کلیپ بابا اتی و باباشاه درحال دیدن تلویزیون+ عکس دیدنی مهران مدیری+آره بارون میومد!
امیر حسین رستمی در نقش پسر جهانگیر شاه وارد سریال قهوه تلخ می شود.

به گزارش پارس توریسم ،رستمی در گفت وگویی با به نژلا پیکانیانیان در ماهنامه زندگی ایرانی ضمن اعلام این خبرگفته : از ابتدای تولید سریال قهوه تلخ قرار بود که دراین سریال حضور داشته باشم و شخصیتی که قرار بودنقش او را بازی کنم از نقشهای اصلی کار بود و از قسمت چهارم وارد کار می شد . اگر اشتباه نکنم اسم نقشم هم علاف السلطنه بودکه با نقشی که حالا بازی می کنم متفاوت است .
رستمی درادامه گفته : من در سه قسمت کار بازی کردم وهمین حضور در سه قسمت برای من اتفاق خوبی است .از بین کار گردانهایی که طنز کار می کنند مهران مدیری انتخاب اولم است و اسطوره طنز درایران برای من است.
این بازیگر درادامه گفته :در همین سه قسمت نقشم آنقدر متفاوت وخاص است که مطمئنم جزیی از کار خواهم شد و اصلا بابت کوتاهی نقشم نگرانی ندارم . شک ندارم این نقش آنقدر غافلگیر کننده است که در ذهن همه می ماند .
کلیپ بابا اتی و باباشاه درحال دیدن تلویزیون
عکس دیدنی مهران مدیری

آره بارون میومد!
چند وقت پیش به خارج از کشور رفته بودم . مسافرتم کمی طول کشید . خیلی از عصرها کاملا بیکار بودم ! گوش کردن به موسیقی های ذخیره شده در لب تاپ و گشت و گذار در اینترنت تنها سرگرمی من بود .
همه ی کافی شاپ های آنجا اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر دارند . درست مثل ایران خودمان ! به یکی از این مراکز تجاری مشهور رفتم و در یک کافی شاپ شناخته شده فرانسوی نشستم . طبق عادت لب تاپم را روشن کردم و با صدای ملایم مشغول گوش دادن آهنگ مهران مدیری شدم ...
آره بارون میومد ... خوب یادمه
همه ی گارسن های آنجا خانم بودند . یکی از ایشان کنار میز من آمد و منوی قهوه ها را به من داد . چند ثانیه ای مکث کرد و سپس یک سوال جالب پرسید .... این لب تاپ خودتونه ؟
خیال کردم که کسی از مشتری ها به صدای موسیقی اعتراض کرده . هرچند که بسیار ملایم بود . بلافاصله دلیل این سوال را از او پرسیدم . لبخند زد و گفت که کسی اعتراض نکرده و فقط می خواهد بداند که خواننده ی این آهنگ کیست ؟
می گفت که موسیقی ایران را خیلی دوست دارد و آثاری از استاد شجریان را بارها گوش کرده ولی صدای این خواننده را نمی شناسد . به او توضیح دادم که مهران مدیری یک بازیگر معروف در کشور من است که بعضی وقت ها می خواند و صدای زیبایی هم دارد ...
چند دقیقه بعد به من گفت که نمی خواهد تنهایی من را به هم بزند و به کانتر کافی شاپ برگشت و من هم مشغول وب گردی شدم .
یک ساعتی گذشت و من با صدای نیمه بلند خواهش کردم که صورت حسابم را بیاورند . اما در پوشه ی مخصوص به جز صورت حساب یک چیز دیگر هم به چشم می خورد ... یک فلش مموری
با احترام فراوان از من خواست که اگر امکان دارد آن موسیقی را برایش کپی کنم . بابت این درخواست بسیار خجالت می کشید . بنده ی خدا فکر می کرد که ما کپی رایت و از این حرفها (!) داریم ... چیزی نگفتم و با لبخندی ترانه ی مهران را برایش کپی کردم ...
صاحب کافی شاپ به خاطر آنکه موسیقی به آنها داده ام از من پول نگرفت و من اطمینان پیدا کردم که خیلی آدم حسابی هستند ...
جدای شوخی بسیار خوشحال شدم که هنر ایرانی حتی در آن سوی دنیا مخاطب دارد . حتی مخاطب غیر ایرانی .
خداوکیلی چند ساعت سخنرانی لازم بود تا به اندازه ی یک آهنگ از مهران مدیری تبادل فرهنگی ایجاد کنیم ؟!
دوره آیتمهای طنز سر آمده است؟
مجموعه طنز «خنده بازار» رجعتی است به دوره اوج آیتمهای طنز با تکیه بر مهارتهای بازیگران در تیپسازی؛ بدون آنکه در این رجعت به اهمیت فیلمنامه در آیتمسازی توجه شده باشد.
آیتمهای طنز تلویزیونی دوره طلایی خود را دهه هفتاد طی کردند و از دل برنامههایی چون «نوروز 72» و ... بود که بخش عمده بازیگران و نویسندگان طنز امروز وارد عرصه شدند.
در واقع این آیتمها بودند که با تکیه بر متنهای هوشمندانه باعث شدند بازیگران در تیپهای مختلف حتی چهرههای معروف و آشنا به گونهای برجسته بدرخشند و تبدیل به چهرههای محبوب و مخاطبپسند شوند.
به طور مثال در تیپسازیها نمیتوان از نقشآفرینی مهران مدیری در نقش مرحوم منوچهر نوذری مجری «مسابقه هفته»، اکبر عالمی مجری «هنر هفتم»، محمود شهریاری و ... نام نبرد.
نکته مهمی که باعث شد هنر مدیری در تقلید بیشتر جلوه کند متنهایی بود که با اشراف کامل نویسنده به برنامه اصلی و به قصد شوخی با یک سری اصول و عادتهای تکرارشونده در ساختار برنامه و شخصیت واقعی طراحی شده بود.
به این ترتیب تلفیق نگاه طنز نویسنده به یک برنامه و شخصیت جدی و نقدی ظریف به یک سری رفتارها در کنار هنر بازیگر در تیپسازی و تقلید بود که باعث میشد یک آیتم بدرخشد و مخاطب از کشف شباهتها لذت ببرد، خنده به لب بیاورد و در عین حال به دیدگاه و نوع نگاه نویسنده توجه کند.
در چنین موقعیتی یعنی گذشت دو دهه و پایان درخشش آیتمهای طنز که به نوعی این قالب کهنه جایگاه و تأثیر خود را از دست داده، رجعت به آیتمسازی هم نوعی ریسک محسوب میشود هم اینکه میتواند سلیقه مخاطب را محک بزند که امکان بازگشت به عقب را دارد یا نه؟
در شرایطی که بخش عمده بازیگران و نویسندگان طنز دوره طلایی آیتمهای طنز تبدیل به بازیگران، نویسندگان و کارگردانان شاخصی در عرصههای مختلف شدهاند، این نکته خود میتواند یادآور این مهم باشد که اگر این قالب قابلیت رجعتی موفق را داشت چه بسا خود این هنرمندان آن را دو دهه به فراموشی نمیسپردند اما ...
در چنین مقطعی وقتی گروهی قصد این بازگشت به گذشته را میکنند به نظر میآید با اشراف به این پیشینه باید دستشان پر باشد یا به گفته بهتر قصد درانداختن طرحی نو داشته باشند تا بلکه قالب آیتمسازی طنز تکانی بخورد و بتواند راهی به سلیقه مخاطب پیدا کند.
وقتی با این پیشینه به مجموعه طنز «خنده بازار» نگاه میکنیم، به نظر میآید سازندگان به هیچکدام از این نکات اشراف نداشته یا ترجیح دادهاند، نداشته باشند. چراکه این آیتمها تکرار محض همان نگاه دهه هفتاد به این قالب نمایشی است که به نظر میآید شوخی با چند برنامه و شخصیت روتین تلویزیونی میتواند جوابگوی همه کاستیها باشد.
در این نکته شکی نیست که بازیگران نقشهای عادل فردوسیپور مجری برنامه «نود» و مهران مدیری، فریدون جیرانی مجری برنامه «هفت» و تا حدی بازیگر نقش مسعود فراستی کارشناس برنامه «هفت» مهارت خاصی در تیپسازی و تقلید از این کاراکترها دارند، اما ضعف شدید فیلمنامههای این آیتمها نشان میدهد این مهارت به تنهایی جوابگو نیست.
به همین دلیل است که یکی دو برنامه اول به شدت مورد توجه مخاطب قرار میگیرد، چرا که تماشاگر بیش از هر چیز مجذوب این تقلید و هنرنمایی و قیاس آن با کاراکتر اصلی میشود، اما در قسمتهای بعدی که این جذابیت اولیه رنگ باخته و مخاطب انتظار چیزی بیش از تکرار تکیهکلامها و اداهای نمایشی را دارد، این آیتمها نمی توانند مخاطب را راضی کنند.
چرا که بیش از هر چیز از ضعف فیلمنامه و متن رنج میبرند و نویسنده که حتی نامش را در تیتراژها نمیبینیم، دیدگاه یا نقطهنظر هوشمندانهای در نگاه طنز به ساختار این برنامهها و کاراکترها ندارد و تنها بر تکرار محض رفتارها و حرفها تکیه کرده است.
بقیه آیتمهای برنامه «خنده بازار» هم به نظر میآید تنها لابلای این برگهای برنده قرار گرفتهاند تا تایم را پر کنند و کوچکترین جذابیتی در انتخاب موقعیتها، مضامین و ... آنها به چشم نمیخورد که بتوان آنها را یک مجموعه تکمیلکننده حساب کرد.
به این ترتیب مجموعه طنز «خنده بازار» با قصد رجعت به عصر طلایی آیتمهای تلویزیونی و با تکیه بر بازیگرانی مستعد تنها بر مدار تکرار یک ساختار کهنه حرکت میکند که با اندکی توجه به متن و فیلمنامهها، امکان این وجود داشت که این کهنگی به نگاه و حال و هوایی تازه تبدیل کرد تا به فرصت طلبی تعبیر نشود.

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ