تبليغاتX
مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون
 
امروز   به وبلاگ مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

ارتباط با مدير


آرشيو مطالب
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگي فيلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

عضويت در خبرنامه

شما مي توانيد با وارد کردن ايميل خود در اين قسمت، از به روز شدن اين وبلاگ با خبر شويد.





Powered by WebGozar


آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

تبليغات

براي تبادل بنر، ابتدا کد بنر و آدرس سايت يا وبلاگ خود را در قسمت نظرات قرار دهيد تا پس از بازديد از سايت يا وبلاگ شما، از تبادل بنر با خبرتان کنيم.
مهران مديري، اسطوره ي تكرار نشدني تلويزيون

بيا تو کلوپ Come2Club
جشنواره ي سينماي ايران


محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!

 

محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!

 

www.atipic.blogfa.com

 

با تشکر از دوست خوبم نیلوفر

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 19 آبان1388 ساعت 17:7     بيان انتقادات و پيشنهادات

یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری

 

 یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری

 

 www.atipic.blogfa.com

جلد 48 زندگی ایده آال بنا بود سر آغازی باشد برای انتشار داستان های فکاهی گم شدن هواپیمای هنرمندان.

ابتدا برای عکس روی جلد می خواستیم از تصویر هنرمند دیگری استفاده شود و تنها برای شوخی چسب زخمی بروی پیشانی اش زده شود.

چند شب قبل از صفحه بندی بنا به ملاحظاتی  مجبور شدیم از عکس دوست مورد نظر چشم پوشی کنیم  و تصمیم گرفته شد تا مهران مدیری جایگزین شود.

اما اشتباهی که در طراحی عکس جلد مجله  روی داد باعث آزردگی خاطر  مهران عزیز شد.

مهران مدیری جدا ازآانکه برای من دوستی خوب و همکاری قابل احترام محسوب میشود هنرمندی است استثنایی که نظیرش نبوده و نیست.

اخیرا درباره ناراحتی اش از جلد ایده آل باهم صحبت کردیم و من سعی کردم  متقاعدش کنم که آن مورد را  اشتباهی کودکانه به حساب آورد .

رفتار و متانت فوق العاده اش در برخورد با این مسئله خیلی برایم  باارزش بود.

به هر جهت مهران مدیری آنقدر بزرگ است که هیچ کدام از این زشتی ها نمی تواند ذره ای بهه او آسیب برساند.

به امید موفقیت روز افزون برایش.

آمین

 منبع:وبلاگ هواداران مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون

http://www.atipic.blogfa.com

 


http://atipic.blogfa.com/

آخرین خبرها از پروژه جدید

 

فهرستي از آخرين دستمزد دريافتي 38 بازيگر،

مهران مدیری 100 میلیون تومان

 

شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد

 

مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!

 

خواستگاری

مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد!

 

 علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 17 آبان1388 ساعت 13:42     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری یکی از تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام +سيامك انصاري و علاقه به كيانوش «شب‌هاي ب

 

بهاره رهنما:مهران مدیری یکی از تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام

 

 

بهاره رهنما گفت وگویی باایران دخت کرده وگفته است :از ۱۲ سالگی رویای من این بود مردی که  وارد زندگی من می شود مرد آرتیستی باشد یعنی دوست داشتم که هنرمند باشد.

 -اول که پیمان را دیدم طبیعتا به خطر مشخصه های ظاهری خودش هم بود دیدم پسر حوش قیافه ای است وجذب شدم .

 - به اذعان خیلی از آدمهای اهل فن ،نگاهی که پیمان به زن دارد بخشی از آن به روحیه عجیب وغریب و شوخ طبعی من برمی گردد

مهران مدیری یکی از تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام .اما بسیار خوب وشخصیت ویژه ای است .پیمان قاسمخانی آدم بسیار باهوشی است و خیلی هم غیر قابل پیش بینی و من فکر می کنم این یکی از خصوصیات مهم آدمهای باهوش است .

 -پیمان آدمی نیست که آن چیزهایی را که دوست دارد را بروز دهد.فکر می کنم این تضاد ویژگی آدمهای نابغه است و فکر می کنم پیمان قاسمخانی یک آدم نابغه است .

 ـپیمان آدم خیلی خاصی است ووقتی با او آشنا شدم مرد ایده آلی برای زندگی بود .آن موقع اینطور فکر می کردم  الن هم که ۳۶ سال دارم شاید طور دیگری فکر می کنم .ولی این را می دانم که اگر باز هم برگردم بااو حتی با نگاه الانم هم ازدواج می کنم .

 - تحمل کردن من درزندگی مشترک خیلی سخت است و هرروز یک مدل هستم خیلی حساسم و خیلی روحیه ماجراجویی دارم . پیمان می گفت من با یک بمب ازدواج کرده ام


 

سيامك انصاري و علاقه به كيانوش «شب‌هاي برره» 
خيلي دوست ندارم در كارهاي جدي بازي كنم

 

 

سيامك انصاري كه به بازيگر ثابت كارهاي مهران مديري مبدل شده‌است، امسال در «مرد دو هزار چهره» نقش خودش را بازي كرد؛ او درباره روندي كه در اين سال‌ها طي كرده و اين كه چقدر تلاش كرد تا نقش‌هاي متفاوتي را بازي كند، گفت: من چندان تعيين‌كننده نبودم؛ ولي تا آن‌جا كه مي‌توانستم براي ايفاي نقش‌هاي متفاوت تلاشم را كردم.

اين بازيگر در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه در كارهاي طنز مهران مديري آيا تا به ‌حال اتفاق افتاده نقشي به او پيشنهاد شود كه او دوست نداشته و آن را نپذيرفته باشد؟

گفت: اگر شخصيتي كه به من پيشنهاد شده را دوست نداشته‌ام، مشخص بوده كه آن را دوست نداشته‌ام اما بازي كرده‌ام.

وي در پاسخ به اين پرسش كه در بين نقش‌هايي كه بازي كرده‌، كدام نقش را بيشتر دوست داشته‌است؟ اظهار كرد: نقش كيانوش در «شب‌هاي برره» را خيلي دوست داشتم.

سيامك انصاري در پاسخ به اين پرسش كه فشردگي كارها و كامل‌نبودن متن‌ها چه دشواري‌هايي را براي بازيگر در پي دارد؟

 گفت: وقتي سفارش اين كار طي اين مدت داده مي‌شود، طبيعتا هيچ‌كس نبايد انتظار كار فوق‌العاده‌اي از نويسنده، كارگردان و بازيگران داشته باشد. بضاعت همين است كه ديده شد؛ مگر اين‌كه برنامه‌ريزي درستي باشد و انتظارها هم از يك گروه به حق باشد. چگونه است كه به يك گروه هزينه هنگفت و چندسال وقت مي‌دهند و نتيجه كار هم همان تعداد بيننده مي‌شود كه از يك كار 90 شبي ديدن مي‌كنند. به نظر مي‌رسد يك جاي كار ايراد دارد.

وي ادامه داد: اگر به اين گروه هم فرصت بيشتر و بودجه مناسب‌تري بدهند، مطمئنا كار بهتري ارايه خواهند داد؛ بايد كمي توقع‌ها را تعديل كرد و انتظار نداشت كه طي يك‌ماه متني نوشته شود و كاري ساخته شود.

انصاري سپس در پاسخ به اين پرسش كه آيا پذيرفتن سفارش‌ها در مدت زمان كم و درآوردن كارهايي كه به لحاظ كيفي چندان هم بد نشده‌اند، تلويزيون را به اين شيوه سوق نداده‌است؟

 گفت: من نمي‌توانم در مورد اين مسأله نظري بدهم؛ به هرحال اين روالي است كه ادامه داشته‌است و شروع اين كار هم تقريبا مي‌توان گفت از سريال «پاورچين» بود كه هر روز 45 دقيقه برنامه داشتيم؛ ما ديگر عادت كرديم و مي‌توانيم چنين كارهايي را انجام دهيم.

اين بازيگر در عين حال تصريح كرد: براي كارهاي 15 قسمتي كه قرار است در عيد ديده شوند، ديگر نمي‌توان مانند «نقطه‌چين»، «پاورچين» و «شب‌هاي برره» كار كرد. براي چنين كارهايي به پيش‌توليد نيازاست؛ نويسنده‌ها بايد فكر كنند و به هرحال اين‌قدرها هم سهل‌الوصول نيست.

انصاري در پاسخ به اين پرسش كه آيا قرار نيست در كارهاي جدي او را ببينيم؟

گفت: من خيلي دوست ندارم در كارهاي جدي بازي كنم. يكي – دو كار جدي هم كه بازي كردم، از دستم در رفت؛ مشابه نقشي كه در «دعوت» آقاي حاتمي‌كيا بازي كردم، خيلي مدل كار من نيست.

او در پاسخ به پرسشي ديگر درباره بازي در تله‌فيلم‌ها، خاطرنشان كرد: پيشنهاد بازي درچند تله‌فيلم را داشته‌ام اما نپذيرفتم. اما در يك تله فيلم با نام «هندوانه شب يلدا» به كارگرداني سعيد ‌آقاخاني بازي كردم كه راضي بودم؛ آقاي آقاخاني كارگردان بسيارخوبي هستند و اگر مجددا فيلم‌نامه‌اي اين مدلي به من پيشنهاد شود، بازهم حاضرم در آن بازي كنم.

سيامك انصاري در پاسخ به پرسشي درباره تفاوت سريال‌هاي مناسبتي با كارهاي روتين 90 قسمتي، اظهار كرد:

اين كارها دو ـ سه فرق اساسي با هم دارند؛ در طول سريال‌هاي 90 قسمتي ما خودمان را روي آنتن مي‌بينيم و همه شروع مي‌كنند خودشان را رتوش كردن؛ اين اولين فرق اساسي است؛ دومين فرقش هم اين است كه وقتي شما 15 قسمت از سريال را ضبط مي‌كنيد و سپس روي آنتن مي‌فرستيد، نمي‌دانيد چه از آب درآمده است و فرصتي براي اصلاح وجود ندارد. ضمن اين‌كه به لحاظ پيش‌توليد و توليد اين كارها با هم فرق نمي‌كنند.

اين بازيگر سريال‌هاي طنز خاطرنشان كرد: در طنزهاي نود قسمتي ما 8 ماه از سال را درگير بوديم. اما اين كارهاي 15 قسمتي، فوقش يك ماه وقت بازيگر را مي‌گيرد و بعد هم تمام مي‌شود و اصولا فيدبك چنين كارهايي هم در 15 روز است و تمام مي‌شود و مي‌رود؛ اما مي‌بينم گاه تكيه كلامي كه در يك سريال طنز نود قسمتي گفته شده، يك عمر باقي مي‌ماند و مدام هم شما را تكرار مي‌كنند.

انصاري در پاسخ به اين پرسش كه چه‌قدر درباره شخصيتي كه بازي مي‌كند، نظر مي‌دهد؟

 گفت:خيلي نظر نمي‌دهم؛ تنها زماني كه احساس مي‌كنم كلام يا عملي متعلق به من نيست و يا اشتباه نوشته شده‌است و نويسنده در مورد توانايي من تفكر غلطي داشته، به بحث مي‌پردازيم. ضمن اين كه هر شخصيتي كه تا به حال بازي كرده‌ام تا حدودي نزديك به شخصيت واقعي خود من بوده‌است.

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 0:43     بيان انتقادات و پيشنهادات

سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم+ عکس

 

 

سیامک انصاری در مصاحبه با زندگی ایده آل

با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم

www.atipic.blogfa.com  

 

همراهی مداوم با مهران مدیری،چقدر در علاقمندی تان به تلویزیون تاثیر داشته است؟

ببینید من بازیگر هستم و هرکس به من پیشنهاد بهتری دهد، با آنها کار می کنم. حتما گروهی که با مدیری کار میکنند و تهیه کنندگانش، به من پیشنهاد بهتری میدهند که با  آنها کار می کنم.

پیشنهاد بهتر، از نظر مالی؟

نه همه چیز بهتر است. شرایط مالی و کاری،در کنار هم قرار می گیرند.

آیا اتفاق افتاده فیلم نامه را براساس شما بنویسند؟           

شبهای برره و باغ مظفر،به این ترتیب بود.

مرد دوهزار چهره چطور؟

در مرد دوهزار چهره که خودم بودم.اما برای مرد هزار چهره،خیلی تردید داشتم که بتوانم نقش دکتر سهیل طبیبیان را بازی کنم یا نه؟

نقش دیگری می خواستید؟

آخه هیچ نقشی به اندازه ی نقش سهیل که پیمان برایش تعریف داشت، هنوز مشخص و تعریف نشده بود.

به نظر می آید مهران مدیری هم، از دوستان صمیمی تان باشد؟

آره، چون 8ساله باهم کار می کنیم، همدیگر را جلوی دوربین پیدا می کنیم و ذهنیت همدیگر را می شناسیم.هردو،زندگی خصوصی خود را داریم و دوست هم هستیم.

 

این مطلب هم جالب بود براتون تایپش کردم.

 

چطور شد سیگار را ترک کردید؟

یک دفعه تصمیم گرفتم.

بیمار شدید؟

آره، صبح ها که از خواب بیدار می شدم، احساس می کردم 2-3 تا وزنه سنگین روی سینه ام هست و خیلی درد می کرد.

 روی مناسبات اجتماعی ام تاثیر گذاشته بود، چون تا سیگار روشن می کردم، همه توجه شان جلب میشد و لباسم بو میگرفت.

دکتری رفتید که ازشما خواست سیگار را ترک کنید؟

نه،خودم خواستم. البته یکی از دوستان صمیمی ام، که متخصص ریه است، از من خواست رعایت کنم و گفت باید ارتباط ذهنیت را با ان قطع کنی.

خیلی جالب است بدانید غربی ها، سیگار را اختراع کردند و به جان ما انداختند و الان که به آنجا بروید، هیچ کدامشان سیگار نمی کشند.سیگارهایشان را در قفس می گذارند و اگر سیگار بکشی، شخصیتت را خرد می کنند.

اما اینجا بچه 12 ساله را به کیوسک بفرستی، به او سیگار می دهند.

منبع: www.atipic.blogfa.com


عکس از دوست خوبم فرشته

 

www.atipic.blogfa.com

 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 6 شهریور1388 ساعت 13:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری

 

 

  مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری

 

  www.atipic.blogfa.com

امروز داشتم به خاطرات شیرین گذشته فکرمی کردم خاطراتی که بابخشی از روزگار خوش کودکی پیوند خورده است خاطراتی که با یادآوری آنها شادی عمیقی وجودم را فرا می گیرد در گوشه گوشه خاطراتم یک هنرمند بی نظیر جای گرفته است. از وقتی که اوراشناختم 8 سال بیشتر نداشتم.

یادش به خیر 11 سال قبل برای اولین باربود که اورا دریک برنامه طنز بنام "جنگ 77 " دیدم.

اونقش "رامین"همسر زنی پرتوقع بنام مریم را بازی می کرد که همیشه برسر مسائل مختلف بایکدیگر بحث می کردند وقصه قهر وآشتی هایشان مدام تکرار می شد.

روزهای 8 سالگی ام بادیدن داستان های این زن وشوهر که شبیه بسیاری از زن وشوهرهای جامعه بودند می گذشت. باپایان این مجموعه بغض کودکانه ای گلویم را گرفت اما این دلتنگی ها زیاد ادامه پیدانکرد واوبا برنامه "ببخشیدشما" به صفحه جادو بازگشت.

90 شب با آدمهایی از حرفه های متفاوت صحبت کرد وپای درددلشان نشست. گاهی اوقات هم توی یک آیتم کوتاه نقش کارگردانی را بازی کرد که از علاقه مندان به بازیگری تست می گرفت اما وقتی می دید که هیچ کدام از آن آدمها استعداد بازیگری ندارند روبه دوربین لبخندی تلخ برلب می نشاند. قسمت آخر خودش مهمان برنامه بودآن قدرخشک وجدی از حرفه اش یعنی کارگردانی وبازیگری صحبت می کرد که باورنمی کردم اوهمان رامین "جنگ 77" وهمان مجری مهربان "ببخشیدشما "باشد. بیاد دارم که جمله پایانی او در قسمت آخر این چنین بود

"منتظر ما باشین خیلی زود برمی گردیم" اوبه عهدش وفا کرد وباقصه های فرود وفراز وشبنم خنده را به خانه های ایرانیان آورد.

همیشه درابتدای "پلاک 14 " پلاتو می گفت وگاهی اوقات هم پلاتوهایش را فراموش می کرد آنگاه بالبخندی شیرین رو به دوربین سکانس را تمام می کرد شبهای بسیار با کاراکترهای پلاک 14 زندگی کردم ودوستشان داشتم تا اینکه یک شب  او درحالیکه روی مبل وسط اتاق نشسته بود همراه باگروه 50- 40 نفری اش به علامت خداحافظی برایمان دست تکان دادورفت.

دیری نگذشت که 90 شب دیگر با مخاطبان بی شمارش همراه شد. بازهم داستان یک زن وشوهر بنام "میناومهران" که همسایه فضولی داشتند بنام "ارغوان" وعمویی که همیشه به فکر مرتب بودن موهایش بود. این بار فاصله خود را با مخاطب کم کرد وتلفنی به گفتگو با مردم پرداخت. به خاطر دارم که شبی که بادختری 3 ساله صحبت می کرد کودک باذوق وحرارت خاصی از علاقه اش به او وبرنامه های طنزش سخن می گفت.

دختربچه با شیرینی خاص کودکانه اش به او می گفت"من شمارو خیلی زیاد دوست دارم وقتی شما رو می بینم صفحه تلویزیون رو می بوسم" وپاسخ او اینگونه بود"منم همین طور منم شما رو خیلی دوست دارم " نمی دانم چه کرده بود که کودکی 3 ساله را تااین حد شیفته خود ساخته بود. روزهای پایانی پاییز79 با آخرین  قسمت های این سریال مصادف شد.

 

 پس از مجموعه "90 شب" روزی به طور اتفاقی عکس اورا در روزنامه دیدم در حالیکه اورا به

عنوان خواننده آلبوم "از روی سادگی "معرفی می کرد. بعداز آن تامدتی از او بی خبر بودم  تا اینکه نام اورا روی تیتراژ پایانی یک مجموعه طنز آیتمی دیدم که کارگردان از صدای جذاب وگیرای او به عنوان گزارشگر 2 تیم سبزپوش ونارنجی پوش استفاده کرده بود.و انصافا که چه زیبا گزارش می کرد.

سال 80 از گوشه وکنار شنیدم که او برنامه ای بنام "طنز 80 " را روی آنتن شبکه تهران برده است افسوس که آن برنامه ازشبکه های استانی پخش نشد وصد افسوس که از دیدن یکی دیگر از آثارش محروم بودم.

پس از طنز 80 اوتبدیل به یک والد پردردسرشد. "علی پورحاتم"  پدری مهربان با 4 فرزند یتیم بود که دست آخر کارخودش را کرد وبازنی بیوه ازدواج کرد تا سریال "دردسر والدین " پایان خوشی داشته باشد.

 روزها وشبها یکی پس از دیگری سپری می شد تا اینکه شبکه 5 شاهکار جدید اورا به مردم معرفی کرد.

"پاورچین" زیباترین سریال طنز آن روزها اثرجدیدی ازآن طناز نابغه بود. حالا دیگرهمه جا سخن از داوود وفرهاد وسپهر وشادی ویاسمن بود. ماههای سرد سال 81 با گرمایی که گل سرسبد طنزهای تلویزیونی یعنی پاورچین به خانه های مردم می داد سپری می شد.

پس از 135 قسمت آن شخصیتهای دوست داشتنی به سرزمین خیالی شان "برره" باز گشتند تاخاطره شیرین آنها برای همیشه در ذهن مردم بماند. پس از پایان پاورچین غم عجیبی وجودم را فرا گرفت این غم وناراحتی دردی ماه 82 باوقوع زلزله دلخراش بم به اوج خود رسید 3 روز پس از وقوع زلزله اومهمان برنامه "پنجره "شد چنان از سر دلسوزی سخن می گفت که من ازاینکه یک ایرانی ام وهموطن هنرمند متعهد ودلسوزی چون او به خود بالیدم وبه هواداری ازچنین انسان شریف ومهربانی افتخار کردم.

دقیقا یک هفته بعد او در هیئت  کارآگاه اداره خیالی کشفیات به همراه دستیارش ساعد به صفحه جادوبازگشت تا نسل هرچه خلافکار است ازبیخ وبن قطع کند اما پس از چند قسمت مسیر مجموعه را به خواست مردم تغییر داد وکارآگاه پشندی تبدیل شد به اردل وباجناق کاراکتری ماندگار بنام بامشاد.

همان روزها وقتی که درخیابان قدم می زدم عکس اورا برسردرسینما دیدم درحالیکه جمعیت زیادی برای ورود به سالن منتظر بودند. "پرویز نشاط" برادر متعصب ناهید در فیلم سینمایی "توکیو بدون توقف" توانست مردم سینما گریز را با هنرهفتم آشتی دهد وبه یمن حضور او این فیلم پرفروش ترین فیلم سال لقب گرفت.

واما سریال پر مخاطب "نقطه چین " نتوانست موفقیت پاورچین راتکرار کند خوب می دانستم که او خسته است وآن انرژی سابق را ندارد پس از مدتها در اواسط تیرماه 83 نقطه چین به پایان رسید وباز هم آن بغض همیشگی به سراغم آمد.

          

یکی از روزهای سرد بهمن 83 وقتی که از کناردکه روزنامه فروشی رد می شدم عکس اورا روی مجلات مختلفی دیدم وهمه آنها را خریدم اوبه مدت 3 شب ودر 5 سانس چیزی حدود 10 هزارنفر را به سالن میلاد تهران کشاند ونشان داد که درهمه عرصه ها موفق است ومن افسوس می خوردم که چرا جزء تماشاچیان این کنسرت نیستم ونمی توانم تشویقش کنم تشویق هم برای خواندن وهم برای سالها خنداندن ملتی که سخت می خندد وراحت می گرید...

به هرترتیب نوروز 84 از راه رسید هنوزهم با یادآوری آن تعطیلات لبخندی شیرین بر لبانم نقش می بندد این بار نام او "بیژن جمالی" بود برنده یک دستگاه خودروی آخرین مدل که درنهایت هم آن را ازدست داد. هرچند درجایزه بزرگ در حدواندازه های خودش ظاهر نشد اما این سریال  13 قسمتی هم توانست نمره قبولی را ازمخاطب دریافت کند.

پس از جایزه بزرگ برای دیدن اثرجدیدش لحظه شماری می کردم درسومین فصل سال "شبهای برره" او نشاط خاصی رابه خانه های ایرانیان بخشید. این بار او روایتگر قومی عجیب وغریب شد که باوجود خیالی بودنشان درجامعه  مابه ازا  داشتند دراین مجموعه هنر اورا در اوج پختگی وکمال یافتم. شبها بادیدن شبهای برره می خندیدم وروزها بادیدن حجم عظیم انتقاداتی که به این برنامه وسازنده اش وارد می شد بسیارغمگین می شدم تا اینکه او جوابیه ای به انتقادات نوشت امانقادان "منتقدنما" حتی به جوابیه منطقی او هم خرده گرفتند.

باینکه شبهای برره رابسیار دوست داشتم وعزیز می پنداشتم اما آرزو می کردم که ای کاش زودتر تمام شود زیرا که آثارخستگی درچهره اونمایان بود. این سریال طنز به معنای واقعی چندروز مانده به آغاز ماه محرم نیمه تمام وبرای همیشه به پایان رسید.

 ومن خوشحال بودم از اینکه او ازبند انتقادات مردم ومنتقدین رهایی یافت وغمگین بودم چون می دانستم که تامدتها بر نمی گردد.

یکسال بعد او راوی داستان 2 خان اصیل تهرانی شد. "مظفر زرگنده" اشراف زاده ای نجیب وباانضباط بود که او نقشش را به خوبی هرچه تمام تر ایفا می کرد شخصیتی که تا مدتها نوع ولهجه صحبت کردنش برای مردم کوچه وبازار الگو شده بود اما او برای تامین مخارج برنامه اش مجبور شد که به تبلیغات روی بیاورد  وهمین تبلیغات باعث افت کیفی مجموعه ای شد که به نظرم این پتانسیل راداشت که به یک اثر ماندگار تبدیل شود. این سریال 45 قسمتی خیلی زود به پایان رسیدوسال 85 باهمه تلخی ها وشیرینی هایش گذشت.

سال بعد هیچ خبری از او نشد تااینکه شنیدم در 2 فیلم سینمایی بنام های "دایره زنگی" و"همیشه پای یک زن درمیان است" بازی کرده است. قرار بود هردو فیلم درجشنواره فیلم فجر به نمایش دربیایند اما دایره زنگی از جشنواره خارج شد وهمیشه پای یک زن درمیان است ماند وبهترین فیلم از نگاه تماشاگران نام گرفت واورا نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد کرد اما او این بارهم مظلوم واقع شد وجایزه ای که حق او بود به دیگری داده شد.

وامانوروز سال گذشته شخصیتی دوست داشتنی باتکیه کلام "به به" جای خودرادردل ملیون ها ایرانی باز کرد. مسعود شصت چی مرد هزارچهره ای بود که خیلی زودتبدیل به یک کاراکتر فراموش نشدنی شد. او بادفاعیه زیبایش دردادگاه به همه ثابت کرد که توانایی بازی درهر نقشی اعم از جدی وملودرام را داراست.

همزمان با پخش این اثر قوی وپرحاشیه دایره زنگی هم اکران شدوخبر فروش آن چنانی اش همه جا پیچید. همه می دانستندکه یکی از دلایل میلیاردی شدن این فیلم حضور اوست. شاید اگر او نبوداین فیلم پرستاره پرفروش ترین فیلم سال نمی شد.

بعداز دایره زنگی همیشه پای یک زن درمیان است برروی پرده نقره ای سینما قرار گرفت تا تماشاگران بی شماری را برای دیدن گریم ونقش متفاوت این وکیل ضدزن به سینما بکشاند.

این فیلم هم میلیاردی شد تا همه باور کنند که او پولساز ترین بازیگر تلویزیونی سینماست.

www.atipic.blogfa.com

پاییز سال گذشته اوبه همراه 3 خواننده دیگر در کنسرت یونیسف به هنرنمایی پرداختنداین بارهم مثل همیشه موفق عمل کرد وبا وجود اینکه مدت اجرای او کمتر از 3هنرمنددیگر بود اما بیشتر ازهمه آنهامورد تشویق حضار وهوادارانش قرار گرفت.

نوروز امسال همانند سالهای 84 و87 پر از خاطرات شیرین بود. بازهم مسعود شصت چی گویا شیطنت های او تمامی نداشت. دلش می خواست باکلاهبرداریهای آگاهانه اش هم ایرانیان رابخنداند وهم به آنها تلنگری بزند که به جامعه پر از ضعف وکاستی شان بیشتر بیندیشند سرانجام او به ناکجا آباد خیالی برره فرستاده شد تا سرنوشت کیانوش استقرار زاده یک بار دیگر تکرار شود.

اکنون او درحال تدارک مجموعه 90 قسمتی دیگری برای فصل خزان است.

بازهم پاییز بازهم شبهای سرد وطولانی که با سریالهای زیبای او گرمتر وکوتاه تر به نظر می رسد.

او نابغه ای است که همه مادوستش داریم وبه هنرناب واستعداد بی نظیرش واقفیم.

او کسی نیست جز"مهران مدیری"

همان اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون...

همان شاه ماهی طنز ایران

وهمان مستعدترین هنرمند طنز کشور.

برای مهران مدیری عزیزآرزوی سلامتی می کنم امیدوارم همچنان در این عرصه بماند وایرانیان راشادنگه دارد.

 

با تشکر از دوست خوبم مریم بخاطر نوشتن این مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 14:37     بيان انتقادات و پيشنهادات

اندر احوالات مهران مدیری

 

    اندراحوالات مهران مدیری

 

                          www.atipic.blogfa.com

مرد هزارصدا آن خالق برره ،

 آن مرد هزار چهره ،

 آن ناجی برنامه های بی نمک ،

آن مظهر کمدی بی کلک ،

 آن شهره خاص و عام،

آن محبوب پورمحمدی،

 آن خیره به دوربین ،

آن معروف آن و این ،

آن انصاری یار جانی،

آن نویسنده اش برادران قاسم خانی،

آن مبدع پاچه خواری،

آن ساری دائما جاری،

آن طباخ نوچوفسکو،

آن آکل نان با کوکو،

 آن سازنده پاورچین،

آن صانع نقطه چین،

آن ضابط نودشبی،

آن رابط خوانندگی و بازیگری،

آن دارنده خلاقیت و نبوغ،

آن سکانس هایش همه شلوغ،

شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری،

از اعاظم سریال سازی بود و

 استاد بازی بود و از همه کس راضی بود .

از کرامات او این بود که چون به دنیا آمد هرکاری می کرد خلق را خنده می آمد پس ده شیخ بروی ظاهرشدند و به دنبال علت گشتند

 پس گفتند :"خمیرمایه اش از طنز است "

 و این از کرامات بود و درکارشات بودتانوروز هفتاد ودو پس به جام جم افتاد و حالی خوش به ملت دست همی دادوسالی بعد باجمعی از شباب ساعت خوش بساخت و خود را چون شیخ منوچهرنوذری-رحمه الله علیه - راست کردو مسابقه هفته را به زیورشوخی بیاراست.

آورده اند از آن به بعد سریال طنز همی ساخت و چنان سریع بود که صبح دوربین ها علم می کرد و نگاتیوها ضبط می کرد . پس شب خلق همان را می دیدند، علت پرسیدند فرمود:"کار روتین هرشبی اینه "

و اورا "ذوالهدایتین" نامیدند چون با ساعد هدایتی و محمدرضا هدایتی عهد کرده بود فیلمی نسازد جز آنکه آنها درآن نباشند و ایضا با سیامک انصاری و بقیه اعوان انصار.

و آورده اند به سالی برره خلق کرد با نوچوفسکو و پاچه خواری و داونه و شادنه و چون موعود پخش آن می رسید کوی و برزن خلوت می شد این از کرامات خاص او بود .

پس به کار سینماتوغراف شد و او را نامزد سیمرغ کردند برای فیلم شیخ تبریزی که نبگرفت.

و نقل است او را ته صدایی بودپس آن را رها کرددرسریالها و آن چه خوانده بود درکاست کرد و چندتایی کنسرت بداد و برخی را نداد

پس حسودان گفتند اورا مهره ماری است که دلهای مردم و مسئولان باهم ربوده پس شیخ نو گفت همینی هست که هست و هربار می فرمود این بار آخر است که دست به طنز برم و این را بارها گفت و به سالی نشده سریال مجدد می ساخت و این استحکامات خاص او بود و اورا کلمات عالی است

گفت :" می شه بشه "

و گفت:" من اشتباهی ام "

 و گفت:" مربا بده بابا "

 و گفت:" افتاد الان "

و گفت:" ها ای که وگفتی یعنی چه !"

 

و درآخر کارش آورده اند چون هردستش برآتش یک هنربود ویک روز به سریال بود و یک روز به فیلم و روز دیگر به موسیقی پس درآتش هنر بسوخت .

منبع:گل آقا

 

                            با تشکر از دوست خوبم پرستو 

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 25 مرداد1388 ساعت 11:44     بيان انتقادات و پيشنهادات

سحر زکریا:مهران مدیری روحیه متفاوتی دارد+عکس گفتگو با نویسندگان

 

سحر زکریا:
مهران مدیری روحیه متفاوتی دارد
 
www.atipic.blogfa.com
 
من خیلی علاقه ای به کار طنز نداشتم. ولی به نظرم کار آقای مدیری در بین کارهای طنز حتی اگر ضعیف هم باشد همیشه بهترین کار بوده در مورد کار امسال همه فکر میکردن که باید مانند سال گذشته خیلی خوب باشد و توقع بیشتری داشتن با این وجود باز هم در بین کارهایی که پخش شد بهترین بوده.
من به دلیل این که پاورچین رو با آقای مدیری کار کردم و هنوز هم که هنوزه مردم آن سریال رو به یاد دارن دلم می خواست اگه قراره در کار طنز تلویزیونی کار کنم کار آقای مدیری باشه.البته قسمتی که من حضور داشتم نقش خودمو بازی کردم به هر حال به نظرم داستان مرد دو هزار چهره داستان خوبی بود
 
خود مهران مدیری شخصیتی جدی دارد و وقتی می بینیدش آدم شوخ و طنازی نیست. شاید گاهی اوقات چیزایی بگوید که خنده دار باشد اما من اصلا او را مثل مجید صالحی یا جواد رضویان نمی بینم. روحیه هاشون بسیار متفاوت است
 

 گفتگو با نویسندگان مرد دوهزار چهره

مهراب قاسم خانی: مهران بیش از هفتاد درصد پروژه شب ها در لوکیشن میخوابید . یعنی  بی خیال چیزی که می ساخت نبود.

خیلی روزها بود که با آمپول سرکار می ایستاد و شب هم در لوکیشن می ماند.

میخواهم بگویم که همه ما تلاشمان را کردیم که کار خوب از کار در بیاید .

من خودم سه قسمت را دوباره نوشتم  و مهران هم خیلی چیزها را بارها تکرار میکرد و من مطمئنم مهران هم میدانست  که خیلی چیزها در نمی آید و سعی  میکرد این مشکلات را حل کند.

 

 
www.atipic.blogfa.com
 
 
www.atipic.blogfa.com
 
 
 
                                                                      ساقی
 
 
 

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 4 اردیبهشت1388 ساعت 14:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

«راسته که مهران مديري ميليونره؟»+از رتبه‌بندي پرمخاطب‌ترين سريال‌هاي نوروز خبري نيست


 
راسته که مهران مديري ميليونره؟
 
همه خاطرات فلامک جنیدی از حضور سر صحنه «کلاه قرمزی 88»
سینمای ما - فلامک جنیدی: چشم که باز مي کنم مي دانم که امروز روزم نيست. خواب بدي ديده ام. گردنم طبق تمام روزهايي که شب قبلش خوب نخوابيده ام، گرفته است. ولي اينکه بفهمي يک روز روزت نيست دليل نمي شود کارهايت را انجام ندهي پس راهي باشگاه مي شوم. جلوي آسانسور عمو قربان سرايدار مجتمع دارد با يکي از ساکنان جر و بحث مي کند. هيچ کدام جواب سلامم را نمي دهند. طبق معمول اين جور روزها جلوي باشگاه جاي پارک پيدا نمي کنم. دل به دريا مي زنم و جلوي تابلوي پارک ممنوع ماشينم را پارک مي کنم. در باشگاه تمام دستگاه هاي بدنسازي اشغال است. براي هر دستگاه بايد يک ربع منتظر شوي و هنوز پنج دقيقه نشده روي دستگاهي که مي بيني پنج نفر پشت سرت صف کشيده اند و چپ چپ نگاهت مي کنند. از کي تا حالا مردم اينقدر ورزش مي کنند؟، بعد از يک ساعت وقت تلف کردن بدون اينکه بدنم حتي گرم شده باشد از باشگاه مي زنم بيرون و دو سه متري مانده به ماشينم که برگه جريمه را روي شيشه ماشين مي بينم، موبايلم زنگ مي زند. شماره غريبه است. چرا بايد جواب بدهم. امروز حوصله خودم را هم ندارم، چه برسد به غريبه ها. جواب مي دهم به اين اميد که خبرنگاري باشد و من با جواب هاي سربالا بتوانم حرصم را سرش خالي کنم. آخر من گاهي آدم مريضي مي شوم. مخصوصاً در روزهايي که روزم نيست. آن طرف خط آقايي مي گويد قرار است براي عيد کلاه قرمزي ساخته شود. ازم مي پرسد دوست دارم يک روز را مهمان کلاه قرمزي باشم؟

روزم ساخته مي شود. امروز روز من است.

10 اسفند 87

مادرم کله سحر زنگ مي زند. در صدايش چيزي است که مي فهمم براي يک کار خاص زنگ زده. سردستي احوالم را مي پرسد. دو سه جمله يي درباره مهرانا خواهرزاده ام مي گويد که آخرش هم نمي فهمم سرما نخورده يا خورده و حالا خوب شده و بالاخره مي رود سر اصل مطلب؛ «راسته که قراره براي کلاه قرمزي بازي کني؟» به مادرم نگفته بودم. مي خواستم روز پخش يکدفعه من را کنار کلاه قرمزي ببيند و ذوق کند. ولي انگار اين روزها ديگر نمي شود کسي را ذوق زده کرد. روزنامه ها کار خودشان را کرده اند.

گويا کلاه قرمزي براي روزنامه ها هم مهم است.

2 فروردين 88

«مطمئني نوار تو دستگاه هست؟»، «بله خودم گذاشتم.»، «حالا يه بار ديگه هم چکش کن.»، «ضبط که مي کنه؟»، «حواست باشه روي قسمت هاي قبلي ضبط نشه.»، «انگار رنگ تلويزيون مثل هر روز نيست.» اينها حرف هاي هر روز نيم ساعت مانده به پخش کلاه قرمزي در خانه مادرم است. مهرانا به سفر رفته و از مادرم قول گرفته تمام قسمت هاي کلاه قرمزي را برايش ضبط کند؛ همه همه را از اول تا آخر همه هم با تيتراژ اول و آخر. گويا کلاه قرمزي براي مهراناي هفت ساله هم عزيز است.

7 فروردين 88

شب که به خانه برمي گردم، عمو قربان پاي آسانسور ضمن کمک دادن به آقاي تعمير کار براي راه انداختن آسانسور دارد برايش تعريف مي کند که چطور کلاه قرمزي از امين حيايي مي خواسته که بگذارد صحنه هاي عاشقانه فيلم ها را او جايش بازي کند و آقاي تعميرکار هم ريزريز مي خندد. گويا کلاه قرمزي براي عمو قربان سرايدار افغاني مجتمع مان هم جذاب است.

15 فروردين 88 تا امروز

اين روزها همه جا به غيراز سوال هميشگي؛ «راسته که مهران مديري ميليونره؟» سوال هاي ديگري هم ازم پرسيده مي شود؛ «جاي کلاه قرمزي، حميد جبلي حرف مي زنه ديگه، مگه نه؟»، «ايرج طهماسب خودش هم به خوش اخلاقي جلوي دوربينش هست؟»، «وقتي حميد جبلي جاي کلاه قرمزي حرف مي زنه کجا نشسته، زير مبله؟»، «صداي پسرخاله رو کي ميگه؟»

گويا به جز من، مهرانا، مادرم، عمو قربان و روزنامه ها يک چند ميليون نفر ديگري هم هستند که کلاه قرمزي را دوست دارند.

مي شود فکر کنم کلاه قرمزي برايم عزيز است چون ازش خاطره دارم. ولي مگر نبوده اند فيلم هايي که ازشان خاطره داشته ام و وقتي بعد از سال ها دوباره ديدم شان به نظرم رسيده به آن خوبي هم که فکر مي کردم، نبوده اند و پشيمان شده ام از ديدن دوباره شان.

مي شود فکر کنم کلاه قرمزي را دوست دارم چون حميد جبلي و ايرج طهماسب کارشان را بلدند و مي دانند چطور برنامه يي بسازند که به دل بنشيند. ولي مگر نيستند کسان ديگري که هر چند تعدادشان در تلويزيون کم شده است ولي کارشان را بلدند و موفق هم هستند اما اين اندازه کارهايشان به دلم ننشسته است. مي شود فکر کنم کلاه قرمزي را دوست دارم چون به من يادآوري مي کند قرار نيست هيچ وقت اشتباه نکنم. عيبي ندارد اگر گهگداري خودخواه شدم يا بدجنسي کردم يا حتي دروغ گفتم. که اگر عزيزانم به خاطر کارهايم دعوايم کردند معني اش اين نيست که ديگر دوست ندارند همان طور که آقاي مجري کلاه قرمزي را با همه اشتباه ها و ندانم کاري هايش دوست دارد و دعوايش هم مي کند. ولي مگر فقط کلاه قرمزي اينها را به يادم مي آورد. مي شود همه اينها باشد و اينکه من کلاه قرمزي را دوست دارم چون دوست داشتني است و خوشبختانه من هنوز ديگر آنقدرها مريض نشده ام که چيزهاي دوست داشتني را دوست نداشته باشم.

منبع : اعتماد
 
ساقی

 
كلاه‌قرمزي؟ مرد دوهزار چهره؟ ماه عسل؟ يا ...
از رتبه‌بندي پرمخاطب‌ترين سريال‌هاي نوروز خبري نيست

خبرگزاري فارس: صدا و سيما هرسال اقدام به رتبه بندي سريال‌هاي نوروزي خود مي‌كرد و طبق نظر سنجي‌هاي انجام گرفته، سريال‌ها را بر حسب تعداد و ميزان رضايت‌مندي مخاطبان رتبه بندي مي‌كرد كه آمار امسال هنوز اعلام نشده است.

                                  

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، چندسالي است كه توليد سريال‌هاي مناسبتي در شبكه‌هاي مختلف تلويزيون مد شده و هر شبكه‌اي تلاش مي‌كند در ايامي نظير ماه مبارك رمضان يا عيد نوروز كه افراد بيشتري پاي تلويزيون مي‌نشينند، با پخش سريالي ويژه آن مناسبت ، تعداد بيشتري از مخاطبان را به خود جلب كند و در اين ميان معمولا هر شبكه بهترين‌ها را به‌كار مي‌گيرد.
بنابراين گزارش، تلويزيون براي ماراتن نوروز امسال 4 سريال (اشك‌ها و لبخندها، ماه عسل، مرد دوهزار چهره و عيد امسال) در نظر گرفته بود كه سريال «اشك‌ها و لبخندها» به دليل قرار گرفتن در زير تيغ مميزي از حضور در اين ماراتن باز ماند و سه سريال باقي مانده در تعطيلات نوروزي پخش شدند.
تلويزيون سنت ديگري نيز پايه ريزي كرده بود كه آن اعلام ميزان مخاطبان و درصد رضايت‌مندي آنها از سريال‌ها بود كه امسال با گذشت حدود دو هفته از پايان پخش سريال‌هاي نوروزي هنوز هيچ آماري از سوي مركز تحقيقات اين سازمان منتشر نشده و مشخص نيست امسال مخاطبان رسانه ملي كداميك از اين سريال‌ها را بيشتر پسنديده‌اند.
به گزارش فارس، امسال مجموعه «ماه عسل» به كارگرداني «شاهد احمدلو» و تهيه كنندگي «مجيد اوجي» از شبكه دو سيما پخش شد. اين سريال بر اساس متني از «فلورا سام» ساخته شد و بازيگراني نظير سعيد پور صميمي، محمد مطيع، پروانه معصومي، نفيسه روشن، يوسف تيموري و ... در آن حضور داشتند.
مجموعه تلويزيوني «مرد دو هزار چهره» نيز در ادامه مجموعه موفق «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» روي آنتن شبكه سه رفت. در اين سريال كه داستان‌هاي آن را امسال خشايار الوند و اميرمهدي ژوله بدون حضور پيمان قاسم خاني نوشته بودند، بازيگراني نظير برزو ارجمند، فلامك جنيدي، مهران مديري، محمد رضا هدايتي، شقايق جودت، سيامك انصاري، سحر زكريا و ... نقش آْفريني كرده بودند.
سريال «عيد امسال» نيز كه از شبكه تهران پخش شد، اولين تجربه «سعيد آقاخاني» در كارگرداني سريال تلويزيوني بود. اين سريال نيز با مجموعه‌اي از بازيگران طنز ساخته شد و بازيگراني نظير مهران غفوريان، مجيد صالحي، علي صادقي، بهنوش بختياري، امير غفارمنش و ... حضور داشتند.
به گزارش خبرنگار فارس، در كنار اين ماراتن نفس‌گير پديده‌اي به نام مجموعه «كلاه قرمزي» نيز وجو داشت كه با توجه به اينكه اين سريال براي گروه سني كودك و نوجوان ساخته شده بود، توانست بسياري از بزرگسالان را هم پاي تلويزيون ميخكوب كند و موفقيت ديگري براي ايرج طهماسب و حميد جبلي رقم بزند. در اين سريال بازيگران مطرح سينما و تلويزيون نظير ابراهيم حاتمي كيا و امين حيايي نيز حضور داشتند.
راستي، آيا امسال سريال «كلاه قرمزي 3» در كنار ساير سريال‌هاي تلويزيوني در نظر سنجي‌ها حضور خواهد داشت؟
به‌نظر مي‌رسد اين سريال در كنار «ماه عسل» پرمخاطب‌از باقي سريال‌هاي نوروز88 بوده‌ باشند اما همه چيز به اعلام رسمي دست‌اندركاران مركز تحقيقات سازمان صداوسيما برمي‌گردد.

[+] نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 30 فروردین1388 ساعت 9:26     بيان انتقادات و پيشنهادات

مرد دوهزارچهره گامي حرفه‌اي در زمينه سريال‌سازي كمدي +همایون شجریان:کارهای مهران مدیری را دوست دارم

  مرد دوهزارچهره گامي حرفه‌اي در زمينه سريال‌سازي كمدي

سريال «مرد 2 هزار چهره» را مي‌توان گامي حرفه‌اي در زمينه سريال‌سازي كمدي در ايران دانست. اين موضوع از چند جهت كلي قابل بررسي است:

1-‌ شخصيت مسعود شصتچي در مرد هزار چهره رها نشده است و با بسط داستان از پتانسيل كار در دنباله‌سازي استفاده خوبي شده است. اين كار در سريال‌هاي خارجي به‌وفور انجام شده است.

2- مرد 2 هزار چهره در حفظ منطق داستان يك گام به پيش گذاشته است. اگر در سري اول شصتچي با هر كسي مي‌توانست اشتباه شود و منطقي بر اين اشتباه شدن حكمفرما نبود (اشتباه شدن با دكتر سپهر جندقي يا سرهنگ نيروي انتظامي)‌ اما در اين سري ما شاهد بوديم كه اشتباه شدن مسعود شصتچي قانونمند شده بود. همين‌طور به دليل مشكل رواني مهران مديري در داستان، بقيه حركات عجيب او را باور مي‌كنند (مثل كشتن مار توسط او يا برخوردش با عوامل فيلمبرداري و پيشنهاد ازدواجش به خانم زكريا)‌ يا مثلا زماني كه شصتچي در حال بازي كردن نقش خلبان است با يك خلبان اشتباه مي‌شود كه آن هم با گريمي كه شده است طبيعي جلوه مي‌كند يا خلبان كمكي اولين پرواز را تجربه مي‌كند و تمام سوال‌هاي شصتچي را امتحاني مي‌بيند كه كاپيتان واقعي در حال گرفتن از اوست.

3- در مرد 2 هزار چهره كل بار كمدي اثر به عهده شصتچي قرار گرفت و كمتر شخصيت جذابي به قصه‌ها وارد مي‌شد. برخلاف سري قبلي كه مثلا در محفل شاعران و نويسندگان كاراكترهاي فكرشده‌اي وجود داشتند يا مثلا در قسمت خانواده مافيايي شخصيت‌ها هر كدام جذابيت خاصي داشتند، اما در اين سري، آدم‌هاي حاشيه‌اي، بودنشان چندان تاثير‌گذار نبود و بازي خوب مديري در قسمت اول نويسندگان را از توجه به شخصيت‌هاي جزيي كه در قسمت اول بار مهمي از كمدي را به دوش داشتند غافل كرد.

4- مرد 2 هزار چهره تلاشي است تا كارگردان از يك كمدي كلامي كه صرفا هدفش خنداندن با استفاده از تكيه‌كلام بوده است، به يك كمدي موقعيت برسد. در اين سري، تكيه كلام‌هاي شصتچي تا حد امكان كم شده است و شوخي‌هاي كلامي آنقدرها در داستان جايي ندارد و به جاي آن، موقعيتي كه شصتچي در آن گرفتار شده است طنز را مي‌آفريند (صحنه‌اي را به خاطر بياوريد كه شصتچي در هواپيما در حال درست كردن كباب است يا صحنه‌اي كه بازيكنان فوتبال در حال آرايش كردن در رختكن هستند يا حضور شصتچي به عنوان شومن در عروسي دختر مورد علاقه‌اش كه يك كمدي سياه را شكل مي‌دهد)‌ اين نوع نگاه به كمدي، اثر را از لودگي نجات مي‌دهد و توجه به مسائل و مشكلات اجتماعي روز و نگاه انتقادي به آنها به طنز ارائه شده تشخص داده است. اوج اين نگاه انتقادي در قسمت مربوط به فوتبال صورت گرفت.

5- مرد دوهزار چهره در زمينه جذب مخاطب هم دست به خطر زده و مخاطب خود را انتخاب كرده است. در واقع متن‌ها به‌گونه‌اي نوشته شده كه اطلاعاتي اوليه براي فهميدن بسياري از شوخي‌ها لازم است. ‌ مديري به خوبي مخاطب تلويزيوني را شناخته و با احترام به شعور او در جذب تماشاگر هم موفقيت نسبي به دست آورده است.

                                    ساقی


  همایون شجریان:کارهای مهران مدیری را دوست دارم

 

شاید باید زودتر از این حرف ها از شما می پرسیدم که اصلا اهل فیلم دیدن هستید؟
بله، خیلی زیاد. من تقریبا هر شب فیلم می بینم. در واقع زمان هایی که در کنسرت نیستم و یا فراغت بیشتری دارم. اغلب فیلم های ایرانی می بینم و هیچوقت هم کپی شده خریداری نمی کنم چون مساله کپی رایت را نباید بی اهمیت گرفت. به فیلم های غیر ایرانی هم بسیار علاقمند هستم. به نوعی یا دسترسی ام به آنها کم بوده است یا زبانشان طوری بوده که خیلی از آنها سر در نمی آوردم.

الان که همه فیلم های خارجی با زیرنویس منتشر می شوند.
اگر زیرنویس باشد مشکلی نیست اما ترجیح می دهم بیشتر فیلم ایرانی ببینم البته برخی فیلم ها را همان اول که نگاه می کنی می گذاری در گنجه و با خودت می گویی که اگر نگاه نمی کردم هم فرقی نمی کرد. هر کار تازه ای که منتشر شود من فردایش آن را خریده ام و می توانم بگویم که اغلب فیلم های ایرانی را دیده ام.

با کارهای کدام کارگردان ها بیشتر ارتباط برقرار می کنید؟
من بیشتر می توانم در مورد فیلم ها حرف بزنم و اینکه چه فیلم هایی را دوست دارم تا کار کارگردان هایی خاص. بیشتر برایم مهم است که یک فیلم چه می خواهد بگوید اما به هر حال زمانی که نام کارگردانی می آید که شما پیش از این با دیدگاه و تفکرش آشنا هستید و انتخابش کرده اید. طبیعی است که انتظار تماشای فیلمی درخور انتخابت را می کشی. به هر حال ما فیلمسازان و کارگردانان بسیار بزرگی داریم که هم شما نامشان را می دانید و هم احتمالا من.

به چه نوع فیلم هایی بیشتر توجه می کنید؟
آنقدرها نگاهم به فیلم تخصصی نیست، تقریبا تمام فیلم ها و موضوعاتی که در پایان آنها احساس می کنی که حرفی داشته و حرفش را درست زده است. بسیار زیاد به طنز علاقمندم، از سویی دیگر فیلم هایی را دوست دارم که پیچیده باشند و فرصتی را برای چالش و تفکر در اختیار قرار دهند. فیلم هایی با مضامین اجتماعی، عرفانی، تاریخی، موسیقایی و فلیم های پیچیده پلیسی را دوست دارم، نمی دانم... خودم را محدود نمی کنم فقط می دانم که از فیلم های خشونت بار به شدت پرهیز می کنم و حتی تحمل دیدن سوزن زدن به یک بیمار را هم ندارم. تماشای اینگونه فیلم ها برایم حس آن کسی را دارد که با چکش بر سر خودش می کوبید و می گفت وقتی نمی زنم خیلی لذت دارد. یادم می آید که در فرانسه فیلم "دوبرمن" اکران شده بود و من هم برای دیدنش رفته بودم. در همان پنج دققیه اول آنقدر بی اختیار چشمم را می بستم و حرکات عصبی داشتم که دیدم بغل دست هایم دارند می خندند و بعد از همان پنج دققیه بیرون آمدم. واقعا متعجبم که چه کسانی این فیلم ها را می سازند و از تاثیر آن بر روح و جان آدمی چه نتیجه ای می گیرند و می خواهند چه پیامی به جامعه شان برسانند. نمی دانم چطور نسل امروز به حلاوت خوردن یک کیک خامه ای این فیلم ها را بدون آنکه پلک بزند می بیند و از آن لذت می برد. در دنیای بی رحم امروز من سعی می کنم به شعر حافظ و سعدی و مولانا پناه ببرم. گاهی در فیلم هایی جملاتی می شنوم که شاید خیلی هم بیان عمیق و شاعرانه ای نداشته باشند اما برداشت عمیقی می شود از آنها داشت و بعد می بینی که در عین سادگی چقدر زیبا و جذاب هستند. ممکن است این جملات زیبا یک حرف عمیق فلسفی باشد یا یک چیز دیگر...یا مثلا یک طنز فلسفی یا اجتماعی که چه بسا شما خودت هم پیش از این به آن فکر کرده بودی اما جمله ای برایش پیدا نکردی. یا اینکه جلوی چشمت بوده و تو نمی دیدی، حداقل اینگونه نمی دیدی. در فیلم ها خیلی دنبال این چیزها هستم.

بهتر است کمی مصداقی تر صحبت کنیم. می شود چند تا از فیلم ها و موسیقی فیلم های ایرانی را که دوست داشته اید بگوئید؟
حقیقتش فیلم های خوب و موسیقی های بسیاری هستند که در حال حاضر شاید حضور ذهن کافی نداشته باشم . همه فیلم های خوب را هم نمی توان در یک کفه ترازو گذاشت و نام برد. مسلما در مقایسه بین آنها هم خوب و خوب تر وجود دارد. اما به طور کلی از میان آنهایی که در چند سال اخیر تماشا کرده ام و دوست داشته ام تا جایی که حافظه ام یاری می کند فیلم بید مجنون مجید مجیدی با بازی بی نظیر پرویز پرستویی، گیلانه از رخشان بنی اعتماد و بازی واقعا هنرمندانه خانم معتمدآریا، اشک سرما، یک تکه نان کمال تبریزی، میم مثل مادر مرحوم ملاقلی پور، مادر از روانشاد حاتمی و مجموعه تلویزیونی هزاردستان از ایشان، زمانی برای مستی اسب ها و نیوه مانگ بهمن قبادی، خانه دوست کجاست از عباس کیارستمی، فیلم باران که فکر کنم از آقای مجیدی باشد، سگ کشی جناب بیضایی و اتوبوس شب از کیومرث پوراحمد که اخیرا دیده ام. یک سری فیلم هم بود مثل زندان زنان که خیلی تعریفشان را شنیده ام اما هنوز ندیده ام و مترصد فرصتی برای دیدنشان هستم. از فیلم هایی که به طنز می پردازند فیلم مرد عوضی از مجمدرضا هنرمند را دوست داشتم که سوژه خیلی جالبی هم داشت. کارهای مهران مدیری را هم دوست دارم به ویژه آنهایی را که با رضا عطاران و پیمان قاسم خانی همکاری داشته اند. به نظرم طنزپردازی در جامعه ما بسیار کار مشکلی است و هنرمندانی که در این سطح کار می کنند از خیلی جهات محدود هستند. موقعیت هنرمند طنزپرداز ما مانند یک پیانیست است که از او بخواهی زیباترین قطعه عمرت را بساز و بنواز اما از فلان هارمونی و یا از این چند نت استفاده نکن. زمان نواختن هم فقط با یک دست بنواز و خب با وجود همه اینها اغلب چه زیبا می نوازند. یکی از فیلم هایی که خیلی وقت قبل تماشا کرده ام و یادم هست که در آن زمان خیلی خوشم آمد فیلم عروس آتش از خسرو سینایی بود. مخصوصا صحنه ای که هنرپیشه زن فیلم داشت حرف هایش را به یک گاو می زد. در واقع تنها کسی که می توانست وفادار به رازش باشد و برایش خطری هم نداشته باشد. البته نکات دیگری هم در آن صحنه بود که مطلب را طولانی می کند. به نظرم انتخاب گاو برای آن صحنه خیلی هوشیارانه و هنرمندانه است. چند ماه قبل هم توسط هنرمند بزرگوار خانم خیراندیش به تئاتر بسیار زیبایی از آقای سمندریان دعوت شدم با نام ملاقات بانوی سالخورده که خیلی خوشم آمد.

منبع:موسیقی ما

    

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 26 فروردین1388 ساعت 19:32     بيان انتقادات و پيشنهادات

بهنوش بختیاری از شبهای برره میگوید+پوستر

 

      بهنوش بختیاری از شبهای برره میگوید

 

  مهران مدیری و بهنوش بختیاری

امیدوارم که عضو ثابت گروه آقای مدیری شده باشم

چرا؟

چون دو تجربه موفق با ایشان داشتم .وانگهی حالا هم با اعضای گروه آشناهستم هم اینکه فضای کارهای آقای مدیری را شناخته ام

  ملاک انتخاب

نمیدانم چه شد برای "جایزه بزرگ" انتخاب شدم وقتی فهمیدم که آقای مدیری مرا برای نقش یک زن باردار و خاله زنک و زرنگ انتخاب کرده متعجب شدم!بعید میدانستم این نقش متناسب با فیزیکم باشد. اما مدیری در یک نگاه تشخیص داده بود که میتوانم به خوبی از عهده اش برآیم.

تجربه موفق "جایزه بزرگ" کمک کرد به تدارم این همکاری در شبهای برره؟

بله

نظارت

روی اجرای درست لهجه و بازیها هم نظارت اقای مدیری بود و هم اینکه وقتی شب کار خودمان را میدیدیم اشتباهات را پیدا و انها را اصلاح میکردیم

با دست باز

آقای مدیری در ابتدای کار خیلی مراقب و نگرانند .اما بعد که بازیگر تیپش را پیدا میکند دست اورا باز میگذارند.ایشان حتی متن را هم در اختیار بازیگر نمیگذارد تا به صورت شخصی تیپ را پیدا کند.زیرا این هنرمند طنزپرداز عمیقا اعتقاد دارد که تیپ را باید سرکار پیدا کرد و ساخت.می گوید:ممکن است آنچه در خلوت خودتان میسازید متفاوت از چیزی باشد که مورد نظر من است.

در کار او همه تیپ هستند؟

بله تقریبا

تکیه کلام

لیلون سه تا تکیه کلام داشت:

1.نیدونم.... که فکر نمیکردم اینطور بگیرد و مورد استفاده قرار بگیرد. 2. سیکل ودارم.3. زندگی عشقولانه .که نشون میداد لیلون همه چیز را از زاویه رمانتیک نگاه می کند و در خیالش زندگی چیزی بجز عشق نیست.

باز ی مقابل مدیری

بازی کردن مقابل مهران مدیری اصلا کار ساده ای نیست. بخصوص که ایشان کارگردان شبهای برره نیز بودند. اوایل از این ترس داشتم که مبادا با بازی ام ایشان را خراب کنم. اما بعد به این نتیجه رسیدم که اتفاقا از تضاد و فاصله لیلون با شیر فرهاد است که "طنز" آن سکانسها در می آید.در واقع این خیلی غلط است که فکر کنیم در یک سکانس طنز همه باید به یک اندازه مردم را بخندانند.

دیده شدن

هرگر دنبال این نبوده ام که در حضور آقای مدیری دیده شوم و به چشم بیایم. به نظر رسید که باید کار و بازی خودم را بکنم و دنبال اغراق نباشم.

لیلون و شیرفرهاد تضاد بامزه ای با هم دارند.

بله لیلون رمانتیک است و احساساتی در حالی که شیرفرهاد زمخت است و خشن.

بازیگری

بعضی ها خیال میکنند که بازیگری یعنی پررویی. یعنی هرچه دلت خواست بگویی. بپری وسط دیالوگ دیگران و چیزهایی از این دست.اما من هرگز دنبال چنین مسائلی نرفتم چون اگر بال بال هم میزدم نمیتوانستم در حضور آقای مدیری حرفی برای گفتن داشته باشم و فقط خودم را خراب میکردم.

کارگردان از شما چه میخواست؟

آقای مدیری میگفت شیرین باش. زیاد"بازی" نکن و سعی کن دوست داشتنی باشی.

با این حساب شما باید خودتان را تقویت کنید.زیرا مهران مدیری آدمی است که وجوهات اصلی بازیگرانش را به تصویر میکشد.مثلا جواد رضویان انچه داشت را در پاورچین و جایزه بزرگ خرج کردو بعد از آن با مشکل برخورد کرد.

بله خب. آقای مدیری به خوبی متوجه برجستگی های کار یک بازیگر می شوند و همانها را فعال میسازند. اما اگر پیشنهادات بعدی متفاوت باشد بازیگر نیز مجبور میشود تا قابلیت های خویش را با تمرین و مطالعه و خلاقیت و تفکر افزایش دهد.

بجز شیرفرهاد در کنار کدام شخصیت ها احساس راحتی میکردی؟

در کنار همه! از کیوون و کیانوش بگیر تا سحرناز که خواهرشوهرم بود.

کدام شخصیتها

شیرفرهاد و کیانوش و سالارخان و کیوون و دوبرره وسحرناز و شادونه را دوست داشتم. اگر نقش لیلون را به کسی دیگر میدادن دوست داشتم نقش سحر ناز را بازی کنم.

استقبال

فکر نمیکردم روزی بخاطر استقبال مردم نتوانم از درب خانه خارج شوم!قبل از شروع کار خواب درستی نداشتم و دعا میکردم در شب های برره وصله ناجور نباشم. به نظرم در این کار روسفید شدم.

پاورچین

برره در قسمتهای پایانی ا شبیه پاورچین شده بود این از قبل برنامه ریزی شده بود؟

چون خیلی نمیتوانستیم در فضای گذشته مانور بدهیم و کم کم داشتیم به تکرار می افتادیم.برای همین به امروز نزدیک و نزدیک شدیم.

از قسمت چندم شبیه پاورچین شدید؟

از قسمت 70.

وداع تلخ

قرار بود کار تا قسمت صدو سی و پنجم ادامه پیدا کند . به همین دلیل طرحی ریخته شد تا به تدریج برسیم به پاورچین .اما چندروز بعد بطور رسمی اعلام کردند که پرونده شبهای برره بسته شده و ادامه ای برای ان ساخته نخواهد شد.

پس با شبهای برره خداحافظی کردید؟

بله و باید اعتراف کنم وداع تلخی بود.

چند قسمت ازاین کار پخش شد؟

نود و دو قسمت

بازیگران خوب

آقایان مدیری مهدی هاشمی و پرویز پرستویی صاحب سبک هستند. میان خانمها نیز باید از گوهر خیراندیش مریلا زارعی و گلاب آدینه یاد کنم.

از هم سن و سالهای خودم هم گلشیفته فراهانی را میپسندم.

    

                 پژمان بازغی :مهران مدیری کاربلد است

 

   پژمان بازغی و مهران مدیری

 

مهران مديري، كار بلد است، به همين خاطر در مجموعه طنز «مرد هزار چهره» ظاهر شدم، مهران مديري از ابتدا مي‌داند كه از فيلمنامه چه مي‌خواهد، از آنجا كه مهران را خيلي دوست دارم، رفتم و برايش بازي كردم.

                                    نفس من

همسرم «مستانه مهاجر» از تدوين‌گرهاي سينماي ايران است كه اصولا تدوين‌گر فيلم‌هاي مستند است اما در عرصه سينما، فيلم‌هاي بماني داريوش مهرجويي، سفر قندهار، آتش‌بس تهمينه ميلاني، زن‌ها فرشته‌اند، كلاغ پر، كنعان كه الان در حال اكران است، خواستگار محترم و مهمان و چند فيلم ديگر را كه حضور ذهن ندارم، تدوين‌گري كرده اما مي‌دانم پرونده كاري‌اش از من شلوغ‌تر است. آخرين كارش هم «وصل مستان» است كه قرار است از شبكه اول پخش شود. من و او سه سال پيش در يك فضاي سينمايي با يكديگر آشنا شديم و اين آشنايي منجر به ازدواج شد. حاصل اين ازدواج هم يك دختر كوچك به نام «نفس» است كه سه ماه و نيمش است

منبع:خانواده سبز

[+] نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 25 مهر1387 ساعت 8:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

بهنوش بختیاری از جایزه بزرگ می گوید+ پوستر+مهراب انصراف داد

       بهنوش بختیاری از جایزه بزرگ  می گوید

 

   جایزه بزرگ

 

"جایزه بزرگ" یک کار مناسبتی بود اینگونه کارها برای بازیگران سکوی پرتاب است. مردم هرشب شما را میبینند که این موضوع خیلی در حرفه ما حائز اهمیت است

                             لهجه

من بزرگ شده تهرانم لهجه ندارم و گویش و لحنم امروزی است .دیدم اگر بخواهم فریبا را با همین لحن بازی کنم  با غربتی بودن او جور در نمی آید. این بود که به سراغ لهجه قمی رفتم.

بعضی ها انتقادشان این بود که چرا لهجه شیرازی را اینقدر بد صحبت کردی که باید بگویم لهجه شیرازی را خانم موسوی صحبت کردند و من قمی صحبت مردم.

                                       ملیحه

سناریو را که خواندم  گمانم این بود که آقای مدیری قصد دارند نقش ملیحه را به من بسپارند.بعد که متوجه شدم ایشان نقش "فریبا" را برای من در نظر دارند متعجب شدم و گفتم:کجای من به این نقش میخورد؟!

بعد که دقت کردم  دیدم ملیحه یک مقدار تکراری است زیرا داشت دنبال شوهر میگشت و به اندازه فریبا بکر نبود.

                      یک سکانس در هر قسمت

وقتی آقای مدیری گفت "فریبا" را بازی کن  سناریو را خواندم و دریافتم که او در قسمتهای اول و دوم خیلی کم حضور دارد. پیش خودم گفتم این از آن نقشهایی است که دیده نمیشود اما خوشبختانه در طول کار مدت حضور فریبا هم افزایش پیدا کرد.

                          توانا در سبک خویش

همکاری با آقای مدیری یکی از آرزوهایم بود.ایشان در سبک خودشان استاد هستندو برای هر بازیگری خیلی خوب است که بتواند با افراد شاخص کار کند. لذا در صورتی  که آقای مدیری می خواست تا تنها در یک سکانس از "جایزه بزرگ" بازی کنم  پیشنهادش را می پذیرفتم.آقای مدیری مرا در سریال همکارشان دیدند که خواستند تا در جایزه بزرگ حضور داشته باشم.

                                  پیشنهاد دادم

افزودن لهجه قمی به فریبا پیشنهاد خودم بود. همیشه از لهجه بیزار بودم و پیش خودم میگفتم هرکس که میخواهد جلوی دوربین با مزه باشد فوری به سراغ لهجه می رود. با این پیش زمینه ذهنی بود که رفتم سراغ لهجه ی قمی. آقای مدیری پیشنهادم را پذیرفت. گفت:برو جلوی دوربین امتحانش کن. با ترس و لرز سکانس اول را بازی کردم . بعدش منتظر شنیدن جملات مایوس کننده بودم به خودم گفتم:الان است که آقای مدیری بگوید "تو چقدر گوشت تلخی"!  اما آقای مدیری استقبال کرده و گفتند: برو واسه خودت . و از آن سکانس به بعد بود که دستم را باز گذاشتند.

                                تشویق

استقبال مردم از از کارم شوکه ام کرد. واقعا انتظار نداشتم اینقدر از "فریبا" خوششان بیاید.مردو در موچه و خیابان مرا "آق مراده" صدا میکردند

                                نقاط قوت و ضعف

 حضور مهران مدیری را باید یکی از نقاط قوت سریال "جایزه بزرگ" دانست. بودن ایشان در کنار  کارهایی با این حال و هوا "برکت" است. آرامشی که آقای مدیری در پشت صحنه ایجاد میکنند روی عوامل تاثیر مثبت می کذارد.این هنرمند به خوبی با مقوله طنز آشناست. سلیقه مخاطبانش را هم میشناسد.ریتم تند قصه پر کشش و جذاب پرهیز از تاکید نابجا روی سکانسهایی که هستند تا مجموعه طولانی تر شود و مهمتر از همه اینکه جایزه بزرگ زودتر تمام شود و بیهوده کش پیدا نکند از دیگر نقاط قوت این سریال بودند.

                                      کار جدید

هنوز که برای بازی در کار جدید اقای مدیری پیشنهادی به دستم نرسیده .با اینحال باید اعتراف کنم که خوشحال میشوم  اگر دوباره در کار ایشان و گروهشان قرار بگیرم . و دوست دارم از اینجا از عوامل پشت صحنه جایزه بزگ تشکر کنم و به آنها خسته نباشید بگویم.

     

 

                    

 

     مهراب قاسم خانی از نوشتن کار جدید مدیری انصراف داد

 

   مهران مدیری و مهراب قاسم خانی

 

مهراب قاسمخانی نویسنده همیشگی کارهای طنز مهران مدیری چندی  پیش قول نویسندگی اش را برای کار اخیر این کارگردان پس گرفت.قراربود مهراب هم در کنار خشایار الوند و امیر مهدی زوله اپیزودهای مجموعه تازه مدیری را بنویسد اما به خاطر بلاتکلیف بودن قصه کار قاسمخانی از نگارش برای این مجموعه انصراف داد اما همچنان خضور شقایق دهقان همسر مهراب قاسمخانی در این مجموعه فطعی است.البته این جدایی دلیل بر این نیست که مهراب با گروه کارشان رفیق نیست بلکه صرفا جنبه کاری دارد مثل پیمان قاسمخانی که با گروه همیشه همکاری مداومی نداشته است اما رفاقت بینشان هنوز پابرجاست.مهراب قاسمخانی به تازگی نویسندگی فیلمنامه سن پترزبورگ را به همراه برادر خود به پایان برده است که کارگردانی آن برعهده بهروز افخمی است

متشکرم از سپیده عزیز برای ارسال این مطلب

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 22 مهر1387 ساعت 11:1     بيان انتقادات و پيشنهادات

رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است+پوستر

 

 

  رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است

عطاران میگوید:برخلاف انتقادهایی که از شبهای برره میشد من این کار مدیری را به لحاظ فرم و محتوی غنی تر و بهتر از کارهای قبلی اش میدانم .

به نظرم مهران جسارت زیادی به خرج داده که چنین برنامه ای را ساخته. حتی شیوه ی ضبطش هم با گذشته فرق کرده که از دید من شایسته تحسین و احترام است.

به نظر شما برره کجاست؟

عطاران:ظرف جامعه است .قالبی که میتوان هرشکلی را داخلش گذاشت و ابعاد گوناگون آن را به زبان طنز تصویری نشان داد.

شبهای برره داستان داشت.مزیتی که بسیاری از کارهای روتین از ان بی بهره اند

بله درست است

راست است اینکه میگویند "دوران کارهای نود شبی به سر آمده"؟

خیر.آنچه دروره اش تمام شده دوره ساختن کارهای شتابزده استمردم اگر خلاقیت و جذابیت ببینند مینشینند پای گیرنده ها و برنامه های 90 شبی را میبینند.

قبول داری که رد حال حاضر مدیری بهترین روتین ساز تلویزیون است؟

بله

تو رقیب مدیری و غفوریان هستی یا رفیق؟

اصل این است که رفیق باشیم.

رفیق هستید؟

انجام کار مدیری و سبکش برای من سخت است و راغب نیستم آن نوع و مدل را کار کنم و یا برعکس. آنها دوست ندارند که نوع کار من را انجام دهند .هرکدام از ما یک سبک جدا داریم که نمیتوانیم زیر آب هم را بزنیم!

پس تکلیف شایعه و شایعه سازان چیست؟

متاسفانه خیلی برای ما حرف در میاورند و میگویند ما باهم خوب نیستیم و از اینجور مسائل.

حالا خوب هستید یا نه؟

نه بابا. خیلی خوب هستیم.فقط من یکی دوبار من زدم توی گوش مهران که اوهم با لگد سیلی های من را جبران کرده. این هم دروغ سیزده!

منبع:تلاش و خبر ورزشی

   

       

        پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین های تابستان


مهر:از 12 فیلم اکران شده در سه ماه دوم سال "همیشه پای یک زن در میان است" توانست عنوان پرفروش‌ترین را به خود اختصاص دهد. این فیلم که در آستانه رسیدن به فروش یک میلیارد تومانی است پس از 62 روز نمایش 000/300/924 تومان فروخته است. البته پس از نمایش در جشنواره بیست و ششم فجر این میزان فروش برای فیلم تبریزی قابل پیش‌بینی بود که با تکیه بر قالب کمدی فانتزی و حضور بازیگران چهره این عنوان را از آن خود کرد.

کم‌فروش‌ترین فیلم این فهرست "پرچم‌های قلعه کاوه" محمد نوریزاد است که هر چند در گروه سینمایی اکران شد ولی کمتر از فیلم‌های به نمایش درآمده در گروه سینمایی آزاد فروش کرد. این فیلم پس از 27 روز نمایش 000/800/4 تومان فروش داشت که با توجه به تاریخی بودن فیلم و بازتاب‌های نه چندان خوب که پس از نمایش جشنواره‌ای داشت، از پیش این عنوان را به خود اختصاص داده بود.

بین این دو فیلم که ابتدا و انتهای فهرست قرار گرفته‌اند این آثار به ترتیب قرار گرفته‌اند: "10 رقمی" 000/300/517 تومان، "حس پنهان" 000/200/241 تومان، "دیوار" 000/700/136 تومان، "فرزند خاک" 000/300/111 تومان، "مینای شهر خاموش" 000/800/64 تومان، "سربلند" 000/400/61 تومان، "ریسمان باز" 000/000/37 تومان، "حقیقت گمشده" 000/000/23 تومان، "خاک سرد" 000/600/21 تومان و "روز برمی‌آید" 000/500/12 تومان.

         
   مدیری و عطاران

     

  دورخيز چهار فيلم کمدي براي تنديس جشنواره کمدي "گل آقا"

 
نشست داوران دومين جشنواره فيلم کمدي "گل آقا" براي انتخاب آثار برتر تشکيل شد و چهار فيلم در محور توجه براي انتخاب برترين ها قرار گرفت.
 
به گزارش خبرنگار ايرنا به نقل از يکي از دست اندرکاران اين جشنواره ، در اين نشست "فاطمه معتمد آريا"،"داود رشيدي"،"فرهاد توحيدي"، "محمدرفيع ضيايي" و "گيتي صفرزاده" به بررسي آثار خاضر در اين جشنواره پرداختند .
بر اساس اين گزارش ،فيلم هاي "دايره زنگي"، "توفيق اجباري"، "هميشه پاي يک زن در ميان است" و "رفيق بد" بيشترين شانس را در ميان فيلمها به خود اختصاص داده اند.
دومين جشنواره فيلم کمدي گل آقا 30 مهر در مجموعه فرهنگي هنري اريکه ايرانيان برگزار مي شود.
 
      
پوستر از شادی عزیز
   
 
  
 

                           بزنگاه پیروزی یا شکست

بزنگاه: دل خوش كردن به اندكي جزييات رضا عطاران در كنار مهران مديري بهترين طنز پرداز عرصه تلويزيون است كه تفاوت عمده آثارش با كارهاي مهران مديري در نوع نگاهش به مقوله طنز است. مديري در طول چند مجموعه اخيرش ضمن نقد آداب و رفتارهاي اجتماعي و شخصي مرسوم ميان ايراني ها گوشه چشمي هم به مقوله فانتزي گرايي در طنز داشته و انصافا در اين كار موفق هم بوده است. اما رضا عطاران نقد رفتارها و ناهنجاري هاي اجتماع پيرامونش را در قالبي عاميانه تر به تصوير مي كشد و در برخي اوقات سعي كرده جنس كارهايش به كمدي هاي روحوضي نزديك شود. طنز موقعيت و كلام در كارهاي عطاران به خوبي موج مي زند و در بزنگاه نيز كم و بيش شاهد آن بوديم. اما مشكل كار اخير عطاران در اين است كه او پيكره روايي اثرش را رها كرده و بيشتر در قيد و بند بامزه در آمدن نوع رفتار و گفتار كاراكترها (كه همگي شان تيپ هايي آشنا هستند) بوده است. به همين دليل از نيمه هاي مجموعه شوخي هاي رد و بدل شده ميان شخصيت ها ديگر آن تازگي اوليه را براي مخاطب ندارند و جوابگوي حجم زمان بالاي مجموعه نيستند. با اين وجود نگاه تيزبين عطاران نسبت به شخصيت هاي اثرش مجموعه را در لحظه هايي دلپذير و خوشايند از كار در آورده است. بازي فوق العاده مرجانه گلچين در نقش بهجت (كه بهترين نقش آفريني اش در دو دوره از بازيگري اش به شمار مي رود) و يا بازيگر نقش درسا كه تمام بار شوخ طبعانه مجموعه را بر عهده گرفته از نكته هاي قابل ملاحظه بزنگاه به شمار مي روند كه ضعف هاي موجود در شخصيت پردازي و فضا پردازي گاه تكراري فصل ها را اندكي تعديل مي كنند. تنها مزيت فيلمنامه در اين است كه بر روي وجه منفي و مثبت شخصيت هاي اصلي اش به طور يكسان كار كرده و هيچ يك از كاراكترها نه منفي منفي هستند نه مثبت مثبت. با اين وجود موقعيت هاي خلق شده در فيلمنامه هيچ يك تازگي چنداني ندارند و خيلي از آن ها قابل حذف هستند و يا تاثيرشان در لحظه است. به عنوان مثال تاكيد چند قسمتي بر مراسم ختم پدر خانواده (احمد پور مخبر) با آن همه جزييات كه تنها براي پر رنگ شدن شوخي هاي كلامي و موقعيت فيلمنامه است، قضيه اعتياد نادر (رضا عطاران) كه افراط در شوخي با آن حتي حساسيت هايي را در سطح جامعه به وجود آورد، ورود مرتضايي به زندگي آن ها، فلج شدن صابر (حميد لولايي) كه بيشتر در خدمت اسپانسر مجموعه (سازمان بهزيستي) بود تا خط روايي آن، ورود عمو (احمد پورمخبر) به زندگي آن ها براي گرفتن حق اش، تلاش كامران (علي صادقي) براي به چنگ آوردن آن يك ميليارد تومان و فريب خوردن او از آن بنگاه دار از جمله اين اتفاق ها هستند كه كاركرد غير مشخص و مخدوشي در روند فيلمنامه دارند. در نگاهي كلي بزنگاه در مقايسه با ديگر ساخته هاي مناسبتي رضا عطاران پيشرفتي به حساب نمي آيد و در بهترين حالت، با چشم پوشي از ضعف هاي محتوايي اش، مي توان آن را در رديف ديگر آثار عطاران ارزيابي كرد

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 19 مهر1387 ساعت 12:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهدی شیری از همکارری با مهران مدیری میگوید

  

       محمد شیری از همکاری با مهران مدیری میگوید

           

                                 دردسر والدین                               

دوست ندارم آنچه میگویم به حساب "پاچه خواری" گذاشته شود زیرا حتی در صورتی که با مدیری همکار نمیشدم بازهم نظرم در باره او همین ها بود که میخواهم برزبان آورم.

همیشه کارهایش را دنبال می کردم . مهران را از ساعت خوش و نوروز 72 میشناختم. او سبک تازه ای را وارد طنز ایرانی کرد و اتفاقا جواب هم گرفت.

مهران از دید من بهترین"روتین ساز" تلویزیون پس از انقلاب است.

زیرا هیچ کس نتوانسته با اندازه او برنامه های 90قسمتی پرمخاطب بسازد و خیلی ها که وارد این وادی شده اند بعد از انجام یکی دو کار کنار رفته اند.

مهران مدیری را در "دردسر والدین" ملاقات کردی؟

شیری: نقش ناظم مدرسه را ایفا میکردم. در ان سریال آقای مدیری و خانم گودرزی پارتنر همدیگر بودند.

سر آن سریال مهران مرا خیلی شرمنده کرد و همیشه از منظر یک پیشکسوت با من برخورد می کرد.

او شناخت خوبی از جنس بازی ام داشت و برهمین اساس بود که در خصوص یک کار      

تلویزیونی (پاورچین) بامن صحبت هایی را درمیان گذاشت.

یعنی قرار شد در پاورچین بازی کنید؟

اینطور به نظر میرسید. هنوز به طور دقیق نمیدانم شاید هم قسمت نبود که بازی نکردم

                   

                                    اسفند 83

اسفند سال 83 یک شب یکی از دستیاران آقای مدیری تماس گرفتند و گفتند : شما کاندید هستید برای نقش افسر کلانتری در سریال جایزه بزرگ.

هرچند که درگیر تاتر بودم ولی قرار شد که هماهنگ کنم تا این فرصت را از دست ندهم.

رفتم دفتر مهران و بعد بلافاصله سر از جلوی دوربین دراوردم.

ابتدا قرار بود این افسر فقط 4 قسمت درکار حضور داشته باشد ولی این 4 تا به 9 قسمت افزایش یافت و

همانطور که دیدی من تا پایان سریال در جریان قصه حضور داشتم.  

                                  صحبتهای ضمنی

هنگامی که مشغول کار در جایزه بزرگ بودم صحبتهایی به صورت ضمنی شد دال بر حضورم در کار بعدی مدیری که همین "شبهای برره" باشد.

گذشت تا اینکه در جایی وقتی به عنوان بازرس انجمن بازیگران سینما و تلویزیون رفته بودم تا کارم را انجام دهم آقایان شکوهی و مهین دوست را دیدم.

از طریق این دونفر شنیدم که پیش تولید کار جدید مهران شروع شده و آنها سرگرم ساخت دکور در منطقه سعادت آباد تهران هستند.

شکوهی گفت:نمیخواهی سری به لوکیشن ما بزنی.من جواب مثبت دادم .3روز بعد تماس گرفتند برای نقش سالار خان .خان پایین برره.

                                    مشکل بود

اگرچه 37سال سابقه بازیگری دارم اما در ابتدا برایم سخت بود اینکه بخواهم با گروه مهران "مچ" شوم.                

           ویژگیهای مهران مدیری

ابتدا باید از اخلاق مهران به نیکی یاد کنم.او ویژگیهای منحصر به فردی دارد که و فوق العاده مودب با محبت و صد البته نکته سنج و ریزبین است.

یادم می آید روز اول که تست گریم میدادیم همه تو منزل سالارخان می خندیدیم.آن روز روز قشنگی بود.

اما دیگر ویژگی مدیری که به گروهش هم مربوط میشود این است که آنها پشت صحنه خوب و صمیمی دارند.

این صمیمیت به گونه ای است که یک تازه وارد احساس میکند انها را سالهاست که میشناسد و با ایشان همکار بوده است.

به نظر من اگر این صمیمیت به جلوی دوربین منتقل نمیشد خیلی از نقشها منجمله نقش سالار خان ضعیف تر از کار در میامدند.

                  پلان به پلان

پلان به پلان بازی ام را با مهران چک میکنم واو از آن کارگردانهایی نیست که می گویند"حرف حرف خودمان است".

مهران اگر پیشنهادیی که به او میدهم منطقی باشد و به فضای قصه بخورد انرا لحاظ میکند.

فکر میکنید عضو ثابت گروه مدیری شده باشید؟

تاخدا چه بخواهد.

                               مرغ برگشت

زمانی که درسیمای اقتصاد ما بودم مرغ اقبال نشست روی دوش من اما به دلایلی این مرغ را پراندند و اینکه پس از سالها انتظار و به کمک مهران مدیری مرغ اقبال با من آشتی کرده است و امیدوارم اینبار بتوانم موقعیتهایی که دلخواهم است را به وجود اورم.

                     پررنگ تر

سالارخان نقش کوچکی نیست .و به لطف مدیری و نویسنده ها روز به روز هم پررنگ تر میشود.

مهران میتوانست نقش دیگری را به من بدهد اما او به "محمد شیری" اعتماد کرد و اینطور که از زبان خودش شنیدم از ماحصل کار راضیست.

                                       طنز تلخ

در "سیمای اقتصاد ما" طنز تلخ داشتیم. اما طنز مدیری به گونه ای دیگر است و شیرینی خاصی دارد.

مهران طنز موقعیت را خوب میشناسد و بلد است از المانهای مختلفی چون تیپ.لهجه .تکیه کلام و غیره... بازی بگیرد.

                            فسا

یک روز نماینده محترم "فسا" به همراه دو سه نفر دیگر آمدن سر لوکیشن"شبهای برره" و از بچه ها قدر دانی کردند.

نمایند محترم فسا میگفتند که "دوست داریم در این برنامه باز هم از فسا اسم برده شود".

حتی در یکی از روزنامه های محلی فسا خوانده ام که 99 درصد مردم این منطقه نیز راضی هستند به اینکه اسم شهرشان در شبهای برره برده شود

با اینحال مارا بخاطر تکرار اسم فسا انقدر اذیت کردند تا اینکه تصمیم گرفته شد تادیگر از این منطقه حرف نزنیم.

                                                جیگر

در خانه به بچه ها و نوه ام میگویم"جیگر". سالار خان هم در برره به جان نثار و شیر فرهادش میگوید"جیگر".

این کلمه یعنی اینکه میخواهم به مردم ایران بگویم "دوستتان دارم".

غیر از این هیچ تفسیر و معنای دیگری را نمیپذیرم و هدف دیگری هم ندارم..

                                          سخت بود

روزهای اول کنار آمدن با این لهجه سخت بود با اینحال بعد از اولین تمرینی که انجام دادیم مدیری جلو آمد و در گوشم گفت:

کار را درست انجام دادی ولی سعی کن بهتر شود.

یادم می آید که به مدیری گفتم: هرجا مرتکب اشتباهی شدم به من تذکر بده . اوهم گفت مطمئن باش که اگر بیراهه بروی سکانس را دور میریزم.

                                         لوکیشن

در حوالی سعادت آباد باغی وجود دارد به مساحت 37 هزار متر که برره در آنجا ساخته شد

اینکه مدیری کارگردان و بازی هم میکند به کارش لطمه نمیزند؟

خیر زیرا مهران هزار تا چشم دارد و اگرچه جلوی دوربین است اما همه را میپاید و کوچکترین خطایی از زیر دستش در نمیرود.

منبع:تلاش

             

 متشکرم از گیتا  ی عزیز بخاطر ارسال این عکس

 

   

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 16 مهر1387 ساعت 19:29     بيان انتقادات و پيشنهادات

صحبتهای عطاران راجع به مدیری

با سلام

عزاداریهاتون مقبول درگاه احدیت مارو در این شبهای عزیز از دعای خیرتون محروم نکنید

یادتونه رضا عطارن یک شب در برنامه "شب شیشه ای " حضور پیدا کرده بود در اون برنامه از "مهران مدیری" زیاد صحبت شده بود بد ندیدم قسمتهایی از صحبتهای عطاران راجع به مهران مدیری رو براتون بذارم.

رشید پور: من یه سوالی میپرسم که از همه ی کسانی که از اون گروه اولیه ی ساعت خوش جدا شدند، پرسیدم که تعمّدی تو این قضیه بوده یا دلخوری بین شما و مهران مدیری وجود داره یا شاید یک زمانی رضا عطاران را کنار مهران مدیری ببینیم.

 

عطاران: نه دلخوری وجود نداره. بله شاید ببینیم. اتفاقا پیشنهاد کار هم شده که تا بحال نشده که این اتفاق بیفته. البته یه قضیه ی بدی هم هست که راجع به همه کارهاست (نه فقط کار ما) ; یه مدت که آدما جدا میشن از همدیگه، یکدفه دنبال این قضیه میوفتن. مثلا یکی میاد به من میگه تو خیلی کارت بهتر از مهرانه ها ! من نمیدونم چجوریه که ...

رشید پور: (با خنده) حالا همینجوری تعارفی داره میگه اینو ... 

عطاران: (خنده) آره...

رشید پور: مام که نفهمیدیم... (خنده)

 عطاران: یا به مهران میگن اینو...  یعنی یه جوری ما شیر میشیم که جلوی هم وایسیم! یعنی منم میگم آره بابا راست میگفتا (شکل صدا تغییر میکنه!) ...

رشید پور: بعد جَو میگیره...

عطاران: عجب بابا من چه حماقتی کردم!! (خنده بلند رشید پور و عطاران!)

یا مدیری این اتفاق براش میفته یا آقای غفوریان... به نظر من ما اگه بتونیم یجوری جفت شیم کنار هم ، هر کی اون کاری که بیشتر میتونه انجام بده یعنی یه کاری با هم دیگه این آدما جمع شَنو انجام بدن احتمالا نتیجه ی خوبی خواهد داشت.

رشید پور: یعنی اینو به عنوان یه پیشنهاد از طرف شما در برنامه اعلام کنیم که آدمای شاخص طنز جمع شنو یه کار خوب بسازن.

عطاران: به نظرم خیلی پیشنهاد خوبیه.

رشید پور: مثلا شما و مهران مدیری و دیگه کی؟

عطاران: اینایی که هستن دیگه. مثلا آقای غفوریان و (یه نفر از پشت صحنه میگه: جواد رضویان و علی صادقی و ...) به هر حال فکر کنم نتیجه ی خوبی بگیره.

رشید پور: آره. شاید این پتانسیل ها جمع بشن کنار هم دیگه......

عطاران: ولی این یه مدت دوری از همدیگه با اینکه به هم دیگه که میرسیم تعریف و تمجید میکنیم (با لبخند) ولی واقعا یه دلخوریهای بیخودی بوجود آمده.

رشید پور: بین شما و مهران مدیری؟

عطاران: نهههههه (نه ی کشیده!!) میگم آدما یه جوری آدمو شیر میکنن که این فاصله رو تشدید میکنه....

رشید پور: یعنی قبول میکنی الان یه فاصله ای بوجود آمده....

عطاران: ولی من واقعا همه ی این بچه ها رو دوست دارم و خیلی هم دوست دارم باهاشون کار کنم.

رشید پور: خب خیلی خوبه. از برنامه ی ما رضا عطاران اعلام میکنه پیشنهادشو که چقدر خوبه مثلا مهران مدیری ، رضا عطاران ، جواد رضویان و ...

عطاران: چون شنیدم که حرفای خیلی بدی زده....

رشید پور: مهران؟ (خنده ی بلند طرفین!)

نه فکر نمیکنم. چون آقای مدیری هم آدمی نیست که اهل این حرفا باشه. به هر حال خیلی ممنونم از لطفت، آقای عطاران از اینکه.....

عطاران: .قربان شما. (به دوربین نگاه میکنه) شوخی کردم آقای مدیری ..

رشید پور: آقا فاصله رو بیشتر نکنه، شوخی کرد... (با خنده)

از اینکه به برنامه ی من آمدی، اون هم با سرعت خیلی بالا. 6 – 7 دقیقه ای خودت رو به استودیو رسوندی (از شهرک غرب). خیلی ممنونم . منّت دار شما هستم. همیشه دوستت دارم.

عطاران: قربان شما. خیلی خوشحال شدم.


یادتونه الینا  آدرس سایت سینمای ما رو داده بود که گفته بود سر بزنین و جواب مطلبی با عنوان راز عطاران چیست؟ رو بدید؟ حالا همین منتقد جواب داده  از این قسمت میتونین مشاهده کنین حتما سر بزنین از یکسری کلمات قلمبه سلمبه استفاده کرده که بگه خیلی دانشمنده!

آخرش هم آورده :از کودکستان بیرون بیاییم.بحث سر زیر آب زدنٌ جاسوسیٌ طرفداریٌ حقٌ حساب نیست.مدیریٌ عطارانٌ دیگران با یکدیگر دوستٌ هم راه هستند و کارهای هم را دنبال می کنندٌ مثل همه ی آدم های متمدن از تماشای اثر هنری خوشنود می شوند، بحث سر هوچیگریٌ طرفداریٌ این مهملات نیست؛ موضوع بر اعتبارٌ ارزش یک اثر، جذابیتِ یک اثر، و تأثیری ست که اثر مذکور روی حافظه ی هنری پاک نشدنی پس از خودش بر جا می گذارد.اصلا، گورِ پدر حافظه ی هنری... ما با اثری «حال» می کنیم که پشت اش فکرٌ خلاقیتٌ شرافت باشد نه حقه وٌ پدرسوخته بازی!
تمام.


همینقدر خنده رو هم میخوان از ملت بگیرن بخونین توروخدا!

همراه با سریال‌های شبانه رمضان-14: انتقاد حجت‌الاسلام پناهیان از سریال‌های ماه رمضان؛
بعضی می‌خواهند جوان‌های ما را از محافل دینی و معنوی دور کنند
بعضی می‌خواهند جوان‌های ما را از محافل دینی و معنوی دور کنند



سینمای ما - نماينده ولي فقيه دردانشگاه هنر گفت: متاسفانه برخي سريالهاي طنز سيما درماه مبارك رمضان، جوانان رااز معنويت تهي مي‌كنند. حجت‌الاسلام عليرضاپناهيان در سخنراني پيش ازخطبه هاي نمازجمعه قم ، افزود: سريال‌هايي كه شبهاي ماه رمضان از تلويزيون پخش مي شود حال معنوي را از جوانان مي‌گيرد. وي ادامه داد: شبهاي ماه مبارك رمضان ،تلويزيون بايد براي مردم برنامه قرآني پخش كند يا طنزهاي خنده و تفريح؟. وي خطاب به مسوولان سيما، گفت: شما بايد بدانيد ماه مبارك رمضان ، ماه دعا ، ندبه ، قرائت قران واشك است، نه اينكه وقت طنز و خنده است . حجت‌الاسلام پناهيان افزود: جوانان و مردم ايران بايد براي جهان اسلام الگو باشند. وي گفت: نبايد محافل و مجالس معنوي اين ماه به خاطر سريال هاي كذايي از تاثيرگذاري برجوانان تهي شود. وي اظهارداشت: برنامه هاي طنز در فرهنگ ماه رمضان شيعه، جايگاهي ندارد ولي صدا وسيما به انجام اين كار اصرار دارد ووقت جوانان را به بيهودگي مي كشاند. وي گفت: نبايد برنامه اي از يك رسانه جمهوري اسلامي بويژه در جامعه اسلامي ما توليد و پخش شود كه با قرآن و معنويت مسلمانان مغايريت داشته باشد. پناهيان خاطرنشان كرد: كارگردان هاي تلويزيون بايد برنامه قرآني براي جوانان و مردم تدارك ببينند، متاسفانه به توليد طنزهاي بيهوده كه از نظر فرهنگي به جوانان لطمه وارد مي‌سازد ، مي‌پردازند. وي درادامه اظهارداشت: همه مظلوميت هاي حضرت علي (ع) از پا ركاب هاي ايشان بود كه از پشت به آن حضرت خنجر زدند. پناهيان تصريح كرد: دشمنان واقعي امام علي(ع) مانند خوارج، ناكثين و مارقين مشخص بودند ولي گروهي با سكوت و به صورت ديگري به ايشان ضربه وارد كردند. وي همچنين گفت: بايد مراقب كساني باشيم كه در قالب برنامه هاي خاصي دنبال جدا كردن جوانان از محافل ديني و معنوي مي‌باشند.

منبع خبر : راه فیروزه


رضا عطاران هنرمند محبوبیه ولی نمیدونم چرا حتی یک وبلاگ هوداران هم نداره امیدوارم یکی پیدا بشه و اینکارو انجام بده فعلا من اینکارو انجام میدم این مطلب رو بخونین

                              
            رضا عطاران چگونه پديده شد
                        از پرواز 57 تا بزنگاه

مازيار معاوني
                 


مجموعه تلويزيوني طنز پرواز 57 که در ايام دهه فجر سال 1372 از شبکه اول سيما پخش مي شد، دومين مجموعه طنز چارچوب شکن و متفاوت سيما پس از مجموعه طنز پيشرو نوروز 72 محسوب مي شود. در واقع در حالي که در آن مقطع زماني حدود 15 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذشت اما هنوز برنامه هاي طنز تلويزيوني قالب کهنه و نخ نماي طنز مبتني بر کلام و تيپ هاي تاريخ گذشته راديويي خود را حفظ کرده بودند و به رغم استفاده از تعداد زيادي از پيشکسوتان و استخوان خرد کرده هاي راديو، تلويزيون و دوبله همچون زنده يادان منوچهر نوذري، فرهنگ مهرپرور و کنعان کياني و هنرمنداني همچون حسين عرفاني، منوچهر آذري، عليرضا جاويدنيا، شهروز ملک آرايي و بسياري ديگر عملاً در اصلي ترين ماموريت خود که همان سرگرم کردن مخاطبان و فراهم کردن لحظاتي شاد و مفرح براي آنان است ناکام مانده بودند. اولين جرقه تغيير اساسي ساختار برنامه هاي طنز سيما با جنگ نوروزي نوروز 72 که توسط داريوش کاردان، علي عمراني و زنده ياد مهرداد خسروي ساخته و پرداخته شده بود زده شد و بينندگان نااميد و خسته از کليشه هاي تکراري سيما به ناگاه با گونه هاي جديد،خلاقانه و کاملاً متفاوت طنز و نيز با چهره هايي جوان و پرانرژي ولي گمنام مانند مهران مديري، مهرداد نظري، اردشير منظم، داريوش موفق، غلامرضا نيکخواه و... روبه رو شدند که نه تنها حرف هايي نو براي گفتن داشتند بلکه از آنچنان درجه يي از اعتماد به نفس برخوردار بودند که با شکستن تابوهاي آن روز تلويزيون آيتم هاي شوخي و سر به سر گذاشتن با پيشکسوت هاي طنز سيما را هم در برنامه خود گنجانده بودند؛ آيتم هايي مانند شوخي با برنامه پربيننده مسابقه هفته که توسط زنده ياد منوچهر نوذري اجرا مي شد يا برنامه کاملاً جدي و تخصصي هنر هفتم که با اجراي مجري خشک و جدي نام آشناي برنامه هاي حوزه سينما يعني اکبر عالمي روي آنتن مي رفت. اوج گيري و محبوبيت اين برنامه و هسته اصلي بازيگران آن تا به آنجا پيش رفت که چند ماه بعد يعني درست در ايام دهه فجر همان سال گروه فيلم و سريال شبکه اول سيما مجدداً به اين گروه خلاق تازه وارد اطمينان کرده و بار مجموعه طنز مختص اين دهه را بر دوش آنها (البته اين بار با کارگرداني شاخص ترين بازيگر گروه يعني مهران مديري) گذاشت. برنامه جذاب پرواز 57 دقيقاً همان برنامه يي بود که يکي از متفاوت ترين طنزپردازان حال حاضر تلويزيون يعني رضا عطاران که در خيل طنزسازان اين رسانه از يکي از رفيع ترين جايگاه ها نيز برخوردار است فعاليت هنري خود در عرصه تصوير را از آنجا آغاز کرد. عطاران که متولد 1347 در يکي از شهرستان هاي استان مشهد است پس از سال ها کار تئاتر در کنار مرحوم حسن حامد در مشهد جهت ادامه تحصيل در رشته طراحي صنعتي به تهران آمد و با مجموعه طنز پرواز 57 فعاليت تصويري خود را به عنوان بازيگر آغاز کرد. بينندگاني که آن مجموعه را مشاهده کرده اند حتماً به خوبي به خاطر مي آورند که عطاران از همان ابتدا آينده دار و بالاتر از حد انتظار ظاهر شد و در ميان بازيگران خلاق آن مجموعه و مجموعه هاي متعاقب آن يعني سريال هفتگي موفق ساعت خوش که در پاييز و زمستان سال 73 هر پنجشنبه شب از شبکه دوم سيما روي آنتن مي رفت،همچنين مجموعه نوروزي سال خوش که به مناسبت نوروز 74 تدارک ديده شده بود جايگاه درخوري را کسب کرد
.

بازيگراني مانند نصرالله رادش، سعيد آقاخاني، نادر سليماني، ارژنگ اميرفضلي و...) در واقع در خلال همان برنامه ها بود که او در کنار زنده ياد داود اسدي علاوه بر ارائه بازي هاي موفق که طيف هايي از شخصيت لاابالي امروزي او را نيز در خود داشت بار اصلي خلاقيت و ايده پردازي آيتم هاي طنز چند دقيقه يي را هم برعهده گرفته و گوشه يي ديگر از توانايي هايش را به منصه ظهور گذاشت. پس از پاييز 74 که به ممنوع التصوير شدن و خانه نشيني گروه بازيگران ساعت خوش که بر خلاف سياست هاي آن روزهاي تلويزيون راه شهرت را در پيش گرفته بودند انجاميد تا چند سالي از عطاران هم خبري نبود تا اينکه بينندگان شبکه اول سيما در سال 76 بار ديگر نام اين بازيگر و نويسنده بااستعداد را در مقام نويسنده و کارگردان مجموعه طنز کودکان سيب خنده و البته اين بار با خروج نام او از زير سايه سنگين نام مهران مديري در تيتراژ مجموعه مشاهده کردند. سيب خنده مجموعه کمدي پرطرفداري بود که علاوه بر کودکان در ميان بزرگ ترها هم طرفداران زيادي پيدا کرده و علاوه بر تثبيت موقعيت عطاران در تلويزيون، امکان ادامه کار مستقل او در اين رسانه را هم فراهم آورد. مجموعه هاي مجيد دلبندم و ستاره ها که به ترتيب در سال هاي 77 و 78 روي آنتن رفتند آثار بعدي عطاران در مقام کارگردان محسوب مي شدند که البته خود او در آيتم هايي از اين آثار به عنوان بازيگر نيز مقابل دوربين ظاهر مي شد.شيوه بازي با کلمات که عطاران در مجموعه مجيد دلبندم به کار گرفت و در آن دو بازيگر مناظره کلامي خود را از يک کلمه آغاز کرده و در انتها به کلمه يي مي رسيدند که فرسنگ ها از کلمه اوليه فاصله داشت، هنوز و پس از گذشت يک دهه از پخش مجموعه در ذهن بينندگان بسياري مانده است. تجربه ساخت برنامه هاي نمايشي مختص کودکان و نوجوانان که بي ترديد از حساسيت پايين تري در مقايسه با آثار پرمخاطب تر تلويزيوني برخوردار هستند به تدريج عطاران را آبديده و آماده پذيرش مسووليت هاي بزرگ تري کرد و او با مجموعه طنز قطار ابدي که در سال 1379 از شبکه سوم سيما پخش شد پا به دنياي برنامه سازي براي تمام گروه هاي سني گذاشت. هرچند اولين تجربه او در اين جايگاه چندان موفقيتي برايش به همراه نداشت و شخصيت ها و موقعيت هاي دور از ذهن قطار ابدي در برقراري ارتباط با عموم مخاطبان ناموفق بودند اما به هرحال او ديگر به عنوان يک کارگردان طنز شناخته شده و فرصت هاي بيشتري برايش مهيا بود. عطاران در فاصله مابين قطار ابدي و پنجمين ساخته اش يعني سريال باز هم طنز کوچه اقاقيا (1382) علاوه بر بازي در فيلم سينمايي سيندرلا (1380- مسعود رسام و بيژن بيرنگ) نويسندگي يکي از موفق ترين سريال هاي طنز دهه حاضر سيما يعني زير آسمان شهر1 به کارگرداني مهران غفوريان را نيز به عهده گرفت. مجموعه يي که به گواه اکثر منتقدان قسمت عمده يي از موفقيت خود را مديون متن هاي بکر و ايده هاي بي نظير رضا عطاران بود و با اندکي تامل يا حتي بازبيني آن سريال، به راحتي مي توان ردپاي طنز مورد علاقه عطاران يعني طنز موقعيت را در سکانس هاي متعددي از آن پيداکرد؛طنزي که هرچند عطاران در مجموعه متوسط کوچه اقاقيا نتوانست به خوبي از عهده اجراي آن برآيد ولي در سريال مناسبتي خانه به دوش که به مناسبت ماه رمضان سال 83 از شبکه سوم سيما روي آنتن رفت موفق شد گونه تکامل يافته يي از آن را به معرض نمايش بگذارد. در اين سريال که در حقيقت نقطه عطف و شروعي تازه در روند کاري عطاران محسوب مي شود او سرانجام پس از قريب به هفت سال فعاليت در مقام کارگردان و با استفاده از تجارب مجموعه هاي پيشين خود نه تنها موفق شد زبان طنز دلخواهش را که بيشتر مبتني بر طنز موقعيت است پيدا کند بلکه چون ديگر طنزسازان برجسته تلويزيون مانند مهران مديري و در سال هاي نسبتاً دور مهران غفوريان به ترکيبي از بازيگران مورد علاقه خود دست يافت که در کارهاي بعدي او مانند مجموعه متهم گريخت (رمضان 84)،ترش و شيرين (نوروز86) و در همين مجموعه رمضان امسال يعني بزنگاه هم شاهد حضور تعدادي از آنها بوده و هستيم بازيگراني نظير حميد لولايي، علي صادقي، محمود بهرامي و احمد پورمخبر. مجموعه طنز رمضان امسال که بزنگاه نام دارد در واقع نهمين مجموعه تلويزيوني او در سمت کارگردان و سومين سريال رمضاني او محسوب مي شود، مجموعه يي به نويسندگي مشترک نويسنده باتجربه و شناخته شده يي به نام سروش صحت و نويسنده يي نه چندان سرشناس به نام ايمان صفايي که بي گمان با توجه به توانايي و تجارب خود عطاران در حوزه نويسندگي طنز، نظرات خود او نيز در شکل گيري کلي آن موثر بوده است. در يک نگاه کلي تر بزنگاه ادامه همان سبک کاري شناخته شده و جاافتاده عطاران در سال هاي اخير به حساب مي آيد و صرف نظر از تفاوت هايي که بزنگاه و آثار قبلي عطاران مخصوصاً ترش و شيرين و خانه به دوش در هسته اصلي داستان و شخصيت هاي آن دارند در بسياري از موارد همان امضاي خاص او بر ساخته هايش به راحتي قابل رديابي هستند. ويژگي هايي نظير استفاده از بازيگراني محدود و مشخص، تکيه بر ايجاد موقعيت هاي طنزآميز، دوري از طنز کلامي و حتي استفاده از طنز کلامي در جهت پيشبرد موقعيت هاي کميک، وقوع قصه در مناطق محروم و بافت هاي سنتي شهر، گنجانيدن يک نقش کاملاً خونسرد در بافت قصه که عموماً علي صادقي بازيگر آن است، تکيه بر طبيعت و گل و بلبل در تيتراژ و... که به کرات در ساخته هاي او مشاهده مي شوند و ديگر کمي رنگ و بوي تکرار و کليشه به خود گرفته اند. چه خوب است عطاران حالا که پس از 15 سال تلاش و مرارت به جايگاه کنوني اش رسيده براي لحظه يي تامل کرده و با ارزيابي دقيق کارنامه اش به گونه يي خود را مهياي ساخت پيشنهادهاي احتمالي بعدي کند که سرانجامي که درست 15 سال پيش براي نسل پيشين طنزپردازان تلويزيوني رقم خورد اين بار براي او و طنزهايش تعبير نشود.




[+] نوشته شده توسط آتنا در شنبه 30 شهریور1387 ساعت 12:0     بيان انتقادات و پيشنهادات

رضا کیانیان و بهاره رهنما از مهران مدیری میگویند+عروسی شبهای برره

                حمایت بی سابقه تلویزیون از بزنگاه

اخبار پشت هم از توقيف بزنگاه در بعد از ظهر امروز؛
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت


سينماي ما - چند خبر پي‌ در پي جنجالي در بعد از ظهر امروز، سريال بزنگاه را تا پاي توقيف برد و بازگرداند. ابتدا خبر از ابلاغ دستور توقيف سريال بزنگاه بود. دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما صادر شد. در نامه‌اي كه از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به خبرگزاري فارس ارسال شده، آمده است: با توجه به اعتراضات گسترده مردمي و بسياري از نخبگان و كارشناسان دلسوز حوزوي و دانشگاهي و همچنين انتقاد قبلي رياست شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما از ادامه هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني سريال «بزنگاه»، دستور توقف اين سريال طي نامه‌اي خطاب به رياست سازمان صداوسيما از سوي رياست شوراي نظارت ابلاغ شد.
در اين نامه ضمن تبيين رسالت صداوسيما به عنوان دانشگاه عمومي و وظيفه خطير اين رسانه در ارتقاي بينش فرهنگي جامعه آمده است:
اگرچه رسالت صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان رسانه‌ ملي و مهمترين دستگاه فرهنگي، ارتقاي دانش و بينش و منش عمومي آحاد جامعه و گسترش ارزش‌ها، آرمان‌هاي اسلام و انقلاب به مخاطبان بويژه نسل جديد است ولي متأسفانه محتواي برخي از سريال‌هاي توليدي شبكه صداوسيما، نه تنها در اين راستا نبوده بلكه متأثر از خاستگاه غربي آن، به عاملي براي رخنه و شكافي براي تهاجم فرهنگي و آسيب‌رساني بر پيكره فرهنگ و ديانت كشور مبدل شده است.
حسين مظفر در ابتداي اين نامه عدم تعريف صحيح و منطقي از طنز و مساوي دانستن آن با هجو و لغو و تمسخر و رواج فحاشي و الفاظ زشت و هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غير شرعي و حتي غير عرفي در برخي سريال‌هاي توليدي را از جمله مصاديقي دانسته كه ضمن مغايرت با منويات مقام معظم رهبري در باب كاركرد طنز در رسانه ملي با معيارها و ملاك‌هاي برنامه‌سازان سازمان نيز به استناد: بند 16-3-1 ضوابط و سياست‌هاي برنامه‌سازي (زبان و گفتار برنامه‌هاي صداوسيما بايد از هرگونه ناسزا، فحاشي، اهانت، كلمات ناشايست مبرا باشد) و بند 30-19-2 (كلمات، جملات و اصطلاحات چند پهلو كه معنايي دور از ادب، اخلاق و شأن مخاطب يا رسانه ملي را داشته باشد ممنوع است) مغايرت داشته و نشان از انحراف از ضوابط و معيارهاي ساخت برنامه دارد و موجب اعتراض شديد مخاطبان و هتك حيثيت رسانه ملي و تنزل جايگاه والاي دانشگاه عمومي سازمان گرديده است.
ايشان در ادامه اين نامه به ذكر نمونه‌هايي از بخش الفاظ ركيك و زشت در سريال بزنگاه آن هم در بهترين ساعت معنوي ماه مبارك رمضان از قبيل: «خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من را بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه در عرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند، انتخاب سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين كه در دستشويي مي گويد: «اينجا بوي آقاجون رو ميده» اشاره نمودند كه در تضاد آشكار در ايفاي رسالت فرهنگي سازمان صداوسيما است. رئيس شوراي نظارت در پايان اين نامه از مهندس ضرغامي خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شديد مردم نسبت به توقف سريال مذكور اقدام عاجل معمول و نتيجه را به شوراي نظارت منعكس شود.


اما در ادامه و در شرايطي كه بسياري انتظار توقيف بزنگاه را داشتند؛ روابط عمومي صدا و سيما اعلام كرد كه پخش بزنگاه تا عيد فطر ادامه خواهد داشت. اين روابط عمومي اعلام كرده است طبق اعلام قبلي فقط در ليالي ويژه قدر سريال پنج قسمتي «زماني براي پشيماني» به جاي اين مجموعه پخش مي‌شود. در اين اطلاعيه آمده است نظرات شوراي محترم نظارت بر سازمان صدا و سيما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار خواهد گرفت.
و بالاخره واكنش مدير شبكه سوم سيما بود كه حكم ادامه پخش سريال را قاطع‌تر امضا كرد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما، نسبت به ابلاغ دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما، واكنش نشان داد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما  در واكنش به نامه شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به مهندس ضرغامي، اظهار داشت: در حال حاضر براي جلوگيري از نمايش اين سريال دستوري به من نرسيده تا پخش آن را از شبكه سوم سيما متوقف كنم. وي افزود: اين دستور بايد از طرف آقاي ميرباقري معاون سيما يا مهندس ضرغامي رئيس رسانه ملي اعلام شود.
پورمحمدي با اشاره به نامه‌هاي پيشين شوراي نظارت و برآيند آن در نامه امروز كه توقف پخش سريال «بزنگاه» را خواستار شده، گفت: اين را از كم لطفي اعضاي شوراي نظارت بر برنامه‌‌هاي سازمان صداوسيما مي‌دانم و البته اطلاع ندارم كه قانون تا چه حد دست شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما را براي توقيف پخش مجموعه‌هاي تلويزيوني باز گذاشته است.
مدير شبكه سوم سيما به فارس گفت: البته ما در روزهاي آينده به دليل در پيش بودن ليالي قدر، به روال هرساله، سريال ديگري را با حال و هواي اين شب‌ها به روي آنتن مي‌فرستيم اما اگر دستور توقف ادامه پخش سريال از سوي مسؤولان سازمان صداوسيما صادر شود من پخش اين سريال را متوقف خواهم كرد.
وي در پايان گفت: به زعم من ، اين كار مواجهه با افكار عمومي و ميليون‌ها مخاطبي است كه تاكنون اين سريال را دنبال كرده‌‌اند به‌طوري كه تاكنون پربيننده ترين سريال سيما در ايام ماه مبارك رمضان بوده است.


منبع خبر : فارس

با سلام

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است د

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است در انتها با یک خانم قاضی با اتوریته که به نوعی خلق و خوی مردان را دارد ازدواج کند از ابتدا روی این خط کار کنیم که در انتها برای تماشاگر جالب توجه تر از کار در بیاید و.....

از بهاره رهنما پرسیده شد:در انتخاب کدام نقشتان ریسک کردید؟در واقع چشمهایتان را بستید و گفتید باداباد؟

در مجموعه "مرد هزار چهره" این اتفاق افتاد. چون هم نقش نقش فانتزی بود و هم بازی مشکلی را میطلبید و اگر نقش بد از کار در می آمد کار زمین میخورد.

اما چون کار با آقای مدیری را دوست داشتم این ریسک را پذیرفتم


این پوستر شما رو به یاد چه خاطره جالبی میندازه؟!

 

  عروسی شبهای برره


رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما در گفت‌وگو با فارس:

سريال «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما گفت: مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند.

حسين مظفر در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تذكر اين شورا به سريال «بزنگاه» گفت: مكاتبات ما با صدا و سيما روال عادي دارد و شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما هميشه برنامه‌هاي صدا و سيما را تحليل كرده و نظرات خود را پيرامون آنها منعكس مي‌كند.
وي افزود:اين بار سريال «بزنگاه» مورد تحليل قرار گرفته كه در حال پخش است. درباره اين سريال نيز بايد بگويم معمولا ما سريال‌ها را فقط به عنوان تفريح كه اوقات فراغت را پر كند نمي‌پسنديم. بلكه هر برنامه و هر سريالي با توجه به هزينه‌هايي كه دارد و رسالت فرهنگي سيما در حقيقت بايد حاوي پيام‌هاي مثبت باشد.
وي افزود: يك برنامه بايد حاوي پيام‌هاي اخلاقي، انساني، اجتماعي، فرهنگي باشد و پس از آن در عين حال فاقد پيام‌هاي منفي باشد. يعني بدآموزي نداشته باشد و فرهنگ سازي و الگوسازي غلط نداشته باشد.
مظفر تصريح كرد: ولي در سريال «بزنگاه» احساس شد كه بيشتر به مسائل اجتماعي كم توجهي شده و به قيمت خنداندن مردم و پر كردن اوقات آنها برخي ارزش‌ها مورد تمسخر واقع شده است كه به صدا و سيما تذكر داده شده تا اين موارد را اصلاح كنند.
وي در پاسخ به سؤال فارس مبني بر اين كه تاكنون و پس از گذشت چند روز از ارائه اين تذكر به صدا و سيما، هنوز هيچ تغييري در سريال رخ نداده است، اظهار داشت: ما ديدگاه خود را در اين نامه ارائه داده‌ايم و صدا و سيما هم قول داده است كه اصلاحات را انجام دهد و بايد در اين زمينه برنامه‌ريزي كند.شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما نقطه نظراتش را منعكس كرده‌ و باز هم در موقعيت‌هاي مختلف اين كار را خواهيم كرد

[+] نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت 11:24     بيان انتقادات و پيشنهادات

نظر هنرمندان راجع به مهران مدیری+ ساعت پخش سريال‌هاي ماه رمضان مشخص شد

سلام این مطلب رو الینا فرستاده که من خیلی خیلی لذت بردم و پیشنهاد میکنم حتما تا آخرش بخونین میدونم خوشتون میاد

 

         نظر هنرمندان راجع به مهران مدیری

*سحر ولد بیگی : به نظر من مهران مدیری ، علی صادقی ، یوسف تیموری ، آقا خانی ، اویسی ، رضویان ، شفیعی جم هر کدام در زمینه طنز وزنه ای به شمار می روند. من از مدیری در سریال های روتین مطالب بسیاری آموخته ام ، به نظر من مدیری استاد قابلی در زمینه طنز است.

* شایان احدی فر : آقای مدیری همیشه سوژه نو دارند.کارهاشون روند خاصی رو طی میکنه و اصلاً نمی شه کارگردانی ایشون رو با کارگردان های دیگه مقایسه کرد.شانس بزرگی آوردم که با آقای مدیری کار می کنم.

*رامبد جوان : مهران مدیری یک آدم ثابت قدم و باهوش است که مسیر کاری خود را انتخاب کرده است.البته شاید مثل همه آدم ها یک لحظه خودش را تکرار کند اما چیزی که مشخص است این است که مدیری کارش را خوب بلد است.

*پژمان بازغی :مهران مدیری از جمله کارگردان های مطرح در حوزه تلویزیون است که عموماً هم کارهای طنزشان در تلویزیون ، پیشرو بوده است. از همکاری و آشنایی با ایشون بسیار خوشحالم.

*محمد شیری : همیشه عاشق کارهای مدیری و سریال هایی که می ساخته بودم .به نظر من مهران مدیری سبک تازه ای را وارد طنز ایران کرده.مهران بهترین روتین ساز تلویزیون در سال های پس از انقلاب است. علت همکاری من با ایشون اخلاق و ویژگی های منحصر به فرد اوست او فوق العاده مودب ، نکته سنج و ریزبین است.

*محمد امیری مهر ( شخصیت چهار شنبه در مجموعه رضویان) : در عرصه طنز فقط کارهای مهران مدیری و رضا عطاران را قبول دارم.

*هانیه توسلی : به کارهای تلویزیونی مهران مدیری علاقه زیادی دارم.

*قاسم افشار : مهران مدیری و رضا عطاران کمدین های محبوب من هستند.

*حمید جبلی : مهران مدیری بهترین کارگردان سریال های طنز است.

*پوریا پورسرخ: مهران مدیری سلطان طنز است.گروهی که چند سال به مدت 90 شب مردم را سرگرم کرده اند و همیشه در کارشان موفق بوده اند ، حتماً خیلی قوی و حرفه ای هستند.

*سعید شهروز: تا حالا ده بار فیلم توکیو بدون توقف را دیده ام

* علی بحرینی : با ظهور پدیده ای به نام مهران مدیری ، یکی از صفحات سنگین طنز در تلویزیون ورق خورد.مهران مدیری "تابو" را شکست و به دوران تصویری شدن طنز رادیویی صبح جمعه پایان داد.

* بهنوش بختیاری : انتخاب شدن از سوی مهران مدیری هم لذتش زیاد است و هم مسئولیتش .کار با مهران مدیری هم همیشه عالی بوده و هست. بنده همیشه از کار با ایشان لذت برده ام و از این به بعد هم هر وقت آقای مدیری من را برای کاری صدا بزنند در هر شرایطی که باشم ، با کمال میل خواهم پذیرفت. چون او طنز را خوب می شناسد و سبکهای مختلف این ژانر را هم به خوبی بلد هستند.در کارشان هم بسیار قوی و منسجم عمل می کنند. مهران مدیری فوق العاده است. او با شب های برره واقعاً خسته شد چون از یک طرف موانعی برایش وجود داشت و از سوی دیگر خودش هم رضایت نمی داد تا هیچ قسمتی ضعیف اجرا شود یا متن ضعیفی داشته باشد. یادم هست یک روز صبح وقتی به لوکیشن شب های برره رفتیم آقای مدیری از متن خوشش نیامد و اصلاً اجازه نداد آن قسمت کلید بخورد. در شبهای برره من مهره کوچکی بودم اما به حضور در آن افتخار می کنم.

* رضا شفیعی جم : در دنیای حرفه ای ها فقط به مهران مدیری ، عطاران و حاتمی کیا اعتماد کامل دارم.

*احسان علیخانی : از برنامه های شبکه سه فقط برنامه 90 عادل فردوسی پور و برنامه های مهران مدیری و برنامه های خودم را دوست دارم.

*فرزاد فرزین: آقای مدیری در طنز جایگاه استادی را دارند. بهترین سریال من شب های برره است.

* طوفان کرمی : برنامه های مهران مدیری را دنبال می کنم و دوست دارم.

*افسانه چهره آزاد : اصولاً طنز کمدی را زیاد نمی پسندم ، اما در این زمینه کارهای مهران مدیری قابل تقدیر است.

*حسی کاظمی( بازیکن استقلالی): سریال نگاه می کنم اونم فقط سریال های مهران مدیری را. بعد از دیدنشون از خنده دل درد می گرفتم.

*نسرین مقانلو : آقای مدیری در قالب طنز یک سری مشکلات جامعه را بیان می کنند. هر کسی بتواند چیزی از ذهن مردم بیرون بکشد خیلی به دل آنها می نشیند.

*مهدی سلوکی : من در حیطه طنز نمی توانم کار کنم ولی به این معتقد هستم که مهران مدیری طنز ایرانی را می شناسند و به همین خاطر است که کارهایش بیشتر از سایرین طرفدار دارد.

*شیلا خداداد : کارهای مهران مدیری ا دوست دارم .شب های برره را همیشه دنبال می کردم و بیشتر از همه عاشق بازی بگوری ( شاعر برره ) بودم.

*علی انصاریان : کارهای مهران مدیری را خیلی دوست دارم.

*یوسف تیموری : تنها مهران مدیری می تواند طنز های نود قسمتی بسازد و این استعداد در کمتر کارگردانی وجود دارد.

*علی صادقی : در میان کارگردان های طنز ، مهران مدیری موفق بوده چون مردم شناس خوبی است.

*آناهیتا هعمتی : از بین کارگردان های داخلی به کار های مهران مدیری علاقه فراوانی دارم. آقای مدیری آدم صادقی است و هرگز دچار غرور بیجا نشده.

*نادر سلیمانی : علت موفقیت سریال های مهران مدیری ، ساده نگری و بعد نکته بینی اوست. او خوب می بیند خوب گوش می دهد و خوب اجرا می کند.

*سعید پیر دوست : مدیری ثبات شخصیت بالایی دارد ، دارای گروه بسته ای است که هر کسی به گروهش نمی تواند وارد شود و پس از ورود خیلی دیر از گروه جدا می شود.آدم بسیار دوست داشتنی و بدون شیله پیله ای که به بازیگرانش اجازه هر هنر نمایی را می دهد. زمانی که با مدیری دست همکاری دادم ، خود را از تمام سابقه هنری تخلیه کردم و شدم یک بازیگر بی تجربه که به اصطلاح هیچ فعالیت هنری انجام نداده است و به مدیری گفتم که اصلاً فکر نکن من سابقه هنری دارم ، اگر هر جا دیدی مشکلی هست ، بدون تعارف به من بگو.

*محمد رضا هدایتی : طنز روتین را مهران مدیری در سال 77 باب کرد.کسان دیگری هم آمدند اما چون مهران مدیری شروع کننده این سبک بوده و آن را می شناسد ، موفق تر عمل کرده و کارهایش به مراتب بهتر بوده است.خود من هم اگر بخواهم کار طنز روتین هر شبه انجام بدهم ، ترجیح می دهم با مهران مدیری کار بکنم.

*آرام جعفری : مهران مدیری بدون شک پدر سریالهای طنز در ایران هست.

*مهران غفوریان : مهران رو خیلی دوست دارم. در عرصه طنز ، مهران مدیری ، حمید لولایی ، و رضا عطاران را خیلی قبول دارم.

*عادل فردوسی پور: فقط عاشق کارهای مدیری هستم.

*اشکان شاملو( خواننده کاست پسران آفتاب 2) : همیشه برای دیدن سریال جدید مهران مدیری روز شماری می کنم.

مجید صالحی:مهران مدیری دکترای کمدی را در تلویزیون دارد

منابع: روزنامه جام جم-مجلات اتفاق نو ، خانواده سبز ، صبح زندگی ، روزهای زندگی ،سروش ، فیلم و سینما.

شما هم نظرتون رو  راجع به "مهران مدیری"  بگین

   

    

 

  پوستر خیلی زیبا از سحر جون

  

  

    

 

          ساعت پخش سريال‌هاي ماه رمضان مشخص شد

بزنگاه، مثل هيچ كس، خواب‌زده و مأمور بدرقه؛ به ترتيب بعد از افطار

خبرگزاري فارس:سريال‌هاي «بزنگاه»، «مثل هيچ كس»، «خواب‌زده» و «مامور بدرقه» به ترتيب در ايام ماه مبارك رمضان به روي آنتن مي‌روند.

                           

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، ساعت پخش سريال‌هاي مناسبتي ويژه ماه مبارك رمضان مشخص شد.
بنابراين گزارش، اولين سريال مناسبتي كه روي آنتن خواهد رفت، سريال «بزنگاه» به كارگرداني «رضا عطاران» خواهد بود. اين سريال پس از لحظات ملكوتي اذان، ساعت 20:15 به روي آنتن خواهد رفت.
مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقه‌اي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته ‌شده است.

پس از پخش سريال «بزنگاه»، وقفه‌اي در پخش سريال‌ها خواهد بود تا مردم بتوانند به نماز و عبادت بپردازند. پس از آن شبكه دو سيما سريال خود با نام «مثل هيچ كس» را روانه آنتن خواهد كرد. اين سريال هر شب ساعت 21:30 پخش خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «مثل هيچ‌كس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمد علي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود.
به گزارش فارس، سريال «خواب‌زده» سومين سريال مناسبتي است كه شبكه يك سيما هرشب ساعت 22:15 روانه آنتن خواهد كرد. شبكه اول سيما در ماه رمضان ساعت اصلي پخش سريال‌هاي خود را به مجموعه مناسبتي‌اش اختصاص داده است.
مجموعه تلويزيوني «خواب‌زده» را «سيروس مقدم» به تهيه كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني مي‌كند.
اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و در شب‌هاي احياء نيز به روي آنتن نخواهد رفت.
آخرين سريالي كه در شب‌هاي ماه رمضان از تلويزيون پخش خواهد شد، سريال «مامور بدرقه» به كارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» است كه ساعت 23 از شبكه تهران پخش خواهد شد.
سريال «مامور بدرقه» كه داستان آن توسط طرحي از «خشايار الوند» و فيلمنامه‌اي از «امير عباس پيام» بر اساس طرحي از «خشايار الوند» نوشته شده، در حال حاضر توسط «يار محمدلو» مراحل تدوين همزمان راسپري مي‌كند.
اين سريال در 27 قسمت 35دقيقه‌اي ساخته خواهد شد.

   

   

 

این رو هم اضافه کنم فردا آخرین قسمت سریال "ترانه مادری" پخش میشه و یکشنبه شب هم پشت صحنه فیلم رو پخش میکنن و همینطور بخاطر پخش سریالهای ماه مبارک رمضان سریال "مرگ تدریجی یک رویا" از این به بعد جمعه ها ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه ۲ سیما  روی آنتن میره تا حالا ۱۸ قسمت از این سریال ۲۶ قسمتی پخش شده

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 8 شهریور1387 ساعت 20:37     بيان انتقادات و پيشنهادات

گزارش پشت صحنه مثلث شیشه ای

            گزارشی از پشت صحنه برنامه مثلث شیشه ای
           از هیجان زدگی مدیری تا زمین خوردن فیلمبردار


مثلث شیشه ای آنطور که انتظار می رفت مورد استقبال واقع نشد و برای بیننده جذابیت قبلی را نداشت. شاید یکی از دلایل آن را یکنواخت و تکراری بودن برنامه باید دانست. بالاخره جمعه سوم خرداد حضور مهران مدیری در مثلث شیشه ای باعث شد بینندگان زیادی اشتیاق دیدن برنامه را داشته باشند.
مهران مدیری زودتر از مجری وارد استودیو می شود و سریع در دکور مثلثی برنامه که کاری از پیمان قانع است قرار می گیرد و فوری گریم می شود.
عوامل از حضور مدیری بسیار خوشحال هستند و مشتاقانه منتظر شروع برنامه هستند.
خانم محمودیان(صدا بردار) اعلام می کند که چند ثانیه به شروع برنامه مانده است و .....رشید پور ، مهران مدیری را با عنوان مهمان نازنین امشب معرفی می کند و برنامه شروع می شود.
بعد از اتمام برنامه ، مجری و مهمان مشغول تشکر از یکدیگر هستند که عوامل برنامه برای گرفتن عکس یادگاری به نوبت می ایستند و بعد از آنها نوبت عوامل اتاق فرمان و ....است.
مدیری با روی خوش با با همه عکس می گیرد ، می گویم آقای مدیری آنقدر که گفتند شما مصاحبه نمی کنید جراًت مصاحبه ندارم.
مدیری : ( با خنده ) اختیار داریر ، بفرمایید.

خورشید نیمروز: چرا به مثلث شیشه ای اومدید؟در صورتیکه در سری قبلی هم اومدید ولی کنسل شد ؟

مدیری : خب این برنامه را دوست داشتم و اومدم ، دفعه قبل هم اومدم اما مشکلی پیش اومد و برگشتم.

خورشید نیمروز : فیلم سینمایی که می خواهید کار کنید چگونه است ؟

مدیری : یک فیلم کمدی است.

خورشید نیمروز : کار با گروه دایره زنگی چطور بود ؟

مدیری : خیلی خوب ، همه بازیگران و عوامل حرفه ای و درجه یک بودند.

خورشید نیمروز : هنوز هم در زمینه موسیقس فعالیت می کنید ؟

مدیری : اگر فرصتی پیش بیاید حتماً.


خورشید نیمروز: دیگر کسی به من اجازه صحبت نمی دهد ،

 از مدیری تشکر می کنم. تا رسیدن به در خروجی مدیری مشغول عکس انداختن است.
گفتگو شیوا خرسند.

  

                     همیشه پای مهران مدیری در میان است!
فیلم سینمایی « همیشه پای یک زن در میان است » به کار گردانی کمال تبریزی جزو معدود فیلم هایی است که به صورت وسیع در سراسر کشور به نمایش در می آید. جدیدترین فیلم تبریزی با بازی مهران مدیری ، گلشیفته فراهانی ، رضا کیانیان ،حبیب رضایی در ژانر طنز موقعیت ساخته شده.
متن داستان بر می گردد به زندگی یک زوج جوان که بنا به مسائلی کاملاً پیش پا افتاده و قابل حل بر خلاف احساسشان از هم جدا می شوند و فیلم به روایت زنگی خصوصی زوج جوان می پردازد.
داریوش بابائیان تهیه کننده این فیلم درباره اکران همیشه پای یک زن در میان است گفت: این فیلم مرداد ماه در 70 سینما در سراسر ایران اکرا خواهد شد و دلیل وسعت اکران این فیلم به خاطر منتخب شدن در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر از نظر مخاطبان است. همچنین بابائیان کارگردانی تبریزی و حضور بازیگران متبحری چون مدیری و فراهانی و ...را نادیده نگرفت و اظهار داشت : تبریزی می داند چه بسازد و بازیگران فیلمش چه کسانی باشند. حضور مهران مدیری در یک طنز موقعیت کاملاً به جا بوده و مطمئن هستم همچنان که در جشنواره شاهد بودیم در اکران نیز مردم از این فیلم استقبال خوبی می کنند.
تبریزی علاوه بر آن فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" را در جشنواره بیست و ششم فجر داشت و به نوعی با این فیلم هم مورد واکنش و انتقاداتی قرار گرفت که البته تا زمان اکران عمومی فیلم در برابر آنها سکوت کرده است. جدیدترین اخبار اکران حاکی از آن است که "همیشه ..." پس از فیلم "تیغ‌زن" در گروه سینمایی قدس به روی پرده می‌رود و باید منتظر نقد و نظرات و البته بازخورد فیلم بین مخاطب عادی سینما ماند

سکانسی از فیلمنامه همیشه پای یک زن در میان است.
با بیرون رفتن منشی ، امیر کتابی را که روی میز قرار دارد بر می دارد ، روی کتاب یک یادداشت دستی دیده می شود که روی آن نوشته : بسیار ضعیف و غیر قابل چاپ. زیر یادداشت ، عنوان کتاب به چشم می خورد :« مردان علیه زنان علیه مردان ، کاری از پری طلعت پور ».
در این هنگام آقا جلال یا سینی چای وارد می شود. جای یک کبودی پای چشم اوست که امیر متوجه آن می شود:
امیر: چطور نتونستی حریف این خانم بشی آقا جلال ؟!
آقا جلال : آقا یه خانم گرد و خپل بود این هوا....! کاف هم توی دهنش نمی چرخید کتاب را می گفت تتاب ، البته دوزار هم مهربان بود.
امیر : آره ، از اون شالیزار پای چشت معلومه.
آقا جلال : این کمد رفته توش.
امیر : کمد ؟!
آقا جلال : خانم منشی می خواست با سطل آشغال بزند تو سر این خانم طلعت پور که اونم جا خالی داد سطل آشغال اومد تو سرما ، ما هم اومدیدم جاخالی بدیم سرم خورد به کمد ، کمد رفت توی چشمم !
در این هنگام زنگ تلفن اتاق به صدا در می آید و امیر گوشی را بر می دارد.
امیر : بله.
صدای منشی : آقای جاهد.
صدای جاهد ( نقش مهران مدیری ) : امیر جان سلام.
.......
منبع : هفته نامه جهان سینما.

       

                گفتگو اختصاصی با نیما شاهرخ شاهی


خورشید نیمروز: از شما ، دو فیلم در یک زمان به روی پرده سینما رفت. مجنون لیلی و دایره زنگی هر دو پرفروش ، بازی در کدامیک را بیشتر می پسندید ؟

نیما : دایره زنگی.

خورشید نیمروز : ولی بازی شما در این فیلم خیلی محدود بود ؟

نیما : قبول دارید که محدود ولی پر رنگ بود.

خورشید نیمروز : پر رنگ بود چون سناریو را اصغر فرهادی نوشته بود. دیالوگ ها محدود ولی تاًثیر گذار بود. من این را قبول دارم.

نیما : پس به من حق بدیهید که دایره زنگی را انتخاب کنم.

خورشید نیمروز : ولی بازی شما در « مجنون لیلی » چیزی از « دایره زنگی » کم نداشت. احساس من این است که شما به خاطر گریم متفاوت و بازی در کنار بهترین ها دایره زنگی را انتخاب کردید ؟

نیما : من در هر کارم گریم متفاوتی دارم. ولی راست می گویید گریم خاص دایره زنگی را دوست داشتم از آن طرف هم همکاری با بهترین استعداد ها را نمی شود نادیده گرفت. در کنار اصغر فرهادی ، مهران مدیری ، گوهر خیر اندیش و .... بودن ....، برای من واقعا افتخار است. « مجنون لیلی » هم به نوبه خودش بهترین بود ولی شما انتخاب اول من را خواستید.

خورشید نیمروز: تعریف کلی شما از این فیلم به عنوان مخاطب چیست ؟

نیما : « دایره زنگی » از آن دسته فیلم هایی است که وقتی بیننده از سینما بیرون می آید راضی است و از جمله (( حیف پول بلیتی که به این فیلم دادم )) استفاده نمی کند. فیلم در ژانر طنز- اجتماعی ساخته شده است. کم هستند کارگردان هایی که طنز موقعیت بسازند. تا کنون این فیلم یک میلیارد فروخته است. به نظرم بازیگران و تمامی عوامل خوب کار کردند که فیلم گیشه خوبی به دست آورد به تمامی عوامل خسته نباشید باید گفت

منبع : خورشید نیمروز( نیمه اول تیر ماه )

      

   متشکرم از الینای عزیز برای ارسال این مطالب

 

  

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 11:5     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری بگوید بی معرفتی من چه بوده است؟+دانلود آنونس "همیشه پای یک زن در میان است"

                  جواد رضویان در گفت وگو با "امید جون"

          مهران مدیری بگوید بی معرفتی من چه بوده است؟

آقای مهران مدیری در برنا مه ی (مثلث شیشه ای )که چند هفته پیش از تلویزیون پخش شد از شما به عنوان ((بی معرفت)) نام برد ! دلیل گلایه ی مهران مدیری چیست؟
ج:والله نمی دانم من همیشه از آقای مدیری به عنوان استاد خودم یاد کرده ام , در هر کاری هم که کنار او بوده ام به آن افتخار کرده ام هیچ گاه هم سعی نکرده ام که بی حرمتی نسبت به ایشان داشته باشم الان هم که فکر می کنم به یاد نمی آورم که بی ادبی کرده باشم ;مطمئن هستم که آقای مدیری مزاح و شوخی کرده است .

 با این حال دوست دارم آقای مدیری بعدا برای من توضیح دهد که موضوع چیست

واگر موضوعی بود ؟
ج: قطعا تکرار نمیکنم. من آقای مدیری و کارهایش را قلبا دوست دارم, او از بزرگان آثار مفرح این مملکت است

 

  

 

منبع:روزنامه امید جوان شماره 581 سال سیزدهم  شنبه 25 خرداد

با تشکر ویژه از پگاه عزیز برای ارسال این مطلب


 

 

    اكران «هميشه‌پاي يك‌زن‌درميان‌است» در 70 سينماي كشور

     مهران مديري در «هميشه پاي يك زن در ميان است»

خبرگزاري فارس: پخش‌كننده «هميشه‌پاي يك زن در ميان است» گفت: اين فيلم اكران تابستاني را در 70 سالن سينمايي كشور سپري خواهد كرد.

  «داريوش باباييان» درگفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: پس از پايان اكران فيلم «تيغ زن»(عليرضا داوودنژاد)، قرار است فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»(كمال تبريزي) در بهترين گروه سينمايي تهران به سرگروهي سينما قدس، اكران شود.
وي تصريح كرد: اين فيلم نمايش خود را با 25 سينما آغاز خواهد كرد و قرار است هفتاد سينما در سراسر كشور نيز همزمان آن را اكران كنند.
وي كه پخش «هميشه پاي يك زن در ميان است» را در «شكوفا فيلم» بر عهده دارد، در پايان افزود: اميدوارم تماشاگراني كه اين فيلم را به عنوان بهترين فيلم در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر انتخاب كردند، از ديدن مجدد آن، لذت ببرند.
به گزارش فارس، اين فيلم در 19 اسفند سال گذشته توانست از سوي شوراي صدور پروانه نمايش اداره كل نظارت و ارزشيابي پروانه بگيرد.
عوامل سازنده «هميشه پاي يك زن در ميان است» عبارتند از:
كارگردان: كمال تبريزي - نويسنده فيلمنامه: رضا مقصودي، كمال تبريزي و با تشكر از حبيب رضايي با نگاهي آزاد به مجموعه قصه‌هاي سيد‌مهدي شجاعي - بازنويسي نهايي فيلمنامه: نغمه ثميني - مدير فيلمبرداري: بهرام بدخشاني - مجري طرح: مازيار ميري - مدير توليد: سعيد شرفي كيا - طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهيمي - طراح گريم: مجيد اسكندري و با سپاس از عبداله اسكندري -
تدوين: حسين زندباف - صدابردار: بهمن اردلان - مدير مالي و اداري: ابراهيم علي اكبري - طراح و مجري جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: علاءالدين پژهان - برنامه‌ريز و دستيار كارگردان: مانفرد اسماعيلي - انتخاب بازيگران و بازيگردان: حبيب رضايي - دستيار دوم كارگردان: شكوفا كريمي - منشي صحنه: پانته‌آ پناهي‌ها - فيلمبردار پشت صحنه: محمد رازدشت - عكاس: زهرا مصفا - روابط عمومي: اميرحسين جبه داري - دستيار اول فيلمبردار: پيمان شادمان فر - دستيار دوم فيلمبردار: عليرضا قاضي - مجري نور: محمد‌كاظم داوطلب - دستياران نور: اكبر دهقان، آرش رمضاني، امير زمستاني، محمد پازوكي - گرافيست و امور رايانه: حسن صداقت - دستيار توليد: هادي توحيدي، مدير تداركات: فرخ روح‌افزا - دستياران صحنه و لباس: لادن كنعاني، سعيد اسدي، مهناز غني - دستياران صدا: بابك اردلان، ساسان كريمي - اجراي چهره‌پردازي: سالومه اسكندري، حسين يزدي - دستيار اجراي چهره‌پردازي: نازنين عرفي نژاد - دستياران تداركات: داود پارسا، شهرام شفيعي - حمل و نقل: سعيد احمدي، رسول حسيني، محسن غلامي، جمشيد قدرتي، اسماعيل احمدي - سينه موبيل: رضا واعظ - خدات: حسين شعبانزاده، رسول تقياني - امور دفتري: بهاره حسين خانلو ، بازيگران: حبيب رضائي، گلشيفته فراهاني، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي،حبيب‌الله حداد، سياوش چراغي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي و هنگامه صالحي. با هنرمندي: مهران مديري و با حضور رضا كيانيان، تهيه‌كننده: محسن علي‌اكبري.


             دانلود آنونس "همیشه پای یک زن در میان است"  4

 

      از این قسمت میتونین دانلود کنین     6

 

منبع:وبلاگ آنونس سینمایی

  

[+] نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 10:56     بيان انتقادات و پيشنهادات

صحبتهای پژمان بازغی در مثلث شیشه ای

سلام دوستان

قسمتهایی از مصاحبه پژمان بازغی در شب شیشه ای که مربوط به مهران مدیری و مرد هزار چهره میشه رو براتون میذارم

 

 پژمان از اين جا شروع مي كنم كه براي حضور در سريال مهران مديري من شنيدم كه تو رقمي بيشتر از پنجاه ميليون تومان براي دو ماه كار دريافت كرده بودي آيا چنين چيزي صحت دارد؟

 عرض به حضورتان كه قرار شده كه راست و بي پروا بگم. نه انقدري نبود ولي رقمش هم نمي تونم بگم بهرحال جزو اسراره .

-خيلي دور از اين رقمي كه من ميگم نبود؟

 *نه خيلي هم نبود ولي انقدر هم نبود، بهرحال با توافق تهيه كننده بود كه اين رقم دريافت شد.

- خب هميشه براي من سوال بوده ، تو در برنامه هاي متعددي كه با هم داشتيم يا گفتگوهاي تلفني، گفتي كه من مهران مديري را دوست دارم مي خواهم الان بدونم بيشتر پول را دوست داشتي يا مهران مديري را؟

از انجا شروع كنم كه دوست عزيزم مهران مديري يكي از كارگردان هاي موفق در عرصه طنز هستند در تلويزيون و كارهاي كه ايشان عموما انجام دادند مخاطبين زيادي داشتند و نبوغ در كار ايشان ديد ه ميشود به همين دليل وقتي كه از من خواستند و دعوت كردند لطف كردند تماس گرفتند دستيارشان، خيلي گيج و مبهم رفتم پيش مهران چند جلسه اي كه با هم داشتيم گفتم من كارهايي كه انتخاب مي كنم كه عموما كارهايي نيست كه با ژانر كارهاي تو همخوان باشد چرا از من دعوت كردي براي اين نقش و به من گفت كه مي خوام كلا يك نوع ديگر از طنز را در تلويزيون تجربه كنم با اين تفاوت كه عموما كارهاي مهران 90 شبي بود ، ده قسمت ساخته مي شد با واكنش هايي كه مردم نسبت به مجموعه داشتند مجموعه خطش عوض ميكرد به اون سمتي پيش مي رفت كه مخاطب بيشتري داشته باشد. ولي اين كار يك استثنا بود فيلمنامه نوشته شده بود، يا گروه فيلمنامه نويسي خط اصلي را طراحي كردند، حالا ديالوگ نويسي مي شد، كم و زياد مي شد يا سكانس ها جابجا ميشود،يعني قرار نبود كه مردم بگويند اين سريال گرفته يا نگرفته ةخود مهران هم اولين بار كاري انجام مي داد كه يك فيلمنامه كامل داشت و قرار بود بعد از پخش ببينيم مجموعه موفق بوده يا خير - بنابراين با تاكيدهايي كه شما مي فرمائيد اصالت بر محتوا و گرفتن سريال بود نه مبلغي كه دريافت شده،

 چون اين روزها دريافت دستمزدهاي عجيب و غريب نقل و نقل محافل است گفتم از اين زاويه شروع كنم.

 *نه خيلي مبلغ غير معقول نبوده 

 بسيار خوب، به نظرت نقش درآمد در مرد هزار چهره؟

*والا نقشي راكه من تصورش را مي كردم آره، يعني قرار بود يك پليس كاملا جدي باشد. اتفاقا كه ديروز هم خدمت سردار روزبهاني بوديم بحث همين شد. بحث اين شد كه اگر سروان شاهين اعتمادي به روي خودش نمي آورد كه سرهنگ غفاري دارد اشتباهاتي مرتكب ميشود به لحاظ سلسله مراتب نظامي بود كه ما رعايت كرديم در قصه ، والا از روز اول شك كرده بود جايي كه احترام هاي نابجا مي ذاره به افسرهاي پائين از خودش و دستوراتي كه صادر مي كنه خيلي منطبق به قوانين نيروي انتظامي نيست به همين دليل بهش شك مي كند تا ادامه داستان، بعد داستان تبديل به يك موضوع كلاسيك مي شود كه داستان دزد و پليس ، دزدي كه هميشه در حال فرار و پليسي كه سايه به سايه دنبالش است.

- پس بنابراين تعريفي كه خودت از نقش ات ارائه مي دهي پادزهري براي آن مجموعه كه مي تواند گزنده باشد ولي حضور يك پليس خيلي جدي و خيلي محترم و اتو كشيده مياد بقيه قضيه را تحت شعاع خودش قرار مي دهد.

*من اصولا فكر مي كنم طنز در كشور ما، مسائل گزنده را ما اصولا عادت كرديم با ادبيات طنز بگيم - طنز يعني همين ديگه فكر ميكنم لازم است يك ادم جدي در كنار يك آدمي كه قرار نقش طنازانه بازي كند در كنار هم قرار بگيرند هر دو مثل كنتراست ايجاد شود.

 - ببين پژمان من معتقدم كه كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوئل مي شود، نقش زينال بود، اصولا هرچند كه من هم بسيار مهران مديري را دوست دارم و به خاطر همين دوست داشتن و احترام خودم هم در اين مجموعه حضور داشتم ،اما به نظر من مخاطب نمي پذيرد پژمان بازغي دوئل بيايد در سريال مرد هزار چهره بازي كند و به اعتقاد من بهش آسيب وارد ميشود.

 

         تبلیغات مهران مدیری

[+] نوشته شده توسط آتنا در جمعه 27 اردیبهشت1387 ساعت 12:6     بيان انتقادات و پيشنهادات

فیروز کریمی از مهران مدیری می گوید

سلام!

امروز براتون یه عکس دارم با یه قسمت از مصاحبه ی فیروز کریمی که حرف از تلوزیون و بعد کارهای آقای مدیری شده.این مصاحبه در شماره ی نوروزی هفته نامه ی چلچراغ چاپ شده.

 

 

  • فیروز کریمی را همه به عنوان یک مربی شوخ می شناسند;فیلم کمدی زیاد می بینید؟

اتفاقا زیاد اهل فیلم و سینما نیستم.چون تلوزیون برای چشم هایم خوب نیست و اگر بخواهم ببینم حداکثر بازی تیم های حریف را می بینم.

  • اما اهالی تلوزیون خیلی شما را دوست دارند.حالا آنها این حرفها را بخوانند ناراحت می شوند...

شاید بهتر باشد اینطور بگویم که فقط برنامه هایی را می بینم که باعت انبساط خاطرم شود; مثل دوربین مخفی, چون عکس العمل طبیعی مردم در برابر یک اتفاق را نشان می دهد.

..............

  • به انبساط خاطر اشاره کردید که از نظر شما بیشتر در برنامه ی دوربین مخفی وجود دارد.

راستش را بگویم کارهای مهران مدیری را واقعا دوست دارم.به خصوص ساعت خوش.برره را هم دنبال می کردم;اما وقتی دیدم سوژه کم آورده اند و فقط می خواهند ساعت برنامه شان را پر کنند; بی خیال این برنامه شدم.()

  • شما از یک نظر به مهران مدیری شبیه هستید().هر دوی شما صورت جدی دارید و با حالت جدی شوخی می کنید.

نمی توانم در مورد این قیاس صحبت کنم; چون پای من هم وسط است.این را باید از سایرین بپرسید.

 

 

تموم شد.

مرد هزار چهره رو که حتما می بینید.من دلم برای مسعود شصت چی می سوزه.این طفلکی ترین نقشیه که تا به حال آقای مدیری بازی کرده!

آقای مدیری به غیر از کارگردانی و بازیگری ;کارهای دیگه ای هم کردن که هممون ازش خبر داریم.ولی تو این کار یه عنوان جدید دارن: مجری طرح.قبلا کسانی مثل محسن چگینی یا محمد صدری مجری طرح کارهای آقای مدیری بودن. من دقیقا نمی دونمکار یه مجری طرح چیه؟ ولی به هر حال اینم یه وجه جدید از مهران مدیریه دیگه....

 

شب 29 اسفند که خشایار الوند مهمون برنامه ی حسینیان بود;وقتی حسینیان گفت :اون شبی که من تو لوکیشن برنامه تون بودم...و دلیلش رو هم نگفت; من همه جور دلیلی براش تصور کرده بودم جز " حضور افتخاری " اش در مرد هزار چهره! حسینیان و طنز!؟ شاید مثل شهریاری اون هم نقش خودش رو بازی کرده.آخه این بنده خدا خودش یه جورایی مثل شخصیت مسعود شصت چیه!البته خب از مهران مدیری هیچی بعید نیست!

این عکسی هم که براتون گذاشتم مال سریال "درد سر والدین" هستش.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.فعلا بای!

 

        

 

صامده

 

[+] نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت 18:52     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

» باغ گیلاس....
» محمدرضا حسینیان: مهران دوستت داریم!
» یادداشت بهرام رادادن برای دلجویی از مهران مدیری
» ياد آوري حرفهاي گذشته + بامِ کوتاه بازیگران
» واکنش تند شهاب حسینی ،جواد رضویان ،شفیعی جم ،شاکردوست وامیر جعفری به اعلام دستمزدهااز تلویزیون
» اعلام سقف آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما در يك برنامه سيما
» مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه
» تصويربرداري از سر گرفته شد؛شاه دربار «مهران مديري» تاج گذاري كرد
» «قهوه تلخ» پس از دهه اول ماه محرم روي آنتن مي‌رود
» مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
» علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
» خواستگاری مهران مدیری در شمس العماره منتفی شد
» عکس جذاب دیگه ای از نود شب..
» چند عکس از نود شب...
» مهران مدیری در قه.ه تلخ بازی نمی کند


منوي کاربري



در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش دراین عالم زنی

مردی و مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

شمع را پروانه کردی عاقبت

فخر عالم بود عقل چاره گر

عقل را دیوانه کردی عاقبت



اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS


لينک دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: مهران مدیری اسطوره تکرارنشدنی تلویزیون در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
سایت شخصی مهران مدیری
کلوب مهران مدیری
ریحانه (هوادار مهران مدیری)
خانواده سبز
وبلاگ رسمی بهاره رهنما
کلوب هواداران امین حیایی
نوشین(بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران.)
هواداران سوپراستار بزرگ مهناز افشار
خاطرات دخمل صورتی
محیا و سارا(هواداران رضا عطاران)
ساناز و نیلوفر/وب شاهرخ استخری
هوادار امین تارخ
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
ایمان (بیا تو كلوب Come2Club )
برترین سایت سینمایی ایرانیان
زیباترین ستاره اسمان ایران نیوشاضیغمی
خانه هنرمندان
فاطیما بهارمست(مجری کودکان)
آقای سیاوش قاسمی(بازیگر)
سحر جون(کودک نافهم)
هواداران پوریا پور سرخ
به نام زیباترین
نقد سریال های سیما
وبلاگ اختصاصی سحر قریشی
ستاره سینما و تلویزیون ایران شیلا خداداد
سیاوش خیرابی/عارفه
جک و عکس
تاپ دانلود
اطلاعات ورزشی
اعترافات عاشقانه
پنجره چوبی
سینما
عشق های من
نیایش
عاشقم من
الینا جون(هوادار مهران مدیری)
آقا رضا(شعر و ترانه)
دلنوازان
محمد رضا فروتن عاشق عصیانگر
ஜღ کلبه عشاق ღஜ
برادران همیشگی گلشیفته فراهانی
نیکروز(نون میم)
الی اس ام اس
ترانه بسیار زیبای "این راه رفتن نیست" با صدای رضا صاحبی
مسافر خیال
شعر طنز
مردان آهنین
امین خان(جدبدترین بازیها با عکس)
طراح قالب و هيدر


لينکستان
عکس مهران مدیری و فاطیما بهارمست(مجری برنامه کودک)
مهران مدیری دارای بالانرین دستمزد در میان بازیگران سینما، 100 میلیون تومان!
عکس توپ :مهران مدیری علیرضا عصار سیامک انصاری و شاهکار بینش پژوه در جاده شمال!
مهران مدیری و رضا شفیعی جم در تست گریم شبهای برره
علیرضا عصار روی فرش قرمز از رفاقتش با مهران مدیری می گوید
عکس جذاب و شیک از زمان نود شب
چند عکس از نود شب
مهران مدیری در قهوه تلخ بازی نمی کند!
فیگور با نمک و خاطره انگیز....
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
کلیپ از خنده بانمک مهران مدیری در پشت صحنه!
عکس رتوش شده مهران مدیری با صورت کتک خورده! مقایسه کنید
عکس مهران مدیری با صورت کتک خورده!
سیامک انصاری: با مهران مدیری خیلی صمیمی هستیم
بهاره رهنما: مهران مدیری تلخ ترین آدمهایی است که در عمرم دیده ام !
مرور خاطرات شیرین آثار مهران مدیری
یاران نمی دانند که من دریایی از دردم بظاهر گرچه می خندم.....
اندر احوالات شیخ الطنازی شیخنا و مولانا مهران مدیری !
تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان !
عکس دوست داشتنی از دیدار
نامه جمعی از اعضای جنبش سبز به مهران مدیری: به ما برگردید اگر از مایید!
عکس از پشت صحنه "مرد 2هزار چهره" که تا بحال ندیدین !
سری جدید عکسهای گنج مظفر
عکس های تکی و جدید "مهران مدیری"
عکس های مرد 1000 چهره که ندیده بودین!
پدر شادی های ایران روزت مبارک.....
مهران مدیری در میان 20 چهره پرنفوذ ایران به انتخاب مجله News Week
مهران مدیری : من خیلی زیاد گریه میکنم. آری دل مرد بی صدا میشکند .....
برای اولین بار دانلود دکلمه آلبوم دلتنگی ها با صدای" مهران مدیری"
عکسی از مهران مدیری که جایی ندیدین و نخواهید دید !
عکس مهران مدیری و بهرام عظیمی!
عکس های مهران مدیری در کنسرت دارکوب
مهران مدیری در حال بوسیدن دخترش شهرزاد!
کلیپ های دیدنی از برنامه های مهران مدیری
مروری بر فعالیت‌هابی موسیقیایی مهران مدیری
10 پوستر ویژه تولد مهران مدیری
آنچه در مورد مهران مدیری نمیدانستید و از پرسیدن اش وحشت داشتید!
عکسهای مرد دوهزار چهره
زندگینامه مهران مدیری
برای اولین بار گفتگو با (فرهاد و شهرزاد) فرزندان مهران مدیری
محمد شیری از همکاری با مهران مدیری می گوید
رضا عطاران:مهران مدیری شایسته ی تحسین و احترام است
مهران مدیری و رضا عطاران؟
*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
نظر جمعی از هنرمندان و ورزشکاران راجع به مهران مدیری
همه چيز درباره حاشيه و متن «هميشه پاي يك زن در ميان است» از زبان كارگردان فيلم
عکسی از مهران مدیری و پسرشون فرهاد
با پیمان قاسم خانی از "ساعت خوش" تا "مرد هزار چهره"
قسمت دوم گفتگو با فرزندان مهران مدیری(فرهاد و شهرزاد)


جستجوگر

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


کلوب من

پشتيبان

طراح قالب و هيدر:
Iman Abbaspour


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By www.come2club.blogfa.com Copyright © 2008 by Iman Abbaspour
www.come2club.blogfa.com