلی خوب شده و با همه سریالهای او فرق میکند. ساعت هشت شب، گروه فیلمبرداری از اتاق قرمز بیرون میآیند، ، مدیری با آرامش سیگاری روشن میکند و به سمت هیوندای سفیدش میرود. » روایت سوم: داستان کلانتری و روزهای شروع کار
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386{زمان:15:34} آتــــنا ♥ ســمانہ
با سلام"الینا" عزیزم ممنونم از لطفت و خیلی هم خوشحال شدم که اسمت رو در بین نظرات دیدم من یه پستم رو اختصاص داده بودم به مطلب زیبایی که شما در سایت سینمای ما در جواب یک نفر داده بودین و( از این لینک میتونین ببینین) و و واقعا لذت بردم و بیشتر برای مهران مدیری خوشحال شدم که چقدر هوادارای خوبی داره بازم به وبلاگم سر بزن و با نظرات خوبت راهنماییم کن خوشحال میشم سریال «مرد هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری به «اگر جای من بودی» تغییر پیدا کرد. این سریال که در 15 قسمت 45 دقیقهای به مناسبت نوروز ساخته میشود بسیاری از بازیگران مطرح کشورمان را در خود جای داده است.
قرار بود که خسرو شکیبایی و امین حیایی نیز در این سریال حضور پیدا کنند اما به دلیل مشغله زیاد نتوانستند به مهران مدیری بپیوندد و حضور این دو هنرمند در همان مذاکرات بدون قرارداد متوقف شد. پرویز فلاحیپور، علیرضا خمسه، پژمان بازغی، حامد بهداد، اکرم محمدی، اسماعیل سلطانیان، بهروز بقایی، محمد صالحعلاء، رضا فیض نوروزی، سیامک انصاری، پرستو گلستانی، رضا نیکخواه، فلامک جنیدی، سروش صحت، شقایق دهقان، نادر سلیمانی، جواد عزتی، سعید هدایتی و بهاره رهنما در این سریال به ایفای نقش خواهند پرداخت. شایان ذکر است؛ مهران مدیری نقش اول مرد این سریال را بازی خواهد کرد و چندی پیش از حضور رضا رشیدپور نیز در این سریال سود برد. از مهران مدیری پرسیده شد: اهل فوتبال هستید؟ نه اصلا فقط جام جهانی را آن هم بازیهای مهم آن را میبینم از بین تیمها ی فوتبال هم یک اسم را میدانم آن هم شموشک نوشهر. اصلا نمیدانم شموشک خوردنی است یا پوشیدنی و یه نظرم خیلی اسم بامزه ای است و با اینکه اصلا از فوتبال سردر نمی آورم ولی بازی فوتبال را با کامپیوتر خیلی دوست دارم. البته خیلی هم که نه ولی هر موقع وقتش پیش بیاید با پلی استیشن بازی میکنم چون خیلی لذت بخش است وقتی که روبروی شما رونالدو و کلینزمن است و به اینها آدم گل میزند یک حس خوبی بهش دست میدهد. یعنی شما یازی ایران و استرالیا را هم ندیدید؟ چرا آن بازی را دیدم.
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386{زمان:15:31} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() سلام بچه ها
هنوز – «مرد هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری در ایام نوروز پخش خواهد شد. مهران مدیری پس از یک سال دوری از تلویزیون به ساخت این سریال مناسبتی اقدام کرد و در آن از بازیگران سرشناس و به نام سینما نیز سود گرفت.
رضا رشیدپور نیز به این بازیگران سرشناس پیوست تا در نوروز علاوه بر اجرای برنامه تحویل سال نو با این برنامه در جعبه جادویی حاضر شود. شایان ذکر است؛ که رضا رشیدپور در نقش خود در «مرد هزار چهره» و کنار مهران مدیری ظاهر شده است. ببینین مهران مدیری چقدر لباس پلیس بهش میاد
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386{زمان:15:25} آتــــنا ♥ ســمانہ
ساخت مجموعههای ویژه نوروز در شبكههای مختلف سیما آغاز شده و رقابت طنز سازان و بازیگران طنز بزرگ تلویزیون مانند مهران مدیری، جواد رضویان، رامبد جوان و ... ادامه دارد. امسال شبكههای اول، دوم، سوم و تهران سیما برای ایام نوروز سریالهایی با مضمون طنز تدارك دیدهاند و رقابت برای جذب مخاطبان نوروزی آغاز شده است.
بنابر گزارش فارس، سریالهای نوروز ۸۷ به كارگردانی افرادی چون مهران مدیری، جواد رضویان، محمد حسین لطیفی، رامبد جوان، سیروس مقدم و ... در حال ساخت است كه در ادامه آخرین روند تولید هر كدام از آنها ارائه میشود ![]() ● «مرد هزار چهره»
مهران مدیری امسال قصد دارد با مجموعه تلویزیونی «مرد هزار چهره» به تلویزیون بیاید. این سریال برای شبكه سوم سیما ساخته میشود و بازیگرانی چون سیامك انصاری، هادی كاظمی، شقایق دهقان، بهنوش بختیاری، الیكا عبدالرزاقی، پژمان بازغی، علیرضا خمسه، جواد رضویان در آن قطعی شده و البته بازیگران سرشناس دیگری هم در این مجموعه بازی میكنند كه در این مقطع به درخواست روابط عمومی پروژه از اعلام نام آنها صرفنظر میكنیم. داستانهای این مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سیما پخش شود توسط «محراب قاسمخانی» و «پیمان قاسمخانی» نوشته شده و لوكیشنهای اصلی آن نیز درخیابان ملاصدرای تهران هستند. این مجموعه جدید در ۱۵قسمت به تهیه كنندگی برادران «آقاگلیان» ساخته میشود و «مهران مدیری» در آن نقش اول را بازی خواهد كرد. داستانهای این مجموعه جدید كه به صورت اپیزودیك ساخته خواهد شد، به هم پیوسته است و بازیگران این بار در داستانها حضوری كوتاه خواهند داشت و قصه این مجموعه تلویزیونی درباره فردی است كه بیگناه به كلاهبرداری متهم میشود و به دلیل این اتهام هربار درگیر ماجرایی تازه میشود. فضای كار جدید «مهران مدیری» آپارتمانی است و داستان آن هیچ شباهتی به كارهای قبلی او ندارد. مرتضی میرباقری معاون سیما درباره این سریال گفت: كار مهران مدیری در حال جلو رفتن است. بخشهایی از راف كاتهای آن را هم دیدهایم و در صورت آماده شدن، یكی از سریالهای موفق ما در نوروز خواهد بود. وی در ادامه گفت: شرایط ما برای كارهای نوروزی عبارت است از اینكه سازندگان باید تا ۲۰ اسفندماه كارشان را نهایی كنند و صورتی از نهایی شده آن را ارائه دهند تا هم خودشان راحت باشند و گروه دچار مشكل نشود و هم مخاطبان با دغدغه كمتری كار را دنبال كنند. چرا اسم جواد رضویان رو آورده؟
جمعه بیست و ششم بهمن 1386{زمان:19:32} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]()
آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم جمعه نوزدهم بهمن 1386{زمان:19:11} آتــــنا ♥ ســمانہ
هنوز – مهران مدیری که در نقش «مرد هزار چهره» به تلویزیون قدم خواهد گذاشت برادر بهاره رهنما شده است. مادر بهاره رهنما نیز به پروژه جدید مهران مدیری پیوسته و نقش مادر «مرد هزار چهره» را به عهده گرفته است.
بهاره رهنما علاوه بر مادر با همسرش نیز در این پروژه همکار است. پیمان قاسمخانی به عنوان نویسنده این سریال 13 قسمتی با مهران مدیری همکاری خواهد کرد.
و یه خبر جالب شما میدونستین؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386{زمان:18:59} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() با حضور رضا فيضنوروزي و فلامك جنيدي؛
«مهران مديري» سريال جديد خود را كليدزد
خبرگزاري فارس: «مهران مديري» مجموعه جديد طنز خود را با حضور بازيگراني چون «رضا فيض نوروزي» و «فلامك جنيدي» كليد زد. ![]() به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» مجموعه جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده است در لوكيشني در خيابان ملاصدراي تهران كليد زد.
شنبه بیست و دوم دی 1386{زمان:18:16} آتــــنا ♥ ســمانہ
پنج قسمت از فیلمنامه مجموعه تلویزیونی جدید مهران مدیری به سرپرستی پیمان قاسمخانی آماده شده و 9 قسمت دیگر همزمان با تولید نوشته میشود. امیرمهدی ژوله از نویسندگان فیلمنامه این مجموعه گفت: "به همراه مهراب قاسمخانی و خشایار الوند به سرپرستی پیمان قاسمخانی از سه ماه پیش جلساتی برای طراحی کاراکترهای مجموعه جدید مدیری داشتیم و کار را از سه هفته پیش آغاز کردیم. تاکنون پنج قسمت مجموعه به صورت کامل نوشته شده و حدود 10 روز است کار کلید خورده است." وی در ادامه افزود: "داستان این مجموعه روایتگر فردی است که با موقعیتهای مختلف رو به رو میشود. با پیمان برای نوشتن متن مجموعه با مدیری جلسات مشترک زیاد داشتیم و با توجه به سابقه همکاری در پروژههای مختلف لحن نگارشها به هم نزدیک است. با توجه به اینکه تولید تازه آغاز شده به لحاظ متن عقب نیستیم و هر کدام از نویسندگان مشغول نگارش هستند." تازهترین مجموعه تلویزیونی مهران مدیری در 14 قسمت برای پخش در ایام نوروز 87 شبکه سه سیما تولید میشود.
یکشنبه شانزدهم دی 1386{زمان:3:26} آتــــنا ♥ ســمانہ
![]() براي پخش از شبكه سوم سيما؛
پيش توليد سريال نوروزي «مهران مديري» آغاز شد
خبرگزاري فارس: پيش توليد مجموعه تلويزيوني كه «مهران مديري» قرار است آن را براي نوروز كارگرداني كند آغاز شد. ![]() به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، اين مجموعه جديد در 13 قسمت براي پخش در ايام نوروز ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
دوشنبه سوم دی 1386{زمان:18:36} آتــــنا ♥ ســمانہ
مهران مدیری مرد هزار چهره می شود
خبر گزاری فارس دیروز خبر ساخت یک مجموعه طنز را اعلام کرد که به خاطر بازیگر و کارگردان خاص آن، برای خیلی از مشتاقان برنامه های طنز تلویزیونی می تواند جذاب باشد .خبر این بود که مهران مدیری، کارگردان و بازیگر حوزه طنز با یک مجموعه تلویزیونی دیگر، مهمان خانه ها خواهد بود .این مجموعه طنز "مرد هزار چهره" نام دارد و مانند کارهای قبلی این کارگردان، به دست برادران گلیان بهیه می شود. با وجود آن که در خبر آمده بود این مجموعه قرار است برای ایام نوروز آماده شود، اما با پیگیری های خبرنگار ما مشخص شد که احتمال دارد این مجموعه برای پخش در این ایام آماده نشود .این مجموعه ۱۳ قسمت و برای گروه فیلم و سریال شبکه ۳ آماده می شود، مهران مدیری را به عنوان نقش اصلی در خدمت خواهد داشت .در مجموعه تازه ای که جلوی دوربین خواهد رفت، داستان آدم بی گناهی روایت می شود که به کلاهبرداری متهم است. به جز چند نقش ثابت مثل نامزد و پدر او که در شهرستان زندگی می کنن، بقیه بازیگران مهمان خواهند بود . سه شنبه بیستم آذر 1386{زمان:3:15} آتــــنا ♥ ســمانہ
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحي : محمّد ] [ قالب وبلاگ قالب سبز ] [ قالب وبلاگ قالب سبز ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||