ادامه کنسرت + چه کسی از مهران مدیری نمیترسد؟
| نظرسنجی جدید درباره بهترین فیلم اکران نوروزی است کاربران «سینمای ما» انتخاب کردند:«مرد هزار چهره» بهترین سریال تلویزیون در تعطیلات نوروز | |
![]() | |
|
ساعت 10/30 دقیقه است و انگار زمان آنتراکت طولانی شده که مردم با تشویقهایشان خواستار ادامه برنامه می شوند. | |
اینم ادامه کنسرت :
ساعت 10/30 دقیقه است و انگار زمان آنتراکت طولانی شده که مردم با تشویقهایشان خواستار ادامه برنامه می شوند.
* مدیری به روی سن می آید و ضمن مرتب کردن می گوید: همه ی کارها رو خودمون همه ی کارها رو خودمون انجام می دیم....شما نگران نباشید.
و صدای کسی که داد می زنه : مرسی!
می پرسه: خسته که نشدید!
آهنگ شاد درخواست می شود که می گوید چشم! و اضافه می کندمن متوجه نشدم خسته که نشدید؟
و مردم جواب می دهند:نه.
ترانه لالایی را اجرا می کند که فبلا با صدای استاد محمد نوری شنیده ایم.
آنقدر قشنگ می زند که موجب تشویق مردم می شود!
* سر سنگ چشمه ها....
توی دره ها....جاده های باریک
* در اون شبهای بارون چیک چیک ناودون کوچه های تاریک.
مدیری تشکر می کنه از اجرای زیبای ویسانلو( نوازنده گیتاریست)
و اضافه می کنه: احساس می کنم یه کمی قطعاتی که خونده می شه غمگینه!
همه با گفتن بله تشویق می کنند.
می پرسه: پس چرا دست می زنید؟
در این باره توضیح می ده: 2 ترانه ی شاد بود که به خاطر شرایطی برای اجرای امشب نتونستیم برسونیم امیدوارم برای فردا شب آماده بشه یک سری مشکلات داشتیم که مربوط به خواننده بود مربوط به من نه موسیقی. معذرت می خوام از بابت این که حوصله تون سر رفت!
تمام گروه به جایگاه می آیند.
حضور ناصر رحیمی و تشویق مردم. با اشاره او موسیقی شروع می شود.
و موسیقی ملایمی با نوازندگی ویولن ها!
* ما برای پرسیدن نام گلی آشنا چه سفرها کرده ایم
* ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطر ها کرده ایم*
یک دختر کوچولوی 2 ساله بغل پدرش می گه: چرا بامشاد نیومد؟
ترانه مهر و ماه در خواست می شه ! و مدیری می گوید: چشم!
فکرش را نمی کردم سالن این قدر پر شود!
مدیری می گه یکی از شعرامونو گم کردیم... الان خدمتتون می خونم....بله این جاست!
** دل من ...دل تو....دل ما....دل همه آدما مگه چی می خواد!**
خیلی قشنگه! این ترانه بسیار زیبا بود و دلنشین! و تشویقی بی نظیر!!!!!
مدیری می گه: من اولین بارمه کنسرت می دم....یک کمی بلد نیستم.حرف زدن و یک کمی ایجاد هیجان لازمه.
با تشویق مردم اضافه می کنه: امیدوارم از فردا بهتر بشه.
مردم دست می زنند.
چشم به دست و مضراب علی رزمی است.
مدیری کنار علی رزمی نشسته.
* آره بارون می اومد خوب یادمه.....
مثل آخرای قصه که آدم می ره به رویا*
این ترانه فوق العاده است!
* یه غروب تو گونه هات دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشات
* اما فرقی ام نداره کار از این حرفا گذشته دیگه قلبم سر جاش نیست
* آره بارون می اومد خوب یادمه
* خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست......
*اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
این ترانه فقط با پیانو و سه تار اجرا شد.
من در حين آماده شدن براي رفتن بودم که ناگهان متوجه دختر ، همسر و بستگان آقاي مديري شدم !!!
که برخلاف تصورم ، آنها با آقاي مديري به پشت صحنه نرفتند !!!
آنها هم منتظر شدند تا از هجوم جمعيت کاسته شود و به طرف پارکينگ بروند !!!
فرصت رو مناسب شمردم و جلو تر رفتم و از نزديک شاهد گفت و گوي آنها شدم !!!
آنچه که در تصور داشتم ، آن بود که بستگان آقاي مديري از عکس گرفتن و مصاحبه کردن من راضي نباشند که بر عکس شد !!!
خانمي پيش خانم آقاي مديري رفت و از او در خواست کرد که آقاي مديري رو صدا کند و چند عکس يادگاري با هم بگيرند !!!
خانم مديري با تلفن همراه خود چند باري انصافاً تلفن آقاي مديري رو گرفت ولي انگار خاموش بود !!!
بعد من پيش خانم مديري رفتم و پس از سلام کردن با ايشان مصاحبه کوتاهي کردم:
مگه پيش اقاي مديري تشريف نمي بريد ؟
ــ نه ما هم مثل بقيه بايد از پارکينگ بدون آقاي مديري برويم !!!
اجراي برنامه رو چطور ديديد ؟
ــ براي اولين بار بد نبود !!!
آقاي مديري در سالن تمرين هم داشتند ؟
ــ بله يه چند روزي در خود سالن تمرين کردند که در روزهاي پاياني عده اي از بستگان ما هم به عنوان مهمان حضور داشتند !!
آقا پسر کجا تشريف دارند ؟
ــ همراه پدر در پشت صحنه
(تا اون لحظه از نوازندگي پسر مديري مطلع نبودم و با شنيدن اين خبر جا خوردم !!!)
در اين لحظه خانمي جلو آمد و از همسر آقاي مديري ، شماره تلفن همراه آقاي مديري رو خواست که
خانم مديري آن را در کاغذي يادداشت کرد و به او داد واز او خواست تا شماره رو به ديگران ندهد !!!!
در آخر ديديم ديگه ساعت نزديکه 30 : 0 با مداد هست و همه هم ديگه رفتن .
خداحافظي کردم و با آرزوي موفقيت براي استاد بزرگ طنز ايران سالن ميلاد رو ترک گفتم !!!
در حين اجراي کنسرت ، خانم آقاي مديري پيغامي رو به همسرش مي رسونه !!! جالبه بدانيد که
خانم آقاي مديري ، از ا جراي کنسرت همسرش انتقاد مي کند!
این کنسرت در 4 شب 5 اجرا داشت که هنرمندانی چون: داریوش ارجمند....رامبد جوان....بیژن اککانیان.....پرستو صالحی......سیامک انصاری.....جواد رضویان.....سعید پیر دوست.....بهنوش بختیاری و ....از مهمانان این کنسرت بودند.
چه كسی ازمهران مدیری نمیترسد؟
عادت كرده بودیم بخندیم. از ساعت خوش و نوروز ۷۲ كه مهران مدیری و گروهش روزهای آغاز سال را با طنزهای دنبالهدار به خانهها میآمدند تا پاورچین و شبهای برره و باغ مظفر كه بیش از ۹۰ شب در تلویزیونها حاضر میشدند و با توانایی غیرقابل انكار مدیری در پرداخت طنزهای اجتماعی، بهانهای میشدند برای فراموش كردن خستگی روزهایی كه میگذشت.
مهران مدیری كه بیاغراق میتوان جسورترین طنزپرداز تلویزیونی نامیدش، در طنزهای شبانهاش از ما میگفت و به صریحترین شیوه، كاستیها و نادرستیهایمان را به رخ میكشید و آنقدر ماهرانه حرفهایش را لابهلای طنزهایش میزد كه یادمان میرفت هرشب چند دقیقه، مقابل تلویزیون به خودمان میخندیم.
قبل از آمدن سال جدید، فهرست بلند بالای برنامههای نوروزی، مخاطبان تلویزیون را به گذراندن روزهایی پربرنامه امیدوار كرد و آمدن فیلمهای سینمایی بسیاری كه تنها چند ماه از اكران بینالمللیشان میگذشت، با دوبله فارسی، آنهایی را هم كه چندان علاقهای به رسانه ملی نداشتند پای تلویزیون كشاند، اما با وجود بالا رفتن حجم برنامههای تولیدی صدا و سیما كه اغلب سریالهایی با مایه طنز بودند، بینندگان برنامههای نوروزی، از فیلمهای سینمایی كه به لطف پایبند نبودن به قانون كپیرایت در تلویزیون پخش میشدند در رضایت بیشتری داشتند.
بودجهای كه صرف تولید برنامههای نوروزی شده بود، سریالهایی نه چندان مخاطبپسند و اغلب فاقد ارزشهای هنری را به صدا و سیما آورد تا تنها جایگزینی باشد برای ساعات فراغت نوروزی.
اما در این میان مهران مدیری مثل همیشه جنجالآفرین بود. در حالی كه پیش از نمایش «مرد هزار چهره» تهیهكنندگان این سریال، آخرین ساخته مدیری را بهترین اثر این كارگردان خوانده بودند، دوستان و منتقدان از هر گروه به انتظار آمدن اثری متفاوت از این كارگردان طنز نشستند. شاید كمرنگتر بودن طنزهای كلامی در آخرین ساخته مدیری گمانها را به این سمت راند كه كارگردان در قسمتهای آغازین سریالش نتوانسته توقع مخاطبان مشكلپسند را برآورده سازد، اما همین مخاطبانی كه ساخته مدیری را اثری فاقد كشش میخواندند اغلب شبها بیننده برنامه او میشدند تا بازی صریح كارگردان و مجموعهاش با سنگینترین تابوها را ببینند. كمتر كسی خندید شاید به این دلیل كه مدیری میخواست این بار با صراحت بیشتری حرفش را به كرسی بنشاند. در حالی كه نویسندگان این مجموعه در مصاحبههایشان تاكید كردهاند كه مقصود سازندگان «مرد هزار چهره» آن چیزی نبود كه گروههای مختلف برداشت كردهاند، اساسا خصلت چنین برنامههایی نمیتواند ذهن مخاطب را محدود اعمال یك شخصیت خیالی به نام «شصتچی» كند. مرد هزار چهره كه در موقعیتهای بسیاری قرار میگیرد این بار به هیچ پیشهای رحم نمیكند. گاه در هیبت یك پزشك ظاهر میشود كه هیچ بهرهای از علم ندارد و گاه در جایگاه یك كارمند ثبت احوال یا قاتلی حرفهای.
اما از همه اینها گذشته رسیدن دامنه طنازیهای مهران مدیری به گروههایی چون نیروی انتظامی و شوخی با فرهیختگان و شاعران مسالهای نیست كه به سادگی در رسانه محافظهكار صدا و سیما قابل پرداخت باشد. شاید قصد مدیری و تیمش بیان احوال هیچ قشر خاصی با استفاده از قابلیتهای طنز نباشد، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم ذهن سیال مخاطب آنچه را بخواهد، میسازد و شخصیت اصلی داستان را چه نامش «شصتچی» باشد و چه نباشد در قالب صاحب منصبانی كه «مرد هزار چهره» در هیبتشان ظاهر شده تصور میكند. شاید به همین دلیل بود كه در روزهای خاموشی رسانههای رسمی اهل هر حرفهای در وبلاگ و سایت شخصیاش نقدی بر ساخته او نوشت. برخی جسارت مدیری را در پرداختن به چنین مباحثی ستودند و از پایان كار ترسیدند و برخی از بیان چنین شوخیهای آشكاری با حرفهشان رنجیدند. ثبت احوال فارس هم پیشدستی كرد و قبل از آن كه به روال معمول پزشكان و پرستاران سر به شكایت بردارند، گلایهاش را به محافل قضایی برد و خواستار برخورد با سازندگان این سریال و دریافت غرامت نقدی شد.
با تمام این اوصاف و در شرایطی كه اغلب بینندگان تلویزیون از پایین بودن سطح كیفی برنامهها گلایه دارند، مدیری مثل همیشه قشر وسیعی را پای جعبه جادویی نشاند و برنامهای ساخت كه گرچه به عقیده برخی پایینتر از سطح ساختههای قبلی او باشد، ارزش ارائه نقدها و دیدنهای شبانه را داشته باشد.

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ