ساعت 6:35 رسيديم دم در سالن.وقتي مي خواستيم از ايست بازرسي رد بشيم من ترسيدم كه موبايلامونو بگيرن..ولي خوشبختانه نگرفتن
.بعد از 5 دقيقه رسيديم به سالن و سر جامون يعني بالكن كا نشستيم.خيلي ديد خوبي نداشت و چهره ها خيلي واضح نبود.وقتي ساعت از 7:15 گذشت مردم به اميد اينكه چهره اي رو روي سن ببينن هر چند دقيقه اي يه بار دست مي زدن
.بالاخره ساعت 7:45 مجري اومد و بعد از عذرخواهي از تاخيرشون و معرفي خواننده هاي اون شب از ماني رهنما و گروهش دعوت كرد كه به روي سن بيان.1 ساعتي صداشو تحمل كرديم.چون از خوندن سير نمي شد.تو اين مدت من دلهره ي عجيبي داشتم كه با عصبانيت از صداي ماني رهنما قاطي شده بود و به شدت انتظار مي كشيدم تا آقاي مديري به روي سن بيان.مردم هم مرتب مي گفتن برو بذار مهران بياد.
تا اينكه مجري دوباره اومد و گفت مي خوام هنرمندي رو به روي سن دعوت كنم كه سالها انتظار شنيدن صداشو كشيديم ... مهران مديري . هياهويي در سالن به پا شد و دستها و سوتها پاياني نداشت . من مي خواستم وقتي ايشون وارد ميشن از جام بلند شم ولي ديدم تو سالن كسي اين كارو نكرده و ممكنه يه مقدار ضايع بشم . بنابر اين فقط هيجانمو با جيغ زدن و محكم دست زدن نشون دادم .
حتي بعد از سلام كردنم تشويقاي مردم از جمله خودم تمومي نداشت تا جايي كه آقاي مديري 4 بار گفتند متشكرم !
بعد گفتند من كمرم گرفته و مجبورم بشينم بازم مردم حتي با شنيدن اين جمله هم دست زدن بعد چند نفر از بين جمعيت فرياد زدن مهران دوست داريم ايشون هم خيلي عاشقانه گفتن عاشقتونم . بازم صداي دستها بلند شد بعد گفتن انرژي كه شما به ما ميدين چيز ديگريست. و آهنگ شاه صنم رو كه همونطور كه همگي ميدونين عاشقانه است به طرز خيلي زيبايي اجرا كردن
تو بعضي تيكه هاي اين آهنگ يه دستشونو بالا مي آوردن و سرشونو تكون ميدادن . من هم به جز يه تيكه از اين آهنگ كه به خاطر نگهباني كه رد ميشد قطعش كردم بقيه آهنگاشو با موبايل ضبط كردم.
بعد از تموم شدن اين آهنگ گفتن يه آهنگ ميخوام براتون بخونم كه احتمالا براتون آشناست و شبهاي برره رو اجرا كردن آهنگي كه من آرزو داشتم بشنوم . بعد از چند دقيقه اي كه ظاهرا آهنگ تموم شد گفتن يه چيزي يادم رفت بگم يه كمي از اين شعر هنوز مونده و ادامشو خوندن.
بعد گفتن خيلي متشكرم اميدوارم كه دوست داشته بوديد من توي جمعيت خيلي خيلي دوستان و هنرمندان بزرگ مي بينم من شنيدم كه آقاي سپهر تشريف آوردن ( تشويق ) من يه دوست بي معرفتي دارم زنگ مي زنم جواب نميده به نام بهرام رادان و خيلي سخته معرفي كردن اين تعداد دوستان هنرمند بزرگي كه تشريف آوردن خيلي زياده و من شرمندم از اينكه تك تك معرفي كنم . آقاي گليانم امشب تشريف آوردن كه تهيه كننده ي تمام برنامه هايي هستن كه طي سالهاي قبل كار كردم و همه دوستاني كه اومدن خيلي خوش آمد ميگم و خيلي ممنونم از حضورشون و اين ترانه اي رو كه مي خوام بخونم دوستاني كه شايد كنسرت قبلي اومدن 4 سال پيش شنيده باشن اينو ميخونم همين !
آره بارون ميومد خوب يادمه اسم آهنگه بعد يكي از حضار اظهار هيجان كرد و از يه جايي از آهنگ به بعد آقاي مديري از همه دعوت كردن كه با دست زدن همراهي كنن و اگه صداي دست زدنا كمتر مي شد با اشاره دسنشون به ما مي فهموندن كه پرانرژي تر دست بزنيم.منم با تمام توانم دست و گاهي اوقات جيغ مي زدم.
بعد از اجراي اين آهنگ فوق العاده زيبا گفتن اولين كسي بود كه من رو هل داد و وارد دنياي موسيقي كرد خيلي خيلي مديونشم و هرچي در موسيقي ياد گرفتم از او ياد گرفتم و اين ترانه فوق العاده زيبا ساخته فردين خلعتبري...(تشويق)و با گفتن جمله بايد پاشه فردين خلعتبري رو مجبور به بلند شدن كرد تا همه ببيننش و بعد اين جمله غم انگيز كه اين ترانه آخر منه كه مي خونم(تشويق همراه با ناراحتي شديد خودم و بقيه)
قربونتون برم....تشكر مي كنم كه تشريف آوردين پر از انرژي و پر از شادابي باشيد ممنونم...من يه نكته اي يادم اومد اينكه ما مثل خارج معرفي مي كنيم گروهو شبا و گروهو معرفي كردن (كه چون تو گزارشاي قبلي بچه ها اسم اعضا رو نوشتن ديگه من نمي نويسم كه تكرار نشه)
بعد گفتن يه چيز ديگه هم بگم اينكه كنسرت خودم از 9 آذر شروع مي شه در اريكه ايرانيان و سالن منفجر شد از تشويقاي مردم و مي شد حدس زد نود درصد از مردم كه شامل خودمم مي شه تو كنسرتشون ميان.بعد راجب آهنگ بعدي گفتن اين كار خيلي سريع اقدام شد نه يعني خيلي دير به ما گفتن و ما مجبور بوديم سريع آماده شيم(خنده جمعيت)و اينجا تازگيا يه خشكشويي تاسيس كردن(خنده جمعيت).بعد آهنگ آخرو كه زنده بلا مرده بلا بود به زيبايي تمام اجرا كردن و موقع خوندن به مردم اشاره مي دادن كه دست بزنن و هر وقت صداي دستها كمتر مي شد اين جمله غم انگيزو يادآوري مي كردن كه ما داريم مي ريما! و بعد خداحافظي كردن و رفتن .
بعد از آنتراكي كوتاه و نااميدي من از ديدن ايشون رضا يزداني و گروهش به اجراي برنامه پرداختند و من موقع خوندن رضا يزداني داشتم حساب مي كردم تا 9 آذر چند روزو چند ساعت مونده و علاقه اي به خوندن بقيه نداشتم.و پس از رضا يزداني صحنه به عليرضا عصار واگذار شد و او هم 3 ترانه اجرا كرد.و بالاخره كنسرت در ساعت 12 به پايان رسيد.
مهمانان حاضر در سالن : بهرام رادان-مهراوه شريفي نيا-كامبيز ديرباز-آقا گليان- انديشه فولادوند-جواد عزتي-سپهر