عکس قدیمی از مهران مدیری...

مهران مدیری در پشت صحنه باغ مظفر...

همه چیز با احتیاط

همه چیز با احتیاط


به نظر می رسد با پخش چند قسمت از فصل دوم سریال در" حاشیه" که این روزها از صدا وسیما پخش می شود می توان ارزیابی نسبی درباره آن داشت.

فصل اول این مجموعه در ۲۶ قسمت به پایان رسید و مدیری وعده ساخت فصل دوم را در آینده ای نزدیک به مردم داد شهریور ۹۴ کار تصویر برداری در انتهای اتوبان ارتش آغاز شد.

موضوع جدید این سریال شوخی با فضای زندان بود. انتخاب این موضوع از ان جهت مهم بود که باعث می شد تا سریال از گزند اعتراضات در امان باشد.

بازیگران اصلی مجموعه در فصل قبل شامل سیامک انصاری – مهران مدیری – جواد رضویان و مهران غفوریان بودند اما این بار مدیری سنت شکنی کرد و ترجیح داد در صحنه نباشد. این خبر برای مخاطب از لحاظ بار عاطفی بسیار سنگین بود زیرا او در تمام آثارش محور است و بازیگران دیگر در کنار او ایفاء نقش می کردند مخاطب اساساً دوست دارد مدیری را در کنار بقیه ببیند. البته این نکته را نیز باید متذکر شد که بازیگر نبودن میتوانست دقت او را روی کارگردانی افزایش داده و نتیجه بهتری بگیرد.

باید گفت سریال در قسمت ابتدایی بهتر از فصل قبل بود و شوخی ها دقیق تر شده بود اما ضعف عمده آن است که سریال خط داستانی واحدی ندارد و مخاطب را در قسمت های طولانی خسته می کند.

مدیری با تکیه بر تجربیانت بیش از بیست سال گذشته خود این بار فضا و دکور را طوری طراحی کرده که شبیه به جای خاصی نباشد . یعنی همه فضا ها و دکورها و طراحی لباس ها فانتزی است گرچه این کار موجب خود سانسوری آزار دهنده می شود اما به نظر می آید با توجه به شرایط بهترین کار باشد.

در تحلیل های بسیاری دیده شده مخاطبان این مجموعه از "در حاشیه " را بسیار ضعیف ارزیابی کرده اند.

اما باید گفت هیچ اثری را نباید با اثر دیگر مقایسه کنیم . به همین دلیل مقایسه در حاشیه با مرد هزار چهره به دلیل فضا و ساختار قصه نمی تواند نتیجه درستی بدست دهد. مدیری هم مثل هر هنرمند دیگری اوج و فرود دارد و معتقد است « ما آزمون وخطا می کنیم و جلو می رویم »

اگربخواهیم نگاهی به گذشته نه چندان دور بیندازیم شوخی کردم اثری بسیار با کیفیت تر از ویلای من بود در حالی که مدیری همان فرد است . این که برخی مخاطبان "در حاشیه" را ضعیف می دانند باید به شرایط موجود و حاکم بر سریال های طنز تلویزیون نگاه کنند. شرایط در ساخت سریال های امروز مثل سال های گذشته نیست و ظرفیت جامعه در حوزه تحمل طنز نه تنها افزایش نیافته بلکه کاهش یافته است. از این رو فشار روی گروه نویسنده زیاد است تا چیزی بنویسند که گروهی یا قشری آزرده خاطر نشود. و کارشان به شکایت و دادگاه و ... نکشد. طبیعی است که این احتیاط ها روی کیفیت اثر خواهد گذاشت.

و با همه این تفاصیل به نظر می آید مدیری این بار همه جوانب احتیاط را رعایت کرده تا این اثر بدون حاشیه پایان یابد و تاکنون نیز موفق بوده. او تلاش می کند اثری آبرومند تولید و عرضه کند و از ا ین نظر در حاشیه دو بسیار موفق است و از سوی دیگر صدا و سیما اکنون به آثار کمدی به شدت نیازمند است.

رابطه یک سریال تلویزیونی با مذاکرات/ سریالی که خنده‌هایش سیاسی است

رابطه یک سریال تلویزیونی با مذاکرات/ سریالی که خنده‌هایش سیاسی است
 
دولت بهار: همانطور که می‌دانید سریال‌های مهران مدیری همگی دارای مضامین خاص سیاسی و اجتماعی هستند ازجمله مسئله رویارویی ایران با آمریکا که در قالب طنز به آن اشاره شده است.
  

به گزارش دولت بهار، فرهنگ نیوز نوشت: مدتی است سری دوم مجموعه طنز «در حاشیه» ساخته مهران مدیری از شبکه سوم پخش می شود. این مجموعه که  در ادامه سری اول تولید شده، ماجرای  پزشکانی است که به دلیل  تخلف در حرفه خود راهی زندان شده اند.  اگر کمی قبلتر برویم در واقع  باید گفت مجموعه تلویزیونی «درحاشیه1 » چهارمین سریال مهران مدیری  در دهه 90 و اولین سریال او پس از بازگشت مجددش به تلویزیون است که با استقبال گسترده مردم مواجه شد تا جایی که حتی بازتاب‌های آن در واکنش‌های مردم به مذاکرات هسته‌ای هم راه یافت؛ البته  چون  مدیری در سریال  «درحاشیه» دست روی آفات و نواقص پزشکی گذاشته بود  سریال منتقدان زیادی به ویژه از سوی جامعان پزشکان به همراه داشت که باعث تغییرات ساختاری در آن گشت. بعد از پایان فصل اول گمانه زنی هایی شده بود که شاید به دلیل پایین بودن آستان تحمل و نقدپذیری صنفی، مهران مدیری بعد از جمع کردن مخاطب دوباره به سوی شبکه خانگی برود و فصل های بعدی کار خود را در شبکه خانگی به نمایش بگذارد، اما مدیری با اعلام خبر پخش فصل دوم سریال بعد از ماه محرم و صفر نشان داد که همچنان بر تصمیم و حرف خود استوار است؛ چراکه  مدیری در ویژه برنامه عید نوروز 93 احسان علیخانی گفته بود حاضر نیست یک مخاطب 70 میلیونی را از دست بدهد و نوید آن را داده بود  که در تلویزیون دوباره کار خواهد کرد.

به این ترتیب مهران مدیری با سریال «در حاشیه»، مجددا به خانه خود تلویزیون برگشت. اما از همان آغاز مجموعه «درحاشیه» خود با حاشیه های جدی رو به رو شد! و با سد اعتراض و جنجال تعداد زیادی از پزشکان مواجه گردید. ماه محرم و صفر گذشت مخاطبان کنجکاو بودند که سری دوم «در حاشیه» با وجود اعتراضات صنفی پزشکان  حتی وکلا چه عاقبتی پیدا خواهد کرد بحثی که در خبرها مدیری به آن پاسخ داد  و گفت فصل دوم سریال در حاشیه با مضمون زندان ساخته خواهد شد و دستگیری بازیگران کلیدی و انتقال به زندان در آخرین قسمت فصل اول نیز مقدمه شکل‌گیری فصل دوم ‌است. در همین راستا؛ هماهنگی‌هایی نیز شده تا شوخی با زندان و زندانبان، برای سازندگان «در حاشیه» منتهی به مصائبی شبیه به فصل اول سریال نشود و دست نویسنده و کارگردان برای تولید این فصل بسته نماند و در ‌‌نهایت به کیفیت سریال لطمه‌ای وارد نشود.
 
 هرچند دراین مجموعه همان تیم  طناز و خلاق مدیری حضور دارند و تلاش می کنند با سکانداری مدیری مجموعه ای کمیک و خوبی ارائه دهند، ولی به نظر می رسد توان و رمق  زیادی برای کار در آنها ندیده نمی شود. شاید به خاطر تنگ بودن دایره انتقادپذیری در جامعه باشد.  به خصوص اینکه در سری اول  به شدت  مورد نقد تند و تیز پزشکان واقع شدند طوری که حتی با تشکیل کمپینی کار را به تحریم سریال کشانده بودند. به همین خاطر انرژی و اشتیاق سری اول «درحاشیه » در سری دوم آن دیده نمی شود. انگار مدیری در حصار باید و نبایدهای  زیادی قرار گرفته  که مبادا به صنفی یا  گروهی بر بخورد اما همانطور که می دانید سریال های مهران مدیری همگی دارای مضامین خاص سیاسی و اجتماعی هستند ازجمله مسئله رویارویی ایران با  آمریکا که در قالب طنز به آن اشاره شده است. بعد از اینکه چهارمتهم اصلی فیلم وارد زندان می شوند با باند قدرتمند اژدر سرشاخ  روبرو می گردند که گنده لات زندان به حساب  می آید و همه از او و اطرافیانش  حساب می برند. وقتی اژدر به آنها معرفی می شود می گویند اژدر همانی است که گوشه حیاط  می ایستد  و عین عقاب همه را زیر نظر می گیرد هیچ کس جرأت ندارد به او چیزی بگوید. همه باید مطیع دستوراتش باشند. جالب است که چهره اژدر نیز شبیه عموسام است؛ یعنی به نوعی مدیری فضای امپریالیسم را طنزگونه معرفی کرده است.

در قسمتی هم  او تلنگری به مذاکره با آمریکا می اندازد. وقتی هومن و اژدر با هم مذاکره می کنند؛ سیروس از هومن می پرسد چکار کردید هومن می گوید قرار شد ما به آنها به عنوان پیشکسوت احترام بگذاریم. اگر خواستند می توانند از غذای ما بخورند هرجا قرار شد کاری بکنیم اولویت اول با آنهاست و ...  سیروس به او می گوید خاک بر سرت هرچی امتیاز بود دادید به آنها پس چی گرفتید! کنایه ای که در فضای مجازی نیز به طنز روز برخی جناح ها تبدیل شد. حالا اگر به لباس باند اژدر هم نگاه کنید همگی یقه قرمز هستند که به گونه ای یک برتری نسبت به بقیه دارند. شاید بتوان گفت  رضویان  که مرعوب قدرت اژدر شده  و سعی کرده با ارتباط نزدیک با وی همراه اژدر شود نماد نوعی از جریان  نفوذ است که  به نفع دشمن  در میان خودی ها  جا گرفته است.
 
البته شاید این برداشتهایی است که از قسمت های پخش شده سریال«درحاشیه 2 » می توان داشت  و باید قسمتهای بعدی را نیز به خوبی دید. اما به نظر می رسد مهران مدیری که  «درحاشیه 1» مورد هجوم شدید  پزشکان و  وکلا قرار گرفته بود نخواسته است آن اتفاقات حاشیه دار را دنبال کند، ولی آثارش نشان داده  که او با حاشیه  میانه  خوبی دارد.  چه آن که حتی نقدهای جالب مدیری به ماهواره، بانکها وموضوعات مختلف فرهنگی و اجتماعی همواره چاشنی شبکه مجازی و فضای رسانه ای کشور بوده است. هرچند نقش لباس پزشکی دراین سریال کمرنگ شده است اما مدیری ودوستانش با زیرکی خاصی به موضوعات  دیگر جامعه از جمله فساد در فوتبال و شخصیت مشهور ب. ز  و... پرداخته  اند.
 
ظاهر امر آن است که «درحاشیه »سعی کرده است ازنقد مستقیم بپرهیزد و با طنزهای موقعیت در فضای بسته و حصار شده زندان آن هم در ناکجاآبادی که شبیه به هیچ زندانی در کشور نیست فقط مخاطبش را بخنداند. اما با شناختی که ازمدیری داریم می دانیم این خنداندن بی حاصل و ثمر نیست. شاید عجیب ترین  نکته در رابطه با  «درحاشیه 2» عدم حضور خود  مهران مدیری باشد او که تقریبا در هیچ کدام از آثارش خودش را از قلم نمی انداخت و به نوعی چاشنی کارش  بازی هنرمندانه خودش بود در مجموعه«درحاشیه 2» تاکنون  حضور نیافته است، عدم حضوری که شاید  تا پایان شاهد آن باشیم  و شاید  مدیری قصد غافلگیر کردن مخاطبان و حضور در قالب کارکتری جدید در این سریال را داشته باشد اما هرچه هست، نبود  او در این مجموعه طنز خواه ناخواه  برای بیننده محسوس است.
البته «در حاشیه 2 » بی نقص هم نیست. گاه خسته کننده می شود و گاه  به حرافی می گذرد اما وقتی همه محدودیت هایی که  مدیری و تیم کاری اش را تهدید  کرده می کنند را کنار این  پازل می چینیم  درمی یابیم که اصلا ساخت سری دوم آن  حرکت جسورانه بود و همین جسارت مدیری و گروهش تا حدودی حاشیه های بی فروغی مجموعه اش را کمرنگ می کند. جالب اینکه همزمان با «درحاشیه 2» مجموعه« برره یک »و «جایزه بزرگ» و«مرد هزار چهره یک و دو » درشبکه های سیما  روی آنتن رفته است. پدیده عجیبی که انگار می خواهد نبود مدیری را در «درحاشیه 2» بپوشاند وپخش همه این سریالهای مدیری با هم  خود جای سوال  و تعجب دارد.

 

   

«مدیری» مردی که خوب خنداندن را می‌داند

 
 
«مدیری» مردی که خوب خنداندن را می‌داند

«مدیری» مردی که خوب خنداندن را می‌داند

شهرام شکیبا حس خلاقیت و عدم تکرار را مهم‌ترین مشخصه آثار مدیری طی این سال‌ها دانسته و می‌گوید: مدیری در آثاری که تاکنون ساخته همواره سعی‌اش بر این بوده که به سراغ تکرار نرود و حتی از تکرار آثار قبلی خودش دوری کند. همچنین در انتخاب بازیگران هم

بسیار قوی عمل می‌کند.

به گزارش فرهنگ نیوز، شکی نیست که مهران مدیری را باید یکی از تاثیرگذارترین و در عین حال محبوب‌ترین چهره‌های تلویزیون ایران در دو دهه اخیر دانست. بازیگر و کارگردانی که در طول سال‌های کارش به خوبی این قضیه را نشان داده که با جنس طنز و ظرافت‌های دشوار آن آشناست، در عین حال مردم و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند را هم می‌شناسد و برای خنداندن مخاطبانش احتیاجی به متوسل شدن به راه‌های متفرقه و به دور از ذات هنر ندارد. مردم هم همواره قدردان این درک او بوده‌اند و مجموعه‌های نمایشی گوناگونش را از لطف و استقبال خود بی‌بهره نساخته‌اند.

شاید باید سال‌های ابتدایی دهه 70 را نقطه‌ای برای شروع این مسیر دانست. تا پیش از این تاریخ، آثار طنز تلویزیون عموما آثاری بی‌مایه و با فضاسازی‌های کلیشه‌ای بودند و این نکته‌ای بود که مخاطبان را خیلی زود دل‌زده می‌کرد. در همین فضا مدیری مجموعه طنز «پرواز 57» را به نویسندگی ارژنگ امیرفضلی و مرحوم داوود اسدی روانه آنتن کرد. این مجموعه که به مناسبت پخش در ایام دهه فجر ساخته شده بود، ساختاری اپیزودیک داشت و با بازی بازیگرانی همچون نصرالله رادش، سعید آقاخانی، رضا عطاران و خود مهران مدیری همراه بود. مدیری مردی بود که قواعد ساخت مجموعه‌های طنز را برای همیشه در تلویزیون تغییر داد. مردم و مخاطبان کارش را پسندیدند و مدیران هم به او اعتماد کردند. این شروع مسیری بود که از آن زمان تا به حال او را به یکی از جریان‌سازهای تلویزیون ایران تبدیل کرده و حتی بارها پخش آثارش خیابان‌ها را خلوت کرده است.

به بهانه ساخت و پخش مجموعه «در حاشیه 2» از شبکه سه سیما به سراغ چند نفر از نویسندگان، منتقدان و کارشناسان طنز رفتیم و از آنها درخصوص مروری بر آثار پیشین مدیری، بررسی مولفه‌های طنز او و نیز جایگاه مجموعه در حاشیه در کارنامه کاری‌اش پرسیدیم. گفت‌وگوهایی که حاصل آن را در ادامه خواهید خواند.

پیچیده نبودن رمز موفقیت است

علیرضا مسعودی، سادگی آثار مهران مدیری را رمز محبوبیت و موفقیت او در سطح جامعه می‌داند. مسعودی که خود سابقه نوشتن چندین قسمت از مجموعه «ساعت خوش» را در کارنامه داشته و مجموعه‌های طنز موفق دیگری همچون «کوچه اقاقیا»، «قرارگاه مسکونی» و «آقا و خانم سنگی» را به رشته نگارش درآورده است، امسال به مدد حضور و ظهورش در مسابقات خنداننده برتر برنامه خندوانه شهرتی یک شبه به دست آورده و بسیاری از خانواده‌های ایرانی از طرفداران پر و پا قرص جنس طنز آثارش شدند. او درخصوص علل موفقیت مدیری در سال‌های گذشته می‌گوید: «بخش عمده موفقیت آثار مهران مدیری را باید در تیم منسجمی دانست که با او همراهی می‌کنند. برای مثال در زمینه نویسندگی مجموعه‌هایش او در ابتدا برای مدتی طولانی با پیمان و مهراب قاسم‌خانی همکاری می‌کرد و چندین مجموعه موفق را به قلم این برادران به روی آنتن برد. بعد از آن به سراغ امیرمهدی ژوله و خشایار الوند رفت و مجددا چندین مجموعه مختلف با همکاری و همفکری این افراد در کنار هم شکل گرفت. جدای از بحث نویسندگی، حتی تیم بازیگرانی هم که برای آثارش انتخاب می‌کند عموما از میان بازیگرانی ثابت و همیشگی هستند. این قضیه باعث می‌شود افراد از سلیقه یکدیگر اطلاع پیدا کرده و بدانند که کارگردان مورد نظر از آنها چه چیزی را برای بازی کردن می‌خواهد.» وی همچنین درخصوص سبک و شیوه کارگردانی مدیری و موضوعاتی که او برای ساخت سریال‌های نمایشی خود برمی‌گزیند، معتقد است: «مدیری به‌ویژه در بخش کارگردانی هیچ پیچیدگی خاصی ندارد.

سادگی هم در بازی و هم کار او به خوبی نمایان است و همین ویژگی آثارش را به دل مردم می‌نشاند.» علی مشهدی محبوب شبکه نسیم به مجموعه پاورچین که در سال 81 ساخته و پخش شده هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «به نظرم پاورچین بهترین اثر در کارنامه مهران مدیری محسوب می‌شود. علتش هم این بوده که توانسته بود خیلی خوب مسائل روز جامعه را در دل خود بگنجاند و برای مخاطبانش به تصویر بکشد. فکر می‌کنم حتی خود مهران هم احتمالا این اثر را بیشتر از مجموعه‌های تلویزیونی دیگرش دوست داشته باشد.» نویسنده مجموعه‌هایی چون «سه دنگ، سه دنگ» و «سه در چهار» به مجموعه در حاشیه که در ایام عید نوروز از شبکه سه سیما به روی آنتن رفته و این روزها سری دوم آن در حال پخش است، اشاره کرده و با شکایت از انتقادهای بعضا مغرضانه‌ای که از آثار صورت می‌گیرد، تاکید می‌کند: «از آنجایی که درگیر بودم فقط چند قسمتی از در حاشیه را توانستم ببینم و به نظرم کار بدی نبود. هر چند مردم صاحب‌نظران اصلی هستند و در نظرسنجی‌ها هم این کار رتبه خوبی را کسب کرد که نشان از موفقیت و دیده شدن آن دارد. البته این اتفاقاتی که گریبانگیر آثار می‌شود، خوب نیست. الان شرایط بسیار سخت‌تر شده و حتی من که کمی از این فضا فاصله گرفته‌ام، دلم برای بچه‌های نویسنده می‌سوزد. متاسفانه همه می‌خواهند در مورد موضوع کارها نظر بدهند و دل همه را هم باید به دست آورد. در این صورت استقلال نویسنده و گروه سازنده زیر سوال می‌رود و کیفیت طنز اثر هم پایین می‌آید که به نظرم این‌طور نباید باشد.»

فقدان متن قوی در آثار حس می‌شود

شهرام شکیبا شاعر، منتقد و مجری تلویزیونی و خود از طنزپردازان شناخته شده صداوسیماست که عمده مخاطبان وی را با برنامه محبوب «قندپهلو» به یاد دارند. شکیبا حس خلاقیت و عدم تکرار را مهم‌ترین مشخصه آثار مدیری طی این سال‌ها دانسته و می‌گوید: «مدیری در آثاری که تاکنون ساخته همواره سعی‌اش بر این بوده که به سراغ تکرار نرود و حتی از تکرار آثار قبلی خودش دوری کند. همچنین در انتخاب بازیگران هم بسیار قوی عمل می‌کند. او تعارفی با کسی ندارد و اگر حس کند بازیگر مورد نظر نمی‌تواند اجرای صحیحی از نقش داشته باشد بلافاصله او را عوض می‌کند. ما این اتفاق را به‌خصوص در کارهای اخیرش شاهد بودیم و بازیگران جدیدی که وارد گروه شده بودند مورد این آزمون و خطا قرار گرفتند.» این مجری تلویزیونی به درک و دانش مدیری از تعاریف درست یک مجموعه طنز و نیازسنجی مخاطبان هم اشاره کرده و معتقد است: «مهران مدیری درک درستی از مولفه‌های ساخت کمدی‌های نود شبی دارد و این در کار او بسیار به کمکش آمده است. برای مثال عمده آثارش به صورت روز پخش ساخته شده و به فاصله یکی دو شب بعد پخش می‌شود در نتیجه خیلی سریع می‌تواند واکنش مخاطبانش را نسبت به شخصیت‌ها و داستان سنجیده و چنانچه مخاطب اتفاقی را در نپسندید، سریع تغییر بدهد.» شکیبا که خود سابقه چاپ چندین کتاب با موضوع طنز را در کارنامه دارد، به نقش و اهمیت وجود متن هم اشاره کرده و نقش این عامل را در موفقیت آثار طنز بدون تردید می‌داند: «برخلاف کارهای درخشان قبلی مدیری و به‌خصوص مجموعه‌ای چون «شب‌های برره»، در کار اخیر ایشان این طور به نظر می‌رسد که از متن فاصله گرفته شده یا اصلا داستان مشخصی برای کار وجود ندارد. همه چیز متکی به بازی بازیگران و قدرت بداهه‌گویی افراد است که کار را جلو می‌برد و ما به آن می‌خندیم چرا که از این بازیگران پیش زمینه طنز قبلی در ذهن داریم. شاید اگر از این بازیگران موفق استفاده نمی‌شد چه‌بسا کار شکست می‌خورد.» نکته دیگری که شکیبا در صحبت‌های خود حائز اهمیت می‌داند اشاره به بازگشت دوباره مدیری به تلویزیون و اهمیت رسانه ملی در دیده شدن آثار است که وی این طور تشریح می‌کند: «نباید از این نکته غافل شویم که تلویزیون، حتی در شرایط کم مخاطب امروزش همچنان اکسیری است که در شبکه نمایش خانگی پیدا نمی‌توان کرد. در رقابت بین این دو رسانه تلویزیون همیشه و تحت هر شرایطی برنده است و احتمالا مدیری هم این نکته را خیلی خوب فهمیده که قدرت دیده شدن در تلویزیون چندین برابر بیشتر است. توصیه‌ام به عنوان یک طنزنویس به او این است که به سراغ نویسنده‌های جوان و تازه نفس رفته و بازگشتی به دوران اوج و درخشش خود داشته باشد.»

مدیری بهترین بازی‌ها را از بازیگران خود می‌گیرد

خشایار الوند ازجمله نویسندگان طنزی است که شاید بتوان گفت بیشترین سابقه همکاری مشترک خود در آثار نمایشی طنز را با مهران مدیری تجربه کرده است و هر دو در کنار هم اوقات خوشی را برای بسیاری از بینندگان تلویزیون ایران رقم زده‌اند. لذا وی در این مدت شناختی بسیار خوب از روحیه و شرایط کاری مهران مدیری پیدا کرده است و می‌تواند نظری نزدیک‌تر و واقع‌بینانه‌تر نسبت به فضای کاری وی داشته باشد. الوند که خود ازجمله نویسندگان مجموعه در حاشیه 1 بوده ترجیح می‌دهد درخصوص این مجموعه به طور مشخص صحبتی نکرده و فقط درباره هنر کارگردانی مدیری و مسیر تحول طی شده توسط او طی سال‌های اخیر این طور صحبت می‌کند: «شاید بیراه نیست که مهران مدیری را از استثناهای تاریخ نمایش معاصر ایران طی سال‌های اخیر معرفی کنیم. او در این سال‌ها توانسته سبکی و سیاقی مختص به خود را به وجود آورد و این شیوه را در طول آثارش دنبال کند. البته که وی در این مسیر اوج و فرودهایی هم داشته، اما این فقط مختص به او نیست و هر هنرمندی طی دورانی ممکن است این قضیه را تجربه کند. مهران در کارگردانی خود هم ویژگی‌های خاصی دارد که رعایت این ویژگی‌ها جایگاه او را دست‌نیافتنی کرده است. یکی از این موارد هنر بازی گرفتن او از بازیگران خود است. شما اگر دقت کنید می‌بینید که همه در کار او بهترین هستند و یکی از متفاوت‌ترین بازی‌هایشان مربوط به دوره همکاری با مهران مدیری است. افراد بسیاری به واسطه همکاری با او مطرح شده یا پس از بازی در یکی از مجموعه‌های نمایشی وی محبوبیتی دوچندان یافته‌اند که این قضیه بدون تردید است.» این نویسنده که طی این چند ساله نگارش مجموعه تلویزیونی مناسبتی «پایتخت» را هم همراه با محسن تنابنده و به کارگردانی سیروس مقدم تجربه کرده است، یادی هم از مجموعه‌های نمایشی سال‌های گذشته مدیری می‌کند و می‌گوید: «جدای از نویسنده بودن در برخی از این آثار، خود من به عنوان یک بیننده، مجموعه‌هایی چون مرد هزار چهره، شب‌های برره و حتی قهوه تلخ را خیلی دوست دارم. این مجموعه‌ها به لحاظ بازی و کارگردانی از قله‌های اصلی کارهای نمایشی او هستند و فقط هم حرف من نیست. در طول نظرسنجی‌هایی که در زمان پخش این مجموعه‌ها توسط خود سازمان صورت گرفته هم مردم به این آثار رای داده‌اند و حتی در بازپخش‌هایی که وجود داشته همچنان استقبال خود را نسبت به این مجموعه‌ها اعلام کرده‌اند.» نویسنده مجموعه‌هایی چون «ساخت ایران» و «مسافران» از حواشی ایجاد شده برای برخی مجموعه‌های نمایشی طنز همچون در حاشیه هم ابراز ناراحتی کرده و این‌طور معتقد است: «قطعا وجود این نوع اعتراضات کار را برای همه سخت می‌کند. هم اثری که با اعتراض یا واکنش مواجه شده نیمه‌کاره می‌ماند و هم بقیه گروه‌ها می‌ترسند و در ساخت اثرشان احتیاط می‌کنند. این حرکت و وجود برخی اعتراضات که حتی هنوز قبل از شروع پخش مجموعه‌ای توسط برخی افراد صورت می‌گیرند، بدعت‌گذاری بدی است. ما در طول نگارش مجموعه در حاشیه تمام تاکیدمان بر این بود که این افراد اصلا پزشکان واقعی نیستند و فقط ادعای سواد و تحصیلات را دارند. تازه زبانمان هم طنز بود و قصد بیان مشکلات را داشتیم، اما همین را هم عده‌ای تحمل نکردند و کار را ندیده مورد قضاوت خودشان قرار دادند. مخاطبان آثار مدیری این نکته را می‌دانند که همیشه چند قسمت اول مجموعه‌های او به معرفی فضا و شخصیت‌ها می‌گذرد و هنوز داستان به درستی شکل نگرفته است. شاید اگر صبر می‌کردند تا این چند قسمت اولیه از کار بگذرد، متوجه هدف و منظور ما می‌شدند. تعریف درست طنز هم همین است و باید بتواند علاوه بر بخش سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت مخاطبانش، تلنگری هم به جامعه بزند و بخشی از کاستی‌ها را به تصویر بکشد. اما متاسفانه شرایط این‌طور پیش نرفت.»

همه فکر می‌کردند من از دست مدیری ناراحتم

اکبر عالمی از مجریان و منتقدان باسابقه تلویزیون ایران است. وی فارغ‌التحصیل رشته سینما و دارای مدرک دکترای این رشته از انگلستان است و مستندهایی را هم ساخته و کارگردانی کرده است. وی در توصیف مولفه‌های طنز مهران مدیری از آغاز تاکنون می‌گوید: «سبک کاری مدیری از ابتدا همواره با نوآوری همراه بوده است. او در کار طنز ادامه‌دهنده سبک برتولت برشت نمایشنامه‌نویس نامدار آلمانی محسوب می‌شود. برشت هم در آثاری که می‌نوشت همواره دنباله‌رو سبک فاصله‌گذاری در نمایش برای مخاطب بود. به این صورت که به او این هشدار را می‌داد که کاری که در حال تماشای آن است صرفا یک نمایش بوده و می‌تواند براساس واقعیات زندگی باشد یا نباشد. این شیوه را ما در کار مدیری هم می‌بینیم که هرازگاهی در میان بازی خود برمی‌گردد و به تماشاگران خود و دوربین خیره می‌شود. من از این جهات فکر می‌کنم مدیری یک هنرمند بی‌نظیر است.» دکتر عالمی به ساخت مجموعه در حاشیه به عنوان تازه‌ترین اثر مدیری هم اشاره کرده و از تماشای این مجموعه ابراز خوشحالی می‌کند: «به نظرم در حاشیه نسبت به کارهای قبلی مدیری کاری پخته‌تر و سنجیده محسوب می‌شود. هر کدام از ما در زندگی خودمان هم که نگاه کنیم نسبت به مثلا یک سال قبلمان تغییراتی کرده و عوض شده‌ایم. این ویژگی در کار مدیری هم نمایان است. من خیلی خوشحالم که مدیری از شبکه نمایش خانگی دوباره به تلویزیون بازگشته و این اتفاق را هم به او و هم مدیران سازمان تبریک می‌گویم. چراکه کار مدیری ارزش دارد و علاوه بر خاصیت طنز و شادی و تمدد اعصابی که در دل آن است، در شاخه طنزهای عمیق و معناگرا هم قرار می‌گیرد و هر آدمی که تماشایش کند می‌تواند دقایقی را در آن به تعمق بپردازد. به قول نظامی که در مخزن‌الاسرار خود می‌گفت عیب تو چون آینه بنمود راست... . ویژگی کار مدیری هم همین است و در مجموعه در حاشیه تلاش کرده این رفتارهای نابهنجار خود ما را نشان بدهد. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که خنداندن مردم صدها بار سخت‌تر از گریاندنشان است. طنز هم با رفتارهای خود ما گره خورده و همین است که بسیاری از مردم به طور ناخودآگاه نسبت به تماشای نقد رفتارهای خود واکنش نشان می‌دهند. با این حال من همچنان معتقدم که مدیری یک نابغه است و بابت بازگشت دوباره او به تلویزیون خوشحالم.»

قدرت مدیری نوآوری در فضای نمایشی تلویزیون است

طهماسب صلح‌جو، منتقد سینما و تلویزیون صحبت درخصوص مدیری را با مروری بر کارنامه کاری وی این‌طور آغاز می‌کند: «مهران مدیری وقتی کارش را در تلویزیون آغاز کرد، در واقع نوعی دگرگونی در فضای نمایش‌های کمدی آن سال‌ها به وجود آورده و ماهیت این آثار را از شکل سنتی پیشینی که داشتند تغییر داد. وی این روش را تا همین حالا در مجموعه‌هایی که ساخته همچنان ادامه داده و تازگی و طراوت جنس کمدی‌های فکاهی هم به کمکش آمده و کار را از تکراری شدن دور کرده است. شکی نیست که باید مدیری را به عنوان یکی از نوآورترین افراد در فضای نمایشی تلویزیون بدانیم.» این منتقد تلویزیون مقایسه‌ای هم میان ساخته‌های پیشین مهران مدیری و اثر اخیرش یعنی مجموعه در حاشیه داشته و معتقد است: «من به شخصه جنس کارهای سابق او و به‌خصوص مجموعه «مرد هزار چهره» را خیلی بیشتر دوست دارم. به نظرم در حاشیه چندان نتوانسته به این جایگاه نزدیک شود. گویی آن لطف سابق را از دست داده است و بیشتر این‌طور احساس می‌کنیم که به جای پرورش موضوع و ایجاد کمدی بر اساس موقعیت، به سراغ فضاسازی‌های تکراری و کلیشه‌ای شده رفته است. ما در کارهای پیشین مدیری همواره شاهد بودیم که موقعیت‌های داستانی کمدی نقشی بسیار اساسی در پیشبرد قصه و خنداندن مخاطب داشتند، اما در مجموعه در حاشیه ادا و اطوارها و اتکا به قدرت طنز بازیگران جایگزین این موقعیت‌های ناب شده است. این حرکت به مثابه برگشتن به روشی غیر از آثار مدیری است، البته شاید مردم این روش را بیشتر دوست دارند. این را باید در نظرسنجی‌ها پرسید و جویا شد.» صلح‌جو به حواشی ایجاد شده برای در حاشیه هم توجه دارد و معتقد است اتفاقاتی از این دست نباید تاثیری بر سرنوشت و کیفیت کار داشته باشند. او این‌طور عنوان می‌کند: «قطعا این حواشی و اتفاقاتی که در خارج از فضای کار ایجاد می‌شوند حتی به طور ناخودآگاه بر کیفیت و ادامه مسیر راه تاثیرگذار هستند. هرچند این موارد نباید ما را از موضوع اصلی دور کند. در جامعه ما متاسفانه از این دست واکنش‌ها و اعتراضات زیاد رخ می‌دهد، اما تجربه نشان داده که همین اعتراضات در نهایت به نفع سریال شده و مردم با کنجکاوی بیشتری دنبالش می‌کنند تا ببینند این موضوع حساسیت‌برانگیز و جنجالی چه بوده است. در نتیجه بازار کار پررونق‌تر می‌شود. هر چند این قضیه ارزشی به لحاظ فرهنگی ندارد و اگر قرار است کاری در سطح جامعه مطرح شده و دیده شود، چقدر بهتر است که دلیل این دیده شدن در جوهره و ذات اصلی خود اثر ما نهفته باشد و این ارزشی دوچندان به آثار نمایشی می‌بخشد.»
 

اختلاف جواد رضویان با مدیری علنی شد...

اختلاف جواد رضویان با مدیری علنی شد...

از روی حواشی اخیری که گریبانگیر رابطه جواد رضویان و مهران مدیری شد، می‌شد دریافت که آیتم “سه شو” یک جور شوخی تند و تیز با مدیری است.

به گزارش بانی فیلم، جواد رضویان مجری و کارگردان برنامه ترکیبی طنز «سه شو»، شب گذشته در آیتمی کمدی شوخی تند و تیزی با مهران مدیری داشت.

جواد رضویان این روزها با دو برنامه «سه شو» و سریال «در حاشیه ۲» روی آنتن است و سریال «جایزه بزرگ» را هم در نوبت بازپخش دارد. این کمدین شب گذشته در برنامه «سه شو» در آیتمی که با بازی مهران غفوریان پخش شد، شوخی عجیبی را با مهران مدیری ترتیب داد.

آیتمی که تلافی جویانه به نظر می‌رسید و شبهه ایجاد اختلاف میان رضویان و مدیری را تأیید کرد. در این آیتم رضویان نقش مدیری را بازی می‌کرد و غفوریان هم جای رضویان ظاهر شد. در طول آیتم رضویان (مدیری) و غفوریان (رضویان) بر سر تسویه حساب مانده از پروژه‌های مشترک قبلی‌شان با یکدیگر بگو مگوی بامزه‌ای داشتند.

آیتمی که می‌شد از محتوای آن فهمید رضویان حدود سی میلیون از یک پروژه و ۵۰ میلیون از مجموعه دیگری که مدیری در مقام بازیگر همکاری داشته، طلبکار است! از روی حواشی اخیری که گریبانگیر رابطه این دو چهره کمدی شد، می‌شد دریافت که آیتم مذکور یک جور شوخی تند و تیز با مدیری است.

ضبط برنامه «سه شو» و «در حاشیه ۲» این اواخر همزمان شده بودند و همین مسئله موجب شد تا رضویان بارها درخواست کند تا بخش‌های مربوط به او را در سریال مدیری زودتر ضبط یا کوتاه کنند تا او به برنامه خودش بپردازد. ضمن اینکه او به غفوریان هم نیاز داشت و تلاش زیادی کرد تا بازیگر و کارگردان سری مجموعه «زیر آسمان شهر» را نیز با خود همراه کند. مسئله‌ای که چندان به مذاق سازندگان «در حاشیه ۲» خوش نیامد.

حالا رضویان در واقع با تولید و پخش آیتم دیشب، طعنه عجیبی هم به مدیری زد. «سه شو» دو روز پایانی هفته حوالی ساعت ۲۱ از شبکه سوم سیما پخش می‌شود

[قسمت دهم سه شو رو تو سایت تلویبیون میتونید ببینید از دقیقه 19 درباره این آیتم هست و  هیچ ربطی به شایعاتی که درست کردن نداره... موضوع برنامشون درباره دروغ بود واین آیتم درباره تهییه کننده هایی بود که با دروغ، دادن پول عوامل رو به تاخیر میندازن...خبرگزاریها بیخود دارن شایعه درست میکنن]

http://www.telewebion.com/fa/1398134/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B1%DB%B0/%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%88.html

 

یک یادداشت انتقادی دیگر بر "در حاشیه 2"

یک یادداشت انتقادی دیگر بر "در حاشیه 2": کسی از پخش سریال تازه مهران مدیری خبر دارد؟!

 

 
 

پیش از این یادداشت انتقادی در مسیر سیر حرکت نزولی مهران مدیری، پس از سال‌ها حضور در فضای انحصاری تلویزیون، در کافه سینما منتشر شده بود که با نظرات مختلفی از سوی بینندگان مواجه شده بود.

 

بیش از یک هفته است که مجموعه طنز تلویزیونی «در حاشیه 2» به کارگردانی مهران مدیری از شبکه سه سیما در حال پخش است، ولی به نظر می رسد سریال تازه مدیری که روزگاری از او به عنوان سلطان کمدی در تلویزیون یاد می کردند، نتوانسته است، حتی باقی مانده مخاطبان هنوز وفادار به تلویزیون ایران را جذب کند.
وقتی مهران مدیری هم بیننده ندارد

به گزارش بازتاب امروز، کافی است نگاهی به دور و برتان بیندازید و از همکاران و آشنایان و عابران‌پیاده و مسافران مترو بپرسید، آیا کسی سریال جدید مهران مدیری را دنبال می‌کند؟ بعید نیست با تعجب از شما بپرسند مگر از مهران مدیری سریال تازه‌ای در حال پخش است؟ این احتمال را هم بدهید که شانه‌ای بالا بیندازند و بگویند دیگر توقعی از مدیری و تیمش ندارند. شاید هم با چند نفری برخورد کنید که بگویند «در حاشیه2» چیز دندان‌گیری نبوده است و بعد از تماشای یکی دو قسمت دیگر آن را دنبال نکرده‌اند. راستی خود شما خبر دارید که چیزی حدود دو هفته از پخش مجموعه طنز جدید مهران مدیری می‌گذرد؟ در نظر داشته باشید اینجا داریم در مورد یکی از مهم‌ترین پدیده‌های تلویزیون ایران حرف می‌زنیم که روزگاری کوچک‌ترین حدس و گمان درباره کارهایش می‌توانست به بمبی خبری تبدیل شود، اما حالا دیگر حتی«عطسه»‌اش نیز در شبکه نمایش خانگی طرفدار ندارد.

نشان به آن نشان که اگر دقت کرده باشید، در بین سریال‌های قاچاق و کپی پیاده‌روها هم مانوری روی فروش آن نمی‌شود. زمانی که از کنار بساط دستفروشان عبور می‌کنید، آیا به گوش‌تان خورده است که دستفروشی فریاد بزند «عطسه» جدید مدیری رسید؟ حالا این بی‌اعتنایی مخاطب به کار مدیری را در قیاس با عطش مخاطبان برای تماشای «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی در نظر بگیرید.

دوشنبه‌ها لابد متوجه شده‌اید که خریداران و دانلودکنندگان غیرقانونی قسمت جدید سریال شهرزاد در دور و برمان به راحتی دیده می‌شوند و در نقل قول‌های مردم هم ذکر این سریال شنیده می‌شود. در اینجا البته درباره اتفاقی که برای مهران مدیری افتاده است، با دو وضعیت روبه‌رو هستیم. یکی ریزش مخاطبان تلویزیون ایران و دیگری افول ستاره‌ای به نام مهران مدیری. عامل اول زیاد نمی‌تواند در میزان بی‌اعتنایی مخاطب به طنز «در حاشیه 2» تاثیر داشته باشد؛ چراکه پیشینه کارهای مدیری نشان می‌دهد او اغلب وقت‌ها قادر بوده است مرده‌ترین زمان پخش تلویزیون را به فرصتی طلایی تبدیل کند و در کوتاه‌مدت سیر تبلیغات را روانه آنتن کرده و سود زیادی را متوجه بخش بازرگانی صدا و سیما کند. برای اینکه پی ببرید تا چه میزان کار در حال پخش مدیری از سوی مخاطبان استقبال شده‌، کافی است به مدت زمان آگهی‌های تلویزیون و نوع آنها توجه کنید. آن هم در دوره‌ای که تلویزیون به‌شدت در تلاش جذب آگهی است و به گفته محمد سرافراز، بودجه 1400 میلیاردی آن کفاف حقوق کارمندانش را هم نمی‌دهد.

یادمان باشد مدیران تلویزیون در برابر تمام حاشیه‌ها و اعتراض‌هایی که مجموعه «در حاشیه» در سری جدیدش برای آنها ایجاد کرده، ایستادگی کرده‌اند تا شاید بار دیگر کارگردان مجموعه طنز به یادماندنی «پاورچین» برای آنها برگ برنده باشد. اما حالا لااقل تا اینجای کار، پخش «در حاشیه 2» هیچ اتفاق خوشایندی را نه برای تلویزیون و نه مخاطبانش رقم نزده است. این شب‌ها مجموعه طنزی پخش می‌شود که غایب اصلی‌اش مهران مدیری است. او نه‌تنها بازی می‌کند، بلکه حتی ردی از رگه‌های خلاقیتش هنگام کارگردانی در این سریال دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد بازیگران در یک دورهمی در لوکیشنی ثابت، بی‌آنکه هدایت شوند و ایده‌ای برای بازی داشته باشند، یک‌ریز از هر دری حرف می‌زنند و بازی خود را در کلیشه‌ای‌ترین حالت تکرار می‌کنند. آیا مدیری خودش هم متوجه شده است که «در حاشیه 2» هیچ برگ برنده‌ای ندارد که برای اولین بار در کار خودش بازی نکرده است؟ اگر موفقیت رامبد جوان در برنامه پرمخاطب «خندوانه» را به یاد بیاوریم، متوجه خواهیم شد که ذره‌ای خلاقیت می‌تواند بار دیگر موجی میلیونی از مخاطبان را با تلویزیون ایران همراه کند.

بحران تلویزیون ایران تنها در مجموعه «در حاشیه 2» نمود پیدا نکرده است. مدت‌هاست که اعلام شده است مرکز گسترش فیلمنامه‌نویسی با مدیریت یکی از معاون‌های محمد سرافراز راه‌اندازی شده است. همزمان با فعال شدن این مرکز، محمود‌رضا تخشید از مرکز سریال‌سازی سیما استعفا داد تا تاکیدی باشد بر‌ ا‌ینکه مدیران تلویزیون در بخش برنامه‌های نمایشی با بحران و اختلاف جدی روبه‌رو هستند. این بحران را البته پیش از هر چیزی باید این روزها در دو سریال«کیمیا» و «معمای شاه» دید که جدا از کارگردانی ضعیف‌شان از ناحیه فیلمنامه نیز به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. جمع کردن تعدادی دیگر از چهره‌های مشهور کمدی ایران در برنامه «سه شو» به کارگردانی جواد رضویان نیز نتوانسته است موفقیتی برای شبکه سه به همراه داشته باشد. به راستی چه اتفاقی افتاده است که تلویزیون ایران روزگاری با همین بازیگران می‌توانست مخاطبان زیادی را جلب کند ولی امروز دیگر حنای هیچ کدام‌شان رنگی ندارد؟

تاثیر اندک تلویزیون به حدی است که حتی بهروز افخمی نیز در برنامه هفت اعلام کرده پخش آگهی ماهواره‌ای برخی فیلم‌ها توانسته است روی فروش آنها تاثیر بگذارد و آنها را به کارهای پرمخاطبی تبدیل کند. همزمان با سخنان افخمی، ماجرای تعهد از تهیه‌کنندگان سینمایی برای پخش آگهی‌های بازرگانی‌شان رسانه‌ای شد. بنابر گزارش‌های منتشر شده، تلویزیون ایران برای پخش آگهی فیلم‌های سینمایی از تهیه‌کنندگان آن تعهد می‌گیرد تا اگر در شبکه‌های ماهواره‌ای فیلم‌شان تبلیغ شود، خسارت پرداخت کنند. ضمن اینکه دیگر محصولات سینمایی آنها از حق تبلیغ برخوردار نخواهند بود. مسئولان سینمایی کشور نیز بار‌ها به صراحت اعلام کرده‌اند که پخش تیزرهای سینمایی در شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز، منع قانونی دارد، بنابراین سازندگان این فیلم‌ها نباید تیزر فیلم‌هایشان را برای تبلیغ در اختیار شبکه‌های غیرمجاز ماهواره‌ای قرار دهند. به دنبال رسانه‌ای شدن این ماجرا بود که دیروز روابط‌عمومی سازمان صدا و سیما توضیح داده است: «بخش عمده‌ای از تیزرهای فیلم‌های سینمایی تولید داخل کاملا به‌صورت رایگان از سوی صداوسیما پخش می‌شود تا رسانه ‌ملی نیز به سهم خود در پازل حمایت از صنعت سینما نقش خود را ایفا کرده باشد. نگاه رسانه‌ملی به پخش رایگان تیزر فیلم‌های سینمایی داخلی، نگاهی حمایتی است که با هدف معرفی این فیلم‌ها و تشویق مخاطبان برای تماشای آنها انجام می‌شود. از سویی، مسئولان سینمایی کشور نیز بار‌ها به صراحت اعلام کرده‌اند که پخش تیزرهای سینمایی در شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز، منع قانونی دارد، بنابراین سازندگان این فیلم‌ها نباید تیزر فیلم‌های‌شان را برای تبلیغ در اختیار شبکه‌های غیرمجاز ماهواره‌ای قرار دهند.» روابط‌عمومی سازمان صدا و سیما در ادامه تاکید کرده است: «اداره کل بازرگانی صداوسیما با بررسی‌های کار‌شناسی به این نتیجه رسیده که در ادامه این حمایت، در فرم قرارداد پخش تیزر، این تعهد را از سازنده اخذ کند که چنانچه از حمایت فرهنگی رسانه‌ ملی برای پخش رایگان برخوردار شود نمی‌تواند تیزر فیلم خود را برای پخش در اختیار شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز قرار دهد.»

[دوستان عزیز در صورت تمایل برای دادن نظرات خود در مورد نقدهای اخیر کافه سینما به لینک زیر بروید..]

http://www.caffecinema.com/new/index.php/cinema/item/12041

عکس مهران مدیری در جشن تولد سامان مقدم...

مهران مدیری، علی قربان زاده و سام نوری در جشن تولد سامان مقدم...

 

حق‌التحریر در حاشیه چند؟

حق‌التحریر در حاشیه چند؟

تماشاگران امروز: از ما نشنیده بگیرید و دنبال ثابت کردنش هم نباشید! ولی آن‌طور که برخی عوامل سریال تازه «مهران مدیری» در روز روشن با دو چشم خودشان دیده‌اند این است که هر قسمت این مجموعه پرحاشیه و کم‌سروصدا، تنها در دو صفحه آ چهار نوشته می‌شود و بقیه جاهای خالی سریال -به سبک دهه شصت و هفتاد- با تکیه بر توان بازیگران در بداهه‌پردازی و شوخی‌های دم‌دستی پر می‌شود! بداهه‌هایی که در کل سریال معلوم است و البته در پشت‌صحنه قسمت سوم هم عیان‌تر شد‌؛ جایی که سیامک انصاری وقتی با خنده مهران غفوریان مواجه شد، به شوخی و جدی بهش گفت: «چرا می‌خندی، الان خودت گفتی این تیکه رو اضافه کنم...» یکی می‌گفت با این دو صفحه، حق‌التحریر نویسندگان «در حاشیه» را چند حساب می‌کنند؟ صفحه‌ای 40 تومان خوب است؟ قسمتی 80 تمام می‌شود؟ ارزان‌تر از این هم می‌شودها!

 

نظرسنجی برنامه دید در شب...

دوستان عزیز لطفا به لینک زیر برید و در نظر سنجی برنامه دید درشب با اجرای رضا رشید پور به مهران مدیری رای بدید، شاید یکی از مهمان های آینده دید در شب باشند...

http://www.diddarshab.com/1394/10/09/%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7/

دو عکس قدیمی از پشت صحنه بمب خنده...

در پشت صحنه بمب خنده سال 86...

 

 

سقوط: حاصل حفظ فضای تلویزیون انحصاری، سال‌های سال، برای یک کمدین خاص

سقوط: حاصل حفظ فضای تلویزیون انحصاری، سال‌های سال، برای یک کمدین خاص/ یک یادداشت انتقادی درباره مسیر و کارنامه مهران مدیری؛ در روزهای آغاز پخش "در حاشیه 2"، که این روزها کمتر دیده می‌شود

توضیح کافه سینما- این یادداشت مفصل، که در بخش فروم‌های کافه سینما، توسط یکی از کاربران ارسال شده، حاوی نکات قابل تاملی است، هر چند که برخی از ارزش‌های آثار سابق مدیری را نیز نباید از یاد برد. این یادداشت، پیش از نمایش سری دوم سریال در حاشیه نوشته شده است. شما هم نظرتان را درباره مباحث مطرح شده در این مقاله بنویسید:

(سلطان طنز یا طنز سلطانی یا هیچ در هیچ...؟
جستجویی در طنز تلویزیونی با محوریت آثار مهران مدیری)

نوشتۀ پیش رو اوایل امسال به بهانه پخش مجموعه «در حاشیه» تهیه شده بود. اما نشر آن به دلایلی کشیده شد به اواخر امسال. البته بد هم نشد و در این مدت اتفاقاتی افتاد و چیزهایی به خاطرم رسید که در تکمیل این نوشته به یاری من شتافتند. قبل از اینکه وارد بحث اصلی شوم بهتر است کمی به جستجو بپردازم. روزگاری که مهران مدیری و یاران و شاگردانش کارشان را به صورت جدی در تلویزیون شروع کردند زمانی بود که رقبای جدی در برابرشان وجود نداشت. کارهایی می‌شد اما نه چندان جدی. و صد البته مهران مدیری هم قوتی در آثار اولیه‌اش بود که همان کارهای بی قوت دیگر را هم به حاشیه می‌راند. از سوی دیگر شبکه های تلویزیون هم محدود بود (بگذریم از اینکه امروز هم محدود است و اگر شبکه‌ای تازه تأسیس می‌شود اکثراًَ شروع می‌کند به تکرار وصله‌دوزی‌های چندین بار پشت و رو شده شبکه‌های دیگر) و جایگاه برنامه‌هایی مفرح و شادی‌بخش در تلویزیون کم بود و تازه تازه داشت جانی می‌گرفت و جایی برای خودش باز می‌کرد؛ و از سوی دیگر مردم هم احتیاج به چنین برنامه‌هایی داشتند (نگذریم از اینکه مردم همیشه به چنین برنامه‌هایی نیاز دارند) و آمادگی داشتند تا هر چیزی را به نام طنز یا کمدی که به خوردشان داده می‌شد همچون هلویی به ته گلو بفرستند. در این شرایط بود که فرصت جان می‌داد برای استفاده. مهران مدیری و همکارانش هم تنور داغی دیده معطل نکردند و نان را چنان محکم چسباندند که پس از گذشت سالهای دراز و ورود به دو دهه بعد هنوز هم این نان را مردم می‌خرند و با اشتها می‌خورند و نمی‌پرسند چرا؟!...
آن زمان هم کسانی بودند و کارهایی می‌کردند مثل داریوش کاردان که حتی مهران مدیری هم کارش را با او شروع کرد و به حق کاردان، کاردانی بیشتری در امر طنز داشت. ولی این گروه‌ها و افراد در آن زمان آنچنان باقی نماندند و به هر دلیلی که نه امروز و نه آن روز بر من روشن نبود و نیست، درِ دکانشان زود تخته شد. اما مهران مدیری و دار و دسته‌اش بیشتر ماندند و در این میدان خالی از رقیب جدی، گوی را ربودند و بیشتر تاختند و بالتبع بیشتر دیده شدند و بیشتر در یادها ته نشین شدند. آن زمان کارها بیشتر برای عید نوروز بود اما تقریباًً اولین بار و جدی‌ترین کار به صورت برنامه‌های نود شبی در وقت‌های دیگری از سال توسط همین گروه مهران مدیری شروع شد. من یادم می‌آید زمانی را که مجموعه «ببخشید شما!» در تابستانی پخش شد و تا چندین سال بعد هم تابستان‌ها همین مجموعه تکرار می‌شد. همین که دار و دستۀ پشه و مگس بساط‌شان را علم می‌کردند و در مدرسه‌ بچه‌ها هم تخته می‌شد و تابستان می‌آمد، شب همه می‌دانستند قرار است تلویزیون چه چیزی نشان دهد: مهران مدیری و «ببخشید شما!» یادم است آنقدر این مجموعه را تکرار کرد که ما از بر شده بودیم. اما شبکه‌های دیگر چیزی نداشت که ما بزنیم آن طرف و چیز تازه‌ای ببینیم. آن طرف یا فقط اخبار بود و آقای حیاتی. یا هم آقای حیاتی بود و اخبار. یا هم اگر تلویزیون دلش به رحم می‌آمد آن وسط‌ها یک راز بقایی هم پخش می‌کرد. بنابراین میلیون‌ها نفر مثل من و خانواده‌ام می‌نشستیم و آقای مدیری تماشا می‌کردیم. آن روزها تلویزیون واقعاًً کسل کننده بود. بسیار کسالت آورتر از امروز. و از مهران مدیری و کارهایش که یکه‌تاز میدان بودند استقبال می‌شد. همین امر باعث شد که مهران مدیری به عناوین و القابی چون: سلطان طنز، یگانۀ عصر، دردانۀ تلویزیون، بهترین طنزپرداز و... شناخته شود. بدون اینکه نقدی درست و دقیق و جدی از کارهای او بشود. اینجا توضیحی لازم است و آن اینکه شروع کار مهران مدیری بیشتر مد نظر من در این نوشته نیست بلکه ادامه کار او و انحراف از مسیری که به نظر می‌رسد قوت بیشتری داست، مورد اشاره من است. و البته این معضلی است که گریبان‌گیر اکثر فیلمسازان تلویزیون است. وقتی اولین کارها را عرضه می‌کنند اغلب حرفی برای گفتن دارند اما در ادامه به جای اینکه رشد کنند اغلب به بیراهه می‌روند. فی‌المثل رضا عطاران هم از جرگۀ همین‌هاست. اصلاً انگار معضلی است که گریبان‌گیر جامعه ماست. اول رنسانس می‌کنیم بعد می‌رویم در قرون وسطی. درخشان شروع می‌کنیم، کم‌نور می‌شویم، کورسو می‌زنیم و بعد خاموش می‌شویم. به جای حرکت به جلو و رشد، اغلب چشم می‌بندیم و دور خود می‌گردیم و چشم که باز می‌کنیم سر جای خود ایستاده‌ایم. چپکی سوار خر می‌شویم؛ درست مثل ملا نصرالدین. بگذریم... به امید خدا در مقاله‌ای دیگر تحت عنوان «هنر بازاری» مفصل به این موضوع خواهم پرداخت.
«ساعت خوش» و «پرواز 57» و «نوروز 77» و «ببخشید شما» و «پلاک 14» که ساخته و پخش شدند، مهران مدیری مدتی غایب بود تا اینکه سال 81 با مجموعۀ «پاورچین» به شبکه 5 بازگشت. و یک سال بعد از آن موقعی که دار و دستۀ مدیران شبکه 5 از آنجا به شبکه 3 کوچ کردند دست مهران مدیری و رضا عطاران را هم گرفتند و آوردند شبکه 3 پیش خودشان. سال 82 بود که مجموعه «نقطه چین» ساخته شد و از زمستان آن سال روی آنتن رفت. یادم هست شبی که قرار بود نقطه چین شروع به پخش کند روزش زلزله بم حادث شد و عزا اعلام شد و نقطه چین با تأخیری تقریباًً ده روزه پخش شد. بگذار حاشیه نروم تا به «در حاشیه» برسم. مجموعۀ نقطه چین شروع شد اما به گفتۀ خود سازندگانش خوب نمی‌توانست با مردم ارتباط برقرار کند. بنابراین مدتی بعد از پخش آن، طرح کلی مجموعه عوض شد و رویه‌ای دیگر پیش گرفت. همه اینها روی آنتن تلویزیون انجام شد. زیر این بخش خط کشیدم چون بسیار مهم است و نباید از سرش سرسری رد شد. جالب است که چنین طرحی با اینکه بسیار ضعیف و دم دستی بوده راحت در تلویزیون پذیرفته شده و اجازه ساخت و پخش گرفته و تازه متوجه شده بودند طرح به دردی نمی‌خورد و به قول قدیمی‌ها ده شاهی هم نمی‌ارزد. البته سازندگان این برنامه و برنامه‌های مشابه در تلویزیون ایران استنباط می‌کنند که چنین سوژه‌هایی باید اول ساخته شود و پخش شود و از مردم بازخورد بگیرد تا معلوم گردد خوب است یا نه! یعنی اول مناره دزدیده شود و بعد فکری به حال چاه گردد! این استنباط کاملاًً از ریشه غلط و نادرست است. و در اصل برای توجیه اشتباه خودشان تراشیده شده است. هیچ کس حق ندارد آنتن تلویزیون (مخصوصاًً تلویزیون انحصاری و محدود دولتی) را با خانه خاله یا عمه‌اش اشتباه بگیرد و در توجیه کارش استنباطی غلط را پیشه کند. یکی از علت‌های چنین استنباط غلطی در میان برنامه‌سازان و مدیران تلویزیون ـ که همین الان هم رایج است ـ از یک فکر غلط‌تر دیگر در مورد برنامه‌سازی سرچشمه می‌گیرد. این فکر مخصوص مجموعه‌های طنز نیست اما بیشتر درباره این برنامه‌ها اجرا می‌شود. و آن این است که سریال‌ها و مجموعه‌ها باید با عجله و شتاب و به سرعت باد تهیه و تولید و پخش و پلا شوند. در فرصتی اندک فیلمنامه آنها شروع به نوشتن می‌شود. آن هم نه همه فیلمنامه. بلکه هفت هشت قسمتی که نوشته شد فیلمبرداری شروع می‌شود. نویسنده این طرف می‌نویسد، آن طرف فیلمبرداری می‌کنند و شب هم تحویل مخاطب می‌دهند. در صورتی که چنین شکل برنامه‌سازی کاملاً غلط و نوعی توهین به مخاطب است. سال‌ها پیش من در نامه‌های طولانی و سلسله‌ای که به انواع مدیران تلویزیون نوشتم شکل غلط و توهین‌آمیز چنین برنامه‌سازی را متذکر شدم و در مثَل آن را شبیه نانوایی می‌دانستم و می‌دانم؛ که این طرف خمیر می‌اندازند و آن طرف می‌پزند و آن طرف‌تر روی پیشخوان تحویل مشتری می‌دهند. فیلم و سریال‌سازی که قبل از هر چیز نام هنر و هنرمندی را در خود دارند نباید به چنین شکلی شبیه باشند. خلاصه صدای کوتاه ما به جایی نرسید که نرسید. می‌ساختند و می‌سازند و جلو می‌رفتند و می‌روند و به خورد مخاطب می‌دادند و می‌دهند و کسی جلودارشان نبوده و نیست و این طور که معلوم است در آینده هم نخواهد بود.
باری گذشت و گذشت. جایزه بزرگ، شبهای برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره 1 و 2. باز هم مهران مدیری مدتی چهره در نقاب غیبت کشید. البته در تلویزیون؛ زیرا که او در شبکه خانگی حضوری فعال داشت و دارد. اما به قول خودش هیچ وقت مخاطب محدود شبکه خانگی جای مخاطب چندین میلیونی شبکه ملی را نمی‌گیرد. تا اینکه خبرهایی مبنی بر بازگشت او به تلویزیون منتشر شد. و او آمد. با «در حاشیه» آمد. بی تغییر آمد. مجموعه «در حاشیه» از نظر ساختاری فرقی با مجموعه‌های دیگر مدیری نداشت. حتی در این سال‌ها او به جای پیشرفت، پسرفت هم کرده بود. او پا در یک کفش کرده و در همان جای خود مانده. فقط نام اوست که کارهایش را سرپا نگه داشته. نامی که بزرگتر و بزرگتر شده [...]. این نام همچون مهری زیر پای کارهای او می‌خورد و آن را از زمین خوردن نجات می‌دهد. البته تاریخ نشان داده گاهی طرحش چنان ضعیف بوده که حتی این مهر هم نتوانسته کاری از پیش ببرد و او مجبور شده روی آنتن، طرح عوض کند. نقطه چین را مثال زدم که گذشت. و مردم بیشتر به همین مهر توجه می‌کنند تا حقیقت کارهای او.
آثار مدیری از زمانی که از کارهای آیتمی بریده، بیشتر بر یک موقعیت بنا می‌شود. فردی در وسط ماجرا می‌ایستد به عنوان فردی سالم و درستکار. دور و اطافیانش به شدت فاسد و ناسالم و زیانکار. و کل مجموعه تقریباًً بر این اساس پایه‌ریزی می‌شود و حال دانه دانه قسمت‌ها هر کدام روایت چگونگی آزار و اذیت‌هایی است که بر سر همان فرد همرنگ جماعت نشده، می‌بارد. اگرچه دیگران، او را هم کم کم خواهی نخواهی همرنگ خودشان می‌کنند. در گذشته نقش این فرد تنها مانده در خیل جماعت را خود مدیری ایفا می‌کرد. اما تقریباًً از شب‌های برره به بعد این نقش به سیامک انصاری محول شد و همین طور بود در «در حاشیه». چنین طرحی با تکیه بر چنین موقعیتی اصلاً بد نیست که خوب هم هست و از نقاط قوت. چیزی است که گریبان‌گیر بسیاری از آدمیان است مخصوصاًً در این آب و خاک. اشکال در کلیت طرح نیست. اصلاً انتقادی که بر بسیاری از کارهای هنری وارد است، مربوط به فکر اولیه و طرح کلی و موضوع آن نیست. بلکه مربوط به نوع پرداخت و نوع نگاه به موضوع است. یعنی: مضمون. موضوع اثر چیزی نیست که بشود نقدش کرد. این مضمون آثار است که مورد نقد و داوری قرار می‌گیرد. و مشکل کارهای مدیری همین مضمون آثار است که خوب و درست و قوی پرورش نمی‌یابد و همان اصطلاح معروف را می‌توان رویشان گذاشت: سر هم بندی.
طنز باید همچون تیغ جراحی بتواند در جهت اصلاح عمل کند. نه همچون لطیفه‌ای مفرح، لحظه‌ای خنده بر لب بنشاند و بعد گم شود. نوع پرداخت آثار مدیری به موضوع، همچون لطیفه‌ای است که می‌تواند خنده تولید کند اما زود و سریع از یاد می‌رود و نمی‌تواند در خدمت اصلاح چیزی قرار گیرد. همانگونه که تا امروز هم آنچنان نتوانسته چیزی را در جامعه اصلاح کند. البته من اعتقاد دارم که نه کارهای مدیری بلکه تمام کارهایی که به نام طنز تا به امروز در تلویزیون ساخته و پخش شده‌اند معنای واقعی طنز را در خود نداشته‌اند و فقط نام «طنز» رویشان گذاشته شده است. ابته برخی سیاست‌گذاری‌ها و خط مشی‌ها و سازماندهی‌ها از طرف مدیران و مسؤولان تلویزیون هم بی‌تأثیر نبوده و نیست که این دیگر بستگی به هنر و نبوغ هنرمند دارد که چطور از دام این سیاست‌ها بگریزد و جوری میخش را بکوبد که مدیران و سیاست‌گذاران سال‌ها بعد تازه بفهمند چه خبر بوده و از کجا خورده‌اند!
طنز جزو جدی‌ترین کارهاست و جزو قاطع‌ترین و برنده‌ترین ابزارهاست چه به شکل ژانر باشد و چه به صورت شگرد به کار گرفته شود. که اگر چنین نباشد و طنز تبدیل شود به راهی برای خنده درآوردن بیشتر طبقه مرفه و یا دارویی مخدر برای خودفراموشی طبقه بدبخت، آنوقت نه تنها همچون تیغ جراحی نخواهد بود بلکه همچون چاقویی که برّایی خود را از دست داده به درد پوست کندن خیاری هم نخواهد خورد.
درباره اینکه سریال در حاشیه به خاطر پرداخت به صنفی خاص مورد ناراحتی همان صنف قرار گرفته و چه‌ها شده یا نشده، (فی‌المثل پزشکی با اشاره به مشکل انگشت آقای مدیری و بهبودی آن توسط همین پزشکان و جلوگیری از قطع شدن انگشت او، بیتی از سعدی را آورده بود: «چو به گشتی طبیب از خود میازار چراغ از بهر تاریکی نگه دار»، تلویحاًً به مدیری تذکر داده بود حواست باشد روزی شاید باز هم گذرت به این طرف‌ها بیفتد. البته این پزشک ناراحتی خود را از کار مهران مدیری نوشته و منتشر کرده بود و مطمئناًً اگر روزی مدیری گذرش به آن طرف‌ها بیفتد پزشکان بی‌توجه به اسم و رسمش مداوایش خواهند کرد زیرا که همه قسم پزشکی خورده‌اند.) من کاری ندارم. بالاخره وقتی برنامه‌ای، گروهی را دستمایه قرار می‌دهد شاخک‌های آن گروه تیزتر می‌شود و به بسیاری‌شان هم برمی‌خورد. اما بحث اصلی سر تفکر انتقادی است که مقدمه طنز است و باید دست در دست هم چنان محکم و قاطع و برّا عمل کنند که حتی اگر به تریج قبای گروهی هم برخورد بتوان از آن دفاع کرد. و آیا آثار مدیری و مخصوصاًً همین اثر آخر از این ویژگی برخوردار است یا نیست؟ به اعتقاد من جواب منفی است. کارهای مدیری از این ویژگی مهم و حیاتی بی‌بهره است. البته اشاره به نکته‌ای مهم ضروری است. در طول مدت طولانی که از فعالیت مدیری می‌گذرد برنامه‌هایی هم می‌توان یافت که ویژگی‌هایی اینچنینی را دارا بوده‌اند. فی‌المثل زمانی که در مجموعه نقطه چین گران شدن بنزین به نقد کشیده شد و حتی رئیس جمهور وقت آقای خاتمی فردا شبش در اخبار طعنه‌ای به آن قسمت زد و از آن به عنوان «طنز بد» یاد کرد. و از این جور قسمت‌ها می‌توان یافت. اما سؤال من این است: می‌توانید به دقیقه حساب کنید فعالیت مدیری را از آغاز تا به امروز؟ در میان این حجم زیاد فعالیت‌هایی که همیشه نام طنز بر آنها گذاشته شده و سازنده‌اش سلطان طنز لقب گرفته، آیا باید ذره‌بین به دست بگیریم تا معنای واقعی طنز را پیدا کنیم؟! در اصل اگر به چوپان صحرا هم اینقدر دقیقه فرصت می‌دادیم در تلویزیون انحصاری ایران، می‌توانستیم چیزهایی به اسم طنز در کارش پیدا کنیم. و این نیاز به هوشمندی زیادی ندارد. (حتی به مراتب شاید طنز را در کار چوپان بیشتر ببینیم تا عده‌ای از جماعت برنامه‌سازان تلویزیون. زیرا مردم خودشان در درون خود، درد را بهتر و بیشتر می‌فهمند و احساس می‌کنند تا عده‌ای از این جماعت بازیگران و کارگردانان و برنامه‌سازان تلویزیونی. عده کثیری از این جماعت آنقدر از مردم فاصله گرفته‌اند و گرفتار خریدن یا تبدیل به احسن ماشین‌های ایرانی‌شان به ماشین‌های گران‌قیمت خارجی و آپارتمان‌های چند متری‌شان به ویلاهای آنچنانی و گوشی‌های دکمه‌ای‌شان به سیب‌های گاز زدۀ چندین میلیونی هستند و اطلاع از آخرین مدهای آرایش و پیدا کردن جدیدترین مدل عینک آفتابی و چگونگی گرفتن انواع عکس‌های سلفی و به اشتراک گذاشتن آنها در شبکه‌های اجتماعی فکرشان را مشغول کرده که چیزی به نام «درد» که لازمۀ اصلی کار هنر است یادشان رفته و یا اصلاً از همان اول هم درد نداشته‌اند و ندارند و هزاران سال هم اگر بگذرد نخواهند دانست خوردنی است یا پوشیدنی. البته این مواردی که اشاره کردم حتماًً به معنای ذاتی بی‌دردی نیست و دارنده‌اش بی‌درد. و یا حتماًً برای دردمندی باید در فقر دست و پا زد. اما بالاخره اینها در خوی آمی اثر می‌گذارد.) بگذریم از این کلیت که ربطی به شخص مهران مدیری نداشت و فسادی است دامن‌گیر هنر نمایشی مملکت ما. وقتی برسیم به کارهای مدیری، می‌بینیم که آنچنان خبری از دردمندی در آن نیست. بیشتر بوی اشرافیت از آنها به مشام می‌رسد. و به همین علت به جای نهادن نام سلطان طنز بر سازنده این کارها، بهتر است نام طنز سلطانی بر خود این کارها نهاده شود. البته این تعبیر هم خالی از اشکال نیست ولی با درجه‌ای از تخفیف می‌شود از رویش گذشت. ظریفی می‌گفت: «اصلاً اینها آنقدر گرفتار ساخت آثارشان هستند و فقط می‌سازند و پیش می‌روند که نمی‌دانم هیچ فرصتی برای دم‌خوری با مردم دارند یا نه؟ اصلاً اینها با این حجم کاری و این همه کار در تلویزیون و شبکه خانگی، و اینکه دائم باید سر صحنه فیلمبرداری باشند و مثل آسیاب فقط آرد کنند و بیرون بریزند، چطور می‌توانند از جامعه و مردم آن و مشکلاتشان حرف بزنند؟ وقتی که هیچ فرصتی ندارند با مردم باشند، بلاها و مشکلات مردم سرشان بیاید و گرفتاری‌های مردم را با گوشت و پوستشان حس کنند؟» و جواب آن ظریف این است که: کسی حق ندارد به جای نقد اثر کسی، سازندۀ اثر را نقد کند. پس خاموش.
کسی که دست به قلم می‌شود، باید هر بار حرفی داشته باشد و چیزی برای گفتن؛ و بجوید و ببیند بهترین راه برای گفتن آن چیست. شاعر همچنین، داستان‌نویس همین‌طور و فیلمساز به همچنین. نه اینکه هوس حرف زدن داشته باشد. یا اینکه دری به تخته‌ای بخورد و وارد عرصه‌ای شود. یا اصلاً دری هم به تخته‌ای نخورد ولی کسی اولین بار حرفی برای گفتن داشته و بارهای بعد از حرف تهی می‌شود و فقط می‌شود بادکنکی که تشویق‌ها و هندوانه زیر بغل دادن‌ها بادش کرده و هرچه پیش می‌رود بادش بیشتر می‌شود و محتوایش کمتر. و دوباره همان و باز همین... . بخواهم حرفم را واضح‌تر و روشن‌تر بگویم این می‌شود که: کارهایی که نام هنر دارند، دکان و مغازه و حجره در بازار نیست که شروعش ابزاری، ساختارش مکانیکی و هدفش سودآوری باشد.
مصداق هنر ابزاری، بسیاری از کارهای تلویزیون است مخصوصاًً برنامه‌هایی که نام طنز دارند. با یک طرح بسیار دم دستی شروع می‌کنند و آخرش سود شهرت و قدرت معنوی است که به هم می‌زنند. ثروت که به جیب می‌زنند یا نه! بماند... که رویش بحث‌هاست. نمونه آوردم از کارهای تلویزیون که ساخت‌شان شبیه نانوایی است و برای عده‌ای شده ناندانی. نقطه‌چین را دیدیم که چگونه روی آنتن تلویزیون تغییر طرح داد. «در حاشیه» را هم دیدیم که آنقدر کمبود حرف داشت که نصف برنامه هر شب به پخش پشت صحنه اختصاص می‌یافت. یک شب، پشت صحنه برنامه به 12 دقیقه رسید!!! 12 دقیقه از یک برنامه 40 دقیقه‌ای، فقط پشت صحنه باشد یعنی چه؟ تازه تیتراژ برنامه هم که جمعاًً 10 دقیقه‌ای می‌شد. حساب کنید چقدرش می‌شود وقت مفید؟ 18 دقیقه. و حساب کنید از یک برنامه 30 قسمتی، چقدرش فقط شد پشت صحنه؟ ظریفی می‌گفت: پشت صحنه از متن برنامه خنده‌دارتر است!
کار هنر باید شروعش دغدغه، ساختارش ارگانیکی و هدفش... هدف را به راحتی انتخاب نمی‌کنم و احتیاط را واجب می‌دانم به خاطر اینکه بحث سر آن جایی دیگر و فرصتی بیشتر را طلب می‌کند. همین قدر بگویم که هدفش هر چه باشد نباید سودآوری از هر نوعی در آن مطرح باشد.
باری مهران مدیری این بار هم با تکیه بر دلقک‌بازی‌های امثال رضویان و غفوریان، توانست کارش را پیش ببرد و یکباره زمین نخورد. اما تاریخ، ترازویی دارد راست و درست؛ دقتش در حد تار مو. بی غل و غش و بی حب و بغض. سبک می‌کند و سنگین. سنگین می‌کند و سبک. اگر سبک بود می‌رود به زباله‌دان تاریخ. تاریخ، نه مرعوب کسی می‌شود و نه کسی می‌تواند او را تطمیع کند و نه تسخیر. او نه به حکومت کاری دارد و نه به سیاست و نه زور و قدرت کسی بر او می‌چربد. حتی هیاهوها و تشویق‌های مردم هم اثری روی او ندارد. او بهترین منتقد بصیر و آگاهی است که باید منتظر ماند و دید چه نقشه‌ای برای مدیری کشیده. سال‌ها پیش برای مدیران تلویزیون نوشتم و الان هم بر همان عقیده‌ام که [...] برای امثال آثار مدیری بسیار جا دارد. عده‌ای طرفدار دو آتشه و کاسه‌های داغ‌تر از آش (همان‌هایی که همیشه دور و اطراف افراد مشهور و معروف و حتی قدرتمندان جمع می‌شوند و هی هورا راه می‌اندازند و خربزه و طالبی و هندوانه است که جا می‌دهند زیر بغلشان) اگر نگاهشان به این نوشته مقداری از سر و ته امثال این نوشته‌ها را خواهند خواند و بی اینکه اندک تفکری در آن بکنند، همچنان به کار خودشان مشغول خواهند بود و باد فحش و ناسزاست که نثار خواهند کرد. اما این نوشته حاصل مدتها تفکر است نه حاصل چند دقیقه یا حاصل یک قسمت دو قسمت دیدن آثار مدیری. که من دقیقه به دقیقه آثار مدیری را از ابتدا تا انتها دیده‌ام و حتی بعضی قسمت‌ها را به کرات، برای اینکه سخنی به ناآشنایی نگفته باشم.
فکر کنم بد نباشد یک بار دیگر هم تلنگری بزنم و بپرسم: آیا در این همه ساعت و دقیقه که آثار مدیری از عمر ما اشغال کرده، باید ذره‌بین به دست دنبال طنز بگردیم؟ یا اینکه مصداق طنز را ادا و اطوارهای امثال رضویان و خنده‌های تاریخ مصرف‌دار چند ثانیه‌ای بدانیم؟ یا پشت صحنه‌های طولانی؟ یا اینکه اشاره‌های کوتاه یا بلند به مشکلات جامعه بدون اینکه اینها به صورتی کاملاً هنری شده در اثر ریخته شده باشند؟ که مردم خود با مشکلات و فسادها آشنا هستند و هر روز با این مشکلات رو در رو دست به گریبان‌اند. اگر طنز را این چیزها تعریف کنیم دیگر به من مربوط نیست. خود دانید. عده‌ای اگر خرده بگیرند و بگویند «کسی دنبال طنز در آثار مدیری نیست و همین که ما را می‌خنداند بس است»؛ من بر این حرفشان خرده می‌گیرم و می‌پرسم آیا تلویزیون دولتی انحصاری و محدود ایران جای خنده‌های کوتاه‌مدت و جک‌های تاریخ مصرف‌دار است؟ تلویزیونی که هزاران آدم دم درش صف کشیده‌اند و ادعای کار هنری دارند اما به دلیل محدودیت اجازه ورود به آن را ندارند. و اگر کسی بگوید «کارهای مدیری همه از نوع بهترین طنز است و او به هدفی متعالی رسیده» من می‌پرسم مصداق این توفیق کجاست؟ آیا چیزی در جامعه از قِبل آثار مدیری عوض شده؟ آیا مردم ما در سایه این آثار به درجه‌ای از رشد و یاد گرفتن مبانی تفکر انتقادی رسیده‌اند؟ یا فقط لحظه‌ای خندیده‌اند و خوابیده‌اند و صبح همه چیز یادشان رفته؟
از یک سو حکومت جامعه ما به امثال مدیری مثل فرد فرد مردم نگاه می‌کند. برای دولت جایگاه یک فردی که در اداره‌ای دچار گره‌افکنی از سوی یک کارمند می‌شود و صدایش در می‌آید، با مهران مدیری یکی است. پس مخاطب آثار همین مردم بیچاره‌ای هستند که خودشان با کارشکنی‌ها و گره‌افکنی‌ها پنجه در یقه‌اند. و یادآوری مشکلاتشان به خودشان هیچ راهی به دهی نیست. و از سوی دیگر مردم دنباله‌رو آدابی و رسومی‌اند که یا غلطی آنها نمی‌دانند و نمی‌شناسند و یا می‌دانند و می‌شناسند اما آنقدر با آنها یکی شده‌اند ـ مثل شیئی که آنقدر به چشم نزدیکش کنی تا دیگر دیده نشود ـ که حساسیت خود را نسبت به نادرستی آنها از دست داده‌اند. وظیفه یک طنزپرداز در همین جاست که نمود می‌یابد. قدرت و سنت. طنز واقعی دو شاخ دارد که یکی را به سنت‌های غلط می‌زند و دیگری را به قدرت. و اگر طنز این منوال را پیش بگیرد کارکرد درستی می‌یابد. با این فرمول آثار مدیری را محک بزنید و نتیجه بگیرید. مطمئناًً نمره قبولی نخواهد گرفت.
(در آخر نکته‌ای ذهنم را مشغول کرده که ربطی به این نوشته ندارد. فقط پرسشی است که برای من بی‌پاسخ مانده و اگر کسی جوابش را دانست خوشحال می‌شوم بشنوم. سروش صحت دو بار خاطره‌ای از ورودش به تلویزیون و همکاریش با مهران مدیری گفته که بار اولش یادم نیست کجا بود. ولی درست یادم است که در برنامه خندوانه سینه سپر کرده بود و برای بار دوم این خاطره را با آب و تاب تعریف می‌کرد. کوتاه می‌کنم. می‌گفت: اولین بار مهران مدیری را در خانه دوستی مشترک دیدم و او گفت برای تست بازیگری بیا. رفتم و نشستم. مدیری صحنه‌ای را توضیح داد و گفت بازی کن. گفتم نمی‌توانم. صحنه‌ای دیگر را توضیح داد و گفت بازی کن. گفتم این یکی را که دیگر اصلاً نمی‌توانم. مدیری گفت فردا بیا سر صحنه بازی کن!!!
سؤال شده برایم که اگر سروش صحت این صحنه‌ها را خوب و درست بازی می‌کرد آیا رد می‌شد؟ این تست‌ها پس به چه کاری می‌آید؟ این طور ورود کسی به تلویزیون، آن هم در تلویزیون دولتی و انحصاری ایران چه معنا دارد؟ و آیا به جوان‌هایی که برای تست بازیگری می‌روند باید گفت به خودتان زحمت ندهید و فقط بگویید نمی‌دانم و نمی‌توانم؟ )
در این نوشته من به آثار مهران مدیری در تلویزیون پرداختم و گذشتم از آثار او در شبکه خانگی. که درجۀ کیفی که وزارت ارشاد روی آثار مدیری گذاشته گویای تنزل آثار مهران مدیری هست. آثار مدیری در شبکه خانگی عرضه شده از درجه کیفی الف، حالا رسیده به درجه کیفی جیم ستاره دار. یعنی نازل‌ترین درجه کیفی آثار نمایشی. و ای کاش برای آثار تلویزیون هم درجه کیفی تعیین می‌شد.
نتیجه کوتاه و مختصر، شاید هم بزرگ و مهمی که در پایان می‌گیرم این است که کارهای مدیری هیچ وقت هم‌اندازه اسمش نبوده. کوچک بوده. بسیار کوچک‌تر.
محمود کرمی
پاییز 94

عکس مهران مدیری در پشت صحنه در حاشیه 2...

مهران مدیری در پشت صحنه در حاشیه 2...

 

پخش مجدد سریال جایزه بزرگ...

پخش مجدد سریال جایزه بزرگ هر روز ساعت 11 از شبکه 3...

پخش مجدد سریال پاورچین هرشب ساعت 20 از شبکه آی فیلم...

 

کاور قسمت ششم سریال عطسه...

قسمت ششم عطسه به زودی در سراسر کشور...

عکس مهران مدیری...

مهران مدیری...

 

«در حاشیه 2» بهتر از سری قبل...

«در حاشیه 2» بهتر از سری قبل...


بانی فیلم آنلاین: شاید تماشای دو قسمت از سری جدید «در حاشیه» مهران مدیری معیاری کلیدی برای بررسی تمام ابعاد این سریال نباشد، اما بیراه نیست اگر با نظر به موقعیت موجود و طراحی کاراکترها و شوخی‌هایش، آنرا یکی دو سر و گردن بالاتر از فصل اولش بدانیم. مدیری حتی با وجود آنکه ظاهراً لوکیشن بی‌حاشیه‌ای را برای این سری تدارک دیده تا از گزند اعتراضات احتمالی در امان بماند، اما با این وجود همچنان در طراحی صحنه و فضا کاملاً دقت شده تا مشابه سازی با نمونه واقعی در حد شبهه هم پیش نیاید. چه آنکه لوکیشن زندان در موقعیت واقعی مکانی تحت نظارت کامل دولت محسوب می‌شود و یک لغزش یا سوتفاهم جزئی می‌تواند تأثیر منفی به مراتب بدتری از اعتراضات صنفی و مردمی داشته باشد. و الّا زندانیان که در جایگاه سوژه اصلی، امکان و تریبونی برای اعتراض ندارند. نشانه و نمادی از زندانهای داخلی در سریال «در حاشیه 2» به چشم نمی‌خورد و غلبه فانتزی مختص آثار مدیری در این سری توجیه مناسبی برای گریز از ایجاد فضای شبهه آمیز تلقی می‌شود.مدیری اصولاً به مدد متنهایی که از پیمان قاسم خانی به تصویر کشیده، تخصص بالایی در آشنایی زدایی از فضاهای تکراری سریالهای ایرانی دارد. این شگرد راهکاری برای فرار از نقدهای اخلاقی صاحبان افکار ایده آلیستی بوده، اما در مواردی از جمله در سری اول «در حاشیه» یا «شبهای برره» کارکرد راهگشایانه خود را از دست داده و مشکل ساز شده است. با این حال، مدیری به طور مشخصی تمام جوانب را رعایت کرده و با تکیه بر تجربیات این چنینی‌اش در ساخته‌های قبلی، زمینه چندانی برای ظهور و تکرار آنها به جا نگذاشته است. شاهد مثال این ادعا، پوشش ماموران زندان و حتی دکوراسیون رئیس زندان است که کاملاً انتزاعی طراحی و اجرا شده‌اند و ربطی به جایی خاص ندارند.
البته این شگرد منجر به خود سانسوری آزار دهنده‌ای که به ماهیت کمدی اثر ضربه بزند، نشده و حتی در مواردی در راستای جنس فانتزی و کمیک کار ارزیابی می‌شود. از سویی اگر چه غیبت شخص مدیری جلوی دوربین بار عاطفی علاقه مخاطب به او را حین تماشای سریال کاهش می‌دهد، اما احتمالاً تمرکز او را در کارگردانی افزایش داده است. شوخی‌ها هم به نسبت «در حاشیه» یک سطح کیفی بهتری پیدا کرده‌اند و صرفاً متکی به قابلیت کمدین نیستند. از جمله نحوه معرفی اژدر خان با بازی نیما فلاح که مخاطب را به سوی نمونه‌های خارجی سوق می‌داد. اما یکی از ایرادهایی که شاید به این سری مترتب باشد، ضعف یا نبود خط داستانی قوی و قابل اتکاست که منجر به توسل نویسندگان به خرده قصه‌های آیتمی و بدون وابستگی مضمونی می‌شود. چنین روشی شاید در جذب بدون دردسر مخاطبان جدید و نورسیده کمک حال سریال شود، اما در درازمدت مخاطبان را برای تماشای مداوم سریال بی‌انگیزه می‌کند.
ضمناً سریال از شوخیهای تند اجتماعی از جمله اشاره به متهم نفتی و یا مربی فوتبال زندانی به عنوان واکنشی به اتفاقات روز هم استفاده کرده که گویا در قسمتهای آتی باز هم شاهد آنها خواهیم بود.
البته شبکه سه در کمال تعجب یکی از باکس‌های تکرار سریال خود را در حوالی ساعت 30 دقیقه بامداد شامل حال «در حاشیه 2» نکرده و به جایش مسابقات ورزشی تکراری روی آنتن می‌فرستد که با توجه به مخاطبان پر شمار کارهای مدیری، عجیب به نظر می‌رسد.

روزنامه سینما: ارتش بی ژنرال

لینک دانلود گزارش روزنامه سینما از آخرین روزهای پشت صحنه در حاشیه 2

 

http://www.cinemanewspaper.ir/category/20/%D8%A2%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87

 

 

«در حاشیه 2» شوخی‌های گرم در زمستان سرد...

«در حاشیه 2» شوخی‌های گرم در زمستان سرد

دیشب دومین قسمت مجموعه طنز «در حاشیه 2» به کارگردانی مهران مدیری از شبکه سه روی آنتن رفت.
 
 

گرچه با دو قسمت نمی‌توان قضاوت صحیح داشت، اما سبک متفاوت طنزهای مهران مدیری همیشه توانسته نظر منتقدان و مردم را جلب کند. مدیری همراه امیرمهدی ژوله نویسنده، در فصل دوم این سریال با اضافه کردن شخصیت‌ها و لوکیشن متفاوت، قصه را جذاب‌تر از فصل اول آن کرده و عوامل این سریال هم این مساله را تائید می‌کنند.

نصرالله رادش که در سریال در حاشیه نقش سیروس تکراری را به عهده دارد، در پاسخ به این سوال که چرا نقشش در سری اول کمرنگ بوده و آیا در سری دوم پررنگ‌تر می‌شود، به جام‌جم می‌گوید: راستش زمانی که من در فصل اول این سریال بازی کرده بودم، مثل شما فکر می‌کردم که نقشم خیلی پررنگ نیست و خیلی هم به چشم مخاطب نیامده است، اما جالب است با این‌که نقشم در سری اول کوتاه بود، اما خیلی خوب میان مخاطبان دیده شد. حتی مردم وقتی مرا در کوچه و خیابان می‌بینند، به شوخی به من می‌گویند که آقا کلیه می‌خری؟

دیده شدن در میان مخاطبان

وی ادامه داد: به همین دلیل کوتاهی یا بلندی نقش اهمیت ندارد؛ زیرا مهم این است ‌که بازیگر بتواند نقش‌ را طوری در بیاورد که در ذهن مخاطب حک شود و خوشبختانه نقش «سیروس تکراری» هم این ویژگی را دارد که در فصل اول دیده شده و اطمینان دارم در سری دوم هم این نقش خیلی خوب دیده خواهد شد.

رادش با اشاره به این که علاقه‌مند است همیشه نقش‌هایش حرفی برای گفتن به مخاطب داشته باشد، توضیح داد: امیدوارم مردم از تماشای فصل دوم سریال در حاشیه هم لذت ببرند. من تلاش خودم را کردم تا این اتفاق بیفتد و با جان و دل نقشم را بازی کردم.

این بازیگر عنوان کرد: البته نقش سیروس تکراری پیچیده نیست، اما چنین نقش‌هایی را دوست دارم. یک بازیگر باید خودش نقش را طوری ایفا کند که به آن جان ویژه‌ای بدهد. در طول این سال‌ها هم سعی کردم تکرار نشوم و همیشه علاقه‌مندم متفاوت بازی کنم. امیدوارم مخاطبم هم از بازی‌ام در سریال در حاشیه راضی باشد.

وی درباره همکاری با مهران مدیری و تعامل این کارگردان با بازیگران گفت: من تا به امروز با کارگردانان زیادی کار کردم، اما بدون اغراق می‌گویم وقتی با مهران مدیری کار می‌کنم از صمیم قلب و درونم نقش می‌جوشد و به حرف‌هایش گوش می‌کنم؛ چون می‌دانم مهران مدیری کارش را بلد است.

رادش افزود: راستش به این مساله ایمان دارم که حضور مهران مدیری در آثار نمایشی جادویی است و به دلیل اشرافی که به کارش دارد، می‌داند چطور از بازیگر بازی بگیرد. به همین دلیل وقتی با مهران کار می‌کنم، خودم را به او می‌سپارم؛ زیرا می‌دانم او خیلی خوب رگ خواب مخاطب را می‌داند. اما این اتفاق در هر پروژه‌ای پیش نمی‌آید. البته بازیگر موظف است به حرف‌های کارگردان توجه کند، اما گاهی ممکن است در ظاهر به حرف‌های کارگردان گوش بدهد، اما قلبی و درونی به حرف‌هایش ایمان نداشته باشد.

وی درباره این که بیشتر دوست دارد در نقش‌های طنز بازی کند یا جدی، توضیح داد: من کمدی را خیلی دوست دارم. البته به تیپ‌سازی هم علاقه‌مندم؛ ضمن این‌که این حرفم به این معنا نیست که از عهده نقش‌های جدی بر نمی‌آیم.

یک کمدی متفاوت

امیرمهدی ژوله «در حاشیه 2» را یک کمدی متفاوت می‌داند که با وسواس و دقت نوشته شده است. سرپرست نویسندگان این سریال درباره جنس کمدی در این سریال به جام‌جم گفت: اگر جنس کمدی «در حاشیه 1» را به «شب‌های برره» یا «قهوه تلخ» شبیه بدانیم، «درحاشیه2» به مردهزار چهره شبیه‌تر است.

ژوله درباره ویژگی‌‌های این سریال و شوخی‌های آن توضیح داد: در این سریال خط داستانی قوی و پررنگ داریم و برخلاف آثار 90 شبی، هر شب یک اتفاق نمی‌افتد بلکه ماجراها در امتداد هم است. شخصیت‌های اصلی همان چهار نفری هستند که در سریال «در حاشیه1» آنها را دیدیم و یک نفر دیگر به این جمع اضافه شده که نقش آن را نیما فلاح بازی می‌کند. بقیه افراد به فراخور قصه حضورشان پررنگ می‌شود.

به گفته ژوله، شرایط و جنس کمدی سریال «در حاشیه 2» کمتر این امکان را ایجاد کرده به موضوعات و مسائل روز جامعه توجه شود و در عوض جنس متفاوتی از کمدی در آن پیاده شده که متاثر از موقعیت مکانی سریال، یعنی اردوگاه است. وی درباره شوخی‌های این سریال گفت: برای نگارش فیلمنامه از چند زندان بازدید کردیم و فیلم‌ها و سریال‌های زیادی در دنیا ساخته شده که در نتیجه آن یک فضای کلی از زندان و مناسبات موجود در آن در اذهان شکل گرفته است. همین ذهنیت مبنای نگارش شوخی‌ها بوده ضمن این‌که موقعیت‌های کمدی بر مناسبات و ارتباطات انسانی در همین موقعیت مکانی، پایه‌گذاری شده است.

این نویسنده درباره حذف دکتر سهراب کاشف که نقش آن را مهران مدیری به عهده داشت، در سری دوم سریال درحاشیه توضیح داد: مهران مدیری در این دوره ترجیح داد که بازی نداشته باشد؛ شاید به این دلیل که در سری دوم تعداد بازیگران زیاد است، تصویربرداری در یک فضای شلوغ و محدود انجام می‌شود.

به گفته سرپرست نویسندگان سریال «در حاشیه 2»، با وجود تمام محدودیت‌هایی که فضای سریال به گروه نویسندگان تحمیل کرده، او و همکارانش تلاش کرده‌اند یک اثر آبرومند ارائه کنند. وی تاکید کرد: با دقت و وسواس فیلمنامه‌ را نوشتیم و شنیده‌های ما حاکی است که بازیگران و عوامل از نتیجه کار راضی هستند اما باید دید مخاطب چقدر برای تماشای این سریال وقت می‌گذارد و چقدر آن را دوست خواهــد داشت.

هفت صبح: چرا منتظر مدیری و در حاشیه نیستیم؟

چرا منتظر مدیری و در حاشیه نیستیم؟

روزنامه هفت صبح نوشت: آنالیز شش اتفاق که باعث شده ‫مهران مدیری با روزهای اوج فاصله داشته باشد؛ از ضعف سریال ها تا حذف خودخواسته.

فصل دوم ‫‏در_حاشیه‬ از امشب شروع می شود. همین سرفصل تدوین پرونده ای شد برای مهران مدیری و کارنامه هفت سال اخیرش که در این سال ها بر مدیری چه گذشته؟ آیا همچنان در اوج است یا به زعم برخی منتقدان، پایه های امپراتوری اش به لرزه افتاده؟ مدیری همچنان چهره ای است یا هواداران بسیار؛ با این حال یک سوال را نمی توان نادیده گرفت. آیا کسی منتظر سریال تازه مهران مدیری هست؟ مقایسه حجم اخبار و واکنش هایی که در سایت ها و فضای مجازی مدت ها پیش از پخش فصل اول «در حاشیه» راه افتاده بود با سری دوم آن، واقعیتی را نشان می دهد که عطش تماشای اثر تازه مدیری کم شده. دلیل آن چیست؟ این مطلب ضمن کنکاش این مسئله، حواشی فصل دوم «در حاشیه» و کارنامه سال های اخیر مدیری در چهار حوزه را دربر می گیرد.

چرا دیگر منتظر مهران مدیری نیستیم؟ این سوار شاید ظاهری بی رحمانه داشته باشد اما با اندکی کنکاش می توان پی به این نکته برد که عطش مواجهه با سریال جدید مدیری به شدت کم شده. مقایسه کنید میزان اخباری که پیش از فصل اول «در حاشیه» در رسانه ها و فضاهای مجازی موجود بود با آن چه در روزهای منتهی به پخش فصل دوم شاهدیم. قبول داریم که بخش زیادی از این اتفاق به خاطر قلع و قمع شدن فصل اول «در حاشیه» است اما این را هم نباید فراموش کرد که آن هیاهو و جنجال ها در نهایت به نفع مدیری شد. در آن برهه اشاره کردیم سریال در حد و اندازه مدیری نیست. در آستانه پخش فصل دوم سریال ماجرا را بازتر دیده ایم و شش عاملی را که باعث شده اند عطش عمومی برای ساخته تازه مدیری کم باشد، مرور کرده ایم. شاید فصل دوم «در حاشیه» معادلات را به هم بریزد؛ شاید.

نبودن خود مدیری

هرچقدر هم که مدیری برای «در حاشیه 2» زحمت کشیده باشد و اثرش استانداردهای مخصوص او را داشته باشد اما یک ضعف اصلی را نمی تواند بپوشاند؛ اینکه خود در سریالش بازی ندارد. غیبت مدیری در اثری که امضای او را روی پیشانی اش دارد از آن دست اتفاقاتی است که نمی شود راحت از کنارش گذشت. در تمام این سال ها یکی از مهمترین نقاط قوت مجموعه های مهران مدیری، بازی خودش بود. اصلا بیشتر مردم به خاطر بازی او بود که دلشان می خواست بنشینند و سریال هایش را دنبال کنند. الان هم هنوز خیلی ها نمی دانند که مدیری در این سریال بازی نمی کند و احتمالا همچنان منتظرند تا در «در حاشیه 2» هم او را ببینند. بعید است بازی بازیگران کمدی کنار هم آنقدر جذاب از آب درآمده باشد که بتواند ضعف حاصل از نبودن او را جبران کند. نهایتا اثری قابل قبول اما نه بسیار ممتاز روانه آنتن خواهد شد.

سیر نزولی سریال ها

مهران مدیری برای بازگشت به نقطه اوج نیاز به ساخت اثری ویژه دارد؛ درست مثل کاری که در «مرد هزار چهره» انجام داد و محبوبیتش را پیش مخاطبان عام و سخت پسندها دوچندان کرد. وقتی از تلویزیون به شبکه نمایش خانگی رفت؛ باور کارشناس ها این بود که مدیران سیما باید بیشتر از مدیری مراقبت می کردند تا این وزنه را از دست ندهند. خروجی «قهوه تلخ» مهر تاییدی بر این نظریه بود. او سریال خوب و جذابی روانه بازار کرد و جدا از پایان و اتفاقات فرامتنش جزو آثار پرمخاطب کارنامه مدیری رده بندی می شود.

مدیری برای ترمیم رابطه خراب شده اش با مردم پس از «قهوه تلخ»، «ویلای من» را ساخت. به وعده اش بر سر دادن جایزه و توزیع منظم وفا کرد اما کیفیت سریال هرگز به آثار متوسطش هم تنه نمی زد. «شوخی کردم!» از نظر کیفی قابل دفاع است اما موجی ایجاد نکرد. درباره فصل اول «در حاشیه» به شکل مجزا گفته ایم؛ بعد از آن «عطسه» ضربه مهلکی به کارنامه اش محسوب می شود.

نداشتن ژنرال نویسنده

تا قبل از «مرد دوهزار چهره»، یکی از دلایل موفقیت آثار مهران مدیری، حضور پیمان قاسم خانی به عنوان سرپرست نویسندگان بود. درواقع اشتراک مدیری- قاسم خانی بود که آثار قابل توجه «پاورچین» تا «مرد هزار چهره» را تا این حد موفق کرد. زمان «قهوه تلخ» با اینکه برادران قاسم خانی در کار نبودند اما امیرمهدی ژوله و خشایار الوند توانستند کنار هم متن های جذابی بنویسند و ماحصل کار، قابل قبول از آب درآمد. تجربه این دو نفر اما در «ویلای من» جواب نداد و سریال آن طور که باید موفق نشد.

از زمان «شوخی کردم» و با خارج شدن خشایار الوند از گروه، وضعیت باز هم تغییر کرد. طبیعتا ژوله هم با وجود قابلیت زیادی که در طنزپردازی دارد، نمی توانست به تنهایی از عهده این کار سنگین بربیاید. این ضعف در «در حاشیه» هم کاملا مشهود بود و با وجود تلاش های زیادی که در آن صورت گرفت، نتوانست به اندازه آثار قبل از «ویلای من» به چشم بیاید.

سرنوشت فصل اول در حاشیه

مهران مدیری ظاهرا با انرژی به تلویزیون بازگشته بود اما چند اتفاق فرامتن حالش را گرفت و نتیجه آن شد که فصل اول «در حاشیه» به اثری ضعیف بدل شود. مدیری می توانست با «در حاشیه» گل طلایی را بزند اما اعتراض پزشکان نفس کار را گرفت. ابتدا نام سریال یعنی «اتاق عمل» تغییر کرد و بعد نوبت به جرح و تعدیل فیلمنامه رسید.

مدیران تلویزیون در حرکتی تحسین شده ابتدا نقش حامی او را بازی کردند؛ در برابر اعتراض وزیر بهداشت گفتند باید سعه صدر داشت و دست هنرمند را نبست اما بعدا خبری به رسانه ها راه یافت که مدیران در برابر اعتراض ها موضع انفعال پیشه کرده اند. نتیجه این عقب نشینی به خوبی در خروجی سریال مشهود بود. شوخی ها ابتر و بی خاصیت بودند و هیچ سخن و کنایه ای در آن دیده نمی شد. تلاش کاراکتر جواد رضویان و مهران غفوریان هم به خاطر قلع و قمع شدن فیلمنامه از میانه سریال دیگر جواب نداد و تکراری شد.

مورد عجیب سیامک انصاری

مهران مدیری علاقه عجیبی به سیامک انصاری دارد و نقش های مهم جلو و پشت دوربین کارهایش را به او می سپارد. انصاری دقیقا از سریال «پاورچین» جلوی دوربین مدیری قرار گرفت و با کاراکتر سپهر به مخاطبان معرفی شد. او در این نقش حضوری موفق داشت که بخشی از آن به طراوت همکاری تازه با مدیری باز می گشت. بعد از چند همکاری، در «شب های برره» نقش متفاوتی به او رسید؛ کیانوش شمایل آدم های بافهم و شعور بود که در جامعه ای نادان گیر افتاده. این تضاد هم نقش را ویژه می کرد و هم برای انصاری جای کار بیشتری داشت.

این موفقیت به مدیری چسبید و در چند سریال آن را تکرار کرد: «باغ مظفر»، «گنج مظفر»، «قهوه تلخ، و «در حاشیه». سیامک انصاری چهره سمپاتی ندارد و جزو بازیگران محبوب کمدی نیست؛ د راین شرایط سپردن نقش های تکراری به او خطای استراتژیک مدیری است که حالا پاشنه آشیل کارهایش شده. این اتفاق در فصل اول «در حاشیه» بیش از پیش مشهود بود؛ جایی که غفوریان و رضویان طنازی می کردند و انصاری روی دور تکرار بود.

عدم وجود کاراکتر جذاب

مهمترین شاخصه سریال های مدیری، وجود همزمان چند کاراکتر جذاب کنار هم بود. در «پاورچین» از خود فرهاد و داوود گرفته تا سپهر و شادی و یاسمن و حتی طغرل، همگی کاراکترهای جذابی بودند. یعنی هر کدام از آنها به طور کامل می توانستند بار جذابیت کار را به تنهایی پیش ببرند. در سایر کارهای مدیری هم چنین ویژگی هایی وجود داشت. مثلا در «قهوه تلخ»، جدای از خود مستشار، کاراکترهای باباشاه، بابااتی، بلوتوث، جهانگیر و حتی فخرالتاج و برزوخان و... همگی جذاب بودند.

در «در حاشیه» اما عملا چنین اتفاقی نیفتاد. با اینکه تلاش های زیادی صورت گرفت تا کاراکترهای صولت و بهروز عشقی به چشم بیایند اما نهایتا بار تمام جذابیت کار روی دوش زهتاب بود. از یک جایی به بعد فقط زهتاب بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و به همین دلیل هم بود که خیلی بیش از اندازه روی این کاراکتر مانور داده شد.

عکس ‏صدای ایران Seday Iran‏

عکس مهران مدیری...

قسمت اول درحاشیه 2 چطور بود؟

 

مهران مدیری در حلقه زندانیان

در حاشیه 2 از امشب ساعت 20:45 از شبکه 3

عکس مهران مدیری...

در حاشیه 2 از 12 دی ماه هر روز ساعت 20:45 از شبکه 3

 پخش مجدد مرد هزار چهره هرروز ساعت 10:45 از شبکه 3

 پخش مجدد پاورچین از 15 دی ماه ساعت 20:30 از شبکه آی فیلم

باز پخش سریال پاورچین

بازپخش سریال پاورچین از شبکه آی فیلم از 15 دی ماه هر روز ساعت 20:30 تکرار 12:30....

عکس مهران مدیری در پشت صحنه در حاشیه 2

در پشت صحنه در حاشیه 2

 

 

عکس مهران مدیری و عباس پرنیانی

مهران مدیری و عباس پرنیانی در آخرین روز در حاشیه 2

 

 

عکسی از  روز آخر در حاشیه 2

زمان پخش در حاشیه 2 : شنبه 12 دی ماه ساعت 20:45

پخش مجدد مرد هزار چهره: هر روز ساعت 10:45 از شبکه 3

 

آخرین روز درحاشیه 2

هومن رمضانی: استاد عزیزم مهران مدیری....هیچگاه فراموش نخواهم کرد لبخندهایت را سر صحنه که به بازیگرانت عشق و آرامش میدهی... میدانم شاید سالهای سال باید بگذرد که هنرمندی چون شما متولد شود... هنرمندی که هم بی همتاست و هم پر از عشق...

دوستت دارم از صمیم قلب

آخرین روز ضبط درحاشیه 2

آخرین روز ضبط درحاشیه 2

زمان پخش شنبه 12 دی ماه ساعت 20:45

 

 

 

سلفی روزهای آخر فاز دوم درحاشیه

سلفی روزهای آخر ضبط درحاشیه 2

 

«در حاشیه» با تاخیر می‌آید  

«در حاشیه» با تاخیر می‌آید

 چهارشنبه 2 دی 1394 - 12:28
در حاشیه
 

در حالی که روز گذشته برخی از رسانه‌ها، آغاز پخش فصل دوم سریال «در حاشیه» را شنبه هفته آینده اعلام کرده‌ بودند، امروز یکی از مسئولان رسانه ملی از تاخیر در پخش این سریال به علت درخواست تهیه کننده آن خبر داد.

 
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا به نقل از ایرنا، مهران مدیری که بعد از ساخت فصل اول «درحاشیه» با حواشی بسیار زیادی دست‌وپنجه نرم کرد، فصل دوم این سریال را از اوایل مهرماه امسال جلوی دوربین برد. پخش این سریال که در ابتدا قرار بود از اول ربیع الاول باشد، به علت طول کشیدن مراحل فنی به تاریخ 5 دی ماه موکول شد. اما در تازه ترین اخبار یکی از مسئولان صداوسیما که خیلی مایل نبوده است نام‌اش در رسانه ها ذکر شود، گفت: « از ابتدا قرار بود سریال در حاشیه با آغاز ماه ربیع الاول از شبکه سه پخش شود اما در آن زمان کار آماده نبود. بعد از آن شنبه آینده یعنی پنجم دی ماه برای پخش این سریال در نظر گرفته شده بود اما تهیه کننده کمی وقت بیشتر خواسته است. دست کم 70 درصد از کل سریال فیلمبرداری شده است ولی بعضی کارهای فنی هنوز باقی است و باید منتظر پایان یافتن آن باشیم.»
 
مهران مدیری که برای ساخت یک سریال 90 قسمتی با صداوسیما قرارداد منعقد کرده بود، قرار بود «درحاشیه» را در سه فاز پیوسته به تولید برساند، اما تنها فاز اول آن به پخش رسید و فاز دوم که قرار بود با استراحت کوتاه سازندگان ساخته شود، با چندین ماه تاخیر روبه‌رو شد. این مسئول رسانه ملی در مورد تعداد قسمت‌های فصل دوم سریال «درحاشیه» گفت: « ابتدا قرار بود این دوره 26 قسمت باشد که به صورت هر شب از شبکه 3 پخش شود، اما در نهایت به 22 یا 23 قسمت رسیدیم.»
 
بعد از آغاز تصویربرداری «در حاشیه»، در اواسط کار برخی از بازیگران مثل جواد رضویان و مهران غفوریان به علت تداخل بازی با سایر کارها مثل «سه شو» به کارگردانی رضویان، ساز جدایی از این سریال را کوک کردند و احتمالا کم شدن تعداد قسمت‌های این سریال از 26 قسمت به 22 قسمت به همین علت بوده است.

کنداکتور شیکه 3

کنداکتور شبکه 3 روز شنبه 5 دی ماه 94...

 

عکس مهران مدیری و مهدی بیگی

مهران مدیری و مهدی بیگی در پشت صحنه در حاشیه 2