تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران

 

 

ياد آوري حرفهاي گذشته مهران مديري
 
محمد تاجيک:براساس آنچه که چندي پيش قائم مقام شبکه سوم اعلام کرده بود قرار بود مهران مديري يک سريال 50يا نود قسمتي براي تلويزيون بسازد،اين موضوع براي کساني که کار هاي مديري را با جديت پي گيري مي کنند بسيار عجيب بود. چون همين ارديبهشت سال گذشته بود که مهران مديري در گفت وگويي با ماهنامه فيلم گفته بود هر گز منتظر کار نود شبي از من نباشيد.

 او گفته بود بعد از مرد هزارچهره ديگر نمي تواند کار نودشبي بسازد. حتي اگر بخواهد نمي تواند. براي اين که از نظر او مدل و مسير کار کاملا تغيير کرده است. مديري اعتقادداشت با اين کيفيت، با اين بازي، با اين فيلم نامه و با اين ترکيب بازيگران، ديوانگي محض است اگر دوباره برگردد و کاري بسازد که سرعت در آن حرف اول را مي زند. به اعتقاد مديري،سر کارهاي نودشبي آدم بايد با عجله فقط بگيرد و تحويل پخش بدهد.

همين نوروز امسال بود که سريال مرد دوهزار چهره با بازي و کار گرداني مهران مديري از تلويزيون ايران پخش شد اگر به بازتابهاي رسانه اي و مطبوعاتي اين مجموعه نگاهي انداخته شود متوجه خواهيم شد که نسبت به مجموعه مرد هزار چهره بااستقبال خوبي مواجه نشد و اين براي مهران مديري که بسيار نگران کيفيت کارهايش در اين سالها بوده،حتما موضوع مهمي خواهد بود.

جالب است بدانيد مهران مديري در همان گفت وگو با ماهنامه فيلم گفته بود: بعد از گنج مظفر احساس کردم که ديگر خودم را دوست ندارم. احساس کردم با اين کارهاي نودشبي دارم مي گندم و بايد يک تغيير ناگهاني در کارم صورت بدهم، چون آن نقطه اي را که در آن قرار داشتم ديگر دوست نداشتم.
 از کارگرداني کردن و ساختن هم خسته شده بودم. دلم مي خواست مدتي بدون دغدغه پشت دوربين، فقط بازي کنم. خسته شده بودم از بار مسئوليتي که در اين سال ها (سريالهاي نود شبي)روي دوشم بود و پوستم را کند واقعا. در نتيجه بازيگري در فيلمهاي دايره زنگي و هميشه پاي يک زن درميان است با همه سختي هايش برايم مثل يک زنگ تفريح بود. اصلا انگار در سواحل هونولولو نشسته ام و دارم آب پرتقال مي خورم.

از آنجا که آقاي مديري براي کيفيت کارهايش و کار نامه هنري اش اهميت بسياري قائل است براي خروج از دايره سريال سازي،از سالها قبل بارها اعلام کرده که قصد کار گرداني يک فيلم سينمايي دارد. او به تازگي نيز باز عنوان کرده که قصددارد در سال 89 فيلم «کشتي گمشده» را بسازد. فيلمنامه اين فيلم از مضموني ترسناک اما پر از شوخي برخوردار است.

گويا آقاي مديري حتي به اظهاراتي که خود قبلا در نقدفعاليتهايش مطرح کرده بود توجهي ندارد و دوستاني که به او علاقه دارند بايد حرفهاي گذشته مديري را براي خود او ياد آوري کنند تا مديري همچنان در مسير فعاليتهاي تصويري اش موفق باشد.

البته نکته ديگري که به آقاي مديري بايد ياد آوري کرد اين است که مهران مديري برخلاف سريالها و کارهاي طنز تلويزيوني اش هميشه به توليد آثار جدي و حتي تلخ علاقه داشته است.
خود اودر مصاحبه ديگري گفته است:در تئاتر نقش هاي جدي بازي مي کردم. از نظر شخصيتي هم آدم طنازي نيستم، بيشتر درون گرا هستم و مسايل جدي برايم جدي تر است. در آينده هم قصد ساخت اثري جدي را دارم. (مثلث شيشه اي)

 جالب است بدانيد مديري چند سال پيش در گفت وگويي پيش از ساخت «شب هاي برره» اعلام کرده بود: تمامي کارهاي طنزي که ساخته ام پر مخاطب و موفق بوده اند، اما با اين حال از عملکرد خودم در زمينه طنزسازي راضي نيستم.
 طنزسازي به شغل من تبديل شده است و همه افراد از جمله تهيه کنندگان، منتقدان و... از من مي خواهند که مجموعه طنز بسازم.: اصل من چيز ديگري است. دوست دارم روزي برسد که کمدي مورد علاقه خودم را بسازم که در عين خنداندن، تلخي هاي بسياري را نمايان سازد.

 به تازگي نيزگفت وگويي از بهاره رهنما منتشر شده که دراين گفت وگو خانم رهنما گفته است که مهران مديري يکي از تلخ ترين آدمهايي است که در عمرم ديده ام.
اتفاقا چند سال پيش در مصاحبه اي از مديري اين سوال را کرده بوند که: حتما به تو گفته اند که صورت تلخي داري؟مهران مديري نيز در جواب گفته بود: بله، خيليها از اين هم فراتر ميروند و ميگويند آدم غمگيني هستي. خيلي وقتها درست است. در طول روز غمگينيم به شاديهايم ميچربد. زود هم خودش را نشان ميدهد. به قول يکي از دوستان غم اگر به جاهاي ناجور نکشه، چيز خيلي بدي نيست. ميتواند منشا خلاقيت هم باشد. ظاهرا در شرق براي غم اصالت بيشتري نسبت به شادي قائلند
 منبع: شفاف

 
چند نکته درباره ماجرای افشای دستمزد بازیگران سینما و تلویزیون
بامِ کوتاه بازیگران

سینمای ما - شاپور عظیمی: در هفته‌ای که گذشت خبری مثل بمب در جاهایی ترکید صدا کرد و جماعتی از دوستان مطبوعاتی مانند مرحوم ارشمیدس فریاد برآورند که یافتیم، یافتیم. خبر چندان مفصل و حتی تازه هم نبود: دستمزد بازیگران سینمای ایران لو رفت. فلانی صد میلیون می‌گیرد، آن یکی سی میلیون، آن دیگری پنجاه و این یکی برای سه روز کار در یک فیلم، نود میلیون گرفته و الی آخر.

نه این‌جا هالیوود است و نه بازیگران ایرانی مثل ستاره‌های هالیوود جهانی‌اند و نه تهیه‌کنندگان این‌جایی توانایی پرداخت دستمزدی حتی یک صدم دستمزد آن ستاره‌ها را دارند و نه آنهایی که این کشف مهم را خبری کرده‌اند؛ هیچ‌کدام در حد و اندازة آنهایی‌اند که شب و روز پاپاراتزی‌هایشان خواب و خوراک از چشم ستارگان سینما ربوده‌اند. سال‌های پیش از یک هنرپیشة سینمای ایران خواسته‌بودند که در نقش یک بچة شیر‌خوار ظاهر شود و پستانک به دهان بگذارد. او هم پول «خونش» و آبرویش در بازیگری را درخواست کرده بود. نه تنها این پول را به او ندادند بلکه به خاطر این درخواست، چند صباحی از حضور در سینما محرومش کردند.

ناصر تقوایی در فیلم پشت صحنة «کاغذ بی‌خط» به یکی از بازیگران فیلمش می‌گوید که همة عوامل در سینما تنها تنها برای این تلاش می‌کنند که یک بازیگر بتواند جلوی دوربین ظاهر شود و بازی کند. این نشان می‌دهد که نقش یک بازیگر در سینما تا چه حد دارای اهمیت است. آن وقت چه اتفاقی برای همین بازیگر می‌افتد؟ یک روز دستمزدش به مسألة روز سینما بدل می‌شود، روز دیگر مسائل زند‌گی‌اش. یک روز ممنوع‌التصویر می‌‌شود. روز دیگر اجازة کار پیدا می‌کند.

به عبارت دیگر بازیگران سینمای ما امنیت شغلی ندارند. هیچ کسی بپرسد که وقتی فیلم می‌سازی، سراغ فیلم هنری می‌روی اما وقتی قرار است بازیگر باشی؛ در سطحی‌ترین فیلم‌ها نام تو به عنوان بازیگر می‌درخشد. اما تا دلتان بخواهد «زردنامه» هست تا تیتر کند که این بازیگر فلان شد، آن بازیگر بهمان شد. این یکی گفت مجردم، آن یکی به تقاضای ازدواج فلانی پاسخ داد یا نداد.

تهیه‌کننده‌ای از آقا یا خانم بازیگری می‌خواهد در فیلمش بازی کند و تازه، دو نقش هم داشته باشد. آن وقت همین فیلم در اکران تهران 700 یا 800 میلیون می‌فروشد. فروش شهرستان‌ها هم پیشکش. به نظر شما این یا آن آقای بازیگر باید چقدر دستمزد بگیرد تا هر دو سوی معادله، یر به یر شود؟ یک سوی معادله بازیگری است که به هر حال برای خودش در سینما یک «پرسونا» به دست آورده. در یکی دو فیلم از یکی دو کارگردان سرشناس سینمای ایران بازی کرده است.

حالا قرار است در یک فیلم در نقش یک خواستگارظاهر شود. قرار است تست گریمش روی جلد این و آن مجله چاپ شود. قرار است روی بیلبورد‌ها پز موهای بلند او را بدهند تا فیلم، بفروشد. این بازیگر چه باید بکند؟ چقدر بگیرد خوب است؟ یادمان باشد او دارد پول خونش را می‌گیرد. یادمان باشد که همین فردا افراد دیگری پیدا می‌شوند که در نوشته‌هایشان به این بازیگر بگویند که در فیلم بدی بازی کرده و سابقة بازیگری‌اش را از بین برده است. یادمان باشد که مهر بازیگر تجاری بر پیشانی چنین بازیگری می‌خورد و کم‌تر پیش می‌آید یک کارگردان سرشناس و متفاوت سینمای ایران که به دنبال ساخت فیلمی جدی است سراغ چنین بازیگرانی بیاید.

نتیجة بازی در فیلم‌هایی که با نیت «بگذار فروش کنم» ساخته می‌شوند، این است که این یا آن بازیگر، همیشه باید در نقش‌هایی این چنینی بازی کند. اگر بازی نکند که از گردونة غیر حقیقی رقابت حذف می‌شود. اگر بازی بکند که باز هم از گردونة (این بار) حقیقی رقابت حذف می‌شود. این بازیگر چه باید بکند؟ باید دستمزدی بگیرد که معادل از دست دادن فرصت‌های جدی در آیندة کاری‌اش باشد؟

نکتة جالب این‌جا است که وقتی حرف از دستمزد می‌شود، همة نگاه‌ها به سوی بازیگران برمی‌گردد. آیا کسی می‌پرسد که این یا آن مدیر فیلم‌برداری، طراح صحنه و لباس، تدوین‌گر، آهنگساز، مدیر تولید و یا فیلم‌نامه‌نویس چقدر می‌گیرند؟ آیا می‌دانید فیلم‌نامه نویس که «ملات» یک فیلم را اوست که فراهم می‌کند، چقدر دستمزد می‌گیرد؟ آیا می‌دانید که معمولاً کم‌تر از همه پول می‌گیرد اما بیش از همه باید جوابگو باشد؟ می‌دانید که یک تهیه‌کننده نمی‌تواند پول یک بازیگر را ندهد اما می‌تواند پول یک فیلم‌نامه نویس را به طور کامل به او پرداخت نکند؟ چرا در این موارد جنجالی در میان دوستان مطبوعاتی ایجاد نمی‌شود؟«پول یک فیلم‌نامه نویس را خوردند!!» چرا هیچ وقت با تیتری این چنینی رو‌به رو نمی‌شویم؟

می‌دانید همین خبر اخیر می‌تواند آن‌قدر دامنه پیدا کند که بار دیگر به ممنوع‌التصویر شدن برخی بازیگران بینجامد؟ البته هیچ نهاد و فردی تمام افرادی را که نامشان در این فهرست آمده، از بازی در سینما محروم نمی کند، چون در این صورت سینمای ایران را باید تعطیل کرد. نکند بهای انتشار چنین فهرستی، بی‌کاری تنی چند از بازیگران باشد؟ اگر چنین شد، چه کسی گناهش را به گردن می‌گیرد؟

نگارنده با هیچ یک از بازیگران سینمای ایران بستگی فامیلی، رفاقت، بده‌بستان و مراوده‌ای ندارد که بخواهد از آنها دفاعی کرده باشد. به جای خود، انتقاد‌های تندی هم از برخی بازیگران سینما هم دارد. این یادداشت بیش از آن که دفاع از قشری از دست‌اندرکاران سینمای ایران باشد، دفاع از موجودیتی به نام سینمای ایران است که نکند، با دلایلی این چنینی زیر سؤال برود. اعتقادی ندارم که اصولاً باید از یک فرد یا صنف دفاع کرد. آن صنف یا آن فرد می‌توانند از خود دفاع کنند. آدمِ زنده بهترین مدافع خودش است. نگارنده البته، با موجودیتی به نام سینمای ایران، بستگی خونی دارد.

منبع : خبر آنلاین
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 16 آبان1388 ساعت 10:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان...!

 

تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان...!

هماگویا-اعتماد ملی :شايد اين از بدشانسي پروژه «مسافران» به خصوص رامبد جوان باشد كه اين سريال در زماني روي آنتن مي‌رود كه مردم خيلي حوصله خنديدن ندارند و آنقدر حساس شده‌اند كه تاب ديدن برنامه‌اي را كه مطابق با سليقه‌شان نيست نمي‌آورند.
شايد اگر مسافران در زمان ديگري پخش مي‌شد روي خيلي از كاستي‌ها چشم مي‌پوشاندند و شايد فرصت بيشتري به آن مي‌دادند. شايد ما هم دل و دماغ بيشتري براي پرداختن به آن داشتيم و شايد ما هم از كنار آن مي‌گذشتيم و مي‌گفتيم: «آنقدر برنامه‌هاي تلويزيوني بي‌عيب و ايراد نيست كه لازم باشد مته به خشخاش بگذاريم يا بزنيم.»
براي شروع بايد بگويم منظور من از انتخاب اين تيتر، تقابل گروهي كه به همراه «مهران مديري» به اوج كارهاي طنز تلويزيوني در سال‌هاي اخير رسيدند نيست. گروهي كه تصميم گرفتند منفك از مهران مديري و اين بار به همراه «رامبد جوان»‌تجربه تازه‌اي را در اين زمينه به‌خصوص محك بزنند و به گونه‌اي از توانايي‌ها يا بهتر بگويم جايگاه خود در اين موفقيت‌ها دفاع كنند. كساني نظير «محسن چگيني» كه به عنوان تهيه‌كننده نقش مهمي در شكل‌گيري طنزهاي شبانه دارد و «پيمان قاسم‌خاني» كه توانايي‌‌هاي خود را نه فقط در كنار مهران مديري بلكه در كنار كارگردان‌هاي بزرگي چون كمال تبريزي و مرضيه برومند هم به اثبات رسانده است.
به هر حال تعارف است اگر بخواهيم بگوييم كه مهران مديري كنجكاوانه سريال مسافران را دنبال نمي‌كند يا اينكه اين سريال براي تك‌تك عواملش اهميت خاصي سواي نگراني‌هاي يك گروه براي ساختن و ارائه يك كار خوب ندارد و در اين ميان رامبد جوان هم كه اولين كارگرداني طنز شبانه 50 قسمتي را تجربه مي‌‌كند مستثني نيست. چراكه موفقيت مسافران مي‌تواند سكوي پرتابي برايش باشد يا در صورت عدم رضايت مخاطبان، كارگرداني وي را در اين زمينه زيرسوال و انتقاد ببرد
.
حال اينكه چرا از تيتر «جنگ ستارگان» وام گرفتم به اين دليل بود كه موسيقي تيتراژ مسافران تا به اينجاي كار بيشتر از خود سريال مورد توجه قرار گرفته است. تيتراژي كه «سعيد ذهني» با برداشتي هنرمندانه از ملودي جنگ ستارگان و ميكس آن با ريتم ساز و ضرب ايراني مناسب با يك طنز شبانه ساخته است.

و اما مسافران و اينكه چرا تا به اينجاي كار توقع‌ها را برآورده نكرده است:

زماني كه باخبر شدم پروژه‌اي به تهيه‌كنندگي محسن چگيني و با گروه نويسندگان خوب و صاحب سبك به سرپرستي «پيمان قاسم‌خاني» همراه با بازيگران مطرح در حوزه طنز و به كارگرداني رامبد جوان در حال ساخت است خوشحال شدم چراكه بر اين باورم كه كارهاي تلويزيوني نبايد به باندبازي، گروه‌گرايي و مافيايي نظري فوتبال بدل شود و عدم رقابت صحيح، ارتقاي اين برنامه‌‌ها كه پرمخاطب‌ترين هم هستند را به خطر بيندازد و باز شدن اين حصارها يقينا بجا و به موقع است.
گرچه براي اينكه بتوانيم نقد منصفانه‌تري از يك سريال داشته باشيم لازم است نيمي از كار روي آنتن رفته باشد اما در سريال‌هاي طنز كه معمولا داستان اصلي در حاشيه قرار مي‌گيرد و قصه‌هاي فرعي فونداسيون كار را تشكيل مي‌دهند مي‌توان زودتر به آن پرداخت. به خصوص وقتي پروژه‌اي همزمان با پخش، توليد هم مي‌شود و توجه به واكنش‌ها در حذف نقاط‌ضعف و پررنگ‌كردن نقاط قوت مفيد است چراكه به قولي نفس به نفس مخاطب دارد.
متن‌ها يك گام از كارگرداني جلوتر است:

پيمان قاسم‌خاني و مهران مديري پس از سال‌‌ها كار با يكديگر دست هم را به خوبي مي‌خوانند و هر يك مي‌دانند كه ديگري از او چه مي‌‌خواهد كه مسلما به راحتي به اين تفاهم كاري نرسيده‌اند. حال سوال من اين است:
آيا نوشته‌هايي با اين ظرافت براي شروع كار با كارگرداني جديد مناسب بود؟ چراكه نوشته‌ها آنقدر لبه مرزي است كه حتي يك حركت زياد و كم مي‌تواند مفهوم آن را تغيير دهد و شايد اين بدشانسي رامبد جوان در نخستين تجربه اينچنيني او است.
به خاطر دارم سال گذشته گفت‌وگويي با رامبد جوان داشتم و از او پرسيدم: «آيا تصميم نداري يك كار طنز شبانه را تجربه كني؟» و او پاسخ داد: «من هرگز شجاعت اين كار را نخواهم داشت چراكه كارگرداني يك چنين پروژه‌اي بسيار سخت و ريسك‌پذير است» و در ادامه اضافه كرد: «من هميشه مهران مديري را تحسين مي‌كنم و عقيده دارم كه او يك استثناست.» به همين دليل وقتي از كارگرداني او در اين پروژه مطلع شدم گوشي را برداشتم و تبريك گفتم چراكه عقيده دارم او هم مي‌تواند استثنا باشد به شرط آنكه در جاي درستي قرار بگيرد اما...

رامبد جوان يك هنرمند تئاتري است كه مثل هر اهل تئاتري يادگرفته تا دوربين را با بازي به دوش بكشد يا يقينا اگر يك كارگردان تلويزيوني او را همراهي مي‌كرد موفق‌تر بود. او يادگرفته كه بايد مستقيم با مخاطب ارتباط داشته باشد و به همين دليل نوع بازي او و كارگرداني او در زمينه طنز بيشتر در قالب طنز موقعيت است يا حتي كمدي بزن‌بكوب تا طنز كلامي، يعني درست نقطه مقابل مسافران كه بيشتر بار طنز متون بازي با كلمات است و به همين دليل چند قسمتي كه از طنز مسافران مي‌گذرد مثل جوكي است كه خوب تعريف نمي‌شود و گاه بعد از چند ثانيه متوجه آن مي‌شويم و مي‌خنديم و گاه مجبوريم براي ديگران توضيح دهيم كه جريان از چه قرار است و اين نوع طنز مناسب با سليقه مخاطب عام كه مخاطب تلويزيوني را شامل مي‌شود نيست حتي اگر گروه نويسندگانش در مصاحبه‌هايي كه پيرامون كارهاي قبلي خود داشتند گفته باشند: «نگاهي به سليقه و نظر مخاطب ندارند و برحسب نظر خودشان مي‌نويسند

ريسك بزرگ ساختن 20 قسمت از سريال قبل از پخش:

اجازه بدهيد گريزي بزنيم به سريال طنز «نقطه‌چين» كه بعد از موفقيت «پاورچين» ساخته شد. سريالي كه در شروع با استقبال مخاطب مواجه نبود اما خيلي زود محك خورد، ايرادها غربال شد تا جايي كه بعضي از شخصيت‌ها تغيير كردند، بعضي‌ها كنار گذاشته و برخي ديگر اضافه شدند و حتي كاراكتر و حرفه بازيگر اصلي هم تغيير كرد و به اين ترتيب نقطه‌چين از خطر جست.

ساختن 20 قسمت از يك سريال روتين 50 قسمتي هم يكي از اشتباهات در پروژه مسافران بود كه اين فاصله طولاني امكان روتوش و ارتباط با سليقه مخاطب را محدود كرده است.

در سريال مسافران، سختگيري لازم روي بازي‌ها وجود ندارد:

شايد بشود اين را هم به گردن تئاتري بودن رامبد جوان انداخت كه همانگونه‌اي كه در تئاتر بازي‌ها تكرارشدني نيست به راحتي از روي بازي‌ها رد مي‌شود و در مسافران اينطور به نظر مي‌رسد كه در هر صحنه با يكي، دو برداشت تثبيت شده است و سختگيري در كار نيست.
البته شايد بي‌ارتباط نباشد به اين هم اشاره كنم كه يكي از بازيگران هميشگي كارهاي مهران مديري مي‌گفت: «ايراد حضور در كارهاي مهران مديري اين است كه بعد از كار كردن با وي هماهنگي با كارگردان‌هاي ديگر هم براي خود بازيگر و هم براي كارگردان جديد سخت است و هر دو دچار نوعي سردرگمي مي‌شوند.»

شخصيت‌ها و بازيگران در مسافران:

شخصيت «شهاب» با بازي «نصرالله رادش» محبوب‌ترين در اين سريال است، كه هم خوب به آن پرداخته شده و هم اينكه رادش به خوبي از عهده آن برآمده است.
 
شخصيت فرخ‌(حميد لولايي) و فريد (رامبد جوان) گرچه هر يك تعريف شده است و قرار است فرخ، فردي مادي، عصبي و خودخواه و فريد شخصيتي، انساني، ساده و ايده‌آليست باشد اما اين اطلاعات را ما از قصه شنيده‌ايم و مخاطب هنوز با آن دو ارتباط خاصي برقرار نكرده است.
 در مورد «سحر دولتشاهي» و «محمدحسن معجوني» با اين مقدمه شروع مي‌كنم كه در نوعي از كمدي شخصيت‌هايي جدي وجود دارند كه در حقيقت زمينه را براي شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي طنز آماده مي‌سازند و بازي و شخصيت‌پردازي آنها به مراتب سخت‌تر از كمدين‌هاست. مثل لورل‌هاردي، برادران ماركس و در حال حاضر بازيگراني نظير بيلي كريستال. شخصيت «ناهيد» با بازي «سحر دولتشاهي» و بهرام «محمدحسن معجوني» هم در اين دسته قرار مي‌گيرد كه هر دو در اين زمينه بسيار موفق هستند. مثلا همين كه مخاطب مسافران خيلي به ناهيد علاقه‌مند نيست نشان مي‌دهد كه او به خوبي از عهده ارائه شخصيت خود برآمده است.
 در مورد «حامد كيازال» بازيگر خردسال نقش فربد هم بايد بگويم در اين زمانه كه بازيگران خردسال مي‌توانند در كنار بزرگان روي فرش قرمز بروند و نامزد بهترين‌ها شوند و ما نيز در ايران بارها بازيگران خردسالي داشته‌ايم كه تحسين همگان را برانگيختند (مانند نيكي نصيريان در بزنگاه) خيلي توقع‌ها را برآورده نمي‌‌كند و اين بازيگر بازيگوش گرچه خيلي شيرين است اما يك لحظه دوربين را فراموش نمي‌كند و حتي مرضيه برومند هم در همه بچه‌هاي من نتوانست از پس او بربيايد چراكه معمولا كودكاني در بازيگري موفق هستند كه بازي را به بازي مي‌گيرند و مثل بازي‌هاي كودكانه در نقششان زندگي مي‌كنند.
 
و... شقايق دهقان كه نقش ستاره را به عهده دارد. شخصيتي تكراري كه مستقيما از «پاورچين» و «برره» به فضا پرتاب شده و حال با مسافران به زمين برگشته است.
شقايق دهقان كه هنوز مي‌تواند «زير نور ماه» باشد اما چرا در سايه يك شخصيت كه حتي «تيپ» هم محسوب نمي‌شود باقي مانده است را بايد از همسر و برادر همسرش پرسيد. چراكه كاملا واضح است آنها چنين شخصيتي از او مي‌خواهند و در قالب چنين شخصيتي براي او متن مي‌نويسن
د.
و در آخر اگر اجازه بدهيد اين بار من به جاي بهرام به كنفدراسيون گزارش كنم كه: آدم‌هاي كره زمين به خصوص ايراني‌ها راحت نمي‌خندند. اين روزها كه اصلا حوصله خنديدن ندارند. ساختن سريال طنز براي آنها راحت نيست. خيلي زود دل‌زده مي‌شوند. معمولا به طنزي كه تلنگري به مسائل روزمره‌شان داشته باشد بسيار علاقه‌مندند.
حال اگر نمي‌شود به هر مساله‌اي ناخونك زد و خط قرمزها روز به روز پررنگ‌تر مي‌شود همين سريال «جومونگ» هم بد نيست. آنها دوست دارند با ستارگان محبوبشان جومونگ را تماشا كنند.

تماس، فرت*
* اشاره به سكانس پاياني هر آيتم در مسافران

ساختن 20 قسمت از يك سريال روتين 50 قسمتي هم يكي از اشتباهات در پروژه مسافران بود كه اين فاصله طولاني امكان روتوش و ارتباط با سليقه مخاطب را محدود كرده است

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 19 مرداد1388 ساعت 12:39     بيان انتقادات و پيشنهادات

«شصت چی» قربانی شرایط، محیط و اجتماع خویش است

مهران مدیری سر تماشاگرش کلاه نمی گذارد

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : در مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» مسعود شصت چی قربانی شرایط جامعه و گذشته بود که از او آدمی چند چهره ساخته است.

مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» به کارگردانی «مهران مدیری» چهره نام آشنای سریال های طنز و کمدی است.

 تنها نام «مهران مدیری»کافی است تا برای بینندگان تلوزیونی کنجکاوی ایجاد کند. چرا که پیش از این با ساخت مجموعه تلویزیونی های موفقی چون «مرد هزار چهره»، «شبهای برره»، «پاورچین» و «نقطه چین» توانسته بود نظر تماشاگران تلویزیونی را جلب کند. براستی نام سلطان کمدی تلوزیونی برازنده اوست.

 مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» در سیزده قسمت و در شب های نوروز 88 از شبکه سه پخش شد. سریالی که در ادامه مجموعه تلویزیونی سال قبل «مدیری»، «مرد هزار چهره» ساخته شده است. این بار کارکتر «مسعود شصت چی» با بازی خود «مهران مدیری» در چهار موقعیت مختلف قرارگرفت. تفاوت داستان سال قبل با داستان امسال دراین بود که در «مرد هزار چهره» «مسعود شصت چی» از سر ناآگاهی و بر حسب اتفاق درموقعیت ها ودرغالب کارکترهایی چون، مامور پلیس، دکتر و شاعر قرار می گرفت و بی گناه قربانی می شد. اما در «مرد دو هزار چهره» شصت چی از سر آگاهی و به انتخاب خودش در غالب چهار موقعیت و چهار کارکتر قرار می گیرد.

«مدیری» در «مرد دوهزار چهره» به زبان طنز ،به نقد شرایط اجتماعی ومحیط زندگی آدمها می پردازد.در واقع «مسعود شصت چی» با آگاهی از خطراتی که او را تهدید می کند در نقش یک آدم ساده ظاهر می شود. در برنامه تلوزیونی شرکت می کند . تیم ته جدولی فوتبال را نجات می دهد . هواپیمای مسافربری را روی زمین می نشاند ویا درنقش جادوگر انرژی درمانی می کند. غافل از آن که او به هیچ یک از استعدادهای خود واقف نیست .تنها ویژگی او این است که زود جوگیر می شود.

در موقعیت اول «مسعود شصت چی» آدمی ساده است که در نقش «مهران مدیری» کارگردان قرار می گیرد. کارگردانی که شهرت دارد. همه او را می شناسند وکنجکاوند تا از زندگی شخصی او بدانند. موقعیت اول را می توان «شهرت» نامید. «مدیری» با قرار دادن «مسعود شصت چی» در موقعیت اول، به نقد هنر و به خصوص سینما می پردازد. با توجه به اعتراض هایی که به سریال « مرد هزار چهره » وارد شد. «مدیری» آگاهانه اول از زندگی خودش شروع کرده و این جسارت او را نشان می دهد. «مسعود شصت چی» در غالب «مهران مدیری» آدمی صاف و ساده نشان داده می شود. بر خلاف «مهران مدیری» واقعی که آدمی خشن و افسرده است که برای مداوا به فرانسه رفته است. در واقع «مهران مدیری» با موقعیت اول به زبان طنز و کمدی که مختص خودش است. به بیان زندگی هنری خودش می پردازد.

 در سریالهای «مدیری» طنز وکمدی به موقعیت و دیالوگ بازیگران وابسته است. در موقعیت اول شاهد زندگی کارگردانی هستیم که در ارتباط با اطرافیانش مشکل دارد. هر روز از مردم و جامعه اش فاصله می گیرد. در تنهایی خویش دچار افسردگی شده و همدمی جز جانوران وبه خصوص مار ندارد. در واقع موقعیت اول شرح حال برخی ازهنرمندانی است که به جای ارتباط با جامعه و مردم در لاک تنهایی خویش فرو می روند و به لحاظ شخصیتی و نوع زندگی از مردم فاصله می گیرند. خود را دلخوش به چند اصطلاح سینمایی کرده و حرفهای قلمبه سلمبه می زنند وزمانی حاضرند برای مردم حرف بزنند که سکه یا هدیه ای دریافت کنند.
«مهران مدیری» با زدن عینک بر چشمان «مسعود شصت چی» به برخی ازهنرمندانی می پردازد که ادعای روشنفکری داشته وخود را تافته جدا بافته از جامعه و مردم می دانند. هنرمندی که با زدن عینک دودی سعی دارد از خود شخصیتی دست نیافتنی و رویایی بسازد.

 در موقعیت دوم «مسعود شصت چی» در نقش «کاپیتان ساجدی»، خلبان هواپیمای مسافربری قرار می گیرد. «کاپیتان ساجدی» اصلی دارای شخصیت جدی و خشک دارد. با خدمه پرواز رفتاری خشن دارد. به گونه ای که خدمه پرواز از او راضی نیستند. «مسعود شصت چی» در نقش «کاپیتان ساجدی» آدمی است که تخصص لازم را ندارد. قرار گرفتن آدم های بی تخصص در پست های تخصصی، می تواند فاجعه بیافریند. «مدیری» با کارکتر «مسعود شصت چی» به آشفته بازار پروازهای هواپیمایی می پردازد. جایی که به آدمی با جان مسافران بازی می کند . آدمی مثل «مسعود شصت چی» رفته رفته تبدیل به آدم خطرناکی می شود. در موقعیت اول «شصت چی» فقط شخصیت «مهران مدیری» را به خطر می اندازد. اما در موقعیت دوم با فرو رفتن در نقش «کاپیتان ساجدی» جان چندین نفر را به بازی می گیرد. حکایت آدمی که به دلیل این که خودش در جامعه سرخورده شده و نتوانسته به هیچ جایگاهی برسد، تبدیل به آدمی عقده ای شده و هر کس را که می بیند دوست دارد او را نیز قربانی خواسته های خویش کند. این موقعیت را می توان تمایل به «قدرت» نامید. «مسعود شصت چی» همه چیز را به بازی می گیرد.به دلیل این که خودش در زندگی آدمی بازنده بوده، از سادگیش سوء استفاده شده و به قول معروف همیشه سرش کلاه رفته است. «شصت چی» وقتی از شهرستان به شهری چون تهران می آید به دلیل شرایطی که در پایتخت دارد. رفته رفته سادگیش به دورویی، تبدیل می شود. آدم هایی که در شهر بی در و پیکری چون تهران هویت خود را می بازند و تبدیل به آدم هایی خطرناک می شوندو کاری جز انتقام گرفتن از زمین و زمان را ندارند. همین آدم وقتی به سادگی خودش رجوع می کند می تواند هواپیمایی که یک موتورش آتش گرفته را به سلامت روی زمین بنشاند.در صورتی که به راحتی به او انگ هواپیما ربایی می زنند.در واقع در تبدیل شدن یک آدم ساده به آدمی خطرناک آدمهای آن جامعه نیز مقصر هستند.چرا که اورا تحقیر کرده وآن قدر ها تو سری نثارش می کنند که تبدیل به آدمی خطرناک میشود.

 در موقعیت سوم «مسعود شصت چی» برای فرار از هواپیما ربایی در نقش «بیژن شکیبا» مربی فوتبال قرار می گیرد. فوتبالی که در آن وقتی کسی موفق میشود،همه بسیج می شوند تا آن شخص را به زمین بکوبند. فساد و باند بازی و رشوه در آن وجود دارد. بازیکنان به جای پرداختن به فوتبال تمام توان خود رابه کار می گیرند تا با تن پروری فقط به ظاهر وحاشیه پرداخته و پشتکار و تلاش در آن اهمیتی ندارد. « شصت چی » به اجبار و به خاطر پشت پرده فوتبال در موقعیت سوم در نقش آدمی بی تخصص قرار می گیرد،که تخصص ، توان و مهارت لازم را ندارد. «مدیری» به فوتبال بی رحمی می پردازد که در آن از مدیر مسول یک روزنامه تا دستیار مربی و بازیکن برای دست یافتن به ثروت دست به هر کاری می زنند. مدیر مسولی که با قبول رشوه میلیونی با زدن یک تیتر بی رحمانه بازیکن یا مربی را یک شبه به اوج می رساند و در مقابل با زدن تیتر دیگری از اوج به پایین می کشد. یا دستیار مربی که به جای تکیه بر دانش و توان خود در صدد توطئه و نقشه است تا مربی را از تیم بیرون کند وخود به جای او تکیه زند. فوتبالی که در آن هر کس ساز خودش را می زند و چه ساز گوش خراش و ناکوکی را می نوازند.فوتبالی که در آن آدم ها قربانی انتقام جویی ناشیانه و بیر حمانه یکدیگر می شوند. بی تجربه ها جای با تجربه ها را می گیرند. مهارت جای خود را به آرایش ظاهری بازیکن می دهد. تلاش و کوشش جای خود را به تنبلی و تن پروری ،و حس همکاری و کار گروهی جای خود را به تک روی و پشت کردن به ارزش های انسانی می دهد. دیگردر چنین شرایطی دم از روحیه ورزشکاری زدن معنا وارزشی ندارد چرا که در زیر چرخ های پول ، دلالی و طمع ورزی ورزشکار واقعی ومردانگی حقیقی خرد می شوند. موقعیت سوم را می توان «ثروت»نامید.در موقعیت چهارم «مسعود شصت چی» برای یافتن سرپناه و جای امن ناچار می شود. در خانه جادوگر بماند. جادوگر و جادوگرانی که باهزاران ترفند از مردم کلاه برداری می کنند. «مدیری» نشان می دهد که وقتی روحیه خود باوری و تلاش و پشتکار نباشد آدم ها حاضرند خود را دلخوش به فال قهوه و وردها بی پایه و اساس افرادی چون جادوگر کنند. هویت و شخصیت خود را باخته وفراموش کنند . «مسعود شصت چی» با وجود صداقتی که دارد تبدیل به جادوگری می شود که از سر اجبار مردم را فریب می دهد و باز هم مثل همیشه غم نان باعث این اتفاقات می شود.

 موقعیت چهارم شرح حال جامعه ای است که اگر اعتقادات و باورهای کسی را ازاو بگیرند. همین آدم تبدیل به آدمی خطرناک می شود که حاضر است برای رسیدن به خواسته هایش با توسل جستن به فال قهوه از سادگی و تنبلی مردم سوء استفاده کند. حکایت بی شمار افرادی که ادعای انرژی درمانی دارند واز ساده گی مردم نهایت بهره را برده ،وبه ثروتهای میلیونی دست پیدا میکنند. «مسعود شصت چی» قربانی شرایط ،محیط و اجتماعی است که در آن زندگی می کند. آدمی که انگ خلافکاری از گذشته بر پیشانیش حک شده و به هر جا سرک می کشد هیچ کس حاضر نیست به او کار بدهد. نامزدش به خاطر انگ خلافکاری و نداشتن پول با آدمی چند سال از خودش بزرگتر ازدواج می کند و به «شصت چی» پشت می کند. مجموعه همین دلایل باعث می شود «مسعود شصت چی» تبدیل به آدمی عقده ای شود. در واقع پول و سرمایه همیشه در طول تاریخ باعث شده تا طبقه مرفه فاصله ای طولانی با طبقه پایین پیدا کنند. طبقه مرفه خودرا کاردان ، روشنفکر و کاربلد بدانند. به تمام باورها و اعتقادات خودپشت پا زده و با تکیه بر سرمایه و پول ،خود را برتر از هر کس بدانند . در مقابل افرادی چون «مسعود شصت چی» به دلیل نبود شرایط عادلانه اجتماعی تبدیل به آدمی عقده ای میشوند که تواناییها و داشته های خود را فراموش کرده و به جنگ با سرمایه داری و پول میروند و نتیجه ای که عایدشان میشود چیزی غیر از شکست نیست.«مهران مدیری» با سریال «مرد دو هزار چهره» نشان می دهد اگر آدمها در شرایط ناعادلانه قرار گیرند تبدیل به آدم هایی دروغ گو، ریاکار می شوند ونه تنها خودرا، بلکه عده زیادی ازآدم را با حماقت و نادانی خویش نابود می کنند.
سریال «مرد دو هزار چهره» نشان از پختگی «مهران مدیری» دارد . آدمی که پله پله و سریال به سریال به چنان مهارت و تسلطی در سریال سازی و کمدی رسیده که می تواند به راحتی تماشاگران را در شیرینی خنده بازیگرانش شریک کند. بدون این که سریالش تبدیل به اثری لوس و بی مزه شود. او سر تماشاگرش را کلاه نمی گذارد. کمدی آبکی و ناپخته تحویل مخاطب نمی دهد و قادر است به راحتی مسائل جامعه و اجتماع خود را به زبان طنز به راحتی بیان کند

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت 10:25     بيان انتقادات و پيشنهادات

«ماشاءالله‌خان...» خرداد كليد مي‌خورد+پولدارترین بازیگران سینما+ چند مطلب از اتفاق نو و نقد سروش

 

با آغاز پيش توليد؛
«ماشاءالله‌خان...» خرداد كليد مي‌خورد

خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «ماشاءالله خان در دربار هارون‌الرشيد» به كارگرداني محمدرضا اعلامي با شروع پيش توليد، خرداد ماه در شهرك غزالي كليد مي‌خورد.

                                  

«محمدرضا اعلامي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: به تازگي پيش توليد «ماشاءالله خان در دربار هارون‌الرشيد» را شروع كرديم و مشغول انتخاب عوامل فني و هنري هستيم و در حال بررسي‌ و طراحي‌هاي اوليه دكورهاي كاري‌ام و طراح صحنه و لباس نيز بزودي مشخص مي‌شود.
وي درباره زمان شروع فيلمبرداري،گفت: اواخر خرداد‌ماه فيلمبرداري «ماشاءالله خان در دربار هارون‌الرشيد» را شروع مي‌كنيم كه بخشي از آن در شهرك غزالي و بخشي در زمان حال و تهران امروز انجام مي‌شود.
اعلامي با اشاره به دكورهاي فيلم گفت: بخشي از دكورهاي فيلم در شهرك غزالي از قبل موجود است و بخش ديگري از ان بايد ساخته شود.
بنا بر اين گزارش، مسعود وثوق و آرش اعلامي به عنوان دستيار اعلامي مشغول كار هستند.
«ماشاءالله خان در دربار هارون‌الرشيد» به تهيه‌كنندگي مرتضي شايسته و كارگرداني محمدرضا اعلامي ساخته مي‌شود و اثري تاريخي است كه از زباني طنز برخوردار است. سازندگان اين اثر قصد دارند كه از حضور «مهران مديري» در اين پروژه بهره‌مند شوند.


  پولدارترین بازیگران سینمای ایران

مهران مدیری، امین حیایی، مهناز افشار، جواد رضویان، بهاره رهنما و گلشیفته فراهانی از جمله افراد حاضر در لیست پولدارترین ها هستند.

به گزارش «شفاف» در این گزارش با اشاره به اینکه در سال86 رضا عطاران، محمدرضا گلزار، نیوشا ضیغمی ، باران کوثری، امین حیایی، اکبر عبدی و مهناز افشار به عنوان ستاره‌های پولساز اکران 86 شناخته شدند، می نویسد: برای گفتن اینکه مهران مدیری نفر اول این فهرست است، نیازی به عملیات ریاضی و آماری آنچنانی نیست چون هر دو فیلمی که از او اکران شد فروش خیره کننده‌ای داشتند. اتفاقا می‌شود گفت خیلی‌ها فقط برای دیدن «مهران مدیری» با آن گریم و لحن متفاوت به دیدن «همیشه پای یک زن در میان است» رفتند و بازی روان و شیرینش بود که مخاطب را به سالن‌های نمایش دهنده «دایره زنگی» کشاند.

به هرحال این کارگردان- بازیگر طناز با فروش متوسط بیش از 95/1 میلیارد تومان برای هر فیلمش پولسازترین بازیگر تلویزیونی سینما در سال گذشته بود.


علی بحرینی: مرد دو هزار چهره یک عقب گرد اساسی برای مهران مدیری بود .به عنوان مثال در رمضان سال گذشته رضا عطاران هم عقب گردی اساسی داشت اما این پسرفتها اصلا نباید باعث شود بگوییم سریال عطاران نسبت به کارگردان های دیگه ضعیف بوده. در نوروز امسال هم مدیری فقط به خودش باخت نه به هیچ کدام رقبایش. اگر قرار باشد بهترین سریال نوروز رو انتخاب کنیم بدون هیچ تردیدی میگوییم مرد دو هزار چهره .دو قسمت خلبانی و فوتبال درخشان بودن و قسمت فالگیری بسیار نامرغوب. راستی این را هم بگویم بعضیا بهترین بازیگران مرد دو هزار چهره را بر اساس تماشای پشت صحنه انتخاب می کنند.مبنای انتخاب هم این است که کدام بازیگران بیشتر توانسته اند اسباب خنده مهران مدیری رو فراهم کنن!!

انتخابات ماه در مجله اتفاق نو

اسکار جذابترین جمله ماه به خشایار الوند (مهران مدیری اگر اخبار هم بگوید 90 در صد مخاطب دارد)

اسکار پر تماشاگرترین سریال ماه به (مرد دو هزار چهره)

فرزاد حسنی (نیمه اول اتفاق نو) : در بین برنامه های نوروزی امسال ((مرد دو هزار چهره)) از همه بهتر بود و مردم تحت هر شرایطی این برنامرو میدیدن ( قبلا هم فرزاد حسنی نوید پربیننده بودن این برنامرو داده بود)

 

مسعود بهبهانی نیا نویسنده سریال هایی چون (نرگس) (کارآگاهان) (ترانه مادری) درباره برنامه های نوروزی صدا و سیما گفت:
به دلیل فرصت کم فقط دونستم قسمتهایی از (مرد دو هزار چهره) رو تماشا کنم که هر چند قسمت های اولیه این مجموعه تکراری بود اما به تدریج موضوعات جذابتر شد و مانند همیشه خلاقیت و نواوری در کارهای مدیری مشاهده شد


اسماعیل عفیفه تهیه کننده سریال اشکها و لبخندها:

به دلیل این که گرفتار ساخت سریال (اشک ها و لبخندها) بودم فقط تونستم
قسمتهایی از (مرد دو هزار چهره ) رو ببینم که بسیار هم لذت بردم


 

 www.atipic.blogfa.com

www.atipic.blogfa.com

 

 ساقی

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت 10:4     بيان انتقادات و پيشنهادات

هزار چهره ها .نقدی بر مرد دوهزار چهره

                       هزار چهره ها

   www.atipic.blogfa.com

وحید فرازان:امسال ایام عید را مثل خیلی از اهالی محترم تهران ترجیح دادیم تا در خلوتی نسبی آن به سر ببریم، مهمان‌بازی کنیم و عید دیدنی و... سرگرمی دیداری عمده‌امان هم دو برنامه بیشتر نبود: "کلاه قرمزی و پسرخاله و پسرعمه‌زا و گیگیلی و آقای مجری و خاله باران! و..." و "مرد دو هزار چهره". با اولی که کلی دچار نوستالوژی شدیم و کلی هم خندیدیم. هنوز هم زوج طهماسب و جبلی برای خیلی‌ها جذاب است و دیدنی، به خصوص آن که ظهور مهمان‌های جور واجور و گاه ناجور – مثل حاتمی‌کیا - در برنامه آنان باعث می‌شد تا بیشتر جذب دیدن قسمت‌های مختلف آن بشویم. اوج کار ظاهرشدن ناگهانی "زی‌زی گولو" بود، در کنار "کلاه قرمزی" و حضور خانم برومند. جذاب‌ترین مهمان هم خود "حمید جبلی" بود که در نقش "آقای همسایه" خالی‌بند و پشت‌هم انداز به خانه‌ٔ آقای مجری آمد. "باران کوثری" نشان داد، چندان چهرهٔ جذابی برای خاله شدن در برنامه‌ٔ مخصوص کودکان ندارد و ... 

اما "مرد دو هزار چهره" که در حقیقت قسمت دوم یا ادامهٔ سریال پارسال در همین روزها بود به نام "مرد هزار چهره"، ادامه‌ای انتظارآفرین بود و بازهم دیدنی از مهران مدیری و تیم نویسنده‌اش. این بار شخصیت خود مدیری به عنوان کارگردان، یک خلبان و یک مربی تیم ایرانی از فرنگ آمده و رمال‌ها و احضارکنندگان روح، مورد نوازش کارگردان و نویسنده‌ها قرار گرفته بودند.

در قسمت‌های ابتدایی شوخی با اعترافی که در پایان قسمت قبلی از زبان شصت‌چی می‌شنیدیم و آن روزها کلی طرفدار پیدا کرده بود، به عنوان مجلس‌گرم کن عروسی اوج دست‌انداختن آن اعتراف بود و حرف‌های بعد از آن. حضور دکتر "امید روحانی" در نقش خودش، البته به عنوان منتقد، مقابل مدیری تقلبی! در برنامه‌ای تلویزیونی نیز جالب بود و به خصوص سئوالی که مدیری در آخر برنامه از روحانی منتقد می‌پرسد:

-         بببخشید برای من یه سئوالی اینجا پیش اومده...(با نگاه کردن به منتقدمدعو) منتقدی شغله؟ (با نگاه عاقل اندر سفیه منتقد روبرو می‌شود) یعنی منظورم این است که شما صبح تا شب فیلم می‌بینین، بعد پول می‌گیرین؟

-    (منتقد مانده که چی بگه)...از دیدنت خوشحال شدم. خداحافظ!

مدیری هر دق و دلی داشت از منتقدان، در همین دیالوگ کوتاه خالی کرده بود، به علاوه کلامی که بعد به زبان می‌آورد، معادل منتقد‌ "ایرادگیر سینما"! که خیلی بداخلاق بودند و اصلا اعصاب نداشتند. پشت صحنه‌ٔ همان مصاحبه هم حرف‌های مدیری واقعی است؛ وقتی کس دیگری در نقش تهیه‌کننده از مدیر شبکه درخواست دارد تا با قشری از مردم شوخی کند مثل دکترها، یا معلم‌ها یا کشتی‌گیرها! که از آن طرف اظهار می‌شود که این کار باعث ناراحتی آن‌ها می‌شود.

سه قسمتی که مدیری و نویسنده‌اش (امیرمهدی ژوله) با مربیان فوتبال نابلد از فرنگ آمده شوخی می‌کند، درست مصادف است با اولین شکست خانگی ایران مقابل عربستان. گرچه منظور اصلی نویسنده و کارگردان، آن چنان که در پیامک‌های همان روزها نیز مشخص شد، شخص پرمدعایی مثل "افشین قطبی" بود، ولی مدیران باشگاه‌ها و ورزشی‌نویس‌ها و سردبیران و... بی‌اخلاق هم بی‌نصیب از طنز گزندهٔ مدیری نماندند. به خصوص استفاده از سیفون و دستشویی به عنوان  نماد روابط مافیایی فوتبال باشگاهی ایران به نظرم بسیار مناسب بود.

اما قسمت آخر، که تایم  کمی هم داشت، عصارهٔ سخن مدیری در "مرد دو هزار چهره" بود:

-         خب؟

-         بنده که آمدم در بغل قانون ...

-         شما پریدی در بغل قانون.

-         ...تو تمام این مدتی که اظهارات رو گفتی و من هم نوشتم دروغ هم گفتی؟

-         بعله...

-         کجاش رو؟

-         در باره اون مار. اون مار کوچک بودند وبنده رو هم نگاه نمی کردند و نیش هم نداشتند. بعد آتش هم از دهانشون هم در نمی‌آمد و زنگوله هم نداشتند.

-         این رو که خودم هم می دونستم. حرف آخر آقای شصت چی؟

-         بنده تصمیم گرفتم که با این کارهایی که در این مدت یاد گرفتم، یه شغل شرافتمندانه انجام بدم از این به بعد.

-         با این کارهایی که یاد گرفتی؟ تو باورت شده شصت‌چی؟

-         پلان‌هایی را که من جای آقای مدیری گرفتم موجود هست و دوستان خودشون به بنده گفتند : تو چیز دیگه‌ای هستی. بعد هواپیمای موتور آتیش گرفته رو با چهارصد مسافر عین باقلوا نشوندم، آب تو دل کسی تکون نخورد. در فوتبال هم نتیجه‌ها مشخص هست چهار تا ...نه خیر سه تا برد دارم، دو تا مساوی دارم و یک باخت که آن هم علتش ناداوری بود که همان آفساید را ...(زیر نگاه بازجو – پژمان بازغی - حرفش را می‌خورد)

-         ما ممکنه دیگه هیچ‌وقت همدیگه‌رو نبینیم، ولی دلم می‌خواد یه سئوال شخصی ازت بپرسم. اگه همین الان بهت بگن تو آزادی چی‌کار می کنی؟

-         (بعد از کمی فکر) برمی‌گشتم به دوران کودکیم . سرم را می گذاشتم روی پای مادرم، ایشان برای بنده لالایی بخونند. بعد بستنی یخی می‌خوردم، با بچه‌ها در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم به بنده می گفتند "مسعود تیردروازه".(تلخ می خندد) بعد ...ولی خب اینها که هیچ‌کدام نمی‌شن...بنده خواهش می‌کنم بنده رو بفرستید به یه یک جای خیلی دور که کسی بنده رو نشناسه، بعد بنده رو دوست داشته باشند، بعد بنده دوستشون داشته باشم و بعد کسی ندونه که اصلا چه اتفاقاتی افتاده؛ بنده چه کارهایی کردم، می‌خوام یه جوری بشه که از اول شروع کنم، یعنی نه دیگه کسی رو اذیت کنم و نه دیگه کسی اذیتم کنه؛ از اول شروع کنم یه جور دیگه.

 و بعد نگاه معصومانه او رو به ما که می‌خواهیم در باره همه کارهای مسعود شصت‌چی قضاوت کنیم. خنده به بدبختی‌های او و خنده به زرنگ‌بازی‌هایش، خنده به پررویی او در دست گرفتن مشاغلی که حتی شاید هیچ‌کدام از ما جرئت فکر کردن هم به آن نداشته باشیم، ولی مسعود شصت‌چی‌هایی هستند که با کمال اعتماد به نفس! و از سر ناچاری و گاه رودبایستی و جوگیری شدید به آن شغل مشغول می‌شوند و طرفه آن که در آن شغل از مثلا آن بابای وارد در کار و حرفه‌ای هم جلو می‌زنند و ادعا هم دارند. لحظه‌ای تامل در سکوت دوربینی که باطری‌اش تمام می‌شود و بعد حکم شصت‌چی‌(ها) خوانده می‌شود، درخواستی است که مدیری از ما دارد تا بیاندیشیم چند شصت‌چی در دور و برمان هستند و بدون این‌ که مچشان گرفته شود و حسابی به کسی پس بدهند، حتی زمام امور مهم را در دست دارند و هیچ آبی هم از آب تکان نمی‌خورد. آیا واقعا کارهای او کمتر از خیل کسانی است که اکنون حتی مسئولیت‌های عمده در ایران را به عهده دارند؟ آیا حقیقتا او از خود مدیری چیزی کم داشت یا از آن خلبان یا مربی فوتبال؟ با اینکه شصت‌چی در باره احضار ارواح ادعایی نداشت و از ترس دستگیری در جلسه احضار ارواح حاضر شد، ولی مگر او نبود که هر چی روح در آن خانهٔ درندشت بود را احضار کرد و تا صبح هم ارواح حکم‌فرمایی کردند.

«حکم صادره در بارهٔ آقای مسعود شصت‌چی فرزند فریدون به شماره شناسنامه ۱۳ بدین شرح می‌باشد: آقای مسعود شصت‌چی به جرم فریب افکار عمومی و ... به ده سال تبعید به بدترین نقطهٔ ایران محکوم می‌گردد.»

راستی این بهشتی که – بدترین جای ایران!- مخصوصا مهران مدیری با صدای زیبای پرندگان و درخت‌های تازه رستهٔ بهاری نشان‌مان داد کجاست؟ کنتراستی از زیبایی ظاهری و درونی زشت و پلشت که با ظهور فرهاد برره و کیانوش در آخرین صحنهٔ سریال به بینندگان محترم! با موسیقی محلی بیا بریم دشت کدوم دشت ... تقدیم می‌شود. ایران ما که متاسفانه هیچ جایش بی‌نصیب از کلونی خود ساخته‌ٔ مدیری و همکاران نویسنده‌اش در چند سال پیش یعنی برره نیست  - که به زعم من اینجا هم نویسنده بزرگ آلمانی اریش کستنر با داستان کوتاهش به نام "خنگ‌آبادی‌ها" بر سر آنان منت دارد به خاطر همان ساختار خنگ‌آباد و اهالی‌اش! – می‌تواند بهترین تبعیدگاه یک انسان "اشتباهی شده" قلمداد شود. انسان‌هایی که اغلب با بزرگ‌نمایی ماری کوچک و بی‌آزار به مثابه اژدهایی که آتش از دهانش خارج می‌شود و هم افعی است و هم زنگی! به دنبال مبارزه‌ای هستند بیهوده با دشمنان فرضی و به جای دیدن خود و تامل و کاویدن درون، به فرافکنی و مقصر را دیگری دانستن روی می‌آورند.

 اگر مسعود شصت‌چی‌ها به این راحتی با آدم‌های دیگر این جامعه که به ظاهر حرفه‌ای آن شغل هستند اشتباه می‌شود، بیشتر نه به این علت است که آنان کلاشند و حقه‌باز، بلکه این نکته منظور نویسنده و کارگردان است که، جامعه‌ای چنین ساده‌لوح در قبول افرادی که هیچ آگاهی در هیچ زمینه‌ای ندارند به عنوان انسان‌هایی کارکشته و حرفه‌ای، معضل اساسی این ملک برره مانند است و بس. ملکی که در طول تاریخ برره‌ای آن سال‌های سال بزرگ‌نمایی افراد بی‌لیاقت و درصدرنشاندشان کار اهالی‌اش بوده و همیشه نیز ظهور افرادی چون امیرکبیر‌ و مصدق و تعداد اندکی دیگر اصلاح‌طلب را نیز تاب نیاورده و به شادمانی در رقصی برره‌ای بر جنازه آنان رقصیده و نخبه‌کشی را سرلوحهٔ اعمال اجتماعی- سیاسی‌ خودش قرار داده است. می‌ماند اشاره به شوخی مدیری با خودش در این سریال که جای دست مریزادی جانانه دارد، چنان که سال گذشته نیز همین کار را رسول نجفیان در "مرد هزار چهره" با خودش و ترانه معروف خود "رسم زمونه" کرد. به طور معمول در میان هنرمندان ایرانی شوخی با خود به خصوص در قالب نمایشی بسیار کم اتفاق می‌افتد.

                                                                                     ساقی

 

  www.atipic.blogfa.com

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت 9:52     بيان انتقادات و پيشنهادات

همکاری پیمان قاسم خانی با رامبد جوان+3عکس+ «هميشه پاي يك‌زن درميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست+3

  همکاری پیمان قاسم خانی با رامبد جوان
 
            
«رامبد جوان» سريال طنز خود را هفته آينده كليد مي‌زند

خبرگزاري فارس: «رامبد جوان» قصد دارد هفته آينده مجموعه طنز خود را در لوكيشني واقع در زعفرانيه كليد بزند

محسن چگيني كه تهيه كنندگي اين مجموعه طنز را بر عهده دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اين مجموعه طنز كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده است، در مرحله پيش توليد قرار دارد و هفته آينده كليد مي‌خورد.
وي افزود: اين طنز در 50 قسمت 40 دقيقه‌اي براي پخش شبانه در تابستان توليد خواهد شد و در حال حاضر محراب قاسم خاني، محمد رضا آريان و سروش صحت به سرپرستي پيمان قاسم خاني مشغول نگارش فيلمنامه هستند.
چگيني تصريح كرد: انتخاب بازيگران نيز در حال انجام است و تا به حال حضور رامبد جوان، حميد لولايي، حسن معجوني، نصرالله رادش و سحر دولت شاهي قطعي شده است.
وي اظهار داشت: تمام تلاش ما اين است كه بتوانيم داستان‌هاي اين سريال را كه از حال و هواي طنز برخوردار است با دقت و در ساختار واقعي طنز بسازيم تا بينندگان از ديدن آن لذت ببرند.
رامبد جوان پيش از اين سريال‌هاي «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است و فيلم سينمايي «پسر آدم، دختر حوا» را هم در پرونده خود دارد.


                                     
 
                                    
 
                                   
 
          
 
با تشکر از دوست خوبم سارا
 
گزارش فارس از نشست «نور، صدا، دوربين، خنده»؛
«هميشه پاي يك‌زن درميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست

خبرگزاري فارس: در نشست فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» عنوان شد: «هميشه پاي يك زن در ميان است»‌ كمدي رمانتيك موفقي نيست.

                           

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس نشست «نور، صدا، دوربين، خنده» با نقد و بررسي فيلم «هميشه‌پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال‌تبريزي در تالار انديشه حويزه هنري با حضور سعيد قطبي‌زاده و شاپورعظيمي، از منتقدان سينما شب گذشته برگزار شد.
در ابتدا شاپورعظيمي،گفت: سينماي ايران بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي تجربه خيلي زيادي در زمينه طنز نداشت و خيلي هم فرصت نبود تا وارد اين عرصه شود و معدود فيلم‌هايي در اين دهه ساخته شدند كه عالي بودند. مثل «مردي كه زياد مي‌دانست»، «مردي كه موش شد» و ... «كمال‌تبريزي» هم يكي از آغاز كننده‌هاي عرصه طنز در دهه 70 است.
وي ادامه داد: در فيلم «هميشه‌پاي يك زن در ميان است»، با فيلم نابي رو‌به‌رو نيستيم و در طول فيلم حفره‌هاي وحشتناك در فيلمنامه وجود دارد و فيلم فاقد هسته مركزي است. در كل فيلم از هم گسيخته‌اي است. به يكسري شوخي‌هاي دسته اول مي‌پردازد اما شخصيت‌ها خيلي باز نمي‌شوند، پدر و مادر شخصيت گلشيفته فراهاني در فيلم زائد هستند و فضا باز نيست و در آن با يك اثر كمدي رو‌به‌رو نيستيم.
«عظيمي» گفت: فيلم در شمار كارهاي خوب «كمال‌تبريزي» نيست اما يكسري شوخي‌هاي به روز دارد كه به طور مثال مي‌توان به شوخي با داوري جشنواره فجر اشاره كرد.
سپس سعيد قطبي‌زاده، گفت: در سينماي ايران، ما كمدي‌ساز حرفه‌اي نداريم و همه چيز به ضرورت ايجاد مي‌شود. برخي‌ها هم احساس مي‌كنند دست به هر كاري مي‌توانند بزنند و مي‌توانند در همه ژانرها كار كنند.
وي با اشاره به فيلم‌هاي كمدي كارنامه «كمال تبريزي»‌ ادامه داد: «ليلي با من است» يك جسارت در سينماي كمدي و طنز بود. در اجرا موفق بود و كارگرداني خوبي داشت اما بدون پرويز پرستويي فاقد ارزش بود. «مارمولك» هم در اوج كارنامه «كمال تبريزي» واقع شده است.
وي ادامه داد: من فكر مي‌كنم «كمال‌تبريزي» در «دوران‌سركشي» تمام استعدادهايش را بروز داد اما بعد آنقدر فيلم ساخت كه به ورطه تكرار افتاد و از تجارب ديگر همكارانش استفاده نكرد. نكته بعد اين است كه ما دوست داريم از هر چيزي مفهومي عظيم ايجاد كنيم و به صحنه‌هاي خنده و بيهوده عادت كرده‌ايم و مؤلفه‌هاي سينماي كمدي را نمي‌دانيم. كمدي يك شاخه بسيار مهم در سينما است كه به غلط به ژانر تبديل شده و فراتر از ژانر است.
وي تصريح كرد: «كمال‌تبريزي» به آن مقطع حساس در كارنامه‌اش رسيده است كه «رضامقصودي» و «پيمان قاسم‌خاني» را ندارد و علي‌رغم اين كه از در «هميشه پاي يك زن در ميان است»، از «نغمه‌ثميني» استفاده كرده داراي هيچ ايده نويي نيست. به طور مثال آوردن «مهران‌مديري» كمدين تلويزيون و استفاده از «رضا كيانيان» در چند پلان استفاده بهينه‌اي نبود.
بنا براين گزارش سپس شاپورعظيمي،گفت: به نظر مي‌رسد اين فيلم كمدي رمانتيك باشد اما اثر ضعيفي است. در كمدي رمانتيك زن و شوهر همديگر را دوست دارند و شخص سومي است كه وارد بازي مي‌شود و در نهايت به تجربه جديد و در انتها به تحول مي‌رسند اما در اين فيلم ريتم كار در تضاد كمدي رمانتيك است. در كمدي رمانتيك فرصت معطل كردن نداريم و ضرباهنگ سريع است و در مرحله‌اي وارد فاز جدي مي‌شويم تا به شناخت جديد برسيم.
وي ادامه داد: ريتم فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» كند است و ما با شخصيت يك ناشر و دغدغه‌هايش زياد آشنا نيستيم. «پري طلعت‌پور» از غيب آمده و به غيب مي‌رود. لاجرم كارگردان و فيلمنامه‌نويس رجوع به شخصيت‌هاي فرعي و مزه‌پراني مي‌كنند و فيلم نقطه دستاويز ندارد. يعني قلاب عاطفي ندارد و با مخاطبان درگير نمي‌شود و در فيلمنامه ضعف وجود دارد و آن هم عدم باورپذيري است كه اين به اثر لطمه مي‌زند.
وي با اشاره به اين كه شخصيت‌هاي فيلم مقوايي و تك بعدي هستند، تصريح كرد: شخصيت‌هاي «هميشه پاي يك زن در ميان است»، ما به‌ازاي بيروني ندارد كه البته اين مشكل كلي سينماي ايران است كه اصولا در سينماي ايران خيلي از شخصيت‌ها ما به ازاي بيروني ندارد و آنچه روي پرده‌ ‌است، هيچ ربطي به زندگي مردم ندارد.
سپس اين دو منتقد به سئوال تماشاگران پاسخ دادند. مراسم رأس ساعت 20 به اتمام رسيد.

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 10:37     بيان انتقادات و پيشنهادات

چند مطلب از سروش+«نور، صدا، دوربين، خنده» ميزبان «هميشه پاي يك زن‌...»

 

«نور، صدا، دوربين، خنده» ميزبان «هميشه پاي يك زن‌...»

خبرگزاري فارس: فردا،‌ نشست «نور، صدا، دوربين، خنده» با نقد و بررسي فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي در تالار انديشه حوزه هنري برگزار مي‌شود.

                                     

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري حوزه هنري، اين برنامه را دفتر طنز حوزه هنري با حضور سعيد قطبي‌زاده و شاپورعظيمي، از منتقدان سينما بر گزار مي كند.
فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است»، آخرين كار اكران شده كمال تبريزي و فيلمي كمدي با بازي رضا كيانيان، مهران مديري، حبيب رضايي و گلشيفته فراهاني است كه در سال 87 اكران شد.
فيلم روايت‌گر زن و شوهري جوان است كه به‌رغم يك ازدواج عاشقانه كارشناس به طلاق خصمانه رسيده و در اين ميان پاي افراد زيادي به ماجرا باز مي‌شود.
اين برنامه ساعت 17 فردا دوشنبه 31 فروردين در سالن شماره 2 تالار انديشه پذيراي عموم علاقه‌مندان است.


چند مطلب کوتاه از سروش

مهراوه شریفی نیا :
بازی مهران مدیری و اتفاقات (مرد دوهزار چهره) رو خیلی دوست دارم.این برنامه یک طنز نکته سنج و با شهامت است.اما باید وقت بیشتری برای آن گذاشته می شد و باید از آن حمایت بیشتری شود

امیر قادری:

در مورد آنچه پخش شد مثل سریال (مرد دو هزار چهره ) به نظرم این کار از کار پارسالی ضعیف تر بود و افت کلاس داشت. اما از استانداردهای قابل قبولی برخوردار بود و در کل کار خوبی بود.هر چند در آن شتابزدگی دیه میشد چرا که تولید آن افتاده بود به روزهای آخر و این یعنی عجله در کار.مثلا قسمت های فوتبال یک دیدگاه ژورنالیستی پر انتقاد و معمولی بود. البته ذکر این نکته ضروری است که لزوما نباید هر مجموعه با خودش مقایسه شود


------------------------------------------------------------------------------
.

مردم از سریال های نوروز گفتند:


اگر از لحظه تحویل سال که امسال با سکوت غم انگیز پخش شد بگذریم در سایر برنامه ها نوعی جبران مافات شد.البته امسال اتفاق عجیب غریب دیگری هم افتاد و آن اینکه دو سریال تلویزیونی دید و بازدید عید رو تعیین می کردن! یکی سریال افسانه جومونگ و
یکی مرد دو هزار چهره.
ه
ر خانواده ای که قصد عید دیدنی داشت ابتدا ساعت پخش این دو سریال رو در نظر می گرفت و سپس به عید دیدنی می پرداخت
برای این که بدانیم سریال های پخش شده در ایام نوروز چقدر به جذب مخاطبان و مردم موفق بوده اند به سراغ چند نفر می رویم تا نظرشان را در این خصوص جویا شویم

محمد داداشی: کار مند بانک است و امسال به خاطر شیفت نوروزی تمام عید در منزل بوده و اکثر سریالها رو دیده: تا اسم سریال (مرد دو هزار چهره )میاید خنده بر لبانش ظاهر می شود و می گوید : امسال نیز مهران مدیری همه رو شگفت زده کرد و با سریالش مردم رو به خنده دعوت کرد و من واقعا از این سریال لذت بردم.

زهرا سماواتی:دانشجوی سال آخر کامپیوتر.مرد دو هزار چهره رو دیده و گاهی نیز به اتفاق خواهرش بیننده کلاه قرمزی و پسر خاله بوده است.
-----------------------------------------
سیامک برزیده
:
دبیر تربیت بدنی یک دبیرستان است. که سابقه فوتبال نیز دارد او نیز بلافاصله سراغ( مرد دو هزار چهره) می رود.و از بخش فوتبال آن یاد میکند و می خندد.واقعا از قسمتهایی که شصتچی مربی وتبال بود لذت بردم چرا که همین چند قسمت کل آفت های فوتبال باشگاهی ما رو روی دایره ریخت. به نظر من این برنامه به اندازه یک سال بحث کارشناسی و آسیب شناسی فوتبال کافی بود


علیرضا حشمتی :شغل آزاد داره و ده روز از عید رو در مسافرت بوده.ولی تلویزیو کوچکی همراه خود داشته و تمام سریال ها رو دیده. او رتبه یک رو به سریال ماه عسل میده. و میگوید:این سریال علاوه بر داستان جالب بازیگرهای خوبی هم داشت.

فاطمه معبودیان :شماره یک سریال ها رو به  (مرد دو هزار چهره ) میدهد.و میگوید: قبل پخشش فکر میکردم سریال خوبی نباشد و تکرار وقایع پارسال باشد اما کمابیش راضی کننده بود و به خاطر طنز معنادارش قابل توجه بود

احمد امانی فارغ التحصیل جامعه شناسی است. ابتدا در مورد (ماه عسل ) گفت که نوستالوژی یک خانواده گرمو صمیمی رو در آغوش سنت ها و رسوم بیان می کند. و در ادامه از (مرد دو هزار چهره) صحبت می کند.این سریال را می توان یک طنز واقعی دانست چرا که در پس پرده های خنده می توان انتقادهای ظریفی را نیز در آن دید.حال این انتقاد هم می تواند به عوام گرایی بپردازد و هم به آسیب شناسی یک ورزش پرطرفدار همچون فوتبال.

-------------------------------------------------
برنامه های نوروزی (تماس مخاطبان با سروش و انعکاس نظرهای مردمی)
نتایج بررسی: اول شبکه سه به دلیل: (افسانه جومونگ) (مرد دو هزار چهره) (مردان آهنین)
و بعد به ترتیب: شبکه دو-شبکه 5

بیشترین انتقاد
:( مرد دو هزار چهره) ==تکراری بودن و اینکه نتوانست موفقیت سال گذشته رو تکرار کند.

 

                                                                                   ساقی

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 31 فروردین1388 ساعت 9:41     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری فردا در چشم انداز+برايم مهم نيست كه در سريال‌هاي تلويزيوني مسخره شوم+مردي تحت تاثير +شصت

 

  www.atipic.blogfa.com     www.atipic.blogfa.com www.atipic.blogfa.com    www.atipic.blogfa.com

 

سلام بر همه یک خبر خوش

www.atipic.blogfa.com

 

آقای مدیری

 

یکشنبه شب

 ۸۸/۱/۲۳ساعت 22.50

 در برنامه ی

  چشم انداز از

 شبکه جام جم یک

 

 مصاحبه ی زنده دارن 

 

  www.atipic.blogfa.com     www.atipic.blogfa.com www.atipic.blogfa.com    www.atipic.blogfa.com


برايم مهم نيست كه در سريال‌هاي تلويزيوني مسخره شوم
 
                             
                             

عليرضا نيكبخت واحدي در گفت ‌و گو با خبرگزاري

خبرگزاري فارس: مهاجم تيم فوتبال پرسپوليس گفت: با توجه به رويكردي كه به مسائل طنز دارم اصلا برايم مهم نبود كه در سريال مرد 2 هزار چهره مسخره شوم.

يكبخت در خصوص سريال مرد 2 هزار چهره گفت: من اين سريال را به دقت نگاه كردم. واقعا طنز زيبايي بود اما برايم اصلا مهم نبود كه در اين سريال مي‌خواهند من را مسخره كنند.
وي تاكيد كرد: در مسائل طنز در دنيا حتي درباره مسئولان يك كشور هم برنامه مي سازند. اين مورد باعث نمي‌شود كه من از يوسف صيادي و يا كارگردان برنامه دلخوري داشته باشم چون بازيكنان حرفه‌اي دچار چنين اتفاقاتي خواهند شد.

عناوین بعدی در ادامه مطلب


شصت‌چي در كسوت مربي فوتبال

 مردي تحت تاثير

مرد تک چهره

كمدي از نياز تا تجربه

 

http://atipic.blogfa.com/post-461.aspx 

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 22 فروردین1388 ساعت 17:36     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

خبرنگاران،مدیری را تهدید به افشاگری درباره بازیگران کردند+حرف حساب+نگاهي به سريال «مرد دوهزار چهره»چ

خبرنگاران،مدیری را تهدید به افشاگری درباره بازیگران کردند

ایلنا: سریال مرد دو هزار چهره اگر چه یک سوژه تکراری از نوروز سال گذشته است اما به هر حال در ایام نوروز که مردم به دور از تنش های روزمره زندگی بسر می برند و دنبال مفری برای شاد نگه داشتن خود هستند توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند اما برخی از قسمتهای این سریال به وضوح و به صورت آشکارا توهینی به خبرنگاران ورزشی داشته که این مهم زیبنده مهران مدیری که چهره ایی شناخته شده و خوش فکر در عالم فرهنگ و تلویزیون است نمی باشد.

البته آقای مدیری که نوک تیز انتقادات خود را در بخش های اخیر مرد دوهزار چهره متوجه خبرنگاران ورزشی داشته حتما خوب می دانند که در حرفه خود وی نیز ایرادات و اشکال های اساسی وجود دارد که ذکر آن و یا ذکر بخش های زیاد آن زیبنده این بحث نیست ضمن اینکه نمی توان وجود برخی نارسائیها را در بین تعداد معدودی از خبرنگاران ورزشی نادیده گرفت ولی باید بپذیریم که در مقابل هستند بسیاری از خبرنگاران که با عزت نفس قلم می زنند و هیچگاه اصالت قلم را به مادیات نمی فروشند. ورزش ما اگر توانسته تا حد زیادی جلوتر از بخش های زیادی از جامعه گام بردارد مدیون دیدگاهها و قلم های با اصالت و راستینی است که روی کاغذ می رود و بسیاری از موفقیت های ورزشکاران و تیم های ملی مدیون تلاش خبرنگاران و نویسندگان صادق رسانه های ورزشی است.

بنا بر این اگر بنا باشد رسانه های ورزشی به مشکلات و معضلات حرفه آقای مدیری توجه نشان دهند و آن نقاط کوری که بعضا شایعه می شود را عیان کنند سنگ روی سنگ بند نمی شود و آنگاه است که اعتماد مردم نسبت به هنرمندانی مثل مدیری تا حد زیادی فروکش می کند.

در همین خصوص دکتر عبالحمید احمدی رییس انجمن نویسندگان و خبرنگاران ورزشی ایران واکنشی نشان داده که بخشی از سخنان وی در ادامه می آید:

"عبدالحميد احمدي" با اذعان به اين که وجود بعضي مسائل و حاشيه ها در حرفه روزنامه نگاري غير قابل انکار است، گفت: "عملکرد افراد فعال مطبوعات و حرفه اطلاع رساني بويژه روزنامه هاي ورزشي به دليل شرايط کاري سخت، نبايد در يک برنامه طنز تلويزيوني اين گونه زير سوال برود."

وي با تاکيد بر اين که ضروري است تهيه کنندگان سريال "مرد دو هزار چهره" در برنامه هاي بعدي خود از دست اندرکاران مطبوعات و روزنامه نگاران ورزشي عذرخواهي کنند، گفت: "اين گونه برنامه ها، توهين آميز و توام با سياه نمايي است که نسبت به کل مطبوعات صورت مي گيرد."

احمدي خاطر نشان کرد وقتي اکثر مطبوعات و رسانه ها با شايستگي اطلاع رساني مي کنند، نبايد به يک باره و در يک برنامه طنز، عملکرد آن ها اين گونه زير سوال برود."

وي در پايان ابراز اميدواري کرد که تهيه و بخش اين گونه برنامه ها باعث تغيير ديدگاه مردم نسبت به کار شرافتمندانه خبرنگاران و نويسندگان، بويژه خبرنگاران ورزشي نشود.

حرف حساب
 

زماني كه مهران مديري اظهار بي‌علاقگي براي بازي در سريال مي‌كند و مديران تلويزيون به او اصرار مي‌كنند، اين مساله نشان‌دهنده‌ي بي‌اطلاعي مديران از نيازهاي چند‌جانبه هنرمند و اتلاف منابع و انرژي در تلويزيون است. تلويزيون بايد روزي بفهمد كه برنامه نو بسازد و ضروري است.

او ادامه داد: در ميان هنرمندان، مديري يك نعمت است ولي نبايد به‌گونه‌اي از او استفاده شود كه برنامه ضعيف ارائه دهد چون مديري از جمله هنرمنداني است كه بايد هميشه از او انتظار كاري خوب «الف» را داشت.

عنواین بعدی در ادامه مطلب

 

 فلور نظري: به كارهاي طنز علاقه‌ي خاصي دارم

 نگاهي به مهم‌ترين چهره‌هاي سينما و تلويزيون در سال87

كيوان كثيريان: شيوه اين مجموعه تكراري بود اما نكات جذابي هم داشت

  نگاهي به سريال «مرد دوهزار چهره»:چهره های تکراری

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 10:22     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

"مرد دو هزار چهره"؛ توقف مدیری در تجربه‌های موفق+ اعتراض «محمدرضا اعلامي» به يكي از نويسندگان «مرد د

 
   "مرد دو هزار چهره"؛ توقف مدیری در تجربه‌های موفق
 
مجموعه "مرد دو هزار چهره" ساخته مهران مدیری که نوروز 88 از شبکه سه سیما پخش شد، به نوعی حرکت او و گروهش بر مسیر موفقیت مجموعه‌های قبلی است بدون آنکه به سطحی جدید رسیده باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، مدیری در "مرد دو هزار چهره" تلاش کرده بر خط موفقیت آثار سال‌های قبل خود حرکت کند که البته این حرکت برای هنرمندی که از او انتظار تکرار شگفتی‌سازی‌هایش می‌رود، نمی‌تواند ایده‌آل باشد.

هر چند همواره درباره ساخت دنباله بر فیلم‌ها و مجموعه‌ها حرف و حدیث‌های گوناگون در میان است و نوعی خطر کردن به شمار می‌رود، اما مدیری این خطر را به امید رسیدن به تجربه‌ای جدید پذیرفت. در واقع او تلاش خود را کرد که این اصل از پیش تعیین شده را نقض کند که دنباله‌ها نمی‌توانند در حد و اندازه‌های اثر اولیه ظاهر شوند.

وسوسه حرکت بر مسیر موفقیت "مرد هزار چهره" که نوروز 87 پخش شد، شرایطی پدید آورد که گروه نویسندگان مدیری همین خط سیر را دنبال کنند. تعاریف از پیش تعیین شده مخاطبان از مسعود شصت‌چی قهرمان اصلی مجموعه و روابط و مناسبات حاکم بر آن نیز جرقه اولیه شکل‌گیری "مرد دو هزار چهره" شد.

هر چند کاشته‌های نویسندگان در پایان "مرد هزار چهره" این احتمال و امکان را برای ساختن دنباله فراهم کرد، اما قسمت‌های آغازین نشان داد این کار با وجود حضور همان نویسندگان کاری سهل نبوده و نتیجه‌ای که در پی داشت هم این نکته را اثبات کرد که موفقیت آن تضمین شده نیست.

در واقع قسمت اول و دوم این مجموعه برای استارت هر چه سریعتر قصه و حضور شصت‌چی در نقش‌های سریالی جدیدش، طراحی و ساخته شد. مجموعه ماجراهای این دو قسمت به گونه‌ای فشرده به سوال‌های ایجاد شده در ذهن مخاطبان پاسخ دادند که البته همه آنها منطقی نبودند.

به نظر می‌آید طراحی گفتگوی دو نفره شصت‌چی (مدیری) و مأمور نیروی انتظامی (پژمان بازغی) برای منطقی جلوه دادن همین نقل و انتقال سریع ماجرا باشد، بخصوص که علاوه بر وجه اخلاق‌گرایی کلاهبرداری شصت‌چی، بسیاری از سوراخ‌های قصه را که به صورت علامت سوال در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود تنها مطرح می‌کند بدون آنکه به آنها پاسخ دهد.

در قسمت دوم قرار است به سرخوردگی‌های شصت‌چی به گونه‌ای دامن زده شود که چرایی قرار گرفتن او در قالب شخصیت‌های جدید به شکل تصویری هم منطقی جلوه کند. در این بخش اتفاقات هر چند فشرده‌تر است، اما نشانه‌هایی از ظرافت در پرداخت و وجوه نمادین انتقادی نیز در کار دیده می‌شود.

بخصوص جایی که شصت‌چی به مضحکه شدن در مجالس عروسی برای پول درآوردن متوسل شده و تیر خلاص را جایی دریافت می‌کند که از مجلس عروسی نامزدش (سحر جندقی- فلامک جنیدی) سر درمی‌آورد. در واقع این بخش‌ها بخصوص روابط و مناسبات این شخصیت در کنار پدر و مادرش در شیراز علاوه بر جذابیت، شوخی‌هایی ملموس و هوشمندانه دارد که در  بخش‌های بعد جای خود را به شوخی‌های سهل و انتقادهای مستقیم داده است.

پس از این مرحله ماجرا هر چه سریعتر به سمت و سوی قرار گرفتن مسعود شصت‌چی در نقش‌های چهارگانه قرار می‌گیرد  شامل مدیری (کارگردان و بازیگر)، ساجدی (خلبان)، شکیبا (مربی فوتبال) و جناب (استاد انرژی درمانی). در واقع این چهار موقعیت بر اساس تضادی که با شخصیت شصت‌چی پیدا می‌کنند، انتخاب‌هایی کارکردی هستند که البته در اجرا به یک نسبت موفق ظاهر نشدند.

موقعیت قرار گرفتن شصت‌چی در نقش مهران مدیری به نوعی برگ برنده مجموعه برای گیر کردن قلاب به مخاطبان است. بخصوص با توجه با جذابیت‌های هنرمندی چون مدیری برای مردم عادی و وجوه واقعی زندگی وی. در این بخش هر چند مدیری این هوشمندی را به خرج می‌دهد که با شخصیت واقعی خود و زوایای پنهان حرفه‌اش شوخی کند، اما این همه ماجرا نیست.

در واقع تداخل شصت‌چی و مدیری و مشکلی که در پیگیری خط اصلی قصه ایجاد می‌شود، جذابیت‌های این بخش را کاهش داد. به گونه‌ای که حضور در خانه واقعی مهران مدیری، نمایش ماری که در خانه نگهداری می‌کند (آرمیتا) و روابط او با بازیگرانی چون سیامک انصاری و سحر ذکریا هم نتوانست این نقاط ضعف را به خوبی پوشش دهد.

هر چند جذابیت حضور مهران مدیری در کنار شصت‌چی به عنوان شخصیت بدلش، نقطه جذاب این بخش بود، اما همین تمهید در بخش بعد به اجبار آورده شده است. در واقع حضور وی در نقش ساجدی (خلبانی که شصت‌چی در نقش وی قرار می‌گیرد) که با مهران مدیری واقعی و شصت‌چی در نقش مدیری و ساجدی تداخل می‌کند، تنها برای منطقی جلوه دادن این جابجایی از سوی مهماندارهای هواپیما در نظر گرفته شده و جذابیتی در پی ندارد.

اما در بخش‌هایی که این شخصیت جای یک مربی فوتبال و استاد رمالی و انرژی درمانی قرار می‌گیرد، طنز جاری و طراحی شوخی‌ها به سمت و سوی انتقادهای مستقیم و اغراق شده می‌رود. به این ترتیب بیشتر از آنکه شصت‌چی را در قالب یک شخصیت شناخته شده در موقعیت جدید ببینیم، بهانه‌ای فراهم شده تا نقدی بر فضای حاکم بر فوتبال و فالگیری وارد شود.

اما اتفاق ناگوارتر در پایان مجموعه می‌افتد، جایی که به نظر می‌آید پیچ و خم‌های بستن ته قصه و طراحی یک پایان‌بندی جذاب، مدیری و گروه نویسندگانش را واداشته به سال 85 و مجموعه "شب‌های برره" بازگردند. هر چند ارجاع به یکی از آثار موفق این گروه نمی‌تواند یک نقطه ضعف بالقوه محسوب شود، اما وقتی بالفعل می‌شود که به نظر می‌آید مدیری و گروهش حرکتی رو به جلو نداشته و بر مسیر موفقیت "مرد هزار چهره" و "شب‌های برره" توقف کرده‌اند.

مجموعه "مرد دو هزار چهره" ساخته مهران مدیری به تهیه کنندگی مجید و حمید آقاگلیان ایام نوروز 88 از شبکه سه سیما پخش شد. داستان این مجموعه در ادامه "مرد هزار چهره" داستان یک کارمند اداره بایگانی شیراز است که در نقش شخصیت‌های مختلف قرار می گیرد.

در این مجموعه مدیری، بروز ارجمند، سپند امیرسلیمانی، دریا امینیان، سیامک انصاری، پژمان بازغی، مریم بخشی، رضا برزگر، بیژن بنفشه‌خواه، فلامک جنیدی، شقایق جودت، صدرالدین حجازی، نوید خداشناس، امید روحانی، بهاره ریاحی، سحر ذکریا، امید زندگانی، محمود سالاروند، ژاله شعاری، فلور نظری، کیهان ملکی، سحر جعفری جوزانی، امین زندگانی و ... بازی می‌کنند.


با ارسال نامه‌اي به فارس صورت گرفت؛
اعتراض «محمدرضا اعلامي» به يكي از نويسندگان «مرد دوهزار چهره»

خبرگزاري فارس: «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس نسبت به تشابه بخش‌هايي از «مرد دوهزار چهره» با فيلمنامه تله‌فيلم «آدم‌هاي كوكي»، از نويسنده قسمت‌هاي پاياني مجموعه «مرد دوهزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» گله كرد

                                   

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس از «مهران مديري» گله كرد كه عين نامه اعلامي در ادامه مي‌آيد:
كپي‌رايت يا حقوق مادي و معنوي خالقان و صاحبان آثار هنري سالهاست كه در كشور ما به صورت يك مسئله و مشكل حل ناشدني درآمده و به دليل فقدان قوانين جامع و كامل در اين زمينه و همينطور به علت رفتارها، قوانين و برخوردهاي متفاوت و گاه متضاد مراكز فرهنگي و هنري (مانند وزارت ارشاد، تلويزيون، خانه سينما و....) با مقولات مرتبط با آفرينش هنري، همچنان در قامت يك «معضل بزرگ» خودنمايي مي‌كند و قرباني مي‌گيرد. نكته مهم و تأسف آور اين ماجرا هم در اينجاست كه غالبا (و شايد هم هميشه!) قربانيان اين معضل و كمبود فرهنگي، خالقان و آفرينندگان اصلي و واقعي آثار هنري هستند كه حق و حقوق مسلم مادي و معنوي آنها در پيچ و خم روابط و مناسبات غلط افراد و دستگاه‌هاي صاحب قدرت پايمال شده و از دست مي‌رود!
آخرين نمونه چنين رويدادي در همين اواخر براي نگارنده اتفاق افتاد و كليت يك فيلمنامه اينجانب (به همراه بسياري جزييات و حتي ديالوگ‌هاي آن) از سريال آقاي «مهران مديري» با نام «مرد دوهزار چهره» سردرآورد!
همين‌جا بگويم كه من آقاي مديري را مسئول اين ماجرا نمي دانم. چرا كه او با اعتماد به نويسنده‌هاي خود، طرح‌ها و نوشته‌هاي آنها را كار مي‌كند و به عنوان يك كارگردان مي‌دانم كه در چنين شرايطي با وجود «تعجيل و استرس» رساندن كار به پخش نمي‌توان خيلي به او ايراد گرفت. مسئوليت اين قضيه صرفا با نويسندگان و كساني است كه فيلمنامه ما را به عناوين مختلف (احتمالا به عنوان طرح و كنسه خودشان) به دست او رسانده‌اند!
ماجرا به اين صورت است كه از حدود يك سال پيش به دعوت يكي از تهيه‌كنندگان مرتبط با شبكه اول سيما آقاي محمدرضا ايزدي‌يكتا شروع به نگارش فيلمنامه‌اي به نام «آدم‌هاي كوكي» نمودم قصه اوليه اين تله فيلم كه نوشته اقاي شاهرخ دستور تبار بود درباره فال و فالگيري و معضلاتي بود كه اين پديده در جامعه ما به وجود مي‌آورد. بنده آن قصه را نپسنديدم و با موافقت تهيه كننده و شبكه اول (به عنوان مالك اثر) با حفظ زمينه قصه كليت آن را تغيير داده و قصه ديگري براي توليد نوشتم. اين فيلمنامه بعد از طي مراحل مختلف تأييد شده و «كد توليد» گرفت و بالاخره در زمستان گذشته به كارگرداني خودم ساخته شده و هم اكنون در مرحله صداگذاري است.
چند شب پيش كه به اتفاق چند نفر از همكاران همين پروژه مشغول تماشاي برنامه آقاي مديري بوديم همگي با تعجب و ناباوري به هم نگاه كرديم و نمي‌دانستيم چه بگوييم: كليت داستان تله فيلم آدم‌هاي كوكي به اضافه بسياري از ديالوگ‌ها و جزييات اين فيلمنامه، بدون كم و كاست از برنامه آقاي مديري سر درآورده بودند!! هر چه زمان مي‌گذشت مقدار بيشتر و بيشتري از فيلمنامه ما عين به عين در اين برنامه تكرار مي‌شد البته به شكلي هزل آلود و كاملا بي‌ربط و نچسب! انگار صفحاتي از يك فيلمنامه را بدون مقدمه داخل فيلمنامه ديگري آورده باشند. فرداي آن روز هم اين ماجرا ادامه داشت و بخش‌هاي باز هم بيشتري از قصه و ديالوگ‌هاي فيلم ما در سريال مرد دوهزار چهره مورد استفاده قرار گرفت.
من و همكارانم در شوك و حيرت فرو رفتيم و بعد كه كمي از شوك بيرون آمديم اين پرسش‌ها در ذهن و زبان همه قرار داشت: چطور چنين چيزي ممكن است؟! و حالا ما چه بايد بكنيم؟!
نويسنده اين قسمت‌ها، خشايار الوند، دوست خودم و برادر دوست قبلي‌ام سيروس الوند بود. آيا مي‌توان تمام اين ماجرا را يك «توارد» و ذهنيت مشترك دانست؟
اما به قول تمام دست اندركاران فيلم آدم‌هاي كوكي ميزان هم شكلي و يكي بودن ديالوگها و حتي ارقام و اعداد ذكر شده در قصه نمي‌تواند فقط يك اتفاق و توارد باشد به هر حال آنچه روي داده است باعث شده كه تازگي و بداعت فيلمنامه و تله فيلم ما و حق و حقوق مادي و معنوي آن، به كلي از دست برود چه كسي مسئول اين حق كشي است و ما بايد به چه كسي و به كجا شكايت بريم؟!
اين ماجرا بار ديگر لزوم داشتن قانون و قاعده مشترك و فراگير در زمينه حقوق مادي و معنوي صاحبان آثار هنري و التزام مراكز مختلف توليد فيلم به اتخاذ رويه‌هاي همگون، درست و قابل پيگيري در اين زمينه را يادآوري و تأكيد مي‌كند.
من از خشايار الوند و بقيه كساني كه در اين ماجرا نقش داشته‌اند، به شدت گله مند هستم و حق خود را براي پيگيري اين قضيه محفوظ مي‌دانم.


         حمله همه جانبه مدیری به فوتبال

  www.atipic.blogfa.com

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 15 فروردین1388 ساعت 20:31     بيان انتقادات و پيشنهادات

دروغ ۱۳+شوخی مهران مدیری با مهران مدیری+افشين قطبي به روايت مهران مديري

      دروغ ۱۳

 

آخرین خبر:

فدراسیون فوتبال بیژن شکیبا رابه

عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال انتخاب کرد

در پی نتایج درخشان تیم ملی و اخراج خفت بار علی دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران از کار ، فدراسیون خدوم و زحمت کش فوتبال در پی گزینه هایی برای هدایت تیم ملی است که طبق روندی که تاکنون در پیش گرفته هر روز گزینه جدیدی به لیست نامزدهای تصدی نیمکت  ایران اضافه می کند.

این در حالی است که خبرهایی از گوشه و کنار مبنی بر اضافه شدن پروفسور سِر بیژن شکیبا مربی سرشناس ایرانی به گزینه های مربی گری تیم ملی به گوش می رسد. وی که خوب شوت می زند سابقه کار با بزرگترین  مربیان روز جهان و کار با  تیم دسته یکی سیکاد (باشگاه فرهنگی ورزشی سیفون و کاسه دستشویی تهران) را در کارنامه پربار خود دارد و با بهره گیری از دانش فنی بالا در زمینه تمرین دهی و ابداع سیستم های جدید فوتبال در نوبه خود بی نظیر است.

او برای نخستین بار با اهمیت دادن به حضور دروازه بان در زمین که پاسدار دروازه 7 متری است او را در چینش عددی سیستم فوتبال به حساب آورده و سیستم کاملاً هجومی 9-1-1 را به جهان فوتبال عرضه داشته است. 

همچنین شکیبا مخالف ستاره سالاری در تیم خود می باشد و همواره مروج شایسته سالاری است.

مسئول کمیته تیم های ملی ضمن تایید این خبر اعلام داشت که از طریق سیمای پربار ملی و یک برنامه در حال پخش از شبکه 3 سیما با بیژن شکیبا و کارنامه ی وی آشنا شدیم و سعی کردیم که این ایرانی عاشق وطن را که مغز متفکر ده سال اخیر منچستر یونایتد نام گرفته را جذب کنیم.

امید است که پروفسور سِر بیژن شکیبا با پذیرفتن هدایت تیم ملی ، اوضاع را سر و سامان بخشیده و تیم را از رده چهارم ( یک مانده به آخر ) بالاتر برده و به جام جهانی و سواحل آفریقای جنوبی نزدیکتر کند.

           www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com

                              بعله!

 

سینمای ما - مصطفی جلالی فخر: طنز مهران مديري را دوست دارم. بيش‌تر وقت‌ها. مرد هزار چهره پارسال را بيش از كارهاي قبلي‌اش. براي همين، امسال عيد قرار گذاشتم كه هر شب مرد دو‌هزار چهره را ببينم. معمولا پي‌گير تلويزيون نيستم و اين به دليل برائت روشنفكرانه نيست. تا الان جز سه قسمت كه نتوانستم، همه را ديده‌ام و جز با چند قسمت خلبان ساجدي،‌ با بقيه كيف نكردم. در حد مديري نبود و انتظاري كه از او داشتم. با اين حال و در بيش‌تر مواقع، مديري بازيگر فوق‌العاده‌اي‌ست و حتي با كوتاه‌ترين جملات و موقعيت‌ها طنز مي‌آفريند. يادم هست يك بار خاطره‌ي لو‌رفتن سيگار كشيدن‌اش را برايم تعريف كرد. كاملا جدي و بدون ادا و اطوار؛ اما با لحن و بياني معركه و داشتم مي‌مردم از خنده. انگار طنز مثل گلبول در خون اين آدم جريان دارد. خودش طنز را باور دارد و براي همين است كه پشت‌صحنه‌هايي كه در آخر هر قسمت پخش مي‌كند خنده‌دارتر از متن مي‌شوند (گاهي). مثل پشت‌صحنه‌ي امشب كه در ادامه دست‌انداختن افشين قطبي و فوتبال باشگاهي ايران بود. و طولاني‌تر از شب‌هاي قبل. با وجود روزي پر استرس، كلي خنديدم و آن قدر آن‌ها در پشت صحنه به نظر رفيق و صميمي مي‌آيند كه آدم غبطه مي‌خورد؛ آخرش را ديديد كه چه طور به برزو ارجمند گفت: "بميري برزو!"
من از يك بابت به مهران مديري مديونم. راستش خيلي حوصله‌ي توضيح و واكنش و تاييد و تكذيب ندارم. ما معمولا دوست داريم در ازاي حرف‌هايي كه مي‌زنيم، واكنشي از طرف مقابل ببينيم يا بشنويم و اگر چنين نشود دلخوري است و اتهام و بحث و چه بسا عدم رعايت ادب معاشرت!.. من اصولا كم‌حرفم؛ مگر روي خلق و خوي حرف‌زدن باشم (به ندرت). براي همين خيلي وقت‌ها در قبال حرف‌ها و گله‌ها و هيجانات و دعواها و تمجيدها و.... توضيحات ديگران فقط مي‌گويم:" بعله! (با همان لحن مهران مديري)" اين بله‌ي استثنايي، محافظه‌كارانه‌ترين واكنش جادويي‌ست كه همه‌ي انتظار تاييدي طرف مقابل را هم برآورده مي‌كند. بي آن كه احيانا توهين‌آميز باشد.

              www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com       

 

         شوخی مهران مدیری با مهران مدیری

پس از آن همه جا رو جنجال و برخی واکنش های منفی ای - از شکایت اداره ثبت و احوال  شیراز گرفته تا اعتراض تعدادی از شاعران و هنرمندان- که سریال مرد هزار چهره در سال گذشته ایجاد کرده بود؛ خبر آمد مهران مدیری قصد ساخت مجموعه ای دارد که در آن شخصیت های داستان بدون هیچ شغل و منصب و عدم وابستگی به طبقه اجتماعی در مریخ زندگی می کنند. اما زمانی که چند ماه پیش خبرهایی از پیش تولید مجموعه مرد دو هزار چهره به بیرون درز کرد نشان داد مدیری می خواهد بار دیگر کاریکاتورهایی را به تصویر بکشد که مابه ازای بیرونی شان در جامعه پیش چشم همه ماست؛ که شاید یکی از شخصیت های سریال یکی از ما باشد. پس او کارش را آغاز کرد؛ با خودش.

شوخی مهران مدیری با مهران مدیری. این استارت نخستین شوخی های سریال تازه اش بود. خنده دار و مبتکرانه و به همین اندازه ظریف و عمیق بود. او گویی با این اقدام، همگان را به بازی ای دعوت کرده که در آن ممکن است هر طبقه و مقام و منصب و شغلی مورد شوخی قرار بگیرد. مدیری نشان داد که به چه میزان دارای شعور هنرمندانه است. او که شاید سال گذشته از برخی حرف و حدیث هایی که درباره قسمت هایی از سریالش درباره هنرمندان و روشنفکران به وجود آمده، متعجب شده بود امسال با خودش آغاز کرد؛ خود را نشان می دهد که دارای بیماری افسردگی ست و دارای چه خانه و مکنت و مالی است- که می دانیم همین می تواند منجر به چه شایعاتی شود و نیز در جامعه ای که هنوز که هنوز است بسیاری نسبت به بالاشهری ها با چشم خشم نگاه می کنند. او از شهرت و محبوبیت خودش مایه می گذارد، به نوعی ریسک می کند و با مهران مدیری شوخی می کند؛ او هشداری را که مرتبه قبل نداده بود و بی جهت صدای عده ای درآمده بود؛ این بار در ابتدا بیان می کند؛ آقایان، خانم ها و صنوف مختلف توجه کنید! این فقط یک فیلم است؛ ببینید هیچ اتفاقی نمی افتد؛ شوخی کردن در فیلم و سریال با طبقه و صنفی واقعی نیست؛ تمامی اش کمدی است؛ فیلم است. پس لطفا به خود نگیرید

 

آنچه در طول فیلم یا سریال - به خصوص کمدی- از شخصیتی سر می زند بیرون از واقعیت است و همچون خیال و رویاست اما همانطور که پیش از این نیز آمد به معنای عدم وجود چنین کاراکترهایی در جامعه نیست. اگر چه در نمایش کمدی سعی می شود با ابزارهایی چون اغراق، بزرگنمایی و کاریکاتوریزه کردن شخصیت ها جلوه ای طنز به مجموعه داده شود. همگان می دانیم و به عینه می بینیم که مثلا هستند شعرایی مانند استاد عزلت و هستند کسانی که «کُپه گِل» را اثر بی نظیر هنری می پندارند و یا هستند بازیکنان حرفه ایی فوتبال که بیش از آن که ورزشکار باشند مانکن اند ؛ مدیران باشگاهی که تنها سواد خواندن دارند  و مدیر مسئولان جریده هایی - اینجا نشریات ورزشی- بیش و پیش از هر چیزی دلال اند. و جالب آنکه در شب هایی که به گونه ای مدیری با رویکردی انتقادی به شرایط فوتبال و باشگاه یمان می پردازد در ورای سریال و در واقعیت، در فوتبال ملی مان به چه حال و روزی افتاده ایم ! که از چنین باشگاه ها و شیوه های تیم داری و بازیکن سالاری چیزی به غیر از آن چه اتفاق افتاده نباید انتظار کشید. گویی باز هم مدیری درست نشانه و به هدف زده. می دانیم جماعتی از این دست هستند و عجیب آنکه پشتوانه های مالی و غیبی بسیاری دارند. پس اگر هست چرا نباید با این دسته شوخی کرد و چنین شخصیت هایی را در موقعیت های کارتونی در سریالی نبینیم. چرا نباید از جو و شرایطی که همگان می دانیم مطلوب نیست و دارای معایب فراوان است در یک فضایی پر از شوخی و صحنه های کمیک انتقاد نکرد. چرا؟

دو مجموعه اخیر مهران مدیری نشان داده و ثابت کرده که می شود با خیلی چیزها شوخی کرد بی آن که آسمان به زمین بیاید، می توان از خیلی چیزها انتقاد کرد بی آن که تخریبی صورت بگیرد. که البته کاری از این دست از همگان برنمی آید و مرد کهن می طلبد

منبع:سلام نیوز

 

             www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com

 

       افشين قطبي به روايت مهران مديري
اين شبها مديري در روايت خودش از مرد دو هزار چهره به سراغ سوژه داغ فوتبال ايراني رفته و نويسنده اين قسمتها مهدي ژوله ، به درستي آشفتگي هاي فوتبال ما را به زبان طنز كشيده است، ورود افراد بدون صلاحيت فني و فكري و صرفا پولدار به عرصه سرمايه گذاري در فوتبال ، داد وستد بي حساب و كتاب پول بي زبان در چرخه اقتصادي فوتبال ، انتخاب مربيان خارجي و پرستش آنها در حد يك اسطوره ، جريان هاي ناسالم مانند صحنه مربوط به حق حساب روزنامه نگاران و يا نقش تعيين كننده بوقچي ها( به عنوان يك ابزار ) در ماندن و رفتن مربيان ...... حالا چرا تشابه اين قسمتها با روايت قطبي ، پيدا كردن شكيبا از طريق اينترنت ! ، ورود بيژن از آلمان ، شيفتگي بي حد رسانه ها و مردم و تيمها به برچسب خارجي بودن مربي ، مردي كه با مربيان بزرگ دنيا كار كرده. در چندين جام جهاني حضور داشته. بزرگان فوتبال دنيا از او مشاوره ميگيرند ،ساختن القاب و عناوين و شكل گيري اسطوره يك شبه در نزد مردم با كمك رسانه ها و به ويژه تاكيد بوقچي محترم مبني بر امپراطور خدا بيامرز و رسيدن به لقب بيژن مورينيو !و البته لابي بازيكنان با مربي ها براي بريدن سر سرمربي

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 13 فروردین1388 ساعت 11:48     بيان انتقادات و پيشنهادات

آن چه درباره مهران مدیری نمی‌دانستید و از پرسیدن‌اش وحشت داشتید...

 آن چه درباره مهران مدیری نمی‌دانستید و

از پرسیدن‌اش وحشت داشتید...

    

                            

«مرد 2 هزار چهره» با استقبال دیگر آثار کارگردان‌اش رو به رو نشده، اما مدیری هنوز چهره روز تلویزیون است؛

سینمای ما - محمد تاجیک: از فعالیت‌های غیر سینمایی تا علایق زیست شناسانه و فلسفی و موسیقی و روحیات شخصی و آرزوها و  تنهایی‌ها و حتی پیشنهاد بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی و بازیگران و فیلم‌هایی که دوست دارد یا ندارد...

 این مطلب مفصلی است درباره موفق‌ترین چهره تلویزیونی چند دهه اخیر که خواندن‌اش برای علاقه‌مندان بی‌شمار این هنرمند توصیه می‌شود!

 

          بقیه در ادامه مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 11 فروردین1388 ساعت 10:31     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

مهران مد یری خبرساز!

           مهران مد یری خبرساز!
 
خبرسازي هاي مهران مديري دريك ماه گذشته بيشتربه خاطر سريال نوروزي اش بوداما خبرسازي هاي اوقبل از اين يك ماه هم پا برجا بود.چراكه امسال براي مديري سال سينما بود.اوكه درشروع سال 87با مردهزارچهره جايي بيشترازقبل درميان خانواده هاي ايراني بازكرد با تجربه هاي سينمايي دايره زنگي وهميشه پاي يك زن درميان است نشان داد كه
برخلاف ستاره هاي تلويزيوني قابليت اين رادارد كه مردم سينما گريز را به سينما بكشاند.
 
اما اين تمام قصه خبرسازي هاي مديري درسال 87 نبود.موسيقي هم ديگرركن برنامه هاي اوبراي امسال بود.اوكاري رابه سرانجام رساند كه خيلي از اهالي موسيقي از آن عاجزهستند.اجراي كوتاه اودرفستيوال سازمان ملل باعث شده بود تادرهمه شب هاي كنسرت صندلي خالي پيدانشود.اين است پديده اي به اسم مهران مديري.
 پديده اي كه نمي توان اورا درچارچوب موسيقي بررسي كرد. به هرحال اوعلايق خودش رادنبال مي كند والبته موفق هم جلومي رود.كارهاي موسيقيايي اوبه همين جا هم ختم نمي شود.او با گروه داركوب آلبومي را آماده كرده كه همايون نصيري آهنگسازي آن را باجنس صداي مديري انجام داده است آلبومي كه اگر مشكلي سرراه آن سد نشود تا پايان امسال به بازارموسيقي راه پيدا مي كند.البته قراربود كه گروه داركوب باخوانندگي مهران مديري كنسرتي را دراواخر پاييز داشته باشند كه به دليل نامعلومي انجام نشد تا مديري تمركزش را روي سريال نوروزي اش بگذارد.
مردهزارچهره درورژني جديد اما با اين تفاوت كه اين بار پيمان قاسم خاني سرپرست نويسندگان نيست وژوله الوند ومحراب قاسم خاني بدون او كار را پيش مي برند.مديري هم بعد ازپروژه نوروزي روال سال گذشته را طي مي كند واحتمالاً بعداز آن سريك فيلم سينمايي حاضرمي شود.فيلمي كه درماه گذشته مطرح شد ولي هنوز قرارداد آن قطعي نشده اما اگر قطعي شود اوجلوي دوربين محمدرضا اعلامي نقش ماشاالله خان را بازي ميكند البته مديري قبل ازاين هم به جمع بازيگران فيلم انيميشن سينمايي تهران 1500 پيوسته بود.
 
منبع : ماهنامه زندگي ايراني

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 4 اسفند1387 ساعت 9:36     بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلا چرا با ید همه کارگردان شوند؟ +پوستر از دیدار

  اصلا چرا با ید همه کارگردان شوند؟

البته در سینمای جهان بازیگرانی که کارگردان شده اند فیلمهای خیلی خوب یا حداقل موثری ساخته اند.به مل گیبسون فکر کنید. دو فیلم مصائب مسیح و شجاع دل ی که ساخت. یا جرج کلونی و "اعترافات یک ذهن خطرناک"اش و همچینی رابرت دنیرو که با "یک داستان برانکسی" همه را غافلگیر کرد. اما در ایران کارگردان شدن بازیگرها ثمره خوبی نداشته. به همین دو نمونه اخیر توجه کنید. یکی رامبد جوان که اسپاکتی در هشت دقیقه را کارگردانی کردو دیگری جواد رضویان که دو مجموعه طنز را کارگردانی کرد و یک جورایی رقیب فیلم بد رامبد جوان به حساب می آید. کارگردانی حرفه سهل و ممتهنی است. بقیه حرفه های سینمایی باری به ثمر رسیدن احتیاج به حداقل دانش فنی دارند . چیزی که همه ندارند و برای همین به طرف اش نمیروند. اما کارگردانی ظاهرا هیچ جور علم و دانشی نمیخواهد. با این وجود سخت ترین و حساس ترین سمت در ساخته شدن یک فیلم را خود کارگردان دارد. . درآمدن یا در نیامدن یک شوخی نتیجه مستقیم کار کارگردان است.بی این که تاثیر او به وضوح در ساخت یک صحنه مشخص باشد.

به همین دلیل است که یک شوخی در صحنه ای از یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی "مهران مدیری" خوب از کار در می آید اما عین همین شوخی کم و بیش با همان بازیگران در صحنه ای از یک سریال دیگر لوس و بی مزه و بی معنی جلوه می کند.

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 15 دی1387 ساعت 10:44     بيان انتقادات و پيشنهادات

جای خالی طنزهای 90شبی+عکس روی جلد مجله نسیم هراز

به دنبال مجوز نگرفتن کنسرت مهران مدیری، سایت «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛


مدیر برنامه‌های گروه دارکوب: نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد، هم مجوز اماکن را داشتیم و هم حراست ارشاد را

 

 

سینمای ما - زهرا نعیمی:  در پی خبر لغو کنسرت مهران مدیری که با گروه دارکوب اجرا داشت، صمد طالقانی مدیر برنامه گروه گفت : مراحل صدور مجوز به گونه ای پیش رفت که ما از اماکن مجوز گرفتیم در واقع روال این امر به گونه ای است که بعد از کارشناسی حراست ارشاد به اداره اماکن می رود و آن ها راجع به تاریخ و سالن و تایید آن ها اعلام نظر می کنند.
ما تاییدیه اماکن را گرفتیم و حراست ارشاد هم موافقت کرد اما مرحله آخر که مجوز نهایی در دفتر موسیقی ارشاد تهیه می شود، ابن مجوز امضا نشد.
وی اضافه کرد: ما شنیده ایم که مواردی مثل برخی کنسرت ها بوده است که از ابتدا نامه اماکن و حراست به آن ها داده نشده است اما برای برنامه ما نامه داده شد و هیچ صحبتی هم مبنی بر اینکه تاریخ یا محل را تغییر دهیم با ما نشد.معمولا اگر قرار بر لغو مجوز باشد اماکن یا حراست اعلام می کند اما ما جزء این دسته نبودیم . در این صورت تنها می توان استنباط کرد که این کار به هر دلیلی که ذکر نمی کنند و در این مقطع خاص سلیقه ای بوده است .
طالقانی همچنین گفت : چنبن امری برای ما سابقه نداشته ؛ اینکه اماکن با برگزاری کنسرت موافقت کند و برنامه از سوی دفتر موسیقی لغو شود.من به شخصه تا به حال تجربه برگزاری پنجاه کنسرت با گروه های موسیقی را داشته ام و روال کار را خوب می دانم و جالب تر این است که سه هفته پیش نمونه ای از همین کنسرت در تالار وزارت کشور برگزار شده است.
وی با ابراز گله مندی از این موضوع گفت: همه از ما سوال می کنند و ما تنها می توانیم عذرخواهی کنیم .ما انتظار داریم برخوردها قانونی تر و غیرسلیقه ای باشد. این جور موارد به ضرر دفتر موسیقی است . ذکر نکردن دلیل، شائبه های زیادی را ایجاد می کند .ما جای اعتراض قانونی هم نداریم چراکه اصلا مجوزی صادر نشد که بعد از آن لغو شود و ما بتوانیم اعتراض کنیم. البته ما هرگز وارد دعوای حقوقی با ارشاد نمی شویم اما چرا دفتر موسیقی که داعیه حمایت از موزیسین ها رادارد چنین کاری می کند و جوابگو هم نیست. همه گروه ما شناخته شده هستند و وقتی حرکتی بدون ذکر دلیل انجام می شود بی احترامی تلقی می شود .
وی درباره ضررو زیان های اجرا نشدن برنامه عنوان کرد: ضرر و زیان چندانی نداشته ایم. خوشبختانه سالن اریکه ایرانیان پولی بابت غرامت از ما دریافت نکرد اما هزینه های مربوط به چاپ پوستر ،بیلبورد و ....به هرحال از بین رفته است.
مدیر برنامه گروه دارکوب درباره زمان برگزاری مجدد کنسرت در صورت گرفتن مجوز گفت: اجرای برنامه به امسال نخواهد رسید چراکه دو ماه محرم و صفر رادر پیش داریم و بنابراین اولین فرصت به بعد از نوروز موکول می شود
پیش از این قرار بود گروه دارکوب به همراه مهران مدیری از 11 آذر در تالار بزرگ کشور کنسرت خود را برگزار کنند اما صدور مجوز این کنسرت در آخرین مرحله از سوی دفتر موسیقی ارشاد متوقف شد.
این گروه به مدت دو ماه برای اجرای این برنامه تمرین کرده بودند.همچنین حامد بهداد نیز یکی دیگر از خوانندگان این گروه است که قرار بود در این کنسرت اجرای برنامه داشته باشد.
گروه دارکوب و مهران مدیری سه هفته پیش نیز در همین تالار کنسرتی را برگزار کردند.


منبع خبر : سینمای ما


 

    نیاز مخاطب به مجموعه های طنز ؛ 

 جای 90 شبی‌ها در تلویزیون خالی است

      

کمترین عایدی روند توقف ساخت و پخش مجموعه‌های شبانه در تلویزیون ، گرایش مخاطب عام به رسانه‌های دیگر است و البته راه اصلاح انتقادهایی که به هر حال به بخش هایی از این برنامه ها وارد است ، پاک کردن صورت مسئله و نادیده گرفتن نیاز جامعه به مجموعه های طنز تلویزیونی نیست.
به گزارش خبرنگار مهر، پائیز 87 تلویزیون در کنار همه تفاوت‌هایی که الزاماً با پائیزهای گذشته دارد، یک فقدان را هم یادآور می‌شود. مجموعه‌های 90 شبی هر چند حضورشان همواره با نقد و واکنش در زمان پخش همراه بود، اما اولین تجربه نبودشان در پائیز امسال به شدت خود را نمایان می‌کند.
مجموعه‌های طنز 90 شبی هر چند در روندی تدریجی در دهه 70 از دل آیتم‌های طنز و اپیزودهای ناپیوسته زاده شدند، اما تجربه‌های آغازین نشان داد این حیطه جدید قابلیت دارد تا کمی تدبیر و تغییر تا مدت‌ها مخاطب گریزپا را پای تلویزیون نگه دارد. روند این سیر و تغییر و تحول که در ساختار مجموعه‌های 90 شبی ایجاد شد تا مرحله توقف ناگهانی، خود مؤید این وجه است.



شب‌های برره

هر چند "زیر آسمان شهر" را می‌توان آغازگر جدی طنزهای شبانه دانست، حرکت گروه سازنده بر مسیری تکراری، سری دوم و سوم این مجموعه را با افت تدریجی و شکست مواجه کرد. تا جایی که مهران غفوریان کارگردان و بازیگر آن در قسمت پایانی به طور مستقیم از مخاطبان به خاطر ضعف کیفی کار عذرخواهی کرد.
اما این تجربه گروههای دیگر را به حرکت واداشت و شکل‌گیری تخصصی به نام سرپرست و گروه نویسندگان طنز شبانه را وارد عرصه تلویزیون کرد. گروهی که در صدر آنها رضا عطاران قرار گرفت که بعدتر خودش هم به کارگردانی روی آورد و در عرصه 90 شبی‌ها مجموعه "کوچه اقاقیا" را ساخت که موفقیت نسبی در پخش به دست آورد.
در میان پیوستن گروههای جدید به عرصه ساخت مجموعه‌های شبانه همزمان با "زیر آسمان شهر" باعث شکل‌گیری مهمترین گروه سازنده شد که قبلتر همکاری موفق در عرصه ساخت آیتم‌های طنز داشتند. مهران مدیری با اولین مجموعه 90 شبی خود علاوه بر اینکه سبک خاص طنز خود را در تلفیق فانتزی و واقعیت وارد کار کرد، گروهی نویسنده را به عرصه تلویزیون آورد که نوآوری آنها جهشی در 90 شبی‌ها ایجاد کرد.
پیمان و مهراب قاسمخانی اصلی‌ترین زوج نویسنده بودند که همکاری موفق آنها با مدیری منجر به خلق مجموعه‌های "پاورچین"، "شب‌های برره" و "باغ مظفر" شد که هر یک بدون تکرار محض این ساختار، با با نوآوری‌های خاص همراه بودند و استقبال مخاطب هم پاسخی به آزمون و خطای آنها در این حیطه بود.
مدیری در این میان مجموعه شبانه "نقطه‌چین" را هم ساخت که البته به جهت جنس قصه‌ها و حضور نداشتن سرپرست نویسندگان همیشگی‌اش نتوانست به توفیق دیگر آثارش برسد. ضمن اشاره به این نکته که این کارگردان / بازیگر در این فاصله به ساخت مجموعه‌های مناسبتی نوروزی هم روی آورد که هر جا بهای لازم به متن و فیلمنامه‌ها داده شد، تضمینی بر همراهی مخاطب بود.
در این میان گروههایی هم بودند که به صورت پراکنده و مقطعی وارد عرصه ساخت 90 شبی‌ها شدند که از مهمترین آنها می‌توان به "بدون شرح"، "کمربندها را ببندیم"، "اکسیژن" و "زندگی به شرط خنده" مهدی مظلومی، "باجناق‌ها" فرهاد آئیش و "چارخونه" سروش صحت نام برد که با افت و خیزهایی همراه بودند.
مرور کوتاه بر این روند می‌تواند روند تغییر و تحول مجموعه‌های 90 شبی و این مهم را یادآور شود که این آثار کمتر در یک ساختار محدودشونده درجا زده‌اند. در واقع بیشتر سازندگان این آثار تلاش کرده‌اند ورای حرکت بر مسیری که می‌تواند همراهی مخاطب را تضمین کند، به نوآوری و تغییر روی آورند و مجموعه‌های مدیری نمونه‌ای خوب از تشخیص این الزام‌ها برای احترام و توجه به مخاطب است.
به این ترتیب این ساختار سریالی مانند همه گونه‌ها مرحله آزمون و خطا را طی کرده و حتی از طنز به سمت و سوی ملودرام هم حرکت کرده که "نرگس" سیروس مقدم نمونه‌ای از 90 شبی‌های ملودرام است که در زمان پخش توانست مخاطب عام را با خود همراه کند.
نکته‌ای که پائیز امسال را خالی‌تر از هر سال و شب‌های طولانی سومین فصل سال را در رسانه ملی بی‌بهره از تدارک برای مخاطب نشان می‌دهد، این است که هر سال برنامه‌ریزی مسئولان به گونه‌ای بود که از آغاز پائیز حداقل یک مجموعه شبانه از یکی از شبکه‌ها پخش شود.
اما بنا به دلایلی که می‌تواند از ناموفق تجربه‌های اخیر این حیطه باشد و همچنین نوآوری‌هایی که در مقاطعی گریبان رسانه ملی را می‌گیرد، تصمیم گرفته شده فعلاً مجموعه 90 شبی ساخته نشود. در این میان مخاطب هم باید با مجموعه‌های هفتگی سر کند که متأسفانه در پائیز 87 هیچکدام آنچنان جذابیتی برای پر کردن اوقات خالی شب‌های طولانی پائیز ندارند.



چارخونه

به گزارش مهر ، روند پخش سه روز در هفته مجموعه‌ها (ساعت شنی)، پخش مجموعه‌های زیر 90 قسمت به مناسبت‌های مختلف به صورت هر شبی (ترانه مادری) و... نیز نتوانستند جای مجموعه‌های 90 شبی را پر کنند. اینجاست که در کنار جذاب نبودن مجموعه‌های هفتگی و افت کیفی آثار در حال پخش، این فقدان به شدت حس می‌شود.
اگر بهانه توقف ساخت 90 شبی‌ها افت کیفی آنها باشد که باید گفت مجموعه‌های در حال پخش نیز چیز دندانگیری برای عرضه ندارند تا بتوانند در این رقابت وارد شوند. فیلم‌های تلویزیونی که در مقطعی کنونی در کمیت بالا تولید و روانه پخش می‌شوند هم جایگزینی مناسب برای پر کردن رقابت در این عرصه نیستند.
به هر حال بهانه توقف ساخت و پخش مجموعه‌های شبانه هر چیز که باشد مطمئناً کمترین عایدی این فقدان برای مخاطب عام تلویزیون گرایش دادن او به رسانه‌های دیگر است که البته عواقبی خوش برای رسانه ملی به همراه نخواهد داشت.
 
خبرگزاري مهر
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 14 آذر1387 ساعت 8:10     بيان انتقادات و پيشنهادات

باز هم مدیری و عطاران+عطاران متهم ردیف اول

 

   پرتماشاگرترين و كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال87
            حداكثر نيم‌ميليون نفر حداقل 2600نفر




































پرتماشاگرترين‌ها
 ۱.دايره زنگي(563هزار نفر) پرتماشاگرترين و همچنين پرستاره‌ترين فيلم سال87. فيلم به مدد بازيگران پر شمارش به همراه قصه جسورانه‌اش توانست بالاي نيم ميليون نفر را به سالن سينماها بكشاند. به اين موارد البته اضافه‌ كنيد كارگرداني به نسبت خوب پريسا بخت‌آور كه به عنوان اولين تجربه توانست از پس يك قصه شلوغ بربيايد.





2 - هميشه پاي يك زن در ميان است(418هزار نفر)
آمار تماشاگران فيلم كمال‌تبريزي البته تا روز 22شهريور محاسبه شده است. در چند روز باقيمانده بعيد است اين رقم تماشاگر به فيلم اول جدول برسد. به‌هر حال با توجه به اينكه كيفيت فيلم به لحاظ كارگرداني و فيلمنامه از فيلم‌هاي ديگر تبريزي چند سر و گردن به مراتب پايين‌تر است، با اين حال و با وجود مهران مديري و مارپيتون و سيگار برگ و يك گلشيفته فراهاني كه توانسته با دي‌كاپريو در فيلم رايدلي اسكات همبازي شود، رده دوم پرتماشاگرترين فيلم نيمه اول سال به فيلم كمال تبريزي رسيد. نكته جالب اينكه بعد از اعلام خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغ‌هاي اسكات، فروش فيلم به ناگاه سير صعودي به خود گرفت.





3 - زن‌ها فرشته‌اند (371هزار نفر)
براي كسي كه سال‌ها دستياري رسول ملا‌قلي‌پور و ديگران را تجربه كرده است، آشنا بودن با قواعد گيشه نكته عجيبي نيست. شهرام شاه حسيني توانست با محمدرضا شريفي‌نيا و امين حيايي و نيكي كريمي و يك كرور زن ديگر در فيلمش پاي تماشاگر را به سينما بكشاند.





4 - ده رقمي (262هزار نفر)
اتفاقا فيلم پنجم اين فهرست هم دقيقا همين تعداد تماشاگر را دارد، بي‌كم‌و كاست. اما چرا فيلم‌ همايون اسعديان رده چهارم جدول را به خود اختصاص داده است، علتش اين است كه ده رقمي، 20روز كمتر از فيلم انعكاس روي پرده رفته و توانسته است همان تعداد تماشاگر را جذب سالن سينما كند. به هرحال مايه‌هاي كمدي شل و لق همايون اسعديان، با چاشني با نمكي جواد رضويان و بهنوش بختياري و بهاره رهنما در اين آشفته بازار، در رده چهارم اين جدول است.





5 - انعكاس (262هزار نفر)
فيلم رضا كريمي هم در ته اين فهرست پنج فيلم قرار دارد و مي‌تواند براي كارگردانش مايه مباهات باشد كه با يك قصه ممنوعه مثلت عشقي- همسري با همين تعداد تماشاگر اندك توانسته است از پرفروش‌هاي نيمه اول سال باشد.





كم‌تماشاگرترين‌ها
1 - پرچم‌هاي قلعه كاوه (2600نفر)
شايد يك روز كسي بيايد و پاسخ بدهد يك فيلم يك ميلياردي (كه البته اين رقم، كف رقمي است كه در شنيده‌ها براي هزينه توليد فيلم آقاي نوري‌زاد آمده است)، چرا بايد تنها پنج‌ميليون تومان بفروشد. همه كه با كارگردان فيلم دشمني ندارند كه نروند فيلمش را ببينند. علت را در جاي ديگري بايد جست‌وجو كرد؛ از تهيه‌كننده دولتي فيلم و نبود دغدغه بازگشت سرمايه.





2 - روز برمي‌آيد (3234نفر)
فيلم دوم بيژن ميرباقري با يك قصه اقتباسي و چند بازيگر محدود و فضايي سرد، قطعا از كم‌فروش‌‌ترين‌ها و كم‌تماشاگر‌ترين‌ فيلم‌هاي سال خواهد بود. البته نمايش فيلم ادامه دارد، اما با اين اكران محدود بعيد است رشد چنداني در فروش داشته باشد.





3 - خاك سرد (6719نفر)
رضا سبحاني اساسا كارگردان كم تماشاگري است. از فيلم‌هاي كوتاهش بگيريد تا اين فيلم كه محمد رضا فروتن را به عنوان ستاره و هيلا اكراني را بعد از سال‌ها به عنوان نقش اول زن دارد. خيلي جالب است اگر بشود فهميد تهيه‌كننده‌هاي اين فيلم‌ها با اين شكست در گيشه چگونه از پس هزينه‌هاي فيلم‌هايشان برمي‌‌آيند.





4 - پابرهنه در بهشت (8هزار نفر)
نسخه مكمل فيلم اول اين جدول. يك تهيه‌كننده دولتي به اضافه يك قصه ظاهرا معناگرا، قطعا جذابيتي براي بيننده ايجاد نمي‌كند. پاسخگو كيست؟





5 - حقيقت گمشده (11هزار نفر) كارگردان شاعر زباله‌ها، با فيلم ماورايي دومش قطعا نمي‌تواند به دنبال تماشاگر بگردد. از حميد فرخ‌نژاد هم كاري ساخته نيست. بازي با مرگ و اداهاي روشنفكرانه محمد احمدي فيلمش را در رده پنجم كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال قرار داده است.




سلام

این هم یک نقد دیگه به بزنگاه و البته آخرش مقایسه ای بین مهران مدیری و عطاران شده  شده شما قضاوت کنید!

 

و          باز هم مدیری و عطاران

عطاران تنها کسی هست که میتواند با مدیری رقابت کند . عرصه طنز ِ تصویری ِ امروز ما شدیدا به این دو و خلاقیت و کارهایشان وابسته هست.
دیگرانی به جز این دو که دست به سریال سازی طنز زده اند معمولا شکست خورده اند ( شما مثال نقض دارید ؟
)
در مقایسه این دو دو نکته مهم وجود دارد مدیری سریالهایش در یک فضای خاص و مشخص اتفاق می افتد . فضا ها ، رفتارها ، و اصلن لباس ها همه چیز در حد بالا قرار دارند و لوکس هستند عطاران اما پیوسته به دنبال این بوده که سریالهایش در یک فضای واقعی اتفاق بیافتد ( انگار که در دو کوچه پائین تر از محل زندگی ِ هر کدام از ما
)
مدیری همیشه بهترین نقش و لوکس ترین نقش از سریالهایش را برای خودش کنار میگذارد طوری که در سریال همیشه به او بیشترین توجه و احترام بشود و اتفاقا بهترین بازی را هم معمولا خودش انجام میدهد و به خوبی از پس نقش بر می آید،

اما عطاران معمولا کثیف ترین نقش ها و رده پائین ترین ها را انتخاب میکند و بازی ِ خوب آنها را به دوست داشتنی ترین نقش ِ سریال تبدیل میکند .
مدیری همیشه یک تیم بازیگری شناخته شده از طرف مردم را انتخاب میکند و حتی همیشه یک آس برای رو کردن و شاید نجات سریالش کنار میگذارد و در این زمینه کمتر ریسک میکند و با این کار تماشاچی بالقوه جذب میکند ، اما عطاران گروهش یکی نیست و گاهی آدم ها و بازیگرهایش اولین بازی هایشان هست که انجام میدهند ( فریده و فرزانه و درسا را جایی قبلن دیده بودید ؟) که این به گمانم کمی از شیطنت او و برای به رخ کشیدن تبحرش باشد که با یک کست ِ نه چندان شناخته شده بهترین کار را ارائه میدهد
...

عطاران فوق العاده است چون به بهترین شکل ممکن مردم را به مردم نشان میدهد
.
ریا کاری – دهن بینی – دودوزه بازی – حسادت – دعوا بر سر پول – دغدغه های واهی – روابط بی اساس و حتی هوس ها
...
عطاران فلسفه زندگی اش را از همان آغاز به ما نشان میدهد ... وقتی تیتراژ ِ سیاد سفید سریال شروع میشود و از آرامش یک حوض قدیمی تا سر و صدای زندگی امروز پیش میرود و در تمام این مدت صدای اطرافمان را پر رنگ به گوشمان میرساند و از ما میخواهد به احترام یکی از رفقایش ( چقدر عالی – از این بکر تر هم می‌شد ) برای شنیدن صدای پای روزگار ( شاید مدرنیته ) که خواهی نخواهی می گذرد ، صدای تلویزیون را بلند کنیم و بشنویم صدای ِ عبور ِ لحظه های عمر را...

متن کامل رو از اینجا ببینید

 


                      عطاران، متهم رديف اول
 
تلويزيون- علی عمادی:
اگر روزگاري پاي ثابت سفره افطار، راديو بود كه ربنا مي‌خواند و با اذان مؤذن‌زاده روزه‌ها باز مي‌شد، امروز تصور سفره افطار بدون تلويزيون مشكل است.

حالا چند شبكه تلويزيوني با انواع و اقسام برنامه‌هاي رمضاني از ساعت‌ها پيش از افطار تا هنگام سحر با پخش قرآن، سخنراني، برنامه‌هاي آموزشي و...، خوراك فرهنگي علاقه‌مندان را تأمين مي‌كنند.

در اين ميان سريال‌هاي پس از افطار جايگاه خاصي نزد مخاطبان دارد. مشاهده اينگونه سريال‌ها كه چند سالي است آغاز شده و رفته‌رفته بر حجم آن افزوده شده، به‌صورت يك عادت براي بينندگان تلويزيون درآمده است. تجربه اين سريال‌ها با مخاطبان انبوه، گاه موفقيت‌آميز بوده و گاه با خرده‌گيري از آن روبه‌رو شده است. شايد بتوان موفق‌ترين كار رمضاني را «صاحبدلان» دانست كه 2 سال پيش به كارگرداني محمدحسين لطيفي به روي آنتن شبكه يك سيما رفت. امسال نيز تلويزيون در كنار همه برنامه‌هاي رمضاني خود، سريال‌هايي توليد كرده، كه يك سريال در ميان آنها اگرچه پرمخاطب‌ترين سريال است اما با انتقادهايي مواجه شده كه جدي‌ترين آن كارت زرد شوراي نظارت بر صدا و سيما به سريال «بزنگاه» بود.

سريال‌هاي ماه مبارك رمضان كه چندسالي است بدجوري وقت پس از افطار خلق‌الله را اشغال كرده، به‌دليل همين ديده شدن زياد و البته موضوع‌هاي گاه عجيب و غريب خود، به‌طور معمول مورد گوشه‌ و كنايه و گاهي اعتراض و گلايه واقع مي‌شوند.

اين ويژگي آنتن است كه نسبت به 2 شاخصه همواره بايد خود را آماده كند؛ يكي سوژه‌اي كه انتخاب مي‌كند و ديگري حجم بيننده‌اي كه پاي جعبه جادو  مي‌نشاند و سريال‌هاي ماه رمضان معمولاً نسبت به هر 2ويژگي، آلرژي دارند. همين موضوع هم باعث شده كه به‌جاي توصيه‌هاي منتقدان و مطبوعات كه چندين سال است مناسبت‌ها را يادآوري مي‌كنند و از سازندگان برنامه‌هاي مناسبتي مي‌خواهند كه خود را از قبل براي آن آماده كنند تا در دقيقه  90 غافلگير نشوند، پركنندگان چاه‌ ويل آنتن در همان روزهاي آخر دست‌به‌كار شوند تا اگر اما و اگري پيش آمد، قسمت‌هاي بعدي را با افكار عمومي تطبيق دهند.

اگر اين كار خطا باشد، گناه آن را بي‌ترديد بايد به‌گردن مهران مديري انداخت كه روش كار خود در برنامه‌هاي  نود شبي‌اش را بر اين اساس گذاشته تا اگر ساخته‌اش به‌قول معروف نگرفت، بتواند سريع بر موج خواسته‌ها سوار شود و حتي جهت سريال را عوض كند. اما اين واقعيت را بايد پذيرفت كه همه سازندگان برنامه‌هاي شبانه قابليت‌هاي مديري و تيمش را ندارند و همين موضوع باعث شده تا برخي از آنها از آنتن جا بمانند، كار را رج بزنند و آخر سر هم سر‌وته ماجرا را با كلي چسب نچسب هم بياورند.

ناگفته‌ نماند كه اين روش، يك حسن هم دارد و آن هم اين است كه اگر نيشتر منتقدان و مردم بدجوري بر زخم ساخته‌‌شان نشست، بهانه بياورندكه وقت نبوده و اگر زمان بيشتري داشتيم هيچكاك و ديگران را به‌قول رضا‌  ناجي، چون آسپرين بالا مي‌انداختيم. امسال اما انتقادها زودتر از سال‌هاي پيش به‌بار نشست و جالب اينكه حتي برعكس رمضان‌هاي گذشته چراغ اول اين اعتراض را نيروهاي خودي سازمان روشن كردند. اگر تاكنون پزشكان، پرستاران و صنف‌هاي مردمي موج اعتراض را شروع مي‌كردند، امسال اين شوراي نظارت بر صدا و سيما بود كه نسبت به ساخته‌هاي رمضاني ايراد گرفت.

نوك پيكان حمله، اين‌بار به‌سوي استفاده از مواد مخدر نشانه رفت و آن هم به سيبل سريال شبكه3؛ يعني «بزنگاه» ساخته رضا عطاران.

عطاران و سيروس مقدم گل سرسبد كارگردان‌هاي سريال‌هاي شبانه مناسبتي هستند. اگر مقدم ويژگي سرعت و كيفيت دارد، عطاران افزون بر اين دو، روحيه طنازانه‌اي دارد كه به مذاق مسئولان شبكه3 بسيار خوش مي‌نمايد؛ شبكه‌اي كه خود را شبكه جوان و ورزش مي‌خواند كه البته اولويت جوانش را سرتر از ورزش مي‌داند. به‌گونه‌اي كه  مدير اين شبكه آخر هفته گذشته در‌ گفت‌و‌گو با ضميمه يكي از روزنامه‌هاي صبح، سريال‌هاي مناسبتي را تا جايي بالا برد كه آنها را جذاب‌تر از پخش مستقيم فوتبال باشگاه‌هاي اروپا دانست.

اكنون اگرچه شبكه‌هاي تلويزيوني بر سر كاري كه به كارگردان‌هاي دلخواه خود سپرده‌اند، قسم مي‌خورند و حتي آمار بيننده‌هاي تلويزيون از حالا تائيد مي‌كند كه اين سريال‌ها پرطرفدارند، اما سمبه شوراي نظارت آنقدر پرزور هست كه حتي در همين چند قسمت گذشته بتوان ردپاي جرح و تعديل‌ها را بر تن سريالي چون بزنگاه ديد و از حالا به بعد بايد شاهد تغيير و تحولات بيشتري در اين سريال بود كه هنوز قسمت انتهايي خود را جلوي دوربين نبرده است.

تا اينجا عطاران متهم رديف اول است ولي با تمام اين احوال، در اين محكمه چه كسي را بايد مقصر معرفي كرد؟ عطاران كه مي‌خواسته سريال پربيننده بسازد؟ مديران مياني صدا و سيما كه قصد داشته‌اند با برنامه‌هاي جذاب مخاطب را پاي سفره افطار جلوي تلويزيون ميخكوب كنند يا منتقدان و شواري نظارت كه نسبت به وظيفه خود واكنش نشان داده‌اند؟

در ظاهر هيچ كس تقصير ندارد اما اگر كلاه‌ها را قاضي كنيم شايد گناه اصلي بر گردن كساني باشد كه مسئوليت سياستگذاري را برعهده دارند اما هنوز نمي‌دانند راهبرد اصلي اين رسانه با اين همه مخاطب براي چنين ايامي چيست و اگر راهبردي وجود دارد چگونه بايد آن را عملي كرد. به هيچ‌كدام از برنامه‌سازان نقشه راهي تحويل داده نشده تا آنها بدانند در پروسه‌اي ده ساله با  10 رمضان و 10 محرم و 10 نوروز و  10 تابستان، مخاطب را بايد از كجا به كجا برسانند. آيا كاركرد تلويزيون صرفاً سرگرمي است يا فراتر از آن و طبق خواسته مسئولان نظام دانشگاه عمومي تلقي مي‌شود؟ اين‌گونه مي‌شود كه دست‌اندركاران ساخت برنامه تنها با سليقه و ذوق خود پا پيش مي‌گذارند تا هر سال آزمون و خطايي جديد مرتكب شوند و طرفه آنكه، حتي از آزمون و خطاهاي گذشته نيز درس نمي‌گيرند.

ماه مبارك رمضان امسال هم تا 2 هفته ديگر به‌پايان مي‌رسد و استقبال متفاوت مخاطبان رسانه ملي از سريال‌هاي ماه رمضان، معياري مي‌شود براي داوري راجع به موفقيت صدا و سيما در برقراري ارتباط با مخاطبان. به نظر مي‌رسد در چنين شرايطي باز هم مسئولان رسانه‌ ملي جام   افتخار  را  در ميداني بي‌رقيب بالاي سر مي‌برند و چندين و چند برنامه نقد و بررسي با حضور منتقدان به روي آنتن مي‌فرستند. اما به‌هر حال اين روش تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟ شايد تا وقتي كه سياستگذاران رسانه ملي، دورانديشانه‌تر براي برنامه‌هاي مناسبتي طرح‌هاي بلندمدت و حساب‌شده داشته باشند و از شتابزدگي در توليد سريال‌هاي پرمخاطب خودداري كنند.

منبع:همشهری آنلاین

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 2 مهر1387 ساعت 16:55     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون

سلام مطلب جذاب و خواندنی از الینا از دستش ندین

 

                                          ماندگاران
 *مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*


اولین کسی بود که مفهوم طنز را در نمایش ایران به معنی واقعی ارائه داد.نخستین کسی هم بود که با بازی و ساخت مجموعه ها،ارائه جدیدی از طنز را نشان داد.
سال 1372 سال خاصی در عرصه طنز،به عنوان یکی از مورد پسند ترین ژانر های نمایش در میان مردم ایران بود و برنامه ای به نام «جنگ 72» چهره ای را معرفی کرد که تنها اندکی بعد به عنوان کارگردان و مغز متفکر یک گروه پر استعداد،«ساعات خوشی» را به تاریخ نمایش ایران هدیه کرد.
ابداع طنز موقعیت در کلام،آن هم در سایز «آیتم»هدیه ای بود که بسیاری ظرفیت دریافتش را نداشتند و عواقب این بی ظرفیتی پنج سال یقه هدیه دهنده را گرفت و نمایش ایران را از وجودش محروم کرد.
در بازگشت باز هم با «جنگی»دیگر به پسوند همین سال،بدعتی توآور و تا امروز همین سنت بدعت شکنی را ادامه داده و از« آیتم» به «نمایش دنباله دار» و از «تک سوژه ها» به «مجموعه های روتین شبانه»رسیده و خصلت هر کدام هم همان «نوآوری»و عدم تکرار است.
عدم تکراری که اگرچه همه را به تقلید از او و ذهن خلاقش واداشته،اما با هوشیاری خودش را از ورطه فنا نجات داده و حتی گول اوج خارق العاده را هم نخورد و هرگز حاضر به ادامه خودش نشد و در این روند ضمن معرفی چهره های مستعد در هر مرحله ،همیشه با «بهترین ها»در هر تخصص کار کرده و انگار رقم خیره کننده  و غیر قابل باور حتی در آرزوهای محال و دوردست،بالای 85 درصد بیننده در کل 70 میلیون نفر هر شب برای او به صورت عادت و مینیمم درآمده است! و این گلوله استعداد در هنر هر کسی نیست جز* مهران مدیری*.


         مدیری همچنان نوآور و مقلدان در حسرت جایگاه او.


                                         * مولد هنر*


دی ماه 1340 شمسی....
خانواده آقای مدیری،کارمند وقت شناس،منضبط و هنر دوست وزارت نیرو در شهرستان اراک ،منتظر تولد فرزندی است.آقای مدیری اهل اراک و در همین شهر بزرگ شده و ازدواج کرده است.او تا آن روز،سه پسر داشته و بی صبرانه منتظر تولد فرزند چهارم است.چه بسا در دل،انتظار دختری را می کشد که «رحمت»به خانواده پر«نعمتش»بدهد.
آقای مدیری مثل سایر کارمندان نیست.کاراکتر کارمندی در آن روزگار و به خصوص در شهر کوچکی مانند اراک،کاراکتر مردی خشک،بی روحیه،کم حرف،دقیق و با گفتاری ماشینی است. مردی که همه چیز زندگی اش روی اصول و قوانین «نظامی وار» باشد و هر روز صبح به مدت سی سال سر یک ساعت از خواب برخاسته و تا رفتن به اداره ، یکسری کارهای تکراری انجام دهد و از یکسری کارهای همیشگی و روتین ، سر یک ساعت معین به منزل بازگردد و تا ساعت مخصوص خواب ،به یکسری رفتارهای مشخص بپردازد.
آقای مدیری با همه کارمندان فرق داشت.خصایص مثبت بقیه را داشت و چیزهایی نو هم علاوه بر بقیه داشت.شاید همین ویژگی او بود که به صورت ارثی در وجود فرزند آخر نهاده شد تا او را در اوج هم «نوآور» و هم به دور از تکرار باشد مدیری اهل هنر بود.در خانواده او موسیقس ،نوشتن ،نقاشی و اساساً خلق کردن به هر شیوه ،حضوری پر رنگ داشت. شاید به همین دلایل و به خاطر امکانات و ظرفیت های کم شهرستان کوچک اراک بود که او خیلی زود تقاضای انتقالی داد و به پایتخت نقل مکان کرد.
اینجا در تهران ،او همفکران بیشتری داشت و فضا برای رشد خلاقیت های خود و خانواده اش هم بیشتر بود و حالا.....نوزاد چهارم در میدان بروجردی سر آسیاب دولاب به دنیا آمد،پسری که نامش را «مهران» گذاشتند.آقای مدیری حتی در انتخاب اسامی با بقیه هم دوره ای هایش فرق داشت
.

                           * مشخصات فردی *

مهران فرزند آخر خانواده بود.او در تهران به دنیا آمد تا از نظر محل تولد هم با بقیه فرق داشته باشد.وقتی به سن تشخیص و تمیز هم رسید ، این فرق با بقیه برادرانش را به شکلی محسوس تر به نمایش گذاشت..
برادر ارشدش ،پیانیست قابلی بود.در نواختن این ساز مادر و چند ساز دیگر تبحر داشت و موسیقی را به صورت جدی می فهمید و دنبال می کرد.برادر دوم نقاش و گرافیست بود و در این وادی به دنبال زوایای گمشده روحش می گشت.
مهران از پنج سالگی با موسیقی و نقاشی آشنا شد اما همان فرق او با برادران باعث شد تا گمشده خویش را در جای دیگر جستجو کند.
او دوران کودکی پر شوری داشت. زیاد شر نبود اما بسیار کنجکاو بود.وقتی به سن 12 سالگی رسید ، قدرت تشخیص در موسقی تا جایی بود که فقط کلاسیک گوش می کرد و همین امروز هم مهران مدیری کامل ترین آرشیو موسیقی کلاسیک را در ایران دارد. براد بزرگش در ایران است  دو برادر دیگر مدت بیست سال است که در سوئد زندگی می کنند.
در دوران کودکی هرگاه برادر دوم (حمید که امروز مقیم و ساکن سوئد است و نقاش و گرافیست) از منزل خارج میشد ،مهران خودش را به اتاق او می رساند و کتب نقاشی او را زیر و رو می کرد تا شاید لابه لای آنها چیزی پیدا کند.
در خانه ای که با تربیت خاص مادر و روحیات پدر هیچ کس جرأت بی اجازه دست زدن به وسایل دیگری را نداشت ، ته تغاری بودن ، مهران را از هر گزندی دور می کرد و این بار هیچ کس را یارای تنبیه کردن عزیز دردانه مادر نبود.جالب اینکه شیطنت های مهران تمامی هم نداشت.حتی می شد در روز دو بار وارد اتاق حمید می شد و هر دو بار مثل همیشه کتاب های او را به هم می ریخت.
فضای موجود در آثار سالواتور دالی به صورت ناخودآگاه از همین زمان روی ذهن کودکانه مهران تأثیر داشت و تا امروز هم این تأثیر را حفظ کرده است. او در کودکی هیچ وقت آرزوی خاصی نداشت یعنی آدم دم دمی بود. مثلاً دوست داشت زیست شناس شود ، اما هیچ وقت اتفاق نیفتاد.
خودش می گوید:هنوز هم دوست دارم به سمت و سوی زیست شناسی بروم.بشدت به زندگی حیوانات علاقه دارد و «راز بقا» یکی از برنامه هایی است که دوست دارد همیشه بیننده آن باشد.او در دبیرستان دلگشا درس خواند.در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بود.. همیشه نمرات زیست شناسی و ادبیات مهران عالی بود حتی گاهی اوقات معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار مهران می گذاشت و می رفت.اما در ریاضیات همیشه کم هوش بود و هنوز هم علت ریاضات در جهان را نمی داند.با درس رساضی رابطه خوبی نداشت و همیشه از نمره های زیر ده می گرفت.البته بیشتر نمره 2! و به نوعی از ریاضیات متنفر بود.
دو مسئله او را خیلی عصیانی می کند و از کوره به در می رود،یکی اینکه آدمی به کاری که به او مربوط نمی شد دخالت کند و خارج از حیطه خودش قدم بگذارد.دومین مقوله هم که خیلی شخصی است این که راجع به یک مسئله مهم و جدی که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببیند که طرفش باور نکرده و لبخند می زند(یعنی پوزخند بزند)که واقعاً مدیری را دیوانه می کند.
او در خلوت خود مشغول سکوت می شود و موسیقی کلاسیک با صدای بلند گوش می کند.
در زندگی آدم منعطف و در عین حال خود محوری است.پیشنهادها را با آغوش باز می پذیرد و در کارش استفاده می کند.
قرار بود در فیلم «ضیافت»به کارگردانی مسعود کیمیایی ایفای نقش کند، اما به دلایلی این اتفاق نیافتاد.در سه سال و نیمی که ممنوع التصویر بود کار تجارت می کرد.«طنز 77»مهران مدیری پر بیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد.
عاشق شعر و ادبیات است و عاشق شعرهای لورکا ،احمد شاملو و حافظ.معمولاً روی قولش پافشاری می کند.اعتماد به نفس بالایی دارد.سعی کرده در هر شرایطی خودش را حفظ کند.وقتی خستگی به سراغش می آید دیگر حافظه زیاد یاری اش نمی دهد.زیاد اهل پر حرفی نیست.همیشه به دنبال تجربه کردن است.در زندگی اش طعم فقر را هم چشیده است.او کسی است که در عرصه طنز تلویزیونی تحولی شگرف را به وجود آورده است.اعتقاد دارد که باید با مردم روراست و صادق بود.اولین برنامه سازی که پشت صحنه کارش را به مردم نشان داد.هنوز هم از شیوه اش دفاع می کند:«چرا مردم نباید حقایق ،اشتباهات و تپق های ما را ببینند؟».صداقت را بزرگ ترین صفت آدمی می دادند.

            * نمایش ، گمشده پیدا شد *

در دوران دبستان،مهران اولین نقش عمرش را بازی کرد. در آن کار کودکانه که مرسوم مدارس ابتدایی در جشن ها بود،مهران نقش طوطی را ایفا می کرد.از این تئاتر تا 16 سالگی ، مهران کماکان دنبال گمشده اش در هر محیطی می گشت ، الا نمایش!
در 16 سالگی اولین کار حرفه ایش را در تئاتر تمرین کرد.این نمایش هرگز روی صحنه نرفت اما تأثیر عمیق تری روی مهران گذاشت و باعث شد او گمشده اش را در بازیگری پیدا کند و از فردای همان روز اساس زندگی را بر این کار بگذارد.
او با چنان انرژی دنبال کار را گرفت که برادرانش به شوخی می گفتند:«اگه نمایش اجرا و مهران جایزه می گرفت ، دیگه چی می کرد؟» صرف نظر از این شوخی های خانوادگی،خانواده نر دوست مهران،بزرگ ترین حامی و مشوق برای او بودند و هنوز هم اولین قاضی و بهترین کارشناس برای آثار او به شمار می روند.

 
                      * از اوج کار تا بیکاری مطلق *

ساعت خوشی»که در بهار 1372 مهران مدیری و تیمش برای ایرانیان در منزلشان تدارک دیده بودند،با اتفاقات ناخوشایند و تبعات این برنامه در جمعی بی ظرفیت،مبدل به تلخ ترین خاطره عمر مهران شد.
فیلم دیدار به توقیف پنج ساله رفت و سازنده پربیننده نیز با بایکوت پنج ساله دستمزد گرفت تا خستگی آن همه کار برای همیشه در تنش بماند.
او هنوز هم حاضر نیست از آن ماجراها حرف بزند . ماجراهایی که به عقیده او ریشه در اشتباهات خود گروه داشت و مطبوعات هم پیاز داغش را زیاد کردند ! شاید به همین دلیل بود که مهران عهد بست دیگر تا پایان عمر با مطبوعات(یا حداقل با هر مطبوعاتی) مصاحبه نکند.
هر چه بود،او بی تقصیر ترین عضو در آن بلوا بود و به عنوان کارگردان و مغز متفکر،بیشترین مجازات را هم دید! امروز از آن روزها فقط با یک جمله یاد می کن و بس::« خوب شد که آن اتقاقات افتاد تا بفهمیم در کجا زندگی می کنیم !» و مثل هر عاقل دیگری از تلخ ترین تجربیات،تنها به عبرت آموزی مثبتش فکر می کند.
در آن پنج سال به شغل آزاد روی آورد و با موسیقی آرام گرفت.بارها و بارها به او پیشنهاد خروج از کشور داده شد و وسوسه اش کردند تا برای اقامت دائم و کار به اروپا نزد برادرانش برود. اما مهران ماند و مقاومت کرد تا دوباره روزگار روی خوش خود را به او نشان دهد. درست مثل «سفر سندباد»که اولین فیلمی بود که مهران بر پرده سینما دید و بعد از آن برادرش را مجاب می کرد او را با خود به سینما ببرد.
بعد هم که خود یاد گرفت چطور خانواده را راضی به سینما رفتن کند و ....او از پایان خوش سند باد ، انرژی انتظار گرفت.
به شوخی و کنایه از شغلش می گوید:«هر وقت بچه هایم را می بینم،از رشدشان تعجب می کنم
او در این سال ها خیلی کم در منزل بوده و صبح وقتی می رود،بچه ها خواب هستند و شب وقتی بر میگردد که آنها باز در خوابند.همسر مهران به همان اندازه در موفقیت او نقش داشته که مادرش در پرورش چنین فرزندانی موفق بود.
امروز خانواده مهران مدیری انگار همان جایی ایستاده که در زمستان 1340 خانواده آقای مدیری ، کارمند وزارت نیروی اراک ایستاده بود.
تنها بازیگر و سازنده تاریخ نمایش ایران که صرف نامش در اثری مردم را می کشاند و علامت استاندارد اثر  است. اسطوره تلویزیونی از مرز زمان و مکان گذشته ،

              مدیری تکرار نشدنی است.



منبع:اتفاق نو.

   

   

یک پوستر از شادی عزیز

 

  

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 11:2     بيان انتقادات و پيشنهادات

بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد + گزارش مردمی از همیشه پای یک زن در میان است

                             مرور کارنامه مهران مدیری

      بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد

مهران مدیری هنرمندی است که در عرض دو دهه توانسته عرصه‌های متنوع هنری را تجربه کند و همواره مورد توجه مخاطب قرار گرفته و این جایگاه را برای خود حفظ کند.

 مهران مدیری را می‌توان هنرمندی چندوجهی دانست که برجسته شدن فعالیت‌های سینمایی‌اش در سال 87 بقیه وجوه او را مورد توجه دوباره قرار می‌دهد. بخصوص که اوبا حضور در برنامه "مثلث شیشه‌ای" پس از مدت‌ها حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی را تجربه کرد و در جذب مخاطب از طریق فرستادن پیامک‌ توانست رکوردی جدید از خود بجا بگذارد.

مدیری فعالیت هنری را با بازیگری تئاتر آغاز کرد و از تجربه این سال‌های او می‌توان به "خاکسترنشین"، "چشم بندان"، "یک طنز و یک غم آور"،‌ "محاکمه خودم برای خودم" و "پلنگ نادان" اشاره کرد. او به عنوان بازیگر با رادیو نیز همکاری داشته و آهنگسازی برای یک نمایش صحنه‌ای را نیز تجربه کرده است.

پدیده مهران مدیری سال 72 با کارگردانی برنامه طنز تلویزیونی "نوروز 72" به مخاطب شناسانده شد. مجموعه آیتم‌های طنز که با حضوری گروهی جوان تازه‌کار از بازیگر، نویسنده و ... توانست در عرصه راکد طنزهای تلویزیون اتفاقی ویژه را رقم بزند و تا امروز هم در ذهن مخاطب باقی بماند.

او که به عنوان بازیگر در تعدادی از این آیتم‌ها به ایفای نقش هم می پرداخت، تجربه مشترک کارگردانی / بازیگری را با  مجموعه‌های "ساعت خوش"، "پرواز 57" و ... پی گرفت و شیوه‌ای از برنامه سازی را در تلویزیون ایران جا انداخت که هنوز هم قابل ارجاع برای پیگیری روند تغییر و تحولات در عرصه طنز تلویزیونی است.

مدیری هر چند از همان ابتدا خود را به عنوان بازیگر / کارگردان طنز معرفی کرد ولی نه خودش در قالب محدودکننده این دو عنوان باقی ماند و نه تلاش کرد خود را در عرصه موفقیتی که به دست آورده بود، محدود کند. به این ترتیب بود که او با ساخت چند مجموعه آیتم موفق درصدد تغییر در ساختار برنامه‌هایش برآمد. این زمانی بود که او در کنار آیتم‌هایی با تم و مضامین مختلف به خلق یک خط مشترک داستانی در برنامه‌هایش پرداخت.

مجموعه "پلاک 14" حاصل این تغییر ساختار بود که ماجراهای کاراکتر مهران و مریم (مهران مدیری و لاله صبوری) را با عنوان یک زوج محوری در بین آیتم‌های طنز پی می‌گرفت و مورد توجه مخاطب هم قرار گرفت. در برنامه "ببخشید شما" هم نوعی دیگر از تغییرات ساختاری در برنامه سازی را مورد توجه قرار داد که شامل گفتگوی حضوری مدیری با افراد موفق در مشاغل مختلف به عنوان محور اصلی هر قسمت در کنار نمایش آیتم‌های طنز بود.

مدیری پس از این تجربه‌ها گامی بلندتر را برای رسیده به ایده‌آل‌هایش برداشت و پایه‌گذار یکی از اولین و موفق‌ترین مجموعه‌های طنز 90 شبی در تلویزیون شد. هر چند مهران غفوریان با ساخت "زیر آسمان شهر" به نویسندگی رضا عطاران 90 شبی‌ها را به مخاطب شناسانده بود، ولی مدیری با ساخت "پاورچین" به نوعی هویت نویسنده را در عرصه این تولیدات تثبیت کرد و از آن پس بود که به نوعی مخاطب عادت کرد قبل از تماشای هر قسمت از سریال‌های 90 شبی در جستجوی نام نویسنده‌ها باشد.

در واقع سنگ بنای دو ضلع موفق مثلث طلایی برنامه‌سازی در تلویزیون ایران با این مجموعه گذاشته شد که مدیری و پیمان قاسمخانی در مقام کارگردان / بازیگر و نویسنده یکدیگر را پیدا کردند و بعدتر با رفتن مدیری به شبکه پنج، ضلع سوم این مثلث یعنی شبکه سوم شکل گرفت. مدیری در این مجموعه با ایفای نقش فرهاد برره خود را در قالب شخصیتی سمپاتیک در عرصه مجموعه‌های دنباله‌دار هم محک زد و پاسخی مناسب هم از مخاطب گرفت.

هر چند 90 شبی بعدی او با عنوان "نقطه‌چین" نتوانست مخاطب را همچون کار قبل راضی نگه دارد و شاید بخشی از آن به حضور نداشتن پیمان قاسمخانی به عنوان سرپرست نویسندگان بازمی‌گشت، اما این مجموعه در همان زمان توانست مخاطب را جذب کند. او این بار هم با بازی در نقش کاراکتر اردلان به عنوان بازیگر هم در تعامل با مخاطب قرار گرفت.

این مجموعه با توجه به بازخورد مخاطب از ماجراهای یک کارآگاه پلیس و دستیارش فاصله گرفت و خیلی زود همان ساختار آپارتمانی را پی گرفت. ضمن اشاره به این نکته که "پاورچین" و "نقطه‌چین" با ساختار اپیزودیک نوعی خاص از داستانگویی و روایت را در عرصه مجموعه های طنز پیگیری می‌کردند.

مدیری برای کار بعدی خود مجموعه مناسبتی "جایزه بزرگ" را برای نوروز ساخت که باز هم ضلع دوم این مثلث حضور نداشت و او با نویسندگی سروش صحت و محمدرضا آریان این مجموعه را با ساختار سریالی روانه پخش کرد. به این ترتیب او با پرهیز از تکرار قالب آشنای اپیزودیک،‌ به ساختار روایی دنباله‌دار روی آورد که با توجه به قالب مناسبت نوروز و 13 قسمتی شدن تجربه‌ای خاص محسوب می شد و البته مدیری با ایفای نقش بیژن باز هم مورد توجه مخاطب بود.

تثبیت مثلث طلایی مدیری / قاسمخانی / شبکه سوم با مجموعه بعدی او در مقام کارگردان / بازیگر شکل گرفت. "شب‌های برره" را می‌توان در مجموعه کارهای وی به عنوان اثری شاخص معرفی کرد. نکته‌ای تازه که مدیری را دوباره به عرصه طنز نود شبی اپیزودی کشاند، مقطعی بی‌زمان و مکان تحت عنوان برره و مردمانش بود که برای او و گروهش چالش برانگیز بود

خلق یک اجتماع خیالی با مناسبات، سنن، فرهنگ، زبان و ... مختلف در "شب‌های برره" به قدری در وجوه مختلف این مجموعه مورد توجه قرار گرفت که بیش از هر چیز کار مشکل نویسندگان را در رویکرد به اقتباس و ارجاعات اجتماعی / انتقادی برجسته کرد.

پیمان قاسمخانی با قرار گرفتن در سمت سرپرست نویسندگان متن‌های گروهی از نویسندگان را از فیلتر خود گذراند و باعث یکدستی در قصه‌ها و علاوه بر این برجسته کردن نقش نویسنده حتی در دید مخاطب شد. مدیری با ایفای نقش شیرفرهاد برره در این مجموعه باز هم توانست رضایت مخاطب را از حضور خود در مجموعه‌هایش به دست آورد.

مدیری مجموعه بعدی خود را هم با تکیه بر همین مثلث طلایی تولید کرد ولی باز هم در عرصه طنز نود شبی، یک برگ برنده را برای خود در نظر گرفت. "باغ مظفر" با ارجاع به مقطعی از تاریخ ایران و مناسبات آشنای آن توانست باز هم رویکردی غیر تکراری در کارنامه سازندگانش محسوب شود. هر چند حجم تبلیغات در این مجموعه هم نویسندگان را در فشار قرار داد و هم برای مخاطب چندان خوشایند نبود. مدیری با ایفای نقش خان مظفر همچنان مورد علاقه مخاطب تلویزیونی بود.

او بعد از این مجموعه، سی دی‌های "گنج مظفر" را برای شبکه‌های نمایش خانگی تولید کرد و بالاخره نوروز 87 را با همان مثلث طلایی به خانه‌های مردم آمد. مجموعه "مرد هزار چهره" علاوه بر اینکه از حیث فیلمنامه نویسی سریالی گروه نویسندگانش چالش برانگیز بود، به جهت آوردن قصه به زمان حال و شوخی با مشاغلی چون پزشکی، نیروی انتظامی، شاعری و مافیا بیشترین عرصه را برای انتقاد از او و گروهش فراهم کرد.

جالب اینکه در جدیدترین نظر سنجی زنده انجام شده در برنامه "مثلث شیشه‌ای" که جمعه سوم خرداد با حضور مدیری صورت گرفت، مخاطبان بیشترین رأی را به "مرد هزار چهره" دادند که به نوعی حکم تأیید به هنر او در ایفای نقش مسعود شصتچی و تجربه گرایی او هم هست که در جای خود جالب است.

اما وقتی هنرمندی پدیده لقب می گیرد به نظر می‌آید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری بازیگری را تنها محدود به حضور در مجموعه‌های طنز خود نکرد و در همان سال‌های آغازین فعالیت به تبع همه بازیگران عرصه‌های جدی و کار در مجموعه و فیلم‌های کارگردانان دیگر را نیز تجربه کرد.

او تجربه بازی در مجموعه "باغ گیلاس" مجید بهشتی را در پرونده دارد که یک نقش جدی بود و نتوانست چندان مورد توجه قرار بگیرد. او همچنین بازی در مجموعه "دردسر والدین" مسعود نوابی را در کنار فاطمه گودرزی دارد که استقبال از آن نشان داد علاقمندان به این بازیگر او را در نقش‌های طنز بیشتر می‌پسندند.

به گزارش مهر ، مهران مدیری از عرصه سینما هم غافل نماند و هر چند هنوز هم در انتظار فرصت مناسب برای کارگردانی در سینماست، بازی در فیلم‌های دیگر کارگردانان را نیز تجربه کرده است. فیلم سینمایی "دیدار" محمدرضا هنرمند در سال 73 ساخته شده و هر چند به اکران عمومی در نیامد ولی برای بازیگر مقابل مدیری یعنی مینا لاکانی سیمرغ بلورین را به ارمغان آورد.

در این فیلم مدیری در نقش رزمنده‌ای بازی کرد که به جبهه می‌رود و این موقعیت انتظار برای نامزدش که اقلیت مذهبی است چالش برانگیز می‌شود. به خاطر نوع رویکرد کارگردان به اقلیت‌های مذهبی این فیلم از اکران دور ماند ولی تصویر این بازیگر در نقش جبهه‌ای یکی از مواردی بود که در برنامه "مثلث شیشه‌ای" مخاطب را متعجب کرد.

فیلم کمدی "توکیو بدون توقف" سعید عالم‌زاده که سال 81 ساخته شد نیز حضوری دیگر از مدیری را ثبت کرد که این بار هم با تکیه بر وجه طنز و کمدی توانست مخاطب را جذب کند. مدیری در سال جدید دو فیلم سینمایی در پرونده دارد که "دایره زنگی" پریسا بخت‌آور هنوز بر اکران سینماهاست و "همیشه پای یک زن در میان است" کمال تبریزی اکران سوم گروه سینمایی قدس پس از "تیغ‌زن" است.

هر دو فیلم آثاری در عرصه طنز و کمدی هستند که البته نقشی که او در "همیشه ..." ایفا کرده با توجه به فضای فانتزی فیلم و شخصیت‌پردازی اغراق شده یک وکیل ضد زن که دچار تحول می‌شود، به یاد ماندنی و متفاوت از نقش آفرینی‌های قبلی او بوده است.

وقتی هنرمندی پدیده لقب می‌گیرد به نظر می‌آید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری جز عرصه بازیگری و کارگردانی، عرصه موسیقی را هم تجربه کرده است. او که علاقه‌ای خاص به خوانندگی دارد پا به این عرصه هم گذاشته و با اجرای کنسرت و انتشار آلبوم،‌ برای چند فیلم و مجموعه هم آواز خوانده است.

ترانه تیتراژ پایانی فیلم سینمایی "همنفس" مهدی فخیم زاده، ترانه تیتراژ ابتدایی "شب‌های برره" و "باغ مظفر" از فعالیت‌های این هنرمند در رشته موسیقی است که به خاطر همه این وجوه پدیده لقب گرفته است.

منبع : مهر

 


         گزارش مردمی از همیشه پای یک زن در میان است

برای اكران همیشه پای یك زن در میان است به سینما های مختلف رفتیم از مناطق مختلف تهران و با اقشار مختلف صحبت كردیم

نظر شون در مورد فیلم پر سیدیم و بازی مهران و مقایسه بازی مهران با دایره زنگی و سریال ها

برای مردمی كه هنوز مرد هزار چهره را به خاطر دارند و هنور مهبوت سكانس داد گاه مهران هستند بازی مهران براشون جالب بود

منطقه 15

پنج شنبه

ساعت 3:30

كسانی كه به سینما امده بودندعموا قشر چوان بودند هر چند می شد كسا نی كه همراه خانواده امده بودند نظاره كرد

همه قبل از ورد به سینما از مهران تعریف میكردند و عكسهای فیلم براشون جالب بود در طول نمایش فیلم

نیمه اول فیلم جالب بود و با طنز های كه داشت صدای خنده جمعیت می امد بیشتر افراد مشغول تماشای فیلم بودند گ

اما در نیمه دوم كمتر كسایی رو پیدا میكردی كه 100% محو فیلم باشند یم جور خستگی یا سر در گمی در انها مشهود بود

هنگام خروج از سینما خوب میشد گفت انچنان راضی نبودند و با توجه به حجم تیلبغات و عكسها اتنظار داشتند نقش مهران پر رنگ تر باشه

از بازی مهران و نقشش راضی نبودند

70% نقش مهرانو دو ست نداشتند و از داستان فیلم ناراضی بودند

30%  راضی بودند میگفتند نقش مهران كمی عجیب بود و لی باز مدیری

از این افراد كه ما سوال كردیم

قشر دانشجو وجوان از سر در گمی خودشون میگفتند بخصوص انهایی كه کتاب غیر قابل چاپ رو خونده بودند ومیگفتند نوع دیالو گها دور از ذهن و چنین چیز های كمتر در جامعه ما رخ میده و

مقام مقایسه نقش مهران در دو فیلم

دایره زنگی مهران بیشتر چند تكه انداخت و حضوری منفعل نداشت

در این فیلم ان اون تیپ جدید كه با نوع تبلغیات كه میخواستند مهران برای ما هیبیی جدید داشته باشه جدید بود و لی نامانوس بود برای ما غریبه بود و تااخر هم غریبه موند

 

بقیه كه افراد  كه د ارای شغلهایی مثل كار مند . زنان خانه دار و شغل ازاد بودند نمتوانسته بودند با فیلم ار تباط برقرار كنند وقتی دلیل امدنشون به سینما می پر سیدیم وجود مهران مدیری و گل شیفته فراهانی در فیلم بیان میكردند ..............

سینما ملت

میدان شهدا

 ساعت : 4:30

یكشنبه

در این ساعت 90% جوان بودند و بقیه خانمهایی بودند كه یبا فرزندانشان به سینما امده بودند كمتر یك خانواده كاملو میشد دید

خوب در روز های اغازین هفته بود و طبیعیم بود

وقتی از سینما خارج شدند جوانان با شوخی چند دیالوگ مهرانو به دو ستان خود میگفتند...................

و با در مورد فیلم خوب میگفتند برامون جالب بوده و لی نقش ها با هم خونی نداشت یك جور عدم ار تباط تو داستان بود

و ما كمی سر در گم میشدیم

و نه بازی مهران برای ما جذابیت نداشت اون تیپ ال كاپون و نوع دیالوگ و تغییر 180 در جه ای در اخر داستان خوب مهران ما نبود

و قتی ازشون در مورد مقایسه نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است سوال كردیم میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد بود و لی  خوب اینجا نشناختیمش خودش نبود ...بهش نمی امد نقش خوب نبود دو ستش نداشتیم

ما از این وكیل خوشمون نیو مد .....................................................

 

میدان و لی عصر

دو شنبه

ساعت 5:30

در این بین 100% جوان بودندو با دو ستان خود به صورت اكپی یا دوبه دو به سینما امده بودند

بعداز پایان فیلم چهره انها انچنان خندان نبود میشد گفت كمی مبهوت بو.دند . به قول چندین نفرشون خسته بخصوص از نیمه دوم فیلم كه كسل كننده بوده

اما انچه این جوانان بیان كردند

میگفتند با توجه به تبلغات حتی عكس روی پرده نقش مهران خیلی كمتر از انچه انها تصور میكر دند بوده و میگفتند خوب این یك بازی تیبلغاتی بوده

میگفتند این وكیل كه مار برگردن داره و جملات قصار ضدزن بیان مكینه سیگار برگ میكشه تر كیبی از همفری بو گارت ال كاپون رو ما نشناختیم مهران نبود نتو نستیم بهاش ار تباط بر قرار كنیم میشه گفت دو ستش نداشتیم اكثقریت میگفتند ماهنوز عاشق مرد هزار چهره ایم و ای این جناب و كیل خوب نه ازش خوشمون امد نه بو بخصوص با تغییر لحظه ایی اخر فیلم

در مقام مقایسه در نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است

نوع متفاوت بدون بیان میكردند میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد

و لی اینجا تمام تلاشش كزده كه متفاوت باشه خوب متفاوتم هست اون موفق شده و لی خوب ار تباط لاز مو این نقش نتو نسته با ما بر قرار كنه

البته عدهایم میگفتند ما به نقشهای قبلی مهران عادت كردیم برای همین این قشش برامون عجیب و لی اون عالی بازی كرده

كه باز چند جوان گفتند ما از نوع بازی نمگیم از عذدم ار تباط نقش میگیم كه این به ضعف فیلم نامه بر میگرده

در كل سیتماهایی كه مار فتیم و سوال كردیم كه چندین سینمای دیگه هم هست و لی حر فها تكرای و در همین حد میشد نتیجه گیری كرد كه

1-   نزدیك 90% نتونسته بودند با نقش مهران ار تباط بر قرار كنند نه تناه با نقش مهران كه با د استان فیلم

2- نقش مهرانو دو ست نداشتند و براشون نامانوس بود و لی همگی بر اینكه مهران نقشو خوب بازی كرده تاكید داشتند فقط نوع نقش دوست نداشتند

3- در مقام مقایسه با دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است : نقش مهران در دایره زنگی كه از داستان فیلمدایره زنگیم راضی نبودند

و همیشه پای یك زن در میان است بازی مهرانو در دایره زنگی كوتاه و انگار فقط برای تنیكه انداختن امده میدانستند و این و كیل پر مدعا كه اخر سر هم تمام حر فاشو فراموش میكنه ود سه سوت تغییر رویه میده

متفاوت و لی غیر قابل لمس میدونستند ...................

 

 با تشکر از تینا خانم برای تهیه گزارش


  

                    «بزنگاه» ضعيف‌ترين كار عطاران است

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون معتقد است مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» ضعيف‌ترين كار «رضا عطاران» در مقام كارگرداني محسوب مي‌شود.

                  

منوچهر اكبرلو در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال «بزنگاه» تا اينجا نسبت به كارهاي ديگر رضا عطاران ضعيف‌ترين كار او به شمار مي‌رود چرا كه براي خنده‌گيري از تماشاگر از تمهيداتي استفاده مي‌كند كه بسيار نخ نما شده است و حتي نمونه‌هاي اين شوخي‌ها را در فيلم فارسي‌هاي دهه 40 در سينماي پيش از انقلاب شاهد بوده‌ايم.
وي افزود: به نظر مي‌رسد رمز موفقيت عطاران در كارهاي قبلي نقد رفتارهاي اجتماعي ايرانيان به زمان طنز بوده است.اما در اين مجموعه ديدگاه مشخصي براي اين نقد اجتماعي وجود ندارد و صرفا مضمون مكرر دعوا بر سر ميراث را عرضه مي‌كند. عطاران در اين كار خلاف آثار پيشين صرفا متكي بر توانايي‌هاي بازيگري بازيگران كمدي است و طبيعي است كه بازيگر كمدي صرفا در بستر موقعيت‌هاي جذاب است كه مي‌تواند ابتكارات خود را عرضه كند.
اكبرلو تصريح كرد: در كارهاي پيشين «رضا عطاران» نقد رفتار اجتماعي وجود دارد اما در اينجا هدف صرفا شوخي است و از آنجائيكه ديدگاهي وجود ندارد، اين شوخي‌ها هيچ گاه به نقد تبديل نمي‌شود.در نتيجه تاثير آن صرفا در حد هجو و ضد ارزش تلقي شدن آن آداب اجتماعي تلقي مي‌شود. تاثير نهايي آن هم هجو ارزشهاي اجتماعي است بدون آنكه با نقد صحيح، پيشنهاد اصلاحي براي آنها وجود داشته باشد.
وي درباره تاثير نتيجه‌گيريهاي مثبت سريال‌ها و تاثير آن بر مخاطب در مقابل القاءات منفي كه در طول پخش به مخاطب ارائه مي‌شود، گفت:آنچه از تركيب دانش روانشناسي و نحوه تاثير‌گذاري هنر سينما وجود دارد، اين است كه اين گونه بيان مضمون هيچ گاه به انتقال مفهوم منجر نخواهد شد و تماشاگر صحبت شدن درباره اين مضامين را تحمل مي‌كند، اما صرفا به جنبه سرگرم كنندگي كليت اثر توجه مي‌كند.نتيجه آنكه هيچ گاه پيام مورد ادعاي توليد كننده اثر منتقل نخواهد شد.
وي گفت: گرچه در اين گونه كارها به طور آشكاري حتي تماشاگر عام متوجه مي‌شود كه هدف اصلي نه انتقال پيام بلكه فقط توليد يك اثر تفنني است.اين امر هم در قصه و هم شيوه كارگرداني خود را نشان مي‌دهد.بنابراين مي‌ماند ادعاي تهيه‌كننده و مديران شبكه‌ها كه اظهار مي‌دارند اين گونه آثار را براي حل مشكلات اجتماعي توليد كرده‌اند. اما در نهايت هم تماشاگر خاص و نيز تماشاگر عام اين ادعاها را هرگز جدي نگرفته‌اند.


                         

                هنوز ۶ قسمت نگذشته انتقادات شروع شد

طي نامه‌اي از سوي مظفر به ضرغامي صورت گرفت:

انتقاد شوراي نظارت بر صداوسيما از سريال‌هاي ماه رمضان

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما در نامه خود به رئيس سازمان صدا و سيما آورده است: پخش اين سريال‌ها مورد اعتراض بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.

                          

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي نظارت بر صدا و سيما، حسين مظفر طي نامه‌اي خطاب به سيد عزت‌الله ضرغامي ضمن ايراد و انتقاد كلي بر پركردن اوقات مفيد و حياتي مومنين در شبهاي ماه مبارك رمضان به صورت حجمي اعلام كرد: پخش اين سريال‌ها مورد اعتراضي بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: در بررسي‌هاي اوليه و اجمالي كارشناسان شوراي نظارت از سريال‌هايي كه در شب‌هاي ماه مبارك رمضان پخش مي‌شود، ايراد و انتقاد كلي بر پر كردن اوقات مفيد روزه‌داران در ايام معنوي شب‌ها به‌صورت حجمي -كه مي‌بايست بيشتر به دعا و نيايش و سازندگي‌هاي معنوي و روحي و حضور در مساجد سپري شود- وارد است.
وي پخش حجمي اين سريال‌ها را مورد اعتراض بسياري از مردم مؤمن دانست و با اشاره به پيام‌هاي منفي برخي از اين سريال‌ها اظهار اميدواري كرد: اشكالات وارده به محتواي اين سريال‌ها در قسمت‌هاي بعدي اصلاح شود.

*مظفر: قبح شكني مقوله اعتياد، تكرار مكرر الفاظ زشت و ناروا از اشكالات اساسي سريال بزنگاه
رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما طي نامه‌اي خطاب به عزت‌الله ضرغامي سريال بزنگاه را كه از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود داراي اشكالات اساسي دانست.
حسين مظفر در نامه‌اي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما اظهار اميدواري كرد برخي پيام‌هاي منفي در قسمت‌هاي بعدي اين سريال اصلاح شود.
حسين مظفر تكرار الفاظ زشت و ناروا و نمايش تصويري پرخاشگر و غيراخلاقي از روابط افراد خانواده نسبت به يكديگر و نگاه سمپاتيك به معتاد و حساسيت زدايي و قبح شكني نسبت به مقوله اعتياد را از اشكالات اساسي اين سريال اعلام كرد.
وي تمسخر غيرمستقيم مراسم عزاداري و نيز سوگواري پيشوايان اسلامي، لوث نمودن آئين و مراسم تشييع جنازه و عزاداري مسلمانان، توهين به اذكار و مفاهيم ديني چون تهليل، تمحيد، نمايش تصويري مذموم از بانوان چادري، نمايش چهره‌اي مذموم و زشت از طبقات متوسط و پايين اقتصادي را از اشكالات اساسي سريال بزنگاه دانست.
مظفر در پايان اين نامه از ضرغامي درخواست كرد نتيجه بررسي سازمان صدا و سيما هر چه سريع‌تر به شوراي نظارت منعكس شود

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 11:19     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری مرد دو چهره

 

           مهران مدیری مرد دو چهره

زمانی که ((توکیو بدون توقف))ساخته سعید عالم زاده با ساختار موتوسطش یکی از پرفروش ترین آثار سال لقب گرفت به این نتیجه رسیدیم که مهران مدیری به چهره ای پولساز در سینمای ایران تبدیل شده است .در میان با تلویزیون شناخته شده اند و سپس به سینما آمده اند کم نبوده اند بازیگرانی که نتوانسته این بر رو ی پرده به توفیق برسند اما مهران مدیری بجایگاهی "دوسویه" رسیده است.

.

اوایل امسال در همان شب هایی که "مرد هزار چهره" پخش میشد "دایره زنگی" به اکران درامد و توانست رکورد ریالی تاریخ سینمای ایران را بشکند

مهران مدیری از نظر خیلی ها عامل اصلی فروش میلیاردیه "دایره زنگی" بود. ازهمان زمان میشد حدس زد که "همیشه پای یک زن در میان است" نیز به فروش بالایی برسد .

البته مهران مدیری از حضور در این فیلم رضایت ندارد و میگوید:"فیلمنامه ای که اصغر فرهادی نوشته بود شاهکار بود اما من فیلم را دوست ندارم . خانم بخت آور بسیار محترم هستند و کارشان را هم بلدند اما اینکه من میگویم فیلم را دوست ندارم یک مسئله ی سلیقه ای است.

فیلم میتوانست یک جور دیگری باشد با یک دکوپاژ دیگر و یک جنس بازی دیگر از این بازیگرها"!

مهران مدیری حالا چند روزیست با "همیشه پای یک زن در میان است" برای دومین بار به اکران 87 پیوسته است. اوبرای بازی در این فیلم نامزد بهترین بازیگر نقش دوم مرد در جشنواره سال گذشته فیلم فجر شد و این فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلم به انتخاب مردم را نیز از همین جشنواره بدست آورد.

جایگاه خوب مدیری میان مردم باعث شده تا گرچه نقش او نسبت به حبیب رضایی کوتاهتر است اما محور اصلی تبلیغات این فیلم معرفی شود. مدیری "همیشه پای یک زن در میان است" را دوست دارد اما از بازی خودش چندان راضی نیست و میگوید:" وقتی فیلم را دیدم خیلی غصه خوردم چون دیدم نقش جای کار بیشتری داشته و میشد آن را قوی تر بازی کرد . اگر یکبار دیگر بازی اش کنم حتما یک کارهای دیگری میکنم .ولی خوب همینجوری که هست دوسش دارم".

                ****

در این فیلم مهران مدیری نقش یک ضد زن کامل را بازی میکند که چهره ای عجیب و رفتاری متظاهرانه دارد اما در سکانس پایانی اورا با چهره ای دیگر میبینیم! اودر برخورد بایک قاضی زن شیفته او شده و تغییر تیپ و قیافه میدهد و...!

"مرد هزار چهره " تلویزون گرچه در "دایره زنگی" شخصیتی مشابه با چهره های تلویزیونی اش (مثل پاورچین و نقطه چین) را ایفا کرد اما در فیلم کمال تبریزی دو چهره متفاوت را ایفا کرده.

                ****

با توجه به انکه اکران فیلمها در فصل تابستان بیشتر از هفت هفته طول نخواهد کشید احتمال آنکه "همیشه پای یک زن در میان است" به فروش میلیاردی برسد زیاد نیست اما بدون تردید "مهران مدیری" پولساز ترین بازیگر سینمای 87 خواهد بود و هردو فیلم او در صدر فیلمهای پرفروش امسال قرار خواهند گرفت.

                 ****

برای آنکه بدانیم حضور مدیری در این دو فیلم نقش اصلی را برای فروش خوب آنها داشته باید به یاد بیاوریم:

1) هیچکدام از بازیگران "دایره زنگی" از جمله امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا و... نتوانسته اند امسال فیلم پرفروش تری داشته باشند.

2) این روزها گلشیفته فراهانی هم "همیشه پای یک زن در میان است " را روی پرده داره و هم "دیوار" را ! اما فروش این دو فیلم بایکدیگر قابل مقایسه نیست گرچه خیلی از مخاطبان خاص سینما "دیوار" را فیلم بهتری میدانند.

اما "مهران مدیری" رقابت گیشه را به سود "همیشه پای یک زن در میان است"رقم زده است

منبع:اتفاق نو

الینا

 

                                    

  حتما به قسمت نظرات وبلاگ  مراجعه کنید

 

 


     سریال های مناسبتی از راه می رسند

 
شبكه های مختلف تلویزیون برای ماه رمضان امسال چهار مجموعه تهیه كرده اند كه با توجه به آغاز ماه میهمانی خدا از ۱۲ شهریور، هنوز تصویربرداری هیچكدام به پایان نرسیده و هر كدام با حاشیه هایی همراه است. مجموعه های «خوابزده»، «مثل هیچكس»، «بزنگاه» و «مأمور بدرقه» ماه رمضان امسال به ترتیب از شبكه های یك، دو، سه و تهران روی آنتن می روند. البته قضاوت برای تعداد مخاطبان و میزان موفقیت هر كدام از آنها را باید برای بعد از ماه رمضان گذاشت. گزارش روزنامه ابرار از سریال های امسال ماه رمضان را در زیر بخوانید:

● شبكه یك مجموعه تلویزیونی «خوابزده» را به كارگردانی سیروس مقدم و تهیه كنندگی مهران رسام برای ماه رمضان امسال تهیه می كند كه هر شب ساعت ۲۲ پخش می شود. در این مجموعه فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی نیا، پوریا پورسرخ، رحیم نوروزی و لیندا كیانی بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: این مجموعه قصه یك وكیل با بازی بایگان را دنبال می كند كه به همراه همسرش (قریبیان) و پسرش (پورسرخ) و عروسش (كیانی) زندگی آرامی دارد، اما او یك شب خوابی عجیب می بیند كه زندگی او و خانواده اش را دستخوش تغییر و تحول می كند...
حاشیه ها: قبل از «خوابزده»، ساخت مجموعه «گل های گرمسیری» به كارگردانی محمدمهدی عسگرپور برای ماه رمضان شبكه یك آغاز و برای رساندن به موقع كار، تدوین و آهنگسازی آن هم همزمان كلید خورد. با اینكه بارها از سوی شبكه یك و عوامل اعلام شد «گل های گرمسیری» ماه رمضان از شبكه یك روی آنتن می رود، اما ناگهان پروژه «خوابزده» جایگزین آن شد. مهران رسام و سیروس مقدم بعد از گرفتن گوی رقابت از حریف تا دو هفته خبری از پروژه به خبرگزاری ها و مطبوعات نمی دادند. عنوان مجموعه «خوابزده» هم در ابتدا «برزخ» بود كه بعد از گذشت دو تا سه هفته از تصویربرداری نام آن تغییر كرد. رسام تا مدت ها حاضر به گفتن خلاصه داستان «خوابزده» نبود و به گفتن یك جمله كه داستانی متفاوت و ماورایی است، بسنده می كرد، اما بعد از مدتی خلاصه داستان مجموعه از سوی شبكه یك در اختیار رسانه ها گذشته شد.
مقدم با كارگردانی مجموعه «خوابزده» سومین سال است مجموعه ای برای ماه رمضان می سازد. او سال ۸۱ مجموعه «عروج» را با حضور عبدالرضا اكبری، رامبد شكرآبی، كتایون ریاحی و لادن طباطبایی و سال ۸۶ «اغما» را با نقش آفرینی امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، حامد كمیلی، شیرین بینا، ناصر ممدوح و عبدالرضا اكبری ساخت. سال گذشته مقدم با ساخت مجموعه «اغما» با یك موضوع ماورایی مورد تقدیر عزت الله ضرغامی رئیس رسانه ملی قرار گرفت و ماه رمضان امسال هم روی یك موضوع ماورایی كار می كند. قریبیان كه تاكنون در مجموعه های مناسبتی بازی نكرده بود، امسال بخت خود را با «خوابزده» امتحان می كند. علیرضا افخمی بعد از نوشتن چند قسمت از فیلمنامه «خوابزده» و مورد توجه قرار نگرفتن مدیران شبكه از ادامه كار انصراف داد و مجموعه تا چند روز معلق ماند، اما بعد از چند روز افخمی با نوشتن یادداشتی اعلام كرد مشكلی ندارد با پروژه و همكاری با آن را ادامه می دهد. بایگان با بازی در مجموعه «خوابزده» بعد از مجموعه «پیامك از دیار باقی» دومین بار است در یك مجموعه مناسبتی به كارگردانی مقدم همكاری می كند. گفته می شود او برای بازی در «خوابزده» قرارداد خود را برای بازی در فیلم «حریم» به كارگردانی رضا خطیبی لغو كرد.

● شبكه دو مجموعه «مثل هیچكس» را به كارگردانی حسن برزیده، تهیه كنندگی محمدعلی اسلامی و نویسندگی علی اكبر محلوجیان برای ماه رمضان امسال آماده می كند. در این مجموعه حسین یاری، پروانه معصومی، مهران رجبی، اصغر همت، رامین راستاد، جواد عزتی، حمید ابراهیمی، شاهرخ استخری، نفیسه روشن، مرضیه لشگری، ابراهیم برزیده بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: داستان «مثل هیچكس» درباره خانواده ای است كه پدرشان فوت می كند و پسر بزرگتر كه همه او را داداشی صدا می كنند، مسئولیت خانواده را به عهده می گیرد.
حاشیه ها: ثریا قاسمی قرار بود در مجموعه «مثل هیچكس» بازی كند كه به دلیل آسیب دیدگی از بازی در این پروژه انصراف داد و پروانه معصومی جایگزین او شد. نام مجموعه هم تا مدت ها «داداشی» بود كه تغییر كرد و برزیده با ساخت آن نخستین تجربه كارگردانی مجموعه مناسبتی خود را كسب كرد.
معصومی بعد از بازی در «نشانی» كه نوروز از شبكه دو پخش شد، از این مجموعه به عنوان بهترین بازی خود یاد كرد. او بعد از پیوستن به پروژه «مثل هیچكس» در گفتگویی بازی خود را در این مجموعه «بهترین» توصیف كرد. «مثل هیچكس» نخستین مجموعه ای بود كه مهدی فرجی مدیر شبكه دو اعلام كرد برای ماه رمضان تولید می شود.

● شبكه سه مجموعه «بزنگاه» را به كارگردانی رضا عطاران و تهیه كنندگی ایرج محمدی و مهران مهام برای ماه رمضان تهیه می كند. در این مجموعه عطاران، حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، غلامرضا نیكخواه، مرجانه گلچین، محمود بهرامی، سوسن پرور به ایفای نقش می پردازند.
▪ خلاصه داستان: مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» درباره یكی از نانوایان قدیمی شهر است كه پس از فوت او بر سر ارث و میراث میان اعضای خانواده اش اختلاف ایجاد می شود.
حاشیه ها: عطاران با كارگردانی مجموعه «بزنگاه» سومین سال است كارگردانی مجموعه های ماه رمضان را تجربه می كند. او سال ۸۳ «خانه به دوش» را با حضور حمید لولایی، مریم امیرجلالی، آناهیتا همتی، علی صادقی، غلامحسین لطفی، فلور نظری و بهنوش بختیاری ساخت. عطاران ماه رمضان سال ۸۴ هم مجموعه مناسبتی «متهم گریخت» را با بازی سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، سعید آقاخانی، محمود بهرامی، شهربانو موسوی، علی جعفری، ملیكا زارعی، لیدا فتح اللهی، خشایار راد و فلور نظری كارگردانی كرد. فیلمنامه مجموعه «بزنگاه» را محمدرضا آریان همراه سروش صحت می نوشت، اما اواسط كار آریان به دلیل اختلاف با عطاران از حضور در پروژه انصراف داد و هم اكنون صحت به تنهایی مشغول نگارش فیلمنامه این مجموعه است. گریم عطاران در این پروژه خاص است و او با سری تراشیده بازی می كند. عطاران مانند مجموعه های موفق «متهم گریخت» و «خانه به دوش» كه با استقبال مخاطبان رو به رو شد، سعی كرده در مجموعه «بزنگاه» از بازیگران تیم قبلی اش همچون لولایی و صادقی بهره ببرد.

● شبكه تهران مجموعه «مأمور بدرقه» را به كارگردانی سعید سلطانی و تهیه كنندگی اسماعیل عفیفه برای ماه رمضان امسال تهیه می كند و سیروس گرجستانی، مهرانه مهین ترابی، جواد رضویان، بهاره رهنما، محسن تنابنده، فرناز رهنما، كیانوش گرامی، حسین توشه، زهره مجابی، ناصر گیتی جاه، حسین عابدینی در آن بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: این مجموعه روایتگر استوار آصف مأمور نیروی انتظامی در حال بازنشستگی است كه باید افشین را به جرم حمل مواد مخدر تحویل بازداشتگاه بدهد. اما افشین به كمك شوهر خواهرش فرامرز از دست استوار آصف فرار می كند.
حاشیه ها: سلطانی با كارگردانی «مأمور بدرقه» سومین سال است كه كارگردانی مجموعه های ماه رمضان را تجربه می كند. او سال ۸۶ «شكرانه» را با بازی پوریا پورسرخ، عاطفه رضوی، هوشنگ توكلی، حسن جوهرچی و مریم كاویانی و سال ۸۳ «رسم عاشقی» را با بازی سروش صحت، لاله اسكندری، محمود عزیزی، مینا جعفرزاده، افسانه پاكرو و فرهاد بشارتی ساخت. با اینكه مجموعه های «شكرانه» و «رسم عاشقی» موفقیتی برای شبكه تهران به بار نیاورد و آمار نظرسنجی های صدا و سیما نشان دهنده كمترین مخاطب در میان مجموعه های دیگر ماه رمضان بود، اما باز هم مدیران شبكه تهران مجموعه رمضان را به سلطانی سپردند. بهاره رهنما قبل از شروع تصویربرداری مجموعه «مأمور بدرقه» در برنامه «مثلث شیشه ای» یك خبر غافلگیركننده به مردم داد، اما رشیدپور در ادامه صحبت او گفت: مسلماً خانم رهنما در مجموعه ماه رمضان شبكه تهران بازی می كند. برخی مدیران شبكه تهران تصمیم داشتند فیلمنامه «مأمور بدرقه» را به علیرضا افخمی بسپرند كه شبكه یك سریعتر از آنها اقدام كرد. این نخستین حضور گرجستانی و مهین ترابی در كنار همدیگر است. عفیفه از تهیه كنندگانی است كه همیشه ارتباطی خوب با رسانه ها دارد و خبرنگاران بدون دردسر خبر مجموعه ماه رمضان را از او می گیرند.
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 3 شهریور1387 ساعت 11:56     بيان انتقادات و پيشنهادات

ثروت مهران مدیری

                                 حساب ويژه مهران مديري در هلند

به گزارش پارسینه شنیده شده است مهران مديري پس از ساخت هر سريال به كشور هلند مسافرت كرده و پول‌هاي خود را به يكي از بانك‌هاي هلند منتقل مي‌كند.

سپهرنیوز نوشته است مدیری گفته است كه او اين پول‌ها را در فعاليت‌هاي اقتصادي سرمايه گذاري مي‌كند
.

در این مورد میشه خیلی حرفا زدو بحث کرد ولی بهتر دیدم مطلبی در همین مورد یا بهتر بگم یه جور جوابیه که در اتفاق نو سال 85 نوشته بود رو براتون بذارم که فکر میکنم بهترین جواب برای اینجور شایعاته

بخونین و نظرتون رو راجع بهش بگین

                        ثروت مهران مدیری

باز هم شایعات در مورد ثروت مهران مدیری زیاد شد

گفته میشود جوانی که یک دهه پیش برای پرداخت قسط ویدئوی ارزان قیمت خود مشکل داشت حالا در پول غلت میخورد!

از مافیای شایعه میپرسم:"مهران مدیری به نظر شما چقدر ثروت دارد ؟آیا او بیشتر از پنج منزل مسکونی دو اتومبیل آخرین مدل و پانصد میلیون تومان پس انداز بانکی دارد؟"

قطعا حتی شایعه سازان افراطی هم بیش از آنچه نوشتیم برای مدیری متصور نیستند.

بسیار خوب! حالا من به نمایندگی از تمام مردم ایران میگویم:نوش جانش دمش گرم خدا بخیل و حسود را نه تنها کور کند بلکه تکه تکه کند. این آدم "آدم" است.کارش را بلد است.نه یک برنامه نه دو برنامه نه یک سال و دو سال که یک عمر است به این مردم گرفتار انرژی میدهد. آیا با این همه زحمت و هنر حقش نیست به اندازه برج ساز خرده پا "ثروت داشته باشد؟ این بازی را زودتر تمام کنید

عکس از پگاه عزیز

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 13 تیر1387 ساعت 19:21     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» باغ گیلاس....
» محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!
» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
وبلاگ اختصاصی سحر قریشی
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com