بانی فیلم،گروه سینمای ایران:
«ساعت پنج عصر» چیزی خلاف آمد در کارنامه مهران مدیری است. آنچه که تاکنون از کارنامه پربار مدیری در تلویزیون و نیز ساخته هایش در شبکه نمایش خانگی به یاد داریم،طنزهایی عامه پسند و با چاشنی شوخی های غیرکلیشه ای و پرورش یافته بوده که همین مسئله،ماهیت ساخته های او را از سایر کمدی های تلویزیون متمایز کرده است. مدیری در سریالهایی نظیر «پاورچین» و «شبهای برره» و نیز همین سالهای اخیر با «در حاشیه» جنسی از کمدی را ارائه کرده که در عین بهره گیری از طنزی خوش آمد مردم کوچه و بازار، تماشاگران جدیتر را نیز راضی کرده است. کمدی هایی که گاه به دلیل ابعاد فرامتنی،بشدت نیشدار جلوه کرده و از چارچوب یک طنز فراموش شدنی و عادی خارج شده اند.

حالا مدیری اما در «ساعت پنج عصر» نوع تازه ای از کمدی را به تصویر کشیده است که گویا بیشتر مطابق با سلیقه شخصی خودش است و در تغییر مدیوم،فرصت ایده آلی یافته تا بدان بپردازد.

«ساعت پنج عصر» برخلاف ذهنیتی که تماشاگران عام از مدیری داشتند، بیشتر یک طنز سیاه رعب آور است.دستمایه کمدی سیاه (Black Humour) مدیری در «ساعت پنج عصر» که به گروتسک در ادبیات هم پهلو می زند،در تلویزیون سابقه نداشته یا دست کم کمتر به یاد می آید. هر چند او خود نخستین فیلمش را بارها در صحبتهای اخیرش طنزی اجتماعی خوانده،اما بی تردید می توان نشانه های کمدی سیاه را در آن لمس و مشاهده کرد.

در این کمدی بیشتر به جنبه‌های بیمارگونه، موحش و هولناک حیات بشری ‌پرداخته می شود و به تأثیر از فلسفه‌ اگزیستانسیالیست، وجود عناصر رنج، ترس، دلهره و مرگ در آن مشهود است؛چیزی شبیه طنز سیاه حاکم بر فضای فیلمهای برادران کوئن.

مدیری هیچگاه تن به تکرار و تقلید نداده است و امروز در «ساعت پنج عصر» هرچند می شود همچنان علقه های او به سینمای کلاسیک کمدی را نیز درک کرد،اما قطعا باید آنرا یک کمدی سیاه قلمداد کرد.

در این فیلم کاراکتر اصلی در مقام وکیلی ساده و باصداقت (با بازی سیامک انصاری) در چنبره جامعه ای گرفتار شده که ظاهرا پایتخت است،ولی لزوما تهران نیست. همان شیوه مالوفی که مدیری با توسل به آن شوخی میسازد و انتقاد می کند.

راهکار و خط مشی ای که از حساسیتها و التهاب کمدی می کاهد و در عین حال گزندگی اش را مضاعف می کند. ضمن اینکه او این بار پا را فراتر از روش سابق خود نیز گذاشته و دست به ایده پردازی ها و موقعیت سازیهایی زده که در سینما کمتر از آنها سراغ داریم. مسئله ای که شاید شماری از تماشاگران را در سالنهای نمایش دهنده «ساعت پنج عصر» دچار نوعی سردرگمی و تعجب شده باشد. تماشاگرانی که نمی دانند صرفا باید به لایه های ظاهری یک کمدی بخندند یا با گذر از این ظواهر،روی نکات کلیدی مستتر در موقعیتها تامل داشته باشند.

دغدغه های مدیری در «ساعت پنج عصر» انگار پیشتر در تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی امکان و فرصت بروز و تولد در این سطح و گستره را نیافته بودند.وکیل داستان در مواجهه با مناسبات جامعه در یک بی مکانی و بی زمانی باید از رفتارهای متناقض بگریزد یا به رویارویی با آنها برود. پرسشی که تماشاگر بارها در جریان موقعیت های متفاوت فیلم آنرا در ذهن خود مرور می کند.

رفتارهایی که تقابل را جایگزین تعامل کرده و سرسختانه اصرار به ادامه این روند تا ویرانی درونی دارند.

او از آغاز صبح درگیر مجادله های کلامی،روحی و جسمی آزاردهنده در جامعه ای نمونه ای است که اغلب شهروندانش اخلاق را برنمی تابند و به مقررات بی اعتنا هستند. جامعه ای که بی اغراق شباهت های فراوانی با کلانشهر تهران دارد و در این فیلم از دریچه طنز سرزنش شده است.

مدیری البته تعمدا یا ناخواسته در خیلی موارد دُز کمدی قصه را پایین آورده تا احتمالا گزندگی مدنظرش در داستان را افزایش دهد. نکته ای که برخی تماشاگران عادی فیلم شاید آنرا برنتابند. گرچه چنین طنزی در صورت استمرار می تواند به پرورش تماشاگران جدیتر در حوزه کمدی کمک کند.

«ساعت پنج عصر» می تواند در این راستا پیشگام باشد و باید دید سرنوشت این فیلم در گیشه به کجا می انجامد و آیا می توان روی تداوم چنین سینمای متفاوتی در حوزه طنز، سرمایه گذاری بیشتری کرد.

#مهران_مدیری #مهران_مديري #ساعت_5_عصر #ساعت_۵_عصر #ساعت_پنج_عصر #mehranmodiri #mehran_modiri #saate5asr