خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است.

داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشن‌ها.

 از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریال‌های آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و...                            

   رضا فیض نوروزی پدر زن پر دردسر

همه دردسرهای مسعود زیر سر پدرزن آینده‌اش است که رضا فیض نوروزی نقش آن را بازی می‌کند. او آرام و ساکت در تمام مدت روی صندلی‌های دادگاه نشسته و منتظر شروع کار است. بقیه بازیگران در فرصت‌های مناسب در بالکن سالن جمع می‌شوند تا نفسی تازه کنند و در این مدت هم مدام با یکدیگر شوخی می‌کنند اما فیض نوروزی هر چند دقیقه یکبار سری به بالکن می‌زند تا سیگاری روشن کند و بعد هم به سرعت داخل سالن می‌رود. او تا به حال 22 سریال طنز بازی کرده اما این سریال اولین همکاری او با مهران مدیری است. «مهران مدیری آدم ناشناخته‌ای نیست. در این سال‌ها بارها پیشنهاد کار با او را داشتم اما فرصت نمی‌شد و این سریال فرصت مغتنمی برای من بود تا در خدمت او باشم و برای من تجربه لذت بخشی بود.» آقای جندقی سریال مدیری هیچ ربطی به آقای کتل میان که فیض نوروزی با آن شناخته شد، ندارد:«این دو آدم کاملا متفاوت هستند. جندقی مرد شلخته شلم شوربایی است که نیروی محرکه اتفاقاتی است که برای مدیری می‌افتد.» این پدرزن خبیث در سه قسمت اول سریال و البته در تمام صحنه‌های مربوط به دادگاه حضور پررنگی دارد

                                      شقایق دهقان:پر از خستگی و استرس

چهره‌اش پر از خستگی و استرس است. ساعت از یک و نیم نیمه شب می‌گذرد و شقایق دهقان هنوز کارش تمام نشده تا برود و به بچه شیرخواره‌اش سر بزند. با نگرانی از سالن دادگاه بیرون می‌آید و به سمت اتاق گریم می‌رود تا سری به مهراب قاسم‌خانی بزند. او یکی از بازیگران ثابت و قدیمی سریال‌های مدیری بوده و انگار این بار هم هیچ‌کس دلش نیامده او در کار نباشد و برای همین حالا با این شرایط ویژه در آخرین سریال مدیری هم بازی می‌کند:«من روزها بچه داری می‌کنم و شب‌ها هم سرکار هستم و حسابی خسته شده‌ام، اما در مجموع کارم زیاد نبوده و در سه قسمت از سریال در سه یا چهار سکانس بازی دارم». دختر یک خانواده نیروی انتظامی است که مهران مدیری وارد خانواده آنها می‌شود. شقایق دهقان تمام مدت در سالن دادگاه راه می‌ رفت تا کارش تمام بشود، آخرین سکانس بازی امشب او در دادگاه و زمان شهادتش درباره ماجراها می‌گذرد:«آنقدر در این مدت گیج هستم که هنوز نمی‌توانم نظری درباره این شخصیت بدهم. در کارهای قبلی زمان زیادی برای درآوردن این نقش داشتیم اما دراین کار برای سه یا چهارتا سکانس زمان کمتری داریم و هنوز نمی‌دانم که چطور شده است». دهقان بعد از پایان سکانس ترجیح می‌دهد که خیلی سریع از محوطه دادگاه بیرون برود و به بچه کوچکش برسد

                                            فلامک جنیدی :آرام و ساکت

فلامک جنیدی با دست‌هایش تعداد کارهایی را که تا به حال با مدیری انجام داده را می‌شمارد و بلافاصله می‌گوید:«شش تا. من کار اولم را با مدیری شروع کرده‌ام و هیچ‌وقت به او نه نمی‌گویم». برخلاف تمام نقش‌هایی که او تا به حال برای مدیری بازی کرده، نقش سحر این سریال دختر آرام و ساکتی است که نامزد شخصیت اول است و درگیر اتفاقات و بلاهایی می‌شود که پدرش به سر مهران می‌آورد. جنیدی از این که نقشش برخلاف همیشه طنز نیست، گله‌ای ندارد و معتقد است:«سریال موقعیت‌های کمیک غریبی دارد و ریتم تند و جذابی دارد و شخصیت اول، مدام در شرایط مختلف با آدم‌های مختلف گرفتار می‌شود و همین باعث جذابیت کار برای مخاطب می‌شود.» بازی او در سه قسمت اول کار تمام شده است و صحنه‌های مربوط به دادگاه هم همین امشب تمام می‌شود. بعد از این جنیدی منتظر می‌ماند تا نتیجه ششمین کار مشترک با مدیری را ببیند. «مدیری کارگردان منحصر به فردی است، در پشت صحنه کارهای او چیزهای زیادی یاد می‌گیرم و به من خوش می‌گذرد

                         پیمان قاسم خانی:با همه کارهایمان فرق میکند

پیمان قاسم خانی سرپرست گروه سه نفره نویسندگان سریال است. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی و خشایار الوند داستان‌های مختلف این سریال اپیزودیک را می‌نویسند و او هم حواسش را جمع می‌کند تا خط ربط‌ها درست از آب دربیاید و کار متفاوتی را که با مدیری شروع کرده‌اند، درست تمام کنند. «‌این کار با تمام کارهایی که تا به حال انجام داده‌ایم فرق می‌کند. در این سریال به‌جز شخصیت مسعود شخصیت‌های ثابت نداریم و با بازیگران و داستان‌های زیادی روبه‌رو هستیم». مسعود شصت‌چی، آدم کم‌عقل و بی‌هوشی است که در موقعیت‌های مختلف گرفتار می‌شود. پیمان درباره این شخصیت می‌گوید:«این بدبخت، کلا از هوش تعطیل است. بدشانسی می‌آورد و در موقعیت‌های بدی قرار می‌گیرد که جوگیر می‌شود.» خلاصه داستان اول فیلم درباره مردی است که خودش را به جای دکتر، رئیس کلانتری، شاعرو... جا می‌زند. با شنیدن این داستان همه یاد کلاهبردار فیلم «‌اگه می‌تونی منو بگیر می‌افتند» اما از نظر سرپرست نویسندگان سریال این آدم و این سریال به این فیلم ربطی ندارد و شبیه فیلم دیگری هستند:«دیگران هم این شباهت را به من گفتند، اما من فکر می‌کنم که این فیلم روایت کمدی مدیری از فیلم «کلوزآپ» است.»
                             بهاره رهنما :دختر عجیب و رمانتیک پدرخوانده
 
آذرماه دختر عجیب و غریب پدرخوانده سنگدل است که گاهی رمانتیک می‌شود و گاهی هم نامزدهایش را جلوی تمساح می‌اندازد. اما بهاره رهنما در روز اول کار با ترس‌‌ولرز به مار و آفتاب‌پرست نگاه می‌کند و وقتی پیمان قاسم خانی به او می‌گوید:«می‌خواهم سکانسی با تمساح برایت بنویسم»، جیغ می‌کشد. «من از این حیوانات می‌ترسم اما بلاخره موفق شدم با کمک آقای رهبری مار را دور گردنم بیندازم». بعد از سال‌ها همکاری پیمان قاسم خانی و مهران مدیری، این کار اولین حضور رهنما در سریال‌های مدیری است. تابستان امسال این دو نفر در فیلم «دایره زنگی» با یکدیگر همبازی شدند و پیشنهاد بازی در این سریال هم از همان زمان به رهنما داده شد. «قرار بود نقش دیگری را بازی کنم اما من به مدیری گفتم که می‌خواهم نقش متفاوتی را بازی کنم و او هم جواب داد؛ نقش دختر پولدار متفاوت چطور است و نقش آذرماه به من رسید». حالا بازی او در خانه زعفرانیه تمام شده و تنها صحنه‌های دادگاهش باقی مانده. در شب‌های دادگاه بهاره رهنما با لبخندی برلب و چشمانی خسته از قبول این نقش راضی است.
 
                                      پژمان بازغی:افسر پلیس کاملا جدی
پژمان بازغی، افسر پلیس، شاهین اعتمادی و بازرس ژاور این سریال است. او از قسمت سوم وارد می‌شود و تا جایی که مسعود شصت چی را دستگیر می‌کند هم آرام نمی‌نشیند. بازغی بعد از دوسال با قبول پیشنهاد مهران مدیری به تلویزیون بازگشته و درباره این بازگشت می‌گوید:«دوست داشتم کار طنز را تجربه کنم وچه کسی بهتر از مدیری.» قبول پیشنهاد کار طنز، به این معنی نیست که بازغی را با چهره و بازی متفاوت و طنز می‌بینیم. نقش او در این سریال کاملا جدی است وموقعیت‌های کمیک هم مربوط به بقیه بازیگرهاست. بازغی در این مدتی که از تلویزیون دور بوده، پیشنهادهای زیادی برای بازی داشته اما در تمام این مدت دست نگاه داشته تا کارگردانی شبیه به مدیری به سراغ او بیاید:«تمام کارهای مدیری خوب است و چه کسی گفته که تلویزیون بد است و من نباید در تلویزیون بازی کنم. این سریال برای من جذابیت‌های زیادی داشت؛ تعدد لوکیشن و نقطه عطف‌های فیلمنامه چیزهایی بود که برای من جذاب بود. من نمی‌توانستم که بازیگر کارهای قبلی مدیری باشم چون آنها براساس بداهه‌گویی بود ولی این کار فیلمنامه داشت و از نظر حرفه‌ای با کار من یکی بود». بازی بازغی با این دادگاه تمام نمی‌شود. او تا لحظه‌های آخر فیلمبرداری باید حضور داشته باشد اما از همین الان از نتیجه کار راضی و صحبت بیشتر را به بعد ازعید موکول می‌کند
                                       پرستو گلستانی : یک نقش شیرین
پرستوگلستانی بازیگر سخت‌گیر و کم‌کاری است. اما او 15روز تمام در پشت صحنه سریال «مرد هزارچهره» بازی کرد و حالا شب آخر را در دادگاه می‌گذراند و حالا منتظر پایان کارش است. با این شرایط قبول بازی در سریال مدیری دلایل ویژه و خاصی را برای این بازیگر دارد:«این اولین کار من با مدیری است. مدیری کارگردانی توانا، باهوش و باذکاوت است که می‌داند چه می‌خواهد. برای من شخصیت آدمی که با او کار می‌کنم خیلی مهم است و به همین دلیل بازی دراین سریال را قبول کردم». این سریال اولین تجربه همکاری گلستانی با مدیری است. حضور این کارگردان و شرایطی که خود نقش دارد آنقدر برای او ایده‌آل است که اگراین سریال به جای 15 قسمت، 90 قسمت هم بود، این پیشنهاد را قبول می‌کرد:«نود شبی‌های خوبی در دنیا ساخته می‌شود و اگر سریال نودشبی بود که مدیری می‌ساخت و نقش و شرایط آن را دوست داشتم، آن را قبول می‌کردم». تا این جای کار او از همه چیز راضی و معتقد است که این سریال، کار خوبی از آب در آمده چون:«اتفاقات سریال مختلف و شیرین است. این مجموعه تک محوری نیست و عین یک پازل می‌ماند که در کنار هم قشنگ می‌شود.»