بازي بيژن بنفشهخواه در نقش بيخودي الملك ديلمي تمام شد
پيگيري تصويربرداري سريال «قهوه تلخ» مديري
تصويربرداري مجموعه ويديويي «قهوه تلخ» از شنبه گذشته پيگيري شد.
به گزارش «باني فيلم»، سريال طنز قهوه تلخ به كارگرداني مهران مديري با 34 بازيگر اصلي و گروه توليد 200 نفري تيرماه سال گذشته كليد خورد و تصويربرداري آن همچنان ادامه دارد.
انجام مراحل تدوين همزمان و نيز تغيير در شركت پخش كننده طي هفتههاي اخير، موجب وقفههايي در توليد شده بود كه با حل اين موارد، تصويربرداري از شنبه هفته جاري در لوكيشن اصلي واقع در منطقه فرشته پي گرفته شده است.
در حال حاضر بخشهاي مربوط به قسمت 50 به بعد مقابل دوربين قرار دارد. بيش از اين نماهاي خارجي اين سريال نيز در كاخ نياوران ضبط شده است.
از ميان بازيگران، بازي بيژن بنفشهخواه كه نقش يكي از محبوبترين كاراكترهاي سريال را بازي ميكند (بيخوديالملك ديلمي) به پايان رسيده است، ولي بازي سايرين همچنان ادامه دارد.
خشايار الوند و امير مهدي ژوله نيز فيلمنامه اين سريال را مينويسند. اين سريال هر هفته در سه قسمت از طريق فروشگاههاي معتبر در اختيار علاقهمندان قرار ميگيرد و تهيهكنندگي آن را مجيد و حميد آقاگليان بر عهده دارند.
این وقفه به دلیل تدوین سریال بوده و در حال حاضر تصویربرداری قسمتهای 50 سریال در حال انجام است.
ساخت این مجموعه با 34 بازیگر اصلی و گروهی شامل 200 نفر و با پیشتولید حدود پنج ماه برای طراحی و ساخت دکور و همچنین طراحی و دوخت لباس، از مهرماه سال 88 آغاز شده و حدود شش ماه دیگر ادامه خواهد داشت.
سریال «قهوه تلخ» از 23 شهریورماه و با برنامه هر هفته سه قسمت در یک بسته، از طریق فروشگاههای معتبر سراسر کشور عرضه میشود.
در حاشيه نشست انجمن دوستي ايران و كوبا؛
«قهوه تلخ» به نماينده راديو و تلويزيون كوبا اهدا شد


خبرگزاري فارس: «مريم بخشي» بازيگر نقش اخترالملوك در مجموعه «قهوه تلخ»، لوح فشرده اين مجموعه را به «رودريگرز» قائم مقام راديو و تلويزيون كوبا اهدا كرد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در جريان حضور «خورگه عمر الازابل رودريگرز» قائم مقام راديو و تلويزيون كوبا و داور بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي فيلم كوتاه تهران كه به همت «انجمن دوستي ايران و كوبا» در سفارت اين كشور برگزار شد، «مريم بخشي» بازيگر نقش اخترالملوك سريال قهوه تلخ، فيلمهاي اين مجموعه شبكه نمايش خانگي را به رودريگرز، اهدا كرد.
گفتگو با الوند و ژوله
دخالت مدیری سانسوری است نه دراماتیک
56 سانسور در بخش هفت سريال قهوه تلخ ( ورود بلوتوث كبير )!

نيما زند كريمي، استاد تاريخ با خوردن يك قهوه تلخ ميرود در دل تاريخ و در ميان آدمهايي كه اسم و رسمشان و ريخت و قيافه شان چيزي ميان امروز است و آن روز! در دوره (دورهاي بعد از انقراض زنديه و قبل از به سلطنت رسيدن قاجارها) جهانگير شاه دولو كه نامي از او در تاريخ نيست در تهران حكومت ميكند...
اين بخشي از داستان سريال جديد مهران مديري (قهوه تلخ) ميباشد كه چند وقتي است خيليها را مجذوب خودش كرده است. بعد از چك و چانههايي كه مهران مديري سر قهوه تلخ با صدا و سيما زد و آخر هم به نتيجه نرسيد ترجيح داد اين سريال را در قالب لوح فشرده وارد شبكه خانگي كند تا آنهايي كه كارهاي طنز آن هم به سبك مهران مديري را ميپسندند هر هفته از سوپر ماركت سر كوچه نسخههاي آن را خريداري كنند و...
در اين ميان دست به قلمهاي مهران مديري هم مثل سريالهاي قبل با نوشتن شخصيتهاي عجيب و غريب و اسامي كه با شغل و شخصيت شان همخواني دارد باز هم تبحر خود را نشان دادند تا علت اينكه مديري عادت دارد هميشه با تيم خودش كار كند بيشتر مشخص شود.
در يك روز سرد پاييزي در لوكيشن سريال قهوه تلخ با خالقان اين اثر يعني امير مهدي ژوله و خشايار الوند به گپ و گفت نشستيم. دو نويسندهاي كه نوشتن به اين سبك را «كار پادگاني و پارتيزاني ميدانند با كلكسيوني از مشقتهاي كاري». اين دو نويسنده از قهوه تلخ ميگويند و ساير كارهايي كه فيلمنامهنويسي آنها را برعهده داشتهاند. آنها معتقدند: «در همه ژانرها نويسنده مظلومترين آدم است. چون فروش كار نصيب تهيهكننده ميشود، افتخارش مال كارگردان است و نمك كار هم متعلق به بازيگر! اما اگر ايرادي در كار باشد به فيلمنامه ربط دارد. در حالي كه تنها چيزي كه قبل از آن پيش زمينهاي وجود ندارد و نويسنده آن را خلق ميكند، فيلمنامه است...»
آرامش: طنزنويسي چقدر با ريسك ارتباط دارد؟
ژوله: من توي نوشتن هر چه بلد باشم مينويسم ولي در كل آدم محافظه كاري به خصوص در ارتباط گيري با آدمها هستم كه اين محافظه كاري يك جورهايي در من نهادينه شده است. سالها فعاليت در عرصههاي مختلف باعث شده محدوديتها و حساسيتها را بيشتر بشناسم. مثلا وقتي با تلويزيون همكاري داشتيم اواخر كارمان وقتي متني مينوشتيم و گروه كار ميكرد با كمترين اصلاحات پخش روبرو ميشد و خودمان دستمان آمده بود كه چه چيز را ميشود گفت و چه چيز را نميشود! بهطور كلي موقع نوشتن قبل از اينكه فكر كنيم چه چيز را ميتوانيم بنويسيم به اين فكر ميكنيم كه چه چيز را نميتوانيم بنويسيم.
آرامش: آقاي ژوله طنزنويسي در مطبوعات در سوابق كاري شما ديده ميشود چه تفاوتي بين نگارش طنز مطبوعاتي و فيلمنامه طنز ميبينيد؟
ژوله: طنز مكتوب يك اثر ادبي است و ثبت و خوانده ميشود و نويسنده مالك آن ميباشد. با طنز مكتوب ميتوان بيواسطه با مخاطب ارتباط برقرار كرد. اما به نظر من طنزنويسي براي فيلمنامه مثل مادري ميماند كه فرزندش را به دنيا ميآورد و بعد آن را رها ميكند و ديگر مالكش نيست. در اين نوع طنز آن چيزي كه بيننده ميبيند اثر ادبي نويسنده نيست بلكه سريال كارگردان و بازي بازيگر است. كاري كه ما در نگارش متن براي فيلمنامه انجام ميدهيم يك كار پارتيزاني و پادگاني است يعني اگر كسي بتواند در اين فضا از عهده كار برآيد قطعا ميتواند هر كاري را در حوزه فيلمنامهنويسي انجام دهد براي اينكه اين كار تخصصي است و نه شبيه فيلمنامهنويسي است و نه شبيه طنزنويسي.
در نظر بگيريد صبح روزي كه شب آن 50 ميليون بيننده منتظر پخش سريالاند شما با علم به اينكه برخي لوكشينها را نميتوانيد استفاده كنيد يا برخي بازيگران را در اختيار نداريد و هزاران مسئله ديگر بايد درباره يك موضوع مشخص بنويسيد. بهنظر من اين يك مديريت بحران است كه شما با توجه به تمام محدوديتهاي زماني، مكاني و شخصي، برآيند سرعت و كيفيت كارتان بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند.به عنوان مثال در يكي از قسمتهاي شبهاي برره بعد از اينكه تمام متنها براي آقاي مديري نوشته شده بود وي بهدليل كسالت نتوانست جلوي دوربين برود و بنابراين اگر ما ميخواستيم نقشش را حذف كنيم بايد تمام ديالوگها و موقعيتها را تغيير ميداديم. در نتيجه سناريو تبديل به اين شد كه در برره رسم است در روزهايي از سال خود فرد نباشد اما صدايش وجود داشته باشد! آقاي مديري هم پشت صحنه نشسته بود و ما تنها صداي او را در سريال داشتيم.
آرامش: سبك خاصي در طنزنويسي داريد؟
ژوله: من فكر ميكنم طنزم عريان است چرا كه من تربيت شده مكتب گل آقا نيستم آنهايي كه تربيت شده مكتب گل آقاند با توجه به فضاهاي دهه 60 و درگيريهاي جنگ، طنزشان ظريف، كلي و با يك رندي همراه است. اما من نسل جديد هستم بنابراين كمي طنزم شلاقيتر است. البته هر چه تجاربم بيشتر ميشود سعي ميكنم با مراعات بيشتري درباره افراد بنويسم. اما نقاديهايم در حوزههايي مثل فرهنگ و اجتماع همچنان عريان است.
تمام موهاي من در طنزنويسي سفيد شده است! چون آن هنگام كه در مطبوعات بودم هميشه يك مدير مسئول بود كه با يك خودكار دور واژهها دايره بكشد و آنها را خط بزند. در تلويزيون هم كه فيلترهاي مختلفي مثل كارگردان و ناظر پخش و... هستند كه نظارت دقيقي دارند.
آرامش: خنداندن مردم ايران كار سختي است؛ در نگارش متنهاي طنز چه اصولي را رعايت ميكنيد تا مردم بخندند؟
الوند: راجع به خنداندن مردم، من اول يك نكتهاي بگويم؛ بهطور عام در دنيا چند مسئله اساسي وجود دارد كه به وسيله آن مردم را ميخندانند كه جزء خط قرمزها محسوب ميشود. خط قرمزهاي جنسي و مذهبي كه ما در ايران اصلا از آنها استفاده نميكنيم. همچنين خط قرمزهاي سياسي و قوميتي هم داريم كه در ايران جزء خط قرمزهايياند كه بهندرت از آنها استفاده ميشود. اين چهار مورد در كشورهاي غربي چه در لطيفهها و فيلمهاي كمدي و چه محاوره و تيكه پراندن به شدت استفاده ميشود. از سوي ديگر ملت ما هم به راحتي نميخندند و شرايط اجتماعي و اقتصادي تاثير مستقيم روي آنها دارد. گاهي اوقات شما يك طنز را در محاوره ميگوييد يا آن را مكتوب ميكنيد اما يك وقت هم است كه بايد اجرا شود؛ اجرا هم يك شمشير دولبه است. يك زمان يك اجراي درخشان ميتواند تاثير يك شوخي را چند برابر كند و گاه يك اجراي ضعيف ميتواند شوخي را از بين ببرد. بهنظر من در كارهاي تصويري رياكشن، تايمينگ، لوكشين و... ميتواند تاثير زيادي روي متن طنز بگذارد.
ژوله: در اين بين هم كارگردانهاي محدودي هستند كه ريتم، لحن، نقش رياكشن و... را در طنز ميشناسند. از سوي ديگر هم بازيگران محدودياند كه ميتوانند طنز بازي كنند. همه اينها را اضافه كنيد به محدوديتهاي سنتي و محدوديتهايي كه در كار اضافه ميشود. مثل اينكه اسم لاكپشت را عوض ميكنيم يك نفر زنگ ميزند ميگويد آقا اين اسمي كه گذاشتيد نام برادر من است. يا اينكه با هيچ شغل و طيفي نميتوانيم شوخي كنيم چون به افراد برميخورد.
الوند: به تازگي يك خانمي زنگ زده بود و ميگفت: انجمن دوستداران محيط زيست به سريال قهوه تلخ اعتراض كردهاند چون لباسهايي كه از پوست حيوان درست شده در اين فيلم تبليغ ميشود.
ژوله: در نظر بگيريد خنداندن مردم كه سخت است با اضافه شدن اين موارد كار مشقت بار ميشود. ضمن اينكه هميشه از سوي مسئولان طنز به عنوان ژانر شناخته نميشود و فقط ميگويند لازم است. تعبير من از طنز اين است كه افراد طنز را به عنوان دستشويي خانه ميبينند كه لازم است باشد اما در كنارش عكس يادگاري نميگيرند!
الوند: مثلا برخي ميگويند كه فيلم سن پترزبورگ فيلمنامه پر ايرادي دارد اما اگر فيلمنامه اصلي را بخوانيد و ببينيد چه از آن بيرون آمده است واقعا تعجب ميكنيد.اي كاش ميشد فيلمنامههاي ما در كنار فيلمها چاپ ميشد تا مردم ببينند كه چه نوشته ميشود چه اجرا شده و چه چيز عرضه شده است.
آرامش: اجراي بازيگران در سريالهاي آقاي مديري با متنهايي كه مينويسيد چند درصد تطبيق دارند؟
الوند: مهران بسيار به متن متكي است. اولين دخالتي كه ميكند دخالت سانسوري است و نه دراماتيك. مثلا ميگويد: اين جمله ناجور است يا در كلاس كار ما نيست. در قهوه تلخ خيلي از شوخيهايي كه در كارهاي قبلي وجود داشت دوباره قرار داديم اما مهران نپذيرفت چون ميگويد سبك كار فرق ميكند. به عنوان مثال قرار بود كاترين براي فخرالتاج دندان مصنوعي سوغات بياورد اما مهران قبول نكرد چون معتقد بود سالمندهاي زيادياند كه دندان مصنوعي دارند و ممكن است ناراحت شوند و يا در قسمت دوم وقتي گردن زده ميشود اثري از يك لكه خون يا كلهاي كه روي زمين بغلتد نيست.
بداهه گويي هم در كار وجود ندارد در حالي كه خيلي از كارهاي تلويزيوني براساس بداهه شكل ميگيرد. يعني يك بازيگر يك چيزي ميگويد كه تبديل به يك اتفاق بامزه ميشود و كارگردان هم به او اجازه ميدهد دايما آن را تكرار كند. در كارهاي مهران مديري بداههگويي بسيار كم و شايد كمتر از يك درصد باشد. كارهاي فيزيكال، سر و شكل هم نقش اساسي ندارد چرا كه شخصيتها طوري طراحي نشدهاند كه مردم بهخاطر جنگولك بازيشان بخندند. بنابراين ملزمند كه طبق متن پيش بروند. از سوي ديگر ما آنقدر با هم كار كرديم كه شيوه كار مهران دستمان آمده براي همين آنقدر به اوت نميزنيم كه مجبور شود كل سكانس را حذف كند.
آرامش: بهخاطر همين شناخت است كه كارگردانها معمولا با نويسندگان مشخصي كار ميكنند؟
ژوله: بله دقيقا. ما در اين سطح كار، ديگر فرصت آزمون و خطا نداريم تا مثلا يك نويسنده جديد را بياوريم تا بعد از چند قسمت به اين نتيجه برسيم كه ميتواند موفق باشد يا نه. تعبير من از كار در اين سطح، بازي در تيم ملي است، جايي كه ديگر فرصتي براي تست دادن وجود ندارد. بنابراين كارگردانها سعي ميكنند با كساني كار كنند كه اولا به لحاظ كاري به هم اعتماد داشته باشند يعني وقتي مهران مديري نويسندگي سريالش را به افرادي خاص ميسپارد اطمينان دارد كه متن نهايي به آن طرحي كه در ذهن داشته نزديك است و من نويسنده هم به اين اطمينان دارم متني كه مينويسم با كوچكترين تغيير و به بهترين شكل اجرا ميشود. دوم اينكه افراد به لحاظ رفتاري آدمهاي خوبي باشند. مراحل ساخت قهوه تلخ نزديك به دو سال است كه ادامه دارد و تمام گروه در اين مدت با هم زندگي ميكنند بنابراين قطعا تمام عوامل سريال بايد افراد بدون حاشيه و بدون تنشي باشند تا در يك فضاي آرام بتوانند كنار هم كار كنند. به همين دليل است كه بعد از مدتي آدمها همديگر را پيدا ميكنند و گروهها شكل ميگيرد.
آرامش: آيا كار براي شبكه خانگي راحتتر است؟
ژوله: نه براي ما فرقي ندارد به اين خاطر كه وقتي اصل داستان قهوه تلخ طراحي شد قرار بود كار از تلويزيون پخش شود. به همين دليل طرحها را به صدا و سيما فرستاديم و تمام شخصيتها، اسامي و نوع شوخيهايشان با تلويزيون هماهنگ شده بود. ناظر كيفي هم تا قسمت 15 سر كار حاضر بود. يعني ما كاملا با قواعد تلويزيون كار را شروع كرديم و به پيش برديم. وقتي قهوه تلخ را با فيلمهاي طنز سينما مقايسه كنيد متوجه ميشويد شوخيهايي كه در آنها ديده ميشود در قهوه تلخ جايي ندارد.
الوند: بهنظر من تنها در مواردي مثل آرايش، پوشش و close up گرفتنها تفاوت وجود دارد. در حال حاضر زبان طنزي كه در فيلمهاي كمدي سينما در ديالوگها رد و بدل ميشود بسيار زننده است. با وجود اينكه كار قهوه تلخ هيچ كدام از اين موارد را ندارد اما دوستان ميگويند اين سريال مورد تاييد براي پخش در تلويزيون نيست! در كل يكي از نكات مثبت پخش سريال از تلويزيون توافق جمعي و احساس مشتركي است كه از تماشاي آن بهوجود ميآيد و بازخوردش هم بهصورت جمعي به ما ميرسد. مثلا وقتي شبهاي برره پخش ميشد فردا بازخوردش را در ميان مردم ميديديم و ميتوانستيم براساس آن اشكالات متن را پيدا كنيم چرا كه بازيگران و كارگردان ثابت بودند و اگر مردم يك شب از سريال ناراضي بودند و شبي ديگر راضي، قطعا به اين نتيجه ميرسيديم كه متن ايراد دارد.
ژوله: البته كار براي شبكه خانگي يك اتفاق بزرگ در فعاليتهاي رسانهاي است. چرا كه يك بستر و فضاي جديد فارغ از تلويزيون و سينما براي هنرمندان بهوجود آورد تا آنهايي كه دوست دارند در اين فضا هم با مخاطب ارتباط برقرار كنند دست به كار شوند. اين به نفع تلويزيون نيز است چون رقابت باعث بالا رفتن سطح كيفي كار ميشود و مخاطب هم ميتواند كار با كيفيتتري را ببيند. ما چند سال بود كه قصد داشتيم كار در شبكه خانگي را تجربه كنيم؛ اولين بار با فضانوردان شروع كرديم و بعد از آن گنج مظفر و مجموعه آيتمهاي طنز را ساختيم كه بنا بر مشكلاتي چندان موفقيت آميز نبود. بهنظر من در حال حاضر پخش قهوه تلخ از شبكه خانگي يك اتفاق خير در اين عرصه است.
آرامش: زبان نگارش قهوه تلخ با ساير كارها متفاوت است؛ آيا براي نوشتن اين ديالوگها آن هم به زبان طنز و در فضاي فانتزي احتياج به مطالعه خاصي بود؟
الوند:ما مطالعه خاصي انجام نداديم. بر اساس ذهنياتي كه از سريالهاي تاريخي جدي داشتيم شروع به نوشتن اين متنها كرديم.
ژوله:البته با مطالعه نامههايي كه مربوط به آن دوران بود متوجه شديم زباني كه ما به عنوان زبان دوره قاجار ميشناسيم در اصل وجود نداشته و در واقع زباني است كه علي حاتمي به ما معرفي كرد. ما سعي كرديم تا اين تضاد را در زبان مردم بيشتر مشخص كنيم و نشان دهيم كه اين آدمها آنقدر هم كه نشان ميدهند فاخر نيستند و اداي انسانهاي با اصل و نسب را در ميآورند. به همين دليل در بعضي مواقع قاب آنها ميشكند و يا در فلاش بكها متوجه گذشته آنها ميشويم. مثل زماني كه ملكه عصباني شده و شخصيت واقعي او نمايان ميشود.
الوند: ما ابتدا تصميم داشتيم متنها را به زبان فاخر قاجار بنويسيم اما متوجه شديم كه با اين زبان ثقيل و سنگين هم در نوشتن به مشكل بر ميخوريم و هم طنز نوشتن به اين زبان بسيار سخت بود. اين در واقع زبان قرار دادي بين تماشاگر و نويسنده است.
آرامش: شخصيتهاي قهوه تلخ چگونه خلق شدند؟
الوند: به جز نيما زند كريمي بقيه افراد بيشتر به تيپ نزديكند تا شخصيت. اما در خلق نقشهاي قهوه تلخ، كمي خلاف عرف رفتار كرديم يعني متن ننوشتيم كه بعد براساس آن متن دنبال بازيگر باشيم، بلكه يكسري بازيگر (كه تعداد آنها بسيار بود) داشتيم كه بايد براي آنها ديالوگ مينوشتيم. طرح اوليهمان هم اجرا در فضاي كاخ و دربار بود بنابراين ناخوداگاه يكسري مناصب و مشاغل به دنبال داشت. در واقع با همفكري كارگردان نقشها به افراد سپرده شد. اما بهطور كلي در محاورهها،گپ و گفتها و تعاملات اجتماعي برخي از اين افراد بوجود آمدند. مثلا شخصيت بلد الملك شبيه يكي از بستگان من است كه بي جهت به خودش گير ميدهد، عصباني ميشود و... يا وجود ويژگيهايي مثل لوس بودن، عشق شاعري و انتظار رسيدن يك شاهزاده با اسب سفيد در لعبت الملوك خيلي دور از واقعيت نيست و ميشود مصداق آن را در جامعه ديد.
ژوله: تيپها معمولا از ديدهها و شنيدهها خلق ميشوند. در بسياري از مواقع، فضا ما را به سمت خلق اين نقشها هدايت ميكند. وقتي ده برره را خلق كرديم لزوما اين ده نياز به كدخدا، خان، پزشك، مغازه دار و... داشت كه اين مسئله ما را به سمت چينش آدمها در آن موقعيتها پيش برد.
الوند: تيپهاي كمدي با نقطه ضعفهايشان شكل ميگيرند. نقطه ضعفهاي فيزيكي مثل چاقي، كچلي، كج و معوجي و يا نقطه ضعفهاي شخصيتي. ما سعي ميكنيم براي هر شخصيت يك نقطه ضعف بامزه پيدا كنيم. مثلا اينكه شاه ما عاشق بازي است و بايد در هربازي برنده شود اين يك ضعف شخصيتي است، بنابراين براساس اين فكر يكسري سكانس نوشته ميشود. نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه تيپهاي سريالهايي به اين سبك پيشرفت نميكنند. يعني شخصيت اول داستان با شخصيت آخر داستان فرقي ندارد و نميتوان يك سير دراماتيك برايش قايل شد. اين مسئله از يك طرف كار را براي ما آسان ميكند چون ما تحولي در شخصيت نميبينيم. اما از طرفي ديگر كار سخت ميشود چرا كه اين شوخي و نقطه ضعف بايد پيشرفت كند. تمام شوخيهايي كه در ابتداي كار نوشته ميشد آسان بود. اما از آنجا كه تيپ ثابت است و پيشرفت نميكند، وقتي ميخواستيم شوخيها و نقطه ضعفها را پيشرفته نشان دهيم كارمان بسيار سخت شد.
ژوله: علاوه بر اين بايد عناصر كار نمايشي را هم مورد توجه قرار ميداديم .يعني اينكه در كاخ يك شخصيتي مثل شاه را تعريف ميكنيم كه مثلا اين شاه همه چيز برايش كودكانه است. ازدواج كردن، سرگرمي، مملكت داري و حتي زورگوييهايش هم بازي كودكانه است. با تمام اين اوصاف چيزي كه روي كاغذ ميآيد، از فيلتر ذهني كارگردان ميگذرد و به آن شاخ و برگ داده ميشود. سپس ما آن را به بازيگر ميدهيم و اين نوشته از فيلتر ذهني بازيگر نيز ميگذرد و به آن جان ميدهد كه ممكن است با متن فرق داشته باشد. براي همين تمام متنهايي كه براي نقشها نوشته ميشود مختص آن است و نميتوان ديالوگهاي نقشها را با هم عوض كرد. مثلا شوخي و ديالوگي كه براي مستشار نوشته ميشود كاملا با ديالوگ دامبول، از نظر آهنگ، ريتم كلام، نوع ديالوگ و... فرق دارد.
آرامش: خلق تيپها به عهده چه كسي بود؟
الوند: همه تيپها و شخصيتها را با هم خلق كرديم.
آرامش: بسيار جالب است كه فضاي فكري دو نويسنده تا اين حد به هم نزديك باشد؛ نظر خودتان چيست؟
الوند: ما از قسمت 7 به بعد تمام قسمتها را به كمك همديگر نوشتيم.
ژوله: به هر حال هر دوي ما يك سري نقاط ضعف و قدرت داريم. هنگامي كه در يك مجموعه كنار هم قرار ميگيريم برآيند كار اثر بهتري خواهد شد.
الوند: اگر شما اكنون قسمتهاي اول را دوباره تماشا كنيد به اندازه همين بخشها برايتان جالب است. در كارهاي قبلي هميشه 15 شب طول ميكشيد تا هم ميان گروه هماهنگي به وجود بيايد و هم در ميان مخاطبان جاي خود را باز كنيم.
ژوله: در حال حاضر بيننده به تماشاي قهوه تلخ خو گرفته است. اسمها را ميشناسد و نقشها برايش جا افتاده و در اين كار پر از بازيگر شغلها را شناخته و شوخي هر يك از نقشها برايش آشناست و يك پيش زمينه قبلي از هر شخصيت دارد. به عنوان مثال وقتي وارد نظميه ميشود و بلدالملك را ميبيند منتظر گير دادن و اوج گرفتن عصبانيت اوست.
آرامش: شخصيت محبوب خودتان چه كسي است؟
ژوله: ما طبيعتا با نيما زند كريمي هم ذات پنداري ميكنيم زيرا با او وارد داستان ميشويم و داستان از زبان او روايت ميشود و با ناراحتي او ناراحت ميشويم و از شاديهاي او خوشحال. من تيپهاي ملكه، لعبتالملوك، بلدالملك و برزوخان سپهسالار را بيشتر دوست دارم. البته نقش آقاي مديري (بلوتوث كبير) هم بسيار جالب است كه از بخش 7 وارد ماجراهاي سريال ميشود.
الوند: اين تيپ (بلوتوث كبير) در ميان نقشهاي آقاي مديري كاملا جديد است. من شخصا در ميان تيپهاي دربار، دامبولالسلطنه را دوست دارم.
آرامش: نيما زند كريمي نماد چه آدمي است؟
ژوله: نكتهاي كه ما در تعريف اين شخصيت در نظر داشتيم اين بود كه فردي متعصب و وفادار به تاريخ است. او تاريخ را به عنوان اتفاقي كه نه تنها در گذشته افتاده بلكه به عنوان درس عبرت آيندگان ميداند. ولي متاسفانه كسي به دانستههاي او اهميت نميدهد. آدمي با اين همه تعصب نسبت به تاريخ كشورش در بخشي از تاريخ قرار ميگيرد كه اصلا آن را باور ندارد. نيما زند كريمي ميان آدمهايي ميرود كه به او اهميت نميدهند بنابراين تصميم ميگيرد با استفاده از دانش خود تاريخ را عوض كند و تاريخي كه در گذشته اتفاق افتاده و نوشته شده را تغيير دهد. دست و پا زدن اين آدم نماد يك تلاش نافرجام و سرخوردگي تاريخي است و به نوعي همه مصيبتهاي سريال بر سر او ميآيد. آرامش: بهترين سكانسي كه تا بخش شش سريال نوشتهايد كدام بود؟
الوند: دقيقا در خاطرم نيست. ما اين سكانسها را حدود يك سال و نيم پيش فيلمبرداري كرديم. من سكانسي كه مستشار به نظميه ميرود و سراغ چمدانش را ميگيرد دوست دارم و همچنين سكانسي كه مستشار براي ديدن ناز خاتون به خانه اعتمادالملك ميرود از سكانسهاي مورد علاقه من است.
ژوله: من هم سكانسهاي نظميه را دوست دارم.
آرامش: به اعتقاد بسياري فلاش بك خواستگاري جهان از فخرالتاج هم خيلي زيبا بود. نظر خودتان چيست؟
الوند: اتفاقا آن سكانس را خيلي بهتر از اين ميشد اجرا كرد. به نظرم بچهها خيلي اغراقآميز بازي كردند و گريم آنها نيز خيلي غيرواقعي بود.
آرامش: آيا بخشهايي كه به منظور اصلاح از سريال خارج ميشود به روند كار لطمه ميزند؟
ژوله: در اين كار سكانسهاي اصلاحي بسيار كم بود. اين موضوع را در نظر داشته باشيد كه اين اصلاحات، اشكالات تلويزيون يا ارشاد نيست. در واقع اين نوعي خودسانسوري براي ادامه كار است تا حساسيتي ايجاد نشود و لطمهاي به كار وارد نشود. به همين دليل ما اين اصلاحات را ميپذيريم.
الوند: بخش هفت سريال كه در واقع ورود بلوتوث كبير است با 56 اشكال پخش مواجه شد. پذيرفتن سانسور اين 56 مورد به اين دليل بود كه هيچ اشكالي در روند پخش سريال به وجود نيايد.
آرامش: بعد از پايان كار دلتان براي نقشهايي كه نوشتيد تنگ ميشود؟
ژوله: خيلي زياد. بعد از پايان شبهاي برره هم براي ما و هم مردم اين تصور باقي ماند كه ده برره همچنان وجود دارد و نقشها هنوز در آنجا زندگي ميكنند. مسعود شصتچي را هم خيلي دوست داشتم؛ سادگي، طفل معصوم بودن و جوگيرشدنش خيلي خواستني بود.
الوند: فكر ميكنم كاملترين شخصيتي كه آفريديم همين مسعود شصتچي بود. آدمي با تمام نقطه ضعفها و تضادهاي دراماتيك يك شخصيت سينمايي. او يك رندي، معصوميت و بلندپروازي الكي دارد كه باعث ميشود پشت هواپيما بنشيند. يك آدم محروم كه حالا فرصت كرده تا توانمنديهايش را نشان دهد.
ژوله: تا پايان كار قهوه تلخ بايد صبر كنيم تا معلوم شود كه دلمان تنگ ميشود يا نه! ولي فكر ميكنم كه اين كار از جمله كارهاي ماندگار باشد.
آرامش
"قهوه تلخ" از سه شبکه تلويزيوني افغانستان پخش مي شود

خبرگزاري آريا - مجموعه طنز "قهوه تلخ" از سه شبکه تلويزيوني افغانستان پخش مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا ، شبکه هاي تلويزيوني "سپهر-آرزو و امروز" مجموعه تلويزيوني قهوه تلخ را پخش مي کنند و مردم افغانستان به ويژه شهروندان کابل نيز از اين مجموعه تلويزيوني استقبال کرده اند.
پيش از اين نيز شبکه هاي متعدد تلويزيوني افغانستان مجموعه هاي طنز "شب هاي برره- پاورچين – متهم گريخت – ساعت خوش و مرد هزارچهره" را پخش کرده اند.
مجموعه طنز "خوش نشين ها" هم با چند قسمت تاخير از شبکه تلويزيوني تمدن پخش مي شود و شبکه تلويزيوني "راه فردا" نيز پخش مجموعه تلويزيوني "عيد امسال" را آغاز کرده است.
همزمان با ايام تعطيل در افغانستان به ويژه اعياد فطر و قربان ، شبکه هاي تلويزيوني اين کشور نيز معمولا برنامه هاي طنز به ويژه مجموعه هاي طنز ايراني رو مي آورند.
از آنجا که مجموعه هاي تلويزيوني ايراني نيازي به دوبله و بازبيني ندارد ، بسياري از شبکه هاي افغانستان پخش اين مجموعه ها را به سريالهاي خارجي ترجيح مي دهند.
مجموعه هاي تلويزيوني ايراني صحنه هاي غيراخلاقي و مستهجن ندارد و خانواده هاي افغان هم با خيالي راحت اين برنامه را تماشا مي کنند.
بر اساس گزارش واحد مرکزي خبر ، دين ، فرهنگ و آداب و رسوم مشترک ايران و افغانستان نيز سبب شده است تا مجموعه هاي تلويزيوني ايراني با استقبال افغانها مواجه شود.
|
همایون نصیری: آلبوم دوم دارکوب در راه است
موسیقی ما - در حال حاضر مشغول برنامه ریزی و جمع آوری گروه برای تمرین و ضبط آلبوم دارکوب دو هستیم.
«همایون نصیری» آهنگساز، نوازنده و سرپرست گروه دارکوب با اعلام این خبر گفت: در آلبوم داکوب دو ، قصد داریم از نوازندگان و سازهای خارجی استفاده کنیم .
وی افزود: از آن جایی که نوع ترکیب بندی موسیقیایی ای که در دارکوب استفاده میشود؛ نوعی تلفیق موسیقی ایرانی با موسیقی آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی است ؛ نیاز به استفاده ازنوازنده و سازهای خارجی در این اثر بیش از پیش احساس می شود .
این هنرمند ازبردن نام و ملیت نوازنده ها خودداری کرد و اذعان کرد: در شرایطی که درموسیقی کشور ما برنامه ریزی دراز مدت ودقیقی نمی توان انجام داد و لحظه آخر نیز ممکن است همه چیز تغییر کند بهتر است تا قطعی شدن همه چیز و ضبط و آماده انتشار شدن هرکار از صحبت درباره آن خودداری کنیم .
«نصیری» درباره استقبال مخاطبان ازآلبوم شماره یک دارکوب توضیح داد: به لطف پرودگار، این آلبوم از فروش خوبی برخوردار بوده و با این که از پخش توهین آمیز سوپرمارکتی و توزیع پاکتی آن که شان هنرمند و مخاطب را پایین می آورد ، جلوگیری شد ؛ اما فروش بالای آن نشان از سطح بالا فرهنگی مخاطبان هنردوست کشور ما دارد . سرپرست گروه موسیقی دارکوب درپاسخ به این سوال که آیا فروش بالای این آلبوم به دلیل استفاده ازستاره هایی چون « حاد بهداد » و « مهران مدیری » نبوده است ، گفت : بی تردید حضور این هنرمندان در گروه تاثیر ویژه ای بر توجه مخاطبان و ایجاد انگیزه برای یک بار گوش دادن این موسیقی داشته است ؛ اما این کیفیت اثراست که مخاطب را وا می دارد تا تبلیغات سینه به سینه انجام داده و مخاطبان بیشتری را به سمت این اثر موسیقیایی هدایت کند.
این نوازنده پرکاشن تصریح کرد: به دلیل همین استقبال بی نظیر مخاطبان ، برآن شدیم تا خبر خوبی را نیز به مخاطبان شهرستانی دهیم که در صورت مهیا شدن شرایط ، پس از اتمام ماه محرم و صفر کنسرت دارکوب را با همان گروه قبلی ، در چندین شهرستان کشور اجرا خواهیم کرد.
|
|
|
|
منبع : پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران |
باتشکر از دوست خوبم سمانه