گفت وگو با رامین ناصرنصیر/کارهای مدیری بازتاب همه توانایی اش نیست
گفت وگو با رامین ناصرنصیر/کارهای مدیری بازتاب همه توانایی اش نیست

وقتی مهران مدیری با ۷۷ به تلویزیون بازگشت، از گروه محبوب قبلی اش تنها رامین ناصرنصیر در کنار او بود. بازیگری صاحب نگاه و بهره مند از دانش هنری که وقتی پای صحبتش می نشینی، اطمینان می یابی با یکی از آن هنرمندان سربه زیری مواجهی که در هیاهوی شومن ها، سربه زیر دغدغه های خودش را پی می گیرد و اهمیتی به فراهم نشدن فرصت برای بروز همه قابلیت های خود نمی دهد. ناصرنصیر هنوز رابطه اش را با تئاتر حفظ کرده و اگر اهل سرزدن به کتابفروشی ها هم باشید، گاهی آثاری را با قلم او دیده اید. علاقه اش به فرهنگ شفاهی ملل مختلف که در ترجمه ضرب المثل های کوبایی و اشعار محمدالماحوط نمود یافته است. ترجمه نمایشنامه های چهار شمع بر جنازه ام و سمفونی درون بطری از دیگر از فعالیت های اوست. رامین ناصرنصیر از کسانی است که تلقی عمومی را از بازیگران طنز تغییر داده و البته به خودش هم این اجازه را نداده است که این فعالیت ها، بر حضور صادقانه اش مقابل دوربین در طنزهایی که برای مخاطب عام تولید می شوند، اثر بگذارد. پاسخ های او در این مصاحبه، بازتاب بخشی دیگر از روحیه اوست. بخشی که صراحت و صداقت نام دارد.
آقای ناصرنصیر، نخستین پرسشم درباره قطع شدن ناگهانی همکاری شما با مهران مدیری است. شما تنها عضو مجموعه ساعت خوش هستید که پس از وقفه سه ساله و بازگشت مدیری به تلویزیون با ۷۷ کنارش بودید. همکاری تان هم تا پلاک چهارده ادامه یافت و بعد دیگر تا قسمت های آخر قهوه تلخ که به مجموعه اضافه شدید، شما را در آثار مدیری ندیدیم. دلیلش چه بود؟
من هیچ گاه، هیچ مشکلی با شخص مهران مدیری نداشتم. در تمام این سال ها هم باهم در ارتباط بودیم. قطع همکاری دو دلیل مهم داشت. بعد از گذشت سه سالی که ممنوع الفعالیت بودیم، از اواخر سال ۷۶ تولید برنامه ۷۷ را آغاز کردیم. آن برنامه مورد توجه قرار گرفت و ۲۴۰ شب بی وقفه پخش شد. بعد هم با فاصله یی کم، ببخشید... شما؟ را شروع کردیم. آنجا وظیفه من سنگین تر بود. چون مهران مدیری فقط مصاحبه ها را می گرفت و کارگردانی آیتم ها را من انجام می دادم. بعد هم رفتیم سر پلاک ۱۴. این سه گام بزرگ و طولانی ذهنم را خسته کرده بود. حس کردم فکرم دارد کهنه و نخ نما می شود. به هرحال شما چه به عنوان نویسنده، چه کارگردان یا بازیگر، وقتی بی وقفه کار کنید، دچار چنین وضعیتی خواهید شد. تصمیم گرفتم مدتی کناره بگیرم. مدیری هم به من لطف داشت و برای کارهای بعدی اش تماس گرفت ولی انگار او هم از جایی فهمید که نمی توانم با آن روحیه کار کنم و بعد از آن تماس هایمان کاری نبود. اما دلیل دومش برخورد مسوولان تلویزیون با کارهای مدیری بود. آنها تا پیش از ۷۷ تجربه فراگیر و پرمخاطب شدن چنان برنامه هایی را نداشتند. وقتی با بازخورد گسترده آن آثار روبه رو شدند، تصمیم گرفتند از آن استفاده کنند. ایرادی هم ندارد ولی به شرطی که این استفاده به شعارهای سطحی درباره مسائل روز محدود نشود. این فشارهای مختلف گاهی کار را خراب می کرد و مدیری هم تقصیری نداشت. کم کم احساس امنیتم را برای حضور در کارهای آیتمی از دست دادم. در یک سریال شما قصه و شخصیت ها را می شناسید و می دانید، نمی توانند چندان در آن دست ببرند ولی وقتی بحث کار آیتمی پیش می آمد، دیگر هر روز ممکن بود یکی از این قصه ها درست شود. این دو عامل که هیچ یک ربطی به مهران مدیری نداشت، مرا به نوعی از ادامه همکاری با او منصرف کرد. ولی وقتی بحث قهوه تلخ پیش آمد، خب اولا مدت زیادی از آن روزها گذشته بود و بعد هم آن مجموعه در فضایی دیگر و برای شبکه خانگی تهیه می شد.
این فشارها و توقع ها بر بی خاصیت شدن طنز آیتمی هم تاثیر داشت؟
لزوما نه به این شکل. ببینید کلا تلویزیون وقتی می دید چیزی جلب توجه می کند، آنقدر بر تکرارش اصرار می کرد که دیگر از همه جذابیت هایش تهی شود. همین الان خنده بازار از تلویزیون پخش می شود. من آن را کامل ندیده ام اما یادم هست اوایلش مورد توجه قرار گرفته بود اما به حدی تکرار شد و به مناسبت های مختلف از آنها خواستند برنامه بسازند که الان دیگر جذابیتی ندارد. هر ذهنی تا جایی تازه است. شما چگونه می توانید نصف سال هرشب برنامه داشته باشید و در عین حال برنامه تان دیدنی باقی بماند؟
پیش بینی تان از نتیجه کار مهران مدیری چیست؟ اصلا هنوز بازی شما شروع شده است؟
بله. دو جلسه رفتم. ولی طبیعتا همه متن ها را نخوانده ام. پیش بینی ام مثبت است چون مهران مدیری را می شناسم و می دانم در درک طنز چه استعداد ویژه یی دارد. این را نه به استناد کارهایش که به دلیل شناختی که از او دارم، می گویم. معتقدم مدیری توانش فراتر از همه کارهایی است که تاکنون ارائه کرده و اگر سریال هایش بازتاب همه توانایی او نیست، شاید به دلیل مشکلات رایج و روزمره یی است که به همه ما فشار می آورد و باعث می شود گاهی اصلا کاری جدا از آنچه توانش را داریم، انجام دهیم.
در این همکاری دوباره، برای شما مهم ترین تغییر مهران مدیری در کار چه بود؟
حس کردم که این بار می خواهد بیشتر به مشکلات و دغدغه های روز جامعه بپردازد. شوخی با مسائل اجتماعی و سیاسی در کار جدیدش پررنگ است. جامعه ما سیاست زده است و مردم خیلی زود درگیر مسائل سیاسی می شوند. حق هم دارند. چون می بینند سیاست بر زندگی هرروزه و وضع معیشت شان اثر می گذارد. این روزها هم می بینید که به دلیل اتفاق های سیاست خارجی این تب دوباره خیلی بالا گرفته است. مدیری هم سراغ همین مسائل رفته و به نظرم کار جدیدش از این زاویه می تواند طیف های گسترده تری را درگیر کند.
آخرین پرسشم درباره تفاوت بازی در سریال و کار آیتمی است. از بازیگران دیگر سریال هم، این را پرسیده ایم. برای شما که با ساعت خوش و یک کار آیتمی، بازیگری را آغاز کردید، تفاوت بازی در این دو نوع کار، کجاست؟
کار داستانی مثل یک تابلوی رنگ روغن از استاد مرتضی کاتوزیان است. شما روی آن وقت می گذارید و به ظرافت هایش توجه دارید. ولی کار آیتمی شبیه اسکچ است. شاید اسکچ را در یک دقیقه بکشید ولی باید به اندازه همان تابلوی استاد کاتوزیان گویا باشد. کوتاه بودن آیتم، به معنی مهم نبودن برخی فاکتورها نیست. معنایش فشرده کردن آنهاست. باید بتوانید ویژگی های خاص یک شخصیت را در سه دقیقه برجسته کنید. به همین دلیل گاهی مجبورید رویکرد کاریکاتوری را وارد کارتان کنید. چون زمانی ندارید. هم سرعت عمل ذهنی می خواهد و هم توان نمایش کردن آنها را در کمترین زمان.
پس بازیگر آیتمی باید تیپ ساز باشد. فکر می کنید تصمیم مدیری برای دعوت از بازیگرانی که قبلا در این قالب امتحان خود را پس داده اند، ناشی از اهمیت همین نکته هاست؟
شاید. ولی در همین کار هم شما ممکن است بازیگری را ببینید که تیپ ساز نیست. مدیری بازیگرانش را می شناسد و ممکن است با علم به ویژگی های آن بازیگر، بخواهد جای خاصی از او استفاده کند. در یک آیتم ممکن است یک نفر تیپ باشد و دو نفر شخصیت باشند.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ