برگشت به کار آیتمی عقب گرد نیست/در «شوخی کردم» ممیزی‌ها بازتر است

رضویان در گفت‌وگو با تسنیم:
 
برگشت به کار آیتمی عقب گرد نیست/در «شوخی کردم» ممیزی‌ها بازتر است
 
جواد رضویان
خبرگزاری تسنیم: جواد رضویان بازیگر مجموعه «شوخی‌کردم» گفت: نزدیک به 30 نفر از کسانی که در این تیم 50 نفره مجموعه «شوخی کردم» حضور دارند با کار آیتمی شروع کردند و این که بگوییم برگشت به کار آیتمی عقب گرد است، کم لطفی است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جواد رضویان بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در پاسخ به سوالی مبنی بر همکاری مجددش با مهران مدیری در مجموعه «شوخی‌کردم» گفت: دلیلی نداشت که من و آقای مدیری با هم همکاری نکنیم. آن زمانی که در سریال و سینما شرایط کاری‌ام به گونه‌ای شد که مقداری به سمت فیلم‌سازی رفتم، امکان همراهی با آقای مدیری را نداشتم ولی همیشه مترصد این فرصت بودم که با ایشان مجموعه‌ای را کار کنیم.

رضویان در ادامه گفت: برای حضور در مجموعه «شوخی کردم» با اینکه مشغول پیش‌تولید کاری بودم ترجیح دادم تا در این مجموعه در کنار دوستانی که در این دو دهه در سینما و تلویزیون در فضای طنز کار کرده بودند حاضر شوم و همین انگیزه‌ای بود که دوباره کنار هم باشیم. 

رضویان در ادامه در پاسخ به سوالی که آیا بازگشت به کارهای آیتمی پس از یک دوره فیلم‌سازی بازگشت به عقب نیست، گفت: ما بچه آیتم هستیم و به جرات می‌توانم بگویم نزدیک 30 نفر از کسانی که در این تیم 50 نفره مجموعه «شوخی کردم»  حضور دارند با کار آیتمی شروع کردند و دو دهه تلویزیون را با کار آیتمی جلو بردند و همه‌ی ما کار خود را با داستانک و تئاترهای کوتاه شروع کردیم و به نظر من کار موجز کردن خیلی سخت‌تر است چون که در سه چهار دقیقه باید یک قصه‌ای  را روایت کنید که کار آسانی نیست و این که بگوییم برگشت به کار آیتمی عقب گرد است، کم لطفی است.

رضویان در ادمه گفت: کمدین‌های بزرگی چون چاپلین، باسترکیتون و هرولد لوید هم  به داستانک پرداخته‌اند و این‌ها همه جذابیتی است که در سینما و تصویر وجود دارد.

این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به دوباره جمع شدن بازیگران برای کار آیتمی «شوخی کردم» گفت: این کار کمک می‌کند که بچه‌ها خودشان را برای تیپ‌های جدید و کارهای جدید آماده کنند. همانطور که آورده‌هایی که در کارهای آیتمی گذشته بدست آوردیم برای سینما و تلویزیون بردیم و از هر کدام از آن آیتم‌ها یک فیلم سینمایی و یا سریال بیرون آمد. به همین دلیل است که کار آیتمی برای خود ما هم جذابیت دارد.

رضویان در آخر با اشاره به موضوعات مجموعه طنز‌‌ «شوخی‌کردم» در ادامه گفت: در این مجموعه قطعا موضوعاتی را مطرح کرده‌ایم که اگر در تلویزیون ساخته می‌شد با ممیزی‌های بیشتر مواجه می‌شد و در شوخی کردم ممیزی‌ها مقداری بازتر است.

اولين واكنش‌ها به مجموعه جديد مهران مديري محدوده دایره: همان «خنده بازار» تلویزیون، در اشل بزرگ‌تر

 

اولين واكنش‌ها به مجموعه جديد مهران مديري

محدوده دایره: همان «خنده بازار» تلویزیون، در اشل بزرگ‌تر
سينماي ما- صوفيا نصرالهي: «شوخی کردم» باخت تلویزیون است. اینکه مجموعه‌ای که ذاتا هویتش تلویزیونی است سر از شبکه نمایش خانگی درآورده و آگهی‌ها و مخاطبان را به سمت دیگری کشانده، نقطه ضعف تلویزیون است که ...

* اگر «شوخی کردم» در شبکه خانگی به موفقیت نرسد، نه مهران مدیری مقصر است که همچنان یکی از باذوق‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین هنرمندان ایران است و نه مخاطبانی که هنرمندشان را خوب می‌شناسند و آنقدر دوستش دارند که بدقولی «قهوه تلخ» را فراموش کنند و دل بدهند به کار جدیدش. رابطه مهران مدیری و مردم، خاص‌تر از این حرف‌هاست. مدیری یکی از معدود هنرمندانی است که وقتی جلوی دوربین می‌ایستد مردم باورش دارند. حرفش را قبول می‌کنند. به صداقتش ایمان دارند. مثل مهران مدیری کم پیدا می‌شود که در چشم‌مان زل بزند و ایرادهای فرهنگی را که عمر تاریخی دارند و گاهی حتی بهشان افتخار می‌کنیم، به سخره بگیرد و به رویمان بیاورد ولی دلخور نشویم و بخندیم و به اعضای خانواده که کنار دستمان نشسته‌اند تا سریال یا مجموعه‌ای را ببینند که باعث می‌شود واقعا به همه از پیر و جوان خوش بگذرد، بگوییم: راست می‌گه‌ها!

پایه و اساس این اطمینان و علاقه، اول صداقت مهران مدیری با مخاطب است. اینکه خودش را جدا یا بالاتر از مخاطبش نمی‌بیند(هرچند برای خلق یک اثر هنری آنقدر باهوش است که از مخاطبش جلوتر باشد) و دوم اینکه کارش را خوب بلد است. مردم و جامعه‌اش را خوب می‌شناسد. وقتی از مردم حرف می‌زنیم، توده‌های گسترده‌ای را مد نظر داریم که از لحاظ فرهنگی با هم تفاوت‌های زیادی دارند. مهران مدیری روی بیشتر اقشار جامعه احاطه دارد.

همه این نکات مثبت در مجموعه جدید مدیری، «شوخی کردم» هم وجود دارد به علاوه یک تجربه جدید: «شوخی کردم» سریال نیست. حتی ماجراهای اپیزودیک هم نیست. شبیه مجموعه‌ای از کلیپ‌ها می‌ماند که آنتراکت وسطش هم موسیقی است(که تنظیم و اجرای خیلی خوبی هم دارد). شبیه همان چیزی که سال‌ها قبل در تلویزیون در مجموعه «ساعت خوش» تجربه‌اش کرده بود. این یک ور مثبت دارد. اینکه اگر مخاطب یک قسمتش را از دست داد، موضوع هفته آینده تحت‌الشعاع قرار نمی‌گیرد. ارجاعی وجود ندارد که متوجه شوخی قسمت بعدی نشویم. تنوع بازیگران و شخصیت‌ها هم زیاد است. ممکن است از آن بخش چند دقیقه‌ای خبر خوشتان نیاید، ایرادی ندارد. به اندازه 5 دقیقه صبر می‌کنید تا به بخش دیگری برسید که شما دوستش دارید. اما روی دیگر سکه همان چیزی است که ممکن است به شکست «شوخی کردم» منتهی شود. این مجموعه‌ای نیست که اعضای خانواده بخواهند برای خریدن و دیدنش هر هفته به سوپرمارکت‌شان سر بزنند و 3هزار تومان بدهند. دلایل رفتارشناختی زیادی دارد. یکی این است که مردم ایران غالبا وقتی برای خرید یک محصول فرهنگی پول می‌دهند دوست دارند چیزی متفاوت‌تر از آنچه هر روز در تلویزیون در دسترس‌شان است به آنها عرضه شود. جای درست «شوخی کردم» در شبکه نمایش خانگی نیست. خانه اصلی‌اش قطعا تلویزیون است. این مجموعه‌ای است که باید از صدا و سیما پخش می‌شد تا مخاطبان را پای تلویزیون بنشاند. اینکه به جای تلویزیون الان به شبکه نمایش خانگی آمده، و اگر بخاطر این جابه‌جایی شکست بخورد، مقصر مسئولان صدا و سیما خواهند بود. مدیرانی که موفق‌ترین برنامه‌سازشان را از دست دادند تا به جایش بودجه‌های بیهوده به سریال‌سازانی بدهند که مردم برای دیدن یک قسمت‌شان هم وقت نمی‌گذارند. اینکه قدرت تحمل و جسارت و مسئولیت‌پذیری مسئولان آنقدر در طول سال‌های اخیر کم شده است که احتمالا برای «شوخی کردم» هم ممیزی زیادی درنظر می‌گیرند چون نمی‌توانند بپذیرند که مدیری انقدر با ظرافت از لباس و پوشش غالبا یکسان مدیران دولتی که به تلویزیون می‌آیند تا از روی آمار بخوانند و به بینندگان تلویزیون اثبات کنند چقدر در رفاه و خوشحالند، انتقاد کند. حتی هنوز هم نمی‌خواهند قبول کنند که آگهی‌های بازرگانی کانال‌های تلویزیونی که وسط سریال‌ها پخش می‌شود مخاطبانش آنقدر زیاد است که مدیری با آنها شوخی کند و مردم هم نکته شوخی را بگیرند و بخندند.


واقعیت این است که «شوخی کردم» برای مهران مدیری و گروه بازیگران مشهورش گام بزرگی نیست. حتی شاید گامی رو به عقب باشد. بازگشت به همان فرم «ساعت خوش» دقیقا با همان سبک شوخی‌ها. مثلا شوخی‌هایی که در تلویزیون با برنامه‌های ماهواره‌ای می‌شود یا همان طنازی همیشگی شخص مدیری موقع حرف زدن. «شوخی کردم» اتفاقی برای مدیری یا مخاطبانش نیست. ما به بهتر از این‌ها از طرف مهران مدیری عادت داریم. در این حد خنداندن و پرداختن به جزییات و جسارت در دست انداختن خبرهای روز، که همان مدیری همیشه است. ما هم مثل همیشه دیدیم و خندیدیم. اگر قسمت‌های بعدی «شوخی کردم» همین‌طور متوسط‌الحال هم باقی بماند باز هم نه مدیری چیزی را باخته و نه مخاطبان مجموعه.
«شوخی کردم» باخت تلویزیون است. اینکه مجموعه‌ای که ذاتا هویتش تلویزیونی است و هر جای دیگر دنیا هم که باشد چنین مجموعه‌ای از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شود، حالا سر از شبکه نمایش خانگی درآورده و آگهی‌ها و مخاطبان را به سمت دیگری کشانده، نقطه ضعف تلویزیون است.
شبکه‌های کابلی با سریال‌های قدرتمندی که هر سال می‌سازند، مشغول فتح جهان و تماشاگران هستند. «شوخی کردم» در مقابل آنچه در سریال‌سازی دنیا دارد اتفاق می‌افتد، درست به یک شوخی می‌ماند. این مجموعه باید از طرف صدا و سیما حمایت می‌شد و از تلویزیون پخش می‌شد تا بخش خصوصی برود سمت ساخت سریال‌هایی که این روزها صدا و سیما نه هزینه‌اش را می‌تواند بپردازد و نه مخاطبش را جلب کند.
مهران مدیری هم باید هدف‌های بزرگتری برای خودش در نظر بگیرد. «شوخی کردم» برای مدیری و مجموعه بازیگرانش که همه کنار مدیری کارهای بهتری تجربه کرده‌اند، کار پیش پا افتاده‌ای است. خلاقیت چنین هنرمندانی نباید محصور به دایره‌ای شود که دائم در همان محدوده بچرخند: دست انداختن تیپ‌ها و شوخی‌های کلامی که البته بامزه هست ولی به قامت مهران مدیری برازنده نیست.  قسمت اول «شوخی کردم» در ذات همان «خنده بازار» تلویزیون بود ولی با دوز انتقادی بالاتر نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی که خب هنرمندانه‌تر و حرفه‌ای‌تر هم ساخته شده بود. خوب است ولی کافی نیست.
منبع: سينماي ما
 
باتشکر از آقا مسعود

كشف بامزه مديري:«دروغ دون» پشت لوزالمعده است!

 

كشف بامزه مديري:«دروغ دون» پشت لوزالمعده است!
 
هادي داداشي ۱- نه، اگر با ذهنيت «ساعت خوش» مي‏ خواهيد پاي پكيج اول «شوخي كردم» بنشينيد، پيشنهاد مي كنم اندكي فيتيله سليقه تان را پايين بكشيد. البته هر چند دستپخت جديد مهران مديري در كل به اندازه كارهاي آيتمي گذشته‏ اش خنده دار نيست، اما جسارت شوخي هاي بخش هايي از آن بي اغراق حيرت آور است. با اين حال تفاوت شگفتي اش در قياس با «شوخي با ماهواره»، در آنجاست كه قبلي ظاهراً بدون كسب مجوز سر از بازار درآورد و اين يكي پروانه نمايش دارد. مديري در كار جديدش تعارف و رودربايستي را كنار گذاشته و در قالب دو- سه آيتم فوق العاده، حسابي به رسانه پيشين خود تاخته است. از قضا همين چند آيتم هم جزو بامزه‏ترين بخش‏ هاي «شوخي كردم» هستند. چيزي كه نمونه خفيف آنرا در «خنده بازار» ديده ايم، اينجا با توجه به فضاي بازي كه در شبكه ويدئويي وجود دارد، كاملاً شكوفا شده است. هجو بخش هاي خبري تلويزيون با مايه هاي غافلگير كننده سياسي و اجتماعي را بايد گل سر سبد پكيج نخست دانست. در اين آيتم از حساسيت گويندگان خبر به تكست اخبار و تنظيم مداوم و مضحك برگه ها با دست به عنوان نماد ظاهري شوخي ها گرفته تا مضمون رويدادها همه ايده هاي ظريفي داشته اند. به ويژه آنكه ماجراي دلخراش غرق شدن پناهجويان ايراني در راه استراليا، با شيطنت به عكس تعريف مي‌شود كه يعني پناهجويان استراليايي در راه ايران و آبهاي خليج نيلگون فارس غرق شده اند! از لا به‌لاي اين شوخي‏ها مي‏توان طعنه هاي تند و تيز مديري را تشخيص داد و از آنها لذت برد. او حتي با جسارت جالبي گزارشگران تلويزيون را نيز نواخته و عملكرد يك طرفه برخي از آنان را در قالب نحوه تهيه گزارش و مصاحبه به چالش كشيده است. شايد با توجه به نفوذ مديري در عرصه رسانه اي و بازتاب وسيع كارهاي او در ميان عامه مردم، اين كنايه هاي بجا و هوشمندانه براي تلويزيون گران تمام شود. در واقع آنچه او در اين چند آيتم به شوخي مي‏گيرد و بلافاصله هم با ميان برنامه هاي كوتاه انيميشن و لفظ «شوخي كردم» سعي در تلطيف آنها دارد، جزو مهمترين نقدهاي وارده طي سالهاي اخير بر صداوسيما هستند و هيچ وقت هم گوش شنوايي براي شنيدنشان بدهكار نبوده است. حالا بايد ديد آن ذوق زدگي كه تلويزيون در جريان توزيع آيتم هاي شوخي با ماهواره از خود نشان داد، در مواجه با «شوخي كردم» هم تكرار خواهد شد يا نه! يا مثلاً امثال كامران نجف زاده باز هم گاه و بيگاه به هر بهانه اي، از شيرين كاريهاي مديري در گزارشهايشان فكت خواهند آورد يا خير. شايد مديري و گروه نويسندگانش نيز با اين شوخيها قصد داشته اند بدرقه شيريني را براي مديران رده بالاي فعلي صدا و سيما رقم بزنند!
اما نام اين پكيج نيز حامل پيام مهمي است. پيامي كه طي سالهاي اخير در آسيب شناسي آن زياد گفته شده است. هر چند سازندگان سوژه «دروغ» را در لفافه غير حساسيت برانگيز «خلاقيت» پنهان و هر آنچه لازم بوده مطرح كرده‏اند. با مزه ترين تأكيد فانتزي روي اين مسئله زماني است كه مديري به هيبت يك جراح در اتاق عمل از قرار داشتن عضوي به نام مسماي «دروغ دون» در پشت لوزالمعده سخن مي راند كه در بعضي ها موجب مي‌شود مثل اسب دروغ بگويند!
با اين وصف، طنز تكان دهنده تنيده شده در اين چند آيتم، در جريان تلاقي با آيتم هايي خنك چون انسان هاي اوليه، زوج جوان (با بازي سحر زكريا و برزو ارجمند) يا گلايه مندي والديني درباره فرزندشان ( با بازي شبنم فرشاد جو و هادي كاظمي) كه شبيه يك فايل صوتي بلوتوثي است، تا حدودي كم اثر مي‌شود. به اين ها بيفزاييد آنتراكت هاي نواختن موسيقي كه در تايم حدود 33-34 دقيقه هر قسمت، طولاني و نامناسب به نظر مي‌رسند. خلاصه آنكه نمي توان حوصله كرد و آنها را در قالب روند كمدي حاكم بر كليت اثر صبورانه پذيرفت.
ضمنا پلاتوهاي مديري- كه او همواره در آنها استاد بوده - اينجا نيز همچنان دوست داشتني هستند؛ گر چه قدرت متنها به توانايي مديري در اجراي آنها نمي‏رسد، اصلاً.
2- يكشنبه گذشته در انتهاي خبري كه خبرگزاري فارس از صحبتهاي علي دارابي معاون سيما مبني بر وعده راه اندازي شبكه هاي جديد و... روي خروجي خود قرار داد، تعدادي از كاربردان كامنت هاي معني داري گذاشتند كه خواندن آنها خالي از لطف نيست. تعدادي از اين كامنت ها را كه گاه در جواب يكديگر نيز آمده اند، در ادامه مي خوانيد:
-صدا و سيمائي که مخاطب ندارد براي چي بايد بيهوده بودجه براي آن در نظر گرفت همين بودجه هم زيادشه.
-... اگه نداشت که برنامه نود 3 ميليون پيامک نميزدن. اون شبکه هاي اونور آبي که شما نگا ميکني بيننده نداره عزيز.
-... اين برنامه هست مجيدجان نه شبکه و سازمان صدا و سيما.
اين صدا و سيماي ما چرا اين همه بودجه ميخواهد اگر رسانه، ملي است که ما مردم راضي نيستيم وتازه خيلي از شبکه ها نيز اضافه است. لطفاً به رياست صدا و سيما بفرماييد دو کانال کافي است تازه يکي هم ايراد ندارد، زيرا اکثر برنامه هاي خبري مثل هم هستند حال اگر رسانه ميلي است که هيچي.
-آخه چقدر شبکه کودک؟ سه تا شبکه بس نيس؟
-يعني مملکت به اين بزرگي اين چند تا به ظاهر بازيگر را دارد با اون سوژه هاي تکراري ... دهه 60 يادش بخير.

امپراتوری مهران مدیری در شبکه اجتماعی/عکس+مهران مدیری همچنان محبوب است...

 

مهران مدیری همچنان محبوب است...

امپراتوری مهران مدیری در شبکه اجتماعی

کدام سریال در شبکه اجتماعی طرفدار بیشتری دارد؟ شوخی کردم هنوز به بازار نیامده، لایک و کامنت هایش بیشتر از بقیه است. این یعنی مهران مدیری همچنان محبوب است.

شهرخبر، ف.ی.س ب.و.ک غیرقانونی است اما برخی از قابلیت آن برای تبلیغ سریال شان و ارتباط دو سویه با مخاطبان از آن بهره می برند. اوج استفاده از ف.ی.س ب.و.ک  امسال بود که سریال های «دودکش»، «خروس»، «مادرانه»، «کلاه پهلوی» و چند سریال شبکه نمایش خانگی برای عقب نماندن از کورس رقابت در این شبکه اجتماعی صفحه ای راه انداختند و البته خیلی زود با واکنش منفی چند رسانه مواجه شدند. هر چه باشد فیس بوک برای غالب فیلمسازان تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی فرصت خوب تبلیغ است. برای تحلیلگران فرهنگی هم امکانی است تا ذائقه مخاطب ایرانی را محک بزنند. ما در هفت صبح به روش های مختلف گزارش هایی در این باره تدارک دیده ایم و این بار سراغ چند سریال مطرح که در ف.ی.س ب.و.ک  صفحه دارند رفته ایم. نتیجه گزارش قطعا امری محتوم نیست اما می توان شمایی کلی از سلیقه مخاطبان باشد. مهران مدیری از هنرمندان فعال در این شبکه است که به تازگی صفحه سریال جدیدش هم یعنی شوخی کردم راه افتاده. جالب آن که این سریال هنوز نیامده کلی طرفدار دارد. مدیری هنوز محبوب است و باید قدر این محبوبیت را بداند.

2- شوخی کردم

- مهران مدیری

- تعداد لایک های آخرین پست: 1567

- تعداد کامنت های پست آخر: 101

 

هواداران مهران مدیری بعد از ماجرای قهوه تلخ ریزش داشت اما اگر این سیر نزولی هم ادامه داشته باشد باز هم مدیری در طیف هنرمندان پرمخاطب قرار دارد. شاهد این حرف استقبال گرمی است که از او در صفحه فیس بوک می شود. او به تازگی صفحه ای برای سریال جدیدش راه انداخته و خبرهای مربوط به آن را هر چند روز یک بار منتشر می کند. آخرین پست این پیج، اولین آنونس سریال است. آنونسی جذاب که هواداران مدیری را به بازگشت او به روزهای اوج امیدوار کرده. از کامنت ها هم می توان متوجه این نکته شد. کاربری در این باره نوشته: «فکر می کردم با اتفاقاتی که برای قهوه تلخ افتاد، دیگه فیلماشون هیچ کاری با اوضاع اجتماعی سیاسی نداشته باشه. ولی باید به جسارت ایشون تبریک گفت. با آرزوی موفقیت این پروژه.» چند نفر هم با دیدن آنونس یاد ساعت خوش افتاده اند. دیگری نوشته: «وااااای خدا! واقعا ممنون. در کل این چند روز نخندیده بودم ... الان کلی خندیدمن! عاااااالیه. بی صبرانه منتظرم که بیاد!! فکر کنم یکی از شاهکارای مهرانه. بی نظیره.»

برخی هم هنوز دچار بدبینی هستندو نگران اتفاقات قهوه تلخ. چند نفری از او خواسته اند به تلویزیون برگردد. کاربر دیگری هم از آنونس خوشش نیامده و نوشته: آنونس ناامیدکننده، مجموعه ای از «تکرار» خودو دیگران.

 

بقیه گزارش را در ادامه مطلب پیگیری کنید...

ادامه نوشته

خلاقیت، خشونت، ازدواج، اعتیاد و سلامت، کلید واژه های «شوخی کردم»!

 

توزیع مجموعه جدید مهران مدیری از اوایل زمستان
خلاقیت، خشونت، ازدواج، اعتیاد و سلامت، کلید واژه های «شوخی کردم»!
 
بانی فیلم آنلاین: سازندگان مجموعه ویدئویی «شوخی کردم» این روزها مشغول ضبط فصل پنجم آن هستند.

 

به گزارش «بانی فیلم»، مجموعه طنز آیتمی «شوخی کردم»، جدیدترین پروژه ویدئویی مهران مدیری از نیمه شهریور امسال در لوکیشن دکورهایی در یک سوله حوالی بلوار ارتش جلوی دوربین رفته است و گروه تولید این روزها مشغول ضبط آیتم های مربوط به فصل پنجم هستند.

هر فصل از این مجموعه شامل 20 تا 25 آیتم است.

هر پکیج از این مجموعه با محوریت یکی از موضوعات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... تولید می شود.

مجموعه اول با موضوع دروغ تهیه شده که البته با ظرافت به نام «خلاقیت» عرضه می شود.

عنوان سایر پکیجهایی که تاکنون جلوی دوربین رفته اند نیز عبارت است از: خشونت، ازدواج، اعتیاد و سلامت.

قرار است پکیج اول با موضوع خلاقیت از اوایل زمستان توسط شرکت گلرنگ پخش توزیع شود و انتخاب ترتیب توزیع سایر پکیج ها هنوز صورت نگرفته است.

همه بازیگرانی که نامشان پیش از این اعلام شده همچنان مشغول بازی هستند و بازیگر چهره دیگری به کار اضافه نشده است.

 مهران غفوریان، رضا شفیعی جم، برزو ارجمند، جواد رضویان، سیامک انصاری، بهنوش بختیاری، کمند امیرسلیمانی، سپند امیرسلیمانی، یوسف صیادی، بیژن بنفشه خواه، رامین ناصرنصیر، لاله صبوری، سحر زکریا، محمدرضا هدایتی، فلامک جنیدی، عارف لرستانی، الیکا عبدالرزاقی، سحر ولدبیگی، نیما فلاح، رضا فیض نوروزی، نادر سلیمانی فر، رضا نیکخواه، ساعد هدایتی، الهه حصاری، آرش نوذری، علی لک پوریان، نادر سلیمانی فر، رضا نیکخواه، امیر کاوه آهنین جان، مهدی فقیه، فاطمه هاشمی، رابعه اسکویی، ستاره پسیانی، ماندانا سوری و... در این آیتم ها بازی دارند.

متن های این مجموعه همزمان با تصویربرداری توسط گروه نویسندگان متشکل از خشایار الوند، امیرمهدی ژوله، حمید برزگر و الهه زارع نژاد در دست نگارش است.

این مجموعه به کارگردانی و تهیه کنندگی مهران مدیری تولید می شود و جدیدترین کار برای شبکه ویدئویی پس از «قهوه تلخ»، «ویلای من» و «گنج مظفر» محسوب می شود.

 

نقدی بر سریال ویدئویی «گنج مظفر» ساکن و بی تحرک

 

نقدی بر سریال ویدئویی «گنج مظفر» ساکن و بی تحرک
 
باني فيلم آنلاين : دیدن سریال « گنج مظفر» تولید شده در سال ۸۶ و پخش شده در سال ۹۲ ، اگر هیچ دستاوردی نداشته باشد لااقل ثابت کرد که این دست از کارها ، کاملا دارای تاریخ مصرف بوده و در نتیجه دارای ارزش های هنری نمی تواند باشد؛ چه در محتوا و چه در فرم.

در زمانه‏ای که چشمان مخاطب مورد هجوم تصاویری مملو از رنگ و نور و جذابیت‏های بصری و ریتم تند تصاویر قرار دارد، دیدن کاراکتر‏هایی خشک و بی جان، ساکن و بی‏تحرک، نشسته بر مبل و صندلی - ونه حتی حرکت دوربینی - با رنگ‏های مرده قهوه ای بسیار عذاب‏آور و در تضاد مستقیم با هدف کمدی و طنز است.
عده‏ای دور هم جمع شده‏اند تا با یافتن سه تکه گمشده از یک نقشه گنج ، پازل را کامل کنند و گنج را به دست آورند. آدم‏هایی که در زندگی‏شان حتی یک کار مثبت هم نکرده‏اند و به قول معروف نان بازوی‏شان را نخورده‏اند، در طمع دستیابی به گنج هستند. مگر داستان « ویلای من» کار متاخر مهران مدیری نیز، غیر از این بود؟!
شخصیت‏های سریال جملگی دچار نوعی بلاهت و کج فهمی هستند که این نوع شخصیت‏ها کم کم به عنصر اصلی آثار مدیری تبدیل شده‏اند؛ حتی شخصیت‏های فرعی داستان و یا سیاهی لشگر‏ها، تا جایی که مسوولان کاخ قادر به تشخیص مهران مدیری جعلی یا همان خان مظفر نیستند و به همین ترتیب سرباز نگهبان کاخ، پلیس راهنمایی و رانندگی و... . استفاده از شخصیت واقعی مهران مدیری هم ، دارد تبدیل به تکرار می‏شود هم در مرد دو هزار چهره و هم در اینجا.
شوخی‏ها و موقعیت‏هایی که قرار است ما را بخندانند به ساده‏ترین شکل ممکن اجرا شده‏اند: به عنوان نمونه خانواده مظفر برای یافتن سومین بخش از نقشه راهی خزر شهر می شوند! در طول مسیر چند صحنه گنجانده شده که عبارت است از: خوردن ناهار ابتدا با امتناع و سپس با لذت، کمی بعد همه مسموم شده‏اند و دیدن دستشویی رفتن‏های مداوم آنها، کمی بعد پلیس آنها را جریمه می‏کند، بعد از فردی آدرس می‏پرسند، بعد کامران از یک مغازه آدرس را جویا می‏شود، سپس قلدر خزر شهر به همراه دیگر قلدران با چوب و چماق به دنبال آنها می‏گذارند. بین کلیه این صحنه‏ها، تصاویری از حرکت اتوموبیل شیک و لوکس گذاشته شده است ( لابد به شیوه ژانر جاده‏ای!). حال اگر کل این سکانس که از دم‏ دستی‏ ترین شوخی‏ها تشکیل شده را در آورند جز کم شدن زمان ، چه اتفاقی رخ می دهد؟
کارگردانی کار بیشتر به کارگردانی میز گردها شباهت دارد. یعنی دو نقطه تعیین شده، بازیگران بسیار منظم و مرتب در این دو نقطه که زوایای دو دوربین در دو جهت هستند قرار می‏گیرند. دیالوگ‏ هايشان را می‏گویند و می‏روند. در برخی از صحنه‏ها که تدوینگر مجبور بوده تا نمای لانگ شاتی از آنها بگذارد، دقت جای‏گیری بازیگران در نقاط مشخص شده دیده می‏شود که البته بسیار مصنوعی جلوه می کند. این نوع از طرز قرار گرفتن بیننده را به یاد آن دایره قرمز رنگ «ویلای من» می‏ اندازد که هر شخص تازه واردی باید قبل از ورود به ویلا روی آن بایستد!
در پایان حیرت نگارنده، آنجا بیشتر می‏شود که مسوولان فرهنگی، فیلمسازان و سینماگران و برنامه‏سازان ما، این دست از کارها را مفید به حال جامعه می‏دانند و تنها نگرانی‏شان، چند فیلم سینمایی است که در جشنواره‏های خارجی ، در حال سیاه‏نمایی ایران و ایرانیان است.اگر شخصیت‏ های این سریال یا کارهای دیگر را نمادی از جامعه ایران بدانیم و ببینیم به نظر، توهین و سیاه‏نمایی واقعی درست همین جاست. خصلت‏های بدی چون خود رای و مستبد بودن (خان مظفر و منصور خان)، بلاهت و سر خوش بودن (خانواده بردبار خان)، سوءاستفاده کردن و منفعت بردن (شیدا و برادرش)، کلاهبردار بودن( وکیل و رییس‏اش) و... همگی در یک مجموعه که برابر است با یک جامعه جمع شده‏اند.
آیا جامعه ایران و مردمانش از دید سازنده چنین است؟!

باتشکر از آقای عمرانی

 

تاثیر سریال‌های مهران مدیری بر شبکه نمایش خانگی

در یک گفت‌وگو بررسی شد:

تاثیر سریال‌های مهران مدیری بر شبکه نمایش خانگی

مدیرعامل شرکت گلرنگ رسانه از توزیع سریال جدید مهران مدیری تحت عنوان «شوخی کردم» در پاییز امسال خبر داد و گفت: پس از آن، مجموعه «گنج مظفر» که از کارهای چند سال قبل این کارگردان است، در شش مجموعه ارائه خواهد شد.


بصیری در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به اینکه اتفاقی که در «قهوه تلخ» افتاد در کل شبکه نمایش خانگی تاثیر گذاشت، گفت: سهم شرکت گلرنگ رسانه از این مجموعه فقط بخش تبلیغات آن بود و این شرکت برای این سریال سرمایه‌گذاری نکرده بود،‌ در نتیجه تاثیر زیادی در ارتباط با بی‌اعتمادی مخاطب نسبت به این شرکت وجود نداشت؛ به ویژه اینکه پس از ساخت مجموعه «ویلای من» که اسپانسر آن گلرنگ رسانه بود، این اعتماد در مردم بیشتر و بیشتر شد.


او در ادامه گفت: طنز «شوخی کردم» از کارهای جدید مهران مدیری است که با آیتم‌ها و اپیزودهای مختلف پاییز امسال روانه بازار خواهد شد، این مجموعه که دارای آیتم‌های مختلفی است تم طنز دارد.


بصیری با اعتقاد بر این که مجموعه «ویلای من» اعتماد را به مخاطب برگرداند، گفت: این مجموعه منظم و مرتب پخش شد و همچنین اهدای جوایز و قرعه‌کشی همان‌طور که گفته شده بود، انجام شد؛ بنابراین بازخورد خوبی برای شبکه نمایش خانگی داشت.


وی در ادامه مطالبش افزود: شبکه نمایش خانگی با «ویلای من» موج مثبتی را میان مخاطبانش ایجاد کرد و با توجه به اینکه 20 مجموعه به موقع به دست مخاطبان رسید، نگرانی‌مان درباره‌ی ناقص رساندن سریال‌ها حل شد.


بصیری همچنین با اشاره به مجموعه «گنج مطفر» مهران مدیری که سال‌ها پیش ساخته شد‌، گفت: این سریال نیز قرار است در شش مجموعه پس از «شوخی کردم» در شرکت گلرنگ رسانه توزیع شود.

پروندهٔ مفصل دربارهٔ همهٔ تکیه‌کلام‌هایی که از دل سریال های کمدی وارد فرهنگ‌عامیانه شدند

 

 

"نقی ناهار نخوردیم..."/ این تیکه‌کلام ها از کجا آمدند:

پروندهٔ مفصل دربارهٔ همهٔ تکیه‌کلام‌هایی که از دل سریال های کمدی وارد فرهنگ‌عامیانه شدند

مرجان فاطمي / محمد صادق شايسته: قطعا همه ما در گفتگوهاي محاوره اي و روزمره خود از تكيه كلام هايي استفاده مي كنيم كه مخصوص خودمان است. تكيه كلام هايي كه حتي تبديل به شناسه اي براي معرفي ما مي شود. هيچ كس نمي داند.

خواستگاه اين تكيه كلام هايي كه ما در طول عمرمان از آن ها استفاده مي كنيم دقيقا كجاست و چه طور مي شود كه از بين هزاران كلمه و عبارت يك كلمه و عبارت مي شود تكيه كلام هميشگي ما. شايد اين سوال گاهي اوقات ذهن خيلي ها را به خود مشغول كند. ولي گاهي هم شده تكيه كلام هايي كه استفاده مي كنيم متعلق به ما نيست و ما چون به هر دليلي از آن ها خوشمان مي ايد براي كوتاه مدت يا بلند مدت وارد زبان محاوره خودمان مي كنيم. يكي از مهم ترين منابع تكيه كلام هاي روز جامعه سريال هاي كمدي تلويزيون است. حجم توليد اين تكيه كلام ها درسريال هاي كمدي دهه هشتاد به اوج خودش رسيد و گاهي در يك سال شاهد توليد بيش ده ها تكيه كلام بوديم كه بعضي از آن ها در همان مقطع پخش سريال استفاده مي شود و بعد فراموش مي شدند، بعضي ها تا چند ماه بعد هم مورد استفاده قرار مي گرفتند و بعضي ها اصلا وارد فرهنگ عامه مردم شدند.

 

ادامه نوشته

سینما باید قدردان سازندگان «تهران 1500» باشد


سینما باید قدردان سازندگان «تهران 1500» باشد

عظیمی با ساخت «تهران ۱۵۰۰» قدم در راهی نهاد که شاید تاریخ سینمای ایران بعدها از او به عنوان فیلمسازی پیشرو یاد کند لذا سینمای ایران و مدیران آن می‌بایست از این گام حمایت کنند و در عمل قدردان این گام جدید از سینمای ایران باشند.


ساخت فیلم سینمایی انیمیشن «تهران 1500» بیش از هر چیز نیازمند جسارت بود و «بهرام عظیمی» با ساخت این اثر قدم در راهی نهاد که شاید تاریخ سینمای ایران بعدها از او به عنوان فیلمسازی پیشرو یاد کند لذا سینمای ایران و مدیران آن می بایست از این گام حمایت کنند و در عمل قدردان این گام جدید از سینمای ایران باشند.

 

فیلم «تهران 1500»، آینده تهران را در ژانر کمدی به تصویر می کشد. افزایش طول، زندگی مسالمت‌آمیز انسان‌ها و ربات‌ها، استفاده از ماشین‌های پرنده در کنار کانسپت‌ها و نقاشی‌های ایرانی همچون پیکانی که تلوزیون «ال سی دی» پشت آن ویژه نمایش شعارهای امروزی است همه از خلاقیت‌هایی که در این انیمیشن به کار گرفته شده است.

این اثر انیمیشن جاندار و پیشرویی است که با بضاعت اندک در ایران، اثری برجسته به شمار می‌آید.

فیلمساز با علم به اینکه می داند هنوز تماشاگر سینما با این سبک از داستان‌گویی و شیوه نمایش عادت نکرده است، با ذکاوتی خاص از کاراکترهایی ایده می گیرد که در دل مخاطب جا دارند و اینجاست که باز هم می‌توان به «بهرام عظیمی» امیدوار بود.

طراحی تهران در سال 1500 و نحوه رویارویی انسان در آینده و ماشینی شدن زندگی بن مایه‌ای محکم برای خلق شخصیت‌هایی زمینی و ملوس است که مخاطب با این شرایط و دیالوگ‌های روز و مبدل شدن به آینده از چاشنی‌های خلاقیت فیلمساز و گروهش خرسند می‌شود.

شوخی با عباس کیارستمی، آرشیو خانه فیلم، نریشن ابتدایی فیلم و اعلام پرداخت یارانه‌ها، عکس اصغر فرهادی و مدال‌هایش و ... از کدهایی که فیلمساز برای ارجاع مخاطب به گذشته و خلق لحظات مفرح برده برده است.

فیلم با اشکالاتی که در نحوه زندگی بین گذشته و آینده دارد، آنقدر گام رو به رشدی برای سینمای ایران است که می‌توان از آن چشم پوشی کرد.

مشکل سینمای ایران در شرایط امروز این است که همه کارگردانان دوست دارند خود نویسنده اثر باشند و «بهرام عظیمی» نیز در ساخت «تهران 1500» مرتکب همین اشتباه شد و داستانی را انتخاب کرد که هر چند رگه‌هایی نو در روایت وجود دارد اما چارچوب آن از درامی کهنه بهره می‌برد و مخاطب از گره‌ها و چالش‌هایی که برای قهرمان داستان مهیا می‌شود، آگاه است.

عظیمی اگر می‌توانست مانند مجموعه فیلم‌های سینمایی «کلاه قرمزی» کودکان را نیز مخاطب اثر خود کند، از همراهی بزرگسالان و کودکان بهره بیشتری می‌برد. 

نویسنده: محسن سلیمانی فاخر


مدیری با سریال جدیدش ثروتمند می شود «ویلای من» ؛سریالی برای پاک کردن یک سریال دیگر

 

مدیری با سریال جدیدش ثروتمند می شود


«ویلای من» ؛سریالی برای پاک کردن یک سریال دیگر

 

 

گروه تلویزیون- توزیع مجموعه طنز جدید مهران مدیری در شبکه ویدئویی از سوم بهمن ماه آغاز خواهد شد. سریالی که او در آن نقش مرد ثروتمندی به نام ارسلان مشکات را دارد و مصمم و امیدوار است تا در سایه موفقیت و استقبال مردم از آن، خاطره تلخ کار قبلی خود را از ذهنشان پاک کند. مدیری در بخشی از صحبت‌های اخیرش در این باره گفته است: «سختی‌های «قهوه تلخ» برای ما به عنوان اولین تجربه شبکه خانگی پر از آزمون و خطا بود و الان تازه پیدا کرده‌ایم که چه کار باید بکنیم و چه کارهایی را نباید بکنیم. الان می‌دانیم چه جوری باید پروژه‌های این‌چنینی را مدیریت کرد و جلو برد. دلیل این که این کار را شروع کردم اصلا همین بود. ترمیم و پاک کردن هر آنچه که در کار قبلی اتفاق افتاد. این تنها کاری است که می‌توانستم بکنم. چه کار می‌توانستم بکنم دیگر؟!» البته مدیری در سریال ویلای من ترکیب تیم تولید و بازیگران قهوه تلخ را تقریباً حفظ کرده و آنرا به کارگردانی و تهیه‌کنندگی خودش و سرمایه‌گذاری موسسه فرهنگی گلرنگ رسانه عصر روز شنبه بیستم آبان ماه در لوکیشن این سریال در منطقه ازگل کلید زده است.
او درباره سریال جدیدش می گوید: «مسؤولیت تمام و کمال این کار با من است؛ تهیه‌کنندگی، کارگردانی، اجرای پروژه، ساخت و ... ، و هر آنچه که به این پروژه مربوط است، مسئولیتش با من است. جوایزش، کیفیتش، به اتمام رساندنش، پخش منظم هفتگی‌اش و هرچه که به این پروژه مربوط می‌شود.»
در روزهای پنجم و ششم دی ماه نیز خبر ماجرای قطع شدن انگشت مهران مدیری سر صحنه سریال «قلب یخی» منتشر شد.البته انگشت او پیوند خورده و به همین علت نیز در سریال جدیدش با دستکش سیاه چرمی ظاهر شده است. گویا در یکی از سکانس‌های سری جدید سریال «قلب یخی» که سکانس پر زحمت و پر هزینه‌ای بوده، پای مدیری می‌لغزد و او برای حفظ تعادل به شیشه‌های شکسته چنگ می‌اندازد و ناگهان انگشت کوچک دست راستش قطع می‌شود. مدیری و انگشتش را به بیمارستان می‌رسانند وانگشت مدیری پیوند زده می‌شود، اما حس و عصب آن باز نمی‌گردد.
مهران مدیری در تجربه جدید خود در شبکه خانگی با مؤسسه «گلرنگ رسانه» وابسته به گروه صنعتی گلرنگ پیوند خورده که اتمام کار را تضمین کرده است و بنا به گفته مصطفی بصیری، مدیر عامل موسسه گلرنگ رسانه «با تلاش مضاعف ِ مهران مدیری و بهره‌مندی از امکانات خود قصد دارد یک اثر ماندگار در شبکه نمایش خانگی تولید کند و راه را برای اعتمادسازی مخاطبان فراهم کند.
هر قسمت سریال تازه مهران مدیری قرار است در یک DVD به بازار بیاید. انتخاب این فرمت به جهت حجم بیشتر این دی‌وی‌دی نسبت به دی‌وی‌دی‌های معمولی است که باعث می‌شود سازندگان سریال بتوانند آن را با کیفیت تصویر و صدای بالاتر و امکانات متنوع‌تر عرضه کنند. در هر دی‌وی‌دی ویلای من دو قسمت از این سریال گنجانده شده که زمان هر قسمت 40 دقیقه است. سازندگان ویلای من همچنین تصمیم گرفته‌اند تبلیغات قبل از شروع هر قسمت سریال را محدود کنند. همچنین علاوه بر صدای اصلی متن، دوبله ترکی و دوبله کردی به همراه زیرنویس فارسی (برای ناشنوایان)، عربی و انگلیسی نیز گنجانده شده است. قرعه‌کشی و اهدای جایزه به رسم معمول این محصولات برای ویلای من هم پیش‌بینی شده است.
از سوی دیگر مدیران موسسه «گلرنگ رسانه» و مجموعه گلرنگ برای آن که در تأمین محتوای سریال نیز خللی پیش نیاید از مهران مدیری خواسته‌اند که پیش از پخش اولین دی وی دی حداقل 10 قسمت از سریال را آماده کند که تا زمان نوشتار این متن 8 قسمت آن آماده شده و در حال انجام کارهایی مثل دریافت مجوز و منوگذاری است. با این اوصاف باید منتظر باشیم سوم بهمن ماه با اولین قسمت از سریال تازه مهران مدیری روبرو باشیم.
مهران مدیری در نقش ارسلان مشکات در این سریال بازی می کند و سیامک انصاری (در نقش هدایت)، برزو ارجمند (فرید فتاحی)، کمند امیرسلیمانی (روح‌انگیز خانم سرآشپز) رابعه اسکویی (مهین خانم)، افسانه چهره‌آزاد (منیژه)، پانته‌آ رهنمون (مژده)، رضا فیض‌نوروزی (آلبرت سرپیشخدمت)، مهدی فقیه (دکتر مشیری)، محسن قاضی‌مرادی(فیضی)، نگین معتضدی (هنگامه مهاجر وکیل مشکات)، علی برقی (رقیق)، مهرداد مسعودنیا ( دستیار رقیق) و... دیگر بازیگران آن هستند.
درخلاصه قسمت اول سریال آمده:یک روز صبح مشکات مردی ثروتمند و صاحب یک ویلای بزرگ در کما فرو می‌رود. آلبرت سرپیشخدمت ویلا، پس از آن که از به هوش آمدن مشکات ناامید می‌شود به دنبال وکیلی می‌فرستد تا امور وصیتنامه او را رتق و فتق کند. از سوی دیگر ارسلان و هدایت دو مرد شکست خورده‌اند که در رستوران کار می‌کنند و مدام تحقیر می‌شوند. روزی وکیل مشکات به رستوران می‌آید و مدرکی را که مربوط به اموال مشکات می‌گردد جا می‌گذارد. ارسلان و هدایت مدرک را می‌یابند و تصمیم می‌گیرند با جعل سند ارسلان را به جای برادرزاده مشکات جا بزنند...
 

بهادرسیّر یا مهران مدیری

 

بهادرسیّر یا مهران مدیری؟!

 

سینمافا- حجت محمدی- سریال میلیاردر ناگهان شروع به پخش کرد و جالب تر از آن شُکی بود که به مخاطبان وارد کرد و آن شُک چیزی به غیر حضور سامان گوران بازیگر جنجالی خنده بازار در نقش شخصیت بهادر سیّر نقش اول سریال نیست. 

 

 اما یکی از ضعف های  سریال در چند قسمت اول را بی شک میتوان بازی سامان گوران دانست. با دیدن بازی گوران در این سریال احساس می کنیم او هنوز دارد حرکات شخصیت های معروف و محبوب را تقلید میکند. اما  وی در نقش جدید خود به تکرار حرکات مهران مدیری پرداخته است. نکته جالب تر اینکه کارگردان کار بلدی همچون علیرضا امینی نتوانسته حرکات او را کنترل کند تا حرکات سامان گوران توی ذوق نزند. گویی هیچ تلاشی برای جلوگیری از این مسئله نشده است و اگر هم تلاشی شده کافی و تاثیر گذار نبوده است. اما در ادامه سریال و با گذشت چند قسمت آهسته روند تاثیر بهادر سیر کمتر شده و مسایل جدیدی وارد داستان شد که شاید ریسک انجام شده که شکست هم خورد پوشانده شود.اما این سر پوشانی هم نتوانست بازی بد گوران را جبران کند بلکه مشکل اساسی تری هم ایجاد شد و آن پرداخت های سرسری و بی منتطق و پیش پا افتاده در داستان سریال است. در حالی که به قسمت های پایانی فصل اول نزدیک میشویم روند سریال کمی بهتر شده اما واقعا انتظارات را از کارگردانی همچون علیرضا امینی برآورده نمی کند.

 

http://www.cinemafa.com/images/stories/tv/serial/milyarder_2.jpg

مهمترین ضعف سریال بی شک فیلمنامه ی این سریال است که بدون شخصیت پردازی های مناسب و داستان قوی شکل گرفته است.البته ایده ی کار جالب است اما بدون شک این ایده ی جالب با نگاه سری سری و عجولانه سوخت شده است و این ایده خوب با چندپارگی مواجه شده است. در سریال داستانکهایی برای پیش برد داستان کل و برای جذابیت بیشتر ارائه شده است که شدیدا بد و ضعیف هستند. ورود آدمهایی که دلیل ورودشان را نمی فهمیم و از همه مهمتر هیچ ذهنیتی از آنان نداریم و اصلا هیچ شناخت اولیه ای از آنان نداریم یعنی اصلا شخصیت پردازی نشده اند . داستانک ها شدیدا به داستان واحد لطمه وارد کرده اند زیرا نه تنها کمکی به پیش برد داستان میکند بلکه برعکس سوالاتی را هم در ذهن تماشاچی بی پاسخ می گذارد و تمام میشود و تماشاچی از این شاخه به شاخه ی دیگر می پرد. 

اما یک نکته وجود دارد که از ابتدا بسیار در سریال به آن تاکید شد و تعریفی که فرجام بزرگ،  از فامیل همسر خود ارائه می دهد و به مخاطب القا می کند بهادر سیر با یک خانواده کاملا تیز هوش مواجه است که برای اخراج او دست به هرکاری می زنند.این توضیحات تماشاچی را وادار به پی گیری داستان میکند که قرار است اتفاقات جالبی ببیند و از رخوت قسمتهای قبلی خارج شود و وارد فاز جدید و اصلی داستان شود و هیجانات قرار است شروع شود.  اما برخلاف توضیحات داده شده با یک سری افراد کم هوش  سرو کار داریم که فقط حرف اخراج بهادر سیّر را می زنند و برای اخراج وی هیچ گونه تلاش جدی نمی کنند به جز یک بار که آن هم ناموفق است و انتظار داریم انواع مشکلات را برای بهادر سیّر ایجاد شود اما سطحی ترین اتفاقات شکل میگیرد مثلا حضور زن و بچه ای  به عنوان همسر و فرزند  بهادر سیّر که بارها و بارها در سریال های مختلف به کار گرفته شده است و کاملا یک حقه ی نخ نما شده است.

در ادامه سریال که کلا داستان تغییر میکند و به جای دیگری کشیده میشود که کمی بهتر از داستان اولیه است اما بازهم چند پارگی وجود دارد و متاسفانه لحن ثابتی در کار وجود ندارد و دائم از این شاخه به شاخه دیگر می پرد.

ای کاش سازندگان سریالی که میتوانست خیلی موفق باشد و مخاطب را جذب کند کمی از ایجاد هیجانات کاذب در سریال خود کم میکردند و وقت بیشتری برای فیلمنامه می گذاشتند. 

اما اگر بخواهم جانب انصاف رارعایت کنیم  در این سریال  تیم بازیگران نمایش متوسطی داشتد البته بازیگرانی هستند که متفاوت ظاهر شدند و به خوبی، مخاطب با آنان ارتباط برقرار می کند و از بازی آنان لذت می برد. از جمله می توان به بازی خوب مجید مظفری ، علیرضا کمالی و زهیر یاری  اشاره کرد که واقعا در این سریال بسیار خوب ظاهر شدند.

منبع: سینمافا

 

آقاي مديري ! تضمين ات در تاريخ ثبت شد

 

آقاي مديري ! تضمين ات در تاريخ ثبت شد


مهران مديري كه از زمان نيمه كاره رها شدن قهوه تلخ تا حالا يك كلمه هم راجع به دلايل متوقف شدن اين پروژه با مردم صحبت نكرده بود . بالاخره سكوتش را شكست و از مردم عذرخواهي كرد . صحبت هاي مديري قرار بود در دي وي دي رايگاني قبل از توزيع ويلاي من به دست مردم برسد اما سايت هاي مختلف خبري ، خيلي زودتر پيش دستي كردند و روز گذشته فايل تصويري آن را براي دانلود گذاشتند . انتشار اين فايل تصويري در فضاي مجازي باعث شد خيلي ها گمان كنند قضيه دي وي دي رايگان هم كنسل شده و پروژه ويلاي من از همين ابتدا بد قولي را شروع كرده !براي رفع ابهام ، قضيه را با مصطفي بصيري ، مدير عامل شركت گلرنگ رسانه درميان مي گذاريم .

عناوین زیر را در ادامه مطلب پیگیری کنید..


چيزهايي هست كه نمي داني با توضيحات مديري

مسئوليت صفر تا صد با مديري

مديري دلايل را نگفته يا سايت ها ؟!


آقاي مديري ! چهار قسمت ، كم چيزي نيست

مقصر كيست ؟برادران آقا گليان يا شبكه خانگي


تضمين با كيست ؟

ويلاي من حيثيتي است

 

ادامه نوشته

تجارت مهران مدیری با اعتبارش تا کجا سودآور خواهد بود؟

 

تجارت مهران مدیری با اعتبارش تا کجا سودآور خواهد بود؟

تابناک – کمدین شماره یک سال‌های نه چندان دور تلویزیون، پس از تجربه نافرجام سریال «قهوه تلخ»، درصدد ساخت سریال تازه‌ای برآمده که این بار هم تهیه‌کنندگی و هم کارگردانی‌اش را برعهده دارد و بدین سبب از طرفدارانش خواسته به وی اعتماد کنند و با خرید مجموعه تازه اعتمادشان ترمیم شود. اما چه تضمینی وجود دارد اتفاقی که درباره قهوه تلخ رخ داد، این بار درباره سریال تازه تکرار نشود و اصولاً مردم تا کجا به واسطه محبوبیت مدیری، حاضر به هزینه برای خرید سریال‌هایش خواهند شد؟

 

                                    بقیه متن را در ادامه مطلب پیگیری کنید

 

 

ادامه نوشته

قهوه تلخ؛ تجربه‌ای که سازندگانش را نابود کرد

 

قهوه تلخ؛ تجربه‌ای که سازندگانش را نابود کرد

به گزارش خبرنگار هنرآنلاین، شنیده ها حاکی از این است که این روزها مهران مدیری مجموعه جدید خود؛ "ویلای من" را برای شبکه نمایش خانگی در دست تولید دارد و قرار است فیلمبرداری آن به زودی آغاز شود.

اما خیلی ها هنوز از مدیری به خاطر پایان "قهوه تلخ" دلخور هستند .سریالی که چندبار قطع و وصل شد و سرانجام با پایان فعالیت تهیه‍کنندگانش، پایان سریال هم ناتمام ماند. نقش مدیری به عنوان کارگردان این مجموعه در ابتدا بخشی از دلایل توقف سریال را متوجه او میدانست اما خیلی زود مشخص شد که برادران آقا گلیان به دلایل نامعلومی تمامی کارهای خود را متوقف کرده اند و این توقف به نوعی تا امروز هم ادامه دارد.

به نظر می رسد برادران آقاگلیان با پیشینه ای قوی از نظر تولید سریال، با تولید "قهوه تلخ" در دامی گفتار شدند که فعالیت تشکیلات آنها را متوقف کرد و باعث شد نتوانند همین سریال را هم به پایان برسانند. تنها برنده در این میان مهران مدیری بود که تجربه های خود را در کار با شبکه نمایش خانگی افزایش داد و و از اولین تجربه یک کار، درس هایی گرفت که حالا شاید در تهیه و توزیع "ویلای من" به کارش بیاید.

اما از دور اینگونه به نظر می رسد که هزینه های تولید این سریال در کنار بعضی مسائل دیگر، باعث شد این برادران تهیه کننده فعلا دست از فعالیت بکشند و در حال حاضر هم هیچ خبری از آنها نیست.تماس خبرنگار هنر آنلاین با روابط عمومی سریال "قهوه تلخ" و سایر آثار گلیان تصویر هم به دلیل خاموش بودن مکرر موبایل ایشان ناموفق بود و اصولا معلوم نیست در دفتر این برادران چه می گذرد.

شنیده شده مهران مدیری تمایل به ساخت پایان "قهوه تلخ" داشته است اما کنار کشیدن تهیه کنندگان باعث شده که او هم از ادامه کار انصراف دهد و حالا در "ویلای من "خودش تهیه کننده سریال هم هست تا دیگر چنین اتفاقاتی برایش رخ ندهد.

در این میان "قهوه تلخ "هم تبدیل به خاطره ای در تاریخ رسانه ها ،نمایش خانگی و طنز تلویزیونی در ایران شد. خاطره اولین تجربه ای که با سکته های مکرر جلو آمد اما در نهایت از بین رفت و سازندگانش را هم با خود نابود کرد. 

 

قلبی که خوب نمی زند

 



قلبی که خوب نمی زند


اینطور که گفته اند فروش "سریال قلب یخی" حداقل انتظارات سرمایه گذاران تولید و پخش مجموعه را برآورد نکرده است. چرا این اتفاق رخ داده است؟

تلویزیونی ها تعبیر قشنگی دارند و می گویند زمان لازم است تا موتور سریال گرم شود و مخاطب با آن درگیر شود.

در نمایش خانگی عکس این ادعا رخ می دهد. باور نمی کنید.

 "قهوه تلخ " طوفانی شروع می شود و در پایان به اندازه یک نسیم هم موج ایجاد نمی کند.

"ساخت ایران" در قسمت های اولیه پاسخ دلگرم کننده ای را از مخاطب گرفت ولی در ادامه، حنایش رنگ باخت.

"قلب یخی" در فصل اول کولاک کرد و در فصل دوم هر چه جلوتر آمد، بیشتر توی ذوق زد.

"قلب یخی " در فصل سوم علیرغم کامل بودن کلکسیونش از ستاره های سینمای ایران انتظار می رفت، رکوردی مثال زدنی از خود به جای بگذارد.

با اینکه ۶ قسمت اول سریال در دست مردم گذارده شده است، مدیر پخش مجموعه بی تابی به خرج داده و ناامیدانه از عدم استقبال مردم بویژه در شهرستانها خبر داده است.

البته در کلام این مدیر عامل شکست بازاریابی فیلم در شهرستانها کپی و سرقت سریال ذکر شده است. ضمن اینکه نمی توان این علت را نادیده انگاشت ولی بپذیریم که در فرهنگ تماشاگران ایرانی فاصله زمانی طولانی بین فصول سریال  به مذاق ها خوش نمی آید و گسستگی و قطع ارتباط حسی و عاطفی بیننده با جریان داستان ممکن است هیچگاه ترمیم و برقرار نشود.

در فصل سوم " قلب یخی" تغییر اساسی داستان و ناپدید شدن همه بازیگران و شخصیت ها از محیط سریال – به جز یکی دو نفر – ظاهراً با بازخورد منفی قشری از تماشاگران روبرو شده است.

همه ماجرا این نیست. تلخی قهوه ای که به مردم خورانده شد، هنوز در کام ها باقی مانده است و معلق ماندن داستان سبب سلب اعتماد مخاطبان از نمایش خانگی شده است.

بازی کردن با احساس مردم و سواری گرفتن از توسن خیال آنها اگر به مقصد توام با آرامشی ختم نگردد، تاوان سنگینی را بر جا می نهد و در عصر و زمانه رقابت رسانه ها ممکن است راه بازگشتی بر آن مترتب نباشد.   ادامه دارد…

منبع :  روزانه های سینمایی

یعنی ما لیاقت شنیدن یک عذرخواهی خشک و خالی را هم نداشتیم آقای مدیری؟






یعنی ما لیاقت شنیدن یک عذرخواهی خشک و خالی را هم نداشتیم آقای مدیری؟


کافه‌سینما- سید آریا قریشی: مهران مدیری در دومین تجربه‌اش در شبکه نمایش خانگی، مجموعه «ویلای من» را کارگردانی خواهد کرد. با شنیدن این خبر، احتمالاً همه علاقه‌مندان به کارهای مدیری، یاد پروژه ناکام «قهوه تلخ» می‌افتند و این سؤال حالا تکراری که جایگاه «حقوق مخاطب» در این میان کجا است؟

مخاطبی که به حرف‌های دست‌اندرکاران این سریال احترام گذاشت و از کپی کردن دی‌وی‌دی‌های این مجموعه خودداری کرد؛ مخاطبی که با همه مشکلات این مجموعه – از نقاط ضعف خود سریال گرفته تا توزیع نامنظم «قهوه تلخ» و حتی پخش نشدن مجموعه در یک بازه زمانی چند ماهه – ساخت، این روزها حتی لیاقت شنیدن یک عذرخواهی خشک و خالی را ندارد؟

در این میان نقش مهران مدیری طبیعتاً بسیار مهم‌تر و حیاتی‌تر از دیگر عوامل مجموعه است. مدیری در طول دو دهه اخیر به جایگاهی منحصر به فرد در سینما و تلویزیون ایران راه یافته است. محبوبیت مدیری به مرحله‌ای رسیده که مردم او را یکی از خودشان می‌دانند و به او «اعتماد» دارند. به همین علت است که حرف‌های او در ابتدای مجموعه «قهوه تلخ» و تقاضای او از مردم در مورد کپی نکردن این مجموعه، به شدت مورد توجه مردم قرار گرفت. در چنین شرایطی، طبیعی است که عده زیادی از مردم بعد از ماجراهایی که در مورد «قهوه تلخ» اتفاق افتاده، بخش مهمی از ماجرا را از چشم مدیری می‌بینند و بنابراین اعتمادی که همیشه به او داشته‌اند در معرض خطر قرار می‌گیرد؛ حتی اگر مدیری واقعاً در این میان مقصر نباشد. در این شرایط، مهران مدیری تنها کسی بود که می‌توانست با اقداماتش احساسات جریحه‌دار شده مخاطبان را ترمیم کند. اما ظاهراً اقدامات او در جهت عکس حرکت می‌کند. ماجرا از حضور مدیری در سریال «قلب یخی» در بحبوحه ساخت و توزیع «قهوه تلخ» شروع شد. مجموعه‌ای که رقیب «قهوه تلخ» در شبکه نمایش خانگی به شمار می‌آمد و اقدام مدیری در پیوستن به سریال رقیب ممکن بود ناخودآگاه این حس را ایجاد کند که «قهوه تلخ» دیگر آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد برای مدیری مهم نیست. حالا هم بحث ساخت یک مجموعه دیگر برای شبکه نمایش خانگی می‌تواند ناراحتی‌های مردم را از نو زنده کند. در حالی که مردم هنوز پیگیر اخبار قهوه تلخ هستند و ناراحتی آن‌ها از نیمه‌کاره ماندن این پروژه را می‌توان در کامنت‌هایشان در کافه‌سینما مشاهده کرد، شروع یک مجموعه جدید از سوی مدیری چه بسا نشان‌دهنده این باشد که مدیری خیلی زودتر از مخاطبان آثارش، مشکلات «قهوه تلخ» و تأثیر منفی آن بر طرفدارانش را فراموش کرده است. به دست آوردن اعتماد مردم کار بسیار سختی است و از دست دادن آن بسیار آسان. امیدواریم این اتفاق در مورد مهران مدیری رخ ندهد. کسی که هنوز شیرینی تماشای مجموعه‌های خوب‌اش زیر زبان ما مانده است.

سید آریا قریشی/ کافه‌سینما

مرا به پایان برسان

 

« قهوه تلخ » دو ساله شد  

مرا به پایان برسان 

 

حاشه های ریز و درشتی که از ابتدای سال 90هر بار به شکلی گریبان سازندگان قهوه تلخ را گرفت سرانجام این مجموعه را از رمق انداخت و وقفه ای چند ماهه در تولید و پخش آن به وجود آورد . وقتی اعلام شد عوامل این پروژه برای ادامه ساخت آن به لوکیشن ثابت شان در خیابان فرشته برگشته اند ، مشخص بود كه هدف از اين شروع دوباره تنها به پايان رساندن مجموعه است . 

 سريالي كه ساختنش به قصد خنداندن مردم آغاز شده بود به دليل دايره تنگ نگاه رسمي به مقوله نظارت ، خودش سرانجام غم انگيزي پيدا كرد . تجسم حال و روز مديري و ياران خسته و عصبي و نااميدش در سر صحنه اي خنده آفرين ، سرشار از تناقض است .

 

ادامه نوشته

«قهوه تلخ»؛ عنوان اولین پایان نامه کارشناسی ارشد در شبکه نمایش خانگی!

 

 

«قهوه تلخ»؛ عنوان اولین پایان نامه کارشناسی ارشد در شبکه نمایش خانگی!

سریال قهوه تلخ در نگاه تاثیر گذار به آسیب های فرهنگی موفق بوده

جلسه دفاع از اولین پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع شبکه نمایش خانگی کشور و محوریت سریال «قهوه تلخ» روز گذشته در دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار شد.

جلسه دفاع از اولین پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع شبکه نمایش خانگی کشور و محوریت سریال «قهوه تلخ» روز گذشته در دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار شد.

.....

 

ادامه نوشته

نشستی با امیرمهدی ژوله و خشایار الوند درباره کمدی و «قهوه تلخ»

 

نشستی با امیرمهدی ژوله و خشایار الوند درباره کمدی و «قهوه تلخ»


وظیفه کمدی عبور از خط قرمز نیست



امیرمهدی ژوله و خشایارالوند در چند سال اخیر در پروژه‎‎‎‎های قابل توجهی با هم همکاری داشته‎اند که حداقل در زمینه جلب نظر مخاطب و سرگرمی، مجموعه‎‎‎‎های موفقی بوده‎اند. قرار بر این بود كه به بهانه آسیب‎شناسی کمدی‎سازی در ایران با نویسندگان تازه‎ترین اثر مهران مدیری هم‎کلام شویم اما ناگفته‎‎‎‎ها و حاشیه‎‎‎‎های خود مجموعه آنچنان بود که سایه این «دربار همایونی!» در بخش‎‎‎هایی از گفت‎وگو بر دیگر بحث‎‎‎‎ها چیره شد! حاصل این گپوگفت را در ادامه خواهید خواند.

 

ادامه نوشته

علی معلم درباره دو مجموعه شبکه ویدیویی این روزها: حداقل نام "ایران" را درز بگیرید

 

 

علی معلم درباره دو مجموعه شبکه ویدیویی این روزها:

حداقل نام "ایران" را درز بگیرید

 

کافه سینما-علی معلم: اخیراً یکی دو فقره محصول دنباله دار تقلبی و تقلیدی پایش به حوزه نمایش خانگی باز شده که از سوی نهادهای ناظر درجه کیفی الف هم دریافت فرموده اند. جالب است که هر دو محصول نام «ایران» را یدک می کشند و با استعانت از شعار اسمشو بیار خودشو نیار فقط در نام گذاری صفت ایرانی دارند. یکی تقلیدی بی مایه از یک شوی تلویزیونی ماهواره ای است که اصل اش هر چه باشد حداقل تصنعی و آبکی نیست؛ و دیگری یک شخصیت برجسته(!) قاطی دار و بی سواد و بذله گو را در مقابل اجانب بی فرهنگ قرار داده است تا میزان غلظت خلیج فارس مخاطب بی پناه را بالا ببرد. دوستان مرحمت کنند حداقل این صفت «ایران» را درز بگیرند تا صفت با موصوف اندک رابطه ای داشته باشد.

کافه سینما-علی معلم

 

مدیری را به تلویزیون برگردانید

 

مهران مدیری را به تلویزیون برگردانید

 رویداد:با نگاهی اجمالی به قالب های کمدی و طنز در تلویزیون و حتی در سینمای ایران پی خواهیم برد که اصولا رسانه ایرانی علیرغم برخورداری از پشتوانه تاریخی در ادبیات و نمایش و حتی سیاست به سبب حضور دلقک ها در دربار شاهان و نقل های باقی مانده از آن، دچار نوعی سطحی نگری است.
در واقع هنر های سمعی بصری ما به طور کامل از فضای کمدی و یا سطوحی تلخ تر از آن مانند گروتسک به دورند. در این سطوح قرار نیست مخاطب را تنها بخندانیم. مخاطب با خندیدن بباید بگرید، گاهی از روی تأسف نیش خند بزند و لبخند بر صورتش به درد آید؛ گاهی از روی تعجب تبسمی بزند، گاهی از نگرانی نسبت به یک فاجعه اجتماعی از بی خبری خود خنده اش بگیرد. این سطح از کمدی را عملا در ایران نداریم. زیرا همواره خصوصا در سالهای اخیر هنر تیسم را به واسطه آمیختگی آن با خنده به شوخی گرفته اند.
این در حالی است که مخاطب برنامه های طنز در صورت خندیدن بی آنکه استدلالی را بشنود و دلیلی بخواهد مثل یک شربت شیرین شهد هنجارها و عادت ها و رفتارهایی را که می بیند، می نوشد و بی درنگ باور می کند و می پذیرد. پس باید بپذیریم که این حوزه اگرچه خنده دار است اما شوخی نیست و باید آن را جدی بگیریم.
اما آنچه در رسانه های ما خصوصا تلویزیون می بینیم در خوشبینانه ترین و کیفی ترین حالت ممکن یک طنز اجتماعی است. البته این سطح از طنز هم در اندکی از آثار تولید شده سیما دیده نمی شود و سایر برنامه ها و سریال های طنز بیشتر به هجو نزدیک است و البته بکاربردن هجو هم با توجه به معانی ادبی آن در مورد بسیاری از این آثار بی انصافی بوده و باید به اصطلاح جک گویی و لودگی بسنده کنیم.
مهران مدیری از افرادی است که پس از ساعت خوش جریان ساز یک نوع طنز خاص از جنس خودش بود. در کارنامه وی آثار خوب و ضعیف در کنار هم جمعند اما باید انصاف داد که بسیاری از کارهایش طنزهایی صاحب سبک در سیما بوده اند و اگر او را با بسیاری از لوده سازهای دیگر مقایسه کنیم پی می بریم که مدیری یک مهره ارزشمند هنری و طنازی قابل توجه در سیما بوده است.
اما امان از بی کیاستی مدیران سیما. چه راحت و مفت مدیری را از دست دادند. آن هم در یک ماجرای مسخره. اثری که قرار بود مدیری کار کند را به یک نو کیسۀ تازه وارد که قالب سیما را هم نمی شناخت دادند و این امر کافی بود تا مدیری از تلویزیون خداحافظی کند. این خداحافظی نه تنها فقدان او در سیما را سبب شد بلکه تخریب ناهنجار دیگری را هم در پی داشت.
مدیری در زمانی که برای سیما فیلم می ساخت، خوب می ساخت اما وقتی از قالب و تقید تلویزیون خارج شد شاید به دلیل عدم شناخت حریم های سینمای خانگی و رسانه های تصویری دست به تولید آثاری زد که در آن جماعتی علاوه بر خنداندن مخاطب به ارزش ها هم توهین می کنند.
قهوه تلخ او را دیده ایم. به استهزا گرفتن تاریخ و تمدن ایرانی را در این اثر به بهترین نحو شاهدیم. اگرچه نباید از فساد قاجار و برخی دربارهای شاهنشاهی در همین سطحی که مدیری اشاره می کند عبور کرد اما نحوه روایت او به گونه ای است که در آن یک مرد کت شلواری با صورتی تراشیده و کراوات و با پزیشن روشنفکری به بستر تاریخ ما می رود و پس از به لجن کشیدن آن از سوی دیگرش خارج می شود. علاوه بر این باید روایت لودگی های پرنوگرافی و جنسی و فحاشی و بدزبانی را هم به این لیست افزود.
اما چرا باید این مهم نامبارک رخ دهد؟ چرا باید سیما چهره های موثر خود را از دست بدهد ولی در تعدیل افراد زیان دراز و مخرب مثل مجری هایش این همه مقاومت نماید؟
آیا نمی توان تدبیری اندیشید تا به کمک آن بار دیگر مدیری را به تلویزیون جذب کرد؟ با شناختی که از مدیری و تعلق او به طنازی و مخاطبان سیما داریم اگر تلاشی در این راستا از سوی مدیران سیما صورت گیرد به احتمال زیاد بی نتیجه نخواهد ماند. کمترین حسن این اتفاق این است که بساط این لودگی های خنده بازاری و چرند و پرند های بی محتوا با حضور مدیری جمع خواهد شد

 

چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟

 

 

چگونه مهران مدیری بازی در قلب یخی را قبول کرد؟

 

 

حتما در خبرها خوانده‌اید كه تصویربرداری قهوه تلخ ازسرگرفته شده و قسمت‌های جدیدش به بازار خواهد آمد. از طرف دیگر اگر اخبار سریال محبوب شبكه‌ خانگی یعنی قلب یخی را دنبال كرده باشید، حتما خبر دارید كه در فصل جدید با حضور سامان مقدم به عنوان كارگردان جایگزین، بازیگرانی به این مجموعه اضافه شده‌اند كه یكی‌ از آنها كسی نیست جز مهران مدیری....

 

ادامه نوشته

عقده گشایی روزنامه صدا و سیما بر علیه قهوه تلخ و مهران مدیری

 

 

عقده گشایی روزنامه صدا و سیما بر علیه قهوه تلخ و مهران مدیری


جام جم آنلاين: همه آنهايي كه چند سال پياپي مجموعه‌هاي طنز مهران مديري را از تلويزيون تماشا مي‌كردند، سال گذشته به موجب اين پشتوانه ذهني به نزديك‌ترين بقالي محل سري زدند تا جديد‌ترين مجموعه او يعني «قهوه تلخ» را بخرند.

اين اتفاق در شرايطي رخ داد كه كافي بود يك‌بار در صفحه جستجوگرهاي اينترنتي كلمه دانلود سريال قهوه تلخ را وارد كنند و بيش از 10 هزار سايت براي كپي اين مجموعه به آنها معرفي شود؛ اما در عمل چيزي كه تا پيش از اين اتفاق نيفتاده بود، رخ داد؛ اعتماد عمومي، كپي نكردن و هزينه كردن براي يك مجموعه داستاني طولاني.
خريد سريالي كه تا پيش از اين براحتي و بدون پرداخت هيچ هزينه‌اي از تلويزيون قابل تماشا بود، براي بيننده كمي سخت به نظر مي‌رسيد.
بسياري پيش‌بيني مي‌كردند كه هزينه‌هاي اين سريال كه قرار بود از خريد محصولشان توسط مردم به وجود بيايد، قابل جبران نيست، اما فروش ميلياردي اين مجموعه نشان از كپي نكردن و خريد تك تك افراد جامعه داشت.

در همين زمان سريال «قلب يخي» نيز وارد شبكه خانگي شد؛ اما بعد از گذشت پخش چند مجموعه از اين سريال‌ها، هر دوي آنها با وقفه زيادي بين توليد و پخش آثار خود، بدون هيچ توضيحي و به صورت ناگهاني بازار شبكه خانگي را ترك كردند.
اين قضيه باعث شد مجموعه «قهوه تلخ» كه با استقبال روبه‌رو شده بود، بتدريج سير سقوط را طي كند.
پخش نامنظم و بدقولي در عرضه قسمت‌هاي جديد مخاطب را گيج كرد و اعتماد او را به چنين بازار تازه‌اي دچار خدشه كرد. ارتباط نامناسب با رسانه‌ها و مخاطبان نيز از جمله دلايل اين شكست بود.
جلب اعتماد مردمي كه به سختي قوانين كپي رايت را جدي مي‌گرفتند، كار دشواري بود، اما به خاطر عدم احترام به مخاطب و بدقولي و بي‌نظمي به آساني اين اعتماد از بين رفت.
اين مجموعه بعد از وقفه طولاني ـ بدون هيچ توضيحي ـ دوباره به ميان مردم آمده است. اما اين اتفاق هنگامي رخ داده كه ديگر بازگرداندن اعتماد از دست رفته كار ساده‌اي نيست و مردم ديگر ديد مثبتي به آثار شبكه نمايش خانگي ندارند.
حالا ديگر مخاطبان نه فقط از مجموعه عوامل «قهوه تلخ» دلگير هستند، بلكه شايد عادت خوب كپي نكردن نيز از خاطرشان رفته باشد.

 

 

باز هم مهران مدیری تلویزیون را دور زد!

 

 

دوباره ... «قهوه تلخ»!

باز هم مهران مدیری تلویزیون را دور زد!



باني فيلم: در شرايطي كه تلويزيون همچنان از پخش تيزرهاي تبليغاتي سريال‌هاي شبكه ويديويي كشور و به ويژه مجموعه مهران مديري خودداري مي‌كند، برخي رويدادها و اتفاقات، شرايط بامزه و خاصي را در جهت عكس اين سياست سازمان صدا و سيما رقم مي‌زنند.
«قهوه تلخ»، «قلب يخي» و «ساخت ايران» سه مجموعه شبكه نمايش خانگي هستند كه طي دو سال گذشته فرصت توليد و توزيع را يافته‌اند.

جرياني كه موجب جذب بسياري از برنامه‌سازان و بازيگران سينما و تلويزيون به اين پروژه‌ها مي‌شود و به نوعي در مسير توليد مجموعه‌هاي سيما هم خلل ايجاد مي‌كند.

چيزي كه مسؤولان و مديران تلويزيون از آن دل خوشي ندارند و دق دلي خود را در اين باره، با عدم پخش آنونس‌هاي تلويزيوني سريال‌هاي مذكور خالي مي‌كنند!

 حالا در اين شرايط گاهي وضعي پيش مي‌آيد كه از دست تلويزيوني‌ها هم كاري ساخته نيست و ناخواسته اين سريال‌ها فرصتي براي تبليغ در قاب كوچك اين رسانه مي‌يابند.
روز گذشته در جريان پخش زنده ديدار تيم‌هاي ملي فوتبال ايران و موزابيك –كه با نتيجه سه بر صفر به نفع كشورمان خاتمه يافت-، روي تابلوهاي تبليغاتي بخش مياني استاديوم انقلاب كرج عبارت «دوباره... قهوه تلخ» با هدف تبليغ سري جديد اين مجموعه به شكل مشهودي قابل رويت بود.

 تصويربرداران تلويزيون نيز مثل هميشه ناگزير از به تصوير كشيدن اين عبارت بودند تا خواه ناخواه سازندگان اين سريال طنز را در ركب زدن به واحد بازرگاني صدا و سيما ياري دهند!

اين اتفاق سال گذشته نيز در جريان برگزاري يك ديدار فوتبال روي داد كه با تصاوير مهران مديري در گريم خاص او به نقش تاجر يوناني همراه بود.

 

 

بازنده های نوروز

 

بازنده های نوروز


1- جواد رضویان
شکست دوباره خالق کمدی شونه تخم مرغی


جواد رضویان که سال های اخیر در بازی و کارگردانی فیلم های به اصطلاح خودش «شونه تخم مرغی» ید طولایی پیدا کرده، نوروز امسال با تجربه متفاوت تری به تلویزیون آمد تا بلکه بتواند جایگاه از دست رفته اش را دوباره احیا کند. روی آنتن رفتن «کسی خوابه؟» همزمان با بازپخش مجموعه «پاورچین» مهران مدیری از شبکه آی فیلم و شبکه تهران و تکرار خاطرات خوش بازی رضویان در نقش «داوود برره»، این توفق را ایجاد کرده بود که شاید همان رضویان درخشان را دوباره بر صفحه تلویزیون خواهیم دید. البته جمع شدن بازیگران ساعت خوشی مثل نصراله رادش، ارژنگ امیرفضلی و... هم در این پیش داوری بی تاثیر نبود اما خب اشتباه کردیم. رضویان در "کسی خوابه؟" بیشتر از فرمول های تکراری و نخ نما شده استفاده کرد مثل شوخی با شبکه های ماهواره ای و گنجاندن شب شعر و رفتن سراغ قهرمان های ورزشی و... آن هم بدون کمترین نوآوری. او حتی کلیپ هایش را هم از روی کلیپ های «ساعت خوش» سال 73 اقتباس کرده بود و رضویان با «کسی خوابه؟» به مخاطبان تلویزیون ثابت کرد که هنوز هم بهتر است همچنان او را با تجربه «پاورچین» به یاد بیاورند و خاطره خوش کارهایی که تحت هدایت مهران مدیری انجام داد و دیگر هم تکرار نشد. حیف!


برزو ارجمند
پایین تر از حد انتظار


بروز ارجمند که به خاطر بازی در نقش «برزوخان سپهسالار» سریال «قهوه تلخ»، توانست به عنوان بازیگر کمدی خوب و کاربلند بین مردم جا باز کند و نشان دهد در کار کمدی حرف های زیادی برای گفتن دارد، سال 91 را با انتخابی نه چندان مناسب شروع کرد. از بازی ارجمند در «فراموشی» می گوییم. در نقشی که کوچک ترین استفاده ای از ظرفیت های کمدی او و استعداد چشمگیرش به عمل نیاورده بود. آن هم در حالی که اگر فقط قهوه تلخ را نیز ملاک قرار دهیم بی شک ظرفیت های بازیگری بروز بیش از این حرف هاست. قطعا از بازیگری که برای ایجاد موقعیت های کمدی در «قهوه تلخ»، شگردهای مختلفی داشت، انتظاری بیشتر از این می رود که به عنوان پسر حاج نقی، بخواهد با شوخی های تکراری مردم را بخنداند. پس از سال ها حضور در سینما و تلویزیون بروز باید با دقت بیشتری نقش های خود را انتخاب کند.

رضا فیض نوروزی
مردی با دو چهره متفاوت


رضا فیض نوروزی از آن دسته بازیگرانی است که نشان داده اگر به خوبی هدایت شود می تواند بازی های خوبی از خود ارائه دهد ولی وای به حال روزی که هدایت خوبی پشت سر بازی های فیض نوروزی نباشد. امسال دو سریال از فیض نوروزی از تلویزیون پخش شد که هرکدام به خوبی نشان می دهد نقش یک هدایت گر چقدر می تواند در بازی این بازیگر تاثیرگذار با شد. بازی او در مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری که امسال دوباره بازپخش شد و بازی او در سریال دست بالای دست به کارگردانی محسن یوسفی که سریال عید شبکه سه بود زمین تا آسمان با هم متفاوت است. فیض نوروزی در دست بالای دست تکرار نقش های چند سال اخیرش بود. او حتی کپی ضعیفی از ویژگی های شخصیتی نقشش در سریال قهوه تلخ را هم به نقش خود در این سریال اضافه کرده بود تا عملا نه حرف جدیدی برای گفتن داشته و نه حتی بتواند خودش را مجددا به خوبی تکرار کند. از فیض نوروزی انتظار بیشتری می رفت ولی افسوس.

 

به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري: نگاهی به دوره‌هاي كاري مهران مدیری در تلويزيون راه‌ و‌ رس

 

 

به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري:نگاهی به دوره‌هاي كاري مهران مدیری در تلويزيون


راه‌ و‌ رسم متعجب‌سازی

 

 

سينماي ما- حسين جوانی:

دورهٔ اول: آیتم‌سازی


مدیری کارش را با بازیگری در چند فیلم و تئا‌تر و مجموعه‌های نوروز ۷۲ و باغ گیلاس شروع کرد؛ امّا نقطهٔ شروع مدیری، به‌عنوان یکی از کارگردان‌های بر‌تر تلویزیونی، نه مجموعه فراموش‌شدهٔ پرواز ۵۷، بلکه سریال حالا تبدیل به‌خاطره‌ای خوش شدهٔ ساعت خوش بود. ساعت خوش، سبْکی را که داریوش کاردان با مجموعه‌های موفق نوروز ۷۲ بنیان کرده بود و سویه‌ای سیاسی‌ـ انتقادی داشت به‌سمت ساخت آیتم‌های نمایشی با درون‌مایه‌های اجتماعی و خانوادگی سوق داد و با استفاده از خورده‌روایت‌های زندگی روزمره و ذوق‌ورزی‌های شاعرانه و بعضاً آوانگاردِ نویسندگان‌اش به‌بهترین شکل ممکن کمال بخشید. ساعت خوش و مجموعه‌های متعاقب آن، شکل‌وشمایل خاصی داشتند؛ از دو بخش تشکیل می‌شدند: آیتم‌های نمایشی با محدودهٔ زمانی مشخص که یک شوخی کلامی یا تصویری را بسط می‌دادند و یک مجری که درباره موضوعاتی که آیتم‌ها حول آن‌ها شکل می‌گرفتند، حرف می‌زد؛ یا به‌بیان بهتر آن‌ها را تعریف و توصیف می‌کرد. مدیری، این الگو را به‌هر شکل ممکن و تا دل‌کندن از این شیوهٔ تولید سریال پی‌گرفت و حتّا تن به‌مبتذل‌ترین نوع برخورد به‌آن داد، امّا هیچ‌گاه ــ و تا زمانی که آپارتمان‌سازی را شروع کرد ــ از آن تخطی نکرد.

بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري: نگاهی به كارنامه سريال‌سازي مهران مدیری  کار در تلویزیون

 


به بهانه 18 فروردين، روز تولد مهران مديري: نگاهی به كارنامه سريال‌سازي مهران مدیری

 کار در تلویزیون از سینما حرفه‌ای‌تر است

 


سينماي ما- علی شیرازی: مهران مدیری زمانی چهره تمام‌قد خود را به رخ کشید که در سال ۱۳۸۹ از مردمان یک جامعة بحران زده و در حال جدال درونی و برونی و گذر از خود، خواست تا نکته‌ای اخلاقی را رعایت کنند و آن‌ها نیز «استثنائاً» و در یکی از معدود موارد، به رعایت حقوق مؤلفین و مصنفین پرداختند و قهوة تلخ را نه از کنار پیاده‌رو، که از عرضه کنندگان قانونی آن خریدند تا به تماشایش بنشسینند. نگارنده، احوال مدیری را، مثل همة این چند دهه و به سان دیگر هنرمندان مورد علاقه‌اش، زیر نظر داشت اما این بارِ به خصوص، این مسأله از آن نظر عجیب می‌نمود که او و مردمان این دیار کاری کرده بودند کارستان. قهوه تلخ به عنوان آخرین اثر مدیری، در ظرف چند روز رکورد شکست و چهرة تازه‌ای از مدیری و مردمان «غیر قابل پیش‌بینی» ایران زمین را به نمایش گذاشت...
این بار، مدیری برای من نه فقط یک چهرة هنری، که چهره‌ای اجتماعی ـ و صد البته استثنائی ـ می‌نمود. انگار، تنها او بود که می‌توانست بگوید: «جان من...!» و مردمانی بی‌شمار، خریدار حرف و اثرش بودند،... اما مدیری چگونه به این‌جا رسیده بود؟

 

بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

به بهانه 18 فروردین سالگرد تولد مهران مدیری: مردی که شبیه هیچ کس نیست  

 

  

به بهانه 18 فروردین سالگرد تولد مهران مدیری:

مردی که شبیه هیچ کس نیست  

 

کافه سینما- امیرعباس صباغ: مهران مدیری تنها ستاره فیلم های خودش است و بقیه عوامل دو انتخاب دارند، یا می توانند همکاری با مدیری را انتخاب کنند و در دسته پیروز ها جای گیرند، یا گول موفقیت خود را خورده و راهشان را از او جدا کنند که در این حالت یا به سرنوشت جواد رضویان دچار می شوند که از موقعیت پرفروش ترین بازیگر سینما و چهره محبوب مخاطب تلویزیون، به شرایطی برسد که امروز دیگر کمتر کسی یادی از او می کند و یا مانند پیمان قاسم خانی (که بسیاری دلیل موفقیت مدیری را تنها در متن های نگارش شده او می دانستند) گاهی به موفقیت می رسند (ورود آقایان ممنوع) و گاهی سقوط می کنند (سن پطرزبورگ). اما مدیری همچنان در کنار مردم ایران باقی مانده است. حتی اگر از متوقف شدن مجموعه تازه‌اش ناراضی باشند.

 

 

(متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید)

 

ادامه نوشته

کسادی سوژه برای سریال های طنز+پخش توكيو بدون توقف از شبكه تهران

 

کسادی سوژه برای سریال های طنز

فریبا خوجه‌پور
شبکه سه ملتی را غافلگیر کرده است. به طوری که مردم دست از کار و زندگی کشیده و علاوه بر پخش، تکرار برنامه های طنز را هم می بینند.
نمی دانم چرا آقایان سریال و برنامه ساز همچنان درگیر قصه بازنشستگی و جهیزیه و نقد این و آنند. سریال هایی که وام دار بازیگرانی توانمند است که با حذف آنها نه تنها هیچ حرفی برای گفتن ندارند، بلکه هیجانی برای پیگیری نیز ایجاد نمی کنند و مردم به راحتی می توانند از ابتدا، انتهایش را حتی با نوع پرداخت به لحاظ تکراری بودن حدس بزنند. اکنون می فهمم چرا اولین ها همیشه در خاطر باقی می مانند، زیرا هر چه از پی آن می آید، تاثیر گرفته از همان هاست. زیر آسمان شهر، جایزه بزرگ، شبهای برره، سه در چهار، مسافران، ساختمان پزشکان ، پاورچین و جوک های آقای رئیسش که به لحاظ مضمون بی شباهت به برنامه های طنز این شب ها نیست، به طوری که ما نیز مثل فرهاد فقط برای رفع اموراتمان از خنده غش می کنیم! یکی نیست بگوید شنیده اید که خنده بر هر درد بی درمان دواست، اما نه این که دیگر نفس گیر شود.
در عجبم از تجربه و تکامل و اینکه آیا ما پخته تر شدیم یا آقایان سریال ساز بی حوصله که سریال ها را اینطور خام خام به خوردمان می دهند.
.............................................................................................


پخش توكيو بدون توقف از شبكه تهران


به گزارش «باني فيلم»، فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني «مهاجمين»، «يك اسم»، «بيگانه»، «شنود 2»، «توكيو بدون توقف»، «پسر آدم، دختر حوا»، «يكي بود، يكي نبود»، «بهترين دوست من»، «روياي پرواز»، «ناشناخته»، «ورود آقايان ممنوع»، همچنين «شنود 2» و «توكيو بدون توقف» دو فيلمي هستند كه به ترتيب روزهاي يكشنبه ساعت 20:45 و دوشنبه ساعت 13:30 از شكبه تهران روي آنتن خواهد رفت.
در 13 روز ابتدايي سال 91 نيز فيلم‌هاي اين شبكه ساعت 13:30 پخش مي‌شود. در اولين روز سال فيلمي از رامبد جوان پخش مي‌شود. اين فيلم «پسر آدم، دختر حوا» نام دارد و سعيد حاجي‌ميري هم سمت تهيه‌كنندگي اين اثر را دارد.

مهران مدیری سلطان کمدی دور از تخت سلطنت

 

مهران مدیری

سلطان کمدی دور از تخت سلطنت



با تمام فراز و نشیب های دو دهه حضورش در تلویزیون هنوز هم او را "سلطان بلامنازع کمدی در تلویزیون" می دانند.

کسی که در تلویزیون سال ها بی رقیب بود و فقط در چند سال اخیر یکی از همکاران قدیمی خودش (رضا عطاران) تا حدودی توانست به جایگاه او در رسانه ملی نزدیک شود و مرد اول مجموعه «ساعت خوش» هر کاری که در دهه 70 ساخت، پرمخاطب شد، عملا هم کسی نبود که بتواند با او رقابت کند، همین مساله باعث شد که مدیری در کارهای انتهایی دهه هفتادش با افت کیفیت مواجه شود.

واقعا نمی شود کیفیت «ساعت خوش»، «سال خوش»، «نوروز 76» و «جنگ 77» را با «ببخشید شما» و «پلاک 14» مقایسه کرد. در همان سال ها بود که پدیده هایی به نام "مهدی مظلومی" (بدون شرح) و "مهران غفوریان" (زیر آسمان شهر) توانستند گوی سبقت را از مدیری بگیرند و مدیری هم با یک سکوت دوساله هیچ کاری را کارگردانی نکرد.

در حالی که همه فکر می کردند مدیری تبدیل به یک چهره سوخته در تلویزیون شده ناگهان او یک غافلگیری دیگر را برای مخاطبانش به وجود آورد و آن هم ساخت سریال بی نظیر «پاورچین» بود. سریالی که در شبکه تهران تولید و پخش شد. این سریال دوباره مدیری را به اوج رساند و این بار مدیری که تازه به یک گروه تقریبا ثابت رسیده بود توانست به خوبی موقعیت جدیدش را هدایت کند و روی دیگر هنر خود را نشان دهد.

تقریبا هر آنچه مدیری در دهه 80 و بعد از «پاورچین» ساخت، همگی با استقبال خیره کننده مخاطبان مواجه شدند اما تلویزیون از همان ابتدای دهه 80 سر ناسازگاری اش را با مدیری آغاز کرد. هنوز هم خیلی ها رد تیغ تیزهای ممیزی را در نقطه چین به یاد دارند، هنوز هم کسی از خاطرش نرفته که «شب های برره» یک شبه تولیدش متوقف شد و مطمئنا هنوز هم انواع و اقسام فشارهایی که بر مدیری برای دو سریال «مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» وارد شد در خاطر او مانده است.

اما «قهوه تلخ» عامل اصلی جدایی مدیری و تلویزیون بود. سریالی که قرار بود برای پخش از تلویزیون ساخته شود اما به دلیل عمل نکردن تعهدات مالی برادران "آقاگلیان" نسبت به تلویزیون در سریال «مرد دوهزار چهره»، تلویزیون پخش «قهوه تلخ» را منوط به تسویه حساب برادران آقاگلیان با سازمان صداوسیما کرد که عملا این اتفاق نیفتاد و «قهوه تلخ» وارد شبکه نمایش خانگی شد و در آنجا هم با یک فروش خیره کننده مواجه شد و تقریبا کمتر کسی است که تایید نکند اگر قهوه تلخ در تلویزیون پخش می شد می توانست تبدیل به پربیننده ترین سریال پس از انقلاب شود و کاش تلویزیون در این زمینه کمی اغماض می کرد تا در اوج نبود کمدی های مخاطب پسند، «قهوه تلخ» بتواند اعتبار دوباره ای به تلویزیون بدهد و مخاطبان از دست داده اش را بازگرداند که خب این اتفاق نیفتاد.

تیرهایی که تلویزیون و مدیری در این مدت به سوی هم انداختند عملا حضور دوباره مدیری در تلویزیون را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از آن طرف هم مدیری با حضور در یک فیلم سینمایی (پل چوبی) و اظهار تمایلش برای ساخت اولین فیلم سینمایی اش مقدمات دل کندش از تلویزیون را فراهم کرده تا بیستمین مرد قدرتمند ایران در سال 2009 از نگاه مجله نیوزویک، مهم ترین پایگاه خود را کنار بگذارد و تلویزیون هم عملا سلطان کمدی ساز بعد از انقلاب خود را از دست بدهد.

 

تهران 1500؛ صرفا یک تجربه

تهران 1500؛ صرفا یک تجربه

 

سینمافا- پیام خدابنده لو- «تهران 1500» اگر چه خوب نیست اما فیلمی نیست که به راحتی نادیده اش بگیریم. دلیل اهمیتش البته پر هزینه بودن و وقت گیر بودن نیست.

فیلم هایی که با بودجه های کلان تولید شده باشند در این چند سال کم نبوده اند. نمونه اش فیلم های ضعیفی چون «راه آبی ابریشم» که با خرج 7 میلیاردی، دستاوردی برای سینمای ایران محسوب نمی شوند.

جنجال های متعددی که پیرامون فیلم عظیمی از زمان پیش تولید ایجاد شد هم دلیل کافی نیست. اگر این طور است پس باید به اثر فوق ضعیفی چون «قلاده های طلا» هم اهمیت داد و در موردش نوشت!

حتی ستاره های پر شمار فیلم هم به تنهایی نمی توانند دلیلی برای دیدنش باشند. فیلمی چون «پل
چوبی» با وجود بهره گیری از ستاره هایی چون هدیه تهرانی، بهرام رادان و مهران مدیری، اثر ضعیفی بود که حتی تحملش تا انتها هم چندان آسان نبود.

«تهران 1500» البته فیلم خوبی نیست. خصوصا از نیمه دومش، یک فیلمفارسی تمام عیار است که به بهانه هجو از همه عناصرش سود می برد و پایان خوشش هم فارغ از قابل پیشبینی بودن، بسیار کش دار و به بیان بهتر، دور خود چرخیدن است.

صداپیشه های فیلم هم عمدتا فراتر از نقش های قبلی شان نرفته اند (با تاکید بر محمدرضا شریفی نیا و مهران مدیری).

با این حال ساخته بهرام عظیمی، جاه طلبانه و حتی شاید خلاقانه است. ایده استفاده از شکل شبیه سازی شده بازیگران با صدای خودشان، جدا از ظرفیت هایش برای فروش موفق در گیشه سینماها، به فضای طنز اثر کمک می کند و ایده های بکری هم در فیلم دیده می شود مثل تاکسی و وانت میوه فروش که در هوا پرواز می کنند یا پیدا شدن نواری با عنوان «اخراجی ها 37» و سایر متلک هایی که در مورد مسائل روز مطرح می شود!

تهران 1500 را می توان تجربه ای دانست و برای دیدن نتیجه اش، منتظر فیلم های بعدی عظیمی (و شاید سایر انیمیشن سازان) بود. شاید آن موقع و با تولید فیلم هایی بهتر، بتوان این تجربه را به عنوان اثری پیشرو مورد ستایش قرار داد.

اما همه اینها ضعف های فیلم را نمی پوشاند و نمی توان منکر این شد که نیمه دوم فیلم (از زمانی که بحث ازدواج هدیه تهرانی مطرح می شود) واقعا غیر قابل تحمل بود.

 

نقدهای مثبت و منفی بر پل چوبی

 

 

نقدهای مثبت و منفی بر پل چوبی

 

 

«پل چوبی» کرم پور پوسیده و توخالی بود
 
 
من «پل چوبی»، روشنفکر نیستم!
 

                 فیلم سینمایی 'پل چوبی'؛ ملودرامی عاشقانه با چاشنی گذشته گرایی

 

                                             ادامه مطلب....

 

ادامه نوشته

قهوه آخر...پرونده ویژه هفته نامه یکشنبه برای مهران مدیری

 

 

قهوه آخر...

 

 

 

عکس و مطالب و مصاحبه ها در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

نقدهای رسیده از پل چوبی

 

 

نقدهای رسیده از پل چوبی

 

 

 

ادامه مطلب....

 

 

ادامه نوشته

«كاش مهران مديري هم خوش قول بود»

 

 

 

مخاطبان و فروشندگان از تاخير در عرضه «قهوه تلخ» گفتند

 

«كاش مهران مديري هم خوش قول بود»

 

بيش از شش ماه از زماني كه مهران مديري در قسمت بيست و پنجم «قهوه تلخ» اعلام كرد اين سريال به دليل يكنواختي، نياز به تحول دارد و سري بيست و ششم آن، يك ماه ديگر به دست مخاطبان مي‌رسد، مي‌گذرد؛ اما مجموعه 26 «قهوه تلخ» هنوز توزيع نشده است.

اين وقفه شش ماهه، واكنش‌هايي را در ميان مخاطبان «قهوه تلخ» به دنبال داشته است.

به همين منظور، خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، با تعدادي از مخاطبان اين سريال به گفت‌وگو نشسته و نظراتشان را در اين زمينه جويا شده است.

همچنين خبرنگار ايسنا با تعدادي از فروشندگان توزيع‌كننده «قهوه تلخ» نيز گفت‌وگو كرده است تا از بازخوردهاي مخاطبان اين مجموعه‌ي طنز، در ارتباط با توزيع آن مطلع شود.

*** با اين شيوه پخش، جذابيتي براي سريال‌ها باقي نمي‌ماند

يك دختر جوان كه خود را دانشجوي موسيقي معرفي مي‌كند، با اعلام نارضايتي از نحوه‌ي توزيع «قهوه تلخ»، مي‌گويد: سريال‌هايي از اين دست بايد به صورت يك مجموعه‌ي كامل عرضه شوند؛ اين كه پخش سوپرماركتي داريم اتفاق خوبي است چون وارد سبد خريد مردم مي‌شود اما بايد براي مخاطب هم ارزش قائل شويم.

وي ادامه مي‌دهد: وقتي كاري طولاني مي‌شود سازندگان آن بايد تا پايان آن را بسازند و وقتي مطمئن شدند كه همه‌ي كارشان آماده است آن را يك‌ جا و به صورت يك بسته به مخاطب عرضه كنند. كسي هم كه توانايي مالي خريد يك‌جاي آن را نداشته باشد مي‌تواند سي‌ دي‌هايش را به صورت تكي خريداري كند. وقتي به اين صورت و با تاخير و بي‌نظمي توزيع مي‌شود، مخاطب قسمت‌هاي قبلي را فراموش مي‌كند و وقتي قسمت جديدي به دستش مي‌رسد بايد در ابتدا قسمت‌هاي قبلي را ببيند تا بتواند آنها را به خاطر بياورد. در اين صورت هيچ جذابيتي براي اينگونه سريال‌ها باقي نمي‌ماند.

اين دختر جوان، اشاره‌اي نيز به ديگر سريال نمايش خانگي يعني «قلب يخي» مي‌كند و عنوان مي‌كند: «قلب يخي» هم در ابتدا خيلي خوب شروع كرد ولي بعد كم كم با تاخيرها و بي‌نظمي‌هايي مواجه شد كه باعث مي‌شود هيچ جذابيتي نداشته باشد.

*** اگر سري جديد «قهوه تلخ» بيايد، آن را نمي‌خرم

مخاطب ديگري كه قسمت‌هاي جديد «قهوه تلخ» را هر هفته خريداري مي‌كرده، به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: توزيع نامنظم اين سريال بي‌احترامي به مخاطب است. انگار تيم «قهوه تلخ» تنها از اين كار به دنبال منافع مالي بود و زماني كه اين اتفاق افتاد به ادامه كار بي‌توجه شد. در ابتدا قرار بود موضوع را عوض كنند و ادامه دهند و وقت كافي براي اين كار داشتند اما اين اتفاق نيفتاد.

وي با اشاره به توليد و توزيع همزمان «قهوه تلخ»، ادامه مي‌دهد: «قهوه تلخ» روز به روز و با توجه به بازخوردهاي مردم جلو مي‌رفت و تا آخر آن هنوز ساخته نشده بود؛ سازندگان آن وقتي ديدند فروش آن كم و تكراري شده، تصميم گرفتند فضا را عوض كنند. به هر حال اتفاقي كه براي «قهوه تلخ» افتاد اشتباه خودشان بود چون در ابتدا بايد جلو مي‌رفتند و قسمت‌هاي بعدي را مي‌ساختند بعد از آن اقدام به پخش مي‌كردند.

اين دختر دانشجو تاكيد مي‌كند: اين كار بي‌احترامي به مخاطب بود، چون همه‌ي ما سي‌ دي‌هاي «قهوه تلخ» را مي‌خريديم و آن را كپي نمي‌كرديم. فكر مي‌كنم براي تيم «قهوه تلخ» جدي نبوده كه كار را ادامه دهند چون مطمئنا مميزي‌هايي كه وزارت ارشاد به اين سريال وارد كرده، بيشتر از قسمت‌هاي قبلي نبوده است. به هر حال اگر سري جديد «قهوه تلخ» بيايد من آن را نمي‌خرم و اصراري ندارم كه مثل قبل همه قسمت‌هاي آن را تهيه كنم.

*** مردم به «قهوه تلخ» عادت كرده‌اند

يكي از فروشندگان سريال «قهوه تلخ» درباره‌ي واكنش مردم، به تاخير زياد در توزيع اين سريال مي‌گويد: استقبال مردم از «قهوه تلخ» خوب بوده و الان كه توزيع نمي‌شود، دنبال آن مي‌آيند. مردم به «قهوه تلخ» عادت كرده بودند. هرچند خودم من آن را نمي‌ديدم چون بيشتر لودگي و شكلك در آوردن بود.

اين فروشنده ادامه مي‌دهد: سي دي هاي «قهوه تلخ» خيلي گران بود و تبليغات زيادي هم در هر سي دي بود به نظر من اين اتفاقي كه افتاد مردم را سركار گذاشتن و كلاه گذاشتن سر آنها بود. با اين وجود اگر دوباره «قهوه تلخ» به بازار بيايد با چند تبليغ مردم آن را خواهند خريد.

او همچنين خاطرنشان مي‌كند: در چند قسمت اول «قهوه تلخ»، سي‌دي‌هاي زيادي مي‌خريديم اما اواخر توزيع اين مجموعه، فروش آن كم شده بود و مردم، كمتر آن را مي‌خريدند.

*** يادم رفته كه «قلب يخي» هم هست

در ادامه گزارش ايسنا، پسر جوان 25 ساله‌اي درباره تاخير در توزيع سريال‌هاي نمايش خانگي عنوان مي‌كند: در ابتدا « قلب يخي» را هر هفته مي‌خريدم اما بعد با وقفه‌اي كه بين فصل يك و دو افتاد و صحبت‌هايي كه مبني بر ادامه ندادن آن شد، قسمت‌هاي اوليه فصل دو را خيلي پيگيري نمي‌كردم و در حال حاضر عدم اطمينانم به جايي رسيده كه سي‌دي‌هاي آن را نمي‌خرم و به طور كلي يادم رفته كه «قلب يخي» هم هست.

او درباره «قهوه تلخ» نيز مي‌گويد: خانواده‌ام زماني كه «قهوه تلخ»، روتين بود و به صورت منظم پخش مي شد آن را مي‌خريدند ولي در حال حاضر ديگر اين طور نيست و مبلغي كه صرف خريد «قهوه تلخ» مي‌شد با سريال‌ها و فيلم‌هاي ديگري جايگزين شده است.

*** دلايل قانع‌كننده‌اي براي تاخير «قهوه تلخ» وجود دارد

جوان 28 ساله‌اي نيز معتقد است: من با تعصبي كه روي مهران مديري دارم، براي مشكلاتي كه در حال حاضر براي «قهوه تلخ» به وجود آمده دلايل قانع كننده‌اي مي‌بينم كه تيم توليد «قهوه تلخ» را مجبور كرده توقفي در آن به وجود بياورد و لوكيشن‌ها را تغيير دهند ولي چيزي كه جالب بوده اين بوده كه هرگاه تاخير بوده قسمت بعد از آن كه در مي‌آمده مورد توجه نيز بوده است. اما من تمام بحث‌ها را به زماني كه قسمت بعدي «قهوه تلخ» درآمد موكول مي‌كنم ولي اگر قسمت بعدي بدون اينكه دلايل قانع‌كننده‌اي وجود داشته باشد توزيع نشود به نظرم توهين‌كننده است. با اين حال من همچنان منتظر قسمت بعدي «قهوه تلخ» هستم.

او درباره‌ي «قلب يخي» هم خاطرنشان مي‌كند: «قلب يخي» اولين سريال نمايش خانگي و حركت قابل تحسيني بود. هرچند تعريف‌هاي بدي از آن شنيدم ولي انجام اين كار در نوع خود جالب بود.

*** بي‌احترامي به افكار عمومي

خانم 38 ساله‌اي كه خود را كارشناس ارتباطات معرفي مي‌كند، به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: اين مساله به نظر من بي‌احترامي به افكار عمومي است چون بدون هيچ اطلاع‌رساني توزيع آن را قطع كردند.

وي تاكيد مي‌كند: اين مساله به افكار عمومي جامعه بي احترامي كرده است؛ وقتي بدون هيچ اطلاع‌رساني به صورت ناگهاني پول كلاني به جيب مي‌زنند و به بهانه‌هاي مختلف مثل جايزه و كپي نكردن سريال، درآمدي كسب مي‌كنند و به صورت ناگهاني نمايش را قطع مي‌كنند، احترام و اعتماد افكار عمومي به هنرمندان، چه مهران مديري و چه بقيه هنرمندان را از بين مي‌برند.

*** معلوم نيست «قهوه تلخ» چرا قطع شده است

در ادامه اين گزارش، فروشنده ديگري درحالي كه مشغول تحويل گرفتن سفارشات خود از مسؤول تحويل بار است، مي‌گويد: مردم هنوز پيگير هستند و در اين مدتي كه «قهوه تلخ» و «قلب يخي» توزيع نشده‌اند پيگيري مي‌كنند، به خصوص «قهوه تلخ» كه با وجود گران بودن سي‌دي‌ها، آن را مي‌خرند.

او ادامه مي‌دهد: در حال حاضر خيلي‌ها از ما در اين باره سوال مي‌كنند. «قهوه تلخ» را اكثر مردم دنبال مي‌كنند با اين حال معلوم نيست به خاطر چه موضوعي قطع شده و هر كسي در اين باره چيزي مي‌گويد.

*** كاش مهران مديري هم خوش قول بود

يك كارشناس روابط عمومي با گلايه از شيوه توزيع «قهوه تلخ» معتقد است: وقتي مهران مديري از مردم مي‌خواهد سريالش را كپي نكنند بايد يك قضيه دوطرفه باشد يعني همان قدر كه او انتظار دارد بيننده‌ها مقيد باشند و كپي سريال را نخرند، خود او هم بايد خوش قول باشد و به موقع آن را پخش كند؛ نه اينكه وقتي به درآمد و سود كافي رسيد بگويد بيننده‌ها مهم نيستند.

وي تاكيد كرد: اتفاقي كه الان افتاده طوري است كه گويي بيننده‌ها براي آنها مهم نيستند و فقط درآمد براي تيم «قهوه تلخ» مهم است؛ من نمي‌گويم درآمد نبايد مهم باشد ولي نبايد به خاطر درآمد همه چيز را خراب كرد؛ هر چيزي جاي خودش را دارد.

 

*** تاخير مهم نيست

يك دانش آموز 12 ساله نيز كه وضعيت توزيع سريال «قهوه تلخ» را نامناسب مي‌داند، ادامه مي‌دهد: اين امر باعث مي‌شود مخاطب موضوع را فراموش و ديگر آن را دنبال نكند.

او همچنين مي‌گويد: به نظرم موضوع «قهوه تلخ» تكراري شده و اتفاق تازه‌اي در آن نمي‌افتد اما «قلب يخي» برايم جذاب است و آن را دنبال مي‌كنم؛ تاخيرهاي آن نيز برايم مهم نيست و چون موضوع آن و بازيگرانش جالب است و در هر قسمت اتفاقاتي جديدي مي‌افتد آن را دنبال مي‌كنم.

*** تاخير در توزيع، باعث شده سريال را فراموش كنم

در بخش ديگري از اين گزارش، يك كارشناس فيزيك 22 ساله عنوان مي‌كند: سوژه «قهوه تلخ» سوژه‌اي معمولي است ولي فقط به خاطر طنز بودن، آن را دنبال مي‌كنم اما به دليل تاخيرهايي كه دارد ديگر اهميت چنداني برايم ندارد و تاخيرها باعث شده كه زياد آن را دنبال نكنم.

اين دختر جوان، درباره «قلب يخي» نيز مي‌گويد: اين سريال، اوايل جذاب‌تر بود اما تاخيرهاي به وجود آمده در توزيع باعث شد كه موضوع را فراموش كنم. در حال حاضر نيز «قلب يخي» تكراري شده و پايان آن را به راحتي مي‌توان حدس زد.

*** منتظر سري جديد «قهوه تلخ» هستم

خانم 44 ساله خانه دار نيز به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: «قلب يخي» در ابتدا مرتب بود و در آن موقع برايم جذاب‌تر بود اما تاخيرها باعث شده ديگر جذابيت نداشته باشد ولي «قهوه تلخ» اين طور نيست و با وجود تاخيرها همچنان منتظر سري جديد آن هستم.

 

*** داستان «قلب يخي» گيراتر است

در ادامه اين گزارش، دانشجوي زبان 26 ساله‌اي تاكيد مي‌كند: اين تاخيرها ريتم قصه را از دست مخاطب خارج مي‌كند. هرچند «قهوه تلخ» در ابتدا مرتب‌تر بود ولي داستان «قلب يخي» گيراتر است.

***

در پايان گزارش ايسنا، فروشنده‌ جواني به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: مردم از ما مي‌پرسند كه چرا «قهوه تلخ»، توزيع نمي‌شود.

او ادامه مي‌دهد:

اگر «قهوه تلخ» بيايد بهتر است؛ با وجود اين همه تاخير، مردم آن را مي‌خرند چون خيلي‌ها به دنبال آن مي‌آيند.

 

 

وزارت ارشاد:تهيه‌كننده «قهوه تلخ» بايد تضمين بدهد ديگر اين اتفاق نمي‌افتد+ مهران مدیری از شبکه سه دل

 

مصاحله عوامل

وزارت ارشاد:
تهيه‌كننده «قهوه تلخ» بايد تضمين بدهد ديگر اين اتفاق نمي‌افتد


عوامل توليد مدعي‌اند انتشار نسخه غيرقانوني «قهوه تلخ» كار سازندگان آن نيست!

 

انتشار نسخه غيرقانوني سري 26 سريال ويديويي «قهوه تلخ» در هفته‌هاي اخير، به اين شبهه دامن‌زده كه اقدام مزبور، واكنشي از سوي سازندگان آن در قبال تأخير در صدور پروانه نمايش مجموعه توسط وزارت ارشاد بوده است.
به گزارش «باني فيلم»، سري 26 مجموعه طنز مهران مديري شامل قسمت‌هاي 76 تا 78 از 16 مهر در لوكيشن جديدي حوالي نياوران آغاز شد، امّا مرحله صدور پروانه نمايش آن از اداره نمايش خانگي وزارت ارشاد به دليل ايراد اصلاحاتي با وقفه‌اي طولاني همراه بود.

همين وقفه موجب شد تا حتي رايزني‌هايي نيز ميان سازندگان با مسؤولان مرتبط صورت گيرد و تعدادي از مميزي‌ها نيز اعمال شود، امّا همچنان نسخه آماده شده نياز به اصلاحاتي ديگر داشت.

در اين گيرودار و كش‌وقوس‌ها، ناگهان نسخه‌اي غيرقانوني از اين سريال با كيفيت تقريباً نامطلوب توزيع شد كه حتي طراحي جلد نيز داشت! اتفاقي كه منجر به صدور اطلاعيه‌اي پيامكي از سوي روابط عمومي قهوه تلخ شد و در آن از مردم خواسته شده بود تا از خريد اين نسخه‌ها خودداري كنند.

 نسخه‌هاي تكثير شده به اين شبهه دامن مي‌زد كه سازندگان سريال در واكنشي تلافي جويانه، خود دست به آن زده‌اند تا مسؤولان ارشاد را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند.

 اين نكته را با يكي از عوامل آگاه در مجموعه مطرح كرديم، امّا او با تكذيب شديد آن به خبرنگار ما گفت: «از قول ما بنويسيد اين اتفاق هيچ ارتباطي با سازندگان سريال ندارد و خودمان از انتشار نسخه‌هاي غيرقانوني گلايه‌مند و متضرر هستيم».

به گفته او تصويربرداري سريال نيز از حدود يك ماه پيش متوقف شده و ادامه آن منوط به روشن شدن وضع سري 26 است.
با اين حال، سعيد رجبي فروتن، رييس دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري و نمايش خانگي وزارت ارشاد، در صحبت‌هايي كه خبرگزاري مهر روز گذشته روي خروجي خود قرار داد، به شكل تلويحي بروز اين حادثه را به سازندگان نسبت داده است:‌

«سر منشأ ورود این نسخه هنوز مشخص نیست.

 باید تهیه‌کننده در این زمینه که دیگر این اتفاق برای مجموعه قهوه تلخ نمی‌افتد، تضمین دهند، چراکه موضوع این سریال مانند یک فیلم سینمایی نیست که مجوز ساخت داشته و حالا پس از تولید در اداره نظارت برای گرفتن پروانه نمایش مشکل داشته باشد.

ارگان‌هاي دست اندرکار مبارزه با قاچاق فیلم باید به جمع‌بندی برسند و درباره دلایل قاچاق این سریال نظر خود را ارائه دهند.

مجوز نشر این مجموعه منوط به برطرف شدن ابهامات پخش غیرقانونی آن است.

 زیرا چنین اتفاقی باعث می‌شود فضای ناامنی در شبکه نمایش خانگی به وجود آید.»

 به گفته او در حال حاضر موضوع شكل حقوقي دارد.
در همین ارتباط خشایار الوند نویسنده فیلمنامه قهوه تلخ نيز معتقد است: فکر می‌کنم بین مخاطب و این مجموعه وقفه طولانی افتاده است.

 تجربه نشان می‌دهد عمدتا چنین اتفاقاتی باعث می‌شود که حتی ادامه تولید مجموعه ارتباط گذشته را با مخاطب پیدا نکند.

من به‌عنوان نویسنده مجموعه فکر می‌کنم اگر تولید قهوه تلخ ادامه پیدا نکند بهتر است.

 البته این نظر شخصی من است و شاید تهیه‌کننده تصمیم دیگری داشته باشد.

آقای آقاگلیان منتظر اخذ مجوز هستند و قطعا علاقه دارند مجموعه‌ای که برای آن مدت‌ها زحمت کشیده‌اند به پایان برسد و نصفه و نیمه کار را رها نکنند.


به نظر مي‌رسد تا روشن شدن وضع چگونگي انتشار اين نسخه كه هيچ گروه و نهادي مسؤوليت آن را نمي‌پذيرد، جريان توليد سري جديد سريال در هاله‌اي از ابهام قرار خواهد داشت.

 


 

 

مهران مدیری از شبکه سه دلخور شد؟

 

 

 

 

تلویزیون - محمدجعفر صافی موسس و اولین مدیر شبکه سه درمورد همکاری طولانی مدت این شبکه با مهران مدیری توضیحاتی داد.

به گزارش خبرآنلاین، اولین مدیر شبکه سه به خبرآنلاین گفت در زمان همکاری با مهران مدیری این بازیگر و کارگردان، ممنوع التصویر نبود.

 

محمدجعفر صافی افزود: «برنامه 77، نود شب، برنامه پلاک 14 را با مدیری کار کردیم تا رسیدیم به زیر آسمان شهر و برنامه بدون شرح که مخاطبان زیادی جذب کردند. با فراگیر شدن برنامه‌های طنز، شبکه‌های دیگر هم به سمت این برنامه‌ها رفتند و شروع به ساختن طنز کردند. به همین دلیل ما دچار کمبود نیرو شدیم و مجبور شدیم زیر آسمان شهر دو و سه را که زیاد هم موفق نبود بسازیم. فکر می‌کنم طنز داشت ماهیت خودش را از دست می‌داد. فیلمنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان برای برنامه‌های طنز کم بود. ما می‌خواستیم گروه‌های تولید طنز را به چهار گروه تقسیم کنیم که در 4 فصل برنامه داشته باشند و بتوانند یک کار خوب تحویل بدهند. من سر یکی از صحنه‌های برنامه‌های طنز رفتم و دیدم نویسنده ما نشسته و دارد همانجا می‌نویسد! دیدم این کار خوب نیست. به نظر من کسی که می‌نویسد باید در اجتماع باشد و نوشته‌های او برگرفته از مسائل جامعه باشد. هدف ما در راستای ایجاد چهار گروه متفاوت طنز محقق نشد چرا که بخشی از عوامل برنامه‌های طنز به پیشنهاد شبکه‌های دیگر از مجموعه ما جدا شدند و دیگر امکان ساخت برنامه‌های متنوع وموثر وجود نداشت.»

 

او درمورد دلخوری از مهران مدیری پس از ترک شبکه سه نیز گفت: «دلخوری وجود نداشت و من ناراحتی از این بابت نداشتم. هر فردی در هر جایی که می‌تواند بیشتر موفق شود می‌تواند به همانجا برود.»

 

صافی همچنین گفت: «اتفاقا همین چند وقت پیش بود که آقای مدیری آمدند و دیداری با هم داشتیم. با ایشان خاطرات خوب گذشته را مرور کردیم.»

 

 


 

 اینکه می گویند سریال های مهران مدیری انتقادی است، توهم است

 

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

روزنامه شرق در یادداشتی که در صفحه اندیشه خود منتشر کرد از قهوه تلخ به شدت انتقاد کرد .

به گزارش خبرگزاری انتخاب، روزنامه شرق نوشت : اين توهم كه سريال هاي ساخته مهران مديري انتقادي است، حاصل قضاوت هاي سطحي و ساده انگارانه است. با بررسي درون ماندگار نشانه ها و منطق هاي موجود در اين سريال ها مي توان خصلت پوزيتيويستي اين آثار را عيان ساخت.

قهوه تلخ كه امروزه در هر دكه و دكاني حضور دارد و همه گير شده، از اين قاعده مستثني نيست.


مهران مديري تقريبا در تمامي كارهاي اخيرش، گرچه ژست هاي انتقادي به خود مي گيرد و در ظاهر دست به نقادي وضعيت موجود مي زند اما آثارش همچنان يك اثر پوزيتيويستي باقي مي مانند. او در ظاهر ناقد وضع موجود است اما كوچك ترين انتقادي به كل وضعيت يا اساس آن ندارد.

او از اين غافل است كه وضعيت فعلي هر جامعه اي برساخته وضعيت تاريخي/سياسي آن جامعه است. او مدعي صورت بندي«كل» است زيرا بر اين تصور است كه تمامي ويژگي هاي اخلاقي و اجتماعي جامعه امروز را به نقد كشيده است اما در گيرودار مسايل جزئي اخلاق شخصي افراد جامعه است. خيلي ها معتقدند كه سريال شب هاي برره يا حتي قهوه تلخ«بازتاب كل جامعه ايراني است» اما صورت بندي مديري فقط بر خصلت اخلاقيات شخصي (چيزهايي چون پول پرستي، حسادت، چاپلوسي، زيرآب زني، دروغ گويي و...) استوار است.

 صورت بندي او تنها اين همان گويي رذايل اخلاقي است. اين همان گويي و انتقاد تفاوت بنيادين دارند و تاثيرات شان كاملاعكس يكديگر است. در قهوه تلخ اخلاقيات و عادات ناپسند ايراني نقد نشده بلكه اين همان گويي شده است.

 بعد از ديدن اين سريال، رفتارهاي زشت درباري نه تنها منزجر كننده نمي شوند بلكه به واسطه خنده دار بودن باتوليد و بازتا ب شان لذت بخش هم مي گردند و ميل به تكرار آنها را در فرد بيدار مي سازند. هر چيز غيراخلاقي اي اگر بازتوليد اين همان گويانه شود تنها نتيجه اش از ميان رفتن زهر، تلخي و شرم آن است. (يكي از عمده ترين نقد هايي كه بر تلويزيون و رسانه هاي تصويري وارد مي شد همين وضعيت اين همان گويي و بازتاب به اصطلاح«بي طرفانه» ي جنگ و كشتار انسان هاست كه به راحتي مي تواند شوك، تلخي و ضربه مواجه با كشته شدن انسان ها را از بين ببرد).

    در قسمت ابتدايي قهوه تلخ مشخص بود كه شخصيتي جدا و از مفصل دررفته (مستشار) در اين جامعه نفوذ كند و تغيير ايجاد نمايد. عامل تغيير در بيشتر سريال هاي مديري غايب بود و اگر هم حضور داشت به مرور درون وضعيت مضمحل مي شد و با وضعيت كنار مي آمد. نمونه بارز چنين شخصيتي كيانوش روزنامه نگار در شب هاي برره بود كه ظاهرا از معرفت و اخلاقي والاتر از بقيه برخوردار بود اما رفته رفته در طول سريال هم شكل و همرنگ آنان شد. در اينجا نيز مستشار چنين وضعيتي را داشت. او و مستشار هيچ تغييري نمي توانند ايجاد كنند. آنها از تغيير وضعيت دلسرد و نااميد هستند. مهران مديري نه به صورت تلويحي بلكه مستقيم از طريق سكانسي وضعيت پوزيتيويستي اش را اعلام مي دارد: شب است و مستشار نااميد از تغيير. مخدر مصرف مي كند و در توهمات اش به زمان امروزي بازمي گردد.

    او خود را در مطب مشاور رواني مي يابد ــ جالب است كه خود مديري چنين نقشي را عهده دار شده است. مستشار از تغيير اوضاع و احوال و رسالتي كه به عهده دارد سخن مي گويد اما در نهايت مديري (مشاور) به او مي گويد كه اول سعي كن خودت را درست كني؛ اول سعي كن درونت را اصلاح كني بعد جهان را تغيير بده. همان شعار هميشگي محبوب پوزيتيوست هاي جهان سرمايه داري كه اگر مي خواهي تغييري اعمال كني اول از خودت شروع كن. ميل به اصلاح درون و گم گشتگي در دنياهاي پيچ درپيچ دروني براي«اصلاح خود» همان چيزي است كه براي مستشار تجويز مي شود. اين تغيير درون سال ها به طول مي انجامد و فرجامي ندارد و اگر هم داشته باشد نهايتا انسان را تبديل به موجودي منفعل و دور از هر اجتماعي مي كند اما مستشار مي داند كه اجنبيان كمر به غارت ملت بسته اند و اگر تغييري ايجاد نكند يا اگر تاريخ را دگرگون نسازد همه چيز از دست خواهد رفت.

    عموما نقد تك تك افراد جامعه اين مساله را القاء مي كند كه برآيند تك تك افراد مردم را مي سازد اما رفتارهاي جمعي اثبات كرده است كه اخلاق، منش و رفتاهاي مردم مستقل از تك تك افراد برسازنده جمعيت اند. به واقع توده هاي مردم مازاد دارند و تمام ترس تاريخ از همين مازاد مردم است. تلاش مداوم سرمايه داري براي ساختن جمعيت هاي تنها صرفا به منظور نابودساختن اين مازاد است. چيزي كه قهوه تلخ هم سعي بر نابودي و پنهان ساختن آن دارد.

    زمان زيادي از تغيير نظام سلطنت نمي گذرد. مردمان عرب كه از سوي دولت هاي غربي -و نه جامعه مدني غرب-«عقب افتاده و جهان سومي» تلقي مي گشتند امروزه دارند درس مبارزه مي دهند، مستشارها هميشه بر خلاف دعوي قهوه تلخ مي توانند تغييرات اعمال كنند و مازاد مردم را عيان سازند
 
 

توقف تصويربرداري «قهوه تلخ»‌؛ +گلایه‌های پایه‌گذار "صبح جمعه با شما"/ مهران مدیری دیگر برنمی‌گردد+فر

 

 

 توقف تصويربرداري «قهوه تلخ»‌؛

 
خشايار الوند: منتظر فيدبك‌هاي مخاطبان هستيم

 

 

 

خشايار الوند ـ نويسنده‌ي سريال «قهوه تلخ» ـ‌ از توقف تصويربرداري اين سريال به منظور كسب مجوز تبليغات و تكثير و توزيع اين سريال خبر داد.

الوند در گفت‌وگويي با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي متن سريال «قهوه تلخ» گفت: منتظر هستيم تا كار بيرون بيايد و فيدبك‌هاي مخاطبان را ببينيم؛ چون فضا را عوض كرده‌ايم و برخي شخصيت‌ها تغيير پيدا كرده‌اند.

وي ادامه داد: به زمان حال آمده‌ايم و برخي شخصيت‌هاي جديد به سريال اضافه شده‌اند؛ به همين دليل نمي‌خواهيم متن خيلي جلوتر از خود كار باشد. منتظريم تا قسمت‌هاي اول بيرون بيايد و ببينيم مخاطب با شخصيت‌ها چگونه ارتباط برقرار مي‌كند و كدام ‌يك از شخصيت‌ها را بيشتر دوست دارد تا پس از آن بتوانيم بقيه‌ي متن را ادامه دهيم.

به گزارش ايسنا، تصويربرداري سري جديد «قهوه تلخ»‌ از اواسط مهر ماه امسال آغاز شده بود.

مهران مديري، كارگردان «قهوه تلخ» در مجموعه بيست و پنجم اين سريال، در سخناني با مردم از توقف توليد اين مجموعه به مدت يك ماه خبر داده بود. مديري، يكنواختي اين سريال را دليل توقف آن عنوان كرده بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گلایه‌های پایه‌گذار "صبح جمعه با شما"/

 مهران مدیری دیگر برنمی‌گردد

 

پایه‌گذار برنامه "صبح جمعه با شما" تاکید کرد حقوق پایین رادیو باعث جدایی نیروهای بسیاری چون مهران مدیری از رادیو شد که اکنون با خروارها اسکناس هم راضی به برگشتن به این رسانه نمی‌شوند.

احمد شیشه‌گران، تهیه‌کننده پیشکسوت رادیو درباره دریافتی اندک رادیویی‌ها به خبرنگار مهر گفت: من از اول انقلاب در رادیو بوده‌ام و از همان زمان نیز کسانی می‌آمدند و در جایگاه مدیریت قرار می‌گرفتند و می‌رفتند که هیچ کدام رادیویی نبودند. افرادی بیگانه با دنیای صدا که تنها جاذبه‌های تصویر برایشان ملاک بود و حتی با حضور در رادیو به تلویزیون نگاه می‌کردند و نمی‌توانستند از حق و حقوق رادیویی‌ها دفاع کنند.

وی افزود: حضور این مدیران ناآشنای رادیویی به همین روال سال‌ها ادامه داشت و این بی‌توجهی رادیو به خروج افراد توانایی از این رسانه منجر شد که می‌توانستند بمانند و به رادیو کمک کنند، اما حتی این ماجرا نیز برای مدیران اهمیت نداشته است.

این تهیه‌کننده قدیمی با بیان اینکه کسانی که اکنون در رادیو هستند بیشتر صرف امرار معاش در آن کار می‌کنند،‌ اظهار کرد: افرادی که کاری پیدا نکرده‌اند روی حقوق رادیو به عنوان آب باریکه‌ای حساب باز کردند و در این رسانه ماندگار شده‌اند اما اگر قرار باشد رادیو فقط نیروی رادیویی بگیرد آن وقت است که بسیاری‌ها می‌فهمند جایشان آنجا نیست.

شیشه‌گران با اشاره به نادیده گرفتن مخاطب در نظر گردانندگان رادیو و تلویزیون تصریح کرد: این افراد تنها به فکر راضی کردن رؤسایشان هستند و نه مردم برایشان مهم است نه رادیویی‌های قدیمی و موثری که این رسانه را ترک می‌کنند. در حالی که اگر پرونده رفتن آدم‌ها از رادیو را در بیاوریم با افراد بسیاری روبرو می‌شویم که حالا حتی دستمان به آن‌ها نمی‌رسد.

وی با اشاره به مهران مدیری اظهار کرد: او با چه مشقتی خود را در رادیو جا کرد اما اکنون با خروارها اسکناس هم نمی‌توان او را برگرداند. او نیروی رادیو بود اما این رسانه نتوانست او را حفظ کند. برای مسئولین هم مهم نیست. آن‌ها می‌گویند بگذار نیروهای قدیمی بروند مسلما افرادی با حقوق پایین‌تر برایمان کار می‌کنند. و سال‌ها وضعیت به همین منوال گذشته است.

پایه گذار برنامه "صبح جمعه با شما" سال‌ها بی مهری‌ نسبت به رادیویی‌ها را باعث یکسان فرض شدن دوغ و دوشاب دانست و یادآور شد: امروز ما در رادیو بیگانه هستیم و کسی ما را نمی‌شناسد. روزهایی بود که ما با حداقل امکانات کار در رادیو را ادامه می‌دادیم و برنامه "صبح جمعه با شما" از دیدگاه همان مدیران یکی از درخشان‌ترین برنامه‌های رادیو و زمان پخش آن دوران طلایی رادیو محسوب می‌شد.

وی ادامه داد: چرا که در این برنامه از بهترین و قوی‌ترین عناصر صدا استفاده می‌کردیم و علل موفقیت آن افرادی بودند که به درستی سرجای خود قرار گرفته بودند. اما مدیران به جای اینکه این مشی را ادامه دهند، آن را قطع کردند و حتی در تلاش بودند با توقف برنامه این افراد را پراکننده کنند.

شیشه‌گران در پایان گفت: هیچ‌ کس نبود که علت موفقیت چنین برنامه‌ای را تحلیل کند. در حالی که طبق آمار صدا و سیما "صبح جمعه با شما" 82 درصد در کل ایران شنونده داشت اما سریال اوشین که همزمان از تلویزیون پخش می‌شد، 62 درصد بیننده داشت، اما کسی بررسی نکرد که با جاذبه صدا چطور یک برنامه رادیویی از تلویزیون هم جلو می‌زند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

فروش 30میلیون نسخه از سریال قهوه تلخ به روایت مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری

مدیر عامل موسسه رسانه های تصویری گفت : سریال قهوه تلخ در هر قسمت از مجموعه در حال پخش خود به طورمیانگین یک میلون ودویست هزار نسخه مخاطب داشته است .

به گزارش پارس توریسم ،وی افزود: با توجه به پخش 25قسمت ازاین مجموعه ،نزدیک به 30میلیون نسخه از مجموعه قهوه تلخ به فروش رفته که رقم بسیار قابل توجهی است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 

 

 

 

 

گمانه‌زنی سایت "سینمای ما" درباره شباهت‌های سریال «پشت کوه‌های بلند» و «قهوه تلخ»
 
 
 

 

 


سینمای ما- تصویربرداری مجموعه تلویزیونی "پشت کوه‌های بلند" با عنوان قبلی "اوسنه پادشاهی" به کارگردانی امرالله احمدجو و تهیه‌کنندگی رضا جودی چندی پیش به پایان رسیده و مراحل فنی آن کماکان ادامه دارد تا برای پخش از شبکه سه سیما آماده شود. درباره زمان پخش این مجموعه هنوز تاریخ قطعی اعلام نشده است؛ احمدجو در برخی رسانه‌ها اعلام کرده مراحل مختلف کار سریال تا پایان امسال ادامه دارد و بعضی رسانه‌ها خبر می‌دهند که این سریال از 20 آذر پس از ایام سوگواری عاشورای حسینی پخش خواهد شد.

نکته‌های فرا متنی قابل توجهی باعث شده تا این سریال طنز تاریخی کنجکاوی‌برانگیز و خبرساز شود. اولین نکته بازگشت امرالله احمدجو به تلویزیون است که سال‌ها پیش «روزی روزگاری» را به عنوان یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون نوشته و کارگردانی کرده است. مشتاقان و علاقمندان آن مجموعه خیلی کنجکاوند تا کار تازه او را در قالبی جدید ببینند و قضاوت کنند.

سریال تازه احمدجو اولین سریال طنز روتین شبانه‌ در ژانر تاریخی هم هست. همین عنوان کلی هم باعث شده تا زمزمه‌ی شباهت‌ و مقایسه بین این مجموعه و سریال «قهوه تلخ» (مهران مدیری) سر زبان‌ها بیفتد. «قهوه تلخ» هم ابتدا قرار بود از تلویزیون پخش شود و می‌توانست عنوان اولین طنز شبانه تاریخی تلویزیون را به نام مهران مدیری ثبت کند. با پخش سریال مدیری در شبکه نمایش خانگی، حالا «پشت کوه‌های بلند» به عنوان رقیب «قهوه تلخ» مطرح خواهد شد. علاوه بر این، شباهت‌هایی در طرح کلی دو سریال هست که ماجراهای یک درباره پادشاهی خیالی با شخصیت‌ها و درباریان عجیب و کاریکاتوری مهم‌ترین این شباهت‌هاست.
«پشت کوه‌های بلند» داستان حسام بیگ شخصیت محبوب سریال «روزی روزگاری» (با بازی محمود پاک‌نیت) است که سال‌ها بعد با نام جدید سام‌شاه پادشاه شده و همراه کاروانی برای خوشگذرانی به سمت اصفهان می‌آید. کاروان او را همسرش ملک خاتون و دو فرزندش ولیعهد و شادخترو به علاوه تلخک دربار قشونسالار، میر غضب و ریز و درشت درباریان، جارچیها، دسته موزیک، آشپزخانه دربار و چند شخصیت دیگر همراهی می‌کنند... علاوه بر این تشابه طرح داستانی، عکس‌هایی هم که از سریال احمدجو منتشر شده، حال و هوای «قهوه تلخ» را تداعی می‌کند. با این‌حال برای نتیجه‌گیری نهایی و قضاوت در این زمینه باید منتظر پخش «پشت کوه‌های بلند» بمانیم.

از نکات حاشیه‌ای جذاب و کنجکاو کننده دیگر این‌که در یکی از قصه‌های این سریال اشاره مستقیمی به سریال «روزی روزگاری» شده و شخصيت‌هاي جذاب سريال روزي روزگاري مثل حسام‌بيگ، بسيم‌بيگ، خاله و مرادبيگ در سريال تازه احمدجو دوباره ديده خواهند شد. به این بهانه قرار است یاد و خاطره زنده‌یاد خسرو شکیبایی (بازیگر نقش مرادبیگ در «روزی روزگاری») زنده شود و از ژاله علو (بازیگر نقش خاله) هم در این بخش یاد شده است.  علیرضا شجاع نوری نقش خسرو شکیبایی را با نام شیرخان بازسازی و اجرا کرده است. امرالله احمدجو، كارگردان اين سريال در گفت‌وگویی با جام‌جم با توضيح اين كه اين شخصيت‌ها در سريال «پشت کوه‌های بلند» در موقعيت‌هاي تازه‌اي حضور دارند، گفت: از آنجا كه قرار است اين سريال هر شب از شبكه سه سيما پخش شود، ما طنزهاي بيشتري در «پشت کوه‌های بلند» گذاشته‌ايم. علاوه بر اين نوع شخصيت‌پردازي آدم‌هاي سريال هم خاص خواهد بود.

وي درباره شخصيت‌هايي كه در کار جدید هم حضور خواهند داشت گفت: در اين سريال بعضي از شخصيت‌ها در ادامه شخصيت‌هاي سريال «روزي روزگاري» خلق شده‌اند، شخصيت حسام‌بيگ سريال «روزي روزگاري»، اينجا در نقش سام‌شاه ديده خواهد شد و بسيم‌بيگ با بازي محمد فيلي در اين سريال در نقش تلخك هنرنمايي مي‌كند، نقش خاله را هم همچنان براي ژاله علو نوشته بودم كه به دليل كهولت سن ايشان نتوانستيم در خدمتشان باشيم و به جاي ايشان مهتاج نجومي ايفاگر نقش خاله خواهد بود. در مجموع هشت قسمت از مجموعه را شبيه سريال «روزي روزگاري» ساختيم، حتي اغلب لوكيشن‌هاي اين قسمت‌ها در همان لوكيشن اصلي «روزي روزگاري» تصويربرداري شده است.

بنا به این گزارش،  دو شخصيت جذاب هم از سريال «تفنگ سرپر» همین کارگردان  به اين سريال اضافه شده كه يكي كدخداي كولي باد (با بازي بهروز مسروري)‌ و ديگري صفرعلي (با بازي فردوس كاوياني)‌ است.

به جز بازيگراني كه نامشان آمد، آتش تقي‌پور، پرويز بزرگي، انوشيروان ارجمند، حسن اكليلي، فريدون سوراني،مهوش صبركن، سپيده مظاهري، راحيل گلكار، پري كربلايي و آسيه كلاني هم در نقش هاي مختلف ظاهر شده اند.

اين سريال در گروه فيلم و سريال شبكه سه به تهيه‌كنندگي رضا جودي آماده مي‌شود. در ساخت اين سريال ماني جعفرزاده (آهنگساز)، آبتين سهامي (مدير تصويربرداري)، محسن نوروزي (طراح صحنه و لباس)، احسان روناسي (طراح چهره‌پردازي)، حسين حجازي (صدابردار)، مهدي جودي (تدوين) و حكيم عمادي (عكاس) همكاري مي‌كنند.



تو برای ما بچه‌های دهه شصت، سر و تهش یک مهران مدیری بودی؛+دلنوشته ای برای مهران مدیری

 


آقای مدیری عزیز


این روزها همه جا خبر از نابودی قذافی است.

 از در قفس بودن شیر(مبارک) از بازی ده ، بیست ، سی ، چهل روزگار... صد بعدی به چه کسی می افتد ؟؟!! هیچ کس با خبر نیست !

این را شاید بشود از چهره آدمهایی که ترسیده اند حدس زد!


هنرمند عزیزم


این روزها افسردگی ات همه گیر شده ...

همه میدانند تو در خودت ، خودت را گم کرده ای .

میدانند خسته ای.

همه میدانند از خنداندن بیزار شدی ...

کمی گریه چاشنی لحظه ای هایمان کن .

ما همراه تو میخندیم و پا به پایت گریه میکنیم!


خبر نابودی تک تک دیکتاتورهای عالم برای تو ، برای تویی که سالهاست سودای عدالت و انسانیت داری شاید کمی ، فقط کمی آرام کننده باشد...

میدانم تو هم مثل من به سی سال آینده لیبی می اندیشی و به روزی که مردم مصر هم پشیمان از تجمع در میدان لولو باشند!

آه میکشند و فرزندانشان آن ها را گناهکار میدانند...

 میدانم فکر میکنی با کشتن یک دیکتاتور عالم گلستان نمیشود و این اژدهای چند سر ، هر سرش را که قطع کنی دو سر از گردنش سبز میشود!


بیا آقای مدیری


بیا چشمهایش را در بیاوریم.

بیا شمشیر را مثل قهرمان های دیزنی به قلب اژدها بزنیم.

بیا... منو و تو ، دستمان که به هم برسد عالم را که هیچ ، دستهای خدا را هم میگیریم !

به قول شاعری همراهش چای می خوریم...


بگذار این ها همدیگر را به توپ ببندند ، بگذار دروغ بگویند ،

بگذار طناب های قصاص را محکم تر گره بزنند ...

بگذار فرار کنند ،

اما من و تو تنها می توانیم چای داغمان را فوت کنیم و باخ را نفس به نفس گوش کنیم...


از هنر حرف بزنیم

، از خاطراتمان بگوییم ،

 بخندیم ، ریسه برویم و خنده چشمهایمان را پر از اشک کند ...

سکوت کنیم و شهر را که زیر پایمان می میرد و زنده می شود ،

 روشن میشود و خاموش میشود ، ببلعیم...


آقای مدیری نازنینم


این روزها حال همه ما خراب است .

اشک هایمان تمام شده و گرنه در سیل این همه اشک غرق می شدیم !


حالا که به چشمهایمان قحطی زده است بیا خنده هایمان را خرج کنیم .

بیا خنده هایمان را فقط برای هم خرج کنیم...!

 


 باتشکر از دوست خوبم  هدی 

 


 
 
 
تو برای ما بچه‌های دهه شصت، سر و تهش یک مهران مدیری بودی؛
 
 یک خاطره از دوران کودکی...

 


 

 

سینمای ما- حسین لامعی: داشتم به این فکر می کردم زیر عکس "مهران مدیری" چه بنویسم؟ بنویسم دوست ات دارم مردِ بزرگ؟ دوست دارم نابغه؟ دوست ات دارم قهرمان؟!! دوست ات دارم... دیدم این واژه ها به درد او نمی خورد. این یک بار را جواب نمی‌دهد. ما بچه‌های دهه 1360 زمانی با او آشنا شدیم که این جور صفت‌ها حتی به گوشمان هم نخورده بود. نه می‌دانستیم اسطوره چیست نه قهرمان چه کسی است که او "ساعت خوش"اش را ساخت. ما را در هفت سالگی با لفاظی منتقدانه کاری نبود و کوچک‌تر از آن بودیم ژست روشنفکرانه بگیریم. جلوتر که آمدیم و بزرگتر که شدیم، کتاب که خواندیم و وارد حیطه باسوادان! که شدیم، باز هم فرقی نکرد. او نه کیمیایی بود که استاد باشد نه مهرجویی بود که نابغه، او سر و تهش یک مهران مدیری بود، یک خاطره از دوران کودکی. دست‌اش نزدیم که مبادا آلوده شود. نکند در درون ما وارد بازی‌هایی شود که از جنس او نیست. نکند سریال‌هایش را به این خاطر ببینیم که فردا بنشینیم با دوستان سر فیلمنامه‌اش بحث کنیم و نقدش بنویسیم. نکند ببینیم‌اش که بخواهیم ایراد بگیریم و خیر سرم میزانسن اش را بکاویم.

 ما زمانی که به او علاقه مند شده بودیم اصلا نقدی نبود! در آن دنیا اصلا چنین واژه حضوری نداشت. نقد و نقادی کار آدم بزرگ‌ها بود، راجع به آدم بزرگ‌ترها. به هم هم می‌آمدند. ولی نه ما بزرگ بودیم نه مدیری برای ما. به هم ‌ می آمدیم. حتی وقتی مجله نیوزویک او را جزو بیست چهره قدرتمند ایران در سال 2009 نامید. حتی وقتی دانشگاه لیبرتی به او دکترای افتخاری داد و حتی وقتی دانشکده "روان‌درمانی" در تهران او را تاثیرگذارترین آدمِ این سرزمین در دو دهه اخیر- در بهبودِ روح و روان و سلامت مردم - دانست. مهم نبود. او هیچ وقت هیبت آن روشنفکرِ بالا بلند را برای ما نداشت که دستمان بهش نرسد. او رامینی بود که تهش رسید به شصت‌چیِ مرد هزارچهره. خودش هم همین را می‌خواست.

صداسیما را که انتخاب کرد رها نکرد. گسترده‌ترین نوع ارتباط با مخاطب را از دست نداد. این شد که حتی منتقدان هم سعی نکردند خط و خدشه‌ای بر او بیندازند. دانستند که او پیشِ ما مردمِ عامی چگونه است و حس‌مان به او از چه جنسی است. وقتی چند سکانس از همیشه پای یک زن در میان است و چند سکانس از دایره زنگی را بازی کرد، فیلم‌هایی که در حالت عادی بفروش نبودند‌ گیشه را تصرف کردند، اما باز هم مهم نبود. هیچ کدام مهم نبود. نه جایزه دانشگاه آمریکا، نه فروش فیلم‌ها و نه احترام منتقدان. مهم این بود که او بیست سال یک‌نفس کار کرد و ما را با کسی در این دو دهه اندازه او نزدیکی نبود. تلویزیون کنارمان بود و او هم داخلش. ساعت خوش ، جنگ 77 ، پاورچین ، نقطه چین ، جایزه بزرگ ، شب های برره ، باغ مظفر ، مرد هزارچهره ، مرد دو هزار چهره و بالاخره قهوه تلخ... بیست سال را با یک نفر جلو رفتن کار کمی نیست و حسی این چنین مثبت از این مردم در چنین سرزمینی از عجایب روزگار است.

 او ماند... مومن... با او بیشتر خندیدیم، گریه هم کردیم. همیشه از قصد بعضی جاها کاری می‌کرد ماجرا گریه دار شود! مثل دادگاه مردهزارچهره. مثل لحظه رفتنِ کریم‌خان از کاخِ قهوه تلخ و اسلموشن و آن اتفاقات. ما هم چقدر دوست داشتیم... بیست سال گذر با آدمی که با قرص‌های ضد افسردگی خو کرده، گوشه می‌رود و از وخیم‌تر شدن احوالات روحی‌اش در این ایام می‌گوید... می‌بینید؟ همه چیز به هم می‌آید. مانند همان دلقک پیری که از کودکی در ذهن داشتیم. همان که روی دماغش هویج داشت. دور چشمش قرمز بود روی طناب راه می رفت. همان که مردم را می‌خنداند ولی خودش پشت آن ماسک گریه می کرد. که پس از پایان کار اشک می‌ریخت و می‌رفت پی راهش... این رویاها از کجا آمده؟

... امروز نه روز تولد مهران مدیری است نه مناسبت و روز خاصی برای او‌، این را نوشتم چون این یادداشت هفتگی‌ام است و می خواهم این‌جا بیش از هرچیز پاگیر "دل‌نوشته" باشد. احساست در آن پررنگ باشد. این را نوشتم چون دیروز در جایی اتفاقی عکسی از "مهران مدیری" دیدم (همین عکس بالای مطلب) و یاد خانه قدیمیِ قبلی‌مان افتادم که وسطش حوض داشت و روی درختش طناب! نوشتم که فردا روزی که مدیری مُرد! که اگر در این دنیا بودم، دیگر حسرت گفتن این حرف‌ها بر دلم نمانده باشد. مثل خسرو شکیبایی نشود. نوشتم که وقتی رفتم بالای قبرش، بگویم تو هیچ وقت اسطوره نبودی، استاد هم نبودی، تو برای ما بچه‌های دهه شصت، سر و تهش یک مهران مدیری بودی؛ یک خاطره از دوران کودکی...

فيلم برداري پل چوبي ٢٥ آبان در تهران به پايان رسيد+مهران مدیری بهترین بازیگر و بهترین مجموعه  +«قهوه

 

 

پایان پل چوبی

 

فيلم برداري پل چوبي ٢٥ آبان در تهران به پايان رسيد
 
 
 

 

 

منبع:وبلاگ هواداران بهرام رادان

 


 

 

بهترین های دهه هشتاد سینما و تلویزیون ایران به انتخاب هیات داوری سی نت معرفی شدند

 

مهران مدیری بهترین بازیگر و بهترین مجموعه

 

سی نت:   در بخش های بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن و "مدار صفر درجه"، "پاورچین"، "هزاران چشم"، حسن فتحی، مهدی هاشمی، مهران مدیری، کتایون ریاحی و مرجانه گلچین به عنوان برترین های دهه هشتاد تلویزیون ایران در بخش های بهترین  سریال درام، بهترین سریال کمدی، بهترین سریال اپیزودیک، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر مرد درام و کمدی و بهترین بازیگر زن درام و کمدی انتخاب شدند.
 

 
اسامی هیات داوران به ترتیب الفبا به شرح زیر می باشد:
مجتبی اردشیری، نیما بهدادی مهر، فرهاد خالدار، احمد شاهوند، سیدرضا صائمی، نیوشا صدر، سیدجواد صفوی، فاطمه فریدن، سیهلا قوسی، زرنوش محمدی، سیده مریم مطلب پور، حامد مقدم و امیررضا نوری پرتو
 
اسامی کامل بهترین های دهه هشتاد سینما و تلویزیون ایران به صورت زیر است:
 

 

** * تلویزیون * * *
 

 


بهترین سریال کمدی:


1 – پاورچین  /  46 امتیاز
2 – مرد هزار چهره  /  42 امتیاز
3 – شب های برره  /  29 امتیاز
4 – ترش و شیرین  /  24 امتیاز
5 – خانه به دوش  /  18 امتیاز
 



بهترین کارگردان:


1 – حسن فتحی  /  47 امتیاز
2 – کیانوش عیاری  /  43 امتیاز
3 – مهران مدیری  /  39 امتیاز
4 – رضا عطاران  /  27 امتیاز
5 – سیروس مقدم  /  22 امتیاز
 
بهترین بازیگر مرد درام:
1 – مهدی هاشمی  /  15 امتیاز
2 – پرویز پرستویی  /  9.5 امتیاز
3 – امیر جعفری  /  9 امتیاز
4 – حسین محجوب  /  8 امتیاز
5 – آتیلا پسیانی  /  6.5 امتیاز
6 – علی نصیریان  /  4.5 امتیاز
7 – رضا کیانیان / 4 امتیاز
 


بهترین بازیگر زن درام:


1 – کتایون ریاحی /  17.4 امتیاز
2 – فاطمه معتمدآریا /  14.5 امتیاز
3 – هانیه توسلی  /  10.5 امتیاز
4 – رویا نونهالی  /  9.5 امتیاز
5 – رویا تیموریان  /  7.5 امتیاز
6 – گوهر خیراندیش  /  7 امتیاز
7 – عاطفه نوری  /  6.5 امتیاز


 
بهترین بازیگر مرد کمدی:


1 – مهران مدیری  /  15 امتیاز
2 – حمید لولایی  /  9.5 امتیاز
3 – رضا عطاران  /  8 امتیاز
4 – سیامک انصاری  /  7.5 امتیاز
5 – علیرضا خمسه  /  4.5 امتیاز
6 – رضا شفیعی جم  /  4 امتیاز
7 – محمدرضا هدایتی  /  3.5 امتیاز
 


بهترین بازیگر زن کمدی:


1 – مرجانه گلچین  /  14 امتیاز
2 – مریم امیرجلالی  /  5.5 امتیاز
3 – سحر زکریا  /  4.5 امتیاز
4 – الیکا عبدالرزاقی  /  3.5 امتیاز
5 – بهنوش بختیاری  /  3 امتیاز
– سحر جعفری جوزانی  /  3 امتیاز

 

 

منبع: سی نت

 


 

 

سریال‌های شبکه خانگی را چه می‌شود؟

«قهوه تلخ» و «قلب یخی» در سراشیبی!

 

 

 

سینمای ما – بهمن شیرمحمد: حدود یک‌سال و اندی از عرضه‌ی نخستین سریال‌های ایرانی در شبکه خانگی می‌گذرد و دو سریال قهوه تلخ ساخته‌ی مهران مدیری و قلب یخی ساخته‌ی محمدحسین لطیفی چند ماهی هست که میهمان خانه‌های تماشاگرانشان هستند. با ناکامی هر دو سریال به نظر نمی‌رسد مسیری را که این دو سریال آغاز کرده‌اند فرجام خوشی داشته باشد. جدا از بحث کیفیت که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد، وقفه‌های مداومی که در عرضه‌ی آن‌ها می‌افتد بیش از هر عامل دیگری اعتماد تماشاگران را سلب کرده است. در زمانه‌ای که رسانه‌های مختلف از جمله اینترنت و ماهواره دسترسی به آثار برتر سینمایی و تلویزیونی جهان را بیش از هر زمان دیگری سهل و راحت کرده، مجاب‌کردن تماشاگر برای پرداختن هزینه تهیه آثار مورد علاقه‌اش راهکارهای دشواری را می‌طلبد که قهوه تلخ و قلب یخی  - به رغم  شروع مناسب -  فاقد آن‌ها هستند.

قهوه تلخ ساخته‌ی پر سرو صدای مهران مدیری از بدو تولیدش با حرف و حدیث‌های زیادی همراه بود که البته تمام این حرف و حدیث‌ها در آخر به نفع سریال تمام شد. در اوایل شروع توزیع قهوه تلخ مهران مدیری روبروی تماشاگرانش نشست و صادقانه از آن‌ها درخواست کرد که نسخه اصلی سریالش را تهیه کنند و در ادامه به نظر می‌رسید این ترفند با اتکا به محبوبیت زیاد مدیری ترفند موثری باشد که بود. حتی در جلدهای دی وی دی سریال جمله‌ی "لطفا کپی نکنید" با امضای شخص مدیری نقش بست و نشان داد مدیری هنوز جایگاه محکمی در قلب هواداران بی شمارش دارد. هرچند که جایزه‌های نفیسی که تهیه کنندگان برای تماشاگران سریال در نظر گرفته بودند در این استقبال بی تاثیر نبود. اما قهوه تلخ هرچه پیش رفت بیشتر از نفس افتاد و تلاش کرد حفره‌های واضح فیلم‌نامه‌ای‌اش و کم‌رنگ بودن قصه‌اش را با حضور بی حساب و کتاب دو پیرمرد بامزه‌ی داستان پیش برد.
طبیعی است که چنین راهکاری تنها تا زمانی محدود جوابگوی تماشاگر است و ناگهان در همین زمان بود که پخش
 قهوه تلخ قطع شد که تا حال حاضر هم خبری از قسمت‌های جدید نیست. هرچند که بارها مطرح شد که مدیری برای بهتر شدن سریالش قصد دارد تا شخصیت‌هایش را به زمان معاصر بیاورد. یا این‌که بارها صحبت از حضور چهره‌های مشهوری مثل محمدرضا گلزار و مهتاب کرامتی در این سریال شد اما تمام این موارد با قطع ناگهانی سریال فراموش شدند و با ادامه این وضعیت معلوم نیست که تماشاگرانی که مدیری از آن‌ها بابت کپی نکردن سریال تشکر کرد روی قولشان بمانند یانه. تماشاگر به حق انتظار دارد بابت هزینه‌ای که می‌پردازد توقع خدمات داشته باشد اما...

سریال قلب یخی هم سرنوشتی همانند همتایش دارد. شروع کوبنده سریال در قسمت‌های آغازین و قطع ناگهانی و در ادامه افت بسیار شدید سریال به لحاظ کیفی در فصل دوم، مسیری است که قلب یخی طی کرد. در واقع لطیفی و نویسنده‌های سریال در قسمت‌های ابتدایی آن‌قدر گره‌های زیاد و شخصیت‌های پرشمار را وارد قصه‌شان کردند که حالا به نظر می‌رسد توان جمع کردنش را ندارند. حالا هم با شروع فصل دوم هم داستانی که با آن وسعت شروع شده بود جایش را به انبوه سکانس‌های تکراری و فصل‌های بیهوده کلیپ‌وار داده است.
متاسفانه محمدحسین لطیفی در قلب یخی به قدری درگیر فرم اثرش شده که قصه را کاملا به حاشیه رانده است و این از کارگردان خوش‌نامی همانند لطیفی بعید است. ذوق‌زدگی بیش از حد سازندگان سریال ‌در مواجهه با ساختار متفاوت سریال‌شان نسبت به کارهای ایرانی به کلی مسیر سریال را عوض کرده و هرچه بیشتر پیش می‌رویم شلختگی سریال در قصه گویی بیشتر می‌شود. طوری‌که انگار خود آن‌ها هم از ادامه آن‌چه در سریال رخ خواهد داد بی خبرند!

اغلب قسمت‌های فصل دوم سریال اختصاص به سکانس‌های بی سرو تهی دارند که مثلا هرسکانس نصفه و نیمه قرار است در ادامه کامل شود. چنین رویکردی شاید در چند قسمت اول جذابیت داشت اما الان به جز سردرگم کردن بیهوده‌ی تماشاگر و افزایش زمان سریال کارکردی ندارد. این مسیری نیست که به جایی منتهی شود که سازندگان آن در ابتدا وعده‌اش را می‌دادند. استقبال مردم از قسمت‌های ابتدایی سریال خیلی از کارگردانان مشهور را به صرافت انداخت که برای شبکه خانگی دست به ساخت سریال بزنند اما حالا و با ادامه چنین وضعیت نامنظم و با چنین کیفیتی بعید به نظر می‌رسد مردم رمقی برای تهیه سریال‌هایی که در شبکه خانگی ساخته و توزیع می‌شوند داشته باشند. مگر آن‌که سازندگان هر دو سریال در عزمی جدی هم توزیع به موقع کارهایشان را جدی بگیرند و هم در پی ارتقاء کیفی سریال‌هایشان باشند.

 
 

نگاهي به اثر ماندگار مهران مديري

 

  يک فنجان قهوه تلخ

 

فيلم نيوز: قهوه تلخ به عنوان يک کمدي نمادگراي تاريخي با وجوه پررنگ نقد گفتمان سياسي، تجربه اي ارزنده در کارنامه مديري به شمار مي رود و نشاندهنده فکر خلا ق نويسندگان و کارگردان کمدي سازي است که در رهگيري علا يق ذهني جامعه به مرحله استادي رسيده اند و مي دانند مخاطب ايراني چه درماني را مي طلبد و ذهن آشفته اش را کدام مرهم، دوا و درمان است.

نمادسازي، نمادگرايي و نمادشناسي، هرم موضوعه اي راهبردي پيرامون درک شاخص هاي هنر و رسانه هستند و در اين ميان قالب اصلي روايت در ساختار بصري آثار کميک، بيش از ديگر گونه اي روايي قابليت ارايه تحليل نمادين را دارا است.
از اين منظر آنچه شاخص کيفي بسياري از مجموعه ها و فيلم هاي ماندگار را نمود و جلوه اي روشن وحقيقي مي بخشد، به کارگيري درست نماد جهت انتقال پيام دروني اثر به مخاطبان است که به ويژه بازي اندامي، نمونه حرکتي شاخص در بازتاب تصويري برخي از خطوط قرمز درعالم رسانه به شمار مي رود.
به عنوان مثال آنچه مشکلا تي را برسرراه پخش مجموعه «بزنگاه» ايجاد کرد، اجراي برخي از نمادهاي حرکتي توسط بازيگران اثر بود که البته جلوه بيروني چنين شيوه اي از حرکت دست، القاي يک آموزه منفي در رفتارهاي اجتماعي مي نمود.
همچنين ساختار نمادگراي «شب هاي برره» با آن وجه پررنگ در نقد گفتمان اجتماعي و فرهنگي، چنان هنرمندانه بازتاب يافته بود که واکنش هاي پيراموني اين مجموعه را در سطحي بالا قرار داد، به گونه اي که جهت معناشناسي المان هاي نمادين اثر، جلسات نقد و بررسي ميان عوامل توليدي مجموعه و تحليلگران و منتقدان برگزار شد; جلساتي که برآيند آن حکم به پاياني غيرمنتظره براي مجموعه داد.
از اين منظر ساختار سمبوليسم هنري در رسانه هاي ديداري را مي توان در چند مولفه پيگيري نمود: يکي بحث نمادسازي هاي عقيدتي است که به ويژه در ارکان موضوعي يک سبک روايي از وقايع تاريخي بيشترين قابليت نمود و نشانه گذاري را داراست و در اين عرصه «روز واقعه» نمونه اي شاخص محسوب مي شود.
نکته ديگر بحث نمادسازي هاي اجتماعي به معناي عام است که در هريک از مولفه هاي مفهومي و کليد واژه هاي کاربردي علوم اجتماعي، علوم اقتصادي، علوم سياسي، فلسفه و منطق، فرهنگ، زبان و ادبيات و...جلوه گري نماد به پويايي ظرف روايي و ايجاد ارتباط بهتر مخاطب با ساختار هنري اثر منجر مي گردد.
به واقع نمادها در چارچوب و اسلوب مشخص و منتظمي قابليت اثربخشي و اثرگذاري را دارا هستند که در اين ميان شيوه راهبردي نقد از دريچه هنر نمادگرا، کارکردي چند سويه در تحول فرهنگ گفتاري و رفتاري انسانها مي يابد.
البته ظرف هنر با لذات داراي چارچوبه اي هنجارمند از استقرار نمادهاست و در اين عرصه آنچه يک اثر را در بهره گيري از سمبل ها و نمادها به اوج مي رساند و در کمال فني و هنري قرار مي دهد نگره افق محور جامعه پندار از سوي عوامل توليدي به شمار ميآيد.
از اين بعد ساحت نظري و عملي دو علم راهبردي جامعه شناسي و روان شناسي به عنوان مباني و پايه هاي اصلي تحليل فرد درجامعه بيشترين تاثير را در ساختار يک اثر هنري نمادگرا برجاي مي گذارد و تطابق مفهومي سناريو با اصول اجتماعي نيز در قالبي نمادين صورت مي پذيرد.
منطبق براين رويکرد و در يک نگاه تحليلي به قالب آثار اين سه دهه، اگر چه شاخص نمادگرايي به عنوان يک اسلوب روايي، کاربردي هدفمند در آثار سينمايي و تلويزيوني داشته اما بي شک تنها کارگرداني که وجه نماد را به عنوان يک سبک پردازش هنري در خلق متوازن موقعيت هاي زندگي در بستري کميک و نشاط انگيز به کار برده مهران مديري است.
به واقع مهران مديري که بي اغراق برترين کمدي ساز تلويزيون محسوب مي شود در تحليل مفهومي زندگي ايراني به يک چارچوبه نمادين منحصر به فرد مي رسد که قالب روايي آثار وي از «پاورچين» به اين سو را در قابي خاطره ساز متجلي مي سازد.
از اين بعد تاثيرات هنري مديري بر تفکر اجتماعي، گفتمان مردمي و شاخص رفتاري جامعه را مي توان در الگوي هرمي نقد در سه ساحت پندار اجتماعي، معرفت سياسي و هويت تاريخي مورد ارزيابي قرار داد. مديري در اين هرم موضوعي سه گانه به عنوان شاخص هاي نقد در غالب آثارش، بيشترين وجوه نمادين را در مسير تحليل استفاده مي کند و در اين ميان مکانيسم سنجشي نماد در بستر هنري آثار اين کارگردان مولفه هايي چون آداب و رسوم زندگي فردي و اجتماعي، بينش اجتماعي فرد و جامعه نسبت به يکديگر وهمچنين مرور تحول رفتاري فرد و جامعه در فرآيندي تاريخي را دربرمي گيرد.
به واقع از «پاورچين» تا «قهوه تلخ» الگوي نقد جامعه در قالبي نمادين، شاخصي حقيقي در پيکره ساختاري تجربه هاي کميک مديري به شمار مي رود و کليد واژه هايي چون برره، برريه، نخودچي خوران، بي خيال کنون، بزاندازون، خاک بر سرون، اقتصاد نخودي، نيک نيک کنون، پاچه خواري، داربيد، خشکه، رپ برره اي، زامبولي، بال مشکه و... در الگوي روايي «پاورچين» و «شبهاي برره» در مقام دو کمدي نمادگراي شاخص به خوبي ويژگي ها، حالا ت، صفات و الگوهاي گفتاري، رفتاري و بينشي جامعه ايران را بازتاب مي دهد.
مديري در «باغ مظفر» نيز به خوبي از کمدي لفظ جهت تحليل نمادين شرايط تاريخي جامعه تهران در عهد قاجار بهره مي برد و اکنون مجموعه «قهوه تلخ» با الگوي روايي جابه جايي زماني يک تاريخدان به بستري مناسب جهت بازيابي دوره اي گمشده و نامکشوف از برهه اواخر زنديه تا روي کارآمدن قاجار بدل گشته است.
به واقع «قهوه تلخ» منطبق براسلوبي به قالب بندي موضوعي و تنظيم مسير دراماتيزه و بسترروايي پرداخته که قبلا در مکانيسمي ديگر در «شبهاي برره» پيموده شده بود و البته تفاوت تحليل اجتماعي و نگاه جامعه شناسانه به تاريخ ايران با تحليل تاريخي از جامعه ايران به خوبي توسط مديري مرزبندي گشته و ضوابط بررسي رفتارهاي خارج از قاعده و ناهنجار مردم برره در مواجهه با جديت و نگاه افق بينانه کيانوش استقرار زاده در کانالي متفاوت از شيوه رويارويي درباريان قصر دولو با نيمازندکريمي شکل گرفته است.
در حقيقت کيانوش استقرارزاده و نيمازندکريمي در شرايطي ناخواسته به جابه جايي مکاني- زماني مي رسندکه در الگوي «شبهاي برره» اين مکان، ناکجاآبادي در سرزمين ايران و البته در برشي نمادين کشور ايران مفروض گشته اما در الگوي قهوه تلخ، تاريخ مبهم و پرآشوبي از 5 سال آشفتگي سياسي حدفاصل اواخر زنديه و اوايل قاجار دستمايه کمدي موقعيت قرار گرفته است.
در الگوي روايي شبهاي برره اين جامعه است که مورد نقد تند و تيزکارگردان کمدي ساز قرار گرفته اما قهوه تلخ به وضوح وآشکارا الگوهايي از رفتارهاي سياسي جامعه و مديران نسبت به همديگر را مورد نقد و واکاوي قرار داده است.
به بياني ديگر در شبهاي برره جامعه در آيينه فرد حقيقت گرايي چون کيانوش استقرارزاده زير ذره بين نقد قرار مي گيرد و نقش راهبردي روزنامه نگار منتقد در ناکجاآباد برره آگاهي بخشي عمومي در نظر گرفته شده است اما اين الگو در شاکله اي متفاوت به بيدادگري تاريخي توسط نيما زندکريمي در قهوه تلخ مي رسد و اين استاد دانشگاه که مسلط به تاريخ گذشته ايران است ناخواسته در همان دوره اي گير مي افتد که از قضا ابهامات و راز و رمزهاي بسياري پيرامونش وجود دارد و از اينجا نقش هدايت گرانه نيما در مقام مستشار الملک دربار به بهره گيري از مکر و سياست بلوتوث جهت تجهيز قشون براي جلوگيري از يورش آقا محمدخان قاجار به تهران معطوف مي گردد.
در زوايه اي ديگر الگوي روايي قهوه تلخ منطبق بر استقرار انديشه اي اجتماعي شکل گرفته که توسط افراد و در برابر رويدادهاي تاريخي در لفظي چون اگر بوديم اين اتفاق مي افتاد و اين کار را مي کرديم قابل استدراک شده و اينگونه سعي گشته تا از دريچه هنر به چالش هاي تحقق اين امر مفروض در ذهن اجتماعي در قالبي نمادين پرداخته شود و بسترها و زمينه هاي حقيقي اثربخشي انسان مدرن بر تاريخ گذشته مورد ارزيابي قرار گيرد.
قهوه تلخ در اسلوب روايي خود از الگويي چون هجو اجتماعي تاريخ شاهنشاهي نيز بهره مي برد و قاعده هاي نامطلوب رفتارهاي پرتنش و غير منطقي بسياري از درباريان در مواجهه با مدل گفتماني و کرداري مستشارالملک با نگاه هاي وي به سمت دوربين و لفظ کنايي اهالي دربار نسبت به مستشار همراه مي گردد.
قهوه تلخ در نگاهي ديگر مي تواند شاخص نمادگرايي سياسي در قاب هنر را تداعي گر باشد; چرا که بسياري از الفاظ، اطوار و القاب آدم ها در نگرش فراساختاري نوعي نقد نظام کنوني به شمار مي رود.چنانکه برخي اين الگوي نظري را در مباحث خود به مثابه شيوه اي تهاجمي برضد ساختار روايي اثر به کار گرفتند; گروهي آن را هزل ناميدند، برخي ساختار آن را متضاد با ارزش ها و مقدسات بر شمردند و گروهي با مباحث بسيار سطحي نوع پوشش يا چهره آرايي بازيگران را عامل گمراهي جوانان بر شمردند که به ويژه با توجه به موضع گيري گروه اخير مي توان گفت که عرصه هنر و فرهنگ در قابي متشتت و پرتنش روزگار مي گذراند.
اما صحبت هاي حمايت گرانه از مجموعه در سطحي بالا تر از گفتارهاي انتقادي شکل گرفت; وزير ارشاد با حمايت قاطع توليد آثاري چون قهوه تلخ و قلب يخي را از برنامه هاي موثر در جذب مخاطب برشمرد. در نگاهي ديگر قهوه تلخ از سوي گروهي از تحليلگران اثري ارزيابي مي شد که سعي دارد برخي از طرح ها را به چالش بکشد اما وقتي در گفتارها دقيق مي شديم مصداق هاي روشني براي اين مدعا مشاهده نمي شد و بيشتر به نظر مي رسيد که نوعي بازي رسانه اي و فکري جهت زير سوال بردن مجموعه اي در جريان بود که رسانه ملي از پخش آن استنکاف ورزيده بود و به همين علت حجم عظيمي از توجه به جزيي ترين نکات فني و ساختاري مجموعه توسط جامعه سينمايي نويس که اغلب با تائيدات اين گروه همراه بود، نشان مي داد که مديري اين بار از آزموني موفق بيرون آمده که تا قبل از آن کسي جرات ورود به آن را نداشت.
تجربه پخش يک مجموعه کميک به صورت هفتگي از شبکه نمايش خانگي ريسکي تمام عيار بود که شکست در آن مي توانست حتي به پاياني تلخ براي کارگردان مجموعه بدل شود; اما مديري و گروه حرفه اي اش با رهگيري شرايط اجتماعي و در دوراني که کپي رايت در کشور ايران يک امر فراموش شده است با تمهيداتي چون جوايز هفتگي و نيز جايزه ويژه براي خريداران تمامي پک ها و همچنين بهره گيري درست از محبوبيت و اعتبار اجتماعي مديري به فروش خيره کننده چند ده ميلياردي رسيدند.
از اينرو راز توفيق قهوه تلخ را علا وه بر جريان هاي حاشيه اي چون موضع گيري رسانه ملي در برابر اين سريال خوش ساخت آن هم در روزهايي که صداوسيما به دنبال مخاطب ايراني مي گردد مي توان در انعکاس و بازتاب نظرات موافق و مخالف نسبت به اين مجموعه برشمرد که جامعه را با ماهيت فني و هنري اين اثر آشنا ساخت و البته جداي از اين مباحث جانبي، ساختار حرفه اي نيز نقش مهم در جذب مخاطب به همراه داشته است.
در زاويه اي ديگر کارگرداني برجسته مهران مديري که به وضوح در ميزانس ها، طراحي صحنه، چرخش دوربين و بازي ها قابل رهگيري است چنان خود را بر پيکره فني اين اثر مسلط ساخته که آقاي بازيگر (عزت الله انتظامي) با حضور در لوکيش مجموعه، صحنهآرايي آن را متقارن با سبک اجرايي علي حاتمي برشمرد.
از منظر شاخص بازيگري اثر تا اينجاي کار حضور گرم و باورپذيري از گروه بازيگري ديده ايم که در اين ميان بازي به يادماندني سيامک انصاري در نقش نيمازندکريمي- مستشار الملک، اليکاعبدالرزاقي در نقش فرخ التاج، سحرزکريا در نقش لعبت الملوک، مريم بخشي در نقش اخترالملوک، هادي کاظمي در نقش شاه بابا، جواد عزتي در نقش ابترخان، سحر جعفري جوزاني در نقش نازخاتون و مهران مديري در نقش بلوتوث کبير از نکات طلا يي مجموعه محسوب مي شود.
سيامک انصاري در گروه بازيگري چون نگيني درخشيده و جديت رفتاري او هنگامي که در تقابل با ناهنجاري هاي کرداري درباريان قرار مي گيرد گوشه اي ديگراز توان وي را در بازي با نگاه از طريق همگام سازي حس تعجب و عدم ادراک از رفتار درباريان در نوع نگرشي به دوربين بازتاب مي دهد.
صحنه هاي رزم چاقو توسط مستشار و گروهي از درباريان نيز ازجمله سکانسهاي به يادماندني قهوه تلخ است و البته اين حجم از سکانس ها که به نوعي هجو نظام شاهنشاهي آن دوران است درگذر تاريخ، مترو معياري صحيح جهت تحليل شاخصه هاي ساختاري اين اثر به شمار خواهد آمد و به ويژه کمدي ضرباهنگي که شاخص حقيقي سينماي نازل امروز است به خوبي در متن تصويري قهوه تلخ نشسته است.
اجراي جذاب اليکا عبدالرزاقي در نقش يک زن سياسي و مقتدر از ديگر بازيهاي به يادماندني مجموعه است و اين بازيگر به خوبي در تلا زم حسي صحنه هاي رويارويي با سوگلي (کاترين) صفاتي چون رقابت و حسادت را در نگاه و بيانش مستقر مي سازد و البته در سکانس هاي مواجهه با اخترالملوک نيز نوعي چشم و هم چشمي و روکم کني برقالب رفتاري فخرالتاج سايه انداخته است; نکته مهم اين سکانسها را مي توان در اجراي ماهرانه اين بازيگران برشمرد چرا که لحن کنايي، پرتنش و عصبي مريم بخشي با بياني آرام و جوابي رندانه توسط عبدالرزاقي همراه مي گردد.
مهران مديري نيز در نقش بلوتوث به خوبي ظرافت هاي حسي- رفتاري و باطني- ظاهري يک شياد را متجلي مي سازد و البته زنگ صدايش هنر دو بلور آلن دلون را در يادها زنده کرده و به ويژه بسياري از المان هاي حسي و تکنيکي چون تغييرات اجزاي چهره و تناژ صدا در صحنه هاي مواجهه با افراد مختلف دربار گوشه اي از توانايي هاي اين کمدي ساز برجسته به شمار مي رود.
به واقع مديري در سکانس رويارويي با افراد مختلف ري اکشن هاي حسي و بياني متفاوتي را به کار مي گيرد که در اين ميان نحوه رويارويي اش با جهانگير شاه نوعي صميميت غلو شده را دربردارد و البته در شيوه مواجهه اش با فخرالتاج نوعي احترام بيروني، با لعبت الملوک نوعي دوستي نمايشي و با بروز خان سپهسالا ر نوعي استفاده از پاشنه آشيل اين فرد يعني تعريف را به کار مي گيرد.
در خصوص داموس الملک نيز با توجه به پول دوستي اين فرد از حربه اقتصاد بهره مي گيرد و در نهايت رويارويي هايش با مستشار نوعي رندي را به همراه دارد.
در مجموع قهوه تلخ به عنوان يک کمدي نمادگراي تاريخي با وجوه پررنگ نقد گفتمان سياسي، تجربه اي ارزنده در کارنامه مديري به شمار مي رود و نشاندهنده فکر خلا ق نويسندگان و کارگردان کمدي سازي است که در رهگيري علا يق ذهني جامعه به مرحله استادي رسيده اند و مي دانند مخاطب ايراني چه درماني را مي طلبد و ذهن آشفته اش را کدام مرهم، دوا و درمان است.
به واقع قهوه تلخ به اين علت حرفه اي ترين ساخته مديري بر شمرده شده که از يک تداوم و تلا زم منطقي در سير روايي برخوردار بوده و برخلا ف ديگر تجربه هاي اين کارگردان در تلويزيون که بازتاب نظرات مردمي در تغيير ساختارروايي و زياد و کم شدن بازيگران اثر داشت، اين بارفرآيند آفرينش و خلق هنري در اوج خود قرار دارد و تمامي کاراکترها و حتي تيپ ها داراي شناسنامه و هويت هستند و علا وه بر آن که پيشينه اين افراد به خوبي در ظرف بياني مجموعه گنجانده شده، شرايط تحول موقعيت اجتماعي آنها نيز انعکاس درستي از شرايط ايران در اواخر زنديه و اوايل عهد قاجار به شمار مي رود.
............
نیما بهدادی مهر

 

 
 
 

«پل چوبي» دوشنبه تمام مي‌شود+رندر کردن تصاویر «تهران 1500»+اقدام مجله ي خبري صدا و سيما در تخريب چهر

 

 

«پل چوبي» دوشنبه تمام مي‌شود

 

فيلمبرداري فيلم سينمايي «پل چوبي» به كارگرداني مهدي كرم‌پور روز دوشنبه به پايان مي‌رسد.
به گزارش «باني فيلم»، فيلمبرداري اين فيلم ماه گذشته در شمال كشور آغاز شد و بعد از 17 جلسه فيلمبرداري، گروه به تهران رسيدند.

 طبق برنامه ريزي انجام شده دو روز ديگر فيلمبرداري «پل چوبي» به پايان مي‌رسد.

گروه طي اين دو روز در چند لوكيشن در خيابان‌هاي تهران كار خواهند كرد.

 همزمان با فيلمبرداري مدتي است بهرام دهقاني مونتاژ فيلم كرم‌پور را آغاز كرده تا مراحل فني اين فيلم براي حضور در جشنواره فيلم فجر هر چه سريع تر انجام شود. ب

هرام رادان، مهناز افشار، مهران مديري، آتيلا پسياني، برزو ارجمند، فرهاد اصلاني و هديه تهراني بازيگران اصلي «پل چوبي» هستند كه علي سرتيپي و مهدي داوري تهيه كنندگي آن را بر عهده دارند.

 فيلم تازه كرم پور در بستري عاشقانه روايت مي‌شود.
 

 


 

در راه جشنواره فجر: رندر کردن تصاویر «تهران 1500»

 

'احسان عظیمی' از دست اندركاران تولید این انیمیشن سینمایی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: عوامل تولید 'تهران 1500' در حال 'رندر' كردن تصاویر هستند.

 

 

'رندرینگ'(Rendering) اصطلاحی در انیمیشن سازی رایانه ای و به معنی فرآیند تولید ماشینی تصاویر بر پایه مدل‌های محاسباتی و سپس ارایه رایانه‌ای آنها بر روی صفحه نمایش است كه اندازه های یك جسم به تصویری حقیقی تبدیل می شود.

رندرینگ در حالت كلی به فرآیند نمایش تصاویر اجسام سه بعدی (3D) بر روی صفحه نمایشگر دو بعدی گفته می شود.

عظیمی افزود: مرحله نهایی تولید این انیمیشن به ترتیب شامل رندر، صداگذاری و موسیقی است كه تاكنون 80 درصد از كار رندرینگ 'تهران 1500' انجام شده است.

وی گفت: این انیمیشن 120 دقیقه است كه باید بین 90 تا 100 دقیقه آن برای اكران، نهایی شود.

عظیمی خاطر نشان كرد: كار پیش تولید این اثر از تیر سال 1387 آغاز شد و 'بهرام عظیمی' خالق انیمیشن های موفق ترافیكی به همراه 'امیرمسعود علمداری' نگارش فیلمنامه آن را بر عهده داشتند.

به گفته عظیمی، این اثر پویانمایی برای مخاطب بزرگسال ساخته می شود و البته كودكان نیز می توانند آن را تماشا كنند.

'تهران 1500' با بازی مهران مدیری، هدیه تهرانی، حسام نواب صفوی، مهتاب نصیرپور، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی نیا، حبیب رضایی و بهران رادان از مضمونی طنز و عاطفی برخوردار است.

داستان این اثر سینمایی پیرامون شخصیت مهران مدیری شكل می گیرد و زندگی مردم تهران را در سال 1500 به تصویر می كشد.

موسسه نسل اندیشه سبز تهیه كننده این انیمیشن است و 'بهرام عظیمی' علاوه بر نویسندگی، كارگردانی آن را بر عهده دارد.

در فرآیند تولید این انیمیشن، از بازیگران عكاسی شده است و بر اساس میمیك چهره آنان در زوایا و حالت های مختلف شخصیت های داستان طراحی شدند.


 

اقدام مجله ي خبري صدا و سيما در تخريب چهره ي مهران مديري

 

 

 

به گزارش نقد فارسی، در گزارش فرهنگي" وقايع اتفاقيه" كه  در مجله ي خبري ساعت 19:15 در تاريخ 18 آبان1390 پخش شد، گزارشگر به پخش كليپ "حيران" به خوانندگي "مهران مديري" از شبكه ي "pmc" ، اشاره كرد.

 در اين گزارش به طور مستقيم به نام مهران مديري اشاره نشد و تصاوير نيز به صورت مات پخش شد.

 گزارشگر به تلاش يكي از روزنامه ها اشاره كرد كه قصد داشته وانمود كند اين كليپ از  شبكه ي مجوزدار وزارت فرهنگ و ارشاد پخش شده نه شبكه ي غيرمجاز و اين مسئله را خنده دار دانست.

 در حالي كه يادداشت روزنامه ي مذكور كاملاً درست بوده و اصولاً راجع به مسئله ي ديگري است و در آن تنها به مجوزدار بودن اين كليپ براي پخش در شبكه ي نمايش خانگي اشاره شده است.

كليپ "حيران" چندي پيش در دي وي دي كنسرت گروه داركوب، توسط موسسه ي هنرنماي پارسيان با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شده بود.

 كاملاً مشخص است كه كليپ "حيران" مطابق با ضوابط و قوانين فرهنگي داخل كشور تهيه و توليد شده و پخش آن از شبكه ي PMC ‌ربطي به مهران مديري و يا موسسه ي هنرنماي پارسيان ندارد.

 پخش آثارِ شبكه ي  نمايش خانگي از شبكه هاي ماهواره اي بدون اجازه ي سازندگان سابقه ي طولاني دارد.

 اين اولين باري نيست كه اثري از مهران مديري از اين شبكه ها پخش مي شود. پيش از اين نيز سريال هاي تلويزيوني او مثل پاورچين، نقطه چين، شب هاي برره، مرد هزار چهره و غيره  توسط اين شبكه ها پخش شده بود.

 در آن موارد صدا وسيما به خوبي درك مي كرد كه اقدام شبكه هاي ماهواره اي خودسرانه است اما حالا كه مهران مديري در شبكه ي نمايش خانگي فعاليت مي كند، صدا وسيما اين قضيه را فراموش كرده و پخش اثري مجوزدار از يك شبكه ي ماهواره اي را خيلي عجيب و غريب مي داند و يا خود را به ناآگاهي مصلحتي زده تا شايد آتشي برپا كند آن هم در آستانه ي توزيع سري جديد قهوه تلخ!

به نظر مي رسد صدا و سيما فقط آثار خود را داراي مجوز مي داند و بقيه ي آثار حتي اگر مطابق ضوابط و قوانين توليد شده باشند و داراي مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد باشند بايد براي اخذ مجوز رسمي تر(!) به صدا وسيما مراجعه كنند.


        

          پوستر کنسرت جدید گروه دارکوب بدون حضور مهران مدیری!

 

        

 


 

            برزو ارجمند در کنسرت رضا صادقی!

 

   


 

مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» می‌شود+عرضه‌ي‌ سري جديد «قهوه تلخ» از اواسط آبان ماه+حضور

 

 

 

مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» می‌شود
 
 

خبرگزاری فارس: مهران مدیری و جمعی از بازیگران مجموعه قهوه تلخ به تماشای تئاترهای «بازیگر» و «وقتی آدم خوابش می‌گیره» به کارگردانی «علی نصیریان» می‌روند.

خبرگزاری فارس: مهران مدیری تماشاگر تئاترهای «علی نصیریان» می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، مهران مدیری همراه با جمعی از بازیگران و عوامل مجموعه قهوه تلخ روز دوشنبه نهم آبان ماه در فرهنگسرای نیاوران تماشاگر نمایش بازیگر و زنش و وقتی آدم خوابش می‌گیره با بازی علی نصیریان و محبوبه بیات خواهند بود.
اجرای آخرین تئاترهای علی نصیریان که با کارگردانی محسن معینی در نیاوران به روی صحنه رفته از روز 17 مهر آغاز شده و تاکنون جمعی از هنرمندان صاحب نام، پیشکسوتان و بازیگران مطرح تئاتر، سینما و تلویزیون از جمله عزت الله انتظامی، پرویز بهرام، قطب‌الدین صادقی، فرهاد آئیش، شهاب حسینی، مهناز افشار، محمد صالح علاء، مائده طهماسبی، هنگامه قاضیانی و مسعود فروتن تماشاگر این نمایش‌ها بوده‌اند.
عوامل مجموعه قهوه تلخ از جمله مهران مدیری، سیامک انصاری، برزو ارجمند، سحر زکریا و علی لک‌پوریان نیز روز دوشنبه آخرین نمایش‌های علی نصیریان را در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران به تماشا می‌نشینند.
دو نمایش آدم خوابش می‌گیره و بازیگر و زنش به غیر از شنبه‌ها هر شب ساعت 20 در سالن خلیج فارس برگزار می‌شود و تا کنون استقبال خوبی از اجرای این نمایش‌ها صورت گرفته است.


 

عرضه‌ي‌ سري جديد «قهوه تلخ» از اواسط آبان ماه

 

آرش نوذری با حضور در غرفه ایسنا در بخشي از گفت‌وگوي خود درباره‌ي بازي در مجموعه طنز «قهوه تلخ» توضيح داد:

در سري جديد «قهوه تلخ» كه بازيگرانش در زمان حال كار مي‌كنند، كار مي‌كنم.

اين سري از مجموعه اواسط آبان‌ ماه به دست مردم خواهد رسيد.


 

حضور مهران مدیری در کنسرت دارکوب قطعیت ندارد

 

 

 

پویا نیکپور: برای حضور مهران مدیری در کنسرت گروه دارکوب مذاکره شده است.


پویا نیک پور آهنگساز و خواننده در گفت و گو با خبرنگار موسیقی خبرگزاری سینمای ایران، گفت: 23 و 24 آبان ماه در سالن اریکه ایرانیان با گروه دارکوب اجرا خواهم داشت. خواننده گروه حامد بهداد است ولی با مهران مدیری هم در خصوص این کنسرت مذاکره شده است.

وی افزود: اجرای کنسرت تلفیقی است و احتمال اینکه مهران مدیری در آلبوم گروه همکاری داشته باشد بیشتر است تا در کنسرت اخیر گروه دارکوب.

این آهنگساز تصریح کرد: آلبوم «رویای شب» موسیقی کلاسیک و بی کلام است.

نیک پور خاطر نشان کرد: علت اینکه ممکن است مهران مدیری در این اجرا حضور نداشته باشد این است که وی این روزها درگیر برنامه های مختلف و بازی در فیلم پل چوبی است ولی ما دوست داریم در این اجرا کنار ما حضور داشته باشد.


 

 پرواز 57 "در شبكه نمايش خانگي توزیع شد!

انيميشن‌هاي «حنا دختري در مزرعه»، «دكتر ارنست» و «پينوكيو» و «كلاه قرمزي نوروز 90» نيز قرار است هر يك در قالب چهار يا پنج DVD در قسمت‌هاي 10 تايي وارد سيستم نمايش خانگي شوند.

به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، همچنين سريال‌هاي «فاصله‌ها» و «آرايشگاه زيبا» وارد شبكه نمايش خانگي شدند.

سريال «فاصله‌ها» كه تابستان سال گذشته روي آنتن رفت، در قالب 12 DVD در نمايش خانگي توزيع شد.

شركت سروش همچنين قرار است به زودي «ساختمان پزشكان» را در سه نوبت با فاصله دو هفته در قالب 18 DVD راهي نمايش خانگي كند. منتخب سري اول سريال طنز «زير آسمان شهر» نيز از حدود 10 روز آينده توزيع خواهد شد.

به گزارش ايسنا، «پرواز 57» و «زير هشت» از برنامه‌هايي هستند كه پيش از اين در نمايش خانگي توزيع شدند.


 

اظهارنظر فرمانده نيروي انتظامي درباره «مرد هزارچهره


فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در مراسم قدرداني از تلاشگران رسانه ملي در هفته نيروي انتظامي، درباره سريال‌ «مرد هزارچهره» و فيلم سينمايي «کتاب قانون» اظهار نظر کرد.
به گزارش فارس، در اين مراسم كه دوشنبه گذشته با حضور سردار اسماعيل احمدي مقدم (فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران) برگزار شد، وي گفت: در آثاري که توليد مي‌شوند بايد جامعه ايران را همانطور که هست منعکس کنيم، نه خيلي بالا و نه خيلي پايين. يک بار ما را دعوت کردند تا فيلم کتاب قانون را ببينيم، فيلم خنده‌دار و شادي بود، اما فکر کنيد که آن را به زبان‌هاي خارجي ترجمه مي‌کنند و مخاطبان خارجي ما فکر مي‌کنند که ايراني‌ها افرادي شارلاتان، حقه‌باز و دروغگو هستند. وي افزود: يا مثلا سريال مرد هزارچهره را ديديد. يک طرف چهره‌اي رئوف از پليس را نشان داد که به خاطر مهرباني بيش از حدش امنيت همه محل به هم ريخت و در چهره‌اي ديگر، وقتي مقتدر شد، همه چيز سر جاي خود قرار گرفت. نهاد مردم اقتدار را بهتر مي‌پسندد البته ما هر دو را مي‌پسنديم. مردم در نهادشان از اقتدار خوششان مي‌آيد .


امروز با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی؛
چهارمین نشست سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: نشستی با حضور بروز ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی‌ لک‌پوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود.

 

خبرگزاری فارس: چهارمین نشست سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها چهارمین قسمت از نشست‌های روزانه سرای روزنامه‌نگاران ایران امروز شنبه ساعت 17:30 هفتم آبان‌ماه ۹۰ با حضور برزو ارجمند، سیامک انصاری، عارف لرستانی، علی لک‌پوریان و با اجرای شهرام شکیبا در سرای روزنامه‌نگاران ایران برگزار می‌شود.

این نشست در سرای روزنامه‌نگاران ایران هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها واقع در مصلی امام خمینی(ره) برگزار می‌شود.


 

عکس حضور مهران مدیری در جلسه عوامل  پل چوبی+چه لذتی از این بیشتر که تو می توانی خلق خدا را بخندانی؟

 

 

 

 

 

برای این روزهای مهران مدیری

 

چه لذتی از این بیشتر که تو می توانی خلق خدا را بخندانی؟

 

 

 

آمد روی صحنه و با لبخند، جایزه رضا عطاران را به او تقدیم کرد. مهران مدیری را می گویم. همان خنده سازی که تا همین چند سال پیش در تلویزیون آثارش را می دیدم و الآن زیر شانه تخم مرغ. شانه تخم مرغ را ولش کن. من آثار مدیری را گم نکردم، لبخندش را گم کردم. اگر شما پیدا کردید لطفا به ما هم خبر داده و خانواده ای را از نگرانی برهانید.

 خیلی زود می شود فهمید این لبخند و این لبخندهای مهران خیلی وقت است که تصنعی است. حال مهران مدیری مدتی است که عجیب است. حکایت همان حال ما خوب است اما تو باور نکن شده. آن هایی که گریه می کنند یک دلیل برای غصه خوردن دارند اما آن هایی که می خندند و می خندانند هزار دلیل برای گریه.

 یاد سال ها و ساعت های خوشی که با مهران مدیری گذراندیم بخیر. یاد آن روزی که به خاطر یک جمله بداهه حمید لولایی، سه روز فیلمبرداری را تعطیل کردی چون لوکیشنت منفجر شده بود از خنده. مهران مدیری عزیز حتی اگر دیگر هیچ انگیزه ای برای لذت بردن از زندگی پیدا نمی کنی من به تو انگیزه را نشان می دهم. چه لذتی از این بیشتر که تو می توانی خلق خدا را بخندانی؟ چه لذتی بیشتر از این که خدا این توان را به تو داده و به من و خیلی های دیگر نداده.

 ببین خدا چقدر دوستت داشته مهران.

مهران مدیری عزیز،
ما با تک تک کارهای تو خاطره داریم. من خودم با کارهای تو بزرگ شدم. دوست ندارم شعار بدهم و یاد کنم از جمله معروف چاپلین که: "اگر زندگی صد دلیل برای غصه خوردن به تو نشان می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان بده."
حال من هم بد می شود اگر این جمله شکسپیر را بگویم که: "زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند."
ولی بگذار این جمله شریعتی را بگویم که: "هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند، بدان گونه که احساسش می کنند، هست."
من هنوز مهران مدیری را حس می کنم در قالب یک سلطان خنده.

پس سلطان، سلطان بمان ...

مهران مدیری عزیز برای تو که در خاطر ما هزار خاطره ساختی دعا می کنیم برای رهایی از افسردگی.

 کاش می دانستم من چکار می توانم بکنم تا تو پژمرده نخندی.

 

مهران می گویند چون تو به تمام آرزوهایت رسیدی افسره شدی. راست می گویند؟ من حاضرم پانصد آرزویم را به تو قرض بدهم و نیم دیگرش را برای خودم نگه دارم. اگر توانستی به آن ها برسی؟! مهران عزیز آرزو که سقف ندارد ... زندگی که ته ندارد ... خوشی هم که تمامی. راه شاد کردن خودت را نمی دانم اما راه شاد کردن ما را که بلدی؟ پس باز هم شاد کن ما را.

مهران عزیز، تو اسطوره ما هستی. دوستت داریم. همین بس نیست که میلیون ها نفر دکتر مدیری را دوست دارند؟ مهران اگر رسیدن به تمام آرزوها اینقدر پایان تلخی دارد من دیگر هیچ آرزویی نمی کنم.

گاهی می گفتی: شهرت سرطان است ...
بگذار حمید فرمول خوشبختی را به تو یاد بدهد: فکر کن امروز، روز آخر زندگیته! پس حال کن. نگذار به همین سادگی بگذره.
حرف های خنده داری زدم شاید و این حرف ها وقتی خنده دار تر می شود که بدانی من هم گاهی وقت ها همین حال تو را دارم. به قول یکی از دوستان: به خودت نگاه خدایی داشته باش. همین.

 

و باز برای من هنوز مهران مدیری سلطان خنده است

 

 

منبع:سی نت،حمید سلجوقی

 


 

 

عکس حضور مهران مدیری در جلسه عوامل  پل چوبی

 

 

 

 

 

 

بهرام رادان و مهناز افشار جلوي دوربين رفتند


آغاز «پل چوبي» مهدي كرم‌پور در شمال كشور

 

فيلم سينمايي «پل چوبي» به کارگرداني مهدي کرم‌پور اولين روز مهر ماه در جاده چالوس کليد خورد.

پل چوبي اولين روز فيلمبرداري خود را با دو نفر از بازيگران اصلي کار بهرام رادان و مهناز افشار در جاده‌هاي شمال کشور آغاز کرد.


پيش‌بيني مي‌شود تا دو هفته آينده گروه پل چوبي کار خود را در شمال کشور به پايان برسانند و براي گرفتن باقي داستان به تهران بازگردند.


در خلاصه داستان فيلم آمده است: «پل چوبي» معبري بود بر خندق شمالي طهران، مابين پايتخت و ييلاق شميران... محل اتصال طهران قديم و تهران مدرن.
اين‌جا و اکنون محله پل چوبي يادگار گذشته است. نامي به‌جا مانده در قلب شهر پر هياهو؛ محل رخداد عاشقانه‌اي ناآرام...


کارگردان: مهدي‌کرم‌پور، فيلمنامه: مهدي کرم‌پور- خسرو نقيبي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، طراح هنري: پروين صفري، تدوين: بهرام دهقاني، آهنگساز: کارن همايونفر، صدابردار: بابک اخوان، طراح چهره‌پردازي: کيان اولاد وطن، دستيار اول کارگردان و برنامه‌ريز: شکوفا کريمي، منشي صحنه: شکوفه فرازمند، طراح استوري‌برد: بزرگمهر حسين‌پور، طراح تبليغات و اطلاع رساني: علي‌رضا باذل، عکاس: علي زارع، دستيار دوم کارگردان: کريم محمد‌اميني، فيلمبردار: رضا غفاري،‌ دستيار اول فيلمبردار: مجيد غفاري، دستيار دوم فيلمبردار: هادي منوچهرپناه، گروه فيلمبرداري: مرتضي خان‌محمد، اميرحسين صديقي‌راد، شاهين شمس، هاشم درزي. دستيار صدابردار: ساسان کريمي، مهدي رحيم‌زاده، مجريان گريم: ليلا شنگله، آرمين مظفري، دستياران طراح صحنه و لباس: رامين غفوري، منيره فدائي، مژگان عيوضي، مهشيد غفوري، تدارکات: عطاا... مقدسي، حمل و نقل: سيد اسحاق موسوي. امور دفتري: منصوره کاشاني، فيلم پشت صحنه: ميثم ميرزايي، مشاور تبليغات: سام مشاور، مشاور رسانه‌اي: آرامه اعتمادي. مدير تدارکات: سهراب دادگستر، مدير توليد: پيمان جعفري، تهيه‌کنندگان: علي سرتيپي، مهدي داوري.
بازيگران: بهرام رادان، هديه تهراني و مهناز افشار. آتيلا پسياني، فرهاد اصلاني، برزو ارجمند، اميد روحاني،‌ هستي محمايي،‌ آرمان پاپي‌زاده، نيلوفر سجادي. با معرفي خسرو پسياني، صدف نورمحمد

و با حضور مهران مديري.

 

 

 

 

تلويزيون دلخوري از اهالي «قهوه تلخ» را فراموش كرد؟!

 

 

گويندگي سيامك انصاري براي يك تيزر تبليغاتي
تلويزيون دلخوري از اهالي «قهوه تلخ» را فراموش كرد؟!



گروه تلويزيون- جدال لفظي و اظهارنظرهاي متناقض درباره پخش يا عدم پخش سريال مهران مديري در تلويزيون كه از حدود دو سال پيش شكل گرفته بود، سرانجام از اواسط سال 89 با توزيع «قهوه تلخ» در شبكه ويديويي به دست فراموشي سپرده شد. اين در حالي بود كه شنيده مي‌شد مسؤولان رده بالاي تلويزيون از اينكه نتوانسته‌اند با برآورده كردن انتظارات مالي سازندگان اين مجموعه، آنان را مجاب به پخش آن از سيما كنند، دل خوشي از اين گروه ندارند. هرچند هرازگاهي يكي از مديران شبكه سه در گفت‌وگويي اين دلخوري و حتي عصبانيت را تكذيب مي‌كرد، اما شواهد حاكي از آن بود كه روابط مديري و تشكيلات صدا و سيما هنوز شكراب است. نشان به آن نشان كه هيچ‌يك از شبكه‌هاي اين سازمان و حتي ارگان‌هاي مطبوعاتي وابسته به آن از بدو توزيع سريال «قهوه تلخ» تا به امروز، از پذيرفتن آگهي‌هاي اين اثر خودداري كرده‌اند. جالب آنكه روزنامه وابسته به صداوسيما تبليغات رقيب سريال مديري، يعني «قلب يخي» را به چاپ مي‌رساند، اما به دليل آنچه سياست‌هاي سازمان ذكر مي‌شود، آگهي‌هاي قهوه تلخ را نمي‌پذيرد!


بازيگران خط قرمزي ؟!


اين مسئله تا بدانجا پيش رفت كه مسؤولان تلويزيون سال گذشته از برنامه‌سازان مي‌خواستند تا ترجيحاً در گروه بازيگران خود، عضوي از قهوه تلخ را جاي ندهند. گرچه پروسه توليد سريال قهوه تلخ آنقدر طولاني و فشرده بوده كه در عمل، بازيگران اصلي اين پروژه فرصت همكاري با پروژه‌هاي ديگري را نيز نداشتند. البته پورمحمدي، مديرشبكه سه سال گذشته در گفت‌وگوي كوتاهي با فارس، از حضور دوباره مهران مديري در اين شبكه خبر داد، ولي اين امر با توجه به سيل اخبار و تمركز مديري روي سريال ويديويي‌اش چندان جدي تلقي نشد. در واقع طرح چنين مسائلي از سوي تلويزيوني‌ها، بيشتر نوعي مانور روي نام مديري به نظر مي‌رسد تا شايد با توسل به آن، جاي خالي برنامه‌هاي طنز، به ويژه طي سال 89 كمتر به چشم بيايد.
با اين وجود، از اواخر سال گذشته كه سازندگان سريال «راه در رو» (سعيد آقاخاني) براي جذب رضا نيكخواه با مشكلاتي مواجه شدند، اين فرضيه قوت بيشتري گرفت. اما نيكخواه كه در قهوه تلخ نقش خوابگذار اعظم را دارد، با اصرار عوامل پروژه، مجوز بازي در سريال راه در رو در نقش عموي خانواده را گرفت. چندي پس از آن نيز فلامك جنيدي كه در آشپزخانه دربار قهوه تلخ آشپزي مي‌كند، توانست مقابل دوربين سريال «چهار چرخ» رود كه بهار امسال روي آنتن شبكه سه رفت. همين دو اتفاق، موجب شده تا قضيه كدورت ميان مسؤولان راديو و تلويزيون و سازندگان قهوه تلخ فراموش شده تلقي شود . به ويژه كه اخيراً، عارف لرستاني، يكي از محبوب‌ترين كاراكترهاي سريال مديري در نقش بلدالملك در برنامه جشنواره كيش شبكه سه نيز به عنوان مهمان روي سن رفت (گر چه در توصيف فعاليت‌هاي خود هيچ اشاره‌اي به قهوه تلخ نكرد!) از سويي جواد عزتي نيز در ديگر نقش پرطرفدار قهوه تلخ -كه پيرمردي غرغروست!‌- از ابتداي ماه مبارك رمضان با سريال «سه دونگ، سه دونگ» روي آنتن شبكه تهران ديده مي‌شود.
نقشي كه طبق شنيده‌ها، بسيار موردپسند شخص رييس سازمان صدا و سيما قرار گرفته و ضرغامي از سازندگان خواسته در تدوين، به بازي عزتي بهاي بيشتري دهند!


صداي سيامك انصاري روي تيزر


اينها را داشته باشيد تا برسيم به شنيده شدن صداي سيامك انصاري روي تيزر يك آگهي بازرگاني كه اواخر هفته گذشته به پخش رسيد.انصاري كنار مديري، دو تن از بازيگران اصلي قهوه تلخ مدت‌هاست حضوري در شبكه‌هاي سراسري ندارند و تنها بخش‌هايي از سريال‌هاي قبلي آندو همچون «پاورچين» يا «نقطه‌چين» گاهي در شبكه‌هاي استاني مشاهده مي‌شود. ضمن اينكه تصاوير كوتاهي از بازي انصاري در آنونس‌هاي فيلم «جرم» با يك ديالوگ مدتي قبل روي آنتن بود.
با اين وجود، از هفته گذشته پخش يك تيزر تبليغاتي درباره يك شركت سازنده رادياتور با صداي انصاري به صورت محدود آغاز شده است. اتفاقي كه مي‌توان آن را به گونه‌اي تجديد‌نظر تصميم‌گيرندگان صداو سيما در قبال اهالي قهوه تلخ دانست. به هرحال، غيبت گروه هميشگي مديري در تلويزيون چيزي نيست كه به آساني جايگزيني حرفه‌اي براي آن يافت شود. حالا كه واحد بازرگاني صدا و سيما نيز به عنوان ركني مؤثر در سياست‌هاي اين سازمان از مواضع پيشين خود كوتاه آمده، احتمال مي‌رود بزودي با پايان توليد مجموعه پربيننده قهوه تلخ، آرام آرام پاي بازيگران آن و د ر راسشان خود مديري، به جنگ‌هاي شبانه تلويزيون باز شود.


 

پوستر...

 


 

 

باتشکر ازدوست خوبم نوشین

 


 

نگاهی به خنده بازار!

 

مجموعه "خنده بازار" که یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های طنز این روزها است، با تکیه بر یک عادت ناپسند جامعه ایرانی توانسته میان مخاطبان تلویزیون جا باز کند.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "خنده بازار" به کارگردانی شهاب عباسی این روزها یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های تلویزیون است، در سال‌های اخیر در حوزه تلویزیون و سینما پرتماشاگر بودن مانند پتکی بوده تا بر سر مخالفان آثاری کوبیده شود که توانسته‌اند در سینماها به ارقام میلیاردی دست یابند و در تلویزیون میلیون‌ها ایرانی را پای برنامه‌شان بنشانند.

"خنده بازار" این ویژگی را دارد اما آنهایی که جریان طنز در تلویزیون را دنبال می‌کنند خوب می‌دانند که "جمعه بازار" مبدع جریان خاص و تازه‌ای در این حوزه نیست، در آغاز دهه 70 شمسی مجموعه‌های طنز که مبتنی به آیتم بودند متولد شدند و مورد توجه مخاطبان قرار گرفتند. مهران مدیری ستاره این مجموعه‌ها بود که دو دهه دوام آورد و بدون رقیب جایگاه خود را حفظ کرد.

مدیری و پس از او رضا عطاران و حتی مهران غفوریان پس از مدتی دریافتند که دوره تصویری کردن لطیفه‌ها و ایجاد موقعیت طنز به شکل آیتم تمام شده و به سمت مجموعه‌های داستانی رفتند، مجموعه‌های اپیزودیک این فرصت را به نویسنده و کارگردان می‌داد که هم به اثرش تنوع بدهد، هم بتواند ایده‌ها و طرح‌های مختلفی را به کار بگیرد.

اما "خنده بازار" جذابیتش را مدیون چیست؟ مدیون تقلید از شخصیت‌های شناخته شده و برنامه‌های محبوب. کاری که ایرانی‌های فرهنگ دوست و هنرپرور معمولا در محافل خانوادگی به شدت به آن تمایل نشان می‌دهند، طنازان و هنرمندان خانواده تقلید از خاله، عمو، دایی و... را شروع می‌کنند و بعد به ستاره‌های سینما و ورزشکاران و سیاستمداران می‌رسند. مهمترین برگ برنده "خنده بازار" همین است.

شوخی‌های ساده و پیش پاافتاده با عادل فردوسی‌پور و برنامه "نود"، ارائه کاریکاتوری از فریدون جیرانی، احمد نجفی، رضا صادقی، علی دایی، حبیب کاشانی، مسعود فراستی، مرتضی شایسته و.... در "ساعت خوش" هم مهران مدیری با مرحوم منوچهر نوذری و مسابقه‌اش شوخی می‌کرد، اما جنس شوخی او با آنچه در "خنده بازار" اتفاق می‌افتد متفاوت بود.

شوخی‌ها در "خنده بازار" دم دستی و سطحی است، جا به جا کردن واژه‌ها و بازی با نام شخصیت‌ها قرار است بامزه باشد، تکرار شوخی با برنامه‌ها و شخصیت‌ها جذابیتی که ممکن است یک بار برای بیننده داشته باشد به باد می‌دهد و مخاطب را دلزده می‌کند. میزان خلاقیت نویسنده این آیتم‌ها در خلق شوخی و موقعیت کمیک هم آشکار و واضح است!

برگ برنده سازندگان این مجموعه تکیه کردن به یک عادت ناپسند ایرانی و آن هم مسخره کردن دیگران است! تا این خلق و خو در جامعه ایرانی وجود دارد بازار مجموعه‌هایی از این دست و تله‌فیلم‌هایی که شبکه نمایش خانگی را اشباع کرده داغ است، اما طبیعی است نمی‌توان از مدیران تلویزیون برای تولید چنین مجموعه‌هایی انتقاد نکرد، مجموعه‌هایی که فرهنگ لودگی و مسخره کردن را ترویج می‌دهند و نام طنز را در حد ادا درآوردن پایین می‌آورند.

 


 

درتازه ترین شماره دنیای تصویر علاوه بر آخرین اخبار سینمای ایران و جهان و همچنین جداول تولید و فروش فیلم ها می توانید گزارش کامل دوازدهمین جشن سینمایی/تلویزیونی «دنیای تصویر») به همراه عکسهای اختصاصی دنیای تصویر از این جشن را بیابید.

 

 

 

جمله روز

 

شعری از مهران مدیری در برنامه نوروز 72:

الا ای آن که احوال تو خوبه جلو
ی خانه ات انگار یه جوبه
اگر داری تو فر و دانش و هوش
برو استخر بساز شیرجه بزن توش
اگر همسا یه ات حالش خرابه
تمام نقشه هاش نقش بر آبه


 

مرجان

 


 

درباره ارزش جایزه مهران مدیری: اول عصبانی شدم... اما این یک لطف بود

 

 

مهران مدیری بهترین بازیگر قهوه تلخ

 

 

 

دوازدهمين جشن دنياي تصوير شب گذشته با اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان، در مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،‌ دوازدهمين جشن دنياي تصوير شب گذشته از ساعت 21:30 تا 2 بامداد امروز در مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار شد.
در اين مراسم كه با اجراي نيوشا ضيغمي و علي معلم اجرا شد، هنرمنداني چون مهران مديري، مسعود كيميايي، حميد فرخ‌نژاد، محمدرضا فروتن، بهنام تشكر، مهناز افشار، سعيد راد، مسعود جعفري‌جوزاني، عليرضا افتخاري، اميرحسين رستمي، محراب قاسم‌خاني، شقايق دهقان، احمد پورمخبر، محمدرضا هدايتي، مصطفي زماني، داريوش مهرجويي، جواد طوسي، كتايون رياحي، جعفر صانعي‌مقدم، بهرام عظيمي، مهدي پاكدل، سيروس مقدم، بهنوش طباطبايي، شهاب حسيني، حامد بهداد، سحر جعفري‌جوزاني، حسام نواب‌صفوي، امين تارخ، محمد شيري، اميرجعفري، حبيب اسماعيلي، سروش صحت، مهدي كرم‌پور، برزو ارجمند، سيد احمد ميرعلايي، نسرين مقانلو، شيرين بينا، لاله اسكندري، حميد و مجيد آقاگليان، عبدالرضا اكبري، فرزاد حسني، عليرضا نادري، هنگامه قاضياني، مريلا زارعي، سحر قريشي، ايرج رامين‌فر، محمد سرير، مرجانه گلچين، فرناز رهنما، علي لهراسبي، حميد قديريان، رضا رويگري، بهاره رهنما، رويا نونهالي، پانته‌آ بهرام، شيلا خداداد، رضا عطاران، دانيال عبادي، سياوش طهمورث و اليكا عبدالرزاقي حضور داشتند.


* « اليكا عبدالرزاقي»؛ بهترين بازيگر زن كمدي تلويزيوني

 



به گزارش فارس، در ادامه مراسم، با حضور «شقايق دهقان» و «بهنام تشكر» بازيگران مجموعه «ساختمان پزشكان»، جايزه بهترين بازيگر زن كمدي تلويزيوني به «اليكا عبدالرزاقي» بازيگر مجموعه «قهوه تلخ» اهدا شد.

 



* «مهران مديري» بهترين بازيگر مرد كمدي تلويزيوني شد

 

 



جايزه بهترين بازيگر مرد كمدي تلويزيوني هم با حضور «فرزاد حسني» و «عليرضا غفاري» به «مهران مديري» بازيگر مجموعه‌هاي «مرد دوهزار چهره» و «قهوه تلخ» اهدا شد.
مهران مديري برنده بهترين بازيگر مرد كمدي تلويزيوني براي مجموعه تلويزيوني مرد دوهزار چهره و قهوه تلخ گفت:نمی‌خواهم فضا را تلخ و از شادی شما بکاهم اما  من برعكس تمام كارهايي كه مي‌سازم و انرژي كه به مخاطب مي‌دهم با اتفاقاتي كه اين روزها مي‌افتد حال خوبي ندارم. اين پنجمين تنديس حافظ است كه من مي‌گيرم و متاسفانه هر سال نيز پيرتر، داغون‌تر و افسرده‌تر مي‌شوم اما بايد هميشه باشيم و با پررويي و پرقدرت كار كنيم و اميدوارم همه ما زنده بمانيم و خدا آنها را حفظ كند.
بهترين بازيگر مرد كمدي تلويزيوني را نيز مهران مديري براي «مرد دوهزار چهره» و «قهوه تلخ» از عليرضا غفاري و فرزاد حسني گرفت كه مديري اين تنديسش را پنجمين تنديس «حافظ» طي اين سالها دانست و گفت: در تمام اين سالها شاهد بودم كه علي معلم و آذر معماريان با چه عشقي اين مراسم را برگزار كرده و اهالي سينما را دور هم جمع مي‌كنند، اما ما هر سال پيرتر و بي‌انگيزه‌تر مي‌شويم.

وي افزود: اين جمعيت حاضر در سالن نشان مي‌دهد كه ما هستيم و دور هم و با قدرت و پررويي هستيم و اميدوارم هر سال اين برنامه ادامه داشته باشد و خدا ما را حفظ كند.
مهران مديري «قهوه‌ي تلخ» را كاري گروهي عنوان كرد و با دعوت از عوامل اين مجموعه به روي سن اظهار كرد: بار كار بر روي دوش دو نفر سنگين بود اميرمهدي ژوله و خشايار الوند نويسندگان كار كه نوشتن براي 35 بازيگر اصلي كاري بسيار سختي است و با عشقي كه به برادران قاسم‌خاني دارم و با همكاري‌هاي خوبي كه با هم داشتيم تنديسم را به الوند و ژوله تقديم مي‌كند. 

 

 

'بهاره رهنما' نيز در اين مراسم گفت: مهران مديري خاطره خوب زندگي من و پيمان قاسم خاني است و هميشه او را دوست داريم.
رهنما اين سخنان را در پي بروز برخي شايعات در ماه هاي اخير درباره اختلاف مديري و قاسم خاني بيان كرد.



* «قهوه تلخ» بهترين مجموعه تلويزيوني شد

 

 



در پايان مراسم، جايزه بهترين مجموعه تلويزيوني به تهيه‌كنندگان مجموعه «قهوه تلخ»، حميد و مجيد آقاگليان اهدا شد.

 


فهرست بهترین های جشن حافظ:

 

 

* تلویزیون

بهترین مجموعه تلویزیونی: قهوه تلخ

بهترین کارگردان تلویزیونی: مسعود جعفری جوزانی(در چشم باد)

بهترین فیلمنامه مجموعه تلویزیونی: علیرضا نادری(در مسیر زاینده رود)

بهترین بازیگر مرد درام: امیر جعفری(زیر هشت)

بهترین بازیگر زن درام: بهنوش طباطبایی(در مسیر زاینده رود)-کتایون ریاحی(یوسف پیامبر)

بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیونی: مهران مدیری(مرد دو هزار چهره و قهوه تلخ)

بهترین بازیگر زن کمدی: الیکا عبد الرزاقی(قهوه تلخ)

بهترین ترانه فیلم و سریال: رضا یزدانی( تهران-طهران)

بهترین فیلم مستند: لقمان خالدی(مشترک مورد نظر در دسترس نیست)

بهترین تئاتر: خانمچه و مهتابی(هادی مرزبان)

 

 

* سینما

بهترین فیلمبرداری: فرشاد محمدی(آل)

بهترین دستآورد فنی-هنری : حمید قدیریان (ملک سلیمان)

بهترین موسیقی متن: اردوان کامکار و محسن چاووشی(سنتوری)

بهترین بازیگر زن: مهناز افشار(طبقه سوم)- مریلا زارعی(درباره الی)

بهترین بازیگر مرد: شهاب حسینی(سوپر استار و درباره الی)-حمید فرخ نژاد(به رنگ ارغوان)

بهترین فیلمنامه: حامد محمدی(طلا و مس)

بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی(درباره الی)

بهترین فیلم: سنتوری

 

 

هیئت داوران: جواد طوسی، رضا درستکار، هیوا مسیح، امیرحسین رسائل، امیر قادری و علی معلم.

 

 این جشن همچنین فرق بین جنس اصل و بدل را مشخص کرد. مهران مدیری احتمالاً محبوب‌ترین فرد مراسم دیشب بود. میزان تشویق‌هایی که با هر بار نمایش چهره یا برده شدن اسم او از سوی تماشاگران انجام می‌شد، رسماً‌ حیرت‌انگیز بود. اما او بدون این که تحت تأثیر این تشویق‌ها، ذره‌ای از دایره ادب خارج شود، روی صحنه آمد، جایزه‌اش را گرفت و با طمأنینه‌ای قابل تحسین سخنانش را ایراد کرد. در کنار این رفتار، برخورد دلنشین دو استاد سینمای ایران، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی را هم روی صحنه به یاد بیاورید. وقتی داریوش مهرجویی مثل همیشه مدام از حال کردن و نکات مثبت حرف می‌زد و مسعود کیمیایی با همان آرامش همیشگی از دوستی قدیمیش با داریوش مهرجویی حرف زد و هنر او را به دور از حتی ذره‌ای بغض ستود. با چنین رفتارهای خالص و صادقانه‌ای است که افرادی چون کیمیایی، مهرجویی و مدیری به چنین جایگاهی می‌رسند. حالا این رفتار را در مقابل برخورد آن کسی قرار دهید که در ساخت یک فیلم مثلاً روحانی و پرمعنا و اخلاقی یک نقش کلیدی داشته، اما آن‌قدر برای خودش احترام قائل نیست که لااقل جلوی این جمع از میهمانان احترام آنان را حفظ کرده و به این اشاره نکند که کلاً این مراسم را فراموش کرده بود و اگر با او تماس نگرفته بودند اصولاً‌در این جشن حاضر نمی‌شد! و یا آن بازیگر مطرحی که هنوز دارد نان یک دوران کوتاه در اوج بودن را می‌خورد و در پاسخ به احترامی که مجری و برگزارکننده مراسم در دعوت از او به روی صحنه خرج کرد، کل مدت سخنرانی‌اش را به طعنه و کنایه زدن به این جشن سپری کرد و این وسط مشخص نشد اویی که این همه با این مراسم مشکل دارد، چرا حاضر شد در این جشن شرکت کرده و حتی به روی صحنه بیاید؟! گفتیم که. فرق بین جنس اصل و بدل این‌ جور جاها بهتر مشخص می‌شود.


 

درباره ارزش جایزه مهران مدیری: اول عصبانی شدم... اما این یک لطف بود

 

کافه سینما-الهه شیرازی: يك مدرك دكتراي افتخاري توسط دانشگاه امريكن ليبرتي به رياست يك ايراني به مهران مديري اعطا شد.

گويي براي برخي، ترديد و شك وشبهه نسبت به اعتبار اين دانشگاه و مدرك اعطايي ايجاد شده است. مي گويند كه اولاً اين دانشگاه و مداركش اعتبار ندارد و ثانياً اصلاً رشته ي هنر و انساني ندارد كه بخواهد در اين رشته به مديري دكترا بدهد.

 

 

وقتي مخالفت ها و شبك و شبهه ها را درباره ي اين مدرك دكترا خواندم خيلي ناراحت شدم و اين گمان كه شايد كل اين قضيه تبليغ يك دانشگاه غير معتبر توسط هنرمندي مثل مهران مديري بوده باشد من را دچار خشمي دروني و عجيب كرد تا جايي كه در بخش تماس با ما در سايت قهوه تلخ پيامي گذاشتم و پيشنهاد دادم كه اين مدرك را به دانشگاه مذكور پس بدهند! اما وقتي بيشتر فكر كردم به مطالب زير رسيدم و احساس كردم پيشنهاد بدي داده ام.

تا جايي كه عنوان شده اين دانشگاه خصوصي است و ممكن است مدارك چندان معتبري نداشته باشد اما به هر حال دلشان خواسته به مهران مديري مدرك دكتراي افتخاري بدهند...شما هم اگر يك وقت رئيس دانشگاه شديد به هر كه خواستيد دكتراي افتخاري بدهيد. من هم اگر جاي دكتر حميد سلطاني بودم و دانشگاهي خصوصي داشتم حتماً به مهران مديري دكتراي افتخاري مي دادم حتي اگر همه مي گفتند مدرك اعطايي من معتبر نيست! و چقدر دلشكسته مي شدم كه اگر مهران مديري مدرك اعطاييم را پس مي داد(اينجا بود كه فهميدم پيشنهاد پس دادن مدرك اصلاً خوب و مودبانه نبوده است).

مهران مديري در پاسخ به اين سوال روزنامه ي اعتماد درباره ي اینکه آیا این دکترای افتخاری چیزی بود که بتواند در این برهه زمانی او را خوشحال کند، گفته: من چند سالی است که تقریبا از هیچ چیز خوشحال نمی‌شوم.

به نظر من هم اين چيزي نبوده كه مديري را خوشحال كند. گمان مي كنم مديري به اين قضيه به عنوان لطفي از سوي هوادارانش نگريسته حالا اين هوادار رئيس دانشگاهي خصوصي در آمريكا بوده و شكل اظهار لطف و محبتش اعطاي دكتراي افتخاري از دانشگاهش بوده. بعيد مي دانم كه وقتي صحبت دريافت مدرك افتخاري با مديري شده به دنبال اين رفته باشد كه ببينيد آيا دانشگاه معتبري هست يا نه؟ يعني فكر نمي كنم چندان برايش مهم بوده باشد. مگر مديري اين مدرك دكترا را مي خواهد چه كند؟ مي خواهد با آن نماينده ي مجلس شود؟ يا مي خواهد استاد دانشكده ي هنر شود؟ اصلاً مهران مديري چه نيازي به اين مدرك دارد؟

ممكن است دانشگاه مذكور با اعطاي اين مدرك دكترا سعي در تبليغ و جمع آوري اعتبار براي خود بوده باشد؛ يعني مي خواسته به نحوي از محبوبيت مديري استفاده كند بخصوص اينكه به نظر مي رسد اين دانشگاه سعي دارد ايرانيان و فارسي زبانان را براي تحصيل جذب كند، اين از لينك زبان فارسي كه در پايين صفحه اينترنتي دانشگاه گذاشته اند، به خوبي مشهود است؛ضمن اينكه رئيس دانشگاه هم يك ايراني است.

حالا فرض مي كنيم اين هم درست باشد و دانشگاه مي خواسته براي خود تبليغي كرده باشد...با توجه به اينكه اطلاعات مربوط به اين دانشگاه چندان پنهان نبوده و نيست، به نظر نمي رسد كه تحقيق كردن درباره ي آن كار سختي باشد پس هر كس به خاطر علاقه به مديري ترغيب شود به اين دانشگاه برود مطمئناً قبل از هر چيز تحقيق مي كند و اگر ببينيد دانشگاه معتبري نيست مسلماً به آنجا نخواهد رفت.پس به نظر نمي رسد كه اين وسط سر كسي كلاهي رفته باشد.

پس به اين نتيجه رسيدم كه نبايد ناراحت مي شدم و نبايد اجازه مي دادم آن خشم عجيب به سراغم بيايد. اين را هم نوشتم تا شايد كمكي كرده باشم كه اين نارحتي و خشم به سراغ ديگران هم نرود.

 

جمله روز

یاداشت مهران مدیری برای خسرو شکیبای:
مطمئنم در بهشت ، روزی با او کار خواهم کرد. احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.


 

کیمیا  

 

عکس بامزه از باباشاه و بابااتی!+گفت‌وگو با رضا فيض‌نوروزي ـ اعتمادالملك «قهوه تلخ» +تمسخر فوتبال به

 

 

عکس بابا اتی  و هوادارانش!

 

 



 

گفت‌وگو با رضا فيض‌نوروزي ـ اعتمادالملك «قهوه تلخ»
«بازيگران در ايران به كامل نبودن فيلمنامه عادت كرده‌اند»

 

بازيگر نقش «اعتمادالملك ديلمي» (صدراعظم) در سريال «قهوه تلخ»، درباره‌ي لزوم استفاده از بازيگران و تيم‌هاي جديد براي ساخت سريال‌هاي طنز، عنوان كرد: تنوع در بازيگر، لباس، دكور و ... بسيار لازم است.

رضا فيض نوروزي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: در تمام حوزه‌هاي هنري هميشه لازم است كه چهره‌هاي جوان، مستعد و خوب وارد شوند.

وي افزود: اگر هم در عرصه طنز و هم در ساير عرصه‌ها اين اتفاق صورت گيرد، فوق‌العاده است و ما شاهد استفاده از چهره‌هاي ثابت و هميشگي نمي‌شويم.

اين بازيگر درباره‌ي ناقص بودن فيلمنامه پيش از كليد خوردن سريال‌هاي طنز و تاثير آن بر بازي بازيگران نيز اظهار كرد: آثار اين مساله مي‌تواند فجيع باشد و حتي بازيگر نيز از كارش راضي نباشد؛ اما در ايران بازيگران به اين موضوع عادت كرده‌اند و به مرور اين كار انجام شده است.

فيض نوروزي خاطرنشان كرد: گاهي از يك سريال 90 قسمتي حتي 90 خطش هم آماده نبوده ولي تصويربرداري شروع شده و در بين 10 قسمت اول است كه بازيگران متوجه مي‌شوند كه چگونه بازي كند.

وي همچنين ادامه داد: اگر متن آماده باشد طبيعتا تاثيرات عظيمي بر سريال خواهد داشت.

بازيگر نقش اعتمادالملك ديلمي در بخش ديگري از گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، خاطرنشان كرد: مردم «قهوه تلخ» را دوست داشتند و بسيار استقبال كردند؛ به قول معروف سينماي خانگي يا يك شبكه ديگر ايجاد شده كه مي‌توان آن را از سوپرماركت‌ها خريد و اين موضوع خوب است.

رضا فيض نوروزي در پايان بيان كرد: اميدوارم شبكه نمايش خانگي پيشرفت كند؛ مطمئنم كه اين شبكه در قلب مردم جا باز كرده است.


 

تمسخر فوتبال به برنامه‌های تلویزیونی رسید!

فوتبال ایران در ۴ سال اخیر آنقدر دچار چالش و افت و خیز شد تا اینکه بالاخره برنامه‌های طنز تلویزیونی هم به تمسخر آن پرداختند.
البته هر چند این برنامه‌های طنز به روحیات رئیس خنده روی فدراسیون فوتبال نزدیک است، اما شاید راهکار خوبی برای نشان دادن اتفاقاتی باشد که در سال‌های اخیر در فوتبال ایران به وقوع پیوسته است. کاری که این روز‌ها سریال سه، پنج، دو و در هفته‌های اخیر سایر برنامه‌های طنز صدا و سیما با قدرت تمام آن را انجام می‌دهند. در این سریال که از شبکه تهران پخش می‌شود، پشت پرده‌های فوتبال مورد بررسی قرار گرفته و به زد و بند‌ها و روابط پنهانی پرداخته شده که هر از چند گاهی در فوتبال شاهد آن هستیم.
سه، پنج، دو همچنین به برخی پشت پرده‌های موجود در مطبوعات و حضور دلال‌ها در برخی مطبوعات کشور نیز اشاره کرده که نمی‌توان خیلی هم آن را دور از واقعیت دانست. در هفته‌های گذشته نیز طنز «ساختمان پزشکان» در بخشی از قسمت‌های خود به حاشیه‌های موجود در فوتبال اشاره کرد.
ماجرای طنز فوتبال و تمسخر رفتارهای برخی اهالی فوتبال اولین بار در طنز «مرد دو هزار چهره» با هنرمندی مهران مدیری آغاز شد که طی آن این برنامه تلویزیونی فوتبال ایران را با طنز خود به نقد کشید.

مرد دو هزار چهره برنامه خوب و جالبی از آب در آمد و امیر مهدی ژوله که سابقه نویسندگی در روزنامه‏های ورزشی ایران را هم دارد، موفق شد در سه برنامه ۴۰ دقیقه‏ای به خوبی مشکلات و ضعف‏های فوتبال ایران را در قالب طنز نشان دهد.
در این بین بحث تبانی در فوتبال ایران بخصوص در دسته‏های پائین‏‌تر، نفوذ برخی از روزنامه‏‌ها در نقل و انتقالات و بزرگ و کوچک کردن یک بازیکن یا مربی، دخالت مدیران در کار مربیان، بحث جادوگر در تیم‏های لیگ برتری، بهانه‏های عجیب و غریب مربیان بعد از شکست و تعریف و تمجید‌ها آن‏‌ها از شرایط حاکم بعد از پیروزی‏‌ها از جمله مباحثی بود که در سال‌های اخیر از سوی برنامه‌های طنز صدا و سیما به تصویر کشیده شد. از سوی دیگر هر بار نیز برخی افراد و روزنامه‌های ورزشی واکنش‏های مختلفی در قبال این برنامه‌های طنز نشان داده‌اند. اما در واقع آنچه در این برنامه‌ها به آن پرداخته شده و می‌شود همه مشکلات فوتبال ما نیست، زیرا تهیه‏کنندکان تلویزیونی تا حد مشخصی می‌‏توانند وارد مسائل مختلف اعم از ورزشی، سیاسی، فرهنگی شوند. این در حالی است که چنین برنامه‌هایی بخاطر مخاطبان زیادی که دارد تاثیر خوبی روی فوتبال ایران خواهد گذاشت و حداقل کسانی که خیلی راحت در فوتبال ایران دست به هر کاری می‌‏زنند را در تنگنا قرار خواهند داد. از سویی نیز جای تاسف دارد که کار فوتبال ایران به جایی رسیده که برنامه‌های متعدد تلویزیونی به ساخت طنز در خصوص مسائل پشت پرده آن می‌پردازند و شاید خنده‌های روی لب مردم باعث شود تا کمی از خنده‌های مسئولین فوتبال کاسته شود!
منبع: سايت فردا


تمجيد جواد مجابي از «قهوه تلخ»

جواد مجابي نقد رفتارهاي اجتماعي در «قهوه تلخ» را مثبت ارزيابي كرد.
اين طنزپرداز و پژوهشگر در گفت‌وگو با ايسنا، گفت: با اشاره به وجود اين شرايط در ساير گونه‌هاي طنز مانند قالب نمايشي و سينما و تئاتر، گفت: در ساير گونه‌هاي طنز هم به همين صورت است. سريال‌ تلويزيوني كه ناصر تقوايي بر اساس كتاب ايرج پزشكزاد توليد كرد، (دايي جان ناپلئون) كاري تا حدي قابل قبول بود كه مسئله‌ خانواده و ارتباط چند خانواده را با هم درنظر مي‌گيرد و سعي مي‌كند از مرز خانواده فراتر برود و تمثيلي از يك جامعه‌ رو به زوال را به دست بدهد.
اين پژوهشگر طنز افزود: در عصر خود ما مجموعه‌ «قهوه‌ تلخ» كوشش مي‌كند با رفتن به يك دوره‌ شبه تاريخي، پاره‌اي از رفتارهاي اجتماعي را از قبيل دروغ، رياكاري، تملق و غلو مورد نقد قرار بدهد. اما انصاف بايد داد، وقتي كه پرداختن به خيلي چيزها ممنوع باشد، ته قضيه چيزي نمي‌ماند كه طنزپرداز از آن بگويد؛ مگر اين‌كه خودش را با حواشي سرگرم كند. ما معمولا در حاشيه‌ طنز، كارهاي خود را انجام مي‌دهيم؛ نه در متن. اگرچه طنز در جوامع خفقان‌زده هم مي‌تواند پديد بيايد؛ اما براي بروز خودش به عنوان اثر هنري به آزادي بي‌حد و حصر نياز دارد كه هيچ‌چيز نبايد مانع بروز آن شود.


 

جمله روز:

 

لطفعلی خان :جهل و خرافات, برنده تر از تیغ شمشیرست,تیغ شمشیر جسم را می خراشد , جهل و خرافات روح

 

نیلوفر

 

 

نامزدی قهوه تلخ در پنج رشته جشن «دنیای تصویر»+ شهرام شکیبا :مهران مدیری درایران حکم چلو کباب کوبیده

 

...و حالا نامزدهای بخش تلویزیون جشن «دنیای تصویر» در «کافه سینما»: بهترین مجموعه تلویزیونی، بهترین بازیگران تلویزیونی و...


 

نامزدی قهوه تلخ در پنج رشته

 

شما در بخش نظرات بهترین‌های خودتان را انتخاب کنید. اسامی نامزدهای دریافت جوایز دوازدهمین جشن دنیای تصویر (تندیس حافظ) در بخش مجموعه‌های تلویزیونی که از میان مجموعه‌های پخش‌شده از پنج شبکه‌ی سیما و شبکه‌ی نمایش خانگی در سال‌های 1388 و 1389 انتخاب شده‌اند از سوی روابط عمومی جشن دوازدهم به شرح ذیل اعلام شد:

 

 

بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیونی

 

1- فرهاد اصلانی (آشپزباشی)

2- سیامک انصاری (قهوه تلخ)

 

3- مهران مدیری (مرد دو هزار چهره و قهوه تلخ)

 

4- محمدرضا هدایتی (قهوه تلخ)

5- برزو ارجمند (قهوه تلخ)

 

بهترین بازیگر زن کمدی تلویزیونی

 

1- الیکا عبدالرزاقی (قهوه تلخ)

2- سحر جعفری جوزانی (قهوه تلخ)

3- مرجانه گلچین (شمس العماره)

4- رویا تیموریان (شمس العماره)

5- طناز طباطبایی (پرانتز باز)

 

بهترین بازیگر مرد درام تلویزیونی

 

1- پارسا پیروزفر (در چشم باد)

2- امیر جعفری (زیر هشت)

3- حسین محجوب (در مسیر زاینده رود)

4- مصطفی زمانی (یوسف پیامبر)

5- مهدی سلطانی (در مسیر زاینده رود)

 

بهترین بازیگر زن درام تلویزیونی

 

1- کتایون ریاحی (یوسف پیامبر)

2- بهنوش طباطبایی (در مسیر زاینده رود)

3- سحر قریشی (دلنوازان)

4- بهاره افشاری (فاصله ها)

5- ستاره صفرآوا (در چشم باد)

 

بهترین فیلمنامه ی مجموعه ی تلویزیونی

 

1- مسعود جعفری جوزانی (در چشم باد)

2- علیرضا نادری (در مسیر زاینده رود)

3- امیرمهدی ژوله و خشایار الوند (قهوه تلخ)

4- حامد عنقا (نردبام آسمان)

5- شعله شریعتی (به کجا چنین شتابان)

 

بهترین کارگردان مجموعه های تلویزیونی

 

1- مسعود جعفری جوزانی (در چشم باد)

2- سیروس مقدم (زیر هشت)

3- حسن فتحی (در مسیر زاینده رود)

4- مهران مدیری (قهوه تلخ)

5- محمدحسین لطیفی (نردبام آسمان)

 

بهترین مجموعه ی تلویزیونی

 

1- در چشم باد (تهیه کنندگان: مسعود جعفری جوزانی، عباس اکبری، حبیب ا... کاسه ساز، رضا انصاریان)

2- قهوه تلخ (تهیه کنندگان: حمید و مجید آقاگلیان)

3- در مسیر زاینده رود (تهیه کننده: اسماعیل عفیفه)

4- یوسف پیامبر (تهیه کننده: فرج ا... سلحشور)

5- زیر هشت (تهیه کننده: الهام غفوری)

 


 

شهرام شکیبا :مهران مدیری درایران حکم چلو کباب کوبیده زعفرانی را دارد
 
خیلی از اهالی سیاست به او حسادت می کنند

شهرام شکیبا چندی پیش در ماهنامه زندگی ایده آل یادداشتی طنز درباره مهران مدیری نوشت که در نوع خود قابل توجه بود .
به گزارش پارس توریسم ،متن کامل این یادداشت به شرح زیراست :
درست است که آبگوشت غذای ملی ماست اما خیلی ها هستند که آبگوشت دوست ندارند ولی من تا حالا کسی را ندیده ام که چلو کباب کوبیده را دوست نداشته و شناسنامه ایرانی داشته باشد .چلو کباب کوبیده به قدری محبوب است که حتی گیاهخواران هم کباب کوبیده گیاهی درست کرده اند . مهران مدیری درایران حکم چلو کباب کوبیده زعفرانی را دارد.
سالهاست که جماعت سینماگر و مسئولان و...از مردم خواهش و تمنا می کنند که سی دی و دی وی دی های مجاز را کپی نکنند .آنها خواهش می کنند و مردم هم کار خودشان راانجام می دهند و کپی می کنند .وزیر وکیل و مجری صداو سیما و....خواهش می کنند که مردم کمتر آب و برق مصرف کنند اما مردم آب وبرق مصرف می کنند .درهمین تهران مردم دارند از شدت آلودگی هواخفه می شوند ،همه تقاضا می کنند که از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنید اما همه از اتومبیل شخصی شان استفاده می کنند و اساسا به خودشان هم رحم نمی کنند . برای هر کدام از خواهش هایی که گفتم کلی هزینه می شود .بیلبورد ،تراکت ،تیزر تلویزیونی ،تیزر رادیویی ،اس ام اس ،سریال و... تهیه می شود وکلی پول هزینه می کنند اما اثر چندانی ندارد ولی مهران مدیری جلوی دوربین می نشیند ومی گوید :"جان من قهوه تلخ راکپی نکنید "و مردم به حرفش گوش می دهند . همه اورا دوست دارند .او چلوکباب کوبیده معمولی هم نیست .او چلو کباب کوبیده زعفرانی است .
در سال ۹۰تمام مشکلات مملکت را مهران مدیری حل خواهد کرد و احتمالا مشکلات جهان عرب را هم با یک خواهش حل خواهد کرد .بعید نیست که غربی ها هم از راه حل های مدیری برای حل مشکلاتشان استفاده کنند .
در سال ۹۰هم مثل همیشه در مملکت همه تلاش می کنند و خودشان را به درو دیوار می زنند تا موقعیتشان را تثبیت کنند .اما مهران مدیری همچنان آرام است و توی دوربین نگاه می کند و جایگاهش هم معلوم ومحکم است به همین دلیل در سال ۹۰هم خیلی از اهالی سیاست به او حسادت می کنند.
در سال 90هم مهران مدیری در خانه ها از پدر خانواده بیشتر دیده می شود .چون پدرها دوشیفت کار می کنند و در شبانه روز بچه ها یکی دوساعت پدرشان را می بینند املا دی وی دی ها مهران مدیری را بچه ها روزی دوبار تماشا می کنند .
 توصیه :در سال90هم همچنان قهوه تلخ را کپی نکنید تا خنده های تان به قول حاج آقا قرائتی خنده حلال باشد .

 
مستشار قهوه تلخ: این سریال مطلقا كمدی سیاسی نیست

سیامك انصاری با تاكید بر اینكه كماكان معتقد است قهوه تلخ یكی از موفق‌ترین كارهای این گروه است، گفت : فكر می‌كنم این كار حتی به نسبت كارهای قبلی خود آقای مدیری قطعا كار بهتری است.

وی در گفت وگو با روزنامه اعتماد درباره فروكش كردن تب قهوه تلخ در بین مخاطبان ، گفت :این مساله هیچ ارتباطی به كیفیت سریال ندارد و به پخش نامنظم كار برمی‌گردد. در این كار سلسله عوامل زنجیره‌واری دخالت دارند كه ما فقط در بخش تولید آن دخالت داریم. شما تا به حال تحقیق كرده‌اید كه ببینید قهوه تلخ وقتی از اینجا بیرون می‌رود با چه مشكلاتی روبرو می‌شود و چرا پخش‌اش عقب می‌افتد؟ یك بخشی از موفقیت این كار به ما برمی‌گردد و ما تا آنجا كه خودمان فكر می‌كردیم انرژی كامل گذاشتیم و كار با كیفیت بالا تحویل دادیم. مهم‌ترین اتفاقی هم كه افتاده این است كه امروز قهوه تلخ در سبد كالاهای مردم قرار گرفته است. اگر هم افتی وجود دارد، زیر سایه این اتفاق بزرگ قرار می‌گیرد.

بازیگر نقش مستشار درادامه افزود به هیچ وجه قهوه تلخ را یك كمدی سیاسی نمی‌دانم .

وی در پاسخ به این سوال كه «به نظر می‌آید در جامعه سیاست‌زده ما مردم به شوخی‌های سیاسی و كمدی‌هایی با موضوعات روز بیشتر می‌خندند. نمونه‌اش سریال «نون وریحون » فرزاد موتمن كه اگرچه كار خیلی موفقی نبود، اما تنها شوخی‌های سیاسی‌اش بود كه در بین مردم خیلی گل كرد. آیا قهوه تلخ كه با سد ممیزی تلویزیون هم روبرو نیست، دست روی همین نقطه حساس نگذاشته است؟ » ، تصریح كرد : نه!


انصاری در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا می‌شود بازیگران را عضوی از جامعه روشنفكری دانست؟ ، گفت : مگر ایران جریان روشنفكری دارد؟ دقیقا منظور شما چه كسانی هستند؟ می‌توانید یك نفر را در سینما به عنوان نماینده روشنفكری مثال بزنید؟ به هر حال جریان روشنفكری در هر جریان هنری باید یك نماینده‌یی‌ داشته باشد دیگر.

وی افزود : من ترجیح می‌دهم كار خودم را بكنم. كدام بازیگر متعلق به جریان روشنفكری است؟ بازیگری كه كارگردان دارد نقش را برایش توضیح می‌دهد و او دارد با سه تا موبایل اس‌ام‌اس می‌دهد و همین بازیگر تبدیل می‌شود به استار سینما؟ بازیگری كه روی كار خودش تمركز ندارد؟ یا بازیگرانی كه جلسات دورخوانی فیلمنامه‌هایشان تبدیل می‌شود به یك جلسه خاله زنكی كه همه پشت سر این و آن حرف می‌زنند. ما داریم درباره چی حرف می‌زنیم؟

 


                                              جمله روز

 

لطفعلی خان خطاب به درباریان:ما باید گریه کنیم به حال این ملک, ما که از همه چیز و هم کس دل بریدیم,شما به هیچ کس دل نبندید, بترسید از مالی که به زور ستانده شود,بترسید از خونی که به ناحق ریخته شود,بترسید از آهی که از ته دل کشیده شود
خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم , جهل , فریبکاری و خرافات محفوظ بدار

 

                                                   نیلوفر

 

جنگ سرد صداو سیما با قهوه تلخ و مهران مدیری وارد مرحله تازه ا+  رضا نیکخواه(داموس الملک):بادخترم رفي

 

 

جنگ سرد صداو سیما با قهوه تلخ و مهران مدیری

وارد مرحله تازه ای شد!

 

روزنامه تماشا : باانتشار یادداشت تند وتیزی که چند روز پیش در روزنامه جام جم ارگان رسمی صدا وسیما منتشر شد به نظر می رسد جنگ سرد میان مهران ومدیری و قهوه تلخ به مرحله جدیدی رسیده است .
 روزنامه جام جم  در یادداشت خود نامی از سریال قهوه تلخ نبرده ولی یادداشت خودرا به گونه ای نوشته که همه متوجه شوند که منظورش قهوه تلخ است .اما آن چه که باعث انتقاد جام جم شده توقف یک ماهه پخش قهوه تلخ است و همین موضوع باعث شده ارگان رسمی صداوسیما ،این توقف را نوعی بی احترامی به مخاطب بداند .

 /وقتی صداو سیما دغدغه احترام به مخاطب پیدا می کند/

جام جم در یادداشت خود نوشته  :احترام به مخاطب! اين جمله معمولا تا شنيده، خوانده يا حتي ديده مي‌شود، ذهن مستقيما به سمت تلويزيون مي‌رود.شايد به اين دليل كه تلويزيون مدام از مخاطبانش مي‌گويد و از آنها مي‌خواهد با نظراتشان، برنامه‌سازان را در بهتر شدن برنامه‌ها ياري كنند. اما واقعيت اين است كه «مخاطب» فقط براي تلويزيون تعريف نشده است. همه رسانه‌ها مخاطب دارند و بايد به او احترام بگذارند. احترام به مخاطب وقتي تعريف واقعي خود را پيدا مي‌كند كه به او كم فروشي نشود و حتي كار به جاهايي نرسد كه مخاطب به اين نتيجه برسد كه سرش كلاه گذاشته‌اند.

 /اتهام کم فروشی به قهوه تلخ/

ارگان رسمی صدا وسیما درادامه نوشته :در رسانه فراگيري مانند شبكه نمايش خانگي هم اين كم‌فروشي و ناديده گرفتن حقوق مخاطب مي‌تواند شايع‌ شود و پخش يك سريال كه 24 سري آن يعني 72 قسمت از آن به مخاطب عرضه شده به يكباره و بي هيچ دليل قانع كننده‌اي، متوقف شود.

  /به جیب زدن سود بالا توسط قهوه تلخ از نگاه تلویزیونی ها/

نویسنده جام جم درادامه یادداشت خود نوشته :اين توقف در حالي‌ است كه همه مردم يا همان كساني كه در تعريف مخاطب جاي مي‌گيرند، مي‌دانند كه سازندگان اين سريال «سود» بالايي را به جيب زده‌اند.سود نوش‌جانشان! اما در اين ميان مخاطب چه مي‌شود؟ آيا بايد در مقابل همراهي با سازندگان سريال‌هاي شبكه نمايش خانگي احساس كند كه كلاه بزرگي برسرش رفته است؟مي‌گويند تلويزيون بودجه‌اش را از بيت‌المال و دولت تامين مي‌كند به همين دليل بايد به مخاطب متعهد باشد. اين‌هم درست! اما آيا شبكه نمايش خانگي كه دولتي است و سريالي كه با پول مردم توليد شده و به خود مردم فروخته شده، نبايد نسبت به مخاطب خود متعهد باشد؟

/طعنه مدیر ارشاد به تلویزیون به خاطر توجه به قهوه تلخ/

 اما گویا تلویزیونی که از زمان نمایش مجموعه قهوه تلخ در شبکه نمایش خانگی دست به بایکوت این مجموعه پر طرفدارزده واساسا اختلاف با مهران مدیری باعث شد تا قهوه تلخ به جای تلویزیون سر از شبکه نمایش خانگی در آورد حالا این روزها به شکل جالبی به سریال قهوه تلخ پرداخته است .رویکردی که باعث طعنه وکنایه جالب یکی از مدیران معاونت سینمایی ووزارت ارشاد به صدا وسیما شده است .
 /تریبون دادن برای اسرار مگو/

 سعید رجبی فروتن مدیر کل ادره همکاریهای سمعی بصری وزارت ارشاد که مسئول مستقیم دادن مجوز به قسمتهای مختلف قهوه تلخ است به تازگی در سایت خود دراین باره نوشته :تصور اینکه یک روز از هر گونه صحبت در باره بعضی چیزها منع شوی و بعد ورق برگردد و برای صحبت در باره همان اسرار مگو! تریبون در اختیارت بگذارند، به چیزی شبیه رویا می ماند.

 /ممنوعیت دیروز ورفع امروز؟!/

آقای فروتن درسایت خود نوشته که  خبرنگاری که صدا و سیمای او برای بنده و شما آشناست در کمال ناباوری میکروفن را بطرفم گرفت تا در مقابل دوربین خبر ساعت 21 دلایل تاخیر در عرضه بعضی از سریال های ایرانی و خارجی را توضیح دهم. هنوز درشش و بش این بودم که ...اسم سریالی را ببرم یا نبرم خبرنگار تیر خلاص را زد و نام سریال های ایرانی شبکه را به زبان آورد. گفتگو که تمام شد، طاقت نیاوردم از خبرنگار دلیل ممنوعیت دیروز و رفع امروز آن را سوال کردم. از اظهار بی اطلاعی او تازه متوجه شدم در تشکیلات عریض و طویل جایی که او کار می کند، بر خلاف ظاهر، دیدگاه ها و نگرش های متکثری حاکم است. به هر حال تا حاصل کار خبرنگار محترم به روی آنتن نرفت، از نیت خیری که در ورای مصاحبه نهفته بود، مطمئن نشدم.

 /قهوه تلخی که مورد تایید ضرغامی نیست /
 
حالا دیگر بسیاری از ماجرای اختلاف مهران مدیری و صدا وسیما بر سر عرضه قهوه تلخ خبر دارند و بسیاری هنوز این جمله ضرغامی را که گفته بود قهوه تلخ مورد تایید مانیست را به یاددارند .همین ها نشان می هد که داستان کشمش تلویزیون ومدیری همچنان ادامه دارد .اگر چه بعدها برخی مدیران بلند پایه تلویزیون در مصاحبه هایی عنوان کردند که درزمینه همکاری با مهران مدیری مشکلی ندارندولی از نظر برخی این اظهارات تعارفاتی بیش نیست .
 
/جنگ ضرغامی با مدیری به روایت رسانه ها /

بد نیست بدانید هفته نامه همشهری جوان در شماره اواخر آبان ماه سال گذشته  گزارش تخیلی از یک میدان جنگ خیالی منتشر کرده بود که دریک طرف آن عزت الله ضر غامی به عنوان فرمانده قرار دارد و در طرف دیگر میدان جنگ مهران مدیری .
در این گزارش بامزه و نسبتا طنز در معرفی ضر غامی به عنوان یکی از فرماندهان جنگ نوشته بود : سلطان تپه های جام جم و حاکم شش ساله رسانه ملی ظاهرا برای او این جنگ اهمیت چندانی ندارد و خودش را آفتابی نمی کند . ایده او برای این جنگ ارسال پی در پی سپاه است .سپاهیان ضرغامی همان مجموعه های طنز هرشبی بودند. ضر غامی نیروهایش را بین شبکه های مختلف تقسیم کرده . ضمن اینکه ضرغامی چند نبرد سنگین هم بیرون از این جبهه با کانالهای ماهواره ای دارد که خبرهای خوشی از آن جبهه ها به گوش نمی رسد.

 /سیستمی شبیه اسکندر/

 این هفته نامه همچنین درمعرفی مهران مدیری به عنوان فرمانده جبهه قابل نوشته بود  : مهران مدیری سیستم اش شبیه اسکندر است . خودش دروسط میدن حاضر است شاید برای همین هم اسمش را گذاشته بلوتوث کبیر . با کلی تجربه واعباری که در جبهه مقابل به دست ارده . حالا مثل اسپار تاکوس برای خودش دم ودستگاهی زده وکلی هم فدای دارد....

/تاکتیک ضرغامی :حملات منظم شبانه /

 دراین گزارش جالب از یک گزارش گرافیکی جالب تری استفاده شده  ودرادامه نوشته بود :این طرف میدان ضرغامی از ترفند شلیک پی در پی و مواج استفاده می کند . سراغ چهره های امتحان پس داده رفته اما دستشان را برای انواع استفاده از همه نوع اسلحه ومهمات باز گذاشته و خطوط قرمز استفاده از آنها را عقب برده .

/تاکیک جبهه مهران مدیری/

تاکتیک مهران مدیری :جبهه مهران مدیری تفکرات پارتیزانی دارد و ملغمه ای از چند تاکتیک وضعف را با شدت وضعف پیش می برد چون این یک جنگ 90قسمتی است و باید تا آخر دوام بیاورد حملاتش هفتگی است و هرهفته با ضربه ای سه گانه ،تکی به جبهه می زند .

/تخریب چی های دوجبهه/

در جبهه مهران مدیری هم پیر مردهای قهوه تلخ به عنوان تخریب چی حضوردارند که شبیخون بزرگ این دونفر با تکیه کلامهای "کیه ؟"،" چی بود ؟""نقاشی می کشی ام "،"بعله "به عمق میدان روبرو نفوذ کرده اند . میزان تکرار تکیه کلامهای این دونفر در سطح جامعه نشان می دهند رسانه ملی دراین خط عقب نشینی کرده .

 /جای خالی عطاران ومدیری به روایت رضا رویگری/

  در چند سال اخیری که مهران مدیری و عطاران از تلویزیون به دور بوده اند بساری از دور بودن این دوهنرمند محبوب اظهار نگرانی کرده اند .یکی از این افراد رضا رویگری  بازیگر مطرح سینما وتلویزیون است که  در اظهاراتی عنوان کرده بود  که جای خالی مهران مدیری وعطاران در تلویزیون حس می شود .
به گفته رضا رویگری  :مهران مدیری از جمله نوابغ سینما و تلویزیون به شمار می رود که با بهره گیری از تیم نویسندگی قدرتمند و هنر خلق ایده درجهت پیشبرد روایت اثر به نمونه ای مثالی در تاریخ تلویزیون بدل شده است و به همین علت در شرایط کنونی جای خالی عطاران و مدیری در تلویزیون حس می شود.
 

 

رضا نیکخواه(داموس الملک):بادخترم رفيق رفيقم!

 

13-12 سال پيش در «جنگ 77» نوروزي بود، هنوز هم بعد از گذشت اين همه سال او را با نام «نوروزي» صدا مي‌كنند. آيتم‌هايي كه در آن سريال وجود داشت براي همه ما خاطره است.رضا نيكخواه يادآور همه آن خاطرات خوب است و در حال حاضر با نقش «داموس» در سريال «قهوه تلخ» مهمان ماست و باز هم با نقش‌هاي خوبش برايمان خاطره‌هاي خوب مي‌سازد،به همين بهانه به سراغش رفتيم و با او و خانواده خوبش گفتگويي انجام داديم كه مي‌خوانيد...

مختصري درباره خودم

در سال 1327 به دنيا آمدم. اولين تئاتر را در دوره دبيرستان بازي كردم.كار تلويزيون را از سال 1367 با كارهاي جدي از شبكه دو شروع كردم و بعد از آن در سال1371 با مهران مديري آشنا شدم كه مي‌خواستند كاري به نام «نوروز72» را بسازند كه از من هم دعوت به كار شد وبه اين شكل بناي كار طنز گذاشته شد و اين ادامه داشت تا به امروز.

دو سال درگير قهوه تلخ

از دو سال پيش كه مشغول پروژه عظيم «قهوه تلخ» بوديم، (هر چند در اين دو سال چند كار ديگر از جمله سريال «راه دررو» سعيد آقاخاني و فيلم سينمايي«طهران تهران» داريوش مهرجويي  را بازي كردم) اما بيشترين وقتم را براي«قهوه تلخ» گذاشتم. نيكخواه در ادامه مي‌‌گويد: «بعد از مرد دو هزار چهره يه وقفه كوتاه افتاد تا اين‌كه پيشنهاد بازي در قهوه تلخ به من داده شد و از اين‌كه مي‌توانستم دوباره با مهران مديري كار كنم خوشحال بودم.مهران مديري سواي يك كارگردان كاربلد، يك دوست قديمي و خوب هم هست و همكاري با اوهميشه برايم افتخاراست.» بايد اشاره كنم كه «قهوه تلخ» پروژه عظيمي است، اما مهم‌تر از آن كار با مهران مديري است كه هميشه جذاب بوده و يك سوژه نو و جديد را ارائه مي‌كند. سوژه «قهوه تلخ» جديد بود و با اعتمادي كه به مهران مديري داشتم كار را پذيرفتم و خوشحالم كه با تمام سختي‌هايي كه اين كار داشت در آن بازي كردم.

خانواده ما

اين سوال را همسر ايشان پاسخ مي‌دهند:من فكر مي‌كنم  يك خانواده اگر ريشه محكم و درستي داشته باشد، مي‌‌تواند يك خانواده‌سبز باشد. وجود دخترمان نيلوفر بركت زندگي ماست و خوشحالم از اين‌كه با وجود دخترم و همسرم يك خانواده‌سبز داريم.

 

نمايش خانگي

در اين كه مخاطب تلويزيوني چندين برابر است هيچ شكي نيست،اما با پخش«قهوه تلخ» به صورت نمايش خانگي يك اتفاق خاص در رسانه‌هاي تصويري افتاد.ضمن اين كه كارهاي مهران مديري هميشه با استقبال مواجه مي‌شود، اين كه مردم هر هفته منتظر قسمت بعدي هستند و كار را جدي پيگيري مي‌كنند غيرقابل باور بود.

من در ابتدا در كارهاي جدي بازي مي‌كردم تا اين‌كه با مهران مديري آشنا شدم و مسير كارم عوض شد و سمت طنز كشيده شد، هر دو سخت است، اين‌كه بخواهي با كار طنز مردم را بخنداني يا برعكس با كار جدي به فكر فرو ببري. هر دو ژانر در زمان خودش مخاطب خاص خودش را هم دارد.

رابطه‌ام با مطبوعات

متاسفانه رابطه‌ام با مطبوعات چندان خوب نيست،چون گاهي حرف‌هايي نوشته مي‌شود كه در مصاحبه گفته نشده است و اين باعث شده كه من از مطبوعات كمي فاصله بگيرم.هر چند كه همه اين طور نيستند و واقعا صادقانه كار مي‌كنند.

ابراز علاقه‌ مردم

خب مردم كه هميشه لطف دارند، خاطره‌اي براي‌تان مي‌گويم كه برايم به شدت عجيب بود و حالم را دگرگون كرد، سر كار«نوروز 77» بعد از اتمام كار خانمي را ديدم كه خيلي لطف داشتند و از من خواستند كه براي ديدن فرزندشان به كنار ماشين آنها بروم، من هم قبول كردم و وقتي به ماشين آنها رسيدم، ديدم كه پسر معلولي در صندلي عقب ماشين خوابيده است، ابراز علاقه‌اي كه آن پسر با وجود معلوليتي كه داشت به من كرد با هيچ چيز قابل قياس نبود و هنوز هم كه ياد آن روز مي‌افتم اشك در چشمانم جمع مي‌شود.

تنها فرزند خانواده

در 9 مردادماه سال 69 به دنيا آمدم، مهندسي كشاورزي مي‌خوانم،كارم را از سن پنج سالگي آغاز كردم تا اين‌كه علاقه واقعي‌ام را در موسيقي ديدم و به سمت موسيقي رفتم، ناگفته نماند كه تا به امروز در چندين كار از جمله «زندگي به شرط خنده»، «صفر درجه» و همين  طور سريال «سرزمين كهن» كه هنوز پخش نشده و بعد از آن فيلم «داماد مصلحتي» را با آقاي مجتبي چراغعلي كار كردم. نيلوفر مي‌‌گويد: «پدرم علاوه بر اين‌كه استاد زندگي‌ام هستند برايم استاد بازيگري هم بودند. سر كار «داماد مصلحتي» كه در حال حاضر به صورت نمايش خانگي وجود دارد، اتفاقي افتاد كه وقتي نظر پدرم را پرسيدم ديدم كه او درست مي‌گويد و من اشتباه مي‌‌كردم، دانستن همين نكته برايم يك كلاس درس بود.» او از بهترين كارهاي پدرش اين‌گونه مي‌گويد: «نمي‌دانم مردم به ياد دارند كه بابا در «جنگ 77» چند تيپ داشتند،اما من تمام قسمت‌هاي آن را دوست داشتم. «مرد هزار چهره» و همين طور «مرد دو هزار چهره» را به شدت دوست  دارم، با اين‌كه نقش بابا كوتاه بود اما فوق‌العاده تأثيرگذار بود.پدري كه با وجود اين‌كه سرش به كار خودش هست اما هم هواي زندگي‌اش را دارد و هم از پسرش غافل نيست.»

نيلوفر مي‌گويد: «رابطه من و پدرم فقط رابطه يك دختر و پدر نيست.ما با هم رفيق هستيم.در بيشتر مواقع خيلي‌ها به اين رابطه حسادت مي‌كنند، وقت‌هايي كه بابا خانه نيست و در كاري حضور دارد كمبودش را احساس مي‌كنم.

 درباره پدرم به شدت حساس هستم و با تمام وجودم دوستش دارم، همين طور مادرم را و همين جا از هر دوي آنها به خاطر تمام اين سال‌ها كه برايم زحمت كشيده‌اند تشكر مي‌كنم.»

كارهايي كه

دوست دارم

همه نقش‌هايم را دوست دارم، اما هنوز هم بعد گذشت اين همه سال اگر برخوردي با مردم داشته باشم همه من را به اسم «نوروزي» صدا مي‌كنند! تمام بخش‌هاي «نوروز77» را دوست داشتم، نقشم را در فيلم سينمايي «تهران تهران» هم  دوست دارم. «داموس قهوه تلخ» هم برايم دلچسب بود.

 

 

بهشاد مختاري ـ «مخبرالدوله» قهوه تلخ:


سريال طنز اگر چهره نداشته باشد مخاطبش كم مي‌شود

 

 

 

بازيگر نقش «مخبرالدوله» در سريال «قهوه تلخ» گفت: با اين كه «قهوه تلخ» از يك رسانه خانگي پخش مي‌شود اما به اندازه‌ي سريال‌هاي طنز تلويزيون مخاطب داشته است.

بهشاد مختاري در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: رقابت «قهوه تلخ» با سريال‌هاي طنز تلويزيون يك موضوع مشخصي است و نياز به گفتن ندارد؛ مي‌توان گفت «قهوه تلخ» در شبكه‌ي نمايش خانگي انقلابي به وجود آورده است.

وي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا درباره لزوم استفاده از بازيگران جديد و جوان در سريال‌هاي طنز تلويزيون، بيان كرد: حضور هر دو قشر بازيگر حرفه‌يي و چهره و غيرچهره در اين عرصه لازم است.

مختاري خاطرنشان كرد: پروژه‌ي طنز اگر بازيگر چهره نداشته باشد مخاطبش كم مي‌شود و مانند ديگر پروژه‌ها نيست كه فيلمنامه‌محور باشد بلكه بيشتر طنزمحور است؛ از طرفي هم اگر همه‌ي بازيگران حرفه‌يي و چهره باشند ديگر جايي براي پيشرفت جوان‌ها و وارد شدن آنها به اين ژانر وجود ندارد.

اين بازيگر درباره‌ي شروع تصويربرداري يك سريال پيش از كامل شدن فيلمنامه و تاثير آن بر بازي بازيگران، گفت: اين مساله به تازه بودن آن اثر برمي‌گردد؛ به ويژه به روز بودن پروژه‌هاي 90 قسمتي بسيار مهم است و مخاطب را جذب مي‌كند؛ حتي بيننده اگر احساس كند سريالي كه مي‌بيند در حال ضبط است، بيشتر با آن ارتباط برقرار مي‌كند.

بهشاد مختاري در پايان بيان كرد: البته به‌روز بودن، سختي‌هاي خاص خودش را دارد و گروهي كه به‌روز كار مي‌كند، بايد داراي افراد روزكار باشد؛ اگر اين‌طور باشد مخاطب با سريال‌هاي روتين ارتباط بهتري برقرار مي‌كند.


جمله روز

 

بلوتوس: بلد می‌دانی کسی که دارد در چاه می‌افتد، باید چه کرد؟

بلدالملک: خوب قربان دستش را می‌گیریم.

بلوتوس: نچ نچ نچ! باید لگد محکمی بر فرق سر او بکوبید تا سریع‌تر برود تو! (کنفوسیوس)!

بلدالملک: (زیر لب): ‌آه! عجب پدرسوخته‌ای بوده این کنفوسیوس!

 

زهره  

 

سلاطین کمدی +انتقاد غیر منتظره دو تهیه کننده سینما از سریال «قهوه تلخ»

 

مجموعه بیست وپنجم توزیع شد

 


خلاصه داستان :

 بلوتوس باز می گردد وبه مناسبت چهارمین سالگرد تاجگذاری جهانگیر شاه پیشنهاد اجرای تاتر را به شاه می دهد

در حین برگزاری مراسم بلوتوس به الماس کوه نور دست پیدا می کند و..............

 


 

سلاطین کمدی ،

 مهران مدیری دررتبه اول قرار گرفت

 

 



در نظرسنجی هفت صبح با رای حدود 14هزار مخاطب،مهران مدیری و اکبر عبدی محبوب ترین کمدین های پس از انقلاب شناخته شدند و عطاران و خمسه در جایگاه های بعدی قرار گرفتند

مهران مدیری و اکبر عبدی ،یکی از دهه 60نسل به نسل پیش امده تا امروز،دیگری طول محبوبیتش از دهه 70 است.رای بالای این دو چهره مهم کمدی سازی در این سال ها نشان می دهد که تب کمدی های دهه 80 هنوز هم ذائقه مردم را عوض نکرده و هنوز هم برای سینماروها و مخاطبان طنز چهره های تاثیر گذار کمدی همان هایی هستند که در طنزشان می شود احترام به مخاطب را حس کرد.بیرون ماندن کمدین هایی که اصلی ترین چهره های کمدی های مبتذل سینمایی و طنز های زیر شانه تخم مرغی در سوپر مارکت ها هستند،از دایره نظر مخاطبان ، مورد دیگری است که شاید بتوان آن را به برنامه سازان و تهیه کنندگان تلویزیون و سینمای ایران گوشزد کرد.اتفاقی که سبب شده این طنز ها در دو سال اخیر، دیگر بازاری مشابه گذشته نداشته باشند. بعد از رای های قابل توجه مهران مدیری و اکبر عبدی در نظرسنجی هفت صبح که حاصل رای حدود 14 هزار مخاطب روزنامه است،رتبه های سوم و چهارم به رضا عطاران و علیرضا خمسه رسیده.عطاران همنسل مدیری است اما خیلی زود راهش را از او جدا کرد و میان کمدین های دهه 80 توانست بخش آبرومند کمدی ها را به خود اختصاص دهد و خمسه همنسل عبدی است و همراه او نبض کمدی های دهه 70 سینمای ایران را در دست داشته است.هیچکدام از کمدین های مورد علاقه تهیه کنندگان این سال ها ، به عنوان گزینه اول، محبوب مخاطبان عام نیستند و شاید باید این زنگ خطر را جدی تر از همیشه گرفت.

 

در سال های پس از انقلاب چهره های متنوعی در عرصه بازیگری کمدی ظاهر شدند که برخی از آنها به چهره هایی جریان ساز بدل شدند و برخی هم دنباله رو و در حاشیه

 



مهران مدیری
17سال شهرت
(متولد1340تهران،اصلیت اراکی)

شهرت ناگهانی و فراگیر مهران مدیری در سال 72 با هیچ پدیده دیگر سینما و تلویزیون ایران قابل مقایسه نیست.او که در نوجوانی چند تجربه تئاتر را پشت سر گذاشته بود و در ابتدای دهه 70 در یکی 7دو سریال کم اهمیت ظاهر شده بود ناگهان در سریال طنز نوروز 72 به چهره ای محبوب در میان میلیون ها تماشاگر تلویزیونی بدل شد.برنامه های طنز روتین تلویزیون که تا آن موقع بیشتر در انحصار صبح جمعه ای ها بود با حضور مهران مدیری و دوستانش تکانی ناگهانی خورد.مدیری بر خلاف دیگر چهره های کمدی با چهره ای سنگی و با رعایت هوشمندانه زمان سنجی نقش تماشاگران را مجذوب خود ساخت.او بلافاصله کارگردانی دو برنامه طنز را به عهده گرفت،پرواز 57و سریال بسیار موفق ساعت خوش.او کم کم نقش تیپیک کارمند میانه حالی را به تصویر می کشید که برای تثبیت موقعیت شغلی و خانوادگی خود ابایی از دروغ گفتن های کوچک و زیر آب زدن و پنهان کاری ندارد.تسلط چشمگیر او بر بیان و سلیقه خاص و هوشمندانه اش در برنامه سازی و دقت در خلق و خوی طبقه متوسط، او را به چهره محبوب این سال ها بدل کرد. حضور او در نقشی دراماتیک در دیدار(ساخته علیرضا هنرمند) نشانه تلاش او برای ترسیم شکل دیگری از هنر بازیگری اش بود اما مدیری به سرعت دریافت که رمز موفقیت او در برنامه های کمدی خلاصه شده است.

مدیری از میانه دهه 70 تا امروز یک نفس در سطح اول سریال های کمدی حضور داشته است و یکی از طولانی ترین دوره های محبوبیت را در سینما و تلویزیون ایران رقم زده است.او چه با نویسنده مولفی مثل پیمان قاسم خانی و چه در نیورهای تازه نفسی مثل امیر مهدی ژوله و خشایار الوند همیشه نشان داده است که سبک خاص خود را در ژانر کمدی دار است و هرگز از جریان فرهنگ عامه عقب نمی افتد،باغ مظفر، پاورچین7نقطه چین، شب های برره،جایزه بزرگ و بالاخره همین قهوه تلخ نشانه هایی مستمر از هوشمندی و استعداد بازیگری است که در حرکتی پیگیر آینده خود را روز به روز بیشتر با کارگردانی و دوری تدریجی از بازیگری جست و جو می ند.(××مدیری 50 ساله××)،طی 17سال کار نمایشی با سخاوت عرصه را برای جلوه گری بازیگران دیگر فراهم کرده و هرگز ابایی از میدان دادن به چهره های مستعد نداشته و با هدایت او در حال حاضر سینما و تلویزیون ما گنجینه ایی از بازیگران و تیپ های کمدی دارند،چهره هایی مثل لاله صبوری، شفیعی جم، لولایی،جواد رضویان، سیامک انصاری ، رضا عطاران و .....

 

 

باتشکر از دوست خوبم زهرا

 


 

انتقاد غیر منتظره دو تهیه کننده سینما از سریال «قهوه تلخ»


 

مهران مدیری قرار است در قسمت ۲۵ «قهوه تلخ» درباره توقف یک ماهه توضیح دهد


سینمای ما- محمد تاجیک: در حالی که همه علاقه مندان سریال قهوه تلخ منتظر قسمت ۲۵این مجموعه پر طرفدار مهران مدیری هستند هنوز این قسمت از مجموعه منتشر نشده است . اطلاعات دریافتی حاکی از آن است که مهران مدیری برای عرضه قسمت ۲۵قهوه تلخ مشکل با کارخانه تکثیر داشته و ناگزیر قسمت 25 رادر چند مرکز تکثیر آماده عرضه کرده است .

از سویی دیگر سعید رجبی فروتن مدیر کل دفتر همکاری های سمعی بصری ونمایش خانگی وزارت ارشاد می گوید: پس از عرضه قسمت ۲۵سریال قهوه تلخ ،این مجموعه به مدت یک ماه منتشر نخواهد شد . گویا خود مهران مدیری قرار است در قسمت ۲۵ این مجموعه درباره این توقف توضیح دهد .مدیری در قسمت 25 میگوید که در ادامه کار حدود یک ماهی توزیع اثر متوقف میشود چون داستان از این پس کلا" در زمان حال خواهد گذشت.

/انتقادات تند وغیر منتظره از قهوه تلخ/

اما چندی پیش نشستی آسیب شناسانه درباره شبکه نمایش خانگی با حضور تهیه کنندگانی چون حسین فرح بخش و سید ضیاهاشمی به همراه مدیر عامل رسانه های تصویری برگزار شد که در آن این افراد انتقاد تندی رااز قهوه تلخ مطرح کرده ومدعی شدند توزیع این سریال به ضرر سینمای ایران است .این در حالی است که برخلاف اظهار نظر این تهیه کنندگان وبه اعتقاد کارشناسان ،قهوه تلخ در شبكه‌ي نمايش خانگي انقلابي به وجود آورده است.

حسین فرح بخش : قهوه تلخ به سینمای ایران ضربه زده !!!!/

فرحبخش توزيع سريال 'قهوه تلخ' در شبكه نمايش خانگي سينما را موجب ضربه زدن به سينماي ايران دانست و گفت: متاسفانه شبكه نمايش خانگي، اكنون آثار بسيار سطحي و ضعيفي را به مخاطبان ارائه مي كند و هزينه ارائه اين نوع فيلم هاي ويديويي با آثار سينمايي حرفه اي برابر است در حاليكه در دنيا آثار ويديويي با قيمت كمتري نسبت به فيلم هاي سينمايي عرضه مي شود.

کاهش حق پخش فیلمهای سینمایی/

عباسیان مدیر عامل جوان وتازه کار موسسه رسانه های تصویری نیز دراظهار نظری توزيع سريال 'قهوه تلخ' و در اختيار قرار دادن بخش بزرگي از توانايي شبكه نمايش خانگي به اين سريال را از علل كاهش حق پخش فيلم هاي سينمايي در شبكه نمايش خانگي می داند..


انتقاد سید ضیاهاشمی از توزیع قهوه تلخ/

سید ضیا هاشمی از تهیه کنندگان قدیمی سینما از توزيع سريال 'قهوه تلخ' در شبكه نمايش خانگي انتقاد كرد و می گوید : متاسفانه پس از عدم پذيرش 'قهوه تلخ' از سوي صدا وسيما، اين سريال به شبكه نمايش خانگي آمد و بخش بزرگي از ظرفيت هاي شبكه نمايش خانگي به توزيع اين اثر اختصاص يافت.
هاشمي ادامه داد: پخش سريال در شبكه نمايش تعريف دارد، بسياري از سريال هاي خارجي همچون '24' رقباي خوبي براي آثار حاضر در شبكه نمايش خانگي هستند اما ما 'قهوه تلخ' را رقيبي بد مي دانيم و كيفيت اين سريال روز به روز در حال كاهش است.
سینمای ما

 


 

جمله روز:


از پلاتوهای مدیری در پلاک 14: خودت باش.اون کسی که تو دوست داری جای اون باشی خودش دوست داره جای یکی دیگه باشه.

 

رضا شاکر

 

نویسنده قهوه تلخ :به طنز به چشم توالت نگاه مي‌شود +نویسنده قهوه تلخ: فیلمنامه در ایران دستورالعمل ا

 

نویسنده قهوه تلخ :به طنز به چشم توالت نگاه مي‌شود!


 

اميرمهدي ژوله گفت: به طنز به چشم توالت نگاه مي‌كنند كه هيچ‌كس نمي‌خواهد كنارش عكس يادگاري بگيرد.


به گزارش پارس توریسم ،ين طنزپرداز  در ارزيابي خود از طنز دهه‌ي 80، عنوان كرد: احساس من از طنز دهه‌ي 80 اين است كه اتفاق بزرگي در اين دهه نيفتاده و تنها اتفاق‌هاي كوچك خوبي افتاده است. در دهه‌ي 80، طنزپردازاني مثل چهره‌هاي شاخص دهه‌هاي 60 و 70 به وجود نيامدند و تنها طنزپردازان جواني حضور داشتند كه يا طنز گل‌آقايي مي‌نوشتند و يا ادامه‌دهنده‌ي سبك طنزهاي تند و تيز امثال نبوي بودند و در واقع، طنز دهه‌ي 80 متأثر از اين‌ها بود.

 

او افزود: ويژگي ديگر طنز دهه 80 اين است كه محدوديت داشت؛ البته اين محدوديت نه به اندازه محدوديت‌هاي دهه 60 بود و نه به اندازه دهه‌ي 70، فضا باز بود. فضا در اين دهه پرسوء تفاهم بود و طنزپردازان هزينه داده بودند، مجلات طنز تعطيل شده بودند و سانسور متوجه طنز شده بود؛ در نتيجه، نشريات دست به عصاتر راه مي‌رفتند و طنزپردازان هم خودسانسوري مي‌كردند تا براي كارشان مشكلي پيش نيايد.


ژوله  که با خبر گزاری ایسنا مصاحبه می کرد تأكيد كرد: فكر مي‌كنم طنز دهه‌ي 80، پختگي، دانش و عمق طنز طنزپردازان دهه‌ي قبل را نداشت. شايد بتوان گفت كه طنز دهه‌ي 80 عاصي‌تر، جسورتر و يا بديع‌تر شده بود؛ اما از رندي و عمق و دوپهلوگويي‌هاي آن كم شده است.


اين طنزپرداز درباره‌ي نقش اينترنت در طنز دهه‌ي 80 عنوان كرد: من خودم اهل فضاي مجازي نبودم و اين فضا را دنبال نكردم؛ اما اتفاقي را هم در طنز در اين فضا نديده‌ام و معتقدم بهترين اتفاق‌هاي طنز در مطبوعات رخ داده است و اگر شخصي نيز در فضاي مجازي بوده و خوب كار كرده است، به دنياي حقيقي راه پيدا كرده و استعداد كشف‌نشده‌اي در فضاي اينترنت نداريم.


او همچنين افزود: البته فضاي اينترنتي در كوتاه‌نويسي و سرعت گرفتن طنز تأثير داشته و مخاطب دهه‌ي 80 نمي‌گذاشته است كه طنزپرداز درازگويي كند و دوست داشته كه طنز را سريع و موجز بشنود. اين سبب شده طنزپردازان ما به صريح‌گويي و سرراست گفتن روي بياورند. شايد آدم‌ها به دليل محدوديت به اينترنت رفته باشند؛ اما كسي را سراغ ندارم كه از اينترنت شروع كرده باشد و در اين فضا ادامه داده باشد.


اين نويسنده‌ي طنز در مقايسه‌ي طنز منثور و منظوم، اظهار كرد: در زمان رياست ابوالفضل زرويي در دفتر طنز حوزه‌ي هنري و همكاري با شهرام شكيبا، در آن‌جا شب شعرهايي با عنوان «در حلقه‌ي رندان» برگزار مي‌شد كه شهرام شكيبا مجري آن بود. در اين شب شعرها، طنزپردازان منظوم‌نويس و شاعران بسياري بودند كه چه در آن‌جا و چه خارج از آن‌جا در مطبوعات نمود يافتند؛ اما نشريات بيش‌تر از طنز منثور استقبال كردند. حتا شهرام شكيبا هم كه دوبيتي‌هايش معروف بود، اكنون طنز منثور مي‌نويسد؛ ولي ما شاعران طنزنويس خوب هم كم نداريم؛ هرچند به علت استقبال مخاطبان از نثر، بيش‌تر طنز منثور نوشته شده است. البته در بلوتوث‌ها اشعاري پخش ‌شدند و مخاطبان از آن‌ها هم استقبال كردند.


ژوله طنز را بيان درد تعريف كرد و گفت: از نظر من، طنز از درد برمي‌خيزد و بيان كژي‌ها و ناراستي‌ها با زباني است كه در عين اين‌كه لبخندي را دارد، مخاطب سوزشي را احساس مي‌كند. طنزپرداز دردش مي‌گيرد و با بيان واژگان، طنز را آن‌جور بيان مي‌كند كه هم تلنگري به دردآورندگان و هم به آن‌هايي كه دردشان آمده، مي‌زند و لايه و لفافه‌اي روي درد مي‌كشد كه زهرش را بگيرد. اين طنزي است كه خوانده مي‌شود و شايد دل كسي را كه درد آمده، خنك مي‌كند و گاهي نگاه جديدي به مخاطب مي‌دهد كه «اين‌جور هم مي‌شود ديد».


او همچنين درباره‌ي جايگاه طنز مكتوب در ميان ساير ژانرهاي طنز، خاطرنشان كرد: از نظر من، داستان طنز مكتوب و گونه‌هاي ديگر طنز فرق مي‌كند. اگرچه پيمان قاسم‌خاني هم اول طنزهاي مكتوب من را خوانده بود و بعد مرا به همكاري دعوت كرد؛ اما در طنز مكتوب، نويسنده اثري را خلق مي‌كند و صاحب آن است؛ ولي فيلم‌نامه‌ي طنز فقط ابزاري است براي تبديل شدن به چيز ديگري. براي مثال، من صاحب «باغ مظفر»، «مرد هزارچهره»، «مرد دوهزار چهره»، «شب‌هاي‌ برره» و «قهوه‌ي تلخ» نيستم. اين‌ها همه از فيلتر كارگردان، بازيگر و تمام عوامل مي‌گذرد و همه‌ي اين‌ها تاثير دارند در روند چيزي كه ساخته مي‌شود و اگر كارگردان خوب باشد، شبيه مي‌شود به آن چيزي كه شما نوشته‌ايد.


او افزود: اين ماجرا مانند مادري است كه بچه‌اي به دنيا مي‌آورد و مي‌گذارد سر راه. اما شما صاحب طنز مكتوب هستيد و مخاطب آن چيزي را مي‌خواند كه شما نوشته‌ايد. از سوي ديگر، چون مخاطب طنزهاي نمايشي بيش‌تر است، حساسيت‌ها، سانسورها و خودسانسوري‌ها نيز در اين زمينه بيش‌تر است. اكثر كساني كه كار طنز انجام مي‌دهند، علاقه دارند طنزهاي سياسي و اجتماعي تند را با رگه‌هايي از شوخي‌هاي جنسي بنويسند كه شما در حوزه‌ي طنزهاي نمايشي نمي‌توانيد به آن نزديك شويد و اين دو، چه از نوع قلم و پرداخت و چه محدوديت‌ها، با هم فرق مي‌كنند و من كم ديده‌ام كساني را كه از طنز مكتوب به عرصه‌ي نمايش بيايند. البته در راديو اين بيش‌تر رخ داده است و من تنها مي‌توانم به ابراهيم رها، نيما دهقاني و جلال سميعي اشاره كنم.


ژوله همچنين تأكيد كرد: الآن طنز مكتوب‌نويس‌ها بايد بر موج سوار شوند و ببينند فضاي رسمي به چه كسي مي‌تازد تا آن‌ها هم بتوانند آن‌جا بتازند و اگر فضاي رسمي به كسي نتازد، طنزپرداز هم نمي‌تواند بتازد. در فضاي نمايشي اين عرصه محدودتر هم مي‌شود. در فضاي نمايشي تنها فضاهاي خانوادگي و ازدواج را مي‌توان نشان داد و خيلي بخواهيم نقد كنيم، به رفتار مردم ختم مي‌شود و خيلي نمي‌توان رفتار مسؤولين را نقد كرد و بايد تنها با مشاغل، لهجه‌ها، مسائل داخل خانواده‌ها و رفتارهاي روزمره شوخي كرد و تقريبا چيزي نمي‌ماند براي طنزپردازي.


او سپس درباره‌ي كم‌تعداد شدن طنزپردازان در سال‌هاي اخير، عنوان كرد: اكنون در همه چيز كم‌تعداد شده‌ايم، من روزنامه‌نگار شاخصي را بعد از روزنامه‌نگاران شاخص دهه‌ي 70 نمي‌شناسم. اصلا چه روزنامه يا نشريه و مجله‌اي را ديده‌ايم كه در اين سال‌ها شاخص شود؟ در سينما چند وقت است كه ستاره‌ي جديدي ظهور نكرده است. در واقع، مي‌توان گفت كه در همه‌ي عرصه‌ها به همين صورت است و گويا دوره‌ي ركودي به وجود آمده و در هيچ عرصه‌اي اتفاق بزرگي رخ نمي‌دهد. حالا اين‌كه به آن‌ها اجازه نمي‌دهند و يا جامعه اجازه‌ي رشد به آن‌ها نمي‌دهد و يا دلايل ديگري كه مي‌تواند داشته باشد؛ اما آدم‌هايي هستند كه مجال بزرگ شدن ندارند.


اين طنزپرداز بزرگ‌ترين مشكل طنز را سانسور و محدوديت خواند و گفت: اكنون طنزنويس اول خودش، خودش را سانسور مي‌كند و بعد سانسور مي‌شود. ما به جاي اين‌كه فكر كنيم چه بايد بنويسيم، فكر مي‌كنيم چه نبايد بنويسيم. سردبير و مديرمسؤول ما هم به جاي اين‌كه فكر كند درد امروز جامعه‌ي ما چيست، بايد به اين فكر كند كه الآن از چه موضوعي مي‌توان نوشت كه مسائل كم‌تري را به دنبال داشته باشد.


او در ادامه افزود: متأسفانه الآن سعه‌ي صدر بسيار پايين است و همه چيز رنگي از تقدس گرفته است. سياست، سياستمداران، نيروي انتظامي و مشاغل مقدس شده‌اند و نمي‌شود درباره‌ي هيچ چيز نوشت. گويا همه طنز را مترادف توهين مي‌گيرند و اگر با كسي طنز و شوخي شود، گويا شأن او پايين آمده؛ همه براي خودشان شأن قائل هستند. مثلا بعد از پخش سريال «مرد هزارچهره»، ثبت احوال شيراز شكايت مي‌كند.


ژوله با اشاره به كم‌رنگ شدن كاريكاتور و طنز مطبوعاتي، گفت: ‌چند سال است كه اساسا كاريكاتور مطبوعاتي نمي‌بينيم. طنز و كاريكاتور از اركان كار مطبوعات هستند؛ اما الآن مديرمسؤول و سردبير مي‌ترسند و همه دست و پا بسته مي‌نويسند كه نتيجه‌ي آن يك كار عقيم مي‌شود؛ اين در حالي است كه مخاطب كار صريح و گزنده مي‌خواهد.


او در ادامه با بيان اين‌كه طنز جدي گرفته نمي‌شود، عنوان كرد: همه مي‌گويند طنز هم لازم است؛ اما آن را جزو اركان و اجزاي اصلي نمي‌دانند. هيچ‌كس طنز را يك ركن كار نمي‌داند و آن را سوپاپ اطميناني مي‌دانند كه بايد گوشه‌اي باشد. به نظر من، طنز بايد جزو اركان باشد و محدوديت‌ها كم‌تر باشند و كساني كه نظارت مي‌كنند و طنز متوجه‌شان است، كمي پذيرنده‌تر باشند، طنزپردازان هم بايد بيش‌تر بخوانند و اين‌قدر با امواج سياسي و اجتماعي اين‌ور و آن‌ور نروند.



 

نویسنده مجموعه "قهوه تلخ" معتقد است در سینمای ایران، با فیلمنامه به عنوان یک دستور العمل ساخت فیلم برخورد می شود و نه یک اثر خلاقه اصیل.

خشایار الوند؛ فیلمنامه نویس، در گفت و گو با خبرنگار ادبی خبرگزاری سینمای ایران گفت: فیلمنامه سرچشمه خلق اثر سینمایی و خلاق ترین بخش آن است زیرا این نویسنده است که از هیچ، چیزی می آفریند و دشوار ترین بخش کار محسوب می شود. اما به عنوان مؤلف هیچ حقی در قبال اثر تولید شده نداریم. در مقابل ضعف ها و کاستی های هر فیلمی در نهایت، گناه فیلمنامه نویس شناخته می شود و در مقابل اگر فیلمی در اکران موفق شود، هیچ کس نامی از نویسنده نمی برد.

وی افزود: در کشور ما هیچگاه فیلمنامه اصلی در دسترس مخاطبان قرار نمی گیرد تا بتوانند آن را با فیلم مقایسه کنند. این طور به نظر می رسد که فیلمنامه در سینمای ما تنها یک دستور العمل است و ارزش ادبی ندارد. البته طبیعی است که هر فیلمنامه ای ارزش انتشار نداشته باشد. به عنوان مثال فیلمنامه سینمای کمدی که این روزها شاهد آن هستیم، نمی تواند منتشر شود.

الوند تأکید کرد: دوست دارم تا وقتی زنده ام فیلمنامه قهوه تلخ منتشر شود تا مردم بتوانند آن را با خود فیلم مقایسه کنند. گمانم چیزی در حدود سی درصد فیلمنامه این سریال در زمان تولید تغییر کرده است. فیلمنامه ای که قرار است به صورت کتاب منتشر شود باید علاوه بر داشتن مخاطب، ارزش ادبی کافی نیز داشته باشد.

نویسنده فیلمنامه "قهوه تلخ" درباره انتشار فیلمنامه ها همچنین گفت: انتشار فیلمنامه های ساخته نشده بزرگانی مانند بهرام بیضایی، برای دانشجویان می تواند بسیار مفید باشد ولی باید بپذیریم که دوره فیلمنامه های پر فروش تمام شده است. زمانی بود که فیلمنامه فیلم های بدنه سینما مانند عروس و دست های آلوده مخاطب زیادی داشت و می توانست مرجع یادگیری برای دانشجویان باشد. گمان می کنم توقف این روند وابسته به وضعیت چاپ و نشر در کشور باشد.

خشایار الوند به حقوق مؤلف در کشور اشاره کرد و گفت: در رابطه با دفاع از حقوق فیلمنامه نویس در سال های گذشته در خانه سینما کار های خوبی انجام گرفت. اما عدم عضویت ما در کپی رایت بین المللی مشکلاتی را ایجاد می کند. همه جای دنیا رسم بر این است که منافع یک فیلم تا ابد به سه رکن اساسی آفرینش یعنی فیلمنامه نویس، کارگردان و آهنگساز تعلق گیرد. سهم فیلمنامه نویس و کارگردان دو درصد و سهم آهنگساز یک درصد است. در رابطه با حقوق معنوی هم هیچ ساز و کار قانونی در کشور ما وجود ندارد و ما حتی مصداق های سرقت ادبی را نمی شناسیم.

او ادامه داد: در پرونده مربوط به قهوه تلخ که سال گذشته پیش آمد، شاکی برای پیگیری کار خود به دادگاه کیفری مراجعه کرده بود که این ضعف حوزه قانون گذاری و قضایی ما را به خوبی نشان می دهد. باید مرجع متخصصی تشکیل شود که بتواند بررسی کند مورد شکایت واقعا سرقت است و یا مشابهت. تصمیم این مرجع در ضمن باید ضمانت اجرایی هم داشته باشد.

خشایار الوند به دستمزد فیلمنامه در کشور اشاره کرد و توضیح داد: نمی خوام دستمزد بازیگران را با فیلمنامه نویس مقایسه کنم. همه جای دنیا رسم بر این است که بازیگر بیش از عوامل دیگر فیلم دستمزد می گیرد. نرم در سینمای جهان این است که پنج درصد بودجه به فیلمنامه نویس اختصاص داده می شود. با توجه به بودجه عمومی فیلم در کشور ما، گمان می کنم کف دستمزد باید 30 ملیون باشد. این کف در کشور ما درواقع سقف است و فیلمنامه نویسان خاصی آن را دریافت می کنند. در حال حاضر دستمزد فیلمنامه نویس بین پنج تا دوازده ملیون در سینما نوسان دارد.

خشایار الوند در پایان گفت: نوشتن کار بسیار لذت بخشی است، زیرا آفرینش و خلاقیت در اوج خود قرار دارد و خود نویسنده بیش از هر کس از نوشتن اثر خرسند می شود و فیلمنامه سنگ بنای تولید آثار خوب در سینما است.


امیرحسین رستمی: درباره «قهوه تلخ» مصاحبه‌اي نكردم



بازیگر سریال «سه پنج دو» مطالب چاپ شده از او درباره بازي‌اش در «قهوه تلخ» را تكذيب كرد.
امیرحسین رستمی، بازیگر سریال سه پنج دو در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: فیلمنامه این سریال از طرف سهیلی زاده به من پیشنهاد شد که این کار را به لحاظ کارگردانی و تفاوت کار انتخاب کردم. کارگردانی خوب سهیلی زاده و اثرهای موفق وی در کارهای گذشته،نگرانیم را درمورد فیلمنامه و روند کار از بین برد.
وی به بازیگران این سریال اشاره کرد و افزود:در کار با فرهاد آئیش به نسبت دیگر بازیگران همکاری بهتری داشتم. با وجود همکاری نداشتن با بازیگرانی چون شهره لرستانی،رامین ناصر نصیر و سیاوش خیرابی و رضا رویگری توانستم در روند کار تعامل مناسبی با آنان برقرار کنم. در این مجموعه،نقش یک فوتبالیست معروف را برعهده داشته و با اینکه فوتبال در زندگی من جایگاهی نداشته،اما بازی در این مجموعه با چنین مضمونی تجربه جذابی را برایم بوجود آورده است.
رستمی افزود:تاکنون 31 قسمت از این مجموعه تصويربرداري شده،اما به صورت کامل بسته نشده؛ چون یکی از بازیگران این سریال هنوز به گروه اضافه نشده و با پیوستن او به گروه، تصویربرداری سکانس های باقی مانده نیز انجام خواهد شد.
این بازیگر به انتشار مصاحبه های مختلف خود در نشریات اشاره کرد و ادامه داد: مصاحبه‌هايي از زندگی شخصی و فعالیت های هنریم را در نشریات مختلف می خوانم که هیچ یک واقعیت نداشته و تمامی آنها از تخیلات نویسنده نشأت گرفته است.
رستمی اظهارداشت:در تئاتری ایفای نقش کردم و در آن کاندیداي سیمرغ شدم؛اما هیچکدام از نشریات نه تنها به این موضوع نپرداخته،بلکه مصاحبه هایی را از من چاپ كردند که جای تأسف دارد.
رستمی گفت:در زندگی شخصی همیشه از سیاست و حاشیه فراری بودم،امیدوارم نشریات با چاپ مصاحبه هایی از زبان خودشان من را با این دو مقوله روبرو نکنند. در مورد جریان «قهوه تلخ» هم هیچ مصاحبه ای را با هیچ نشریه اي انجام ندادم و تمامی مطالب چاپ شده در آنها را تکذیب می کنم.
این بازیگر خاطرنشان کرد:سریالی برای ماه رمضان به من پیشنهاد شد که به علت بازی در سه پنج دو موفق به همکاری با آن گروه نشدم.


جمله روز:

 بلوتوس خطاب به داموس: من و تویی در میان نیست هرچه هست تویی و هرچه سروده ام غیر از وصف تو نیرزد به جوبی

امیر

«قهوه تلخ» 120 قسمت مي‌شود +پروژه "قهوه تلخ" و پژو آردی مهران مدیری!

 

 

توقف "قهوه تلخ"برای 120 قسمتی شدن!



عوامل سریال مهران مدیری، از توقف یک ماهه پخش آن برای تولید 30 قسمت دیگر خبر داده اند

بعد از اینکه چهارشنبه هفته ی پیش، بعضی از رسانه های خبری از توقف دو ماهه سریال "قهوه تلخگ بعد از قسمت بیست و پنجم خبر داده و مخاطبان پرو پا قرص این مجموعه رو به هزار و یک جور فکر و خیال درباره چرایی و چگونهگی آن فرو برده بودند. دیروز امیر مهدی ژوله، یکی از نویسنده های این مجموعه به ایسنا گفته بود که اولا این توقف دو ماهه نیست و یک ماهه است و ثانیا به دلیل افزایش قسمت های "قهوه تلخ" به 120 قسمت اتفاق می افتد. ژوله علت این قضیه را اینطور توضییح داد:" ما بعد از سری 25، یک فاصله یک ماهه ای را تاسری 56 خواهیم داشت که بتوانیم چند قسمت جلو بیفتیم زیرا یکی از گله های مخاطبان این بود که سی دی ها مرتب به دستشان نمی رسد." این مجموعه که قرار بود در 90قسمت در دست علاقه مندان قرار بگیرد گویا می خواهد یک مقدار بیشتر مهمان خانه ها باشد و حضورش را 120 قسمتی کند.این نویسنده درباره این افزایش گفت:" زمانی که ما کار را شروع کریدم، قرار بود 90 قسمت سریال بسازیم و بعد یک کار سینمایی ارایه بدهیم. قرار بود در آخر سریال افرادی که در گذشته زندگی می کنند. قهوه بخورند و به حال بیایند و در فیلم سینمایی به این موضوع بپردازیم که این آدم هایی که به حال می آیند چه اتفاقاتی برایشان رخ می دهد و چه ماجراهایی را تجربه می کنند اما بعدا تصمیم گرفتیم که فیلم سینمایی نداشته باشیم و سریال را تا 120 قسمت ادامه دهیم.

اما باید از قسمت 90 به 120 یک شوک را ایجاد می کردیم و همین روند را ادامه نمی دادیم،.در نتیجه پیشنهادی که برای کار سینمایی در نظر گرفته بودیم به سریال رفت که شخصیت ها از قسمت 90 به حال بروند و موقعیت کمدی جدید و بستر جدید و آدم های جدید را داشته باشیم که این اتفاق کمی جلو افتاد و الان سری 25 که پخش شود، خود مهران مدیری در آن صحبت می کند و توضییح می دهد." در صورتی که سریال " قهوه تلخ " بخواهد یک مقدار ادانه پیدا بکند و 30 قسمت جلوتر رود،سوالات فراوانی پیش می اید از این قبیل که مثلا تکلیف قرار داد بازیگران با کارهای دیگر چه می شود یا این قصه دیگر قرار است چه جذابیتی را دنبال کند و آیا بعد از قسمت 90 باز هم قصه دیگری شروع خواهد شد یا نه؟ این سوالات و یک سری ابهامات دیگر ، موضوع گزارشی است که فردا در همین صفحه به آن خواهیم پرداخت.
"هفت صبح"

باتشکر ازدوست خوبم زهرا

 


 

«قهوه تلخ» 120 قسمت مي‌شود

 

سريال «قهوه تلخ» به كارگرداني مهران مديري تا 120 قسمت ادامه پيدا مي‌كند

؛ ضمن اينكه اين سريال پس از ورود به زمان حال كه از سري 25 شاهد آن خواهيم بود، با يك ماه وقفه عرضه مي‌شود تا سازندگان فرصت كافي براي رساندن قسمت‌هاي جديد داشته باشند.

اميرمهدي ژوله ـ يكي از نويسندگان «قهوه تلخ» ـ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام خبر بالا خاطرنشان كرد:

 زماني كه ما كار را شروع كرديم، قرار بود 90 قسمت سريال بسازيم و بعد يك كار سينمايي ارائه بدهيم. قرار بود در آخر سريال افرادي كه در گذشته زندگي مي‌كنند، قهوه بخورند و به حال بيايند و در فيلم سينمايي به اين موضوع بپردازيم كه اين آدم‌هايي كه به حال مي‌آيند چه اتفاقاتي برايشان رخ مي‌دهد و چه ماجراهايي را تجربه مي‌كنند

 اما بعدا تصميم گرفتيم كه فيلم سينمايي نداشته باشيم و سريال را تا 120 قسمت ادامه بدهيم، اما بايد از قسمت 90 به 120 يك شوك را ايجاد مي‌كرديم و همين روند را ادامه نمي‌داديم؛ در نتيجه پيشنهادي كه براي كار سينمايي در نظر گرفته بوديم به سريال رفت كه شخصيت‌ها از قسمت 90 به حال بروند و موقعيت كمدي جديد و بستر جديد و آدم‌هاي جديد را داشته باشيم كه اين اتفاق كمي جلو افتاد و الان سري 25 كه پخش بشود آقاي مديري در آن صحبت مي‌كنند و توضيحاتي را ارائه مي‌دهند.

اين نويسنده «قهوه تلخ» اعلام كرد: اكنون در سري آينده 15 تا 17 نفر از شخصيت‌هاي اصلي قهوه مي‌خورند و به آينده مي‌آيند و ما شاهد ماجراهاي آنها در آينده خواهيم بود.

او افزود: اين اتفاق اكنون كمي جلوتر افتاده است و ما بعد از سري 25، يك فاصله يك ماهه‌اي را تا سري 26 خواهيم داشت كه بتوانيم چند قسمت جلو بيافتيم. زيرا يكي از گله‌هاي مخاطبان اين بود كه سي‌دي‌ها مرتب به دستشان نمي‌رسد.

 

 

اين نويسنده درباره اين موضوع كه برخي مخاطبان فكر مي‌كنند از جذابيت سريال «قهوه تلخ» كاسته شده است؟

گفت: به نظرم با روندي كه به آن اشاره كردم، جذابيت كار بيشتر مي‌شود؛ از سوي ديگر اين را قبول ندارم كه كار از جذابيتش كاسته شده است. به نظرم قسمت 12 تا 20 از 10 قسمت اول پرمغزتر بود و قسمت 21 تا 25 هم كارهاي بهتري بودند. در واقع هرچه جلوتر رفتيم كار پخته‌تر و جذاب‌تر و پركمدي‌تر شد به نظرم دوستان كمي كم لطفي مي‌كنند.

ژوله تاكيد كرد: ما بايد ببينيم معيار مقايسه‌مان چيست؟

 آيا داريم با كمدي‌هاي خارجي كار را مقايسه مي‌كنيم يا با كمدي‌هاي تلويزيون يا با كارهاي قبلي آقاي مديري؛ بايد به يك نكته ديگر نيز توجه كرد و آن اينكه ما اين كار را در سال 88 شروع كرديم كه فضايي پر از سوء تفاهم و پراسترس و فضاي دوقطبي بود كه بايد محدوديت‌هاي زيادي را رعايت مي‌كرديم. حتي در مورد يك قسمت 76 مورد اصلاحيه داشتيم.

وي افزود: حالا كه در اين فضا يك سرمايه گذار آمده و به صورت خصوصي كار مي‌كند، بايد اين نكات را در نظر داشت. اگر كار را با كمدي‌هاي قبل از انقلاب اسلامي و يا كمدي‌هاي خارجي مقايسه كنيم، مي‌بينيم كه آنها يا بر شوخي‌هاي مذهبي و يا شوخي‌هاي جنسي استوار هستند كه قابل بازسازي نيست. هر كاري را بايد در شرايط خودش ديد. همين طور نمي‌شود در مورد چيزي حكم كلي دارد كه يكنواخت شده است. از سوي ديگر اين تغيير هم جواب به اين گله‌هاست. در سري آينده به جاي اينكه مستشار در گذشته باشد، آدم‌هاي زيادي به آينده مي‌آيند.

ژوله درباره اين موضوع كه چقدر محدوديت‌ها به كيفيت كار آسيب رسانده است؟ گفت: محدوديت‌ها كيفيت همه كارها را تحت تاثير قرار مي‌دهند. در سريال آپارتماني ساده‌اي چون «ساختمان پزشكان»، روانشناسان اعتراض كرده‌اند. محدوديت‌هايي كه وجود دارد بر اساس نگاه‌هاي غلط به طنز، شرايط جامعه و اخلاقياتي است كه ما هم بايد آنها را رعايت كنيم و در واقع چيزي براي كمدي ساختن باقي نمي‌ماند. اگر «قهوه تلخ» را با كارهاي تلويزيون و حتي ساير كارهاي آقاي مديري مقايسه كنيم، مي‌بينيم كه بالاتر است. سينماي كمدي آن سوي جهان هم ور افتاده است و اين كمدي را با سريال‌هاي آن سو هم اصلا نمي‌توان مقايسه كرد زيرا فضاي متفاوتي را داريم. بايد به اين نكته توجه كرد كه ما هم بلديم حرف‌هاي زيادي بزنيم و نقد كنيم اما هرچيزي را بايد در ظرف خودش سنجيد و به اينكه ما چه محدوديت‌ها و معذوريت‌هايي داريم توجه كرد، نه به ايده‌آل‌هاي ذهني، زيرا «قهوه تلخ» شبيه ايده آل ما هم نيست.

اين نويسنده در پايان درباره‌ي سريال «قهوه تلخ»، گفت: ما تاكنون چند پايان را براي «قهوه تلخ» در نظر گرفته‌ايم؛ اينكه اين سريال به چه سمت و سويي مي‌رود و ... همه در پايان‌بندي كار موثر است. حالا بستگي دارد كه مردم چقدر از روند جديد داستان استقبال مي‌كنند؛ از سوي ديگر در اين شرايط نمي‌شود تصميم‌گيري بلندمدت كرد.

 


 

پروژه "قهوه تلخ" و پژو آردی مهران مدیری!
 
ما ایرانی‌ها استاد بی‌بدیل ترکیب پدیده‌های متضاد هستیم. یک روز موتور پژو را روی پیکان می‌گذاریم. فردا، نوبت موتور پیکان است که بر جان پژو می‌نشیند. یک روز دیگر هم موتور پژو را بر روی خودروی ملی و دیگر بار موتور زانتیا بر گرده‌ی پژو. نتیجه واضح و روشن است: شکست!

قهوه تلخ، آخرین مجموعه مهران مدیری، همه چیز دارد. بازیگران تراز اول، کارگردان با تجربه و صاحب سبک، دکوپاژ عالی و نورپردازی و حتی گریم مناسب. اما قهوه تلخ، مجموعه خوبی نیست. اما چطور ممکن است که برآیند یک تیم قوی و حرفه‌ای، در جذب مخاطب عمومی متناسب با هزینه‌های آن و انتظار افکار عمومی به موفقیت چندانی دست نمی‌یابد. و چه بسا اگر شهرت عالم‌گیر مدیری و جوایز رنگارنگ این مجموعه نبود؛ شاید نتیجه بسیار غم‌انگیزتر بود.

نویسندگی مجموه تلخ به عهده خشایار الوند و امیرمهدی ژوله است. خشایار الوند، فیلمنامه‌نویس با تجربه و باهوشی است. امیرمهدی ژوله هم یکی از بهترین ژورنالیست‌های طنز ایران است. اما اشتباه استراتژیک مدیری آنجا اتفاق می‌افتد که می‌خواهد از ترکیب این دو یک فیلمنامه طنز بیرون بکشد.

مهران مدیری پس از قطع همکاری با پیمان قاسم‌خانی در مجموعه مرد هزار چهره به سراغ این دو نفر آمد. در مرد دو هزار چهره، این ضعف، به خوبی نمایان نشد. چرا که شخصیت‌های مرد دو هزار چهره، تکرار مجموعه قبلی بودند که توسط یکی از بهترین فیلمنه‌نویس‌های طنز به نگارش در آمده بود. اما حکایت قهوه تلخ، حکایت دیگری‌ست.

قهوه تلخ، طرح خوبی دارد. پرتاب یک استاد تاریخ مقراراتی و قانون‌مند به یکی از بل بشوترین دوره‌های تاریخ می‌تواند بستر خوبی برای پرداخت یک قصه باشد. به اعتقاد نگارنده، در فیلمنامه‌نویسی طنز، هیچ رکنی به اندازه کنتراست شخصیتی، دست نویسنده را برای پرداخت داستان باز نمی‌گذارد. آنارشی حاکم بر دربار آن زمان می‌تواند متضامن یک داستان خوب و دلچسب برای خلق یک مجموعه طنز باشد.

ولی در قهوه تلخ، به رغم همه‌ی تلاش‌های تیم نویسنده، شخصیت‌های مناسب خلق نمی‌گردد. و اغلب چهره‌های این سریال نوعی تیپ هستند که با یک شخصیت تکرار و تکرار می‌گردند. تنها کنتراست شخصیت‌های این مجموعه بین سیامک انصاری اتفاق می‌افتد و بقیه بازیگران. در واقع، ما شاهد دو شخصیت در بستر روایت داستان بیشتر نیستیم.

شخصیت نیما کریمی زند با بازی سیامک انصاری و شخصیت بقیه بازیگران این فیلم با شخصیت یک آدم دغل و حقه‌باز که در آنارشی حکومتی به دنبال سود و منافع شخصی هستند. ایراد کار آن‌جا مشخص می‌شود که شما می‌توانید کلیه دیالوگ‌های داموس الملک را به اتابک ببخشید یا از دواء المک بخواهید که دیالوگ‌های اقبال السلطنه را بگوید. حال، به دلیل عدم وجود کنتراست شخصیتی، بار طنز این مجموعه فقط بر روی دوش سیامک انصاری می‌نشیند که موقعیت‌ها و سکانس‌های کمیک خلق کند و بخواهد که بیننده را به خنده واردار کند.


دلیل این مدعا همین بس که کافی‌ست تنها یک قسمت، سیامک انصاری را حذف کنید؛ تا مرگ طنز این مجموعه را با چشمان خود ببینید. مهران مدیریِ بازیگر هم در نقش بلوتوس، توفیقی نمی‌یابد. شخصیت بلوتوس آن‌قدر توسط بقیه بازیگران تکرار شده است که حتی گم شدن بلوتوس در قسمت‌های اخیر و حذف یکی از بهترین بازیگران طنز ایران، هیچ خدشه‌ای به داستان وارد نمی‌کند.

کریستوفر نولان در مصاحبه‌ای گفته بود که فیلمنامه مهم‌ترین اصل سینمای من است. موضوعی که در مجموعه قهوه تلخ با یک اشتباه تاریخی فراموش می‌شود و یکی از پر دکوپاژترین مجموعه‌های طنز ایران را دچار تنزل می‌کند و یک پوئن منفی برای مدیریِ کارگردان و هزار پوئن منفی برای مدیریِ بازیگر به علت ایفای یکی از بی‌خاصیت ترین نقش‌های مدت عمرش ثبت می‌کند.

منبع: وبلاگ صراحی


ماجرای تیتر و عکس مجله ای که باعث دردسر برای مهران مدیری شد

رضا صائمی سردبیر مجله زندگی ایده آل چند روز پیش میهمان برنامه پارک ملت بود وروایت جالبی رااز تیترو عکسی که باعث درد سر برای مهران مدیری شده را تعریف کرده است .

 به گزارش پارس توریسم وبراساس آنچه که سایتهای جدی  طرفدارمهران مدیری خبر داده اند در بخشی از برنامه سوال می شود که تا حالا شده تیتری بزنید  که کسی ناراحت بشه؟ که رضا صائمی سردبیر  مجله ایده آل می گوید بله  یه مثال میخواهم از مهران مدیری بگویم! در یکی از شماره ها به شوخی داستان پرواز هنرمندان و سقوطشان رادر یک جزیره را  مثل لاست بشودِِ نوشتیم و برایش طرح کاریکاتور زدیم روی {جلد} مجله که آقای مهران مدیری با صورت زخمی و خونی بود...

یک  روز سیامک زنگ زد و گفت مهران خیلی از دستتان  ناراحت است  و جوری شده  که امروز اصلا کار را تعطیل کرده است .

و ما هم گفتیم چرا و چی کار کنیم که گفت 20 کیلو شیرینی تر بخرید و بیاید لوکیشن تا صحیت کنیم و....

 وقتی رفتیم فهمیدیم که مادر مهران مدیری  هر روز میرود  مجله های مربوط به پسرش را میخرد و پیگیری میکند.

 مادر مهران مدیری   عکس آن مجله  ر دیده و  تیتر سقوط هواپیما راهم خوانده و خیلی ناراحت شده (طوری که )دکتراو  گفته که به ایشان ن شوکه بدی وارد شده که مربوط به همین (موضوع) بوده است . درادامه سردبیر ماهنامه زندگی ایده آل از مدیری عذرخواهی می کند.

منبع :

http://atipic.blogfa.com/