قلبی که خوب نمی زند

قلبی که خوب نمی زند
اینطور که گفته اند فروش "سریال قلب یخی" حداقل انتظارات سرمایه گذاران تولید و پخش مجموعه را برآورد نکرده است. چرا این اتفاق رخ داده است؟
تلویزیونی ها تعبیر قشنگی دارند و می گویند زمان لازم است تا موتور سریال گرم شود و مخاطب با آن درگیر شود.
در نمایش خانگی عکس این ادعا رخ می دهد. باور نمی کنید.
"قهوه تلخ " طوفانی شروع می شود و در پایان به اندازه یک نسیم هم موج ایجاد نمی کند.
"ساخت ایران" در قسمت های اولیه پاسخ دلگرم کننده ای را از مخاطب گرفت ولی در ادامه، حنایش رنگ باخت.
"قلب یخی" در فصل اول کولاک کرد و در فصل دوم هر چه جلوتر آمد، بیشتر توی ذوق زد.
"قلب یخی " در فصل سوم علیرغم کامل بودن کلکسیونش از ستاره های سینمای ایران انتظار می رفت، رکوردی مثال زدنی از خود به جای بگذارد.
با اینکه ۶ قسمت اول سریال در دست مردم گذارده شده است، مدیر پخش مجموعه بی تابی به خرج داده و ناامیدانه از عدم استقبال مردم بویژه در شهرستانها خبر داده است.
البته در کلام این مدیر عامل شکست بازاریابی فیلم در شهرستانها کپی و سرقت سریال ذکر شده است. ضمن اینکه نمی توان این علت را نادیده انگاشت ولی بپذیریم که در فرهنگ تماشاگران ایرانی فاصله زمانی طولانی بین فصول سریال به مذاق ها خوش نمی آید و گسستگی و قطع ارتباط حسی و عاطفی بیننده با جریان داستان ممکن است هیچگاه ترمیم و برقرار نشود.
در فصل سوم " قلب یخی" تغییر اساسی داستان و ناپدید شدن همه بازیگران و شخصیت ها از محیط سریال – به جز یکی دو نفر – ظاهراً با بازخورد منفی قشری از تماشاگران روبرو شده است.
همه ماجرا این نیست. تلخی قهوه ای که به مردم خورانده شد، هنوز در کام ها باقی مانده است و معلق ماندن داستان سبب سلب اعتماد مخاطبان از نمایش خانگی شده است.
بازی کردن با احساس مردم و سواری گرفتن از توسن خیال آنها اگر به مقصد توام با آرامشی ختم نگردد، تاوان سنگینی را بر جا می نهد و در عصر و زمانه رقابت رسانه ها ممکن است راه بازگشتی بر آن مترتب نباشد. ادامه دارد…
منبع : روزانه های سینمایی
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ