اليکا عبدالرزاقي:نمك و فلفل كار را زياد مي‌كنيم!

 

IMGjkdfbhdjhgdjfhgkihuurhd0322.jpg


آيسان سري‌پيشه،
گل‌آقا


اليکا عبدالرزاقي متولد ۱۳۵۸و داراي مدرک ليسانس ادبيات نمايشي است و کار حرفه‌اي خود را با بازي در گروه تئاتر سمندريان آغاز کرد. عبدالرزاقي فيلم‌هاي جايي براي زندگي تلخ و شيرين، گمشده، مزرعه کوچک، باغ مظفر و...را در کارنامه‌ي هنري خود دارد و در سريال قهوه تلخ در نقش همسر اول شاه‌، فخرالتاج بازي مي‌کند.

فعالیت شما با آقای مدیری از چه زمانی آغاز شد؟
از سال ۸۵ باغ مظفر، و بعد از آن مرد هزارچهره و الان هم کار قهوه تلخ.

آیا شباهتی بین شخصیت اصلی شما و نقشی که در این کار به عهده گرفتید وجود دارد؟
شباهتی ندارد اما چون از فیلتر من عبور می‌کند پس یك سری از خصوصیات من در این نقش وجود دارد.

کار کمدی را بیشتر ترجیح می‌دهید؟
نه! خیلی برایم فرق نمی‌کند حضور قوی در یک نقش برايم مهم است.

normal_ghahve_talkh_3eke_ir_28429.jpg



نقشی که در این کار به عهده گرفتید چقدر ماحصل خلاقیت خودتان است؟
ایده‌هایی که بازیگر، کارگردان و کسانی که کار را از بیرون نگاه می‌کنند می‌دهند، می‌تواند اثر بگذارد. بعضی اوقات بداهه‌ای در حین انجام کار مي‌گوييم ولی بیشتر بر پایه‌ی متنی که نوشته شده‌ است پیش می‌رود. ما نمک و فلفل کار را زیاد می‌کنیم!

تيمي كه با آن مشغول همكاري هستيد، چطور است؟
۴ یا ۵ سالی است که با این گروه همکاری می‌کنم و کار کردن با این گروه را دوست دارم.

گل‌آقا مي‌تواند چه ارتباطي با فيلمها و سريالهاي كمدي داشته باشد.
يادم هست كه برای اولین بار در باغ مظفر کاریکاتور همه‌ی بازیگرها را در روی جلد کار کردند. مجله‌ای هست که قدمت دارد و امیدوارم دوباره برگردد!

باتشكر از وفا ملك‌زاده

 

 

گفت‌وگوي شرق با سيامك انصاري، بازيگر مجموعه «قهوه تلخ»

ترجيح دادم عكس‌العمل باشم
 

با سيامك انصاري قرار نيست درباره آنچه موجب خنده مي‌شود و ادراك ناگهاني تناقض موجود ميان وضع چيزها چنان كه هست و چنان كه بايد باشد يا در باب نظريه‌هاي مربوط به طنز و هجو و هزل از زمان ارسطو تا به امروز حرف بزنيم. يار غار و رفيق شفيق مهران مديري، حتي معتقد به سخن گفتن درباره قواعد و قوانين خودساخته خود نيست. چرا كه معتقد است؛ نگاه او به بازيگري را بايد در بازي او جست‌ و جو كرد. اصلاً گفت‌وگو با انصاري از متقاعد كردنش به گفت‌وگو سخت‌تر است. خيلي خوش ندارد درباره علايقش حرف بزند و در گفت‌وگو نيز درست شبيه نقش‌هايش عمل مي‌كند. واكنشگري كه نه‌تنها در موقعيت كنش قرار نمي‌گيرد، بلكه در همان موقعيت نيز از خودنمايي و بزن و بكوب دوري مي‌كند. اما در نهايت نسبت به آنچه گفته‌ايم و به متن درآمده، با حسن نيتي برخورد مي‌كند كه اين روزها كمياب است.

-حالا ديگر بعد از اين سال‌ها يعني از دهه 70 به بعد كه كارهاي طنز مهران مديري جاي خودش را در بين مخاطب باز كرد و با كامل‌تر شدن و تغيير شكل‌هاي مختلف به جريان مهمي در عرصه طنز تلويزيوني تبديل شد، آيا خودتان را به عنوان يكي از عوامل اصلي اين جريان مي‌دانيد؟

شما چرا ماجراي طنز و كمدي را جريان‌بندي مي‌كنيد؟ جرياني وجود ندارد. يك كار خيلي عادي و معمولي است كه دارد انجام مي‌شود و مردم هم مي‌بينند و ارتباط برقرار مي‌كنند.

-چيزي كه من مي‌گويم جريان‌بندي به آن مفهومي كه در ذهن شماست يعني جريان‌بندي‌هاي سياسي و اجتماعي نيست. منظور اتفاقي است كه خودش را از كارهاي قبل و حتي هم دوره خودش جدا مي‌كند و به مهم‌ترين جريان در عرصه خودش بدل مي‌شود.

اين فقط به خاطر اين است كه مردم با كار ارتباط برقرار مي‌كنند.

-به چه دليل؟ شما به عنوان يكي از بازيگران مهم اين گروه چه دلايلي براي اين مساله قائل هستيد؟

دلايل مختلفي دارد؛ از خود شخصيت مهران مديري گرفته تا متن‌هايي كه نوشته مي‌شود و نوع كاري كه دارد انجام مي‌شود. در اين كارها شما داريد مي‌بينيد كه تهيه‌كننده، كارگردان و بازيگران همه براي مردم ارزش قائل شده‌اند.

-بياييد از ارائه مفاهيم كلي مثل ارزش قائل شدن براي مخاطب بيرون بياييم. مولفه‌هايي كه اين ارزش را مي‌سازند چه چيزهايي هستند؟

مثلاً در اين كار فكر مي‌كنم خيلي رنگ وجود دارد. خودم براي اولين بار است كه اين همه رنگ در كاري مي‌بينم. يا كار كردن در يك فضاي تاريخي به شيوه كمدي از مولفه‌هايي است كه كمتر در كارها ديده‌ام. اين نگاه به تاريخ اگر چه به شيوه طنز صورت مي‌گيرد اما ما را به گذشته‌مان پيوند مي‌دهد. همين كه يكسري از افراد ترغيب مي‌شوند كه بروند و تاريخ را حتي در حد يكي دو خط بخوانند و پيگيري كنند به نظرم اتفاق خوبي است.

-البته نقدهاي مختلفي هم به اين نگاه تاريخي وجود داشته است كه به نظر مي‌آيد خيلي از تاريخدان‌ها اين نگاه را جدي گرفته‌اند.

من فقط نقد خسرو معتضد را خوانده‌ام. اما ما نمي‌توانيم بنشينيم و كار نكنيم چون امثال آقاي معتضد ممكن است چيزي بگويند. ما كار مي‌كنيم كه آنها اظهارنظر كنند و بعد بر اساس اظهارنظر آنها كار را روتوش كنيم. اين از نظر من بهتر است.

-فكر مي‌كنيد چه عاملي باعث مي‌شود اين نقدهاي جدي به يك كار طنز صورت بگيرد؟

ببينيد هر كاري كه همه يكدفعه روي آن زوم كنند و با اين حجم ديده شود، اين حساسيت‌ها را هم به وجود مي‌آورد و اين طبيعي است. مثلاً اگر قهوه تلخ در تيراژ 200 يا 1000 عدد پخش مي‌شد، فكر مي‌كنيد اين همه بحث در حاشيه آن صورت مي‌گرفت؟

-البته قبول داريد كه بخشي از اين ديده شدن و فروش به خاطر جرياني بود كه در زمان پخش به وجود آمد يعني به نوعي رفتار مخاطب نسبت به تلويزيون بود.

من اين را قبول ندارم.

-شما در اين سال‌ها كمتر در ديگر كارهاي طنز بازي كرده‌ايد و به يكي از بازيگران ثابت كارهاي مديري بدل شده‌ايد. آيا اين يك توافق نانوشته بين شما و آقاي مديري بوده است؟

بگذاريد يك چيزي به شما بگويم. مدل كارهايي كه من و مهران مديري با هم انجام داده‌ايم يك زماني نزديك به يك سال از ما مي‌گرفت و بلافاصله بعد از استراحت سه تا چهارماهه، كار بعدي را شروع مي‌كرديم. من چطوري فرصت مي‌كردم كار طنز ديگري انجام بدهم؟ نكته ديگر اينكه شما به من گروه ديگري را نشان بدهيد كه بهتر از اين گروه باشد من مي‌روم با آنها كار مي‌كنم.

-شما در سينما هم برخلاف ديگر بازيگران طنز، وارد جريان كمدي‌هاي نازل نشديد. به نظر مي‌رسد جز مساله كمبود زمان، اين يك انتخاب آگاهانه بوده است.

انتخاب شخصي من در سينما «دعوت» حاتمي‌كيا يا «بي‌پولي» حميد نعمت‌الله است كه البته من هنوز اين فيلم‌ها را نديده‌ام. من اينجا، در اين زاويه كه هستم پيشرفت بيشتري دارم و فكر مي‌كنم هر آدمي به فكر پيشرفت خودش است. شايد نگاه اطرافيان به من اين است كه دارم پيشرفت مي‌كنم، چون من خودم را از سال 81 مي‌بينم كه كارم را با مديري شروع كردم. اصلاً همه ما در اين گروه داريم پيشرفت مي‌كنيم. مثل اين است كه يك دوره تحصيلات تكميلي را گذرانده‌اند. اين تجربه به دست آمده و چرا من بايد اين تجربه را رها كنم و بروم با يك گروه ديگر كار كنم؟ وقتي خودم دارم اين پيشرفت را احساس مي‌كنم، آدم‌هاي اطرافم اين را به من مي‌گويند و خود گروه هم متوجه اين موضوع است.

-از نظر جنس و شكل بازي چقدر تلاش مي‌كنيد كه نقش‌هاي سينمايي‌تان از اين تيپي كه در كارهاي مديري ارائه مي‌كنيد دور باشد؟

من در سينما هم همين را بازي مي‌كنم، اما موقعيتي كه ايجاد مي‌شود چيز ديگري است.

-يعني يك اصرار خودآگاهانه براي متفاوت يا جدي بودن در سينما نداريد؟

نه من فقط يك سكانس در فيلم آقاي كيميايي بازي كردم و فكر نمي‌كنم خيلي فرقي كرده باشد. اين را بيننده بايد بگويد.

-جنس بازي شما برخلاف ديگر بازيگران كارهاي مديري كه اغلب به كمدي اسلپ استيك نزديك مي‌شود، در واقع بر اساس موقعيت و واكنش به عمل بازيگر مقابل است كه يك لحظه طنز را ايجاد مي‌كند. اين شيوه انتخاب شخصي شما از اولين كارهايتان بوده است؟

اين چيزي كه من به عنوان بازي دارم ارائه مي‌دهم، نظر من راجع به كمدي است. اعتقاد من به كمدي اين است كه دارد ديده مي‌شود و به نظر من كار منطقي همين كاري است كه من دارم انجام مي‌دهم. مثلاً من در مقابل باباشاه و بابا اتي چه كار كمدي‌اي مي‌توانم انجام بدهم؟ يا در مقابل دامبول‌السلطنه يا مخبرالدوله چه كار كمدي‌اي مي‌توانم انجام بدهم؟ غير از اين است كه يكسري اكت انجام مي‌شود كه منجر به عكس‌العمل من بشود؟ خب من فكر مي‌كنم نصف بازي در عمل است و نصف آن در عكس‌العمل. من ترجيح دادم بخش عكس‌العملش را بر عهده بگيرم.

-در انتخاب اين شيوه نظر مهران مديري هم دخالت داشت؟

نه اتفاقاً اولين همكاري من با مديري در نقش سپهر بود كه كاملاً با همه اين نقش‌ها تفاوت داشت. يك آدم راحت و از همه جا بي‌خبر و فارغ از همه چيز. منتها مي‌توانم بگويم از شب‌هاي برره و نقش كيانوش اين جنس بازي شكل گرفت كه فكر مي‌كنم در اين كار كامل‌تر شده است.

-اين شكل بازي در واقع كمكي است براي ديده شدن نقش مقابل. از اين موضوع نگران نبوديد؟

اصلاً ايرادي ندارد. مگر ما اينجا مسابقه دو داريم. خيلي از دوست‌هاي من اين كار را با مسابقه دو اشتباه گرفته‌اند. من فكر مي‌كنم همه ما اينجا در يك تيم هستيم. اصلاً چه چيزي لذت‌بخش‌تر از اين است كه شما كاري كني كه طرف مقابل باعث تفريح تماشاگر بشود.

-البته شايد اين اطمينان به اين موضوع برگردد كه مهران مديري اغلب نقش‌هاي اصلي را به شما واگذار كرده است. در يك نقش حاشيه‌اي شايد نشود با اطمينان با چنين شيوه‌اي عمل كرد.

بله صددرصد. من دقيقاً در اين نقش است كه مي‌توانم اين طوري در مورد عكس‌العمل نشان دادن صحبت كنم.

-اين ديگر يك توافق نانوشته بين شما و آقاي مديري است كه هميشه جزء نقش‌هاي اول باشيد؟

نه به هيچ وجه.

-ما در دنيا زوج‌هاي كمدي موفقي مثل جري لوئيس و دين مارتين داريم. آيا خودتان و مهران مديري را بعد از اين همه سال يك زوج موفق كمدي مي‌دانيد؟ يعني اصلاً اين زوج شكل گرفته است؟

شما چي فكر مي‌كنيد؟

-من فكر مي‌كنم شكل گرفته. اما قرار است نظر شما را بدانيم.

به هر حال اين چيزي نيست كه من بخواهم جواب بدهم.

-يعني تصميم آگاهانه‌اي نسبت به اين مساله وجود نداشته كه چنين زوجي تشكيل بشود؟

چرا من فكر مي‌كنم ما در كنار هم خوب كار مي‌كنيم. اين طور نيست؟

-بله اما در همان زوج‌هاي كمدي هم هميشه يكي از بازيگرها نقش مكمل زوج را برعهده دارد. اين را مي‌پذيريد كه شما نقش مكمل بوده‌ايد؟

من اصلاً به اين فكر نكرده‌ام. من كار خودم را انجام مي‌دهم. اين سوال‌ها دارد به حاشيه مي‌رود.

-نه اينها حاشيه نيست. مي‌خواهم بگويم آيا اطمينان مهران مديري به شما به جايي رسيده كه يك جايي همه بار اصلي كار را بر دوش بازي شما بگذارد؟

من بازي مهران مديري را دوست دارم و لذت مي‌برم از اينكه ما كنار هم و با هم مي‌توانيم تكميل‌كننده باشيم. اين را كه به ما مثل يك زوج كمدي نگاه مي‌شود دوست دارم.

-فكر نمي‌كنيد تكرار اين شيوه و جنس بازي بعد از چندين كار، كم‌كم دارد براي مخاطب خسته‌كننده مي‌شود؟

مگر اين اتفاق پيش آمده است؟ من شباهتي بين كارهايي كه انجام داده‌ام احساس نمي‌كنم.

-مي‌خواهم بگويم اين جنس بازي در تمام كارها دارد تكرار مي‌شود.

بله من قول مي‌دهم ديگر تكرار نشود.

-اما من مي‌خواهم نظرتان را بدانم. اگر موافق نيستيد، دلايل‌تان را بگوييد.

شايد اين چيزي كه مي‌گوييد درست باشد، اما سعي من هم اين بوده كه كارهايم به تكرار نيفتد. هنوز هم فكر نمي‌كنم به تكرار افتاده باشم. فكر مي‌كنم تا پايان قهوه تلخ فرصت دارم، اما براي كار بعدي بايد يك فكر ديگري بكنم.

-اگر الان مهران مديري كاري را شروع كند كه به نظرتان كار خوبي نباشد ممكن است در آن بازي كنيد؟

صد درصد.

-يعني به عنوان يك هنرمند نگاه مستقلي در اين زمينه نداريد؟

خب من مي‌دانم كه اين اتفاق نمي‌افتد چون مهران مديري اين‌گونه نيست كه خودش يك فكري داشته باشد و بيايد بگويد اين درست است. مديري مشورت‌پذير‌ترين آدمي است كه من در زندگي‌ام ديده‌ام.

-اين مشورت در قهوه تلخ هم صورت گرفته است؟

بله اينجا هم هست.

-اما قبول داريد كه اين كار نسبت به كارهاي قبلي مديري كار ضعيف‌تري است؟

نه اين را قبول ندارم. اين نظر شماست.

-اين نظر شخصي من نيست، نظر مخاطب است.

پس چرا از اين كار تا اين حد استقبال شد؟

-ببينيد ما كليت كار و تفاوت‌هاي قابل اعتناي آن با آثار ديگر را زير سوال نمي‌بريم بلكه داريم آن را با ديگر كارهاي مديري مقايسه مي‌كنيم.

اين قوي‌ترين كار ماست. همه‌مان همين اعتقاد را داريم. خيلي هم روي آن انرژي گذاشته‌ايم. از همه نظر همه پخته‌تر شده‌اند.

-شايد بشود گفت از نظر متن خيلي قوي نيست.

متن هم خوب است.

-فكر مي‌كنم خيلي نگاه متعصبانه‌اي به كار داريد.

نه. تازه ما تبليغات آنچناني روي اين كار نكرده‌ايم. اگر اين كار را گروه ديگري انجام داده بود مطمئن باشيد اين طوري برخورد نمي‌كردند. يعني ما خيلي اهل حرف زدن و مصاحبه كردن و بزرگ كردن كار نيستيم چون احساس مي‌كنيم مردم كار را دوست دارند و مي‌بينند و احتياجي به اين كارها نيست. ما خودمان كار را خيلي ساده برگزار كرديم. نخواستيم آنچناني جلوه‌اش بدهيم. در اين كار تهيه‌كننده سنگ تمام گذاشته است. مهران مديري تا قسمت بيستم كه كارگرداني نمي‌كرد تمام هم و غمش را روي كارگرداني گذاشت. همه بازيگرها زحمت كشيدند. حتي ما سيستم را از قسمت سوم به بعد ديجيتالي كرديم.

-چيزي از متن بر اساس بازخوردها تغيير نكرد؟

ببينيد ما در كارهاي قبلي كه روي آنتن شبكه بود معمولاً سه چهار قسمت جلو بوديم و مي‌توانستيم متن را عوض كنيم. الان ديگر نمي‌توانيم اين كار را بكنيم. در كارهاي قبلي بلافاصله مي‌توانستيم نظرات را بگيريم و در چند قسمت بعدي مردم نظرشان را ببينند. الان كار خيلي تاخير دارد.

-كارهاي كدام كمدين‌ها را دنبال مي‌كنيد؟

من تا به حال اسم كمدين‌هايي را كه خيلي دوست‌شان دارم جايي نگفته‌ام.

-خب حالا بگوييد.

دو سه تا بوده‌اند ديگر. فكر مي‌كنم چيزي كه هر بازيگري ارائه مي‌دهد تركيبي است از چندين بازيگري كه شيوه‌هاي آنها را در خودش ضبط كرده است. براي همين هم كسي احساس نمي‌كند كه يك بازيگر دارد اداي بازيگر ديگري را درمي‌آورد ولي خب دو سه تا كمدين محبوب دارم ديگر. هستند ديگر.

-چرا نمي‌خواهيد بگوييد؟ نگران اين هستيد كه مقايسه‌اي بين بازي شما و آنها صورت بگيرد؟

نه. مثلاً به نظر من تركيب جري لوئيس و دين مارتين خيلي عالي بوده است. يا جري لوئيس و توني كورتيس لااقل در يكي از فيلم‌ها‌شان خيلي خوب بوده‌اند. من آن زوج‌ها را خيلي دوست دارم. در فيلم‌هاي كمدي دنيا كمتر پيش آمده كه يك كمدين برايم جذاب بوده باشد. من زوج‌هاي كمدي را دوست دارم.

-چرا اينقدر از گفت‌وگو و حرف زدن درباره مسائل طفره مي‌رويد؟

احساس مي‌كنم بيشتر حرف زدنم مفيد نيست.

-چرا؟

خب همين قدر كافي است ديگر.

-اين چه تلقي است كه بازيگران ما دارند كه ما حرف‌مان را در بازيمان زده‌ايم. فكر مي‌كنم بازي كردن يك چيز است و گفت‌وگو درباره بازيگري يك چيز ديگر.

خب بله. من و شما هم اينجا داريم درباره بازيگري حرف مي‌زنيم. اما من مي‌گويم كل نظرات من در بازي‌ام مشخص است. غير از اين است؟ مثل اين مي‌ماند كه دو نفر بنشينند يك فيلم را ببينند و بعد براي هم دوباره تعريف كنند.

-نه اين تعريف نيست، اين تحليل و نقد آن چيز ديده شده است.

بله اما خب من كه تحليلگر نيستم. نمي‌توانم بازي خودم را نقد كنم. اينها در تخصص من نيست. من بازيگرم. بازيگري هم نيستم كه بروم كارگرداني كنم در حالي كه تجربه دو تا دستيار اولي در كارگرداني دارم. به نظر من كارگرداني اين اتفاقاتي نيست كه الان دارد مي‌افتد.

-اما سابقه اجراي تلويزيوني داريد. فكر مي‌كنيد اين تجربه را ادامه بدهيد؟

نه.

-خب تئاتر چطور؟ شما نمايش خوانده‌ايد اما كمتر در صحنه تئاتر حضور داريد.

من تئاتر بازي مي‌كنم، ما يك گروه داريم و با آن گروه كار مي‌كنيم. كارگاه تئاتر ايران متشكل از سه گروه آقاي آتيلا پسياني، كيومرث مرادي و رضا حداد است. من بازيگر گروه رضا حداد هستم. ما گروه تئاتر سايه را داريم و اصولاً مدلي كه كار مي‌كنيم بيشتر تئاتر تجربي است

-خب فقط يك سوال ديگر دارم. اصرار شما در اينكه مصاحبه‌تان تيتر يك روزنامه باشد براي چيست؟

من چنين چيزي نگفته‌ام.

-از من پرسيديد برايتان مهم است مصاحبه كجا كار شود و روابط عمومي كار هم اين شرط را براي ما گذاشت.

خب من نمي‌دانستم اين مصاحبه قرار است كجا كار شود. اصلاً شما تا حالا چند مصاحبه از من ديده‌ايد كه من بخواهم در مورد اين موضوع هم بحث كنم. من اصلاً اين جوري نيستم.

-بله من هم به همين خاطر اين سوال را پرسيدم چون فكر مي‌كنم شما ديگر در بازيگري طنز به جايي رسيده‌ايد كه از اين نگاه دور شده باشيد.

من در زماني هم كه بايد اين كار را مي‌كردم نكردم چون اعتقادي به اين رفتار نداشتم.
 
 گفتگو با امیر غفارمنش ( دایی خوش نشینها )
با قهوه‌ تلخي‌ها رفيقيم

اين‌ را كه خوش‌نشين‌ها براي رقابت با قهوه‌تلخ ساخته شده قبول ندارم. چرا كه پيش توليد خوش‌نشين‌ها قبل از روشن شدن وضعيت پخش قهوه‌تلخ در تلويزيون آغاز شده بود. ضمن اين‌كه اين دو قرار نيست رقيب هم باشند. مردم هر دوي اين كارها را مي‌بينند و اين مي‌شود رفاقت نه رقابت! از طرفي اين دو كار، دو طنز متفاوت را دنبال مي‌كنند. غير از پلان‌هاي رفت و آمدها دم در كاخ بقيه پلان‌هاي قهوه‌تلخ داخلي است اما آقاخاني به سمت اجتماع رفته و كارهاي رئال را مي‌پسندد. به نظر من هر دو كار در ژانر خودشان موفق هستند. قهوه‌تلخ به دنبال تيپ‌سازي است اما آقاخاني به ما مي‌گويد كه زندگي كنيد به همين خاطر هم اكثر بازيگرهاي رئال را جذب كرده است حال آن‌كه در قهوه‌تلخ مثلا جواد عزتي يا هادي كاظمي تيپ مي‌سازند و موفق هم هستند .در ضمن مهران مديري صداي خوبي دارد و خواننده خوبي است.
 
اطلاعیه


تأخير در مراسم قرعه كشي آپارتمان


تأخير در مراسم قرعه كشي آپارتمان به دليل همزماني با مراسم عزاداري .
قرعه کشی منزل مسکونی « قهوه تلخ » ، پنجم دي برگزار مي شود .

مراسم قرعه كشي جايزه بسته هاي ( پكيج ) مجموعه « قهوه تلخ » به كارگرداني مهران مديري ، يكشنبه پنجم دي با حضور اصحاب رسانه و تني چند از سازندگان اين سريال برگزار خواهد شد .

اين مراسم قرار بود 30 آذر ماه برگزار شود كه به دليل همزماني با مراسم عزاداري به هفته آينده ( 5 دي ماه ) موكول شد .

 سري يازدهم اين سريال شامل قسمت هاي 31 ، 32 ، 33 بزودي در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت .