صفحه اصلی تماس با ما فرستادن رایانامه مستقیم عناوین مطالب نسخه تلفن همراه نمایه سایت آخرین ساخته استاد
دیگر امکانات اختیاری
محل کد شما
پیام نگار سایت
لینک دوستان

 

مدیری یا عطاران؟/ رای گیری سیما به نفع عطاران به پایان رسید

آرای مهران مدیری شکسته شد؟

کافه سینما- رای گیری "سین مثل سریال"، به پایان رسید و بر اساس آمار ارائه شده در این برنامه، سریال ترش و شیرین ساخته رضا عطاران، آرای بیشتری نسبت به دو سریال مهران مدیری، مرد هزار چهره و مرد دو هزار چهره، به دست آورد.

 به گزارش کافه سینما، البته این برتری می تواند به دلیل شکسته شدن آرای سریال های ساخته ی مهران مدیری باشد، در شرایطی که مجموع آرای دو سریال مدیری، از ترش و شیرین رضا عطاران بیشتر بود.

 این دو کمدین و کارگردان پرآوازه ی سینما و تلویزیون کشورمان، در سال های گذشته، از موفق ترین سرگرمی سازان رسانه های ایرانی به حساب می آیند.

 


برچسب‌ها: مهران مدیری, مرد هزار چهره
دوشنبه دوازدهم فروردین 1392{زمان:13:58} آتــــنا ♥ ســمانہ


مهران مدیری همچنان صدرنشین در تلویزیون 


مهران مدیری



سینماخبر: مهران مديری که چند سالی از غیبتش در باکس نوروزی سیما می‌گذرد، در نخستين جشنواره سريال‌های نوروزی سيما كه در شبكه يك در حال برگزاری است، برای دومين شب متوالی در صدر جدول برترين‌ها قرار گرفت.

برنامه سين مثل سريال در سال 92 با محوريت انتخاب برترين سريال‌هاي كمدی نوروز در يك دهه اخير از ابتدای تعطيلات روی آنتن رفته است.

مهران مديري كه با دو سريال مرد هزار چهره و مرد دو هزار چهره در اين رقابت قرار گرفته، طی دو شب متوالی يعنی سه‌شنبه ششم و چهارشنبه هفتم فروردين ماه با اكثريت قاطع آرا مردمي در صدر جدول برترين‌ها قرار گرفت.

در شب اول سريال مرد هزاز چهره در رقابت با سريال هايی چون پيامك از ديار باقي (سيروس مقدم)، نشاني (رامبد جوان) و قرارگاه مسكوني (جواد رضويان) با كسب بيش از 65 درصد از آرا مردمي در صدر قرار گرفت و مهران مديری هم در رشته بهترين بازيگر مرد در رقابت با محمدرضا شريفي‌نيا، جواد رضويان و كوروش تهامي صدرنشين شد.
"
اما در شب هفتم فروردين نيز مهران مديری بار ديگر و اين بار با سريال مرد دو هزار چهره به صدرنشيني خود ادامه داد. سريال او در اين شب رقبايي چون عيد امسال (سعيد آقاخاني)، ماه عسل (شاهد احمدلو) و اشك ها و لبخندها (حسن فتحي) را پشت سر گذاشت.

مديری همچنين به عنوان بازيگر نيز در اين شب توانست 70 درصد از آرا مردمي را به خود اختصاص دهد و به تنهايی در صدر جدول جای بگيرد. مجيد صالحی (عيد امسال)، مهدی هاشمی (اشك و لبخندها) و محمد مطيع (ماه عسل) رقبای مهران مديری در اين شب بودند. با توجه به آراء به دست آمده مديری همراه با دو سريالش به فينال اين جشنواره راه پيدا كرد.

مهران مديری در حالي طي دو شب متوالي از سوي مردم در صدر جدول برترين ها قرار گرفته، كه معاونت سيما هيچيك از آثار كمدی او را شايسته حضور در بخش مسابقه دومين جشنواره جام جم ندانست. اين جشنواره هشتم بهمن سال 91 برگزار شد، كه در بخش بهترين سريال های كمدي دهه هشتاد، سريال وضيعت سفيد عنوان بهترين سريال كمدی را از آْن خود كرد.

بالاخره وجود دارد یا نه؟

سیاست دوگانه تلویزیون در برابر مهران مدیری

ه گزارش کافه سینما به نقل از برنا، در برنامه «سین مثل سریال» که امسال نیز مثل سال گذشته به انتخاب‌های مردمی پیرامون بهترین‌های تلویزیون می‌پردازد، سریال مرد دو هزار چهره (مهران مدیری) به عنوان بهترین مجموعه طنز نوروزی و «مهران مدیری» به عنوان بهترین بازیگر از نگاه مردم انتخاب شد و به مرحله بعدی «سین مثل سریال» راه یافت.

مدیری و سریالش که در سال‌های اخیر فعالیتی در تلویزیون نداشته، در این نظرسنجی با اختلافی فاحش انتخاب شد.

این در حالی است که مدیری در برخی از شبکه‌های تلویزیونی، جایگاه چندان جالبی ندارد و حتی در پخش تیزر فیلمی که مدیری (به عنوان گوینده کاراکتر انیمیشنی خود) بر پرده سینماها دارد (تهران 1500)، تلویزیونی‌ها چندان تمایلی به پخش چهره و نام مدیری نداشته‌اند. اختلافی که ریشه‌اش به تولید قهوه تلخ و پخش آن در شبکه نمایش خانگی (به جای تلویزیون) برمی‌گردد...

نکته بعدی این که در چند سال اخیر بارها از همکاری مجدد مدیری با تلویزیون شایعاتی شنیده شده است. شاید سال 92، طلسم جدایی مدیری از تلویزیون شکسته شود.


برچسب‌ها: مرد هزار چهره, مهران مدیری
جمعه نهم فروردین 1392{زمان:0:21} آتــــنا ♥ ســمانہ


مهران مدیری وارد رقابت نوروزی می‌شود

مهران مدیری وارد رقابت نوروزی می‌شود


بعد از خارج شدن سریال‌های مهران مدیری از رقابت جشنواره جام جم، برنامه «سین مثل سریال» شبکه یک، دو سریال این کارگردان را به عرصه رقابت سریال‌های نوروزی وارد کرد.

«سین مثل سریال» قرار است نوروز امسال میان تمام سریال های نوروزی تلویزیون که سال 83 تا 91 روی آنتن رفته‌اند، رقابت ایجاد کند.

از آنجایی که در دومین جشنواره تلویزیونی جام جم، شبکه سه هیچ کدام از سریال‌های مهران مدیری را به رقابت سریال‌های کمدی شبکه‌های مختلف راه نداد، این شائبه به وجود آمد که مدیری به دلیل خروجش از تلویزیون و انجام دو کار مداوم برای شبکه خانگی، مغضوب این رسانه شده است. 

اما مقداد مومن‌نژاد تهیه‌کننده برنامه «سین مثل سریال» تاکید کرد از میان کارهای مهران مدیری، دو سریال نوروزی «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» قطعا به این رقابت وارد می‌شوند تا به این شکل او از لیست سیاه تلویزیون خارج شود.

به گفته مومن‌نژاد، این برنامه هر روز سریال‌های نوروزی مربوط به هر سال را معرفی می‌کند و کارگردان‌های این سریال‌ها دو دقیقه زمان دارند تا درباره سریال‌هایشان توضیح دهند و از آن‌ها دفاع کنند. 
 

تهیه‌کننده برنامه «سین مثل سریال» توضیح داد: «مدیری هم مثل سایر کارگردان‌ها حق دارد تا برای هر کدام از این دو سریال نوروزی، دو دقیقه با مخاطبانش صحبت کند و بار دیگر از طریق تلویزیون با آن‌ها همراه شود.»

برنامه نوروزی «سین مثل سریال» از 29 اسفند هر شب با اجرای محمد سلوکی و محبوبه میرقاضی سعید روی آنتن می‌رود.

بعد از خارج شدن سریال‌های مهران مدیری از رقابت جشنواره جام جم، برنامه «سین مثل سریال» شبکه یک، دو سریال این کارگردان را به عرصه رقابت سریال‌های نوروزی وارد کرد.

«سین مثل سریال» قرار است نوروز امسال میان تمام سریال های نوروزی تلویزیون که سال 83 تا 91 روی آنتن رفته‌اند، رقابت ایجاد کند.

از آنجایی که در دومین جشنواره تلویزیونی جام جم، شبکه سه هیچ کدام از سریال‌های مهران مدیری را به رقابت سریال‌های کمدی شبکه‌های مختلف راه نداد، این شائبه به وجود آمد که مدیری به دلیل خروجش از تلویزیون و انجام دو کار مداوم برای شبکه خانگی، مغضوب این رسانه شده است. 

اما مقداد مومن‌نژاد تهیه‌کننده برنامه «سین مثل سریال» تاکید کرد از میان کارهای مهران مدیری، دو سریال نوروزی «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» قطعا به این رقابت وارد می‌شوند تا به این شکل او از لیست سیاه تلویزیون خارج شود.

به گفته مومن‌نژاد، این برنامه هر روز سریال‌های نوروزی مربوط به هر سال را معرفی می‌کند و کارگردان‌های این سریال‌ها دو دقیقه زمان دارند تا درباره سریال‌هایشان توضیح دهند و از آن‌ها دفاع کنند. 
 

تهیه‌کننده برنامه «سین مثل سریال» توضیح داد: «مدیری هم مثل سایر کارگردان‌ها حق دارد تا برای هر کدام از این دو سریال نوروزی، دو دقیقه با مخاطبانش صحبت کند و بار دیگر از طریق تلویزیون با آن‌ها همراه شود.»

برنامه نوروزی «سین مثل سریال» از 29 اسفند هر شب با اجرای محمد سلوکی و محبوبه میرقاضی سعید روی آنتن می‌رود.



برچسب‌ها: مهران مدیری
یکشنبه چهارم فروردین 1392{زمان:14:57} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

سری دوم عکس های دیده نشده مهران مدیری

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: عکس دیده نشده, مهران مدیری, مرد هزار چهره
ادامه مطلب
جمعه یکم اردیبهشت 1391{زمان:15:23} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

سری جدید عکس های دیده نشده مهران مدیری

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: عکس دیده نشده, مهران مدیری, مرد هزار چهره
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391{زمان:17:25} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري:نگاهی به دوره‌هاي كاري مهران مدیری در تلويزيون


راه‌ و‌ رسم متعجب‌سازی

 

 

سينماي ما- حسين جوانی:

دورهٔ اول: آیتم‌سازی


مدیری کارش را با بازیگری در چند فیلم و تئا‌تر و مجموعه‌های نوروز ۷۲ و باغ گیلاس شروع کرد؛ امّا نقطهٔ شروع مدیری، به‌عنوان یکی از کارگردان‌های بر‌تر تلویزیونی، نه مجموعه فراموش‌شدهٔ پرواز ۵۷، بلکه سریال حالا تبدیل به‌خاطره‌ای خوش شدهٔ ساعت خوش بود. ساعت خوش، سبْکی را که داریوش کاردان با مجموعه‌های موفق نوروز ۷۲ بنیان کرده بود و سویه‌ای سیاسی‌ـ انتقادی داشت به‌سمت ساخت آیتم‌های نمایشی با درون‌مایه‌های اجتماعی و خانوادگی سوق داد و با استفاده از خورده‌روایت‌های زندگی روزمره و ذوق‌ورزی‌های شاعرانه و بعضاً آوانگاردِ نویسندگان‌اش به‌بهترین شکل ممکن کمال بخشید. ساعت خوش و مجموعه‌های متعاقب آن، شکل‌وشمایل خاصی داشتند؛ از دو بخش تشکیل می‌شدند: آیتم‌های نمایشی با محدودهٔ زمانی مشخص که یک شوخی کلامی یا تصویری را بسط می‌دادند و یک مجری که درباره موضوعاتی که آیتم‌ها حول آن‌ها شکل می‌گرفتند، حرف می‌زد؛ یا به‌بیان بهتر آن‌ها را تعریف و توصیف می‌کرد. مدیری، این الگو را به‌هر شکل ممکن و تا دل‌کندن از این شیوهٔ تولید سریال پی‌گرفت و حتّا تن به‌مبتذل‌ترین نوع برخورد به‌آن داد، امّا هیچ‌گاه ــ و تا زمانی که آپارتمان‌سازی را شروع کرد ــ از آن تخطی نکرد.

بقیه در ادامه مطلب...

 


برچسب‌ها: مهران مدیری, پیمان قاسم خانی, ساعت خوش, سال خوش, نوروز ۷۶, جُنگ۷۷, ببخشید شما, پلاک ۱۴, «9 شب, پاورچین, شب های برره, جایزه بزرگ, مرد هزار چهره, قهوه تلخ, نقطه چین
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391{زمان:23:7} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

سروش صحت:

افتخار می کنم نامم در کنار مهران مدیری قرار گرفته!

 

به گزارش فارس، تندیس لبخند زرین و دیپلم افتخار بهترین مجموعه تلویزیونی از میان سریال‌های مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری و ساختمان پزشکان به کارگردانی سروش صحت به «سروش صحت» تقدیم شد!

ماهایا پطروسیان که برای تقدیم جایزه صحت به روی سن آمده بود، گفت: سال گذشته من نیز در این جشن حضور داشتم و تشکر می‌کنم از مسئولان این جشن که با نگاه جدی به طنز و کمدی نگاه می‌کنند.

در ادامه سروش صحت گفت: وقتی یک گروه خوب برای کار وجود دارد، شما به شخصه کار مهمی انجام نداده‌اید و من از تمام گروه و بازیگر‌های این فیلم تشکر می‌کنم.

وی در ادامه گفت: من با کارهای مدیری شروع کردم و خوشحالم که امروز اسمم در کنار اسم او قرار گرفته است.


 

پل چوبی برنده تمشک طلایی بدترین های جشنواره!

 

منتقدان بهترين‌ها و بدترين‌هاي جشنواره را در همشهري جوان انتخاب كردند

سینمافا- فيلم «پل چوبي» ساخته مهدي كرم‌پور با كسب بيشترين تعداد تمشك طلايي، عنوان بدترين فيلم را از سوي منتقدان به دست آورد.

همچنين پرويز پرستويي و سحر قريشي هم عناوين بدترين بازيگر مرد و زن جشنواره را به خود اختصاص دادند.

در نظرسنجي همشهري جوان منتقدان مطرح سينمايي از جمله مهرزاد دانش، سعيد قطبي‌زاده، حسين معززي‌نيا، خسرو نقيبي، امير پوريا و نيما حسني‌نسب حضور داشتند.

اين منتقدان همچنين دو فيلم «برفر روي كاج‌ها» و «زندگي خصوصي آقا و خانم ميم» را به عنوان بهترين فيلم جشنواره برگزيدند.

 


برچسب‌ها: مهران مدیری, سروش صحت, پل چوبی, مهدی کرم پور, مرد هزار چهره, لبخند آفتاب
سه شنبه نهم اسفند 1390{زمان:14:8} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

نامزدهای برترین های کمدی سینما و تلویزیون معرفی شدند

مرد هزار چهره بهترین مجموعه تلویزیونی؟

 

نامزدهای دومین جشن لبخند آفتاب (معرفی برترینهای کمدی سینما و تلویزیون سال) معرفی شدند.
به گزارش مهر، موسسه نسل آفتاب بعد از جمع آوری آراء داوران دومین دوره جشن لبخند آفتاب متشکل از کمال تبریزی، حبیب رضایی، علی معلم، شهاب رضویان و علیرضا خمسه (دبیر جشنواره ) و بعد از بررسی فیلم های سینمایی کمدی و مجموعه های تلویزیونی دو سال اخیر 5 فیلم «ورود آقایان ممنوع»، «سن پطرز بورگ»، «هیچ»، «اسب حیوان نجیبی است»، «پوپک و مش ماشاا...» را به عنوان نامزدهای نهایی برگزیدند.
همچنین برترین های بازیگری مرد، بازیگری زن، کار گردانی، فیلمنامه نویسی و بهترین فیلم نیز از میان این 5 فیلم انتخاب می شوند.
در بخش مجموعه های تلویزیونی نیز دو مجموعه تلويزیونی «ساختمان پزشکان» و «مرد هزار چهره» به مرحله پایان راه یافته اند.
مراسم پایانی 6 اسفند 90 در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می شود. دومین مراسم برترین های کمدی سینما و تلویزیون توسط موسسه نسل آفتاب برگزار می شود

 


برچسب‌ها: مرد هزار چهره, کمدین, مهران مدیری
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390{زمان:8:47} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

پل چوبی میکس نهایی می شود

 

میکس نهایی فیلم سینمایی «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم‌پور و تهیه‌کنندگی علی سرتیپی در حال انجام است و 7 بهمن ماه تحویل دفتر جشنواره خواهد شد.
علی سرتیپی تهیه‌کننده در گفت و گو با فارس گفت: موسیقی فیلم توسط کارن همایونفر آماده شده و میکس نهایی فیلم توسط ایرج شهزادی در حال انجام است.
ساخت و طراحی تیتراژ و جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به ترتیب به شهاب نجفی و بهنام خاکسار سپرده شده است.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: «پل چوبی» معبری بود بر خندق شمالی طهران، مابین پایتخت و ییلاق شمیران... محل اتصال طهران قدیم و تهران مدرن. این‌جا و اکنون محله پل چوبی یادگار گذشته است. نامی به‌جا مانده در قلب شهر پر هیاهو؛ محل رخداد عاشقانه‌ای ناآرام...
در این فیلم بهرام رادان، هدیه تهرانی، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، فرهاد اصلانی، برزو ارجمند، امید روحانی،‌ هستی محمایی،‌ آرمان پاپی‌زاده، آزاده اعتباریان، توماس اردبرینک، با معرفی: خسرو پسیانی، صدف نورمحمد و با حضور: مهران مدیری به ایفای نقش می‌پردازند.
.............................................................................................

 


پخش دوبله عربي سريال طنز «مرد هزار چهره»



شبكه جهاني الكوثر پس از اتمام دوبله سريال «مرد هزار چهره» اين سريال را پخش مي كند.
به گزارش روابط عمومي اين شبكه، پس از پايان ماه محرم و صفر و حلول ماه ربيع الاول، شبكه الكوثر در پاسخ به درخواست مخاطبان خود در خصوص پخش سريال هاي طنز اقدام به پخش سريال مرد هزار چهره با دوبله عربي کرد. اين سريال توسط شبكه الكوثر در سوريه با لهجه محلي سوريه دوبله شده است.
اين شبكه قبلاً سريال هاي طنزي همچون يك وجب خاك و سه در چهار را پخش کرده كه به شدت مورد استقبال مخاطبان واقع شده بود و درخواست هاي زيادي براي پخش اينگونه سريال ها به اين شبكه رسيده بود.
ضمناً شبكه الكوثر سريال طنز «چار ديواري» را نيز دوبله كرده و بزودي پخش خواهد كرد.

 


برچسب‌ها: پل چوبی, مرد هزار چهره, مهران مدیری, جشنواره سی ام فجر
پنجشنبه ششم بهمن 1390{زمان:0:10} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

پایان پل چوبی

 

فيلم برداري پل چوبي ٢٥ آبان در تهران به پايان رسيد
 
 
 

 

 

منبع:وبلاگ هواداران بهرام رادان

 


 

 

بهترین های دهه هشتاد سینما و تلویزیون ایران به انتخاب هیات داوری سی نت معرفی شدند

 

مهران مدیری بهترین بازیگر و بهترین مجموعه

 

سی نت:   در بخش های بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن و "مدار صفر درجه"، "پاورچین"، "هزاران چشم"، حسن فتحی، مهدی هاشمی، مهران مدیری، کتایون ریاحی و مرجانه گلچین به عنوان برترین های دهه هشتاد تلویزیون ایران در بخش های بهترین  سریال درام، بهترین سریال کمدی، بهترین سریال اپیزودیک، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد درام و کمدی و بهترین بازیگر زن درام و کمدی انتخاب شدند.
 

 
اسامی هیات داوران به ترتیب الفبا به شرح زیر می باشد:
مجتبی اردشیری، نیما بهدادی مهر، فرهاد خالدار، احمد شاهوند، سیدرضا صائمی، نیوشا صدر، سیدجواد صفوی، فاطمه فریدن، سیهلا قوسی، زرنوش محمدی، سیده مریم مطلب پور، حامد مقدم و امیررضا نوری پرتو
 
اسامی کامل بهترین های دهه هشتاد سینما و تلویزیون ایران به صورت زیر است:
 

 

** * تلویزیون * * *
 

 


بهترین سریال کمدی:


1 – پاورچین  /  46 امتیاز
2 – مرد هزار چهره  /  42 امتیاز
3 – شب های برره  /  29 امتیاز
4 – ترش و شیرین  /  24 امتیاز
5 – خانه به دوش  /  18 امتیاز
 



بهترین کارگردان:


1 – حسن فتحی  /  47 امتیاز
2 – کیانوش عیاری  /  43 امتیاز
3 – مهران مدیری  /  39 امتیاز
4 – رضا عطاران  /  27 امتیاز
5 – سیروس مقدم  /  22 امتیاز
 
بهترین بازیگر مرد درام:
1 – مهدی هاشمی  /  15 امتیاز
2 – پرویز پرستویی  /  9.5 امتیاز
3 – امیر جعفری  /  9 امتیاز
4 – حسین محجوب  /  8 امتیاز
5 – آتیلا پسیانی  /  6.5 امتیاز
6 – علی نصیریان  /  4.5 امتیاز
7 – رضا کیانیان / 4 امتیاز
 


بهترین بازیگر زن درام:


1 – کتایون ریاحی /  17.4 امتیاز
2 – فاطمه معتمدآریا /  14.5 امتیاز
3 – هانیه توسلی  /  10.5 امتیاز
4 – رویا نونهالی  /  9.5 امتیاز
5 – رویا تیموریان  /  7.5 امتیاز
6 – گوهر خیراندیش  /  7 امتیاز
7 – عاطفه نوری  /  6.5 امتیاز


 
بهترین بازیگر مرد کمدی:


1 – مهران مدیری  /  15 امتیاز
2 – حمید لولایی  /  9.5 امتیاز
3 – رضا عطاران  /  8 امتیاز
4 – سیامک انصاری  /  7.5 امتیاز
5 – علیرضا خمسه  /  4.5 امتیاز
6 – رضا شفیعی جم  /  4 امتیاز
7 – محمدرضا هدایتی  /  3.5 امتیاز
 


بهترین بازیگر زن کمدی:


1 – مرجانه گلچین  /  14 امتیاز
2 – مریم امیرجلالی  /  5.5 امتیاز
3 – سحر زکریا  /  4.5 امتیاز
4 – الیکا عبدالرزاقی  /  3.5 امتیاز
5 – بهنوش بختیاری  /  3 امتیاز
– سحر جعفری جوزانی  /  3 امتیاز

 

 

منبع: سی نت

 


 

 

سریال‌های شبکه خانگی را چه می‌شود؟

«قهوه تلخ» و «قلب یخی» در سراشیبی!

 

 

 

سینمای ما – بهمن شیرمحمد: حدود یک‌سال و اندی از عرضه‌ی نخستین سریال‌های ایرانی در شبکه خانگی می‌گذرد و دو سریال قهوه تلخ ساخته‌ی مهران مدیری و قلب یخی ساخته‌ی محمدحسین لطیفی چند ماهی هست که میهمان خانه‌های تماشاگرانشان هستند. با ناکامی هر دو سریال به نظر نمی‌رسد مسیری را که این دو سریال آغاز کرده‌اند فرجام خوشی داشته باشد. جدا از بحث کیفیت که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد، وقفه‌های مداومی که در عرضه‌ی آن‌ها می‌افتد بیش از هر عامل دیگری اعتماد تماشاگران را سلب کرده است. در زمانه‌ای که رسانه‌های مختلف از جمله اینترنت و ماهواره دسترسی به آثار برتر سینمایی و تلویزیونی جهان را بیش از هر زمان دیگری سهل و راحت کرده، مجاب‌کردن تماشاگر برای پرداختن هزینه تهیه آثار مورد علاقه‌اش راهکارهای دشواری را می‌طلبد که قهوه تلخ و قلب یخی  - به رغم  شروع مناسب -  فاقد آن‌ها هستند.

قهوه تلخ ساخته‌ی پر سرو صدای مهران مدیری از بدو تولیدش با حرف و حدیث‌های زیادی همراه بود که البته تمام این حرف و حدیث‌ها در آخر به نفع سریال تمام شد. در اوایل شروع توزیع قهوه تلخ مهران مدیری روبروی تماشاگرانش نشست و صادقانه از آن‌ها درخواست کرد که نسخه اصلی سریالش را تهیه کنند و در ادامه به نظر می‌رسید این ترفند با اتکا به محبوبیت زیاد مدیری ترفند موثری باشد که بود. حتی در جلدهای دی وی دی سریال جمله‌ی "لطفا کپی نکنید" با امضای شخص مدیری نقش بست و نشان داد مدیری هنوز جایگاه محکمی در قلب هواداران بی شمارش دارد. هرچند که جایزه‌های نفیسی که تهیه کنندگان برای تماشاگران سریال در نظر گرفته بودند در این استقبال بی تاثیر نبود. اما قهوه تلخ هرچه پیش رفت بیشتر از نفس افتاد و تلاش کرد حفره‌های واضح فیلم‌نامه‌ای‌اش و کم‌رنگ بودن قصه‌اش را با حضور بی حساب و کتاب دو پیرمرد بامزه‌ی داستان پیش برد.
طبیعی است که چنین راهکاری تنها تا زمانی محدود جوابگوی تماشاگر است و ناگهان در همین زمان بود که پخش
 قهوه تلخ قطع شد که تا حال حاضر هم خبری از قسمت‌های جدید نیست. هرچند که بارها مطرح شد که مدیری برای بهتر شدن سریالش قصد دارد تا شخصیت‌هایش را به زمان معاصر بیاورد. یا این‌که بارها صحبت از حضور چهره‌های مشهوری مثل محمدرضا گلزار و مهتاب کرامتی در این سریال شد اما تمام این موارد با قطع ناگهانی سریال فراموش شدند و با ادامه این وضعیت معلوم نیست که تماشاگرانی که مدیری از آن‌ها بابت کپی نکردن سریال تشکر کرد روی قولشان بمانند یانه. تماشاگر به حق انتظار دارد بابت هزینه‌ای که می‌پردازد توقع خدمات داشته باشد اما...

سریال قلب یخی هم سرنوشتی همانند همتایش دارد. شروع کوبنده سریال در قسمت‌های آغازین و قطع ناگهانی و در ادامه افت بسیار شدید سریال به لحاظ کیفی در فصل دوم، مسیری است که قلب یخی طی کرد. در واقع لطیفی و نویسنده‌های سریال در قسمت‌های ابتدایی آن‌قدر گره‌های زیاد و شخصیت‌های پرشمار را وارد قصه‌شان کردند که حالا به نظر می‌رسد توان جمع کردنش را ندارند. حالا هم با شروع فصل دوم هم داستانی که با آن وسعت شروع شده بود جایش را به انبوه سکانس‌های تکراری و فصل‌های بیهوده کلیپ‌وار داده است.
متاسفانه محمدحسین لطیفی در قلب یخی به قدری درگیر فرم اثرش شده که قصه را کاملا به حاشیه رانده است و این از کارگردان خوش‌نامی همانند لطیفی بعید است. ذوق‌زدگی بیش از حد سازندگان سریال ‌در مواجهه با ساختار متفاوت سریال‌شان نسبت به کارهای ایرانی به کلی مسیر سریال را عوض کرده و هرچه بیشتر پیش می‌رویم شلختگی سریال در قصه گویی بیشتر می‌شود. طوری‌که انگار خود آن‌ها هم از ادامه آن‌چه در سریال رخ خواهد داد بی خبرند!

اغلب قسمت‌های فصل دوم سریال اختصاص به سکانس‌های بی سرو تهی دارند که مثلا هرسکانس نصفه و نیمه قرار است در ادامه کامل شود. چنین رویکردی شاید در چند قسمت اول جذابیت داشت اما الان به جز سردرگم کردن بیهوده‌ی تماشاگر و افزایش زمان سریال کارکردی ندارد. این مسیری نیست که به جایی منتهی شود که سازندگان آن در ابتدا وعده‌اش را می‌دادند. استقبال مردم از قسمت‌های ابتدایی سریال خیلی از کارگردانان مشهور را به صرافت انداخت که برای شبکه خانگی دست به ساخت سریال بزنند اما حالا و با ادامه چنین وضعیت نامنظم و با چنین کیفیتی بعید به نظر می‌رسد مردم رمقی برای تهیه سریال‌هایی که در شبکه خانگی ساخته و توزیع می‌شوند داشته باشند. مگر آن‌که سازندگان هر دو سریال در عزمی جدی هم توزیع به موقع کارهایشان را جدی بگیرند و هم در پی ارتقاء کیفی سریال‌هایشان باشند.

 
 

نگاهي به اثر ماندگار مهران مديري

 

  يک فنجان قهوه تلخ

 

فيلم نيوز: قهوه تلخ به عنوان يک کمدي نمادگراي تاريخي با وجوه پررنگ نقد گفتمان سياسي، تجربه اي ارزنده در کارنامه مديري به شمار مي رود و نشاندهنده فکر خلا ق نويسندگان و کارگردان کمدي سازي است که در رهگيري علا يق ذهني جامعه به مرحله استادي رسيده اند و مي دانند مخاطب ايراني چه درماني را مي طلبد و ذهن آشفته اش را کدام مرهم، دوا و درمان است.

نمادسازي، نمادگرايي و نمادشناسي، هرم موضوعه اي راهبردي پيرامون درک شاخص هاي هنر و رسانه هستند و در اين ميان قالب اصلي روايت در ساختار بصري آثار کميک، بيش از ديگر گونه اي روايي قابليت ارايه تحليل نمادين را دارا است.
از اين منظر آنچه شاخص کيفي بسياري از مجموعه ها و فيلم هاي ماندگار را نمود و جلوه اي روشن وحقيقي مي بخشد، به کارگيري درست نماد جهت انتقال پيام دروني اثر به مخاطبان است که به ويژه بازي اندامي، نمونه حرکتي شاخص در بازتاب تصويري برخي از خطوط قرمز درعالم رسانه به شمار مي رود.
به عنوان مثال آنچه مشکلا تي را برسرراه پخش مجموعه «بزنگاه» ايجاد کرد، اجراي برخي از نمادهاي حرکتي توسط بازيگران اثر بود که البته جلوه بيروني چنين شيوه اي از حرکت دست، القاي يک آموزه منفي در رفتارهاي اجتماعي مي نمود.
همچنين ساختار نمادگراي «شب هاي برره» با آن وجه پررنگ در نقد گفتمان اجتماعي و فرهنگي، چنان هنرمندانه بازتاب يافته بود که واکنش هاي پيراموني اين مجموعه را در سطحي بالا قرار داد، به گونه اي که جهت معناشناسي المان هاي نمادين اثر، جلسات نقد و بررسي ميان عوامل توليدي مجموعه و تحليلگران و منتقدان برگزار شد; جلساتي که برآيند آن حکم به پاياني غيرمنتظره براي مجموعه داد.
از اين منظر ساختار سمبوليسم هنري در رسانه هاي ديداري را مي توان در چند مولفه پيگيري نمود: يکي بحث نمادسازي هاي عقيدتي است که به ويژه در ارکان موضوعي يک سبک روايي از وقايع تاريخي بيشترين قابليت نمود و نشانه گذاري را داراست و در اين عرصه «روز واقعه» نمونه اي شاخص محسوب مي شود.
نکته ديگر بحث نمادسازي هاي اجتماعي به معناي عام است که در هريک از مولفه هاي مفهومي و کليد واژه هاي کاربردي علوم اجتماعي، علوم اقتصادي، علوم سياسي، فلسفه و منطق، فرهنگ، زبان و ادبيات و...جلوه گري نماد به پويايي ظرف روايي و ايجاد ارتباط بهتر مخاطب با ساختار هنري اثر منجر مي گردد.
به واقع نمادها در چارچوب و اسلوب مشخص و منتظمي قابليت اثربخشي و اثرگذاري را دارا هستند که در اين ميان شيوه راهبردي نقد از دريچه هنر نمادگرا، کارکردي چند سويه در تحول فرهنگ گفتاري و رفتاري انسانها مي يابد.
البته ظرف هنر با لذات داراي چارچوبه اي هنجارمند از استقرار نمادهاست و در اين عرصه آنچه يک اثر را در بهره گيري از سمبل ها و نمادها به اوج مي رساند و در کمال فني و هنري قرار مي دهد نگره افق محور جامعه پندار از سوي عوامل توليدي به شمار ميآيد.
از اين بعد ساحت نظري و عملي دو علم راهبردي جامعه شناسي و روان شناسي به عنوان مباني و پايه هاي اصلي تحليل فرد درجامعه بيشترين تاثير را در ساختار يک اثر هنري نمادگرا برجاي مي گذارد و تطابق مفهومي سناريو با اصول اجتماعي نيز در قالبي نمادين صورت مي پذيرد.
منطبق براين رويکرد و در يک نگاه تحليلي به قالب آثار اين سه دهه، اگر چه شاخص نمادگرايي به عنوان يک اسلوب روايي، کاربردي هدفمند در آثار سينمايي و تلويزيوني داشته اما بي شک تنها کارگرداني که وجه نماد را به عنوان يک سبک پردازش هنري در خلق متوازن موقعيت هاي زندگي در بستري کميک و نشاط انگيز به کار برده مهران مديري است.
به واقع مهران مديري که بي اغراق برترين کمدي ساز تلويزيون محسوب مي شود در تحليل مفهومي زندگي ايراني به يک چارچوبه نمادين منحصر به فرد مي رسد که قالب روايي آثار وي از «پاورچين» به اين سو را در قابي خاطره ساز متجلي مي سازد.
از اين بعد تاثيرات هنري مديري بر تفکر اجتماعي، گفتمان مردمي و شاخص رفتاري جامعه را مي توان در الگوي هرمي نقد در سه ساحت پندار اجتماعي، معرفت سياسي و هويت تاريخي مورد ارزيابي قرار داد. مديري در اين هرم موضوعي سه گانه به عنوان شاخص هاي نقد در غالب آثارش، بيشترين وجوه نمادين را در مسير تحليل استفاده مي کند و در اين ميان مکانيسم سنجشي نماد در بستر هنري آثار اين کارگردان مولفه هايي چون آداب و رسوم زندگي فردي و اجتماعي، بينش اجتماعي فرد و جامعه نسبت به يکديگر وهمچنين مرور تحول رفتاري فرد و جامعه در فرآيندي تاريخي را دربرمي گيرد.
به واقع از «پاورچين» تا «قهوه تلخ» الگوي نقد جامعه در قالبي نمادين، شاخصي حقيقي در پيکره ساختاري تجربه هاي کميک مديري به شمار مي رود و کليد واژه هايي چون برره، برريه، نخودچي خوران، بي خيال کنون، بزاندازون، خاک بر سرون، اقتصاد نخودي، نيک نيک کنون، پاچه خواري، داربيد، خشکه، رپ برره اي، زامبولي، بال مشکه و... در الگوي روايي «پاورچين» و «شبهاي برره» در مقام دو کمدي نمادگراي شاخص به خوبي ويژگي ها، حالا ت، صفات و الگوهاي گفتاري، رفتاري و بينشي جامعه ايران را بازتاب مي دهد.
مديري در «باغ مظفر» نيز به خوبي از کمدي لفظ جهت تحليل نمادين شرايط تاريخي جامعه تهران در عهد قاجار بهره مي برد و اکنون مجموعه «قهوه تلخ» با الگوي روايي جابه جايي زماني يک تاريخدان به بستري مناسب جهت بازيابي دوره اي گمشده و نامکشوف از برهه اواخر زنديه تا روي کارآمدن قاجار بدل گشته است.
به واقع «قهوه تلخ» منطبق براسلوبي به قالب بندي موضوعي و تنظيم مسير دراماتيزه و بسترروايي پرداخته که قبلا در مکانيسمي ديگر در «شبهاي برره» پيموده شده بود و البته تفاوت تحليل اجتماعي و نگاه جامعه شناسانه به تاريخ ايران با تحليل تاريخي از جامعه ايران به خوبي توسط مديري مرزبندي گشته و ضوابط بررسي رفتارهاي خارج از قاعده و ناهنجار مردم برره در مواجهه با جديت و نگاه افق بينانه کيانوش استقرار زاده در کانالي متفاوت از شيوه رويارويي درباريان قصر دولو با نيمازندکريمي شکل گرفته است.
در حقيقت کيانوش استقرارزاده و نيمازندکريمي در شرايطي ناخواسته به جابه جايي مکاني- زماني مي رسندکه در الگوي «شبهاي برره» اين مکان، ناکجاآبادي در سرزمين ايران و البته در برشي نمادين کشور ايران مفروض گشته اما در الگوي قهوه تلخ، تاريخ مبهم و پرآشوبي از 5 سال آشفتگي سياسي حدفاصل اواخر زنديه و اوايل قاجار دستمايه کمدي موقعيت قرار گرفته است.
در الگوي روايي شبهاي برره اين جامعه است که مورد نقد تند و تيزکارگردان کمدي ساز قرار گرفته اما قهوه تلخ به وضوح وآشکارا الگوهايي از رفتارهاي سياسي جامعه و مديران نسبت به همديگر را مورد نقد و واکاوي قرار داده است.
به بياني ديگر در شبهاي برره جامعه در آيينه فرد حقيقت گرايي چون کيانوش استقرارزاده زير ذره بين نقد قرار مي گيرد و نقش راهبردي روزنامه نگار منتقد در ناکجاآباد برره آگاهي بخشي عمومي در نظر گرفته شده است اما اين الگو در شاکله اي متفاوت به بيدادگري تاريخي توسط نيما زندکريمي در قهوه تلخ مي رسد و اين استاد دانشگاه که مسلط به تاريخ گذشته ايران است ناخواسته در همان دوره اي گير مي افتد که از قضا ابهامات و راز و رمزهاي بسياري پيرامونش وجود دارد و از اينجا نقش هدايت گرانه نيما در مقام مستشار الملک دربار به بهره گيري از مکر و سياست بلوتوث جهت تجهيز قشون براي جلوگيري از يورش آقا محمدخان قاجار به تهران معطوف مي گردد.
در زوايه اي ديگر الگوي روايي قهوه تلخ منطبق بر استقرار انديشه اي اجتماعي شکل گرفته که توسط افراد و در برابر رويدادهاي تاريخي در لفظي چون اگر بوديم اين اتفاق مي افتاد و اين کار را مي کرديم قابل استدراک شده و اينگونه سعي گشته تا از دريچه هنر به چالش هاي تحقق اين امر مفروض در ذهن اجتماعي در قالبي نمادين پرداخته شود و بسترها و زمينه هاي حقيقي اثربخشي انسان مدرن بر تاريخ گذشته مورد ارزيابي قرار گيرد.
قهوه تلخ در اسلوب روايي خود از الگويي چون هجو اجتماعي تاريخ شاهنشاهي نيز بهره مي برد و قاعده هاي نامطلوب رفتارهاي پرتنش و غير منطقي بسياري از درباريان در مواجهه با مدل گفتماني و کرداري مستشارالملک با نگاه هاي وي به سمت دوربين و لفظ کنايي اهالي دربار نسبت به مستشار همراه مي گردد.
قهوه تلخ در نگاهي ديگر مي تواند شاخص نمادگرايي سياسي در قاب هنر را تداعي گر باشد; چرا که بسياري از الفاظ، اطوار و القاب آدم ها در نگرش فراساختاري نوعي نقد نظام کنوني به شمار مي رود.چنانکه برخي اين الگوي نظري را در مباحث خود به مثابه شيوه اي تهاجمي برضد ساختار روايي اثر به کار گرفتند; گروهي آن را هزل ناميدند، برخي ساختار آن را متضاد با ارزش ها و مقدسات بر شمردند و گروهي با مباحث بسيار سطحي نوع پوشش يا چهره آرايي بازيگران را عامل گمراهي جوانان بر شمردند که به ويژه با توجه به موضع گيري گروه اخير مي توان گفت که عرصه هنر و فرهنگ در قابي متشتت و پرتنش روزگار مي گذراند.
اما صحبت هاي حمايت گرانه از مجموعه در سطحي بالا تر از گفتارهاي انتقادي شکل گرفت; وزير ارشاد با حمايت قاطع توليد آثاري چون قهوه تلخ و قلب يخي را از برنامه هاي موثر در جذب مخاطب برشمرد. در نگاهي ديگر قهوه تلخ از سوي گروهي از تحليلگران اثري ارزيابي مي شد که سعي دارد برخي از طرح ها را به چالش بکشد اما وقتي در گفتارها دقيق مي شديم مصداق هاي روشني براي اين مدعا مشاهده نمي شد و بيشتر به نظر مي رسيد که نوعي بازي رسانه اي و فکري جهت زير سوال بردن مجموعه اي در جريان بود که رسانه ملي از پخش آن استنکاف ورزيده بود و به همين علت حجم عظيمي از توجه به جزيي ترين نکات فني و ساختاري مجموعه توسط جامعه سينمايي نويس که اغلب با تائيدات اين گروه همراه بود، نشان مي داد که مديري اين بار از آزموني موفق بيرون آمده که تا قبل از آن کسي جرات ورود به آن را نداشت.
تجربه پخش يک مجموعه کميک به صورت هفتگي از شبکه نمايش خانگي ريسکي تمام عيار بود که شکست در آن مي توانست حتي به پاياني تلخ براي کارگردان مجموعه بدل شود; اما مديري و گروه حرفه اي اش با رهگيري شرايط اجتماعي و در دوراني که کپي رايت در کشور ايران يک امر فراموش شده است با تمهيداتي چون جوايز هفتگي و نيز جايزه ويژه براي خريداران تمامي پک ها و همچنين بهره گيري درست از محبوبيت و اعتبار اجتماعي مديري به فروش خيره کننده چند ده ميلياردي رسيدند.
از اينرو راز توفيق قهوه تلخ را علا وه بر جريان هاي حاشيه اي چون موضع گيري رسانه ملي در برابر اين سريال خوش ساخت آن هم در روزهايي که صداوسيما به دنبال مخاطب ايراني مي گردد مي توان در انعکاس و بازتاب نظرات موافق و مخالف نسبت به اين مجموعه برشمرد که جامعه را با ماهيت فني و هنري اين اثر آشنا ساخت و البته جداي از اين مباحث جانبي، ساختار حرفه اي نيز نقش مهم در جذب مخاطب به همراه داشته است.
در زاويه اي ديگر کارگرداني برجسته مهران مديري که به وضوح در ميزانس ها، طراحي صحنه، چرخش دوربين و بازي ها قابل رهگيري است چنان خود را بر پيکره فني اين اثر مسلط ساخته که آقاي بازيگر (عزت الله انتظامي) با حضور در لوکيش مجموعه، صحنهآرايي آن را متقارن با سبک اجرايي علي حاتمي برشمرد.
از منظر شاخص بازيگري اثر تا اينجاي کار حضور گرم و باورپذيري از گروه بازيگري ديده ايم که در اين ميان بازي به يادماندني سيامک انصاري در نقش نيمازندکريمي- مستشار الملک، اليکاعبدالرزاقي در نقش فرخ التاج، سحرزکريا در نقش لعبت الملوک، مريم بخشي در نقش اخترالملوک، هادي کاظمي در نقش شاه بابا، جواد عزتي در نقش ابترخان، سحر جعفري جوزاني در نقش نازخاتون و مهران مديري در نقش بلوتوث کبير از نکات طلا يي مجموعه محسوب مي شود.
سيامک انصاري در گروه بازيگري چون نگيني درخشيده و جديت رفتاري او هنگامي که در تقابل با ناهنجاري هاي کرداري درباريان قرار مي گيرد گوشه اي ديگراز توان وي را در بازي با نگاه از طريق همگام سازي حس تعجب و عدم ادراک از رفتار درباريان در نوع نگرشي به دوربين بازتاب مي دهد.
صحنه هاي رزم چاقو توسط مستشار و گروهي از درباريان نيز ازجمله سکانسهاي به يادماندني قهوه تلخ است و البته اين حجم از سکانس ها که به نوعي هجو نظام شاهنشاهي آن دوران است درگذر تاريخ، مترو معياري صحيح جهت تحليل شاخصه هاي ساختاري اين اثر به شمار خواهد آمد و به ويژه کمدي ضرباهنگي که شاخص حقيقي سينماي نازل امروز است به خوبي در متن تصويري قهوه تلخ نشسته است.
اجراي جذاب اليکا عبدالرزاقي در نقش يک زن سياسي و مقتدر از ديگر بازيهاي به يادماندني مجموعه است و اين بازيگر به خوبي در تلا زم حسي صحنه هاي رويارويي با سوگلي (کاترين) صفاتي چون رقابت و حسادت را در نگاه و بيانش مستقر مي سازد و البته در سکانس هاي مواجهه با اخترالملوک نيز نوعي چشم و هم چشمي و روکم کني برقالب رفتاري فخرالتاج سايه انداخته است; نکته مهم اين سکانسها را مي توان در اجراي ماهرانه اين بازيگران برشمرد چرا که لحن کنايي، پرتنش و عصبي مريم بخشي با بياني آرام و جوابي رندانه توسط عبدالرزاقي همراه مي گردد.
مهران مديري نيز در نقش بلوتوث به خوبي ظرافت هاي حسي- رفتاري و باطني- ظاهري يک شياد را متجلي مي سازد و البته زنگ صدايش هنر دو بلور آلن دلون را در يادها زنده کرده و به ويژه بسياري از المان هاي حسي و تکنيکي چون تغييرات اجزاي چهره و تناژ صدا در صحنه هاي مواجهه با افراد مختلف دربار گوشه اي از توانايي هاي اين کمدي ساز برجسته به شمار مي رود.
به واقع مديري در سکانس رويارويي با افراد مختلف ري اکشن هاي حسي و بياني متفاوتي را به کار مي گيرد که در اين ميان نحوه رويارويي اش با جهانگير شاه نوعي صميميت غلو شده را دربردارد و البته در شيوه مواجهه اش با فخرالتاج نوعي احترام بيروني، با لعبت الملوک نوعي دوستي نمايشي و با بروز خان سپهسالا ر نوعي استفاده از پاشنه آشيل اين فرد يعني تعريف را به کار مي گيرد.
در خصوص داموس الملک نيز با توجه به پول دوستي اين فرد از حربه اقتصاد بهره مي گيرد و در نهايت رويارويي هايش با مستشار نوعي رندي را به همراه دارد.
در مجموع قهوه تلخ به عنوان يک کمدي نمادگراي تاريخي با وجوه پررنگ نقد گفتمان سياسي، تجربه اي ارزنده در کارنامه مديري به شمار مي رود و نشاندهنده فکر خلا ق نويسندگان و کارگردان کمدي سازي است که در رهگيري علا يق ذهني جامعه به مرحله استادي رسيده اند و مي دانند مخاطب ايراني چه درماني را مي طلبد و ذهن آشفته اش را کدام مرهم، دوا و درمان است.
به واقع قهوه تلخ به اين علت حرفه اي ترين ساخته مديري بر شمرده شده که از يک تداوم و تلا زم منطقي در سير روايي برخوردار بوده و برخلا ف ديگر تجربه هاي اين کارگردان در تلويزيون که بازتاب نظرات مردمي در تغيير ساختارروايي و زياد و کم شدن بازيگران اثر داشت، اين بارفرآيند آفرينش و خلق هنري در اوج خود قرار دارد و تمامي کاراکترها و حتي تيپ ها داراي شناسنامه و هويت هستند و علا وه بر آن که پيشينه اين افراد به خوبي در ظرف بياني مجموعه گنجانده شده، شرايط تحول موقعيت اجتماعي آنها نيز انعکاس درستي از شرايط ايران در اواخر زنديه و اوايل عهد قاجار به شمار مي رود.
............
نیما بهدادی مهر

 

 
 
 
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390{زمان:14:26} آتــــنا ♥ ســمانہ

 

 

 

مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» می‌شود
 
 

خبرگزاری فارس: مهران مدیری و جمعی از بازیگران مجموعه قهوه تلخ به تماشای تئاترهای «بازیگر» و «وقتی آدم خوابش می‌گیره» به کارگردانی «علی نصیریان» می‌روند.

خبرگزاری فارس: مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، مهران مدیری همراه با جمعی از بازیگران و عوامل مجموعه قهوه تلخ روز دوشنبه نهم آبان ماه در فرهنگسرای نیاوران تماشاگر نمایش بازیگر و زنش و وقتی آدم خوابش می‌گیره با بازی علی نصیریان و محبوبه بیات خواهند بود.
اجرای آخرین تئاترهای علی نصیریان که با کارگردانی محسن معینی در نیاوران به روی صحنه رفته از روز 17 مهر آغاز شده و تاکنون جمعی از هنرمندان صاحب نام، پیشکسوتان و بازیگران مطرح تئاتر، سینما و تلویزیون از جمله عزت الله انتظامی، پرویز بهرام، قطب‌الدین صادقی، فرهاد آئیش، شهاب حسینی، مهناز افشار، محمد صالح علاء، مائده طهماسبی، هنگامه قاضیانی و مسعود فروتن تماشاگر این نمایش‌ها بوده‌اند.
عوامل مجموعه قهوه تلخ از جمله مهران مدیری، سیامک انصاری، برزو ارجمند، سحر زکریا و علی لک‌پوریان نیز روز دوشنبه آخرین نمایش‌های علی نصیریان را در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران به تماشا می‌نشینند.
دو نمایش آدم خوابش می‌گیره و بازیگر و زنش به غیر از شنبه‌ها هر شب ساعت 20 در سالن خلیج فارس برگزار می‌شود و تا کنون استقبال خوبی از اجرای این نمایش‌ها صورت گرفته است.


 

عرضه‌ي‌ سري جديد «قهوه تلخ» از اواسط آبان ماه

 

آرش نوذری با حضور در غرفه ایسنا در بخشي از گفت‌وگوي خود درباره‌ي بازي در مجموعه طنز «قهوه تلخ» توضيح داد:

در سري جديد «قهوه تلخ» كه بازيگرانش در زمان حال كار مي‌كنند، كار مي‌كنم.

اين سري از مجموعه اواسط آبان‌ ماه به دست مردم خواهد رسيد.


 

حضور مهران مدیری در کنسرت دارکوب قطعیت ندارد

 

 

 

پویا نیکپور: برای حضور مهران مدیری در کنسرت گروه دارکوب مذاکره شده است.


پویا نیک پور آهنگساز و خواننده در گفت و گو با خبرنگار موسیقی خبرگزاری سینمای ایران، گفت: 23 و 24 آبان ماه در سالن اریکه ایرانیان با گروه دارکوب اجرا خواهم داشت. خواننده گروه حامد بهداد است ولی با مهران مدیری هم در خصوص این کنسرت مذاکره شده است.

وی افزود: اجرای کنسرت تلفیقی است و احتمال اینکه مهران مدیری در آلبوم گروه همکاری داشته باشد بیشتر است تا در کنسرت اخیر گروه دارکوب.

این آهنگساز تصریح کرد: آلبوم «رویای شب» موسیقی کلاسیک و بی کلام است.

نیک پور خاطر نشان کرد: علت اینکه ممکن است مهران مدیری در این اجرا حضور نداشته باشد این است که وی این روزها درگیر برنامه های مختلف و بازی در فیلم پل چوبی است ولی ما دوست داریم در این اجرا کنار ما حضور داشته باشد.


 

 پرواز 57 "در شبكه نمايش خانگي توزیع شد!

انيميشن‌هاي «حنا دختري در مزرعه»، «دكتر ارنست» و «پينوكيو» و «كلاه قرمزي نوروز 90» نيز قرار است هر يك در قالب چهار يا پنج DVD در قسمت‌هاي 10 تايي وارد سيستم نمايش خانگي شوند.

به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، همچنين سريال‌هاي «فاصله‌ها» و «آرايشگاه زيبا» وارد شبكه نمايش خانگي شدند.

سريال «فاصله‌ها» كه تابستان سال گذشته روي آنتن رفت، در قالب 12 DVD در نمايش خانگي توزيع شد.

شركت سروش همچنين قرار است به زودي «ساختمان پزشكان» را در سه نوبت با فاصله دو هفته در قالب 18 DVD راهي نمايش خانگي كند. منتخب سري اول سريال طنز «زير آسمان شهر» نيز از حدود 10 روز آينده توزيع خواهد شد.

به گزارش ايسنا، «پرواز 57» و «زير هشت» از برنامه‌هايي هستند كه پيش از اين در نمايش خانگي توزيع شدند.


 

اظهارنظر فرمانده نيروي انتظامي درباره «مرد هزارچهره


فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در مراسم قدرداني از تلاشگران رسانه ملي در هفته نيروي انتظامي، درباره سريال‌ «مرد هزارچهره» و فيلم سينمايي «کتاب قانون» اظهار نظر کرد.
به گزارش فارس، در اين مراسم كه دوشنبه گذشته با حضور سردار اسماعيل احمدي مقدم (فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران) برگزار شد، وي گفت: در آثاري که توليد مي‌شوند بايد جامعه ايران را همانطور که هست منعکس کنيم، نه خيلي بالا و نه خيلي پايين. يک بار ما را دعوت کردند تا فيلم کتاب قانون را ببينيم، فيلم خنده‌دار و شادي بود، اما فکر کنيد که آن را به زبان‌هاي خارجي ترجمه مي‌کنند و مخاطبان خارجي ما فکر مي‌کنند که ايراني‌ها افرادي شارلاتان، حقه‌باز و دروغگو هستند. وي افزود: يا مثلا سريال مرد هزارچهره را ديديد. يک طرف چهره‌اي رئوف از پليس را نشان داد که به خاطر مهرباني بيش از حدش امنيت همه محل به هم ريخت و در چهره‌اي ديگر، وقتي مقتدر شد، همه چيز سر جاي خود قرار گرفت. نهاد مردم اقتدار را بهتر مي‌پسندد البته ما هر دو را مي‌پسنديم. مردم در نهادشان از اقتدار خوششان مي‌آيد .


امروز با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی؛
چهارمین نشست سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: نشستی با حضور بروز ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی‌ لک‌پوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود.

 

خبرگزاری فارس: چهارمین نشست سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها چهارمین قسمت از نشست‌های روزانه سرای روزنامه‌نگاران ایران امروز شنبه ساعت 17:30 هفتم آبان‌ماه ۹۰ با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی لک‌پوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود.

این نشست در سرای روزنامه‌نگاران ایران هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها واقع در مصلی امام خمینی(ره) برگزار می‌شود.


 

شنبه هفتم آبان 1390{زمان:22:10} آتــــنا ♥ ســمانہ

سلام دوستان

این دیالوگها هیچوقت فراموش نمیشه

مخصوصا در این شبهای عزیز بیشتر بیاد میاد

در این شبهای عزیز ماروهم دعا کنید

 

چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟!

من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم.

نه کسی منو می شناخت. نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه ای.

من ساده بودم. من همه چیز رو باور می کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم.

من مقاومت کردم تا حد توانم. اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم.

           

برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران.

من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن

و من اشتباهیم.

من نه طبیب بودم [که بیماری جامعه ام رو درمان کنم]، نه پلیس [که بعنوان مجری قانون با مشکلات جامعه ام مبارزه کنم]، نه شاعر [که با سخنوری مردم جامعه ام را راهنمایی کنم] و نه خلافکار!

من فقط اشتباهی بودم.

من از اولش هم اشتباهی بودم.

تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود.

       

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم.

من فقط اشتباهی بودم.

خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. من کسی رو اذیت نکردم.

من فقط اشتباهی بودم.

من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟ من بی دفاعم.

حالا من موندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.

آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم

 

         

                        خدایا تو منو ببخش…

 

جمعه چهارم دی 1388{زمان:18:14} آتــــنا ♥ ســمانہ

نیما دهقانی یکی از طنزنویسان چلچراغ است. نشناختید؟ بابا همونی که شعر «لیست خرید» رو گفته دیگه. لیست خرید چی‌یه؟

پوتین برای سربازان جدید
نان
نفت ، یه پیت
اسلحه به تعداد کافی
اتاق بازجویی نم کشیده
دست‌بند 10 عدد
پول برق را باید بدهیم، پول آب را جدا
پول گاز را باید بدهیم
دوبله پارک نکنیم
و دیگر هیچ...

حالا شناختید؟ آفرین! واقعاً خسته نباشید.

در پایان مصاحبه از صدایش تعریف کردم و از شنیدن‌اش ابراز خوشحالی. او هم باتعجب، پرسید: «صدای من رو نشنیده بودی تا حالا؟» و بعد فهمیدم که بخشی از برنامه‌ی «سفید مثل شب» را او اجرا می‌کند و تصمیم گرفتم بخش‌هایی از مصاحبه را به صورت صوتی برای دانلود قرار دهم. شما علاوه بر خواندن متن کامل مصاحبه، می‌توانید دقایقی از حرف‌های نیما دهقانی را هم بشنوید:                                  

● شعر «لیست خرید»
به روایت مسعود شصت‌چی
فایل تصویری
یک دقیقه و ده ثانیه
509 کیلوبایت  (برای موبایل)

                              

پسوورد  www.mobileha.com

امیر ژوله در مصاحبه‌هاش از شما به عنوانِ شاعر شعرهای قسمتِ ادبی سریال نام برده. شاعر این شعرها شما بودید؟
خُب اگر نام برده، بودم حتماً! البته در بخش‌هایی خودِ امیر، تغییراتی داده بود، که شعرها بامزه‌تر شن.

من از یه نفر شنیدم که کلّ طرح اون قسمت رو شما دادین...
از کی شنیدین؟

   از یکی از همین وبلاگ‌نویس‌ها...
نه نه. طرح با من نبوده.

پس طرح این قسمت رو شما ننوشتین؟
نه خود امیر ژوله نوشته و اون تیم نویسندگانی که بودن.

شما فقط شعرش رو گفتین...
من فقط شعرها رو گفتم، بله.

نظرتون راجع به این‌جور شعرها چیه؟ همون شعر «لیستِ خرید» که به قول سروش صحت: «از این مدل‌هایی که تازگی‌ها مُد شده وآدم هم خیلی لج‌اش می‌گیره. چون هم مزخرفه، هم درسته.»
آها. ببین، کلاً اگه بخوام راجع به این قضیه بحث کنم... صحبتی که می‌خواهیم بکنیم راجع به همین برنامه‌ی «مرد هزارچهره» است؟

 

آره دیگه.
اول من این رو بگم که من خیلی نقشی توی اون نداشتم. فقط امیر به من، زنگ که نزد، با هم دیگه داشتیم صحبت می‌کردیم، گفتش که: آره. با آقای مدیری داریم یه همچین کاری می‌کنیم. می‌خواستم که تو شعرهاش به من کمک کنی. در همین حد، یه اطلاعات جزئی هم داد که مثلاً کاراکترها کی‌ان، بازیگرها کی‌ان و گفت می‌خوام یه همچین فضایی دربیاری.

اگه من بخوام نظر خودم رو راجع به شعر به‌ات بگم، خُب یه بحثِ خیلی طولانی‌ای داره و خیلی تخصصی میشه. ولی کلاً بخوام بهت بگم، این‌که: فکر می‌کنم هدفی که پشتِ کار من و امیرمهدی ژوله بوده، یه جوری با نگاه‌کردن طنز به این سبک شعرهایی که امروز باب شده، بوده. من نمی‌گم این سبک شعر غلطه، چون خودم خیلی ازش استفاده کردم و خیلی به‌اش تعلق خاطر دارم یک جورهایی...

ولی الآن مُد روز مثل خیلی چیزهای دیگه شده ظاهربینی این قضیه. یعنی با فُرم این‌جور شعرها شده منبع نون‌درآوردن برای یه سری. نون‌درآوردن می‌تونه مادی باشه، می‌تونه از لحاظ شهرت باشه. نمی‌دونم تا چه حد توی این حلقه‌های شعری و ادبی بودی، ولی یه سری شعرهایی هست که همون‌جور که میگی مثلاً سروش صحت گفت، آدم لج‌اش می‌گیره. قالب، همون قالبه و فُرم، همون فُرمه. فکر می‌کنه که واقعاً یک شعر پست‌مدرن مثلاً گفته یا یک شعر دادائیستی گفته... یا هر سبک دیگه‌ای...

کاری که ما می‌خواستیم بکنیم، این بود که یه‌جوری مسخره‌کردن این ظاهربینی توی ادبیات و شعر ما بود. که حالا نمی‌دونیم دقت کردی یا نه، مثلاً سعید پیردوست می‌گفت: «اسم این جور شعرگفتن، تجرید امواج هجایی‌یه.» این سبک، سبکِ غلطی نیست. ما خودمون یه مدت روش داشتیم بحث می‌کردیم و اینا، ولی دیدیم به نتیجه نمی‌رسیم... مثلاً از این کلمه‌اش استفاده کردیم به عنوان یک شوخی توی این کار.

مثلاً یه همچین کارهایی که می‌یاد و به‌ویژه شاعرهای جوون که اون پتانسیل شعرگفتن رو ندارن، متوصل می‌شن به این کارهای فُرمالیستی و از توشون تک‌و‌توک کارهای خوبی هم درمی‌یاد شانسکی... چون درواقع مبنای کار دادائیستی اصلاً شانس و تصادفه. البته اگه اسم این کار رو دادائیستی بذاریم... سبک دادائیسم اصولاً میگه که: «اثر هنری در اثر تصادف به‌وجود می‌یاد.» یعنی باید به این تصادف، ما ارج بنهیم! (چه جمله‌ی خوبی؛ ارج بنهیم!!!) می‌گن ارزش داره. یعنی هر چیزی که بر اثر تصادف به‌وجود می‌یاد، ارزش داره. حالا نمی‌دونم تا چه حد آشنا هستی. این هم درواقع همین یک تصادف بود. یه سری کلمه پشت سر هم اومد و این تصادف، یک شعر رو ساخت.

هر کسی هم می‌تونه برداشتِ خودش رو داشته باشه...
آفرین. هر کسی هم می‌تونه برداشتِ خودش... این ویژگی اون نوع شعره و این شعری که کلاً توی برنامه بود، خُب خیلی پس‌و‌پیش شده بود و کم شده بود، یه چیزهایی اضافه شده بود و اینا... ولی کلاً شعرهای درستی بود. همه‌اش مفهوم داشت. همه‌اش نمی‌تونیم بگیم چرت‌و‌پرت بود. امیر از من خواست، شعرِ چرت‌و‌پرت بنویسم، من هم چرت‌و‌پرت نوشتم ولی در کل که نگاه کنی، با هر دیدی هر آدمی که نگاه کنه، می‌تونه از توش مفهوم‌اش رو برداشت کنه. صرفاً نمیشه گفت چرت‌و‌پرت بود، ولیکن ویژگی این نوع شعر اینه دیگه، هر کسی می‌تونه برداشتِ خودش رو بکنه.

به نظر شما چقدر از این بخش مرد هزارچهره، چقدر از اون پشت پرده‌ای که داشت از شُعرا نشون می‌داد، چقدرش بر مبنای واقعیت بود، چقدرش اغراق بود؟ کدوم بخش‌هاش واقعی بود، کدوم بخش‌هاش تمسخر؟
تمسخر، کلمه‌ی خوبی نیست اصلاً. چون اگه بخوای از این کلمه استفاده کنی، اون‌وقت جایی برای استفاده از کلمه‌ی طنز نمی‌مونه. خُُب؟ تو، توی کاریکاتورکشیدن هیچ‌وقت مسخره نمی‌کنی. تو با یه اغراقی که انجام می‌دی، یک موقعیتی می‌سازی برای فراهم‌کردن یه هدف دیگه‌ای. اگه بخوای این رو مسخره‌کردن درنظر بگیری، همه‌ی اون تفکراتی که پشتِ اون قضیه بوده رو می‌بره زیر سؤال و کار رو تا یه سطحی نازل می‌کنه. بنابراین من اسم مسخره‌کردن رو نمی‌گذارم. ولی ما کلاً می‌خواستیم...

شوخی منظورمه. همون اغراق...
آها! شوخی بهتره. ببینید باز دارم به‌ات می‌گم، من خیلی در مقامی نیستم که به‌ات راجع به این کار توضیح بدم.

من گفتم: به نظر شما. نظر خودتون رو خواستم.
نه من کلاً دارم می‌گم. به عنوان یک مخاطب، فکر کنم بهتر بتونم این رو شرح بدم، نه به عنوان کسی که نوشته، تو جریان بوده...

آره آره.
شوخی‌ای که شده، یک نقدی بوده بر محافل شاعرانه که... نمی‌دونم حالا درصد، من بخوام به‌ات بگم، فکر می‌کنم... خیلی دور از واقعیت نیست این فضایی که نشون داده شده. درصد، نمی‌تونم به‌ات دقیق بگم، چون آمارگیری نکردم، ولی دور از واقعیت نیست. یعنی من حالا تو هر جمع‌هایی که بودم و چیزهایی که دیدم و شنیدم، می‌تونم بگم دور از واقعیت نیست و نبود. شوخی خوبی بود و نقد خوبی بود اتفاقاً بر جامعه‌ی شاعران از نظر من البته.

موردی نمی‌تونید بگید؟ که دقیقاً کدوم بخش‌اش کاملاً واقعی بود؟ آخه شما توی این جمع‌ها بودید دیگه...
من توی این جمع‌ها حضور مستمر نداشتم ولی دیدم، بله. ببین اون جوهای تملّق‌گفتن‌های این‌ها، این‌هایی که همدیگه رو الکی جلوی هم بزرگ می‌کنن؛ در حالی که اون شخصیت ممکنه اصلاً هیچ‌چیزی نباشه. یا مثلاً اون قسمتی که اون شاعرهای جوون می‌‌اومدن مثلاً چقدر چاپلوسی این‌ها رو می‌کردن و چقدر اون‌ها تحویل‌شون می‌گرفتن، این‌ها تموم چیزهایی‌یه که توی این جمع‌های شاعری خیلی دیده میشه. یه دید قدیمی‌تری که وجود داره، یه آدم جدید می‌یاد تو یا بحث‌های روشنفکرانه‌ی الکی‌ای که خودشون برای خودشون یه جوی می‌سازن و روی اون جو بالا می‌رن. این‌جور مسائل‌اش چیزهایی‌یه که وجود داشته و داره.

به نظر شما با تعریفی که روشن‌فکرها دارند، یعنی خیلی روشن باید نگاه کنند، و با دید باز، چرا پلیس‌ها اعتراض نکردن به قسمتِ خودشون یا پزشک‌ها به قسمتِ خودشون، و چرا فقط روشن‌فکرها اعتراض کردند؟ مشکل از کدوم طرفه؟
تو چند نفر رو سراغ داری اعتراض کردن؟ باز من در مقامی نیستم که جواب بدم ها، یعنی اصلاً نه من توی اون سریال هستم، نه... . ببینید من اون‌قدر ندیدم. من فقط یک نفر- دو نفر رو دیدم که اون‌ها هم دیگه اصلاً پرونده‌اش بسته شده، دیگه دلیلی نداره که من دوباره بازش کنم و حالا راجع‌به‌اش توضیح بدم ولیکن اون یک- دو موردی هم که بود، همون یکی- دو مورد بود که دامن زده شد به‌اش و یه ذره گسترده‌تر شد و اینا. ولی اون یکی- دو مورد هم به نظرم درواقع یه برداشت سطحی بود از قضیه، که خیلی حالا سؤتفاهم پیش اومد...

خُب این برداشت سطحی بعید نبود از اون گروه؟
از گروه روشن‌فکرها؟

آره.
چرا. صددرصد. صددرصد. ببین، من حالا... جفت‌مون می‌دونیم که منظور ما توکا نیستانی‌یه درواقع. و جواب ایشون رو هم من نباید بدم، چون بحثی‌یه که بین امیر ژوله و چیز بوده، امّا من فقط تنها نظری که می‌تونم بدم این‌که توکا نیستانی... من خودم خیلی دوست‌اش دارم، حالا به دلایل مختلفی... ولی من فکر می‌کنم یه برداشت سطحی از کار شد و دقیقاً مشابه همون حرکتی که با بردارش مانا نیستانی صورت گرفت، به یه شکل شسته‌رُفته‌تر و روشن‌فکرانه‌تری انجام داد. می‌گم حالا یا زود قضاوت شده بود، یا سطحی قضاوت شده بود، یه همچین حالتی به نظر من.

مشکل از همون قسمتِ سریال نبود؟ چون به قسمت‌های دیگه کمتر انتقاد وارد شد...
نه. ببین اصلاً. یعنی به نظر من اگه قرار بود کسی شکایت بکنه، نیروی انتظامی و جامعه‌ی پزشکان خیلی در اولویت قرار داشتند. یعنی اگه قرار بود شکایتی صورت بگیره یا به کسی بربخوره... چون نمی‌دونم مصاحبه‌ی خود خانم لیلی گلستان رو خوندید شما یا نه؟

نه نخوندم.
کاش روی این قضیه بیشتر چیز می‌کردی. چون من خیلی خودم در جریان این قضیه نبودم، من مسافرت بودم، برگشتم فهمیدم چی شده و اینا. بعد از اینکه توکا نیستانی گفت این برمی‌گرده به حلقه‌ی دروس که مثلاً خانم لیلی گلستان توی دروس گالری دارن. که خانم گلستان گفتن: نه! همچین چیزی نیست. چه حرفی‌یه می‌زنین؟

یه سؤتفاهم خیلی سطحی‌ای بود که زود هم تموم شد و رفت. یعنی اصلاً اون‌قدر بحث... این نظر شخصی منه. من فکر می‌کنم که حداقل روشن‌فکرها و کسانی که دست‌شون توی هنر و بویژه کاریکاتور یا زمینه‌ی طنزه، خیلی می‌تونن با دید بازتری به این قضیه نگاه کنند، و این برخورد، مال این قشر نبود به نظر من. یعنی اصلاً تو قاموس این قشر نمی‌گنجه.

زود قضاوت کردن...
خیلی. خیلی.

حالا البته نمی‌شه گفت: قضاوت. چون تو وبلاگ شخصی‌اش هم بود. چرا این‌قدر گسترده شد؟
نه به هر حال ببین، نظر شخصی اون آدمه. شاید حتی هنوز هم بر اون پای‌بند باشه،‌ ولی به هر حال من، افرادی که پشت قضیه بودیم، باید بگیم: نه! این قضیه نبوده. یعنی ما نه قصد مسخره‌کردن‌ای داشتیم، نه قصد داشتیم منوچهر آتشی رو مسخره کنیم، نه فلان شاعر رو مسخره کنیم، چون خودمون رو مدیون اون‌ها می‌دونیم و از این داستان‌ها... .

ولیکن این کار، کاری‌یه که هر کسی می‌تونه یه برداشتی از توش بکنه. و ما نمی‌تونیم جلوی برداشتِ مخاطب رو بگیریم. به هر حال اون آدم هم در برداشتِ خودش آزاده. حالا این حرفی که شما می‌زنید، روشن‌فکرها چرا باید اعتراض کنن، می‌گم (روشن‌فکر اصلاً کلمه‌ی خوبی نیست) هنرمندها با اون درجه و سطح برداشتی که از هنر و جامعه و کلاً این‌جور مسائل دارن، خیلی شایسته نبود که این‌جوری برداشت بشه. به هر حال اون آدم هم طرز تفکر خودش رو داره و حق داره که برداشتِ خودش رو بکنه.

یه جمله‌ای رو هم برای آخر کار بگین... یک جمله‌ی آخر درمورد سریال... جمع‌بندی کنید...
من جمله‌ی خاصی به نظرم نمی‌رسه. جمع‌بندی که... من راجع به سریال، نظرم رو می‌گم. به نظرم کار طنز خیلی خوبی بود، و امیدوارم که این‌جور طنزها ادامه پیدا بکنه. چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ فُرم

منبع:نشریه طنز اینترنتی

سه شنبه یکم بهمن 1387{زمان:16:44} آتــــنا ♥ ســمانہ

        حرف‌های خواندنی «اسماعيل احمدي‌مقدم»

            فرمانده كل نيروي انتظامي

           درباره «مرد هزار چهره»؛


               این یک همکاری بود

 

سینمای ما - «اسماعيل احمد‌ي‌مقدم» گفت: وقتي سريال «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي ناجا رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان.  «اسماعيل احمدي‌مقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي در جمع سينماگران و مديران جشنواره فيلم پليس با بيان اين مطلب كه اين جشنواره با وجود هنرمندان، پيشكسوتان، اهل فن و هنر نشان داد كه توانسته است پشتوانه خوبي براي خود كسب كند، گفت: اين موفقيتي است كه يك حركت فرهنگ در بين جامعه و نخبگان مقبوليت پيدا مي‌كند. چرا كه در عملكردهاي مختلف يا نگاه رو به اجتماع است يا به نخبگان كمتر اتفاق مي افتد كه اين اهداف به هم پيوند بخورد كه جشنواره فيلم پليس اين دستآورد را داشت. وي ادامه داد: در جشنواره فيلم اين هدف تعقيب مي‌شد كه ارتباط با مردم از زبان هنر و از دريچه دوربين برقرار شود. احمدي مقدم با اشاره به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» و تأثير آن بر مخاطب گفت: امسال وقتي «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. پليسي كه لبخند مي‌زند ولي قابليت اجرايي ندارد و پليسي كه مقتدر است. اين اقتدار نه از زاويه قدرت مادي بلكه از قدرت معنوي صادر مي‌شود كه بر منطق استوار است. وي با اشاره به تأثير مثبت آثار سينمايي در حل آسيب‌هاي اجتماعي گفت: فيلم‌هايي با موضوع آسيب‌هاي اجتماعي رو به بهبود است و آهنگ مناسبي دارد و پيشرفت خوبي دارد. البته سينما نيازمند حمايت است. از حمايت معنوي تا مادي. احمدي‌مقدم گفت: ما از هرگونه حمايتي در حوزه ابزار و در اختيار قرارگرفتن امكانات و حمايت‌هاي معنوي دريغ نمي‌كنيم، چرا كه مي‌دانيم اگر كه فيلم فاخري مي‌خواهيم بايد به آن نيز كمك كنيم چراكه اين سينما هزينه دارد و ممكن است درآمد داشته باشد يا نداشته باشد. ما حمايت مادي و معنوي خودمان را به‌زبان و عملا اعلام مي‌كنيم. وي به مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» اشاره كرد و گفت: در فيلم‌هاي اجتماعي بايد ببينيم هدف‌مان چيست. در قتل‌هاي خانوادگي در مجموعه تلويزيوني زير تيغ به روح آدم‌ها چنگ مي‌زند و تأثير مناسبي دارد. اگر هدف‌مان اين باشد كه مردم به ظن و گمان كاري نكنند و نتيجه بازدارنده داشته باشد. مهم است نه اين كه فعاليت نيروي انتظامي و قوه قضاييه را زير سؤال ببرد. احمدي‌مقدم با بيان اين مطلب كه ساخت فيلم‌هاي پليسي و اكشن خواست نيروي انتظامي نيست، گفت: فيلم اكشن پليسي كه در آن پليس قدرتمند نشان داده شود، آن چيزي نيست كه ما مي‌خواهيم. اين كه كارهايي مثل كبري 11 ساخته شود، هدف ما نيست. ما مي‌دانيم كه چنين فيلم‌هايي دروغ محض هستند. براي نشان دادن اقتدار يك پليس، فيلم‌هاي اكشن پاسخگو نيستند. اقتدار پليس بايد در يك فيلم حل شود نه اينكه به چشم مخاطب بيايد. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به اينكه تمام تلاش نيروي انتظامي در اين است كه جشنواره فيلم پليس راهي براي حل معضلات اجتماعي باشد گفت:‌ در حوزه مبارزه با مواد مخدر، سال آينده حمايت مالي را در اين زمينه تقويت مي‌كنيم.

منبع خبر : فارس


یوسف تیموری از همکاری با مهران مدیری میگوید

 

فكر مي‌كنيد در كدام كار آن‌طور كه بايد توانايي‌هاي يوسف تيموري ديده نشد؟

فكر مي‌كنم تا حدي اين اتفاق در زندگي به شرط خنده افتاد. من هميشه سعي كردم شاگرد خوبي براي حميد سمندريان باشم. اما قبول كنيد در يك تيم نمي‌شود 10 تا علي‌ دايي باشد . اما به طور كلي، در ايران، براي چهره كردن يا تيپ‌شدن يك بازيگر روي گريم او كار مي‌كنند. به هر حال اميدوارم در آينده فرصت اين را داشته باشم كه بتوانم كارهاي بهتر و قابل قبول‌تري از خود ارائه كنم.

چه نوع طنزي را خودتان بيشتر مي‌پسنديد؟

فكر مي‌كنم در شرايط امروزي طنز موقعيت بيشتر مي‌تواند مخاطب را جذب كند.

كارگردان محبوب‌تان در اين زمينه؟

مهران مديري. مرد هزارچهره او يك طنز فوق‌العاده بود.

چرا تا به حال با مديري كار نكرده‌ايد؟

باور كنيد خودم هم نمي‌دانم چرا اين اتفاق نيفتاده است. اميدوارم اين فرصت را بزودي پيدا كنم.

چهارشنبه چهارم دی 1387{زمان:10:6} آتــــنا ♥ ســمانہ

خبر از کیمیا 

 

سلام دوستان

داشتم نگاهی به مجله ایدهآل نیمه ۲ آذر میانداختم دیدم توش نوشته آقای بابک برزویه دارن یه فیم مستند از تلاش و فعالیت آقای مدیری برای کنسرت یونیسف و کنسرت خودشون که کنسل شد (در پشت صحنه ) می سازند و می خواهند این فیلم رو برای جشنواره فجر آماده کنند که پیش بینی میشه یه دلیل محبوبیت فراوان مهران مدیری فیلم پر طرفداری بشه


خبر جالب

 

افزایش بی سابقه نگهداری از "ایگوآنا و کروکودیل"

        بعد از پخش "مرد هزار چهره"

 

خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: نگهداری از سوسمارهای درختی " ایگوآنا " و " کروکودیل ها"به عنوان حیوان خانگی، در میان طبقات مرفه تهران بطور بی سابقه ای رواج یافته است.

دکتر آرش مقدمی متخصص و مشاور دامپزشکی در این زمینه به خبرنگار مهر می گوید: بعد از پخش سریال تلویزیونی " مرد هزار چهره " با هنر آفرینی مهران مدیری فروش این جانور به شدت افزایش یافته است.

در قسمتهای پایانی سریال " مرد هزار چهره " علیرضا خمسه هنرپیشه نقش پدرخوانده گروه مافیایی این سریال به همراه خود یک سوسمار " ایگوآنا " داشت که به عنوان نمادی از ترسناک بودن و نافذ بودن او در سریال تلقی می گردید.

سوسمار درختی " ایگوآنا " بیش از دو دهه است که در کشورهای پیشرفته و صنعتی به جرگه حیوانات خانگی پیوسته است. اخیراً این حیوان از دیگر کشور ها منجمله از امریکای جنوبی به کشور ما نیز راه یافته است

به گفته این متخصص ، ایگوانا سوسمار گیاه خوار و بی آزاری است که طول بدن آن طی مدت دو تا سه سال به دو متر خواهد رسید و دائماً رنگ خود را با محیط اطرافش هماهنگ می کند. این حیوان نیاز به حوضچه ای دارد که حداقل ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر عمق داشته باشد و ابعاد این حوضچه باید متناسب با طول بدن حیوان باشد .

علاوه بر آن ایگوانا باید همه روزه خود را بر روی تنه ای از درخت بالا بکشد. به همین خاطر خریداران این حیوان مجبورند که همراه آن اقدام به خرید درخت های طبیعی یا مصنوعی کنند.

بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر نشان می دهد که نوع نوزاد ایگوانا در بازار با قیمت 300 الی 400 هزار تومان و نوع بالغ آن با قیمتی حتی بالاتر از یک میلیون تومان خرید و فروش می شود.

خریداران این حیوان باید حتماً نوع آن را از پیش سفارش داده باشند و نمی توان بصورت حضوری این حیوان را در بازار خریداری کرد.

مدیر یکی از کلینیکهای تهران در گفتگو با مهر می گوید: علاوه بر ایگوانا اخیراً تقاضا برای خرید "کروکودیل" در میان برخی از خانواده های مرفه تهرانی افزایش یافته است

 

پیمان غفاری می افزاید: در حال حاضر برخی از خانواده های مرفه تهرانی بطور محدود در خانه های از " کروکودیل " نگهداری می کنند.

برخی از کارشناسان اجتماعی معتقدند به دلیل افزایش برخوردهای انتظامی با موضوع نگهداری و حمل حیواناتی نظیر سگ، گرایش خانواده ها به نگهداری حیواناتی نظیر کروکودیل، ایگوآنا، خرگوش ، سنجاب و سایر جوندگان به شدت افزایش یافته است!

با این حال بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر حاکی از آن است که سگ و گربه همچنان در صدر پر فروشترین حیوانات خانگی به عده ای از شهروندان قرار دارند. خرید و نگهداری سگ در میان مردها بیش از زن ها و خرید و نگهداری گربه در میان زنان تقاضای بیشتری دارد. 

 

با تشکر از آقا سینا برای ارسال مطلب

دوشنبه دوم دی 1387{زمان:10:4} آتــــنا ♥ ســمانہ

با سلام به همه دوستان

مطالب و عکسهای این پست همه از الینای عزیزه

متشکرو ممنونم از لطف زیادش به وبلاگ و هواداران گل مهران مدیری عزیز  

                 صدای یک روزنامه اقتصادی هم در آمد.
                     حرفهای مهران مدیری ضد و نقیض بود!

     پاورچین


روز نامه « دنیای اقتصاد » در بخشی از نقدی که در برنامه « مثلث شیشه ای » با حضور مهران مدیری نوشته آورده است: بخشی از آنچه که مدیری درباره مرد هزار چهره و البته درباره خودش در فواصل برنامه مطرح کرد با یکدیگر در تضاد کامل بودند. مدیری در ابتدای برنامه زمانی که مجری از او درباره حذف برخی از سکانس ها سوال کرد چنین گفت: هیچ کدام از سکانس ها حذف نشده بود. من با شناختی که بعد از 15 سال از چارچوب های کار در تلویزیون بدست آورده ام به هنگام تولید آثارم آنها را ممیزی میکنم تا هیچ اشکالی برای پخش از سیما برای آنها به وجود نیاید.
مدیری اما در انتهای برنامه به حذف یکی از سکانس ها اشاره کرد و گفت : قسمتی از سریال مربوط به بازی محمد رضا حسینیان بود قبل از نمایش حذف شد. او درباره شکایت برخی سازمان ها از این سریال نیز در ابتدا هر نوع شکایت را تکذیب کرد ، اما بعد از اصرار مجری نسبت به اینکه یک سازمان در شیراز به این مجموعه شکایت کرده بود ، آن را تایید کرد و گفت : آن سازمان بعدا شکایت خود را پس گرفت. این روزنامه افزوده است: درباره آنچه مدیری در برنامه تلویزیونی شبکه پنج سیما گفته ، لازم است نکته ای عنوان شود؛ احترام به شعور مخاطب و دوری از هرگونه حاشیه پردازی ، اصلی است که مردم از همه انصاف بخصوص جامعه هنری کشورمان انتظار رعایت و پایبندی به آن را دارند. بدیهی است تضاد در گفته ها چنانچه علنی شود اعتماد جامعه به رفتار و ساخته های افراد نیز کاسته می شود.

     
                  دلخور کردن مدیری و شریفی نیا


حضور مهران مدیری در یک برنامه تلویزیونی به خودی خود آنقدر جذاب است که مجری برنامه مجبور نشود برای توجه بر انگیز کردن آن شرایطی را به وجود بیاورد تا مدیری علیه شریفی نیا حرف بزند و متقابلاً شریفی نیا هم از او دلخور شود. مدیری در تلویزیون و شریفی نیا در سینما از بزرگان و در حقیقت بهتر است بگوییم « خط دهندگان » بزرگ هستند و حیف است که رودرروی یکدیگر قرار داده شوند. نظر شما غیر از این است؟

منبع : اتفاق نو.

 

زاون قو کاسیان از منتقدان و نویسندگان سینمایی که تا به حال کتاب های زیادی را در حوزه سینما منتشر کرده به خبر نگار ما می گوید:
الان کدام سریال را دنبال میکنید؟
آخرین سریالی که دیدم ، کار مهران مدیری بود. کار کیانوش عیاری را هم می بینم.
یعنی واقعا برای دیدن سریال وقت می گذارید؟
بله چیزی را که دوست داشته باشم ، دنبال می کنم. مثل « زیر تیغ» محمد رضا هنرمند ،« مرد هزار چهره » مهران مدیری و همین « روز گار قریب » کار تبریزی را هم به خاطر علاقه ام به شهریار دنبال می کردم تا مقطعی که گرجستانی آمد. ظاهرا اردشیر رستمی بیشتر من را در گیر می کرد.
« مرد هزار چهره » از چه جهت برایتان جالب بود؟
احساس کردم از کمدی هایی که پخش می شود ، مقداری رویش فکر شده و ظرافت هایی وجود دارد. بازی های خوبی داشت. گر چه بعضی وقت ها وودی آلن بود ، بعض وقت ها پیتر سارز و بعضی وقتها هم گوشه چشمی به کمدین های دیگر داشت. ولی مگر چه اشکالی دارد که از اینها برداشت کند و در عین حال بتواند همذات پنداری مخاطب را هم بربینگیزد.
به نظرم مهمترین چیز این سریال ها این بود که توقع مخاطب معمولی را از کار های طنز بالا می برد. چون بعد این سریال بیننده ها به این فکر می کردند که بی خود نخندیده اند و مسائل اجتماعی هم در آن نقد شده.
برای همین مخاطب تلویزیون نمی تواند کمدی های دست صدم فیلمفارسی ها را ببیند و بخندد. در مخاطب یک جور احساس تعهد بوجود می آید.
روز نامه جام جم.

 

    

   

              دایره زنگی دوان دوان به دنبال شخصیتها

داوود زادمهر:در چند سال اخیر همیشه بین فیلمسازان و منتقدین سینمای ما فیلمنامه به عنوان یکی از مهمترین نقاط ضعف اکثریت قریب به اتفاق فیلم‌ها محل بحث بوده است. اما در مورد دایره زنگی اصلی‌ترین نقطه قوت فیلم فیلمنامه آن است و این بار فیلم از جهت کارگردانی و تدوین و خصوصا فیلم‌برداری به شدت ضربه دیده است. داستان چند وجهی و چند شخصیتی فیلم که به وضوح از فرم روایتی فیلم‌های رابرت آلتمن فقید وام گرفته شده است (استفاده از نام فیلم «short cuts» ساخته آلتمن در ابتدای فیلم را می‌توان نوعی ادای دین به او به حساب آورد) به حدی با جزئیات نوشته شده که عملا کارگردان نتوانسته خارج از فرم روایتی فیلمنامه کاری بکند و همه چیز را آن طور که فیلمنامه‌نویس می‌خواسته پیش برده است. به همین علت حتی وقتی کارگردان تصمیم گرفته است که ظاهرا کاری خارج از فیلمنامه انجام دهد و مثلا ارتباط تصویری بین چند رویداد ایجاد کند باعث به هم ریختن ریتم فیلم شده است. مثلا در صحنه‌ای که درختی در خیابان قطع شده و مامورین امداد در حال بریدن آن هستند و ناگهان یک نفر با یک دایره زنگی در دستش ظاهر می‌شود، تقطیع این نماها به یکدیگر علاوه بر آزاردهنده بودن باعث شکست روایت برای لحظاتی می‌شود. علاوه بر این، استفاده بد از صفحه آبی و تغییر محسوس رنگها در نماهایی که در ماشین می‌گذرد باعث تصنعی شدن حس آن لحظات می‌شود. بیشتر بازیها از کیفیت خوبی برخوردارند که این مسئله در خصوص مهران مدیری و باران کوثری بارزتر است و بعکس امید روحانی علاوه بر ضعفی که در بیان دارد گاه دیالوگها را به وضوح خط به خط به خاطر می‌آورد. و البته می‌توان پرسید که اگر برای نقش شیرین از بازیگر کمتر شناخته شده‌ای به جز باران کوثری استفاده می‌شد باز هم این شخصیت تا این اندازه تا پایان فیلم در ذهن بیننده باقی می‌ماند؟
البته فیلمنامه فیلم هم بلا اشکال نیست. چه اینکه رابطه ممد (صابر ابر) و شیرین در فیلم ابتدا گرم نشان داده می‌شود تا در پایان با قال گذاشته شدن ممد توسط شیرین و رو شدن شخصیت واقعی شیرین بیننده یکه بخورد. اما وقتی مشخص می‌شود که ممد و شیرین یک روز بیشتر نیست که همدیگر را می‌شناسند آن وقت اصل مسئله یعنی رابطه گرم آن دو با یکدیگر زیر سئوال می‌رود و همچنین ناراحت شدن ممد از دست شیرین زمانی که شیرین به او می‌گوید که همسایه از او برای خواستگاری عکس گرفته بی دلیل به نظر می‌رسد. شربت ریختن امین حیایی برای باران کوثری برای ایجاد توهم رابطه هم ایده‌ای اضافه و دم دستی و تکراری است  و برآشفتن ناگهانی همسر امین حیایی هم در آن صحنه توجیه پذیر نیست. همچنان که پیشنهاد گوهر خیراندیش هم برای فیلم دیدن آن هم در آن شرایط منطقی نیست و فقط اجرای خوب آن است که باعث می‌شود این ضعف کمتر به چشم بیاید. یا اینکه وقتی امین حیایی سکه را می‌خرد آن را در جیب پیراهنش می‌گذارد اما در پایان فیلم آن هم سر از کوله شیرین در می‌آورد و نحوه دزدیده شدن آن هم مشخص‌ نمی‌شود. صحنه جابجایی اجناس کوله هم فقط برای نشان دادن آنها به تماشاگر انتخاب شده و به نظر می‌رسد توجیه دیگری نمی‌توان برای آن در نظر گرفت. جمله پایانی فیلم هم به شدت اضافه به نظر می رسد و احتمالا یکی از ملحقاتی است که برای گرفتن مجوز اکران به فیلم اضافه شده است. البته فیلمنامه نکات ریزی هم دارد که خوب پرداخت شده‌اند، مثل پس دادن پول ممد توسط شیرین یا نگاهی که شیرین برای آخرین بار به ممد می‌کند که بسیار خوب طراحی و چیده شده‌اند.
اما شاید اصلی ترین نقطه ضعف فیلم فیلمبرداری به شدت آزار دهنده آن باشد. تکانهای بیش از حد دوربین در اغلب نماهای فیلم که عموما با دوربین روی دست گرفته شده‌اند در بیشتر لحظات کمکی به نمایش تند بودن ریتم فیلم نمی‌‌کنند و فقط باعث سردرد تماشاگر می‌شود. اساسا مشخص نیست وقتی ریتم اتفاقات در فیلمی تا این حد تند است دیگر چه دلیلی دارد که با استفاده بیش از حد از دوربین روی دست آن را تندتر کنیم؟ می‌توانیم فرض کنیم که دلیل این مسئله کوچک بودن محل فیلمبرداری به لحاظ ابعاد است که باعث شده فیلمبردار نتواند برای دوربین ریل کار بگذارد، اولا اگر قرار است شرایط ساخت به همین شکل باشد چرا لااقل از «استدی کم» استفاده نمی‌کنند که تا حد زیادی تکانهای دوربین را بگیرد و بالا و پایین شدن سریع تصویر اعصاب بیننده را به هم نریزد. دیگر اینکه تا کی قرار است شیوه فیلم‌سازی سطح اول در کشور ما که تقریبا هیچ ربطی به شیوه فیلم‌سازی حرفه‌ای در کشورهای نیمه پیشرفته دنیا هم ندارد به همین شکل ادامه پیدا کند؟ اگر قرار است داستان فیلمی در آپارتمان اتفاق بیفتد و بخش قابل توجهی از زمان فیلم هم به اتفاقاتی اختصاص یابد که در راه پله و پشت بام ساختمان اتفاق می‌افتد، چرا باید مانند مکتب نئورئالیسم شصت سال پیش ایتالیا همه چیز در مکان‌هایی واقعی فیلمبرداری شود؟ مگر حتما باید فیلمی جنگی یا تاریخی باشد که برای ساخت آن دکور بزنند؟ یا شاید هم مهم نیست که اینطور عامدانه از هزینه فیلم کاستن از کیفیت آن نیز می‌کاهد؟ معضل آپارتمانی شدن سینمای ما به اندازه کافی دردآور نیست که در ساخت همین فیلمها هم خست به خرج داده میشود؟

منبع: وبلاگ لوح

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387{زمان:18:2} آتــــنا ♥ ســمانہ
  با فیلمنامه‌ای از اميرمهدي ژوله؛
 اولين فيلم ‌سينمايي «مهران مديري» در ژانر وحشت ساخته می‌شود!

          

سینمای ما - «مهران مديري» با انتخاب «اميرمهدي ژوله» به عنوان فيلمنامه‌نويس اولين فيلم سينمايي‌اش، سراغ ژانر وحشت مي‌رود. «اميرمهدي ژوله» نويسنده فيلمنامه نخستين فيلم سينمايي مهران مديري گفت: اين فيلمنامه از مضموني ترسناك اما پر از شوخي برخوردار است كه با طرح ابتدايي كه براي اولين فيلم بلند آقاي مديري داشتيم، كمي متفاوت است.
وي ادامه داد:در ابتدا حدود 30-40 سكانس از طرح اوليه را نوشته بودم ولي من و آقاي مديري از آن راضي نبوديم و به نظرمان يك چيزي كم داشت كه ديروز آن را پيدا كرديم.
اين فيلمنامه‌نويس به فارس گفت:پس از اين بايد طراحي شخصيت‌ها و تعريف از آنها را مجدد داشته باشم و شروع به نگارش اصلي متن كنم.
ژوله درباره زمان ساخت اين فيلم گفت: برنامه ما اين بود كه نگارش فيلمنامه در خردادماه به پايان برسد و من فيلمنامه را تحويل بدهم، ولي به دليل گرفتاري‌هايي كه داشتم، اين كار به تأخير افتاد.
وي گفت: نوشتن اين فيلمنامه بايد در اسرع وقت به پايان برسد و فكر مي كنم در نهايت تا دو ماه ديگر و اواسط تابستان نگارش آن تمام شود.
براين اساس، اين فيلم ترسناك با لحظاتي كميك ساخته مي‌شود و هنوز نام مشخصي ندارد.
همچنين «پيمان قاسم‌خاني» نيز به عنوان مشاور فيلمنامه و كارگردان در اين پروژه با «مهران مديري» همكاري خواهد داشت.
اين فيلم را «برادران آقاگليان» تهيه‌ خواهند كرد.

عکس از الینای عزیزم

      

        گزارش فارس از گيشه فيلم‌هاي ايراني در بهار 87


رشد 250 ميليوني گيشه سينما نسبت به سال 86 در تعطيلي بازار قاچاق

به گزارش خبرگزاري فارس، مقايسه ميزان فروش فيلم‌هاي ايراني در اكران نوروز و دو نوبت اكران بعدي بهار 87، با رقم كلي 2 ميليارد و 950 ميليون تومان (در حالي كه 10 روز از نمايش فيلم‌هاي آن باقي مانده) از رشد حدود 250 ميليون توماني نسبت به بهار سال گذشته خبر مي‌دهد.

* امسال بازار قاچاق فعال نبود (خدا رو شکر)


در ارزيابي اكران بهار 87، نبايد اين قضيه را از نظر دور داشت كه سال گذشته، گسترش لحظه‌به‌لحظه توزيع و تكثير سي‌دي‌هاي غيرمجاز فيلم‌هاي روي پرده در افت فروش فيلم‌هاي اكران بهار، تاثير مستقيم داشت.
* فيلم‌هاي كم‌تر؛ فروش بالاتر


امسال فروش 2 ميليارد و 950 ميليون توماني فيلم‌هاي اكران بهار از نمايش 11 فيلم حاصل شد اما سال گذشته رقم 2 ميليارد و 700 ميليون تومان از نمايش 14 فيلم به دست آمده بود كه اين هم نشان از موفقيت نسبي فيلم‌هاي امسال دارد.
بنا بر اين گزارش، امسال برعكس سال گذشته كه تنها فروش «اخراجي‌ها» توانست متوسط فروش فيلم‌هاي ايراني در فصل بهار را به حد مطلوبي برساند و فروش ساير فيلم‌هاي اكران بهار با افت شديدي نسبت به اكران نوروز و نيز اكران بهار 85 روبه‌رو شد، بيشتر فيلم‌هاي روي پرده، به رقم فروش مطلوبي رسيدند و در اين بين، مثل سال‌هاي گذشته يك فيلم بالاي يك ميليارد تومان (دايره زنگي) نيز در اكران بهار به ثبت رسيد
.

* ركوردشكني در 59 روز


بر اين اساس، فيلم «دايره زنگي»(پريسا بخت‌آور) پرمخاطب‌ترين فيلم بهار، در 59 روز ميلياردي شد در حالي كه سال‌گذشته، فيلم «اخراجي‌ها» در مدت زمان كم‌تري به اين ركورد دست يافته بود. اين فيلم تاكنون بيش از يك ميليارد و 110 ميليون تومان فروخته است.
«دايره زنگي» پس از «توفيق اجباري»، «اخراجي‌ها» و «آتش بس»، چهارمين فيلم سينماي ايران است كه در اكران يك خود بالاي يك ميليارد تومان فروخته است

   

این مطلب و عکس از الینای عزیزه

مهران مدیری ،طناز بزرگ و پدر طنز نوین ایران، این بار تیغ انتقاد خود را به سمت برخی از افراد جامعه ازکارمند،پزشک،بانکدار،پلیس و هنرمند تا قاضی و وکیل از نیام برکشید و بی رحمانه ترین حملات را به سوی آنان رهبری کرد؛البته قابل ستایش است که در کنار این هجوم فرعی،سر توپ جنگی طنز پرقدرتش را به سمت تمام سیاست های این حکومت و این دولت تابانید و جز ویرانه ای از آن در اذهان جای نگذاشت که این اثر نیز از جرح و تعدیل های ناشیانه و نا آگاهانه در امان نماند در حالی که سکانس های سانسور شده در تیزر معرفی این سریال به کار برده می شدند.

در نظر مردم عادی و هنرمندان بی تجربه به هجو گرفتن و خندیدن چیزی بیش تر این سریال جلوه نکرد؛ ولی برای آگاهان،نقدی بود کوبنده که تمام ارکان مملکت و ضعف ها و قوت های آن را نشانه رفته بود؛ کاغذ بازی های بی مورد اداری،رابطه سالاری و نبود شایسته سالاری،ضعف سامانه ی بانکی،بی درایتی برخی از ارکان انتظامی و دفاعی کشور،چشم گویی گوش و چشم بسته به ناواردان فن،بی کفایتی ادارات اعم از کارکنان و به ویژه مدیران،حتی در برخی موارد ضعف قوه ی دادگستر و نیز مختل بودن و فامیل بازی حتی در سامانه ی پزشکی و پول مداری در اکثر سازه های کشور به ویژه در امر درمانگری و بیمار پذیری در بیمارستان ها،فساد میان بسیاری از هنرمندان ،کودنی برخی شعار دهندگان در قالب شاعر مخالف و سیاسی،بی اطلاعی منتقدان ادبی وهنری،قاضی بودن افراد بر اساس ظاهر و در آخر هم ساده لوحی بسیاری از مردمان این جامعه.

 

نگاه :

مسعود شصت چی،نماینده ی قشر شایسته ی این مملکت است که به اقتضای خانواده و محیط اطراف تبدیل به فردی ساده،زود باور،کم توان و گاهی بی دست و پا و تو سری خور بی سخن شده اند و بی هیچ التزامی کار خود را به شایستگی هر چه تمام تر به انجام می رسانند اما این نظم ایشان به دلیل شایسته سالار نبودن سامانه ی اداری این جامعه به چشم نمی آید و آنان را منزوی می کند که آن زیر زمین در بایگانی سازمان ثبت احوال نشان از پیله ی انزوای این افراد دارد.(و حال این زیرزمین شلوغ هرج و مرج در امور مملکتی را نشان می دهد که حتی متصدی آن نیز در آن بی نظمی و بی برنامگی گم می شود و کاری نمی تواند از پیش ببرد.) انزوای مسعود تا حدی است که وقتی برای درخواست مرخصی پس از سال های متمادی روی به جانب ریاست اداره می برد با جمله ی :«چند وقته استخدام شدی؟!کارمند جدیدی؟!» رو به رو می شود و مظلومانه 27 سال سابقه ی خود و مدت بی مرخصی بودن خود را اعلام می کند که ریاست با رفتاری خنثی با آن برخورد می کند که این گونه ریاست و مرئوسی،انتقادی است بر واسطه و رابطه بازی در سازه های اداری کشور.

در قسمت بعدی ما با پدر همسر آینده ی این فرد مواجه می شویم؛فردی که موفقیت جهانی پسرش را در پزشکی کم تر از فوتبالیست آماتور بودن او(با توجه به کشور نروژ که فوتبالش حرفه ای نیست)ارزش می نهد،داماد آینده اش را فریب می دهد(ساعت خراب خود را به او می اندازد و ساعت منظم و درست مسعود را می ستاند)و در کل فردی بی خیال و فریبکار است که حتی زیر عهد خود می زند و پشت یار خود را خالی می کند. این فرد نماینده ی اکثریت ما ایرانی ها است. نیاز به توضیح بیش تر نیست اما همین بس که اغلب ما ایرانی ها حتی در ظاهر هم با یکدیگر دشمنی می ورزیم و تیغی که باید در تن دشمنانمان فرو برود بر تن خودی می زنیم و ابایی از خنجر زدن بدر تن همدیگر از پشت نداریم.

 

اتنقاد بعدی به سامانه ی بانکداری کشور وارد می شود که بی هیچ تحقیق و استعلام محلی در مراسمی مردمی جایزه را ظاهراً به برنده اعطا می کنند اما همین جایزه خم رنگ رزی نیست و با کاغذ بازی سعی می شود که برنده ی جایزه را سر بدوانند و به نوعی او را مرگ راضی کنند تا دچار تب نشود.

هرچه بیش تر پیش برویم این روند انتقاد ادامه دارد تا به ملی گرا نمایانی می رسد که از بالای گود دستور لنگ کردن می دهند و با شعار آریایی بودن و میهن پرستی پول مردم همین آب و خاک را با شیره ی جان مستمندان جامعه می آمیزند و کاخی می سازند که ستون هایش از فقرات فقیران است.

این می گذرد تا به پلیس ،نهاد انتظامی کشور، می رسد. این جا است که انتقاد از اطاعت بی چون و چرا در ارتش،سپاه و دیگر نهاد های مشابه شروع می شود. سرگردی با تجربه بدون درخواست برگه ی مأموریت از سرهنگی تقلبی او را مافوق می شمارد و در برابر فرد آگاهی که به هویت اصلی این شخص که نه بر اساس شایسته بودن و یا توانایی بلکه بر حسب جوگیر شدن و اتفاق به این شغل در آمده است،فرمان سکوت می دهد و او را حتی بی ادب و گستاخ خطاب می کند.

گارگردان در همین اثنا اشاره می کند که زن هم همانند مرد می تواند مؤثر باشد و حتی بهتر از او به پیشرفت جامعه کمک بنماید.(رزمی کار بودن دختر سرگرد و نجات دادن سروان شاهین از زندان؛همان زندانی که روشنفکران و منتقدان بر حق حکومت در آن به بند هستند؛که خود همین نجات نشان می دهد که زنان در نجات بخشی یک جامعه و سلامت آن دیار چه نقش حیاتی و مهمی را ایفا می کنند.)

 


دوشنبه بیستم خرداد 1387{زمان:17:53} آتــــنا ♥ ســمانہ

ین مطلب رو الینای عزیز فرستاده ممنونم از لطفش

امیدوارم همیشه سلامت باشین

هفته نامه جهان سینما(دوشنبه 19 فروردین)


عنوان این مجموعه متفاوت و کاملا نو، تعریفی مناسب از شخصیت طراح اصلی آن یعنی مهران مدیری است. مرد هزار چهره ای که به راحتی در قالبهای مختلف آثار طنز مثل ماهی زیرکی شنا می کند، و هر از گاهی تفاوتهای آشکار یک طنز پرداز ماهر را با سایر کسانی که در این عرصه دست و پا می زنند به نمایش می گذارد.
مدیری این بار هم با به کار گرفتن یک تیم نویسندگی قوی و با بهره بردن از هوش و استعداد ذاتی خود در تشخیص سلیقه اجتماعی مخاطبین موفق شد با عبوری نامحسوس از برخی خط قرمزها ، مجموعه ای دیدنی و جذاب و البته پر مخاطب را به شبکه سه عیدی بدهد.
فیلمنامه این مجموعه که حاصل کار گروهی به سرپرستی پیمان قاسم خانی بود ، بدون شک اثری متفاوت و نو بود.مجموعه ای اپیزودیک که با پیچهای تند اما نه شتاب زده از قالبی به قالب دیگر می لغزید و بیننده را به سهولت با خود همراه می نمود.نوع خنده ای که این مجموعه ایجاد می کرد ، مثل اکثر کارهای مهران مدیری خنده ای از سر تفکر بود، و نه به خاطر تمسخر و لودگی بازیگران آن. مدیری خود در نقش اصلی بسیار خوش درخشید و دو تکیه کلام جدید هم به فرنگ اغت خود که کم کم قطور هم می شود ، اضافه کرد، به به و خیلی ممنون!!
در نقش های فرعی هم بازی بهاره رهنما واقعا استثنایی و دیدنی بود، علیرضا خمسه و نادر سلیمانی هم در نقشهای کوتاه خود خوش درخشیدند، همینطور جواد عزتی در قالب پدر بزرگ خانواده طبیبیان که بار غه هایی از ظهور یک تیپ ساز جدید را بروز می داد و نیز رادش که انگار در همکاری با مدیری بازیگر دیگری می شود.
سیامک انصاری هم مثل همیشه با درک مناسب نقش و موقعیت ، بدون ادا در آوردن و زور زدن بیننده را می خنداند. اما نکته جالب بازی منجمد و سرد پژمان بازغی بود که انگار قواعد بازی را درک نکرده بود و در این مجموعه هم همانطور بازی می کرد که مثلا در فیلمهای پلیسی ...اما همین تعارض بازی جدی او با بقیه هم از جذابیت های مجموعه شده بود.
اگر چه پایان بندی این سریال کمی هندی و پایان خوش آن زیادی خوش بینانه بود ، اما مدیری باز هم تفاوتهای خود را به نمایش گذاشت ، و موقعیت خود را به عنوان شاه ماهی طنز تلویزیون ایران تثبیت نمود.....

    

    

   

  

دوشنبه بیستم خرداد 1387{زمان:17:50} آتــــنا ♥ ســمانہ

سلام دوستان

قسمتهایی از مصاحبه پژمان بازغی در شب شیشه ای که مربوط به مهران مدیری و مرد هزار چهره میشه رو براتون میذارم

 

 پژمان از اين جا شروع مي كنم كه براي حضور در سريال مهران مديري من شنيدم كه تو رقمي بيشتر از پنجاه ميليون تومان براي دو ماه كار دريافت كرده بودي آيا چنين چيزي صحت دارد؟

 عرض به حضورتان كه قرار شده كه راست و بي پروا بگم. نه انقدري نبود ولي رقمش هم نمي تونم بگم بهرحال جزو اسراره .

-خيلي دور از اين رقمي كه من ميگم نبود؟

 *نه خيلي هم نبود ولي انقدر هم نبود، بهرحال با توافق تهيه كننده بود كه اين رقم دريافت شد.

- خب هميشه براي من سوال بوده ، تو در برنامه هاي متعددي كه با هم داشتيم يا گفتگوهاي تلفني، گفتي كه من مهران مديري را دوست دارم مي خواهم الان بدونم بيشتر پول را دوست داشتي يا مهران مديري را؟

از انجا شروع كنم كه دوست عزيزم مهران مديري يكي از كارگردان هاي موفق در عرصه طنز هستند در تلويزيون و كارهاي كه ايشان عموما انجام دادند مخاطبين زيادي داشتند و نبوغ در كار ايشان ديد ه ميشود به همين دليل وقتي كه از من خواستند و دعوت كردند لطف كردند تماس گرفتند دستيارشان، خيلي گيج و مبهم رفتم پيش مهران چند جلسه اي كه با هم داشتيم گفتم من كارهايي كه انتخاب مي كنم كه عموما كارهايي نيست كه با ژانر كارهاي تو همخوان باشد چرا از من دعوت كردي براي اين نقش و به من گفت كه مي خوام كلا يك نوع ديگر از طنز را در تلويزيون تجربه كنم با اين تفاوت كه عموما كارهاي مهران 90 شبي بود ، ده قسمت ساخته مي شد با واكنش هايي كه مردم نسبت به مجموعه داشتند مجموعه خطش عوض ميكرد به اون سمتي پيش مي رفت كه مخاطب بيشتري داشته باشد. ولي اين كار يك استثنا بود فيلمنامه نوشته شده بود، يا گروه فيلمنامه نويسي خط اصلي را طراحي كردند، حالا ديالوگ نويسي مي شد، كم و زياد مي شد يا سكانس ها جابجا ميشود،يعني قرار نبود كه مردم بگويند اين سريال گرفته يا نگرفته ةخود مهران هم اولين بار كاري انجام مي داد كه يك فيلمنامه كامل داشت و قرار بود بعد از پخش ببينيم مجموعه موفق بوده يا خير - بنابراين با تاكيدهايي كه شما مي فرمائيد اصالت بر محتوا و گرفتن سريال بود نه مبلغي كه دريافت شده،

 چون اين روزها دريافت دستمزدهاي عجيب و غريب نقل و نقل محافل است گفتم از اين زاويه شروع كنم.

 *نه خيلي مبلغ غير معقول نبوده 

 بسيار خوب، به نظرت نقش درآمد در مرد هزار چهره؟

*والا نقشي راكه من تصورش را مي كردم آره، يعني قرار بود يك پليس كاملا جدي باشد. اتفاقا كه ديروز هم خدمت سردار روزبهاني بوديم بحث همين شد. بحث اين شد كه اگر سروان شاهين اعتمادي به روي خودش نمي آورد كه سرهنگ غفاري دارد اشتباهاتي مرتكب ميشود به لحاظ سلسله مراتب نظامي بود كه ما رعايت كرديم در قصه ، والا از روز اول شك كرده بود جايي كه احترام هاي نابجا مي ذاره به افسرهاي پائين از خودش و دستوراتي كه صادر مي كنه خيلي منطبق به قوانين نيروي انتظامي نيست به همين دليل بهش شك مي كند تا ادامه داستان، بعد داستان تبديل به يك موضوع كلاسيك مي شود كه داستان دزد و پليس ، دزدي كه هميشه در حال فرار و پليسي كه سايه به سايه دنبالش است.

- پس بنابراين تعريفي كه خودت از نقش ات ارائه مي دهي پادزهري براي آن مجموعه كه مي تواند گزنده باشد ولي حضور يك پليس خيلي جدي و خيلي محترم و اتو كشيده مياد بقيه قضيه را تحت شعاع خودش قرار مي دهد.

*من اصولا فكر مي كنم طنز در كشور ما، مسائل گزنده را ما اصولا عادت كرديم با ادبيات طنز بگيم - طنز يعني همين ديگه فكر ميكنم لازم است يك ادم جدي در كنار يك آدمي كه قرار نقش طنازانه بازي كند در كنار هم قرار بگيرند هر دو مثل كنتراست ايجاد شود.

 - ببين پژمان من معتقدم كه كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوئل مي شود، نقش زينال بود، اصولا هرچند كه من هم بسيار مهران مديري را دوست دارم و به خاطر همين دوست داشتن و احترام خودم هم در اين مجموعه حضور داشتم ،اما به نظر من مخاطب نمي پذيرد پژمان بازغي دوئل بيايد در سريال مرد هزار چهره بازي كند و به اعتقاد من بهش آسيب وارد ميشود.

 

         تبلیغات مهران مدیری

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387{زمان:12:18} آتــــنا ♥ ســمانہ

سلام بچه ها
خوشحالم که انتقاد میکنید و این یعنی وبلاگ بیننده هاشو حفظ کرده
ولی باور کنید بدشانسی آوردیم
الینا به زودی برمیگرده متاسفانه کامپیوترش دچار مشکل شده و هروقت درست شد الینا هم میاد و اگر بیاد من بیشتر کار رو به اون واگذار مبکنم شما هم دیگه از دست من راحت میشین
صامده هم فعلا نمیتونه بیاد
میگم بد شانسی اوردم باورتون نمیشه

ولی پرنیا به زودی یه مطلب عالی مینویسه و من در وبلاگ قرار خواهم داد
فعلا پرنیای عزیز کمک میکنه تا شما راضی بشبد
مطالب من رو که قبول ندارین مطلب جدید هم که حالا حالاها خبری نیست تا آقای مدیری در مثلث شیشه ای بیان البته اگه بذارن و پخش سی دی های گنج مظفر
تو این پست هم عکسهای دیدار رو گذاشتم که میدونم دوست دارین
حالا فعلا تحملم کنین تا الینا و پرنیا برسن
راسته میگن نو که اومد به بازار کهنه شود دل آزار

                         نگاهی به مجموعه مرد هزار چهره و نقدهای آن

چای داغ روی پای «سرهنگ غفاری» می ریزد. او فریاد زنان دستور بازداشت تعداد زیادی از مردم محل را می دهد. اراذل و اوباش محل را بدون هیچ مدرکی می گیرد و آن قدر کتک می زند تا اعتراف کنند. پیرزنی رنجور و خمیده را به کلانتری می آورند. او هم به دستور سرهنگ غفاری به دلیل تردد در ساعت ۱۱ شب به زندانی شدن محکوم می شود.

این ها، بخشی از صحنه هایی است که پخش تلویزیونی آن در نوروز، سبب شد موجی تازه در وب لاگ های فارسی و حتی گفتگو های حین دید و بازدید های نوروزی راه بیفتد.

                

اما سرهنگ غفاری داستان مرد هزار چهره، مردی به نام «مسعود شصت چی» است که پیر پسری است ساده لوح که برای برآورده شدن خواست پدر دختری که به او عشق می ورزد، از شیراز به تهران سفر می کند. او هر روز در قالب شخصیتی تازه، از دکتر گرفته تا پلیس و حتی روشنفکر شاعر، قرار می گیرد.

مسعود شصت چی، که عاشق همکارش در اداره ثبت احوال شیراز است، وقتی به خواستگاری می رود، پدر بی مبالات و قانون گریز او، متوجه شباهت پسرش که دکتری ساکن نروژ است، با او می شود و سعی می کند حساب بانکی پسرش را توسط مسعود و با شناسنامه پسرش که در ایران جا مانده تخلیه کند بعد از مراجعه به بانک، پدر زن متوجه برنده شدن پسرش در قرعه کشی بانک می شود و مسعود، به ناچار برای دریافت جایزه بانک که یک خودرو است به دفتر مرکزی بانک در تهران می رود.

حالا، مسعود از جبر روزگار و به دلیل پخمه بودن، هر روز در قالب شخصیت جدید جا خوش می کند.

در ابتدا، داستان کاغذ بازی بانک و بعدتر فساد جامعه پزشکی به طنز گرفته می شود. دکتر هایی که هیچ احساس انسانی نسبت به بیماران خود ندارند و در فکر برج سازی هستنند.

                           

تا این جا، این سریال بازتاب چندانی در وب لاگ ها نداشته است. اما ماجرا زمانی جدی تر می شود که که مسعود، از ترس لو رفتن، ساک مردی که در تصادف اتوبوس مجروح شده را بر می دارد و به داخل اتاقی می رود لباس مرد را می پوشدو بیرون می آید. آن گاه، افسری در برابرش احترام می گذارد و او تا به خود بیاید، در کسورت فرمانده یک کلانتری در تهران رفته است. ابتدا برخورد او از روی پخمگی، سادگی و دل رحمی است اما متوجه می شود برخی افسران پلیس از او می خواهند مقتدر تر باشد. کمی نمی گذرد که کشف می کند اگر چای داغ بر روی پایش بریزد عصبانی می شود. با این روش، او ناگهان به افسری خشن تبدیل می شود که قصد دارد امنیت را در محل اجرا کند ولی راه درست را نمی داند.

از این بخش به بعد، سریال مدیری جنجال بر انگیز می شود و حتی شمار بالای لینک ها در دو سایت بالاترین و دنباله
، آن را به بحث داغی تبدیل می کند که با پایان یافتن تعطیلات نوروزی همچنان ادامه دارد.

وب لاگ های زیادی مهران مدیری را انقلابی می خوانند به عنوان نمونه وب لاگ تریبون آزاد که لینکش در سایت بالاترین با استقبال زیادی مواجه شده بود اینگونه
 نوشته است که: «مهران مدیری، باز هم ما را میخ‌کوب کرد،او این بار با جسارت، «هزاران چهره‌ی نیروی انتظامی» را به نمایش گذارد. «سرهنگ غفاری» او آیینه‌ی تمام قد نیروی انتظامی اجتماع ماست.»

یا وب لاگ دیگری با نام عتیقه، این طور به تعریف از شجاعت مجموعه تولید کنندگان این سریال  پرداخت
 :‌‌ «مهران مدیری امشب و به طور کامل طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی پلیس را که قرار است در سال جدید هم ادامه پیدا کند، در رسانه ای که مطلقا متعلق به جناح حاکم است تقبیح کرد. مدیری، دوستت داریم

                  

اما پس از مدتی روند سریال تغییر کرد و مرد ساده داستان، خود را در قالب استاد طوفان می بیند؛ فردی که تنها شعرش بر گرفته از آخرین در خواست خریدش در کلانتری بوده است : «پوتین برای سربازان جدید ،. اسلحه به مقدار لازم، دستبند ۱۰ عدد، نان٬ پیت نفت، پول برق را باید بدهیم، پول آب جدا، اطاق بازجویی نم کشیده است، پول گاز را باید بدهیم، دوبله پارک نکنید، و دیگر هیچ.


او با این جملات عده ای روشنفکر، شاعر و دانشجویان با تمایلات چپ را شیفته خود می کند. در قسمت اول از بخش روشنفکران، هنوز مهران مدیری، روشنفکران ایرانی را زیاد به طنز نگرفته بود که واکنش وب لاگ ها به دو راه می رود : عده ای شعر استاد طوفان را طنزی نقد کننده حکومت می دانند ولی عده ای این قسمت را باجی در راستای فراموشی بخش نیروی انتظامی می خوانند.

به عنوان نمونه، وب لاگی اینگونه می نویسد : «امشب مهران مدیری با سر هم کردن جملات بی معنی برداشتهای متفاوتی را در بینندگان برانگیخت که شائبه های زیادی را ایجاد خواهد کرد.» در مقابل، وب لاگ دیگری نوشته است : «بعد از جوالدوزی که دیشب به نیروی انتظامی زدیم، سوزن امشب مهران مدیری را به خودمان بپذیریم

              

با ادامه بخش روشنفکران و به طنز گرفته شدن دانشجویان چپ که در سال ۸۶ مورد فشار قرار گرفته بودند در شخصیت «چه» و یا مشوش جلوه دادن بخشی از جامعه ادبی ایران که اهل دود و دم است و بیشتر به دنبال دلبری از زنان جوان است، خشم وبلاگ های فارسی که تا چند روز قبل این سریال را ستایش می کردند، بر انگیخته می شود و حتی برخی وب لاگ های تازه نیز به نوشتن مطلب در این باره می پردازند.

وب لاگ توکای مقدس، که متعلق به توکا نیستانی از طراحان مطبوعاتی معروف ایرانی است،اینگونه
می نویسد :‌ «امروز به عنوان یک بیننده ی سابق تلویزیون، کسی که کارهای مهران مدیری را سال ها دنبال کرده و هنوز به توانای او در کارش ایمان دارد، از دیدن تصویر مخدوشی که او در دو شب پیاپی از فضای فکری و اجتماعی شاعران، نویسنگان و هنرمندان ایرانی ترسیم کرد احساس انزجار می کنم

نیستانی نوشته است: «گویا فیلمنامه ی این دو قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است؛ سوژه ی اصلی یعنی بـُر خوردن یک نفر در جمع شاعران و روخوانی از لیست خریدی که در جیب دارد برگرفته از یکی از داستان های نویسنده ی معروف ترک، «عزیز نسین» (کتاب پخمه) است که سال ها پیش به فارسی ترجمه شده. اقتباس از کتاب های معروف در تمام دنیا متداول است اما به سخره گرفتن شاعران بزرگ و سرشناسی مثل «م. آزاد» و ... در مملکتی که تیراژ کتاب و سرانه ی مطالعه عددی نزدیک به صفر است و القای این تفکر که شاعران و هنرمندان ما آدم های بی سواد و اهل دود و دم هستند که در توهم مبارزه به سر می برند و مجلاتی منتشر می کنند که ارزش خواندن ندارد و آن قدر ساده اند که هر آشغالی را می توان به عنوان مجسمه، شعر و اثر هنری به آن ها قالب کرد چه فایده ای برای بینندگان این مجموعه دارد جز آن که مردمی را که دچار بیماری مهلک «نخواندن» هستند مطمئن می کند چیزی از دست نداده اند؟»


پس از پخش قسمت مربوط به روشنفکران، داستان کمی ملایم تر می شود و به بخشی تخیلی تر می رسد که بیشتر جنبه های بصری جالبی دارد، مانند منفجر شدن خودرو، استفاده از حیوانات عجیب مانند سوسمار و مار و مواردی مانند این مورد توجه قرار می گیرد. البته تغییر چند سکانس در روزهای آخر و حدف چند کلمه از دیالوگ های فیلم، مانند پسوند فرهنگ از اسم رئیس گروه مافییایی در پخش مجدد، باز هم از دید وب لاگ ها پنهان نمی ماند و درباره آن مطالب زیادی بر روی وب لاگ ها می رود.

                 

از دیگر مسائلی که وب لاگ ها مورد توجه قرار می دهند، تکه کلام های رایج فیلم های مدیری است که پس از پخش سریال هایش در جامعه متداول می شود ولی برخی وبلاگها
تکه کلام «به به، به به» مهران مدیری در نقش مسعود را کنایه از تکیه کلام های چند مقام عالی رتبه ایرانی می نامند.

از طرفی دفاع مسعود شصت چی، در دادگاه که می گوید من هر استعدادی نداشته باشم، استعداد جو گیر شدنم زیاد است، یک سری از وب لاگ ها را که در خاموشی نوروزی مطبوعات ایران، گوی سبقت را از هم می ربودند بر آن می دارد تا این را سخن را استعاره ای از خصلت های مردم ایران بخوانند.

اما این تعابیر، چه قدر درست است؟ «امیر مهدی ژوله»، عضو تیم نویسندگان این سریال، در باره قصد این سریال، به سخره گرفتن طرح امنیت اجتماعی و گذشتن از فیلترها را رد می کند و می گوید : «برای تولید هر برنامه دو ناظر وجود دارد. علاوه بر آن، در این سریال داستان توسط نیروی انتظامی بازبینی می شود و حتی ناظران نیروی انتظامی بر سر صحنه ها حضور دارند. پس گذر از فیلتر ها در چنین فضایی عملا سخت است. از طرفی منظور بخش نیروی انتظامی شرافت ماموران نیروی انتظامی است که سعی می کنند در برابر عضو نفوذی به سازمان شان از خود مقاومت نشان دهند و سر انجام هم به قلابی بودن او و دستگیریش اقدام می کنند.»

امیر مهدی ژوله، همچنین معتقد است قصد نویسندگان داستان از نوشتن بخش مربوط به روشنفکران، به طنز کشیدن روشنفکر نماهاست، نه روشنفکران واقعی.

آیا «مهران مدیری»، کارگردان این مجموعه، نیروی انتظامی و طرح پر جنجال «امنیت اجتماعی» را در تلوزیونٍ کنترل شده دولتی ایران به سخره گرفته است ؟ آیا او توانسته از سد فیلتر ها رد شود ؟ این ها پرسش هایی هستند که در نوروز امسال، برخی وب لاگ ها با شتاب زدگی به آن جواب آری داده بودند.

                      


                    در تقدیر از یک برنامه‌ی تلویزیونی*

"مهران مدیری" باز هم ما را میخ‌کوب کرد،او که با قدرت فانتزی یک بار ساختارهای صلب را با لطافت در «برره» به چالش کشید و این بار با جسارت "هزاران چهره‌ی نیروی انتظامی" را به نمایش گذارد.«سرهنگ غفاری» او آیینه‌ی تمام قد نیروی انتظامی اجتماع ماست،نیرویی که قرار بود «حافظ امنیت» ما باشد اما بیش تر به "مزاحم آسایش" جوانان ایرانی شبیه است و رکنی که از پس طرح‌هایی موسوم به «امنیت اجتماعی» بیش‌تر به سلب امنیت روانی جامعه کمک کرده است.مدیری دقیقن همین جا را نشانه می رود؛سرهنگ غفاری او خودش می‌گیرد،خودش جرم می‌سازد و خودش حکم می‌دهد،در این کلانتری دایره‌ی قانون را آن  جور که می‌خواهند می‌چرخانند و از خشونت هراسی نیست که حتا تشویق در پی دارد.«برقراری امنیت» پیراهن عثمانی می‌شود که آن را مجوز هر اقدام قانونی و غیرقانونی می‌کنند و اگر نقد و نظری مخالف سد راه شود،هفت تیر  تهدید و ارعاب به کار می‌آید.
به‌راستی هم آن چه که مدیری ساعتی پیش در «مرد هزار چهره» به نمایش گذاشت،صحنه‌های بکر و هوشمندانه‌ای از حقایق اجتماعی ایران را در خود جا داده بود؛متهم "بی‌سوادی" که پس از شکنجه‌ی شدید صدها صفحه اعتراف می‌نویسد،نوجوان دست‌فروشی که در راستای برقراری امنیت به 11 سال زندان محکوم می‌شود،پیرزن فرتوتی که تنها به جرم بیرون آمدن در ساعت 11 شب به بازداشت‌گاه می‌رود و بازداشت‌گاه‌هایی که با انفجار جمعیتی متشکل از بی‌گناهان رو به رو هستند.مرد هزار چهره حتا از این هم پیش‌تر رفت و آگاهانه طرح‌های موسوم به «ارتقای امنیت اجتماعی» را به سخره گرفت؛آن جا که فرمانده‌ی کلانتری دستور حمله به «خانه‌ی تیمی اراذل و اوباش» را می‌دهد و نقشه‌ی عملیات او چنان "خشونت‌"بار است که ناچار است این توجیه را بسازد:«در عملیات‌‌های به این اهمیت،تلفات تا چند نفر اهمیتی ندارد» یا آن جا که در مبارزه با اعتیاد،فرد معتادی تذکر می‌دهد:«معتاد بیمار است،نه مجرم،شما باید کار فرهنگی کنید» و رییس پلیس پاسخی چنین دارد:«کار فرهنگی هم نشانت می‌دهم.آن قدر کتک می‌خوری تا اعتیاد از سرت بپرد»
آن چه که در کلانتری مهران مدیری می‌گذرد،ماکتی کوچک از ساختار کلی نیروی انتظامی ایران است.نیرویی که چون پاسخ‌گو به کسی نیست و بیش‌ترین قدرت در بدنه‌ی اجتماع را دارد،هر جور بخواهد و سرخود عمل می‌کند و البته همه‌ی اوامرش را از سر «خیرخواهی» می‌داند اما کاش سرداران به اندازه‌ی مرد هزار چهره صادق بودند تا در پیبشگاه افکار عمومی بگویند که «بلد نیستم».سریال مدیری جای تقدیر دارد،او پیش از آن چه که فکر می‌کردم در بیان فانتزی حقایق پیش رفت و در سکانس‌های آخر به جایی رسید که صدای ضرب و شتم متهم همراه با فریاد رییس پلیس کلانتری شنیده می‌شد؛«دهنتو ببند...ساکت...گفتم صداتو ببر» آن وقت فکر می‌کردم که این صداها چه قدر آشناست و چه قدر هر روز تکرار می‌شود.

* بسیاری خواهند گفت که این دست برنامه‌سازی‌ها،بیش‌تر یک سوپاپ اطمینان و شیر تخلیه‌ی فشار و بخشی از یک توطئه‌ی پیچیده است.بی‌شک پایان سریال مدیری هم به گونه‌ای خواهد بود که دل خون شده‌ی آقایان را نرم کند.شاید همین دلایل برای ننوشتن کافی باشد اما به گمانم از هر کار خوبی باید تقدیر کرد.باید بالاخره یک بار تکلیف ما روشن شود که دوست داریم،برنامه‌هایی چون آن قسمت به یاد ماندنی ۹۰ فردوسی‌پور یا همین سریال امشبی را در تلویزیون ببینیم یا نه؟

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387{زمان:11:45} آتــــنا ♥ ســمانہ
     پس شما هم دماغ روشنفکری را گنده نکشید

                          

همان موقع که داشتم قسمت شعرای مرد هزار چهره را می دیدم و می خندیدم، مطمئن بودم که سر و صدا راه می افتد. و احتمالا بعضی ها معترض خواهند شد و  آن را توهین به جامعه روشنفکری می دانند. جدی ترین اعتراض را توکا نیستانی مطرح کرد که کاریکاتوریست است. لحن عصبانی ایشان نشان می داد  که به شدت نگران شده اند.و اشاره کرده اند به این که حلقه دروس و گالری نقاشی در این سریال، به خانم لیلی گلستان بر می گردد که در دروس گالری نقاشی دارد و آن اسم هم شبیه میم. آزاد است و این عکس هم به منوچهر آتشی شباهت دارد و... مصاحبه جالبی بود. از دو جهت: یکی این که توکا نیستانی خودش کاریکاتور می کشد؛ هنری که همیشه در معرض این جور اتهامات و خرده گیری ها بوده است و به مخاطب " با ظرفیت" نیاز دارد. دوم این که لحن ایشان دچار نقض غرض بود. او از توهین شاکی است اما در باره امیر مهدی ژوله (نویسنده این قسمت) و کل مجموعه و کل مردم ایران چنین می گوید:" در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند. به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند." لیلی گلستان در واکنش به نگرانی نیستانی که حلقه دروس را توهین به ایشان دانسته بود، این گونه اظهار نظر کرده:" من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!"

دیشب که از رادیو فرهنگ تماس گرفتند و خواستند تا در باره ی این دعوا و مرد هزار چهره ، نظرم را بگویم، فهمیدم که کار بالا گرفته است و ظاهرا یار کشی هم شده. ظاهرا این مشکل قدیمی هم چنان حل نشده باقی مانده و همه صنوف و دسته ها و آدم ها در پی کشف توهین اند. واقعا اگر قرار باشد که اهل هنر در باره آدم های بی مدعی بنویسند، فقط فواحش و دزدان در دسترس باقی می مانند. خیلی خود فریبانه است که بخواهیم در باره هر شغل و گروهی، پاستوریزه نگاه کنیم. شوکران و اعتراض بی مورد پرستاران را یادتان هست؟  تازه وقتی پای طنز در میان است که دست هنرمند بازتر است ( مثل کاریکاتور ). طنز توان آسیب شناسی و تلنگر آرام و سرخوشانه را دارد. و واقعا چه کسی می تواند مدعی بی نیازی آدم ها و مشاغل و گروه ها ( و البته جامعه روشنفکری) از آسیب شناسی باشد؟ حتی می توان نقد تند و تیز را هم در این قالب طرح کرد و توهین هم نکرد. مرد هزار چهره تواست با زیرکی و به گونه ای متعادل طنز خود را پیش ببرد و هیچ کجا هم به کسی توهین نکند. آن ها فقط در باره آدم های اشتباهی حرف زدند و توانستند بالاتر و موفق تر از حد متعارف طنز تلویزیون بایستند
 
        

                

 

از یک شنبه،شماره اردیبهشت ماهنامه فیلم روی کیوسک هاست. در این شماره دو مطلب دارم. یکی منشور (استثناء ) دو صفحه ای ست در باره جشنواره فیلم فجر. این مطلب قرار بود در شماره فوق العاده جشنواره چاپ شود که نشد و در دو شماره بعد هم به دو دلیل دیگر نشد و به این شماره رسید. خوشبختانه با هزار جور ورد و جادو، این طلسمی که بر منشور نازنین مان بختک شده بود، باطل شد و امیدوارم که در ادامه سال، به روال عادی برنامه برگردیم. در این شماره نقدی هم در باره دایره زنگی نوشته ام. که بیش تر منفی ست.الان می خواهم در باره حواشی این نقد بنویسم و رویکرد محترمی که در مجله نسبت به نقد برقرار است.

 در این شانزده سالی که در فیلم  نوشته ام، یادم نمی آید که قبل از سفارش نقد یا قبول پیشنهاد منتقد برای نوشتن در باره فلان فیلم، این کار را مشروط به مثبت یا منفی بودن نظر کلی آن منتقد کرده باشند. یا احیانا بخواهند به او خط بدهند که مثبت بنویس یا منفی. در باره همین دایره زنگی هم که خب حواشی خاصی داشت، قرار شد من بنویسم. فیلم را دو بار دیدم و خوشم نیامد(به ویژه در بار دوم) .یک فیلم متوسط شلوغ که آدم هایش را در حاشیه رخدادهایی قرار داده بود که چندان شان نمایشی نداشتند. کاملا آشکار بود که بخت آور کارگردان خوبی ست و جمع و جور کردن این همه سکانس و ریزه اتفاق کار سختی ست. اما حرف من این بود(و هست) که برای فیلمنامه ای زحمت کشیده شده که دندان گیر نیست و دچار ضعف در انسجام نیز هست. سردبیر که فیلم را دید، با من موافق نبود. با هم صحبت کردیم و هر دو دلایل مان را گفتیم و البته ظاهرا مورد پذیرش طرفین بحث هم قرار نگرفت. منتقدین دیگری هم بودند ( و هستند) که دایره زنگی را پسندیدند. طبعا نظر مجله هم منفی نبود و این حق را داشتند که اصلا نقد را کنار بگذارند؛ یا احیانا خواستار تغییر لحن باشند. اما خوبی مجله، ضابطه مندی همیشگی آن هاست. فقط از سعید قطبی زاده که نظرش مثبت بود، خواسته شد که بنویسد. گمان نمی کنم تا به حال نقد کسی به دلیل ناهمسویی با نظر مدیر یا سردبیر کنار گذاشته شده باشد. هنگام نمایش عمومی سکوت مخملباف هم چنین شد.در آن روزها، من و یکی دیگر از همکاران را به موافقت با آثار مخملباف می شناختند. قرار شد ما دو نفر بنویسیم. اما هر دو منفی نوشتیم و حتی نشنیدیم که " مگر شما دو نفر بر فیلم های مخملباف مثبت نمی نوشتید؟!" و هر دو نقد کار شد، البته در کنار نقد نسبتا مثبتی که خود سردبیر نوشت....حس خوبی ست که در ماهنامه فیلم ، نقد احساس امنیت می کند.

 

   توکا نیستانی هم انگاری عذاب وجدان گرفته عذر خواهی کرده بخونین

 

اولین سؤالی که در بدو ورود به خانه می پرسد این است:

- توکا، تو با جایی مصاحبه کردی؟

می گویم که مدتی است با هیچ جا مصاحبه نکرده ام. با تعجب بیشتری ادامه می دهد پس چرا از قول تو در فلان روزنامه نوشته اند که 99% مردم بی سواد هستند؟! حالا من هم تعجب می کنم اما می فهمم موضوع از کجا آب خورده است برایش توضیح می دهم که دو روز پیش از یک سایت یا وب لاگ کسی که نمی شناختم زنگ زد و خواست تا درباره ی علت مخالفتم با یک قسمت از سریال "مرد هزار چهره" توضیح بدهم من هم وسط حرف هایم برای این که مصاحبه گر را متوجه وظیفه ی سنگین کسانی کنم که در تلویزیون به طنازی مشغول هستند گفتم در مملکتی که 99% مردمش بی سواد هستند طعنه زدن به "اهل فرهنگ" هیچ عاقبت خوبی ندارد! البته آماری که دادم سطحی و به شدت اغراق آمیز بود ولی قرار بود مصاحبه در یک وب لاگ و با خوانندگانی محدود منتشر شود و به نظر می آمد صحت آمار را می توان فدای رساندن معنا کرد.

همسرم ملامتم می کند که وقتی چنین قضاوت سختی در حق مردم می کنم طبیعی است هر کسی با خواندنش خود را در جبهه ی مقابل من ببیند. به او می گویم که به قضاوت دیگران اهمیت نمی دهم- کمی دروغ گفتم- و هنوز اعتقاد دارم "سواد" معنایی فراتر از توانایی خواندن تابلوی یک مغازه یا نوشتن نامه ای به اداره ی کارگزینی دارد و چون مجاب نشده بود ادامه دادم که می توان برای سواد مترهای گوناگون داشت، تا چند سال پیش معیار باسوادی از نظر سازمان ملل متحد(؟!) دانستن یک زبان خارجی و احاطه به کامپیوتر بود و امسال آن را به دانستن دو زبان خارجی به علاوه ی احاطه بر کامپیوتر ارتقاء داده است و با این حساب امروز من هم بی سواد محسوب می شوم! ... باز قانع نشد البته خودم هم قانع نشدم.

من به رسانه ها و نقش آن بسیار اعتقاد دارم، از فیلمنامه نویس دلگیر شدم چون بر این باور هستم که باید با توجه به اهمیت رسانه ی تلویزیون و تعداد مخاطبین آن موضوع طنز را دست چین کرد وگرنه همه چیزی را باید گفت و این حق طبیعی طنزپرداز و طنزنویس است که در امنیت کامل آن بگوید که می خواهد حتی اگر اشتباه گفته باشد. گفتن هر حرفی و در هر تریبونی صحیح نیست، بعضی گفته ها علی رغم درستی اشان چون در رسانه ای پر تیراژ منتشر شوند می توانند اثرات مخربی بر جا بگذارند که با سال ها تلاش نتوان آن را از خاطره ی جمعی زدود- به طور مثال ریشخند کتاب خوانی می تواند آخرین امیدها را برای علاقه مند کردن مردمی که عادت به کتاب خواندن ندارند بر باد دهد- و حالا درست با همین استدلال که به صحت آن ایمان دارم امروز خودم مرتکب اشتباهی شده ام که زرنگی ژورنالیستی یک مصاحبه گر و غفلت خودم باعث آن شد، چیزی گفتم که برای "چاپ" شدن در یک روزنامه و با تیراژ یک روزنامه مناسب نبود.

حالا که همان ایرادی که بر دیگران گرفتم بر خودم وارد آمده، انصاف نیست از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کنم یا دنبال سر هم کردن دلایل بچه گانه باشم از قبیل این که من هیچ وقت دروس نرفته ام یا نمی دانستم کسی آن جا گالری دارد یا اگر شما خودتان را بی سواد نمی دانید پس نباید از حرف من ناراحت شوید و...

من همان می کنم که "جانی دپ" کرد وقتی از خود بی خود شد و مردم امریکا را بی سواد خواند؛ من از همه عذرخواهی می کنم.

 

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387{زمان:11:33} آتــــنا ♥ ســمانہ
  سلام دوستان

یه خواهشی دارم

خوب این نقد رو بخوونین و نظراتتون رو بگین

مخصوصا بچه هایی که صاحب نظر هستن و خوب نقد میکنن خیلی دلم میخواد نظرتون رو بگید

این نقد یه جور دیگه و از زاویه ای دیگه ای مهران مدیری و کارهاش رو نقد کرده که من تا حالا یادم نمیاد یا حداقل خیلی کم به همچین نقدهای ظریفی برخورد کزدم

پس خواهشا تمنا میکنم خوب بخونین و نقدش کنید

متشکرم

                              مهران مدیری و روشنفکران 

امیر احمدی‌آریان:
 1 _ مهران مدیری پوپولیستی تمام‌عیار است. پوپولیست چه می‌کند؟ او کسی است که رسالت نهایی‌اش در حرفه و زندگی، قلب واقعیت و دگرگون جلوه دادن شرایط واقعی به نفع طبقه حاکم است و مهران مدیری در این سال‌ها که سلطان بی‌رقیب طنزهای تلویزیونی بوده، به خوبی ثابت کرده است که تمام ابزارهای پوپولیسم را می‌شناسد و توان جذب عامه مردم و فریفتن آنان را بسیار بیش از دیگر ارکان رسانه ملی دارد. کاری که او می‌کند دقیقا همان تعریفی است که لویی آلتوسر از ایدئولوژی ارائه می‌دهد، یعنی تشویق و ترغیب مردم به ایجاد رابطه‌ای خیالی با شرایط واقعی‌شان، به این معنا که مدیری با طنز تخدیرکننده‌اش برای عامه مردم، که اتفاقاً رنگ و لعابی انتقادی هم دارد، دعوتشان می‌کند سیاهی واقعیت بیرون را که بخشی از آن نتیجه فقدان طنز و روحیه دست انداختن یکدیگر در جامعه و در سطوح سیاسی و فرهنگی آن است، فراموش کنند و به عنوان فعالیت فرهنگی شب‌هایشان را با برنامه‌های او بگذرانند.
کاری که مدیری در صدا و سیما می‌کند جز پیروی از سیاست‌های کلی این سازمان نیست، و می‌توان گفت تمام برنامه‌های تلویزیون (به استثنای نود) در این راه گام برمی‌دارند. تلویزیون، رسانه‌ای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعی‌شان. این تصویر خیالی در تلویزیون به شیوه‌های مختلفی ایجاد می‌شود. برنامه‌های خبری صبح تا شب در بوق و کرنا می‌کنند که در کشور ما همه چیز خوب است، تمام جهان پیرو سیاست‌های ما هستند، در این کشور نه فقر وجود دارد نه محدودیت سیاسی، انگار نه انگار که فرهنگ مملکت آخرین نفس‌هایش را می‌کشد و اگر وضع به همین ترتیب ادامه پیدا کند چیزی از فرهنگ و هنر باقی نمی‌ماند و... در برنامه‌های خانواده و زندگی، که اغلب صبح‌ها برای خانم‌های خانه‌دار پخش می‌شود، صحبت از عشق و امید است، از زیبایی و دلربایی زندگی در جهان است، از این که با صدور انرژی مثبت و دریافت آن چه قله‌ها که فتح نمی‌شود، چه زندگی‌ها که زیر و رو نمی‌شود و چه ثمرات بی‌شماری که به دست نمی‌آید. در این برنامه‌ها همیشه آشپزی هست که خوشمزه‌ترین غذاهای جهان را می‌پزد، و پزشک روان‌شناسی که برای توجیه پروژه انرژی مثبت ظاهر می‌شود و سخنرانی می‌کند. جایگاه این دو بسیار شبیه به هم است، با این تفاوت که آشپز حداقل محصولی مادی از خود به جا می‌گذارد که می‌تواند شکم چند نفر را سیر کند. دیگر اشکال تولید ایدئولوژی در بیرون نیز از همین منطق پیروی می‌کنند، این طرز فکر که پولدار بودن و خوشگل بودن مایه خوشبختی است، با سوار شدن بر مرسدس بنزهای جدید راه دست یافتن به سعادت هموار می‌شود، لاغری جاده صاف‌کن شوهر پیدا کردن، و دور بازوی بیش از چهل سانتی‌متر تسهیل‌کننده زن یافتن است، پیروی از مد برای عقب نماندن از قافله خوشبخت‌ها الزامی است و نظایر آن، همه اشکال گوناگون ایدئولوژی‌اند، به این معنا که نقابی بر چهره واقعیت می‌کشند و آن را دگرگون جلوه می‌دهند. واقعیت این است که همه چیز در کشور ما ایده‌آل نیست، انرژی مثبت هیچ کس را از فلاکت نجات نمی‌دهد، نه چاقی و لاغری خوشبختی می‌آورد و نه ماشین و مدل لباس، واقعیت سیاه‌تر و پیچیده‌تر و کثیف‌تر از آن است که با این فرمول‌های مضحک و تبلیغات توخالی بتوان راهی برای غلبه بر آن پیدا کرد. با این حال چنین تصویر سیاهی از واقعیت خلاف مصلحت دولت است، و رسانه ملی باید تلاش کند در راستای مصالح دولت گام بردارد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای رسانه ملی در این راه، بی‌تردید برنامه‌های مهران مدیری است، دقیقا به این دلیل که در صدا و سیما، هیچ‌کس به اندازه مدیری نمی‌داند چطور چهره‌ای قلب‌شده از واقعیت را باید به خورد خلق داد. ‌مدیری از سطحی‌نگری و شعارزدگی برنامه‌های مختلف صدا و سیما، از بی‌مزگی و تکراری بودن سریال‌های آن و تخریب شخصیت و حمله‌های یک‌طرفه‌ای که در برنامه‌هایی مثل هویت و بیست‌وسی شاهد بودیم و هستیم فراتر رفته است، او طنزپردازی خلاق و باقریحه است و برای جا باز کردن در بین برنامه‌های تلویزیون نیاز ندارد مثل مجری بیست و سی با جعل واقعیت و نگاه‌ها را به خود جلب کند. تولید ایدئولوژی در برنامه‌های مدیری از جنسی دیگر است و فرآیند کار او پیچیده‌تر از آن است که بشود به راحتی مورد حمله قرارش داد.
2 _ هر کس ذره‌ای دغدغه آزادی و دموکراسی را در این مملکت داشته باشد، از مهران مدیری دل خوشی ندارد. خاطره برنامه‌های او درباره تحصن نمایندگان مجلس و اعتصاب غذای یک زندانی را کمتر کسی است که فراموش کرده باشد. اما تلویزیون پر است از برنامه‌هایی که به این قبیل مسائل حمله می‌کنند، فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه را به سخره می‌گیرند و در کل این رسانه برای کسانی که دغدغه تغییر وضع موجود را در سر دارند تره خرد نمی‌کند. بسیاری از این برنامه‌ها فراموش شده‌اند و در زمان خودشان حتی مخاطب چندانی هم نداشتند، پس چطور است که خاطره برنامه‌های طنز مدیری که به مسخره کردن نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس و ... اختصاص داشت، چنین در حافظه روشنفکر ایرانی حک شده و آزارش می‌دهد؟
ایراد دقیقا از کسانی است که مدیری را در جبهه خود فرض می‌کردند، او را به نوعی ستون پنجم خود می‌دانستند که در صدا و سیما نفوذ کرده و از طریق خلاقیت بالا و قدرت طنزپردازی‌اش، وضعیت موجود را به نقد می‌کشد و در برابر چشم 50 میلیون بیننده مسائلی را مطرح می‌کند که دیگر برنامه‌های تلویزیون خوابش را هم نمی‌بینند. این توهمی که جامعه روشنفکری ایرانی درگیر آن شده بود، نمونه‌ای است گویا از قدرت ایدئولوژی، از این که ایدئولوژی چنان می‌تواند چهره واقعیت را مخدوش کند که حتی کسانی که ادعای درک وضع موجود را دارند فریب آن را می‌خورند. واقعیت این است که مهران مدیری در کل برنامه‌های پرشماری که در تاریخ فعالیتش در صدا و سیما تولید کرده، ذره‌ای از سیاست‌های رسانه ملی عدول نکرده است، و همواره در خدمت القای آن چهره معوجی از واقعیت بوده که به نفع جناح و تفکری خاص بوده است. منتها مدیری باهوش‌تر از آن است که تمام برگ‌هایش را رو کند، او قاعده بازی را بسیار بهتر از آنان بلد است که ادعای تحلیل وضع موجود را دارند، و برای همین می‌تواند چنین نفوذ پایداری در جامعه ایران داشته باشد. مدیری
در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش نشان داده که هنر هفتم را به خوبی می‌شناسد، و پای بحث که بیفتد به اندازه یک منتقد آگاه سینما می‌تواند درباره این هنر نظر بدهد. او ظاهری موجه دارد، خوب حرف می‌زند و در حرف‌هایش هیچ‌وقت به سیاست نزدیک هم نمی‌شود. مدیری، چه در برنامه‌های تلویزیونی و چه در مصاحبه‌هایش، محافظه‌کاری سیاسی خود را با ارائه چهره فرهنگی موجهی از خود پنهان می‌کند و با همین روش ساده است که می‌تواند همیشه مخالفان و منتقدانش را دور بزند و محبوبیتش را حفظ کند. شکی نیست که در برنامه تلویزیونی باید نقابی بر چهره واقعیت چسباند، چرا که همه می‌دانند واقعیت سیاه‌تر و کریه‌تر از آن است که بشود در برابر چشم میلیون‌ها بیننده عریانش کرد. بحث بر سر هنر نقاب‌سازی است، مسأله این است که چه کسی می‌تواند زیباترین و فریبنده‌ترین تصویر جعلی را از واقعیت ارائه دهد، و مدیری نشان داده که در این راه فرسنگ‌ها از دیگر برنامه‌سازان صدا و سیما جلوتر است.
مهران مدیری بی‌تردید محبوب‌ترین چهره صدا و سیماست و تعداد بینندگان سریال‌های تلویزیونی او در تاریخ صدا و سیما کم‌سابقه است. بنابراین مدیری را باید یکی از محبوب‌ترین چهره‌های کشور دانست، کسی که تکیه کلام‌هایش بعد از چند قسمت از هر سریال ورد زبان مردم است و بسیاری از رفتارها را در جامعه ما تغییر می‌دهد و دگرگون می‌سازد. ماجرای محبوبیت افراد نیز از همان کلیشه‌ای پیروی می‌کند که مدام در برنامه‌های ورزشی درباره ورزش قهرمانی می‌شنویم، این که حفظ قهرمانی از به دست آوردن آن دشوارتر است. از سال هفتاد و دو که مدیری در «ساعت خوش» تحولی در برنامه‌های طنز تلویزیونی ایجاد کرد، تا امروز که پانزده سال از آن تاریخ می‌گذرد، محبوبیت او به هیچ وجه افت نکرده و در دوران پخش بعضی از سریال‌ها حتی بیشتر شده است، و این نیز در نوع خود پدیده‌ای استثنایی است. تفاوت مدیری با دیگر طنزپردازانی که در این سال‌ها ظهور کردند و دولت مستعجل بودند، این است که مدیری با محبوبیت به منزله سرمایه برخورد می‌کند.
اخیرا به فرهنگ لغات زبان انگلیسی واژه تازه Maturalist اضافه شده است، کلمه‌ای برگرفته از صفت Mature به معنای پخته و به حد کمال رسیده، پرتجربه، جاافتاده و نظایر آن که عموما به مردان و زنان بالای چهل سال اطلاق می‌شود. Maturalist به مردانی گفته می‌شود که پس از میان‌سالی ناگهان به این نتیجه می‌رسند که عمر را هدر داده‌اند، از جوانی خود به خوبی استفاده نکرده‌اند و برای جلوگیری از حسرت خوردن در باقی عمر، باید از ته‌مانده‌های جوانی و نیروی جنسی خود نهایت بهره را ببرند. به این ترتیب، به این نتیجه می‌رسند که زن و بچه را رها کنند، کار و زندگی‌ و درگیری‌های روزمره را کنار بگذارند و به سبک جوانان لباس بپوشند و از شیوه زندگی آنان پیروی کنند. این افراد دقیقاً محصولات زندگی در جامعه سرمایه‌داری‌اند. سرمایه‌داری با تمام مولفه‌های زندگی انسان همچون سرمایه برخورد می‌کند، و منطق سرمایه به جریان افتادن است، سرمایه‌ای که دست‌نخورده جایی خوابیده باشد محکوم به فناست. برای مرد میان‌سال نیروی جنسی حکم سرمایه خوابیده را دارد، و برای همین همیشه بلااستفاده بودن آن در ذهنش می‌ماند و آزارش می‌دهد، همین است که به دنبال راه‌هایی برای به جریان انداختن این سرمایه برمی‌آید.
نحوه برخورد مدیری با مقوله محبوبیت نیز چیز مشابهی است. مدیری زیرک‌تر از آن است که برای مشتی پول محبوبیت‌اش را خرج تبلیغ در املاک رابینسون کند(اشاره به حسین رضا زاده) و با نگاهی کوته‌بینانه، سرمایه‌اش را در عرض چند سال از دست بدهد. او با محبوبیت همچون سرمایه برخورد می‌کند، سرمایه‌ای که از نخستین برنامه‌هایش در تلویزیون به دست آورده است. اما مهران مدیری در این 15 سال لحظه‌ای بی‌کار ننشست و سعی نکرد نان محبوبیتش را بخورد تا تمام شود. او سرمایه‌اش را به جریان انداخت، با کسانی که می‌توانستند بر سرمایه‌اش بیفزایند، که همان مدیران تلویزیون باشند، کنار آمد و چانه زد و جای پایش را در رسانه ملی روز به روز محکم‌تر کرد، و توانست سرمایه‌ای از محبوبیت انباشت کند که کاملاً دور از دسترس دیگر برنامه‌سازان تلویزیون است. از فلسفه مارکسیستی آموخته‌ایم که این طور به جریان انداختن سرمایه و انباشت آن بدون توجه به منافع طبقه حاکم ناممکن است و مدیری در طول دوران کاری‌اش همواره منافع رسانه ملی را در نظر داشته است.
3 _ به این ترتیب، دلخوری اخیر روشنفکران و شاعران و نویسندگان از سریال «مرد هزارچهره»ی
مهران مدیری به نظر بی‌معنا می‌رسد. جنس اعتراض این قشر، برخلاف آن چه اغلب گفته شده است از نوع اعتراض پرستاران به فیلم شوکران یا یکی از اقوام به رمان «آداب بی‌قراری» نیست، به این دلیل ساده که نخستین بار نیست روشنفکران و اهالی ادبیات در رسانه ملی مورد طعنه قرار می‌گیرند و با آنها شوخی می‌کنند. این قشر بی‌دفاع‌ترین و حاشیه‌ای‌ترین افراد جامعه ایران‌اند و به همین دلیل حمله به آنها کوچک‌ترین هزینه‌ای برای حمله‌کننده ندارد. از سوی دیگر، اصولا تعریف این افراد مخالفت‌شان با وضع موجود است، و مخالف وضع موجود تحت هیچ شرایطی شریک منافع طبقه حاکم نیست، به همین دلیل هدف همیشگی حمله مهم‌ترین تریبون این طبقه، یعنی رسانه ملی قرار می‌گیرد. تعداد برنامه‌هایی که به این قشر از جامعه حمله می‌کنند و آنان را به تمسخر می‌گیرند کم نبوده است، هر چند که هیچ‌کدام سر سوزنی از خلاقیت و ظرافت کار مدیری را نداشته‌اند. اما در طول این سال‌ها حتی یک بار هم شاهد نبوده‌ایم که از اهالی فرهنگ و ادبیات کسی پیدا شود که به یکی از این برنامه‌های مضحک اعتراض کند. روشنفکران و نویسندگان همیشه به تلویزیون بی‌تفاوت بوده‌اند، به برنامه‌هایی که در هجو و تمسخرشان ساخته می‌شود واکنش نشان نداده‌اند و از کنار ابتذال برنامه‌های تلویزیونی راحت گذشته‌اند. اما چه شده است که این بار در برابر مدیری این طور واکنش نشان داده‌اند و بهشان برخورده است؟
پاسخ را باید در همان شیوه منحصربه‌فرد مدیری در تولید ایدئولوژی جست. اهالی فرهنگ و هنر نیز فریب خلاقیت مدیری و ظاهر موجه او را خورده‌ بودند و گمان می‌کردند مهران مدیری یکی از خودشان است، مردی است اهل فرهنگ و هنر به معنایی که آنان مد نظر دارند، مخالف وضع موجود است و نفوذ به تلویزیون فرصتی در اختیارش قرار داده که وضع موجود را به نقد بکشد. نقابی که مدیری بر چهره به شدت محافظه‌کارانه برنامه‌هایش کشیده است چنان جذاب و گول‌زننده است که حتی آنان که اهل فکر کردن‌اند و هر چیز را به راحتی نمی‌پذیرند فریب‌اش را می‌خورند، و همین است که وقتی می‌بینند پیش‌فرض‌هایشان در عرض یک شب بی‌معنا می‌شود چنین ناراحت و عصبی می‌شوند. اما حتی اگر مدیری نخواهد هم‌بسته تمام و کمال صدا و سیما باشد، باز هم ساختار این نهاد چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد و کاملا بدیهی است که او حتی لحظه‌ای بر خلاف منافع روسایش چیزی نخواهد گفت. راه مواجهه با شوخی‌های مهران مدیری همان بود که در برابر حمله دیگر برنامه‌های تلویزیون پیش گرفته بودند، فقط باید بی‌تفاوت ماند و اهمیت نداد. سال‌هاست که مهران مدیری ثابت کرده برای مخالفان وضع موجود هیچ چیز در آستین ندارد و امید بستن به او و توقع جایگاهی مجزا از آن چه صدا و سیما از این طنزپرداز قهار می‌خواهد، جز ساده‌لوحی نشانه هیچ چیز دیگری نیست.

 منبع: کارگزاران

              

             

            

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387{زمان:11:30} آتــــنا ♥ ســمانہ
چرا مهران مدیری مثل بقیه نیست؟

آخرين اثر مهران مديري «مرد هزارچهره»، همان طور كه انتظار مي‌رفت؛ فراتر از انتظار‌ها ظاهر شد و نشان داد كه كماكان، مهران مديري را بايد يك سر و گردن از ديگر همتايان طنزپرداز و طنازش بالاتر دانست. كافي است نگاه كنيد به گروه بازيگراني كه در سريال‌هاي طنز مديري، از نوروز 71 بگير تا برره و باغ مظفر به هنرنمايي پرداخته‌اند تا دريابيد كه اثر انگشت مديري تا چه اندازه در مطرح شدن يك هنرپيشه مي‌تواند مؤثر باشد. دم‌دست‌ترين مثالش هم، همين جواد رضويان است كه فقط و فقط يكبار درخشيد، آن هم وقتي بود كه قبول كرد با مديري كار كند.


    و اين مهمترين راز ماندگاري و دليل پرمخاطب‌بودن كارهاي مديري است. وگرنه، به گمان من، مهران مديري را نبايد يك هنرمند سياست‌باز مكار يا فرصت‌طلب دانست كه از هر فرصتي براي مقاصد دولت‌ستيزانه يا دولت‌مدارانه و يا مشكوكش بهره مي‌برد. او مي‌تواند وودي آلن ايران باشد؛ هنرمندي كه به استادي مي‌داند كه چگونه مي‌توان مخاطب فارسي‌زبان را از ته دل به خنده انداخت و در عين حال، اين خنده او را به فكر هم فرو برد.


    به همين دليل از دوستان عزيز خواهش مي‌كنم تا تعابير ماورايي براي «مرد هزار چهره» نيابند و با اين كار، ملتي را در اين بحبوحه‌ي فقدان خنده و شادي، از مشاهده‌ي آثار يگانه هنرمند چيره‌دست و طنازشان محروم نسازند.
    كاش، اين خط قرمز‌ها و تنگ‌نظري‌ها و سياست‌زدگي‌ها نبود تا آنگاه برايتان مي‌گفتم كه مهران مديري، تا چه اندازه مي‌تواند ايرانيان را با استادي به خنده اندازد و لحظاتي شاد برايشان بيافريند، بدون آنگاه بخواهد روي اعصاب مخاطبينش راه رود يا قوميتي را به سخره گيرد.


    و اين ويژگي كم‌اهميتي نيست؛ خنداندن مردم ايران، آن هم در زمانه‌اي كه اغلب مديران اين كشور تلاش مي‌كنند تا خلاف نظر و آراي ايشان رفتار كرده و علاقه‌مندي‌ها و دلمشغولي‌هاي‌شان را نديده بيانگارند، كار بسيار دشواري است؛ مردم خسته از بي‌عدالتي، تبعيض،تورم، گراني، شعار، تظاهرات مذهب‌مدارانه‌ي افراطي و اسير در چنگال فقر را خنداندن، كار ناممكني است كه فقط با اعصاي جادويي مهران مديري و – در مواردي كمتر – رضا عطاران و فتحعلي اويسي ساخته است و بس.

 


    قدر مهران مديري‌ها را بدانيم و محيطي ايمن و آرام‌بخش برايشان ايجاد كنيم تا بتوانند همچنان به نوآوري و خلاقيت در آفرينش آثار هنري طنازانه ادامه دهند. اصلاً مگر نام اين سال هم، «خلاقيت و نوآوري» نبود؟!

              

پشت ‌پرده اکران چند صد میلیونی!
 
فیلم "دایره زنگی" همانطور که فرهادی حدس زده بوده (!) با وجود این حواشی، بهترین فرصت اکران در ایران ـ نوروز ـ را از آن خود کرد و "بدون" اصلاحیه‌های جدیدی که در جشنواره خواستار آن شده بودند، به مدد لطف(!) مسئولان سینمایی ارشاد و مدیریت دقیقه‌نودی به پرفروش‌ترین فیلم اکران نوروزی رسید.
 
به گزارش خبرنگار فرهنگی فردا، فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بخت‌آور ـ همسر اصغر فرهادی ـ در حالی در مدت کمتر از یک ماه اکران به فروش بالغ بر 600 میلیون تومان رسیده‌است که حواشی این فیلم در جشنواره فیلم فجر کمک شایانی در استقبال از این فیلم داشته است.

بنا بر این گزارش 14 دقیقه از فیلم "دایره زنگی" به تشخیص مسوولان برگزاری جشنواره، حذف شد اما پس از یک بار اکران در روز 18 بهمن 86 در اقدامی عجیب و بی‌‌سابقه که نشان از بی‌برنامه‌گی و دخالت سلایق در مدیریت جشنواره بود، با اصلاحیه‌هایی مواجه شد. علت این تصمیم، نظر جدید مدیران بخش نظارت و ارزشیابی بود که انجام اصلاحیه هایی جدید را ساعت ۱۱ صبح روز بعد، به عوامل فیلم اعلام کرده بودند و تهیه‌کننده فیلم که عملاً انجام تغییرات جدید را غیرممکن می‌دانست، از شرکت در جشنواره انصراف داد.

یک روز پس از این ماجرا، اصغر فرهادی نویسنده فیلمنامه "دایره زنگی" در نامه‌ای سرگشاده به مسئولان ارشاد با لحنی بسیار تند به انتقاد از وضعیت موجود در سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر پرداخت.

وی در بخشی از این یادداشت که با بازتاب کم‌سابقه‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی همراه بود نوشته بود: آقايان تازه از راه رسيده! سرتان را از زير برف بيرون بكشيد، اطرافتان را نگاه كنيد تا ببينيم باز روي اين برايتان باقي مي‌ماند كه در مصاحبه‌ها و گپ و گفت‌هايتان اعلام كنيد، ما در كشوري آزاد زندگي مي‌كنيم، از چه در هراسيد، مگر روز و شب از تريبون‌هايتان دم از فهم و شعور مردم و ملت نمي‌زنيد، اگر صادقيد، اجازه دهيد اندكي هم همين مردم فهيم و با شعور تصميم بگيرند چه ببينند چه بشنوند، چه كسي اين قدرت را به شما تفويض كرده كه شعورمندتر و فهيم‌تر از مردميد، لااقل در عرصه فرهنگ عملكردتان نشان داده كه نيستيد. خود را طبيب فرهنگي مي‌دانيد كه وظيفه‌تان سنجش عيار سلامت غذايي است كه اهل فرهنگ به خورد مردم مي‌دهند، مدرك طبابتتان را كي و از كجا گرفته‌ايد؟

فرهادی در ادامه این نامه تند ادبی - ‌سینمایی خطاب به مسئولان ارشاد آورده بود: از چه نگرانيد؟ اين همه فيلم سفارشي و تبليغي و مورد پسندتان، اين همه فيلمساز شكست‌خورده‌اي كه دورتان جمعند و چشم‌شان به دستتان است تا وامي برسد و فيلمي ساخته شود، كافي نيست؟ چنته‌تان پر است و با اين روند پرتر هم خواهد شد، پس چه جاي نگراني از چند فيلم معدود.

فیلم "دایره زنگی" همانطور که فرهادی حدس زده بوده (!)با وجود این حواشی، بهترین فرصت اکران در ایران ـ نوروز ـ را از آن خود کرد و "بدون" اصلاحیه‌های جدیدی که در جشنواره خواستنار آن شده بودند، به مدد لطف(!) مسئولان سینمایی ارشاد و مدیریت دقیقه‌نودی به پرفروش‌ترین فیلم اکران نوروزی رسید.

برخی از صاحبنظران معتقدند اعتراض به اصلاح فیلم‌ها ـ که امری طبیعی و مرسوم در تمام دنیاست ـ برای اکران عمومی و حضور در جشنواره نوعی ترفند حساب‌شده برای ایجاد تبلیغات زیرکانه جهت افزایش فروش فیلم است چه آنکه در چند سال گذشته برخی از این حاشیه‌سازی ها تنها و تنها به نفع تهیه‌کننده تمام شده است.

بنا بر اطلاع خبرنگار فردا در نمونه مشابه دیگری فیلم "خاک آشنا" آخرین ساخته "بهمن فرمان‌آرا" که از حضور در جشنواره بازماند، برای نمایش در جشنواره تنها حذف "یک" جمله را نیاز داشته که فرمان‌آرا با عدم قبول این اصلاحیه نه تنها برای خود و اکران سینما‌یی فیلمش از هم‌اکنون مخاطب بسیاری را جمع‌کرده بلکه ضعف مسوولان سینمایی کشور را در "برخورد" با تولیدات سینمایی نیز به تصویر کشیده است.

جالب‌تر آنکه وزیر ارشاد در ایام برگزاری جشنواره و در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر برخی اصلاحیه‌های چندباره بر فیلم‌ها با توجه به جنبه خصوصی داشتن جشنواره فیلم فجر گفته بود: "جشنواه برخی مخاطبان گذری دارد که نیازی نیست آنها برخی تولیدات و یا نکات برجسته در فیلم‌های ما را ببینند."

آیا اکران عمومی و دیده شدن همان‌فیلم‌ها آن هم بدون اعمال اصلاحیه‌های جدید کمی خنده‌دار نیست؟ آیا از هم‌اکون نباید منتظر فروش بالای فیلم‌هایی چون «صد سال به این سال ها»، «خاک آشنا»، «آتشکار» و «پوست موز» که از جشنواره فیلم فجر بازماندند، باشیم؟
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387{زمان:11:28} آتــــنا ♥ ســمانہ

ایسکانیوزمرد هزار چهره» ،« پیامک از دیار باقی»،«نشانی» و «قرارگاه مسکونی» از جمله سریال های نوروز امسال بود که با محتوایی طنزگونه از شبکه های مختلف سیما پخش شد

 

سریال های نوروزی امسال را از جنبه های گوناگون با منتقدان ، نویسندگان و روزنامه نگارانی چون جلیل اکبری صحت، رضا درستکار، شاپور عظیمی و مهدی طاهری به بحث نشسته است که ماحصل این گفت گو را در زیر می خوانید:

"رضا درستکار" منتقد سینمادر خصوص مجموعه طنز «مرد هزار چهره» گفت:سریال "مرد هزار چهره" نقطه ای مثبت در آثار مهران مدیری بود و مهران مدیری دراین مجموعه بسیار خوب و موفق عمل کرده است

وی معتقد است استقبال مردم از سریال های نوروزی برای تلویزیون توفیق بزرگی است و این که مخاطب چند ساعت پای تلویزیون می نشیند برای تلویزیون موفقیت بزرگی محسوب می شود.
وی اظهارداشت: مرد هزار چهره، پیامک از دیار باقی و قرارگاه مسکونی به ترتیب موفق ترین مجموعه های نوروزی بوده اند

 

"شاپور عظیمی" مدرس ، مترجم و نویسنده سینما ،در خصوص سریال هایی که در ایام عید پخش می شد، گفت:

* مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است

وی مهران مدیری را یک استثنا دانست و خاطر نشان کرد: مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است ،و قابلیت های زیادی در عرصه بازیگری و کارگردانی دارد هر چه تلویزیون به او می گوید، می پذیرد و سیاست های تلویزیون را به خوبی رعایت می کند.
عظیمی افزود: مدیری تسلط بسیار خوبی بر کارش دارد و همین که هر دوره ای کلماتی را در بین مردم جا می اندازد، خود یکی از عوامل موفقیت مهران مدیری است، مثلا امسال گفتن (به به و خیلی ممنونم) در جامعه جا افتاده که این موفقیتی برای او محسوب می شود.

علیرضا خمسه بازیگر فوق العاده ای که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود

اکبری صحت در ادامه در خصوص مجموعه «مرد هزار چهره» خاطر نشان کرد: شبکه سه بعد از شبکه یک بیشتر مردم را درگیر خود کرد. برای علیرضا خمسه خوشحالم که دوباره دیده شد زیرا بازیگر فوق العاده ای است که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود.
وی یادآور شد: سریال مهران مدیری سوء تفاهمات زیادی را پدید آورد و نشان داد جامعه ما هنوز در مقابل هر گونه نقدی واکنش های بسیاری نشان می دهد و این یک مساله ملی است .
این سریال رگه هایی داشت که هم با طنز نسبت بسیار نزدیکی داشت و هم با شرایط اجتماعی ما و هم به علایق بینندگان ما نزدیک بود و واقعیت این است که مردم مهران مدیری را دوست دارند. ممکن است مجموعه هایی را از مهران مدیری ببینند اما نخندند اما حتما می بینند.

مهران مدیری ستاره بلامنازع طنز در عرصه تلویزیون

اکبری صحت با اشاره به توانایی های مدیری در حوزه طنز تصریح کرد:مهران مدیری در این ده سال ستاره بلامنازع طنز و خنده کشور ما در عرصه تلویزیون بوده است.
نوع بازی مهران مدیری مخصوصا در قسمت های آخر بهتر شد و او باز نشان داد قدرت این که تکیه کلام را در میان مردم جا بیندازد را حفظ کرده است.
وی افزود:سریال مرد هزار چهره تا زمانی که به خانه مافیایی برسد موفق تر بود شاید به این دلیل مدیری وارد خانه مافیایی شد تا وارد فضایی شود که همه چیز را غیر واقعی نشان دهد،تنها نقطه قوت خانه مافیایی حضور علیرضا خمسه بود. من توقع داشتم در پایان سریال مشخص شود که او تاجر اسلحه اسباب بازی بوده است و در آن قسمت که با شاعران و هنرمندان شوخی کرد، جراحی های این سریال از وقایع اجتماعی جراحی های سخت و بی رحمی بود اما بسیار خوب بود کشوری که قرار است نقد شود در مرحله اول باید هنرمندانش نقد شوند .

* طنز مدیری صریح تر و گزنده تر شده است

مهدی طاهری روزنامه نگار گفت: رویکرد مدیری به حوزه مسائل اجتماعی بیشتر شده است و طنزش مقداری صریح ترو گزنده شده است، جنبه طنز قبلی کمرنگ شده بود و این نشاهنده این است که حوزه مسائل اجتماعی خودش را به حوزه طنز کشیده است و گفتگویی که در این سریال ها ست جدی تر شده است.
وی افزود: من شخصا محدویت ها را در نظر می گیرم که طنز پردازی چون مدیری محدودیت هایی دارد که ممکن است در این فرصتی که در اختیارش قرار دارد می توانسته این کار را انجام دهد و از این فرصت استفاده کند و مردم هم باید این محدودیت ها را درک کنند که کارگردان حرف نهاییش را در این زمان زده است.

 

              

                                             دنياي تصوير و هوادارانش‌

اواخر سال گذشته خبر توقيف مجله دنياي تصوير همه اهالي سينما و علاقه‌مندان به هنر هفتم را بهت زده كرد اما اين طرفداران به تعطيلات نوروز رفتند و بهت خود را فراموش كردند و در تعطيلات آنقدر بهشان خوش گذشت كه اصلا به اين فكر نكردند كه سال 87 را بدون دنياي تصوير چگونه بگذرانند. آنها وقتي كه از تعطيلات هم برگشتند چون خيلي خوش گذشته بود و مسعود شصتچي باعث داغ شدن تنور پيامك‌هاي كوتاه شده بود باز هم به بهت اواخر سال گذشته خود فكر نكردند و هي به هم پيامك زدند و گفتند خونمون، خونتون، خونشون و... كه دنياي تصوير يادشان رفت تا اين‌كه مدير مسوول دنياي تصوير از سفر نوروزي برگشت و ديد نه بابا انگار اشتباهي آمده و طرفدارانش چندان هم به فكر دنيايي كه ديگر تصوير ندارد نيستند بنابراين تصميم گرفت كه آستين بالا بزند و با صداي بلند بگويد بابا ماجراي مسعود شصتچي تمام شد به فكر دنيايي باشيد كه در يكي از برنامه‌هايش به خالق شصتچي جايزه داد و باعث شد كه نبوغ او گل كند و امسال بتواند مردم را با خلق شخصيتي به نام مسعود غافلگير كند اما اكنون اين دنيا كه نامش تصوير بود تعطيل شده و ديگر نيست تا به نابغه‌ها يادآوري كند كه خلاقيت دارند، صاحب اين دنيا آنقدر توانايي داشت كه حرفش را به گوش بزرگان سينما برساند و به آنها هم يادآوري كند كه دنياي تصوير نيست و آنها هم بيانيه دادند كه توقيف دنياي تصوير به سينماي ايران لطمه مي‌زند.

صاحب دنياي تصوير وقتي فهميد هم صنفي‌هايش حرفشان برو ندارد به سراغ دانشجويان رفت و به آنها يادآوري كرد كه بابا اس.ام.اس بازي بس است. مسعود شصتچي رفت و به خاطرات پيوست پس نگذاريد دنيايي كه يك عالمه تصوير داشت هم به خاطرات بپيوندد و چنين شد كه دانشجويان هم از مسوولان خواستند كه همان‌گونه كه از گناهان مسعود شصتچي گذشتند گناهان دنياي پر از تصوير را هم ناديده بگيرند و بگذارند كه اين دنيا به خونمون، خونتون، خونشون بياد.

حال بايد منتظر ماند و ديد كه دنياي تصوير به چه آينده‌اي دچار مي‌شود.

سارا بختياري‌


 

     

من هم گريه كردم‌

پايان سريال نيز توجه نويسندگان مختلفي را به خود جلب كرد. در مطلبي با عنوان «فراتر از يك مجموعه طنز» مي‌خوانيم: «قسمت سيزدهم بيش از اونكه بخندونه، به گريه انداخت... قصه مديري و شصتچي، قصه خيلي از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پليس‌ها و ادبا و... هم همين‌طور. اونايي كه دوست دارن، چيزايي‌رو كه تو زندگي دارن دوست داشته باشن و ديگراني كه فقط دوست دارن چيزايي‌رو كه تو زندگي ندارن بهش اضافه كنن... اينجا ديگران، متوجه موقعيتي كه خواسته يا ناخواسته به‌وجودش آوردن شدن و داستان به خوبي و خوشي به پايان رسيد.

اما آيا مايي كه تو زندگي‌مون مسبب مشكلات مشابه براي كساني هستيم كه نمي‌خوان مث ما زندگي كنن، متوجه كارهامون مي‌شيم؟» نويسنده‌اي ديگر در مطلبي با عنوان «خداحافظ كارمند ساده بايگاني ثبت احوال شيراز» مي‌نويسند: «وقتي آن گريه ديدني شصتچي را در سكانس آخر دادگاه ديدم... بغض گلوم روگرفت. دلم مي‌خواست خودم هم مثل بقيه از مهران مديري تشكري كرده باشم».

و دست آخر اين كه علي شكوري‌راد، نماينده پيشين مجلس در وب‌ سايت شخصي خود درباره اين سريال مي‌نويسند: «حقيقت آن است كه ما مسخره شده‌ايم. نه به ‌عنوان پزشك و نه در اين سريال تلويزيوني، به گزاف نمي‌گويم هنگام ديدن اين قسمت از سريال، به جامعه خودمان در اين 3 سال گذشته فكر مي‌كردم، جامعه ما هم مانند آن جمعيت نشسته در سالن، حرف‌هاي حيرت‌آور را بادهان باز گوش داده و برخي هم آنچه را فهميده نمي‌شده است، به حساب شجاعت، فضل و كرامت سخنران گذاشته‌اند. حال بايد منتظر بنشينيم تا صحنه مشابه چنان دادگاهي كي برپا شود تا دكتر طبيبيان‌هاي ظاهر بين و زودباور و سرگرد فلاني متوهم و خوش خيال و لابد برخي خام‌انديشان مدعي بفهمند و در جايگاه مدعي قرار بگيرند و به‌ خاطر سوءاستفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمي شوند كه اصرار دارد از خود دفاع كند و بگويد من يك كارمند ساده بودم كه جهل مرا جو گير كرد و به اينجا رساند كه امروز با اين عنوان محاكمه شوم.»

شنبه هفتم اردیبهشت 1387{زمان:11:24} آتــــنا ♥ ســمانہ
  سلام بچه ها

از  اینجا میتونین اون  قسمت از برنامه چشم انداز که آقای مدیری مهمان بودن

 رو تماشا کنید امیدوارم راضی باشید

                           مهران مدیری: من شکایتی ندارم


مهران مدیری یک بار دیگر طوفان به پا کرد  و بعد هم مثل همیشه "سکوت" را به همه چیز ترجیح داد.

او اینبار ترجیح داده در مقابل تفکرات خود و بازتابهای "مرد هزار چهره" هیچ حرفی به میان نیاورد.

جالب اینکه او گرچه دوست دارد از حضورش در فیلم "دایره زنگی"  با رسانه های مکتوب حرف بزند  اما از ترس اینکه مبادا بحث به "مرد هزار چهره" منتهی شود حتی از فعالیت های سینمایی ه خود هم چیزی نمیگوید.!

مدیری البته از برخورد خوب و صمیمانه ای با اهالی ه مطبوعات برخوردار است.

او میگوید: " برخلاف شایعات تا حالال هیچ شکایتی نسبت به پخش سریال مرد هزار چهره صورت نگرفته است"

عده ای سعی میکنند مدیری را هم مثل کارگردانان دیگر  بابت تعدیل بخش هایی از سریالش تحریک کنند . اما مدیری حرفه ای تر از این حرف هاست و میگوید :

"من اهل گلایه کردن نیستم  و از هیچ کس شکایتی ندارم. مهم این است که مردم ظاهرا از تماشای سریال نورزی ما خوششان آمده است".

 

 

                                  مدیری استاد مخ زنی!

 

مهران مدیری معمولا وقتی در فیلمهای سینمایی بازی میکند تعدادی از همبازیانش را برای سریال آینده اش دست چین میکند.

او با بازی در "دایره زنگی" عملا تعدادی از بازیگران مجموعه "مرد هزار چهره"  را هم انتخاب کرد.

اکران همزمان "دایره زنگی" با پخش "مرد هزار چهره" عملا دست مهران مدیری را رو کرد و نشان داد او در مخ زنی چقدر استاد است.!

مدیری در طول تولید این فیلم با بهاره رهنما و دخترش(پریا قاسم خانی) اکرم محمدی  کیانوش گرامی  پروین قائم مقامی  برای بتزی در سریالش به تفاهم رسیده. آفرین بر او!

 

                            بازیگر محبوب کارگردان محبوب

 

میگویند مهران مدیری از زمانی که علیرضا خمسه  در "هوشیار و بیدار" حضور داشت از بازیه او خوشش می آمد. اما خمسه چون علاقه ای به حضور  در سریالهای نود قسمتی نداشت هرگز به پیشنهاد همکاری با مدیری جواب مثبت نداد تا اینکه  "مرد هزار چهره "  شریط جدیدی برای این همکاری به وجود آورد.

و خمسه که مدیری را کارگردان محبوب خود در طنز  تلویزیونی میداند یکی از نقش های مهم این مجموعه را بازی کرد.

 

                             مهران مدیری : و حالا یک بازیگر ممتاز

 

مهران مدیری حدودا 530 دقیقه دیگر را  به عنوان سریال طنز  و باز هم برای شبکه سه کارگردانی کرد  تا رضایت خاطر طرفداران سخت پسند طنزهای تلویزیونی که یک یال و چند ماه بود  هیچ نمونه مشابهی از مدیری  را هم روی آنتن ندیده بودند  جلب شود.

مدیری مثل همیشه از پرداختن به کوچکترین جزئیات  برای ثبت امضای منحصر به فردش  استفاده کرد  و فرضیه ای  که با" جایزه بزرگ"  جان گرفت و حاکی از آن بود  که او توان ساخت  سریال در لوکیشن های متعدد را نداری باطل کرد.

مدیری در فروردین ماه صرفا با ساخت" مرد هزار چهره "  یک چهره شاخص نبود  او در این مجموعه توانایی های بی نظیری را  به عنوان یک بازیگر ممتاز هم ارائه کرد.

مدیری که همیشه خوب بازی میکرد  در این مجموعه "عالی" ظاهر شد .

شاید دوریه یک سال و چند ماهه از تلویزیون  و حضور در چند پروژه سینمایی  توانایی مهران مدیری را برای بازیگری بالاتر برده است.

او در فیلم "دایره زنگی" هم بازیه خوبی ارائه داده  و حضورش در صفحه سعود کاملا طبیعی و لازم  است.

 ضمن آنکه نباید فراموش کنیم مدیری در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" هم بازیه خوبی ارائه داده و به لطف حضور خوبش  در جشنواره سال گذشته  یکی از نامزدهای سیمرغ بلورین بازیگر نقش دوم مرد بود.

 

منبع: اتفاق نو

 

 

    

 

 

                نويسندگان «مرد هزارچهره»، «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
خبرگزاري فارس: نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره»، فيلمنامه تازه‌ترين فيلم «سامان مقدم» را با عنوان «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلمنامه «سن‌پترزبورگ» زير نظر «پيمان قاسم‌خاني» بصورت گروهي در حال نگارش و بازنويسي است.
در گروه نويسندگان «سن‌پترزبورگ» نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» چون مهراب قاسم‌خاني و امير مهدي ژوله حضور دارند.
«سامان مقدم» نيز در نگارش فيلمنامه اين اثر همكاري مي‌كند.
براساس گزارش فارس، پيش توليد «سن پترزبورگ» در «سيران فيلم» آغاز شده و طبق برنامه‌ريزي صورت گرفته فيلمبرداري آن اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد ماه شروع مي‌شود.
اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند
 
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387{زمان:11:9} آتــــنا ♥ ســمانہ
 با سلام

یه مژده دارم براتون

شما میتونین از این وبلاگ چند سکانس کوتاه و بانمک از مرد هزار چهره رو

 دانلود کنید و لذت ببرید

پیشنهاد میکنم حتما سر بزنین و دانلود کنین واقعا جذابه

این مطلب هم از بانی فیلم گرفت بخونین

مرد هزار چهره؛ گامي به سوي طنز مدرن‌

 

مرد هزار چهره به دليل حضور كالتي چون مهران مديري با هر كيفيت و ساختاري كه روي آنتن مي‌رفت، باز هم مخاطبان خود را پيدا مي‌كرد، حتي اگر بعد از تماشاي  آن به تمجيدش نمي‌پرداختند‌، اما اين بار مديري با ياري پيمان قاسم‌خاني گام بلند و جسورانه‌اي برداشت كه مي‌توان از آن تعبير به <ارتقاي سطح كمدي‌سازي در تلويزيون> كرد.

                                مهران مديري؛ با چهره‌اي تازه‌

 

با آنكه انتظار مي‌رفت دوباره در شكلي ديگر شاهد طنزي با شوخي‌هاي خاله زنكي‌، اما جذاب و تكرار توي دوربين نگاه كردن‌هاي مهوع از مديري باشيم، مديري با چانه‌زني‌هاي لازم پيش از ساخت، خصوصاً با نيروي انتظامي با خيال راحت مرد هزار چهره را كارگرداني كرد.

شخصيت مسعود شصت چي يك امتحان دوباره بعد از مدت‌ها براي مديري بود تا نشان دهد در عرصه بازيگري چند مرده حلاج است. مديري هر چند هنوز تعلق خاطر مشهودي به شگردهاي آزموده بازيگري‌اش نشان مي‌دهد، ولي از برخي از همان‌ها به درستي براي نقش‌ شصت‌چي استفاده كرد؛ حركات دست، تكيه كلام جديد، نوع راه رفتن با اندكي قوز، قرار گرفتن در موقعيت افرادي كه با ظرافت به ديگران فخر فروشي و آنان را با زيركي از موضع يك عالم همه چي دان تحقير مي‌كنند و ...

در كنار اينها، مديري با فاصله گرفتن از شخصيت‌هايي كه با نقشه‌ در پي فرصت طلبي و سواستفاده هستند، البته در قالبي ديگر تعريف جديدي از جايگاه خود در مقام بازيگر به دست مي‌دهد. ضمن اينكه او اين با دعوت از بازيگراني كه انتظارشان نمي‌رفت، به توهم گروه گرايي‌

- بخوانيد باند بازي! - خود در زمينه انتخاب بازيگر - كه شبهه ناتواني‌اش در بازي گرفتن از چهره‌هاي ديگر بازيگري را نيز ايجاد مي كرد- پايان داد. با اين وصف در كارگرداني مهران مديري، جدا از اينكه تن به كارگرداني نماهاي شلوغ داده، نكته ديگري نمي‌توان ديد. چرا كه بيشتر كساني كه براي نخستين بار با او همكاري كرده‌اند، خود بازيگران توانا و امتحان پس داده‌اي هستند؛ عليرضا خمسه، پرويز فلاحي‌پور، پژمان بازغي و...

اما همانطور كه ذكرش رفت، بازي او در اين مجموعه به عنوان فردي كه در اغلب صحنه‌ها ديده مي‌شود و در معرض داوري است، دلنشين بود.

                 

                                 

 

 

پيمان قاسم‌خاني؛ طنزپرداز مستعد

 

در جامعه پر از سوتفاهم ما كه حتي نقد سازنده در هر صورتي با اهرم‌هاي مقابله كننده مواجه مي‌شوند، توسل به طنز براي بيان دغدغه‌هاي اجتماعي و بخصوص سياسي هميشه كار شاقي به نظر مي‌رسد.

پيمان قاسم‌خاني و گروهش كه حالا ديگر تعامل تام و كاملي با يكديگر دارند، ادعاي اينكه فيلمنامه اريژينالي را نوشته‌اند، نداشتند و از همان اول به اقتباسشان از داستان <پخمه> نويسنده ترك، عزيز نسين اذعان داشتند.

همچنين تشابهات فضاي فيلمنامه با قصه <اگه مي‌توني منو بگير> استيون اسپيلبرگ هم قابل بررسي است، اما حضور آدمي مثل مديري و شوخي‌هاي بكر و فوق‌العاده نويسندگان، مرد هزار چهره را به اثري فكر شده تبديل كرد.

شوخي‌هاي تندي كه در فيلمنامه با صنف پزشكان، شاعران و نيروي انتظامي شده بود، در بستر روايتي منقدانه از سطح به عمق آمد تا اتهام ساده‌انگاري وارد نشود.

سكانس‌هايي چون سخنراني هجو آميز ‌ <سپهر جندقي> پزشك براي حاضران و نيز انتخاب هوشمندانه نماهاي بسته مستمعان، سكانس ميز شام در خانه دكتر طبيبيان و... سرشار از لحظاتي بديع بودند. هر چند در بخشي كه در خانه قزاقيان و خلافكارها مي‌گذشت، كار افت شديدي چه در بخش اجرا و چه در متن داشت و حس  و حال و طراوت قبلي را نداشت.

قاسمخاني در اين كار نشان داد كه چه استعدادي براي شوخي سازي درباره ابعاد مختلف جامعه، شخصيت‌هاي ملموس و موقعيت‌هاي ساده دارد كه به جهت روزمرگي، شايد سوژه مناسبي براي طنز نباشد.

حاشيه‌ها

- اخيراً شايع شده كه اداره ثبت احوال شهرستان شيراز از عوامل مجموعه شكايت كرده است. حتي شنيده شد اين اداره تقاضاي دريافت 25 ميليون تومان غرامت كرده است!

- حامد بهداد و محمد صالح اعلا از بازيگراني بودند كه قرار بود در اين مجموعه بازي كنند، اما حضورشان منتفي شد.

- سكانس‌هاي مربوط به محمدرضا حسينيان و نيز بخشي از بازي رضا رشيدپور كه در آنونس وجود داشت، در كار ديده نشد.

- تيتراژ ابتدايي مجموعه ايده و اجراي خوبي داشت. استفاده از لوگوي فيلم <پدر خوانده> در تيتراژ پاياني هم تناسب ظريفي با ايده اصلي فيلمنامه داشت.

 

‌همشهري: پيمان قاسم‌خاني سرپرست نويسندگان <مرد هزار چهره> در گفت‌وگو با اين روزنامه گفته: ... فقط در صنف دزدها و قاتل‌ها از ما شكايت نكرده‌اند كه چرا با ما شوخي كرديد، وگرنه همه دلخور شده‌اند! مي‌خواهم بگويم اين سيستم جامعه ماست كه خوش نداريم با ما مزاح كنند و كمدي نوشتن در اينجا كار آساني نيست. بايد روي لبه تيغ حركت كنيم و حسابي مراقب باشيم.

                                    

               

  

این مطلب رو هم از وبلاگ پارمیدای عزیز گرفتم  بخونین 

 

مهران مدیری را دوست دارم. نه فقط به این خاطر که همشهری است،نه فقط به این خاطر که خوش برخورد است،نه فقط به این خاطر که کم حرف است اما وقتی حرف می زند حسابی می خنداند، نه فقط به این خاطر که به طرز عجیبی دوست داشتنی است... همه ی اینها می تونه دلایلی کافی برای دوست داشتن شخصیتی چون مهران مدیری باشه که هست. اما دلایلی دیگری هم هست که مهم تر باید باشد انگار!
مدیریِ کارگردان:جدیت،پشتکار،دقت،قدرت بازی گیری از بازیگرانش(هرچند بیشتر به بازی بازیگران اصلی دقت می کند). از کوچکترین چیزها در لوکیشن مورد نظر غافل نیست. حتی تنظیم ساعت دیواری.
 
مدیری بازیگر: موقعیت شناس با بازی روان. در هر موقعیتی باور پذیر است. بازی اش روان است. نه فقط در سریال های خودش که در فیلمی چون "دایره زنگی".
و این روزها مهران مدیری کارگردان و بازیگر و گروه نویسندگانش ما را پای تلویزیون نشانده اند تا لذت ببریم. همان قدر که از برنامه ی "کوله پشتی" فرزاد حسنی و انتقادات بی پرده اش از طرح امنیت اجتماعی لذت بردیم. حالا وقتی "مرد هزار چهره" را می بینیم به اندازه ی تمام جامعه ی ایران برایش ما به ازای بیرونی سراغ داریم.مهران مدیری و قاسم خانی ها و ژوله و الوند مدلی کوچک شده از جامعه را نشانمان می دهند با همه ی بی اخلاقی ها و زشتی هایش که در هر صنفی و در هر گروهی پیدا می شود تا شاید تلنگری باشد به "ما"هایی که شعار اخلاق گرایی سر می دهیم و در عمل؟!
 
"جمعیت هر چقدر کمتر،جرم هم کمتر"،"برای عملیاتی به این مهمی ۳-۴ تا کشته دادن طبیعیه"،"من اینجا هم بازداشت می کنم،هم حکم می دم،هم اجرا می کنم" این سرهنگ غفاری به نظر خیلی آشنا میاد!
 
"ده دستبند برای بازداشتگاه،پول آب را باید بدهیم،پول گاز جدا و دیگر هیچ" نقد محافل و آدم هایی که دچار پز و توهم روشنفکری هستند هم به اندازه ی نقد طرح امنیت اجتماعی جذاب بود و جالب و واقعی!
پروفسور جندقی هم که حقیقتی بود برای خودش! کم نیستند پزشکانی چون طبیبیان که پزشکی برایشان تفریح است و نوعی پز و اساسا برای بیمار و مریضی اش دل نمی سوزانند و شعار می دهند. پول بر انسانیت تقدم دارد!
"مرد هزار چهره" همچنان پیش می رود و همچنان در قالب های مختلف ظاهر می شود و می تواند آینه ای باشد در برابر ما به شرط سالم ماندن آینه! حالا که از نقد طرح امنیت اجتماعی به حق خوشحال می شویم و توقع داریم خودشان را اصلاح کنند،از نقد خودمان هم خوشحال شویم و نقد مرد هزار چهره را به خودمان (جامعه مان)بپذیریم و خودمونم اصلاح کنیم. زیاد هم بد نیست!می دونم سخته! ولی از مردمی که بی دلیل و با دلیل با تمدن و فرهنگ کهنشون می نازن بعیده که تمام ایرادات رو متوجه دولت و... کنند!
امیدوارم مهران مدیری و نویسندگانش همین طور خلاقانه پیش برن و همین جوری ایده از خودشون صادر کنن و خدای نکرده "به خاطر بیماری قلبی" خانه نشین نشوند
 
سوسن شریعتی ـ سالنامه ی شهروند امروز

         

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387{زمان:17:46} آتــــنا ♥ ســمانہ
    نظرات عالي منجمد

 
                                   
 
ميثم اسماعيلي: اين بار هم مهران مديري سنگ تمام گذاشت و دوباره توانست در ساعت پخش سريالش خيلي از خيابان‌ها را خلوت كند و اينطوري خواسته و نخواسته به ترافيك شهرها هم كمك كرد! به به، به به.
حالا تا يك شش هفت ماهي تكه كلام‌هاي مسعود شصتچي ورد زبان همه خواهد بود. اين هم از آن خصيصه‌هايي است كه خاص خود او و گروه نويسندگانش است.

 مديري كه قبلا در مجموعه‌هاي موسوم به 90 شبي بايد يك 10  15 قسمتي از پخش مجموعه‌اش مي‌گذشت تا بتواند شخصيت‌هاي داستانش را دربياورد اين بار (مثل دو سال پيش و با سريال جايزه بزرگ) ثابت كرد كه مي‌تواند مجموعه‌اي را بسازد كه طبق خواست بينندگانش تغيير نكند و از همان ابتدا تمام داستان و شخصيت و تيپ‌ها تعريف شده باشند. اما اين بار هم انگار كه مد شده باشد خيلي‌ها نشستند تا ببينند مديري پا توي كفش كدام جماعت كرده است كه بروند شكايت كنند! چون خبرگزاري‌ها  همان اوايل فروردين و با پخش تنها چند قسمت از سريال «مردهزار چهره» خبري را روي خروجي‌هاي خودشان گذاشتند با اين مضمون كه اداره ثبت احوال شيراز از مديري و سريالش شكايت كرده است. چيزي كه البته از بس اين روزها زياد شده است چندان هم جدي گرفته نشد. اما به هر حال  در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله:
انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شيراز و القاي سوءاستفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شيراز. اداره ثبت احوال شيراز كوتاه هم نيامده است و در اين دادخواست، خواستار اعاده حيثيت و دريافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است! واقعا بايد تاسف خورد حتي اگر به فرض منظور آقاي مديري هم همين چيزي باشد كه آقايان گفتند، چه اشكالي دارد؟ تازه مگر كاركرد طنز چيزي غير از بيان مشكلات و ايرادات با بياني خنده آور است؟ مهران مديري هم از اين به بعد بايد برود سراغ همان روستاي خود ساخته اش يعني «برره»  تا به هيچكس برنخورد! 21 ميليارد ريال! بابا اين از كل فيلم هم كه بيشتر شد! مهران مديري بهتر است جمع آوري اعانه را جهت پاسخگويي شروع كند! يكي نيست به اينها بگويد بابا اين يك فيلم است  و يك فيلمساز بالاخره بايد يك صنفي را دستمايه كارش قرار بدهد و و اين لازمه يك كار طنز است.پس به قول خود آقاي شصتچي نظرات عالي منجمد!

    مصاحبه ی جنجالی با توکا نیستانی، لیلی گلستان، رضا رشید پور و امیرمهدی ژوله 


                                       دعوا بر سر " مرد هزار چهره"       

     نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

   

سریال مرد هزار چهره با همه پیش داوری ها و شائبه ها به اتمام رسید. این گزارش قصد ندارد به تحلیل آن بپردازد و  از اینکه این سریال طنز بوده یا هجو و هزل و یا اینکه مهران مدیری در این سریال خوب ظاهر شده یا نه ، سخنی بگوید. گزارشی که پیش رو دارید اثر امیرهادی انواری خبرنگار فرارو  و در مورد واکنش های فنی است که این سریال به دنبال داشته است.

پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند.

اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند.

در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون.

با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم.

امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد.

از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است.

متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود
سریال مرد هزار چهره واکنش های گوناگونی را در بین عامه مردم، همچنین روزنامه نگاران و قشر روشنفکر به دنبال داشت. یکی از شدید ترین مواضع را توکا نیستانی در مورد این سریال اتخاذ کرد. وی برای اولین بار نام نویسنده قسمت بحث برانگیز شعرا مرد هزار چهره را فاش کرد.

در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟

شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت.

یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد.

در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم!

شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟

از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است.

این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است.

شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند.

به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند.

به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟

اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم.

اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام.

نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟

برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند.

یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.


نه حلقه ادبی داریم نه وقت مدیتیشن دارم
لیلی گلستان، مترجم و نویسنده چیره دست. کسی که به زعم توکا نیستانی از آنجا که وی ساکن دروس است و دارنده تنها گالری نقاشی در منطقه دروس به شمار می رود، کاراکتر «نیکی خانم» که «حلقه دروس» را اداره می کرد کنایه ای به او بوده است. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم که در ادامه می آید:

با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟

مرد هزار چهره چیست؟

سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید.

چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم.

با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟

من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!

از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟

اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم.

ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟

نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند.

یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟

اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند.

من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم
رضا رشید پور یکی از بازیگران افتخاری این مجموعه اخیرا با مهر مصاحبه ای انجام داده که تا حدی بحث برانگیز بوده است. با توجه به اینکه شائبه حذف برخی قسمت های مرد هزار چهره پیش از این در جامعه وجود داشت. این گفت و گو این شائبه ها را نسبت به قبل شدیدتر کرد. هر چند او در این گفت و گو چیزی در مورد چند و چون نقش حذف شده اش نمی گوید، اما ژوله در مورد حذفیات سریال به طور کامل صحبت کرد. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم.

در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟

اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است.

در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟

یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود.

یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟

در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود.

بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟

آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود.

سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟

بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود.

داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد
تا پیش از اینکه توکا نیستانی در یادداشتی بگوید که قسمت مربوط به ادبا و روشنفکران توسط امیرمهدی ژوله نوشته شده است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.

اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو"  داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود.

در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟

سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند.

در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود.

دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است.

وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد.

از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟

بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام.

فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم.

از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام.

برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم.

چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند.

اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم.

حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد.

ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.

اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.

من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد.

آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!

در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟

من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.

حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و...

آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.

ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.

مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟

این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.

این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟

خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟

بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند.

قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود.

بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟

نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟

نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند.

چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.

                                  فروش میلیاردی نوروزی سینما

فروش کل بیش از ۹۵۰ میلیون تومان برای اکران نوروزی سینماها مهمترین نکته فروش فیلم‌های اکران تهران در نوروز ۸۷ است.
فیلم سینمایی "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت‌آور که از آخرین روزهای سال ۸۶ بر پرده سینماها آمده داستان شیرین و محمد را روایت می‌کند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز به ایفای نقش می‌پردازند.
● دایره زنگی
از دیگر عوامل این فیلم که محصول بشرا فیلم است می توان به اصغر فرهادی فیلمنامه نویس، بهمن اردلان صدابردار، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس، ایمان امیدواری طراح گریم، مجتبی متولی مدیر تولید، سروناز مستوفی و عبدالله عبدی‌نسب عکاس و مریم نراقی منشی صحنه اشاره کرد. این فیلم پس از ۱۹ روز نمایش ۰۰۰/۵۴۸/۳۸۵ میلیون تومان فروش داشته است.

                                                         اعلام برنامه آينده سينماها
گروه فرهنگي؛ با برگزاري اولين جلسه شوراي صنفي نمايش در سال جديد برنامه آينده سينماها و نيز اکران فعلي گروه عصر جديد مشخص شد.پس از تخلف سينما عصر جديد و نمايش خلاف آيين نامه فيلم «دايره زنگي» در سالن اصلي اين سينما، اعضاي شوراي صنفي نمايش تصميم گرفتند بدون نظر مديران سينما، اکران فعلي و آينده اين سينما را مشخص کنند.به همين جهت قرار شد فيلم پابرهنه در بهشت (بهرام توکلي) از صبح روز چهارشنبه اين هفته در گروه عصر جديد به نمايش درآيد. اين فيلم به مدت سه هفته روي پرده خواهد بود و پس از آن فيلم ايستگاه بهشت (نادر مقدس) روي پرده خواهد رفت.«پابرهنه در بهشت» اولين ساخته بهرام توکلي است که در جشنواره سال 85 به نمايش درآمد و چند سيمرغ بلورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم به عنوان اثري متفاوت و متعلق به جريان سينماي نخبه گرا شناخته مي شود. از سوي ديگر قرار شد فيلم «تيغ زن» ساخته عليرضا داوودنژاد نيز به عنوان اکران دوم گروه قدس پس از فيلم «دايره زنگي» روانه پرده سينماها شود.«تيغ زن» از مضموني طنزآميز برخوردار است و رضا عطاران، علي صادقي و لادن مستوفي بازيگران اين فيلم هستند.

پس از پايان اکران «تيغ زن» از اوايل فصل تابستان فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي در گروه قدس اکران خواهد شد.اين فيلم با توجه به استقبالي که تماشاگران در جشنواره فجر از آن کردند، اميد زيادي به فروش ميلياردي دارد. گلشيفته فراهاني، حبيب رضايي و مهران مديري بازيگران اصلي اين فيلم هستند.همچنين گفته مي شود فيلم «نسکافه داغ داغ» ساخته علي قوي تن نيز پس از فيلم کمال تبريزي در گروه قدس به نمايش در خواهد آمد.اما در گروه آفريقا هم پس از فيلم «مجنون ليلي» فيلم «زن ها فرشته اند» ساخته شهرام شاه حسيني اکران خواهد شد.پيش از اين در روزهاي پاياني سال گذشته از اين فيلم به عنوان اکران نوروزي يکي از گروه هاي سينمايي نام برده مي شد.اما قرار شده تا دومين ساخته شهرام شاه حسيني پس از فيلم «کلاغ پر»، اوايل خردادماه به اکران عمومي درآيد. امين حيايي، نيکي کريمي، مهتاب کرامتي، محمدرضا شريفي نيا و ليلا اوتادي بازيگران اين فيلم هستند.از سوي ديگر فيلم «تلافي» ساخته سعيد اسدي نيز از اواسط ارديبهشت ماه به جاي «به همين سادگي» در گروه استقلال به نمايش در خواهد آمد.قرار بود «تلافي» اکران نوروزي گروه عصر جديد باشد اما با توجه به تخلفات انجام شده توسط اين سينما، قرارداد اکران «تلافي» با گروه استقلال امضا شد.اين فيلم مضموني طنزآميز دارد و حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي و سيروس گرجستاني بازيگران آن هستند.

با اينکه اکران آينده چهار گروه سينمايي مشخص شده است، اما هنوز برنامه بعدي گروه سينمايي آزادي معلوم نشده و مشخص نيست پس از پايان اکران «زن دوم» چه فيلمي در اين گروه روي پرده خواهد رفت.ضمناً تغيير روز فروش بليت نيم بها از شنبه ها به دوشنبه ها از ديگر تصميم هاي شوراي صنفي در جلسه روز گذشته بود

 

سه شنبه بیستم فروردین 1387{زمان:17:39} آتــــنا ♥ ســمانہ

مدير توليد «مرد هزار چهره»:
گاهي متن فيلمنامه ورق به ورق آماده مي‌شد

                   صحنه‌ي پاياني روز سيزدهم فروردين تصويربرداري شد

                              

            

مدير توليد «مرد هزار چهره» با اعتقاد بر اينكه در صورت وجود زمان كافي، اين سريال با كيفيت بهتري روي آنتن مي‌رفت، در عين حال گفت: آن‌چه كه روي آنتن رفت نيز خوب بود.

عبدالرضا شهباززاده، در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اگرچه زمان پخش و كيفيت «مرد هزار چهره» مطلوب بود، اما كمبود وقت بر كيفيت برنامه‌ها تأثير منفي مي‌گذارد؛ اين درحالي‌ است كه مديران مي‌دانند در طول سال براي مناسبت‌هاي مختلف بايد برنامه‌هايي در قالب‌هاي گوناگون و حاوي پيام‌هاي فرهنگي ساخته شود، ولي متأسفانه زمان كمي را به ساخت برنامه‌ها اختصاص مي‌دهند و فكر مي‌كنند كه برنامه‌سازان در اين مدت مي‌توانند بهترين آثار را ارايه دهند.

وي با بيان اين‌كه فشار زيادي به گروه توليد «مرد هزار چهره» وارد شد، اظهار كرد: معمولا فيلم‌نامه دير به دست ما مي‌رسيد و حتي گاهي متن ورق به ورق آماده مي‌شد؛ همين امر باعث مي‌شد بعضي اوقات ديگر عوامل ساخت، شبانه به ما اطلاع دهند كه به امكاناتي چون اسلحه، خودرو و خانه‌اي بزرگ براي ادامه‌ي تصويربرداري احتياج دارند؛ البته علي‌رغم سختي‌هاي موجود، وسايل موردنياز را آماده مي‌كرديم.

مدير توليد «مرد هزار چهره» درباره‌ي حذف واژه «فرهنگ» از نام خانوادگي يكي از شخصيت‌ها گفت: تيپي كه عليرضا خمسه نقش آن را ايفا مي‌كرد، در ابتدا «قداره بنديان» نام داشت كه به «قزاقمنديان» تغيير كرد. واژه‌ي «فرهنگ» نيز به درخواست‌ شبكه سه از نام خانوادگي اين «كاراكتر» حذف شد.

وي در زمينه‌ي پخش‌نشدن برخي سكانس‌هايي كه در تيزرهاي «مرد هزار چهره‌» ديده شد، اظهار كرد: قرار بود فرد ديگري در صحنه‌ي پاياني سريال با «مسعود» (با بازي مهران مديري) روبه‌رو شود، ولي به علت مهيا نشدن شرايط، از رضا رشيد‌پور در اين سكانس استفاده كرديم؛ بنابراين مجبور به حدف سكانسي شديم كه قبلا رشيدپور در آن بازي كرده بود.

شهباززاده در پايان با بيان اين‌كه صحنه‌ي پاياني «مرد هزار چهره» روز سيزدهم فروردين تصويربرداري شد، گفت: سكانس پاياني در شهرك قدس جلوي دوربين رفت؛ در كل تصويربرداري اين سريال 62 روز به طول انجاميد كه مرحله‌ي اول آن تا پايان سال گذشته انجام شد. اول تا پنجم فروردين‌ماه نيز برخي خرده‌ پلان‌ها به تصوير در آمد.

 

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» (مهران مديري)


ايده اوليه داستان «پخمه» با نگاهي دقيق به جامعه معاصر ايراني شده است

 


سينماي ما- مجموعه نوروزی "مرد هزار چهره" ساخته مهران مدیری، فرورفتن شخصیت اصلی در باتلاق انتظارات دیگران را با نگاهی طنز و همه‌شمول مورد آسیب‌شناسی قرار می‌دهد. مدیری نوروز 87 را با مجموعه‌ای مهمان خانه‌ها شد که نقطه عطف خاص از وجوه مختلف در پرونده خود و گروهش محسوب می‌شود. گام‌های اولیه او برای ورود به عرصه مجموعه‌های دنباله‌دار نوروز دو سال گذشته با "جایزه بزرگ" برداشته شد و او با "مرد هزار چهره" این گام را تثبیت کرد.
او با تکیه بر گروه نویسندگان که در کارهای 90 شبی هم با او همکاری می‌کنند، این بار از تعداد نویسندگان بیشتر بهره برد تا علاوه بر این وجه در عرصه کارهای طنز خود هم قدمی جدید بردارد. پیمان قاسمخانی سرپرست نویسندگان مجموعه که همواره نگاه ویژه به اقتباس در سینما و تلویزیون دارد، ایده اولیه را از کتاب "پخمه" به عاریت گرفت تا با ایرانی کردن آن بر بستر جامعه روز این بار کارشان را در معرض انتقادات از پیش تعیین‌شده قرار دهد.
داستان درباره مردی است (مسعود شصتچی) که بر اثر یک اشتباه در موقعیت اشتباهی قرار می‌گیرد و تخیل‌پردازی دراماتیک نویسندگان این اشتباهی بودن را بسط می‌دهد. همانطور که در آثار قبلی این نویسنده و کارگردان فاصله گرفتن از زمان و مکان واقعی نتوانست تیغ انتقادات را بی‌اثر کند، آنها این بار از ابتدا خود را برای واکنش‌های شدیدتر آماده کرده و دچار خودسانسوری نشدند.
این وجه از جایی خود را آشکار می‌کند که چهار انتخاب ممکن برای قرار گرفتن شخصیت اصلی در موقعیت آنها انتخاب‌هایی جسورانه از طبقات و اقشار قابل انتقاد هستند. پزشکان، نیروی انتظامی، شعرا و مافیا هر چند همه به یک نسبت قابلیت بالقوه برای طنز، انتقاد و البته ما به ازاء واقعی ندارند، اما یک وجه مهم را با خود به کار وارد کردند و آن رسیدن به ترکیب مناسب و متعادل از واقعیت و فانتزی است.
یعنی همان چیزی که می‌تواند یک کار طنز را از تعلق صرف به زمان خود فراتر برد و در عین حال سلیقه‌های مختلف را مورد توجه قرار دهد. مسعود شصتچی کارمند بایگانی اداره ثبت احوال که شیرازی و غریب بودنش در تهران تنها بهانه‌ای می‌شود تا حضور اشتباهی او در قالب شخصیت‌های چهارگانه منطق رئالیستی هم داشته باشد و اساس داستانپردازی سست نباشد. علاوه بر این تعریف اولیه و معرفی شصتچی بر اساس ریشه‌های روانشناختی بنا شود.
او کارمند فراموش شده بایگانی است که به گونه‌ای این وجه در قرار گرفتن او در زیرزمین اداره فاصله‌اش را حتی با کارمندان و روسای اداره و مردم جامعه به گونه‌ای نمادین عمیق می‌کند و بر وجه دیده نشدن و عقده‌های فروخورده او در فراموش‌شدگی تأکید می‌کند. به این ترتیب قرار گرفتن او در موقعیت‌های اشتباهی، هر چند در تضاد با قانونمندی ذاتی او قرار می‌گیرد؛ ولی ریشه‌های جاه‌طلبی را در حاشیه‌ای‌ترین آدم‌ها هم برجسته و نوک پیکان خود را متوجه نقطه‌ای حساس می‌کند.
قصه به گونه‌ای پرداخته شده که در هر موقعیت شصتچی با آدم‌هایی نمونه‌وار از آن قشر مواجه شده و با حرکت ایستگاهی در مدت زمان توقف خود در هر موقعیت با آنها وارد رابطه می‌شود. حرکت از هر موقعیت به ایستگاه بعدی هم گونه‌ای طراحی شده که داستان و درام فراتر از منطق حرکت کند و جنس خاص باورپذیری را به مخاطب خود انتقال دهد و این قرار را تا انتها با مخاطب خود حفظ می‌کند تا انتظار منطقی قوی و محکم برای رفتن شصتچی از یک موقعیت به موقعیت دیگر نداشته باشد.
این نوع طراحی داستان شرایطی به وجود می‌آورد تا شخصیت‌های متعدد و متنوع در روند قصه حضوری کارکردی داشته و در عین حال لزومی به حضور باری به هر جهت آنها برای حفظ منطق داستانی نباشد. حتی پدر و مادر، نامزد و پدر نامزد شصتچی نیز که تنها نخ ارتباطی او از ابتدا تا انتهای قصه هستند؛ تنها چند گذر به آنها زده می‌شود تا یادآوری ضمنی شود، ولی این یادآوری هم به ورطه تکرار نمی‌افتد و از جایی به بعد حذف می‌شود.
انتخاب روایت فلاش‌بک هر چند شیوه‌ای چندان دلچسب نیست ولی در قصه خاص این مجموعه کارکردی مناسب پیدا می‌کند. به این ترتیب چون قصد مجموعه ایجاد تعلیق درباره گرفتار شدن یا نشدن شصتچی نیست، دادگاه ابتدایی فیلم طراحی شده تا در طول 13 قسمت این تعلیق کاذب نباشد که مخاطب را وادار به پیگیری می‌کند، بلکه جذابیت نهفته در بطن هر موقعیت با توجه به آگاهی از پایان او را به دنبال کردن مجموعه "مرد هزار چهره" ترغیب کند.
کارکرد مهم دیگر این شیوه روایت بخصوص در قسمت‌های ابتدایی، آسیب‌شناسی نگاه مردمی در جایگاه قضاوت و داوری است. تصویری مخدوش که افراد مختلف در دادگاه ابتدایی از مرد هزار چهره ترسیم می‌کنند، با آغاز فلاش بک و نشان دادن پیشینه شصتچی و چگونگی افتادن او به دام کلاهبرداری ناخواسته، به تضادی دراماتیک می‌انجامد. از دل همین تضاد است که نقدی عمیق وارد زیرلایه کار شده و به فراخور درک مخاطب، بسطی ویژه پیدا می‌کند.
چهار موقعیت اشاره شده که هر کدام وجهی از نگاه طناز سازندگان را متوجه خود کرده، شرایطی پدید می‌آورد تا فرورفتن آرام آرام شخصیت اصلی در باتلاق انتظاراتی که دیگران از او دارند، با نگاهی همه‌شمول مورد نقد و آسیب‌شناسی در زیرلایه کار قرار بگیرد و در سطح و رویه داستان هم طنز خاص کار مخاطب را درگیر کند.
در این میان برای برجسته کردن نقش نیروی انتظامی و نوعی رفع و رجوع اشتباهی که پرسنل کلانتری مرتکب شده‌اند، حضور مأمور نیروی انتظامی برای دستگیری شصتچی هم به عنوان یکی دیگر از شخصیت‌های محوری در نظر گرفته شده که در موقعیت‌های شاعر و مافیا هم او را ردیابی می‌کند و بیش از هر چیز نوعی برگ عبور گرفتن برای شوخی‌های تند این موقعیت در شوخی با نیروی انتظامی است که البته راهکاری هوشمندانه است!
به این ترتیب دستگیری شصتچی و مهر پایان زدن بر این دور تسلسل که می‌تواند همچنان ادامه پیدا کند، با انتخاب نویسندگان کار زده شده تا ویترین رنگین و البته هوشمندانه خود را برای ارائه تصویری طنز از اقشاری نمونه‌وار تکمیل کنند و البته از عواقب انتقادناپذیری این اقشار هم در امان نمانند.
"مرد هزار چهره" از جهت حضور کاراکترهای متعدد و به تبع آن بازیگران حرفه‌ای مختلف (حتی بیش از "شب‌های برره") در کارنامه مدیری نقطه‌گذاری خاص کرده و همکاری او را با بازیگران برجسته چون علیرضا خمسه که وجهه‌ای خاص در حیطه کمدی دارند را برجسته می‌کند.
به خصوص که خمسه در نقش پدرخوانده مافیا (بابایی) بازی غیرقابل انتظار و متفاوت از جنس بازی که از او انتظار داریم ارائه می‌دهد. وجه مهم دیگر در بازی او الگویی از پیش تعیین شده است که برای بازی در نقش پدرخوانده داشته و او به گونه‌ای باورنکردنی این الگو از پیش تعیین شده را مال خود می‌کند.
درباره حضور ویژه دیگر بازیگران حرفه‌ای که تاکنون با مدیری همکاری نکرده بودند، چون بهاره رهنما و ... هم می‌توان تحلیل و بررسی خاص کرد که باز هم وجهی دیگر از مدیری را برجسته می‌کند و این نکته را که او فقط با گروهی خاص می‌تواند همکاری کند و به نتیجه‌ای درخور برسد، کمرنگ می‌کند.
مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری نوروز 87 در 13 قسمت هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش شد.
 سينماي ما

ساداتيان:

جاي <دايره زنگي> در سينماي اجتماعي خالي بود


تهيه‌كننده فيلم سينمايي <دايره زنگي> معتقد است جاي اين فيلم با توجه به داشتن عناصر سازنده اجتماعي در سينماي اجتماعي ايران خالي بوده است.

سيدجمال ساداتيان در اين باره به مهر گفت: <من به عنوان تهيه‌كننده از ابتدا در فيلمنامه <دايره زنگي> پارامترهايي ديدم كه مطمئن بودم با مخاطب ارتباط خوب برقرار خواهد كرد. اين فيلم عناصر سازنده اجتماعي دارد و گمان مي‌كنم در عرصه اجتماعي كشور جاي آن خالي بود. البته مجموع اين پارامترها موجب موفقيت آن شد.>

وي درباره همكاري خود با يك فيلمساز اول افزود: <من و اصغر فرهادي نويسنده فيلمنامه <دايره زنگي> تجربه خوبي در فيلم سينمايي <چهارشنبه‌سوري> با هم داشتيم. خانم بخت‌آور هم در كارنامه خود سريال‌هايي موفق دارد. اين دلايل براي شروع كار كافي بود و مي‌دانستم با وجود اين شاخصه‌ها كار مورد قبول واقع خواهد شد.>

ساداتيان درباره حضور ستاره‌ها و تعدد بازيگران در <دايره زنگي> گفت: <قبل از شروع كار ما به اين تركيب بازيگران رسيده بوديم و خوشبختانه بيشتر بازيگران مد نظر ما با حضور در فيلم موافقت كردند. فكر مي‌كنم همه انتخاب‌ها درست بود و همه در جاي خود قرار گرفتند و بازي خوبي ارائه دادند. رضايت آنها كه فيلم را ديده‌اند نشان از انتخاب درست عوامل است.>

وي در ادامه اظهار داشت: <فيلم سينمايي <دايره زنگي> اثري مفرح است كه مخاطب با برقراري ارتباط با لايه ابتدايي فيلم قطعا از آن لذت مي‌برد. عده‌اي از مردم نيز بعد از ديدن فيلم با لايه دروني آن ارتباط برقرار مي‌كنند. فيلم ساختاري متفاوت و چندلايه دارد كه عوام به لايه بيروني و عده‌اي ديگر نيز به لايه دروني آن توجه نشان مي‌دهند.>

در خلاصه داستان <دايره زنگي> كه از آخرين روزهاي سال 86 بر پرده سينماهاي تهران و شهرستان‌ها رفته آمده است: شيرين و محمد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير خودرويي را كه با آن تصادف كرده‌اند تأمين كنند. اين دو به ناچار راهي خانه‌اي در شمال شهر مي‌شوند تا با كاري كه انجام مي‌دهند پول مورد نياز را تأمين كنند.

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387{زمان:17:38} آتــــنا ♥ ســمانہ

    سلام دوستان

کلی مطلب تو این پست گذاشتم

همشو بخونین خیلی جذابه  آخریشم در مورد سانسوره

پستهای قبلی  رو  هم بخونین

تولد استاد رو هم دوباره تبریک میگم

 

       چند تا مطلب از جام جم راجع به "مرد هزار چهره" میذارم اینم بخونین

مهران مديري
مهران مديري با يك پيشنهاد خواننده شد. فردين خلعتبري آهنگساز به مديري پيشنهاد كرد كه خواننده شود و به اين ترتيب فعاليتش در عرصه موسيقي هم شروع شد. مهران مديري در اين باره مي‌گويد:«قبل از آن براي خودم توي حمام مي‌خواندم، ولي تشويق‌هاي فردين خلعتبري باعث شد خواننده شوم. فردين دوست قديمي من است.» سال 79 بود كه آلبوم اولش را روانه بازار كرد؛ كاستي كه در آن مرحوم بابك بيات هم آهنگسازي كرده است:«همكاري با مرحوم بيات باز هم پيشنهاد فردين بود و همين موضوع باعث شد با ايشان ارتباط برقرار كنم. يك روز به خانه‌اش رفتم و موضوع را با او در ميان گذاشتم. بعد يكي دو ترانه را همان‌جا تمرين كرديم و اين شد كه با ايشان همكاري داشتم.» مديري اخيراً به خواننده تيتراژهاي سريال‌هايش تبديل شده و معمولاً بينندگان تلويزيوني صداي مديري را از اين طريق مي‌شنوند، اتفاقي كه ممكن است در سريال جديد اين كارگردان هم بيفتد. او سه سال پيش اولين كنسرتش را برگزار كرد كه با استقبال چشم‌گيري هم روبه‌رو شد. مديري در اين رابطه مي‌گويد:«يك كنسرت در سالن ميلاد داشتيم و يك كنسرت هم در امارات. البته در كنسرت اركستر سمفونيك هم حضور داشتم كه تجربه جالبي بود.» او در مورد چگونگي كارهايش در عرصه موسيقي ياد آور مي‌شود:«ما ابتدا شروع مي‌كنيم به جمع‌آوري ترانه‌ها. اين كار به عهده افشين يداللهي است. با كمك او اين كار را مي‌كنيم و بعد كم‌كم كار آهنگسازي و ديگر كارهاي آن انجام مي‌شود.» سال گذشته در جشن دنياي تصوير جايزه بهترين ترانه را براي سريال باغ مظفر دريافت كرد و دو بار هم براي اجراي ترانه روي صحنه رفت و به شوخي گفت:«جايي كه محمد اصفهاني نشسته است، من غلط مي‌كنم خوانندگي كنم!» با اين وجود، او در اين جشن ترانه سريال شب‌هاي ببره را لب‌خواني كرد و يكي از كارهاي تازه‌اش را هم به‌صورت زنده و با پيانو اجرا كرد. مديري آن شب گفت كه براي اجراي اين ترانه پيانو خريده و به سالن وزارت كشور آورده و بعد از پايان مراسم حاضر است آن را بفروشد، به شرطي كه مشتري‌اش پيدا شود!

                    

به‌به،  چه مي‌كنه اين مهران مديري‌

آقاي قاضي من بيگناهم، همش تقصيرآقاي جندقي بود كه به من لذت عبور از چراغ قرمز را چشاند، تقصير خاندان طبيبيان بود كه به من نشان داد شهرت چه لذتي دارد، تقصير معاون كلانتري بود كه به من نشان داد قدرت، عجب چيزي است، تقصير شاعران الكي خوش بود كه به قول زنده‌ياد حسين پناهي به من نشان دادند كه با شعر مي‌توان از جهنم زندگي بهشت ساخت و تقصير خانواده قزاقمنديان  بود كه به من نشان دادند با ثروت و پول هرچند از راه خلاف به دست آيد چه زندگي مجللي مي‌توان داشت. آقاي قاضي من اصلا خودم نمي‌خواستم اينجوري شود، ديگران با ساده لوحي خود مرا به راه‌هايي بردند كه اصلا فكرش را هم نمي‌كردم.  من آدم بدي نبودم شرايط باعث شد تا من بد شوم و بد فكر كنم و هوس سوء استفاده به سرم بزند.

مرد هزار چهره بار ديگر توانايي مهران مديري را به رخ همه كشيد و نشان داد كه او در زمينه ساخت سريال‌هاي كمدي  بسيار توانمند  است و از طرفي نشان داد كه پيمان قاسم‌خاني و گروه نويسندگانش به اطراف خود به خوبي نگاه مي‌كنند و به اصطلاح زير باد خنك كولر و يا كنار گرماي شومينه متن سريال نمي‌نويسند، آنها با دقت به اتفاقات جامعه و ‌آدم‌هاي آن مي‌نگرند و با كاربردهاي طنز آشنا هستند اثري مي‌سازند كه هم مردم را بخنداند و هم آنها را وادارد كه كمي ‌فكر كنند و ‌آدم‌هاي شبيه مسعود شصتچي را در اطراف خود شناسايي كنند و براي نمونه بگويند، محاكمه اين آدم چقدر شبيه محاكمه‌هاي اوليه شهرام جزايري است.  در اين ميان فقط بايد كمي ‌دل به دل مردم خونگرم و دوست داشتني شيراز داد و به آنها گفت، زياد ناراحت نباشيد و جوش نياوريد. باز هم خدا پدر سازندگان سريال مرد هزار چهره را بيامرزد كه صفا و صميميت شيرازي‌ها را به نمايش گذاشتند،  شصتچي فقط مي‌گويد من اهل شيرازم، نه لهجه شما را ناجور ادا مي‌كند و نه بزرگان شما را دست مي‌اندازد، او فقط از ديگران شكايت مي‌كند كه او را گول مي‌زدند

قاب خوانندگان‌
                                                  مديري در چهره جديد
 
                                
 
شايد همواره يك حادثه و يك اتفاق بسيار آني و پيش پا افتاده، بستر مناسبي براي حوادث و وقايعي خاص مي‌شود، وقايعي كه معمولا در قصه‌ها و داستان‌هايي كه نام مهران مديري در‌ آن به چشم مي‌خورد كم نيستند. نوروز امسال مجموعه‌اي ديگر از ساخته‌هاي مهران مديري بر روي آنتن شبكه سوم سيما رفت كه به مانند ساخته ديگر اين كارگردان داراي افت و خيزهاي متعددي بود، مجموعه‌اي با عنوان «مرد هزار چهره»، قصه، آغازي پر حرارت دارد، شروعي كه بيننده با ديدن پلان‌هاي نخست آن بشدت علاقه‌مند پيگيري‌آن مي‌شد، اما ديري نگذشت كه در همان بخش‌هاي نخست قسمت اول، مرد هزار چهره تبديل به يك داستان خطي ساده بدون كمترين افت و خيز گشت. البته وجه تمايز اين سري از ساخته مهران مديري، برپايي يك موضوع و يك محور كل در داستان بوده.

كساني كه ساخته‌هاي اين هنرمند را ديده‌اند مي‌دانند كه معمولا، مديري در طول سريال، خط اصلي داستان را (كه براساس نياز و استقبال مخاطب است) تعيين مي‌كند اما اين بار، در مجموعه «مرد هزار چهره» انصافا چنين نبوده و كاملا داستان داراي چارچوب دقيق و رساي دراماتيك مي‌باشد.

نكته ديگري كه باز بر اين مجموعه حائز اهميت است چرا كه در مقام قياس با ديگر ساخته‌هاي مديري، آثار قبلي او از اين حيث رنج مي‌برد، ورود دقيق مديري به حوزه طنز است. در «مرد هزار چهره» جايگاه اصلي طنز بدقت و ظرافت خاص لحاظ شده. داستان با شروع هيجاني و فضاي سنگين ورود يك متهم آغاز مي‌شود، متهمي كه با تكرارهاي متعدد پلان‌هاي نخست تاكيد برهزار چهره بودن او هست، وقتي دادگاه تشكيل مي‌شود و متهم به پشت تريبون مي‌رود، مخاطب ناگهان شوكه مي‌شود، چراكه با شخصي ساده با بياني آرام و شكسته روبه‌رو مي‌شود كه خيلي در نگاه اول، جسارت و خلاف به او راهي ندارد. از اينجا داستان شروع به يك حركت روايي ساده مي‌كند و متهم خود را با رويكرد خاص اخلاقي‌اش معرفي مي‌كند. او خود را كارمند منضبط و دقيق اداره ثبت احوال معرفي كرده و چگونگي ورودش به حوزه‌هاي خلاف را تعريف مي‌كند. يك درخواست نابجا در شب خواستگاري‌اش از سوي پدر زن آينده‌اش، به ناگهان مسير آرام و هموار زندگي او را سخت و پيچيده و درهم مي‌كند. اين ورود به بحث اگر چه  به كندي و سردي همراه است، اما در طول قصه با جذابيت همراه است.

در «مرد هزار چهره» با وجودي كه اين پتانسيل وجود داشت تا قصه با نوسان و جذابيت‌هاي خاص توامان شود، اما شايد به دو دليل عمده، كمي رنگ باخته است. اول نوع حركات و برخوردها كه ديگر در كارهاي مديري كاملا كليشه‌اي و تكراري شده، تكه كلام‌ها، حركات چهره و بدن، نوع نگاه‌ها، مكث‌ها، هر كسي را به ياد مجموعه‌هاي پاورچين و شب‌هاي برره و باغ مظفر مي‌اندازد مثلا سكوت‌هاي همراه با تعجب و نگاه‌هاي خاص مديري به دوربين واقعا تبديل به يك اثر تكراري محض شده، دوم قائل شدن بر شخص به عنوان كاراكتر اصلي و تاثيرگذار در«مرد هزار چهره» مخاطب شاهد است كه از اول قصه تا پايان همه چيز حول يك شخص يعني مرد هزار چهره با بازي مديري مي‌چرخد. البته اين درست است كه با توجه به نام و محور قصه اين اصل بايد رعايت شود، اما آيا اين امر براي يك مجموعه 13 قسمتي چند صد دقيقه‌اي هم صادق است؟ آيا باعث دلزدگي و خستگي براي بيننده نمي‌گردد؟ البته  گويا اين جزيي از روند هنري «مديري» است چرا كه در اكثر مجموعه‌هاي طنز وي همه چيز معطوف به چند شخصيت و آن هم حول شخصيت محوري با بازي خودش مي‌چرخد.

به هر حال در يك جمع‌بندي كلي، «مرد هزار چهره» با دارا بودن يك داستان و موضوعي قوي اگر پردازش دقيق و هنري  فني كاملي مي‌شد و كليشه‌هاي تكراري در آن حذف مي‌شد، قطعا به عنوان بهترين اثر تلويزيون در نوروز 87 بايد از آن ياد مي‌كرد.

           محمد عرفان كلاكي‌

                       هنرمندان از كارنامه موفق تلويزيون مي‌گويند

گروه رسانه- مهدي‌غلا‌محيدري: امسال تلويزيون تلاش كرد با انبوهي از سريال‌ها و فيلم‌هاي مختلف مخاطبان را پاي اين جعبه جادو بنشاند؛ تلاشي كه البته با واكنش‌هاي مختلفي هم روبه‌رو شد.

سيروس مقدم، رامبد جوان، مهران مديري و جواد رضويان هنرمنداني بودند كه‌ آثارشان از شبكه‌هاي مختلف به آنتن پخش سپرده شد

مهران رسام، تهيه‌كننده تلويزيوني با توضيح اين كه اصولا برنامه‌هاي عيد تلويزيون بايد شاد باشد، مي‌گويد: فكر مي‌كنم مرد هزار چهره توانست به اين مهم چهره عمل بپوشاند و اثري خلق كند كه مخاطب با ديدن آن شاد شود

بهرام عظيمي، انيماتور و كارگردان شناخته شده برنامه‌هاي انيميشن در اين‌باره مي‌گويد: 

سريال مرد هزار چهره هم ايرادهايي از سر شتاب‌زدگي داشت كه در اكثر سريال‌ها و بخصوص تله‌فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي هم آن ايرادها به چشم مي‌خورد.  خود من كه بهترين سريال‌ها را يك بار بيشتر نمي‌ديدم، تكرار آن را در روز بعد مي‌ديدم.

محمدتقي فهيم هم درباره برنامه‌هاي نوروزي سيما مي‌گويد:

مرد هزار چهره» را موفق‌تر از ساير سريال‌هاي نوروزي ذكر و اظهار مي‌كند: مديري با نوآوري در آخرين ساخته خود با استقبال مخاطب مواجه شد؛ از سوي ديگر در «مرد هزار چهره» كمتر شاهد سطحي‌نگري‌هاي موجود در داستان سريال‌هاي قبلي او بوديم. فهيم مي‌افزايد:‌ در مقايسه با ساير سريال‌هاي نوروزي، «مرد هزاره چهره» تلفيقي از كمدي موقعيت قوي با طنز كلامي‌ خوب بود.

وي در ادامه مي‌گويد: در مرد هزار چهره به گرايش‌هاي مختلف اجتماعي به خوبي و به‌طور غيرمستقيم پرداخته و حتي به سطوح بالاي مديريتي اشاراتي شده بود. 

بهروز مفيد، تهيه‌كننده تلويزيوني هم با توضيح اين‌كه شبكه‌هاي مختلف سينما در ساخت و ارائه فيلمها و سريال‌هاي نوروزي موفق عمل كرده‌اند، مي‌افزايد: در ميان سريال‌هاي نوروزي مرد هزار چهره، كار مهران مديري را دوست داشتم، پيامك از ديار باقي هم كار خوبي از آب درآمده بود، اما انگار قسمت‌هاي آخر آن كمي كشدار شده بود.

 

            


 

بازتاب سريال‌هاي نوروزي در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فارسي زبان‌
 
                        اینترنت در تسخیر مرد هزار چهره
 
گروه رسانه- رضا استادي: قطار پرشتاب رسانه‌ها ديگر پشت هيچ چراغ قرمزي متوقف نمي‌شود. تعطيلي دو هفته‌اي ابتداي سال شايد براي نشريات مكتوب و رسمي كشور يك مرخصي طولاني محسوب شود، اما براي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي غيررسمي، هر سوژه‌اي مي‌تواند دستمايه يك جريان خبري باشد كه ديدگاه‌هاي مختلفي را به چالش مي‌كشاند. اين بار اين اتفاق درباره سريال‌هاي نوروزي سال 87 رخ داد. كافي است عبارت «سريال‌هاي نوروزي» را در يكي از موتورهاي جستجو تايپ كنيد تا با حجم زيادي از مطالب منتشر شده روي فضاي مجازي اينترنت درباره اين سريال‌ها مواجه شويد. اين همان موضوعي بود كه در روزهاي اول نوروز، به موضوع «داغ» سايت‌هاي مختلف تبديل شد. در ميان 4 سريال نوروزي، «مرد هزار چهره» بيش از ديگر سريال‌ها مورد توجه سايت‌ها قرار گرفت. يكي از سايت‌هاي اينترنتي در همان روزهاي اول درباره سريال‌هاي نوروزي نوشت: «عيد نوروز، زمان ديد و بازديد و سفر است و برخلاف ماه رمضان، مردم در خانه منتظر سريال ننشسته‌اند بنابراين بايد برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني نوروز در جذب مخاطبان، رقابت سنگين‌تري داشته باشند.» نويسنده در ادامه مطلب خود اشاره كرده بود: «پيمان قاسم‌خاني در سريال مرد هزار چهره، مانند مارمولك از الگوي جابه‌جايي استفاده كرده در سينما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است. در مارمولك يك دزد در لباس يك روحاني از زندان فرار مي‌كند و بعد مجبور مي‌شود در هيئت يك روحاني زندگي كند. اين اجبار بتدريج منش او را تغيير مي‌دهد و از او انساني نيك و تاثيرگذار مي‌سازد.... البته نام بردن از برخي حرفه‌هاي مختلف باعث برانگيخته شدن اعتراض‌هايي به اين مجموعه نيز شده است. به عنوان مثال سازمان ثبت احوال شيراز شكايتي از عوامل ساخت اين سريال كرده و ادعاي غرامت 21 ميليارد ريالي براي جبران لطمات معنوي وارد شده به اين دستگاه در اثر پخش سريال مرد هزار چهره شده است... سايت ديگري ادعا كرده است در يكي از قسمت‌هاي پخش شده از اين مجموعه كه به انتقاد از محافل شاعرانه در ايران مي‌پردازد، از گريم مشابه و حتي نام مشابه يكي از شاعران معاصر ايراني كه بتازگي درگذشته، استفاده شده است.» آنچه سبب شد سريال مرد هزار چهره در اين روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گيرد، نگاه انتقادي و طنز گونه اين سريال به قشرهاي مختلف اجتماعي بود. در سال‌هاي گذشته، هيچ مخاطبي به ياد ندارد كه سريالي با مضمون طنز و با اين ميزان از اغراق را درباره مشاغلي همچون: پزشكان، نظاميان و... ديده باشد.
   
گفت‌و‌گوي مشروح فارس با مديرتوليد مجموعه «مرد هزار چهره»
 
                         حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود
 
خبرگزاري فارس: مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد
 
 
عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد.
وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم.
وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.
وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.
وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند.

**«مرد هزار چهره» وارد بازي‌هاي سياسي نشده است

شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژه‌اي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي مي‌‌تواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساخته‌اند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط مي‌دهند.
وي افزود: بسط دادن قصه‌هاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيت‌هايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نمي‌رسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگي‌هاي حاشيه‌اي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاه‌برداري مي‌كنند و اشتباه در جاي خود قرار مي‌گيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.

** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد

مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفه‌اي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني مي‌تواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق مي‌كرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.
وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامه‌هاي 90 شبي باقي مي‌ماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه مي‌گفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام مي‌دهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصه‌اي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.
شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن مي‌شناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازي‌هاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقه‌منديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقش‌هاي قبلي‌اش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان مي‌دهد.اين مجموعه پروژه‌اي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه مي‌تواند.

** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري مي‌توانست حساسيت‌برانگيز باشد

وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژه‌اي در فيلم‌ها و سريال‌ها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل مي‌شود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي مي‌گذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن مي‌رفت.
وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نمي‌شود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم مي‌تواند در شرايط مختلف بد شود.

** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت

شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشن‌هاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق مي‌دهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردان‌هاي بسياري را ديده‌ام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.
وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام مي‌كردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.
وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون مي‌شود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها مي‌شود و كار ملموس تر و واقعي‌تر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد
یکشنبه هجدهم فروردین 1387{زمان:17:31} آتــــنا ♥ ســمانہ

 خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است.

داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشن‌ها.

 از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریال‌های آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و...                            

   رضا فیض نوروزی پدر زن پر دردسر

همه دردسرهای مسعود زیر سر پدرزن آینده‌اش است که رضا فیض نوروزی نقش آن را بازی می‌کند. او آرام و ساکت در تمام مدت روی صندلی‌های دادگاه نشسته و منتظر شروع کار است. بقیه بازیگران در فرصت‌های مناسب در بالکن سالن جمع می‌شوند تا نفسی تازه کنند و در این مدت هم مدام با یکدیگر شوخی می‌کنند اما فیض نوروزی هر چند دقیقه یکبار سری به بالکن می‌زند تا سیگاری روشن کند و بعد هم به سرعت داخل سالن می‌رود. او تا به حال 22 سریال طنز بازی کرده اما این سریال اولین همکاری او با مهران مدیری است. «مهران مدیری آدم ناشناخته‌ای نیست. در این سال‌ها بارها پیشنهاد کار با او را داشتم اما فرصت نمی‌شد و این سریال فرصت مغتنمی برای من بود تا در خدمت او باشم و برای من تجربه لذت بخشی بود.» آقای جندقی سریال مدیری هیچ ربطی به آقای کتل میان که فیض نوروزی با آن شناخته شد، ندارد:«این دو آدم کاملا متفاوت هستند. جندقی مرد شلخته شلم شوربایی است که نیروی محرکه اتفاقاتی است که برای مدیری می‌افتد.» این پدرزن خبیث در سه قسمت اول سریال و البته در تمام صحنه‌های مربوط به دادگاه حضور پررنگی دارد

                                      شقایق دهقان:پر از خستگی و استرس

چهره‌اش پر از خستگی و استرس است. ساعت از یک و نیم نیمه شب می‌گذرد و شقایق دهقان هنوز کارش تمام نشده تا برود و به بچه شیرخواره‌اش سر بزند. با نگرانی از سالن دادگاه بیرون می‌آید و به سمت اتاق گریم می‌رود تا سری به مهراب قاسم‌خانی بزند. او یکی از بازیگران ثابت و قدیمی سریال‌های مدیری بوده و انگار این بار هم هیچ‌کس دلش نیامده او در کار نباشد و برای همین حالا با این شرایط ویژه در آخرین سریال مدیری هم بازی می‌کند:«من روزها بچه داری می‌کنم و شب‌ها هم سرکار هستم و حسابی خسته شده‌ام، اما در مجموع کارم زیاد نبوده و در سه قسمت از سریال در سه یا چهار سکانس بازی دارم». دختر یک خانواده نیروی انتظامی است که مهران مدیری وارد خانواده آنها می‌شود. شقایق دهقان تمام مدت در سالن دادگاه راه می‌ رفت تا کارش تمام بشود، آخرین سکانس بازی امشب او در دادگاه و زمان شهادتش درباره ماجراها می‌گذرد:«آنقدر در این مدت گیج هستم که هنوز نمی‌توانم نظری درباره این شخصیت بدهم. در کارهای قبلی زمان زیادی برای درآوردن این نقش داشتیم اما دراین کار برای سه یا چهارتا سکانس زمان کمتری داریم و هنوز نمی‌دانم که چطور شده است». دهقان بعد از پایان سکانس ترجیح می‌دهد که خیلی سریع از محوطه دادگاه بیرون برود و به بچه کوچکش برسد

                                            فلامک جنیدی :آرام و ساکت

فلامک جنیدی با دست‌هایش تعداد کارهایی را که تا به حال با مدیری انجام داده را می‌شمارد و بلافاصله می‌گوید:«شش تا. من کار اولم را با مدیری شروع کرده‌ام و هیچ‌وقت به او نه نمی‌گویم». برخلاف تمام نقش‌هایی که او تا به حال برای مدیری بازی کرده، نقش سحر این سریال دختر آرام و ساکتی است که نامزد شخصیت اول است و درگیر اتفاقات و بلاهایی می‌شود که پدرش به سر مهران می‌آورد. جنیدی از این که نقشش برخلاف همیشه طنز نیست، گله‌ای ندارد و معتقد است:«سریال موقعیت‌های کمیک غریبی دارد و ریتم تند و جذابی دارد و شخصیت اول، مدام در شرایط مختلف با آدم‌های مختلف گرفتار می‌شود و همین باعث جذابیت کار برای مخاطب می‌شود.» بازی او در سه قسمت اول کار تمام شده است و صحنه‌های مربوط به دادگاه هم همین امشب تمام می‌شود. بعد از این جنیدی منتظر می‌ماند تا نتیجه ششمین کار مشترک با مدیری را ببیند. «مدیری کارگردان منحصر به فردی است، در پشت صحنه کارهای او چیزهای زیادی یاد می‌گیرم و به من خوش می‌گذرد

                         پیمان قاسم خانی:با همه کارهایمان فرق میکند

پیمان قاسم خانی سرپرست گروه سه نفره نویسندگان سریال است. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی و خشایار الوند داستان‌های مختلف این سریال اپیزودیک را می‌نویسند و او هم حواسش را جمع می‌کند تا خط ربط‌ها درست از آب دربیاید و کار متفاوتی را که با مدیری شروع کرده‌اند، درست تمام کنند. «‌این کار با تمام کارهایی که تا به حال انجام داده‌ایم فرق می‌کند. در این سریال به‌جز شخصیت مسعود شخصیت‌های ثابت نداریم و با بازیگران و داستان‌های زیادی روبه‌رو هستیم». مسعود شصت‌چی، آدم کم‌عقل و بی‌هوشی است که در موقعیت‌های مختلف گرفتار می‌شود. پیمان درباره این شخصیت می‌گوید:«این بدبخت، کلا از هوش تعطیل است. بدشانسی می‌آورد و در موقعیت‌های بدی قرار می‌گیرد که جوگیر می‌شود.» خلاصه داستان اول فیلم درباره مردی است که خودش را به جای دکتر، رئیس کلانتری، شاعرو... جا می‌زند. با شنیدن این داستان همه یاد کلاهبردار فیلم «‌اگه می‌تونی منو بگیر می‌افتند» اما از نظر سرپرست نویسندگان سریال این آدم و این سریال به این فیلم ربطی ندارد و شبیه فیلم دیگری هستند:«دیگران هم این شباهت را به من گفتند، اما من فکر می‌کنم که این فیلم روایت کمدی مدیری از فیلم «کلوزآپ» است.»
                             بهاره رهنما :دختر عجیب و رمانتیک پدرخوانده
 
آذرماه دختر عجیب و غریب پدرخوانده سنگدل است که گاهی رمانتیک می‌شود و گاهی هم نامزدهایش را جلوی تمساح می‌اندازد. اما بهاره رهنما در روز اول کار با ترس‌‌ولرز به مار و آفتاب‌پرست نگاه می‌کند و وقتی پیمان قاسم خانی به او می‌گوید:«می‌خواهم سکانسی با تمساح برایت بنویسم»، جیغ می‌کشد. «من از این حیوانات می‌ترسم اما بلاخره موفق شدم با کمک آقای رهبری مار را دور گردنم بیندازم». بعد از سال‌ها همکاری پیمان قاسم خانی و مهران مدیری، این کار اولین حضور رهنما در سریال‌های مدیری است. تابستان امسال این دو نفر در فیلم «دایره زنگی» با یکدیگر همبازی شدند و پیشنهاد بازی در این سریال هم از همان زمان به رهنما داده شد. «قرار بود نقش دیگری را بازی کنم اما من به مدیری گفتم که می‌خواهم نقش متفاوتی را بازی کنم و او هم جواب داد؛ نقش دختر پولدار متفاوت چطور است و نقش آذرماه به من رسید». حالا بازی او در خانه زعفرانیه تمام شده و تنها صحنه‌های دادگاهش باقی مانده. در شب‌های دادگاه بهاره رهنما با لبخندی برلب و چشمانی خسته از قبول این نقش راضی است.
 
                                      پژمان بازغی:افسر پلیس کاملا جدی
پژمان بازغی، افسر پلیس، شاهین اعتمادی و بازرس ژاور این سریال است. او از قسمت سوم وارد می‌شود و تا جایی که مسعود شصت چی را دستگیر می‌کند هم آرام نمی‌نشیند. بازغی بعد از دوسال با قبول پیشنهاد مهران مدیری به تلویزیون بازگشته و درباره این بازگشت می‌گوید:«دوست داشتم کار طنز را تجربه کنم وچه کسی بهتر از مدیری.» قبول پیشنهاد کار طنز، به این معنی نیست که بازغی را با چهره و بازی متفاوت و طنز می‌بینیم. نقش او در این سریال کاملا جدی است وموقعیت‌های کمیک هم مربوط به بقیه بازیگرهاست. بازغی در این مدتی که از تلویزیون دور بوده، پیشنهادهای زیادی برای بازی داشته اما در تمام این مدت دست نگاه داشته تا کارگردانی شبیه به مدیری به سراغ او بیاید:«تمام کارهای مدیری خوب است و چه کسی گفته که تلویزیون بد است و من نباید در تلویزیون بازی کنم. این سریال برای من جذابیت‌های زیادی داشت؛ تعدد لوکیشن و نقطه عطف‌های فیلمنامه چیزهایی بود که برای من جذاب بود. من نمی‌توانستم که بازیگر کارهای قبلی مدیری باشم چون آنها براساس بداهه‌گویی بود ولی این کار فیلمنامه داشت و از نظر حرفه‌ای با کار من یکی بود». بازی بازغی با این دادگاه تمام نمی‌شود. او تا لحظه‌های آخر فیلمبرداری باید حضور داشته باشد اما از همین الان از نتیجه کار راضی و صحبت بیشتر را به بعد ازعید موکول می‌کند
                                       پرستو گلستانی : یک نقش شیرین
پرستوگلستانی بازیگر سخت‌گیر و کم‌کاری است. اما او 15روز تمام در پشت صحنه سریال «مرد هزارچهره» بازی کرد و حالا شب آخر را در دادگاه می‌گذراند و حالا منتظر پایان کارش است. با این شرایط قبول بازی در سریال مدیری دلایل ویژه و خاصی را برای این بازیگر دارد:«این اولین کار من با مدیری است. مدیری کارگردانی توانا، باهوش و باذکاوت است که می‌داند چه می‌خواهد. برای من شخصیت آدمی که با او کار می‌کنم خیلی مهم است و به همین دلیل بازی دراین سریال را قبول کردم». این سریال اولین تجربه همکاری گلستانی با مدیری است. حضور این کارگردان و شرایطی که خود نقش دارد آنقدر برای او ایده‌آل است که اگراین سریال به جای 15 قسمت، 90 قسمت هم بود، این پیشنهاد را قبول می‌کرد:«نود شبی‌های خوبی در دنیا ساخته می‌شود و اگر سریال نودشبی بود که مدیری می‌ساخت و نقش و شرایط آن را دوست داشتم، آن را قبول می‌کردم». تا این جای کار او از همه چیز راضی و معتقد است که این سریال، کار خوبی از آب در آمده چون:«اتفاقات سریال مختلف و شیرین است. این مجموعه تک محوری نیست و عین یک پازل می‌ماند که در کنار هم قشنگ می‌شود.»
 
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386{زمان:16:0} آتــــنا ♥ ســمانہ
  قسمت سريال مديري آماده شد؛

خبرگزاري فارس: رسول نجفيان به بازيگران مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» پيوست

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» روزهاي پاياني خود را مي‌گذراند و بازيگراني چون «رسول نجفيان»، «شادي احدي‌فر» و «ساقي زينتي» به جمع بازيگران سريال اضافه شده‌اند.
بنابر اين گزارش، تا به حال 13 قسمت از اين مجموعه براي پخش آماده شده و تصويربرداري دو قسمت پاياني نيز تا روزهاي ابتدايي سال نو ادامه خواهد داشت.
اين سريال تلويزيوني كه در 15 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش در ايام نوروز از شبكه 3 سيما تهيه شده، ساعت 22:45 به روي آنتن خواهد رفت و داستان اجتماعي و موقعيت‌هاي مختلفي را به تصوير مي‌كشد كه ممكن است براي هر شخصي اتفاق بيافتد تا به جاي ديگري اشتباه گرفته شود.
در سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» ، مهران مديري نقش اول را ايفا مي‌كند و ساير بازيگران اين سريال عبارتند از: پرويز فلاحي‌پور، علي‌رضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، اسماعيل سلطانيان، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرالله رادش، غلامرضا نيكخواه، رامين پور ايمان، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان،‌سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، علي لك‌پوريان، غلامحسن تسعيري، محمد جواد عزتي ، كوروش كاشاني دوست، شايان احدي‌فر، شهين تسليمي، پروين قائم‌مقامي، امير حسين رستمي، حميد نيك نبرد، اكبر قدمي، كيانوش گرامي، شهريار فخاري و لقمان نظيري.
در متني كه به جاي خلاصه داستان در اختيار خبرگزاري قرار گرفته آمده است:‌ اگه جاي من بودين؟ اگه مي‌خواستين خودتونو ثابت كنين؟ اگه مجبور بودين جاي آدم‌هاي ديگه باشين... چيزهايي كه اصلا به شما مربوط نيست ولي لذت‌بخشه... و آدم‌هايي كه شما را بزرگ مي‌كنن در حالي كه شما خودتون هستين... لذت‌بخشه، نه؟
اگه جاي من بودين...
ساير عوامل اين سريال تلويزيوني عبارتند از:
تهيه‌كنندگان: مجيد و حميد آقاگليان، كاگردان:مهران مديري، سر پرست نويسندگان: پيمان قاسم‌خاني، نويسندگان: خشايار الوند ، محراب قاسم‌خاني، امير مهدي ژوله ،دستيار اول و برنامه‌ريزي: الاله هاشمي، منشي صحنه: بهناز سيد تقيها، طراح نور: عبدالله‌ به افراز، طراح صحنه و دكور: فروزان جليلي‌فر، طراح گريم : مهرداد شكرابي، طراح لباس: آوا سلطاني عرب شاهي ، صدابرداران: محمد حاتم‌نژاد، حميد گرمابدري، تصويربرداران: منوچهر مظفري، اميد رخ‌افروز و سعيد عباس‌اصفهاني، سوئيچ: جواد اصلاني، تدوين: احسان مظفري، مدير روابط عمومي: وفا ملك زاده، موسيقي: بهرام دهقان‌يار، مدير توليد: عبدالرضا شهباززاده، مدير فني و نودال: حسن مرداني، دستيار كارگردان: شايان احدي‌فر،هانيه بساتيني، نورپرداز: عباس دهقان، گروه تصويربرداري: كامران جمشيديان ، مهدي تهراني، علي بحر العلوم.
انتهاي پيام/

            سريال نوروزي اگه جاي من بودين

                    سريال نوروزي اگه جاي من بودين

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386{زمان:15:55} آتــــنا ♥ ســمانہ
سلام

امروز ۲ تا گزارش میذارم  یکی از بانی فیلم و دیگری از خانواده سبز

یه عکس جالب از  بانی فیلم مهران مدیری رو پیدا کنید

         

 

مرد هزار چهره؟

 

 قبل از پيش‌توليد

75-درست پس از شكست شبكه سوم سيما در ماراتون رمضان، با وجود توصيه مديران ارشد صداوسيما مبني بر كار نكردن با مهران مديري مديران شبكه سوم سيما پيشنهاد ساخت سريال نوروز را به اين كارگردان دادند.

76-پس از قبول پيشنهاد از سوي مديري و برادران تهيه‌كننده قرار شد خيلي بي‌سروصدا مديري طرحش را انتخاب و مقدمات ساخت سريالش را فراهم كند.

77-مديري طرح قديمي كه پيمان قاسم‌خاني دوران گنج‌مظفر به او پيشنهاد داده بود را انتخاب كرد و قرار شد با نگارش متن آن را دست بگيرد.

78-مديران صداوسيما پس از با خبر شدن از اقدام شبكه سوم و همكاري آنها با مديري حسابي دلخور شدند و طي جلسه‌اي دلخوري خود را با مديران شبكه سوم در ميان گذاشتند.

79-پس از جلسه مديران صداوسيما با مديران شبكه سه در ساختمان شبكه سوم سيما تهيه‌كنندگان پروژه به اتفاق مديري به شبكه رفتند و پس از يكسري شرط و شروط قرار شد با توجه به حساسيت مديران ارشد صداوسيما بر روي پروژه خيلي بي‌سروصدا مراحل پيش‌توليد و توليد كار پشت سر گذاشته شود.

80-پيمان و محراب قاسم‌خاني به همراه اميرمهدي ژوله با تصويب نهايي، نگارش را آغاز كردند.

81-با تأكيد مهران مديري قرار شد هيچ شخصيت دنباله‌داري آن چنان در كار نباشد و مديري تنها شخصيت دنباله‌دار و محوري كار باشد.

پيش‌توليد

82-پيش‌توليد سريال مديري با نام اوليه <مرد هزار چهره> اوايل آذر ماه آغاز شد.

83-در اولين روزهاي پيش‌توليد مديري شخصاً به بازيگراني چون امين حيايي، خسرو شكيبايي و... براي حضور در مجموعه‌اش تماس گرفت.

84-در حالي كه قرار بود همه چيز در سكوت خبري پيش رود تماس مديري با حيايي و شكيبايي همه جا پيچيد و همين باعث شد همگان از حال و هواي متفاوت سريال مديري با خبر شوند.

85-همه چيز براي حضور حيايي و چند بازيگر مطرح ديگر آماده بود كه توصيه يكي از نزديكان بازيگران مورد نظر كه بعداً خود رقيب سرسخت مديري در سريال شبكه اول شد را‡ي بازيگران مورد نظر مديري را زد.

86-مديري هر چند نتوانست با بازيگران مورد نظرش قرارداد ببندد‌، اما گروه بازيگران كاملاً متفاوتي جمع‌وجور كرد گروهي كه باعث شد خيلي‌ها از شنيدن نام آنها تعجب كنند.

توليد

87-تصويربرداري <مرد هزار چهره> دي‌ماه خيلي بي‌سروصدا آغاز شد.

88-در همان ابتداي تصويربرداري از سوي رياست سازمان صداوسيما به شبكه سه دستور داده شد هيچ عكسي و خبري تا دو هفته مانده به پخش به هيچ نشريه‌اي داده نشود. اين دستور درواقع به جهت تنبيه شبكه سوم سيما به علت كار كردن بدون اجازه با مديري صادر شد!

89-تصويربرداري به دليل لوكيشن‌هاي متعدد كار كندتر از ساير سريال‌هاي مديري پيش رفت.

90-اواسط تصويربرداري خشايار الوند براي تقويت متن‌ها به گروه اضافه شد.

91-تعداد زيادي از بازيگران كه به صورت تلفني هنگام پيش‌توليد به مديري براي حضور در سريال اطمينان داده بودند اواسط تصويربرداري جلوي دوربين حاضر نشدند.

92-مديري و گروه توليدش برخلاف بقيه اوقات به شدت در طول كار سراغ ديگر كارهاي نوروز و به خصوص سريال شبكه اولي‌ها را كه حسابي با آنها كري‌خواني داشتند مي‌گرفتند.

پخش‌

93-در حالي كه قرار بود نام سريال تغيير كند در آخرين لحظات قرار شد همان نام مرد هزار چهره روي كار بماند.

94-برخلاف جرح و تعديلي كه بر روي اكثر سريال‌هاي امسال انجام شده با نظارت و قدرت شخص مدير شبكه سوم هيچ فريمي از كار، تا اينجا بازبيني و حذف نشده و به احتمال فراوان بعد از اين هم نخواهد شد.

  

فوق سري‌

مهران مديري اواسط كار تصميم گرفت يكي از نقش‌هايش را به مرد پرحاشيه و بامزه اين سال‌هاي فوتبال يعني فيروز كريمي بسپارد، اما اين اتفاق جالب به دليل فوت ناگهاني مادر اين مربي محبوب منتفي شد.

شك نكنيد اگر اين اتفاق رخ نمي‌داد فيروز كريمي در سريال مديري مهمترين اتفاق نوروز امسال در تلويزيون مي‌شد.

 

 

گزارش خانواده سبز از "اگه جای من بودین"

نوروز امسال با  «مرد هزارچهره»

 
 
«مهران مديري» كارگردان و بازيگر پيشكسوت سينماي ايران سال‌هاست كه در اين عرصه فعاليت مي‌‌كند؛ بازيگري كه ايرانيان خاطرات زيادي از او به ياد دارند.

نوروز امسال هر شب از شبكه سوم مجموعه‌اي مي‌‌بينيم كه نامش «مرد هزارچهره» خواهد بود و مديري در چند نقش در اين مجموعه ايفاي نقش مي‌‌كند؛ نقش پليس، دكتر، جراح، مرد عادي، يك مسئول و... اما آنچه كه سريال جديد مديري را نسبت به مجموعه‌هاي گذشته متفاوت كرده، لوكيشن‌هاي زياد اين سريال طنز است. او مانند مجموعه‌هاي گذشته‌اش، تنها يك منزل را محل فيلمبرداري دوربين‌هاي خود نكرده است. لوكيشن اصلي مجموعه واقع در خيابان ملاصدراي تهران است و ديگر لوكيشن‌ها منزلي واقع در يكي از كوچه‌هاي فرعي زعفرانيه در شمال شهر تهران، در خيابان، بيمارستان، دادگاه و...همين امر باعث شده مجموعه او كاري متفاوت نسبت به گذشته دربيايد، البته شايد دليل آن، اين باشد كه وي براي ساخت اين مجموعه از فرصت خوبي برخوردار بوده است. او اين مجموعه را هفدهم دي ماه كليد زد و تا چند روز مانده به نوروز به پايان رساند.

لوكيشن زعفرانيه

هشتم اسفند ماه – تهران – ساعت 2 بعدازظهر

ساعت دو بعدازظهر خودمان را به آنجا رسانديم. خانه‌اي بزرگ و ويلايي. يك عده آدم با كاپشن‌هاي بلند مشكي و همه اسلحه به دست در حياط نشسته‌اند. ابتدا فكر كرديم نشاني را اشتباه آمده‌ايم اما زماني كه خانم وفا ملك‌زاده مدير روابط‌عمومي مجموعه به استقبال‌مان آمد، متوجه شديم كه نه، نشاني درست است و اين افراد مربوط به يك لوكيشن پربازيگر سريال جديد مهران مديري هستند.

گروه در حال تدارك هستند تا يك اتاق عقد درست كنند. مهران مديري هم آماده مي‌‌شود تا لباس دامادي بر تن كند. از آن طرف هم عروس با لباس عروس خود را آماده كرده است. ادامه قصه را بي‌خيال شويد چون قول داده‌ايم ننويسيم كه داستان خداي ناكرده لو نرود.عليرضا خمسه در گوشه‌اي از حياط مشغول تمرين متن با رامين پورايمان بازيگر قديمي راديو و تلويزيون است اما در گوشه‌اي از سالن «كيانوش گرامي» كه بازي خوب او در «ميوه ممنوعه» را به ياد داريم، از زور خستگي به خواب رفته است. به ما گفت: همزمان مشغول ايفاي نقش در مجموعه‌اي براي شبكه دوم است. البته وقتي كه بيدار شد، اين موضوع را به ما گفت.

مهراب قاسم‌خاني هم آمده است. به مهراب تبريك مي‌‌گوييم چرا كه به تازگي او و همسرش شقايق دهقان صاحب فرزندي شده‌اند. پيمان برادر بزرگترش كه سرپرست تيم نويسندگان است، هم در محل حضور دارد. او به همراه همسرش بهاره رهنما كه يكي از نقش‌هاي اصلي اين مجموعه را ايفا مي‌‌كند، متن‌ها را چك مي‌‌كنند.

اين مجموعه، يك بازيگر كوچولو هم دارد كه همزمان با پخش اين مجموعه از شبكه سوم، معرفي مي‌‌شود. او كسي نيست جز پريا قاسم‌خاني، دختر پيمان قاسم‌خاني و بهاره رهنما. حالا كه صحبت به نويسندگان رسيد، بد نيست ديگر نويسندگان اين مجموعه را هم نام ببريم؛ مهراب قاسم‌خاني، خشايار الوند و اميرمهدي ژوله.

از آنجا كه كارمان گير است، سعي مي‌‌كنم خودم را به عكاس و تصويربردار اين مجموعه بيشتر نزديك كنم. او سيدعباس اصفهاني است؛ پسري باوقار و خونگرم كه نهايت همكاري را با ما مي‌‌كند.

زماني كه از رهنما مي‌‌خواهيم عيدانه‌اي براي ما بنويسد، پريا كوچولو هم به ما مي‌‌گويد: كنار امضاي مادرم مي‌‌خواهم من هم يادداشتي براي خانواده‌سبز بنويسم.

اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه خلاصه داستان اين مجموعه چيست. پس بخوانيد، اگر سر در بياوريد، يك جايزه به شما مي‌‌دهيم. مديري خودش اينطور خواسته...

«اگه جاي من بودين، اگه مي‌‌خواستين خودتونو ثابت كنين، اگه مجبور بودين جاي آدم‌هاي ديگه باشين. چيزهايي كه اصلا به شما مربوط نيست ولي لذتبخشه و آدم‌هايي كه شما را بزرگ مي‌‌كنن در حالي كه شما خودتون هستين. لذتبخشه، نه؟»

ما كه متوجه نشديم و مثل شما به انتظار مي‌‌نشينيم تا اين مجموعه در ايام عيد پخش شود.

ملك‌زاده، روابط‌عمومي مجموعه مي‌‌گويد: «مرد هزار چهره از اول تا پانزدهم فروردين هر شب پخش مي‌‌شود.»

وسواس مديري

يكي از ويژگي‌هاي مهران مديري اين است كه با وسواس خاصي مجموعه‌هايش را مي‌‌سازد، يعني آنقدر روي مانيتور دقيق است كه يك برداشت را چند بار بايد بگيرد تا به سليقه‌اش نزديك باشد. در اين راه آلاله هاشمي دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز همراه اوست. هاشمي در مجموعه «ساعت شني» هم دستيار بهرام بهراميان كارگردان آن مجموعه بود. براي تصويربرداري از پلان اتاق عقد، مهران مديري دقيقا دو ساعت وقت گذاشت تا آن پلان چند دقيقه‌اي خوب از آب دربيايد.

شايد شما خواننده محترم تاكنون به پشت صحنه فيلم‌هاي سينمايي يا مجموعه‌هاي تلويزيوني نرفته باشيد اما ما كه رفتيم، عادت داريم يعني جزئي از قانون است. تمام تلفن‌هاي همراه بايد خاموش باشد چون گوشي‌هاي همراه باعث مي‌‌شود نويز بيفتد و اين كار را براي صدابرداران و تصويربرداران سخت مي‌‌كند. پيش از 1، 2، 3 گفتن و آماده شدن براي گرفتن يك پلان جديد، هاشمي از همه مي‌‌خواهد كه تلفن‌هاي همراه خود را خاموش كنند، گرچه هيچ تلفني در آن منطقه آنتن نمي‌‌دهد اما با اين حال گوشي نبايد روشن باشد.

   

در همين گير و دار تصويربرداري مي‌‌بينيم كه جواني شانزده، هفده ساله به پشت صحنه مي‌‌آيد. شباهت عجيبي به مهران مديري دارد، نگو كه وي فرهاد مديري پسر بزرگ آقامهران است. خدا سلامتش نگه‌دارد، مثل پدرش است. با عوامل احوالپرسي مي‌‌كند و گوشه‌اي مي‌‌‌نشيند. تهيه‌كنندگان هم به جمع ملحق شده‌اند حميد و مجيد آقاگليان كه معمولا تهيه‌ مجموعه‌هاي مديري برعهده آنان است.

پربازيگر پربازيگر

اين مجموعه بازيگران زيادي دارد اما همه آنان در همه قسمت‌ها ايفاي نقش نمي‌‌كنند و تنها درچند قسمت بازي مي‌‌كنند. نمونه‌اش پژمان بازغي است كه در نقش يك افسر پليس و در سه قسمت بازي مي‌‌كند يا عليرضا خمسه كه تصور مي‌‌كنم با آن پالتوي بلند مشكي چرمي‌اش، در نقش يك كارآگاه در سه قسمت ايفاي نقش كند.

خمسه مرد نازنيني است. در سخت‌ترين شرايط لبخند بر لب دارد و هميشه با گرمي با شما برخورد مي‌‌كند. در زمان استراحت او، چند دقيقه‌اي در رابطه با رسانه‌هاي نوشتاري صحبت مي‌‌كنيم. اطلاعاتي از او مي‌‌گيريم و اطلاعاتي هم مي‌‌دهيم. به هر حال خمسه جزو بازيگران پيشكسوت هنر ايران است، البته در اين مجموعه راه رفتن خمسه كمي سخت به نظر مي‌‌رسد. از آنجا كه او بايد نقش يك فرد تقريبا چاق را بازي كند، زير بلوزش نمي‌‌دانم چه گذاشته‌اند كه وي را شكم‌گنده نشان دهند.

در رابطه با بازيگران برايتان مي‌‌گفتم... تنها بازيگر اصلي تمام قسمت‌ها، مهران مديري است اما اگر بخواهيد نام ديگر بازيگران را بدانيد، اين ليست را بخوانيد:

عليرضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرا... رادش، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان، رامين پورايمان، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، كيانوش گرامي، اسماعيل سلطانيان، پرويز فلاحي‌پور، غلامرضا نيكخواه كه بارها از اين افراد بازي‌هاي به ياد ماندني به خصوص در وادي طنز به ياد داريم و به اين نفرات بايد علي لك پوريان، غلامحسن تسعيري، محمدجواد عزتي، كوروس كاشاني‌دوست، شايان احدي‌فر، شهين تسليمي، پروين قائم‌مقامي، اميرحسين رستمي، حميد نيك‌نبرد، اكبر قدمي، شهريار فخاري و لقمان نظيري هم اضافه كرد، ضمن اين‌كه محمود شهرياري هم در يك قسمت در نقش خودش بازي كرد يعني در نقش يك مجري مراسم.به هر حال كار كشيدن از اين همه بازيگر كار آساني نيست و از عهده هر كسي برنمي‌آيد و فقط از شخصي چون مهران مديري برمي‌آيد. كارگردان و بازيگر باسابقه طنز تلويزيون ايران كه هنوز از او بازي در مجموعه «ساعت خوش» در اواخر سال 73 و «نوروز 74» را به ياد داريم.
 

همزمان با اكران در تهران/

«دايره زنگي» در 20 شهرستان اكران ‌نوروزي مي‌شود

خبرگزاري فارس: دايره زنگي و (پريسا بخت‌آور) در تهران و بيست شهرستان ديگر از 29 اسفند اكران مي‌شود

مصطفي شايسته مدير پخش مؤسسه سينمايي هدايت فيلم كه پخش دايره زنگي را برعهده دارد گفت: اكران اين فيلم از روز چهارشنبه 29 اسفند آغاز مي‌شود و سعي داريم كه اكران اين فيلم را در حد ممكن گسترده انجام دهيم.
وي افزود: به جز استان تهران، «دايره زنگي» در بيش از بيست استان ديگر اكران مي‌شود و تعداد سينماي نمايش دهنده اين فيلم بيش از چهل سينما است.
لازم به ذكر است كه در تهران،اين فيلم در گروه سينمايي قدس اكران خواهد شد
داستان «دايره زنگي» درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودروي پدرش را برمي‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي‌رود، اما طولي نمي‌كشد كه تصادف مي‌كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه‌هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداخته‌اند. فيلمنامه «دايره زنگي» تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان مي‌ده

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386{زمان:15:44} آتــــنا ♥ ســمانہ

  با سلام

نمی دونم مهران مدیری کارش رو تو تلوزیون کی شروع کرده!!!!!!!!!!!!.

قدیمی ترین برنامه ای که خودش یه بار تو تلوزیون نام برد این بود که گفت: سال 69 با کامران ملک مطیعی(دکتر تو زیر آسمان شهر)تو یه برنامه هم بازی بوده که اون برنامه هم برای گروه کودک بود (!!!) ولی خب از سال 72 بود که با نوروز 72;خیلی شناخته شد.از اون به بعد تا نوروز 74 با "سال خوش" به صورت پیوسته کار کرد.تا اینکه بعد از اون برنامه تا سال 77 ممنوع التصویر شد که به قول خودش گویا از هر نوع فعالیت هنریی(رادیو و...)ممنوع الفعالیت شده بود.ولی از سال 77 که برگشت تا سال 85 که باغ مظفر پخش می شد هر سال یه برنامه داشت.هیچ سالی نبود که ما اصلا نبینیمش.ولی سال 86 ,سال بدون مهران مدیری بود.نه برنامه ای ,نه بازیی ,نه اکران فیلمی ,نه سی دی باغ مظفری,نه حتی سی دی چلچراغ و جشنواره ی حافظی,نه آوازی,نه صدایی,نه سکوتی,نه درنگی,نه نگاهی....فقط چند تا عکس و خبر.حتی هیچ کدوممون نه رفتیم جشن چلچراغ نه جشنواره ی حافظ.

خلاصه که امسال بدون آقای مدیری گذشت.

امیدوارم سال جدید مدیری بارون بشیم! سی دی باغ مظفر و شب چله ی چلچراغ و جشنواره ی دهم حافظ بیاد بیرون.فیلم های آقای مدیری اکران بشه.تو جشن خانه ی سینما جایزه بگیره(تو حافظ که فکر نکنم باشه.چون امسال هیچ کاری نداشت)فیلمی که 60 ساله می گه می خوام بسازم ;کلید بخوره.بیشتر مصاحبه کنه.تو برنامه ی سینمای ایران شبکه 2 دعوتش کنن.واسه ی سریالش از این نقد و بررسی ها بذارن...سریالش هم که همین روزها شروع میشه.

راستی هواستون باشه.یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه; شما و سیما ویژه ی برنامه های نوروزی پخش می شه.نکنه نبینید

یادداشت علیرضا خمسه رو درباره ی سریال و نقشش,براتون می ذارم

از چلچراغ/شماره ی 288/ویژه ی نوروز/صفحه ی67
من یه بازیگر نوروزی ام
  1.
این اواین بار است که توفیق همکاری با آقای مدیری را پیدا میکنم.وقتی که قصه ها را خواندیم و ایشان نقش را برایم توضیح دادندحس کردم که با یک نقش جدید برای خودم روبرو هستم;چون در این سریال نقش رییس مافیا را بازی می کنم.این نقش از یک تازگی,نوآوری و حلاوت دیگری نسبت به آنچه تا امروز بازی کرده ام برخوردار بود و به همین دلیل پذیرفتم آن را بازی کنم
2.
آقای مدیری هم بازیگر خوبی هستند و هم کارگردان خیلی خوبی در این عرصه.برای اینکه با هدایت ایشان همه بازیگرها دارند کار خوبی را ارائه می دهند.فکر میکنم دقت نظر آقای مدیری در این کار نشاندهنده ی رشدی است که ایشان ظرف این سالها در کمدی پیدا کرده.ای کاش تعداد کمدین های خوب و با تجربه ی ما همین طور زیاد بشود تا ما همیشه شاهد کارهای خوبی در زمینه ی کمدی در تلوزیون باشیم
3.
به نظرم نباید به این کار اسم مناسبتی داد.این یک کار نوروزی است.شاید این برای شما جالب باشد که من از سال 60 که به تلوزیون آمده ام تا امروز همیشه در آثار نوروزی حضور داشته ام مگر اینکه در ایران نبوده باشم;بالاخره یک سریال یا برنامه ای بوده  که من در آن بوده ام به همین خاطر اسم خودم را گذاشته ام بازیگر نوروزی.دوست داشتم امسال هم در نوروز با برنامه ای باشم که خب برای این کار انتخاب شدم;و فکر می کنم "مرد هزار چهره" یکی از بهترین های نوروز امسال باشد.حتما این کار,کار موفقی است ;چون نشانه های آن را دارد
4.
در این سریال چند تا حیوان هم حضور دارند که هر کدام از آنها نشاندهنده ی یک وجه از کاراکتری است که من بازی می کنم.من نقش یک آدم خشن را بازی میکنم که خلقیات و روحیاتی شبیه تمساح دارد.او آدم بسیار آرامی به نظر می رسد ولی به شدت خطرناک است.شاید کار کردن با این حیوان در ابتدا کمی ترسناک به نظر می رسید اما کم کم ترسمان از آنها ریخت و حضورشان برایمان عادی شد
 
و سه تا عکس هم تو این صفحه چاپ شده که تو حاشیه ی یکیش نوشته شده:این هم یه سورپرایز برای چلچراغی ها.امیر ژوله ی نویسنده این بار بازیگری هم میکند.او کسی نیست جز آن آقای سیبیلوی سمت چپی(ژوله واقعا مزحک شده !!!)
 
با تشکر از صامده عزیزم

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386{زمان:15:41} آتــــنا ♥ ســمانہ

سلام بچه ها

فکر میکنم از امشب و فردا تبلیغات اگه جای من بودین شروع بشه

چون از امروز تبلیغات برنامه های عیدی شبکه ۳ شروع شده

پس از دست ندینش                            

از چلچراغ/شماره ی 288/ویژه ی نوروز/صفحه ی66 (شبکه) .بفرمایید

مهران مدیری و دوستان

تکه هایی از "مرد هزار چهره"سریال جدید مهران مدیری

دوست داشتی جای چه کسی بودی؟

اگه جای من بود؟اگه می خواستین خودتونو ثابت کنین؟اگه مجبور بودین جای آدمای دیگه باشین...چیزهایی که اصلا به شما مربوط نیست ولی لذت بخشه...و آدمهایی که شما رو بزرگ می کنن در حالی که شما خودتون هستین...لذت بخشه نه؟اگه جای من بودین..."اینها حرفهای یک شخصیت است .شخصیتی که قرار است از روز اول فروردین تا 15 روز با او و تجربیاتش همراه شوید البته با چاشنی طنز.واقعا موقعیت وسوسه انگیزیه.مهران مدیری به همراه تیم نویسندگان همیشگی اش قرار است حسابی ما رو سورپرایز کنه.پیمان قاسم خانی به عنوان سرپرست و امیر مهدی ژوله ,مهراب قاسم خانی و خشایار الوند در کنار او تیم نویسندگان این مجموعه را تشکیل می دهند.اسم سریال هم که از موضوعش کاملا پیداست;"مرد هزار چهره"که خود مهران مدیری نقش اون رو بازی می کنه.در کنار مدیری چهره های دیگری هم حضور دارند که البته خیلی از آنها جزو تیم بازیگری ثابت او نیستند.علیرضا خمسه,پژمان بازغی,سیامک انصاری,اکرم محمدی,سروش صحت,پرستو گلستانی,نادر سلیمانی,نصرالله رادش,کیانوش گرامی,شقایق دهقان,فلامک جنیدی...فکر می کنم همین اسم ها هم کم وسوسه کننده نیستند در کنار داستان جذاب این ماجرا

نکته ی دیگر درباره ی این سریال حضور تعدادی حیوان زنده در کنار بازیگران آن است که استفاده از آنها یک جورهایی برای اولین بار است که در تلوزیون صورت می گیرد.حیواناتی مثل مار,تمساح,آفتاب پرست,اسب...تعجب نکنید تازه چند تا حیوان دیگر هم هست که تا به حال نه اسمشان را شنیده اید و نه خودشان را دیده اید! به نظر می رسد "مرد هزار چهره"یکی از سریالهای موفق نوروز امسال باشد.سر صحنه که می روی و کار و تلاش عوامل را که می بینی این موضوع بیشتر برایت روشن می شود.

مدیری با وسواس خاصی هم بازی می کند و هم کارگردانی.هر صحنه ای را که می گیرد باز بینی می کند و اگر احتیاج باشدآن را چند بار تکرار می کند تا آخرش به آن چیزی که می خواهد برسد.مواقعی هم که گروه در حال استراحت هستندیا صحنه را آماده می کنند;مشغول بازخوانی فیلم نامه است وبه قاب بندی ها ی تصویر فکر می کند و ...او با این چیزهایی که در سریالهایش می بینیم کاملا متفاوت است.آرام و ساکت.در مواقع تنهایی حریمی دارد که کسی اگر مجبور نباشد وارد آن نمی شود و مدام در حال انجام کاری است;این قدر که وقتی او را می بینی به این همه انرژی اش غبطه می خوری و می فهمی که موفقیت حق مسلم اوست.به هر حال ما هم مثل شما منتظریم تا روزهای نوروز که نتیجه ی نهایی کار او و همکارانش را ببینیم."مرد هزار چهره ای " که حالا خودش شده سوژه ی سریال آخر سازنده اش.یک سریال دیگر از مهران مدیری.

و البته چند تا عکس جدید هم چاپ کردن و تو حاشیه ی یکیش نوشتن: مهران مدیری پلیس یا مهران مدیری خلافکار ؟ مسئله این است!

                 
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386{زمان:15:39} آتــــنا ♥ ســمانہ

سلام

هنوز -  مهران مدیری علاوه بر سریال «اگه جای من بودی» در عید نوروز سال 87 و جعبه جادویی حضور خواهد داشت.

گفتنی است؛ مهران مدیری در این دوران سینماها را نیز تحت سیطره خود گرفته و چهره‌اش با فیلم «دایره زنگی» به کارگردانی پریسا بخت‌آور روی پرده نقره‌ای نقش خواهد بست.
در "دایره زنگی" مهران مدیری با باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخ شاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز همبازی بوده است.
شایان ذکر است؛ فیلم «دایره زنگی» در ایام جشنواره توقیف شد و در همین چند روز آخر سال توانست پروانه اکران را گرفته و به اکران نوروزی درآید.

این یه گزارش کامل و بسیار جالب از سریال جدید مهران مدیری است ولی چون خیلی زیاد بوده گلچینش کردم و فقط قسمتهایی که از مهران مدیری نوشته رو گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

                                                                                   

 

 مدیری مثل همیشه خودش را به بی‌خیالی زده، آرام و ساکت سریالش را جلو می‌برد و مواظب است تا متفاوت‌ترین کار سال‌های اخیرش را به نحواحسن انجام بدهد. او آرام و ساکت در تمام قسمت‌های کار حاضر می‌شود و با دقت و وسواس تکه‌های پازل سریالی با بازیگرهای زیاد و متفاوت و داستان‌های مختلف را کنار هم می‌چیند تا به قول پیمان قاسم‌خانی روایت کمدی از فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی بسازد

روایت اول: داستان دادگاه مرد هزار چهره »


ازساعت هشت شب هیوندای سفید مهران مدیری در محوطه دادگاه بزرگ تهران پارک شده.

. مدیری روبه‌روی جایگاه قاضی ایستاده و از پشت لنز دوربین به بازیگرانی که روی صندلی‌ها نشسته‌اند، نگاه می‌کند. سروش صحت، پرستو گلستانی، بهاره رهنما، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی، شقایق دهقان، فلامک جنیدی و نصرالله رادش با لباس‌ها و گریم سریال روی صندلی منتظرند تا دوربین به سمت‌شان برود. آنها سه شب است که درست و حسابی نخوابیده‌اند و امیدوارند تا امشب، آخرین شب دادگاه مسعود شصت چی باشد.

مدیری سیگاری روشن می‌کند و به تلویزیون کوچک زیر تریبون، نگاه می‌اندازد و بلافاصله به سراغ صحنه بعدی می‌رود. . در گوشه و کنار سالن هم عده‌ای نشسته چرت می‌زنند و منتظر پایان کارند، اما مدیری در تمام این مدت سرش گرم کار است و انگار نه انگار. او پشت یکی از سه دوربین می‌ایستد و خودش از صحنه‌ای که نصرالله رادش بازی می‌کند، فیلم می‌گیرد. همه حاضران در سالن ساکت شده‌اند اما صدای خروپف یکی از عوامل، باعث خنده می‌شود و مدیری هم با خنده کات می‌دهد و می‌گوید:«پشت صحنه‌اش را هم گرفتیم».بعد از این بازیگران نوبت به خود مدیری می‌رسد تا عینک شکسته مسعود شصت چی را بزند و آخرین صحنه‌های دادگاه را بگیرد. ساعت سه و نیم صبح، وقتی که همه عوامل مشغول خوردن نسکافه و شیرینی هستند، مدیری همچنان مشغول بازی است و در اعتراض به صدای زنگ موبایل به آرامی می‌گوید:«فکرمی کردم مشغول کار حرفه‌ای هستیم.» ساعت چهار صبح آخرین فرصت گروه برای تحویل محل فیلمبرداری است اما هنوز قسمت‌هایی از دادگاه باقی مانده و مدیری بی‌وقفه کار می‌کند و هیوندای سفید او تا حوالی صبح در پارکینگ دادگاه می‌ماند.

» روایت دوم: داستان پدرخوانده و تمساح‌های آدم‌خوارش


از ساعت 9 صبح هیوندای سفید مهران مدیری
در خانه ویلایی بزرگ پارک شده
.. حوالی ساعت سه

مهران مدیری از پله‌های خانه پایین می‌آید و صدای جیغ و فریاد عوامل که مشغول بازی با یک مار هستند، آرام می‌شود. مدیری با آرامش به امیر رهبری که مربی مار، تمساح و آفتاب پرست بازیگر این سریال است، نگاه می‌کند.رهبری به سمت مدیری او می‌رود و می‌گوید:«می‌خواهم از این آفتاب پرست بازی زیرپوستی بگیرم.» مدیری سری تکان می‌دهد و به سمت علیرضا خمسه می‌رود که با شکمی بزرگ و سبیل پرپشت، نقش پدرخوانده مافیای این سریال را بازی می‌کند. . مدیری او را پشت یک میز بزرگ می‌نشاند و به سمت محافظان می‌رود تا جای ایستادن و طرزگرفتن اسلحه آنها را مشخص کند. مسعود شصت چی، برای اولین‌بار در این اتاق پدرخوانده را می‌بیند و با تمساح‌های او تهدید می‌شود. مدیری، خمسه، آفتاب پرست و گروه فیلمبرداری و صدا تا ساعت هشت شب در این اتاق می‌مانند تا کار روز اول تمام شود. تا به حال نیمی از این سریال 15 قسمتی فیلمبرداری شده و کسی به جز مدیری از نتیجه کار خبر ندارد. اما همه از قول او می‌گویند که کار خیلی خوب شده و با همه سریال‌های او فرق می‌کند. ساعت هشت شب، گروه فیلمبرداری از اتاق قرمز بیرون می‌آیند، ، مدیری با آرامش سیگاری روشن می‌کند و به سمت هیوندای سفیدش می‌رود.

» روایت سوم: داستان کلانتری و روزهای شروع کار


هیوندای سفید مهران مدیری از ساعت 12 ظهر در پارکینگ ساختمان سفید رنگی در خیابان ملاصدرا پارک شده.
فیلمبرداری سریال مدیری تازه شروع شده و او ماشین تازه‌اش را بیشتر از 3000 کلیومتر نبرده. . مدیری تنها بازیگر امروز است و کس دیگری کار ندارد اما پژمان بازغی با لباس ورزشی و كلاهی در ساختمان می‌چرخد و با همه شوخی می‌کند، فلامک جنیدی هم هست و به شوخی‌های او می‌خندد. علیرضا خمسه هم که برای تعیین زمان فیلمبرداری‌اش آمده با مهران مدیری خداحافظی می‌كند و می‌رود. مدیری با صحنه‌ای که قرار است در آینه شکسته صحبت کند، مشکل دارد و با وسواس هرچه تمام‌تر آینه‌های شکسته را کنار هم می‌چیند. اتاق پر ازدود سیگار شده اما مدیری همچنان مشغول کار است و تازمانی که هوا تاریک نشده، فرمان استراحت نمی‌دهد. روزهای اول کار است و هنوز قسمت‌های زیادی از کار باقی مانده. هیوندای سفید مدیری همچنان در خیابان ملاصدرا پارک شده، قرار است فردا صبح این ماشین آخرین مدل در ساختمان زعفرانیه پارک شود.

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386{زمان:15:34} آتــــنا ♥ ســمانہ
  با سلام

     "الینا" عزیزم ممنونم از  لطفت و خیلی هم خوشحال شدم که اسمت رو در بین

 نظرات دیدم

من یه پستم رو اختصاص داده بودم به مطلب زیبایی که شما در سایت سینمای ما در جواب یک نفر داده بودین و( از این لینک میتونین ببینین) و و واقعا لذت بردم  و بیشتر برای مهران مدیری خوشحال شدم که چقدر هوادارای خوبی داره

بازم به وبلاگم سر بزن و با نظرات خوبت راهنماییم کن خوشحال میشم

سریال «مرد هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری به «اگر جای من بودی» تغییر پیدا کرد.

این سریال که در 15 قسمت 45 دقیقه‌ای به مناسبت نوروز ساخته می‌شود بسیاری از بازیگران مطرح کشورمان را در خود جای داده است.
قرار بود که خسرو شکیبایی و امین حیایی نیز در این سریال حضور پیدا کنند اما به دلیل مشغله زیاد نتوانستند به مهران مدیری بپیوندد و حضور این دو هنرمند در همان مذاکرات بدون قرارداد متوقف شد.
پرویز فلاحی‌پور، علیرضا خمسه، پژمان بازغی، حامد بهداد، اکرم محمدی، اسماعیل سلطانیان، بهروز بقایی، محمد صالح‌علاء، رضا فیض نوروزی، سیامک انصاری، پرستو گلستانی، رضا نیکخواه، فلامک جنیدی، سروش صحت، شقایق دهقان، نادر سلیمانی، جواد عزتی، سعید هدایتی و بهاره رهنما در این سریال به ایفای نقش خواهند پرداخت.
شایان ذکر است؛ مهران مدیری نقش اول مرد این سریال را بازی خواهد کرد و چندی پیش از حضور رضا رشیدپور نیز در این سریال سود برد.

از مهران مدیری پرسیده شد:

اهل فوتبال هستید؟

نه اصلا فقط جام جهانی را آن هم بازیهای مهم آن را میبینم از بین تیمها ی فوتبال هم یک اسم را میدانم آن هم شموشک نوشهر.

اصلا نمیدانم شموشک خوردنی است یا پوشیدنی و یه نظرم خیلی اسم بامزه ای است و با اینکه اصلا از فوتبال سردر نمی آورم ولی بازی فوتبال را با کامپیوتر خیلی دوست دارم.

البته خیلی هم که نه ولی هر موقع وقتش پیش بیاید با پلی استیشن بازی میکنم چون خیلی لذت بخش است وقتی که روبروی شما رونالدو و کلینزمن است و به اینها آدم گل میزند یک حس خوبی بهش دست میدهد.

یعنی شما یازی ایران و استرالیا را هم ندیدید؟

چرا آن بازی را دیدم.

 

         

                 

          78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif   78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif

گاهی از یاد خیلی چیزها اشک میریزم

به یاد خدایی که در اوج خداییش تنهاست

به یاد خدایی که در اوج عظمتش نمیپرستندش

به یاد شیطانی که در اوج شیطنتش خیلی ها دنبال می دوند

به یاد بنده ای که در اوج بنده ایش احساس خدایی میکند

به یاد گناهی که در اوج لذتش تباهمان می کند

به یاد عبادتی که در اوج مقامش انجامش نمی دهیم

به یاد توانایی که در اوج تواناییش خدایش را فراموش می کند

به یاد ناتوانی که در اوج ناتوانیش خدا را دارد

به یاد عاشقی که در اوج عشقش رها می شود و تنها

کاش این یاد ها نبود

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386{زمان:15:31} آتــــنا ♥ ســمانہ

 سلام  بچه ها497733de2j4y67s2.gif

هنوز – «مرد هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری در ایام نوروز پخش خواهد شد.

مهران مدیری پس از یک سال دوری از تلویزیون به ساخت این سریال مناسبتی اقدام کرد و در آن از بازیگران سرشناس و به نام سینما نیز سود گرفت.
رضا رشیدپور نیز به این بازیگران سرشناس پیوست تا در نوروز علاوه بر اجرای برنامه تحویل سال نو  با این برنامه در جعبه جادویی حاضر شود.
شایان ذکر است؛ که رضا رشیدپور در نقش خود در «مرد هزار چهره» و کنار مهران مدیری ظاهر شده است.

ببینین مهران مدیری چقدر لباس پلیس بهش میاد

  

 

                        

یکشنبه نوزدهم اسفند 1386{زمان:15:25} آتــــنا ♥ ســمانہ
 
ساخت مجموعه‌های ویژه نوروز در شبكه‌های مختلف سیما آغاز شده و رقابت طنز سازان و بازیگران طنز بزرگ تلویزیون مانند مهران مدیری، جواد رضویان، رامبد جوان و ... ادامه دارد. امسال شبكه‌های اول، دوم، سوم و تهران سیما برای ایام نوروز سریال‌هایی با مضمون طنز تدارك دیده‌اند و رقابت برای جذب مخاطبان نوروزی آغاز شده است.
بنابر گزارش فارس، سریال‌های نوروز ۸۷ به كارگردانی افرادی چون مهران مدیری، جواد رضویان، محمد حسین لطیفی، رامبد جوان، سیروس مقدم و ... در حال ساخت است كه در ادامه آخرین روند تولید هر كدام از آنها ارائه می‌شود
                   
   سريال‌هاي طنز تلويزيوني نوروز امسال چه حال و هوايي دارند؟
                             
 ● «مرد هزار چهره»

مهران مدیری امسال قصد دارد با مجموعه تلویزیونی «مرد هزار چهره» به تلویزیون بیاید.
این سریال برای شبكه سوم سیما ساخته می‌شود و بازیگرانی چون سیامك انصاری، هادی كاظمی، شقایق دهقان، بهنوش بختیاری، الیكا عبدالرزاقی، پژمان بازغی، علیرضا خمسه، جواد رضویان در آن قطعی شده و البته بازیگران سرشناس دیگری هم در این مجموعه بازی می‌كنند كه در این مقطع به درخواست روابط عمومی پروژه از اعلام نام آنها صرف‌نظر می‌كنیم.
داستان‌های این مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سیما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خانی» و «پیمان قاسم‌خانی» نوشته شده و لوكیشن‌های اصلی آن نیز درخیابان ملاصدرای تهران هستند.
این مجموعه جدید در ۱۵قسمت به تهیه كنندگی برادران «آقاگلیان» ساخته می‌شود و «مهران مدیری» در آن نقش اول را بازی خواهد كرد.
داستان‌های این مجموعه جدید كه به صورت اپیزودیك ساخته خواهد شد، به هم پیوسته است و بازیگران این بار در داستان‌ها حضوری كوتاه خواهند داشت و قصه این مجموعه تلویزیونی درباره فردی است كه بی‌گناه به كلاهبرداری متهم می‌شود و به دلیل این اتهام هربار درگیر ماجرایی تازه می‌شود.
فضای كار جدید «مهران مدیری» آپارتمانی است و داستان آن هیچ شباهتی به كارهای قبلی او ندارد.
مرتضی میرباقری معاون سیما درباره این سریال گفت: كار مهران مدیری در حال جلو رفتن است. بخش‌هایی از راف كات‌های آن را هم دیده‌ایم و در صورت آماده شدن، یكی از سریال‌های موفق ما در نوروز خواهد بود.
وی در ادامه گفت: شرایط ما برای كارهای نوروزی عبارت است از اینكه سازندگان باید تا ۲۰ اسفندماه كارشان را نهایی كنند و صورتی از نهایی شده آن را ارائه دهند تا هم خودشان راحت باشند و گروه دچار مشكل نشود و هم مخاطبان با دغدغه كمتری كار را دنبال كنند.
 
 
چرا اسم جواد رضویان رو آورده؟
 

جمعه بیست و ششم بهمن 1386{زمان:19:32} آتــــنا ♥ ســمانہ

هنوز – جواد رضویان که در بیشتر سریال‌های مهران مدیری حضور داشته است نوروز سال 87 رقیب او خواهد بود.

رضویان سال گذشته سریالی به نام «قرارگاه مسکونی» را برای عید نوروز کارگردانی کرده بود که به دلیل سیاست‌های صدا و سیما پخش نشده و به نوروز 87 موکول شد.گفتنی است؛ عید نوروز این سریال از شبکه پنجم سیما پخش خواهد شد و رقیب سریال «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری به حساب می‌آید زیرا آن هم از ژانر طنز برخوردار است.

شایان ذکر است؛ در این مجموعه علاوه بر خود جواد رضویان، مهران غفوریان، شهرام قائدی، یوسف صیادی، علی صالحی، آرش نوذری، علی صادقی، محسن قاضی مرادی، مهران رجبی، محمود بهرامی، قاسم زارع، جواد عزتی، ارژنگ امیرفضلی، مهدی صبایی، سیاوش مفیدی، سید رضا حسینی، رامسین کبریتی، بیژن پیشداری، شهره لرستانی، مائده طهماسبی و مهسا کرامتی هم به ایفای نقش پرداخته‌اند و محمدرضا تختکشیان تهیه‌کنندگی آن را به عهده داشته است.

حالا رضویان رو رقیب مدیری به حساب میارن حالم ازش به هم میخوره

 امیدوارم همینجوری بمونه  حیف مدیری که به این آدم بال و پر داد

و آدمش کرد یادش رفته کی بوده و چی شده

مطمئنم اگه مدیری ازش دعوت میکرد قبول نمیکرد

واقعا که خلایق هر چه لایق

بنازم به این رو. عجب اعتماد به نفسی داره این مهدی مظلومی

هر کی بود تا حالا میرفت سراغ یه کار دیگه   

 

          

                                                                                                        

و همچنین

نشست پرسش و پاسخ همیشه پای یک زن در میان است بدون حضور مهران مدیری

"همیشه پای یک زن" ممیزی نشده است
نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" به کارگردانی کمال تبریزی امروز پنجشنبه 18 بهمن با حضور برخی عوامل فیلم در سینما صحرا برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در این نشست رضا کیانیان بازیگر، محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده، حسین زندباف تدوینگر و علاءالدین پژهان طراح جلوه‌های ویژه حضور داشتند، اما تبریزی به دلیل سفر به ایتالیا غایب اصلی بود.

علی‌اکبری درباره ویژگی‌های "همیشه پای یک زن در میان است" گفت: "فیلم می‌خواهد برخی مشکلات و معضلات جامعه امروز را به تصویر بکشد. پروژه بر اساس داستان‌های سیدمهدی شجاعی شکل گرفت و من خوشحالم فرصت همکاری با تبریزی مهیا شد. ابتدا قرار بود حوزه هنری فیلم را تهیه کند، اما برخی اتفاقات باعث شد حوزه انصراف دهد و ما جایگزین آنها شدیم."

وی در ادامه افزود: "همیشه برای تهیه فیلم‌های کارگردانانی مانند تبریزی در هر شرایط که باشد آماده‌ام." علی‌اکبری در پاسخ به این سئوال که فیلم چه اندازه دچار ممیزی شده، گفت: "هیچ صحنه‌ای کم نشده و از شما می‌خواهم به اینگونه سئوالات حاشیه‌ای نپردازید."

وی درباره ابراز ناراحتی شجاعی نویسنده قصه اصلی از نحوه ساخت این فیلم گفت: "قصه بسیار کوتاه بود و طبیعی است تبدیل شدن آن به فیلمنامه تغییراتی را داستان ایجاد کند. به هر حال ما حق دخل و تصرف در قصه اولیه را داشتیم. هدف از ساخت این فیلم ریشه‌یابی معضلات جامعه به ویژه مسئله طلاق بود."

کیانیان نیز در این نشست با اشاره به تیتراژ بسیار جالب "همیشه پای یک زن در میان است" اظهار داشت: "تیتراژ پایانی فیلم که خانم گلاره کیازند آن را طراحی کرده بسیار موفق و زیبا بود. به همراه تبریزی و کیازند بارها درباره نحوه طراحی تیتراژ صحبت کرده بودیم."

وی در ادامه تصریح کرد: "هنگامی که پیشنهاد بازی در این فیلم را دریافت کردم به همراه تبریزی و حبیب رضایی و نغمه ثمینی درباره ویژگی‌های شخصیت مورد نظر بحث کردیم. حدود یک هفته طول کشید به این شخصیت برسیم که تفاوت‌هایی با آنچه در فیملنامه بود، داشت. از آقای علی‌اکبری تشکر می کنم که این پروژه را تولید کرد."

زندباف نیز توضیحاتی درباره ویژگی‌های تدوین این فیلم ارائه داد و گفت: "تدوین "همیشه پای یک زن در میان است" بسیار مشکل و پیچیده بود و خوشبختانه با کمک تبریزی از عهده این کار برآمدم. زمان اولیه فیلم 130 دقیقه بود که در نهایت به 94 دقیقه کاهش یافت."

پژهان نیز درباره جلوه‌های ویژه این فیلم گفت: "این دومین کار من در حیطه طنز بود و مدت‌ها منتظر همکاری با تبریزی بودم. جلوه‌های ویژه "همیشه پای یک زن در میان است" بیشتر حالت میدانی داشت که کاملا در خدمت پیشبرد قصه فیلم بود."

 

         
 

 250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif250271anq0iqlgqu.gif

 

آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد،

رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها

همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم

جمعه نوزدهم بهمن 1386{زمان:19:11} آتــــنا ♥ ســمانہ
 

هنوزمهران مدیری که در نقش «مرد هزار چهره» به تلویزیون قدم خواهد گذاشت برادر بهاره رهنما شده است.

مادر بهاره رهنما نیز به پروژه جدید مهران مدیری پیوسته و نقش مادر «مرد هزار چهره» را به عهده گرفته است.
بهاره رهنما علاوه بر مادر با همسرش نیز در این پروژه همکار است. پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده این سریال 13 قسمتی با مهران مدیری همکاری خواهد کرد.  

 

و  یه خبر جالب شما میدونستین؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فرزند شقایق دهقان به دنیا آمد!    
هنوز – شقایق دهقان بازیگر سریال‌های طنز و همسرش محراب قاسم خانی – نویسنده فیلمنامه – صاحب فرزند شدند.

این زوج جوان که بیشتر در سریال‌های مهران مدیری حضوری مستمر و پررنگ داشته‌اند
این روزها صاحب پسری شده و نام او را «نویان» گذاشتند.
شایان ذکر است؛ هر دوی آنها در سریال «مرد هزار چهره»
به کارگردانی مهران مدیری حاضر خواهند بود و به هنرنمایی می‌پردازند.
 

 

اینا کی بچه دار شده که من نفهمیدم

 

                     

 

591674ynaw4yxc5f.gif591674ynaw4yxc5f.gif591674ynaw4yxc5f.gif591674ynaw4yxc5f.gif591674ynaw4yxc5f.gif591674ynaw4yxc5f.gif

 

من از عمر رفاقت ها        

                                                                   من از لطف صداقت ها

من از بازى نور در سینه بى قلب ظلمت ها

                                                                           نمى ترسم

 من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها

من از بازى یك شعله سوزنده كه آتش زده بر دامان پروانه

                                                                                نمى ترسم

 من از حرف جدایى ها

                                        مرگ آشنایى ها

                                  من از میلاد تلخ بى وفایى ها 

                                                                             مى ترسم

دوشنبه پانزدهم بهمن 1386{زمان:18:59} آتــــنا ♥ ســمانہ
با حضور رضا فيض‌نوروزي و فلامك جنيدي؛
«مهران مديري» سريال جديد خود را كليد‌زد

خبرگزاري فارس: «مهران مديري» مجموعه جديد طنز خود را با حضور بازيگراني چون «رضا فيض نوروزي» و «فلامك جنيدي» كليد زد.

مهران مديري كارگردان/عكس:بابك برزويه

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» مجموعه جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده است در لوكيشني در خيابان ملاصدراي تهران كليد زد.
بنابر اين گزارش، اين مجموعه جديد در 15قسمت براي پخش در ايام نوروز1387 ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
تا به حال حضور بازيگراني چون سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري و اليكا عبدالرزاقي در آن قطعي شده و احتمالا بازيگران سرشناس ديگري مانند «امين حيايي» و «خسرو شكيبايي» نيز در دو قسمت آن حضور خواهند داشت.

مهران مديري و سيامك انصاري در سريال شبهاي برره
داستان‌هاي اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران هستند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد، به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان‌ها حضوري كوتاه خواهند داشت.

مهران مديري بازيگر و كارگردان
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار غيرتلويزيوني ساخته شده توسط او، مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.

مهران مديري كارگردان


 

شنبه بیست و دوم دی 1386{زمان:18:16} آتــــنا ♥ ســمانہ

پنج قسمت از فیلمنامه مجموعه تلویزیونی جدید مهران مدیری به سرپرستی پیمان قاسمخانی آماده شده و 9 قسمت دیگر همزمان با تولید نوشته می‌شود. امیرمهدی ژوله از نویسندگان فیلمنامه این مجموعه گفت: "به همراه مهراب قاسمخانی و خشایار الوند به سرپرستی پیمان قاسمخانی از سه ماه پیش جلساتی برای طراحی کاراکترهای مجموعه جدید مدیری داشتیم و کار را از سه هفته پیش آغاز کردیم. تاکنون پنج قسمت مجموعه به صورت کامل نوشته شده و حدود 10 روز است کار کلید خورده است." وی در ادامه افزود: "داستان این مجموعه روایتگر فردی است که با موقعیت‌های مختلف رو به رو می‌شود. با پیمان برای نوشتن متن مجموعه با مدیری جلسات مشترک زیاد داشتیم و با توجه به سابقه همکاری در پروژه‌های مختلف لحن نگارش‌ها به هم نزدیک است. با توجه به اینکه تولید تازه آغاز شده به لحاظ متن عقب نیستیم و هر کدام از نویسندگان مشغول نگارش هستند." تازه‌ترین مجموعه تلویزیونی مهران مدیری در 14 قسمت برای پخش در ایام نوروز 87 شبکه سه سیما تولید می‌شود.

یکشنبه شانزدهم دی 1386{زمان:3:26} آتــــنا ♥ ســمانہ
براي پخش از شبكه سوم سيما؛
پيش توليد سريال نوروزي «مهران مديري» آغاز شد

خبرگزاري فارس: پيش توليد مجموعه تلويزيوني كه «مهران مديري» قرار است آن را براي نوروز كارگرداني كند آغاز شد.

مهران مديري در پشت صحنه سريال شبهاي برره

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس،‌ اين مجموعه جديد در 13 قسمت براي پخش در ايام نوروز ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
بنابراين گزارش، تا به حال سه قسمت نخست از اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران انتخاب شده‌اند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد به هم پيوسته است و علاوه بر بازيگران قبلي كه با «مهران مديري» كار كرده‌اند بازيگران جديدي نيز در اين مجموعه حضور خواهند داست.

مهران مديري در پشت صحنه سريال شبهاي برره
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار ساخته او مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.

دوشنبه سوم دی 1386{زمان:18:36} آتــــنا ♥ ســمانہ

مهران مدیری مرد هزار چهره می شود

خبر گزاری فارس دیروز خبر ساخت یک مجموعه طنز را اعلام کرد که به خاطر بازیگر و کارگردان خاص آن، برای خیلی از مشتاقان برنامه های طنز تلویزیونی می تواند جذاب باشد.

خبر این بود که مهران مدیری، کارگردان و بازیگر حوزه طنز با یک مجموعه تلویزیونی دیگر، مهمان خانه ها خواهد بود.

این مجموعه طنز "مرد هزار چهره" نام دارد و مانند کارهای قبلی این کارگردان، به دست برادران گلیان بهیه می شود. با وجود آن که در خبر آمده بود این مجموعه قرار است برای ایام نوروز آماده شود، اما با پیگیری های خبرنگار ما مشخص شد که احتمال دارد این مجموعه برای پخش در این ایام آماده نشود.

این مجموعه ۱۳ قسمت و برای گروه فیلم و سریال شبکه ۳ آماده می شود، مهران مدیری را به عنوان نقش اصلی در خدمت خواهد داشت.

در مجموعه تازه ای که جلوی دوربین خواهد رفت، داستان آدم بی گناهی روایت می شود که به کلاهبرداری متهم است. به جز چند نقش ثابت مثل نامزد و پدر او که در شهرستان زندگی می کنن، بقیه بازیگران مهمان خواهند بود.

سه شنبه بیستم آذر 1386{زمان:3:15} آتــــنا ♥ ســمانہ

درباره وبلاگ

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ


ღ در دل و جان خانہ کردي عاقبت

ღ هردو را ديوانه کردي عاقبت

ღ آمدي کاتش دراين عالم زني

ღ مردي و مردانه کردي عاقبت

ღ عشق را بي خويش بردي در حرم

ღ شمع را پروانه کردي عاقبت

ღ فخر عالم بود عقل چاره گر

ღ عقل را ديوانه کردي عاقبت

ღ تقديم به تمام دوستان عزيزي که تا به امروز يار و ياور من بودند....

ღ دنيا را برايتان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزو مندم


مهران مديري كيست ؟

مهران مدیری (متولد ۱۸ فروردین دهه 40 از والدینی اراکی در تهران ) کارگردان و بازیگر مجموعه‌های طنز سینما و تلویزیون ایران است.
از جمله مجموعه‌های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می‌توان از
پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره ،مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ نام برد.

او در موسیقی و خوانندگی نیز فعالیت دارد. مجلهٔ نیوزویک در مقاله‌ای او را ۲۰
امین مرد قدرتمند سال ۲۰۰۹ در ایران
نامیده است

می گوید:علاقه من سینمایی است که به روابط انسانی می پردازد.
به طراحی آدم ها. به عشق.به احترام و به خیلی چیزهای دیگر می پردازد.
امکانات وب

جاوا اسكريپت