قدر ترین طناز...
ramtin1352امشب میهمان یک دوست قدیمی بودم اما به دلیل ضبط برنامه ی ورزشی مجبور به دیر رفتن به میهمانی(بلافاصله بعد از ضبط برنامه) بودم.
وقتی به استودیو رسیدم متوجه شدم باید پذیرای یک تاخیر دیگه بشم. چرا که برنامه ای قبل از ما در حال ضبط بود و طول کشیده و تداخل به زمان ضبط ما داشت.ولی وقتی مجریش رو دیدم جای ناراحت شدن خوشحال هم شدم!.چرا که مجری اون برنامه قَدَرترین طناز تلویزیونی است که تا به حال دیده ام و دیدن این مرد باهوش و بسیار مودب رو خیلی دوست داشتم که بالاخره ناخواسته محقق شد.
متن زیر رو چند وقت پیش در همین صفحه برای مهران مدیری عزیز نوشتم و تکرارش خالی از لطف نیست:
هیچگاه فراموش نمی کنم. نوروز سال هفتاد و دو در اوج غمگینی اوایل دوره ی سربازی در آسایشگاه پادگان چشمم به صفحه ی تلویزیون که افتاد ناخودآگاه متوقف شدم. مردی جدی و خوش تیپ درست مثل دکتر عالمی که مجری برنامه ی سینمایی در تلویزیون هم بود درباره ی فیلمی حرف می زد که چون پشت صحنه اش یازده هزار نفر طبل می کوبیدند در زمان خودش سر و صدای زیادی کرده بود!!!!
در همان لحظه فهمیدم که فکری عمیق و جدی پشت چنین طنزی است و همین هم شد!
این شخص مهران مدیری نام داشت که با هوشمندی و ذوق بی مثالش تمام هنجارها و استانداردهای شکل گرفته در آن دوره را به چالش جدی می کشید و با تلفیق فرهنگ و ادبیات عوام و خواص ژانری ازطنز را شکل می داد که هیچگاه در فرهنگ و هنر و سینمای ایران مسبوق به سابقه نبوده است!
چالشهای او بسیار هوشمندانه و دقیق بود و تمام کسانی که سعی کردند پا در جای پای وی بگذارند نه تنها موفق نشدند حتی به گرد پای او برسند بلکه در ابتدایی ترین سطوح هجو و هزل گرفتار ماندند تا ثابت شود مرز بین یک هنرمند طناز با یک دلقک چقدر دور و عمیق است

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ