با سلام

یه مژده دارم براتون

شما میتونین از این وبلاگ چند سکانس کوتاه و بانمک از مرد هزار چهره رو

 دانلود کنید و لذت ببرید

پیشنهاد میکنم حتما سر بزنین و دانلود کنین واقعا جذابه

این مطلب هم از بانی فیلم گرفت بخونین

مرد هزار چهره؛ گامي به سوي طنز مدرن‌

 

مرد هزار چهره به دليل حضور كالتي چون مهران مديري با هر كيفيت و ساختاري كه روي آنتن مي‌رفت، باز هم مخاطبان خود را پيدا مي‌كرد، حتي اگر بعد از تماشاي  آن به تمجيدش نمي‌پرداختند‌، اما اين بار مديري با ياري پيمان قاسم‌خاني گام بلند و جسورانه‌اي برداشت كه مي‌توان از آن تعبير به <ارتقاي سطح كمدي‌سازي در تلويزيون> كرد.

                                مهران مديري؛ با چهره‌اي تازه‌

 

با آنكه انتظار مي‌رفت دوباره در شكلي ديگر شاهد طنزي با شوخي‌هاي خاله زنكي‌، اما جذاب و تكرار توي دوربين نگاه كردن‌هاي مهوع از مديري باشيم، مديري با چانه‌زني‌هاي لازم پيش از ساخت، خصوصاً با نيروي انتظامي با خيال راحت مرد هزار چهره را كارگرداني كرد.

شخصيت مسعود شصت چي يك امتحان دوباره بعد از مدت‌ها براي مديري بود تا نشان دهد در عرصه بازيگري چند مرده حلاج است. مديري هر چند هنوز تعلق خاطر مشهودي به شگردهاي آزموده بازيگري‌اش نشان مي‌دهد، ولي از برخي از همان‌ها به درستي براي نقش‌ شصت‌چي استفاده كرد؛ حركات دست، تكيه كلام جديد، نوع راه رفتن با اندكي قوز، قرار گرفتن در موقعيت افرادي كه با ظرافت به ديگران فخر فروشي و آنان را با زيركي از موضع يك عالم همه چي دان تحقير مي‌كنند و ...

در كنار اينها، مديري با فاصله گرفتن از شخصيت‌هايي كه با نقشه‌ در پي فرصت طلبي و سواستفاده هستند، البته در قالبي ديگر تعريف جديدي از جايگاه خود در مقام بازيگر به دست مي‌دهد. ضمن اينكه او اين با دعوت از بازيگراني كه انتظارشان نمي‌رفت، به توهم گروه گرايي‌

- بخوانيد باند بازي! - خود در زمينه انتخاب بازيگر - كه شبهه ناتواني‌اش در بازي گرفتن از چهره‌هاي ديگر بازيگري را نيز ايجاد مي كرد- پايان داد. با اين وصف در كارگرداني مهران مديري، جدا از اينكه تن به كارگرداني نماهاي شلوغ داده، نكته ديگري نمي‌توان ديد. چرا كه بيشتر كساني كه براي نخستين بار با او همكاري كرده‌اند، خود بازيگران توانا و امتحان پس داده‌اي هستند؛ عليرضا خمسه، پرويز فلاحي‌پور، پژمان بازغي و...

اما همانطور كه ذكرش رفت، بازي او در اين مجموعه به عنوان فردي كه در اغلب صحنه‌ها ديده مي‌شود و در معرض داوري است، دلنشين بود.

                 

                                 

 

 

پيمان قاسم‌خاني؛ طنزپرداز مستعد

 

در جامعه پر از سوتفاهم ما كه حتي نقد سازنده در هر صورتي با اهرم‌هاي مقابله كننده مواجه مي‌شوند، توسل به طنز براي بيان دغدغه‌هاي اجتماعي و بخصوص سياسي هميشه كار شاقي به نظر مي‌رسد.

پيمان قاسم‌خاني و گروهش كه حالا ديگر تعامل تام و كاملي با يكديگر دارند، ادعاي اينكه فيلمنامه اريژينالي را نوشته‌اند، نداشتند و از همان اول به اقتباسشان از داستان <پخمه> نويسنده ترك، عزيز نسين اذعان داشتند.

همچنين تشابهات فضاي فيلمنامه با قصه <اگه مي‌توني منو بگير> استيون اسپيلبرگ هم قابل بررسي است، اما حضور آدمي مثل مديري و شوخي‌هاي بكر و فوق‌العاده نويسندگان، مرد هزار چهره را به اثري فكر شده تبديل كرد.

شوخي‌هاي تندي كه در فيلمنامه با صنف پزشكان، شاعران و نيروي انتظامي شده بود، در بستر روايتي منقدانه از سطح به عمق آمد تا اتهام ساده‌انگاري وارد نشود.

سكانس‌هايي چون سخنراني هجو آميز ‌ <سپهر جندقي> پزشك براي حاضران و نيز انتخاب هوشمندانه نماهاي بسته مستمعان، سكانس ميز شام در خانه دكتر طبيبيان و... سرشار از لحظاتي بديع بودند. هر چند در بخشي كه در خانه قزاقيان و خلافكارها مي‌گذشت، كار افت شديدي چه در بخش اجرا و چه در متن داشت و حس  و حال و طراوت قبلي را نداشت.

قاسمخاني در اين كار نشان داد كه چه استعدادي براي شوخي سازي درباره ابعاد مختلف جامعه، شخصيت‌هاي ملموس و موقعيت‌هاي ساده دارد كه به جهت روزمرگي، شايد سوژه مناسبي براي طنز نباشد.

حاشيه‌ها

- اخيراً شايع شده كه اداره ثبت احوال شهرستان شيراز از عوامل مجموعه شكايت كرده است. حتي شنيده شد اين اداره تقاضاي دريافت 25 ميليون تومان غرامت كرده است!

- حامد بهداد و محمد صالح اعلا از بازيگراني بودند كه قرار بود در اين مجموعه بازي كنند، اما حضورشان منتفي شد.

- سكانس‌هاي مربوط به محمدرضا حسينيان و نيز بخشي از بازي رضا رشيدپور كه در آنونس وجود داشت، در كار ديده نشد.

- تيتراژ ابتدايي مجموعه ايده و اجراي خوبي داشت. استفاده از لوگوي فيلم <پدر خوانده> در تيتراژ پاياني هم تناسب ظريفي با ايده اصلي فيلمنامه داشت.

 

‌همشهري: پيمان قاسم‌خاني سرپرست نويسندگان <مرد هزار چهره> در گفت‌وگو با اين روزنامه گفته: ... فقط در صنف دزدها و قاتل‌ها از ما شكايت نكرده‌اند كه چرا با ما شوخي كرديد، وگرنه همه دلخور شده‌اند! مي‌خواهم بگويم اين سيستم جامعه ماست كه خوش نداريم با ما مزاح كنند و كمدي نوشتن در اينجا كار آساني نيست. بايد روي لبه تيغ حركت كنيم و حسابي مراقب باشيم.

                                    

               

  

این مطلب رو هم از وبلاگ پارمیدای عزیز گرفتم  بخونین 

 

مهران مدیری را دوست دارم. نه فقط به این خاطر که همشهری است،نه فقط به این خاطر که خوش برخورد است،نه فقط به این خاطر که کم حرف است اما وقتی حرف می زند حسابی می خنداند، نه فقط به این خاطر که به طرز عجیبی دوست داشتنی است... همه ی اینها می تونه دلایلی کافی برای دوست داشتن شخصیتی چون مهران مدیری باشه که هست. اما دلایلی دیگری هم هست که مهم تر باید باشد انگار!
مدیریِ کارگردان:جدیت،پشتکار،دقت،قدرت بازی گیری از بازیگرانش(هرچند بیشتر به بازی بازیگران اصلی دقت می کند). از کوچکترین چیزها در لوکیشن مورد نظر غافل نیست. حتی تنظیم ساعت دیواری.
 
مدیری بازیگر: موقعیت شناس با بازی روان. در هر موقعیتی باور پذیر است. بازی اش روان است. نه فقط در سریال های خودش که در فیلمی چون "دایره زنگی".
و این روزها مهران مدیری کارگردان و بازیگر و گروه نویسندگانش ما را پای تلویزیون نشانده اند تا لذت ببریم. همان قدر که از برنامه ی "کوله پشتی" فرزاد حسنی و انتقادات بی پرده اش از طرح امنیت اجتماعی لذت بردیم. حالا وقتی "مرد هزار چهره" را می بینیم به اندازه ی تمام جامعه ی ایران برایش ما به ازای بیرونی سراغ داریم.مهران مدیری و قاسم خانی ها و ژوله و الوند مدلی کوچک شده از جامعه را نشانمان می دهند با همه ی بی اخلاقی ها و زشتی هایش که در هر صنفی و در هر گروهی پیدا می شود تا شاید تلنگری باشد به "ما"هایی که شعار اخلاق گرایی سر می دهیم و در عمل؟!
 
"جمعیت هر چقدر کمتر،جرم هم کمتر"،"برای عملیاتی به این مهمی ۳-۴ تا کشته دادن طبیعیه"،"من اینجا هم بازداشت می کنم،هم حکم می دم،هم اجرا می کنم" این سرهنگ غفاری به نظر خیلی آشنا میاد!
 
"ده دستبند برای بازداشتگاه،پول آب را باید بدهیم،پول گاز جدا و دیگر هیچ" نقد محافل و آدم هایی که دچار پز و توهم روشنفکری هستند هم به اندازه ی نقد طرح امنیت اجتماعی جذاب بود و جالب و واقعی!
پروفسور جندقی هم که حقیقتی بود برای خودش! کم نیستند پزشکانی چون طبیبیان که پزشکی برایشان تفریح است و نوعی پز و اساسا برای بیمار و مریضی اش دل نمی سوزانند و شعار می دهند. پول بر انسانیت تقدم دارد!
"مرد هزار چهره" همچنان پیش می رود و همچنان در قالب های مختلف ظاهر می شود و می تواند آینه ای باشد در برابر ما به شرط سالم ماندن آینه! حالا که از نقد طرح امنیت اجتماعی به حق خوشحال می شویم و توقع داریم خودشان را اصلاح کنند،از نقد خودمان هم خوشحال شویم و نقد مرد هزار چهره را به خودمان (جامعه مان)بپذیریم و خودمونم اصلاح کنیم. زیاد هم بد نیست!می دونم سخته! ولی از مردمی که بی دلیل و با دلیل با تمدن و فرهنگ کهنشون می نازن بعیده که تمام ایرادات رو متوجه دولت و... کنند!
امیدوارم مهران مدیری و نویسندگانش همین طور خلاقانه پیش برن و همین جوری ایده از خودشون صادر کنن و خدای نکرده "به خاطر بیماری قلبی" خانه نشین نشوند
 
سوسن شریعتی ـ سالنامه ی شهروند امروز