"داستان قهوه تلخ دچار تغییر شد"


در پي اعمال اصلاحات در مجموعه‌ي بيستم از «قهوه تلخ»، عرضه‌ي قسمت‌هاي جديد از اين سريال با درج اين جمله بر روي جلد همراه بود كه «داستان تغيير کرده است».

خشايار الوند ـ يكي از نويسندگان «قهوه تلخ» ـ درگفت‌وگويي با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي دليل درج اين جمله بر روي مجموعه‌ي جديد اين سريال، گفت: اصلاحيه‌هايي از سوي وزارت ارشاد اعمال شد که داستان اصلي را تحت‌الشعاع قرار مي‌داد؛ ما نيز تصميم گرفتيم بخش مورد نظر را دوباره تصويربرداري کنيم.

وي همچنين بيان کرد: اميرحسين رستمي يکي از شخصيت‌هايي بود که در مجموعه نوزدهم وارد سريال شد و به دليل اصلاحيه‌هاي وارد شده تصميم گرفتيم کلا اين شخصيت را حذف کنيم؛ چون در غير اين صورت مفهوم ماجرا دچار تغيير مي‌شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، بعد از ايام نوروز شاهد تاخير در توزيع مجموعه بيستم از سريال «قهوه تلخ» بوديم که به اذعان سازندگان اين مجموعه و همچنين برخي مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اين تاخير به علت تغيير و اصلاح برخي صحنه‌ها بوده است.

الزام بر اصلاح برخي صحنه‌ها، مهران مديري و همكارانش در «قهوه تلخ» را ناگزير كرد تا برخي صحنه‌ها را پس از عيد مجددا تصويربرداري كنند.

هر چند سعيد رجبي فروتن ـ مديركل دفتر همكاري‌هاي سمعي و بصري و نمايش‌هاي خانگي وزارت ارشاد ـ در گفت‌وگويي با ايسنا تاكيد كرده بود: ‌اين اصلاحيه را نه فقط به قسمت بيستم، بلكه به قسمت‌هاي پيشين هم داده بوديم. اما اين بار، تعطيلات طولاني آغاز سال نو و كليد خوردن با تاخير سريال، باعث شد مدت زمان بين عرضه قسمت نوزدهم و بيستم نسبت به گذشته زيادتر شود.


 

گفتگو با بلد الملک،مستشار،برزو خان و دامبول

 
جوک تعریف نمی کنیم مردم بخندند


سیامک انصاری همراه با برزو ارجمند(برزو خان)، عارف لرستانی(بلدالملک)، و علی لک پوریان(دامبول السلطنه) و گفت و گوی جدی درباره قهوه تلخ


قرار بود مصاحبه ای داشته باشیم با سیامک انصاری یا همان "مستشارالدوله"قهوه تلخ امادرست ر میز مصاحبه،یک سری اتفاق دست به دست هم دادند تا برزو خان(برزو ارجمند)، بلدالملک(عارف لرستانی)ودامبول السلطنه(علی لک پوریان) هم به این مصاحبه اضافه شوند و تبدیلش کنند به یک میز گردی که 2 روز مختلف در لوکشین قهوه تله انجام شد."فکر نمی کنم بتوانیم بحث جدی داشته باشیم."این جمله ای بود که سیامک انصاری قبل از شروع صحبت هایش با خنده گفت.اما وقتی گفت و گو شروع شد آرام آرام همه چیز جدی شد.این چهار بازیگر قهوه تلخ به شدت از سریال دفاع کردند و ان را بهترین کارشان تا به امروز دانستند.به گفته ان ها،قرار است اتفاقات جدید و جذابی در قسمت های جدید روی دهد.

قهوه تلخ،بیرون از فضای تلویزیون پخش می شود و ریزش مخاطب در این سریال به معنی کمتر فروش ان است.بنابراین این شائبه پیش می آید که شما ممکن است برای نگه داشتن مخاطب به سمت فضایی مشابه آیتم سازی بروید یا با توجه به فیدبک هایی که از مردم دریافت می کنید بدون توجه به داستان اصلی و فقط بر اساس نظر مردم، از شخصیت ها استفاده کمتر یا بیشتر کنید.
سیامک انصاری:درباره لزوم از دست نرفتن داستان،کاملا درست می گویید اما مردم آیتم را دوست دارند.آن ها حضور مداوم تیپ های مورد علاقه شان را ترجیح می دهند.البته نه به این معنا که در "قهوه تلخ" کسی دوست داشته باشه فقط آیتم سازی کند.باید بین آیتم سازی که نظر مردم است و داستان گویی که لزوم یک کار خوب است بالانس وجود داشته باشد.این قانون کارهای کمدی است.ضمن اینکه اگر قرار باشد فقط به سمت داستان گویی برویم باید خیلی از شخصیت های سریال را از دست بدهیم.به نظرم نویسندگان این سریال کار بسیار بزرگی انجام می دهند که می توانند این همه کاراکتر را با کمترین آسیب به داستان در سریال بگنجانند.

عارف لرستانی:نمی دانم انکار کنم که نظر مخاطب روی پر رنگ یا کم رنگ شدن نقش بعضی ها تاثیر داشته اما این اتفاق همیشه بر اساس خواست مخاطب نبوده و به شکل چرخشی و بر اساس نیاز قصه ها رخ داده است. یعنی بعضی جاها با توجه به قصه و تفاقاتی که در آن می افتد مثلا "بابا شاه" یا "بابا اتی" پر رنگ بوده اند و بعضی جاها "برزو خان" یا "بلدالملک" و این درباره همه شخصیت ها صدق می کند. ضمن اینکه به نظر من هم این چرخش کاملا هدف دار، باید وجود داشته باشد.

برزو ارجمند: یک نکته می گویم که شاید جواب شما باشد.شانزده سال است که دارم کار می کنم و سابقه کارهای کمدی هم زیاد داشته ام ولی "قهوه تلخ" بهترین کارم تا به امروز بوده است.به نظرم همه گروه بازیگری این سریال درباره خودشان همین نظر را دارند.تمام بازیگران دقیقا همان جایی هستند که باید باشند.یا همه صفرند یا صد. این نکته را گفتم تا بهتر متوجه شوید که پررنگ یا کم رنگ شدن بعضی نقش ها در طول سریال تا حدود بسیار زیادی هدف دار و برنامه ریزی شده است . اگر بازیگری کمتر دیده می شود به دلیل ضعف کارش نیست و بالعکس اگر بازیگری هم پررنگ تر حضور دارد لزوما کارش بهتر دیده نمی شود.این چرخش ها تا حد زیادی ارتباط مستقیمی باداستان هر قسمت دارد.

داستان قهوه تلخ، روزهای اول محکم و منسجم به نظر می رسید اما انگار به مرور زمان، خط داستانی در حال کمرنگ شدن است و مثل بسیاری از سریال های کمدی چند سال اخیر، داستان بیشتر به سمت تکه پرانی صرف و جلو رفتن بر اساس تیپ سازی بازیگران پیش می رود.این کمرنگ شدن خط داستانی سریال را قبول دارین؟

برزو ارجمند: من چنین احساسی ندارم.ما موقعیت های طنز زیاد داریم ولی این موقعیت ها در جهت پیش بردن همان داستان اولیه اتفاق می افتد. این حرفی که شما می زنید، یعنی ما داریم یک سری جک و لطیفه در کنار هم می گذاریم و کار را جلو می بریم.با توجه به حساسیتی که من در آقای مدیری و حتی خود بازیگران و نویسندگان می بینم نمی توانم حرف شما را بپذیرم. البته من تا حدودی قبول دارم که یک سری از بازیگرها و تیپ های ما کمرنگ تر و پررنگ تر می شوند ولی این مسئله هم به دلیل تعدد زیاد شخصیت ها در سریال اتفاق می افتد که یک مسئله کاملا طبیعی است.

 

سیامک انصاری: این خاصیت کارهای کمدی است. د رکار های کمدی،دو، سه تیپ در عمل خیلی خوب ازکار در می آیند و خب برجسته تر هم می شوند ولی نباید آن را تکه پرانی برداشت کرد و گفت درست شده اند تا مردم بخندند و داستان پیش برود. ضمن اینکه اصلی ترین قسمت داستان ما قرار است در این 10 سری پایانی دیده شود. تازه کلی اتفاقات عجیب و غریبی که برایشان زمینه چینی کرده بودیم قرار است از این به بعد بیفتد. به نظرم باید تحمل داشته باشیم و در نهایت روی نتیجه پایانی کار قضاوت کنیم.

عارف لرستانی: این حرف شما یعنی اینکه ما از ابتدا چارچوب مشخصی داشتیم که ابتدا و انتهای ان را می دانستیم و حالا از ان چارچوب منحرف شدیم.اما اصلا اینطور نبوده.ما یک کلیت داستانی داریم و قصه های مختلف را بر اساس آن پیش می بریم.این وسط ممکن است تیپ سازی ها و مزه پرانی هایی هم داشته باشیم ولی تمام این ها برای پیش بردن قصه است.

خب مثلا از قسمت های اولیه این گونه برداشت می شد که نیما زند کریمی یا همان مستشار با خودش قرار گذاشته که دربار را متحول کند و توی تاریخ دست ببرد، حتی با ورود بلوتوث،این حس در مخاطب ایجاد شد که حالا ما دو جبهه همراه و مخالف مستشار ر خواهیم داشت و قرار است داستان خای جذابی میان این دو جبهه به وجود آید ولی اتفاقی که افتاد از بین رفتن ان خط داستانی و حل شدن نسبی مستشار در میان جمع درباری ها بود. انگار او دیگر هیچ قدرتی ندارد.

بزو ارجمند: اتفاق درستی که در شخصیت پردازی مستشار افتاده این است که از ابتدا با ایده عوض مردن تاریخ در دربار می ماند. او ابتدا صادقانه این کار را انجام می دهد اما هیچ کس محلش نمی گذارد و حرفش را گوش نمی کند،بعد به این نتیجه می رسد که باید ان ها را تحت تاثیر قرار دهد و برای این کار باید در کنارشان باشد که این اتفاق درد کم کم می افتد.
سیامک انصاری: بهترین چیزی که می توانم درباره یکی شدن مستشار با درباری ها بگویم این است که در اکثر تریشن ها با خودش این جمله را بارها تکرار می کند که شاید این یک جبر تاریخی است.یعنی باید با نازخاتون ازدواج کند تا حاصل آن نوه ای باشد که اسمش رویا است و او بتواند در زمان واقعی خودش با او ازدواج کند.البته به نظرم این اصلا تسلیم شدن نیست،مستشار همانطور که در قسمت های بعد می بینیم آرام آرام به یک سری از هدف هایی که می خواسته می رسد.

علی لک پوریان: به ظنرم نیما زند کریمی یا همان مستشار، اصلا قدرتی ندارد که بخواهد چیزی را عوض کند. او عاقلانه ترین کار ممکن را انجام می دهد. وقتی وارد درباری می شوی که هیچ کس تحمل دیدن تو را ندارد باید بعضی جاها تسلیم شوی،این تسلیم شدن مصلحتی به معنای حل شدن در آن گروه نیست، مطمئنا یک جا نیما برنده بزرگی خواهد بود اما اینکه کجای داستان قرار است چنین اتفاقی بیفتد خود ما هم نمی دانیم.
در کاهای طنز ما بداهه پردازی بسیار رایج است.شما چقدر به متن نویسندگان وفا دارید و تا چه حد از بداهه پردازی خودتان استفاده می کنید؟
برزو ارجمند: ما بداهه کار نمی کنیم. دیالوگ ها عین متن نوشته شده است.بداهه یعنی دو تا دیالوگ خارج از متن بگوییم که این اتفاق در این سریال اصلا نیوفتاده.بیشترین به اصطلاح بداهه ای که من داشتم این بوده که بر اساس لهجه ام بعضی از کلمات را متفاوت ادا می کردم،مثلا اگر در سناریو کلمه "بلند شو" نوشته شده من با لهجه مشهدی گفته ام "وخه" ،فقط در همین حد.

سیامک انصاری: برادر من آن دوران تموم شد،ما هشت ساله که دیگه بداهه کار نمی کنیم.به نظرم استفاده از لفظ بداهه برای این سریال کاملا اشتباه است. واکنش ها و طرز حرف زدن شخصیت ها کاملا متعلق به خوشان است ولی اسن این را بداهه نمی گذارند.
عارف لرستانی: شما بداهه را چه چیز معنی م یکنید؟مدل حرف زدن یا تکه پرانی های مخصوص یک تیپ؟این ها حاصل کار خود بازیگر است.اگر شما به این ها بداهه می گویید بله کار ما بداهه پردازی است!اما همانطور که برزو گفت بداهه یعنی بیان دیالوگ هایی خارج از متن که این اتفاق جز در مورد اضافه کردن تکه کلام های خودمان میان دیالوگ ها آن هم در مواقع خاص اتفاق نیافتاده است.مثلا من در بعضی از دیالوگ ها احساس می کردم باید "پدر سوخته" را اضافه کنم و این کار را با هماهنگی آقای مدیری انجام می دادم ولی این به هیچ عنوان از نظر من بداهه نیست.
علی لک پوریان: به نظر من صد در صد کار وابسته به متنی است که نویسندگان می نویسند.شما به راحتی می توانید متن های هر قسمت را که نویسندگان نوشته اند با آن چیزی که ساخته شده است را مقایسه کنید خودتان متوجه شوید.

فکر می کنید نقش هایتان در قهوه تلخ تیپ هستند یا شخصیت؟
برزو ارجمند: در مورد نقش خودم به نظرم به دلیل نوع بیان،حرکات و جغرافیایی که برایش ترسیم کرده ایم بیشتر تیپ-کاراکتر است تا شخصیت.ولی اصولا یک موضوع را نمی فهمم. این که ساختن یک تیپ، بسیار مشکل است ولی هنگامی که به بازیگر ها می گوییم که نقششان یک تیپ است به شدت به آن ها بر می خورد.بازیگرهای این مجموعه گول نقش های خودشان را نخورده اند،مثلا دامبول،ملیجک دربار است و همه جور حرکت خنده دار و مسخره ای می تواند انجام دهد ولی علی به خوبی جلوی این وسوسه را گرفته و نگذاشته نقش بر او غلبه کند به همین دلیل است که می گوییم شخصیت های قهوه تلخ تیپ کاراکتر هستند نه فقط یک تیپ خالی.
عارف لرستانی: چون شخصیت ،لایه های متعددی دارد واکنش هایی نسبت به مسائل مختلف هم متنوع است.مثلا بلد مثل خیلی از آدم ها یک جاهایی ترسو است،یک جاهایی خیلی شجاع است، بعضی وقت ها به شدت عصبانی می شود و گاهی هم به شدت مهربان.احساسا می کنم با این تعاریف، ما بیشتر به شخصیت نزدیک هستیم تا صرفا یک تیپ مشخص شده.
علی لک پوریان: شایدابتدا تیپ بوده ایم ولی در یک کار روتین هر چقدر جلوتر می رویم می توانییم آن تیپ را اصلاح کنیم و در نهایت به شخصیت تبدیل شویم. اتفاقی که به نظرم برای نقش خودم دامبول رخ داد.

سیامک انصاری: نقش من به هیچ عنوان تیپ نیست.کاملا یک شخصیت است.
ولی خیلی جاها به شخصیت کیانوش و خلق و خوی اش در شب هایی برره نزدیک می شوید.اولا تکرار آن شخصیت الزاما اتفاق بدی نیست و گرنه مستشار دوباره مثل کیانوش به دوربین نگاه نمی کرد. تشخیص ما این بود که مردم از بعضی ویژگی های کیانوش هنوز هم خیلی استقبال می کنند. برای همین از آن ویژگی ها استفاده کردیم،این مسئله کاملا عمدی است.
یعنی از نظر شما تکرار کردن یک تیپ که مخاطب را می خنداند در کار های مختلف اشکال ندارد؟این اتفاق موجب بی انگیزگی یک بازیگر طنز برای ساختن تیپ جدید نمی شود؟
سیامک انصاری: بستگی به شرایط و مدل تیپ دارد.ممکن است شما کاری را انجان دهید که هیچ بازیگر طنز دیگری نتواند آن را انجان دهد،اینجاست که موضوع کمی فرق می کند و آن تیپ می تواند شگرد منحصر به فرد شما باشد.البته تا حدودی هم حرف شما در زمینه از دست دادن انگیزه برای خلق تیپ های جدیدتر درست است.
عارف لرستانی: به نظر من هم تا زمانی که مخاطب از آن استقبال م یکند انجام دادنش هیچ اشکالی ندارد.
علی لک پوریان: همان طور که گفتم اگر یک تیپ به درستی ساخته و پرداخته شود می تواند قابلیت تبدیل شدن به یک شخصیت را داشته باشد.شخصیت رئالی که همه ان را بپذیرند.پس تکرار یک تیپ لزوما اشکالی ندارد.

سیامک انصاری: نقش من به هیچ عنوان تیپ نیست.کاملا یک شخصیت است.
ولی خیلی جاها به شخصیت کیانوش و خلق و خوی اش در شب هایی برره نزدیک می شوید.اولا تکرار آن شخصیت الزاما اتفاق بدی نیست و گرنه مستشار دوباره مثل کیانوش به دوربین نگاه نمی کرد. تشخیص ما این بود که مردم از بعضی ویژگی های کیانوش هنوز هم خیلی استقبال می کنند. برای همین از آن ویژگی ها استفاده کردیم،این مسئله کاملا عمدی است.
یعنی از نظر شما تکرار کردن یک تیپ که مخاطب را می خنداند در کار های مختلف اشکال ندارد؟این اتفاق موجب بی انگیزگی یک بازیگر طنز برای ساختن تیپ جدید نمی شود؟
سیامک انصاری: بستگی به شرایط و مدل تیپ دارد.ممکن است شما کاری را انجان دهید که هیچ بازیگر طنز دیگری نتواند آن را انجان دهد،اینجاست که موضوع کمی فرق می کند و آن تیپ می تواند شگرد منحصر به فرد شما باشد.البته تا حدودی هم حرف شما در زمینه از دست دادن انگیزه برای خلق تیپ های جدیدتر درست است.
عارف لرستانی: به نظر من هم تا زمانی که مخاطب از آن استقبال م یکند انجام دادنش هیچ اشکالی ندارد.
علی لک پوریان: همان طور که گفتم اگر یک تیپ به درستی ساخته و پرداخته شود می تواند قابلیت تبدیل شدن به یک شخصیت را داشته باشد.شخصیت رئالی که همه آن را بپذیرند.پس تکرار یک تیپ لزوما اشکالی ندارد.

بعضی از سریال های کمدی،بنا به هر دلیل،تاریخ مصرف مشخصی دارند.یعنی بعد از چند سال از ذهن مخاطب بیرون می روند.فکر می کنید قهوه تلخ این قابلیت را دارد که به عنوان یک سریال کمدی ماندگار شود؟اگر این گونه است دلیلش چیست؟
برزو ارجمند: شاید کمی خودخواهانه باشد اما با احترام به تمام کارهای کمدی که تا به امروز ساخته شده می توانم بگویم که قهوه تلخ بهترین سریال کمدی بعر از انقلاب در ایران است.مطمئن هم هستم که کار ،خیلی بیشتر از ان چیزی که بیشتری ها فکر می کنند ماندگار خواهد شد.ما با این تصور که مخاطب،برخلاف تلویزیون می تواند هر بار دوست داشته باشد ان را ببیند،طوری بازی می کنیم که بعد از یک مدت ،مخاطب خسته نشود.
عارف لرستانی: جدا از کارگردان بسیار خوب و نویسنده های بسیار خلاق و بازیگران بسیار توانمند،نکته ای که من را به ماندگار بودن این سریال امیدوار می کند این است که مردم برای اولین بار یک کار 90قسمتی را می خرند،کپی نمی کنند،در خانه هایشان مثل کتاب آرشیو می کنند و چندین بار هم ان را می بینند و می خرند ،به نظرم این نکاتی که گفتم در مورد هیچ فیلم و سریالی تا حالا در ایران اتفاق نیفتاده است.

علی لک پوریان: من از ماندگاری این سریال مطمئنم،هنوز هم در جشن ها و شادی ها وقتی تلویزیون قسمت های مختلف شب های برره را پخش می کند،خود من هم از دیدنش به قهقه می افتم.نکته اصلی این است که خیلی ها می گویند طنز و ساختار قهوه تلخ بسیار بهتر از شب های برره است.
سیامک انصاری: من فقط به یک نکته بسنده می کنم.در حال حاضر یک سری چیزها وجود دارد که از طریق آن ها می توانید بفهمید که مردم چه کار هایی را دیده اند،می بینند و خواهند دید،در اینترنت کلمه شبهای برره را جستجو کنید ببینید چند لینک مربوط به شب های برره به شما می دهد.بعد همین کار را برای مرد هزار چهره و قهوه تلخ هم انجام دهید و نتیجه اش را نگاه کنید.ولی اگر در اینترنت،سریال ایکس را جستجو کنید،هیچ نتیجه ایی به شما نمی دهد.کل حرف من همین بود.

نگاه اول
امیر مهدی ژوله

دوری از سطح نگری
مهمترین عاملی که بریا ماندگاری یک سریال در ذهن مخاطب وجود دارد این است که از سطحی نگری پرهیز کند و حرف هایش را کمی عمیق تر به زبان آورد.یک کار ماندگار باید حرفی برای گفتن داشته باشد،باید بتواند چالشی برای مخاطب ایجاد کند یا دغدغه های ذهنی اش را به خوبی نشان دهد.در این صورت است که مخاطب7ناخودآگاه با فیلم و شخصیت های آن ارتباط برقرار می کند و می تواند با آنها همذات پنداری کند.از طرف دیگر باید این امکان را داشته باشد که در هر زمان،باز هم جدید به نظر برسد.بنابراین باید سراغ مسائل جزئی روز نرود و مطالبی که بیان می کند هیچ تاریخ مصرفی نداشته باشد.در غیر این صورت اگر قرار باشد شما در یک سریال کمدی با اتفاقی که سه روز قبل و یا حتی امسال افتاده شوخی کنید،طبیعتا چند سال بعد ان اتفاق خاص ،جذابیتش را از دست می دهد و از یاد مردم هم میرود،این مسئله باعث می شود که اگر شما بهترین جنس کمدی را هم در آن شوخی به کار برده باشید دیگر برای مخاطب جذابیت نداسته باشد.در قهوه تلخ تلاش کردیم جن سشوخی ها و حرف هایی که می زنیم بدون تاریخ مصرف باشد.سعی کردیم به جای پرداختن به مسائل ریز امروز جامعه،دست به نقد مناسبات غلطی بزنیم که سال هاست با آن ها روبه رو هستیم و مدام با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم.به این دلیل من احساس م یکنم تا زمانی که این رفتار ها و مناسبات غلط در جامعه ما وجود دارد قهوه تلخ هم اثری ماندگار و تازه برای همه مخاطبان خواهد بود.

نگاه دوم
خشایار الوند

اهمیت کمدی
هیچ فیلم نامه نویس یا کارگردانی از ابتدا به قصد ماندگار شدن کار،آن را شروع نمی کند،این ماندگاری قطعا یک شبه به دست نمی آید و به مرور زمان اتفاق خواهد افتاد.قصدمان از ساخت قهوه تلخ،ساختن یک سریال کمدی ماندگار نیست بلکه می خواهیم در درجه اول یک کمدی خوش ساخت و مردم پسند ارائه کنیم و در کنار آن حرف ها و دغدغه های روزمان را هم تا جایی که می شود به مخاطب برسانیم.به نظرم مهمترین مساله این است که مخاطب از کار ما لذت ببرد و به عنوان یک کمدی جذاب،به آن بخندد. وقتی این اتفاق رخ دهد می توانیم در کنار کمدی، حرف هایی بزنیم که مخاطب از سال ها پیش با آن درگیر بوده و شاید تا سال های سال هم همین دغدغه را داشته باشد.به عنوان مثال مهمترین مشکل شخصیت های قهوه تلخ،نفهمی و نادانی است.برای اینکه این آدم ها بدانند و متوجه خیلی چیز ها شوند اول باید بخوانند و برای اینکه بتوانند بخوانند باید اول سواد داشته باشند.پس اولین کار این است که سواد یاد بگیرند،این حرف از 30سال پیش تا الان همیشه دغدغه جامعه ما بوده و ممکن است تا سال ها بعد هم این دغدغه ادامه داشته باد،به همین دلیل در کنار این مخاطب به کمدی صحنه های سوادآموزی قهوه تلخ می خندد تا سال ها بعد هم این مساله ما به ازای بیرونی برایش دارد و می تواند آن را به خوبی درک کند.با این صحبت های من فکر می کنم به راحت می توان امیدوار بود که سریال قهوه تلخ یک سریال کمدی ماندگار در نزد مردم باشد.

چکیده

یک اتفاق کاملا مشابه در مورد بیشتر مجموعه های طنز این است که بعد از چند قسمت و شکل گرفتن شخصیت ها با تکه کلام هایشان،دیالوگ جای خاصی ندارد و شخصیت ها در بستری که برایشان مشخص شده،وابسته به محور اصلی داستان بداهه پردازی می کنند.در مورد "قهوه تلخ" هم می شد احتمال داد که شاید چنین قضیه ای پشت پرده است و بیشتر دیالوگ ها درست همان لحظه جلوی دوربین شکل گرفته اند و هیچ کدامشان از قبل توی متن نبوده اند.اما بعد از نشستن در این میز گرد و یک بحث جانانه در این مورد فهمیدیم مه اصلا قضیه ایتطور نیست.وقتی پرسیدیم کار زیاد هم به حفظ کردن دیالوگ ندارد،با لحن خیلی جدی سیامک انصاری رو به رو شدیم که:"برادر من ما الان هشت سال است که دیگر بداهه کار نمی کنیم." این را گفت و بقیه هم پشتش در آمدند که اگر هم قرار باشد چیزی به متن اضافه کنیم حتما باید به صلاحدید خود مهران مدیری باشد و معمولا جز در مورد تکه کلام خا در کل متن دست نمی بریم.عارف لرستانی برای روشن شدن درست قضیه پرسید که:"اصلا باید ببینیم بداهه را چه معنی می کنید؟اگر مدل حرف زدن یا تکه پرانی های نخصوص یک تیپ به نظرتان بداهه می آید بله کار ما بداهه پردازی است.اما در کل ما چنین تعریفی از بداهه نداریم."این توضیح ها تا جایی رسید که بالاخره علی لک پوریان بلند شد و یک برگه از متن را برای نمونه آورد و گذاشت جلویمان.شاید باور نکنید اما نزدیک به 95درصد متن همانی بود که در دیالوگ هایشان می شنویم.

 

اینم عکسها و متن روزنامه

http://irupload.ir/images/8h2g3bupba9zmmfonhns.jpg

http://irupload.ir/images/1sk0mkt8dws379q9gq1k.jpg

http://irupload.ir/images/gk88cfgbsyu2p6wk676o.jpg

http://irupload.ir/images/f8ujwg3bd85rd35rp9.jpg

http://irupload.ir/images/6eirme4xe7lf2qmivgwu.jpg

http://irupload.ir/images/gw470dxic2nozcsl568i.jpg

http://irupload.ir/images/ofg2il9rod3yh4cvrwlv.jpg

http://irupload.ir/images/8yctnvk1yk40g6ez9abu.jpg

http://irupload.ir/images/s6fbd51d8xpdzslcx1fy.jpg

باتشکر از دوستان خوبم زهرا پارمیدا