« قهوه تلخ » دو ساله شد  

مرا به پایان برسان 

حاشه های ریز و درشتی که از ابتدای سال 90هر بار به شکلی گریبان سازندگان قهوه تلخ را گرفت سرانجام این مجموعه را از رمق انداخت و وقفه ای چند ماهه در تولید و پخش آن به وجود آورد . وقتی اعلام شد عوامل این پروژه برای ادامه ساخت آن به لوکیشن ثابت شان در خیابان فرشته برگشته اند ، مشخص بود كه هدف از اين شروع دوباره تنها به پايان رساندن مجموعه است . در سري جديد ، پس از مدتي ، شخصيت هاي داستان كه به زمان حال آمده بودند ، با سر كشيدن قهوه بار ديگر به دوران گذشته بازگشتند . اين اتفاق پرسشي را درباره دليل آمدن اين شخصيت ها به دوران معاصر به وجود آورد . طرف داران آثار مهران مديري مي دانستند او كسي نيست كه موقعيت يكه اي مثل حضور افرادي از دويست سال قبل در تهران امروز را از دست بدهد و بي هيچ اتفاق خاصي از آن بگذرد . از گوشه و كنار به شكل رسمي و غير رسمي شنيده شد كه وقفه چند ماهه باعث شده زمان اجاره لوكيشن هاي جديد به پايان برسد . يعني اين بازگشت ربطي به تشخيص نويسندگان يا ضرورت قصه نداشت ؛ مثل مشكلاتي كه در پي حذف شخصيت پسر جهانگير خان ( امير حسين رستمي ) در ابتداي سال 90به وجود آورد و اعتراض نويسندگان مجموعه را به اعمال مميزي هاي سليقه اي در پي داشت . شايد مهران مديري تمايلي نداشت در كارنامه اش مجموعه نيمه تمامي داشته باشد . او پيش تر در شب هاي برره اين تجربه را از سر گذرانده بود و ماجراي قطع ناگهاني پخش آن سريال هنوز از ذهن برخي از طرفدارانش پاك نشده است . با اين حال داستان شب هاي برره به شكلي بود كه كسي انتظار پايان خاصي از آن نداشت اما مخاطبان قهوه تلخ در انتظار سرنوشت شخصيت اصلي داستان اند . قهوه تلخ اين بار براي تمام شدن ، آغاز شد . پيش از آغاز پخش سري جديد اين مجموعه چند قسمت آن به شكل غير قانوني در بازار توزيع شد . با آغاز پخش قانوني اين مجموعه ، همان قسمت ها با جرح و تعديل هايي به شبكه خانگي آمدند . به اين ترتيب پخش دوباره قهوه تلخ از همان ابتدا با حاشيه همراه شد .

تصميم براي به پايان رساندن مجموعه نتيجه هاي مثبت و منفي اي به دنبال داشت . نتيجه مثبت ، ريتم بهتر اتفاق هاي داستان بود . حالا كه پاياني پيش روي سازندگان بود ، سير اتفاق هاي داستان ، سمت و سوي بهتري يافت . رامين ناصر نصير ، آرش نوذري ، يوسف صيادي و مه لقا باقري هم به جمع بازيگران قسمت هاي پاياني اضافه شدند . با توجه به فراواني شخصيت هاي اين مجموعه ، اين تصميم با خطرهايي همراه بود . اما اين شخصيت ها تاثير مثبتي در داستان داشتند . مثلا حضور يك زن امروزي ( مه لقا باقري ) در دربار ، باعث شد طلاق براي زنان سنتي به يك ژست تبديل شود و همه بكوشند در مسابقه جدا شدن از همسرشان از هم سبقت بگيرند . يكي ديگر از اين شخصيت ها يك وكيل دادگستري ( با بازي رامين ناصر نصير ) بود. با معرفي اين شخصيت بار ديگر بحث هاي صنفي زيادي درباره توهين به وكيل هاي دادگستري درگرفت و حاشيه جديدي براي سازندگان اين مجموعه به وجود آمد . شايد به همين دليل در قسمت هاي بعد چند بار اعلام شد كه او يك وكيل نيست و در اصل يك كارچاق كن است . اما از اين چهار شخصيت جديد يوسف صيادي و آرش نوذري هنوز تعريف مشخصي ندارند و به راحتي مي توان اين مجموعه را بدون حضور آن ها هم پيش برد . واقعيت اين است كه قهوه تلخ هيچ گاه نتوانست از شخصيت هاي متعددش استفاده درستي كند . آدم هاي درباري اين مجموعه جملگي ويژگي هاي يكساني دارند . مرداني چاپلوس و خودشيرين و زناني حسود و اهل چشم و هم چشمي . به همين دليل كم و زياد شدن شخصيت ها هيچ تاثيري در روند اتفاق هاي اين مجموعه ندارد .

در پايان هر يك از مجموعه هاي جديد قهوه تلخ ، قسمت هايي از پشت صحنه اين سريال هم گنجانده شده است . پيش از اين پشت صحنه قهوه تلخ در مناسبت هاي خاصي مثل فرا رسيدن نوروز 90 در اختيار طرف داران قرار مي گرفت . شايد نگراني سازندگان از كاهش استقبال مردم علت اين تصميم بوده است . اما پشت صحنه ها ي اين مجموعه از اتفاق مهمي حكايت مي كنند . نخست اين كه سيامك انصاري نقشي فراتر از يك بازيگر در ساخت سريال دارد و گاه حتي در سكانس هايي كه او حضور ندارد ، صدايش را مي شنويم كه از پشت دوربين مشغول سخن گفتن با بازيگران است ( امير مهدي ژوله - يكي از دو نويسنده اين مجموعه - چندي پيش اعلام كرد كه پس از پايان قهوه تلخ ، سريال جديد با همين گروه ساخته خواهد شد كه آن را سيامك انصاري كارگرداني مي كند ) . نكته دوم خستگي مهران مديري ست .هنوز هم نام او ابتداي فهرست بازيگران مجموعه نوشته مي شود اما مديري تاكنون جز حضوري كوتاه در نخستين قسمت مجموعه بيست و نهم ، جلوي دوربين اين مجموعه نبوده است .

مقايسه تغيير رفتار مديري در پشت صحنه قسمت هاي نوروزي قهوه تلخ با آن چه اكنون ارائه مي شود ، روشنگر بسياري از كاستي هاي اين سريال است . زماني بعد از قطع هر برداشت ، صداي مديري را مي شنيديم كه بازيگر را راهنمايي مي كند و شكل اداي ديالوگش را به او يادآور مي شود . اما اكنون جز تاكيدي كوتاه بر ادامه كار ، چيزي از مهران مديري نمي شنويم . مثلا برزو ارجمند و سيامك انصاري در سكانسي مي خندند . ديگر حدسش دشوار نيست كه مديري چه خواهد گفت : « برزو رو گرفتيم . از سيامك .» همين . از برزو ، از عارف ، از نادر و ... براي او همين كه يك سكانس تا جايي ضبط شده باشد ، كافي ست . مديري مي خواهد ادامه دهند . سكانس را به پايان برسانند . هر قسمت را به پايان برسانند و احتمالا در دل آرزو دارد هر چه زودتر مجموعه اش را تمام كند و از رنج دو ساله رها شود . به دشواري مي توان باور كرد كه اين همان مديري سرحال و سرزنده اي ست كه در نخستين قسمت اين مجموعه با لبي خندان مقابل دوربين نشست و با « جان من » گفتن هايش از طرف داران خواست نسخه هاي قهوه تلخ را كپي نكنند . كاري كه همه انتظار داشتند پس از وقفه چند ماهه در نخستين قسمت سري جديد اين مجموعه انجام دهد و نكرد .

مديري را به زودي در سريال قلب يخي خواهيم ديد ؛ يكي ديگر از مجموعه هاي شبكه خانگي كه سرنوشتي عجيب يافت و با تغيير كارگردان و گروه بازيگرانش ، عملا تنها نامي از قلب يخي سال گذشته با خود خواهد داشت . زماني دعوت از مهران مديري براي بازي دشوار بود . حضور او در فيلم هايي مثل هميشه پاي يك زن در ميان است و دايره زنگي خيلي زود به يكي از خبرهاي سينمايي بدل مي شد . اما او سال گذشته در پل چوبي بازي كرد و اكنون همراه رضا كيانيان ، رضا عطاران و هديه تهراني به عنوان بازيگر به مجموعه پر حاشيه ديگري در شبكه خانگي رفته است . با اتفاق هايي كه گريبان قهوه تلخ را گرفت ، عجيب نيست كه مديري ترجيح دهد مدتي از كارگرداني كناره بگيرد و در عرصه امن بازيگري ساكن شود . به هر حال او كسي ست كه گام نخست را در ساخت سريال طنز در شبكه خانگي برداشت و بابت آن هزينه اي فراتر از انتظارش پرداخت . به همين دليل پيش بيني حضور دوباره او روي صندلي كارگرداني ، دست كم در آينده اي نزديك ، دشوار است . سريالي كه ساختنش به قصد خنداندن مردم آغاز شده بود به دليل دايره تنگ نگاه رسمي به مقوله نظارت ، خودش سرانجام غم انگيزي پيدا كرد . تجسم حال و روز مديري و ياران خسته و عصبي و نااميدش در سر صحنه اي خنده آفرين ، سرشار از تناقض است .

منبع : مجله فیلم