حمید فرخ نژاد: تا مدتها غصه‌دار بودم که چرا پیشنهاد تیم مدیری را رد کردم...


حمید فرخ نژاد: تا مدتها غصه‌دار بودم که چرا پیشنهاد تیم مدیری را رد کردم...

از این طریق با علی عمرانی دوست شدم و یک روز صدایم کرد که قصد داریم یک کار طنز برای تلویزیون بسازیم و می‌خواهم یکی از بازیگران اصلی گروه باشی. در عالم جوانی گفتم باید اول فیلمنامه‌ها را بخوانم تا تصمیم بگیرم و همین شد که دیگر سراغ من نیامدند. اسم این کار پرواز 57 بود که به سرعت باعث شهرت گروه مهران مدیری و خیلی از کمدین‌های این سال‌ها شد. بعدا هم با ساعت خوش و سال خوش ادامه پیدا کرد و محبوبیت عجیب و غریبش همه کشور را گرفت. تا مدتها غصه‌دار بودم که چرا چنین اشتباهی کردم و این پیشنهاد را رد کردم. برای جوان شهرستانی ندیدبدیدی مثل من تصور آن همه شهرت و محبوبیت حیرت‌آور بود.

احساس می‌کردم بزرگترین شانس عمرم را ضایع کردم. این قدر کارشان گرفته بود که می‌توانستند برای خودشان پراید بخرند و ما انگشت به دهان بودیم که از راه بازیگری به اینجاها رسیدند! انگار خدا نخواست که مسیر من در ابتدای راه از این کانال باشد. گمان می‌کنم همین است و مرا با خودش برده و هنوز هم دارد می‌برد. فقط از یک جایی به بعدش را سعی کردم مدیریت کنم. خلاصه از این ماجرا هم این شکلی گذشتم و فاجعه‌ای که بعد از آن محبوبیت حیرت‌انگیز با ممنوعیت کار و از هم پاشیدن گروه برایشان پیش آمد و خیلی‌هایشان را نابود کرد، سرم نیامد...

مهــــــــران مدیـــــــــری و رضا نیکخـــــــــواه

 

تصویر

مهــــــــران مدیـــــــــری و رضا نیکخـــــــــواه

کوتاه از بازیگران شوخی کردم

 

کوتاه از بازیگران شوخــــــی کــــــــردم

گفت و گو با کمند اميرسليماني

جلوي دوربين «شوخی کردم»

اميرسليماني در حال حاضر مشغول بازي در دو سريال است.او در اين باره به باني فيلم گفت: در سريال «شوخي کردم» مهران مديري و سريال «بي قرار» فلورا سام بازي مي کنم.

وي ادامه داد: در کل تجربه حضور در آثار کمدي را دوست دارم و به عقيده ام بعد از سالها مديري به سبک آيتم سازي روي آورده که کار نو و جديدي است و من که تا به حال تجربه حضور در کمدي آيتمي را نداشتم برايم بسيار لذت بخش است.

بازيگر سريال «ويلاي من»، افزود: با مديري در سريال «ويلاي من» همکاري داشتم و ضمن تجربه خوبي که برايم داشت بايد بگويم در بازخوردها از سمت مردم هم موفق عمل کرديم و مردم هم اين سريال را دوست داشتند.

او درباره ديگر کارهاي تصويري اش گفت: چند کار پيشنهاد شده اما به دليل بازي در اين دو پروژه بايد زمان بندي ام را طوري بچينم که بتوانم در ساير کارها هم حضور داشته باشم،ضمن اينکه به دليل آيتمي بودن سريال «شوخي کردم» ،مهران مديري به بازيگرانش اين فرصت را داده تا در ساير پروژه ها هم بتوانند حضور داشته باشند.

گفت و گو با بيژن بنفشه خواه

اين روزها مشغول چه کاري هستيد؟

ـ در حال حاضر درگير سريال جديد آقاي مديري و تله فيلمي به کارگرداني آقاي جاويدپور هستم که ايشان فيلم دوم شان را مي سازند. اين فيلم يک کار کمدي است درخصوص يک مجلس ختم که قرار است اين مراسم خيلي خوب و آبرومند برگزار شود، ولي اتفاقاتي رخ مي‏دهد که دقيقا برعکس مي‏ شود.

و سومين تجربه کار با مهران مديري پس از «مرد دو هزار چهره» و «قهوه تلخ»...

ـ سريال جديد آقاي مديري آيتمي است، تعداد بازيگران سريال هم خيلي زياد است. قرار است اين کار از رسانه‏هاي خانگي پخش شود. اميدوارم کار بامزه شده باشد و مورد پسند مردم قرار بگيرد.

شکل و شمايل کار مي‏ تواند در ساختار «ساعت خوش» و آثاري شبيه به آن باشد يا خير.

ـ به هر حال اين کار مدرن تر است به مسائل روز مي پردازد و ساختاري متفاوت دارد. اجازه بدهيد بدون هماهنگي با مدير روابط عمومي کار بيش از اين توضيح ندهم.

پس اين طرف سال را با مهران مديري خواهي بود؟

ـ قرارداد من با پروژه آقاي مديري حدود 3 ماه است، حالا نمي دانم تمديد بشود يا خير. البته بگويم در کار مهران هر بازيگر هفته اي يک يا دو روز کار دارند و به همين منوال هم با بازيگران قرارداد بسته اند


گفتگو با بهنوش بختیارییعنی دیگر کارهای طنز قبول نمی‌کنید؟
نه ترجیحم این است که این مدت هیچ کار طنز و تله‌ای را قبول نکنم. مگر این‌که فیلمنامه خیلی خوبی داشته باشد. در یک کار سینمایی به کارگردانی آرش معیریان کار کردم به همراه دانیال عبادی، مهران غفوریان و تعدادی دیگر از بازیگران حرفه‌ای و واقعا از کاری که انجام داده‌ام راضی هستم. کار دیگری که قبول کردم بازی در مجموعه «شوخی کردم» مهران مدیری است. افتخار این را داشتم که بار دیگر با مهران مدیری کار کنم؛ باید بگویم مهران مدیری خیلی عوض شده و نگرش تازه‌ای نسبت به کارهایی که انجام می‌دهد پیدا کرده است. فرهنگی‌تر شده است و با یک نگاه اجتماعی‌تری به مسائل نگاه می‌کند. می‌خواهم این را بگویم که مهران مدیری جدید را بیشتر دوست دارم.


گفت و گو با سحر زکريا

در حال بازی در «شوخي کردم»
سحر زکريا در حال حاضر در مجموعه «شوخي کردم» بازي مي کنم.مهران مديري در اين سريال همه بازيگراني که از ابتداي دوران همکاري اش با آنها همکاري کرده را دور هم جمع کرده و اميدوارم نتيجه کار مثل هميشه خوب باشد. بازيگر سريال «مرد دو هزار چهره» درباره آثار مديري ادامه داد: اصولا ايشان فرد باهوشي است و هميشه کارهايش از نظر مردم، خوب و پرمخاطب بوده است و در اين سريال هم آيتم‏ هايي که نوشته مي شود خيلي به روز است و دغدغه هاي روز را بيان مي کند.


گفت و گو با عارف لرستاني

موافق با سريال هاي کمدي آيتمي

عارف لرستاني که اين روزها مشغول بازي در سريال «شوخي کردم» مهران مديري است، در مورد اين مجموعه که براي شبکه نمايش خانگي توليد مي شود به «باني فيلم» گفت: تعدادي از بازيگران اين سريال از افرادي هستند که مدتي است با مديري همکاري نکردند و در «شوخي کردم» اين همکاري را ادامه دادند.

او ادامه داد: نبايد اين دو کار را با يکديگر قياس کنيم، چرا که تجربه اين سالهاي مديري در ساخت آثار طنز باعث شده به طور قطع «شوخي کردم» پخته‏تر از «ساعت خوش» شود.

وي افزود: هنوز تعداد کمي از آيتم‏ها را ضبط کرده‏ ايم و به مرحله اي نرسيده ايم که بخواهم در مورد نقش‏هايم صحبت کنم.

بازيگر سريال «قهوه تلخ» افزود: فکر مي‏کنم کارهايي که به طور آيتمي ساخته مي‏شوند، شيريني بيشتري را به نسبت سريال هاي کمدي دارند.کار آيتمي بيشتر شبيه لطيفه مي ماند و نکته مثبتي که دارد اين است که اگر مخاطب نتواند چند قسمت آنرا دنبال کند چيزي را از دست نداده است.

گفت و گو با الهه حصاري

الهه حصاري که به تازگي برنده جايزه نقش اول زن براي حضور در فيلم «نگران نباش سارا» به کارگرداني عليرضا اميني را در جشنواره اوراسيان در قزاقستان از آن خود کرده در اين باره به «باني فيلم» گفت: دو هفته پيش که در حال بازي در فيلم «نقش نگار» به کارگرداني علي عطشاني بودم،عليرضا اميني طي تماسي اين خبر را داد.


بازيگر فيلم «قاعده تصادف» افزود: اخيرا به پروژه «شوخي کردم» مهران مديري پيوستم.از زماني که پا به سينما گذاشتم يکي از آرزوهايم اين بودکه با مهران مديري همکاري داشته باشم به همين خاطر به محض دعوت ايشان با کمال ميل حضور در اين سريال را پذيرفتم. ضمن اينکه به دليل آيتمي بودن سريال «شوخي کردم» ،مهران مديري به بازيگرانش اين فرصت را داده تا در ساير پروژه ها هم بتوانند حضور داشته باشند. وي ادامه داد: تا به حال تجربه حضور در آثار کمدي را آن هم به اين شکل و آيتمي نداشتم،کار سختي است و مثل يک فيلم نيست که دنباله دار باشد اما حضور در کنار مهران مديري و گروه عظيم بازيگرانش قطعا تجربه شيريني برايم خواهد بود.

عکسی از مهران مدیری ، ارژنگ امیر فضلی و امیر غفارمنش در سالهای دور

عکسی از مهران مدیری ، ارژنگ امیر فضلی و امیر غفارمنش در سالهای دور

 

با تشکر از دوست خوبم مرضیه

گفتگو با هدي زين العابدين و سحر زکریا:با مهران مدیری شوخی می‌کنم!به‌زودی میهمان خانه‌ها می‌شوم

 

گفتگو با هدي زين العابدين و سحر زکریا درباره شوخی کردم

بازي در مجموعه مديري

زين العابدين اين روزها مشغول بازي در سريال «شوخي کردم» مهران مديري است.

او در اين باره به «باني فيلم» گفت: ضمن احترام زيادي که براي مهران مديري قائلم، خيلي دوست داشتم که با ايشان همکاري داشته باشم که خوشبختانه در اين سريال اين اتفاق افتاد. همانطور که مي دانيد اين مجموعه طنز آيتمي است که در چند نقش متفاوت بازي مي کنم و اولين باري است که ژانر کمدي را تجربه مي کنم. او ادامه داد: همچنين در فيلمي سينمايي به کارگرداني حميد زرگرنژاد نقش دختر خانواده قصه را دارم که بيشتر از اين نمي توانم درموردش توضيح دهم. بازيگر سريال «او يک فرشته بود» در پايان گفت: اين فيلم سينمايي کليد خورده، اما من هنوز مقابل دوربين نرفته ام.

با مهران مدیری شوخی می‌کنم!به‌زودی میهمان خانه‌ها می‌شوم

سحر زکریا درباره فعالیت‌های جدیدش به خبرنگار سینمایی برنا گفت: این روزها مشغول در مجموعه«شوخی کردم» به کارگردانی مهران مدیری هستم.

وی با بیان اینکه این مجموعه بسیار پر بازیگر است درباره نقش خود در این مجموعه گفت: این مجموعه به صورت آیتم آیتم است و من در بیشتر آیتم‌ها حضور خواهم داشت.

زکریا درباره مضمون این سریال که در رسانه‌ها درارتباط با شبکه‌های ماهواره‌ای و شوخی با آن‌ها عنوان شده است، گفت: این مجموعه هیچ ارتباطی به شوخی با شبکه‌های ماهواره‌ای و مجموعه‌ای که چند وقت قبل توسط مدیری تولید شده بود و به صورت غیر مجاز در دسترس مردم قرار گرفت، ندارد.

این بازیگر همچنین گفت: این مجموعه کلا در بسته‌بندی‌های دو قسمتی که هر کدام حدود 40 دقیقه است، در 20 مجموعه در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.

زکریا در ادامه افزود: فیلمبرداری «شوخی» کردم یک ماه و نیم است که آغاز شده است و ادامه خواهد داشت.

وی درباره دیگر کارش نیز توضیح داد: به تازکی تله فیلم «تولد یک رویا» به کارگردانی جواد مزدآبادی را هم به پایان رسانده‌ام.در این تله فیلم نقش مدیر خانه سالمندان را بر عهده دارم.

گفتنی است،«شوخی کردم» تازه‌ترین کار مدیری که همچنان به سیاق سال‌های اخیر برای توزیع در شبکه ویدئویی ساخته خواهد شد، این روز‌ها مراحل نگارش را سپری می‌کند.

گروه نویسندگان این سریال متشکل از خشایار الوند، امیرمهدی ژوله، حمید برزگر و… هم اکنون نگارش آیتم‌های کار را آغاز کرده‌اند.

این مجموعه در 80 قسمت ساخته خواهد شد؛ به این شکل که ابتدا 40 قسمت مجموعه تولید می‌شود و پس از توزیع در شبکه ویدئویی و دریافت بازخورد‌ها، 40 قسمت بعدی با لحاظ این نظرات و بازتاب‌ها نگارش و تصویربرداری می‌شود.

رامین ناصرنصیر، سیامک انصاری، جواد رضویان، رضا شفیعی‌جم، محمدرضا هدایتی، لاله صبوری، بیژن بنفشه‌خواه، ستاره پسیانی، شبنم فرشادجو، سحر ذکریا، ماندانا سوری و سعید پیردوست ، برزو ارجمند، پرستو صالحی، رابعه اسکویی، زهرا داودنژاد، علی بوستان، سحر ولدبیگی، نیما فلاح، فلامک جنیدی، علی لک‌پوریان، ساعد هدایتی، بهنوش بختیاری، مهران غفوریان، رضا فیض‌نوروزی، عارف لرستانی، الیکا عبدالرزاقی و نگین معتضدی از دیگر بازیگرانی هستند که با مهران مدیری برای ایفای نقش در «شوخی کردم» همکاری دارند.

مهـــــران مديـــــــري به «شاهگــــوش» نمي آيد.

 

تكذيب حضور مديري در سريال «شاهگوش»
 
مهـــــران مديـــــــري به «شاهگــــوش» نمي آيد.

 

باني فيلم آنلاين:به گزارش «باني فيلم»، طي چند روز گذشته خبري مبني بر حضور مهران مديري در نقش يک روحاني در سريال «شاهگوش» روي سايت چند خبرگزاري قرار گرفت و با واکنش هاي بسياري مواجه شد، چرا که در متن خبرها آمده بود اين اولين همکاري مديري با ميرباقري و اولين باري است که او در نقش يک روحاني بازي مي کند. روابط عمومي اين سريال با تکذيب خبري که توسط  بعضي سايت ها منتشر شده به «باني فيلم» اعلام کرد: تاکنون هيچ گفتگويي براي حضور اين هنرمند در سريال داوود ميرباقري انجام نشده است.

اين خبر در حالي منتشر شد که مهران مديري و گروهش در حال ساخت سريال «شوخي کردم» براي شبکه نمايش خانگي اند و داوود ميرباقري هم اولين تجربه اش در شبکه نمايش خانگي را با «شاهگوش» تجربه مي کند.

توزيع اين اولين قسمت اين سريال از اول آبان ماه آغاز مي شود و تصوير برداري آن هم چنان ادامه دارد. سريال «شاهگوش» با بازي اكبر عبدي، محسن تنابنده، فرهاد اصلاني، طناز طباطبايي، الهام پاوه‌نژاد، احمد مهران‌فر، شهرام حقيقت‌دوست، مرجانه گلچين، حميدرضا آذرنگ، رسول نجفيان، حامد ميرباقري، سيروس گرجستاني و... در حال توليد است.

بيش از 20 آيتم در هر مجموعه «شوخي کردم»

 

پکيج دوم اثر جديد مديري تا هفته آينده جلوي دوربين، توزيع در پاييز امسال
بيش از 20 آيتم در هر مجموعه «شوخي کردم»
 
بانی فیلم آنلاین: سازندگان مجموعه «شوخي کردم» در تلاش هستند تا سري اول آنرا پاييز امسال در شبکه نمايش خانگي توزيع کنند.

                       

به گزارش «باني فيلم»، مجموعه «شوخي کردم» به تهيه کنندگي و کارگرداني مهران مديري نيمه شهريور امسال در دکورهايي که در يک سوله حوالي بلوار ارتش ساخته شده جلوي دوربين رفته و گروه توليد تا اوايل هفته آينده تصويربرداري پکيج دوم را نيز به پايان مي برند. هر پکيج حدود 20 تا 25 آيتم طنز در خود دارد که با محوريت موضوعات اجتماعي، اقتصادي و سياسي ساخته مي شوند. اغلب بازيگران نيز در تيپ هاي مختلفي جلوي دوربين مجموعه مي روند. ضمن اينکه اين مجموعه چند دکور ثابت داردکه آيتم هاي مشخصي در آنها ضبط مي شوند و چند دکور نيز متغير هستند و با ضبط آيتم هاي مخصوص به آنها، دکورهاي جديدي جايگزينشان مي شوند. ضمن اينکه موسيقي هاي مختلفي هم متناسب با آيتم هاي هر پکيج براي اين مجموعه ساخته شده است. طبق برنامه ريزيها قرار است اين مجموعه در ايام پاييز به ترتيب هر هفته يک پکيج وارد شبکه ويدئويي شود.

مهران غفوريان، رضا شفيعي جم، برزو ارجمند، جواد رضويان، سيامک انصاري، بيژن بنفشه خواه، رامين ناصرنصير، لاله صبوري، سحر زکريا، اليکا عبدالرزاقي، سحر ولدبيگي، نيما فلاح، رضا فيض نوروزي، نادر سليماني فر، رضا نيکخواه، ساعد هدايتي، ماندانا سوري و... در اين آيتم ها بازي دارند. در کل 60 بازيگر در اين مجموعه که در 40 قسمت توليد خواهد شد، بازي مي کنند.

متن هاي اين مجموعه نيز همزمان با تصويربرداري توسط گروه نويسندگان متشکل از خشايار الوند، اميرمهدي ژوله، حميد برزگر و الهه زارع نژاد در حال نگارش است. سرمايه گذار مجموعه نيز گلرنگ پخش است و توزيع آنرا نيز همين موسسه برعهده دارد.

رضا شفيعي جم:«شوخي کردم» به «ساعت خوش» ربطي ندارد

 

 

رضا شفيعي جم:«شوخي کردم» به «ساعت خوش» ربطي ندارد

بانی فیلم:رضا شفيعي جم از بازيگران طنز در عرصه تلويزيون و سينماست که تا به حال نقش هاي خوبي را از او ديديم.

شفيعي جم از کار اخيرش اينگونه گفت: در حال حاضر در مجموعه «شوخي کردم» به کارگرداني مهران مديري بازي مي کنم.

او درباره اينکه آيا «شوخي کردم» براي مردم تداعي کننده «ساعت خوش» است گفت: نه فکر نميکنم چرا که گروه بازيگران و تيم اجرايي کاملا با مجموعه طنز ساعت خوش متفاوت اند.

او ضمن اشاره به عدم قبول پيشنهادهاي اخيرش چنين گفت: سريالها و فيلمهاي زيادي را پيشنهاد داشتم اما به دليل ضعيف بودن فيلم نامههايش حضور در آنها را نپذيرفتم.

 

انتقاد قاسم‌خانی از بی‌مهری تلویزیون نسبت به مدیری و عطاران !!!!

انتقاد قاسم‌خانی از بی‌مهری تلویزیون نسبت به مدیری و عطاران!

کافه سينما- من سال‌هاست که با آقای مدیری کار نمی‌کنم و قصدم حمایت نیست، اما مگر می‌شود از 10 سال کمدی تلویزیونی نام برده شود و نامی از آقای مدیری یا رضا عطاران برده نشود

به گزارش کافه سينما به نقل ازشبکه ایران،‌ مهراب قاسمخانی و جابر قاسمعلی فیلمنامه نویسان مطرح سینما و تلویزیون در گفت‌وگویی ضمن گلایه از کم کاری تلویزیونی ها در سال‌های اخیر از قدرناشناسی نسبت به مهران مدیری و رضا عطاران به عنوان دو چهره محبوب عرصه طنز انتقاد کرده و ابراز امیدواری کرده‌اند که شرایط مدیریت در تلویزیون تغییر کند تا فضای اعتماد نسبت به چنین افرادی ایجاد شود. بخش‌های برگزیده حرف‌های این دو فیلمنامه نویس که در بخشی از آن به تعطیلی سینما و تلویزیون در ایام انتخابات هم انتقاد کرده‌اند را به نقل از بانی فیلم در ادامه می‌خوانید:

 

متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب پیگیری کنید...
 
ادامه نوشته

امیر حسین رستمی : تلویزیون مهران مدیری و رضا عطاران را فراموش کرده است



امیر حسین رستمی : تلویزیون مهران مدیری و رضا عطاران را فراموش کرده است


 امیرحسین رستمی دلایل کم شدن پروژه‌های طنز تلویزیون را به این خاطر می‌داند که شاید تلویزیون با طنازانی که خودش آن‌ها را پروش داده، رفتار درستی نکرده است.

این بازیگر که اکنون مقابل دوربین محمد حسین لطیفی مشغول بازی در سریال‌ ماه رمضانی «دودکش» است، خاطرنشان کرد: بازیگرانی در حیطه‌ طنز هستند که تلویزیون سال‌ها برایشان سرمایه‌گذاری کرده و زحمتشان را کشیده است و از طریق خود تلویزیون در زمینه‌ی طنز برند شدند. همین بازیگران بِرَند طنز به مخاطب عام معرفی شدند و مخاطب عام سال‌هاست که با آن‌ها خاطره ساخته اما الان می‌بینیم که انگار وجود ندارند.

وی یادآورد شد: به عنوان مثال انگار اصلا مهران مدیری و رضا عطاران، دیگر وجود ندارند. اگر بخواهیم انگارها را نام ببریم زیاد هستند و فکر می‌کنم همین انگارها موجب می‌شود کمی کیفیت طنزهای تلویزیون پایین بیاید چرا که ما طنازان بِرَند در ایران خیلی کم داریم و شاید تعداد آن‌ها شش الی هفت نفر بیشتر نباشد.

رستمی سپس با اشاره به نقشی که در سریال‌ «دودکش» محمد حسین لطیفی دارد، اظهار کرد: با کاراکتر «بهروز» مقابل دوربین آقای لطیفی رفتم، در این مجموعه نقش برادر کوچک هومن برق‌نورد را بازی می‌کنم. فضای «دودکش» در یک قالیشویی می‌گذرد و اصلا هم قرار نیست اتفاق عجیبی و غریبی در آن بیفتد.

وی افزود: در سریال «دودکش» که قرار است ماه رمضان امسال از شبکه یک پخش شود، دو برادر و یک خواهر هستیم که خانم عامری نقش خواهرم، هومن برق‌نورد نقش برادر بزرگترم و خانم سیما تیرانداز هم نقش همسر برادرم را ایفا می‌کند، «بهروز» و «فیروز» دو برادری هستند که با هم قالیشویی را اداره می‌کنند و بیشتر اتفاقاتی که در قصه رخ می‌دهد به قالیشویی برمی‌گردد.

این بازیگر سینما و تلویزیون درباره‌ متفاوت بودن نقش‌هایش در فیلم و سریال‌های تلویزیون و همچنین فعالیتش در حیطه‌ی طنز اینگونه بیان کرد:‌ سال ۹۱ در حیطه ایفای نقش در سینما و تلویزیون تمرکزم روی قصه‌های ملودرام بود و فکر می‌کنم سال ۹۲ فعلا تمرکزم روی طنز باشد اما ممکن است یک دفعه نقش قاتل را هم بازی کنم. بنابراین نقش‌هایم بستگی به میل و علاقه‌ام دارد و امروز و فردایم متفاوت است و اصلا قابل پیش‌بینی نیست.

رستمی در ادامه‌ گفتگوی خود درباره‌ سریال «شمس‌العماره» که این روزها از شبکه‌ آی‌فیلم در حال پخش است، گفت: راستش «شمس‌العماره» در آن دوره پس از چندین سال بی‌حوصلگی حالم را خیلی خوب کرد و کاراکتر «شکور» را خیلی دوست داشتم و احساس می‌کنم خیلی کم پیش می‌آید که در تاریخ هر کشور، کاراکترهایی با اسم و ذهن مردم ماندگار شود.

او در پایان خاطرنشان کرد: قبل از بازی در سریال‌ «شمس‌العماره» مدتی با خودم قهر کرده بودم چراکه آن زمان سه فیلم سینمایی پشت سرهم کار کرده بودم که هر سه‌ی آن‌ها اتفاقات بدی برایشان افتاد؛ به عنوان مثال «فقط چشم‌هایت را ببند» کاری از علیرضا امینی که به اعتقاد من یک سینمایی بی‌نظیر بود، توقیف شد و چندین کار دیگر که برایشان اتفاقات بدی افتاد؛ به همین خاطر یک دوره سه چهار ساله اصلا بازی نمی‌کردم تا اینکه «شمس‌العماره» حالم را خوب کرد.


نتیجه نظرسنجی ، هفت صبح  

 

نتیجه نظرسنجی ، هفت صبح  

 

http://farhangkhane.ir/images/stories/new/nashriaat/rouznaamehaa/haft.sobh.jpg 


1 - پرویز پرستویی ____ تعداد رای  4254 ____ 22 درصد

2 - شهاب حسینی ____  تعداد رای   3072 ____ 16 درصد

3 - حامد بهداد ____  تعداد رای   2844 ____ 15 درصد

4 - عزت الله انتظامی ____  تعداد رای   1968 __ 10 درصد

5 - اکبر عبدی ____  تعداد رای   1896 ____ 10 درصد

6 - خسرو شکیبایی ____  تعداد رای   1818 ____ 9 درصد

7 - مهران مدیری ____  تعداد رای   1470 ____ 8 درصد

8 - حمید فرخ نژاد ____  تعداد رای   960 ____ 5 درصد

9 - رضا عطاران ____  تعداد رای   702 ____ 4 درصد

10 - رضا کیانیان ____  تعداد رای   336 ____ 2 درصد

 

مرحله نهايي نظر سنجي براي انتخاب بهترين بازيگر مرد سينماي ايران

 

  

 مرحله نهايي نظر سنجي براي انتخاب بهترين بازيگر مرد سينماي ايران

 

 ( روزنامه هفت صبح )



براي شركت در اين راي گيري ، شماره كنار نام برگزيده را به شماره 20009477 پيامك بزنيد .

*مهلت نظرسنجي پنج شنبه 11 آبان*

1/ عزت الله انتظامي
2/حامد بهداد
3/پرويز پرستويي
4/شهاب حسيني
5/خسرو شكيبايي
6/اكبر عبدي
7/رضا عطاران
8/حميد فرخ نژاد
9/رضا كيانيان
10/مهران مديري

 

  

بازیگر قهوه تلخ عزادار شد

 

بازیگر قهوه تلخ عزادار شد

 

هادی کاظمی، بازیگر طنز سینما و تلویزیون روز گذشته با چشمانی اشک آلود

در مراسم ختم مادر خود حاضر شد.

 

 

مهران مديري چه طور سروش صحت را وارد عرصه هنر كرد ؟

 

 دانلود کنید

از زبان صحت بخوانيد مديري چه طور صحت را وارد عرصه هنر كرد؟

 

کافه سینما- سروش صحت در برنامه رادیو هفت به گفتگویی با منصور ضابطیان نشست. به گزارش کافه سینما او در بخشی از این برنامه ماجرای ورودش به عرصه هنر و مجموعه‌های تلویزیونی را تعریف کرد. صحت گفت: دوستانی در دانشگاه هنر داشتم و یک روز که برای دیدن رامین ناصرنصیر به خانه‌اش رفته بودم؛ او به من گفت که مهران مدیری مهمان‌اش است. به او گفتم که دوست دارم بیایم و مدیری را از نزدیک ببینم. من یکی از طرفداران مهران مدیری بودم و با دیدن‌اش از نزدیک؛ دست و پایم را گم کرده بودم. ناصرنصیر لطف کرد و از نوشتن‌ام تعریف کرد و من هم گفتم که دوست دارم بنویسم. فردا ناصرنصیر زنگ زد که مدیری برای مجموعه جنگ 77 مرا به همکاری دعوت کرده است، اما نه به عنوان نویسنده که به عنوان بازیگر.»

 

صحت ادامه داد: «اما من فکر نمی‌کردم که از عهده بازیگری بربیایم با این وجود دعوت مدیری برای انجام تست بازیگری را پذیرفتم در حالی که از حضور در برابر مدیری بسیار استرس داشتم و تقریبا هیچ کدام از تست‌هایی را که او از من خواسته بود، نتوانستم اجرا کنم! اما نمی دانم چه شد که او مرا قبول کرد.»

صحت این روزها در حال نگارش یک فیلمنامه است.

با توجه به درخواست شما مخاطبین کافه سینما ویدیو مصاحبه جالب منصور ضابطیان با سروش صحت در برنامه رادیو۷ را در کافه سینما ببینید.

سروش صحت در این مصاحبه با تعریف خاطرات شیرین از همکاری با مهران مدیری، گذشته‌اش و بازیگر شدن‌اش می‌گوید... 

دانلــــــــود كنيــــــــد

 

سروش صحت در برنامه رادیو۷ / مدت: 55 دقیقه / 30 مگابايت / --> دانلود <--

 

 

مهران به من می‌گفت:«كچل شدی، بی‌ریخت شدی، پیر شدی،

 

رضا عطاران:مهران به من می‌گفت:«كچل شدی، بی‌ریخت شدی، پیر شدی،

رضا عطاران: بعد از ساعت خوش با وانت کار می کردم!

عکسم که از مهران مدیری بزرگ تر چاپ می شد، کیف می​کردم

اواخر ساعت خوش به مشکل خورده بودیم

شفیعی جم نقش اول فیلم بیضایی بود

علت این ممنوع‌كاری‌ها چه بود؟

مدیری پس از 18سال به من چه گفت؟

مهران بزرگ‌تر است ولی ماشاءلله خوش‌تیپ‌تر و جوان‌تر مانده.



ادامه نوشته

طلب حلاليت جواد رضويان از مهران مدیری!

 

طلب حلاليت جواد رضويان از مهران مدیری!

 

"بازیگر و کارگردان فیلم‌ها و مجموعه‌های طنز، مهران مدیری را کاپیتان حیطه طنز در سینما و تلویزیون می‌داند."

به گزارش ايسنا به نقل از خبرآن‌لاین، جواد رضویان شنبه شب مهمان «گفت‌وگوی تنهایی» شبکه چهار سیما بود.

او در ابتدای صحبت‌هایش گفت: «خداوند فرم صورتی به من داده که در بد‌ترین شرایط روحی اطرافیانم تصور می‌کنند لبخند به لب دارم و این نعمتی است خدادادی که من برای آن هیچ تلاشی نکرده‌ام.»

رضویان ادامه داد: «خوشحالم در هر شرایطی لبخند به لب دارم و می‌توانم اطرافیانم را شاد کنم. این فرصتی است که خداوند برای من قائل شده است.»

او ادامه داد: «هیچ وقت فکر نمی‌کردم بانی لبخند مردم شوم و این بسیار ارزشمند است.»

رضویان در ادامه در پاسخ به این سوال که در حرفه بازیگری کسی هست که از دیدن او خوشحال نشود، گفت: «بله کسانی در این حرفه هستند که از دیدن و فعال بودن من خیلی خوشحال نمی‌شوند. امیدوارم خداوند این قوت را به من بدهد و کسانی که از دیدن من خوشحال نمی‌شوند هم به مرور نظرشان نسبت به من عوض شود.»

او افزود: «ما به این دنیا آمده‌ایم که همدیگر را دوست داشته باشیم. به قول پدربزرگم، زندگی هنر تحمل کردن است.»

رضویان هم‌چنين در پاسخ به این سوال که آیا تا بحال دلش شکسته، گفت: «بابت همه دل شکستن‌ها هم باز خدا را شکر می‌کنم.»

بازیگر فیلم سینمایی «اخلاقتو خوب کن» گفت: «مدتی قبل مصاحبه‌ای را از مهران مدیری خواندم که درباره من صحبت‌هایی کرده بود که همراه دلتنگی و کمی دلخوری بود و گفته بود جواد رضویان بی‌معرفت است.»

او ادامه داد: «من قلبا مهران مدیری را دوست دارم و به او مدیونم بابت اطمینانی که به من کرد. از همین جا به او می‌گویم اگر دلخوری از من دارد مقابل مردم از او می‌خواهم من را حلال کند. مهران مدیری کاپیتان حیطه طنز سینما و تلویزیون است و امیدوارم حضورش را از من دریغ نکند

 

علی معلم درباره دو مجموعه شبکه ویدیویی این روزها: حداقل نام "ایران" را درز بگیرید

 

 

علی معلم درباره دو مجموعه شبکه ویدیویی این روزها:

حداقل نام "ایران" را درز بگیرید

 

کافه سینما-علی معلم: اخیراً یکی دو فقره محصول دنباله دار تقلبی و تقلیدی پایش به حوزه نمایش خانگی باز شده که از سوی نهادهای ناظر درجه کیفی الف هم دریافت فرموده اند. جالب است که هر دو محصول نام «ایران» را یدک می کشند و با استعانت از شعار اسمشو بیار خودشو نیار فقط در نام گذاری صفت ایرانی دارند. یکی تقلیدی بی مایه از یک شوی تلویزیونی ماهواره ای است که اصل اش هر چه باشد حداقل تصنعی و آبکی نیست؛ و دیگری یک شخصیت برجسته(!) قاطی دار و بی سواد و بذله گو را در مقابل اجانب بی فرهنگ قرار داده است تا میزان غلظت خلیج فارس مخاطب بی پناه را بالا ببرد. دوستان مرحمت کنند حداقل این صفت «ایران» را درز بگیرند تا صفت با موصوف اندک رابطه ای داشته باشد.

کافه سینما-علی معلم

 

بازنده های نوروز

 

بازنده های نوروز


1- جواد رضویان
شکست دوباره خالق کمدی شونه تخم مرغی


جواد رضویان که سال های اخیر در بازی و کارگردانی فیلم های به اصطلاح خودش «شونه تخم مرغی» ید طولایی پیدا کرده، نوروز امسال با تجربه متفاوت تری به تلویزیون آمد تا بلکه بتواند جایگاه از دست رفته اش را دوباره احیا کند. روی آنتن رفتن «کسی خوابه؟» همزمان با بازپخش مجموعه «پاورچین» مهران مدیری از شبکه آی فیلم و شبکه تهران و تکرار خاطرات خوش بازی رضویان در نقش «داوود برره»، این توفق را ایجاد کرده بود که شاید همان رضویان درخشان را دوباره بر صفحه تلویزیون خواهیم دید. البته جمع شدن بازیگران ساعت خوشی مثل نصراله رادش، ارژنگ امیرفضلی و... هم در این پیش داوری بی تاثیر نبود اما خب اشتباه کردیم. رضویان در "کسی خوابه؟" بیشتر از فرمول های تکراری و نخ نما شده استفاده کرد مثل شوخی با شبکه های ماهواره ای و گنجاندن شب شعر و رفتن سراغ قهرمان های ورزشی و... آن هم بدون کمترین نوآوری. او حتی کلیپ هایش را هم از روی کلیپ های «ساعت خوش» سال 73 اقتباس کرده بود و رضویان با «کسی خوابه؟» به مخاطبان تلویزیون ثابت کرد که هنوز هم بهتر است همچنان او را با تجربه «پاورچین» به یاد بیاورند و خاطره خوش کارهایی که تحت هدایت مهران مدیری انجام داد و دیگر هم تکرار نشد. حیف!


برزو ارجمند
پایین تر از حد انتظار


بروز ارجمند که به خاطر بازی در نقش «برزوخان سپهسالار» سریال «قهوه تلخ»، توانست به عنوان بازیگر کمدی خوب و کاربلند بین مردم جا باز کند و نشان دهد در کار کمدی حرف های زیادی برای گفتن دارد، سال 91 را با انتخابی نه چندان مناسب شروع کرد. از بازی ارجمند در «فراموشی» می گوییم. در نقشی که کوچک ترین استفاده ای از ظرفیت های کمدی او و استعداد چشمگیرش به عمل نیاورده بود. آن هم در حالی که اگر فقط قهوه تلخ را نیز ملاک قرار دهیم بی شک ظرفیت های بازیگری بروز بیش از این حرف هاست. قطعا از بازیگری که برای ایجاد موقعیت های کمدی در «قهوه تلخ»، شگردهای مختلفی داشت، انتظاری بیشتر از این می رود که به عنوان پسر حاج نقی، بخواهد با شوخی های تکراری مردم را بخنداند. پس از سال ها حضور در سینما و تلویزیون بروز باید با دقت بیشتری نقش های خود را انتخاب کند.

رضا فیض نوروزی
مردی با دو چهره متفاوت


رضا فیض نوروزی از آن دسته بازیگرانی است که نشان داده اگر به خوبی هدایت شود می تواند بازی های خوبی از خود ارائه دهد ولی وای به حال روزی که هدایت خوبی پشت سر بازی های فیض نوروزی نباشد. امسال دو سریال از فیض نوروزی از تلویزیون پخش شد که هرکدام به خوبی نشان می دهد نقش یک هدایت گر چقدر می تواند در بازی این بازیگر تاثیرگذار با شد. بازی او در مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری که امسال دوباره بازپخش شد و بازی او در سریال دست بالای دست به کارگردانی محسن یوسفی که سریال عید شبکه سه بود زمین تا آسمان با هم متفاوت است. فیض نوروزی در دست بالای دست تکرار نقش های چند سال اخیرش بود. او حتی کپی ضعیفی از ویژگی های شخصیتی نقشش در سریال قهوه تلخ را هم به نقش خود در این سریال اضافه کرده بود تا عملا نه حرف جدیدی برای گفتن داشته و نه حتی بتواند خودش را مجددا به خوبی تکرار کند. از فیض نوروزی انتظار بیشتری می رفت ولی افسوس.

 

کسادی سوژه برای سریال های طنز+پخش توكيو بدون توقف از شبكه تهران

 

کسادی سوژه برای سریال های طنز

فریبا خوجه‌پور
شبکه سه ملتی را غافلگیر کرده است. به طوری که مردم دست از کار و زندگی کشیده و علاوه بر پخش، تکرار برنامه های طنز را هم می بینند.
نمی دانم چرا آقایان سریال و برنامه ساز همچنان درگیر قصه بازنشستگی و جهیزیه و نقد این و آنند. سریال هایی که وام دار بازیگرانی توانمند است که با حذف آنها نه تنها هیچ حرفی برای گفتن ندارند، بلکه هیجانی برای پیگیری نیز ایجاد نمی کنند و مردم به راحتی می توانند از ابتدا، انتهایش را حتی با نوع پرداخت به لحاظ تکراری بودن حدس بزنند. اکنون می فهمم چرا اولین ها همیشه در خاطر باقی می مانند، زیرا هر چه از پی آن می آید، تاثیر گرفته از همان هاست. زیر آسمان شهر، جایزه بزرگ، شبهای برره، سه در چهار، مسافران، ساختمان پزشکان ، پاورچین و جوک های آقای رئیسش که به لحاظ مضمون بی شباهت به برنامه های طنز این شب ها نیست، به طوری که ما نیز مثل فرهاد فقط برای رفع اموراتمان از خنده غش می کنیم! یکی نیست بگوید شنیده اید که خنده بر هر درد بی درمان دواست، اما نه این که دیگر نفس گیر شود.
در عجبم از تجربه و تکامل و اینکه آیا ما پخته تر شدیم یا آقایان سریال ساز بی حوصله که سریال ها را اینطور خام خام به خوردمان می دهند.
.............................................................................................


پخش توكيو بدون توقف از شبكه تهران


به گزارش «باني فيلم»، فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني «مهاجمين»، «يك اسم»، «بيگانه»، «شنود 2»، «توكيو بدون توقف»، «پسر آدم، دختر حوا»، «يكي بود، يكي نبود»، «بهترين دوست من»، «روياي پرواز»، «ناشناخته»، «ورود آقايان ممنوع»، همچنين «شنود 2» و «توكيو بدون توقف» دو فيلمي هستند كه به ترتيب روزهاي يكشنبه ساعت 20:45 و دوشنبه ساعت 13:30 از شكبه تهران روي آنتن خواهد رفت.
در 13 روز ابتدايي سال 91 نيز فيلم‌هاي اين شبكه ساعت 13:30 پخش مي‌شود. در اولين روز سال فيلمي از رامبد جوان پخش مي‌شود. اين فيلم «پسر آدم، دختر حوا» نام دارد و سعيد حاجي‌ميري هم سمت تهيه‌كنندگي اين اثر را دارد.

برترین های کمدی سینما و تلویزیون معرفی شدند

 

 

نامزدهای برترین های کمدی سینما و تلویزیون معرفی شدند

مرد هزار چهره بهترین مجموعه تلویزیونی؟

 

نامزدهای دومین جشن لبخند آفتاب (معرفی برترینهای کمدی سینما و تلویزیون سال) معرفی شدند.
به گزارش مهر، موسسه نسل آفتاب بعد از جمع آوری آراء داوران دومین دوره جشن لبخند آفتاب متشکل از کمال تبریزی، حبیب رضایی، علی معلم، شهاب رضویان و علیرضا خمسه (دبیر جشنواره ) و بعد از بررسی فیلم های سینمایی کمدی و مجموعه های تلویزیونی دو سال اخیر 5 فیلم «ورود آقایان ممنوع»، «سن پطرز بورگ»، «هیچ»، «اسب حیوان نجیبی است»، «پوپک و مش ماشاا...» را به عنوان نامزدهای نهایی برگزیدند.
همچنین برترین های بازیگری مرد، بازیگری زن، کار گردانی، فیلمنامه نویسی و بهترین فیلم نیز از میان این 5 فیلم انتخاب می شوند.
در بخش مجموعه های تلویزیونی نیز دو مجموعه تلويزیونی «ساختمان پزشکان» و «مرد هزار چهره» به مرحله پایان راه یافته اند.
مراسم پایانی 6 اسفند 90 در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می شود. دومین مراسم برترین های کمدی سینما و تلویزیون توسط موسسه نسل آفتاب برگزار می شود

 

قهوه تلخ ما به سر رسید...!+    تولید مجموعه 'قهوه تلخ' متوقف شد

 

 

 

 

قهوه تلخ ما به سر رسید...!

 

 

 

 

عاقبت طنز فروشی

 پرونده‌ای درباره همه علت‌ها و حرف و حدیث‌های به گل نشستن سریال «قهوه تلخ» (صفحه ۳۲)

 


                   

                         تولید مجموعه 'قهوه تلخ' متوقف شد

              تهران - بازیگر 'قهوه تلخ' از توقف تولید این مجموعه ویدیویی تا اطلاع ثانوی خبر داد.

 

'سعید پیردوست' روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: فیلمبرداری بخش های پایانی مجموعه ویدیویی 'قهوه تلخ' متوقف شده و سرنوشت آن مشخص نیست.

وی گفت: علت تعطیلی این مجموعه ویدیویی بطور مشخص اعلام نشده اما انتشار نسخه قاچاق آن منجر به توقف تولید این اثر شده و وزارت ارشاد تا اطلاع ثانوی جلوی تولید این مجموعه ویدیویی را گرفته است.

پیردوست یادآور شد: تكلیف قرارداد بخشی از بازیگران مجموعه ویدیویی 'قهوه تلخ' نیز مشخص نیست و بدهی های بازیگران این مجموعه تاكنون پرداخت نشده است.

وی ادامه داد: چك های یكسال پیش كه برای دستمزد بازی در این مجموعه دریافت كرده ایم همچنان نقد نشده و در بلاتكلیفی به سر می بریم.

پیردوست افزود: كار ما به خواهش و تمنا كشیده نیز شده و این در حالیست كه بازیگران جوان پیش از پایان بازی و حتی پیش از حضور مقابل دوربین در مجموعه، دستمزد خود را می گیرند و پیشكسوتان همچنان در پی دستمزد خود هستند تا بتوانند از طریق وصول بدهی های خود امرار معاش كنند.

توزیع مجموعه ویدیویی 'قهوه تلخ' از ابتدای سال جاری در شبكه نمایش خانگی آغاز شد اما سری 26 سریال ویدیویی 'قهوه تلخ' پیش از كسب مجوزهای لازم از اداره كل دفتر همكاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی، در سوپرماركت های شهر تهران توزیع شد كه این امر منجر به توقف تولید آن شد.

«پل چوبي» دوشنبه تمام مي‌شود+رندر کردن تصاویر «تهران 1500»+اقدام مجله ي خبري صدا و سيما در تخريب چهر

 

 

«پل چوبي» دوشنبه تمام مي‌شود

 

فيلمبرداري فيلم سينمايي «پل چوبي» به كارگرداني مهدي كرم‌پور روز دوشنبه به پايان مي‌رسد.
به گزارش «باني فيلم»، فيلمبرداري اين فيلم ماه گذشته در شمال كشور آغاز شد و بعد از 17 جلسه فيلمبرداري، گروه به تهران رسيدند.

 طبق برنامه ريزي انجام شده دو روز ديگر فيلمبرداري «پل چوبي» به پايان مي‌رسد.

گروه طي اين دو روز در چند لوكيشن در خيابان‌هاي تهران كار خواهند كرد.

 همزمان با فيلمبرداري مدتي است بهرام دهقاني مونتاژ فيلم كرم‌پور را آغاز كرده تا مراحل فني اين فيلم براي حضور در جشنواره فيلم فجر هر چه سريع تر انجام شود. ب

هرام رادان، مهناز افشار، مهران مديري، آتيلا پسياني، برزو ارجمند، فرهاد اصلاني و هديه تهراني بازيگران اصلي «پل چوبي» هستند كه علي سرتيپي و مهدي داوري تهيه كنندگي آن را بر عهده دارند.

 فيلم تازه كرم پور در بستري عاشقانه روايت مي‌شود.
 

 


 

در راه جشنواره فجر: رندر کردن تصاویر «تهران 1500»

 

'احسان عظیمی' از دست اندركاران تولید این انیمیشن سینمایی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: عوامل تولید 'تهران 1500' در حال 'رندر' كردن تصاویر هستند.

 

 

'رندرینگ'(Rendering) اصطلاحی در انیمیشن سازی رایانه ای و به معنی فرآیند تولید ماشینی تصاویر بر پایه مدل‌های محاسباتی و سپس ارایه رایانه‌ای آنها بر روی صفحه نمایش است كه اندازه های یك جسم به تصویری حقیقی تبدیل می شود.

رندرینگ در حالت كلی به فرآیند نمایش تصاویر اجسام سه بعدی (3D) بر روی صفحه نمایشگر دو بعدی گفته می شود.

عظیمی افزود: مرحله نهایی تولید این انیمیشن به ترتیب شامل رندر، صداگذاری و موسیقی است كه تاكنون 80 درصد از كار رندرینگ 'تهران 1500' انجام شده است.

وی گفت: این انیمیشن 120 دقیقه است كه باید بین 90 تا 100 دقیقه آن برای اكران، نهایی شود.

عظیمی خاطر نشان كرد: كار پیش تولید این اثر از تیر سال 1387 آغاز شد و 'بهرام عظیمی' خالق انیمیشن های موفق ترافیكی به همراه 'امیرمسعود علمداری' نگارش فیلمنامه آن را بر عهده داشتند.

به گفته عظیمی، این اثر پویانمایی برای مخاطب بزرگسال ساخته می شود و البته كودكان نیز می توانند آن را تماشا كنند.

'تهران 1500' با بازی مهران مدیری، هدیه تهرانی، حسام نواب صفوی، مهتاب نصیرپور، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی نیا، حبیب رضایی و بهران رادان از مضمونی طنز و عاطفی برخوردار است.

داستان این اثر سینمایی پیرامون شخصیت مهران مدیری شكل می گیرد و زندگی مردم تهران را در سال 1500 به تصویر می كشد.

موسسه نسل اندیشه سبز تهیه كننده این انیمیشن است و 'بهرام عظیمی' علاوه بر نویسندگی، كارگردانی آن را بر عهده دارد.

در فرآیند تولید این انیمیشن، از بازیگران عكاسی شده است و بر اساس میمیك چهره آنان در زوایا و حالت های مختلف شخصیت های داستان طراحی شدند.


 

اقدام مجله ي خبري صدا و سيما در تخريب چهره ي مهران مديري

 

 

 

به گزارش نقد فارسی، در گزارش فرهنگي" وقايع اتفاقيه" كه  در مجله ي خبري ساعت 19:15 در تاريخ 18 آبان1390 پخش شد، گزارشگر به پخش كليپ "حيران" به خوانندگي "مهران مديري" از شبكه ي "pmc" ، اشاره كرد.

 در اين گزارش به طور مستقيم به نام مهران مديري اشاره نشد و تصاوير نيز به صورت مات پخش شد.

 گزارشگر به تلاش يكي از روزنامه ها اشاره كرد كه قصد داشته وانمود كند اين كليپ از  شبكه ي مجوزدار وزارت فرهنگ و ارشاد پخش شده نه شبكه ي غيرمجاز و اين مسئله را خنده دار دانست.

 در حالي كه يادداشت روزنامه ي مذكور كاملاً درست بوده و اصولاً راجع به مسئله ي ديگري است و در آن تنها به مجوزدار بودن اين كليپ براي پخش در شبكه ي نمايش خانگي اشاره شده است.

كليپ "حيران" چندي پيش در دي وي دي كنسرت گروه داركوب، توسط موسسه ي هنرنماي پارسيان با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شده بود.

 كاملاً مشخص است كه كليپ "حيران" مطابق با ضوابط و قوانين فرهنگي داخل كشور تهيه و توليد شده و پخش آن از شبكه ي PMC ‌ربطي به مهران مديري و يا موسسه ي هنرنماي پارسيان ندارد.

 پخش آثارِ شبكه ي  نمايش خانگي از شبكه هاي ماهواره اي بدون اجازه ي سازندگان سابقه ي طولاني دارد.

 اين اولين باري نيست كه اثري از مهران مديري از اين شبكه ها پخش مي شود. پيش از اين نيز سريال هاي تلويزيوني او مثل پاورچين، نقطه چين، شب هاي برره، مرد هزار چهره و غيره  توسط اين شبكه ها پخش شده بود.

 در آن موارد صدا وسيما به خوبي درك مي كرد كه اقدام شبكه هاي ماهواره اي خودسرانه است اما حالا كه مهران مديري در شبكه ي نمايش خانگي فعاليت مي كند، صدا وسيما اين قضيه را فراموش كرده و پخش اثري مجوزدار از يك شبكه ي ماهواره اي را خيلي عجيب و غريب مي داند و يا خود را به ناآگاهي مصلحتي زده تا شايد آتشي برپا كند آن هم در آستانه ي توزيع سري جديد قهوه تلخ!

به نظر مي رسد صدا و سيما فقط آثار خود را داراي مجوز مي داند و بقيه ي آثار حتي اگر مطابق ضوابط و قوانين توليد شده باشند و داراي مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد باشند بايد براي اخذ مجوز رسمي تر(!) به صدا وسيما مراجعه كنند.


        

          پوستر کنسرت جدید گروه دارکوب بدون حضور مهران مدیری!

 

        

 


 

            برزو ارجمند در کنسرت رضا صادقی!

 

   


 

تلويزيون دلخوري از اهالي «قهوه تلخ» را فراموش كرد؟!

 

 

گويندگي سيامك انصاري براي يك تيزر تبليغاتي
تلويزيون دلخوري از اهالي «قهوه تلخ» را فراموش كرد؟!



گروه تلويزيون- جدال لفظي و اظهارنظرهاي متناقض درباره پخش يا عدم پخش سريال مهران مديري در تلويزيون كه از حدود دو سال پيش شكل گرفته بود، سرانجام از اواسط سال 89 با توزيع «قهوه تلخ» در شبكه ويديويي به دست فراموشي سپرده شد. اين در حالي بود كه شنيده مي‌شد مسؤولان رده بالاي تلويزيون از اينكه نتوانسته‌اند با برآورده كردن انتظارات مالي سازندگان اين مجموعه، آنان را مجاب به پخش آن از سيما كنند، دل خوشي از اين گروه ندارند. هرچند هرازگاهي يكي از مديران شبكه سه در گفت‌وگويي اين دلخوري و حتي عصبانيت را تكذيب مي‌كرد، اما شواهد حاكي از آن بود كه روابط مديري و تشكيلات صدا و سيما هنوز شكراب است. نشان به آن نشان كه هيچ‌يك از شبكه‌هاي اين سازمان و حتي ارگان‌هاي مطبوعاتي وابسته به آن از بدو توزيع سريال «قهوه تلخ» تا به امروز، از پذيرفتن آگهي‌هاي اين اثر خودداري كرده‌اند. جالب آنكه روزنامه وابسته به صداوسيما تبليغات رقيب سريال مديري، يعني «قلب يخي» را به چاپ مي‌رساند، اما به دليل آنچه سياست‌هاي سازمان ذكر مي‌شود، آگهي‌هاي قهوه تلخ را نمي‌پذيرد!


بازيگران خط قرمزي ؟!


اين مسئله تا بدانجا پيش رفت كه مسؤولان تلويزيون سال گذشته از برنامه‌سازان مي‌خواستند تا ترجيحاً در گروه بازيگران خود، عضوي از قهوه تلخ را جاي ندهند. گرچه پروسه توليد سريال قهوه تلخ آنقدر طولاني و فشرده بوده كه در عمل، بازيگران اصلي اين پروژه فرصت همكاري با پروژه‌هاي ديگري را نيز نداشتند. البته پورمحمدي، مديرشبكه سه سال گذشته در گفت‌وگوي كوتاهي با فارس، از حضور دوباره مهران مديري در اين شبكه خبر داد، ولي اين امر با توجه به سيل اخبار و تمركز مديري روي سريال ويديويي‌اش چندان جدي تلقي نشد. در واقع طرح چنين مسائلي از سوي تلويزيوني‌ها، بيشتر نوعي مانور روي نام مديري به نظر مي‌رسد تا شايد با توسل به آن، جاي خالي برنامه‌هاي طنز، به ويژه طي سال 89 كمتر به چشم بيايد.
با اين وجود، از اواخر سال گذشته كه سازندگان سريال «راه در رو» (سعيد آقاخاني) براي جذب رضا نيكخواه با مشكلاتي مواجه شدند، اين فرضيه قوت بيشتري گرفت. اما نيكخواه كه در قهوه تلخ نقش خوابگذار اعظم را دارد، با اصرار عوامل پروژه، مجوز بازي در سريال راه در رو در نقش عموي خانواده را گرفت. چندي پس از آن نيز فلامك جنيدي كه در آشپزخانه دربار قهوه تلخ آشپزي مي‌كند، توانست مقابل دوربين سريال «چهار چرخ» رود كه بهار امسال روي آنتن شبكه سه رفت. همين دو اتفاق، موجب شده تا قضيه كدورت ميان مسؤولان راديو و تلويزيون و سازندگان قهوه تلخ فراموش شده تلقي شود . به ويژه كه اخيراً، عارف لرستاني، يكي از محبوب‌ترين كاراكترهاي سريال مديري در نقش بلدالملك در برنامه جشنواره كيش شبكه سه نيز به عنوان مهمان روي سن رفت (گر چه در توصيف فعاليت‌هاي خود هيچ اشاره‌اي به قهوه تلخ نكرد!) از سويي جواد عزتي نيز در ديگر نقش پرطرفدار قهوه تلخ -كه پيرمردي غرغروست!‌- از ابتداي ماه مبارك رمضان با سريال «سه دونگ، سه دونگ» روي آنتن شبكه تهران ديده مي‌شود.
نقشي كه طبق شنيده‌ها، بسيار موردپسند شخص رييس سازمان صدا و سيما قرار گرفته و ضرغامي از سازندگان خواسته در تدوين، به بازي عزتي بهاي بيشتري دهند!


صداي سيامك انصاري روي تيزر


اينها را داشته باشيد تا برسيم به شنيده شدن صداي سيامك انصاري روي تيزر يك آگهي بازرگاني كه اواخر هفته گذشته به پخش رسيد.انصاري كنار مديري، دو تن از بازيگران اصلي قهوه تلخ مدت‌هاست حضوري در شبكه‌هاي سراسري ندارند و تنها بخش‌هايي از سريال‌هاي قبلي آندو همچون «پاورچين» يا «نقطه‌چين» گاهي در شبكه‌هاي استاني مشاهده مي‌شود. ضمن اينكه تصاوير كوتاهي از بازي انصاري در آنونس‌هاي فيلم «جرم» با يك ديالوگ مدتي قبل روي آنتن بود.
با اين وجود، از هفته گذشته پخش يك تيزر تبليغاتي درباره يك شركت سازنده رادياتور با صداي انصاري به صورت محدود آغاز شده است. اتفاقي كه مي‌توان آن را به گونه‌اي تجديد‌نظر تصميم‌گيرندگان صداو سيما در قبال اهالي قهوه تلخ دانست. به هرحال، غيبت گروه هميشگي مديري در تلويزيون چيزي نيست كه به آساني جايگزيني حرفه‌اي براي آن يافت شود. حالا كه واحد بازرگاني صدا و سيما نيز به عنوان ركني مؤثر در سياست‌هاي اين سازمان از مواضع پيشين خود كوتاه آمده، احتمال مي‌رود بزودي با پايان توليد مجموعه پربيننده قهوه تلخ، آرام آرام پاي بازيگران آن و د ر راسشان خود مديري، به جنگ‌هاي شبانه تلويزيون باز شود.


 

پوستر...

 


 

 

باتشکر ازدوست خوبم نوشین

 


 

نگاهی به خنده بازار!

 

مجموعه "خنده بازار" که یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های طنز این روزها است، با تکیه بر یک عادت ناپسند جامعه ایرانی توانسته میان مخاطبان تلویزیون جا باز کند.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "خنده بازار" به کارگردانی شهاب عباسی این روزها یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های تلویزیون است، در سال‌های اخیر در حوزه تلویزیون و سینما پرتماشاگر بودن مانند پتکی بوده تا بر سر مخالفان آثاری کوبیده شود که توانسته‌اند در سینماها به ارقام میلیاردی دست یابند و در تلویزیون میلیون‌ها ایرانی را پای برنامه‌شان بنشانند.

"خنده بازار" این ویژگی را دارد اما آنهایی که جریان طنز در تلویزیون را دنبال می‌کنند خوب می‌دانند که "جمعه بازار" مبدع جریان خاص و تازه‌ای در این حوزه نیست، در آغاز دهه 70 شمسی مجموعه‌های طنز که مبتنی به آیتم بودند متولد شدند و مورد توجه مخاطبان قرار گرفتند. مهران مدیری ستاره این مجموعه‌ها بود که دو دهه دوام آورد و بدون رقیب جایگاه خود را حفظ کرد.

مدیری و پس از او رضا عطاران و حتی مهران غفوریان پس از مدتی دریافتند که دوره تصویری کردن لطیفه‌ها و ایجاد موقعیت طنز به شکل آیتم تمام شده و به سمت مجموعه‌های داستانی رفتند، مجموعه‌های اپیزودیک این فرصت را به نویسنده و کارگردان می‌داد که هم به اثرش تنوع بدهد، هم بتواند ایده‌ها و طرح‌های مختلفی را به کار بگیرد.

اما "خنده بازار" جذابیتش را مدیون چیست؟ مدیون تقلید از شخصیت‌های شناخته شده و برنامه‌های محبوب. کاری که ایرانی‌های فرهنگ دوست و هنرپرور معمولا در محافل خانوادگی به شدت به آن تمایل نشان می‌دهند، طنازان و هنرمندان خانواده تقلید از خاله، عمو، دایی و... را شروع می‌کنند و بعد به ستاره‌های سینما و ورزشکاران و سیاستمداران می‌رسند. مهمترین برگ برنده "خنده بازار" همین است.

شوخی‌های ساده و پیش پاافتاده با عادل فردوسی‌پور و برنامه "نود"، ارائه کاریکاتوری از فریدون جیرانی، احمد نجفی، رضا صادقی، علی دایی، حبیب کاشانی، مسعود فراستی، مرتضی شایسته و.... در "ساعت خوش" هم مهران مدیری با مرحوم منوچهر نوذری و مسابقه‌اش شوخی می‌کرد، اما جنس شوخی او با آنچه در "خنده بازار" اتفاق می‌افتد متفاوت بود.

شوخی‌ها در "خنده بازار" دم دستی و سطحی است، جا به جا کردن واژه‌ها و بازی با نام شخصیت‌ها قرار است بامزه باشد، تکرار شوخی با برنامه‌ها و شخصیت‌ها جذابیتی که ممکن است یک بار برای بیننده داشته باشد به باد می‌دهد و مخاطب را دلزده می‌کند. میزان خلاقیت نویسنده این آیتم‌ها در خلق شوخی و موقعیت کمیک هم آشکار و واضح است!

برگ برنده سازندگان این مجموعه تکیه کردن به یک عادت ناپسند ایرانی و آن هم مسخره کردن دیگران است! تا این خلق و خو در جامعه ایرانی وجود دارد بازار مجموعه‌هایی از این دست و تله‌فیلم‌هایی که شبکه نمایش خانگی را اشباع کرده داغ است، اما طبیعی است نمی‌توان از مدیران تلویزیون برای تولید چنین مجموعه‌هایی انتقاد نکرد، مجموعه‌هایی که فرهنگ لودگی و مسخره کردن را ترویج می‌دهند و نام طنز را در حد ادا درآوردن پایین می‌آورند.

 


 

درتازه ترین شماره دنیای تصویر علاوه بر آخرین اخبار سینمای ایران و جهان و همچنین جداول تولید و فروش فیلم ها می توانید گزارش کامل دوازدهمین جشن سینمایی/تلویزیونی «دنیای تصویر») به همراه عکسهای اختصاصی دنیای تصویر از این جشن را بیابید.

 

 

 

جمله روز

 

شعری از مهران مدیری در برنامه نوروز 72:

الا ای آن که احوال تو خوبه جلو
ی خانه ات انگار یه جوبه
اگر داری تو فر و دانش و هوش
برو استخر بساز شیرجه بزن توش
اگر همسا یه ات حالش خرابه
تمام نقشه هاش نقش بر آبه


 

مرجان

 


 

سروش صحت خرشانس...آشنایی با مهران مدیری و...

 

سروش صحت خرشانس...آشنایی با مهران مدیری و...

...در حال نزديك شدن به درب ورودي خانه‌اش بوديم و همه‌ي فكر و ذكرم اين بود كه به مهران مديري چگونه سلام كنم؟ چه بگويم؟ چه كار كنم؟ حتما اگر يك جك بامزه تعريف كنم از من خوشش خواهد آمد! يا چطور است مثل يك آدم معمولي با او برخورد كنم؟ اگر او را اصلا آدم حساب نكنم ، توجهش را بيشتر جلب مي‌كنم ، نه؟!!!

 


در كلاس فيلم‌نامه نويسي سروش صحت بودم كه يكي از همكلاسيانم از رموز موفيقت در عرصه‌ي هنر ، ‌علي‌الخصوص فيلم‌نامه‌نويسي و سينما پرسيد كه آقا سروش لبخندي زد و رفت گوشه‌ي كلاس و تكيه داد به كنج ديوار و رموز موفيقت را طي يك تقسيم‌بندي كاملا علمي-تخيلي از ديدگاه خودش به سه شاخه تقسيم كرد. در حالي كه با دست راستش ، ‌بازوي چپش را ماساژ مي‌داد ، رو كرد به ما و گفت:

 

 

ببينيد بچه‌ها ، ‌پيشرفت  و موفقيت‌رو از سه راه ميشه بهش رسيد. برا اين‌كه سري تو سرا در بيارين و موفق بشين بايد يكي از اين سه راهي رو كه من مي‌گم بريد.

يا بايد يه پارتي خيلي خيلي خيلي كلفت پيدا كنيد.

يا اين‌كه خيلي حرفه‌اي كار كنيد و با تلاش و زحمت و هزارتا درد سر جور واجور و يه عمــــــر خاك خوردن ،‌شايد آخراي عمرتون بتونيد به يه جاهايي برسيد.

يا اين‌كه خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي خرشانس باشيد.

من خودم سوميش بودم ،‌ خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي خرشانس بودم.

.....

دانشگاه ، شيمي مي‌خواندم و آن‌روزها بزرگترين آرزويم اين بود كه بتوانم داستاني بنويسيم كه توجه همه را به خود جلب كند. داستاني كه مثل بمب در شهر صدا كند. شب و روزم بود و اين آرزو.

در دانشگاه ،‌ جو ادبياتي كه چه عرض كنم ، هنري هم نبود و كسي به داستان‌نويسي و اين چيزها علاقه‌اي نداشت و هم‌رشته‌اي‌هايم همه سرشان در محلول و جدول مندليف و آزمايشگاه و ... بود. بعد از گذشت مدتي ، بالاخره با سه نفر آشنا شدم كه آن‌ها هم مثل من تنشان براي اين‌جور كارها مي‌خواريد و اهل نويسندگي و داستان و از اين‌جور حرف‌ها بودند.

معمولا عصرها كه بي‌كار مي‌شديم ،‌ يك يا دو روز در هفته دور هم جمع مي‌شديم و داستان‌ها و متن‌هايمان را براي هم مي‌خوانديم و كلي حال مي‌كرديم. هي ، يادش به خير...

 

.....

چند وقتي بود كه اصلا حال و حوصله‌ي چيزي را نداشتم و اعصاب و روانم بدجوري به هم ريخته بود. تقريبا مي‌توانم بگويم كه به نوعي افسردگي دچار شده بودم. نمي‌دانم ، شايد هم دلم حال و هواي عصرهاي دانشگاه و نشست‌هاي داستان‌خواني را كرده بود!

اوضاع به همين منوال مي‌گذشت كه روزي يكي از دوستانم من را به يك تولد دعوت كرد. اول قصد رفتن نداشتم اما بعد با خودم گفتم ،‌ بروم ، شايد حال و هوايم عوض شود. نكته‌ي جالب اين بود كه تولد در ظهر برگزار مي‌شد! اين اولين و تا الان آخرين تولدي است كه من ديده‌ام كه در ظهر برگزار شود!

خلاصه با هزار اميد و آرزو راهي تولد شدم و كلي هم دلم را صابون زده بودم كه اگر بروم آن‌جا و ببينم كه يك سري جوان دور هم جمع شده‌اند و فلون و فلان ،‌چه احوالي كه به من دست نخواهد داد...!

.....

با سردرد و و افسردگي مضاعف از مهمان‌ها خداحافظي كردم و تولد را ترك كردم. از اولش هم به دلم افتاده بود كه اين تولد اصلا حال نخواهد داد! آخر من نمي‌دانم كدام آدم عاقلي تولد را سرظهر مي‌گيرد كه آن الاغ‌ها گرفته بودند!؟

تا سيد خندان پياده آمدم بلكه كمي حالم عوض شود. هنوز به پل نرسيده بودم كه ناگهان ياد چيزي افتادم. ياد خاطرات قديمي ،‌ ياد ياران ،‌ياد دوست.

يادم افتاد كه خانه‌ي يكي از دوستان دانشگاهي كه با هم جلسات داستان‌خواني داشتيم ، رسالت است. بدم نمي‌آمد كه با او تجديد ديداري داشته باشم و يادي از قديم‌ها بكنيم ؛ از ايام شباب! تلفني آن دور و ورها پيدا كردم و با او تماس گرفتم. خيلي خوشحال شد اما عذرخواهي كرد و گفت مهمان دارد و نمي‌شود من به خانه‌اش بروم. گفت تا يكي – دو ساعت ديگر مهمان دارد.

اصلا انگار آن‌روز ، روز نحس من بود. آن از حال گرفته‌ام ، ‌آن هم از آن تولد مسخره ، اين هم از رفيق قديمي...! بدتر از اين هم مي‌شود؟! بد بياري پشت بد بياري... مدتي را همين‌طور براي خودم پلكيدم و پشت ويترين مغازه‌ها  سير كردم و بعد هم رفتم به يك كتاب‌فروشي.

تورق كتاب‌ها كه تمام شد ،‌نگاهي به ساعتم انداختم. حدود يك ساعت و نيم از تماس تلفني‌ با دوستم گذشته بود. تا آن موقع ، احتمالا ديگر مهمانش رفته بود و من مي‌توانستم به خانه‌اش بروم.

با خودم گفتم قبل از اين‌كه بروم دوباره تماسي با او بگيرم تا از رفتن مهمانش مطمئن شوم. دست كه در جيب وامانده‌ام بردم ، دريغ از يك دوزاري،‌يك توماني ، بيست ريالي ، چيزي. هيچ! خالي خالي بود. با گردن كج پيش صاحب كتاب‌فروشي رفتم و تقاضاي يك سكه براي تلفن كردم. نه تنها او سكه‌اي نداشت ،‌مشتريان هم هيچ‌كدامشان سكه نداشتند.

از كتاب فروشي زدم بيرون. مغازه هاي اطراف هم نااميدم كردند. حالا نوبت به عابرها رسيده بود: " آقا شما سكه داريد؟ خانوم شما خورد هست خدمتتون؟ مادرجان سكه همرات داري؟ برادر يه تومني داري؟ ببخشيد حاج آقا دوزاري خدمتتون هست؟ ،‌ ببخشيد من گدا نيستم ولي..."

انگار تخم ملخ را سكه....(ببخشيد،‌اشتباه شد!) انگار تخم سكه را ملخ خورده بود! البته بعيد هم نبود،‌در آن روز گند كه روز بدشانسي‌هاي من بود، هر بلايي به سرم مي‌آمد ، كاملا طبيعي بود. بالاخره تصميم گرفتم كه بدون تماس تلفني به خانه دوستم بروم. آخر آخرش اين بود كه به خانه‌ي او مي‌رفتم و هنوز مهمانش نرفته بود و نمي‌توانست پذيراي من باشد ديگر! دنيا كه به آخر نمي‌رسيد!

.....

زنگ را كه زدم ،‌بعد از چند دقيقه آمد پايين و بعد از حال و احوال گفت مهمانش هنوز نرفته است. خيلي عذرخواهي كرد. مي‌گفت با مهمانش رودربايستي دارد و نمي‌تواند من را به داخل دعوت كند. هرچند از اين موضوع خيلي ناراحت شدم ، اما حداقل ديدن يكي از دوستان قديمي در آن روز مزخرف ، مي‌توانست آرامش‌بخش باشد.

خداحافظي كرديم و دوستم باز هم عذرخواهي كرد و گفت:

- ميدوني؟ داريم راجع به يه موضوع كاري صحبت مي‌كنيم ، حقيقتش من با مهران خيلي رودربايستي دارم و گرنه حتما ميگفتم بياي بالا

+ مهران؟! كدوم مهران؟!!

مهران مديري

+ جد د د د د دي ميگي؟ پسر تو ميدوني من آرزوم اينه كه برا يه بارم كه شده مهران مديري‌رو از نزديك ببينم؟

.....

به همراه دوستم در راهروي ورودي ، در حال نزديك شدن به درب ورودي خانه‌اش بوديم و همه‌ي فكر و ذكرم اين بود كه به مهران مديري چگونه سلام كنم. چه بگويم؟ چه كار كنم؟ حتما اگر يك جك بامزه تعريف كنم از من خوشش خواهد آمد! يا چطور است مثل يك آدم معمولي با او برخورد كنم؟ اگر او را اصلا آدم حساب نكنم ، توجهش را بيشتر جلب مي‌كنم ، نه؟!!!

آن چند قدم بود و چندين و چند فكر و خيال خلاقانه كه در سرم مي‌گذشت! به سرم زد كه اگر با يك پشتك وارو جلوي مهران حاضر شوم ، صد در صد از من خوشش مي‌آيد و مي‌توانم با او همكاري كنم. سرتان را درد نياورم ،‌مهران مديري جلوي دوربين كجا و مهران مديري خانه‌ي دوستم كجا! نه اين‌كه تحويلم نگيرد، نه ، اما من هر چه بيشتر در جلب توجه او تلاش مي‌كردم ، او كمتر توجه مي‌كرد.

يك جك هم برايشان تعريف كردم. شايد بي‌مزه‌ترين جكي كه خودم شنيده بودم اما آن ‌لحظه هيچ چيز ديگري به ذهنم نمي‌رسيد. ديدار كه به پايان رسيد ، دوستم به مهران گفت كه: "سروش هم اهل نوشتن است ، اگر برنامه‌اي چيزي بود ، خبرش كن ،‌ كارش بد نيست". مهران مديري هم شماره تماسم را گرفت كه در صورت نياز به من رنگ بزند.

.....

شب شده بود و من در اتاقم روي تختم لم داده بودم كه تلفن زنگ زد. مهران بود! گفت كه براي كار جديدش نياز به بازيگر دارد و من مي‌توانم براي تست بروم. من هم كه تا آن شب حتي يك لحظه هم به بازيگري فكر نكرده بودم و تمام فكر و ذكرم نويسندگي و داستان‌نويسي بود ، نپذيرفتم و خلاصه خداحافظي كرديم و ...

.....

با خودم فكر كردم كه بالاخره هرچه باشد طرف مهران مديري است و دلم راضي نمي‌شد كه اين فرصت را از دست بدهم. فرصتي كه من هيچ‌وقت به آن فكر نكرده بودم و شايد هيچ علاقه‌اي هم به آن نداشتم! اما از طرفي هم من را چه به بازيگري؟! من كه آرزوي نوشتن بهترين داستان‌ها را داشتم ، حالا بروم بازيگر بشوم؟!!

شب را تا خود صبح با همين فكر گذراندم. از خواب كه بيدار شدم با مهران تماس گرفتم و نسبت به پيشنهاد ديشبش اعلام آمادگي كردم.

.....

گروهي كه مهران جمع كرده بود ، تقريبا 4-3 نويسنده داشت. يك روز پانزده‌تا از نوشته‌هايم را انتخاب كردم و براي مهران بردم. بعد از اين‌كه آن‌ها را خواند شش‌تايشان را پسنديد و گفت اين‌ شش‌تا را كار مي‌كنيم. از آن روز به بعد من نوشته‌هايم را براي مهران مي‌بردم و يكي درميان مي‌پسنديد و خلاصه اين‌ ماجرا ادامه داشت تا اين‌كه من به پركارترين نويسنده‌ي آن گروه تبديل شدم و حالا روبروي شما ايستادم و لبخند مي‌زنم و مي‌گويم:

"خوشبختم، سروش صحّت!"

۱) حالا شما فكرش را بكنيد اگر من در آن دانشگاه قبول نمي‌شدم

2) اگر با آن سه نفر كه تنشان مثل من ‌خوارش نويسندگي داشت ، آشنا نمي‌شدم

3) اگر آن‌روزها حال گرفته‌اي نداشتم

4) اگر آن روز ظهر! به تولد دعوت نمي‌شدم

5) اگر در آن تولد به من خوش مي‌گذشت و نمي‌زدم بيرون

6) اگر به جاي راهي شدن به سمت سيد خندان ، ‌به سمتي ديگر روانه مي‌شدم

7) اگر ناگهان ياد دوست قديمي زمان دانشگاهم نمي‌افتادم

8) اگر كتاب‌فروشي‌اي حوالي سيدخندان نبود

9) اگر صاحب‌كتاب‌فروشي ، مغازه داران ديگر ، عابران ، آن‌حاج‌آقا و آن خانم محترم يك سكه براي تلفن كردن داشتند

10) يا حتي اگر تا آن موقع موبايل اختراع شده بود!

11) و اگر دلم را به دريا نمي‌زدم و بدون هماهنگي قبلي به خانه‌ي دوستم نمي‌رفتم

12) يا اگر دوستم نگفته بود كه چه كسي مهمان اوست

13) اگر در پايان ملاقات ، دوستم من را به مهران مديري معرفي نمي‌كرد

14) اگر آن‌شب تا صبح اتفاقاتي مي‌افتاد كه تصميم به نرفتن سر قرار با مهران مديري مي‌گرفتم

15) و اگر مهران مديري حوصله نمي‌كرد تا آن پانزده نوشته‌ي من را بخواند

شايد ، ‌شايد و شايد من "سروش صحت" نمي‌شدم. هيچ وقت سروش صحت نمي‌شدم‌، هيچ‌وقت...!

سروش صحت به ۱۵ شرط! ۱۵ اگر و اما...

پي‌نوشت:

- هميشه در زندگي منتظر اتفاقات مزخرف و خوب باشيد.

- اين طولاني‌ترين پست در طول حيات دغايغ بوده است.

- سروش صحت اكنون در حال كارگرداني سريال طنز ساختمان پزشكان است. سرپرستي نويسندگان اين سريال با محراب قاسم‌خاني است. پيمان قاسم‌خاني ،‌ايمان صفائي و سروش صحت از ديگر نويسندگان سريال ساختمان پزشكان هستند. از بازيگران مطرح اين سريال مي‌توان به بيژن بنفشه‌خواه و شقايق دهقان اشاره كرد. خدا را چه ديديد ،‌شايد من هم عضو نويسندگان يا بازيگران اين سريال شدم ، البته اگر ظهر من را به تولدي مزخرف دعوت كنيد و من بروم سيد خندان به كتاب فروشي و...

 

 

محراب قاسمخاني: مهران مديري پديده است+وقتی قهوه تلخ باعث بهبود بیماری دو کودک شد +پولاد کیمیایی دربا

محراب قاسمخاني: مهران مديري پديده است!

 

درصد اينكه روزي دوباره با مهران مديري كار كنم خيلي كم است ،

 اين را بدانيد كه آن شرايط براي من خيلي سخت بود كه كار نكردم ، من از ميانه كار مرد « 2 هزار چهره » جدا شدم ،

من شخصيت مسعود شصت چي در « مرد هزار چهره » را دوست نداشتم ، قبلا هم اين را گفته بودم كه خيلي هم به مهران برخورده بود اما منظورم بازي او نبود منظور من شخصيت شصت چي بود و چون نتوانسته بودم با آن شخصيت ارتباط برقرار كنم ،

 قسمت هاي طراحي شده توسط من ، جزو بدترين كارهايم بود ،

هيچ دعوايي نبود و من فيلمنامه را گذاشتم و آمدم بيرون ،

خيلي هم مهران مديري را دوست داشته و خيلي هم خاطرات خوبي با او دارم ،

 در خلق و خو شايد با مهران سازگار نباشيم اما قبول دارم كه مهران مديري پديده است ،

 بهترين بازيگري است كه من برايش نوشته ام ، به عنوان كارگردان هم معتقدم كه كار او به شكلي است كه در اين جنس از كار هيچ كس حتي از نزديكش هم نمي تواند رد شود .


وقتی قهوه تلخ باعث بهبود بیماری دو کودک شد


ماجرای خانواده ای که ۲۴ساعته مدیری را دعا می کنند

محمد تاجیک :جواد عزتی بازیگر قهوه تلخ به تازگی خاطره ای از سریال قهوه تلخ تعریف کرده که در نوع خود بسیار قبل توجه است .

 به گزارش پارس توریسم وبه نقل از تماشا جواد عزتی از این خاطره به عنوان شیرین ترین خاطره خود یاد کرده وگفته :روزی فردی با من تماس گرفت و گفت دو کودک بیمار دارد که به شدت مریض هستند که رشد خنده باعث می شود که رشد این بیماری دربدنشان کمتر شود .
جواد عزتی درادامه گفته :این پدر و مادر می گفتند که ما هرروز قسمتهای مهتلف قهوه تلخ که شما در آن بازی کردید را برای آنها می گذاریم و این دوکودک بسیار از دیدن آن خوشحال می شوند و می خندند . این پدرومادر به من می گفتند که ۲۴ساعته دعایت می کنیم . چون این مسئله باعث می شودروند رشد بیماری دربدن فرزندان ما کم شود.
 
این شاید جالب ترین خبری باشد که درباره تاثیرات مثبت قهوه تلخ منتشر می شود . اگر چه پیش از این اکثر خبرهایی که درباره قهوه تلخ منتشر می شد اکثرا خبرهای منفی بودند از واکنش برادرزاده صادق هدایت گرفته تا واکنش انجمن حمایت از حیوانات تا واکنش روزنامه های سیاسی . حتی ماجراهای حضور یانگوم و محمد رضا گلزار دراین سریال.
روزی نبوده که با کمترین حاشیه وجنجالی سریال قهوه تلخ سپری کرده باشد .از شایعه های مربوط به توقیف این سریال تا حواشی مربوط به قرعه کشی آن .
 
 /مهران مدیری هنرمندی از خانواده ای مذهبی /
پس از گزارشی که چندی پیش درباره محله مهران مدیری منتشر شد حالا همه می دانند که مدیری از خانواده ای به شدت مذهبی است .براساس گزارش همایسگان محله قدیم مهران مدیری  مادر مهران مدیزی  ۱۰ سال است که به محله قدیمی شان می رود  و درس قرآن می‌دهد  مدیری هم بچه پایین شهر است، هم سید است و هم مادرش خانم جلسه‌ای است.مهران پدر خیلی خوبی داشت که بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.مرد متین وموقری بود.» این طور که از حرف های همسایه‌ها برمی‌آید مهران هم به پدرش رفته و از نظر خلق‌وخو شبیه اوست؛ «مهران خیلی پسر آقای است؛ پسر تمیز و پاک. من هیچ‌چی از مهران ندیدم. هر کسی هم که پشت سرش گفته که پسر بدی‌ست، اشتباه گفته، او یک پسر ساده و مودب است.» ۱۰ سالی می‌شود که پدر مهران فوت کرده اما اهل محل آن روز را به یاد دارند؛ «ختم پدرش غلغله بود. از همه جا برای مراسم آمده بودند.» و تأکید می کنند که خانواده مدیری همه‌‌شان مذهبی هستند؛ «هم از طرف مادر و هم از طرف پدر خیلی مذهبی هستند وکلا مومند. همه فامیل‌هایشان را که در مراسم ختم پدر مهران دیده بودم مذهبی بودند. خود خانم مدیری چادر از سرش نمی‌افتد»


/همه حامیان قهوه تلخ ومهران مدیری:از حجازی تا فیروز کریمی /
 
جالب است بدانید که مهران مدیری و قهوه تلخش دربین اهالی فوتبالی ها از محبوبیت خوبی برخوردار است . مرحوم حجازی پیش از مرگدر مصاحبه ای بایکی از نشریات به نیکی از مهران مدیری یاد کرده و گفته بود :مهران مدیری فرد خوبی است وبا من هم دوست است. فیروز کریمی نیز در مصاحبه دیگری با هفته نامه متعلق به صداو سیما (سروش )در پاسخ به سوالی که آخرین طنزی که دیدی؟جواب داده :قهوه تلخ ودرادامه گفته  من معمولا کارهای مدیری را  برای دیدن انتخاب می کنم. 


 /آخر قهوه تلخ چه می شود ؟/


آخر قهوه تلخ چی میشه ؟ این یکی از سوالاتی است که همیشه طرفدران سریال قهوه تلخ خواسته اند بدانند .
 خود مهران مدیری دریادداشتی که دیماه سال گذشته در پاسخ به این سوال نوشته بود :قهوه تلخ ادامه دارد و نمي دانم .............. چه خواهد شد.
 خشایار الوند نویسنده قهوه تلخ که گویا  این سوال را از او زیاد می پرسند نیز  در یادداشتی دیگری   در پاسخ به این سوال گفته :پاسخ سرراست وقانع کننده اش این است که آخرش تمام می شود!نمی دانم چرا مردم عزیزمان علاقه دارند آخر کاررا بدانند ؟همین وسطهایش را ببینید وحالش را ببرید . والله ما خودمان هم نمی دانیم آخر قهوه تلخ چه می شود . به جان یک دانه پسرم که از جان عزیز تر است نمی دانم . فقط دعا می کنم آخرش به خیر وخوشی تمام شود . این یکی در واقع بیشتر کنایه است تا سوال . شاید لحنش حتی سوالی نباشد.


پولاد کیمیایی درباره نقش مهران مدیری در «جرم»!

پولاد كيميايي در تازه ترين مصاحبه خود با يك نشريه تخصصي سينما گفته كه قرار بود درفيلم جرم مهران مديري بازي كند ولي به دليل درگير بودن در پرو‍ژه قهوه تلخ نتوانسته دراين فيلم حضور داشته باشد.

 

 

او در گفت وگو با نزهت بادي در ماهنامه صنعت سينما گفته :درابتدا قرار نبود حامد نقشي را كه در فيلم جرم بازي كرده را بازي كند ومران مديري براي اين نقش در نظر گرفته شده بود در واقع نقش آدم ديگري بود و فضاي ديگري را در فيلم به وجود مي آورد .اما آقاي مديري در گير پرو‍ژه هاي شخصي شان مثل قهوه تلخ بودند و نتوانستند بيايند.

منبع: پارس توريسم


خشايارالوند ـ نويسنده «قهوه تلخ»: به رقابت با سريال‌هاي طنز تلويزيون فكر نكرده‌ام +اسامی برندگان قرع

خشايارالوند ـ نويسنده «قهوه تلخ»:
به رقابت با سريال‌هاي طنز تلويزيون فكر نكرده‌ام


استقبال از قهوه تلخ مميزي‌ها را حساس‌تر مي‌كند

خشايار الوند كه همراه با امير مهدي ژوله يكي از نويسندگان «قهوه تلخ» است، درباره‌ي اصلاحيه‌هاي احتمالي سريال «قهوه‌ي تلخ»، اظهار كرد: اين سريال هم دچار اصلاحيه مي‌شود؛ گه‌گاهي مطالبي نوشته‌ايم كه درباره‌ي آن به ما گوشزد شده است.

خشايار الوند در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي لزوم تدوين شدن مميزي‌ها، خاطرنشان كرد: در هيچ كجا مميزي قوانين و ضوابط خاصي ندارد اما نه به اين معني كه سليقه‌يي باشد. اگر اين قوانين موجود باشد و ما آنها را بخوانيم، طبعا چيزي نمي‌نويسيم كه برايمان اصلاحيه بيايد.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: همزمان با استقبال مخاطب مميزي‌ها هم حساس‌تر مي‌شود؛ هر چه استقبال بيشتر مي‌شود يعني بيننده بيشتر است و ما بايد بيشتر رعايت كنيم.

الوند از مهران مديري به عنوان فردي حرفه‌يي و يك ناظر كيفي ياد و عنوان كرد: قبل از اينكه كار براي مميزي برود، آقاي مديري هر آنچه را كه فكر مي‌كند ممكن است مشكل‌ساز باشد، پيدا مي‌كند.

او سپس به بيان اين مطلب پرداخت كه «قهوه تلخ» از نظر پرداخت شاخص‌ترين كار مهران مديري است و در واقع كاري است كه در پس آن فكر، حوصله و هزينه قرار دارد.

الوند با اشاره به اينكه عده‌اي «قهوه‌ي تلخ» را شبيه «شب‌هاي برره» مي‌دانند، عنوان كرد: «قهوه‌ي تلخ» از نظر لحن با ساير كارهاي آقاي مديري تفاوت دارد و اگر به طور ناخودآگاه شباهتي وجود داشته باشد، مهم نيست چون آن‌ها هم كارهاي خودمان هستند.

وي افزود: «قهوه‌ي تلخ» از نظر اجرا پخته‌ترين كار مهران مديري است؛ اما ممكن است از نظر مضمون و محتوا به كارهاي قبلي‌مان شباهت داشته باشد.

خشايار الوند با بيان اينكه اگر از ابتدا هم مي‌دانستند كه «قهوه‌ي تلخ» براي شبكه نمايش خانگي توليد مي‌شود نه تلويزيون، فيلمنامه را به همان شكل مي‌نوشتند و با اكنون تفاوتي نمي‌كرد، گفت: ما يك داستان داشتيم كه مي‌خواستيم آن را تعريف كنيم؛ همه‌ي عوامل نيز حرفه‌يي و كاربلد بودند؛ شايد تفاوتش در اين بود كه اگر «قهوه تلخ» به روي آنتن تلويزيون مي‌رفت، مجبور مي‌شديم سرعت كار را بالا ببريم.

وي افزود: اگر «قهوه تلخ» از تلويزيون پخش مي‌شد، شايد تغييراتي مي‌داديم؛ براي مثال بعضي از صحنه‌ها را خلوت‌تر مي‌نوشتيم و سكانس‌هاي پرجمعيت و پر سياهي‌ لشكر را نمي‌نوشتيم.

الوند ادامه داد: شيوه‌ي نگارش و مضمون براي ما زياد تفاوتي نمي‌كرد چون تصميم بر اين نبود كه از خط قرمزها عبور كنيم و يا براي اينكه كنايه‌اي بزنيم تامل كنيم؛ شايد در تلويزيون نوع گريم‌ و پوشش در مميزي قرار مي‌گرفت ولي از لحاظ محتوايي و مضموني تفاوتي در مميزي ارشاد و صدا و سيما ديده نمي‌شود.

نويسنده‌ي «قهوه‌ي تلخ» در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه آيا قوت اين كار به اندازه‌ي كارهاي قبلي مهران مديري هست يا نه؟ اظهار كرد: آنچه كه برايمان مسلم است اين است كه آقاي مديري در اين كار بيشتر از همه‌ي كارهايش تلاش مي‌كند، وقت و حوصله مي‌گذارد و دقت مي‌كند تا كار به بهترين نحوه وارد بازار شود.

وي ادامه داد: حال براي بيان اينكه ببينيم كار ضعيف يا قوي است بايد يك عده‌ كارشناس كارهاي قبلي مهران مديري را دوباره ببينند و بعد قياس كنند، اما آنچه كه من در اطراف مي‌بينم يا فيدبك‌هايي كه از مردم مي‌گيرم، نشان مي‌دهد كه اين كار بهترين كار آقاي مديري است و اگر از مخاطبان اعلام رضايت بگيرند 90 درصدشان راضي‌ هستند.

خشايار الوند در مورد آينده‌ي شبكه نمايش خانگي نيز عنوان كرد: توقع ما از يك رسانه بايد در حد مقدورات آن رسانه باشد؛ قبل از اينكه «قهوه تلخ» و «قلب يخي» از طريق شبكه نمايش خانگي عرضه شوند، كارهايي كه در ساير رسانه‌ها ديده شده بودند، به صورت لوح فشرده در اختيار افراد قرار مي‌گرفت و در واقع كارهايي بودند كه براي شبكه نمايش خانگي ساخته نمي‌شد.

وي در ادامه گفت: با استقبال از «قهوه تلخ» خيلي‌ها به اين فكر افتادند كه بر روي اين شبكه كار كنند؛ اما به نظر من اول بايد شبكه را بشناسند.

وي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه آيا به رقابت با سريال‌هاي طنز تلويزيون انديشيده است، ‌اظهار كرد: ما در يك عرصه نيستيم كه بخواهيم رقابت كنيم؛ آنها پخش تلويزيوني هر شبي و ما هر هفته روي سي‌دي داريم. مخاطب اگر هر دو را دوست داشته باشد مي‌تواند هر دو را ببيند و رقابت آنچناني هم وجود ندارد؛ همچنين من اصلا به رقابت فكر نكرده‌ام.

الوند معتقد است: برخي فروش كم فيلم‌هاي روي پرده را به قهوه‌ي تلخ ربط داده و مي‌گويند كه «قهوه‌ي تلخ» فروش سينما را پايين آورده است كه اگر اين اتفاق افتاده باشد من خوشحال نيستم؛ به نظر من اگر فيلم خوب باشد مخاطب خودش را پيدا مي‌كند.



اسامی برندگان قرعه کشی مجموعه قهوه تلخ و بانک سامان برای شرکت در قرعه کشی آپارتمان های بعد، شماره پین هر هفته را فقط  و فقط از یک خط تلفن همراه پیامک کنید
 
برندگان بانک سامان مجموعه 19

آقای عباس مچیدی یزدی 
خانم سارا صانعی / کرمانشاه
 برندگان بانک سامان مجموعه 18

آقای ابراهیم قربانی 
خانم مریم زارع 
 
 
  
  
 برندگان خودرو پرایدمجموعه 19

آقای داوود گودرزی - اراک 
آقای علیرضا احسان پور 36 ساله - تهران / پاسداران  
آقای مجید بیاتی - تهران
آقای مسعود رضایی نژاد 25 ساله - تهران

خانم مونا خوش نژاد - تهران
 
برندگان خودرو پرایدمجموعه 17

خانم محبوبه لقمانی - تهران
خانم اکرم بهزادی 25 ساله - تهران / منطقه 12
خانم کرانه دولتی - کرج
آقای مجید کیاست 32 ساله - سسندج
آقای محمدرضا زرندی 25 ساله - نیشابور
آقای ایمان سلسله جو 20 ساله - تهران / مهرآباد جنوبی
 برندگان خودرو پرایدمجموعه 18

خانم مژگان علیپور 
خانم سمیه ابراهیم خانی 29 ساله - تهران / بلوار فردوس
خانم فرنوش کرباسی- اصفهان
آقای حامدعزیز اللهی 27 ساله - تهران
آقای مصطفی بوستانی - بابل

 
منبع: سایت رسمی قهوه تلخ


نگاهی به یک مجموعه شبانه
«چهارچرخي» كه لنگ مي زند!


سال ها پيش و در نبود مجموعه هاي طنز در تلويزيون، مديران شبكه سوم به صرافت توليد مجموعه هاي روتين شبانه در اين رابطه افتادند كه اوج آن را در سال هاي مياني دهه 1370 و ابتدايي دهه 1380بود.
مجموعه هاي ياد شده در ابتدا به دليل تازگي فرم و محتوا به شدت مورد توجه قرار گرفته و در برخي موارد به پديده اي اجتماعي تبديل شدند. به عنوان مثال مي توان به شخصيت هاي مريم و رامين در «جنگ 77» و «ببخشيد شما؟»و خشايار مستوفي در سري نخست «زير آسمان شهر» اشاره كرد. كارهاي ياد شده اغلب فرم آيتمي داشته و كمتر در قالبي دنباله دار جاي مي گرفتند.
پس از مدتي مخاطبان اين دسته از آثار را پس زده و خواهان داستان هاي جذاب تري شدند كه در اين دگرديسي به مجموعه هايي مانند «شب هاي برره» و «چارخونه» تغيير شكل دادند. اين مجموعه ها نيز به دليل ضعف هاي شديد محتوايي و بي توجهي به فيلمنامه همچنان در سطح مانده و مخاطبان بالقوه بسياري را از دست دادند.
اين عدم موفقيت، شبكه پربيننده سوم را به سوي ملودرام هاي خانوادگي 90 قسمتي چون ترانه مادري و دلنوازان سوق داد كه با اقبال عموم نيز روبه رو شدند.
اكنون شبكه يادشده پس از مدت ها به سوي يك طنز شبانه با تمام خصوصيات منحصر به فرد خود رفته و خواهان جذب مخاطب انبوه در خلا مجموعه هاي جذاب پس از تعطيلات نوروزي است. «چهارچرخ» ساخته جواد مزدآبادي كه تله فيلم هاي طنزآميزي هم در كارنامه خود دارد، درباره مرد ميانسالي به نام ذبيح است كه به شكل بيمارگونه اي عاشق خودرو بوده و مي خواهد با پس انداز خود پرايد دوستش را خريداري كند.
اين داستان ساده و پيش پا افتاده شباهت فراواني با نمونه هاي مشابه پيش از خود داشته و به تكرار آنها براي حصول نتيجه پرداخته است. داشتن دو دختر دم بخت، همسر غرغروي آشناي مجموعه هاي طنز شبانه در كنار شخصيت هاي بانمكي چون دايي خانواده همگي با كمترين خلاقيت ممكن در جاي خود قرار گرفته و «چهارچرخ» را پديد آورده اند.
در قسمت هاي نخست كار قاعدتا مي بايست شخصيت ها معرفي شده و بيننده با آنان آشنا شود، اما عملا اين كار در اينجا صورت نگرفته و در رابطه با شغل شخصيت مركزي داستان -ذبيح- تنها به چند صحنه كوتاه بسنده شده است.
دخترهاي او نيز دست كمي از پدر نداشته و اساسا فاقد هويت مشخصي هستند. جالب اينكه نسرين و مريم از دو طيف دانشجو و خانه دار انتخاب شده اند، اما تفاوت اندكي با يكديگر از جنبه هاي گوناگون داشته و به هيچ وجه شاخصه هاي نسل جديد را در خود ندارند.
در ارتباط با شخصيت هاي ديگر ماجرا -فضلي و رضا- نيز اين اتفاق به گونه اي ديگر رخ داده است. رضا در شب خواستگاري نخست خود را منتقد فيلم معرفي كرده و شوخي هاي نسبتا بامزه اي را شكل داده است، اما در ادامه به دامان كليشه ها بازگشته و اثري از نوآوري هاي اوليه در آن به چشم نمي خورد.
هر چند كه به نظر مي رسد انتخاب شغل منتقد سينما براي رضا بيشتر شبيه به تسويه حساب هاي شخصي نويسنده با اين گروه بوده وگرنه ضرورت چنداني در رابطه با اين شغل در اين مجموعه طنز احساس نمي شده است!.
تيپ آشناي زن غرغرو با جيغ هاي بنفش را كه رضا عطاران در مجموعه هاي شبانه طنز باب كرده در اينجا نيز ادامه يافته و زن ذبيح آن را به كليشه اي ترين وجه امتداد بخشيده است. براي نمونه به بخش گم شدن پول ها و داد و فريادهاي همسر ذبيح در برابر نگراني و پريشاني همسرش توجه كنيد تا دريابيد با چه شخصيت عجيب و غريبي روبه رو هستيد.
در اين ميان تنها شخصيت دايي به واسطه ظرافت هاي به كار رفته در آن جذاب و دوست داشتني از كار درآمده و نوعي كمدي مبتني بر كلام را عرضه كرده كه اتفاقا خريداران زيادي هم ميان بينندگان تلويزيوني دارد. شوخي هاي او با ذبيح در هر دو شب خواستگاري بسيار خوب نوشته شده و در اجرا نيز موفق از آب درآمده است. به عنوان مثال مي توان به شوخي اش با ذبيح در رابطه با جهيزيه دخترانش اشاره كرد.
مجموعه هاي طنز شبانه اساسا بازيگر محور بوده و به دلايل گوناگون از جمله ضعف در فيلمنامه، به بازيگران آزادي عمل زيادي داده شده تا آنان با بداهه پردازي هاي خويش كار را پيش ببرند. «چهارچرخ» نيز در اين رابطه از اين قانون نانوشته تخطي نكرده و با انتخاب بازيگران پركار در اين گونه آثار بقاي خود را تضمين كرده است.
حميد لولايي كه با شخصيت خشايار مستوفي در «زير آسمان شهر» به شهرتي غيرقابل تصور رسيده بود، انتخابي كاملا كليشه اي براي نقش ذبيح بوده كه تفاوت چنداني در بازي اش نيز به چشم نمي خورد.
براي اثبات اين امر اين شخصيت را در كنار صدري مجموعه خوش نشين ها قرار دهيد تا بازي هاي مشابه او كاملا به چشم بيايد.لرزش دست و واكنش هاي هيستريك كه ديگر به مولفه هاي بازيگري او تبديل شده از فرط تكرار به مرز انفجار رسيده كه تماشاي آن براي بيننده تلويزيوني امري طاقت فرساست!.
ديگر بازيگران نيز در چنبره تكرار گرفتار شده و تنها به كپي برداري از خويش مشغولند. بهنوش بختياري، مريم اميرجلالي، اصغر سمسارزاده و شهرام قائدي، بدون كمترين خلاقيتي به ايفاي نقش هاي خود پرداخته اند. در اين بين تماشاي بازي بازيگر با استعدادي مثل شهرام قائدي كه نقش هاي خوب كمي هم نداشته، به شدت غم انگيز بوده و خبر از هدر رفتن استعدادي درخشان را مي دهد.
جواد مزدآبادي كه تاكنون كارهاي زيادي را در قاب كوچك ساخته، توانايي زيادي در توليد كار كمدي نداشته و با توجه به توليد همزمان كارش بايد فكري به حال كيفيت نسبتا پايين كارش كرده و آن را از اين وضعيت بحراني خارج سازد.
محمد جليلوند


 

حضور محمدرضا گلزار در قهوه تلخ؟!شایعه یا واقعیت+تصویر کاور مجموعه بیستم+رمز گشايي از دلايل تعويق پخش

 

حضور محمدرضا گلزار در قهوه تلخ؟!شایعه یا واقعیت

دستمزد یک میلیاردی گلزار برای بازی در دو فیلم سینمایی و یک قسمت از قهوه تلخ

بمب خبري اول سال در شبكه ويديويي
گلزار با دستمزد ميلياردي به «قهوه تلخ» مي‌آيد


جمعه شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی، در خبری مجهول- به سبک و سیاق نشریات جنجالی- اعلام شد که یک بازیگر سینما برای بازی در یک قسمت از یک سریال و دو فیلم سینمایی، یک میلیارد تومان دستمزد دریافت کرده است.
نکته عجیب این که چهره این بازیگر مانند مجرمان و متهمان صفحه حوادث روزنامه ها، به شکل محو نشان داده شد تا بر شدت هیجان ایجاد شده این خبر از رسانه ملی افزوده شود!
نکته باز هم عجیب تر اینکه مجری مسلط برنامه مذکور، پس از گذشت چند دقیقه اعلام کرد که آن تهیه کننده ای که به بازیگر دستمزد یک میلیاردی داده،با او تماس گرفته و اعلام کرده بازیگر مورد اشاره (همان بازیگر تصویر محو!) سه میلیارد تومان اسپانسر به دفتر او آورده و دستمزد یک میلیاردی اش حاصل انجام این «معامله فرهنگی» میان سرمایه گذار سه میلیاردی با دفتر تولید فیلم و سریال بوده...
اینکه جای طرح چنین بحث های پرحاشیه ای در تلویزیون است یا نه، موضوع ما نیست! چرا که صدا و سیما با انبوهی از نیروهای نظارتی اش حتماً تشخیص داده، بودن چنین مبحث های موثر و تأثیرگذاری می تواند حرکت جریان رو به رشد سینمای ایران را شتاب بیشتری دهد، شاید.!
اما اصل قصه و داستان و هزاران فریاد و فغان ناراحتی گردانندگان برنامه مذکوراز دریافت دستمزدهای – حالا میلیاردی- توسط بازیگران سینمای ایران است.
بازیگر مورد اشاره برنامه مذکور، محمدرضا گلزار، سوپراستار فیلم های سینمایی و دفتر تولید فیلم و سریال مزبور، دفتر گلیان تصویر متعلق به برادران آقاگلیان، تهیه کننده سریال های مهران مدیری- از جمله «قهوه تلخ»- است.هرچند شناسایی این دو نفر هم موضوع این نوشته نیست!
  
همه ما حساب و کتاب بلدیم!
می دانیم در ساده ترین شکل یک رابطه اقتصادی یعنی «عرضه و تقاضا»، چنانچه یک قسمت دچار مشکل شود، ناخواسته قسمت دیگر هم تحت تأثیر قرار گرفته و دچار مشکل می شود!
براساس این رابطه اقتصادی ، شرایط دریافت و پرداخت- یا همان عرضه و تقاضا- مسلماً به صورت یک اصل خدشه ناپذیر برای تهیه کنندگان قهوه تلخ- که حضوری چند ساله در حوزه تبلیغات دارند- درآمده است. یعنی اگر آنان از کسب موفقیت اقتصادی-آن هم با ارقام نجومی-حاصل از همکاری شان با گلزار اطمینان نداشته باشند، قطعاً حاضر نخواهند بود چنین دستمزدهایی را پرداخت کنند!
موفقیت های اقتصادی حاصل از فروش «سی- دی» و «دی- وی- دی» های «قهوه تلخ» مسلماً سود سرشاری را نصیب سازندگانش کرده است. این سودآوری با اینکه اولین تجربه های تولید و پخش در شبکه نمایش خانگی است، باعث شده تا تهیه کنندگان سریال افق های بیشتری را جلوی چشمان شان بگذارند و علاوه بر ادامه تولید سریال قهوه تلخ، ساخت فیلم های سینمایی را نیز در دستور کارشان قرار دهند!
با محاسبه گذرایی از تعداد نسخه های به فروش رفته سریال قهوه تلخ تا امروز،و درآمدهای آگهی های اول سریال و با کسر بودجه در نظر گرفته شده برای این سریال -پس از کسر دستمزد و هزینه تولید - رقم به دست آمده آنچنان بزرگ و قابل اعتناست که ارقامی مانند یک میلیارد و سه میلیارد، آنچنان در محاسبات به چشم نیاید!
محمدرضا گلزار اگر دستمزد میلیاردی هم بگیرد- که گرفته است- این حاصل تأثیر بخشی حضورش به عنوان یک سوپراستار بی چون و چراست!
باور ندارید...؟
  
محمدرضا گلزار سال جاري در يكي از آخرين قسمت‌هاي سريال ويديويي «قهوه تلخ» جلوي دوربين حضور مي‌يابد.
به گزارش «باني فيلم»، ستاره پرفروش سينماي ايران كه چند سال اخير براي او با فراز و نشيب‌ بسياري همراه بود، براي نخستين بار در يك سريال بازي خواهد كرد تا اولين همكاري خود را با مهران مديري رقم بزند.
شنيده مي‌شود گلزار قراردادي يك ميلياردي با دفتر توليد سريال «قهوه تلخ» (برادران آقاگليان) امضا كرده و طي آن متعهد شده امسال در دو فيلم سينمايي اين پروژه و چند اپيزود از مجموعه ويديويي مذكور بازي كند. گويا او در اپيزودهاي پاياني اين سريال كه طبق پيش‌بيني‌ها اواخر تابستان يا پاييز امسال ضبط خواهد شد، مقابل دوربين مي‌رود. گرچه گفته مي‌شود او با جلب موافقت يك اسپانسر متمول براي مشاركت در توليد چند فيلم سينمايي و سريال «قهوه تلخ»، رقمي در حدود سه ميليارد را جذب دفتر آقا گليان تصوير كرده است. از اين بين نيز طبق توافق طرفين، يك ميليارد از اين مبلغ، نصيب گلزار شده است.
دريافت دستمزد ميلياردي تو روز روشن!
در حالي كه كمتر از دو سال از اعلام خبر پرداخت دستمزد 90 ميليوني توماني براي حضور كوتاه گلزار در فيلم سينمايي «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني) به او مي‌گذرد، باز هم اين ستاره پرطرفدار موفق شد ركورد دريافت دستمزد نجومي را به خود اختصاص دهد.
اگر هشتصد يا هفتصد ميليون تومان از رقم يك ميليارد را براي بازي او در دو فيلم سينمايي كنار بگذاريم، احتمالاً بازي كوتاه او در قهوه تلخ نيز دويست الي سيصدميليون تومان براي سازندگان اين سريال آب خواهد خورد!
از سويي اگر تيراژ قهوه تلخ را در هر سري از توزيع تنها يك ميليون بگيريم، با توجه به قيمت دو هزارتوماني آن درآمدي دو ميلياردي عايد دفتر توليد اين سريال خواهد شد. رقمي كه در كنار تبليغات پيش از شروع سريال افزايش هم خواهد يافت و در واقع با اين وصف، پرداخت دستمزد نجومي به بازيگري چون گلزار كه فروش سريال را هرچه بيشتر تضمين مي‌كند، چندان هم براي سازندگان آن نگران كننده نخواهد بود.
اما در اين بين، شايد رد و بدل شدن چنين ارقامي در پروژه‌هاي هنري و پرداخت دستمزدهاي سرسام‌آور منتقداني نيز داشته باشد. همانطور كه داود رشيدي جمعه شب گذشته در برنامه سينمايي شبكه سوم سيما، صحت اين گونه اخبار را زير سؤال برد و آنها را افسانه‌اي و واهي دانست. او همچنين كساني را كه چنين دستمزدهايي را پرداخت و دريافت مي‌كنند، تلويحاً كم ارزش و افرادي زودگذر و فراموش شدني ذكر كرد كه عمر هنري‌شان به شدت كوتاه خواهد بود.
جالب آنكه چون عمر سريال سازي در شبكه ويديويي كشور به يكسال نيز نمي‌رسد، و عمده بار مالي آن نيز برخلاف سينما و تلويزيون بر دوش بخش خصوصي است، هنوز قوانين صريح و مشخصي نيز درباره ميزان دستمزدها و سقف پرداخت‌ها وجود ندارد، در واقع چون سازمان‌ها و نهادهاي دولتي خود را درگير و دار اين ارقام نجومي، متضرر نمي‌بينند و چه بسا حتي، جريان يافتن آن را به نوعي در افزايش چرخه مالي شبكه ويديويي نيز مؤثر تلقي مي‌كنند، از وجود آن رضايت خاطر نيز دارند. همانطور كه سال 88 نيز با پخش خبر دريافت دستمزد نود ميليوني توسط گلزار كه از سوي محمدعلي زم به عنوان بخش خصوصي انجام شد، معدود انتقادهاي دولتي و ايرادگيري‌هاي منتقدان و مخالفان راه به جايي نبرد. اين درحالي بود كه گلزار نيز در فاصله كوتاهي طي چند گفت‌وگو -كه بيشتر بازي با واژگان به نظر مي‌رسيد- و تعريف يك خاطره، خود را محق به گرفتن اين رقم نيز نشان داد و انتقادهاي وارده را برنتافت.
چند مي‌گيري بازي كني؟!
بازيگران ويترين اصلي يك سريال يا فيلم هستند. در شرايطي كه حتي تهيه‌كنندگان رسانه ملي نيز دستمزدهاي به نسبت قابل توجهي به بازيگران خود پرداخت مي‌كنند و دغدغه بازگشت سرمايه نيز ندارند، نمي‌توان به فعالان بخش خصوصي در پرداخت رقم‌هاي بالا به بازيگران آنچنان خرده گرفت. ولي آيا نبايد در اين زمينه نيز چارچوب يا سقفي را به عنوان معيار در نظر گرفت و نگران اين شد كه بزودي پرداخت چنين ارقامي – كه از عهده اغلب تهيه‌كنندگان خارج است- به سمت توليدات تلويزيوني و سينمايي با پشتوانه دولتي نيز تسري پيدا كند. همانطور كه اواخر سال گذشته، همين ماجراي درخواست دستمزد بالا، تا مدتي بدل به يكي از عوامل اصلي به تعويق ا‌فتادن توليد سريال ويديويي «قلب يخي» (محمدحسين لطيفي) نيز شد.
اجرايي شدن دستمزد ميلياردي به گلزار و نمايش آثاري كه او با اين بودجه در آنها حضور پيدا كرده در آينده نزديك قطعاً راه را بر نقدهاي موشكافانه و حرفه‌اي‌تر از اين جريان باز خواهد كرد. نقدهايي كه با آسيب‌‌شناسي‌هاي جدي، پاسخ مخالفان را به روشني خواهد داد و عزم موافقان را در ادامه مسيري كه پيش گرفته‌اند، مصمم‌تر خواهد كرد. جرياني كه در صورت استمرار، بيش از همه، چند بازيگر معدود ستاره را از رهگذر خود، به ثروت‌هاي كلان خواهد رساند.





 

 

 

خلاصه داستان:

درپی ماجراهایی ،بولوتوس ناپدید می شود....
درباریان، مستشار را مسوول این اتفاق می دانند و... 

 


 
رمز گشايي از دلايل تعويق پخش سري جديد «قهوه تلخ»!

علاقه‌مندان به سريال ويديويي مهران مديري اين روزها با اخبار و شايعات زيادي درباره فصل بيستم آن مواجه هستند
مميزي و حذفيات سري بيستم سريال ويديويي «قهوه تلخ» بيش از چند سكانس و پلان و احتمالاً مشتمل بر سه قسمت 58، 59 و 60 است.
اين خبر تأييد نشده، از روزهاي گذشته به انحاء مختلف در ميان اهالي رسانه به گوش مي‌رسد و خيلي‌ها مقصر اصلي را پسر جهانگير شاه (با بازي اميرحسين رستمي) مي‌دانند!
در حالي كه طي دو هفته پس از نوروز، دوستداران سريال ويديويي «قهوه تلخ»، مدام از فروشگاه‌ها سراغ سري جديد آن را مي‌گرفتند، پاسخي كه مي‌شنيدند برايشان چندان قانع كننده نبود. خبرنگاران رسانه‌ها نيز طي اين مدت در گفت‌وگو با عوامل سازنده مجموعه مذكور، به جواب روشن و مشخصي نمي‌رسيدند.
همراهان هميشگي «باني فيلم» به خاطر دارند كه اوايل هفته جاري نيز خبري مبني بر توزيع سري جديد سريال از شنبه 27 فروردين در صفحه 10 به چاپ رسيد، ولي بلافاصله در روز بعد، از سوي روابط عمومي پروژه توضيحي به دفتر روزنامه رسيد كه پخش سريال با وقفه‌اي چند روزه، از ششم ارديبهشت در اختيار بينندگان آن قرار خواهد گرفت. علت اين اتفاق نيز،‌ طولاني شدن روند تهيه پكيج‌ها و دي‌وي‌دي‌ها عنوان شد.
اصل ماجرا؟!
بينندگان در سري نوزدهم سريال كه اواخر سال گذشته توزيع شد، شاهد بودند كاراكترهاي «قهوه تلخ» دور سفره‌ هفت‌سين قصر پادشاهي در انتظار تحويل سال هستند. در اين حال نيما زندكريمي (با بازي سيامك انصاري) خطاب به جهانگير شاه (محمدرضا هدايتي) مي‌گويد كه در لحظات تحويل سال نو، هر آرزويي داشته باشيد برآورده خواهد شد. جهانگير شاه هم كه سال‌هاست در آرزوي ديرين «پسردار شدن» مي‌‌سوزد و از كاترين «بوي ميكر» يا همان «پسر زا» نيز نتيجه‌اي نگرفته، آرزوي داشتن پسري رعنا را مي‌كند! در همين حال پسر او با بازي اميرحسين رستمي وارد مي‌شود و همين اتفاق، حسن ختامي را براي ماجرا رقم مي‌زند.
اما شنيده مي‌شود نحوه حضور رستمي در سه قسمت 58، 59 و 60 با سوءتفاهم‌هاي عجيبي همراه شده است.
سايت مشرق روز گذشته در اين باره خبر داد: «مجموعه بیستم قهوه تلخ مورد بازبینی و اصلاح توسط وزارت ارشاد قرار گرفت و به همین دلیل مهران مدیری مجبور به حذف یکی از شخصیت‌های داستان خود شده است. به اعتقاد وزارت ارشاد، شخصیت پردازی امیرحسین رستمی که در مجموعه نوزدهم قهوه تلخ به عنوان پسر جهانگیرشاه وارد داستان قهوه تلخ شده بود شباهت زیادی با یکی از مقامات ارشد دولت دارد .
توضيح روابط‌عمومي پروژه
روابط‌عمومي سريال در گفت‌وگو با خبرنگار ما، هر چند توضيحات تكميلي درباره حاشيه‌سازي‌ها و گمانه‌زني‌هاي مختلف را منوط به توزيع سري بيستم آن مي‌داند، اما با قاطعيت مسئله شباهت كاراكتر اميرحسين رستمي را با يكي از مقامات دولت تكذيب مي‌كند. تكذيبي كه از سوي خود رستمي نيز مطرح مي‌شود و بر همين اساس، ‌بايد آن را مردود دانست.
يك منبع آگاه معتقد است: «جنس شوخي‌هايي كه با حضور اين كاراكتر شكل گرفته، كمي جسورانه هستند و شائبه برداشت‌هاي سياسي را با توجه به شرايط حال حاضر جامعه ايجاد مي‌كنند. به همين دليل در مرحله بازبيني حساسيت زيادي نسبت به آنها اعمال شده است».
در اين باره برخي شواهد حاكي از آن است حتي امكان دارد سه قسمت 58، 59 و 60 به طور كامل حذف شوند و قسمت‌هاي 61، 62 و 63 به نام اپيزودهاي 58، 59 و 60 به دست علاقه‌مندان برسد.
ضمن اينكه در اين شرايط، بازي رستمي به طور كامل حذف خواهد شد و در ديالوگي او توسط سازندگان راهي سفري طولاني براي فتح سرزمين‌هاي دست نيافته و جديد مي‌شود. گزينه محتمل ديگر نيز اين است كه بخش‌هاي مربوط به او تا دقايق زيادي مشمول حذف شده تا اوضاع در ادامه سريال بدون مشكل سرو سامان يابد!
اتفاقي كه به نظر مسؤولان معاونت سينمايي و زير مجموعه‌هاي مربوطه و همكاري سازندگان «قهوه تلخ» به سرانجام رسيده و اكنون محصول نهايي، آماده توزيع است.
در اين باره گويا مهران مديري به رستمي و ديگر عوامل مجموعه نيز تأكيد فراوان داشته كه از هر اظهار نظري پرهيز كنند و اجازه دهند روال عادي و قانوني تهيه و توزيع سريال به سلامت طي شود.
 
كمي صبر بايد ...
حاشيه‌سازي و حاشيه‌آفريني از تبعات انكار ناپذير محبوبيت و شهرت است. به نظر مي‌رسد قهوه تلخ نيز از اين امر مستثني نيست. به ويژه كه طي دو – سه سال گذشته، با غيبت هنرمندي چون مديري در رسانه ملي و كوچ اجباري او به شبكه ويديويي موج اين دست خبرسازي‌ها بيشتر و بيشتر هم مي‌شود.
بايد كمي ديگر منتظر ماند و با توزيع سريال در روز اعلام شده، پاسخي براي ابهام‌هاي ايجاد شده يافت. گرچه بيراه نيست اگر بگوييم اين حاشيه‌سازي‌ها تأثير قابل توجهي بر افزايش فروش سري جديد خواهد گذاشت و ناخودآگاه (و شايد هم خودآگاه!) در حكم تبليغات خواهد بود.
 
 

 
پيردوست از «قهوه تلخ» به «قهر و آشتي» مي‌رود
 

خبرگزاري فارس: سعيد پيردوست گفت: در كنار ادامه بازي در «قهوه تلخ» به زودي در سريال 65 قسمتي «قهر و آشتي» به‌كارگرداني علي ژكان بازي خواهم كرد.

 


سعيد پيردوست بازيگر سينماوتلويزيون در گفت‌وگو باخبرنگار راديو و تلويزيون فارس، اظهار داشت: قرار است به زودي در سريال 65 قسمتي «قهر و آشتي» به كارگرداني علي ژكان دركنار داريوش ارجمند بازي كنم.
وي افزود: اين سريال كه از مضموني اجتماعي برخوردار است قرار بود 20 فروردين كليد بخورد اما يك مقدار فيلمبرداري آن عقب افتاد.
پيردوست در ادامه گفت: سريال «تلنگر» به كارگرداني محمد درمنش را كه در 30 قسمت نيم‌ساعتي بود براي شبكه يك بازي كردم كه تصويربرداري آن از ارديبهشت ماه مجددا ادامه خواهد يافت.
وي درپايان گفت: همچنان در مجموعه «قهوه تلخ» به كارگرداني مهران مديري بازي دارم، ضمن اين كه «پيچ عشاق» به كارگرداني يوسف صيادي و تله‌فيلم «تقصير آستينم بود» را كه براي شبكه خانگي توليد شده را آماده پخش دارم.

«اصلاحات «قهوه تلخ» كاملا متعارف بوده است!+پسر 'جهانگیرشاه ' کار دست قهوه تلخ داد +علیرضا خمسه:با گل

مجموعه بیستم قهوه تلخ از 6 اردیبهشت ماه

خلاصه داستان:


درپی ماجراهایی ،بولوتوس ناپدید می شود....
درباریان، مستشار را مسوول این اتفاق می دانند و...
.........................................................................
و قرعه کشی آپارتمانهای دوم وسوم بعد از مجموعه بیستم

منبع سایت قهوه تلخ 

 


سريال‌هاي نمايش خانگي در گفت‌وگوي ايسنا با رجبي فروتن
«اصلاحات «قهوه تلخ» كاملا متعارف بوده است!

مديركل دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري و نمايش‌هاي خانگي وزارت ارشاد گفت: هرگونه وقفه در عرضه‌ي قسمت بيستم سريال «قهوه تلخ» به خاطر اصلاحيه‌اي بود كه ما به اين قسمت وارد كرديم.

سعيد رجبي فروتن در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تاكيد كرد: ‌اين اصلاحيه را نه فقط به قسمت بيستم، بلكه به قسمت‌هاي پيشين هم داده بوديم. اما اين بار، تعطيلات طولاني آغاز سال نو و كليد خوردن با تاخير سريال، باعث شد مدت زمان بين عرضه قسمت نوزدهم و بيستم نسبت به گذشته زيادتر شود.

وي افزود: ‌اصلاحيه‌اي كه داديم يك امر كاملا متعارف بود كه در قسمت‌هاي گذشته هم رخ داده بود. شايد يك سري از اتفاقات مثل طولاني بودن تعطيلات باعث شد اين مساله بيش از گذشته جلوه كند.

مدير كل دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري و نمايش‌هاي خانگي وزارت ارشاد، در ادامه خاطرنشان كرد: آهنگ صدور و شتابي كه ما براي بازبيني و صدور پروانه به عنوان مسؤولاني كه وظيفه داريم كارها را ببينيم و بازبيني و پروانه صادر كنيم، به شهادت گروه سازنده «قهوه تلخ» و همه موسسات ويدئو رسانه، در مجموع باعث رضايت و خشنودي فعالان شبكه است.

وي اظهار اميدواري كرد كه با عرضه قسمت بيستم «قهوه تلخ» در ششم ارديبهشت ماه، شاهد وقفه‌هايي از اين دست نباشيم.

رجبي فروتن تاكيد كرد: اصلاحيه به آثار نمايش خانگي يك امر طبيعي است، نه تنها براي «قهوه تلخ» بلكه براي «قلب يخي» و تمام آثار ايراني و خارجي اين مساله يك امر رايج و متعارف است كه از ما انتظار مي‌رود.

مدير كل دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري نمايش‌هاي خانگي وزارت ارشاد يادآور شد: احساس نكنيد كه از طرف ارشاد يك مانع و سد براي قسمت بيستم «قهوه تلخ» ايجاد شده است؛ به هيچ وجه اين گونه نبوده است.

وي در بخش ديگري از سخنانش در پاسخ به اين پرسش كه آيا افراد ديگري هم براي ساخت سريال از طريق نمايش خانگي اظهار تمايل كرده‌اند؟ گفت: تهيه‌كنندگاني هستند كه با من صحبت كرده‌اند و دوست دارند ببينند دو سريال «قهوه تلخ» و «قلب يخي» به چه سرانجامي مي‌رسد كه آنها هم بتوانند با ريسك نسبتا كمتري وارد شبكه شوند و به تعداد شبكه خانگي اضافه كنند.

وي ادامه داد: قصد جدي را در برخي مجامع سرمايه‌گذار و تهيه‌كنندگان سينما و تلويزيون سراغ دارم كه سعي مي‌كنند به اين جرگه اضافه شوند.

رجبي فروتن يادآور شد: در شبكه نمايش خانگي بر خلاف تلويزيون كه هرچه بخواهيد به رايگان تهيه مي‌كنيد، اعتقاد بر اين است كه چون قدرت اقتصادي مردم محدود است ممكن است همزمان نتوانند سريال‌هاي مختلف را تهيه كنند. به همين دليل تهيه‌كنندگان و سرمايه‌گذاران ترجيح مي‌دهند كار يك سريال به پايان برسد تا كار خود را شروع كنند.

مديركل دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري نمايش‌هاي خانگي وزارت ارشاد تاكيد كرد: تهيه‌كننده‌هاي قدري با من صحبت كرده‌اند. مطمئنا اين روند سير صعودي خواهد داشت.

وي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو با اشاره به مميزي آثار نمايش خانگي و تفاوت مميزي اين آثار در مقايسه با تلويزيون، عنوان كرد: چارچوب مميزي‌ها و خطوط قرمز تقريبا در رسانه‌هاي مختلف يكسان است ولي در نمايش خانگي با توجه به واقعيات حاكم بر جامعه، انعطاف‌پذيري ما قدري بيشتر است ولي از خطوط كلي و اصلي كوتاه نمي‌آييم.

 


پسر 'جهانگیرشاه ' کار دست قهوه تلخ داد 

 

پیگیری های خبرنگار مشرق حاکیست مجموعه بیستم قهوه تلخ مورد بازبینی و اصلاح توسط وزارت ارشاد قرار گرفت و به همین دلیل مهران مدیری مجبور به حذف یکی از شخصیت های داستان خود شده است.
به اعتقاد وزارت ارشاد، شخصیت پردازی امیرحسین رستمی که در مجموعه نوزدهم قهوه تلخ به عنوان پسر جهانگیرشاه وارد داستان قهوه تلخ شده بود شباهت زیادی با یکی از مقامات ارشد دولت دارد و به همین دلیل وزارت ارشاد اصلاحات زیادی در مجموعه بیستم این سریال اعمال کرد.
این در حالی است که وزارت ارشاد و دفتر رئیس جمهور از حامیان این مجموعه بوده اند و حتی وزیر ارشاد سی دی های این سریال خانگی طنز را در همایش ائمه جمعه سراسر کشور توزیع کرد.
قیچی های وزارت ارشاد مهران مدیری را بر آن داشت که به طور کل در قسمت های جدیدی که قرار است وارد بازار شود، نقش پسر جهانگیرشاه را از داستان خارج کند.
به همین دلیل تدوین جدید قسمت های آینده قهوه تلخ زمان بیشتری را طلبیده و عرضه این مجموعه را با تاخیر مواجه کرده است.
گفته می شود فروش قهوه تلخ در چند مجموعه اخیر با رکود مواجه شده بود و طبیعتا این تاخیر و خبر پردازیهای پیرامون آن کمک جدیدی به درآمد تهیه کنندگان این مجموعه خواهد کرد. 


 

همکاری علیرضا خمسه با گلیان ها در یک پروژه عظیم!

سريال «پايتخت» را جدا از فاكتورهاي مختلفي كه عامل موفقيت آن محسوب مي‌شود، مي‌توان تولدي دوباره براي عليرضا خمسه دانست؟
- اينكه تو مي‌گويي تولد، خيلي خوب است؛ چون معتقد هستم انسان هر سال بايد با طبيعت از نو زاده شود، حتي گاه سعدي در اين خصوص شوخي ناموسي هم مي‌كند و مي‌گويد با شروع بهار حتي بايد تجديد فراش‌ هم كرد! منهاي اين شوخي سعدي، چه خوب است كه ما هرسال تازه شويم و مسير جديدي را در كار و زندگي تجربه كنيم. يادم مي‌آيد سركار آقاي كاهاني (فيلم بيست) هم به من گفتند از نو زاده شدي، گفتم خدا را شكر! بعد از آن رفتم سركار آقاي مديري و نظر همه مساعد بود. به نظر من اين يك توفيق الهي است كه حتماً خواست خدا بود.
و برنامه بعدي تان كه امروز به خاطر آن تست گريم هم داشتيد ؟
پروژه عظيمي است براي دفتر برادران آقاگليان كه قرار است خودشان راجع به آن صحبت كنند و ... .


 

مصاحبه همراه با تصاویر جنجالی از سیامک انصاری و برزو ارجمند











فارس سینما-به سراغ دو بازیگر طنز و محبوب سریال پرطرفدار قهوه تلخ,سیامک انصاری و برزو ارجمند می رویم تا دقایقی را با آنها همراه باشیم.

اگر جای شما در دو نقش سریال قهوه تلخ عوض می شد.
سیامک انصاری:اصلا حرفشو نزن!من مگه می تونم با آن لهجه ای که بروز می گیرد صحبت کنم,فکر کنم در یک قسمت با یک لهجه صحبت می کردم و در قسمت بعدی لهجه ام تغییر می کرد.من که نمی توانستم.
برزو ارجمند:فکر کن آن همه حکومت و پیروزی در جنگ را ول کنم و برم شاه را باد بزنم ابدا(با خنده).به دور از شوخی فکر کنم من هم نمی توانستم در این نقش بازی کنم,آقای مدیری می دانست چه کسی به درد چه تیپی می خورد,وگرنه که سریال پرفروش نمی شد(با خنده).
فکر می کنید می توانید در یک فیلم سینمایی به خوبی با هم همبازی شوید؟
سیامک انصاری:اگر فیلم طنز باشد,آره می توانم برزو را تحمل کنم(باخنده).ولی اگر جدی باشد دور من یکی را خط بکشید چون جدیت برزو را دوست ندارم.
برزو ارجمند:سیامک بازیگر بسیار خوبی هستش و خیلی هم خوشحال می شوم در کنارش بازی کنم و خاطره های جالبی از بازی در سریال قهوه تلخ داریم و در یک نمایش تئاتر هم با هم همکاری داشته ایم,من همانطور که سیامک گفت آماده ام که در یک فیلم طنز با هم همبازی شویم.
فکر می کنید کدام یک از شما طرفداران بیشتری در قهوه تلخ دارد؟
سیامک انصاری:مردم تمامی شخصیت ها و بازیگران قهوه تلخ به یک اندازه دوست دارند چون اگر فقط به خاطر یک شخص این سریال را نگاه می کردند که دیگر سریال ارزش پیدا نمی کرد.
برزو ارجمند:من با سیامک موافقم,من خودم طرفدار تمامی بازیگران این سریال هستم و اینکه در کنار بازیگران مطرح سینما و تلویزیون بازی کرده ام خیلی خوشحالم و یک افتخار بود که در کارنامه هنری من ثبت شد.










تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان...!

تفاوت های مهران مدیری و رامبد جوان...!

هماگویا-اعتماد ملی :شايد اين از بدشانسي پروژه «مسافران» به خصوص رامبد جوان باشد كه اين سريال در زماني روي آنتن مي‌رود كه مردم خيلي حوصله خنديدن ندارند و آنقدر حساس شده‌اند كه تاب ديدن برنامه‌اي را كه مطابق با سليقه‌شان نيست نمي‌آورند.
شايد اگر مسافران در زمان ديگري پخش مي‌شد روي خيلي از كاستي‌ها چشم مي‌پوشاندند و شايد فرصت بيشتري به آن مي‌دادند. شايد ما هم دل و دماغ بيشتري براي پرداختن به آن داشتيم و شايد ما هم از كنار آن مي‌گذشتيم و مي‌گفتيم: «آنقدر برنامه‌هاي تلويزيوني بي‌عيب و ايراد نيست كه لازم باشد مته به خشخاش بگذاريم يا بزنيم.»
براي شروع بايد بگويم منظور من از انتخاب اين تيتر، تقابل گروهي كه به همراه «مهران مديري» به اوج كارهاي طنز تلويزيوني در سال‌هاي اخير رسيدند نيست. گروهي كه تصميم گرفتند منفك از مهران مديري و اين بار به همراه «رامبد جوان»‌تجربه تازه‌اي را در اين زمينه به‌خصوص محك بزنند و به گونه‌اي از توانايي‌ها يا بهتر بگويم جايگاه خود در اين موفقيت‌ها دفاع كنند. كساني نظير «محسن چگيني» كه به عنوان تهيه‌كننده نقش مهمي در شكل‌گيري طنزهاي شبانه دارد و «پيمان قاسم‌خاني» كه توانايي‌‌هاي خود را نه فقط در كنار مهران مديري بلكه در كنار كارگردان‌هاي بزرگي چون كمال تبريزي و مرضيه برومند هم به اثبات رسانده است.
به هر حال تعارف است اگر بخواهيم بگوييم كه مهران مديري كنجكاوانه سريال مسافران را دنبال نمي‌كند يا اينكه اين سريال براي تك‌تك عواملش اهميت خاصي سواي نگراني‌هاي يك گروه براي ساختن و ارائه يك كار خوب ندارد و در اين ميان رامبد جوان هم كه اولين كارگرداني طنز شبانه 50 قسمتي را تجربه مي‌‌كند مستثني نيست. چراكه موفقيت مسافران مي‌تواند سكوي پرتابي برايش باشد يا در صورت عدم رضايت مخاطبان، كارگرداني وي را در اين زمينه زيرسوال و انتقاد ببرد
.
حال اينكه چرا از تيتر «جنگ ستارگان» وام گرفتم به اين دليل بود كه موسيقي تيتراژ مسافران تا به اينجاي كار بيشتر از خود سريال مورد توجه قرار گرفته است. تيتراژي كه «سعيد ذهني» با برداشتي هنرمندانه از ملودي جنگ ستارگان و ميكس آن با ريتم ساز و ضرب ايراني مناسب با يك طنز شبانه ساخته است.

و اما مسافران و اينكه چرا تا به اينجاي كار توقع‌ها را برآورده نكرده است:

زماني كه باخبر شدم پروژه‌اي به تهيه‌كنندگي محسن چگيني و با گروه نويسندگان خوب و صاحب سبك به سرپرستي «پيمان قاسم‌خاني» همراه با بازيگران مطرح در حوزه طنز و به كارگرداني رامبد جوان در حال ساخت است خوشحال شدم چراكه بر اين باورم كه كارهاي تلويزيوني نبايد به باندبازي، گروه‌گرايي و مافيايي نظري فوتبال بدل شود و عدم رقابت صحيح، ارتقاي اين برنامه‌‌ها كه پرمخاطب‌ترين هم هستند را به خطر بيندازد و باز شدن اين حصارها يقينا بجا و به موقع است.
گرچه براي اينكه بتوانيم نقد منصفانه‌تري از يك سريال داشته باشيم لازم است نيمي از كار روي آنتن رفته باشد اما در سريال‌هاي طنز كه معمولا داستان اصلي در حاشيه قرار مي‌گيرد و قصه‌هاي فرعي فونداسيون كار را تشكيل مي‌دهند مي‌توان زودتر به آن پرداخت. به خصوص وقتي پروژه‌اي همزمان با پخش، توليد هم مي‌شود و توجه به واكنش‌ها در حذف نقاط‌ضعف و پررنگ‌كردن نقاط قوت مفيد است چراكه به قولي نفس به نفس مخاطب دارد.
متن‌ها يك گام از كارگرداني جلوتر است:

پيمان قاسم‌خاني و مهران مديري پس از سال‌‌ها كار با يكديگر دست هم را به خوبي مي‌خوانند و هر يك مي‌دانند كه ديگري از او چه مي‌‌خواهد كه مسلما به راحتي به اين تفاهم كاري نرسيده‌اند. حال سوال من اين است:
آيا نوشته‌هايي با اين ظرافت براي شروع كار با كارگرداني جديد مناسب بود؟ چراكه نوشته‌ها آنقدر لبه مرزي است كه حتي يك حركت زياد و كم مي‌تواند مفهوم آن را تغيير دهد و شايد اين بدشانسي رامبد جوان در نخستين تجربه اينچنيني او است.
به خاطر دارم سال گذشته گفت‌وگويي با رامبد جوان داشتم و از او پرسيدم: «آيا تصميم نداري يك كار طنز شبانه را تجربه كني؟» و او پاسخ داد: «من هرگز شجاعت اين كار را نخواهم داشت چراكه كارگرداني يك چنين پروژه‌اي بسيار سخت و ريسك‌پذير است» و در ادامه اضافه كرد: «من هميشه مهران مديري را تحسين مي‌كنم و عقيده دارم كه او يك استثناست.» به همين دليل وقتي از كارگرداني او در اين پروژه مطلع شدم گوشي را برداشتم و تبريك گفتم چراكه عقيده دارم او هم مي‌تواند استثنا باشد به شرط آنكه در جاي درستي قرار بگيرد اما...

رامبد جوان يك هنرمند تئاتري است كه مثل هر اهل تئاتري يادگرفته تا دوربين را با بازي به دوش بكشد يا يقينا اگر يك كارگردان تلويزيوني او را همراهي مي‌كرد موفق‌تر بود. او يادگرفته كه بايد مستقيم با مخاطب ارتباط داشته باشد و به همين دليل نوع بازي او و كارگرداني او در زمينه طنز بيشتر در قالب طنز موقعيت است يا حتي كمدي بزن‌بكوب تا طنز كلامي، يعني درست نقطه مقابل مسافران كه بيشتر بار طنز متون بازي با كلمات است و به همين دليل چند قسمتي كه از طنز مسافران مي‌گذرد مثل جوكي است كه خوب تعريف نمي‌شود و گاه بعد از چند ثانيه متوجه آن مي‌شويم و مي‌خنديم و گاه مجبوريم براي ديگران توضيح دهيم كه جريان از چه قرار است و اين نوع طنز مناسب با سليقه مخاطب عام كه مخاطب تلويزيوني را شامل مي‌شود نيست حتي اگر گروه نويسندگانش در مصاحبه‌هايي كه پيرامون كارهاي قبلي خود داشتند گفته باشند: «نگاهي به سليقه و نظر مخاطب ندارند و برحسب نظر خودشان مي‌نويسند

ريسك بزرگ ساختن 20 قسمت از سريال قبل از پخش:

اجازه بدهيد گريزي بزنيم به سريال طنز «نقطه‌چين» كه بعد از موفقيت «پاورچين» ساخته شد. سريالي كه در شروع با استقبال مخاطب مواجه نبود اما خيلي زود محك خورد، ايرادها غربال شد تا جايي كه بعضي از شخصيت‌ها تغيير كردند، بعضي‌ها كنار گذاشته و برخي ديگر اضافه شدند و حتي كاراكتر و حرفه بازيگر اصلي هم تغيير كرد و به اين ترتيب نقطه‌چين از خطر جست.

ساختن 20 قسمت از يك سريال روتين 50 قسمتي هم يكي از اشتباهات در پروژه مسافران بود كه اين فاصله طولاني امكان روتوش و ارتباط با سليقه مخاطب را محدود كرده است.

در سريال مسافران، سختگيري لازم روي بازي‌ها وجود ندارد:

شايد بشود اين را هم به گردن تئاتري بودن رامبد جوان انداخت كه همانگونه‌اي كه در تئاتر بازي‌ها تكرارشدني نيست به راحتي از روي بازي‌ها رد مي‌شود و در مسافران اينطور به نظر مي‌رسد كه در هر صحنه با يكي، دو برداشت تثبيت شده است و سختگيري در كار نيست.
البته شايد بي‌ارتباط نباشد به اين هم اشاره كنم كه يكي از بازيگران هميشگي كارهاي مهران مديري مي‌گفت: «ايراد حضور در كارهاي مهران مديري اين است كه بعد از كار كردن با وي هماهنگي با كارگردان‌هاي ديگر هم براي خود بازيگر و هم براي كارگردان جديد سخت است و هر دو دچار نوعي سردرگمي مي‌شوند.»

شخصيت‌ها و بازيگران در مسافران:

شخصيت «شهاب» با بازي «نصرالله رادش» محبوب‌ترين در اين سريال است، كه هم خوب به آن پرداخته شده و هم اينكه رادش به خوبي از عهده آن برآمده است.
 
شخصيت فرخ‌(حميد لولايي) و فريد (رامبد جوان) گرچه هر يك تعريف شده است و قرار است فرخ، فردي مادي، عصبي و خودخواه و فريد شخصيتي، انساني، ساده و ايده‌آليست باشد اما اين اطلاعات را ما از قصه شنيده‌ايم و مخاطب هنوز با آن دو ارتباط خاصي برقرار نكرده است.
 در مورد «سحر دولتشاهي» و «محمدحسن معجوني» با اين مقدمه شروع مي‌كنم كه در نوعي از كمدي شخصيت‌هايي جدي وجود دارند كه در حقيقت زمينه را براي شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي طنز آماده مي‌سازند و بازي و شخصيت‌پردازي آنها به مراتب سخت‌تر از كمدين‌هاست. مثل لورل‌هاردي، برادران ماركس و در حال حاضر بازيگراني نظير بيلي كريستال. شخصيت «ناهيد» با بازي «سحر دولتشاهي» و بهرام «محمدحسن معجوني» هم در اين دسته قرار مي‌گيرد كه هر دو در اين زمينه بسيار موفق هستند. مثلا همين كه مخاطب مسافران خيلي به ناهيد علاقه‌مند نيست نشان مي‌دهد كه او به خوبي از عهده ارائه شخصيت خود برآمده است.
 در مورد «حامد كيازال» بازيگر خردسال نقش فربد هم بايد بگويم در اين زمانه كه بازيگران خردسال مي‌توانند در كنار بزرگان روي فرش قرمز بروند و نامزد بهترين‌ها شوند و ما نيز در ايران بارها بازيگران خردسالي داشته‌ايم كه تحسين همگان را برانگيختند (مانند نيكي نصيريان در بزنگاه) خيلي توقع‌ها را برآورده نمي‌‌كند و اين بازيگر بازيگوش گرچه خيلي شيرين است اما يك لحظه دوربين را فراموش نمي‌كند و حتي مرضيه برومند هم در همه بچه‌هاي من نتوانست از پس او بربيايد چراكه معمولا كودكاني در بازيگري موفق هستند كه بازي را به بازي مي‌گيرند و مثل بازي‌هاي كودكانه در نقششان زندگي مي‌كنند.
 
و... شقايق دهقان كه نقش ستاره را به عهده دارد. شخصيتي تكراري كه مستقيما از «پاورچين» و «برره» به فضا پرتاب شده و حال با مسافران به زمين برگشته است.
شقايق دهقان كه هنوز مي‌تواند «زير نور ماه» باشد اما چرا در سايه يك شخصيت كه حتي «تيپ» هم محسوب نمي‌شود باقي مانده است را بايد از همسر و برادر همسرش پرسيد. چراكه كاملا واضح است آنها چنين شخصيتي از او مي‌خواهند و در قالب چنين شخصيتي براي او متن مي‌نويسن
د.
و در آخر اگر اجازه بدهيد اين بار من به جاي بهرام به كنفدراسيون گزارش كنم كه: آدم‌هاي كره زمين به خصوص ايراني‌ها راحت نمي‌خندند. اين روزها كه اصلا حوصله خنديدن ندارند. ساختن سريال طنز براي آنها راحت نيست. خيلي زود دل‌زده مي‌شوند. معمولا به طنزي كه تلنگري به مسائل روزمره‌شان داشته باشد بسيار علاقه‌مندند.
حال اگر نمي‌شود به هر مساله‌اي ناخونك زد و خط قرمزها روز به روز پررنگ‌تر مي‌شود همين سريال «جومونگ» هم بد نيست. آنها دوست دارند با ستارگان محبوبشان جومونگ را تماشا كنند.

تماس، فرت*
* اشاره به سكانس پاياني هر آيتم در مسافران

ساختن 20 قسمت از يك سريال روتين 50 قسمتي هم يكي از اشتباهات در پروژه مسافران بود كه اين فاصله طولاني امكان روتوش و ارتباط با سليقه مخاطب را محدود كرده است

کلی مطلب از سریالهای ماه مبارک رمضان

سلام بچه ها

این پست رو الینای عزیز نوشته تولدت مبارک عزیزم

 

***اسکار بامزه ترین جمله به حسن یکتا پناه ، کارگردان ( جشن خانه سینما ، جشن شب های برره است.) ***
**اسکار بهترین تیتراژ ماه به امیر ولی خانی برای ساخت تیتراژ « بزنگاه».**
**تقدیر ویژه تلویزیونی از آریا عظیمی نژاد به خاطر ساخت موسیقی « روز حسرت» **
**تبریک ویژه به پژمان بازغی که چند روزی است طعم پدر شدن را چشیده است.**
***اسکار تکراری ترین بازی های ماه مشترکا به بهاره رهنما و جواد رضویان هر دو برای مامور بدرقه.**
** اسکار بهترین بازیگر ماه زن تلویزیون به مهراوه شریفی نیا برای « روز حسرت».**
** اسکار بهترین بازیگر ماه مرد تلویزیون به حسی یاری برای «مثل هیچکس » .**
**اسکار جوانمرد ترین بازیگر ماه به پروانه معصومی (طرفدار پرو پا قرص «بزنگاه» هستم.) **
**اسکار روی جلد ترین بازیگر ماه به پوریا پورسرخ.**
**اسکار خفن ترین سریال ماه به «بزنگاه».**
**اسکار بی نمک ترین سریال ماه به «مامور بدرقه».**
**اسکار ساعت شنی ترین سریال ماه به «روز حسرت».**
**اسکار زیر تیغ ترین سریال به «مثل هیچکس».**
**جالبترین نکته ماه : شورای نظارت بر صدا و سیما از مهران مهام و ایرج محمدی به خاطر تهیه «ترانه مادری» تقدیر کرد و چند روز بعد آنها را برای تولید «بزنگاه» مورد انتقاد قرار داد !.**

<< آرزوی سلامتی برای گوهر خیر اندیش که این روزها هم دچار ضایعه آپاندیس شده و هم دست و پایش شکسته است.>>

       

    اعتراض کار گردان نمایش «مهریه ماه منیر» به سریال «بزنگاه»

         "سروش صحت ، دیاالوگ های نمایش ما را برداشت."


نویسنده و کارگردان نمایش «مهریه ماه منیر» مدعی شد بخش هایی از طنز مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» برگرفته از اثر اوست که شش ماه پیش روی صحنه اجرا شد.
محمد رضا اسماعیلی در این باره گفت: از شش ماه پیش نمایش طنز «مهریه ماه منیر» هر شب ساعت 21 در مجتمع شهید چمران روی صحنه می رود و مراقب های سالن ، سروش صحت نویسنده مجموعه « بزنگاه» را هنگام دیدن نمایش دیده اند.
پس از پخش این مجموعه متوجه شدیم بخش هایی از گل طنز آن نمایش «مهریه ماه منیر» گرفته شده است.
وی ادامه داد : صحت در کار قبلی اش هم از بخش های طنز نمایش «پدر نمونه» ما استفاده کرده بود. نمی دانم چرا تلویزیون بودجه خود را به افرادی می دهد که ادعای طنز نویسی دارند.
در حال حاضر هم بخش هایی از طنز «بزنگاه» مثلاً در صحنه های عزاداری و برخی دیالوگ ها ناجوانمردانه از نمایش «مهریه ماه منیر» برداشت شده است.
نویسنده و کارگردان تئاتر خاطرنشان ساخت : سوء استفاده از طنز دیگران که نوآوری نیست ، بلکه کپی برداری و کاری ناجوانمردانه است. من در طنز ، مهران مدیری را قبول دارم.وقتی آثار او را می بینید متوجه نکات بدیع می شوید.مثلاً در طنز « برره» نوع گویش ، رفتارها و ... تازه بود.
اسماعیلی در پایان گفت : وقتی در مجموعه طنز اعتیاد را شوخی بگیریم و آن را با نمک نشان دهیم ، مخاطبان ترغیب می شوند سمت اعتیاد بروند و این نوآوری در طنز نیست. متاسفانه هنوز فرق طنز و هجو شناخته نشده و زبان فارسی مقتضیاتی دارد که باید بر اساس آن عمل کرد.ممکن است هر طنزی مخاطب را بخنداند اما آنچه اهمیت دارد به فکر واداشتن مخاطب است.

      

             چرا ستاره ها در تلویزیون معتاد می شوند؟
خودمان را گول می زنیم و تصور میکنیم که هدف از معتاد بودن شخصیت سریال ها ، جنبه فرهنگی (!!) دارد و نه از شیطنت های احتمالی ریشه می گیرد و نه به کمبود خلاقیت در ذهن سازندگان مربوط است !
بسیار خوب ! اما این سئوال را بی جواب نگذارید : آیا برای طرح مساله اعتیاد هیچ زمانی مناسب تر از ماه رمضان وجود ندارد ؟
لطفاً به این سوال هم جواب بدهید : اینکه در سه مجموعه از چهار سریال رمضان 87 شخصیت های معتاد وجود داشته باشند ، اندکی عجیب است ؟!
سئوال آخر هم این است: چرا ستاره های بازیگری در تلویزیون باید نقش افراد معتاد را بازی کنند ؟ آیا مهراوه شریفی نیا(در روز حسرت) جواد رضویان ( در مامور بدرقه) و رضا عطاران (در بزنگاه) نمی توانستند نقش های مناسب تری را برعهده بگیرند ؟

 


         *این سریال ها ، این برنامه ها*
هنوز نمی دانیم از دوران مدیریت ضرغامی در صدا و سیما چقدر زمان باقی است اما بدون تردید با ادامه وضعیت کنونی ، پایان خوشی در انتظار ریاست او نخواهد بود. وضعیت سما در ایام ماه مبارک رمضان به خوبی نشان داد ضرغامی در اداره تلویزیون توفیق چندانی نداشته است.
انتقاد خاص و ام نسبت به سریال های مخصوص این ماه و همین طور ساخت برنامه هایی که هیچ کدام ساختار مناسبی نداشتند طی همین ماه ،باعث شد رسانه ملی ایام خوشی را سپری نکند.گرچه شاید همین امروز و فردا نتایج یک نظر سنجی ، چیز دیگری را نشان بدهد اما واقعیت این است که ضرغامی تا همین یک سال پیش هم مدیر توانا تری نشان می داد و بهتر می دانست باید چگونه رضایت عوام و خواص را جلب کند.
شاید طی ماه های اخیر حساب کار از دست ضرغامی هم در رفته باشد ، شاید هم اطمینان بیش از اندازه او به زیر مجموعه هایش کار دست او داده باشد.

       

*بی توجهی به اعتباری که آسان حاصل نشد*
محبوب شدن در تلویزیون و رسیدن به یک سبک و سیاق مشخص ، کار راحتی نیست.
رضا عطاران طی سال های اخیر به عنوان یک نابغه مطرح شده است. او که نویسنده سری اول « زیر آسمان شهر» بود با ساخت کوچه اقاقیا ، خانه به دوش ، متهم گریخت و ترش و شیرین برای خودش اعتبار فراوانی به دست آورد و در کنار آن یک بازیگر طناز هم بود اما ساخت « بزنگاه » به موقعیت عطاران لطمه جدی وارد ساخت.
بدون تردید عطاران تا زمانی که خیالش بابت فیلم نامه «بزنگاه» راحت نشده بود ، نباید ساخت آن را آغاز می کرد.شاید اگر زمان به عقب بازگردد عطاران هرگز « بزنگاه » را نسازد...عطاران برای ساخت «بزنگاه » اصلاً کم فروشی نکرده و اتفاقاً انرژی زیادی هم به خرج داده اما افسوس که «متن» او را به سقوط کشانده است.


               *بله ، تلویزیون باخت !
علی بحرینی : تلویزیون بحرانی ترین روزهایش را پشت سر می گذارد و سکوت معنا دار مدیران اصلی اش به خوبی ثابت می کند که آنها خود به شکست اخیرشان واقف هستند و قصد ندارند بدون دلیل کافی از عملکرد خودشان دفاع کنند.
طی سال های اخیر همواره یاد گرفته ایم به نظرات شورای نظارت بر صدا و سیما رنگ و لعاب سیاسی بدهیم و دیدگاه های اعضای این شورا را افراطی تلقی کنیم اما حداقل در این مقطع خاص نظر شورای نظارت در خصوص وضعیت سریال ها و برنامه های تلویزیونی به دیدگاه عموم نزدیک شده است.
تلویزیون باید به جبران مافات فکر کند. استفاده از نیروهای جدید تنها یکی از تدابیری است که باید اندیشیده شود. از سوی دیگر رفتار غلطی که باعث شده احترام به تعدادی از کارگردانان و برنامه سازان ، به آنها اعتماد به نفس کاذبی بدهد را هم باد هر چه سریع تر اصلاح کرد.

                احساس جواد رضویان !
نمی دانم چرا اینطور احساس می کنم که جواد رضویان اینطور احساس میکند که ذاتاً بازیگر بامزه ای است و بیننده با تماشای چهره او غرق در شادمانی و خنده می شود !
ظاهرا رضویان چند سالی است با تکیه بر همین احساس ، هیچ حرکت خاصی برای پیشرفت در بازیگری انجام نمی دهد. ترفند همیشگی او داد و بیداد کردن است ضمن آنکه اخیراً با مطرح کردن حرف های قلمبه سلمبه از زبان شخصیت های سطح پایین اجتماع چنین تصور می کند که بازیگری را به اوج رسانده است.

     دعوت شورای نظارت از مردم: در باره سریال ها نظر بدهید.
روابط عمومی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما اعلا کرد : به منظور تحقق نظارت همگانی و ایجاد زمینه های مناسب برای تعامل دو سویه شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما و برقراری ارتباط مردمی و صاحب نظران با شورا و اخذ نقطه نظرهای تحلیلی آنان درباره برنامه ها و سریال های پخش شده از شبکه ها های مختلف صدا و سیما ، سامانه پیام کوتاه و تلفن گویای شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما راه اندازی شد.
صاحبنظران ، کارشناسان و عموم مردم می توانند از طریق شماره تلفن 64040 و شماره پیامک 200064040 نظرات ، انتقادات و پیشنهادهای خود را در حوزه مسائل مختلف سازمان صدا و سیما اعلام کنند.

   

    حتی از «ترش و شیرین » هم انتقاد کردند.
                شدید ترین حمله ها به عطاران در نماز جمعه !
در حالی که نماز گزاران تهرانی در نماز جمعه روز اول مهر با توزیع و قرائت اعتراضیه ها و بیانیه هایی در واکنش به ادامه پخش سریال بزنگاه از شبکه سه تلویزیون ، خواستار برخورد قاطع با عوامل تولید و پخش این سریال تلویزیونی شدند ، مدیر امور ارتباطات اداره کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما گفت : عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما ، هیچ نشستی با مدیران شبکه ها برای جلوگیری از ادامه پخش این سریال نداشته است.
به گزارش راه فیروزه ، در یکی از این بیانیه ها که در سطح وسیعی میان نماز گزاران نماز جمعه تهران توزیع شد ، آمده است : در حالی که سریال ماه رمضان یکی از شبکه های اماراتی به خاطر احساس توهین به برخی قبائل و اقوام منطقه ای در عربستان تعطیل شد ، سریال سراسر ضعف و حیرت انگیز بزنگاه ، بی توجه به نامه شورای نظارت بر صدا و سیما به ضرغامی ، همچنان در حال پخش است.
در این بیانیه همچنین آمده است : در شرایطی که بدترین اشاره های ممکن از زندگی و واکنش های زندگی یک فرد معتاد از مشکلات دستشویی رفتن وی تا بازی با حرکات زشت انگشتان دشت که در فرهنگ غربی معنی بسیار زشتی دارد ، به راحتی و بدون هیچ ممیز اخلاقی و اجتماعی روی آنتن شبکه جوان رسانه ملی می رود ، متولیان سیما و این شبکه همچنان برای قطع پخش این سریال ، دچار سردرگمی و وقت گذرانی هستند.

پخش نخست این سریال بی توجه به پرداخت ضعف در رویه های اشتباه مردم برای کفن و دفن اموات در سال های اخیر ، توهینی بسیار آشکار و گستاخانه به مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و هیات های مذهبی بود.
در ادامه بیاینه هشدار داده است : این مسیر که به تازگی توسط برخی بازیگران ، مجریان و چه ره های به اصطلاح روشنفکر فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی راه افتاده ، به گونه ای گسترش یافته که برخی از آنها ، حتی آزادانه برخی صحنه های عزاداری و واکنش های عاطفی مردم در هیات های مذهبی را به نمایش در می آورد.
در بخش دیگر این بیانیه با مطرح کردن این سئوال که چرا متولیان رسانه ملی و دستگاه های متعدد نظارتی در آن مانند پخش شبکه سوم و شورای معارف سیما ، در برابر این روش توهین آمیز و گستاخانه که بعضی از آنها حکم بدعت گذاشتن را دارد ، سکوت می کنند؟ متذکر شده است : متاسفانه در سریال پیشین تولید شده رضا عطاران برای نوروز (ترش و شیرین ) در شبکه سوم هم شاهد بیا کلمات ، اصلاحات و لغات زشت خاصی بودیم که در شأن رسانه ملی و خانواده های اخلاق گرای جامعه ما نبود ، ولی متاسفانه با مسامحه و سکوت مسئولان شبکه سوم گذشت.
اما حالا سریال بزنگاه نه تنها نتوانسته مدخلی مناسب برای اوقات فراغت سالم مردم در شب های ماه مبارک رمضان باشد ، بلکه در وضعی بسیار نامناسب ، به محصولی توهین آمیز به طیقات سنتی ، اخلاق گرا و مذهبی جامعه تبدیل شده ، به گونه ای که حرکات و اشاره ها در آن آشکارتر ازبخش نخست می شود.
این بیانیه با اشاره به اینکه استفاده از حجاب چادر برای زن احمق و کم شعور داستان که شوهر مال اندوز ، ریاکار و ابن الوقتش دائم در کافی شاپ به دنبال بی بند و باری است و از یک معتاد با ماده مخدر آشنایی بیشتری دارد ، چه معنایی می تواند داشته باشد ، تاکید کرد : توهین به دختران سنتی و مذهبی جامعه و مانور روی دختر یک خانواده که به اصطلاح روی مد است و اشاره های واضح او به کارگر داخل نانوایی پدرش یا هر مرد خوش تیپ دیگر ، چه نوع پیام رسانی به جامعه 15 میلیونی زنان و دختران بین 15 تا 30 سال ایران دارد ؟

      


     
رضا عطاران: خیلی از دوستان با ما دشمن شده اند !
رضا عطاران بازیگر و کارگردان سریال پر حرف و حدیث «بزنگاه» در گفتگو با نشریه « شهروند امروز» صحبت های جالبی را عنوان کرد که گزیده حرف های او را با هم می خوانیم.

*من در کارهای قبلی مشتری جمع می کردم تا اینکه روزی بتوانم « بزنگاه » را بسازم و مردم بیننده آن شوند. قبلی ها برای کسب تجربه بودند.این بار شرایط شروع من فرق داشت ، در واقع قرار بود که من اصلاً کار نکنم چون واقعاً خودم نمی خواستم کار کنم ولی گفتند که تو حتماً باید در این مناسبت یک سریال داشته باشی.به این ترتیب شرایطی برایم به وجود آمد تا کاری را که دوست دارم انجام دهم.

*چیزی که ما درباره اعتیاد در این سریال نشان دادیم در حد صفر ماجرا هم نبود.یعنی با توجه به واقعیتی که در جامعه وجود دارد ما هیچ چیزی نشان ندادیم و فقط خواستیم تماشاگر باور کند که این آقا نادر معتاد است ، خب اگر این آدم سیگار هم نکشد ، دیگر چطور ممکن است باور معتاد بودنش در تماشاگر بوجود آید ؟ یا اگر بد دهن نباشد یا خماری نکشد خب چه جور معتادی می شود؟

*من برای معتاد بودن نرفتم دور چشمم را سیاه کنم یا لاغر کنم و یا چه می دانم خودم را کج کنم.می خواستم درست مثل همان معتادهایی باشم که الان هستند و به قیافه شان هم نمی خورد.الان دوروبر ما خیلی هستند آدم هایی که وقتی می بینی متوجه نمی شوی که معتادند ولی راستش هستند.

*مردم از تماشای سریال من شوکه شده اند.من قبل از تولید کردن سریال حدس بروز چنین واکنش هایی را می زدم.می دانستم با این کار کلی دشمن برای خودمان می سازیم.نه فقط سر مسئله اعتیاد بلکه سر قضایای دیگر هم می دانستم که برخی دوستان هم دشمن مان خواهند شد.

*یک آقایی به من گفت که من خجالت می کشم با بچه هایم این کار را ببینم .بعد باید می دیدی دندانهایش همه سیاه بودند جوری که معلوم بود خوش سال هاست می کشد اما به من اعتراض می کردو می گفت آخه این چه فیلمی است که ساختی ؟

*بزنگاه را به لحاظ مضمونی بیشتر می پسندم تا اجرایی.حتی شخصیت هایی که در این سریال بودند اما بعدا حذف شدند کسانی بودند که از سر خانه به دوش من دوست داشتم با آنها داستانی را تعریف کنم مثل حاج آقای ریاکار که بخش مهمی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی ماست و ترسی که با حضور این شخصیت ایجاد می شود و مردم از ترس او کارهای نیک انجام می دهند. البته این شخصیت از همان صحبت های اولیه حذف شد !

*قسمتی که مربوط به مراسم شب هفت می شد را خیلی دوست داشتم اما همه اش را حذف کردند.
گفتند که با مراسم تدفین شوخی شده ولی من خودم این ها را با چشم های خودم دیده ام. یا مثلا مداحی که رفته بود توی مجلس و داشت برای جماعت وعظ می کرد؛ اما اغلب آمده بودند بیرون و حرف های دیگری می زدند.اصلاً وقتی داشتند جنازه را خاک می کردند ، زنش این طرف داشت برای من ماجرای دیگری را توضیح می داد.

*من در همان 10 قسمت آغازین بزنگاه ، کار خودم را کرده ام. بقیه اش هر چه شد ، شد ! ولی واقعاً نمی دانم بعد از بزنگاه و با توجه به این حساسیت ها باز هم در تلویزیون کار می کنم یا نه .اگر شرایطش جور باشد احتمالا این کار را انجام می دهم و در غیر این صورت خیر.


اتفاق نو : انتظار ؟ بله ، انتظار !
شاید گروهی قبل از هر چیز بخواهند ماهیت «انتظار» و توقع مخاطب را زیر سئوال ببرند و اینگونه عنوان کنند که اصلاً چه دلیلی وجود دارد تا مخاطب تلویزیونی انتظار داشته باشد طی ایام ماه رمضان برنامه های خاص را از طریق جعبه جادویی تماشا کند ؟
پاسخ به این سئوال روشن است : ما انتظاری نداشتیم ! شما ما را «منتظر» کردید. وقتی نوید دادید قرار است اتفاقات خوشی بیفتد ، وقتی برای ساخت 4 سریال بودجه طلایی تعیین کردید ، وقتی خارج از براوردهای معمول برای جذب هنر پیشه هایی مثل فرامرز قریبیان ، افسانه بایگان ، حسین یاری و ...هزینه کردید ، وقتی جولوی پخش سریال های هفتگی تلویزیون را گرفتید ، وقتی برای سریال هایی که ویژه رمضان هستند ، پیاپی اطلاع رسانی و تبلیغ کردید....پس یادتان نرود شما این انتظار را به ما هدیه کردید.

منبع :اتفاق نو.

   

پوستر از سحر عزیز

 

باز هم مدیری و عطاران+عطاران متهم ردیف اول

پرتماشاگرترين و كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال87
            حداكثر نيم‌ميليون نفر حداقل 2600نفر




































پرتماشاگرترين‌ها
 ۱.دايره زنگي(563هزار نفر) پرتماشاگرترين و همچنين پرستاره‌ترين فيلم سال87. فيلم به مدد بازيگران پر شمارش به همراه قصه جسورانه‌اش توانست بالاي نيم ميليون نفر را به سالن سينماها بكشاند. به اين موارد البته اضافه‌ كنيد كارگرداني به نسبت خوب پريسا بخت‌آور كه به عنوان اولين تجربه توانست از پس يك قصه شلوغ بربيايد.





2 - هميشه پاي يك زن در ميان است(418هزار نفر)
آمار تماشاگران فيلم كمال‌تبريزي البته تا روز 22شهريور محاسبه شده است. در چند روز باقيمانده بعيد است اين رقم تماشاگر به فيلم اول جدول برسد. به‌هر حال با توجه به اينكه كيفيت فيلم به لحاظ كارگرداني و فيلمنامه از فيلم‌هاي ديگر تبريزي چند سر و گردن به مراتب پايين‌تر است، با اين حال و با وجود مهران مديري و مارپيتون و سيگار برگ و يك گلشيفته فراهاني كه توانسته با دي‌كاپريو در فيلم رايدلي اسكات همبازي شود، رده دوم پرتماشاگرترين فيلم نيمه اول سال به فيلم كمال تبريزي رسيد. نكته جالب اينكه بعد از اعلام خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغ‌هاي اسكات، فروش فيلم به ناگاه سير صعودي به خود گرفت.





3 - زن‌ها فرشته‌اند (371هزار نفر)
براي كسي كه سال‌ها دستياري رسول ملا‌قلي‌پور و ديگران را تجربه كرده است، آشنا بودن با قواعد گيشه نكته عجيبي نيست. شهرام شاه حسيني توانست با محمدرضا شريفي‌نيا و امين حيايي و نيكي كريمي و يك كرور زن ديگر در فيلمش پاي تماشاگر را به سينما بكشاند.





4 - ده رقمي (262هزار نفر)
اتفاقا فيلم پنجم اين فهرست هم دقيقا همين تعداد تماشاگر را دارد، بي‌كم‌و كاست. اما چرا فيلم‌ همايون اسعديان رده چهارم جدول را به خود اختصاص داده است، علتش اين است كه ده رقمي، 20روز كمتر از فيلم انعكاس روي پرده رفته و توانسته است همان تعداد تماشاگر را جذب سالن سينما كند. به هرحال مايه‌هاي كمدي شل و لق همايون اسعديان، با چاشني با نمكي جواد رضويان و بهنوش بختياري و بهاره رهنما در اين آشفته بازار، در رده چهارم اين جدول است.





5 - انعكاس (262هزار نفر)
فيلم رضا كريمي هم در ته اين فهرست پنج فيلم قرار دارد و مي‌تواند براي كارگردانش مايه مباهات باشد كه با يك قصه ممنوعه مثلت عشقي- همسري با همين تعداد تماشاگر اندك توانسته است از پرفروش‌هاي نيمه اول سال باشد.





كم‌تماشاگرترين‌ها
1 - پرچم‌هاي قلعه كاوه (2600نفر)
شايد يك روز كسي بيايد و پاسخ بدهد يك فيلم يك ميلياردي (كه البته اين رقم، كف رقمي است كه در شنيده‌ها براي هزينه توليد فيلم آقاي نوري‌زاد آمده است)، چرا بايد تنها پنج‌ميليون تومان بفروشد. همه كه با كارگردان فيلم دشمني ندارند كه نروند فيلمش را ببينند. علت را در جاي ديگري بايد جست‌وجو كرد؛ از تهيه‌كننده دولتي فيلم و نبود دغدغه بازگشت سرمايه.





2 - روز برمي‌آيد (3234نفر)
فيلم دوم بيژن ميرباقري با يك قصه اقتباسي و چند بازيگر محدود و فضايي سرد، قطعا از كم‌فروش‌‌ترين‌ها و كم‌تماشاگر‌ترين‌ فيلم‌هاي سال خواهد بود. البته نمايش فيلم ادامه دارد، اما با اين اكران محدود بعيد است رشد چنداني در فروش داشته باشد.





3 - خاك سرد (6719نفر)
رضا سبحاني اساسا كارگردان كم تماشاگري است. از فيلم‌هاي كوتاهش بگيريد تا اين فيلم كه محمد رضا فروتن را به عنوان ستاره و هيلا اكراني را بعد از سال‌ها به عنوان نقش اول زن دارد. خيلي جالب است اگر بشود فهميد تهيه‌كننده‌هاي اين فيلم‌ها با اين شكست در گيشه چگونه از پس هزينه‌هاي فيلم‌هايشان برمي‌‌آيند.





4 - پابرهنه در بهشت (8هزار نفر)
نسخه مكمل فيلم اول اين جدول. يك تهيه‌كننده دولتي به اضافه يك قصه ظاهرا معناگرا، قطعا جذابيتي براي بيننده ايجاد نمي‌كند. پاسخگو كيست؟





5 - حقيقت گمشده (11هزار نفر) كارگردان شاعر زباله‌ها، با فيلم ماورايي دومش قطعا نمي‌تواند به دنبال تماشاگر بگردد. از حميد فرخ‌نژاد هم كاري ساخته نيست. بازي با مرگ و اداهاي روشنفكرانه محمد احمدي فيلمش را در رده پنجم كم‌تماشاگرترين فيلم‌هاي نيمه اول سال قرار داده است.




سلام

این هم یک نقد دیگه به بزنگاه و البته آخرش مقایسه ای بین مهران مدیری و عطاران شده  شده شما قضاوت کنید!

 

و          باز هم مدیری و عطاران

عطاران تنها کسی هست که میتواند با مدیری رقابت کند . عرصه طنز ِ تصویری ِ امروز ما شدیدا به این دو و خلاقیت و کارهایشان وابسته هست.
دیگرانی به جز این دو که دست به سریال سازی طنز زده اند معمولا شکست خورده اند ( شما مثال نقض دارید ؟
)
در مقایسه این دو دو نکته مهم وجود دارد مدیری سریالهایش در یک فضای خاص و مشخص اتفاق می افتد . فضا ها ، رفتارها ، و اصلن لباس ها همه چیز در حد بالا قرار دارند و لوکس هستند عطاران اما پیوسته به دنبال این بوده که سریالهایش در یک فضای واقعی اتفاق بیافتد ( انگار که در دو کوچه پائین تر از محل زندگی ِ هر کدام از ما
)
مدیری همیشه بهترین نقش و لوکس ترین نقش از سریالهایش را برای خودش کنار میگذارد طوری که در سریال همیشه به او بیشترین توجه و احترام بشود و اتفاقا بهترین بازی را هم معمولا خودش انجام میدهد و به خوبی از پس نقش بر می آید،

اما عطاران معمولا کثیف ترین نقش ها و رده پائین ترین ها را انتخاب میکند و بازی ِ خوب آنها را به دوست داشتنی ترین نقش ِ سریال تبدیل میکند .
مدیری همیشه یک تیم بازیگری شناخته شده از طرف مردم را انتخاب میکند و حتی همیشه یک آس برای رو کردن و شاید نجات سریالش کنار میگذارد و در این زمینه کمتر ریسک میکند و با این کار تماشاچی بالقوه جذب میکند ، اما عطاران گروهش یکی نیست و گاهی آدم ها و بازیگرهایش اولین بازی هایشان هست که انجام میدهند ( فریده و فرزانه و درسا را جایی قبلن دیده بودید ؟) که این به گمانم کمی از شیطنت او و برای به رخ کشیدن تبحرش باشد که با یک کست ِ نه چندان شناخته شده بهترین کار را ارائه میدهد
...

عطاران فوق العاده است چون به بهترین شکل ممکن مردم را به مردم نشان میدهد
.
ریا کاری – دهن بینی – دودوزه بازی – حسادت – دعوا بر سر پول – دغدغه های واهی – روابط بی اساس و حتی هوس ها
...
عطاران فلسفه زندگی اش را از همان آغاز به ما نشان میدهد ... وقتی تیتراژ ِ سیاد سفید سریال شروع میشود و از آرامش یک حوض قدیمی تا سر و صدای زندگی امروز پیش میرود و در تمام این مدت صدای اطرافمان را پر رنگ به گوشمان میرساند و از ما میخواهد به احترام یکی از رفقایش ( چقدر عالی – از این بکر تر هم می‌شد ) برای شنیدن صدای پای روزگار ( شاید مدرنیته ) که خواهی نخواهی می گذرد ، صدای تلویزیون را بلند کنیم و بشنویم صدای ِ عبور ِ لحظه های عمر را...

متن کامل رو از اینجا ببینید

 


                      عطاران، متهم رديف اول
 
تلويزيون- علی عمادی:
اگر روزگاري پاي ثابت سفره افطار، راديو بود كه ربنا مي‌خواند و با اذان مؤذن‌زاده روزه‌ها باز مي‌شد، امروز تصور سفره افطار بدون تلويزيون مشكل است.

حالا چند شبكه تلويزيوني با انواع و اقسام برنامه‌هاي رمضاني از ساعت‌ها پيش از افطار تا هنگام سحر با پخش قرآن، سخنراني، برنامه‌هاي آموزشي و...، خوراك فرهنگي علاقه‌مندان را تأمين مي‌كنند.

در اين ميان سريال‌هاي پس از افطار جايگاه خاصي نزد مخاطبان دارد. مشاهده اينگونه سريال‌ها كه چند سالي است آغاز شده و رفته‌رفته بر حجم آن افزوده شده، به‌صورت يك عادت براي بينندگان تلويزيون درآمده است. تجربه اين سريال‌ها با مخاطبان انبوه، گاه موفقيت‌آميز بوده و گاه با خرده‌گيري از آن روبه‌رو شده است. شايد بتوان موفق‌ترين كار رمضاني را «صاحبدلان» دانست كه 2 سال پيش به كارگرداني محمدحسين لطيفي به روي آنتن شبكه يك سيما رفت. امسال نيز تلويزيون در كنار همه برنامه‌هاي رمضاني خود، سريال‌هايي توليد كرده، كه يك سريال در ميان آنها اگرچه پرمخاطب‌ترين سريال است اما با انتقادهايي مواجه شده كه جدي‌ترين آن كارت زرد شوراي نظارت بر صدا و سيما به سريال «بزنگاه» بود.

سريال‌هاي ماه مبارك رمضان كه چندسالي است بدجوري وقت پس از افطار خلق‌الله را اشغال كرده، به‌دليل همين ديده شدن زياد و البته موضوع‌هاي گاه عجيب و غريب خود، به‌طور معمول مورد گوشه‌ و كنايه و گاهي اعتراض و گلايه واقع مي‌شوند.

اين ويژگي آنتن است كه نسبت به 2 شاخصه همواره بايد خود را آماده كند؛ يكي سوژه‌اي كه انتخاب مي‌كند و ديگري حجم بيننده‌اي كه پاي جعبه جادو  مي‌نشاند و سريال‌هاي ماه رمضان معمولاً نسبت به هر 2ويژگي، آلرژي دارند. همين موضوع هم باعث شده كه به‌جاي توصيه‌هاي منتقدان و مطبوعات كه چندين سال است مناسبت‌ها را يادآوري مي‌كنند و از سازندگان برنامه‌هاي مناسبتي مي‌خواهند كه خود را از قبل براي آن آماده كنند تا در دقيقه  90 غافلگير نشوند، پركنندگان چاه‌ ويل آنتن در همان روزهاي آخر دست‌به‌كار شوند تا اگر اما و اگري پيش آمد، قسمت‌هاي بعدي را با افكار عمومي تطبيق دهند.

اگر اين كار خطا باشد، گناه آن را بي‌ترديد بايد به‌گردن مهران مديري انداخت كه روش كار خود در برنامه‌هاي  نود شبي‌اش را بر اين اساس گذاشته تا اگر ساخته‌اش به‌قول معروف نگرفت، بتواند سريع بر موج خواسته‌ها سوار شود و حتي جهت سريال را عوض كند. اما اين واقعيت را بايد پذيرفت كه همه سازندگان برنامه‌هاي شبانه قابليت‌هاي مديري و تيمش را ندارند و همين موضوع باعث شده تا برخي از آنها از آنتن جا بمانند، كار را رج بزنند و آخر سر هم سر‌وته ماجرا را با كلي چسب نچسب هم بياورند.

ناگفته‌ نماند كه اين روش، يك حسن هم دارد و آن هم اين است كه اگر نيشتر منتقدان و مردم بدجوري بر زخم ساخته‌‌شان نشست، بهانه بياورندكه وقت نبوده و اگر زمان بيشتري داشتيم هيچكاك و ديگران را به‌قول رضا‌  ناجي، چون آسپرين بالا مي‌انداختيم. امسال اما انتقادها زودتر از سال‌هاي پيش به‌بار نشست و جالب اينكه حتي برعكس رمضان‌هاي گذشته چراغ اول اين اعتراض را نيروهاي خودي سازمان روشن كردند. اگر تاكنون پزشكان، پرستاران و صنف‌هاي مردمي موج اعتراض را شروع مي‌كردند، امسال اين شوراي نظارت بر صدا و سيما بود كه نسبت به ساخته‌هاي رمضاني ايراد گرفت.

نوك پيكان حمله، اين‌بار به‌سوي استفاده از مواد مخدر نشانه رفت و آن هم به سيبل سريال شبكه3؛ يعني «بزنگاه» ساخته رضا عطاران.

عطاران و سيروس مقدم گل سرسبد كارگردان‌هاي سريال‌هاي شبانه مناسبتي هستند. اگر مقدم ويژگي سرعت و كيفيت دارد، عطاران افزون بر اين دو، روحيه طنازانه‌اي دارد كه به مذاق مسئولان شبكه3 بسيار خوش مي‌نمايد؛ شبكه‌اي كه خود را شبكه جوان و ورزش مي‌خواند كه البته اولويت جوانش را سرتر از ورزش مي‌داند. به‌گونه‌اي كه  مدير اين شبكه آخر هفته گذشته در‌ گفت‌و‌گو با ضميمه يكي از روزنامه‌هاي صبح، سريال‌هاي مناسبتي را تا جايي بالا برد كه آنها را جذاب‌تر از پخش مستقيم فوتبال باشگاه‌هاي اروپا دانست.

اكنون اگرچه شبكه‌هاي تلويزيوني بر سر كاري كه به كارگردان‌هاي دلخواه خود سپرده‌اند، قسم مي‌خورند و حتي آمار بيننده‌هاي تلويزيون از حالا تائيد مي‌كند كه اين سريال‌ها پرطرفدارند، اما سمبه شوراي نظارت آنقدر پرزور هست كه حتي در همين چند قسمت گذشته بتوان ردپاي جرح و تعديل‌ها را بر تن سريالي چون بزنگاه ديد و از حالا به بعد بايد شاهد تغيير و تحولات بيشتري در اين سريال بود كه هنوز قسمت انتهايي خود را جلوي دوربين نبرده است.

تا اينجا عطاران متهم رديف اول است ولي با تمام اين احوال، در اين محكمه چه كسي را بايد مقصر معرفي كرد؟ عطاران كه مي‌خواسته سريال پربيننده بسازد؟ مديران مياني صدا و سيما كه قصد داشته‌اند با برنامه‌هاي جذاب مخاطب را پاي سفره افطار جلوي تلويزيون ميخكوب كنند يا منتقدان و شواري نظارت كه نسبت به وظيفه خود واكنش نشان داده‌اند؟

در ظاهر هيچ كس تقصير ندارد اما اگر كلاه‌ها را قاضي كنيم شايد گناه اصلي بر گردن كساني باشد كه مسئوليت سياستگذاري را برعهده دارند اما هنوز نمي‌دانند راهبرد اصلي اين رسانه با اين همه مخاطب براي چنين ايامي چيست و اگر راهبردي وجود دارد چگونه بايد آن را عملي كرد. به هيچ‌كدام از برنامه‌سازان نقشه راهي تحويل داده نشده تا آنها بدانند در پروسه‌اي ده ساله با  10 رمضان و 10 محرم و 10 نوروز و  10 تابستان، مخاطب را بايد از كجا به كجا برسانند. آيا كاركرد تلويزيون صرفاً سرگرمي است يا فراتر از آن و طبق خواسته مسئولان نظام دانشگاه عمومي تلقي مي‌شود؟ اين‌گونه مي‌شود كه دست‌اندركاران ساخت برنامه تنها با سليقه و ذوق خود پا پيش مي‌گذارند تا هر سال آزمون و خطايي جديد مرتكب شوند و طرفه آنكه، حتي از آزمون و خطاهاي گذشته نيز درس نمي‌گيرند.

ماه مبارك رمضان امسال هم تا 2 هفته ديگر به‌پايان مي‌رسد و استقبال متفاوت مخاطبان رسانه ملي از سريال‌هاي ماه رمضان، معياري مي‌شود براي داوري راجع به موفقيت صدا و سيما در برقراري ارتباط با مخاطبان. به نظر مي‌رسد در چنين شرايطي باز هم مسئولان رسانه‌ ملي جام   افتخار  را  در ميداني بي‌رقيب بالاي سر مي‌برند و چندين و چند برنامه نقد و بررسي با حضور منتقدان به روي آنتن مي‌فرستند. اما به‌هر حال اين روش تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟ شايد تا وقتي كه سياستگذاران رسانه ملي، دورانديشانه‌تر براي برنامه‌هاي مناسبتي طرح‌هاي بلندمدت و حساب‌شده داشته باشند و از شتابزدگي در توليد سريال‌هاي پرمخاطب خودداري كنند.

منبع:همشهری آنلاین

رضا کیانیان و بهاره رهنما از مهران مدیری میگویند+عروسی شبهای برره

 حمایت بی سابقه تلویزیون از بزنگاه

اخبار پشت هم از توقيف بزنگاه در بعد از ظهر امروز؛
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت


سينماي ما - چند خبر پي‌ در پي جنجالي در بعد از ظهر امروز، سريال بزنگاه را تا پاي توقيف برد و بازگرداند. ابتدا خبر از ابلاغ دستور توقيف سريال بزنگاه بود. دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما صادر شد. در نامه‌اي كه از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به خبرگزاري فارس ارسال شده، آمده است: با توجه به اعتراضات گسترده مردمي و بسياري از نخبگان و كارشناسان دلسوز حوزوي و دانشگاهي و همچنين انتقاد قبلي رياست شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما از ادامه هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني سريال «بزنگاه»، دستور توقف اين سريال طي نامه‌اي خطاب به رياست سازمان صداوسيما از سوي رياست شوراي نظارت ابلاغ شد.
در اين نامه ضمن تبيين رسالت صداوسيما به عنوان دانشگاه عمومي و وظيفه خطير اين رسانه در ارتقاي بينش فرهنگي جامعه آمده است:
اگرچه رسالت صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان رسانه‌ ملي و مهمترين دستگاه فرهنگي، ارتقاي دانش و بينش و منش عمومي آحاد جامعه و گسترش ارزش‌ها، آرمان‌هاي اسلام و انقلاب به مخاطبان بويژه نسل جديد است ولي متأسفانه محتواي برخي از سريال‌هاي توليدي شبكه صداوسيما، نه تنها در اين راستا نبوده بلكه متأثر از خاستگاه غربي آن، به عاملي براي رخنه و شكافي براي تهاجم فرهنگي و آسيب‌رساني بر پيكره فرهنگ و ديانت كشور مبدل شده است.
حسين مظفر در ابتداي اين نامه عدم تعريف صحيح و منطقي از طنز و مساوي دانستن آن با هجو و لغو و تمسخر و رواج فحاشي و الفاظ زشت و هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غير شرعي و حتي غير عرفي در برخي سريال‌هاي توليدي را از جمله مصاديقي دانسته كه ضمن مغايرت با منويات مقام معظم رهبري در باب كاركرد طنز در رسانه ملي با معيارها و ملاك‌هاي برنامه‌سازان سازمان نيز به استناد: بند 16-3-1 ضوابط و سياست‌هاي برنامه‌سازي (زبان و گفتار برنامه‌هاي صداوسيما بايد از هرگونه ناسزا، فحاشي، اهانت، كلمات ناشايست مبرا باشد) و بند 30-19-2 (كلمات، جملات و اصطلاحات چند پهلو كه معنايي دور از ادب، اخلاق و شأن مخاطب يا رسانه ملي را داشته باشد ممنوع است) مغايرت داشته و نشان از انحراف از ضوابط و معيارهاي ساخت برنامه دارد و موجب اعتراض شديد مخاطبان و هتك حيثيت رسانه ملي و تنزل جايگاه والاي دانشگاه عمومي سازمان گرديده است.
ايشان در ادامه اين نامه به ذكر نمونه‌هايي از بخش الفاظ ركيك و زشت در سريال بزنگاه آن هم در بهترين ساعت معنوي ماه مبارك رمضان از قبيل: «خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من را بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه در عرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند، انتخاب سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين كه در دستشويي مي گويد: «اينجا بوي آقاجون رو ميده» اشاره نمودند كه در تضاد آشكار در ايفاي رسالت فرهنگي سازمان صداوسيما است. رئيس شوراي نظارت در پايان اين نامه از مهندس ضرغامي خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شديد مردم نسبت به توقف سريال مذكور اقدام عاجل معمول و نتيجه را به شوراي نظارت منعكس شود.


اما در ادامه و در شرايطي كه بسياري انتظار توقيف بزنگاه را داشتند؛ روابط عمومي صدا و سيما اعلام كرد كه پخش بزنگاه تا عيد فطر ادامه خواهد داشت. اين روابط عمومي اعلام كرده است طبق اعلام قبلي فقط در ليالي ويژه قدر سريال پنج قسمتي «زماني براي پشيماني» به جاي اين مجموعه پخش مي‌شود. در اين اطلاعيه آمده است نظرات شوراي محترم نظارت بر سازمان صدا و سيما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار خواهد گرفت.
و بالاخره واكنش مدير شبكه سوم سيما بود كه حكم ادامه پخش سريال را قاطع‌تر امضا كرد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما، نسبت به ابلاغ دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما، واكنش نشان داد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما  در واكنش به نامه شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به مهندس ضرغامي، اظهار داشت: در حال حاضر براي جلوگيري از نمايش اين سريال دستوري به من نرسيده تا پخش آن را از شبكه سوم سيما متوقف كنم. وي افزود: اين دستور بايد از طرف آقاي ميرباقري معاون سيما يا مهندس ضرغامي رئيس رسانه ملي اعلام شود.
پورمحمدي با اشاره به نامه‌هاي پيشين شوراي نظارت و برآيند آن در نامه امروز كه توقف پخش سريال «بزنگاه» را خواستار شده، گفت: اين را از كم لطفي اعضاي شوراي نظارت بر برنامه‌‌هاي سازمان صداوسيما مي‌دانم و البته اطلاع ندارم كه قانون تا چه حد دست شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما را براي توقيف پخش مجموعه‌هاي تلويزيوني باز گذاشته است.
مدير شبكه سوم سيما به فارس گفت: البته ما در روزهاي آينده به دليل در پيش بودن ليالي قدر، به روال هرساله، سريال ديگري را با حال و هواي اين شب‌ها به روي آنتن مي‌فرستيم اما اگر دستور توقف ادامه پخش سريال از سوي مسؤولان سازمان صداوسيما صادر شود من پخش اين سريال را متوقف خواهم كرد.
وي در پايان گفت: به زعم من ، اين كار مواجهه با افكار عمومي و ميليون‌ها مخاطبي است كه تاكنون اين سريال را دنبال كرده‌‌اند به‌طوري كه تاكنون پربيننده ترين سريال سيما در ايام ماه مبارك رمضان بوده است.


منبع خبر : فارس

با سلام

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است د

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است در انتها با یک خانم قاضی با اتوریته که به نوعی خلق و خوی مردان را دارد ازدواج کند از ابتدا روی این خط کار کنیم که در انتها برای تماشاگر جالب توجه تر از کار در بیاید و.....

از بهاره رهنما پرسیده شد:در انتخاب کدام نقشتان ریسک کردید؟در واقع چشمهایتان را بستید و گفتید باداباد؟

در مجموعه "مرد هزار چهره" این اتفاق افتاد. چون هم نقش نقش فانتزی بود و هم بازی مشکلی را میطلبید و اگر نقش بد از کار در می آمد کار زمین میخورد.

اما چون کار با آقای مدیری را دوست داشتم این ریسک را پذیرفتم


این پوستر شما رو به یاد چه خاطره جالبی میندازه؟!

 

  عروسی شبهای برره


رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما در گفت‌وگو با فارس:

سريال «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما گفت: مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند.

حسين مظفر در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تذكر اين شورا به سريال «بزنگاه» گفت: مكاتبات ما با صدا و سيما روال عادي دارد و شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما هميشه برنامه‌هاي صدا و سيما را تحليل كرده و نظرات خود را پيرامون آنها منعكس مي‌كند.
وي افزود:اين بار سريال «بزنگاه» مورد تحليل قرار گرفته كه در حال پخش است. درباره اين سريال نيز بايد بگويم معمولا ما سريال‌ها را فقط به عنوان تفريح كه اوقات فراغت را پر كند نمي‌پسنديم. بلكه هر برنامه و هر سريالي با توجه به هزينه‌هايي كه دارد و رسالت فرهنگي سيما در حقيقت بايد حاوي پيام‌هاي مثبت باشد.
وي افزود: يك برنامه بايد حاوي پيام‌هاي اخلاقي، انساني، اجتماعي، فرهنگي باشد و پس از آن در عين حال فاقد پيام‌هاي منفي باشد. يعني بدآموزي نداشته باشد و فرهنگ سازي و الگوسازي غلط نداشته باشد.
مظفر تصريح كرد: ولي در سريال «بزنگاه» احساس شد كه بيشتر به مسائل اجتماعي كم توجهي شده و به قيمت خنداندن مردم و پر كردن اوقات آنها برخي ارزش‌ها مورد تمسخر واقع شده است كه به صدا و سيما تذكر داده شده تا اين موارد را اصلاح كنند.
وي در پاسخ به سؤال فارس مبني بر اين كه تاكنون و پس از گذشت چند روز از ارائه اين تذكر به صدا و سيما، هنوز هيچ تغييري در سريال رخ نداده است، اظهار داشت: ما ديدگاه خود را در اين نامه ارائه داده‌ايم و صدا و سيما هم قول داده است كه اصلاحات را انجام دهد و بايد در اين زمينه برنامه‌ريزي كند.شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما نقطه نظراتش را منعكس كرده‌ و باز هم در موقعيت‌هاي مختلف اين كار را خواهيم كرد .