یادداشتی بر ویدیویی که انتشارش فرهنگ ایران را تحت تاثیر قرار داد:
مدیری مرد مورد اعتماد ملت ایران است پس...
کافهسینما-امیر ابیلی: 1- اتفاق کمسابقهای بود. این که یک کلیپ در یوتیوب بتواند چنین موجی در جامعه و رسانهها به راه بیندازد.

موجی که بتواند حتی اخبار اتفاق مهمی مثل جشنوارهی فجر را تحتالشعاع خود قرار دهد. اما حالا که تقریبا تب این اتفاق در جامعه فروکش کرده، بهتر میتوان دربارهی تبعات و پیامدهایش گفتوگو کرد و تحلیل ارائه داد، بهتر میتوان باب جدیدی که این اتفاق گشوده را مورد بررسی قرار داد.
2- این اثر(کلیپ برای این اثر مهران مدیری واژهی مناسبی نیست، این بیشتر یک قسمت از یک سریال بود) جدید مدیری را میتوان از چند منظر مورد مورد بررسی قرار داد. یکی آثار و پیامدهای اجتماعیش و تبعاتی که میتواند در جامعه به بار آورد. دیگری باب جدیدی است که در حوزهی رسانههای تصویری گشوده است. منظورم از باب جدید این است که تا به حال سابقه نداشته که یک چهرهی مشهور هنری و یک برنامهساز معتبر تلویزیونی، اینچنین اثری را غیرقانونی ساخته و در رسانه ای مثل یوتیوب عرضه کند. مدیری با این کارش درواقع یوتیوب را هم در ردیف رسانههای پرمخاطبی مثل تلویزیون و شبکه نمایش خانگی قرار داده است و این میتواند فتح باب بسیار مهمی در حوزهی رسانههای تصویری باشد.
و اما بعد سوم این اثر، تبعات و پیامدهایی است که در چهرهی هنری خود مدیری خواهد گذاشت، زیرا تا به امروز مردم مدیری را به عنوان یک چهرهی مورد اعتماد تلویزیونی میشناختند، اما حالا و بعد از «قهوهی تلخ» و کنار نیامدن مدیری با تلویزیون، این کار آخر میتواند چهرهی دیگری از مدیری را در معرض دید عموم قرار دهد. مدیری خارج از عرف و قانونِ، رسانهای غیر رسمی مثل یوتیوب.
3- سالهاست که بسیاری از تحلیلگران دلیل استقبال کم مردم از سینمای سالهای اخیر ایران را عدم اعتماد طبقهی سنتی و مذهبی ایران به سینما میدانند. به این معنا که در سالهای گذشته مناسبات فیلمهای عموما طنز و کمدی سخیف سینما هیچ سنخیتی با مناسبات و روابط حاکم بر قریب به اتفاق خانوادههای ایرانی نداشته و غالبا مایل به مناسبات طبقهی متوسط جدیدالظهور شهرنشینی است که اتفاقا اکثر سینماروهای حال حاضر ایران را تشکیل میدهند. و اصلا به همین علت است که فیلمهایی مثل اخراجیها و ملک سلیمان به چنان فروشهایی میرسند. زیرا این فیلمها را عموما خانوادههایی دیدهاند که قبل از آن سالها با سینما قهر کرده بودند و اعتمادشان را به سینماگران از دست داده بودند. اما مناسبات و اتمسفر حاکم بر این فیلمها را از جنس خودشان مییافتند و هنوز به امثال دهنمکی اعتماد داشتند.
4- از این مقدمه میخواهم نتیجه بگیرم که مدیری هم به علت سالها فعالیت و برنامهسازی در سیما جزو همان معدود هنرمندانی است که مورد اعتماد قاطبهی مردم است و اصلا به همین علت است که به چنین محبوبیت بیسابقهای در تاریخ هنر این مملکت دست پیدا کرده است. محبوبیتی که باعث میشود اثر غیر رسمی اینترنتیاش را هم بعد از 3-4روز حداقل کمتر تهرانیای باشد که ندیده باشد.
اما مسئلهای که در آخرین اثر مدیری بسیار مشهود است تواتر و تعداد بالای شوخیهای خارج از عرف و الفاظ رکیکی است که مدیری و دوستانش بیلکنت و پیدرپی به کار میبرند. در واقع مناسبات حاکم بر اثر جدید مدیری همان روابط حاکم بر شبکههای ماهوارهایست؛ بیکموکاست. در واقع مدیری برنامههای ماهواره را هجو نکرده، بلکه همان روابط را عینا بازسازی کرده، به عبارت دیگر اثر جدید مدیری به همان اندازه مخرب و غیرقابل پخش در خانواده هاست که شبکههای ماهوارهای مورد اشارهاش.
میخواهم به این نکته اشاره کنم که این میزان از خارج عرف(غیراخلاقی) بودن بیش از همه در درازمدت به خود مدیری لطمه خواهد زد. اینجا اصلا تبعات و پیامدهای اجتماعی این اثر برایم مورد توجه نیست. این برایم مهم است که این قبیل آثار میتواند همان بلا را سر مدیری و گروهش بیاورد که سر کمدیهای مبتذل سینمایی آورد. مردم و خانوادههای ایرانی اگر اعتمادشان به مدیری را از دست بدهند دیگر یک اثر غیرمجاز او و گروهش موج امروز را درست نخواهد کرد.
دلیل پخش ناگهانی این اثر در این روزها به احتمال فراوان ایجاد حاشیه و سر و صدا پیرامون مدیری و دوستانش بود برای فروش بالاتر سری جدید قهوهی تلخ بعد از پخش دوبارهاش بعد از یک وقفهی طولانی، اما به نظر اگر این قبیل آثار را در آینده نیز شاهد باشیم نه تنها هیچ کمکی به فروش مثلا قهوهی تلخ نخواهد کرد که حتی نتیجهی عکس هم خواهد داد و اصلا مدیری را به حاشیه خواهد برد.
علاوه بر این قطعا با تکرار چنین آثاری از مدیری نهتنها مردم دیگر عکسالعملی نشان نخواهند داد، بلکه منتقدان و صاحبنظران نیز دیگر اعتبار سابق را برای مدیری قائل نخواهند شد زیرا علاوه بر شوخیهای خارج عرف، در این اثر هیچ نشانی از هنر و خلاقیت دیده نمیشد (بحثهای فنی کار قطعا فرصت دیگری میخواهد)
و اما نکتهی آخر اینکه هنرمندانی مثل مدیری باید تبعات درازمدت آثارشان را نیز مورد توجه قرار دهند.
گفتگو با برندگان آپارتمان و خودروي قهوه تلخ
حسابی باهاش می گردم
فاطمه بیات فرحدی ( برنده پراید ، تهران ) : اصلا فكر نمي كردم برنده شوم ، هنوز هم باورم نشده ، هنوز هم روي هوام . از اول تمام cd هاي مجموعه را مي خريدم و الان هم همه آن را دارم . هر دفعه كه sms مي دادم ، مي گفتم به اميد خدا ، ولي فكر نمي كردم بين اين همه ببرم . من و شوهرم خيلي دوست داشتيم يك ماشين بخريم ، ولي متأسفانه به خاطر مشكلات اقتصادي تا به حال موفق به اين خريد نشده بوديم . حالا كه يك پرايد دارم . مي خواهم با آن حسابي بگردم و گواهي نامه ام را بگيرم چون تا به حال اقدام به اين كار نكرده ام ، آخه فكر نمي كردم يك روزي ماشين داشته باشم . من عاشق بازيگري بودم خيلي هم با استعدادم ، كارهاي مهران مديري را هم هميشه دوست داشتم به خصوص فيلم « دايره زنگي » را ، به همين خاطر با وسواس زيادي كارهايش را دنبال مي كنم .
.............................................................................................
قرض هامو پس مي دم
مهدي خاكپور ( برنده پرايد ، تهران ) : هميشه cd هاي سريال را مي خريدم و sms مي زدم ، وقتي به من زنگ زدند يك مقدمه چيني خوب كردند كه آيا شما قهوه تلخ را مي بينيد ؟ و ... در آخر گفتند كه برنده پرايد شدم . از خوشحالي چند بار بالا و پايين پريدم . خودم يك پرايد دارم و احتمالا پرايد قهوه تلخ را مي فروشم ، چون من اوايل امسال يك خانه خريدم و از آنجايي كه سود وام مسكن بالا بود از وام استفاده نكردم و قرض كردم و حالا مي توانم قرض هايم را بدهم . يك مسئله هست كه دوست دارم بگويم و آن هم اين كه من هميشه سعي كردم ، مثبت فكر كنم و فكر كنم كه خوش شانس هستم و هر وقت كه اين طوري به مسائل فكر كردم اتفاق خوبي برايم افتاد . حتي تعجب نمي كردم اگر به من زنگ مي زدند و مي گفتند كه آپارتمان را برده ام .
....................................................................................................
مسعود ناطقي برنده آپارتمان از جهرم ) 21 ساله
1-2 هفته اي از روزي كه به من خبر برنده شدنم را دادند ، گذشته است . از آن روز تا به حال خيلي خوشحال هستم . به من اطلاع دادند و به تهران آمدم و خانه ام را ديدم . قهوه تلخ ما دانشجوهايي را كه در خوابگاه زندگي مي كنيم خيلي شاد مي كند . به همين دليل من خودم هميشه cd هاي آن را مي خريدم ولي خيلي الكي sms مي زدم به اميد اينكه حتي شايد 50 هزار تومان ببرم . حتي در تخيلم نبود كه من برنده آپارتمان باشم . اين آپارتمان خيلي در زندگي ام تأثير گذاشته است . من دانشجوي رشته نفت هستم . قبل از اين موضوع تمام فكر و ذكرم اين بود كه ارشد قبول شوم و سخت مشغول درس خواندن بودم كه قبل از سربازي دوره ارشدم را بگذرانم ، ولي الان نمي دانم اول بروم سربازي يا ادامه تحصيل بدهم . حتي يك بار هم سايت قهوه تلخ را چك نكردم كه ببينم چيزي برده ام يا نه و آن روز كه برزو ارجمند و مهران مديري به من گفتند ، برده ام هر لحظه سايت را چك كردم تا مطمئن شوم و شب كه اسم خودم را ديدم تازه باورم شد . اولين كسي كه به او خبر دادم يكي از دوستانم بود كه هم اتاقم است و بعد خانواده ام . دوستانم هر كدام يك پيشنهاد به من مي دهند ، ولي خودم هنوز تصميم جدي نگرفته ام .
منبع : زندگي ايده آل
طنز مهران مدیری با هزینه شخصی ساخته شده
مشرق- حمید داوودآبادی، نویسنده و محقق دفاع مقدس که چند روز پیش با دعوت سیامک انصاری به پشت صحنه سریال قهوه تلخ رفت و از مراحل ساخت این سریال بازدید کرد در گفتگو با خبرنگار مشرق گفت: هدف اصلی من بعد از اجابت دعوت سیامک انصاری، تشکر از اقدام مهران مدیری و گروهش در ساخت مجموعه ای بود که در تقبیح برنامه های ماهواره ای ضد ایرانی ساخته بودند.
داوودآبادی به نقل از انصاری گفت: این مجموعه 5 قسمت است که فقط یک قسمت از آن به صورت اتفاقی منتشر شده.

وی تصریح کرد: سیامک انصاری می گوید هزینه ساخت این برنامه را به صورت شخصی پرداخته ایم و هیچ مجموعه ای ما را در این زمینه یاری نکرده است. مهران مدیری و گروهش با توجه به توهین های شبکه های ماهواره ای به ایران و نظام تصمیم گرفتند این مجموعه را به صورت خودجوش بسازند اما چندین سال در آرشیو ماند تا اینکه به نحوی نامشخص منتشر شد.
گفتنی است چندی پیش برنامه ای 50 دقیقه ای منتشر شد که در آن مهران مدیری و گروهش در قالب یک مجموعه نمایشی، شبکه های ماهواره ای ضد ایرانی را به سخره گرفته بودند و این برنامه به رغم انتشارش در فضای سایبر، در میان مردم فراگیر شد. انتشار این برنامه طنز، مخالفان ایران در خارج کشور را به شدت عصبانی کرد و باعث شد که نسبت به مهران مدیری موضعگیری کنند.
آنچه ماهواره نشینان می کنند و آنچه "مدیری" در نقد آن!
این روزها انتشار قطعه نمایشی طنزی از مهران مدیری که شبکه های ماهواره ای را به سخره گرفته، نه تنها در داخل کشور بلکه در خارج از کشور نیز سر و صدایی به پا کرده است!
در این میان باید عنوان کرد که هر چند نگاه ریزبینانه و خلاق مدیری و گروهش به عملکرد غیر اخلاقی و مضحک شبکه های ضد انقلابی، حرکت قابل توجهی بوده است؛ اما ذکر چند نکته ضروری است:
۱ با نگاهی اجمالی به این کار باید گفت که اگر چه این قطعه نمایشی به تمسخر شبکه های ضد انقلابی ماهواره ای می پردازد، اما مدیری در این اثر نیز مانند سایر آثارش، زیرکانه از فضای سیاست زده کشور استفاده کرده تا ضمن دور زدن خط قرمزهای اخلاقی و قانونی، حرفهایی درست را در قالب طنز و با هدف اولیه تمسخر شبکه های ماهواره ای به گونه ای که متأسفانه هنجارشکن است بیان نماید.
مدیری در این کار، برای اولین بار از واژه های غیر اخلاقی (فحش) به کرات و بی هیچ لکنتی استفاده می کند، که قطعاً شنیدن این واژه ها و دیدن برخی حرکات از سوی چهره محبوب مهران مدیری و تیمش نه تنها دور از شأن ایشان است، که می تواند زمینه ساز عادی شدن این اصطلاحات و واژه های بی ادبانه در میان جامعه باشد؛ ضمن اینکه قطعاً بسیاری از مخاطبان این کار نمایشی کودکان هستند!
همچنین مثلاً برای نشان دادن رقاص بودن مجری های لس آنجلسی لزومی دیده نمی شد که بازیگری نام آشنا چند دقیقه ای خود به مهیج ترین شکل ممکن و بی هیچ پرده پوشی و گوشه زنی به رقص در برابر ببنندگان مشغول شود!
۲ متأسفانه کارهای خلاقانه، هوشمندانه و خنده آور مدیری در کنار گروه های متغیر همکار با وی و در مجموعه های مختلفی چون: ساعت خوش، نقطه چین، پاورچین، شبهای برره، باغ مظفر و... در عین اقبال گسترده بینندگان، همواره درجه ای از هنجارشکنی نرم را در درون خود حفظ کرده است، که بعضاً هم توسط مردم و کارشناسان در زمان پخش این آثار گوشزد می شد. این هنجار شکنی های تدریجی در کارهای تلویزیونی، در برخی کارهای نمایش خانوادگی (لوح های فشرده که توسط مغازه ها با مجوز ارشاد توزیع می شوند.) همچون "فضانوردان" به اوج خود رسید و رفته رفته که نه، بلکه با سرعت فزاینده ای به سینمای طنز کشور رسوخ کرد!
البته بی انصافی است که تمام تقصیر، گردن مدیری بیافتد بلکه همکارانی چون عطاران، جواد رضویان و... که اکثراً روزی بازیگر کارهای مدیری بوده اند نیز در افتادن سینمای طنز به وضع سطحی و سبک فعلی نقش مؤثر داشته و دارند. وضع طنز و سینمای دل به هم زنش چنان بدریخت شد که حتی مهران مدیری که بالاخره به واسطه انجام پروژه های مداوم با تلویزیون جمهوری اسلامی، به رعایت نسبی برخی ضوابط و چارچوب ها عادت کرده بود، به نقد این وضعیت نامناسب پرداخت!
اما در کار آخر مهران مدیری (قطعه نمایشی درباره ماهواره) این هنجارشکنی در حدی است که اگر بخواهد پایه و اساس کارهای آتی سینمای طنز کشور شود، قاعدتاً حتی معاونت سینمایی آسانگیر فعلی نیز بعید است مجوز ساخت یا نمایشی برای آن صادر کند!
در این کار، درستی اصل پیام که مسخرگی بی حد و حصر ماهواره نشینان آن طرف آب را به تماشا می گذارد، ناخودآگاه، ما را از زشتی آنچه در کیفیت بیان اتفاق می افتد، غافل می کند و این خندیدن های غافلانه به خانواده ها هم سرایت می نماید و چندی بعد تأثیر بد آن را در حرکات موزون و رفتار ناموزون فرزندانمان نیز خواهیم دید.
۳ نویسنده "قهوه تلخ" بلافاصله بعد از انتشار این کار طی مصاحبه ای عنوان کرده است که این کلیپ ۴ سال پیش تولید شده و از نحوه انتشار آن بی اطلاع است! این در حالی است که بازیگران این قطعه نمایشی، بازیگران حال حاضر "قهوه تلخ" هستند، نه آثار ۴ سال پیش مهران مدیری. ضمن اینکه برخی اصطلاحاتی که در این کلیپ استفاده می شود مربوط به سریالی است که اخیراً روی آنتن شبکه سوم سیما بوده است (!) بنابراین در چنین شرایطی که این کلیپ باعث عصبانیت شبکه های ماهواره ای شده است، تکذیب آن کمی باعث تعجب است.
۴ شیوه های تبلیغی مهران مدیری و گروهش همیشه منحصر به فرد بوده است که این منحصر به فردی برای قهوه تلخ بیش از بقیه نمود داشته است. شاید دور از واقعیت نباشد که جمع شدن بازیگران قهوه تلخ در یک خلأ زمانی برای تولید کاری اینچنینی به رشد دوباره فروش "قهوه تلخ" کمک کند!
جهان نیوز
با حمله به امثال "مهران مدیری" جامعه را دوشقه نکنیم
انتشار یک اثر تازه از مهران مدیری پیرامون وضعیت شبکه های ماهواره ای، طی هفته گذشته با واکنش های فراوانی از سوی مردم همراه بود اما در مجموع موضع گیری محترمانه ای خطاب به این کارگردان و بازیگر مسلط طنز نشد و بعضاً برخی حملات به هتاکی هایی نسبت به وی و دیگر دست اندرکاران و بازیگران این مجموعه منجر شد تا برخی در ارزیابی هایشان حتی از احتمال کاهش فروش مجموعه قهوه تلخ در فصل های بعدی سخن به میان آورند اما واقعیت آن است، این ساخته که مدیری در قبالش سکوت کرده، حداقل در سطح جامعه داخلی ایران واکنش منفی شدیدی نداشته است.
در هفته ای که گذشت، در فروشگاه های اینترنتی عرضه اثری طنز تحت عنوان «بمب خنده» به کارگردانی مهران مدیری آغاز شد و این اثر که در قالب یک حلقه CD، به فروش میرسید بدین شکل بدون مجوز راهی بازار شد و به سرعت نیز سر از سایت های خبری درآورد و به واسطه ادبیاتش، به جدی ترین موضوع هفته اخیر و هفته جاری در سطح افکارعمومی بدل شد و رسانه های داخلی و خارجی فارسی زبان به شکل وسیعی به این اتفاق که در مخصات چهره مدیری نزد بخشی از افکارعمومی تاثیرات مثبت و منفی داشته، پرداختند.
نخستین موضع گیری و تنها موضع گیری سازندگان این طنز از سوی خشایار الوند صورت پذیرفت که ساخت این اثر را مربوط به سه الی چهار سال قبل می دانست که پس از ساخت، از ارائه اش به بازار آثار صوتی و تصویری خانگی پرهیز شده اما متاسفانه الوند چندان با صداقت برخود نکرد، چرا که حداقل یک آهنگ در آیتم تقلید مسابقات شبکه های ماهواره ای و همچنین تقلید شوی یکی از آهنگ های خوانندگان که در انتهای فیلم می آید، عمری کمتر از دو سال دارد و طبیعتاً تقلید و به طنز کشیدن چیزی نمیتواند قبل از تولید اصل موضوع، ساخته شده باشد!
همچنین خشایار الوند گفته بود که قرار بوده این فیلم در قالب CD از طریق شبکه نمایش خانگی عرضه شود، اما در نهایت در آن زمان تصمیم گرفند این فیلمها آرشیو شود تا این اظهارات چنین پرسشی متبادر می سازد که چرا اثری را با صرف هزینه های معمول تولید کرده اید که به آرشیو فیلم هایتان اضافه کنید و آیا تصور نمی کردید انقدر طبیعی از آب درآید و یا پیش بینی نمی کردید که پس از قرار باشد قهوه تلخی بیرون بیاید که در باند مدت نیاز به حمایت عموم مردم در بحث خریدش باشد؟
اگرچه انتظار این است که الوند و مدیری با صداقت در این رابطه صحت کنند و از گذشته های دور و مباحثی که افکارعمومی را جری می کند بپرهیزند اما باید دید چه مسائلی باعث شده که مدیری و همکارانش یا سکوت کامل اختیار کنند و یا اظهارانی چنین متناقض داشته باشند؟ آیا تولید یک مجموعه طنز در خصوص سبک غیرحرفه ای فعالیت های شبکه های ماهواره ای جرم است؟ آیا مدیری نوع عملکردی که از شبکه های ماهواره ای با قدری اغرار به تصویر درآورده، حکایت بسیاری از شبکه های ماهواره ای نیست؟ آیا جز این است که در این مجموعه به شبکه های دارای ساختار حرفه ای و خارج از لودگی همچون بی بی سی و صدای آمریکا پرداخته نشده و دیگران را جوک کرده است؟
آنچه مسلم است، تنها نقاط ضعف مجموعه طنز 50 دقیقه ای مدیری شوخی های زننده جنسی اش است که متاسفانه در بخش هایی طنز را به هجو مبدل ساخته و طرح موضوعاتی چون بزرگ کننده، تنگ کننده و کلمات دیگر که در اشعار، مشاهده این اثر را در جمع خانوادگی قدری دشوار می سازد. البته آنچه علاوه بر این باعث شده نتواند خیلی زودتر از قهوه تلخ راهی بازار شود، طبیعی بودن بیش از حدش است که در بخش تقلید رفتار "اندی اندرانیک مددیان" که همان اندی خوانده میشود، بیننده ضمن شگفتی از کیفیت تقلید، حسابی به خواننده اصلی می خندد!
با این حال مدیری ترجیح می دهد، بسیار کم مصاحبه تر از همیشه ظاهر شود و در قبال انتشار این طنز که می تواند بر وجهه اش تاثیرگذار باشد، سکوت مطلق اختیار کند اما آیا حقیقتاً این سکوت می تواند شرایط بهتری را برایش رقم بزند؟ قطعاً چنین نخواهد بود چرا که در سکوت مطلق، تنها فضا باز میشود تا تحلیل های متناقضی در خصوص این اثر منتشر شود و بر منتقدان و مخالفان مدیری افزوده شود و بر این اساس به وی و دیگر همکارانش توصیه می شود با شفافیت برخورد کند و بدون هراس از حملات، از اثرشان دفاع کنند و از ترس واکنش های بعدی، روزه سکوتشان را استمرار نبخشند.
آنچه مسلم است، برخلاف فضاسازی ها، بخش عمده ای از مردم بدون آنکه از مدیری ناراحت شوند و در نگاهشان نسبت به وی اثر منفی به وجود آید، تنها به این مجموعه خندیده اند و صرفاً برایشان یک ماهیت طنز داشته، چرا که مدیری یک اثر مستند نساخته و حتی اگر مستند نیز می ساخت، چندان غیرواقع نمی شد. حقیقتاً چنددرصد از آنچه در خصوص شبکه های ماهواره ای ضعیف که برخی از آنها به اعتراف دیگر رقبایشان، مجموعاً دو یا سه نفر کارمند و مسئول دارند، به دروغ بیان شده و آیا جز این است که بسیاری از مطالب بیان شده در قابل طنز عین حقیقت است؟ آیا وضعیت برخی خوانندگان لس آنجلسی بهتر از آن است که در طنز مذکور به تصویر کشیده شده است؟
آیا هرکس مخالفان نظام را نقد کند، باید خودفروخته دانست و هرکس با یکی از مقامات دولتی نشست و برخواست کند، در لیست سیاه قرار داد؟ آیا این منطق خوبی است و اصلاً با این شیوه چیزی از جامعه ایرانی باقی می ماند؟ البته خلاف این نیز صادق است و آیا هرکس علاقمند به وارد به فضاهای سیاسی یا حاشیه ساز در سطح دولت نبود یا ملاقاتی با شخصی داشته باشد، باید ضد کل نظام تلقی شود؟ قطعاً نه از این سمت پشت بام سقوط کردن مطلوب است و نه از آن سمت پشت بام افتادن قابل قبول است و اعتدال مسیری خواهد بود که خطر سقوط را از بین میبرد و اعتدال را به جامعه باز میگرداند و بدین سان انتظار میرود، منتقدین ظرفیت نقدپذیری شان را بالا ببرند.
متاسفانه شرایط به گونه ای شده که هر دو طرف ماجرا دم از خودی و غیرخودی میزنند و شعار این شده که "هرکس با ما نیست، ضد ماست" و این خلاف تعالیم اسلامی و حتی خلاف آزادی و آزادگی است. پس انتظار این است که دو طرف دست از این رفتار بردارند و به دو شقه شدن جامعه دامن نزنند و چه خوب است که این بازنگری را با همین مسئله مهران مدیری شروع کنند و با دیگران که هدفشان صرفاً سیاسی و نان خوردن از تمسخر مظلومان است، در یک ردیف و دستگاه قرار ندهند که اگر چنین شود، ساز انتقاد ناکوک خواهد شود و عموم جامعه که کاری به دعواهای سیاسی ندارند، از هر دو جریان داخلی و خارجی دل خواهند کند و تمام مسائل سیاسی ایران برایشان بی اهمیت خواهد شد.
قدری واقع بین باشیم و دریابیم که در روزهای روی بورس بودن مدیری، چه انگیزه های پنهانی برای زمین زدن شخص وی و همچنین مجموعه قوه تلخ وجود داشته و چرا در بره کشان طنزش، این مجموعه طنز بیرون می آید و تلاش می شود با یک جریان سازی خبری، مجموعه طنز حال حاضرش تخریب شود؟ برخی می گویند مهران مدیری آدم موج سواری است و حتی در تحلیل های همکاران سابق ادعا شده که پدرخوانده شخص دیگری است (یکی از چهره های رسانه ای) و مدیری زیرمجموعه اش است اما در هر حال مدیری هرچه است، قوی ترین طنزپرداز حال حاضر ایران در حوزه مجموعه های تلویزیونی و کارگردانی طنز است و نباید به گونه ای رفتار کنیم که او نیز میان این شقه کردن ها، قربانی شود.
منبع: آینده |