تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


عکسهای مرد 1000 چهره که تا حالا ندیدین!

                    

عکسهای "مرد ۱۰۰۰ چهره"

که تا حالا ندیدن!

با تشکر از دوست خوبم سارا  

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 21:17     بيان انتقادات و پيشنهادات

چند مطلب از سروش+«نور، صدا، دوربين، خنده» ميزبان «هميشه پاي يك زن‌...»

 

«نور، صدا، دوربين، خنده» ميزبان «هميشه پاي يك زن‌...»

خبرگزاري فارس: فردا،‌ نشست «نور، صدا، دوربين، خنده» با نقد و بررسي فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي در تالار انديشه حوزه هنري برگزار مي‌شود.

                                     

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري حوزه هنري، اين برنامه را دفتر طنز حوزه هنري با حضور سعيد قطبي‌زاده و شاپورعظيمي، از منتقدان سينما بر گزار مي كند.
فيلم سينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است»، آخرين كار اكران شده كمال تبريزي و فيلمي كمدي با بازي رضا كيانيان، مهران مديري، حبيب رضايي و گلشيفته فراهاني است كه در سال 87 اكران شد.
فيلم روايت‌گر زن و شوهري جوان است كه به‌رغم يك ازدواج عاشقانه كارشناس به طلاق خصمانه رسيده و در اين ميان پاي افراد زيادي به ماجرا باز مي‌شود.
اين برنامه ساعت 17 فردا دوشنبه 31 فروردين در سالن شماره 2 تالار انديشه پذيراي عموم علاقه‌مندان است.


چند مطلب کوتاه از سروش

مهراوه شریفی نیا :
بازی مهران مدیری و اتفاقات (مرد دوهزار چهره) رو خیلی دوست دارم.این برنامه یک طنز نکته سنج و با شهامت است.اما باید وقت بیشتری برای آن گذاشته می شد و باید از آن حمایت بیشتری شود

امیر قادری:

در مورد آنچه پخش شد مثل سریال (مرد دو هزار چهره ) به نظرم این کار از کار پارسالی ضعیف تر بود و افت کلاس داشت. اما از استانداردهای قابل قبولی برخوردار بود و در کل کار خوبی بود.هر چند در آن شتابزدگی دیه میشد چرا که تولید آن افتاده بود به روزهای آخر و این یعنی عجله در کار.مثلا قسمت های فوتبال یک دیدگاه ژورنالیستی پر انتقاد و معمولی بود. البته ذکر این نکته ضروری است که لزوما نباید هر مجموعه با خودش مقایسه شود


------------------------------------------------------------------------------
.

مردم از سریال های نوروز گفتند:


اگر از لحظه تحویل سال که امسال با سکوت غم انگیز پخش شد بگذریم در سایر برنامه ها نوعی جبران مافات شد.البته امسال اتفاق عجیب غریب دیگری هم افتاد و آن اینکه دو سریال تلویزیونی دید و بازدید عید رو تعیین می کردن! یکی سریال افسانه جومونگ و
یکی مرد دو هزار چهره.
ه
ر خانواده ای که قصد عید دیدنی داشت ابتدا ساعت پخش این دو سریال رو در نظر می گرفت و سپس به عید دیدنی می پرداخت
برای این که بدانیم سریال های پخش شده در ایام نوروز چقدر به جذب مخاطبان و مردم موفق بوده اند به سراغ چند نفر می رویم تا نظرشان را در این خصوص جویا شویم

محمد داداشی: کار مند بانک است و امسال به خاطر شیفت نوروزی تمام عید در منزل بوده و اکثر سریالها رو دیده: تا اسم سریال (مرد دو هزار چهره )میاید خنده بر لبانش ظاهر می شود و می گوید : امسال نیز مهران مدیری همه رو شگفت زده کرد و با سریالش مردم رو به خنده دعوت کرد و من واقعا از این سریال لذت بردم.

زهرا سماواتی:دانشجوی سال آخر کامپیوتر.مرد دو هزار چهره رو دیده و گاهی نیز به اتفاق خواهرش بیننده کلاه قرمزی و پسر خاله بوده است.
-----------------------------------------
سیامک برزیده
:
دبیر تربیت بدنی یک دبیرستان است. که سابقه فوتبال نیز دارد او نیز بلافاصله سراغ( مرد دو هزار چهره) می رود.و از بخش فوتبال آن یاد میکند و می خندد.واقعا از قسمتهایی که شصتچی مربی وتبال بود لذت بردم چرا که همین چند قسمت کل آفت های فوتبال باشگاهی ما رو روی دایره ریخت. به نظر من این برنامه به اندازه یک سال بحث کارشناسی و آسیب شناسی فوتبال کافی بود


علیرضا حشمتی :شغل آزاد داره و ده روز از عید رو در مسافرت بوده.ولی تلویزیو کوچکی همراه خود داشته و تمام سریال ها رو دیده. او رتبه یک رو به سریال ماه عسل میده. و میگوید:این سریال علاوه بر داستان جالب بازیگرهای خوبی هم داشت.

فاطمه معبودیان :شماره یک سریال ها رو به  (مرد دو هزار چهره ) میدهد.و میگوید: قبل پخشش فکر میکردم سریال خوبی نباشد و تکرار وقایع پارسال باشد اما کمابیش راضی کننده بود و به خاطر طنز معنادارش قابل توجه بود

احمد امانی فارغ التحصیل جامعه شناسی است. ابتدا در مورد (ماه عسل ) گفت که نوستالوژی یک خانواده گرمو صمیمی رو در آغوش سنت ها و رسوم بیان می کند. و در ادامه از (مرد دو هزار چهره) صحبت می کند.این سریال را می توان یک طنز واقعی دانست چرا که در پس پرده های خنده می توان انتقادهای ظریفی را نیز در آن دید.حال این انتقاد هم می تواند به عوام گرایی بپردازد و هم به آسیب شناسی یک ورزش پرطرفدار همچون فوتبال.

-------------------------------------------------
برنامه های نوروزی (تماس مخاطبان با سروش و انعکاس نظرهای مردمی)
نتایج بررسی: اول شبکه سه به دلیل: (افسانه جومونگ) (مرد دو هزار چهره) (مردان آهنین)
و بعد به ترتیب: شبکه دو-شبکه 5

بیشترین انتقاد
:( مرد دو هزار چهره) ==تکراری بودن و اینکه نتوانست موفقیت سال گذشته رو تکرار کند.

 

                                                                                   ساقی

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 31 فروردین1388 ساعت 9:41     بيان انتقادات و پيشنهادات

دروغ ۱۳+شوخی مهران مدیری با مهران مدیری+افشين قطبي به روايت مهران مديري

      دروغ ۱۳

 

آخرین خبر:

فدراسیون فوتبال بیژن شکیبا رابه

عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال انتخاب کرد

در پی نتایج درخشان تیم ملی و اخراج خفت بار علی دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران از کار ، فدراسیون خدوم و زحمت کش فوتبال در پی گزینه هایی برای هدایت تیم ملی است که طبق روندی که تاکنون در پیش گرفته هر روز گزینه جدیدی به لیست نامزدهای تصدی نیمکت  ایران اضافه می کند.

این در حالی است که خبرهایی از گوشه و کنار مبنی بر اضافه شدن پروفسور سِر بیژن شکیبا مربی سرشناس ایرانی به گزینه های مربی گری تیم ملی به گوش می رسد. وی که خوب شوت می زند سابقه کار با بزرگترین  مربیان روز جهان و کار با  تیم دسته یکی سیکاد (باشگاه فرهنگی ورزشی سیفون و کاسه دستشویی تهران) را در کارنامه پربار خود دارد و با بهره گیری از دانش فنی بالا در زمینه تمرین دهی و ابداع سیستم های جدید فوتبال در نوبه خود بی نظیر است.

او برای نخستین بار با اهمیت دادن به حضور دروازه بان در زمین که پاسدار دروازه 7 متری است او را در چینش عددی سیستم فوتبال به حساب آورده و سیستم کاملاً هجومی 9-1-1 را به جهان فوتبال عرضه داشته است. 

همچنین شکیبا مخالف ستاره سالاری در تیم خود می باشد و همواره مروج شایسته سالاری است.

مسئول کمیته تیم های ملی ضمن تایید این خبر اعلام داشت که از طریق سیمای پربار ملی و یک برنامه در حال پخش از شبکه 3 سیما با بیژن شکیبا و کارنامه ی وی آشنا شدیم و سعی کردیم که این ایرانی عاشق وطن را که مغز متفکر ده سال اخیر منچستر یونایتد نام گرفته را جذب کنیم.

امید است که پروفسور سِر بیژن شکیبا با پذیرفتن هدایت تیم ملی ، اوضاع را سر و سامان بخشیده و تیم را از رده چهارم ( یک مانده به آخر ) بالاتر برده و به جام جهانی و سواحل آفریقای جنوبی نزدیکتر کند.

           www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com

                              بعله!

 

سینمای ما - مصطفی جلالی فخر: طنز مهران مديري را دوست دارم. بيش‌تر وقت‌ها. مرد هزار چهره پارسال را بيش از كارهاي قبلي‌اش. براي همين، امسال عيد قرار گذاشتم كه هر شب مرد دو‌هزار چهره را ببينم. معمولا پي‌گير تلويزيون نيستم و اين به دليل برائت روشنفكرانه نيست. تا الان جز سه قسمت كه نتوانستم، همه را ديده‌ام و جز با چند قسمت خلبان ساجدي،‌ با بقيه كيف نكردم. در حد مديري نبود و انتظاري كه از او داشتم. با اين حال و در بيش‌تر مواقع، مديري بازيگر فوق‌العاده‌اي‌ست و حتي با كوتاه‌ترين جملات و موقعيت‌ها طنز مي‌آفريند. يادم هست يك بار خاطره‌ي لو‌رفتن سيگار كشيدن‌اش را برايم تعريف كرد. كاملا جدي و بدون ادا و اطوار؛ اما با لحن و بياني معركه و داشتم مي‌مردم از خنده. انگار طنز مثل گلبول در خون اين آدم جريان دارد. خودش طنز را باور دارد و براي همين است كه پشت‌صحنه‌هايي كه در آخر هر قسمت پخش مي‌كند خنده‌دارتر از متن مي‌شوند (گاهي). مثل پشت‌صحنه‌ي امشب كه در ادامه دست‌انداختن افشين قطبي و فوتبال باشگاهي ايران بود. و طولاني‌تر از شب‌هاي قبل. با وجود روزي پر استرس، كلي خنديدم و آن قدر آن‌ها در پشت صحنه به نظر رفيق و صميمي مي‌آيند كه آدم غبطه مي‌خورد؛ آخرش را ديديد كه چه طور به برزو ارجمند گفت: "بميري برزو!"
من از يك بابت به مهران مديري مديونم. راستش خيلي حوصله‌ي توضيح و واكنش و تاييد و تكذيب ندارم. ما معمولا دوست داريم در ازاي حرف‌هايي كه مي‌زنيم، واكنشي از طرف مقابل ببينيم يا بشنويم و اگر چنين نشود دلخوري است و اتهام و بحث و چه بسا عدم رعايت ادب معاشرت!.. من اصولا كم‌حرفم؛ مگر روي خلق و خوي حرف‌زدن باشم (به ندرت). براي همين خيلي وقت‌ها در قبال حرف‌ها و گله‌ها و هيجانات و دعواها و تمجيدها و.... توضيحات ديگران فقط مي‌گويم:" بعله! (با همان لحن مهران مديري)" اين بله‌ي استثنايي، محافظه‌كارانه‌ترين واكنش جادويي‌ست كه همه‌ي انتظار تاييدي طرف مقابل را هم برآورده مي‌كند. بي آن كه احيانا توهين‌آميز باشد.

              www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com       

 

         شوخی مهران مدیری با مهران مدیری

پس از آن همه جا رو جنجال و برخی واکنش های منفی ای - از شکایت اداره ثبت و احوال  شیراز گرفته تا اعتراض تعدادی از شاعران و هنرمندان- که سریال مرد هزار چهره در سال گذشته ایجاد کرده بود؛ خبر آمد مهران مدیری قصد ساخت مجموعه ای دارد که در آن شخصیت های داستان بدون هیچ شغل و منصب و عدم وابستگی به طبقه اجتماعی در مریخ زندگی می کنند. اما زمانی که چند ماه پیش خبرهایی از پیش تولید مجموعه مرد دو هزار چهره به بیرون درز کرد نشان داد مدیری می خواهد بار دیگر کاریکاتورهایی را به تصویر بکشد که مابه ازای بیرونی شان در جامعه پیش چشم همه ماست؛ که شاید یکی از شخصیت های سریال یکی از ما باشد. پس او کارش را آغاز کرد؛ با خودش.

شوخی مهران مدیری با مهران مدیری. این استارت نخستین شوخی های سریال تازه اش بود. خنده دار و مبتکرانه و به همین اندازه ظریف و عمیق بود. او گویی با این اقدام، همگان را به بازی ای دعوت کرده که در آن ممکن است هر طبقه و مقام و منصب و شغلی مورد شوخی قرار بگیرد. مدیری نشان داد که به چه میزان دارای شعور هنرمندانه است. او که شاید سال گذشته از برخی حرف و حدیث هایی که درباره قسمت هایی از سریالش درباره هنرمندان و روشنفکران به وجود آمده، متعجب شده بود امسال با خودش آغاز کرد؛ خود را نشان می دهد که دارای بیماری افسردگی ست و دارای چه خانه و مکنت و مالی است- که می دانیم همین می تواند منجر به چه شایعاتی شود و نیز در جامعه ای که هنوز که هنوز است بسیاری نسبت به بالاشهری ها با چشم خشم نگاه می کنند. او از شهرت و محبوبیت خودش مایه می گذارد، به نوعی ریسک می کند و با مهران مدیری شوخی می کند؛ او هشداری را که مرتبه قبل نداده بود و بی جهت صدای عده ای درآمده بود؛ این بار در ابتدا بیان می کند؛ آقایان، خانم ها و صنوف مختلف توجه کنید! این فقط یک فیلم است؛ ببینید هیچ اتفاقی نمی افتد؛ شوخی کردن در فیلم و سریال با طبقه و صنفی واقعی نیست؛ تمامی اش کمدی است؛ فیلم است. پس لطفا به خود نگیرید

 

آنچه در طول فیلم یا سریال - به خصوص کمدی- از شخصیتی سر می زند بیرون از واقعیت است و همچون خیال و رویاست اما همانطور که پیش از این نیز آمد به معنای عدم وجود چنین کاراکترهایی در جامعه نیست. اگر چه در نمایش کمدی سعی می شود با ابزارهایی چون اغراق، بزرگنمایی و کاریکاتوریزه کردن شخصیت ها جلوه ای طنز به مجموعه داده شود. همگان می دانیم و به عینه می بینیم که مثلا هستند شعرایی مانند استاد عزلت و هستند کسانی که «کُپه گِل» را اثر بی نظیر هنری می پندارند و یا هستند بازیکنان حرفه ایی فوتبال که بیش از آن که ورزشکار باشند مانکن اند ؛ مدیران باشگاهی که تنها سواد خواندن دارند  و مدیر مسئولان جریده هایی - اینجا نشریات ورزشی- بیش و پیش از هر چیزی دلال اند. و جالب آنکه در شب هایی که به گونه ای مدیری با رویکردی انتقادی به شرایط فوتبال و باشگاه یمان می پردازد در ورای سریال و در واقعیت، در فوتبال ملی مان به چه حال و روزی افتاده ایم ! که از چنین باشگاه ها و شیوه های تیم داری و بازیکن سالاری چیزی به غیر از آن چه اتفاق افتاده نباید انتظار کشید. گویی باز هم مدیری درست نشانه و به هدف زده. می دانیم جماعتی از این دست هستند و عجیب آنکه پشتوانه های مالی و غیبی بسیاری دارند. پس اگر هست چرا نباید با این دسته شوخی کرد و چنین شخصیت هایی را در موقعیت های کارتونی در سریالی نبینیم. چرا نباید از جو و شرایطی که همگان می دانیم مطلوب نیست و دارای معایب فراوان است در یک فضایی پر از شوخی و صحنه های کمیک انتقاد نکرد. چرا؟

دو مجموعه اخیر مهران مدیری نشان داده و ثابت کرده که می شود با خیلی چیزها شوخی کرد بی آن که آسمان به زمین بیاید، می توان از خیلی چیزها انتقاد کرد بی آن که تخریبی صورت بگیرد. که البته کاری از این دست از همگان برنمی آید و مرد کهن می طلبد

منبع:سلام نیوز

 

             www.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.comwww.atipic.blogfa.com

 

       افشين قطبي به روايت مهران مديري
اين شبها مديري در روايت خودش از مرد دو هزار چهره به سراغ سوژه داغ فوتبال ايراني رفته و نويسنده اين قسمتها مهدي ژوله ، به درستي آشفتگي هاي فوتبال ما را به زبان طنز كشيده است، ورود افراد بدون صلاحيت فني و فكري و صرفا پولدار به عرصه سرمايه گذاري در فوتبال ، داد وستد بي حساب و كتاب پول بي زبان در چرخه اقتصادي فوتبال ، انتخاب مربيان خارجي و پرستش آنها در حد يك اسطوره ، جريان هاي ناسالم مانند صحنه مربوط به حق حساب روزنامه نگاران و يا نقش تعيين كننده بوقچي ها( به عنوان يك ابزار ) در ماندن و رفتن مربيان ...... حالا چرا تشابه اين قسمتها با روايت قطبي ، پيدا كردن شكيبا از طريق اينترنت ! ، ورود بيژن از آلمان ، شيفتگي بي حد رسانه ها و مردم و تيمها به برچسب خارجي بودن مربي ، مردي كه با مربيان بزرگ دنيا كار كرده. در چندين جام جهاني حضور داشته. بزرگان فوتبال دنيا از او مشاوره ميگيرند ،ساختن القاب و عناوين و شكل گيري اسطوره يك شبه در نزد مردم با كمك رسانه ها و به ويژه تاكيد بوقچي محترم مبني بر امپراطور خدا بيامرز و رسيدن به لقب بيژن مورينيو !و البته لابي بازيكنان با مربي ها براي بريدن سر سرمربي

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 13 فروردین1388 ساعت 11:48     بيان انتقادات و پيشنهادات

گفتگو با نیما دهقانی شاعر مرد هزار چهره

نیما دهقانی یکی از طنزنویسان چلچراغ است. نشناختید؟ بابا همونی که شعر «لیست خرید» رو گفته دیگه. لیست خرید چی‌یه؟

پوتین برای سربازان جدید
نان
نفت ، یه پیت
اسلحه به تعداد کافی
اتاق بازجویی نم کشیده
دست‌بند 10 عدد
پول برق را باید بدهیم، پول آب را جدا
پول گاز را باید بدهیم
دوبله پارک نکنیم
و دیگر هیچ...

حالا شناختید؟ آفرین! واقعاً خسته نباشید.

در پایان مصاحبه از صدایش تعریف کردم و از شنیدن‌اش ابراز خوشحالی. او هم باتعجب، پرسید: «صدای من رو نشنیده بودی تا حالا؟» و بعد فهمیدم که بخشی از برنامه‌ی «سفید مثل شب» را او اجرا می‌کند و تصمیم گرفتم بخش‌هایی از مصاحبه را به صورت صوتی برای دانلود قرار دهم. شما علاوه بر خواندن متن کامل مصاحبه، می‌توانید دقایقی از حرف‌های نیما دهقانی را هم بشنوید:                                  

● شعر «لیست خرید»
به روایت مسعود شصت‌چی
فایل تصویری
یک دقیقه و ده ثانیه
509 کیلوبایت  (برای موبایل)

                              

پسوورد  www.mobileha.com

امیر ژوله در مصاحبه‌هاش از شما به عنوانِ شاعر شعرهای قسمتِ ادبی سریال نام برده. شاعر این شعرها شما بودید؟
خُب اگر نام برده، بودم حتماً! البته در بخش‌هایی خودِ امیر، تغییراتی داده بود، که شعرها بامزه‌تر شن.

من از یه نفر شنیدم که کلّ طرح اون قسمت رو شما دادین...
از کی شنیدین؟

   از یکی از همین وبلاگ‌نویس‌ها...
نه نه. طرح با من نبوده.

پس طرح این قسمت رو شما ننوشتین؟
نه خود امیر ژوله نوشته و اون تیم نویسندگانی که بودن.

شما فقط شعرش رو گفتین...
من فقط شعرها رو گفتم، بله.

نظرتون راجع به این‌جور شعرها چیه؟ همون شعر «لیستِ خرید» که به قول سروش صحت: «از این مدل‌هایی که تازگی‌ها مُد شده وآدم هم خیلی لج‌اش می‌گیره. چون هم مزخرفه، هم درسته.»
آها. ببین، کلاً اگه بخوام راجع به این قضیه بحث کنم... صحبتی که می‌خواهیم بکنیم راجع به همین برنامه‌ی «مرد هزارچهره» است؟

 

آره دیگه.
اول من این رو بگم که من خیلی نقشی توی اون نداشتم. فقط امیر به من، زنگ که نزد، با هم دیگه داشتیم صحبت می‌کردیم، گفتش که: آره. با آقای مدیری داریم یه همچین کاری می‌کنیم. می‌خواستم که تو شعرهاش به من کمک کنی. در همین حد، یه اطلاعات جزئی هم داد که مثلاً کاراکترها کی‌ان، بازیگرها کی‌ان و گفت می‌خوام یه همچین فضایی دربیاری.

اگه من بخوام نظر خودم رو راجع به شعر به‌ات بگم، خُب یه بحثِ خیلی طولانی‌ای داره و خیلی تخصصی میشه. ولی کلاً بخوام بهت بگم، این‌که: فکر می‌کنم هدفی که پشتِ کار من و امیرمهدی ژوله بوده، یه جوری با نگاه‌کردن طنز به این سبک شعرهایی که امروز باب شده، بوده. من نمی‌گم این سبک شعر غلطه، چون خودم خیلی ازش استفاده کردم و خیلی به‌اش تعلق خاطر دارم یک جورهایی...

ولی الآن مُد روز مثل خیلی چیزهای دیگه شده ظاهربینی این قضیه. یعنی با فُرم این‌جور شعرها شده منبع نون‌درآوردن برای یه سری. نون‌درآوردن می‌تونه مادی باشه، می‌تونه از لحاظ شهرت باشه. نمی‌دونم تا چه حد توی این حلقه‌های شعری و ادبی بودی، ولی یه سری شعرهایی هست که همون‌جور که میگی مثلاً سروش صحت گفت، آدم لج‌اش می‌گیره. قالب، همون قالبه و فُرم، همون فُرمه. فکر می‌کنه که واقعاً یک شعر پست‌مدرن مثلاً گفته یا یک شعر دادائیستی گفته... یا هر سبک دیگه‌ای...

کاری که ما می‌خواستیم بکنیم، این بود که یه‌جوری مسخره‌کردن این ظاهربینی توی ادبیات و شعر ما بود. که حالا نمی‌دونیم دقت کردی یا نه، مثلاً سعید پیردوست می‌گفت: «اسم این جور شعرگفتن، تجرید امواج هجایی‌یه.» این سبک، سبکِ غلطی نیست. ما خودمون یه مدت روش داشتیم بحث می‌کردیم و اینا، ولی دیدیم به نتیجه نمی‌رسیم... مثلاً از این کلمه‌اش استفاده کردیم به عنوان یک شوخی توی این کار.

مثلاً یه همچین کارهایی که می‌یاد و به‌ویژه شاعرهای جوون که اون پتانسیل شعرگفتن رو ندارن، متوصل می‌شن به این کارهای فُرمالیستی و از توشون تک‌و‌توک کارهای خوبی هم درمی‌یاد شانسکی... چون درواقع مبنای کار دادائیستی اصلاً شانس و تصادفه. البته اگه اسم این کار رو دادائیستی بذاریم... سبک دادائیسم اصولاً میگه که: «اثر هنری در اثر تصادف به‌وجود می‌یاد.» یعنی باید به این تصادف، ما ارج بنهیم! (چه جمله‌ی خوبی؛ ارج بنهیم!!!) می‌گن ارزش داره. یعنی هر چیزی که بر اثر تصادف به‌وجود می‌یاد، ارزش داره. حالا نمی‌دونم تا چه حد آشنا هستی. این هم درواقع همین یک تصادف بود. یه سری کلمه پشت سر هم اومد و این تصادف، یک شعر رو ساخت.

هر کسی هم می‌تونه برداشتِ خودش رو داشته باشه...
آفرین. هر کسی هم می‌تونه برداشتِ خودش... این ویژگی اون نوع شعره و این شعری که کلاً توی برنامه بود، خُب خیلی پس‌و‌پیش شده بود و کم شده بود، یه چیزهایی اضافه شده بود و اینا... ولی کلاً شعرهای درستی بود. همه‌اش مفهوم داشت. همه‌اش نمی‌تونیم بگیم چرت‌و‌پرت بود. امیر از من خواست، شعرِ چرت‌و‌پرت بنویسم، من هم چرت‌و‌پرت نوشتم ولی در کل که نگاه کنی، با هر دیدی هر آدمی که نگاه کنه، می‌تونه از توش مفهوم‌اش رو برداشت کنه. صرفاً نمیشه گفت چرت‌و‌پرت بود، ولیکن ویژگی این نوع شعر اینه دیگه، هر کسی می‌تونه برداشتِ خودش رو بکنه.

به نظر شما چقدر از این بخش مرد هزارچهره، چقدر از اون پشت پرده‌ای که داشت از شُعرا نشون می‌داد، چقدرش بر مبنای واقعیت بود، چقدرش اغراق بود؟ کدوم بخش‌هاش واقعی بود، کدوم بخش‌هاش تمسخر؟
تمسخر، کلمه‌ی خوبی نیست اصلاً. چون اگه بخوای از این کلمه استفاده کنی، اون‌وقت جایی برای استفاده از کلمه‌ی طنز نمی‌مونه. خُُب؟ تو، توی کاریکاتورکشیدن هیچ‌وقت مسخره نمی‌کنی. تو با یه اغراقی که انجام می‌دی، یک موقعیتی می‌سازی برای فراهم‌کردن یه هدف دیگه‌ای. اگه بخوای این رو مسخره‌کردن درنظر بگیری، همه‌ی اون تفکراتی که پشتِ اون قضیه بوده رو می‌بره زیر سؤال و کار رو تا یه سطحی نازل می‌کنه. بنابراین من اسم مسخره‌کردن رو نمی‌گذارم. ولی ما کلاً می‌خواستیم...

شوخی منظورمه. همون اغراق...
آها! شوخی بهتره. ببینید باز دارم به‌ات می‌گم، من خیلی در مقامی نیستم که به‌ات راجع به این کار توضیح بدم.

من گفتم: به نظر شما. نظر خودتون رو خواستم.
نه من کلاً دارم می‌گم. به عنوان یک مخاطب، فکر کنم بهتر بتونم این رو شرح بدم، نه به عنوان کسی که نوشته، تو جریان بوده...

آره آره.
شوخی‌ای که شده، یک نقدی بوده بر محافل شاعرانه که... نمی‌دونم حالا درصد، من بخوام به‌ات بگم، فکر می‌کنم... خیلی دور از واقعیت نیست این فضایی که نشون داده شده. درصد، نمی‌تونم به‌ات دقیق بگم، چون آمارگیری نکردم، ولی دور از واقعیت نیست. یعنی من حالا تو هر جمع‌هایی که بودم و چیزهایی که دیدم و شنیدم، می‌تونم بگم دور از واقعیت نیست و نبود. شوخی خوبی بود و نقد خوبی بود اتفاقاً بر جامعه‌ی شاعران از نظر من البته.

موردی نمی‌تونید بگید؟ که دقیقاً کدوم بخش‌اش کاملاً واقعی بود؟ آخه شما توی این جمع‌ها بودید دیگه...
من توی این جمع‌ها حضور مستمر نداشتم ولی دیدم، بله. ببین اون جوهای تملّق‌گفتن‌های این‌ها، این‌هایی که همدیگه رو الکی جلوی هم بزرگ می‌کنن؛ در حالی که اون شخصیت ممکنه اصلاً هیچ‌چیزی نباشه. یا مثلاً اون قسمتی که اون شاعرهای جوون می‌‌اومدن مثلاً چقدر چاپلوسی این‌ها رو می‌کردن و چقدر اون‌ها تحویل‌شون می‌گرفتن، این‌ها تموم چیزهایی‌یه که توی این جمع‌های شاعری خیلی دیده میشه. یه دید قدیمی‌تری که وجود داره، یه آدم جدید می‌یاد تو یا بحث‌های روشنفکرانه‌ی الکی‌ای که خودشون برای خودشون یه جوی می‌سازن و روی اون جو بالا می‌رن. این‌جور مسائل‌اش چیزهایی‌یه که وجود داشته و داره.

به نظر شما با تعریفی که روشن‌فکرها دارند، یعنی خیلی روشن باید نگاه کنند، و با دید باز، چرا پلیس‌ها اعتراض نکردن به قسمتِ خودشون یا پزشک‌ها به قسمتِ خودشون، و چرا فقط روشن‌فکرها اعتراض کردند؟ مشکل از کدوم طرفه؟
تو چند نفر رو سراغ داری اعتراض کردن؟ باز من در مقامی نیستم که جواب بدم ها، یعنی اصلاً نه من توی اون سریال هستم، نه... . ببینید من اون‌قدر ندیدم. من فقط یک نفر- دو نفر رو دیدم که اون‌ها هم دیگه اصلاً پرونده‌اش بسته شده، دیگه دلیلی نداره که من دوباره بازش کنم و حالا راجع‌به‌اش توضیح بدم ولیکن اون یک- دو موردی هم که بود، همون یکی- دو مورد بود که دامن زده شد به‌اش و یه ذره گسترده‌تر شد و اینا. ولی اون یکی- دو مورد هم به نظرم درواقع یه برداشت سطحی بود از قضیه، که خیلی حالا سؤتفاهم پیش اومد...

خُب این برداشت سطحی بعید نبود از اون گروه؟
از گروه روشن‌فکرها؟

آره.
چرا. صددرصد. صددرصد. ببین، من حالا... جفت‌مون می‌دونیم که منظور ما توکا نیستانی‌یه درواقع. و جواب ایشون رو هم من نباید بدم، چون بحثی‌یه که بین امیر ژوله و چیز بوده، امّا من فقط تنها نظری که می‌تونم بدم این‌که توکا نیستانی... من خودم خیلی دوست‌اش دارم، حالا به دلایل مختلفی... ولی من فکر می‌کنم یه برداشت سطحی از کار شد و دقیقاً مشابه همون حرکتی که با بردارش مانا نیستانی صورت گرفت، به یه شکل شسته‌رُفته‌تر و روشن‌فکرانه‌تری انجام داد. می‌گم حالا یا زود قضاوت شده بود، یا سطحی قضاوت شده بود، یه همچین حالتی به نظر من.

مشکل از همون قسمتِ سریال نبود؟ چون به قسمت‌های دیگه کمتر انتقاد وارد شد...
نه. ببین اصلاً. یعنی به نظر من اگه قرار بود کسی شکایت بکنه، نیروی انتظامی و جامعه‌ی پزشکان خیلی در اولویت قرار داشتند. یعنی اگه قرار بود شکایتی صورت بگیره یا به کسی بربخوره... چون نمی‌دونم مصاحبه‌ی خود خانم لیلی گلستان رو خوندید شما یا نه؟

نه نخوندم.
کاش روی این قضیه بیشتر چیز می‌کردی. چون من خیلی خودم در جریان این قضیه نبودم، من مسافرت بودم، برگشتم فهمیدم چی شده و اینا. بعد از اینکه توکا نیستانی گفت این برمی‌گرده به حلقه‌ی دروس که مثلاً خانم لیلی گلستان توی دروس گالری دارن. که خانم گلستان گفتن: نه! همچین چیزی نیست. چه حرفی‌یه می‌زنین؟

یه سؤتفاهم خیلی سطحی‌ای بود که زود هم تموم شد و رفت. یعنی اصلاً اون‌قدر بحث... این نظر شخصی منه. من فکر می‌کنم که حداقل روشن‌فکرها و کسانی که دست‌شون توی هنر و بویژه کاریکاتور یا زمینه‌ی طنزه، خیلی می‌تونن با دید بازتری به این قضیه نگاه کنند، و این برخورد، مال این قشر نبود به نظر من. یعنی اصلاً تو قاموس این قشر نمی‌گنجه.

زود قضاوت کردن...
خیلی. خیلی.

حالا البته نمی‌شه گفت: قضاوت. چون تو وبلاگ شخصی‌اش هم بود. چرا این‌قدر گسترده شد؟
نه به هر حال ببین، نظر شخصی اون آدمه. شاید حتی هنوز هم بر اون پای‌بند باشه،‌ ولی به هر حال من، افرادی که پشت قضیه بودیم، باید بگیم: نه! این قضیه نبوده. یعنی ما نه قصد مسخره‌کردن‌ای داشتیم، نه قصد داشتیم منوچهر آتشی رو مسخره کنیم، نه فلان شاعر رو مسخره کنیم، چون خودمون رو مدیون اون‌ها می‌دونیم و از این داستان‌ها... .

ولیکن این کار، کاری‌یه که هر کسی می‌تونه یه برداشتی از توش بکنه. و ما نمی‌تونیم جلوی برداشتِ مخاطب رو بگیریم. به هر حال اون آدم هم در برداشتِ خودش آزاده. حالا این حرفی که شما می‌زنید، روشن‌فکرها چرا باید اعتراض کنن، می‌گم (روشن‌فکر اصلاً کلمه‌ی خوبی نیست) هنرمندها با اون درجه و سطح برداشتی که از هنر و جامعه و کلاً این‌جور مسائل دارن، خیلی شایسته نبود که این‌جوری برداشت بشه. به هر حال اون آدم هم طرز تفکر خودش رو داره و حق داره که برداشتِ خودش رو بکنه.

یه جمله‌ای رو هم برای آخر کار بگین... یک جمله‌ی آخر درمورد سریال... جمع‌بندی کنید...
من جمله‌ی خاصی به نظرم نمی‌رسه. جمع‌بندی که... من راجع به سریال، نظرم رو می‌گم. به نظرم کار طنز خیلی خوبی بود، و امیدوارم که این‌جور طنزها ادامه پیدا بکنه. چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ فُرم

منبع:نشریه طنز اینترنتی

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 1 بهمن1387 ساعت 10:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

حرف‌های خواندنی «اسماعيل احمدي‌مقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي درباره «مرد هزار چهره»؛

        حرف‌های خواندنی «اسماعيل احمدي‌مقدم»

            فرمانده كل نيروي انتظامي

           درباره «مرد هزار چهره»؛


               این یک همکاری بود

 

سینمای ما - «اسماعيل احمد‌ي‌مقدم» گفت: وقتي سريال «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي ناجا رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان.  «اسماعيل احمدي‌مقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي در جمع سينماگران و مديران جشنواره فيلم پليس با بيان اين مطلب كه اين جشنواره با وجود هنرمندان، پيشكسوتان، اهل فن و هنر نشان داد كه توانسته است پشتوانه خوبي براي خود كسب كند، گفت: اين موفقيتي است كه يك حركت فرهنگ در بين جامعه و نخبگان مقبوليت پيدا مي‌كند. چرا كه در عملكردهاي مختلف يا نگاه رو به اجتماع است يا به نخبگان كمتر اتفاق مي افتد كه اين اهداف به هم پيوند بخورد كه جشنواره فيلم پليس اين دستآورد را داشت. وي ادامه داد: در جشنواره فيلم اين هدف تعقيب مي‌شد كه ارتباط با مردم از زبان هنر و از دريچه دوربين برقرار شود. احمدي مقدم با اشاره به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» و تأثير آن بر مخاطب گفت: امسال وقتي «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. پليسي كه لبخند مي‌زند ولي قابليت اجرايي ندارد و پليسي كه مقتدر است. اين اقتدار نه از زاويه قدرت مادي بلكه از قدرت معنوي صادر مي‌شود كه بر منطق استوار است. وي با اشاره به تأثير مثبت آثار سينمايي در حل آسيب‌هاي اجتماعي گفت: فيلم‌هايي با موضوع آسيب‌هاي اجتماعي رو به بهبود است و آهنگ مناسبي دارد و پيشرفت خوبي دارد. البته سينما نيازمند حمايت است. از حمايت معنوي تا مادي. احمدي‌مقدم گفت: ما از هرگونه حمايتي در حوزه ابزار و در اختيار قرارگرفتن امكانات و حمايت‌هاي معنوي دريغ نمي‌كنيم، چرا كه مي‌دانيم اگر كه فيلم فاخري مي‌خواهيم بايد به آن نيز كمك كنيم چراكه اين سينما هزينه دارد و ممكن است درآمد داشته باشد يا نداشته باشد. ما حمايت مادي و معنوي خودمان را به‌زبان و عملا اعلام مي‌كنيم. وي به مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» اشاره كرد و گفت: در فيلم‌هاي اجتماعي بايد ببينيم هدف‌مان چيست. در قتل‌هاي خانوادگي در مجموعه تلويزيوني زير تيغ به روح آدم‌ها چنگ مي‌زند و تأثير مناسبي دارد. اگر هدف‌مان اين باشد كه مردم به ظن و گمان كاري نكنند و نتيجه بازدارنده داشته باشد. مهم است نه اين كه فعاليت نيروي انتظامي و قوه قضاييه را زير سؤال ببرد. احمدي‌مقدم با بيان اين مطلب كه ساخت فيلم‌هاي پليسي و اكشن خواست نيروي انتظامي نيست، گفت: فيلم اكشن پليسي كه در آن پليس قدرتمند نشان داده شود، آن چيزي نيست كه ما مي‌خواهيم. اين كه كارهايي مثل كبري 11 ساخته شود، هدف ما نيست. ما مي‌دانيم كه چنين فيلم‌هايي دروغ محض هستند. براي نشان دادن اقتدار يك پليس، فيلم‌هاي اكشن پاسخگو نيستند. اقتدار پليس بايد در يك فيلم حل شود نه اينكه به چشم مخاطب بيايد. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به اينكه تمام تلاش نيروي انتظامي در اين است كه جشنواره فيلم پليس راهي براي حل معضلات اجتماعي باشد گفت:‌ در حوزه مبارزه با مواد مخدر، سال آينده حمايت مالي را در اين زمينه تقويت مي‌كنيم.

منبع خبر : فارس


یوسف تیموری از همکاری با مهران مدیری میگوید

 

فكر مي‌كنيد در كدام كار آن‌طور كه بايد توانايي‌هاي يوسف تيموري ديده نشد؟

فكر مي‌كنم تا حدي اين اتفاق در زندگي به شرط خنده افتاد. من هميشه سعي كردم شاگرد خوبي براي حميد سمندريان باشم. اما قبول كنيد در يك تيم نمي‌شود 10 تا علي‌ دايي باشد . اما به طور كلي، در ايران، براي چهره كردن يا تيپ‌شدن يك بازيگر روي گريم او كار مي‌كنند. به هر حال اميدوارم در آينده فرصت اين را داشته باشم كه بتوانم كارهاي بهتر و قابل قبول‌تري از خود ارائه كنم.

چه نوع طنزي را خودتان بيشتر مي‌پسنديد؟

فكر مي‌كنم در شرايط امروزي طنز موقعيت بيشتر مي‌تواند مخاطب را جذب كند.

كارگردان محبوب‌تان در اين زمينه؟

مهران مديري. مرد هزارچهره او يك طنز فوق‌العاده بود.

چرا تا به حال با مديري كار نكرده‌ايد؟

باور كنيد خودم هم نمي‌دانم چرا اين اتفاق نيفتاده است. اميدوارم اين فرصت را بزودي پيدا كنم.


[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 9:38     بيان انتقادات و پيشنهادات

افزایش بی سابقه نگهداری از "ایگوآنا و کروکودیل" بعد از "مرد هزار چهره"

خبر از کیمیا 

 

سلام دوستان

داشتم نگاهی به مجله ایدهآل نیمه ۲ آذر میانداختم دیدم توش نوشته آقای بابک برزویه دارن یه فیم مستند از تلاش و فعالیت آقای مدیری برای کنسرت یونیسف و کنسرت خودشون که کنسل شد (در پشت صحنه ) می سازند و می خواهند این فیلم رو برای جشنواره فجر آماده کنند که پیش بینی میشه یه دلیل محبوبیت فراوان مهران مدیری فیلم پر طرفداری بشه


خبر جالب

 

افزایش بی سابقه نگهداری از "ایگوآنا و کروکودیل"

        بعد از پخش "مرد هزار چهره"

 

خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: نگهداری از سوسمارهای درختی " ایگوآنا " و " کروکودیل ها"به عنوان حیوان خانگی، در میان طبقات مرفه تهران بطور بی سابقه ای رواج یافته است.

دکتر آرش مقدمی متخصص و مشاور دامپزشکی در این زمینه به خبرنگار مهر می گوید: بعد از پخش سریال تلویزیونی " مرد هزار چهره " با هنر آفرینی مهران مدیری فروش این جانور به شدت افزایش یافته است.

در قسمتهای پایانی سریال " مرد هزار چهره " علیرضا خمسه هنرپیشه نقش پدرخوانده گروه مافیایی این سریال به همراه خود یک سوسمار " ایگوآنا " داشت که به عنوان نمادی از ترسناک بودن و نافذ بودن او در سریال تلقی می گردید.

سوسمار درختی " ایگوآنا " بیش از دو دهه است که در کشورهای پیشرفته و صنعتی به جرگه حیوانات خانگی پیوسته است. اخیراً این حیوان از دیگر کشور ها منجمله از امریکای جنوبی به کشور ما نیز راه یافته است

به گفته این متخصص ، ایگوانا سوسمار گیاه خوار و بی آزاری است که طول بدن آن طی مدت دو تا سه سال به دو متر خواهد رسید و دائماً رنگ خود را با محیط اطرافش هماهنگ می کند. این حیوان نیاز به حوضچه ای دارد که حداقل ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر عمق داشته باشد و ابعاد این حوضچه باید متناسب با طول بدن حیوان باشد .

علاوه بر آن ایگوانا باید همه روزه خود را بر روی تنه ای از درخت بالا بکشد. به همین خاطر خریداران این حیوان مجبورند که همراه آن اقدام به خرید درخت های طبیعی یا مصنوعی کنند.

بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر نشان می دهد که نوع نوزاد ایگوانا در بازار با قیمت 300 الی 400 هزار تومان و نوع بالغ آن با قیمتی حتی بالاتر از یک میلیون تومان خرید و فروش می شود.

خریداران این حیوان باید حتماً نوع آن را از پیش سفارش داده باشند و نمی توان بصورت حضوری این حیوان را در بازار خریداری کرد.

مدیر یکی از کلینیکهای تهران در گفتگو با مهر می گوید: علاوه بر ایگوانا اخیراً تقاضا برای خرید "کروکودیل" در میان برخی از خانواده های مرفه تهرانی افزایش یافته است

 

پیمان غفاری می افزاید: در حال حاضر برخی از خانواده های مرفه تهرانی بطور محدود در خانه های از " کروکودیل " نگهداری می کنند.

برخی از کارشناسان اجتماعی معتقدند به دلیل افزایش برخوردهای انتظامی با موضوع نگهداری و حمل حیواناتی نظیر سگ، گرایش خانواده ها به نگهداری حیواناتی نظیر کروکودیل، ایگوآنا، خرگوش ، سنجاب و سایر جوندگان به شدت افزایش یافته است!

با این حال بررسی های خبرنگار اجتماعی مهر حاکی از آن است که سگ و گربه همچنان در صدر پر فروشترین حیوانات خانگی به عده ای از شهروندان قرار دارند. خرید و نگهداری سگ در میان مردها بیش از زن ها و خرید و نگهداری گربه در میان زنان تقاضای بیشتری دارد. 

 

با تشکر از آقا سینا برای ارسال مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 2 دی1387 ساعت 10:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است+ دنیای تصویر و هوادارانش

  

ایسکانیوز مرد هزار چهره» ،« پیامک از دیار باقی»،«نشانی» و «قرارگاه مسکونی» از جمله سریال های نوروز امسال بود که با محتوایی طنزگونه از شبکه های مختلف سیما پخش شد

 

سریال های نوروزی امسال را از جنبه های گوناگون با منتقدان ، نویسندگان و روزنامه نگارانی چون جلیل اکبری صحت، رضا درستکار، شاپور عظیمی و مهدی طاهری به بحث نشسته است که ماحصل این گفت گو را در زیر می خوانید:

"رضا درستکار" منتقد سینمادر خصوص مجموعه طنز «مرد هزار چهره» گفت:سریال "مرد هزار چهره" نقطه ای مثبت در آثار مهران مدیری بود و مهران مدیری دراین مجموعه بسیار خوب و موفق عمل کرده است

وی معتقد است استقبال مردم از سریال های نوروزی برای تلویزیون توفیق بزرگی است و این که مخاطب چند ساعت پای تلویزیون می نشیند برای تلویزیون موفقیت بزرگی محسوب می شود.
وی اظهارداشت: مرد هزار چهره، پیامک از دیار باقی و قرارگاه مسکونی به ترتیب موفق ترین مجموعه های نوروزی بوده اند

 

"شاپور عظیمی" مدرس ، مترجم و نویسنده سینما ،در خصوص سریال هایی که در ایام عید پخش می شد، گفت:

* مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است

وی مهران مدیری را یک استثنا دانست و خاطر نشان کرد: مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است ،و قابلیت های زیادی در عرصه بازیگری و کارگردانی دارد هر چه تلویزیون به او می گوید، می پذیرد و سیاست های تلویزیون را به خوبی رعایت می کند.
عظیمی افزود: مدیری تسلط بسیار خوبی بر کارش دارد و همین که هر دوره ای کلماتی را در بین مردم جا می اندازد، خود یکی از عوامل موفقیت مهران مدیری است، مثلا امسال گفتن (به به و خیلی ممنونم) در جامعه جا افتاده که این موفقیتی برای او محسوب می شود.

علیرضا خمسه بازیگر فوق العاده ای که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود

اکبری صحت در ادامه در خصوص مجموعه «مرد هزار چهره» خاطر نشان کرد: شبکه سه بعد از شبکه یک بیشتر مردم را درگیر خود کرد. برای علیرضا خمسه خوشحالم که دوباره دیده شد زیرا بازیگر فوق العاده ای است که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود.
وی یادآور شد: سریال مهران مدیری سوء تفاهمات زیادی را پدید آورد و نشان داد جامعه ما هنوز در مقابل هر گونه نقدی واکنش های بسیاری نشان می دهد و این یک مساله ملی است .
این سریال رگه هایی داشت که هم با طنز نسبت بسیار نزدیکی داشت و هم با شرایط اجتماعی ما و هم به علایق بینندگان ما نزدیک بود
و واقعیت این است که مردم مهران مدیری را دوست دارند. ممکن است مجموعه هایی را از مهران مدیری ببینند اما نخندند اما حتما می بینند.

مهران مدیری ستاره بلامنازع طنز در عرصه تلویزیون

اکبری صحت با اشاره به توانایی های مدیری در حوزه طنز تصریح کرد:مهران مدیری در این ده سال ستاره بلامنازع طنز و خنده کشور ما در عرصه تلویزیون بوده است.
نوع بازی مهران مدیری مخصوصا در قسمت های آخر بهتر شد و او باز نشان داد قدرت این که تکیه کلام را در میان مردم جا بیندازد را حفظ کرده است.
وی افزود:سریال مرد هزار چهره تا زمانی که به خانه مافیایی برسد موفق تر بود شاید به این دلیل مدیری وارد خانه مافیایی شد تا وارد فضایی شود که همه چیز را غیر واقعی نشان دهد،تنها نقطه قوت خانه مافیایی حضور علیرضا خمسه بود. من توقع داشتم در پایان سریال مشخص شود که او تاجر اسلحه اسباب بازی بوده است و در آن قسمت که با شاعران و هنرمندان شوخی کرد، جراحی های این سریال از وقایع اجتماعی جراحی های سخت و بی رحمی بود اما بسیار خوب بود کشوری که قرار است نقد شود در مرحله اول باید هنرمندانش نقد شوند .

* طنز مدیری صریح تر و گزنده تر شده است

مهدی طاهری روزنامه نگار گفت: رویکرد مدیری به حوزه مسائل اجتماعی بیشتر شده است و طنزش مقداری صریح ترو گزنده شده است، جنبه طنز قبلی کمرنگ شده بود و این نشاهنده این است که حوزه مسائل اجتماعی خودش را به حوزه طنز کشیده است و گفتگویی که در این سریال ها ست جدی تر شده است.
وی افزود: من شخصا محدویت ها را در نظر می گیرم که طنز پردازی چون
مدیری محدودیت هایی دارد که ممکن است در این فرصتی که در اختیارش قرار دارد می توانسته این کار را انجام دهد و از این فرصت استفاده کند و مردم هم باید این محدودیت ها را درک کنند که کارگردان حرف نهاییش را در این زمان زده است.

 

              

                                             دنياي تصوير و هوادارانش‌

اواخر سال گذشته خبر توقيف مجله دنياي تصوير همه اهالي سينما و علاقه‌مندان به هنر هفتم را بهت زده كرد اما اين طرفداران به تعطيلات نوروز رفتند و بهت خود را فراموش كردند و در تعطيلات آنقدر بهشان خوش گذشت كه اصلا به اين فكر نكردند كه سال 87 را بدون دنياي تصوير چگونه بگذرانند. آنها وقتي كه از تعطيلات هم برگشتند چون خيلي خوش گذشته بود و مسعود شصتچي باعث داغ شدن تنور پيامك‌هاي كوتاه شده بود باز هم به بهت اواخر سال گذشته خود فكر نكردند و هي به هم پيامك زدند و گفتند خونمون، خونتون، خونشون و... كه دنياي تصوير يادشان رفت تا اين‌كه مدير مسوول دنياي تصوير از سفر نوروزي برگشت و ديد نه بابا انگار اشتباهي آمده و طرفدارانش چندان هم به فكر دنيايي كه ديگر تصوير ندارد نيستند بنابراين تصميم گرفت كه آستين بالا بزند و با صداي بلند بگويد بابا ماجراي مسعود شصتچي تمام شد به فكر دنيايي باشيد كه در يكي از برنامه‌هايش به خالق شصتچي جايزه داد و باعث شد كه نبوغ او گل كند و امسال بتواند مردم را با خلق شخصيتي به نام مسعود غافلگير كند اما اكنون اين دنيا كه نامش تصوير بود تعطيل شده و ديگر نيست تا به نابغه‌ها يادآوري كند كه خلاقيت دارند، صاحب اين دنيا آنقدر توانايي داشت كه حرفش را به گوش بزرگان سينما برساند و به آنها هم يادآوري كند كه دنياي تصوير نيست و آنها هم بيانيه دادند كه توقيف دنياي تصوير به سينماي ايران لطمه مي‌زند.

صاحب دنياي تصوير وقتي فهميد هم صنفي‌هايش حرفشان برو ندارد به سراغ دانشجويان رفت و به آنها يادآوري كرد كه بابا اس.ام.اس بازي بس است. مسعود شصتچي رفت و به خاطرات پيوست پس نگذاريد دنيايي كه يك عالمه تصوير داشت هم به خاطرات بپيوندد و چنين شد كه دانشجويان هم از مسوولان خواستند كه همان‌گونه كه از گناهان مسعود شصتچي گذشتند گناهان دنياي پر از تصوير را هم ناديده بگيرند و بگذارند كه اين دنيا به خونمون، خونتون، خونشون بياد.

حال بايد منتظر ماند و ديد كه دنياي تصوير به چه آينده‌اي دچار مي‌شود.

سارا بختياري‌


 

     

من هم گريه كردم‌

پايان سريال نيز توجه نويسندگان مختلفي را به خود جلب كرد. در مطلبي با عنوان «فراتر از يك مجموعه طنز» مي‌خوانيم: «قسمت سيزدهم بيش از اونكه بخندونه، به گريه انداخت... قصه مديري و شصتچي، قصه خيلي از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پليس‌ها و ادبا و... هم همين‌طور. اونايي كه دوست دارن، چيزايي‌رو كه تو زندگي دارن دوست داشته باشن و ديگراني كه فقط دوست دارن چيزايي‌رو كه تو زندگي ندارن بهش اضافه كنن... اينجا ديگران، متوجه موقعيتي كه خواسته يا ناخواسته به‌وجودش آوردن شدن و داستان به خوبي و خوشي به پايان رسيد.

اما آيا مايي كه تو زندگي‌مون مسبب مشكلات مشابه براي كساني هستيم كه نمي‌خوان مث ما زندگي كنن، متوجه كارهامون مي‌شيم؟» نويسنده‌اي ديگر در مطلبي با عنوان «خداحافظ كارمند ساده بايگاني ثبت احوال شيراز» مي‌نويسند: «وقتي آن گريه ديدني شصتچي را در سكانس آخر دادگاه ديدم... بغض گلوم روگرفت. دلم مي‌خواست خودم هم مثل بقيه از مهران مديري تشكري كرده باشم».

و دست آخر اين كه علي شكوري‌راد، نماينده پيشين مجلس در وب‌ سايت شخصي خود درباره اين سريال مي‌نويسند: «حقيقت آن است كه ما مسخره شده‌ايم. نه به ‌عنوان پزشك و نه در اين سريال تلويزيوني، به گزاف نمي‌گويم هنگام ديدن اين قسمت از سريال، به جامعه خودمان در اين 3 سال گذشته فكر مي‌كردم، جامعه ما هم مانند آن جمعيت نشسته در سالن، حرف‌هاي حيرت‌آور را بادهان باز گوش داده و برخي هم آنچه را فهميده نمي‌شده است، به حساب شجاعت، فضل و كرامت سخنران گذاشته‌اند. حال بايد منتظر بنشينيم تا صحنه مشابه چنان دادگاهي كي برپا شود تا دكتر طبيبيان‌هاي ظاهر بين و زودباور و سرگرد فلاني متوهم و خوش خيال و لابد برخي خام‌انديشان مدعي بفهمند و در جايگاه مدعي قرار بگيرند و به‌ خاطر سوءاستفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمي شوند كه اصرار دارد از خود دفاع كند و بگويد من يك كارمند ساده بودم كه جهل مرا جو گير كرد و به اينجا رساند كه امروز با اين عنوان محاكمه شوم.»

[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 9:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری: من شکایتی ندارم

  سلام بچه ها

از  اینجا میتونین اون  قسمت از برنامه چشم انداز که آقای مدیری مهمان بودن

 رو تماشا کنید امیدوارم راضی باشید

                           مهران مدیری: من شکایتی ندارم


مهران مدیری یک بار دیگر طوفان به پا کرد  و بعد هم مثل همیشه "سکوت" را به همه چیز ترجیح داد.

او اینبار ترجیح داده در مقابل تفکرات خود و بازتابهای "مرد هزار چهره" هیچ حرفی به میان نیاورد.

جالب اینکه او گرچه دوست دارد از حضورش در فیلم "دایره زنگی"  با رسانه های مکتوب حرف بزند  اما از ترس اینکه مبادا بحث به "مرد هزار چهره" منتهی شود حتی از فعالیت های سینمایی ه خود هم چیزی نمیگوید.!

مدیری البته از برخورد خوب و صمیمانه ای با اهالی ه مطبوعات برخوردار است.

او میگوید: " برخلاف شایعات تا حالال هیچ شکایتی نسبت به پخش سریال مرد هزار چهره صورت نگرفته است"

عده ای سعی میکنند مدیری را هم مثل کارگردانان دیگر  بابت تعدیل بخش هایی از سریالش تحریک کنند . اما مدیری حرفه ای تر از این حرف هاست و میگوید :

"من اهل گلایه کردن نیستم  و از هیچ کس شکایتی ندارم. مهم این است که مردم ظاهرا از تماشای سریال نورزی ما خوششان آمده است".

 

 

                                  مدیری استاد مخ زنی!

 

مهران مدیری معمولا وقتی در فیلمهای سینمایی بازی میکند تعدادی از همبازیانش را برای سریال آینده اش دست چین میکند.

او با بازی در "دایره زنگی" عملا تعدادی از بازیگران مجموعه "مرد هزار چهره"  را هم انتخاب کرد.

اکران همزمان "دایره زنگی" با پخش "مرد هزار چهره" عملا دست مهران مدیری را رو کرد و نشان داد او در مخ زنی چقدر استاد است.!

مدیری در طول تولید این فیلم با بهاره رهنما و دخترش(پریا قاسم خانی) اکرم محمدی  کیانوش گرامی  پروین قائم مقامی  برای بتزی در سریالش به تفاهم رسیده. آفرین بر او!

 

                            بازیگر محبوب کارگردان محبوب

 

میگویند مهران مدیری از زمانی که علیرضا خمسه  در "هوشیار و بیدار" حضور داشت از بازیه او خوشش می آمد. اما خمسه چون علاقه ای به حضور  در سریالهای نود قسمتی نداشت هرگز به پیشنهاد همکاری با مدیری جواب مثبت نداد تا اینکه  "مرد هزار چهره "  شریط جدیدی برای این همکاری به وجود آورد.

و خمسه که مدیری را کارگردان محبوب خود در طنز  تلویزیونی میداند یکی از نقش های مهم این مجموعه را بازی کرد.

 

                             مهران مدیری : و حالا یک بازیگر ممتاز

 

مهران مدیری حدودا 530 دقیقه دیگر را  به عنوان سریال طنز  و باز هم برای شبکه سه کارگردانی کرد  تا رضایت خاطر طرفداران سخت پسند طنزهای تلویزیونی که یک یال و چند ماه بود  هیچ نمونه مشابهی از مدیری  را هم روی آنتن ندیده بودند  جلب شود.

مدیری مثل همیشه از پرداختن به کوچکترین جزئیات  برای ثبت امضای منحصر به فردش  استفاده کرد  و فرضیه ای  که با" جایزه بزرگ"  جان گرفت و حاکی از آن بود  که او توان ساخت  سریال در لوکیشن های متعدد را نداری باطل کرد.

مدیری در فروردین ماه صرفا با ساخت" مرد هزار چهره "  یک چهره شاخص نبود  او در این مجموعه توانایی های بی نظیری را  به عنوان یک بازیگر ممتاز هم ارائه کرد.

مدیری که همیشه خوب بازی میکرد  در این مجموعه "عالی" ظاهر شد .

شاید دوریه یک سال و چند ماهه از تلویزیون  و حضور در چند پروژه سینمایی  توانایی مهران مدیری را برای بازیگری بالاتر برده است.

او در فیلم "دایره زنگی" هم بازیه خوبی ارائه داده  و حضورش در صفحه سعود کاملا طبیعی و لازم  است.

 ضمن آنکه نباید فراموش کنیم مدیری در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" هم بازیه خوبی ارائه داده و به لطف حضور خوبش  در جشنواره سال گذشته  یکی از نامزدهای سیمرغ بلورین بازیگر نقش دوم مرد بود.

 

منبع: اتفاق نو

 

 

    

 

 

                نويسندگان «مرد هزارچهره»، «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
خبرگزاري فارس: نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره»، فيلمنامه تازه‌ترين فيلم «سامان مقدم» را با عنوان «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلمنامه «سن‌پترزبورگ» زير نظر «پيمان قاسم‌خاني» بصورت گروهي در حال نگارش و بازنويسي است.
در گروه نويسندگان «سن‌پترزبورگ» نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» چون مهراب قاسم‌خاني و امير مهدي ژوله حضور دارند.
«سامان مقدم» نيز در نگارش فيلمنامه اين اثر همكاري مي‌كند.
براساس گزارش فارس، پيش توليد «سن پترزبورگ» در «سيران فيلم» آغاز شده و طبق برنامه‌ريزي صورت گرفته فيلمبرداري آن اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد ماه شروع مي‌شود.
اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 18:1     بيان انتقادات و پيشنهادات

با هركس دلمان بخواهد شوخي مي‌كنيم!+ مرد هزار چهره اول شد

 

       اخراجیها و "مرد هزار چهره" اول شدند

 

 

  

 

مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما سرانجام درصد بينندگان سريال‌ها وفيلم‌هاي سينمايي پخش شده در ايام  نوروز را  اعلام كردكه براساس آن فيلم <اخراجي‌ها> ساخته مسعود ده‌نمكي و سريال <مرد‌هزار چهره> به كارگرداني مهران مديري رتبه‌هاي نخست اين نظرسنجي را به خود اختصاص دادند.

به گزارش <باني فيلم> در حالي كه مركز تحقيقات صدا و سيما پس از جنجال‌هاي رمضان سال گذشته قصد نداشت نتايج نظرسنجي خود را به صورت رسانه‌اي اعلام كند، با شائبه‌ها و حرف‌هايي كه پس از سريال‌هاي نوروزي پيش آمد اين مركز ناچار به اعلام رسمي نتايج شد.آن طور كه روز گذشته روي خروجي خبرگزاري ايسنا قرار گرفت اين مركز اعلام كرده كه از بين سريال‌هاي نوروزي سريال <مرد هزار چهره> به كارگرداني مهران مديري با 6/78 درصد بيننده و 3/79 درصد رضايت مخاطب در را‡س سريال‌ها قرار گرفته است.پس از آن هم <پيامك از ديار باقي> با 1/63 درصد بيننده رتبه دوم و <قرارگاه مسكوني> به همراه سريال <نشاني> هم به ترتيب با 1/51 و 48 درصد رتبه سوم و چهارم را به خود اختصاص داده‌اند. جالب است بدانيد كه اين نظرسنجي به شكل غيررسمي پيش از اين هم اعلام شد كه با واكنش شديد تهيه‌كننده پروژه <پيامك از ديار باقي> و ادعاي او مبني بر غرض‌ورزي‌هاي شخصي در مورد سريالش روبرو شد.ادعايي كه هم اكنون با توجه به اعلام رسمي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما كاملاً رد شده به نظر مي‌رسد.مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما در ادامه گزارش خود در بخش فيلم‌هاي سينمايي هم سه فيلم پربيننده را اعلام كرده كه <اخراجي‌ها>، <قلقلك> و <معتاد اجباري> به ترتيب رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص داده‌اند.

 منبع: بانی فیلم

فيلم‌هاي ايراني در صدر پرمخاطب‌ترين كارهاي نوروزي سيما سريال‌ها از فيلم‌ها پيشي گرفتند

       

فيلم‌هاي ايراني در نوروز امسال بيشترين مخاطب و همچنين بيشترين ميزان رضايتمندي را در بين بينندگان تلويزيوني به خود اختصاص دادند. به نحوي كه سه فيلم ايراني «اخراجي‌ها»، «قلقلك» و «معتاد اجباري» به ترتيب در رتبه‌هاي اول تا سوم پرمخاطب‌ترين فيلم‌هاي نوروزي سيما قرار گرفتند.

به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، نظرسنجي مركز تحقيقات صداوسيما از 14 هزار و 23 مخاطب 32 شهر كشور نشان مي‌دهد، مردان (66 و 3 دهم درصد) بيش از زنان (63 و 2 دهم درصد) بيننده فيلم‌هاي سينمايي نوروزي بوده‌اند.

هم‌چنين با افزايش نسل بينندگان تلويزيون درصد تماشاي فيلم‌هاي نوروزي كم شده است؛ به نحوي كه گروه سني 12 تا 18 سال با (83 درصد بيننده) و گروه سني 50 سال و بالاتر تنها با 36 و نيم‌درصد بيننده به ترتيب پرمخاطب و كم‌مخاطب‌ترين گروه سني بوده‌اند كه به تماشاي فيلم‌هاي نوروزي نشسته‌اند.

براساس اين گزارش، 35 و 2 دهم درصد از پاسخ‌دهندگان هيچ‌يك از فيلم‌هاي نوروزي سيما را تماشا نكرده‌اند و علت اين مسأله هم سفر و نداشتن وقت كافي عنوان شده است.

82 و 2 دهم درصد از شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي اعلام كرده‌اند كه حداقل يكي از سريال‌هاي ويژه نوروز را تماشا كرده‌اند. اين درحالي است كه اين رقم در خصوص فيلم‌هاي سينمايي به 64 و 8 دهم درصد رسيده است.

از ميان مخاطبان سريال‌هاي نوروزي سيما در سال 87، 81 و 8 دهم درصد از مردان و 82 و 7 دهم درصد از زنان اين مجموعه‌ها را تماشا كرده‌اند.

همچنين همانند فيلم‌هاي سينمايي با افزايش سن پاسخگويان از درصد بيننده سريال‌هاي نوروزي كاسته شده است.

براساس اين گزارش كه در جدول آمار آن در نشريه وابسته به صداوسيما منتشر شده همچنين اعلام شده است: 17 و 8 دهم درصد از پاسخگويان هيچ‌يك از سريال‌هاي نوروزي را به همان دليل سفر و نداشتن وقت تماشا نكرد‌ه‌اند.

در ميان سريال‌هاي نوروزي سيما، «مرد هزار چهره» با 78 و 6 دهم درصد بيننده و 79 و 3 دهم درصد رضايت، رتبه نخست را به خود اختصاص داده است.

پس از ساخته مهران مديري، «پيامك از ديار باقي» با 63 و يك‌دهم درصد بيننده در رتبه دوم «قرارگاه مسكوني» با 51 و يك‌دهم درصد بيننده در رتبه سوم و سريال نشاني با 48 درصد بيننده در جايگاه چهارم قرار گرفته است

 

منبع: ایسنا

 

                     مرد هزارچهره از نگاه آفرينندگانش

 

چقدر پاي متن‌هايتان ايستاده‌ايد؟ اصلا چيزي كه اجرا شد، چقدر شبيه چيزي بود كه شما نوشته بوديد؟
خشايار الوند: من نظر شخص خودم را مي‌گويم و ممكن است بچه‌ها، چيزي كه من مي‌گويم را قبول نداشته باشند. من فكر مي‌كنم چيزي حدود 50، 60 درصد متن نوشته شده، اجرا شد اما در اجرا هم آن چيزي كه ما فكر مي‌كرديم، نشد؛ بخشي از سكانس‌ها، گرفته نشده اصلا و بخشي با تغيير گرفته شده و بعضي‌ها هم به‌طور كل يك چيز ديگري شده است؛ شبيه سكانس‌هاي دادگاه كه بالكل چيز ديگري شده است. هيچ دليل مميزي هم نداشتيم، در كل كار، دو حذفي وجود دارد كه همه هم ديدند و فهميدند. كار به شكل فعلي، شايد، چيزي در حدود دو، سه درصد مميزي شده باشد. يعني در واقع خود كارگردان تصميم گرفت كه چه چيز را بگيرد، چه چيز را نگيرد و چه چيز را جور ديگري بگيرد.


مي‌خواهم ببينم اين در كارهاي «مهران مديري» اتفاق پيش‌آمدني و قابل‌پيش‌بيني‌ست؟ يعني نويسنده كار خودش را مي‌كند و مطمئن نيست از آنكه چيزي كه مي‌نويسد، اجرا شود؟
الوند: اين كار با همه كارهاي قبلي ما فرق داشت و اين ماجرا درباره اين كار تشديد شده پيش آمد. در سريال‌هاي 90شبي، خب، هر كس كار خودش را مي‌كند و قسمت خودش را مي‌نويسد و همه چيز از نقطه «آ» شروع مي‌شود و در نقطه «ب» تمام مي‌شود و كسي مسووليتي در قبال اتفاقات شب قبل سريال ندارد و چون فرصت تغيير هم وجود ندارد و آقاي مديري متن را سر صحنه و در وقت اجرا مي‌خواند، بالطبع نمي‌داند كه بهتر است چه چيزي اجرا شود و چه چيزي حدف شود و... شايد جالب باشد ولي، آقاي «مديري» مي‌گويد؛ اخيرا دارم «برره» را تماشا مي‌كنم. چرا؟ چون روز، مشغول ضبط قسمت‌هاي مختلف بوده و شب هم كه سريال پخش شده، در حال كار كردن بوده است. پس تغييرات در كارهاي 90 شبي خيلي كم است اما، در اين كار چون سه، چهار نويسنده و يك سرپرست مشغول پيش بردن يك قصه بوده‌اند و در واقع در اين دوي امدادي بايد چوب به نفر بعدي رد مي‌شده، اين امكان براي كارگردان وجود داشته كه خيلي‌جاها را تغيير بدهد، خيلي‌جاها را طور ديگري بگيرد، حالا شايد شما متوجه كسري تايم شدن هم شده باشيد ديگر. اينقدر كسري تايم آمد كه... مثلا شاهد بوديد كه يك ربع باقي‌مانده از قسمت قبل، مثلا در شب بعد نمايش داده مي‌شد. بقيه‌اش هم كه به سليقه كارگردان برمي‌گشت.

پس آن كسي كه تغييرات را انجام داد و دخل و تصرف كرد، شخص آقاي «مديري» بود؟
الوند: بله، شخص آقاي «مديري».

اين ماجرا باعث اختلافي نشد؟
الوند: (با خنده) اختلاف كه نه! ما خب سال‌هاست كه داريم با هم كار مي‌كنيم.
يعني قبول كرده‌ايد بنويسيد و آقاي «مديري» تغيير بدهد؟
الوند: باعث دلخوري شده، نمي‌گويم باعث دلخوري نشده اما، آقاي «مديري» اينقدر شيريني‌هاي ديگري دارد و اينقدر رابطه‌اش با ما شكل خاصي دارد كه ما اين دلخوري‌ها را نمي‌خواهيم بروز دهيم. نمي‌خواهيم بگوييم هر چه ما نوشتيم، كارگردان عوض كرده و اين صحبت‌ها. ما هم الان مي‌خواهيم فقط درباره متن صحبت كنيم. شايد بعضي جاها، آقاي مديري درست عمل كرده باشد. شايد هم چيزهايي به متن ما اضافه كرده باشد كه نبوغ خود اوست. شايد هم به متن كمك كرده باشد يا هر چيزي.

خب يعني شما الان اعتقاد داريد آن تغييرات به متن كمك كرده؟
الوند: نه، من به عنوان يك نويسنده مي‌خواهم متن من آن‌طور كه نوشته‌ام اجرا شود. هيچ وقت دلم نمي‌خواهد اين اتفاق‌ها بيفتد اما، مي‌افتد. به خاطر همين هم هست كه نويسنده‌ها معمولا راضي نيستند، چون در تخيل‌شان يك چيزي را در حد ايده‌آل فرض كرده‌اند، اما...

همه نويسنده‌ها يا فقط تيم نويسندگان «مهران مديري»؟
الوند: همه نويسنده‌ها. فيلمنامه خود مرا برادرم ساخته است اما، من از كارش راضي نبودم چون چيزي كه در تخيلم ساخته بودم در اجرا اتفاق نيفتاده است. همه اين هم تقصير كارگردان نيست. مثلا ما مي‌خواستيم، «مهران مديري» صحنه‌هاي خارجي داشته باشد. شما تصوري داريد از اينكه اگر «مهران مديري» برود در صف نانوايي، چه اتفاقي مي‌افتد؟! طبيعي‌ست كه از سر و ته اين پلان مي‌زنند و تنها آن چيزي كه لازم است را مي‌گيرند. براي آنكه كار كردن «مديري» در خيابان سخت است.

يعني شما در تمام اين مدتي كه با «مديري» كار كرده‌ايد، سكوت كرده‌ايد مقابل اين تغييرات؟
الوند: نه اين اتفاقات براي اولين بار بود كه به اين شدت مي‌افتاد. شايد به همين خاطر ما خيلي جا خورده‌ايم و خيلي دلخوريم و شايد فكر مي‌كنيم كه مغبون شده‌ايم در اين قضيه. ولي كلا، حتي اگر اين تغييرات شديدتر از اين بود هم، رفاقت ما و مهران طوري‌ست كه تاثيري در رابطه كاري ما نمي‌گذاشت.

اين همه‌اش از سر رفاقت است يا تمايل گروه به حفظ انسجام آن؟
الوند: نه نه، مثلا ما كار بعدي كه مي‌خواهيم با هم انجام بدهيم، اصلا آقاي «مديري» حضور ندارد. او مي‌خواهد فيلم سينمايي‌اش را بسازد و ما هم مي‌خواهيم كار كنيم و رفاقت‌مان هم ادامه دارد. يعني اينقدر «مهران» را دوست داريم كه نمي‌گذاريم اين قضيه روي دوستي‌مان تاثير بگذارد.

الان كه داريد اين حرف‌ها را مي‌زنيد، نمي‌ترسيد...
مهراب قاسم‌خاني: در اين كار بيشتر اختلاف سليقه وجود داشت. ما قبلا سر «شب‌هاي برره» يا كارهاي قبلي از اين دست مشكلات نداشتيم كه متن‌ها اينقدر تغيير كند يا اصلا اين همه بداهه داشته باشيم؛ البته، بعضي بازيگران هستند كه خودشان دوست دارند بداهه كار كنند ولي، در اين كار دچار اختلاف سليقه شديم چون اين كار، نوع نوشتن خاصي طلب مي‌كرد و «مهران» فكر مي‌كرد بهتر است اين‌طور ضبطش كند كه به سليقه ما نمي‌خورد.

مگر «مهران مديري» در كارهاي قبلي بداهه‌پردازي نداشت؟
قاسم‌خاني: نه، نداشتيم ما واقعا. يعني ما از «پاورچين» به بعد، ما در كارهاي «مهران» بداهه نداشتيم واقعا. البته هستند كساني كه بداهه علاقه داشته باشند. «رضا شفيعي‌جم» بداهه كار مي‌كند، «بهنوش بختياري» بداهه كار مي‌كند يا به مقدار كمتري خود «مهران» يا «سيامك انصاري» علاقه دارند به بداهه، در حد تكيه كلام... كه ما اصلا علاقه‌اي نداريم به تكيه كلام ساختن و راه انداختن. وگرنه، اين اتفاق در كارهاي قبلي نمي‌افتاد. اما، در اين كار، به خاطر همين چيزها، خودمان از نتيجه كارمان راضي نيستيم.

حالا مهمترين اين تغييرات چه بوده؟ چيزي كه خيلي دل شما را سوزانده باشد...
قاسم‌خاني: دادگاه‌ها كلا آن چيزي نبود كه من انتظار داشتم.

در دادگاه‌هاي مورد نظر شما، چه اتفاقي مي‌افتاد؟
قاسم‌خاني: ما يك فاصله‌گذاري داشتيم در دادگاه‌ها و كاملا فضاي دادگاه‌ها طنز بود ولي «مهران» دلش مي‌خواست، فضاي دادگاه‌ها تلخ باشد و مثلا ما يك شخصيت قاضي داشتيم كه كاملا طنز بود...

الوند: الان آن چيزي كه ما از دادگاه داريم، در واقع همه‌اش طرح شكايت است و همين اعلام قاضي كه از خودت دفاع كن. اگر دادگاه‌ را از اين كار در بياوريم اتفاقي مي‌افتد؟ نه!
سكانسي كه اگر دربيايد، اتفاقي درش نيفتد، كاملا سكانس بي‌موردي‌ست و ما هم دلمان نمي‌خواهد سكانس بي‌مورد بنويسيم. نويسنده از هر چيزي كه وارد متنش مي‌كند، حتما مي‌خواهد استفاده دراماتيك كند. ولي فكر مي‌كنم، اينجا «ژوله» بايد جواب بدهد چون بيشترين تغيير در قسمت شاعرها اتفاق افتاده است.

ژوله: بيشترين تغيير در قسمت شاعرها اتفاق افتاد، چون قسمت شاعرها، دو اپيزود كامل بود. منتها قسمت شاعرها، با كمبود وقت مواجه شد، چون ما در قسمت‌هاي ديگر، وقت زيادي صرف كرده بوديم؛ در دادگاه‌ خيلي وقت صرف كرده بوديم، در اپيزود مافيا خيلي وقت صرف كرده بوديم و اينجا وقت كم آورديم و به پخش نزديك شده بوديم و...

الوند: امير جان، ببخشيد وسط حرفت... من اين بهانه را هم قبول ندارم. «مهران» كه مي‌تواند يك روزه يك قسمت را كليد بزند، مي‌توانست اين كار را هم... ما قسمت شاعرها را هم توي پلاتو گرفتيم، شبيه 90 شبي‌ها...
ژوله: تو پلاتو گرفتنش هم به خاطر نزديك شدن به پخش بود.

الوند: وقت كم داشتيم و مجبور شديم همه اپيزود شاعرها را داخلي بگيريم، در صورتي كه متن اصلي، اين‌طور نبود.
ژوله: دو تا از كاراكترهاي‌مان، كاملا حذف شد.
 
نقش‌هاي حذف شده چه بودند؟
ژوله: يكي از آنها، نقشي بود كه خانم «روشنك عجميان» بازي مي‌كرد. او يك دفتر موسيقي داشت و يك حلقه ادبي داشت و در واقع رقيب حلقه دروس بود و او هم سعي داشت «مسعود شصت‌چي» را بكشد سمت خودش و بين خانم‌ها اختلاف مي‌افتاد و معلوم مي‌شد، يكي از آنها زن دوم شوهر اول آن يكي‌ست و اختلاف به دادگاه هم كشيده مي‌شد و بعد از آن که بحث‌ها از روشنفكري مي‌رفت سمت خاله‌زنكي، ماجرا كات مي‌خورد به دادگاه كه حالا اينها دارند قربان صدقه هم مي‌روند و به دادگاه هم مي‌گويند، ما هيچ مشكلي نداشتيم و اين (شصت‌چي) بين ما اختلاف انداخته است.

الوند: بگذاريد من اينجا يك چيزي را درباره اپيزود شاعرها توضيح بدهم؛ ببينيد اگر دقت كرده باشيد، ما در ابتداي هر اپيزود يك چيزهايي مي‌كاشتيم تا آخر سر و در انتهاي اپيزود بتوانيم از آنها برداشت كنيم. «امير» يك چيزهايي كاشت اما، نتوانست از آنها برداشت كند.

ديگر چه اتفاقي افتاد در اين قسمت؟
ژوله: نقش استاد «توفان» كه مي‌آمد و تعقيب و گريزهايي كه به كافي‌شاپ ختم مي‌شد، همه حذف شد. در واقع، يك قسمت، كامل پخش شد و در 10 دقيقه، جمع شد. اگر دقت كرده باشي، اين قسمت، از لحاظ اجرا، ضعيفترين اجرا بود؛ همه‌اش در سكانس‌هاي داخلي بود و...
الوند: همه‌‌اش لانگ‌شات بود و...

خب «امير ژوله» حواست هست كه الان داري از موضع نويسنده اپيزود شاعرها حرف مي‌زني و تا قبل از اين مي‌گفتي اين يك كار جمعي و گروهي بوده ديگر؟!
ژوله: نه، ما همه نوشتيم.
قاسم‌خاني: ببينيد، اصلا فرم گرفتن اين كار از اينجا شروع شد كه ما يك تعداد طرح داشتيم و اين طرح‌ها را هم «پيمان قاسم‌خاني» پيشنهاد داده بود و ما هم فكر كرديم كه جذاب است و سختي‌هاي آن را به تهيه‌كننده و كارگردان گفتيم. به خاطر آنكه در اين كار، تعدد لوكيشن وجود داشت، تعدد بازيگر وجود داشت و سكانس‌هاي خارجي... و آنها خوششان آمد و موافقت كردند و گفتند، همين قبول! ما در كار اول، يك چيزي نزديك به 10 موقعيت مختلف در نظر گرفته بوديم. اين موقعيت‌ها، موقعيت‌هاي ديگري بودند؛ يعني ما موقعيت ورزشي داشتيم و چون اين سوژه و موقعيت خيلي در سريال‌هاي مختلف دستمالي شده بود، ما از آن گذشتيم و اصلا ممكن بود مطابق آن طرح اوليه، ما به جاي شاعرها، موقعيت ورزشي داشته باشيم... .

الوند: مفسد اقتصادي داشتيم...
قاسم‌خاني: و حتي به خواننده فكر كرديم؛ جاي شاعرها. من خودم چون فكر مي‌كردم «مهران» به خواندن علاقه دارد، فكر مي‌كردم مي‌شود از او خواست تا در آن اپيزود بخواند...

پس چطور شد كه پاي شاعرها را وسط كشيديد؟
الوند: ببينيد، ما عقده‌هاي شخصيتي اين آدم را مي‌خواستيم در چند محمل نشان بدهيم. محمل اول؛ يك شخصيت اجتماعي بود. محمل بعدي، قدرت بود و بعد شهرت و ثروت. عقده‌هايي كه ممكن است يك آدم را به جايي برساند كه بخواهد به جاي ديگران قرار بگيرد.

قاسم‌خاني: ما براي شهرت، به خواننده پاپ يا فوتباليست فكر مي‌كرديم. نگراني كه سر اپيزود شاعرها داشتيم، اين بود كه موقعيت ما داشت اوج مي‌گرفت؛ موقعيت پزشكان خطير بود، موقعيت نيروي انتظامي خطيرتر بود و اصلا در موقعيت مافيا هم كه جان اين آدم به خطر مي‌افتاد و ما نگران اين بوديم كه مبادا، موقعيت شاعرها افت كند. با اين‌حال فكر كرديم كه موقعيت بامزه‌اي‌ست و فضايي‌ست كه اتفاقا خودمان مي‌شناسيم، فضايي كه خودمان درش بوديم و به شكل‌هاي مختلف در آن قرار گرفته‌ايم و از اين موقعيت استفاده كرديم.

ژوله: «پيمان» هم اصرار داشت كه موقعيت خوب و بامزه‌اي‌ست و حتما استفاده كنيد. اصلا موقعيت‌هايي كه ما انتخاب كرديم با در نظر گرفتن اين بود كه يك كارمند ساده ثبت احوال، در چه موقعيتي قرار بگيرد، بيشترين كمدي را به ما مي‌دهد و نابلد بودنش طنز ايجاد مي‌كند. نهايتا شش موقعيت در نظر گرفتيم و وقتي ديديم موقعيت‌ها اگر بسط داده شوند، خيلي طولاني مي‌شود. از شش موقعيت، چهار موقعيت را انتخاب كرديم كه با محاسبه معرفي شخصيت‌ها و جمع‌بندي قصه، بشود 14، 15 قسمت.

قاسم‌خاني: مي‌خواستيم ببينيم يك آدم ساده، چطور با قرار گرفتن در موقعيت ثروت، قدرت و محبوبيت و شهرت و اين حرف‌ها، وقتي كه امكان ديده شدن پيدا مي‌كند، چطور مي‌تواند وا بدهد. يعني اينكه ببينيم چطور وسوسه مي‌شود. تم اصلي ما همين بود و مسئله جوگير شدنش، تنها تم موجود بود و موقعيت‌هايي كه در نظر گرفتيم، با توجه به همين تم بود.

الوند: ما كه همه‌جا هم گفتيم؛ ما از روي كتابي اقتباس كرديم؛ يك آدمي توي نانوايي كار مي‌كند، يك ليست خريد مي‌نويسد و بعد توي يك موقعيتي مجبور مي‌شود ليست خريدش را به عنوان شعر بخواند و همين مي‌تركاند كه واي، چه شعري گفته!
ژوله: كتاب «موخوره»، «عزيز نسين»

الوند: خب، ما همين را آورديم توي قصه‌مان و خب مسلما وقتي كسي يك ليست خريد نظامي را مي‌خواند، از كلماتي در آن استفاده شده كه مي‌تواند باعث برداشت سياسي شود. واقعا هيچ نيت و قصدي براي آنكه به كسي يا قشري توهين كنيم نداشتيم. به تعداد مشاغل، اين سريال مي‌توانست ادامه داشته باشد. با هر شغلي مي‌شد شوخي كرد، با هر طيفي. ببينيد، ما داريم نقطه ضعف‌ها را مي‌گوييم...

قاسم‌خاني: در مورد اينكه مثلا آن اپيزود شاعرها را «امير» نوشته و او هم بايد از آن دفاع كند... ببينيد، من خودم در فضاهاي فانتزي بيشتر علاقه دارم بنويسم. «خشايار» فضاهاي اجتماعي را بيشتر دوست دارد. «امير» به رابطه‌هاي ريزتر بين آدم‌ها علاقه دارد و وقتي طرح كلي درمي‌آيد و موقعيت‌ها مشخص مي‌شود، آن وقت بين خودمان تصميم مي‌گيريم كه هر قسمت را بايد چه كسي بنويسد.
الوند: واقعا مهم نيست چه كسي بنويسد. مثلا اول قسمت نيروي انتظامي را «مهراب» شروع كرد و بعد من ادامه‌اش دادم...

بله، ولي وقتي من اپيزود شاعرها را ديدم، مطمئن بودم كه «امير» آن را نوشته...
قاسم‌خاني: خب آن به‌خاطر نوع شوخي‌هاي «امير» است.
نه،پنج، شش سال است که مي‌شناسمش و مي‌دانم كه دغدغه‌اش است.
الوند: نه، اين نيست. من به عنوان كسي كه 30 سال از 40 سالي كه از خدا عمر گرفته‌ام را لابه‌لاي قشر مطبوعاتي و سينماچي و روشنفكر گذرانده‌ام، شايد انتخاب بهتري بودم براي آنكه اپيزود شاعرها را بنويسم. من از دهه 30 و 40، اين جماعت را ديده‌ام تا حالا. واقعا شايد من مي‌نوشتم، بهتر بود. چون من همه اين طيف را ديده‌ام. «امير» شايد...
«امير» ، پس اپيزود شاعرها را تو نوشتي، نه؟
ژوله: (با خنده) من نوشتم!

قاسم‌خاني: ببينيد آخر اصلا در سريال دنباله‌دار امكان‌پذير نيست كه هر قسمت را هر كس بنويسد و بعد برود دنبال كارش. مثلا قرار بود اپيزود نيروي انتظامي را من بنويسم، اولش را نوشتم و بعد تنبلي كردم و باقي‌اش را دادم به «خشايار» و خودم رفتم سراغ قسمت‌هاي بعدي. 

ژوله: من بيشترين تحقيقات را درباره اپيزود شاعرها، با دوست «مهراب» انجام دادم كه دكتراي تاريخ هنر دارد و توي اين جمع‌هاست و بخش زيادي از چيزي كه من نوشتم، خاطرات نعل به نعل او بود.
قاسم‌خاني: بله، دوست من آمد و ماجراها را تعريف كرد و خصوصيات اين جلسات و روابط را تعريف كرد. خود من هم در جلسات نقاشان بوده‌ام، در جلسات شاعرها بوده‌ام و...

الوند: كاش بشود بحث را برد به سمتي كه اصلا معلوم شود چرا از مرحله‌اي كه متن نوشته مي‌شود، تا زماني كه متن اجرا مي‌شود، اين همه اتفاق مي‌افتد و نويسنده هم نمي‌تواند در برابر اثر پاسخگو باشد؛ چون آن همه اثرش نيست، 60 درصد كارش است و اصلا چرا بايد نويسنده پاسخگوي كاري باشد كه امضاي كس ديگري را دارد...

ژوله: اتفاقا اين از آن اتفاقاتي‌ست كه فقط درباره اين تيم مي‌افتد، يعني معمولا در سريال‌ها و فيلم‌هاي سينمايي، همه كارگردان را مي‌شناسند ولي اينكه نويسنده‌ها اينقدر در كارهاي «مديري» حضور پررنگي دارند...
الوند: خب اين اتفاق خوبي‌ست، من مشكلي با اين مسئله ندارم

قاسم‌خاني: بعد هم قبول كن كه از مجموعه «باغ مظفر» و «برره» به بعد، آقاي «مديري» اصلا حضوري در جلسات نويسندگان نداشته و به هر حال مسووليتش گردن ماست، از لحاظ كيفيت نه ولي از لحاظ تم و فضا، گردن ماست. اما من مسئله‌ام يك چيز ديگر است... ببينيد ما خودمان، بزرگ‌ترين منتقدان خودمان هستيم. ديديد كه از ابتدا هم خودمان با غر شروع كرديم اما، من مسئله‌ام اين است كه نمي‌دانم چرا كارهاي ما بايد تاويل شود. كارهاي ما هيچ‌وقت بر اساس اشكالاتش نقد نمي‌شود.

بحث‌ها هميشه مي‌رود به سمت نقد محتوا و نقدهاي سياسي و... من مي‌فهمم اما، يك سوال دارم؛ چرا؟ مبدا اين ماجرا كجاست؟ شروع سوء‌تفاهم‌ها و بدبيني‌ها به ماجراي به سخره گرفتن برخي نمايندگان مجلس برنمي‌گردد؟
قاسم‌خاني: نه، ما قبل از آن هم اين بحث‌ها را داشتيم.
ژوله: تحصن را ما ننوشتيم.

بحث تيم است، بحث تيم «مهران مديري»ست
ژوله: به نظرم اين ماجرا از «برره» شكل گرفت. كار تاويل و تفسيرپذير بود و بعد از آن فكر كردند هر كاري كه اينها مي‌كنند، حتما تفسيري دارد. يك بخشش اين است و يك بخشش هم به اين برمي‌گردد؛ در جوامعي كه مردم نمي‌توانند خيلي صريح انتقاد كنند...

منظورت جامعه ما كه نيست؟
ژوله: نه، منظورم جوامع ديگر است. در آن جوامع چون همه چيز در لفافه و در قالب استعاره شكل مي‌گيرد، مردم مدام در حال تفسير كردن هستند تا حرف دل خودشان را پيدا كنند
قاسم‌خاني: براي ما اول از همه مهم نيست كه حرفي بزنيم. ما مي‌خواهيم يك كار خوب كمدي انجام بدهيم. معمولا هدف ما اين است.

ژوله: يك كار خوب بامزه...
الوند: و فكر اين نيستيم كه اين را بگوييم به آن بزنيم و آن را بگوييم به اين يكي بزنيم. يك چيزي هم بگويم، گاهي، بعضي‌ها اين تيم را محكوم مي‌كنند كه كارهاي سفارشي قبول مي‌كند. من مي‌خواهم بگويم در هيچ جاي دنيا نيست كه بخواهي 90 قسمت كار انجام بدهي و كار سفارشي درش نباشد. همين آقاي «ژوله» براي اينكه كه حاضر نشد در «برره»، يك سكانس بر خلاف ميلش بنويسد، داشت موقعيتش را از دست مي‌داد، ما هم پايش ايستاديم و گفتيم اگر اين ننويسد، ما هم نمي‌نويسيم. در مورد تحصن يا موارد ديگر هم، همه آن كارها را يك نفر نوشته؛ كسي كه به صورت كمكي با اين تيم بود و مي‌نوشت.

قاسم‌خاني: ما بالاخره نفهميديم چه كاره‌ايم؛ خودفروشيم، سوپاپ اطمينان هستيم يا قهرمانيم. به اين خاطر كه ما در هر قسمت، به يكي از اينها ملقب مي‌شويم. كل شخصيت ما بر اساس هر قسمت از چيزي كه در تلويزيون ديده‌اند، تعريف مي‌شود. يك قسمت مي‌گويند؛ واي اينها عجب آدم‌هايي هستند و چه تكه‌اي به فلاني انداخته‌اند و قسمت بعد مي‌گويند؛ نگاه كن چقدر خود فروش هستند. حافظه تاريخي هم كه تعطيليم و آن قسمت‌هاي خوب را فراموش مي‌كنيم و آخر سر هم مي‌گوييم؛ اينها كه اينقدر حرف مي‌زنند، حتما سوپاپ اطمينان هستند. ما فعلا فقط داريم كار خودمان را انجام مي‌دهيم. آخرين چيزي كه به آن فكر مي‌كنيم اين است كه مي‌خواهيم چه حرفي بزنيم. اصلا قرار نيست در اين كارها خيلي حرف زده شود...

ژوله: ما حرف داريم اما، قرار نيست در اين كارها ارجاع‌هاي سياسي داده شود. ما داريم رفتار و كردار خودمان را نقد مي‌كنيم.
قاسم‌خاني: اصلا كمدي بر اساس نقد رفتارهاي آدم‌ها كار مي‌كند. كمدين قرار نيست انقلابي باشد. «وودي آلن» انقلابي‌ست؟!
الوند: جالب اينجاست كه تلويزيون هم اين را فهميده است و باورتان نمي‌شود؛ كمترين مميزي سال‌هاي اخير در مورد سريال‌هاي ما انجام مي‌شود.

چرا؟ اين نكته خيلي مهمي‌ست
الوند: براي اينكه فهميده‌اند كه ما منظوري نداريم. اگر داريم شوخي مي‌كنيم، منظورمان چيزهاي دم‌دستي نيست. ببينيد من مثال بزنم از آن اپيزودهاي نيروي انتظامي كه خودم مرتكب شدم. اينكه برداشت مي‌شود منظور ما فلان كس و فلان عمليات بوده، به من برمي‌خورد. منظور من، قطعا اينقدر دم دستي نبوده است. ما مي‌خواستيم بگوييم وقتي يك نفر قدرت مطلق را به دست مي‌گيرد، بدون آنكه نظارتي روي او باشد، اين قدرت تبديل به ديكتاتوري مي‌شود. اگر از كار من اين برداشت شود، من پايش مي‌ايستم و همه‌جا هم جوابگو هستم. اينكه مي‌گويند منظورتان فلاني بوده است، به من برمي‌خورد. مثل اينكه مي‌گويند، در قسمت شعرا، منظور فلان شاعر بوده است. چرا؟ ما اصلا اين اسم‌هايي كه مي‌گويند را نمي‌شناسيم.

من باور نمي‌كنم. شما «منوچهر آتشي» را نمي‌شناسيد؟
الوند: در همان حد كه شما مي‌شناسيد. مراوده‌اي با ايشان نداشتم.
ژوله: آخر اينقدر تلويزيون بيننده عام دارد كه... مثلا اگر گريمور ما، گريم موي بازيگرمان را شبيه فلان شاعر كند، چند نفر اين را متوجه مي‌شوند؟

قاسم‌خاني: ما آن روز كه گريم آقاي «پيردوست» را ديديم، كلي خنديديم كه چه بامزه! شبيه انيشتين شده‌اي!
منظورتان دكتر «شفيعي كدكني» نبوده؟
ژوله: (خنده) مي‌گويند شبيه م. آزاد بوده كه...

منظورتان هر دوي اين شعرا نبوده يعني؟!
الوند: اصلا در حدي نيستيم كه بخواهيم از اين جسارت‌ها كنيم.
قاسم‌خاني: بگذاريد من يك چيز را بگويم؛ ما به عنوان كسي كه كار كمدي مي‌كنيم ـ اگر اسمش را مسخره كردن نگذاريم ـ حق داريم كه با كسي شوخي كنيم. اگر هم ما مستقيما اين كار را كرده بوديم، من شخصا ترس نداشتم از اينكه بگويم ما اين كار را كرده‌ايم و ما خواستيم با اين آدم شوخي كنيم. به نظرم اشكالي ندارد. همه جاي دنيا هم همين است، با همه شوخي مي‌كنند، كاريكاتور مي‌كشند و بزرگي دماغ مردم را هم مسخره مي‌كنند. ولي مسئله اين است كه چنين چيزي نبوده وگرنه من ترسي ندارم اين را بگويم. حلقه دروس به خاطر اين بوده كه «پيمان» خانه‌اش دروس است.
ژوله: جالب اينجاست كه ما منتظر بوديم واكنش‌هاي تندي بگيريم. نه نيروي انتظامي و نه پزشكان...

تازه پزشكان معمولا مترصد اين حركات هستند.
ژوله: هيچ‌كدام اعتراضي نكردند و تا امروز نشنيده‌ام يك نفر از شعراي درجه يك صاحب نام اعتراضي كرده باشد.
الوند: يك گانگستر به من زنگ زد، خيلي ناراحت بود! گفت شكايت مي‌كند. گفت چون قاچاقچي‌ها سنديكا ندارند، به ما زدي؟!(خنده)

قداره بنديان؟
الوند: بله... همه چيز همين‌قدر ساده است. مثل حلقه دروس كه از آدرس خانه «پيمان» آمده است.
شما نمي‌دانستيد ما يك نويسنده و مترجم داريم به نام «مسعود توفان»؟
قاسم‌خاني: (با مكث و چشم‌هاي گرد) اين را من الان شنيدم.

ژوله: من صبح شنيدم! هيچ‌كس نه از روشنفكران، نه از گالري‌داران، نه از آنها كه حلقه‌هاي ادبي دارند، نه از دوستداران و طرفداران يوگا و مديتيشن، خوشبختانه اعتراضي نكرده است، فقط و فقط يك آقاي كاريكاتوريست كه در حوزه تخصصي خودش هم كارش را بلد است، اعتراض کرد. ايشان آمد و شائبه‌هايي مطرح كرد كه از سوءتفاهم‌هاي او در تطبيق كاراكترهاي سريال با شخصيت‌هاي خارجي ناشي مي‌شد.

البته اينجا يك بحثي هم هست. «توكا» كه از دوستان خيلي خوب من و تو هم هست، انتقاداتش را در وبلاگ شخصي‌اش، براي اولين بار مطرح كرد. فكر نمي‌كنم، وبلاگ «توكا» بالاي هزار نفر ويزيتور داشته باشد. مسئله اينجاست؛ باز هم بودند آدم‌هايي كه به نوعي دچار سوءتفاهم شده باشند.
قاسم‌خاني: من يك چيزي بگويم كه از خود «امير» مي‌دزدم، ببخشيد اگر جمله‌اش را دوست داشت و حالا من دارم مي‌گويم؛ خود همين آقاي كاريكاتوريست، برادرش گرفتار سوءتفاهمي از اين دست شد و به نظرم اين خيلي غيرحرفه‌اي‌ست كه مخاطب مطلبش «امير مهدي ژوله» بود. كار ما اينقدر به سرعت انجام مي‌شود و چنان در اين گروهي نوشتن سرعت هست كه يك نفر را مخاطب قرار دادن، جدا كار درستي نيست. ما حق داريم با هر كس كه مي‌خواهيم شوخي كنيم. ايشان كه اهل شوخي و كاريكاتور است، چرا؟! تازه «امير» در طنز از من اخلاق‌گراتر است. من اعتقاد دارم با همه مي‌توانيم شوخي كنيم. در سريال «پاورچين» ما مستقيما با «سحر ولدبيگي» شوخي كرديم و خلق و خوي خودش را طنز كرديم و خود «سحر ولد بيگي» در نقش خودش بازي كرد.

ژوله: تو كه خودت وبلاگ مي‌نويسي و وبلاگ مي‌خواني، به من بگو كدام شاعر و نويسنده درجه يكي به ما اعتراض كرده؟
از اسم‌هاي بزرگ، هيچ‌كس.
ژوله: پس چرا مي‌گويي خيلي‌هاي ديگر هم اعتراض كرده‌اند؟ ببين، من آن چيزي كه موقع نوشتن مد نظر داشتم، اداهاي روشنفكري، اداهاي شاعري و اداهاي عرفان بود؛ همان جامعه ادايي‌ست كه در داستان «موخوره» آمده است.

خب، تو يك نشانه‌هايي در كارت گذاشتي كه كاملا مي‌شود نشانه‌شناسي كرد و در موردشان بحث كرد. آن «غار تنهايي» كه در موردش حرف مي‌زدند، بحث انزواي روشنفكر ايراني نبود؟ همان بحث‌هايي كه زمان انتخابات نهم رياست جمهوري، به شدت به آن پرداخته مي‌شد؟
ژوله:
غار، عين عبارتي‌ست كه در كتاب «موخوره» آمده است.
الوند: من اصلا مانده‌ام، چرا عده‌اي به خودشان گرفته‌اند. مثل زماني كه من در فيلمنامه «مزاحم»، يك خبرنگار نشريات زرد را مسخره كردم؛ همه روزنامه‌نگارها ريختند سر ما كه شما روزنامه‌نگارها را مسخره كرده‌ايد. من آن موقع جواب دادم؛ چرا به شما برمي‌خورد؟ من منظورم نشريات زرد است! آن جمعي كه اين دوستان، اين روزها نشسته‌اند و نام مي‌برند، خيلي فرهيخته‌تر از اين هستند كه با آن جمع حلقه دروس مقايسه شوند.

ژوله: آنها كه اين افراد را با يك مشت درب و داغان تطبيق مي‌دهند، دارند بهشان توهين مي‌كنند. نشسته‌اند و مي‌گويند حلقه دروس، منظور «ليلي گلستان» است كه گالري‌اش «دروس» است!

تازه، خانه مال «ابراهيم گلستان» است.
قاسم‌خاني: من خودم نقاش هستم و خانم «گلستان» حرفه‌اي‌ترين گالري‌دار ايران است و چه مشكلي ممكن است ما داشته باشيم با خانم «گلستان»؟!

ماجراي تهران ـ م چه بود؟
ژوله: تهران ـ م اسم پلاك ماشين است. دوستان منتقد اين را تبديل كرده‌اند به «م. تهراني» و گفته‌اند كه منظور ما «م. آزاد» بوده!
الوند: من واقعا متاسفم كه بحث‌ها به اين سمت پيش رفته. به جاي آنكه بياييم و درباره نقطه ضعف‌هايمان حرف بزنيم بايد وارد اين جزئيات بي‌اهميت شويم. بياييد به جاي اين حرف‌ها، بپرسيد چرا يك سريالي كه بايد در دوران عيد و تعطيلات از تلويزيون پخش شود، تنها سه ماه وقت دارد براي ساخته شدن.

ژوله: نه، بگذاريد من آخرين سوءتفاهمي كه در همين روزنامه «كارگزاران» به آن اشاره شده را هم جواب بدهم؛ ما براي اپيزود شاعران، به يك تعداد شعر احتياج داشتيم، من از يكي از خبرنگاران مجله «چلچراغ» كه شعرهاي طنز مي‌گويد، خواستم تا يك تعداد شعر بي‌سر و ته بنويسد تا در محافل ادبي اينها خوانده شود؛ حالا گويا صحبت شده كه اين شعرها شبيه اشعار «منوچهر آتشي»ست!

حالا من يك مشكل ديگري دارم؛ اينكه اسم «بهنوش» در «برره»، «ليلون» بود و اسم اين خانم گالري‌دار «مرد هزار چهره» هم «نيكي»ست، منظورت من نبودم؟ احساس مي‌كنم بهم برخورده!
ژوله: نه آن، يك «نيكي» ديگه‌ست!
الوند: ما براي 60 ميليون داريم مي‌نويسيم؛ از هر قشر و هر طبقه و هر سوادي. داريم براي تلويزيون رسمي اين مملكت كار مي‌كنيم. چاره‌اي نداريم جز آنكه همه را راضي نگه داريم. چنين چيزي ممكن هم نمي‌شود. در اين جمع بايد آقاي «مديري» هم حضور داشت، شايد او هم حرفي داشته باشد. شايد او هم از كار ما راضي نباشد. كاش اينقدر بحث‌ها، حاشيه‌اي نبود، كاش مي‌توانستيم، به جاي اين حرف‌ها كارمان را آسيب‌شناسي‌كنيم.

براي اپيزود نيروي انتظامي، با آنها مشورت کرديد؟ يا بعد از ضبط، کار را ديدند و بعد پخش کرديد؟
قاسم‌خاني: با تعدادي از مسئولان و نمايندگان نيروي انتظامي صحبت کرديم، آمدند و نشستند و بحث کرديم و سر آنجاهايي که تند بود، به توافق رسيديم. جايي هم البته خيلي تند نرفته بوديم. کم دردسرترين اپيزود ما بود.

خشايار الوند: ما يک اشتباه داشتيم فقط و آن اينکه در قسمت پزشکان و نيروي انتظامي، ما يک پزشک و افسر نيروي انتظامي واقعي داشتيم که مثلا مي‌خواستيم بگوييم؛ آقا درستش اين است! اما در اپيزود شاعران، چنين چيزي نداشتيم. شايد اگر در قسمت شاعران هم، يک شاعر يا روزنامه‌نگار يا نويسنده متعهد و فرهيخته داشتيم، مشکلاتي از اين دست پيش نمي‌آمد. اما، نمي‌دانم جاي چنين آدمي در چنين اپيزودي بود يا نه.

اميرمهدي ژوله: اصلا دو تا موضوع است؛ در موقعيت دکترها هم، نقش آن دکتر مثلا واقعي به ما تحميل شد. چون فکر مي‌کرديم پزشکان حساسيت دارند. در موقعيت شاعرها که 80درصد کار، با عجله جمع شد و نه موقعيت مکاني داشتيم و نه اصلا بازيگري مانده بود، من شاعر خوب از کجا بياورم؟!

مهراب قاسم‌خاني: ببينيد، وقتي داريم يک کار کمدي مي‌سازيم، اصلا حضور يک پليس يا پزشک درست و حسابي، ضرورتي ندارد. اين را از نظر فني قضيه مي‌گويم. اگر شاعرها، يک مشت آدم سالم و فرهيخته و عاقل بودند که کمدي نبود، من دارم کار کمدي انجام مي‌دهم. از نظر تکنيکي، نه حضور آن مامور نيروي انتظامي ضرورتي داشت و نه حضور آن پزشک.

انتظارتان از نقش «پژمان بازغي» چه بود؟
قاسم‌خاني: انتظارمان اين بود که از آن‌ور بام بيفتد و زيادي جدي باشد. دلمان مي‌خواست مدل پليس جوان باشد يعني، آنقدر شسته رفته باشد که بخنداند.

چرا نشد؟
قاسم‌خاني: چون خط قرمزهايي وجود دارد؛ ما مي‌دانيم، شما هم مي‌دانيد.

يک نقدي خواندم در همين فضاي وبلاگ‌ها که جالب بود؛ مي‌گفت «مهران مديري» و تيمش، ديگر خط قرمزها را شناخته‌اند و ياد گرفته‌اند؛ چطور به نرمي از خط قرمزها رد شوند.
قاسم‌خاني: من حرفم اين است که يک گروهي، با بدترين لحن‌ها اين گروه را نقد کردند، به نويسندگانش گفتند؛ بي‌سواد و اينها... جالب است برايم که اينها آيا وقتي در رده‌هاي بالاتر مشکلي دارند، مي‌توانند با همين صراحت بنويسند و انتقاد کنند؟ آنها بايد بفهمند که ما مي‌توانيم با هنرمندان شوخي کنيم، مي‌توانيم با خودمان شوخي کنيم. با يک چيزهايي هم نمي‌توانيم شوخي کنيم. خط قرمزها وجود دارد.

ژوله: کسي که بايد معترض اپيزود شاعرها مي‌شد؛ «خشايار» بود که برادرش، فيلمساز اين مملکت است و دايي‌اش، «عباس پهلوان» است يا خود «مهراب» بايد معترض مي‌شد که فوق‌ليسانس نقاشي دارد يا «پيمان» بايد معترض مي‌شد که خانمش «بهاره رهنما» در کنار بازيگري، داستان کوتاه مي‌نويسد و تئاتر کار مي‌کند و در جمع‌هاي روشنفکري مي‌رود و ريکي کار مي‌کند و من تمام اطلاعاتم را در ريکي از «بهاره رهنما» گرفتم که خودش در ريکي، درجه استادي گرفته است.
الوند: اميدوارم عاقبت همه بخير باشد.

درباره پايان‌بندي هم، حرف و صحبت زياد است. خودتان مي‌خواستيد پايان‌بندي آنقدر درام باشد و همراه با اشک و اين حرف‌ها؟
قاسم‌خاني: در برنامه‌مان بود که همه آخر سر تحت‌تاثير اين ماجرا قرار بگيرند اما، اين پايان‌بندي، مورد نظرمان نبود. ما چند پايان در نظر گرفته بوديم.

يک مورد از ايده‌هايتان را براي تمام شدن سريال توضيح مي‌دهيد؟
ژوله: يک مورد اين بود که ما ببينيم؛ همه در دادگاه او را مي‌بخشند و بعد ببينيم که او به هر حال براي مدت کوتاهي به زندان رفته براي جنبه‌هاي ديگري که جرم داشته و آنجا ببينيم که او در زندان نشسته و دارد نقشه يک کلاهبرداري بزرگ را مي‌کشد تا بيننده را در اين شک بگذاريم که آيا او آن چيزهايي که در دادگاه گفته دروغ بوده يا اين آدم در اثر عبور از اين اجتماع، تبديل به يک خلافکار شده است.

خب اين پايان که خيلي خوب است. چرا سريال اينطور تمام نشد؟
ژوله: به ما گفتند؛ اين پايان‌بندي تلويزيوني نيست و چون تلويزيون بيننده عام دارد، بهتر است به اين شکل در تعليق نماند. البته ما باز پايان را اينطور تمام کرديم که يعني اين قصه ادامه دارد. در پايان‌بندي هم قرار بود، «علي پروين» حضور داشته باشد و او بيايد و «مديري» را به جاي يک مربي خارجي اشتباه بگيرد و ببرد. متاسفانه نشد با او هماهنگ کنيم، چون در سفر رامسر بود و از «رشيدپور» استفاده کرديم. بنابراين مجبور شديم، آن شوخي «رشيدپور»، «حسينيان» را هم حذف کنيم که عده‌اي هم اين ماجرا را طور ديگري تعبير کردند.

بله، گفتند؛ آن قسمت سانسور شده.
قاسم‌خاني: بله، ما «رشيدپور» را مي‌خواستيم در جاي ديگري استفاده کنيم ولي چون «علي پروين» نبود، از او در پايان‌بندي استفاده کرديم.

ايده‌هاي ديگرتان چه بود؟
قاسم‌خاني: به اين هم فکر کرديم که شبيه فيلم «مظنونين هميشگي»، اين آدم از ابتدا تا انتها قصه‌اي را روايت کند و بعد ما متوجه شويم که دروغ مي‌گويد. تا جايي که در ميانه کار حتي وکيلش هم به او شک مي‌کند.
ژوله: براي نقش وکيل هم با «اردلان شجاع‌کاوه» صحبت کرده بوديم.
قاسم‌خاني:تنها شخصيت طنز دادگاهمان بود.
 
چرا اين يکي ايده را پياده نکرديد؟
قاسم‌خاني: به اين نتيجه رسيديم که بهتر است ساده بماند و او قرباني باشد.

موافق گريه‌دار بودن، بوديد؟
قاسم‌خاني: نه، نبودم. سخنراني آخر البته، بايد وجود مي‌‌داشت. از اين سخنراني‌هاي آخر هم چاره‌اي هم نيست و معمولا هست و هيچ چيز خوبي هم نيست. به هر حال بايد آخر سر براي نجات دادن او، يک تاثيرگذاري صورت مي‌گرفت اما، به نظرم بهتر بود که گريه‌دار نباشد.

شروع قصه از جاي درستي بود؟
قاسم‌خاني: در طرح اوليه با مافيا شروع مي‌شد ولي بعد ديديم؛ ضربش زياد است.
ژوله: البته موقعيت مافيا، قرار بود موقعيت آدم‌ربايي باشد.
 
قاسم‌خاني: بعد مسئولان شبکه گفتند که نه، ما با مافيا حرف داريم و به ما سفارش دادند که مافيا را بکوبيم! (خنده)
ژوله: براي آن موقعيت، «امين حيايي» را انتخاب کرده بوديم و با او قرارداد هم بستيم. براي نقش پدرخوانده و پدرزني که قرار بود در اين اپيزود باشد هم با «حامد بهداد» صحبت کرده بوديم؛ به خاطر عشقش به «مارلون براندو» که بعد گفت؛ من مي‌ترسم نقش طنز بازي کنم و در موقعيت‌هاي تراژيک درخشانم. بعد هم «امين حيايي» به دليل مشغله‌ کاري، عذرخواهي کرد و اپيزود مافيا را نوشتيم.

تکيه کلام‌هاي «مديري» از کجا آمد؟
ژوله: کجا؟ تکيه کلامي ندارد.

همين «به‌به»، «خيلي ممنون»
ژوله: «به‌به» را من در موقعيت پزشکان، چند باري در متن آوردم و بعد آقاي «مديري» اين را در کل کار، استفاده کرد.
راستي، کاراکتر «سروش صحت» را از کجا آورديد؟
ژوله: يک شاعر جواني هست که کاراکترش خيلي شبيه همان چيزي‌ست که ما در سريال آورديم. مي‌خواستيم او را دست بيندازيم.

خودتان سر صحنه حضور داشتيد؟
ژوله: من خودم در اپيزود پزشکان، سر صحنه بودم. به همين خاطر کمترين دخل و تصرف در آن اپيزود انجام شد. چون اگر شوخي‌اي را «مديري» نمي‌پسنديد، من همانجا، تغييرش مي‌دادم. به همين خاطر فقط چند جا شوخي‌ها تغيير کرد و آن نقشي که خودم بازي کردم، تغيير کرد چون يک پزشک مغز و اعصاب بود که مغزش نکشيده بود و ول کرده بود و رفته بود کليه و مجاري ادرار خوانده بود. که گفتند؛ اين را دربياوريد. حالا يا به خاطر مجاري ادرار بود يا به خاطر آنکه حدس مي‌زدند به پزشکان متخصص اين رشته بربخورد. در اپيزود نيروي انتظامي، «خشايار» گلايه داشت چون، چند صحنه خارجي حذف شد و دستگيري آن تبهکاري که بعدا در اپيزود مافيا سر و کله‌اش پيدا مي‌شد هم حذف شد. در اپيزود مافيا را نمي‌دانم، خود «مهراب» بگويد.

قاسم‌خاني: گاهي حذف‌ها، خيلي مشخص نيستند اما، در کار تاثير منفي مي‌گذارند. مثلا حذف ديالوگ‌ يا شوخي‌ها باعث اين اتفاق مي‌شود. در اپيزود مافيا به نظرم، بزرگترين اشتباه اين بود که اينها از همان ابتدا، همه لباس فرم و اسلحه داشتند.
 
چرا اين اشتباه بود؟
قاسم‌خاني: معلوم است که وقتي طرف ببيند در خانه‌اي پر از آدم آن شکلي و اسلحه‌دار است، خب داخل نمي‌شود.
ايده خودتان چه بود؟
قاسم‌خاني: به محض ورود ببيند يک عده در حال تهيه و تدارک يک عروسي هستند.
 
منطق «مديري» چه بود؟
قاسم‌خاني: نمي‌دانم، اينها سليقه آقاي «مديري» است. من با اين موافق نبودم و فکر مي‌کنم تا جايي که اسلحه مي‌گذاشتند روي صورتش، ما نبايد مي‌فهميديم که اينها تبهکارند.
 
آقاي «قاسم‌خاني»، يک توضيحي هم بدهيد درباره اينکه چرا اين سريال شبيه 90 شبي‌ها فيلمبرداري شده؟
قاسم‌خاني: در ساخت عجله شد و ما بايد لااقل چهار ماه وقت مي‌گذاشتيم براي فيلمبرداري اين سريال که نشد. اين مسئله و سليقه‌هاي آقاي «مديري» باعث شد اين اتفاق بيفتد. يک تعداد سکانس‌هاي مهم حذف شدند. مثلا در همان اپيزود شاعرهاي «امير»، سکانس‌هاي خارجي بيرون آمدند و شما در عمل سه سکانس داخلي مي‌بينيد که شاعرها نشسته‌اند و حرف مي‌زنند. به همين خاطر کار ممکن است از نظر تصويري قابل توجه نباشد. آن وقت، بيننده غيرحرفه‌اي از کار خوشش نمي‌آيد و نمي‌داند چرا و بيننده حرفه‌اي مي‌داند. ما احتياج داريم شخصيت‌ها بروند و بيايند و ورود و خروج داشته باشند و از ابتدا، يک جا ثابت ننشسته باشند. اين ميزانسن براي اين کار نبود. در نقد حرفه‌اش، بايد بگوييم 60 درصد اين کار، به همين شکل گرفته شده بود.

ژوله: در مجموع ولي من کار را دوست داشتم و راضي بودم از کار. پر مغز بود؛ چه به لحاظ متن و نگارش و چه به لحاظ اجرا، بهتر از کارهاي ديگرمان بود و زحمت کشيده بوديم. اينجا از لحاظ اجرا، بيشتر زحمت کشيده بوديم.
قاسم‌خاني: قطعا. اما، من خودم اين شکلي هستم که وقتي کار را شبيه آن‌چيزي که نوشته‌ام، نمي‌سازند، خودم تماشا نمي‌کنم. چون در هر صورت، کار من نيست.

حالا خودتان، با کمي فاصله از متن، مهمترين ايراد متن‌ها را بگوييد
قاسم‌خاني: شتابزدگي‌ که به هر حال هست اما، در خود متن، به حال به اندازه گذشته توجه نشده بود. من دوست داشتم، در متن رابطه «مهران» و وکيل و وکيل و قاضي و اينها همه باشد. «مهران» در زندان باشد و همه آن آدم‌ها وقتي در حال حرف زدن هستند. در کل، به حال به اندازه فلاش‌بک‌ها اهميت داده نشد.کلا وقتي کار با اين عجله ساخته مي‌شود، ما نمي‌توانيم متن‌هاي همديگر را بخوانيم. مثلا من وقت نمي‌کنم متن امير را بخوانم فقط، کليت کار را مي‌دانم و آنجاهايي که بايد به هم پاس بدهيم. با اينکه من راضي نبودم از نتيجه کار، بايد بگويم «مهران» تنها کسي‌ست که مي‌تواند اين طنز را دربياورد، آن‌هم با فاصله خيلي زياد. ما خودمان مي‌دانيم اين متن را دست خيلي‌هاي ديگر داده بوديم، برايش چه اتفاقي مي‌افتاد. «مهران» در شناخت بازيگرها و نقش گرفتن از آنها، توانايي خيلي خوبي دارد و به عنوان نويسنده، از او به عنوان بازيگر کاملا راضي هستيم چون احتياج نداريم توضيح صحنه بنويسيم. او خودش مي‌داند چطور بايد صحنه‌ها را بازي کند. در آوردن فضا، مديريت فضا... او در اين کارها خيلي زياد متخصص است و خيلي وارد است. اگر جاي دوماه، چهارماه وقت داشتيم، اين کار را جور ديگري مي‌نوشتيم. اين سريال بايد سينمايي فيلمبرداري مي‌شد اما، در آن تايمي که ما داشتيم، امکان‌پذير نبود. تا آنجا که مي‌دانم، سکانس فينال را روزي که پخش شد، گرفتند و شبش هم پخش شد و خب معلوم است که با اين فشار کاري، شما از خير سکانس‌هاي سخت مي‌گذري، با آنکه ما گفته بوديم؛ چيزي که مي‌نويسيم، سخت است و تعقيب و گريز دارد و....
 
ژوله:من خودم دلم مي‌خواست اين آدم‌ها روي هم تاثير بگذارند و «مسعود شصت‌چي» روي اين آدم‌ها تاثيرگذار باشد، بعضي شخصيت‌ها براي خودشان قصه‌هاي يکي دوخطي داشته باشند و... يعني شخصيت‌ فرعي‌ها هم براي خودشان قصه داشته باشند و «شصت‌چي» روي زندگي اين افراد تاثير مي‌گذاشت. نبايد شخصيت‌ها همينطور به حال خودشان رها مي‌شدند. بعد هم دوست داشتم بعضي شخصيت‌ها را در موقعيت‌هاي ديگري هم مي‌ديديم. مثلا، يکي از آن دکترها را مي‌ديديم که آمده در اپيزود شاعرها، شعر مي‌خواند و علايق شاعري دارد و اين حرف‌ها. اگر از ديد بيروني نگاه کنيم، يکدستي اپيزودها هم حفظ نشده است. ريتم‌ها برابر نيست؛ يک اپيزود ريتمش خيلي تند است و يک اپيزود ريتمش کم است. يکي کمدي زياد دارد و يکي کمدي کم دارد. بعضي شوخي‌ها رها شدند و بعدا مورد استفاده قرار نگرفتند. بعضي از اپيزودها شوخي‌هاي کلامي بيشتري دارد، بعضي‌ها شوخي‌هاي حرکتي بيشتري.
 
قاسم‌خاني: اين کارها بايد يکبار نوشته شود و يک بار خوانده شود و روتوش شود. اگر قرار باشد اين کار را سر فرصت و يک بار ديگر بنويسيم، احتمالا بالاي 50 درصدش را تغيير مي‌دهيم. اما، ما ديگر فرصت نداريم.
 
کار بعدي اين گروه چيست؟ قرار است به کدام صنف بي‌سنديکاي ديگر بزنيد؟!
قاسم‌خاني: آقاي «مديري» که قرار است بروند سراغ ساخت يک فيلم سينمايي پرهزينه و ما هم خودمان، درصدد هستيم، يک کارهايي انجام بدهيم.

خب «امير» يکي از مونولوگ گريه‌دارها بگو که من «اشتباهي» بودم و کاري نکردم و... تا گفت‌وگو را تمام کنيم.
ژوله: نه، من چيزي ندارم بگويم. مونولوگ آخر را هم من يکبار براي آقاي «مديري» نوشته‌ام، بس که کسي حاضر نبود آن را بنويسد. من نوشته‌ام و از کارم دفاع هم مي‌کنم.

منبع: كارگزاران

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت 20:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

بانی فیلم + چند کلیپ کوتاه

 با سلام

یه مژده دارم براتون

شما میتونین از این وبلاگ چند سکانس کوتاه و بانمک از مرد هزار چهره رو

 دانلود کنید و لذت ببرید

پیشنهاد میکنم حتما سر بزنین و دانلود کنین واقعا جذابه

این مطلب هم از بانی فیلم گرفت بخونین

مرد هزار چهره؛ گامي به سوي طنز مدرن‌

 

مرد هزار چهره به دليل حضور كالتي چون مهران مديري با هر كيفيت و ساختاري كه روي آنتن مي‌رفت، باز هم مخاطبان خود را پيدا مي‌كرد، حتي اگر بعد از تماشاي  آن به تمجيدش نمي‌پرداختند‌، اما اين بار مديري با ياري پيمان قاسم‌خاني گام بلند و جسورانه‌اي برداشت كه مي‌توان از آن تعبير به <ارتقاي سطح كمدي‌سازي در تلويزيون> كرد.

                                مهران مديري؛ با چهره‌اي تازه‌

 

با آنكه انتظار مي‌رفت دوباره در شكلي ديگر شاهد طنزي با شوخي‌هاي خاله زنكي‌، اما جذاب و تكرار توي دوربين نگاه كردن‌هاي مهوع از مديري باشيم، مديري با چانه‌زني‌هاي لازم پيش از ساخت، خصوصاً با نيروي انتظامي با خيال راحت مرد هزار چهره را كارگرداني كرد.

شخصيت مسعود شصت چي يك امتحان دوباره بعد از مدت‌ها براي مديري بود تا نشان دهد در عرصه بازيگري چند مرده حلاج است. مديري هر چند هنوز تعلق خاطر مشهودي به شگردهاي آزموده بازيگري‌اش نشان مي‌دهد، ولي از برخي از همان‌ها به درستي براي نقش‌ شصت‌چي استفاده كرد؛ حركات دست، تكيه كلام جديد، نوع راه رفتن با اندكي قوز، قرار گرفتن در موقعيت افرادي كه با ظرافت به ديگران فخر فروشي و آنان را با زيركي از موضع يك عالم همه چي دان تحقير مي‌كنند و ...

در كنار اينها، مديري با فاصله گرفتن از شخصيت‌هايي كه با نقشه‌ در پي فرصت طلبي و سواستفاده هستند، البته در قالبي ديگر تعريف جديدي از جايگاه خود در مقام بازيگر به دست مي‌دهد. ضمن اينكه او اين با دعوت از بازيگراني كه انتظارشان نمي‌رفت، به توهم گروه گرايي‌

- بخوانيد باند بازي! - خود در زمينه انتخاب بازيگر - كه شبهه ناتواني‌اش در بازي گرفتن از چهره‌هاي ديگر بازيگري را نيز ايجاد مي كرد- پايان داد. با اين وصف در كارگرداني مهران مديري، جدا از اينكه تن به كارگرداني نماهاي شلوغ داده، نكته ديگري نمي‌توان ديد. چرا كه بيشتر كساني كه براي نخستين بار با او همكاري كرده‌اند، خود بازيگران توانا و امتحان پس داده‌اي هستند؛ عليرضا خمسه، پرويز فلاحي‌پور، پژمان بازغي و...

اما همانطور كه ذكرش رفت، بازي او در اين مجموعه به عنوان فردي كه در اغلب صحنه‌ها ديده مي‌شود و در معرض داوري است، دلنشين بود.

                 

                                 

 

 

پيمان قاسم‌خاني؛ طنزپرداز مستعد

 

در جامعه پر از سوتفاهم ما كه حتي نقد سازنده در هر صورتي با اهرم‌هاي مقابله كننده مواجه مي‌شوند، توسل به طنز براي بيان دغدغه‌هاي اجتماعي و بخصوص سياسي هميشه كار شاقي به نظر مي‌رسد.

پيمان قاسم‌خاني و گروهش كه حالا ديگر تعامل تام و كاملي با يكديگر دارند، ادعاي اينكه فيلمنامه اريژينالي را نوشته‌اند، نداشتند و از همان اول به اقتباسشان از داستان <پخمه> نويسنده ترك، عزيز نسين اذعان داشتند.

همچنين تشابهات فضاي فيلمنامه با قصه <اگه مي‌توني منو بگير> استيون اسپيلبرگ هم قابل بررسي است، اما حضور آدمي مثل مديري و شوخي‌هاي بكر و فوق‌العاده نويسندگان، مرد هزار چهره را به اثري فكر شده تبديل كرد.

شوخي‌هاي تندي كه در فيلمنامه با صنف پزشكان، شاعران و نيروي انتظامي شده بود، در بستر روايتي منقدانه از سطح به عمق آمد تا اتهام ساده‌انگاري وارد نشود.

سكانس‌هايي چون سخنراني هجو آميز ‌ <سپهر جندقي> پزشك براي حاضران و نيز انتخاب هوشمندانه نماهاي بسته مستمعان، سكانس ميز شام در خانه دكتر طبيبيان و... سرشار از لحظاتي بديع بودند. هر چند در بخشي كه در خانه قزاقيان و خلافكارها مي‌گذشت، كار افت شديدي چه در بخش اجرا و چه در متن داشت و حس  و حال و طراوت قبلي را نداشت.

قاسمخاني در اين كار نشان داد كه چه استعدادي براي شوخي سازي درباره ابعاد مختلف جامعه، شخصيت‌هاي ملموس و موقعيت‌هاي ساده دارد كه به جهت روزمرگي، شايد سوژه مناسبي براي طنز نباشد.

حاشيه‌ها

- اخيراً شايع شده كه اداره ثبت احوال شهرستان شيراز از عوامل مجموعه شكايت كرده است. حتي شنيده شد اين اداره تقاضاي دريافت 25 ميليون تومان غرامت كرده است!

- حامد بهداد و محمد صالح اعلا از بازيگراني بودند كه قرار بود در اين مجموعه بازي كنند، اما حضورشان منتفي شد.

- سكانس‌هاي مربوط به محمدرضا حسينيان و نيز بخشي از بازي رضا رشيدپور كه در آنونس وجود داشت، در كار ديده نشد.

- تيتراژ ابتدايي مجموعه ايده و اجراي خوبي داشت. استفاده از لوگوي فيلم <پدر خوانده> در تيتراژ پاياني هم تناسب ظريفي با ايده اصلي فيلمنامه داشت.

 

‌همشهري: پيمان قاسم‌خاني سرپرست نويسندگان <مرد هزار چهره> در گفت‌وگو با اين روزنامه گفته: ... فقط در صنف دزدها و قاتل‌ها از ما شكايت نكرده‌اند كه چرا با ما شوخي كرديد، وگرنه همه دلخور شده‌اند! مي‌خواهم بگويم اين سيستم جامعه ماست كه خوش نداريم با ما مزاح كنند و كمدي نوشتن در اينجا كار آساني نيست. بايد روي لبه تيغ حركت كنيم و حسابي مراقب باشيم.

                                    

               

  

این مطلب رو هم از وبلاگ پارمیدای عزیز گرفتم  بخونین 

 

مهران مدیری را دوست دارم. نه فقط به این خاطر که همشهری است،نه فقط به این خاطر که خوش برخورد است،نه فقط به این خاطر که کم حرف است اما وقتی حرف می زند حسابی می خنداند، نه فقط به این خاطر که به طرز عجیبی دوست داشتنی است... همه ی اینها می تونه دلایلی کافی برای دوست داشتن شخصیتی چون مهران مدیری باشه که هست. اما دلایلی دیگری هم هست که مهم تر باید باشد انگار!
مدیریِ کارگردان:جدیت،پشتکار،دقت،قدرت بازی گیری از بازیگرانش(هرچند بیشتر به بازی بازیگران اصلی دقت می کند). از کوچکترین چیزها در لوکیشن مورد نظر غافل نیست. حتی تنظیم ساعت دیواری.
 
مدیری بازیگر: موقعیت شناس با بازی روان. در هر موقعیتی باور پذیر است. بازی اش روان است. نه فقط در سریال های خودش که در فیلمی چون "دایره زنگی".
و این روزها مهران مدیری کارگردان و بازیگر و گروه نویسندگانش ما را پای تلویزیون نشانده اند تا لذت ببریم. همان قدر که از برنامه ی "کوله پشتی" فرزاد حسنی و انتقادات بی پرده اش از طرح امنیت اجتماعی لذت بردیم. حالا وقتی "مرد هزار چهره" را می بینیم به اندازه ی تمام جامعه ی ایران برایش ما به ازای بیرونی سراغ داریم.مهران مدیری و قاسم خانی ها و ژوله و الوند مدلی کوچک شده از جامعه را نشانمان می دهند با همه ی بی اخلاقی ها و زشتی هایش که در هر صنفی و در هر گروهی پیدا می شود تا شاید تلنگری باشد به "ما"هایی که شعار اخلاق گرایی سر می دهیم و در عمل؟!
 
"جمعیت هر چقدر کمتر،جرم هم کمتر"،"برای عملیاتی به این مهمی ۳-۴ تا کشته دادن طبیعیه"،"من اینجا هم بازداشت می کنم،هم حکم می دم،هم اجرا می کنم" این سرهنگ غفاری به نظر خیلی آشنا میاد!
 
"ده دستبند برای بازداشتگاه،پول آب را باید بدهیم،پول گاز جدا و دیگر هیچ" نقد محافل و آدم هایی که دچار پز و توهم روشنفکری هستند هم به اندازه ی نقد طرح امنیت اجتماعی جذاب بود و جالب و واقعی!
پروفسور جندقی هم که حقیقتی بود برای خودش! کم نیستند پزشکانی چون طبیبیان که پزشکی برایشان تفریح است و نوعی پز و اساسا برای بیمار و مریضی اش دل نمی سوزانند و شعار می دهند. پول بر انسانیت تقدم دارد!
"مرد هزار چهره" همچنان پیش می رود و همچنان در قالب های مختلف ظاهر می شود و می تواند آینه ای باشد در برابر ما به شرط سالم ماندن آینه! حالا که از نقد طرح امنیت اجتماعی به حق خوشحال می شویم و توقع داریم خودشان را اصلاح کنند،از نقد خودمان هم خوشحال شویم و نقد مرد هزار چهره را به خودمان (جامعه مان)بپذیریم و خودمونم اصلاح کنیم. زیاد هم بد نیست!می دونم سخته! ولی از مردمی که بی دلیل و با دلیل با تمدن و فرهنگ کهنشون می نازن بعیده که تمام ایرادات رو متوجه دولت و... کنند!
امیدوارم مهران مدیری و نویسندگانش همین طور خلاقانه پیش برن و همین جوری ایده از خودشون صادر کنن و خدای نکرده "به خاطر بیماری قلبی" خانه نشین نشوند
 
سوسن شریعتی ـ سالنامه ی شهروند امروز

         

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 22 فروردین1387 ساعت 18:25     بيان انتقادات و پيشنهادات

چند مطلب جالب در مورد مرد هزار چهره و اکران تابستانی همیشه پای یک زن در میان است

                                          نظرات عالي منجمد

 
                                   
 
ميثم اسماعيلي: اين بار هم مهران مديري سنگ تمام گذاشت و دوباره توانست در ساعت پخش سريالش خيلي از خيابان‌ها را خلوت كند و اينطوري خواسته و نخواسته به ترافيك شهرها هم كمك كرد! به به، به به.
حالا تا يك شش هفت ماهي تكه كلام‌هاي مسعود شصتچي ورد زبان همه خواهد بود. اين هم از آن خصيصه‌هايي است كه خاص خود او و گروه نويسندگانش است.

 مديري كه قبلا در مجموعه‌هاي موسوم به 90 شبي بايد يك 10  15 قسمتي از پخش مجموعه‌اش مي‌گذشت تا بتواند شخصيت‌هاي داستانش را دربياورد اين بار (مثل دو سال پيش و با سريال جايزه بزرگ) ثابت كرد كه مي‌تواند مجموعه‌اي را بسازد كه طبق خواست بينندگانش تغيير نكند و از همان ابتدا تمام داستان و شخصيت و تيپ‌ها تعريف شده باشند. اما اين بار هم انگار كه مد شده باشد خيلي‌ها نشستند تا ببينند مديري پا توي كفش كدام جماعت كرده است كه بروند شكايت كنند! چون خبرگزاري‌ها  همان اوايل فروردين و با پخش تنها چند قسمت از سريال «مردهزار چهره» خبري را روي خروجي‌هاي خودشان گذاشتند با اين مضمون كه اداره ثبت احوال شيراز از مديري و سريالش شكايت كرده است. چيزي كه البته از بس اين روزها زياد شده است چندان هم جدي گرفته نشد. اما به هر حال  در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله:
انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شيراز و القاي سوءاستفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شيراز. اداره ثبت احوال شيراز كوتاه هم نيامده است و در اين دادخواست، خواستار اعاده حيثيت و دريافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است! واقعا بايد تاسف خورد حتي اگر به فرض منظور آقاي مديري هم همين چيزي باشد كه آقايان گفتند، چه اشكالي دارد؟ تازه مگر كاركرد طنز چيزي غير از بيان مشكلات و ايرادات با بياني خنده آور است؟ مهران مديري هم از اين به بعد بايد برود سراغ همان روستاي خود ساخته اش يعني «برره»  تا به هيچكس برنخورد! 21 ميليارد ريال! بابا اين از كل فيلم هم كه بيشتر شد! مهران مديري بهتر است جمع آوري اعانه را جهت پاسخگويي شروع كند! يكي نيست به اينها بگويد بابا اين يك فيلم است  و يك فيلمساز بالاخره بايد يك صنفي را دستمايه كارش قرار بدهد و و اين لازمه يك كار طنز است.پس به قول خود آقاي شصتچي نظرات عالي منجمد!

    مصاحبه ی جنجالی با توکا نیستانی، لیلی گلستان، رضا رشید پور و امیرمهدی ژوله 


                                       دعوا بر سر " مرد هزار چهره"       

     نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

   

سریال مرد هزار چهره با همه پیش داوری ها و شائبه ها به اتمام رسید. این گزارش قصد ندارد به تحلیل آن بپردازد و  از اینکه این سریال طنز بوده یا هجو و هزل و یا اینکه مهران مدیری در این سریال خوب ظاهر شده یا نه ، سخنی بگوید. گزارشی که پیش رو دارید اثر امیرهادی انواری خبرنگار فرارو  و در مورد واکنش های فنی است که این سریال به دنبال داشته است.

پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند.

اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند.

در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون.

با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم.

امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد.

از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است.

متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود
سریال مرد هزار چهره واکنش های گوناگونی را در بین عامه مردم، همچنین روزنامه نگاران و قشر روشنفکر به دنبال داشت. یکی از شدید ترین مواضع را توکا نیستانی در مورد این سریال اتخاذ کرد. وی برای اولین بار نام نویسنده قسمت بحث برانگیز شعرا مرد هزار چهره را فاش کرد.

در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟

شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت.

یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد.

در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم!

شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟

از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است.

این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است.

شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند.

به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند.

به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟

اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم.

اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام.

نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟

برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند.

یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.


نه حلقه ادبی داریم نه وقت مدیتیشن دارم
لیلی گلستان، مترجم و نویسنده چیره دست. کسی که به زعم توکا نیستانی از آنجا که وی ساکن دروس است و دارنده تنها گالری نقاشی در منطقه دروس به شمار می رود، کاراکتر «نیکی خانم» که «حلقه دروس» را اداره می کرد کنایه ای به او بوده است. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم که در ادامه می آید:

با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟

مرد هزار چهره چیست؟

سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید.

چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم.

با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟

من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!

از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟

اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم.

ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟

نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند.

یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟

اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند.

من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم
رضا رشید پور یکی از بازیگران افتخاری این مجموعه اخیرا با مهر مصاحبه ای انجام داده که تا حدی بحث برانگیز بوده است. با توجه به اینکه شائبه حذف برخی قسمت های مرد هزار چهره پیش از این در جامعه وجود داشت. این گفت و گو این شائبه ها را نسبت به قبل شدیدتر کرد. هر چند او در این گفت و گو چیزی در مورد چند و چون نقش حذف شده اش نمی گوید، اما ژوله در مورد حذفیات سریال به طور کامل صحبت کرد. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم.

در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟

اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است.

در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟

یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود.

یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟

در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود.

بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟

آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود.

سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟

بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود.

داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد
تا پیش از اینکه توکا نیستانی در یادداشتی بگوید که قسمت مربوط به ادبا و روشنفکران توسط امیرمهدی ژوله نوشته شده است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.

اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو"  داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود.

در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟

سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند.

در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود.

دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است.

وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد.

از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟

بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام.

فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم.

از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام.

برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم.

چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند.

اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم.

حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد.

ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.

اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.

من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد.

آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!

در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟

من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.

حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و...

آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.

ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.

مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟

این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.

این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟

خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟

بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند.

قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود.

بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟

نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟

نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند.

چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.

                                  فروش میلیاردی نوروزی سینما

فروش کل بیش از ۹۵۰ میلیون تومان برای اکران نوروزی سینماها مهمترین نکته فروش فیلم‌های اکران تهران در نوروز ۸۷ است.
فیلم سینمایی "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت‌آور که از آخرین روزهای سال ۸۶ بر پرده سینماها آمده داستان شیرین و محمد را روایت می‌کند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز به ایفای نقش می‌پردازند.
● دایره زنگی
از دیگر عوامل این فیلم که محصول بشرا فیلم است می توان به اصغر فرهادی فیلمنامه نویس، بهمن اردلان صدابردار، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس، ایمان امیدواری طراح گریم، مجتبی متولی مدیر تولید، سروناز مستوفی و عبدالله عبدی‌نسب عکاس و مریم نراقی منشی صحنه اشاره کرد. این فیلم پس از ۱۹ روز نمایش ۰۰۰/۵۴۸/۳۸۵ میلیون تومان فروش داشته است.

                                                         اعلام برنامه آينده سينماها
گروه فرهنگي؛ با برگزاري اولين جلسه شوراي صنفي نمايش در سال جديد برنامه آينده سينماها و نيز اکران فعلي گروه عصر جديد مشخص شد.پس از تخلف سينما عصر جديد و نمايش خلاف آيين نامه فيلم «دايره زنگي» در سالن اصلي اين سينما، اعضاي شوراي صنفي نمايش تصميم گرفتند بدون نظر مديران سينما، اکران فعلي و آينده اين سينما را مشخص کنند.به همين جهت قرار شد فيلم پابرهنه در بهشت (بهرام توکلي) از صبح روز چهارشنبه اين هفته در گروه عصر جديد به نمايش درآيد. اين فيلم به مدت سه هفته روي پرده خواهد بود و پس از آن فيلم ايستگاه بهشت (نادر مقدس) روي پرده خواهد رفت.«پابرهنه در بهشت» اولين ساخته بهرام توکلي است که در جشنواره سال 85 به نمايش درآمد و چند سيمرغ بلورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم به عنوان اثري متفاوت و متعلق به جريان سينماي نخبه گرا شناخته مي شود. از سوي ديگر قرار شد فيلم «تيغ زن» ساخته عليرضا داوودنژاد نيز به عنوان اکران دوم گروه قدس پس از فيلم «دايره زنگي» روانه پرده سينماها شود.«تيغ زن» از مضموني طنزآميز برخوردار است و رضا عطاران، علي صادقي و لادن مستوفي بازيگران اين فيلم هستند.

پس از پايان اکران «تيغ زن» از اوايل فصل تابستان فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي در گروه قدس اکران خواهد شد.اين فيلم با توجه به استقبالي که تماشاگران در جشنواره فجر از آن کردند، اميد زيادي به فروش ميلياردي دارد. گلشيفته فراهاني، حبيب رضايي و مهران مديري بازيگران اصلي اين فيلم هستند.همچنين گفته مي شود فيلم «نسکافه داغ داغ» ساخته علي قوي تن نيز پس از فيلم کمال تبريزي در گروه قدس به نمايش در خواهد آمد.اما در گروه آفريقا هم پس از فيلم «مجنون ليلي» فيلم «زن ها فرشته اند» ساخته شهرام شاه حسيني اکران خواهد شد.پيش از اين در روزهاي پاياني سال گذشته از اين فيلم به عنوان اکران نوروزي يکي از گروه هاي سينمايي نام برده مي شد.اما قرار شده تا دومين ساخته شهرام شاه حسيني پس از فيلم «کلاغ پر»، اوايل خردادماه به اکران عمومي درآيد. امين حيايي، نيکي کريمي، مهتاب کرامتي، محمدرضا شريفي نيا و ليلا اوتادي بازيگران اين فيلم هستند.از سوي ديگر فيلم «تلافي» ساخته سعيد اسدي نيز از اواسط ارديبهشت ماه به جاي «به همين سادگي» در گروه استقلال به نمايش در خواهد آمد.قرار بود «تلافي» اکران نوروزي گروه عصر جديد باشد اما با توجه به تخلفات انجام شده توسط اين سينما، قرارداد اکران «تلافي» با گروه استقلال امضا شد.اين فيلم مضموني طنزآميز دارد و حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي و سيروس گرجستاني بازيگران آن هستند.

با اينکه اکران آينده چهار گروه سينمايي مشخص شده است، اما هنوز برنامه بعدي گروه سينمايي آزادي معلوم نشده و مشخص نيست پس از پايان اکران «زن دوم» چه فيلمي در اين گروه روي پرده خواهد رفت.ضمناً تغيير روز فروش بليت نيم بها از شنبه ها به دوشنبه ها از ديگر تصميم هاي شوراي صنفي در جلسه روز گذشته بود

 


[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 20 فروردین1387 ساعت 20:12     بيان انتقادات و پيشنهادات

چند نقد برای مرد هزار چهره

مدير توليد «مرد هزار چهره»:
گاهي متن فيلمنامه ورق به ورق آماده مي‌شد

                   صحنه‌ي پاياني روز سيزدهم فروردين تصويربرداري شد

                              

            

مدير توليد «مرد هزار چهره» با اعتقاد بر اينكه در صورت وجود زمان كافي، اين سريال با كيفيت بهتري روي آنتن مي‌رفت، در عين حال گفت: آن‌چه كه روي آنتن رفت نيز خوب بود.

عبدالرضا شهباززاده، در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اگرچه زمان پخش و كيفيت «مرد هزار چهره» مطلوب بود، اما كمبود وقت بر كيفيت برنامه‌ها تأثير منفي مي‌گذارد؛ اين درحالي‌ است كه مديران مي‌دانند در طول سال براي مناسبت‌هاي مختلف بايد برنامه‌هايي در قالب‌هاي گوناگون و حاوي پيام‌هاي فرهنگي ساخته شود، ولي متأسفانه زمان كمي را به ساخت برنامه‌ها اختصاص مي‌دهند و فكر مي‌كنند كه برنامه‌سازان در اين مدت مي‌توانند بهترين آثار را ارايه دهند.

وي با بيان اين‌كه فشار زيادي به گروه توليد «مرد هزار چهره» وارد شد، اظهار كرد: معمولا فيلم‌نامه دير به دست ما مي‌رسيد و حتي گاهي متن ورق به ورق آماده مي‌شد؛ همين امر باعث مي‌شد بعضي اوقات ديگر عوامل ساخت، شبانه به ما اطلاع دهند كه به امكاناتي چون اسلحه، خودرو و خانه‌اي بزرگ براي ادامه‌ي تصويربرداري احتياج دارند؛ البته علي‌رغم سختي‌هاي موجود، وسايل موردنياز را آماده مي‌كرديم.

مدير توليد «مرد هزار چهره» درباره‌ي حذف واژه «فرهنگ» از نام خانوادگي يكي از شخصيت‌ها گفت: تيپي كه عليرضا خمسه نقش آن را ايفا مي‌كرد، در ابتدا «قداره بنديان» نام داشت كه به «قزاقمنديان» تغيير كرد. واژه‌ي «فرهنگ» نيز به درخواست‌ شبكه سه از نام خانوادگي اين «كاراكتر» حذف شد.

وي در زمينه‌ي پخش‌نشدن برخي سكانس‌هايي كه در تيزرهاي «مرد هزار چهره‌» ديده شد، اظهار كرد: قرار بود فرد ديگري در صحنه‌ي پاياني سريال با «مسعود» (با بازي مهران مديري) روبه‌رو شود، ولي به علت مهيا نشدن شرايط، از رضا رشيد‌پور در اين سكانس استفاده كرديم؛ بنابراين مجبور به حدف سكانسي شديم كه قبلا رشيدپور در آن بازي كرده بود.

شهباززاده در پايان با بيان اين‌كه صحنه‌ي پاياني «مرد هزار چهره» روز سيزدهم فروردين تصويربرداري شد، گفت: سكانس پاياني در شهرك قدس جلوي دوربين رفت؛ در كل تصويربرداري اين سريال 62 روز به طول انجاميد كه مرحله‌ي اول آن تا پايان سال گذشته انجام شد. اول تا پنجم فروردين‌ماه نيز برخي خرده‌ پلان‌ها به تصوير در آمد.

 

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» (مهران مديري)


ايده اوليه داستان «پخمه» با نگاهي دقيق به جامعه معاصر ايراني شده است

 


سينماي ما- مجموعه نوروزی "مرد هزار چهره" ساخته مهران مدیری، فرورفتن شخصیت اصلی در باتلاق انتظارات دیگران را با نگاهی طنز و همه‌شمول مورد آسیب‌شناسی قرار می‌دهد. مدیری نوروز 87 را با مجموعه‌ای مهمان خانه‌ها شد که نقطه عطف خاص از وجوه مختلف در پرونده خود و گروهش محسوب می‌شود. گام‌های اولیه او برای ورود به عرصه مجموعه‌های دنباله‌دار نوروز دو سال گذشته با "جایزه بزرگ" برداشته شد و او با "مرد هزار چهره" این گام را تثبیت کرد.
او با تکیه بر گروه نویسندگان که در کارهای 90 شبی هم با او همکاری می‌کنند، این بار از تعداد نویسندگان بیشتر بهره برد تا علاوه بر این وجه در عرصه کارهای طنز خود هم قدمی جدید بردارد. پیمان قاسمخانی سرپرست نویسندگان مجموعه که همواره نگاه ویژه به اقتباس در سینما و تلویزیون دارد، ایده اولیه را از کتاب "پخمه" به عاریت گرفت تا با ایرانی کردن آن بر بستر جامعه روز این بار کارشان را در معرض انتقادات از پیش تعیین‌شده قرار دهد.
داستان درباره مردی است (مسعود شصتچی) که بر اثر یک اشتباه در موقعیت اشتباهی قرار می‌گیرد و تخیل‌پردازی دراماتیک نویسندگان این اشتباهی بودن را بسط می‌دهد. همانطور که در آثار قبلی این نویسنده و کارگردان فاصله گرفتن از زمان و مکان واقعی نتوانست تیغ انتقادات را بی‌اثر کند، آنها این بار از ابتدا خود را برای واکنش‌های شدیدتر آماده کرده و دچار خودسانسوری نشدند.
این وجه از جایی خود را آشکار می‌کند که چهار انتخاب ممکن برای قرار گرفتن شخصیت اصلی در موقعیت آنها انتخاب‌هایی جسورانه از طبقات و اقشار قابل انتقاد هستند. پزشکان، نیروی انتظامی، شعرا و مافیا هر چند همه به یک نسبت قابلیت بالقوه برای طنز، انتقاد و البته ما به ازاء واقعی ندارند، اما یک وجه مهم را با خود به کار وارد کردند و آن رسیدن به ترکیب مناسب و متعادل از واقعیت و فانتزی است.
یعنی همان چیزی که می‌تواند یک کار طنز را از تعلق صرف به زمان خود فراتر برد و در عین حال سلیقه‌های مختلف را مورد توجه قرار دهد. مسعود شصتچی کارمند بایگانی اداره ثبت احوال که شیرازی و غریب بودنش در تهران تنها بهانه‌ای می‌شود تا حضور اشتباهی او در قالب شخصیت‌های چهارگانه منطق رئالیستی هم داشته باشد و اساس داستانپردازی سست نباشد. علاوه بر این تعریف اولیه و معرفی شصتچی بر اساس ریشه‌های روانشناختی بنا شود.
او کارمند فراموش شده بایگانی است که به گونه‌ای این وجه در قرار گرفتن او در زیرزمین اداره فاصله‌اش را حتی با کارمندان و روسای اداره و مردم جامعه به گونه‌ای نمادین عمیق می‌کند و بر وجه دیده نشدن و عقده‌های فروخورده او در فراموش‌شدگی تأکید می‌کند. به این ترتیب قرار گرفتن او در موقعیت‌های اشتباهی، هر چند در تضاد با قانونمندی ذاتی او قرار می‌گیرد؛ ولی ریشه‌های جاه‌طلبی را در حاشیه‌ای‌ترین آدم‌ها هم برجسته و نوک پیکان خود را متوجه نقطه‌ای حساس می‌کند.
قصه به گونه‌ای پرداخته شده که در هر موقعیت شصتچی با آدم‌هایی نمونه‌وار از آن قشر مواجه شده و با حرکت ایستگاهی در مدت زمان توقف خود در هر موقعیت با آنها وارد رابطه می‌شود. حرکت از هر موقعیت به ایستگاه بعدی هم گونه‌ای طراحی شده که داستان و درام فراتر از منطق حرکت کند و جنس خاص باورپذیری را به مخاطب خود انتقال دهد و این قرار را تا انتها با مخاطب خود حفظ می‌کند تا انتظار منطقی قوی و محکم برای رفتن شصتچی از یک موقعیت به موقعیت دیگر نداشته باشد.
این نوع طراحی داستان شرایطی به وجود می‌آورد تا شخصیت‌های متعدد و متنوع در روند قصه حضوری کارکردی داشته و در عین حال لزومی به حضور باری به هر جهت آنها برای حفظ منطق داستانی نباشد. حتی پدر و مادر، نامزد و پدر نامزد شصتچی نیز که تنها نخ ارتباطی او از ابتدا تا انتهای قصه هستند؛ تنها چند گذر به آنها زده می‌شود تا یادآوری ضمنی شود، ولی این یادآوری هم به ورطه تکرار نمی‌افتد و از جایی به بعد حذف می‌شود.
انتخاب روایت فلاش‌بک هر چند شیوه‌ای چندان دلچسب نیست ولی در قصه خاص این مجموعه کارکردی مناسب پیدا می‌کند. به این ترتیب چون قصد مجموعه ایجاد تعلیق درباره گرفتار شدن یا نشدن شصتچی نیست، دادگاه ابتدایی فیلم طراحی شده تا در طول 13 قسمت این تعلیق کاذب نباشد که مخاطب را وادار به پیگیری می‌کند، بلکه جذابیت نهفته در بطن هر موقعیت با توجه به آگاهی از پایان او را به دنبال کردن مجموعه "مرد هزار چهره" ترغیب کند.
کارکرد مهم دیگر این شیوه روایت بخصوص در قسمت‌های ابتدایی، آسیب‌شناسی نگاه مردمی در جایگاه قضاوت و داوری است. تصویری مخدوش که افراد مختلف در دادگاه ابتدایی از مرد هزار چهره ترسیم می‌کنند، با آغاز فلاش بک و نشان دادن پیشینه شصتچی و چگونگی افتادن او به دام کلاهبرداری ناخواسته، به تضادی دراماتیک می‌انجامد. از دل همین تضاد است که نقدی عمیق وارد زیرلایه کار شده و به فراخور درک مخاطب، بسطی ویژه پیدا می‌کند.
چهار موقعیت اشاره شده که هر کدام وجهی از نگاه طناز سازندگان را متوجه خود کرده، شرایطی پدید می‌آورد تا فرورفتن آرام آرام شخصیت اصلی در باتلاق انتظاراتی که دیگران از او دارند، با نگاهی همه‌شمول مورد نقد و آسیب‌شناسی در زیرلایه کار قرار بگیرد و در سطح و رویه داستان هم طنز خاص کار مخاطب را درگیر کند.
در این میان برای برجسته کردن نقش نیروی انتظامی و نوعی رفع و رجوع اشتباهی که پرسنل کلانتری مرتکب شده‌اند، حضور مأمور نیروی انتظامی برای دستگیری شصتچی هم به عنوان یکی دیگر از شخصیت‌های محوری در نظر گرفته شده که در موقعیت‌های شاعر و مافیا هم او را ردیابی می‌کند و بیش از هر چیز نوعی برگ عبور گرفتن برای شوخی‌های تند این موقعیت در شوخی با نیروی انتظامی است که البته راهکاری هوشمندانه است!
به این ترتیب دستگیری شصتچی و مهر پایان زدن بر این دور تسلسل که می‌تواند همچنان ادامه پیدا کند، با انتخاب نویسندگان کار زده شده تا ویترین رنگین و البته هوشمندانه خود را برای ارائه تصویری طنز از اقشاری نمونه‌وار تکمیل کنند و البته از عواقب انتقادناپذیری این اقشار هم در امان نمانند.
"مرد هزار چهره" از جهت حضور کاراکترهای متعدد و به تبع آن بازیگران حرفه‌ای مختلف (حتی بیش از "شب‌های برره") در کارنامه مدیری نقطه‌گذاری خاص کرده و همکاری او را با بازیگران برجسته چون علیرضا خمسه که وجهه‌ای خاص در حیطه کمدی دارند را برجسته می‌کند.
به خصوص که خمسه در نقش پدرخوانده مافیا (بابایی) بازی غیرقابل انتظار و متفاوت از جنس بازی که از او انتظار داریم ارائه می‌دهد. وجه مهم دیگر در بازی او الگویی از پیش تعیین شده است که برای بازی در نقش پدرخوانده داشته و او به گونه‌ای باورنکردنی این الگو از پیش تعیین شده را مال خود می‌کند.
درباره حضور ویژه دیگر بازیگران حرفه‌ای که تاکنون با مدیری همکاری نکرده بودند، چون بهاره رهنما و ... هم می‌توان تحلیل و بررسی خاص کرد که باز هم وجهی دیگر از مدیری را برجسته می‌کند و این نکته را که او فقط با گروهی خاص می‌تواند همکاری کند و به نتیجه‌ای درخور برسد، کمرنگ می‌کند.
مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری نوروز 87 در 13 قسمت هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش شد.
 سينماي ما

ساداتيان:

جاي <دايره زنگي> در سينماي اجتماعي خالي بود


تهيه‌كننده فيلم سينمايي <دايره زنگي> معتقد است جاي اين فيلم با توجه به داشتن عناصر سازنده اجتماعي در سينماي اجتماعي ايران خالي بوده است.

سيدجمال ساداتيان در اين باره به مهر گفت: <من به عنوان تهيه‌كننده از ابتدا در فيلمنامه <دايره زنگي> پارامترهايي ديدم كه مطمئن بودم با مخاطب ارتباط خوب برقرار خواهد كرد. اين فيلم عناصر سازنده اجتماعي دارد و گمان مي‌كنم در عرصه اجتماعي كشور جاي آن خالي بود. البته مجموع اين پارامترها موجب موفقيت آن شد.>

وي درباره همكاري خود با يك فيلمساز اول افزود: <من و اصغر فرهادي نويسنده فيلمنامه <دايره زنگي> تجربه خوبي در فيلم سينمايي <چهارشنبه‌سوري> با هم داشتيم. خانم بخت‌آور هم در كارنامه خود سريال‌هايي موفق دارد. اين دلايل براي شروع كار كافي بود و مي‌دانستم با وجود اين شاخصه‌ها كار مورد قبول واقع خواهد شد.>

ساداتيان درباره حضور ستاره‌ها و تعدد بازيگران در <دايره زنگي> گفت: <قبل از شروع كار ما به اين تركيب بازيگران رسيده بوديم و خوشبختانه بيشتر بازيگران مد نظر ما با حضور در فيلم موافقت كردند. فكر مي‌كنم همه انتخاب‌ها درست بود و همه در جاي خود قرار گرفتند و بازي خوبي ارائه دادند. رضايت آنها كه فيلم را ديده‌اند نشان از انتخاب درست عوامل است.>

وي در ادامه اظهار داشت: <فيلم سينمايي <دايره زنگي> اثري مفرح است كه مخاطب با برقراري ارتباط با لايه ابتدايي فيلم قطعا از آن لذت مي‌برد. عده‌اي از مردم نيز بعد از ديدن فيلم با لايه دروني آن ارتباط برقرار مي‌كنند. فيلم ساختاري متفاوت و چندلايه دارد كه عوام به لايه بيروني و عده‌اي ديگر نيز به لايه دروني آن توجه نشان مي‌دهند.>

در خلاصه داستان <دايره زنگي> كه از آخرين روزهاي سال 86 بر پرده سينماهاي تهران و شهرستان‌ها رفته آمده است: شيرين و محمد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير خودرويي را كه با آن تصادف كرده‌اند تأمين كنند. اين دو به ناچار راهي خانه‌اي در شمال شهر مي‌شوند تا با كاري كه انجام مي‌دهند پول مورد نياز را تأمين كنند.

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 19 فروردین1387 ساعت 18:8     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری و موسیقی +مرد هزار چهره از نگاه جام جم

 

        سلام دوستان

کلی مطلب تو این پست گذاشتم

همشو بخونین خیلی جذابه  آخریشم در مورد سانسوره

پستهای قبلی  رو  هم بخونین

تولد استاد رو هم دوباره تبریک میگم

 

       چند تا مطلب از جام جم راجع به "مرد هزار چهره" میذارم اینم بخونین

مهران مديري
مهران مديري با يك پيشنهاد خواننده شد. فردين خلعتبري آهنگساز به مديري پيشنهاد كرد كه خواننده شود و به اين ترتيب فعاليتش در عرصه موسيقي هم شروع شد. مهران مديري در اين باره مي‌گويد:«قبل از آن براي خودم توي حمام مي‌خواندم، ولي تشويق‌هاي فردين خلعتبري باعث شد خواننده شوم. فردين دوست قديمي من است.» سال 79 بود كه آلبوم اولش را روانه بازار كرد؛ كاستي كه در آن مرحوم بابك بيات هم آهنگسازي كرده است:«همكاري با مرحوم بيات باز هم پيشنهاد فردين بود و همين موضوع باعث شد با ايشان ارتباط برقرار كنم. يك روز به خانه‌اش رفتم و موضوع را با او در ميان گذاشتم. بعد يكي دو ترانه را همان‌جا تمرين كرديم و اين شد كه با ايشان همكاري داشتم.» مديري اخيراً به خواننده تيتراژهاي سريال‌هايش تبديل شده و معمولاً بينندگان تلويزيوني صداي مديري را از اين طريق مي‌شنوند، اتفاقي كه ممكن است در سريال جديد اين كارگردان هم بيفتد. او سه سال پيش اولين كنسرتش را برگزار كرد كه با استقبال چشم‌گيري هم روبه‌رو شد. مديري در اين رابطه مي‌گويد:«يك كنسرت در سالن ميلاد داشتيم و يك كنسرت هم در امارات. البته در كنسرت اركستر سمفونيك هم حضور داشتم كه تجربه جالبي بود.» او در مورد چگونگي كارهايش در عرصه موسيقي ياد آور مي‌شود:«ما ابتدا شروع مي‌كنيم به جمع‌آوري ترانه‌ها. اين كار به عهده افشين يداللهي است. با كمك او اين كار را مي‌كنيم و بعد كم‌كم كار آهنگسازي و ديگر كارهاي آن انجام مي‌شود.» سال گذشته در جشن دنياي تصوير جايزه بهترين ترانه را براي سريال باغ مظفر دريافت كرد و دو بار هم براي اجراي ترانه روي صحنه رفت و به شوخي گفت:«جايي كه محمد اصفهاني نشسته است، من غلط مي‌كنم خوانندگي كنم!» با اين وجود، او در اين جشن ترانه سريال شب‌هاي ببره را لب‌خواني كرد و يكي از كارهاي تازه‌اش را هم به‌صورت زنده و با پيانو اجرا كرد. مديري آن شب گفت كه براي اجراي اين ترانه پيانو خريده و به سالن وزارت كشور آورده و بعد از پايان مراسم حاضر است آن را بفروشد، به شرطي كه مشتري‌اش پيدا شود!

                    

به‌به،  چه مي‌كنه اين مهران مديري‌

آقاي قاضي من بيگناهم، همش تقصيرآقاي جندقي بود كه به من لذت عبور از چراغ قرمز را چشاند، تقصير خاندان طبيبيان بود كه به من نشان داد شهرت چه لذتي دارد، تقصير معاون كلانتري بود كه به من نشان داد قدرت، عجب چيزي است، تقصير شاعران الكي خوش بود كه به قول زنده‌ياد حسين پناهي به من نشان دادند كه با شعر مي‌توان از جهنم زندگي بهشت ساخت و تقصير خانواده قزاقمنديان  بود كه به من نشان دادند با ثروت و پول هرچند از راه خلاف به دست آيد چه زندگي مجللي مي‌توان داشت. آقاي قاضي من اصلا خودم نمي‌خواستم اينجوري شود، ديگران با ساده لوحي خود مرا به راه‌هايي بردند كه اصلا فكرش را هم نمي‌كردم.  من آدم بدي نبودم شرايط باعث شد تا من بد شوم و بد فكر كنم و هوس سوء استفاده به سرم بزند.

مرد هزار چهره بار ديگر توانايي مهران مديري را به رخ همه كشيد و نشان داد كه او در زمينه ساخت سريال‌هاي كمدي  بسيار توانمند  است و از طرفي نشان داد كه پيمان قاسم‌خاني و گروه نويسندگانش به اطراف خود به خوبي نگاه مي‌كنند و به اصطلاح زير باد خنك كولر و يا كنار گرماي شومينه متن سريال نمي‌نويسند، آنها با دقت به اتفاقات جامعه و ‌آدم‌هاي آن مي‌نگرند و با كاربردهاي طنز آشنا هستند اثري مي‌سازند كه هم مردم را بخنداند و هم آنها را وادارد كه كمي ‌فكر كنند و ‌آدم‌هاي شبيه مسعود شصتچي را در اطراف خود شناسايي كنند و براي نمونه بگويند، محاكمه اين آدم چقدر شبيه محاكمه‌هاي اوليه شهرام جزايري است.  در اين ميان فقط بايد كمي ‌دل به دل مردم خونگرم و دوست داشتني شيراز داد و به آنها گفت، زياد ناراحت نباشيد و جوش نياوريد. باز هم خدا پدر سازندگان سريال مرد هزار چهره را بيامرزد كه صفا و صميميت شيرازي‌ها را به نمايش گذاشتند،  شصتچي فقط مي‌گويد من اهل شيرازم، نه لهجه شما را ناجور ادا مي‌كند و نه بزرگان شما را دست مي‌اندازد، او فقط از ديگران شكايت مي‌كند كه او را گول مي‌زدند

قاب خوانندگان‌
                                                  مديري در چهره جديد
 
                                
 
شايد همواره يك حادثه و يك اتفاق بسيار آني و پيش پا افتاده، بستر مناسبي براي حوادث و وقايعي خاص مي‌شود، وقايعي كه معمولا در قصه‌ها و داستان‌هايي كه نام مهران مديري در‌ آن به چشم مي‌خورد كم نيستند. نوروز امسال مجموعه‌اي ديگر از ساخته‌هاي مهران مديري بر روي آنتن شبكه سوم سيما رفت كه به مانند ساخته ديگر اين كارگردان داراي افت و خيزهاي متعددي بود، مجموعه‌اي با عنوان «مرد هزار چهره»، قصه، آغازي پر حرارت دارد، شروعي كه بيننده با ديدن پلان‌هاي نخست آن بشدت علاقه‌مند پيگيري‌آن مي‌شد، اما ديري نگذشت كه در همان بخش‌هاي نخست قسمت اول، مرد هزار چهره تبديل به يك داستان خطي ساده بدون كمترين افت و خيز گشت. البته وجه تمايز اين سري از ساخته مهران مديري، برپايي يك موضوع و يك محور كل در داستان بوده.

كساني كه ساخته‌هاي اين هنرمند را ديده‌اند مي‌دانند كه معمولا، مديري در طول سريال، خط اصلي داستان را (كه براساس نياز و استقبال مخاطب است) تعيين مي‌كند اما اين بار، در مجموعه «مرد هزار چهره» انصافا چنين نبوده و كاملا داستان داراي چارچوب دقيق و رساي دراماتيك مي‌باشد.

نكته ديگري كه باز بر اين مجموعه حائز اهميت است چرا كه در مقام قياس با ديگر ساخته‌هاي مديري، آثار قبلي او از اين حيث رنج مي‌برد، ورود دقيق مديري به حوزه طنز است. در «مرد هزار چهره» جايگاه اصلي طنز بدقت و ظرافت خاص لحاظ شده. داستان با شروع هيجاني و فضاي سنگين ورود يك متهم آغاز مي‌شود، متهمي كه با تكرارهاي متعدد پلان‌هاي نخست تاكيد برهزار چهره بودن او هست، وقتي دادگاه تشكيل مي‌شود و متهم به پشت تريبون مي‌رود، مخاطب ناگهان شوكه مي‌شود، چراكه با شخصي ساده با بياني آرام و شكسته روبه‌رو مي‌شود كه خيلي در نگاه اول، جسارت و خلاف به او راهي ندارد. از اينجا داستان شروع به يك حركت روايي ساده مي‌كند و متهم خود را با رويكرد خاص اخلاقي‌اش معرفي مي‌كند. او خود را كارمند منضبط و دقيق اداره ثبت احوال معرفي كرده و چگونگي ورودش به حوزه‌هاي خلاف را تعريف مي‌كند. يك درخواست نابجا در شب خواستگاري‌اش از سوي پدر زن آينده‌اش، به ناگهان مسير آرام و هموار زندگي او را سخت و پيچيده و درهم مي‌كند. اين ورود به بحث اگر چه  به كندي و سردي همراه است، اما در طول قصه با جذابيت همراه است.

در «مرد هزار چهره» با وجودي كه اين پتانسيل وجود داشت تا قصه با نوسان و جذابيت‌هاي خاص توامان شود، اما شايد به دو دليل عمده، كمي رنگ باخته است. اول نوع حركات و برخوردها كه ديگر در كارهاي مديري كاملا كليشه‌اي و تكراري شده، تكه كلام‌ها، حركات چهره و بدن، نوع نگاه‌ها، مكث‌ها، هر كسي را به ياد مجموعه‌هاي پاورچين و شب‌هاي برره و باغ مظفر مي‌اندازد مثلا سكوت‌هاي همراه با تعجب و نگاه‌هاي خاص مديري به دوربين واقعا تبديل به يك اثر تكراري محض شده، دوم قائل شدن بر شخص به عنوان كاراكتر اصلي و تاثيرگذار در«مرد هزار چهره» مخاطب شاهد است كه از اول قصه تا پايان همه چيز حول يك شخص يعني مرد هزار چهره با بازي مديري مي‌چرخد. البته اين درست است كه با توجه به نام و محور قصه اين اصل بايد رعايت شود، اما آيا اين امر براي يك مجموعه 13 قسمتي چند صد دقيقه‌اي هم صادق است؟ آيا باعث دلزدگي و خستگي براي بيننده نمي‌گردد؟ البته  گويا اين جزيي از روند هنري «مديري» است چرا كه در اكثر مجموعه‌هاي طنز وي همه چيز معطوف به چند شخصيت و آن هم حول شخصيت محوري با بازي خودش مي‌چرخد.

به هر حال در يك جمع‌بندي كلي، «مرد هزار چهره» با دارا بودن يك داستان و موضوعي قوي اگر پردازش دقيق و هنري  فني كاملي مي‌شد و كليشه‌هاي تكراري در آن حذف مي‌شد، قطعا به عنوان بهترين اثر تلويزيون در نوروز 87 بايد از آن ياد مي‌كرد.

           محمد عرفان كلاكي‌

                       هنرمندان از كارنامه موفق تلويزيون مي‌گويند

گروه رسانه- مهدي‌غلا‌محيدري: امسال تلويزيون تلاش كرد با انبوهي از سريال‌ها و فيلم‌هاي مختلف مخاطبان را پاي اين جعبه جادو بنشاند؛ تلاشي كه البته با واكنش‌هاي مختلفي هم روبه‌رو شد.

سيروس مقدم، رامبد جوان، مهران مديري و جواد رضويان هنرمنداني بودند كه‌ آثارشان از شبكه‌هاي مختلف به آنتن پخش سپرده شد

مهران رسام، تهيه‌كننده تلويزيوني با توضيح اين كه اصولا برنامه‌هاي عيد تلويزيون بايد شاد باشد، مي‌گويد: فكر مي‌كنم مرد هزار چهره توانست به اين مهم چهره عمل بپوشاند و اثري خلق كند كه مخاطب با ديدن آن شاد شود

بهرام عظيمي، انيماتور و كارگردان شناخته شده برنامه‌هاي انيميشن در اين‌باره مي‌گويد: 

سريال مرد هزار چهره هم ايرادهايي از سر شتاب‌زدگي داشت كه در اكثر سريال‌ها و بخصوص تله‌فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي هم آن ايرادها به چشم مي‌خورد.  خود من كه بهترين سريال‌ها را يك بار بيشتر نمي‌ديدم، تكرار آن را در روز بعد مي‌ديدم.

محمدتقي فهيم هم درباره برنامه‌هاي نوروزي سيما مي‌گويد:

مرد هزار چهره» را موفق‌تر از ساير سريال‌هاي نوروزي ذكر و اظهار مي‌كند: مديري با نوآوري در آخرين ساخته خود با استقبال مخاطب مواجه شد؛ از سوي ديگر در «مرد هزار چهره» كمتر شاهد سطحي‌نگري‌هاي موجود در داستان سريال‌هاي قبلي او بوديم. فهيم مي‌افزايد:‌ در مقايسه با ساير سريال‌هاي نوروزي، «مرد هزاره چهره» تلفيقي از كمدي موقعيت قوي با طنز كلامي‌ خوب بود.

وي در ادامه مي‌گويد: در مرد هزار چهره به گرايش‌هاي مختلف اجتماعي به خوبي و به‌طور غيرمستقيم پرداخته و حتي به سطوح بالاي مديريتي اشاراتي شده بود. 

بهروز مفيد، تهيه‌كننده تلويزيوني هم با توضيح اين‌كه شبكه‌هاي مختلف سينما در ساخت و ارائه فيلمها و سريال‌هاي نوروزي موفق عمل كرده‌اند، مي‌افزايد: در ميان سريال‌هاي نوروزي مرد هزار چهره، كار مهران مديري را دوست داشتم، پيامك از ديار باقي هم كار خوبي از آب درآمده بود، اما انگار قسمت‌هاي آخر آن كمي كشدار شده بود.

 

            ÓÑíÇá äæÑæÒí ǐå ÌÇí ãä ÈæÏíä


 

بازتاب سريال‌هاي نوروزي در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فارسي زبان‌
 
                        اینترنت در تسخیر مرد هزار چهره
 
گروه رسانه- رضا استادي: قطار پرشتاب رسانه‌ها ديگر پشت هيچ چراغ قرمزي متوقف نمي‌شود. تعطيلي دو هفته‌اي ابتداي سال شايد براي نشريات مكتوب و رسمي كشور يك مرخصي طولاني محسوب شود، اما براي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي غيررسمي، هر سوژه‌اي مي‌تواند دستمايه يك جريان خبري باشد كه ديدگاه‌هاي مختلفي را به چالش مي‌كشاند. اين بار اين اتفاق درباره سريال‌هاي نوروزي سال 87 رخ داد. كافي است عبارت «سريال‌هاي نوروزي» را در يكي از موتورهاي جستجو تايپ كنيد تا با حجم زيادي از مطالب منتشر شده روي فضاي مجازي اينترنت درباره اين سريال‌ها مواجه شويد. اين همان موضوعي بود كه در روزهاي اول نوروز، به موضوع «داغ» سايت‌هاي مختلف تبديل شد. در ميان 4 سريال نوروزي، «مرد هزار چهره» بيش از ديگر سريال‌ها مورد توجه سايت‌ها قرار گرفت. يكي از سايت‌هاي اينترنتي در همان روزهاي اول درباره سريال‌هاي نوروزي نوشت: «عيد نوروز، زمان ديد و بازديد و سفر است و برخلاف ماه رمضان، مردم در خانه منتظر سريال ننشسته‌اند بنابراين بايد برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني نوروز در جذب مخاطبان، رقابت سنگين‌تري داشته باشند.» نويسنده در ادامه مطلب خود اشاره كرده بود: «پيمان قاسم‌خاني در سريال مرد هزار چهره، مانند مارمولك از الگوي جابه‌جايي استفاده كرده در سينما استفاده شده و معمولا جواب مثبت داده است. در مارمولك يك دزد در لباس يك روحاني از زندان فرار مي‌كند و بعد مجبور مي‌شود در هيئت يك روحاني زندگي كند. اين اجبار بتدريج منش او را تغيير مي‌دهد و از او انساني نيك و تاثيرگذار مي‌سازد.... البته نام بردن از برخي حرفه‌هاي مختلف باعث برانگيخته شدن اعتراض‌هايي به اين مجموعه نيز شده است. به عنوان مثال سازمان ثبت احوال شيراز شكايتي از عوامل ساخت اين سريال كرده و ادعاي غرامت 21 ميليارد ريالي براي جبران لطمات معنوي وارد شده به اين دستگاه در اثر پخش سريال مرد هزار چهره شده است... سايت ديگري ادعا كرده است در يكي از قسمت‌هاي پخش شده از اين مجموعه كه به انتقاد از محافل شاعرانه در ايران مي‌پردازد، از گريم مشابه و حتي نام مشابه يكي از شاعران معاصر ايراني كه بتازگي درگذشته، استفاده شده است.» آنچه سبب شد سريال مرد هزار چهره در اين روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گيرد، نگاه انتقادي و طنز گونه اين سريال به قشرهاي مختلف اجتماعي بود. در سال‌هاي گذشته، هيچ مخاطبي به ياد ندارد كه سريالي با مضمون طنز و با اين ميزان از اغراق را درباره مشاغلي همچون: پزشكان، نظاميان و... ديده باشد.
   
گفت‌و‌گوي مشروح فارس با مديرتوليد مجموعه «مرد هزار چهره»
 
                         حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود
 
خبرگزاري فارس: مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد
 
 
عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد.
وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم.
وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.
وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.
وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند.

**«مرد هزار چهره» وارد بازي‌هاي سياسي نشده است

شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژه‌اي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي مي‌‌تواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساخته‌اند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط مي‌دهند.
وي افزود: بسط دادن قصه‌هاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيت‌هايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نمي‌رسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگي‌هاي حاشيه‌اي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاه‌برداري مي‌كنند و اشتباه در جاي خود قرار مي‌گيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.

** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد

مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفه‌اي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني مي‌تواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق مي‌كرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.
وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامه‌هاي 90 شبي باقي مي‌ماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه مي‌گفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام مي‌دهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصه‌اي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.
شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن مي‌شناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازي‌هاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقه‌منديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقش‌هاي قبلي‌اش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان مي‌دهد.اين مجموعه پروژه‌اي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه مي‌تواند.

** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري مي‌توانست حساسيت‌برانگيز باشد

وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژه‌اي در فيلم‌ها و سريال‌ها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل مي‌شود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي مي‌گذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن مي‌رفت.
وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نمي‌شود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم مي‌تواند در شرايط مختلف بد شود.

** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت

شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشن‌هاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق مي‌دهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردان‌هاي بسياري را ديده‌ام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.
وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام مي‌كردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.
وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون مي‌شود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها مي‌شود و كار ملموس تر و واقعي‌تر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 19:57     بيان انتقادات و پيشنهادات

آری دل مرد بی صدا می شکند !!!

                         مرد هزار چهره/عکس: صامده

                       مرد هزار چهره/عکس:صامده

                       مرد هزار چهره/عکس:صامده

                       مرد هزار چهره/عکس:صامده

                       مرد هزار چهره/عکس:صامده

                        مرد هزار چهره/عکس:صامده

                         مرد هزار چهره/عکس:صامده

                         مرد هزار چهره/عکس:صامده

 

 مرد هزار چهره/عکس:صامده

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 16 فروردین1387 ساعت 0:30     بيان انتقادات و پيشنهادات

مرد هزار چهره سانسور شده بود؟

سلام
۲تا مطلب جالب از عصر ایران و مبارز(بچه مسلمان) میذارم براتون حتما بخونین
 ۳تا عکس هم که میدونم خیلی دوست داشتنی و براتون خاطره انگیزه
 مگه نه؟
آقای مدیری به به !
در طول تاریخ طنز های بعد از انقلاب اسلامی ....همه طنز ها با یک دوران ابتدایی شکوفایی و بعد افول مواجه شده است. برای مثال زیر آسمان شهر مهران غفوریان در سری ابتدایی به نسبت عالی بود و در زیر آسمان شهر دو کمی بد شد و در در سری سوم مفتضح شد...اما خوبی کار های مهران غفوریان این بود که قابلیت حتی وجه های مذهبی و غم را نیز داشت.

مهران مدیری یک بازیگر نقش های درام بود و یکبار هم نقش یک اسیر جنگی و یا یک معتاد را بازی کرده بود....روند کاری مهران مدیری در واقع با همه طنزسازان متفاوت است او با طنز های نوروز 77 و ... که آنقدر قوتی نداشت و یا کارهایی چون فراز و فروت به کار خود ادامه داد تا فیلم پاورچین و بعد از آن نقطه چین، شبهای برره و...

                                              مرد هزار چهره

این فیلم بر خلاف طنز های مهران مدیری در یک مساحت مشخص نبوده و در واقع از صحنه های متفاوت استفاده کرده است.مهران مدیری به یک انتقاد با در نظر گرفتن شعور مخاطب در فیلم ادامه کار داده است...به نظر من یکی از بهترین صحنه های فیلم در قسمت های ابتدایی انتخاب کفش و کت یکسان مسعود شصت چی بود؟

به نظر من یکی دیگر از نقاط قوت نشان دادن بعضی از شاعران درپیتی و ورزش های یوگایی که امروز دست به گریبان بچه پولدار و آقازادگان است....

مسعود شصتچی یک بچه ساده است امّا با دلی پاک اما این سادگی در پیچیدگی آدم های پیچیده خراب می شود اما باز او یک آدم ساده پیچیده است....

یادمان نرفته به طنز گرفتن متحصان مجلس ششم آقای مدیری که هنوز هنوزه آن ها مهران مدیری برای این کار مورد انتقاد قرار می دهند..

در این گیر دار ثبت احوال شیراز از مهران مدیری و گرفتن غرامت...؟؟؟

البته گفته باشیم که این فیلم انتقادهایی را در بر دارد و یا بعضی ها می گویند که در این قسمت ها کار ناجا در امنیت اجتماعی به سخره گرفته شده ...که البته درست به نظر می رسد...
 
                     مرد هزار چهره سانسور شده بود؟
به نظر می رسد قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره که در ایام نوروز از شبکه 3 سیما پخش می شد، سانسور شده است. این قسمت ها مربوط به نقش آفرینی محمدرضا حسینیان و رضا رشیدپور، همچنین برخی عبارات خاص در این سریال بود.

به نظر می رسد که بخش هایی از سریال مرد هزارچهره به دلایلی پخش نشده است.

به گزارش «فردا»، برخی شواهد حاکی از حذف قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری است که در طول ایام عید از شبکه سوم سیما پخش می شد.

بنابراین گزارش، در بخشی از تبلیغ این سریال که پیش از عید پخش می شد؛ رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد.

از سوی دیگر، در تیتراژ انتهایی سریال از محمدرضا حسینیان (یکی دیگر از مجریان مطرح تلویزیون) بعنوان بازیگر که حضوری افتخاری داشته است یاد می شود که نقش آفرینی وی نیز از سیما پخش نشد.

همچنین در قسمت اولی که مسعود شستچی (مهران مدیری) وارد خانه قزاق مندیان می شود از قزاق مندیان با نام قزاق مندیان (فرهنگ) [داخل پرانتز، فرهنگ] یاد کرد که در قسمت های بعدی، صدای بخش «داخل پرانتز، فرهنگ» حذف شد.

این در حالی است که حرکات دهان بازیگران از وجود عبارت «داخل پرانتز فرهنگ» حکایت می کرد.

گفتنی است، سریال مرد هزار چهره با کلامی ظریف و طنز به بازگویی بخشی از مشکلات جاری کشور و جامعه پرداخته بود.

اینم عکسها نظرتون چیه؟  

  

             

      

          

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت 17:47     بيان انتقادات و پيشنهادات

پیشگویی به روش "شما و سیما" !

مسعود شصت چی فرداشب "شاعر" می شود!

سلام !

تعجب نکنید.من پیشگو نیستم.

اینو بر اساس پشت صحنه ای که از" مرد هزار  چهره" تو برنامه ی "شما و سیما" پخش شد دارم می گم. 

 توی این برنامه یه لحظه روی کلاکت زوم کردن که روش نوشته شده بود :

 

(کارگردان : مهران مدیری/ پروژه : مرد هزار چهره/ نویسنده : امیر مهدی ژوله/

قسمت: نهم / سکانس : 14/ مکان : کافی شاپ گالری/ کاست : 43/ تاریخ : 25/12/86).

دوتا سکانس هم بیشتر ازش نشون ندادن :

1 . ( آقای مدیری در حال خوندن یه شعر) : "پول گاز را باید بدهیم / دوبله پارک نکنیم." (به همراه جمع): "به به ! به به !"

نادر سلیمانی :" آب قند بیارید ;  این بچه غش کرد !"

 ( شادی احدی فر همونجور نشسته غش می کنه) .

آقای مدیری :" خب نه... کات... خیله خب . فیلمو ببینیم...".

2 . سلیمانی : "ما اینجا هر کاری از دستمون بر بیاد برای این خانه می کنیم(به همراه مدیری : ) به به ! به به !"  .

 صحت : تی می کشیم . ظرف می شوریم . آب حوض... 

 (خنده ی نادر سلیمانی و بعد آقای مدیری و بعد بقیه( قطع فیلم برداری) ;

به این دلیل که سروش, جاروی توی دستش رو از پشت گرفته روی آتیش شمعهای روی میز و داره می سوزوندش ! ) .

منتظر عکسها و  گزارش کامل از برنامه ی "شما و سیما " و

 عکسهای جشن اخیر شبکه سه باشید .

 

 

                 هفتاد و هفت / عکس : صامده

 

 

هفتاد و هفت/ عکس : صامده

صامده.

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 8 فروردین1387 ساعت 18:22     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکس مرد هزار چهره

    سلام دوستان؟

دیشب "مرد هزار چهره" رو دیدین؟

مسعود شصت چی حالا شده یه پلیس وظیفه شناس!

دیشب هم یکی از بهترین قسمتهای سریال بود  و خیلی خنده دار بود

واقعا نمیشه از بازی عالیه مهران مدیری در نقش مسعود شصت چی گذشت

به نظرم مهران مدیری یکی از بهترین بازیهاشو ارائه داده

راستی نظرتون راجع به بازی مهران مدیری در نقش مسعود چیه؟

شما هم با من هم نظرین ؟

راستی بچه ها دایره زنگی رو دیدین؟

یکی تعریف کنه برامون ازش چطور بود؟ راضی بودین؟

نقش مهران مدیری در این سریال چی بوده و ...........؟

   اینم یه سری عکس ببینید و لذت ببرید

                     

                    

                    

                    

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 7 فروردین1387 ساعت 9:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکسهای مرد هزار چهره

سلام اینم یه سری عکس جدید

 

 سلاخی می گریست به قناری کوچکی دلباخته بود!

                

                

                

                 

                

                

                 

                

                

               

               

                

                

              

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت 9:19     بيان انتقادات و پيشنهادات

بازم شکایت شروع شد

سلام بازم شروع شد

شکایت و شکایت کشی

مگه اینطور نیست؟خداییش اینطور نیست؟

به نظر من قصد توهين به ثبت احوال شيراز در اين مجموعه وجود نداره به هر حال نام هر اداره و شهر ديگري هم برده شود با اعتراض اداره و شهر مربوطه واقع مي شود. اداره ثبت احوال شيراز بايد خوشحال باشه كه بدون هيچ هزينه اي اسم ثبت احوال شيراز در كشور فراگير شد.

البته مردم تفاوت طنز با فيلم مستند را مي دانند و مي دانند كه اين سريال تاكنون كه دو قسمت آن پخش شده قصد توهين به شهر و اداره اي را نداشته است و تنها قصد شادي مردم را دارند و

    اين طنز لبخندي بر لبان مردم ايران نشانده است.

 نمیدونم پس کی باید ظرفیت انتقاد رو پیدا کنیم

 

      بیاییم بزرگ شویم و ایرادات بحق نظام اداری کشور را با لبخندی تلخ پذیرا باشیم

 

                      شکایت ثبت احوال فارس از سازندگان مرد هزار چهره

اداره كل ثبت احوال استان فارس از تهيه كنندگان مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

به گزارش الف، وکیل اداره كل ثبت احوال استان فارس ، با تهیه و تقدیم دادخواستی به دادگستري فارس از مسئولان و دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شیراز و القاي سوئ استفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز.

در اين دادخواست،  ثبت احوال استان فارس خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است.

سریال طنز مرد هزار چهره با کارگردانی و بازی مهران مدیری از روز اول فروردین 87 ، هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش می شود. در قسمتهای اول و دوم این سریال، دیوانسالاری پیچیده و نظام اداری کشور بطور غیر مستقیم به باد تمسخر گرفته شده است.

در سریالهای مشابه و طنزهای انتقادی قبلی مهران مدیری، ناهنجاری های نظام اداری و سیاسی کشور بدون اشاره مستقیم به سازمان یا محلی خاص، نقد می شد اما در داستان "مرد هزار چهره" ، ناهنجاری های اداری در اداره ثبت احوال شیراز- به عنوان نمونه ای از ادارات کشور - اتفاق می افتد.

    منبع: سایت خبری الف

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت 19:35     بيان انتقادات و پيشنهادات

"مسعود شصت چی" قسمت سوم

    سلام بچه ها خوبین؟

     ببخشید دیر شد مشکل از کامپیوترمه

    راستی چه خبر از مسعود شصت چی؟

    تا حالا سه قسمت پخش شده نظرتون چیه؟

   به نظرتون کدوم سریال اول میشه؟

    مرد هزار چهره ؟ پیامک از دیار باقی ؟ یا نشانی؟

    راستی به نظرم دیشب یکی از خنده دارترین قسمتها بود این اولین جایی بود که مسعود  رو اشتباه میگیرن

     و یه چیز جالب هم فال حافظ گرفتن پدر مسعوده که معرکه ست اینطور نیست؟

    خیلی با نمکه

     دیشب دستشویی رفتن مسعود هم خیلی با حال بود ما که کلی لذت بردیم

    حالا عکسها رو ببینین امیدوارم خوشتون بیاد

 

                           

                       

                       

                        

                       

                       

                        

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت 9:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» باغ گیلاس....
» محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!
» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
وبلاگ اختصاصی سحر قریشی
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com