مهران مدیری و موسیقی +مرد هزار چهره از نگاه جام جم
سلام دوستان![]()
کلی مطلب تو این پست گذاشتم
همشو بخونین خیلی جذابه آخریشم در مورد سانسوره![]()
پستهای قبلی رو هم بخونین ![]()
تولد استاد رو هم دوباره تبریک میگم![]()
چند تا مطلب از جام جم راجع به "مرد هزار چهره" میذارم اینم بخونین
مهران مديري
مهران مديري با يك پيشنهاد خواننده شد. فردين خلعتبري آهنگساز به مديري پيشنهاد كرد كه خواننده شود و به اين ترتيب فعاليتش در عرصه موسيقي هم شروع شد. مهران مديري در اين باره ميگويد:«قبل از آن براي خودم توي حمام ميخواندم، ولي تشويقهاي فردين خلعتبري باعث شد خواننده شوم. فردين دوست قديمي من است.» سال 79 بود كه آلبوم اولش را روانه بازار كرد؛ كاستي كه در آن مرحوم بابك بيات هم آهنگسازي كرده است:«همكاري با مرحوم بيات باز هم پيشنهاد فردين بود و همين موضوع باعث شد با ايشان ارتباط برقرار كنم. يك روز به خانهاش رفتم و موضوع را با او در ميان گذاشتم. بعد يكي دو ترانه را همانجا تمرين كرديم و اين شد كه با ايشان همكاري داشتم.» مديري اخيراً به خواننده تيتراژهاي سريالهايش تبديل شده و معمولاً بينندگان تلويزيوني صداي مديري را از اين طريق ميشنوند، اتفاقي كه ممكن است در سريال جديد اين كارگردان هم بيفتد. او سه سال پيش اولين كنسرتش را برگزار كرد كه با استقبال چشمگيري هم روبهرو شد. مديري در اين رابطه ميگويد:«يك كنسرت در سالن ميلاد داشتيم و يك كنسرت هم در امارات. البته در كنسرت اركستر سمفونيك هم حضور داشتم كه تجربه جالبي بود.» او در مورد چگونگي كارهايش در عرصه موسيقي ياد آور ميشود:«ما ابتدا شروع ميكنيم به جمعآوري ترانهها. اين كار به عهده افشين يداللهي است. با كمك او اين كار را ميكنيم و بعد كمكم كار آهنگسازي و ديگر كارهاي آن انجام ميشود.» سال گذشته در جشن دنياي تصوير جايزه بهترين ترانه را براي سريال باغ مظفر دريافت كرد و دو بار هم براي اجراي ترانه روي صحنه رفت و به شوخي گفت:«جايي كه محمد اصفهاني نشسته است، من غلط ميكنم خوانندگي كنم!» با اين وجود، او در اين جشن ترانه سريال شبهاي ببره را لبخواني كرد و يكي از كارهاي تازهاش را هم بهصورت زنده و با پيانو اجرا كرد. مديري آن شب گفت كه براي اجراي اين ترانه پيانو خريده و به سالن وزارت كشور آورده و بعد از پايان مراسم حاضر است آن را بفروشد، به شرطي كه مشترياش پيدا شود!

بهبه، چه ميكنه اين مهران مديري
آقاي قاضي من بيگناهم، همش تقصيرآقاي جندقي بود كه به من لذت عبور از چراغ قرمز را چشاند، تقصير خاندان طبيبيان بود كه به من نشان داد شهرت چه لذتي دارد، تقصير معاون كلانتري بود كه به من نشان داد قدرت، عجب چيزي است، تقصير شاعران الكي خوش بود كه به قول زندهياد حسين پناهي به من نشان دادند كه با شعر ميتوان از جهنم زندگي بهشت ساخت و تقصير خانواده قزاقمنديان بود كه به من نشان دادند با ثروت و پول هرچند از راه خلاف به دست آيد چه زندگي مجللي ميتوان داشت. آقاي قاضي من اصلا خودم نميخواستم اينجوري شود، ديگران با ساده لوحي خود مرا به راههايي بردند كه اصلا فكرش را هم نميكردم. من آدم بدي نبودم شرايط باعث شد تا من بد شوم و بد فكر كنم و هوس سوء استفاده به سرم بزند.
مرد هزار چهره بار ديگر توانايي مهران مديري را به رخ همه كشيد و نشان داد كه او در زمينه ساخت سريالهاي كمدي بسيار توانمند است و از طرفي نشان داد كه پيمان قاسمخاني و گروه نويسندگانش به اطراف خود به خوبي نگاه ميكنند و به اصطلاح زير باد خنك كولر و يا كنار گرماي شومينه متن سريال نمينويسند، آنها با دقت به اتفاقات جامعه و آدمهاي آن مينگرند و با كاربردهاي طنز آشنا هستند اثري ميسازند كه هم مردم را بخنداند و هم آنها را وادارد كه كمي فكر كنند و آدمهاي شبيه مسعود شصتچي را در اطراف خود شناسايي كنند و براي نمونه بگويند، محاكمه اين آدم چقدر شبيه محاكمههاي اوليه شهرام جزايري است. در اين ميان فقط بايد كمي دل به دل مردم خونگرم و دوست داشتني شيراز داد و به آنها گفت، زياد ناراحت نباشيد و جوش نياوريد. باز هم خدا پدر سازندگان سريال مرد هزار چهره را بيامرزد كه صفا و صميميت شيرازيها را به نمايش گذاشتند، شصتچي فقط ميگويد من اهل شيرازم، نه لهجه شما را ناجور ادا ميكند و نه بزرگان شما را دست مياندازد، او فقط از ديگران شكايت ميكند كه او را گول ميزدند

كساني كه ساختههاي اين هنرمند را ديدهاند ميدانند كه معمولا، مديري در طول سريال، خط اصلي داستان را (كه براساس نياز و استقبال مخاطب است) تعيين ميكند اما اين بار، در مجموعه «مرد هزار چهره» انصافا چنين نبوده و كاملا داستان داراي چارچوب دقيق و رساي دراماتيك ميباشد.
نكته ديگري كه باز بر اين مجموعه حائز اهميت است چرا كه در مقام قياس با ديگر ساختههاي مديري، آثار قبلي او از اين حيث رنج ميبرد، ورود دقيق مديري به حوزه طنز است. در «مرد هزار چهره» جايگاه اصلي طنز بدقت و ظرافت خاص لحاظ شده. داستان با شروع هيجاني و فضاي سنگين ورود يك متهم آغاز ميشود، متهمي كه با تكرارهاي متعدد پلانهاي نخست تاكيد برهزار چهره بودن او هست، وقتي دادگاه تشكيل ميشود و متهم به پشت تريبون ميرود، مخاطب ناگهان شوكه ميشود، چراكه با شخصي ساده با بياني آرام و شكسته روبهرو ميشود كه خيلي در نگاه اول، جسارت و خلاف به او راهي ندارد. از اينجا داستان شروع به يك حركت روايي ساده ميكند و متهم خود را با رويكرد خاص اخلاقياش معرفي ميكند. او خود را كارمند منضبط و دقيق اداره ثبت احوال معرفي كرده و چگونگي ورودش به حوزههاي خلاف را تعريف ميكند. يك درخواست نابجا در شب خواستگارياش از سوي پدر زن آيندهاش، به ناگهان مسير آرام و هموار زندگي او را سخت و پيچيده و درهم ميكند. اين ورود به بحث اگر چه به كندي و سردي همراه است، اما در طول قصه با جذابيت همراه است.
در «مرد هزار چهره» با وجودي كه اين پتانسيل وجود داشت تا قصه با نوسان و جذابيتهاي خاص توامان شود، اما شايد به دو دليل عمده، كمي رنگ باخته است. اول نوع حركات و برخوردها كه ديگر در كارهاي مديري كاملا كليشهاي و تكراري شده، تكه كلامها، حركات چهره و بدن، نوع نگاهها، مكثها، هر كسي را به ياد مجموعههاي پاورچين و شبهاي برره و باغ مظفر مياندازد مثلا سكوتهاي همراه با تعجب و نگاههاي خاص مديري به دوربين واقعا تبديل به يك اثر تكراري محض شده، دوم قائل شدن بر شخص به عنوان كاراكتر اصلي و تاثيرگذار در«مرد هزار چهره» مخاطب شاهد است كه از اول قصه تا پايان همه چيز حول يك شخص يعني مرد هزار چهره با بازي مديري ميچرخد. البته اين درست است كه با توجه به نام و محور قصه اين اصل بايد رعايت شود، اما آيا اين امر براي يك مجموعه 13 قسمتي چند صد دقيقهاي هم صادق است؟ آيا باعث دلزدگي و خستگي براي بيننده نميگردد؟ البته گويا اين جزيي از روند هنري «مديري» است چرا كه در اكثر مجموعههاي طنز وي همه چيز معطوف به چند شخصيت و آن هم حول شخصيت محوري با بازي خودش ميچرخد.
به هر حال در يك جمعبندي كلي، «مرد هزار چهره» با دارا بودن يك داستان و موضوعي قوي اگر پردازش دقيق و هنري فني كاملي ميشد و كليشههاي تكراري در آن حذف ميشد، قطعا به عنوان بهترين اثر تلويزيون در نوروز 87 بايد از آن ياد ميكرد.
محمد عرفان كلاكي
هنرمندان از كارنامه موفق تلويزيون ميگويند
گروه رسانه- مهديغلامحيدري: امسال تلويزيون تلاش كرد با انبوهي از سريالها و فيلمهاي مختلف مخاطبان را پاي اين جعبه جادو بنشاند؛ تلاشي كه البته با واكنشهاي مختلفي هم روبهرو شد.
سيروس مقدم، رامبد جوان، مهران مديري و جواد رضويان هنرمنداني بودند كه آثارشان از شبكههاي مختلف به آنتن پخش سپرده شد
مهران رسام، تهيهكننده تلويزيوني با توضيح اين كه اصولا برنامههاي عيد تلويزيون بايد شاد باشد، ميگويد: فكر ميكنم مرد هزار چهره توانست به اين مهم چهره عمل بپوشاند و اثري خلق كند كه مخاطب با ديدن آن شاد شود
بهرام عظيمي، انيماتور و كارگردان شناخته شده برنامههاي انيميشن در اينباره ميگويد:
سريال مرد هزار چهره هم ايرادهايي از سر شتابزدگي داشت كه در اكثر سريالها و بخصوص تلهفيلمهاي 90 دقيقهاي هم آن ايرادها به چشم ميخورد. خود من كه بهترين سريالها را يك بار بيشتر نميديدم، تكرار آن را در روز بعد ميديدم.
محمدتقي فهيم هم درباره برنامههاي نوروزي سيما ميگويد:
مرد هزار چهره» را موفقتر از ساير سريالهاي نوروزي ذكر و اظهار ميكند: مديري با نوآوري در آخرين ساخته خود با استقبال مخاطب مواجه شد؛ از سوي ديگر در «مرد هزار چهره» كمتر شاهد سطحينگريهاي موجود در داستان سريالهاي قبلي او بوديم. فهيم ميافزايد: در مقايسه با ساير سريالهاي نوروزي، «مرد هزاره چهره» تلفيقي از كمدي موقعيت قوي با طنز كلامي خوب بود.
وي در ادامه ميگويد: در مرد هزار چهره به گرايشهاي مختلف اجتماعي به خوبي و بهطور غيرمستقيم پرداخته و حتي به سطوح بالاي مديريتي اشاراتي شده بود.
بهروز مفيد، تهيهكننده تلويزيوني هم با توضيح اينكه شبكههاي مختلف سينما در ساخت و ارائه فيلمها و سريالهاي نوروزي موفق عمل كردهاند، ميافزايد: در ميان سريالهاي نوروزي مرد هزار چهره، كار مهران مديري را دوست داشتم، پيامك از ديار باقي هم كار خوبي از آب درآمده بود، اما انگار قسمتهاي آخر آن كمي كشدار شده بود.

وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخشهايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنههاي اضافي را كه با تغيير پايان بيربط شده بود، از كار درآورديم.
وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر ميبرد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.
وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري ميديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمهاي به داستان اصلي سريال نميزد.
وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيريهاي سازمان صدا و سيما برميگردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل ميكنند.
**«مرد هزار چهره» وارد بازيهاي سياسي نشده است
شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژهاي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي ميتواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساختهاند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط ميدهند.
وي افزود: بسط دادن قصههاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيتهايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نميرسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگيهاي حاشيهاي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاهبرداري ميكنند و اشتباه در جاي خود قرار ميگيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.
** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد
مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفهاي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني ميتواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق ميكرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.
وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامههاي 90 شبي باقي ميماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه ميگفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام ميدهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصهاي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.
شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن ميشناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازيهاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقهمنديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقشهاي قبلياش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان ميدهد.اين مجموعه پروژهاي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه ميتواند.
** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري ميتوانست حساسيتبرانگيز باشد
وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژهاي در فيلمها و سريالها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل ميشود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي ميگذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن ميرفت.
وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نميشود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم ميتواند در شرايط مختلف بد شود.
** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت
شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشنهاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق ميدهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردانهاي بسياري را ديدهام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.
وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام ميكردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.
وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون ميشود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها ميشود و كار ملموس تر و واقعيتر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ