گفتگوی مفصل با سیامک انصاری:

همیشه ظاهر را حفظ می کنم

قسمت اول

تماشا: سیامک انصاری رفیق باز است. از ما این حرف را بپذیرید و شک نکنید. او خراب رفیق است. حفظ رفاقت ها و روابطش با آدم ها برای او خیلی مهم است. البته ضرر هم نکرده و به قول خودش این دوستی ها برای او منافع زیادی هم داشته است. اما به هر حال آدم اهل دلی است. از آن دست آدم ها که دوست دارند با رفقا دور هم باشند و کار باب دل شان را بکنند.


با او به بهانه اجرای نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» به گفت و گو نشستیم. مصاحبه مان درباره فرق کار حرفه ای با کار رفاقتی، ویژگی های اخلاقی و رفتاری او و... بود و رسید به گپ و گفتی دوستانه درباره میانسالی.

این گروه دوست داشتنی

*شنیدیم به تازگی در سریال «سهمی برای دوست» بازی کرده اید؟

نه، من در این مجموعه بازی نکردم فقط به عنوان راوی از صدای من استفاده شده است.

*ظاهرا تصمیم شما بر این است که فقط با آقای مدیری کار کنید؟

بله، من این گروه را دوست دارم و از کار کردن با آنها راضی ام. برای چه با گروه دیگری کار بکنم؟

*خود مهران مدیری الان با گروه دیگری قرارداد بسته و قرار است در «قلب یخی» بازی کند.

خب، برود.

*آن وقت تکلیف شما چه می شود؟ شما هم مثلا دنبال او به «قلب یخی» می روید؟

نه، آن گروه ما نیست. یعنی الزاما هرجا که مهران باشد که گروه ما نیست.

*درست است اما وقتی کارگردان یک تیم به عنوان راس آن تیم گروه را ترک می کند و به سراغ پروژه های دیگر می رود شما چرا این قدر اصرار دارید که حتما فقط با گروه خودتان کار کنید. اگر الان «قلب یخی» یا یک گروه دیگر از شما دعوت به کار بکند شما قبول نمی کنید؟

نه، نمی روم.

 

*یعنی هیچ سریال دیگری کار نمی کنید؟

نه، حداقل تا وقتی کار دارم با گروه دیگری کار نمی کنم. فعلا یک مقدار کارهای مان درهم است و این اجازه را نمی دهد که سر کار دیگری بروم. من الان سه سال و نیم است سر پروژه «قهوه تلخ» هستم. در این میان، بچه های دیگر سر کارهای دیگر رفتند ولی من فرصت آن را نداشتم. هر کارگردانی هم قبول نمی کند پروژه اش را با من و گرفتاری هایم هماهنگ کند. در این مدت افتخار این را داشتم که یک سکانس در فیلم آقای کیمیایی بازی کنم آن هم به خاطر انیکه ایشان به من لطف داشتند و اجازه دادند با همین ریشی که در «قهوه تلخ» دارم در «جرم» هم حضور داشته باشم. اما یک کارگردان دیگر طراحی چهره خاص فیلم خودش را دارد و قبول نمی کند من با گریم «قهوه تلخ» سر کار او حاضر شوم.

*نمی شود از ترفندهای گریم کمک بگیرید؟

نه، نمی شود.

*این تاکید زیادی که بر روی تلویزیونی بودن تان می کنید نوعی مقاومت مقابل سینما است؟

اصلا وقت نشده من در طول این سال ها به سینما بروم. در این سال ها پشت هم داشتم سریال کار می کردم.

*چرا خب طوری برنامه ریزی نکردید که بتوانید در بین پروژه های طولانی تان کارهای سینمایی هم انجام بدهید؟

من نمی توانم آن طوری با همه هماهنگ کنم. نمی شود.

*مشکل چیست؟

نمی شود همزمان هم سر کار یک سریال بود و هم سر یک کار سینمایی. بعد هم دوتا برنامه ریز را به جان هم بیندازی که بتوانی سر دو تا کار همزمان باشی. من ترجیحم این است به همین روشی که دارم، کار کنم فکر می کنم آدم یک کار را بهتر انجام بدهد، درست تر است تا اینکه بخواهد چندتا کار را با هم انجام بدهد و هیچ وقت هم به آن کیفیتی که می خواهد نرسد.

*اما در کارهای سینمایی هم که بازی کردید مثل نقش تان در فیلم «بی پولی» واقعا خوب بودید و این سوال برای علاقه مندان تان همیشه مطرح است که چرا بیشتر سینمایی نمی شوید؟

من به ناچار در این سال ها نتوانستم خیلی در سینما حضور داشته باشم. «بی پولی» را هم روی حساب ارادت زیاد به کارگردان و رفاقتم با بابک حمیدیان و امیر جعفری عزیز قبول کردم.

*باز هم قضیه تیمی بوده؟

برای من داستان همیشه تیمی است. اصلا مگر غیر از کار تیمی، راه دیگری هم در این حوزه وجود دارد؟

یک عمر رفاقت

*به نظر می آید ملاک های شما بیشتر روابط و گروه هستند و خیلی دلی کارهای تان را انتخاب می کنید؟

بله، به هر حال بیشتر کارهای من رابطه ای است. تیم، بیشتر از منافع مادی برای من مهم است.

*این به نظرتان حرفه ای است؟

من یک عمر این طوری کار کردم. احترام به رفاقت برایم مهم تر است، اصلا فکر می کنم نتیجه کار هم در اثر همین چیزها خوب می شود. نه فقط داستان این باشد که برویم سر یک کاری و دستمزدی بگیریم و بیرون بیاییم.

*به نظر خیلی آدم محفلی هستی، چیزی هم که از بیرون همیشه می بینیم همین است. با یک گروهی از دوستان مهمانی هستی و... البته اینها را از روی نوشته و عکس هایی که منتشر شده می گوییم. مثل عکس سفر شمال با مهران مدیری و علیرضا عصار و...

خیر، واقعا این جوری نیست. علیرضا عصار دوست دوران بچگی من است و داستانش فرق می کند. ولی واقعا من این جور آدم محفلی هم که شما می گویید، نیستم. دوستان و معاشرت های کاری من مال همان محیط کار هستند و بیرون از کار نیستند. این حس همکاری در محیط کار هم خیلی برای من مهم و شیرین است. نمی دانم شاید این روحیه کار گروهی در تربیت من بوده یا در مدرسه یادم دادند، به هر حال از هرکجا آمده باشد یک مساله درونی شده در شخصیت من است. ولی نه، آدم محفلی ای نیستم.

*اما همچنان حس ما این است که خیلی آدم رفیق بازی هستید. البته حالا این را یک انتقاد برداشت نکنید. به هر حال قشنگ است در دنیای که همه اولویت شان نفع شخصی است یک نفر رفاقت را اولویت خودش کرده است؟

البته من در این رفاقت نفع هم برده ام. این طوری نبوده که منفعتی در این رفاقت ها برای من نباشد. چرا باعث نفع هایی هم شده.

سینمایی نیستم

*چند سال پیش در مصاحبه ای گفته بودید سینما آن قدر برای من جذاب نیست و بعد در یک مصاحبه دیگر گرفته بودید من آن موقع حرفه ای نبودم ولی الان دیگر حرفه ای سینما هستم...

نه، من هیچ وقت این حرف را نزدم. من حرفه ای سینما نیستم. این مصاحبه را هم که شما می گویید هیچ وقت نگفتم.

*شما که کار و حرفه تان بازیگری است، حرفه ای سینما هم هستید یا نه؟

من می توانم فقط حرفه ای تلویزیون باشم. حرفه ای بودن با اینکه تو برایت اهمیت داشته باشد و دوست داشته باشی وقتت را در آن حوزه بگذاری فرق می کند. اینها دو مقوله جداگانه هستند.

*خب شما الان کدام هستید، دوست دارید یا حرفه ای آن هستید؟

من دوست دارم در این بخشی که موفق بودم و بیشتر فعالیت کردم، ادامه بدهم. یک مساله طبیعی است و اصلا عجیب و غریب نیست. من الان دارم از راه بازیگری زندگی می کنم بدون اینکه به سینما بروم. چه اشکالی دارد؟! بدون اینکه سینما بروم دارم الان زندگی می کنم مگر من لنگ ماندم؟ تمام شد.

*پس همچنان معتقدید که حرفه ای سینما نیستید؟

نه، من حرفه ای تلویزیون و سریالم.

پشه ها روزها کجا استاد می شن؟!

*خیلی وقت است دیگر در وبلاگ تان نمی نویسید چرا؟

واقعا وقت نکردم.

*یعنی وسوسه نوشتن را داشتید؟

بله، خیلی، چراکه نه. بهترین جایزه ای که من می توانم بگیرم از مردم است. این ردخور ندارد!

*اصولا نوشتن هیچ وقت دغدغه تان بوده؟

نه چندان. در وبلاگم هم بیشتر درباره کارهایم گزارش می دادم.

*یعنی هیچ وقت دوست نداشتید درباره مسایل دیگر مثل حال و احوال شخصی خودتان یا شرایط اجتماع و... بنویسید؟

نه، من فقط در رابطه با کارم صحبت می کنم.

*شما فکر می کنید چیزهایی که خیلی برایتان شخصی است مهم نیست مردم بدانند؟

چرا. یک بار یک سوالی که برایم مهم بود را مطرح کردم، کلی مقاله علمی هم در جواب برایم آمد.

*سوال چه بود؟

پشه ها روزها کجا استاد می شن؟

با گروه «قهوه تلخ» کار تازه ای شروع می کنیم

*از «قهوه تلخ» چه خبر؟

این هفته 27 آمد. هفته آینده هم 28 می آید. 29 و 30 را هم گرفتیم. احتمالا کار تا 35 طول می کشد و یک ماه بعد هم تمام می شود.

*اما ظاهرا از مشکلی که در فصل قبل پیش آمد قرار بود بیشتر طول بکشد؟

بله، ولی الان دیگر تمام خواهد شد. به هر حال مردم انتظار داشتند که پایان این مجموعه را ببینند ما هم وظیفه داشتیم به رغم مشکلاتی که پیش آمد به قول و قرارمان با مردم پایبند باشیم و این کار را تمام کنیم.

*الان وقتی این تئاتر و «قهوه تلخ» تمام شود شما منتظر می نشینید تا گروه هایی که دوست شان دارید کاری را شروع کنند و اگر از شما دعوت کردند، شما با آنها همکاری کنید؟ اگر کاری شروع نکنند تکلیف شما چیست؟

نه ما سه تا برنامه دیگر داریم و تا نیمه سال 92 برنامه مان پر است.

*با کدام گروه؟

هم با گروه «قهوه تلخ» و هم با گروه تئاتر سایه.

*یعنی با گروه «قهوه تلخ» می خواهید یک سریال جدید را شروع کنید؟

بله، به احتمال زیاد.

*سریال؟

کارهای جدید حالا جزئیات را بعدا منتشر می کنیم.

*بازهم شبکه خانگی؟

مشخص نیست.

*در مجموع از «قهوه تلخ» رضایت داشتی؟ به آن سریال هایی که می بینی نزدیک بود؟

بله.

اینجا تئاتر است، تلویزیون نیست

*شما با آقای حداد از دوران دانشجویی دوست بودید؟

بله، ما رفقای 20 ساله هم هستیم.

*اینکه 90 شب به خاطر چند ثانیه حضور در نمایش او «آمدیم، نبودید، رفتیم» ساعت ها در تماشاخانه ایرانشهر وقت می گذارید به خاطر همین رفاقت 20 ساله است؟

این نمایش برای گروه «سایه» است. ما هم موسسان این گروه هستیم. 10 سال است این گروه را داریم. بنابراین اگر به جای این چند ثانیه بازی یک کاری پشت صحنه هم به من می دادند، بازهم می آمدم. چون گروه مال خود ماست و برای دیگران نیست. قبل از این هم دو نمایش «مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش» و «کسی نیست» را کار کرده بودیم. گروه خودمان است و با همدیگر تصمیم می گیریم که چکار بکنیم.

*انتخاب خودتان این بود که این نقش بسیار کوتاه را داشته باشید؟

نه، من قبل از عید خیلی گرفتار بودم و کار زیادی داشتم سر کار «قهوه تلخ» بودم و... با این حساب نمی توانستم کار سنگین دیگری قبول بکنم. رضا به من یک نقش دیگر پیشنهاد داده بود، اما به همان علتی که گفتم نتوانستم بپذیرم. بعد با هم نشستیم صحبت و همفکری کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این نقش برای من بهتر از همه است. البته بقیه نقش ها هم کوتاه است. حالا بعضی ها کمی بیشتر و بعضی ها کمی کمتر.

باتشکر از دوست خوبم زهرا